نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -وهاب زارعی

    بهبود چشمگیر دیابت، چربی خون، تیروئید و کاهش وزن با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    من مادر وهاب زارعی هستم و حدود چهل روز است که همراه پسر عزیزم وهاب جان، زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کرده‌ام. در آغاز دوره آزمایش دادم و نتیجه‌ها واقعاً ترسناک بود. دچار چربی خون بسیار بالا و دیابت نوع دو بودم؛ چربی خونم ۱۱۰۰ بود و قند خونم ۳۰۰. کم‌کاری تیروئید داشتم و در آزمایش مقدار Tsh عدد ۹/۵ بود. حدود هشت مورد «ستاره قرمز» در برگه آزمایشم داشتم که نشان می‌داد تقریباً تمام فاکتورهای بدنم یا لب مرز بودند یا به شدت غیرنرمال.

    این در حالی بود که تازه عمل سنگ کلیه ۱۷ میلی‌متری انجام داده بودم. اما بعد از فقط چهل روز زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی دوباره آزمایش دادم و نتیجه‌ها برایم واقعاً باورکردنی نیست.

    شکر خدا در آزمایش جدیدم:

    چربی خونم از ۱۱۰۰ به ۲۰۰ رسیده.
    قند خونم از ۳۰۰ به ۱۰۰ کاهش پیدا کرده.
    تیروئیدم از ۹/۵ به ۲ رسیده.
    سطح ویتامین D و B12 و همهٔ فاکتورها کاملاً نرمال و عالی شده‌اند.

    احساس سبکی می‌کنم. راحت راه می‌روم. دیگر هیچ دردی در پاهایم ندارم، دست‌هایم خواب نمی‌رود و به‌راحتی همهٔ کارهایم را خودم انجام می‌دهم. ده روز است که هیچ دارویی برای دیابت و چربی خون مصرف نکرده‌ام و حال عمومی‌ام عالی است.

    از نظر تناسب اندام هم نتایجم فوق‌العاده بوده. من با وزن ۸۹ کیلو و دور کمر ۱۰۸ سانتی‌متر وارد زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی شدم و امروز وزنم ۷۷ کیلو و دور کمرم ۹۸ سانتی‌متر است. تمام لباس‌هایم برایم گشاد شده و احساس می‌کنم یک بدن جدید پیدا کرده‌ام.

    خدا را شکرگزارم که با شما استاد عباس‌منش و راهنمایی‌های ارزشمندتان آشنا شدم و توانستم قدم در مسیر زیبای سلامتی بگذارم. همچنین از پسر عزیزم وهاب جان هم تشکر می‌کنم که زحمت خرید این دوره را برای من کشید.

  • -آرزو آل بوطرفی

    الان که دارم این کامنت و مینویسم سرشار از حس و حال خوب هستم و تازه قدم 3 از دوره 12 قدم رو شروع کردم.

    وقتی قدم اول رو شروع کردم و چکاپ فرکانسی رو در قدم اول انجام دادم، هیچ درآمدی نداشتم. حتی یک ریال هم پس انداز نداشتم. توی این دوره من روی خودم و ارزشمندیم دارم کار می کنم. تمرین ستاره قطبی رو انجام میدم و دارم یاد میگیرم که توانایی هام رو ارزشمند بدونم. چون قبلاً بابت کاری که انجام می دادم، دستمزد دریافت نمی کردم.  

    مدتی پیش بهم پیشنهاد کار شد  و من تونستم باور کنم که وقتی که من میزارم ارزشمنده و بابت انجام اون کار دستمزدم برام واریز شد که از خوشحالی بال درآوردم و ایمانم قوی شد که ثروت هست، سلامتی و رابطه خوب هست. منتهی این من هستم که باید افکار منفی و ترمز هام رو بردارم.

    خداروشکر با عمل به آگاهی های دو قدم اول، چرخ زندگی من اینقدر روان‌تر شده که خودمم بعضی وقت ها میگم: قبلا کارهای من سخت انجام می شد یا اصلا انجام نمی شد اما الان اینقدر راحت و بی دردسر و اینقدر پربار و عالی داره انجام میشه و این نتیجه برداشته شدن همون ترمزهای ذهنی ای هست که همش بهم می گفت:نمیشه؛ تو نمیتونی؛ اگر فلانی نخواد اتفاق نمی‌افته…
    منی که تا حالا دلار رو ندیده بودم، چند روز پیش یه جا 28 تا 100 دلاری رو بدست آوردم که مال خود خودم بود و نتیجه کار کردن روی باورهام. توی حوزه روابط، چقدر راحت از بقیه تحسین دریافت میکنم و رابطه ام با همسرم خیلی عالی تر شده.

    علاوه بر نتایج خودم، دارایی های همسرم خداروشکر داره روز به روز بیشتر میشه.

    دوست داشتم این رد پا از نتایجم تا الان رو از خودم به جا بذارم.

  • -احمد فرهنگیان

    کاهش ۸.۵ کیلو وزن و درمان حساسیت‌های شدید در کمتر از یک ماه با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    امروز ۲۶ آذر ۱۴۰۲ است. من اول آذرماه دوره قانون سلامتی را خریدم و با وزن ۱۰۰ کیلوگرم زندگی به شیوه این دوره را شروع کردم. قبل از شروع، آزمایش دادم و به همه دوستانم با اطمینان گفتم: «تا شب یلدا ۱۰ کیلو وزن کم می‌کنم»، درحالی‌که حتی فایل‌های معرفی دوره را هم ندیده بودم و هیچ اطلاعی از نحوه کار آن نداشتم. طبق معمول، همه خندیدند و مسخره کردند و گفتند: «توهم زدی! همچین چیزی غیرممکنه!»

    اما من به خاطر نتایج قبلی‌ام از دوره ۱۲ قدم کاملاً به آموزش‌های استاد عباس‌منش ایمان داشتم. چون عمل به آگاهی‌های این دوره، مرا طی یک سال از زیرِ صفر بالا آورد و از فقر مطلق به استقلال مالی واقعی رساند. من از فردی که حتی پول خرید نان نداشت، تبدیل شدم به کسی که توانایی مالی سفرهای عالی به جزیره کیش، اقامت در هتل چهارستاره و تفریحات آبی و لاکچری را دارد. به خاطر همین نتایج بود که من از پیش به دوره‌های استاد ایمان داشتم.

    امروز ۲۶ آذر ۱۴۰۲ است و بعد از فقط ۲۶ روز زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، ۸ کیلو و ۵۰۰ گرم وزن کم کرده‌ام. تنها چهار شب مانده به شب یلدا و من تقریباً کامل به قولم عمل کرده‌ام و از نظر سایز نیز به‌طور چشمگیری تغییر کرده‌ام.

    پیش از شروع این دوره، دچار حساسیت شدید بودم؛ صبح‌ها حدود ۴۰۰ عطسه می‌کردم، آبریزش بینی و خلط پشت گلو داشتم و مجبور بودم قرص ضدحساسیت بخورم—قرصی که خودش باعث خونریزی دهانم می‌شد. دکتر هم تأکید کرده بود که باید حتماً این قرص را ادامه بدهم.

    اما بعد از فقط ۲۶ روز عمل به دوره قانون سلامتی، بدون حتی یک قرص، تمام مشکلاتم—عطسه‌ها، آبریزش، خلط، خونریزی و…—کاملاً برطرف شد. در حالی که قبلش می‌گفتند درمانش ساده نیست، اما با این سبک زندگی، همه چیز به‌طرز شگفت‌انگیزی حل شد.

    از صمیم قلب خدا را شکر می‌کنم که با اعتماد به این دوره، هم وزنم، هم اندامم، هم سلامتم، و هم کیفیت زندگی‌ام در کمتر از یک ماه متحول شد.

  • -ملیحه کشمیری

    تجربه کاهش سایز، بهبود بیماری‌های چندساله و جوان‌سازی طبیعی با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    من یک ماه پیش هدایت شدم به دوره قانون سلامتی و از فردای همان روز، بدون هیچ مقاومتی، زندگی به شیوه این دوره را شروع کردم. استاد عباس‌منش، آگاهی‌های این دوره آن‌قدر ناب و کاربردی است که هر بار با خودم می‌گویم چطور ممکن است اطلاعات تخصصی سلامتی، این‌چنین ساده، روان و قابل‌اجرا منتقل شده باشد.

    استاد شما در فایل‌های معرفی دوره گفته بودید با «بشکن» وزن کم کردید. با اینکه مطمئن بودم هرگز اغراق نمی‌کنید، اما پیش خودم می‌گفتم مگر می‌شود؟ کنترل خورد‌وخوراک از کنترل ذهن هم سخت‌تر است. منی که ۲۰ سال ورزش مداوم داشتم، همیشه گرسنگی می‌کشیدم، انواع رژیم‌های سخت را امتحان کرده بودم، سال‌ها روزی ۲ تا ۳ ساعت ورزش سنگین می‌کردم تا وزن ۹۰ کیلویی‌ام را روی ۶۵–۶۶ نگه دارم، اما باز هم نتیجهٔ دلخواهم حاصل نمی‌شد. چربی پایین شکمم هیچ‌وقت آب نمی‌شد و همه می‌گفتند چون زایمان و سزارین شده‌ای، دیگر از بین نمی‌رود. در کنار این‌ها، به دلیل مصرف داروهای شیمی‌درمانی وزنم از ۶۵ به ۷۱ رسیده بود.

    اما وقتی به جلسه سوم دوره قانون سلامتی رسیدم و با توضیحات استاد درباره عملکرد بدن، سیستم هضم، دفع، جذب، ترشح انسولین و نقش هورمون‌ها آشنا شدم، فهمیدم ادعای استاد کاملاً درست است؛ بله، می‌شود با «بشکن» چربی اضافه را آب کرد، آن هم کاملاً طبیعی، سریع و ساده.

    حالا بعد از فقط یک ماه زندگی با این دوره، می‌خواهم از نتایجم بگویم.

    نتایج سایز و وزن:
    دور شکم: از ۱۰۳ سانتی‌متر به ۹۱ سانتی‌متر
    دور کمر: از ۸۴ سانتی‌متر به ۷۵ سانتی‌متر
    پهلوها: از ۱۰۰ سانتی‌متر به ۹۲ سانتی‌متر
    وزن: از ۷۱ کیلوگرم به ۶۸ کیلوگرم

    و اما نتایج درمانی—بعضی از این مشکلات را حتی بیماری نمی‌دانستم، اما حالا می‌فهمم چه بار بزرگی از دوشم برداشته شده است:

    • درد ۲۸ سالهٔ زانوی پای چپم که از بارداری اول شروع شده بود و دکترها می‌گفتند روماتیسم ارثی است، در یک ماه کاملاً از بین رفته.

    • درد شدید مفاصل ناشی از شیمی‌درمانی که هر بند بدنم تیر می‌کشید، کاملاً ناپدید شده.

    • درد وحشتناک رگ سیاتیک پای راستم که ۲ تا ۳ سال عذابم می‌داد و شب‌ها از شدت درد گریه می‌کردم، کاملاً درمان شده.

    • استخوان‌درد شدید که همه می‌گفتند ارثی است و بعد از ۴۰ سالگی طبیعی است، کاملاً برطرف شده.

    • پشت دستم از ۴۰ سالگی بعد کک‌ومک زده بود و روزبه‌روز بیشتر می‌شد، دکترها گفته بودند باید لیزر کنم؛ اما در چند روز گذشته دیدم ۸۹ درصد کک‌ومک‌ها ناپدید شده‌اند و رنگ پوست دستم برگشته به دوران ۲۰ سالگی.

    • رنگ پوست صورتم که فکر می‌کردم از آفتاب تیره شده، حالا سفیدِ صورتی و شفاف شده؛ همان رنگی که در نوجوانی داشتم.

    • حدقه چشم‌هایم بازتر شده، افتادگی پلک از بین رفته، غبغبم محو شده و پوستم مثل کسی که ژل و بوتاکس کرده باشد، ولی کاملاً طبیعی، جوان شده است.

    • مشکل قدیمی خروج آب از دهان هنگام خواب که همیشه آزارم می‌داد، کاملاً برطرف شده.

    • مشکل بیدار شدن ۲ تا ۳ بار در شب برای دستشویی—کاملاً حل شده و حالا خواب عمیق و آرام دارم.

    • نفخ‌های شدید بعد از غذا، ترش کردن، برگشت غذا، سوزش سر دل و حالت تهوع که هر شب داشتم—یک‌ماهه صفر شده‌اند.

    • خشکی و خارش شدید پوست بدن، مخصوصاً کمر، که سال‌ها هیچ درمانی برایش جواب نمی‌داد—خودبه‌خود کاملاً از بین رفته.

    • بواسیر که حتی بعد از عمل جراحی هم باز درد و ناراحتی داشت، حالا کاملاً درمان شده و بدون هیچ درد و مشکلی به دستشویی می‌روم.

    همه این‌ها فقط نتایج یک ماه من از اجرای دوره قانون سلامتی است. واقعاً خدا می‌داند ماه بعد چه اتفاقات زیباتری در انتظارم باشد.

    استاد عزیزم، وقتی هزینه‌های گزافی که سال‌ها برای درمان دادم—در حالی که نتیجه‌ای هم نمی‌گرفتم—را با قیمت این دوره مقایسه می‌کنم، می‌بینم چقدر این دوره ارزشمند و نجات‌بخش است. این دوره هم جسم من را سالم کرد، هم روحم را آرام کرد، هم از هزینه‌های درمان و دارو نجاتم داد. استاد عزیزم، تا زنده‌ام سپاسگزار خداوند یکتا هستم که شما را آفرید و در این مسیر هدایت کرد.

  • -امیر

    تحول مالی چشمگیر و ساخت باورهای ثروت‌ساز با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش و دوره‌های ایشان

    من دو سال پیش با آموزه‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم و از همان زمان تلاش کردم روی خودم کار کنم و قوانینی را که از آموزش‌های ایشان یاد می‌گرفتم، در زندگی‌ام اجرا کنم. با کمک آگاهی‌های این مسیر، در حال ساختن این باور هستم که تنها افراد ثروتمند به بهشت می‌روند و تنها افراد ثروتمند نزد خداوند عزیز و محبوب هستند. یاد گرفتم که برای داشتن نتایج بهتر، فقط کافی است باورهای بهتری بسازم؛ یعنی نتیجه‌ای را که می‌خواهم ببینم و بعد باوری بسازم که من را به همان نتیجه برساند.

    در این مدت، از دوران دانشجویی و نداشتن هیچ چیز، به نتایج بزرگی رسیده‌ام. امروز ۲۵۰ میلیون تومان پس‌انداز دارم. یک مغازه راه‌اندازی کردم و اکنون سرمایه مغازه‌ام حدود یک‌ونیم میلیارد تومان است. به لطف الله مهربان، بهترین مشتری‌ها به سمت مغازه من هدایت می‌شوند و هر روز فروش من بیشتر و بهتر می‌شود.

    این مسیر برای من ثابت کرد که وقتی آگاهی‌های استاد عباس‌منش را با ایمان و تعهد اجرا می‌کنم، زندگی‌ام با سرعتی شگفت‌انگیز رو به رشد می‌رود.

  • -احمد فرهنگیان

    درک دلیل اتفاقات زندگی و تجربه معجزات واقعی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    جلسه سوم از قدم سوم را تازه گوش دادم. در طول این دوره، هر بار که می‌خواهم بنویسم «این جلسه دیگر بهترین جلسه دوره بود»، در جلسه بعدی می‌بینم آگاهی‌های عمیق‌تر و ناب‌تری وجود دارد. هر جلسه بی‌نهایت آگاهی تازه می‌دهد و خدا می‌داند تا پایان قدم دوازدهم، با عمل به این آگاهی‌ها چقدر از نظر مالی، سلامتی، روابط و معنویت پیشرفت می‌کنم. واقعاً هر قدم از دوره ۱۲ قدم یک دنیای کامل از آگاهی است.

    اگر بخواهم بزرگ‌ترین دستاورد این جلسه را در یک کلمه خلاصه کنم، آن کلمه «خودآگاهی» درباره دلیل اتفاقات زندگی‌ام است. قبل از این دوره، زندگی من پر از فراز و نشیب‌های عجیب بود. گاهی همه‌چیز بهم می‌ریخت، گاهی همه‌چیز عالی می‌شد. درگیر ترس، فقر، روابط نادرست و سردرگمی دائمی بودم و نمی‌فهمیدم چرا یک‌دفعه همه‌چیز خراب می‌شود یا چرا گاهی همه‌چیز خوب پیش می‌رود. دلیل اتفاقات زندگیم را نمی‌دانستم و همین باعث می‌شد ندانم چطور باید با مسائل برخورد کنم.

    تا اینکه رسیدم به جلسه سوم از قدم سوم. وقتی این جلسه را گوش دادم، تازه فهمیدم وقتی اوضاع سخت می‌شد از کجا ضربه می‌خوردم و وقتی همه‌چیز خوب پیش می‌رفت علتش چه بود. هیچ چیز ارزشمندتر از این نیست که دلیل اتفاقات را بفهمی. به همین دلیل می‌گویم ارزشمندترین نتیجه دوره ۱۲ قدم برای من، آگاه شدن نسبت به دلیل اتفاقات زندگی و نحوه اجرای قانون در عمل است. در این جلسه احساس کردم استاد عباس‌منش لقمه را آماده گذاشت جلوی دهانم!

    چند روز پیش، در کسب‌وکارم اتفاقی افتاد که ظاهرش نشان می‌داد قرار است ضرر بزرگی کنم. ذهن نجواگرم فوراً شروع کرد به ترساندن من که: «دیگه با سفر و لذت خداحافظی کن، بدبخت شدی!» آن روز هنوز فایل این جلسه را ندیده بودم و نمی‌دانستم باید چه کنم، اما با آگاهی‌هایی که از سه سال حضور فعال در سایت و با مطالعه قدم‌های قبلی به دست آورده بودم، قلبم گفت نگران نباش و توکل کن به خدا. درونم شنیدم که: «اگر آرام باشی و توکلت را حفظ کنی، این اتفاق در نهایت به نفعت می‌شود. خدا یک پلن جدید دارد، می‌خواهد بیشتر به تو بدهد.»

    تکرار این جملات چنان آرامشی در من ایجاد کرد که قلبم باز شد و آرام شدم. با خودم گفتم: «حتماً خیره. هر اتفاقی بیفتد به نفع من است و من از پسش برمی‌آیم.» و به خدا قسم کمتر از ۲۴ ساعت بعد ورق برگشت. آن مشکل در کسب‌وکارم طوری حل شد که نه تنها ضرری نکردم، بلکه درآمدم بیشتر شد و اعتبارم هم بالا رفت. علاوه بر این، همان مسئله باعث شد یک مشتری جدید وارد کارم شود و درآمدم دو برابر شود. فقط گریه می‌کردم و شکر می‌گفتم و مبهوت عظمت و بزرگی خداوند بودم و این قانون تغییرناپذیر او که: احساس خوب = اتفاقات خوب.

    حالا وقتی آگاهی‌های این جلسه از دوره ۱۲ قدم را گوش می‌دهم و آن را با تجربه تازه‌ای که همین چند روز پیش داشتم ترکیب می‌کنم، می‌بینم که یک شاه‌کلید واقعی به دستم رسیده؛ کلیدی که می‌توانم با آن هر قفلی را باز کنم و با حل ریشه‌ای مسائل، رشد عمیق و واقعی را تجربه کنم.

  • -خانواده فرح بخش

    درمان بیماری‌ها، کاهش وزن چشمگیر و جهش انرژی با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    اواخر اردیبهشت ۱۴۰۱ بود که به‌خاطر رنج از چندین بیماری، برای رسیدن به سلامتی، دوره قانون سلامتی را خریدم و همراه تمام اعضای خانواده، زندگی به شیوه این دوره را شروع کردیم. چون به آموزش‌های استاد عباس‌منش اعتماد داشتم و بیماری‌هایم برایم اهرم رنج شده بود، با تعهد کامل وارد مسیر اجرای دوره شدم.

    قبل از شروع زندگی به شیوه این دوره، ده سال درگیر فشار خون بالا بودم و هر روز چند قرص مصرف می‌کردم، بدون هیچ نتیجه‌ای. اما در ماه دوم از اجرای کامل دوره، فشار خونم کاملاً نرمال شد و دیگر هیچ قرصی مصرف نکردم. وقتی برای آزمایش رفتم و فشارم ۱۲/۸ بود، از شادی اشک ریختم و خدا را هزار بار شکر کردم که این بیماری کاملاً درمان شد.

    سال‌ها قبل از دوره، کمردرد شدیدی داشتم که انرژی و تحرکم را گرفته بود و حتی دو ماه در ایام عید ۱۴۰۱ بستری بودم. پزشکان می‌گفتند درمانی ندارد و فقط باید مدارا کنم. اما در هفته‌های اول از زندگی به شیوه دوره، کمردردم بدون دارو و بدون هیچ روش خاصی کاملاً درمان شد. از ماه دوم هر روز یک ساعت و گاهی یک‌ونیم ساعت پیاده‌روی می‌کنم و الان، بعد از یک سال و نیم، خدا را شکر کوچک‌ترین اثری از کمردرد ندارم.

    حدود هشت سال هم درگیر درد مفاصل شدید بودم و روماتیسم مفصلی حاد تشخیص داده شده بود. اما با زندگی به شیوه همین دوره، در جدیدترین آزمایشات روماتیسم، تمام فاکتورها کاملاً منفی شد و این بیماری هم به‌طور کامل درمان شد.

    قبل از دوره، آزمایش‌هایم نشان می‌داد که پیش‌دیابتی هستم، اما امروز HbA1c من ۰/۸ و همسرم ۰/۷ است؛ یعنی قند خون و انسولین کاملاً نرمال.

    با اجرای زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، ده‌ها مشکل دیگرم نیز درمان شد؛ مشکلاتی که فکر می‌کردم برای سن من طبیعی یا ارثی هستند:
    چربی خون بالا، میگرن، درد استخوان‌ها، ریزش مو، سیاهی زیر بغل و دور چشم، خارش و سوزش کشاله ران، خلط پشت حلق، خروپف شبانه، اضطراب شدید، بی‌خوابی، تکرر ادرار شبانه، نفخ شدید معده، بوی بد دهان، کمبود انرژی و…
    همه این مشکلات از ماه دوم تا سوم کاملاً از بین رفتند. آن‌قدر انرژی و سلامتی گرفتم که نه من و نه خانواده‌ام هرگز حاضر نیستیم حتی یک روز به سبک زندگی قبلی برگردیم.

    به قول استاد عباس‌منش، انگار روز ما پنج برابر کش آمده. الان آن‌قدر فعال و پرانرژی هستم که هیچ شباهتی با قبل ندارم. بعد از تجربه این نتایج، کم‌کم دوره‌های دیگری مثل دوره احساس لیاقت، دوره عزت نفس، دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره عشق و مودت در روابط را هم خریدم و با انرژی بالا ادامه می‌دهم.
    (البته دوره عشق و مودت را فعلاً گذاشته‌ام برای بعد از اتمام دوره احساس لیاقت.)

    قبل از این سبک زندگی، همیشه آرزو داشتم سحرخیز باشم و ورزش کنم، اما به‌خاطر بی‌حالی همیشه دیر بیدار می‌شدم. اما الان به‌راحتی صبح زود بیدار می‌شوم، تمرین‌های دوره‌ها و ورزش‌های عضله‌سازی را انجام می‌دهم و در طول روز وقت اضافه هم دارم.

    قبلاً تهیه صبحانه، ناهار، شام و خریدهای روزانه وقتم را می‌بلعید؛ اما الان با یک یا دو خرید ماهانه و فقط آماده‌سازی یک وعده غذا، زمان زیادی برای اهدافم و تمرین دوره‌ها دارم. هم هزینه‌هایمان بسیار کمتر شده، هم پس‌اندازمان بیشتر شده، و هم انرژی‌مان برای پیشبرد اهداف چند برابر شده است. این نیز یکی از برکات بزرگ دوره قانون سلامتی است.

    و اما نتایج ما در زیبایی و تناسب اندام:

    قبل از دوره، من یادم نمی‌آید وزنم زیر ۶۵ کیلو بوده باشد. همیشه درگیر شکم، پهلو و باسن بزرگ بودم. دخترم از دوران دبستان درگیر چاقی بود و انواع رژیم‌ها را امتحان کرده بود و هر بار بعد از کاهش وزن دوباره چاق می‌شد.

    اما با شروع زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، فقط در شش ماه:

    من با قد ۱۵۲ از ۷۱ کیلو به ۵۳ کیلو رسیدم؛ شکم و پهلوهایم بسیار کوچک و خوش‌فرم شده‌اند.
    همسرم از ۷۸ کیلو به ۶۰ کیلو رسیده و درد مفصل لگنش که پزشکان می‌گفتند باید تعویض مفصل شود، کاملاً درمان شده.
    دختر بزرگم از ۶۹ کیلو به ۵۳ کیلو رسیده؛ رویایی که سال‌ها داشت.
    دختر دومم از ۶۳ کیلو به ۵۳ کیلو رسیده و پس از یک‌سال، وزن همه ما ثابت مانده است.

    پوستمان روشن‌تر و شفاف‌تر شده و لکه‌هایمان کم‌رنگ‌تر شده‌اند. حسِ شادی وقتی عکس‌های قبل از دوره را با امروز مقایسه می‌کنیم، وصف‌ناپذیر است. حالا چندین دست لباس رنگارنگ و سایز کوچک می‌خریم، چون آزادیم مدل موردعلاقه‌مان را انتخاب کنیم، نه لباسی که فقط اندازه‌مان باشد. همین موضوع اعتمادبه‌نفس ما را چند برابر کرده.

    لذت دارد وقتی اطرافیان می‌گویند: «چقدر لاغر شدی، چقدر خوش‌اندام و جوان شدی! مثل دختر بچه‌ها شدی.»
    لذت دارد وقتی بعد از یک‌سال دوباره دوره را مرور می‌کنی و می‌بینی با چه تعهدی پیش رفتی و به همه اهدافی که انتخاب کرده بودی رسیده‌ای.

    این نتایج برای من یک پیام روشن دارد:
    اگر برای دیگر اهدافم هم همین اندازه تعهد داشته باشم و دقیقاً همان‌طور که استاد عباس‌منش می‌گویند عمل کنم، مطمئنم به همه آن‌ها خواهم رسید.

  • -ماریا اکبری

    رهایی از کمبود و ساختن فراوانی در ۳ سال با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    الان اواخر سال ۱۴۰۲ است و می‌خواهم نتایجم از عمل به آموزش‌های دوره روانشناسی ثروت ۱ را با سال ۹۹ مقایسه کنم؛ زمانی که تازه این محصول ارزشمند را به خودم هدیه داده بودم.

    «ماریایِ ۳ سال پیش» نه خانه‌ای داشت، نه ماشین، نه پس‌اندازی و نه حتی یک گرم طلا. برای خرج‌های روزانه‌ام هم مانده بودم. پر از بدهکاری و غم بودم. انگار چرخ زندگی‌ام زنگ زده بود؛ هرچه زور می‌زدم جلو نمی‌رفت، که هیچ، سنگینی فشارها داشت شانه‌هایم را خرد می‌کرد.

    اما حالا، بعد از فقط سه سال تلاش برای عمل به آگاهی‌های این دوره، خانه دارم، ماشین دارم و پس‌انداز دارم.
    تجربه سفرهای باکیفیت دارم.
    غذاهای باکیفیت تهیه می‌کنم.
    لباس‌های برند و باکیفیت می‌خرم.
    و هزاران تجربه ریز و درشت که همگی نشانه بهبود چشمگیر اوضاع مالی من هستند.

    اما مهم‌تر از همه این‌ها، تغییری است که در ذهنم رخ داده؛ تغییری از «باور کمبود» به «باور به فراوانی».

    با آموزش‌های این دوره، نقش اساسی باورهای قدرتمندکننده را فهمیدم و باور کردم که تنها راه تغییر زندگی‌ام، ساختن باورهای حمایت‌کننده و ایمان عمیق به فراوانی است. وقتی این باورها شکل بگیرند، تکاملی و طبیعی، به تمام خواسته‌هایم می‌رسم.

    من با این دوره باور کردم که:

    «هیچ چیزی نیست که بخواهم و توانایی تحققش را نداشته باشم، اگر کنترل کانون توجه‌ام را یاد بگیرم. چون قانون این است که تمرکز هرجا برود، تجربه‌ها هم به همان سمت می‌روند.»

    برای همین تلاش کرده‌ام که توجه‌ام را روی فراوانی بگذارم و دائماً به دنبال شواهد فراوانی در جهان بگردم تا طبق قانون خدا، از همان جنس نعمت‌ها وارد زندگی‌ام شود.
    زیرا چه کسی از خداوند متعهدتر به وعده‌هایش است؟

    فهمیدم که مثل اکثریت مردم جهان، ذهنیتی معلول‌محور درباره پول داشته‌ام؛ یعنی باور به کمبود. پس باید همیشه روی این نقطه‌ضعف کار کنم.
    فعلاً فقط ذره‌ای از این فراوانی بی‌کران را باور کرده‌ام و همین «ذره باور» زندگی من را از «منفی هزار» رسانده به «حد متوسط جامعه»… اما با این تفاوت مهم که بدون سختی، بدون رنج، و فقط با لذت و آرامش به این نتایج رسیده‌ام.

    بنابراین با همین مسیر و همین تمرکز جلو می‌روم و مطمئنم که لاجرم به تمام خواسته‌هایم می‌رسم.

    استاد عزیز عباس‌منش، از شما سپاسگزارم که مرا با قوانین خداوند آشنا کردید. سپاسگزارم که به من یاد دادید همه‌چیز باوره. و سپاسگزار خدای مهربانم هستم که مرا به این آگاهی‌های توحیدی هدایت کرد. این مسیر بهبود دائمی را با عشق و تعهد ادامه می‌دهم.

  • -مهیار ضیائی

    تجربه‌ زیبایی و اندام ایده‌آل با به‌کارگیری آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    من با کار جدی روی احساس لیاقت و خودارزشمندی از طریق آموزه‌های استاد عباس‌منش به جایی رسیدم که هر بار جلوی آینه می‌ایستم، اولین کلمه‌ای که با تأکید به خودم می‌گویم این است: «زیبا». و واقعاً هر روز احساس زیبایی بیشتری در خودم می‌بینم. همین فرکانسِ خوب بود که من را وارد زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی کرد. به لطف این دوره و تعهدم در اجرای آن، امروز هیکل رویایی‌ام را دارم؛ همان اندامی که از دوران ۱۲–۱۳ سالگی تصویرش را در ذهنم می‌ساختم، حالا در واقعیت زندگی می‌کنم.

    اوایل اجرای این روش خیلی لاغر شده بودم و هر چقدر می‌خوردم وزنم بالا نمی‌رفت. اما من متعهد ماندم، ذهنم را نسبت به قضاوت و حرف‌های دیگران کنترل کردم و در مسیر دوره باقی ماندم. نکته‌ی شگفت‌انگیز این بود که وقتی بر این ترمز ذهنی غلبه کردم، وزنم شروع کرد به بالا رفتن و فرآیند عضله‌سازی فوق‌العاده‌ای در بدنم آغاز شد. در چند ماه از ۵۴ کیلو به ۷۰ کیلو رسیدم؛ ۷۰ کیلو عضله‌ی خشک و زیبا. حالا هم چهره‌ام زیباتر شده و هم اندامی دارم که واقعاً دوستش دارم.

    این تجربه برای من یک حقیقت روشن شد: وقتی با همین میزان تعهد، در همه‌ی جنبه‌های زندگی به قانون عمل کنم، در تمام حوزه‌ها می‌توانم به همین اندازه نتیجه بگیرم و بهتر و بهتر شوم.

  • -Ali reza nasabi

    تجربه‌ رشد مالی و شخصیتی با به‌کارگیری آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    توی مجامع علمی کسی که استاد تمام باشد را «پروفسور» صدا می‌کنند و برای من، پروفسور عباس‌منش دقیقاً همین جایگاه را دارد؛ چون آموزش‌های استاد عباس‌منش تغییراتی در من ایجاد کرده که هیچ مرکز آموزشی‌ای آن‌ها را یاد نداده و نمی‌دهد. مسیر تغییر من از فایل‌های هدیه استاد عباس‌منش شروع شد. آموزش‌ها را گوش می‌دادم، نت‌برداری می‌کردم، تمرین می‌کردم و عمل به همین آموزش‌ها کم‌کم مسیر ذهنی‌ام را دگرگون کرد. نتیجه‌اش این بود که درآمدم به همان اندازه‌ای رشد کرد که شخصیتم رشد کرده بود.

    امروز، در سال ۱۴۰۲، درآمد ماهانه من به ۵۰ میلیون تومان رسیده است. در یک سال گذشته ۲۰۰ گرم شمش طلا پس‌انداز کردم و به خودم گفتم: «علیرضا، الان زمان خرید دوره روانشناسی ثروت ۱ رسیده.» روی دکمه «مرا به سوی نشانه‌ام هدایت کن» کلیک کردم و به فایلی هدایت شدم که درباره رسیدن به آزادی مالی، مکانی و زمانی صحبت می‌کرد. همان‌جا مطمئن شدم که وقتش رسیده راه خودم را با این دوره ادامه بدهم و مسیرم را با آموزش‌های آن کامل کنم.

1 11 12 13 14 15 24

319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سعيده رضايى» در این صفحه: 2
  1. -
    سعيده رضايى گفته:
    مدت عضویت: 2358 روز

    به نام خداوند توانای مهربان

    چکاپ فرکانسی دوره هم جهت با جریان خداوند

    سلام به استاد سید حسین عباسمنش عزیزم، سلام به استاد مریم شایسته جانم،

    با قلبی آرام و تسلیم در مقابل ندای هدایتی که گفت زودتر از موعد پایان دوره، درباره نتایجت بنویس، دارم با عشق می‌نویسم.

    این عشق توهم نیست، زاییده ذهن نیست، این یک جریان بیدار و هشیار از نور الهی و روح مقدس خداوندیست که از روز خلقت انسان، خداوند در وجود همه ما آفریدگان به ودیعه گذاشته، این همون بار امانتی است که تازه آموخته ام عاشقانه حملش کنم، چون این یک بار نیست، این منبع انرژی من و نیروی هدایتگر من به سمت خوشبختی و آسانیهاست.

    من از دوره های قبلی و جلسات هدیه پله به پله تکاملی رو طی کردم که به مرور شخصیت منو مول یک استاد مجسمه ساز تراشید و شکل داد. اضافاتش رو تراشید و سبک کرد، و رنگ و لعاب شادی و آرامش و اطمینان بهش زد.

    روزهایی رو سپری کردم که در شک و ابهام بودم، در گرداب ذهنیات مسموم گرفتار می‌شدم اما امیدی در دلم زنده بود که این هم می‌گذره، جوابها میاد، خدا همینجاست….

    با این امید و ایمان به وعده‌های خداوند که از زبان استادم می‌شنیدم همواره در حال تلاش برای درک مفاهیم اساسی جهان بودم. آرام آرام شخصیتم قویتر شد، عزت نفسم تقویت شد، وقتی خودم رو مرور می‌کردم متوجه می‌شدم سپاسگزارتر شدم، نتیجه دیگه برام فقط عدد حساب بانکی نبود، خواسته‌هام تغییر کرد. از خواسته‌های صرفا مادی تبدیل شد به بهبود شخصیت، سرمایه‌گذاری روی خودم، متوکلتر شدنم، مؤمنتر و موحدتر شدنم.

    این روند که از «دوره 12 قدم» شروع شد و با «دوره شیوه حل مسائل زندگی» ادامه پیدا کرد هم برای من برکات مادی داشت و هم روابطم رو بسیار بهبود بخشید. بعد از اون «دوره احساس لیاقت» مسیر تازه‌ای از احساس ارزشمندی رو پیش روی من باز کرد و دید بسیار ظریفتری بهم داد تا ایرادهای اساسیم رو پیدا کنم و نقاط قوتم رو جدی بگیرم و بابتشون سپاسگزارتر باشم.

    فایلهای هدیه بی نهایت ارزشمندِ توحید عملی، باورهای ثروت‌ساز، سریالهای زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا و آرامش در پرتو آگاهی هر کدوم در برهه هایی از زمان کلیدهای حل مسائل روزمره‌ام شد و منو در مسیر رشد نگه داشت.

    اما متوجه رشدم نبودم تا اینکه نقطه عطف زندگیم رقم خورد و من تازه فهمیدم اینهمه مدت داشتم برای چه اتفاقاتی آماده می‌شدم.

    روز 1 آبان 1403 فایلی روی سایت اومد به نام «درک قوانین جهان در قرآن کریم/قسمت 1» و در اون فایل باز هم مفهوم عملی توحید و شرک به زیبایی توضیح داده شد.

    استاد گفتند توحید یعنی ما به هیچکس حتی نزدیکانمون نیازی نداشته باشیم. همون روز مادرم بهم زنگ زد و با حال روحی نامناسبی اشک ریزان ازم عذرخواهی می‌کرد که برای تولد فرزندم که قرار بود 12 روز بعد به دنیا بیاد شرایط مالی مناسبی نداره که هدیه ارزشمندی بخره.

    من تحت تاثیر همون فایل زبان گویای خداوند شدم تا قلبش رو آرام کنم، و بهش گفتم خدای من خودش مراقب منه و شما اگر هدیه نخری یا حتی نیای پیش من هم همونقدر عزیزی، خداوند دستانش رو برای کمک به من می‌فرسته، همین حس مادرانه شما برای من یک گنج بی‌پایانه….

    این پیام خدا قلب مادرم رو آروم کرد و منو بی نهایت سپاسگزار، که تونستم در آخرین مکالمه‌ام با مادرم پیام‌رسان خدا باشم.

    دو روز بعد یعنی 3 آبان مادرم به آغوش پروردگار پر کشید. و من با سپردن خودم و فرزندم به خدایی که از مادر به من مهربونتره، از بزرگترین امتحان زندگیم سربلند بیرون اومدم. نتیجه تمام سالهایی که دانشجوی توحید بودم رو با معجزه‌ی «پذیرش و آرامش قلبی» دریافت کردم.

    همون روز با هدایت خداوند فرزندم به سلامتی و راحتی به دنیا اومد و من در مدار سپاسگزاری و نعمت قرار گرفتم.

    شاید نتیجه و جایزه‌ی این کنترل ذهن این بود که 4 ماه بعد که «دوره مقدس هم‌جهت با جریان خداوند» متولد شد تونستم برای اولین بار همزمان با لانچ شدن دوره در اون شرکت کنم؛ دوره‌ای که به جرأت می‌تونم بگم استاد عباسمنش خودشون با اون صدها مدار به سوی نور و خشوع و آگاهی بیشتر صعود کردند و به تبع ایشون ما دانشجوها هم غرق در اقیانوس عمیقی از جلوه‌ی پروردگار شدیم. معنی گسترده‌تری از سپاسگزاری در عمل رو درک کردیم و جنسی از ارتباط معنوی تازه‌تری با پروردگار هدایتگرمون تجربه کردیم.

    و اما بعضی از تغییرات و نعمتهایی که همزمان با این دوره در زندگی من وارد شد:

    ارتباطم با چندین نفر از بهترین دانشجویان توحید و عملگراترین موحدین حاضر در این سایت خودبخود بدون هیچ تلاشی از طرف من شکل گرفت. کسانی که روزی آرزو می‌کردم چنین دوستانی داشته باشم.

    هر روز باهاشون در ارتباطم و این خودش یک اصلاحگر مسیره که از مومنتوم مثبت خارج نشم. حتی با دو نفرشون دیدار حضوری هم داشتم.این فضل بی‌پایان خداونده که چنین گنجهای قیمتی‌ای رو وارد زندگی من کرده.

    بسیار بسیار نسبت به قبل بیشتر در لحظه زندگی می کنم، و اصلا تازه معنی زندگی در لحظه رو دارم درک می‌کنم. نگران نیستم که از برنامه روزانه‌ام جا بمونم، می‌ایستم و با خنده بچه‌هام می‌خندم، می‌رقصم، بچگی می‌کنم، شعر می‌خونم، بچه‌هام هم بیشتر از قبل می‌خندن، شادن و اتفاقا دقیقا مشخصه که راحت‌تر و سریعتر از قبل دارن رشد و تکاملشون رو طی می‌کنن. مشکلات قبل رو ندارن، مشکلات بقیه بچه‌ها رو ندارن و من هر روز آگاهانه به یاد میارم که قبلا این آسانیها نبود و الان هست خداروشکر.

    بهبودگرایی رو تازه دارم بصورت عملی زندگی می‌کنم. بخاطر اندکی بهتر رفتار کردنم، یک بار بیشتر صبوری کردنم، کنترل کلامم، کمتر عصبانی شدنم، مقایسه نکردن خودم یا فرزندانم با دیگران، باورهای ثروت‌ساز بهترم، احساس ارزشمندیِ کمی بیشترم، و زندگی عاطفی عاشقانه‌ترم هر روز خدا رو شکر می‌کنم و این بهبودها رو با خودم تکرار می‌کنم، بزرگشون می‌کنم و تحسینهای دیگران رو قبول می‌کنم.

    برای کوچکترین خدمات یا زیبایی در جهان و آدمهای اطرافم آگاهانه تلاش می‌کنم هم قلباً و هم کلامی تشکر و تحسین کنم. برام غریبه و آشنا و بزرگ و کوچیک فرقی نداره، در سپاسگزاری سخاوتمندتر شدم.

    خوابهای معنی‌دار زیادی می‌بینم که در همه اونها به نوعی قانون برام تکرار میشه و من در خواب آگاه به قوانین و معنی کلام مبهمی هستم که زده میشه. هدایتهایی دریافت می‌کنم که دقیقا راهگشای اون روزهای منه، مثلا در آخرین خوابم کسی بهم گفت: «دیدن نتایج، نتیجه است.» من برداشت کردم که باید نتایجم رو بزرگ بشمارم و تکرارشون کنم تا ازشون انرژی حرکت بگیرم، این یک شخصیت سپاسگزار و با احساس ارزشمندی بالا می‌طلبه که بتونی نتایجت رو ببینی. اگر نتایجت رو پاس بداری یعنی رشد کردی و این رشد یک نتیجه است.

    همین خواب باعث شد نتایجم رو مرور کنم و قلبم گفت اینحا بنویسم.

    تقریبا هر روز ورودی مالی دارم. به لطف خداوند.

    رابطه‌ام با همسر و پدر و خواهر و برادرم بی‌نظیر و سرشار از عشق و آرامشه. درکم از احساساتشون بالاتر رفته چون درصد کوچیکی نگاه ذهنم با نگاه روح هماهنگتر شده. اینو حس می‌کنم که این تطابق منو بزرگوارتر و بلندنظرتر کرده.

    مدتها بود که برای فعالیت مورد علاقه‌ام از خدا هدایت خواسته بودم و این ماه‌های آخر فقط می‌شنیدم که خدا میگه «یکمی صبر کن، به وقتش بهت میگم، تو فعلا فقط از زندگیت لذت ببر…»

    از روزهای پایانی شهریورماه هدایتها و نشانه‌ها اومد و من به راحت‌ترین شکل ممکن هدایت رو تشخیص دادم و دنبال کردم. مومنتوم مثبت شکل گرفت و قدمهام رو با نیرویی که خود خداوند با نشانه‌هاش بهم بخشید برداشتم. اول راهم و هنوز این نهال نوپا شکل نگرفته ولی قلبم بسیار روشنه، بسیار امیدوار و خوشبینم به این مسیر هدایتی.

    تمام فایلهای نشانه‌های روزانه‌ام رو انگار خود خدا با یک برنامه‌ی دقیق برام چیده و یکی یکی درست در لحظه‌ای که ازش می‌خوام قدم بعدی رو بگه یا طرز فکر صحیحی رو بهم القا کنه یا سوالم رو جواب بده، در قالب یک فایل میاره میذاره جلوی چشمم. و من با عشق به هدایتم عمل می‌کنم. ذره ذره، تاتی تاتی، اما پیوسته.

    برام وقت آزاد میکنه تا گامهای عملیم رو بردارم هرچند به ظاهر کوچیک، اما موثر. برام بی‌نهایت مهمه که حرکت کردم و هیچ چیزی رو بهانه‌ی کاهلی‌های خودم نکردم. و دارم می‌بینم که خداوند دلها رو برام نرم کرده، مسیرها رو باز کرده و همواره در حال صحبت کردن با منه.

    عاشق این منِ جدیدم. عاشق زندگیمم. عاشق دنیایی هستم که توش من هستم، خدا هست، استادم هست و تمام بی‌نهایت دستانش برای آبادانی جهانم. برای اینکه اندکی باور کردم که قدرت خلق جهان دلخواهم رو دارم. این خودِ معجزه است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 46 رای:
  2. -
    سعيده رضايى گفته:
    مدت عضویت: 2358 روز

    سجاد عزیز سلام و عشق و احترام خدمت شما با اون روح لطیف و کلام پرانرژیت.

    ازت بی اندازه متشکرم که با تمام و توجه و تمرکزت، با شور و اشتیاق نتایج منو (البته بخش کوچیکی از نتایجم) خوندی اون هم بارها و بارها و برام با تمام قلبت نوشتی. انرژیش تا اینجا رسید.

    ازت عذرخواهی می کنم که نتونستم زودتر پاسخ محبتت رو بدم چون رفته بودم اهواز برای مراسم سالگرد مادرم و یک مقدار شلوغ بودیم.

    سجاد عزیزم استادمون دونه به دونه حرفاشون حق و حقیقته، من بهش رسیدم.

    من هرروز یک یا چند مورد پیدا می کنم که استاد در موردش صحبت کردن و قوانین جهان رو در مورد اون موضوع باز کردن، چه روابط. چه مسائل شغلی، چه سلامتی چه معنویت، عزت نفس و ….

    امروز شنیدم که کسی رفتار نامناسبی با خواهرم داشته و خواهرم با اون بخش از احساس ارزشمندی تقویت شده اش برای اون شخص حد و مرز مشخص کرده، و ناراحتیش رو با زبان نرم بهش ابراز کرده، من خواهرم رو تحسین کردم و گفتم خدایا ازت متشکرم که خواهرم تونسته حرف دلش رو مودبانه بزنه و بعدش نگران خراب شدن رابطه نباشه، و اون شخص رو بگذاره کنار. اون هم بهد از عمری فامیلی.

    این برای خود من هم نتیجه محسوب میشه، اینکه اطرافیانم هم افرادی هستن که دارن رشد می کنن.

    اینکه در حوالی من داره اتفاقات شگفت انگیزی میفته که تا قبل از کار کردن روی خودم یا نمی افتاد یا من نمی دیدمش. اما الان با اینکه ظاهرا برای خودم رخ نداده اما من اونقدر بهش توجه کردم که انگار خودم اون قدم رو برداشتم.

    من مطمئنم که این توجه روی رشد و پیشرفت باعث میشه واقعا بهبود ایجاد بشه در شخصیت و رفتارم.

    ممنونم برای اینکه با کامنت قشنگتون منو تشویق کردید به دوباره نوشتن و توجه به اتفاقات خوب.

    آفرین به شما که با تمام احساس و ذوق و شوقتون برام نوشتید و مطمئنم این توجه و تمرکز برای شما شاهکار خلق میکنه.

    براتون زندگی سرشار از نعمت و برکت و عمری باعزت آرزو می کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: