این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2023/11/abasmanesh-14.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2023-11-28 04:01:112023-12-06 04:28:00چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم
773نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بسیار خوشحالم که این فایل روی سایت اومد با قسمت 211 روزشمار تحول زندگی من.
چندین بار گوش دادم و هر بار فکر کردم.
نکات رو نت برداری کردم.
یه چیزی برام خیلی بولد شد:
شناساییِ افکارِ منفی
چقدر من اگاه شدم به افکارم؟
که جزو کدوم دسته هستن؟
مثبت یا منفی؟
اصلا به افکارم اگاه میشم؟
شناساییشون میکنم؟
گاهی اگاهم به افکارم، گاهی خیر.
وقتایی که اگاه میشم، سریعتر تحلیل و بررسی میشن و اروم میشم.
وقتی بهشون اگاه نیستم، بیشتر طول میکشه تا احساسم متعادل بشه، و مدت زمان بیشتری تو چالش و احساسات ناخوشایند میمونم.
دیروز یه کامنت از فاطمه جان (محرمی) خوندم که نوشته بود کوله ی هلیسا جان منزل مادر جا مونده و خواهرزاده اش براش اورده، در حالیکه اطلاع نداشته و خودش رفته دنبالِ کوله تا یه مسیری.
اینکه جلوی افکارش رو گرفته تا به مادر زنگ نزده و گلایه کنه چرا بهش نگفته که با خواهرزاده اش هماهنگ کرده برای اوردن کوله…
خب مثالش عالی بود.
همون لحظه فکر کردم من کلی از این حالت ها دارم که تو ذهنم شماتت میکنم بقیه رو، غُر هم میزنم بهشون بابت بی دقتی یا فراموشکاری شون.
اصلا هم به این فکر نمیکنم باید جلوی افکار ذهنم و متعاقبا زبونم رو باید بگیرم…
میگم و البته بعدش حسم خوشایند نیست.
فکر میکنم از کنترل گری میاد این واکنشم.
الگوهای خوب کمک میکنن ادم بهتر فکر کنه، بهتر حرف بزنه، بهتر رفتار کنه.
《وقتی یه فکر منفی میاد تو ذهنمون، حالمون بده، احساسمون هم بد میشه》
اینکه از زاویه ای به یه فکر منفی، به یه چالش، به یه سختی نگاه کنم که احساسم رو خوب کنه، کار اسانی نیست.
چون موقع ناراحتی، احساس ادم دافعه داره با زیبایی به صورت اتوماتیک.
به صورت پینگ پونگی ذهن میخواد حرکت کنه به سمت منفی بیشتر.
اما میشه تمرین کرد و بهتر شد تکاملی.
گاهی وقتی افکار منفی تو ذهنمه و حس میکنم احساسم بد شده و حالم خرابه، میگم stop.
بسه، به این فکر و گفتگوی ذهنی ادامه نده.
بده.
داره حالتو بد میکنه.
خیلی از نت برداری نکات لذت میبرم.
چون مدل درس خوندنم هم همراه با نوشتنشون بود، چه حفظی ها چه حل کردنی ها.
وقتی اموزش رو مکتوب میکنم حس میکنم میچسبه به درونم.
یه راهکار عالی هم تو این فایل شنیدم که مکتوبش کردم:
《وقتی فکر منفی میاد تو ذهنمون، همون اول درستش کنیم:
1- با تعییر زاویه دید و نگاهمون به اون مسیله
2- نگاه کردن و توجه به نعمت هامون به جای ناسپاسی برای نداشته ها》
و نکته جذاب بعدی:
《افسرگی چیه؟
وقتی کسی افکار منفیش انقدر قدرت گرفتن که نمیتونه از پسشون برنمیاد.
سرزنش خود، نگرانی، ترس، بی ایمانی، احساس عدم لیاقت درونش رشد کرده و تبدیل به افسردگی شده.
هدف از گذاشتن این کامنت یه ردپاس واسه حال هفته اخیرم
اینکه من یه خواسته داشتم خواسته ای که حتی نمیتونم بگم خوشبختی و شادیم بهش گره خورده بود بلکه ترجیه میدادم داشته باشمش و از این مسیر زندگیمو ادامه بدم اما نمیدونم چرا انقدر الکی به خودم سخت گرفتم البته میدونم چرا به خاطر احساس لیاقت! من کلا خیلی عادت ندارم خودمو سرزنش کنم و روش کار کردن روی خودم هم این نیست که با ذهنم دعوا کنم و بهتر از همه اینکه ذهنمم با من دعوا نمیکنه و من کلا خیلی درگیر نجواهای ذهنی نمیشم مگرررر اینکه بخوام خودمو مجبور کنم که طی یه بازه معین به یه خواسته برسم که اونموقع کاملا میرم تو در و دیوار و شروع میکنم برای خودم خط و نشون میکشم دیگه فلان کاری نمیکنی، خط قرمزت باشه راجب این قضیه صحبت کنی خط قرمزت باشه راجب این موضوع فکر کنی و اینا و حتی برای باورسازی هم به جای اینکه اروم منطقارو به ذهنم بگم محکم وکوبنده میگم و از اونور ذهنم چون احساس تا امنی میکنه شروع میکنه نجوا کردن و… و حتی به جایی میرسه که دیگه در کار بقیه دستگاه های بدنمم اختلال ایجاد میکنه!
یه هفته پیش بود که دیگه هر جقدرم میخواستم رها کنم اصلا نمیشد اصلا نمیدونستم رها کردن یعنی چی یعنی باید چیکار کنم خب چطوری رها کنم اصلا به درک نشه هیچی نمیخوام هیچیییی نمیخوام فقط حالم درست شه! اما نمیشد هی زور هی تقلا و حتی یادم نمیومد چطوری باید رها کنم با اینکه فایلارو گوش میدادم با اینکه مراقبه ها رو گوش میدادم با اینکه یه عالمه خاطرات نتیجه بخش قبلی از هدایت خدا و رها کردنمو تکرار میکردم باز روی ممنتوم مثبت نمیوفتادم چون داشتم بد کار میکردم.
تا اینکه واقعا به جای بدی رسیدم و در حدی بود که از جام نمیتونستم پاشم و انقدر توی مدار پایین رفته بودم که فایلای استاد که هیچی، سایت رو هم نمیتونستم باز کنم و حتییی یه اهنگ بی کلام ملایم هم نمیتونستم گوش بدم…
خلاصه با تلاش فراوان واقعا یعنی تلاشی که هیچ وقت یادم نمیره به چه روزی خودمو انداختم ،بالاخره تونستم حالمو کم کم خوب کنم
و درسمو گرفتم ازش
درسم چی بود؟ این بود که اولا روش حرف زدن وقانع کردن ذهن دعوا و سرزنش و خط و نشون نیس بلکه باید اروم و مطمئن بهش بگی باید بهش احساس اطمینان بدی نه اینکه فضا رو براش نا امن کنی و اگر میخوای نجواهات کمتر شه باید اطمینان بیشتری بهش بدی
دو اینکه ذهنت هیچ وقت برعلیهت نیس اون دوست توعه واسه تو افریده شده و میخواد از تو محافظت کنه و طبیعتا خواستار اینم هست که تو ایمان و یقین داشته باشی به خدا و نمیخواد سگ بندازه جلو پات فقط روش محافظتش اینه و تو باید بتونی اروم براش توضیح بدی و اونموقعس که اون باتو هماهنگ میشه و تو میتونی به هر چی میخوای برسی.
مورد بعد اینکه من همیشه حتی دوران کنکورم خیلی با خودم در صلح بودم با خودم دوست بودم و واسه همین همیشه ارامش داشتم همیشه حالم خوب بود و چون با ذهنمم دوست بودم کنترلش راحت بود و این موجب ارامش بیشتر میشد و بعد از این ماجرا که من سعی کردم با زندگی در لحظه و فقط تجربه همین الان بدون فکر کردن به اینده یا حتی گذشته و سپاسگزاری به اون ارامش برسم یه چیزی خیلی برام روشن شد
دیدم من قبلا هم که مثلا میرفتم پیاده روی خیلی به محیط به ادما به اطرافم به حس خودم توجه داشتم و هیچ وقت نمیشد یه اشنا در اطرافم باشه و من بگم حواسم نبوده ندیدمش یا توی فکر بودم متوجه چنین محیطی نشدم!نه من همیشه تغییرات رو سریعا در همون نگاه اول notice میکنم و خیلی وقتا سعی میکنمmindfulness داشته باشم و اگاهانه حرکت کنم به اطراف نگاه کنم و …
واسه همین من در بیشتر مواقع یعنی واقعا بالای 90٪ ارامش داشتم و حالم خوب بود و از ته دل میخندیدم و هیچ وقت ذهنم طولانی مدت(منظور بالای 3-4 دقیقس) درگیر موضوعی نمیشد
و فهمیدم همه چی همینه!
وقتی این نعمت بزرگگگ ازم گرفته شد تازه فهمیدم داشتنش و دوباره بدست اوردنش مهم ترین چیزه توی زندگی و همین اصله و نه تنها کافیه بلکه بقیه چیزا به دنبالش میان! مثل نتایج زندگی خودم که چند وقت بود برام سوال شده بود که چرا من پارسال با اینکه خیلی روی خودم کار نمیکردم و خیلی فعال نبود توی سایت و وقت نمیکردم اما انقدر دستاوردهای خوب بدست اوردم و انقدر حالم خوب بود اما امسال دارم زور میزنم و روی خودم کار میکنم و نمیشه حتی نمیتونم فقط حال خوب اونموقعمو بدست بیارم چه برسه به بقیه نتایج.
توی همون چند روز که حالم بد بود یادمه وسط حال بدیام پرسیدم از خودم که فرزانه فکر میکنی اگه چی داشتی الان حالت خوب میشد؟ و باورتون میشه جواب بود هیچی!!
چون من همه چیزو داشتم و دارم همه چیزایی که الان برای خوشحالی و خوشبختیم نیازه رو دارم همین الان و نیازی به چیز بیشتری برای خوشحالی بیشتر ندارم.
درسش خیلی برام ارزشمنده و کلیده رسیدن به هر چیزی هست که میخوام، آرامش!
همون چیزی که همیشه داشتم و الان میفهمم چقدر مهمه و همین اصله و من اینو داشتممم و خوشبختانه الانم دارم:)))
فهمیدم دیگه نیازی به کار خاص و عجیب و غریب نیس (واقعا با گوشت و پوست و استخونم درکش کردم) ، فقط آرامش مهمه که خودش مهم ترین نعمته ولی انقدر خوبه که حتی بقیه چیزا هم به دنبالش میان
دوست داشتم این تجربم رو توی سایت هم ثبت کنم تا هم خودم بهتر یادم بمونه هم بقیه
خدا کمکمون کنه همیشه یادمون باشه ارامش اصله و کمکمون کنه داشته باشیمش
استاد چقدر خوشتیپ و جذاب شده اید ، مریم جان که خوش هیکل بودند حالا دیگه هر دو نفر از نظر جسمانی برازنده یکدیگر هستید.
امروز من و همسرم هر دو در خانه هستیم و 4 الی 5 بار این فایل را پلی کردم در حال ناهار خوردن بودیم و فایل را هم نگاه میکردم وقتی فایل تمام شد میخواستم در مورد یه قسمتی با همسرم صحبت کنم که گفت من ذهنم درگیر بود و چیزی متوجه نشدم ، همان لحظه یاد صحبت های استاد افتادم و گفتم واقعا ممکنه 2 نفر کنار یکدیگر باشند اما در یک مدار نباشند حتی با اینکه من چندین بار فایل را پلی کردم.
مثال ها دارد تا از زبان شیوای استادمان بهترو عالی تر درک کنیم اصل و اساس قوانین زیبای الهی را
خداروشاکروسپاسگزارم بابت هدیه یک روز
عالی و بی نظیر دیگر از ادامه شبی که از
شکرگزاری های روز بر صفحه زیبای گوشی ام نوشته و به خوابی عالی رفته و بی شک صبح هم با همان
احساس ناب شکرگزاری در تاروپود وجودم
بیدار می شوم و با دریافت واحدهای انرژی
امروزم ،
حسابی به ذهنم خوراک مناسب می دهم و
دعوتش می کنم به بزم تمرکز بر نعمت ها هرچه که هست و خواهد بود و شکر.گزاری هایی که دیگر مدام
ورد زبانم شده است و این به افکارو باورهایم جهت درست می دهد ،
حالم با خودم و زندگیم و دوروبرم و انسانها فوقالعاده تر شده است
و رزق و روزی که به لطفش هرچه قدر هست
فقط می گویم برکت و الهی شکر که سهم خود را در کسب و کارمان با عشق انجام می دهیم و طرز برخوردهایی که انگار
مشتری خودمان هستیم و در واقع هم همین است،
مشتری را خداوند هدایت می کند و خیروبرکتی که همه جوره شاهدش هستیم،
چون ایمان داریم که خداوند حواسش به همه امورات و رفتارها و عملکردهای مان هست و امکان ندارد در مسیر درست
و راست و خدایی ،قدم برداری و رزق بی حساب دریافت نکنی .
خداروشکر که آنقدر محو زیبایی ها ،صحبت های ناب و توحیدی استاد و داشته هایم ،
کارهای روزانه ام و برنامه ها و هدفی که دارم
،شده ام که وقتی برای فکر کردن به چیزی خارج از محدوده این مسیر جادویی و به قولی رفتن به جاده خاکی ،ندارم .
از صبح که بیدار می شوم مراقب ورودی هایم هستم
مراقب ذهن زیبایی که هدیه خداوند است و در این مسیر هرروز اساسی پاکسازی شده و سعی می کنم تمرکزم تنها و تنها روی حس ناب شکرگزاری معطوف شود و بعد در کنارش مدیتیشن که چقدر انرژی مرا چندین برابر می کند ،خدایاشکرت.
هر روز به خودم یادآوری می کنم که قدروارزش نعمت حال خوب و آرامشمرا بدانم ،که باعث شدند همه چیز در زندگیم تغییرات اساسی پیدا کنند .
افکار منفی مثل خانه تکانی ها می ماند که بعد از یکسال بعضی ها یادشان می افتد خانه ای هست و باید تروتمیز شود و آنقدر باید انرژی و تمرکز بگذارند یرای تمیز کردن و بعد هم احساس بد و .…
خداروشکر می کنم که هیچ وقت خانه تکانی نداشتم و سعی کرده ام هرروز کارهایم را به نحو احسنت با
عشق انجام دهم چون خودم لذّت می برم وقتی بعد از پختن غذا ،گازم رو تمیز می کنم ،
ظرف ها رو می شورم ،گردگیری و بقیه کارها
چقدر آرامش داره و همیشه هم به قول استاد
کارها به راحتی و آسانی صورت می گیرد .
هرروز حواسم هست به شرایط برچسب خوب یا بد نزنم ،من اگر در مسیر درست باشم امکان ندارد خداوند برایم خیر در نظر نگیرد ،من در هر شرایط فقط
عکس العمل درست خودم را دیدم و حال و احساسم
رو خوب نگه داشتم و خداوند هم به زیبایی به
راه حل ها هدایتم کرده و ممکن بوده اون راه حل
فقط و فقط پایدار نگه داشتن حالِ خوبم بوده و تمرکز بر زیبایی ها و نعمت هایی که دارم و خود را در فرکانس مثبت قرار دادن که بی نظیر
جواب داده است.
احساس ارزشمندی همچون این فواره زیبا در انتهای
این فایل بی نظیر با فیلمبرداری عالی مریم جانم
،باید از درونت بجوشد تا زیبایی اش را جهان ببیند و
پاداشش همچون جلوه زیبای انرژی آبی باشد که به فواره بخشیده است و
هدیه زیبایش برای من و شما عزیزانم
لیاقت زندگی بهشتی در تمام زمینه ها در دنیاو آخرت است ،الهی آمین.
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید، دوستتون دارم.
بنام خداوند بخشنده مهربانم که هر آنچه دارم از آن اوست .
سلام به استاد بزرگوارم و خانم شایسته مهربانم
سلام به همه دوستان
خدایا شکرت برای امروز
خدایا شکرت برای فرصت دوباره ام که در سایت الهی حضور پیدا کردم
خدایا شکرت بابت این فایل فوقالعاده ارزشمند
استاد از شما سپاسگزارم که چقدر زیبا با مثالی از طبیعت قانون ذهن و کارکرد ذهن را به ما آموزش دادی تا با دیدن این مثال عینی بهتر و بیشتر در ذهن منه نوعی ماندگار بشه که:
من باید آگاه باشم و مراقب باشم که نیازه هر روز منه که ردی باورهام و کانون توجه ام و به ویژه احساساتم کار کنم
من باید در هر لحظه باید مواظب گفتگوهای ذهنی ام باشم که دارن احساسات منو و باور های من رو شکل میدن و من دارم شرایط و اتفاقات آینده ام را با این گفتگوها و احساسات الانم شکل میدم
و از خودم همواره بپرسم
آیا این فکری که دارم این احساسی که دارم داره چه اتفاقاتی رو برام رقم میزنه دارم چی رو دعوت میکنم به زندگیم؟
و با جواب به این سواله که میتونم از زاویه ای به اتفاقات و شرایط نگاه کنم که احساسم بهتر بشه یا اصلا باید توجه ام رو از یک موضوعی که دلخواهم نیست بردارم .
من باید هر روز و همواره روی ورودی های ذهنم کار کنم چون در عمل میبینم که خیلی وقت ها خیلی جاها فراموش میکنم که دارم چیکار میکنم دارم درباره چه موضوعاتی صحبت میکنم و بقول استاد افسار ذهنم از دستم در میره و شروع میکنم به توجه کردن به ناخواسته ها یا توجه کردن به نکات منفی دیگران و قشنگ میبینم که احساسم بد میشه و احساساتی شبیه ترس ،نگرانی یا احساس قربانی بودن را دارم و بعد از اینکه متوجه رفتارم و اعمالم میشم قشنگ میبینم که احساس عذاب وجدان و احساس گناه دارم میکنم
اما چون دارم روزانه روی افکار و باور هام کار میکنم خیلی ریز میشم تو خودم و میبینم که در لایه های درونی ام این احساسات را دارم اما در ظاهر دارم سعی میکنم و تلاش میکنم که حسم را خوب کنم و خوشبختانه چون هر روز دارم رو خودم کار میکنم و با شنیدن فایل های استاد برام یاد آوری میشه قوانین این احساسات منفی من مانند علف های کوچیکی هستند که با کمترین تلاش و اونها رو قطع میکنم .
اما من باید حواسم باشه که افکار منفی و عادات منفی من که از کودکی در من شکل گرفته ریشه دارن در خاک ذهنم و اگر یکم حواسم نباشه از مسیر درست خارج میشم و اونها رشد میکنن و کل ذهنم رو میگیرن و من باید انرژی بسیار زیاد زمان بسیار زیاد و هزینه های بالایی را متقابل بشم تا دوباره برگردم به مسیر درست الهی
من فقط زمانی به الهامات و هدایت های خداوند و رشد و پیشرفت و دریافت نعمت های خوب خدا دسترسی دارم که در ذهنم گفتگو های مثبت ،باورهای قدرتمند کننده و احساس آرامش و ارزشمندی داشته باشم .
مواظب باشم که هر گونه احساسات بد مرا از مسیر هم جهت با جریان خداوند و دریافت هدایت ها و الهامات و نعمت های خوب خدا خارج میکند.
اما خبر خوب اینکه تا هنوز احساسات منفی قوی نشدن من سریع جلوی رشد و گسترششون رو میتونم بگیرم و خیلی زود به مسیر درست برگردم .
خدایا شکرت برای اینکه مرا به این سایت الهی هدایت کردی
خدایا شکرت که به من بهترین استاد را هدایت کردی که قوانین اصلی جهان هستی را به ژیبا ترین نحو و سادترین شکل ممکن و ماندگار ترین مثال ها برای ذهن من توضیح میدهد
خدایا به استاد عزیزم استاد عباسمنش خوبم برکت بده و در پناه خودت حفظش کن آمین
خدایا شکرت که به من درک بهتری از قوانین را داده ای
خدایا هدایتم کن همواره و ثابت قدم در این مسیر الهی باشم و روی ذهنم و اعمالم کار کنم آمین
خدای بزرگم من همواره به کمک و یاری تو در این مسیر و عمل به قوانین نیازمندم همیشه و همه جا قوانین را یادآوری باش و لحظه ای مرا به حال خود رها مکن که من همواره به هر خیر و برکتی که از تو به من برسد به آن فقیرم آمین
سلام و درود به استاد بینظیرم خانم شایسته فوق العاده و همه اعضای خانواده دوست داشتنی و موفق من
حدود یک هفته ای هست که با عشق بیشتر و تعهد بالاتر و عملگرایی چشم گیرتر، سعی در عمل کردن به آگاهی ها و ایجاد احساس بهتر هستم و خدارو هزاران بار سپاسگزارم که تا به الان میتونم نمره خوبی به خودم بدم
استاد عزیزم ،خیلی خیلی جالبه که من توی این چند روز توجهم به احساس لیاقتم معطوف شده و هر روز در مسیر رفت به پروژه و برگشت به سمت خونه که در مجموع یک ساعتی میشه کولر ماشین رو میگیرم و شیشه ها رو میدم بالا و یک موسیقی لایت زیبا پخش میکنم و آگاهانه شروع میکنم به سپاسگزاری و تاکید بر احساس لیاقتم . به عنوان مثال میگم من لایقم که روابط خوب داشته باشم و بعد شروع میکنم به شمردن نکات مثبت انسانهایی که امروز دیدم یا میبینمشون یا میگم من لایق ثروتم ، پس میام و فراوانی و ثروت رو به خودم نشون میدم چون من لایق دیدن ثروت هستم و ….
و استاد عزیزم نمیدونید که چقدر من سرمست و شاد میشم و لذت میبرم
و الان میبینم که توی این دو روز هم شما در سفرنامه فایل های مربوط به احساس لیاقت رو بارگذاری میکنید و خدای مهربانم رو بینهایت سپاسگزارم که منو عمیقأ در این مسیر هدایت میکنه
در رابطه با فایل امروز دوست دارم عملکرد خودمو در روز قبل بنویسم
من ظهر دو روز پیش با همسر بینظیر و دوست داشتنی ام که وجودش عشقه ، قرار داشتم تلفنی که باهم صحبت کردیم قرار شد من ساعت دو ظهر از پروژه راه بیفتم و در مسیرم به دنبال ایشون برم که کلینیکشون بودن و باهم بریم به مهمانی که دعوت بودیم
.وقتی راه افتادم ریموت درب پروژه رو که زدم دیدم باز نمیشه و برق قطع شده ( به علت قطعی برق که اخیرا در کشور رایج شده )
جالب بود که معمولا اون روز و اون تایم اصلا برق قطع نمیشد . آنتن ها هم رفته بود و نمیتونستم اونجا با همسرم هم تماس بگیرم و اولش حالم یک کم بد شد . ( با توجه به اینکه توی این چند روز حالم خیلی عالی بود از طرفی هم در منطقه ای که ما پروژه داریم یک بارون فوق العاده ای اون هم وسط تابستان زده بود که خیلی عجیب بود )
خلاصه با خودم فکر کردم و از طرفی هم طبق آموزه های استاد عزیزم در دوره هم جهت با جریان خداوند که مرور میکردم گفتم الان وقتشه . باور الخیر فی ماوقع رو در خودم زنده کنم و به خدا اعتماد کنم چون برق دقیقا ده دقیقه قبل اینکه من راه بیفتم قطع شده بود .
یک کوچولو گرسنه بودم گفتم برم یک چیزی بخرم و بخورم که احتمالا تا دو ساعت اینجا معطل هستم . خلاصه که رفتم بیرون پروژه و دیدم فروشگاه تعطیله ، گفتم ایراد ندارد حتما خیره .
با خودم گفتم میرم به اون سمت دیگه ، پایین تر فروشگاه دیده بودم ، خلاصه توی کوچه باغها به راه افتادم و اون هم بعد از after rain ، چقدر پیاده روی بهم چسبید هوا عالی و فوق العاده بود ، منم هندزفری زده بودم و سپاسگزاری میکردم . تا اینکه رسیدم به درخت شاتوت که تا به حال ندیده بودمش و دیدم کلی شاتوت رسیده داره، اونم شاخه های پایینش ، انگار کسی هم ندیده بودش و میوه هاشو نچیده بودن . من منم با لذت شروع کردم به چیدن و خوردن و لذت بردن . و کلی مسیر رو پیاده روی کردم چ بعد تونستم به همسرم زنگ بزنم و جریان رو براش توضیح بدم و من تا برگشتم به پروژه دو ساعتی گذشت ، در همین حین کلیدهای جک برقی دربها هم پیدا شد و من ماشین رو که بیرون آوردم برقها وصل شد و من مطمئن شدم چه برق وصل میشد و چه من از طریق باز کردن درب بصورت دستی بیرون میآمدم باید دو ساعتی صبر میکردم و ذهنم رو چقدر عالی کنترل کردم و کلی لذت بردم و بعد که مهمانی هم رفتیم چقدر بهمون خوش گذشت و چه احترام هایی دریافت کردیم و این شد اون عمل کردنم به قانون و نتایج فوق العاده دیگه ای که تا آخر شب تجربه کردم و از شما استاد فوق العاده ام بینهایت سپاسگزارم که با عشق این قوانین رو به ما آموزش میدین و اگر ما در مدار درک و عمل این قوانین باشیم چقدر زندگیمون زیباتر و فوق العاده تر میشه.
خدایا هزاران بار سپاسگزارم که مرا گمراه یافتی و سپس هدایتم کردی .
سلام ودرود خدمت استاد عزیز وبزرگوار خانم شایسته جان و تمام دوستان عزیز سایت گل
خیلی عالی بود این فایل خیلی لذت بردم اول از فضای بهشتی پرادایس امروز 26 تیر ماه 1404 هست و من در یک روز فوق العاده گرم تابستانی حس خنک های پاییز را دارم با این فایل زیبا از هوای قشنگش از فضای جذاب پاییزی الهی شکرت
در مورد فایل وموضوع این جلسه برام خیلی عالی بود و حسابی مثالتون بجا هست از جلو گیری از قدرت گرفتن افکار منفی من قبل از این که با اینموضوعات آشنا بشم و یه مقدار حرفه ای کار کنم به شدت افکار ناجالب داشتم که حتی با به یاد آوردنشون صحبت درموردشون اتفاقات بسیار ناجالب به دنبال داشت و از جنس همون ناجالب ها بینهایت زنجیره وار برام اتفاق می افتاد حتی دلم به درد میآمدو…
الان یاد گرفتم در دوره هم جهت با جریان خدا مومنتوم مثبت ایجاد کنم ایجاد حس لیاقت وارزشمندی کنم و در زمانی که یک مساله به وجود میآید به خودم یاد آوری کنم که همه چیز بهنفع منه خدا هوای من را داره و خداوند هدایت حفاظت حمایت منو بر خود واجب کرده دلم آرام میشه وهی اون مومنتوم منفی ضیعف وضعیفتر میشه ویک حس عالی درنهایت درمن به وجود میآید چقدر زندگی ام آرام هست وحالت طبیعی به خودش گرفته خیلی فضای زندگی ام آرام تر شده خیلی اتفاقات برام خوشآیند شدند وجوری برام رقم میخورند که اینقدر شاد هستم که چقدر عالی همه چیز به نفع من پیش میره بدونه این که من تقلا کنم یا فضا را کنترل کنم الهی شکرت
و اونجایی که گفتید اینقدر موضوعات مثبت را میبینم وبه یاد میآورم که متوجه میشوم چیزها و افکار ناجالب قدرتشون را از دست دادن و من بیشتر قدرتمند شدم افکار مثبت من قدرت گرفتن دارم حسشون میکنم الهی شکرت دوره هم جهت خیلی به من کمک کرد ودرک موضوع مومنتوم خیلی عالی بود که خودم را وارد چرخه مثبت کنم
خیلی لذت بردم از کامنتت ودارم سعی میکنم که بتونم این باور ها و آگاهانه صحبت کردن واوردن زیبایی ها و کلام های زیبا ورد زبونم بشه منم پاشنه آشیل توی کنترل ذهنه یکم که خوب میشه دوباره به حال خودش رهاش میکنم و دوباره بر میگرده به حال قدیمی خودش و یا حتی بدتر از کامنت شما کلی ایده به ذهن اومد که بیشتر مراقب افکارم باشم و به خودم با این کار لطف بکنم از احساسات بد به دور باشم
دمت گرم با کامنت عالیت امیدارم خداوند مارو به راه راست هدایت کنه راهینعمت سلامتی آرامش حال خوب و عزت نفس بالا باشه
سلام استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز ممنونم که این فایل را روی سایت گذاشتید امروز جای این فایل بود که گوش کنم
این که چقدر عالی وقتی ب ی مسیر اشتباه بر میخوری و استوپ میکنی ولی ذهن کلی افکار میاره که تو ضعیفی ائضاع بدتر میشه تو نمی توانی ولی یاد گرفتم خواستم بگم و اون اتفاق ب ظاهر منفی را ب صورت مثبت ازش کمک بگیرم تا مسیر های عالی سر مسیرم قرار بگیره بعضی موقع ها ب خودم میگم چقدر عالی من بعضی موقع ها ی تضاد سر مسیرم قرار میگیره من اصلا توجه نمیکنم اولش یکم ناراحت میشم ولی درخواستم میگم میگم این را میخواهم و باید انجام بشه خدایا مسیر را نشانم بده من این بلدم درست جلو میرم اول قوی تر بودم الان یکم ضعیف تر عمل میکنم اما دوست دارم ادامه بدم من ایمان دارم هر تضادی جلوی مسیر من میاد میخواهد از من بپرس چی میخواهی تا اون اتفاقی که دوست دارم را بیان کنم و تمرکزم برای رسیدنش بزارم و قدم قدم جلو برم
خدایا شکرت بارها باید یاد آوری کنم که تضاد مرا برای رسیدن ب خواسته ام جلو میبرند
میدونی واقعیت اینه ک اگ داری رو خودت واقعا کار میکنی حالا هر جای مسیر هستی به خودت بگو هیچ اتفاق بدی برای من معنی نداره. قطعا اگ ی جا ذهنت به هم ریخته یا شرایط سخت شده تو ی جای کار اشتباه کردی اینم پس کله ای خداعه. من خودم این چن روز ی کم وارد مومنتوم منفی شدم ی کوچولو افکار منفی غالب شد به ذهنم.
ولی باورت نمیشه فقط و فقط با تغییر زاویه دیدم به اتفاق حالم از این رو به اون رو شد. نشستم پای دفترم گفتم اقا بیا به گذشته ت فک کن ک 8 ماهه داری رو خودت کار میکنی. اولا میام میپذیرم ک من بار ها و بار ها مخصوصا این دو سه ماه اخیر که خیلی جدی و با کنترل 100 درصد سعی میکنم ورودی هامو کنترل کنم چندین بار وارد اینجور شرایط ذهنی ای شدم.
اولا میپذیرم خودمو این ایراد منه اما میام نگاه میکنم 1 اینک هر کدوم برای من نقطه عطفی بوده اون زمان. یعنی من به وضوح میدیدم ک بعد از هر کدوم از این شرایط من حالم بهتر از قبل شده انگار مسیر روون تر شده یا حتی ی سری مسائل کوچیک خودش حل شد واسم.
و بعدم دیدم ک این مومنتوما هر بار ضعیفتر شدن من راحت تر تونستم از پسشون بربیام.
این دفعه آخر ک خداروشکر اصن نزاشتم افکار منفی خیلی غالب بشن و حداقل تو حالت خنثی موندن.
ولی چیزی ک خیلی الان درکش میکنم ک تو هر شرایطی واقعا میشه جوری نگاه کرد ک بهت احساس بهتری بده.
خودم مثلا چندین بار اومدم نشستم گفتم اقا میدونم ذهنم منفیه هیچ اشکالی نداره باید بپذیرم خودمو تا موقعی ک من هی تلاش کنم ذهنمو مثبت کنم شاید چند ساعتی یا یک روز طول بکشه حالت استیبل بگیرم.
اقا چ فرصت خوبیه بیا این ی روزو بریم بچسبیم به سایت هم حواسم پرت میشه هم کار جذابیع.
و همینجوری بعد چن ساعت دیدم چقد امیدوار تر شدم.دیدم راحت تر ذهنم کنترل میشه.
واقعا به هر شرایطی ک داری بشین فک کن چجوری به این اوضاع نگاه کنی ک حالتو خوب کنه.
قرار نیست توهم بزنی بگی شرایط خیلیم عالیه نه همون اتفاقه چ خیری واست دارع یا چقد بعدا میتونه بهت کمک کنه. بشین لیست کن.
و هی با خودت اون افکار رو مرور کن سعی کن بهشون قدرت بدی
بار ها تکرارشون کن و ایمان داشته باش با همون افکاری ک خودت واقعا واس خودت ساختی و اون لحظه بهت احساس خوبی داد. به خدا همونارو ادامه در واقعیت واقعا شرایط به نفع تو میشه.
سلام.
بسیار خوشحالم که این فایل روی سایت اومد با قسمت 211 روزشمار تحول زندگی من.
چندین بار گوش دادم و هر بار فکر کردم.
نکات رو نت برداری کردم.
یه چیزی برام خیلی بولد شد:
شناساییِ افکارِ منفی
چقدر من اگاه شدم به افکارم؟
که جزو کدوم دسته هستن؟
مثبت یا منفی؟
اصلا به افکارم اگاه میشم؟
شناساییشون میکنم؟
گاهی اگاهم به افکارم، گاهی خیر.
وقتایی که اگاه میشم، سریعتر تحلیل و بررسی میشن و اروم میشم.
وقتی بهشون اگاه نیستم، بیشتر طول میکشه تا احساسم متعادل بشه، و مدت زمان بیشتری تو چالش و احساسات ناخوشایند میمونم.
دیروز یه کامنت از فاطمه جان (محرمی) خوندم که نوشته بود کوله ی هلیسا جان منزل مادر جا مونده و خواهرزاده اش براش اورده، در حالیکه اطلاع نداشته و خودش رفته دنبالِ کوله تا یه مسیری.
اینکه جلوی افکارش رو گرفته تا به مادر زنگ نزده و گلایه کنه چرا بهش نگفته که با خواهرزاده اش هماهنگ کرده برای اوردن کوله…
خب مثالش عالی بود.
همون لحظه فکر کردم من کلی از این حالت ها دارم که تو ذهنم شماتت میکنم بقیه رو، غُر هم میزنم بهشون بابت بی دقتی یا فراموشکاری شون.
اصلا هم به این فکر نمیکنم باید جلوی افکار ذهنم و متعاقبا زبونم رو باید بگیرم…
میگم و البته بعدش حسم خوشایند نیست.
فکر میکنم از کنترل گری میاد این واکنشم.
الگوهای خوب کمک میکنن ادم بهتر فکر کنه، بهتر حرف بزنه، بهتر رفتار کنه.
《وقتی یه فکر منفی میاد تو ذهنمون، حالمون بده، احساسمون هم بد میشه》
اینکه از زاویه ای به یه فکر منفی، به یه چالش، به یه سختی نگاه کنم که احساسم رو خوب کنه، کار اسانی نیست.
چون موقع ناراحتی، احساس ادم دافعه داره با زیبایی به صورت اتوماتیک.
به صورت پینگ پونگی ذهن میخواد حرکت کنه به سمت منفی بیشتر.
اما میشه تمرین کرد و بهتر شد تکاملی.
گاهی وقتی افکار منفی تو ذهنمه و حس میکنم احساسم بد شده و حالم خرابه، میگم stop.
بسه، به این فکر و گفتگوی ذهنی ادامه نده.
بده.
داره حالتو بد میکنه.
خیلی از نت برداری نکات لذت میبرم.
چون مدل درس خوندنم هم همراه با نوشتنشون بود، چه حفظی ها چه حل کردنی ها.
وقتی اموزش رو مکتوب میکنم حس میکنم میچسبه به درونم.
یه راهکار عالی هم تو این فایل شنیدم که مکتوبش کردم:
《وقتی فکر منفی میاد تو ذهنمون، همون اول درستش کنیم:
1- با تعییر زاویه دید و نگاهمون به اون مسیله
2- نگاه کردن و توجه به نعمت هامون به جای ناسپاسی برای نداشته ها》
و نکته جذاب بعدی:
《افسرگی چیه؟
وقتی کسی افکار منفیش انقدر قدرت گرفتن که نمیتونه از پسشون برنمیاد.
سرزنش خود، نگرانی، ترس، بی ایمانی، احساس عدم لیاقت درونش رشد کرده و تبدیل به افسردگی شده.
》
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام سمانه نازنینم
چه عکس هنری خوشگلی انداختی
و چه هنرمندانه از احساسات ناشی از افکارت پرده برداشتی
و چه خوب که اینجا هم رد پا گذاشتی
تبریک می گم یکی یکی پله های آگاهی به افکار درونیت را بالا می روی
همه چی با تداوم تو مسیر درست، درست میشه
هر قدمی که برای بهبود شخصیت بر می داریم چند قدم به بهبود زندگیمون کمک می کند
این وسط عجله و حرص زدن و مقایسه را باید بگذاریم کنار
با آرامش و تمرکز به خودمون بریم جلو
دیروز فایل تغییر شخصیت جهادی اکبر لازم دارد را گوش کردم
یکی بحث تکامل خیلی نظرمو جلب کرد یکی هم این جمله استاد که بچه تا تو دوره 12 قدم یاد می گیرند :
« از لحظه لحظه زندگیشون از روز به روز زندگیشون از قبل بیشتر لذت ببرند این از قبل بیشتر لذت بردنه مهمه»
از تداومت تو شکرگزاری 5 تا نعمت اول صبح خیلی خوشحالم
کلا سمانه ای که من شناختم یکی از خصوصیات مثبتش تداوم است استمرار دارد پیگیر است. اگر بدونه چیزی بهش کمک می کند برای بهبودش حتما انجامش میدهد.
مثل همین نوشتن ، که کمک میکند بهتر به خودشناسی برسی
فکر کنم تو عقل کل بود یکی از دوستان سه را هکار داده بود برای خروج از حس منفی
1- تکنیک نود ثانیه که به فکر ناراحت کننده اجازه میده تا نود ثانیه بمونه و بعدش به قول خودت stop
2 -جعبه تغییر حال
و 3- نوشتن از اینکه
چی اذیتم کرد
چی دلم می خواست
چطور به خودم آرامش بدم
و نوشته بود
«نوشتن جارو کردن ذهنه»
که سمانه جان این کارو خوب بلده خداروشکر
عزیزم میبوسمت لپ های حافظ را ببوس ، در بهترین زمان در بهترین مکان ها باشی با شادی آرامش و قلب باز
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام
هدف از گذاشتن این کامنت یه ردپاس واسه حال هفته اخیرم
اینکه من یه خواسته داشتم خواسته ای که حتی نمیتونم بگم خوشبختی و شادیم بهش گره خورده بود بلکه ترجیه میدادم داشته باشمش و از این مسیر زندگیمو ادامه بدم اما نمیدونم چرا انقدر الکی به خودم سخت گرفتم البته میدونم چرا به خاطر احساس لیاقت! من کلا خیلی عادت ندارم خودمو سرزنش کنم و روش کار کردن روی خودم هم این نیست که با ذهنم دعوا کنم و بهتر از همه اینکه ذهنمم با من دعوا نمیکنه و من کلا خیلی درگیر نجواهای ذهنی نمیشم مگرررر اینکه بخوام خودمو مجبور کنم که طی یه بازه معین به یه خواسته برسم که اونموقع کاملا میرم تو در و دیوار و شروع میکنم برای خودم خط و نشون میکشم دیگه فلان کاری نمیکنی، خط قرمزت باشه راجب این قضیه صحبت کنی خط قرمزت باشه راجب این موضوع فکر کنی و اینا و حتی برای باورسازی هم به جای اینکه اروم منطقارو به ذهنم بگم محکم وکوبنده میگم و از اونور ذهنم چون احساس تا امنی میکنه شروع میکنه نجوا کردن و… و حتی به جایی میرسه که دیگه در کار بقیه دستگاه های بدنمم اختلال ایجاد میکنه!
یه هفته پیش بود که دیگه هر جقدرم میخواستم رها کنم اصلا نمیشد اصلا نمیدونستم رها کردن یعنی چی یعنی باید چیکار کنم خب چطوری رها کنم اصلا به درک نشه هیچی نمیخوام هیچیییی نمیخوام فقط حالم درست شه! اما نمیشد هی زور هی تقلا و حتی یادم نمیومد چطوری باید رها کنم با اینکه فایلارو گوش میدادم با اینکه مراقبه ها رو گوش میدادم با اینکه یه عالمه خاطرات نتیجه بخش قبلی از هدایت خدا و رها کردنمو تکرار میکردم باز روی ممنتوم مثبت نمیوفتادم چون داشتم بد کار میکردم.
تا اینکه واقعا به جای بدی رسیدم و در حدی بود که از جام نمیتونستم پاشم و انقدر توی مدار پایین رفته بودم که فایلای استاد که هیچی، سایت رو هم نمیتونستم باز کنم و حتییی یه اهنگ بی کلام ملایم هم نمیتونستم گوش بدم…
خلاصه با تلاش فراوان واقعا یعنی تلاشی که هیچ وقت یادم نمیره به چه روزی خودمو انداختم ،بالاخره تونستم حالمو کم کم خوب کنم
و درسمو گرفتم ازش
درسم چی بود؟ این بود که اولا روش حرف زدن وقانع کردن ذهن دعوا و سرزنش و خط و نشون نیس بلکه باید اروم و مطمئن بهش بگی باید بهش احساس اطمینان بدی نه اینکه فضا رو براش نا امن کنی و اگر میخوای نجواهات کمتر شه باید اطمینان بیشتری بهش بدی
دو اینکه ذهنت هیچ وقت برعلیهت نیس اون دوست توعه واسه تو افریده شده و میخواد از تو محافظت کنه و طبیعتا خواستار اینم هست که تو ایمان و یقین داشته باشی به خدا و نمیخواد سگ بندازه جلو پات فقط روش محافظتش اینه و تو باید بتونی اروم براش توضیح بدی و اونموقعس که اون باتو هماهنگ میشه و تو میتونی به هر چی میخوای برسی.
مورد بعد اینکه من همیشه حتی دوران کنکورم خیلی با خودم در صلح بودم با خودم دوست بودم و واسه همین همیشه ارامش داشتم همیشه حالم خوب بود و چون با ذهنمم دوست بودم کنترلش راحت بود و این موجب ارامش بیشتر میشد و بعد از این ماجرا که من سعی کردم با زندگی در لحظه و فقط تجربه همین الان بدون فکر کردن به اینده یا حتی گذشته و سپاسگزاری به اون ارامش برسم یه چیزی خیلی برام روشن شد
دیدم من قبلا هم که مثلا میرفتم پیاده روی خیلی به محیط به ادما به اطرافم به حس خودم توجه داشتم و هیچ وقت نمیشد یه اشنا در اطرافم باشه و من بگم حواسم نبوده ندیدمش یا توی فکر بودم متوجه چنین محیطی نشدم!نه من همیشه تغییرات رو سریعا در همون نگاه اول notice میکنم و خیلی وقتا سعی میکنمmindfulness داشته باشم و اگاهانه حرکت کنم به اطراف نگاه کنم و …
واسه همین من در بیشتر مواقع یعنی واقعا بالای 90٪ ارامش داشتم و حالم خوب بود و از ته دل میخندیدم و هیچ وقت ذهنم طولانی مدت(منظور بالای 3-4 دقیقس) درگیر موضوعی نمیشد
و فهمیدم همه چی همینه!
وقتی این نعمت بزرگگگ ازم گرفته شد تازه فهمیدم داشتنش و دوباره بدست اوردنش مهم ترین چیزه توی زندگی و همین اصله و نه تنها کافیه بلکه بقیه چیزا به دنبالش میان! مثل نتایج زندگی خودم که چند وقت بود برام سوال شده بود که چرا من پارسال با اینکه خیلی روی خودم کار نمیکردم و خیلی فعال نبود توی سایت و وقت نمیکردم اما انقدر دستاوردهای خوب بدست اوردم و انقدر حالم خوب بود اما امسال دارم زور میزنم و روی خودم کار میکنم و نمیشه حتی نمیتونم فقط حال خوب اونموقعمو بدست بیارم چه برسه به بقیه نتایج.
توی همون چند روز که حالم بد بود یادمه وسط حال بدیام پرسیدم از خودم که فرزانه فکر میکنی اگه چی داشتی الان حالت خوب میشد؟ و باورتون میشه جواب بود هیچی!!
چون من همه چیزو داشتم و دارم همه چیزایی که الان برای خوشحالی و خوشبختیم نیازه رو دارم همین الان و نیازی به چیز بیشتری برای خوشحالی بیشتر ندارم.
درسش خیلی برام ارزشمنده و کلیده رسیدن به هر چیزی هست که میخوام، آرامش!
همون چیزی که همیشه داشتم و الان میفهمم چقدر مهمه و همین اصله و من اینو داشتممم و خوشبختانه الانم دارم:)))
خدایا واقعا سپاسگزارتم بابت آرامشم بابت آرامشم بابت آرامشمممم
فهمیدم دیگه نیازی به کار خاص و عجیب و غریب نیس (واقعا با گوشت و پوست و استخونم درکش کردم) ، فقط آرامش مهمه که خودش مهم ترین نعمته ولی انقدر خوبه که حتی بقیه چیزا هم به دنبالش میان
دوست داشتم این تجربم رو توی سایت هم ثبت کنم تا هم خودم بهتر یادم بمونه هم بقیه
خدا کمکمون کنه همیشه یادمون باشه ارامش اصله و کمکمون کنه داشته باشیمش
در آرامش الهی باشید؛)
خدایا سپاسگذارم بابت این همه زیبایی
درود بر استاد عزیر و مریم نازنین
استاد چقدر خوشتیپ و جذاب شده اید ، مریم جان که خوش هیکل بودند حالا دیگه هر دو نفر از نظر جسمانی برازنده یکدیگر هستید.
امروز من و همسرم هر دو در خانه هستیم و 4 الی 5 بار این فایل را پلی کردم در حال ناهار خوردن بودیم و فایل را هم نگاه میکردم وقتی فایل تمام شد میخواستم در مورد یه قسمتی با همسرم صحبت کنم که گفت من ذهنم درگیر بود و چیزی متوجه نشدم ، همان لحظه یاد صحبت های استاد افتادم و گفتم واقعا ممکنه 2 نفر کنار یکدیگر باشند اما در یک مدار نباشند حتی با اینکه من چندین بار فایل را پلی کردم.
خدا را سپاسگذارم بابت این فایل عالی
سلام بر استاد عزیز
سلام بر دوستان خوبم
این فایل امروز برای من خیلی درس داشت
یک مغازه دارم
هر بار نسبت به نظافت و تمیزی مغازه خودم کوتاهی می کنم
هر زمان که خودم را دست کم می گیرم
تنبلی می کنم
گرد و خاک همه جای مغازه را می گیرد
حتی تار عنکبوت کل مغازه را در بر می گیرد
این برای من این درس را دارد که از ترس ها
افکار بد
نگرانی ها
حال بدی ها
اتفاقات بد
کم کم و آرام آرام دوری کنم
یواش یواش. در ذهن و دل من نفوذ می کند
آرام آرام آن فکر بد و آن حس بد حال من را خراب می کند
یادم باشد که باید و باید همیشه بتوانم ذهن خودم را کنترل کنم
یادم باشد که همیشه از حس بد دوری کنم
. همیشه به آنچه که حال من را خوب می کند نگاه کنم و از دارایی و داشته های خودم نهایت لذت ببرم
اکنون صاحب کسب و کار خودم هستم
اکنون من خودم دست تو جیب خودم دارم
خوب می توانم این نکات عالی را ببینم و در نهایت از نگرانی و ترس های خودم دوری کنم
هر جا که ترس آمد سراغ من در نهایت من خسته و نگران می شوم
هر جا که من نگران بودم آنجا من آرامش نخواهم داشت و در نهایت من دچار سختی خواهم شد
پس باید و باید یادم باشد که همیشه روی حال خوبی و حتی یک نکته مثبت در زندگی خودم تمرکز کنم
جلو تراوش های ذهنی خودم را بگیرم و نگذارم که این افکار بد قدرت پیدا کنند
چقدر این حال خوبی است که من همیشه می توانم با یک لبخند و بدون نگرانی روز خودم را به انتها برسانم
یک درس فوق العاده برای من این بود که اجازه ندهم در شروع هر فکری به آن قدرت بدهم
این فایل برای من یک یادآوری فوق العاده بود
از آنجا که می توانم این قدرت و این فکر را داشته باشم تا همیشه حال خوب داشته باشم و در نهایت نگرانی را از خودم دور کنم
آنوقت من موفقترین و شادترین و پیروز ترین خواهم بود
همه و همه چیز برای من زمانی رخ می دهد به یک رخداد خوب و ساده و معمولی هم انرژی بدهم و شاکر خدای خودم باشم
قدر داشته ها و نعمت های اطراف خودم را بدانم
همیشه یک قدرت برتر در این جهان وجود دارد
وقتی که از این قدرت کمک بگیرم
همیشه من در همه کارهای خودم موفق خواهم بود
نکته کمک گرفتن از این قدرت تنها و تنها داشتن حال خوب و دیدن نعمت های اطراف خودم است
خوب ببینم خوب هم باید برای من رخ بدهد
این درس را من سعی می کنم که همیشه در زندگی خوب خودم به کار بگیرم
ممنون استاد عزیز هستم
سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
من همان دم که وضو ساختم از چشمهٔ عشق
چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست
می بده تا دهمت آگهی از سر قضا
که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست
(حافظ)
سلام به استاد بزرگوارم و مریم بانوی عزیزم
و همه دوستانم در لذّت بردن از اینمسیر بهشتی
و سلام به پرادایس بهشتی که در دل دریایی اش
مثال ها دارد تا از زبان شیوای استادمان بهترو عالی تر درک کنیم اصل و اساس قوانین زیبای الهی را
خداروشاکروسپاسگزارم بابت هدیه یک روز
عالی و بی نظیر دیگر از ادامه شبی که از
شکرگزاری های روز بر صفحه زیبای گوشی ام نوشته و به خوابی عالی رفته و بی شک صبح هم با همان
احساس ناب شکرگزاری در تاروپود وجودم
بیدار می شوم و با دریافت واحدهای انرژی
امروزم ،
حسابی به ذهنم خوراک مناسب می دهم و
دعوتش می کنم به بزم تمرکز بر نعمت ها هرچه که هست و خواهد بود و شکر.گزاری هایی که دیگر مدام
ورد زبانم شده است و این به افکارو باورهایم جهت درست می دهد ،
حالم با خودم و زندگیم و دوروبرم و انسانها فوقالعاده تر شده است
و رزق و روزی که به لطفش هرچه قدر هست
فقط می گویم برکت و الهی شکر که سهم خود را در کسب و کارمان با عشق انجام می دهیم و طرز برخوردهایی که انگار
مشتری خودمان هستیم و در واقع هم همین است،
مشتری را خداوند هدایت می کند و خیروبرکتی که همه جوره شاهدش هستیم،
چون ایمان داریم که خداوند حواسش به همه امورات و رفتارها و عملکردهای مان هست و امکان ندارد در مسیر درست
و راست و خدایی ،قدم برداری و رزق بی حساب دریافت نکنی .
خداروشکر که آنقدر محو زیبایی ها ،صحبت های ناب و توحیدی استاد و داشته هایم ،
کارهای روزانه ام و برنامه ها و هدفی که دارم
،شده ام که وقتی برای فکر کردن به چیزی خارج از محدوده این مسیر جادویی و به قولی رفتن به جاده خاکی ،ندارم .
از صبح که بیدار می شوم مراقب ورودی هایم هستم
مراقب ذهن زیبایی که هدیه خداوند است و در این مسیر هرروز اساسی پاکسازی شده و سعی می کنم تمرکزم تنها و تنها روی حس ناب شکرگزاری معطوف شود و بعد در کنارش مدیتیشن که چقدر انرژی مرا چندین برابر می کند ،خدایاشکرت.
هر روز به خودم یادآوری می کنم که قدروارزش نعمت حال خوب و آرامشمرا بدانم ،که باعث شدند همه چیز در زندگیم تغییرات اساسی پیدا کنند .
افکار منفی مثل خانه تکانی ها می ماند که بعد از یکسال بعضی ها یادشان می افتد خانه ای هست و باید تروتمیز شود و آنقدر باید انرژی و تمرکز بگذارند یرای تمیز کردن و بعد هم احساس بد و .…
خداروشکر می کنم که هیچ وقت خانه تکانی نداشتم و سعی کرده ام هرروز کارهایم را به نحو احسنت با
عشق انجام دهم چون خودم لذّت می برم وقتی بعد از پختن غذا ،گازم رو تمیز می کنم ،
ظرف ها رو می شورم ،گردگیری و بقیه کارها
چقدر آرامش داره و همیشه هم به قول استاد
کارها به راحتی و آسانی صورت می گیرد .
هرروز حواسم هست به شرایط برچسب خوب یا بد نزنم ،من اگر در مسیر درست باشم امکان ندارد خداوند برایم خیر در نظر نگیرد ،من در هر شرایط فقط
عکس العمل درست خودم را دیدم و حال و احساسم
رو خوب نگه داشتم و خداوند هم به زیبایی به
راه حل ها هدایتم کرده و ممکن بوده اون راه حل
فقط و فقط پایدار نگه داشتن حالِ خوبم بوده و تمرکز بر زیبایی ها و نعمت هایی که دارم و خود را در فرکانس مثبت قرار دادن که بی نظیر
جواب داده است.
احساس ارزشمندی همچون این فواره زیبا در انتهای
این فایل بی نظیر با فیلمبرداری عالی مریم جانم
،باید از درونت بجوشد تا زیبایی اش را جهان ببیند و
پاداشش همچون جلوه زیبای انرژی آبی باشد که به فواره بخشیده است و
هدیه زیبایش برای من و شما عزیزانم
لیاقت زندگی بهشتی در تمام زمینه ها در دنیاو آخرت است ،الهی آمین.
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید، دوستتون دارم.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
بنام خداوند بخشنده مهربانم که هر آنچه دارم از آن اوست .
سلام به استاد بزرگوارم و خانم شایسته مهربانم
سلام به همه دوستان
خدایا شکرت برای امروز
خدایا شکرت برای فرصت دوباره ام که در سایت الهی حضور پیدا کردم
خدایا شکرت بابت این فایل فوقالعاده ارزشمند
استاد از شما سپاسگزارم که چقدر زیبا با مثالی از طبیعت قانون ذهن و کارکرد ذهن را به ما آموزش دادی تا با دیدن این مثال عینی بهتر و بیشتر در ذهن منه نوعی ماندگار بشه که:
من باید آگاه باشم و مراقب باشم که نیازه هر روز منه که ردی باورهام و کانون توجه ام و به ویژه احساساتم کار کنم
من باید در هر لحظه باید مواظب گفتگوهای ذهنی ام باشم که دارن احساسات منو و باور های من رو شکل میدن و من دارم شرایط و اتفاقات آینده ام را با این گفتگوها و احساسات الانم شکل میدم
و از خودم همواره بپرسم
آیا این فکری که دارم این احساسی که دارم داره چه اتفاقاتی رو برام رقم میزنه دارم چی رو دعوت میکنم به زندگیم؟
و با جواب به این سواله که میتونم از زاویه ای به اتفاقات و شرایط نگاه کنم که احساسم بهتر بشه یا اصلا باید توجه ام رو از یک موضوعی که دلخواهم نیست بردارم .
من باید هر روز و همواره روی ورودی های ذهنم کار کنم چون در عمل میبینم که خیلی وقت ها خیلی جاها فراموش میکنم که دارم چیکار میکنم دارم درباره چه موضوعاتی صحبت میکنم و بقول استاد افسار ذهنم از دستم در میره و شروع میکنم به توجه کردن به ناخواسته ها یا توجه کردن به نکات منفی دیگران و قشنگ میبینم که احساسم بد میشه و احساساتی شبیه ترس ،نگرانی یا احساس قربانی بودن را دارم و بعد از اینکه متوجه رفتارم و اعمالم میشم قشنگ میبینم که احساس عذاب وجدان و احساس گناه دارم میکنم
اما چون دارم روزانه روی افکار و باور هام کار میکنم خیلی ریز میشم تو خودم و میبینم که در لایه های درونی ام این احساسات را دارم اما در ظاهر دارم سعی میکنم و تلاش میکنم که حسم را خوب کنم و خوشبختانه چون هر روز دارم رو خودم کار میکنم و با شنیدن فایل های استاد برام یاد آوری میشه قوانین این احساسات منفی من مانند علف های کوچیکی هستند که با کمترین تلاش و اونها رو قطع میکنم .
اما من باید حواسم باشه که افکار منفی و عادات منفی من که از کودکی در من شکل گرفته ریشه دارن در خاک ذهنم و اگر یکم حواسم نباشه از مسیر درست خارج میشم و اونها رشد میکنن و کل ذهنم رو میگیرن و من باید انرژی بسیار زیاد زمان بسیار زیاد و هزینه های بالایی را متقابل بشم تا دوباره برگردم به مسیر درست الهی
من فقط زمانی به الهامات و هدایت های خداوند و رشد و پیشرفت و دریافت نعمت های خوب خدا دسترسی دارم که در ذهنم گفتگو های مثبت ،باورهای قدرتمند کننده و احساس آرامش و ارزشمندی داشته باشم .
مواظب باشم که هر گونه احساسات بد مرا از مسیر هم جهت با جریان خداوند و دریافت هدایت ها و الهامات و نعمت های خوب خدا خارج میکند.
اما خبر خوب اینکه تا هنوز احساسات منفی قوی نشدن من سریع جلوی رشد و گسترششون رو میتونم بگیرم و خیلی زود به مسیر درست برگردم .
خدایا شکرت برای اینکه مرا به این سایت الهی هدایت کردی
خدایا شکرت که به من بهترین استاد را هدایت کردی که قوانین اصلی جهان هستی را به ژیبا ترین نحو و سادترین شکل ممکن و ماندگار ترین مثال ها برای ذهن من توضیح میدهد
خدایا به استاد عزیزم استاد عباسمنش خوبم برکت بده و در پناه خودت حفظش کن آمین
خدایا شکرت که به من درک بهتری از قوانین را داده ای
خدایا هدایتم کن همواره و ثابت قدم در این مسیر الهی باشم و روی ذهنم و اعمالم کار کنم آمین
خدای بزرگم من همواره به کمک و یاری تو در این مسیر و عمل به قوانین نیازمندم همیشه و همه جا قوانین را یادآوری باش و لحظه ای مرا به حال خود رها مکن که من همواره به هر خیر و برکتی که از تو به من برسد به آن فقیرم آمین
خدایا شکرت
دوستتون دارم سپاسگزارم
سلام و درود به استاد بینظیرم خانم شایسته فوق العاده و همه اعضای خانواده دوست داشتنی و موفق من
حدود یک هفته ای هست که با عشق بیشتر و تعهد بالاتر و عملگرایی چشم گیرتر، سعی در عمل کردن به آگاهی ها و ایجاد احساس بهتر هستم و خدارو هزاران بار سپاسگزارم که تا به الان میتونم نمره خوبی به خودم بدم
استاد عزیزم ،خیلی خیلی جالبه که من توی این چند روز توجهم به احساس لیاقتم معطوف شده و هر روز در مسیر رفت به پروژه و برگشت به سمت خونه که در مجموع یک ساعتی میشه کولر ماشین رو میگیرم و شیشه ها رو میدم بالا و یک موسیقی لایت زیبا پخش میکنم و آگاهانه شروع میکنم به سپاسگزاری و تاکید بر احساس لیاقتم . به عنوان مثال میگم من لایقم که روابط خوب داشته باشم و بعد شروع میکنم به شمردن نکات مثبت انسانهایی که امروز دیدم یا میبینمشون یا میگم من لایق ثروتم ، پس میام و فراوانی و ثروت رو به خودم نشون میدم چون من لایق دیدن ثروت هستم و ….
و استاد عزیزم نمیدونید که چقدر من سرمست و شاد میشم و لذت میبرم
و الان میبینم که توی این دو روز هم شما در سفرنامه فایل های مربوط به احساس لیاقت رو بارگذاری میکنید و خدای مهربانم رو بینهایت سپاسگزارم که منو عمیقأ در این مسیر هدایت میکنه
در رابطه با فایل امروز دوست دارم عملکرد خودمو در روز قبل بنویسم
من ظهر دو روز پیش با همسر بینظیر و دوست داشتنی ام که وجودش عشقه ، قرار داشتم تلفنی که باهم صحبت کردیم قرار شد من ساعت دو ظهر از پروژه راه بیفتم و در مسیرم به دنبال ایشون برم که کلینیکشون بودن و باهم بریم به مهمانی که دعوت بودیم
.وقتی راه افتادم ریموت درب پروژه رو که زدم دیدم باز نمیشه و برق قطع شده ( به علت قطعی برق که اخیرا در کشور رایج شده )
جالب بود که معمولا اون روز و اون تایم اصلا برق قطع نمیشد . آنتن ها هم رفته بود و نمیتونستم اونجا با همسرم هم تماس بگیرم و اولش حالم یک کم بد شد . ( با توجه به اینکه توی این چند روز حالم خیلی عالی بود از طرفی هم در منطقه ای که ما پروژه داریم یک بارون فوق العاده ای اون هم وسط تابستان زده بود که خیلی عجیب بود )
خلاصه با خودم فکر کردم و از طرفی هم طبق آموزه های استاد عزیزم در دوره هم جهت با جریان خداوند که مرور میکردم گفتم الان وقتشه . باور الخیر فی ماوقع رو در خودم زنده کنم و به خدا اعتماد کنم چون برق دقیقا ده دقیقه قبل اینکه من راه بیفتم قطع شده بود .
یک کوچولو گرسنه بودم گفتم برم یک چیزی بخرم و بخورم که احتمالا تا دو ساعت اینجا معطل هستم . خلاصه که رفتم بیرون پروژه و دیدم فروشگاه تعطیله ، گفتم ایراد ندارد حتما خیره .
با خودم گفتم میرم به اون سمت دیگه ، پایین تر فروشگاه دیده بودم ، خلاصه توی کوچه باغها به راه افتادم و اون هم بعد از after rain ، چقدر پیاده روی بهم چسبید هوا عالی و فوق العاده بود ، منم هندزفری زده بودم و سپاسگزاری میکردم . تا اینکه رسیدم به درخت شاتوت که تا به حال ندیده بودمش و دیدم کلی شاتوت رسیده داره، اونم شاخه های پایینش ، انگار کسی هم ندیده بودش و میوه هاشو نچیده بودن . من منم با لذت شروع کردم به چیدن و خوردن و لذت بردن . و کلی مسیر رو پیاده روی کردم چ بعد تونستم به همسرم زنگ بزنم و جریان رو براش توضیح بدم و من تا برگشتم به پروژه دو ساعتی گذشت ، در همین حین کلیدهای جک برقی دربها هم پیدا شد و من ماشین رو که بیرون آوردم برقها وصل شد و من مطمئن شدم چه برق وصل میشد و چه من از طریق باز کردن درب بصورت دستی بیرون میآمدم باید دو ساعتی صبر میکردم و ذهنم رو چقدر عالی کنترل کردم و کلی لذت بردم و بعد که مهمانی هم رفتیم چقدر بهمون خوش گذشت و چه احترام هایی دریافت کردیم و این شد اون عمل کردنم به قانون و نتایج فوق العاده دیگه ای که تا آخر شب تجربه کردم و از شما استاد فوق العاده ام بینهایت سپاسگزارم که با عشق این قوانین رو به ما آموزش میدین و اگر ما در مدار درک و عمل این قوانین باشیم چقدر زندگیمون زیباتر و فوق العاده تر میشه.
خدایا هزاران بار سپاسگزارم که مرا گمراه یافتی و سپس هدایتم کردی .
ووجدک ضالا فهدی
به نام الله مهربان
سلام ودرود خدمت استاد عزیز وبزرگوار خانم شایسته جان و تمام دوستان عزیز سایت گل
خیلی عالی بود این فایل خیلی لذت بردم اول از فضای بهشتی پرادایس امروز 26 تیر ماه 1404 هست و من در یک روز فوق العاده گرم تابستانی حس خنک های پاییز را دارم با این فایل زیبا از هوای قشنگش از فضای جذاب پاییزی الهی شکرت
در مورد فایل وموضوع این جلسه برام خیلی عالی بود و حسابی مثالتون بجا هست از جلو گیری از قدرت گرفتن افکار منفی من قبل از این که با اینموضوعات آشنا بشم و یه مقدار حرفه ای کار کنم به شدت افکار ناجالب داشتم که حتی با به یاد آوردنشون صحبت درموردشون اتفاقات بسیار ناجالب به دنبال داشت و از جنس همون ناجالب ها بینهایت زنجیره وار برام اتفاق می افتاد حتی دلم به درد میآمدو…
الان یاد گرفتم در دوره هم جهت با جریان خدا مومنتوم مثبت ایجاد کنم ایجاد حس لیاقت وارزشمندی کنم و در زمانی که یک مساله به وجود میآید به خودم یاد آوری کنم که همه چیز بهنفع منه خدا هوای من را داره و خداوند هدایت حفاظت حمایت منو بر خود واجب کرده دلم آرام میشه وهی اون مومنتوم منفی ضیعف وضعیفتر میشه ویک حس عالی درنهایت درمن به وجود میآید چقدر زندگی ام آرام هست وحالت طبیعی به خودش گرفته خیلی فضای زندگی ام آرام تر شده خیلی اتفاقات برام خوشآیند شدند وجوری برام رقم میخورند که اینقدر شاد هستم که چقدر عالی همه چیز به نفع من پیش میره بدونه این که من تقلا کنم یا فضا را کنترل کنم الهی شکرت
و اونجایی که گفتید اینقدر موضوعات مثبت را میبینم وبه یاد میآورم که متوجه میشوم چیزها و افکار ناجالب قدرتشون را از دست دادن و من بیشتر قدرتمند شدم افکار مثبت من قدرت گرفتن دارم حسشون میکنم الهی شکرت دوره هم جهت خیلی به من کمک کرد ودرک موضوع مومنتوم خیلی عالی بود که خودم را وارد چرخه مثبت کنم
الهی شکرت سپاس گزار وجود پر مهرتون هستم
خدانگهدار
به نام خدای مهربان و بخشنده وهابم
الهی شکرت یک روز زیبای دیگه بهم فرصت زندگی و حیات دادی
سلام خدمت استاد عشق و زیبایی و خانم شایسته بانوی توحیدی و مهربان این سایت بهشتی و همه دوستان
این فایل شما استاد عزیزم باید هر روز گوش داده بشه چون من و همه ما انسانها فراموشکاریم و هر روز باید
به یادآوری این کنترل ذهن که خداییش اصل داستان خوشبختی ما در اینه که ذهن کنترل بشه دیگه تمام
ذهن کنترل میشه یعنی در لحظه ابدی اکنون داریم لذت میبریم و در آرامش قرار داریم و چی بهتر از ارامش
همه ماها داریم به خواسته هامون میرسیم که در نهایت به آرامش برسیم دیگه خوب ما که داریم با کارکردن
کنترل ذهن به این آرامش میرسیم که پس چی بهتر از این که ما بیایم انرژی ذهنی بزاریم پرداخت بهاش
اینه که بیام وقت بزارم انرژی صرف کنم برای تقویت کنترل ذهنم ما اگر بدانیم و باور کنیم واقعا نه اینکه قبول داشته
باشیم که اصل داستان خوشبختی و زندگی در بهشت پرداخت بها در مسیر کنترل ذهن است اینو اگر بهش برسیم
دیگه همه چی به نفع ماست هر اتفاقی بیفته میگی بابا این که چیزی نیست من حالم خوبه این اتفاق به ظاهر بد
داره میگه دارم رشد میکنم و خواسته هام برام مشخص تر شده و میخاد مسیر بهتر اسانتر سر راست تر میون بر تر
بهم خدا لوکیشن بفرسته صاف برم اونجایی که هیچ انسانی نمیتونه با تفکر با عقل منطقی ذهن تحلیلی به این
مسر اصلا فکر هم نمیتونه بکنه چون وقتی ما ذهنمون تحلیلیل میکنه یعنی داری با تجربه های قبلی و دو دوتا
پیش بری خوب معلومه نتیجه چی میشه تجربه های قبلی وقتی ادامه بدیم نتیجه امروز هم میشه تجربه های
قبل ما و در این گردونه فکر احساس و احساس فکر گیر میکنیم و سالها در این وضعیت میمونیم میگیم چرا
وضعیت عوض نمیشه خوب نبایدم بشه انتخابهای دیروز میشه نتیجه قبل و امروز را هم داری در گذشته زندگی
میکنی این نگاه بسیار عمیقی به قانون جهان ماست و اگر بتونم خودم به این خوبی نوشتم بهش عمل کنم
و همین نوشتن یعنی من سیم کشی های جدیدی در ذهنم ایجاد کردم هر وقت چیزی یاد گرفتم یعنی
نورونهای جدیدی در ذهنم ایجاد شده و یا تکرار این روند و ادامه مومنتوم مثبت در این مسیر میشه
اتفاقات زیباتر و ادامش میشه زندگی در بهشت فقط باید ما بتونیم این نورونهایی که با طرز فکر جدید ایجاد شده
را تقویت کنم و خودش را تکثیر بدن و اتفاقات افکار تجربه های مشابه را به خودش جذب کنه و برعکسش هم
که در جهت منفی روند ادامه پیدا کنه اتفاقات بد احساس بد و ادامش زندگی در جهنم ساخته ذهن خودمان است
مثال بسیار جالبی را با طبیعت شما استاد عزیزم نشان دادید مثل علفهای هرزی که میتونست زودی قطع بشه تا
رشد نکرده در نتفه خفش کنی و نزاری بال و پر بگیره اگر باورهای منفی شکل بگیرن واقعا خیلی سخته و ما میریم
رو خلبان خودکار ذهن ناخوداگاه ما 95 درصد قدرت داره و خوداگاه ما فقط 5 درصد با اراده ایمان میخاد کاری بکنه
زورش نمیرسه و ما قربانی زندگی خودمان شدیم و باید خیلی بیشتر زمان بزاریم اراده پولادین میخاد جهاد اکبر
میخاد ولی میشه باید خودتو بمباران کنی با افکار زیبا دیدن فیلمهای سایت سریالها و به این شکل بتونی در
زمانهایی که ذهنت در حالت آلفا قرار داره مخصوصا نزدیک خواب که فرکانسهای مغزمان آرامتر میشن وقتی
از حالت بتا که در خوداگاه ما وجود دارد به زمان خواب و صبح زمان بیداری به حالت آلفا تلقین پذیری بیشتری
برای ناخوداگاه ما وجود دارد که بتونیم با مراقبه و تنفس های عمیق دم و باز دم شکمی و تکرار باورهای درست
صحبت کردن با خودمون در این حالت با تکرار هر روزه این مسیر یک ادم افسرده هم درمان شده و ذهن برنامه
ریزی میشه با باورهای جدید که نتیجا ان احساس خوب بیشترمان است ورودی های ذهن مثبت بشه بعد مدتی
بشه افکار غالب ذهنمان دیگه ما بعد مدتی ناخوداگاه بدون زور زدن داریم فرکانس خوبی به جهان میفرستیم
در واقع داریم به آینه که جهان ماست داریم خواسته هامون را نشون میدیم و اونم به همین شکل به ما پاسخ زیبا
میدهد اصلا مهم نیست که ما چقدر چند سال یک عمر این جوری کار کرده باشیم به خودم میگم اگر ول کنی ذهنو
فکر کنی دیگه تمومه من استاد شدم بلدم میخوری زمین چون مهمترین بهای خوشبختی همین کنترل آگاهانه
افکارمون هست که باید هر لحظه مدیریت کنم و مثل یک مدیر به قول یکی از دوستان هر لحظه مثل یک مدیر
مونیتور کنم ذهنمو که داره کجاها سیر میکنه این باید جزیی از زندگیمون بشه مثل نفس کشیدن و یا غذا خوردن
آب خوردن خوراک ذهنی خودمون را همیشه در کل زندگی 24 ساعته حواسمون باشه و بعد مدتی دیگه راحت تر
میشه کار دیگه زور زدنی در کار نیست و به همین شکل زندگی زیباتر شادتر فراوانی های جخهان را دریافت میکنیم
من خودم دارم سعی میکنم ذهنمو رصد کنم اگاهانه من بیشتر از ابتدای روز به نظرم خیلی مهمه که وقتی از خواب بیدار
میشم افکارم را بمباران کنم با حرفها افکار زیبا تا ذهن که مثل یک دفتر خاطرات هست خودش برام ورق نزنه و
برام با آواز پخش نکنه بگم به خودم به صورت اگاهانه که تو ذهن نیستی ذهن منم تو حضور داشته باش ولی فرمانده
منم من میگم به چی فکر کنی این جوری از ناخوداگاه میای رو خوداگاه که خودت مدیریت کنی ذهنو و موفق هم میشی
دیدیم که وقت یه چیزی پلی بشه اول روز برامون همون موضوع حالا هر چی میخاد باشه میبینی داره تو ذهنت
راه میره و کنار نمیره همینو بیام اگاهانه افکاری را استارت بزنم که اون در ذهنم درکل روز پلی بشه و ادامش بدم
به خدا کل داستان همینه من امتحان کردم دارم سعی میکنم این جوری باشم خیلی موقع ها از دستم در میره
ایراد نداره هر بار که در رفت دوباره بیا شروع کن تا قدرت نگرفته شروع کنی خودت میفهمی که خراب نشده بود
نباید زود نا امید بشیم همین امیدوار شدنه روی هم جمع میشه غوغا میکنه بچه ها برای من خیلی شده همون
مومنتوم مثبتی که استاد عزیزم میگه اتفاق میفته واقعا زندگی میشه زیبایی معجزات پشت هم
خدایا شکرت برای این همه نعمت و آگاهی ناب که سر منشع این اقیانوس زیبایی این سایت الهی است
که با لطف خدا تا ابد ادامه خواهد داشت و روز به روز روشنتر و وسیع تر خواهد بود به امید الله مهربانم
استاد خوش تیپ عزیزم د.وستون دارم خیلی زیاد عاشقتم
خدا نگهدارتون
سلام آقا محمد
خیلی لذت بردم از کامنتت ودارم سعی میکنم که بتونم این باور ها و آگاهانه صحبت کردن واوردن زیبایی ها و کلام های زیبا ورد زبونم بشه منم پاشنه آشیل توی کنترل ذهنه یکم که خوب میشه دوباره به حال خودش رهاش میکنم و دوباره بر میگرده به حال قدیمی خودش و یا حتی بدتر از کامنت شما کلی ایده به ذهن اومد که بیشتر مراقب افکارم باشم و به خودم با این کار لطف بکنم از احساسات بد به دور باشم
دمت گرم با کامنت عالیت امیدارم خداوند مارو به راه راست هدایت کنه راهینعمت سلامتی آرامش حال خوب و عزت نفس بالا باشه
سلام استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز ممنونم که این فایل را روی سایت گذاشتید امروز جای این فایل بود که گوش کنم
این که چقدر عالی وقتی ب ی مسیر اشتباه بر میخوری و استوپ میکنی ولی ذهن کلی افکار میاره که تو ضعیفی ائضاع بدتر میشه تو نمی توانی ولی یاد گرفتم خواستم بگم و اون اتفاق ب ظاهر منفی را ب صورت مثبت ازش کمک بگیرم تا مسیر های عالی سر مسیرم قرار بگیره بعضی موقع ها ب خودم میگم چقدر عالی من بعضی موقع ها ی تضاد سر مسیرم قرار میگیره من اصلا توجه نمیکنم اولش یکم ناراحت میشم ولی درخواستم میگم میگم این را میخواهم و باید انجام بشه خدایا مسیر را نشانم بده من این بلدم درست جلو میرم اول قوی تر بودم الان یکم ضعیف تر عمل میکنم اما دوست دارم ادامه بدم من ایمان دارم هر تضادی جلوی مسیر من میاد میخواهد از من بپرس چی میخواهی تا اون اتفاقی که دوست دارم را بیان کنم و تمرکزم برای رسیدنش بزارم و قدم قدم جلو برم
خدایا شکرت بارها باید یاد آوری کنم که تضاد مرا برای رسیدن ب خواسته ام جلو میبرند
سلام دوست عزیز
میدونی واقعیت اینه ک اگ داری رو خودت واقعا کار میکنی حالا هر جای مسیر هستی به خودت بگو هیچ اتفاق بدی برای من معنی نداره. قطعا اگ ی جا ذهنت به هم ریخته یا شرایط سخت شده تو ی جای کار اشتباه کردی اینم پس کله ای خداعه. من خودم این چن روز ی کم وارد مومنتوم منفی شدم ی کوچولو افکار منفی غالب شد به ذهنم.
ولی باورت نمیشه فقط و فقط با تغییر زاویه دیدم به اتفاق حالم از این رو به اون رو شد. نشستم پای دفترم گفتم اقا بیا به گذشته ت فک کن ک 8 ماهه داری رو خودت کار میکنی. اولا میام میپذیرم ک من بار ها و بار ها مخصوصا این دو سه ماه اخیر که خیلی جدی و با کنترل 100 درصد سعی میکنم ورودی هامو کنترل کنم چندین بار وارد اینجور شرایط ذهنی ای شدم.
اولا میپذیرم خودمو این ایراد منه اما میام نگاه میکنم 1 اینک هر کدوم برای من نقطه عطفی بوده اون زمان. یعنی من به وضوح میدیدم ک بعد از هر کدوم از این شرایط من حالم بهتر از قبل شده انگار مسیر روون تر شده یا حتی ی سری مسائل کوچیک خودش حل شد واسم.
و بعدم دیدم ک این مومنتوما هر بار ضعیفتر شدن من راحت تر تونستم از پسشون بربیام.
این دفعه آخر ک خداروشکر اصن نزاشتم افکار منفی خیلی غالب بشن و حداقل تو حالت خنثی موندن.
ولی چیزی ک خیلی الان درکش میکنم ک تو هر شرایطی واقعا میشه جوری نگاه کرد ک بهت احساس بهتری بده.
خودم مثلا چندین بار اومدم نشستم گفتم اقا میدونم ذهنم منفیه هیچ اشکالی نداره باید بپذیرم خودمو تا موقعی ک من هی تلاش کنم ذهنمو مثبت کنم شاید چند ساعتی یا یک روز طول بکشه حالت استیبل بگیرم.
اقا چ فرصت خوبیه بیا این ی روزو بریم بچسبیم به سایت هم حواسم پرت میشه هم کار جذابیع.
یا ی کوچولو ذهنم بیکار میشد میخواست نجوا کنه سریع میرفتم سریال های سایت استادو میدیدم
و همینجوری بعد چن ساعت دیدم چقد امیدوار تر شدم.دیدم راحت تر ذهنم کنترل میشه.
واقعا به هر شرایطی ک داری بشین فک کن چجوری به این اوضاع نگاه کنی ک حالتو خوب کنه.
قرار نیست توهم بزنی بگی شرایط خیلیم عالیه نه همون اتفاقه چ خیری واست دارع یا چقد بعدا میتونه بهت کمک کنه. بشین لیست کن.
و هی با خودت اون افکار رو مرور کن سعی کن بهشون قدرت بدی
بار ها تکرارشون کن و ایمان داشته باش با همون افکاری ک خودت واقعا واس خودت ساختی و اون لحظه بهت احساس خوبی داد. به خدا همونارو ادامه در واقعیت واقعا شرایط به نفع تو میشه.
موفق باشی