نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -آینازصدیق

    افزایش بیش از ۱۰ برابری درآمد و بازگشت سلامتی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    می‌خواستم نتیجه‌ای را که فقط با گوش دادن و عمل کردن به آگاهی‌های دو قدم اول از دورهٔ ۱۲ قدم گرفتم، با شما به اشتراک بگذارم.

    من و همسرم حدود هشت ماه پیش شروع کردیم به کار کردن با این دوره. آن زمان درآمد ما بسیار پایین بود. تازه کسب‌وکارمان را راه‌انداخته بودیم و هنوز مهارت و تجربه کافی نداشتیم. پروژه‌هایی که می‌گرفتیم حدود دو میلیون تومان بود. اما الآن، فقط با همان دو قدم اول و عمل جدی به آگاهی‌ها، ارزش پروژه‌هایی که می‌گیریم بیش از ده برابر شده است.

    تأثیر این دوره فقط محدود به کسب‌وکارمان نیست؛ سلامتی من هم به‌طور کامل متحول شده است. نزدیک ده سال بود که در پاییز و زمستان بیشتر روزها بیمار می‌شدم، اما الان که در میانه بهمن هستیم، برای اولین بار حتی یک بار هم سرما نخورده‌ام!

    اومده بودم کامنت‌ها را بخوانم که از نتایج شما انرژی بگیرم، اما دیدم لازم است من هم تجربه‌ام را بنویسم تا شاید برای کسی الهام‌بخش باشد.

  • -ملیحه بانو

    حل مشکلات مالی و ارتباطی، آرامش درونی و شروع زندگی تازه با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    من در سن ۱۹ سالگی با استاد عباس‌منش آشنا شدم اما آن زمان مطالب سایت را پیگیری نکردم و از مسیر دور شدم. طی این چند سال، تجربه‌های ناخوشایند زیادی داشتم. ازدواج کردم و با تضادهای شدید مالی و ارتباطی روبه‌رو شدم؛ تضادهایی که به هیچ شکلی توان حل آن‌ها را نداشتم و کم‌کم به نقطه اضطرار رسیدم. درگیری‌های خانوادگی آزارم می‌داد و امیدم از همه‌جا قطع شده بود. چندین ماه فقط گریه می‌کردم و از خدا کمک می‌خواستم.

    تا اینکه یک روز، بعد از هشت سال، دوباره یادم افتاد که به سایت استاد عباس‌منش مراجعه کنم. وارد سایت شدم و اولین قدم را از قسمت «نشانه امروز من» شروع کردم. خیلی جالب بود که هر بار روی این دکمه کلیک می‌کردم، فایلی باز می‌شد که دقیقاً جواب سؤال من را می‌داد؛ انگار خداوند مستقیم با من صحبت می‌کرد.

    خرداد ماه ۱۴۰۲ به‌طور کاملاً هدایتی به دوره ۱۲ قدم وارد شدم و الان در قدم یازدهم هستم. خداروشکر، به‌خاطر عمل کردن به آموزه‌های این دوره:

    آدم‌های سمی و انرژی‌های مخرب از زندگی من حذف شدند.
    مشکلات مالی و ارتباطی‌ام به‌طور جادویی حل شدند.
    افراد فوق‌العاده و هم‌فرکانس وارد زندگی‌ام شدند.
    نفرت و سنگینی از قلبم پاک شد.
    رابطه‌ای سرشار از صلح، احترام و عشق با همسرم تجربه می‌کنم.

    در حالی که قبل از این، تقریباً هر روز زندگی من و همسرم با دعوا تمام می‌شد، حالا خانه‌مان پر از آرامش است و عشق میان ما جریان دارد.

    از هنرم چیزی که هرگز فکر نمی‌کردم بتوانم از آن پولی به دست بیاورم الان به درآمد رسیده‌ام و در مسیر رشد هستم. و جالب‌تر اینکه این را فقط آغاز مسیر پیشرفت خودم می‌بینم.

    خدا را شکر می‌کنم که دوباره من را به مسیر نور و آگاهی هدایت کرد و با آموزه‌های استاد عباس‌منش، زندگی‌ام از یک نقطه بحرانی به جایی رسید که امروز، با آرامش، عشق، رشد و امید زندگی می‌کنم.

  • -HASSAN_HVM

    تعویض کامل چرخ‌دنده‌های زندگی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    امروز قدم دوم دوره ۱۲ قدم را خریدم و دوست دارم تجربه‌ام را از عمل به آگاهی‌های این دوره تا این لحظه با شما در میان بگذارم. استاد عباس‌منش، شما در ابتدای دوره یک نکته گفتید که من همان را باور کردم و اجرا کردم: «اگر به آموزه‌های این دوره عمل کنی و تمرین ستاره قطبی را انجام بدهی، چرخ‌دنده‌های زندگیت روغن‌کاری می‌شود.»

    اما برای من فقط روغن‌کاری نشد…
    چرخ‌دنده‌های کهنه و زنگ‌زده زندگی‌ام کامل تعویض شد و با چرخ‌دنده‌های نو، تمیز و آکبند جایگزین شد.

    استاد، تمرینات دوره ۱۲ قدم فوق‌العاده‌اند.
    تمرین ستاره قطبی معجزه محض است.
    خدا را شاهد می‌گیرم که دیدگاه توحیدی‌ای که در این دوره از شما یاد گرفتم، زندگی من را از ریشه تغییر داده است. در هیچ دوره‌ای از زندگی‌ام، هرگز اینقدر با خداوند رفیق نبودم. هیچ‌وقت این‌طور راحت و بی‌واسطه از خداوند درخواست نمی‌کردم. اما به خاطر عمل به آموزه‌های قدم اول، زندگی‌ام آن‌قدر روان و روی غلطک شده که تازه دارم عمق حرف شما را می‌فهمم وقتی می‌گویید:
    «من روی دوش خداوند نشسته‌ام.»

    با ۱۲ قدم، من خدا را پیدا کردم. معنای واقعی توحید را فهمیدم. معنای رزاق بودن خداوند را تجربه کردم و یاد گرفتم که چشمم به دست هیچ بنده‌ای نباشد؛ بلکه فقط و فقط به دست خداوند باشد و رزق را فقط از او بخواهم.

    استاد عزیز، از شما بی‌نهایت سپاسگزارم که این دیدگاه ناب و زیبا را به من یاد دادید و مسیر زندگی‌ام را این‌گونه نورانی و الهی کردید.

  • -میلاد خزائی

    رهایی از بدهی، دستیابی به اندام دلخواه و آرامش عمیق با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    من یک سال پیش، با کلی بدهی و مسئله، به صورت جدی شروع کردم به کار کردن روی آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم و در این مدت نتایج بزرگی گرفتم که می‌خواهم بخشی از آن‌ها را بنویسم.

    از نظر سلامتی، خدا را شکر به اندام دلخواهم رسیده‌ام. بدنم هر روز عضلانی‌تر، سالم‌تر و جوان‌تر می‌شود و احساس فوق‌العاده‌ای نسبت به خودم دارم. این سطح از انرژی و سرزندگی را هیچ‌وقت در زندگی‌ام تجربه نکرده بودم.

    از نظر مالی، به لطف خدا تمام بدهی‌هایم را پرداخت کرده‌ام و حالا در شغل مورد علاقه‌ام یک درآمد خوب و رو به رشد دارم؛ درآمدی که به من استقلال مالی، آرامش و قدرت تصمیم‌گیری داده است.

    از نظر هدایت الهی و اعتماد به خدا، احساس می‌کنم از ۵۰- به ۵۰+ رسیده‌ام. آرامشم هر روز بیشتر می‌شود، زندگیم هدفمند شده و احساس می‌کنم خداوند در هر قدم کنارم است و هدایت می‌کند.

    من گذشته سختی داشتم. واقعاً نمی‌دانم اگر لطف خدا و هدایتش به سمت آموزش‌های استاد عباس‌منش نبود، الان کجا بودم و چقدر باید زجر و سختی می‌کشیدم.

    استاد عباس‌منش، از صمیم قلب سپاسگزارم که خدای واقعی را به ما شناساندید و قوانینش را به زیبایی به ما یاد دادید.

  • -ناصر

    رهایی از فشار مالی، آرامش ذهنی و جهش در کیفیت زندگی با عمل به آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم

    اولین جملات استاد عباس‌منش در جلسه اول قدم اول این است که ما وقتی به یک‌سری نعمت‌ها و خواسته‌هایمان می‌رسیم، خیلی زود این نعمت‌ها برایمان عادی و بدیهی می‌شوند؛ طوری که فکر می‌کنیم همیشه همین‌طور بوده است. وقتی به این جمله فکر کردم، دیدم دقیقاً برای من هم همین اتفاق افتاده و شرایط خوب فعلی برایم عادی شده بود. طبیعی است، اما باید مرتب یادآوری کنم این شرایط حاصل کار کردن روی خودم و عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم است.

    قبل از آشنایی با این آگاهی‌ها، روزهایی بود که حتی برای خرید نان مشکل داشتم. حقوقم کفاف نمی‌داد و باید تا ۱۲ شب مسافرکشی می‌کردم. با خجالت و سختی از پدرم پول قرض می‌گرفتم. بانک هر روز زنگ می‌زد که «دو قسط عقب افتاده داری» و من احساس تحقیر می‌کردم. شب‌ها خوابم نمی‌برد و دائم نگران هزینه‌ها بودم. وقتی حقوق واریز می‌شد، به‌جای خوشحالی ناراحت می‌شدم چون می‌دانستم باید کل حقوق را بدهم برای قسط و بدهی و دوباره تا آخر ماه با استرس زندگی کنم.

    از نظر جسمی هم خراب بودم؛ معده‌درد، کمردرد، درد شانه‌ها و حتی درد قلب داشتم. یادم هست یک‌بار برای یک کار اداری باید می‌رفتم تهران، اما پول نداشتم. تا ۱۰ شب مسافرکشی کردم تا فقط پول بلیت اتوبوس را جمع کنم. یا یک بار آخر ماه بود و می‌خواستیم از تهران برگردیم شهرستان، اما من حتی ۵۰۰۰ تومان برای خرید بلیت نداشتم و مجبور شدیم همان شب برگردیم خانه پدرخانمم. این‌ها روزهای سختی بودند که هنوز یادم می‌آید.

    اما امروز، به لطف عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم، زندگی من در تمام جنبه‌ها تغییر کرده؛ از اوضاع مالی گرفته تا آرامش ذهنی و رابطه زیبایی که با همسرم دارم. چون توانایی کنترل ذهن را یاد گرفتم و از قدرت خلق‌کنندگی خودم آگاه شدم.

    قبلاً وقتی با همسرم بحثم می‌شد، سریع به طلاق و جدایی فکر می‌کردم؛ اما الان ماه‌هاست حتی یک بحث کوچک هم بین ما نبوده و عشق و صمیمیتمان صد برابر شده. کیفیت رابطه‌مان حتی از دوران نامزدی هم بهتر است و نباید این نعمت‌ها برایم عادی شود.

    در بخش مالی، با اینکه تلاش فیزیکی‌ام کمتر شده، اما درآمدم سه برابر شده است. مثلاً در همین دو ماه اخیر خریدهایی انجام داده‌ام که تا چهار ماه قبل برایم رویا بود. قرار است برای مسابقه دخترم به شمال یا تهران برویم، و من و همسرم درباره رزرو ویلا کنار دریا صحبت می‌کنیم؛ چیزی که قبلاً حتی در خواب هم نمی‌دیدم.

    امشب یخچال را باز کردم و از دیدن این همه نعمت، ناخودآگاه گفتم: «خدایا شکرت». سال قبل، یخچال تقریباً خالی بود و امروز پر از فراوانی است. من و همسرم قدردان این نعمت‌ها هستیم و مواظبیم این‌ها برایمان عادی نشود.

    می‌دانم ذهن همیشه نجوا می‌کند: «خب که چی؟» اما من با شکرگزاری نوشتاری این تغییرات را می‌بینم و قدردانم. اصلاً همین آگاهی از قوانین و آگاهی از قدرت خلق‌کنندگی‌مان، بزرگ‌ترین نتیجه زندگی من است و به اندازه میلیاردها دلار ارزش دارد. همین آگاهی برایم آرامش آورده؛ چون دیگر از کسی انتظار ندارم، منتظر نیستم کسی بیاید زندگی‌ام را درست کند، کسی را قضاوت نمی‌کنم و ذهنم آرام است.

  • -محمد امیری

    رهایی از بدهی، چندبرابر شدن درآمد و تقویت ذهن با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    قبلاً وقتی نتایج هم‌دوره‌ای‌هایم را در دوره ۱۲ قدم با عشق می‌خواندم، همیشه قوت قلب می‌گرفتم و با خودم می‌گفتم: «برای من هم این نتایج رخ می‌دهد». امروز خوشحالم که حالا نوبت من است که نتایجم را بنویسم.

    چهار ماه پیش وارد دوره ۱۲ قدم شدم، فقط با این نیت که حالم خوب شود و ورودی مالی بهتری داشته باشم. هر طور که بود، روز و شبم را گذاشتم پای عمل به آموزش‌های این دوره؛ و در این مدت کوتاه، اتفاقات فوق‌العاده‌ای در زندگی‌ام رخ داده است.

    در ابتدای دوره ۱۳۰ میلیون تومان قرض داشتم؛ اما الان تقریباً تمام این بدهی تسویه شده و فقط ۹ میلیون تومان باقی مانده که همین ماه آن را هم تمام می‌کنم.

    در ابتدای دوره ماشین نداشتم؛ اما حالا ماشین‌دار شده‌ام و با فروش ماشین، یک خانه عالی به مبلغ ۹۵۰ میلیون تومان خریدم.

    درآمدم در طی این چهار ماه پنج برابر شده است.

    ذهنم قوی‌تر، آرام‌تر و مثبت‌نگرتر شده و امروز می‌توانم جهان را زیباتر، روشن‌تر و مهربان‌تر ببینم.

    این فقط بخش کوچکی از نتایج من است و می‌دانم این مسیر، تازه شروع اتفاقات زیباتر است.

  • -ساره

    افزایش چشمگیر درآمد و تحول ذهنی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    استاد جانم، من از وقتی روی آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم کار می‌کنم، به درآمد رسیدم. درآمدم ابتدا از ۱ میلیون تومان شروع شد، بعد رسید به ۱۵ میلیون تومان و الان که یک سال از هدایت من به این دوره گذشته، به ۵۰ میلیون تومان رسیده است.

    منی که در شروع دوره، حتی درآمد یک میلیون تومان برایم دور از ذهن بود، با آموزش‌های این دوره، ذهنیتم کاملاً تغییر کرد. الان باور قلبی‌ام این است که ورودی مالی بعدی من قطعاً بیشتر خواهد شد و جالب اینجاست که این اتفاق به طرز راحت و آسانی رخ می‌دهد.

    وقتی شما در آموزش‌ها می‌گفتید درآمد بیشتر داشتن الزاماً به معنی کار فیزیکی بیشتر نیست، من دقیقاً آن را می‌فهمیدم و تصدیق می‌کردم و امروز تجربه واقعی آن را زندگی می‌کنم. ساختن درآمد ۵۰ میلیونی امروز برای من، هیچ سخت‌تر از درآمد ۱۵ میلیونی گذشته‌ام نیست؛ فقط ذهن و باورهایم تغییر کرده و جهان هم مطابق با آن پاسخ داده است.

  • -عماد

    ساختن درآمد میلیاردی، بازگشت انرژی جوانی و درک عمیق آیات قرآن با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم و دوره قانون سلامتی

    من عماد هستم و از خدای بزرگم سپاسگزارم که بالاخره فرصت شد نتایجم را بنویسم.

    چند روز پیش، هنگام پیاده‌روی روزانه به شیوه دوره قانون سلامتی، هم‌زمان به جلسه ۲ | قدم ۷ گوش می‌دادم؛ همان جلسه‌ای که استاد عباس‌منش آیات ۱۶۸ تا ۱۷۳ سوره بقره را توضیح می‌دهند. وقتی این آیات را دوباره شنیدم و با دقت روی آن‌ها تأمل کردم، به یک حقیقت بزرگ رسیدم: خداوند، اصول دوره قانون سلامتی را سال‌ها قبل در قرآن توضیح داده بود؛ فقط ما متوجه عمق آن نشده بودیم.

    در این آیات خداوند می‌فرماید از آنچه پاک و حلال است بخورید و از مسیر شیطان پیروی نکنید که او دشمن آشکار شماست… و همین آیات، منطق و ساختار قانون سلامتی را برایم روشن‌تر کرد. حتی در آیه ۱۸۲ سوره بقره درباره روزه و اصل خوراک پاک صحبت شده است. هرجا که من توانستم اصل را بفهمم و به آن عمل کنم، نتایجم جهشی و کوانتومی رشد کرده است.

    هرچند سال‌ها از آموزش‌های استاد عباس‌منش نتیجه گرفته‌ام، اما هیچ‌وقت درباره تغییراتم چیزی در سایت ننوشته بودم. فقط یک بار در بیوی صفحه‌ام اشاره کوچکی کرده بودم. ولی حالا وقتش رسیده که بگویم از کجا به کجا رسیده‌ام.

    من از کف خیابان شروع کردم. با گذشته‌ای پر از اشتباهات و رفتارهایی که خودم هم از یادآوری‌شان ناراحت می‌شوم. چهار سال پیش تصمیم گرفتم برای همیشه تغییر کنم. اما شش ماه طول کشید تا جهان هستی اجازه بدهد که هم‌مدار با آموزش‌های استاد شوم و بتوانم به فایل‌های ایشان گوش بدهم.

    یادم هست فقط با گوش دادن به آموزش‌های هدیه‌ای سایت در بخش دانلودها، طی ۸ روز توانستم از صفر مطلق، ۴ میلیون تومان پول کاملاً حلال بسازم. با ادامه این مسیر در این چهار سال، امروز به درآمدی رسیده‌ام که از نگاه دیگران «مفت‌مفت به همه‌چیز رسیده‌ام» اما من، طبق گفته استاد در دوره ۱۲ قدم، دقیقاً می‌دانم نتایج دارد از کجا می‌آید.

    از توضیحات جلسات تمرین ستاره قطبی در ۱۲ قدم یاد گرفتم که توجه به نکات مثبت، واقعاً همه‌چیز است.

    امروز یک زندگی فوق‌العاده دارم.
    یک عزیزِ دل مثل استاد عباس‌منش در زندگیم دارم.
    گردش مالی من در یک سال گذشته یک میلیارد و هشتصد میلیون تومان بوده است.
    و هر خواسته‌ای که از دل تضادهایم بیرون آمده، از یک مسیر روان و آرام برایم محقق شده است.

    از زمانی که با دوره قانون سلامتی کار می‌کنم، سلامت ذهن و بدنم دستخوش تغییرات عمیقی شده. فهمیده‌ام که زندگی به شیوه قانون سلامتی، اصل اول است و هرکس باید تغییر را از این نقطه شروع کند. چون واقعاً «عقل سالم در بدن سالم است».

    دو ماه قبل از خریدن دوره قانون سلامتی، از خداوند درخواست انرژی ۱۸ سالگی‌ام را کرده بودم. امروز که این‌ها را می‌نویسم، قدرت و انرژی‌ای را در جسم و ذهنم تجربه می‌کنم که حتی فکر نمی‌کنم در ۱۸ سالگی هم چنین چیزی در من بوده باشد—
    از قدرت جنسی گرفته تا تمام جنبه‌های دیگر توانایی و سلامت جسمی.

    امروز بیش از همیشه می‌دانم که وقتی به اصول الهی و قوانین آفرینش در این دوره‌ها عمل می‌کنی،
    زندگی فقط بهتر و بهتر می‌شود.

  • -منیره ملاباقری

    جهش‌های مالی، آرامش درونی و ساختن زندگی رؤیایی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    می‌خواهم تمام حرف‌هایی را که از دلم برمی‌آید بنویسم تا ایمان شما هم قوی‌تر شود. به خدا حرف‌های استاد عباس‌منش را باید با طلا نوشت. حالا می‌فهمم چرا استاد می‌گوید بهایی که برای هر محصول می‌پردازید، هزاران برابرش به شکل نتیجه وارد زندگی‌تان می‌شود.

    من در حال کار کردن با دوره ۱۲ قدم هستم و خدا را شاکرم برای این همه ایمان، امید، آرامش و نوری که آموزش‌های این دوره در دل من کاشته. نمی‌دانم چطور شکر خدا را به‌جا بیاورم. همین حالا که این متن را می‌نویسم، با یک دستم اشک‌های شوقم را پاک می‌کنم.

    چهار سال پیش که با استاد عباس‌منش آشنا شدم، تنها خواسته‌ام از خدا حال خوب، احساس شکرگزاری، انگیزه و شوق زندگی بود. شب و روز فایل‌های استاد را گوش می‌دادم و به آرامشی عمیق رسیده بودم که واقعاً قابل توصیف نیست.

    آن زمان همسر من کارگر ایران‌خودرو بود. هر بار که این فایل‌ها را گوش می‌دادم، با ذوق و شوق برایش تعریف می‌کردم و خوشبختانه او هم این آگاهی‌ها را با دلِ باز می‌پذیرفت. با جرات می‌گویم ایمانش فوق‌العاده است.

    در این سه سال کار کردن با آموزش‌های استاد عباس‌منش، نتایج معجزه‌آسا وارد زندگی‌مان شد. همسرم در سن ۴۰ سالگی بازنشسته شد؛ آن هم کاملاً غیرمنتظره و الهام‌شده. به پیشنهاد من خانه‌مان را فروختیم و مغازه خریدیم. همسرم مغازه را راه انداخت و با باقی پول فروش خانه، وارد کار خرید و فروش ملک شد.

    امروز ارزش مغازه‌مان چندین برابر شده و از خرید و فروش ملک هم سودهای عالی به دست آورده‌ایم. وقتی فکر می‌کنم که حالا هم خانه دارم، هم مغازه، هم درآمد مستقل علاوه بر درآمد ایران‌خودرو، واقعاً سجده شکر می‌کنم.

    تمام این اتفاق‌های خوب و هدایت‌های بی‌نظیر، حاصل همان آرامش درونی و احساس خوبی است که با گوش‌دادن به این آگاهی‌ها در وجودم ساختم. یاد گرفتم که فقط روی احساس خوب، زیبایی‌ها و نشانه‌های الهام‌بخش تمرکز کنم. و همان‌طور که استاد عباس‌منش همیشه می‌گوید، وقتی حالِ درونت خوب باشد، اتفاق‌های خوب خودبه‌خود وارد زندگی‌ات می‌شوند.

  • -جمشید زارع زاده

    جهش چشمگیر در فروش، پس‌انداز و رشد مالی با استمرار در تمرین‌های دوره ۱۲ قدم

    صد روز از آخرین کامنتی که به‌عنوان تمرین ستاره قطبی نوشته بودم می‌گذرد. در این مدت حتی یک روز هم بدون یادآوری و عمل‌کردن به آموزه‌های استاد عباس‌منش نگذشته است. حالا می‌خواهم بخشی از نتایجم را از این تعهد مداوم بنویسم.

    وقتی به کامنت‌های صد روز پیشم نگاه می‌کنم، می‌بینم خواسته اصلی‌ام رسیدن به فروش روزانه ۲۰ میلیون تومان بود؛ در آن زمان فروش من بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان در روز نوسان داشت. اما امروز، بعد از ۱۰۰ روز عمل مداوم به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم،
    فروش روزانه‌ام به حدود ۴۰ میلیون تومان و حتی بیشتر رسیده است.

    یکی دیگر از خواسته‌هایم داشتن پس‌انداز ۵۰ میلیون تومانی بود؛ آرزویی که آن روزها برایم دور از دسترس بود. اما امروز، وقتی این متن را می‌نویسم،
    پس‌انداز من به ۴۵۰ میلیون تومان رسیده است.

    نکته شگفت‌انگیزتر این است که ۹۹ درصد خریدهایم را نقد همان روز انجام می‌دهم و با وجود اینکه فصل فروش عالی شب عید را پشت سر گذاشته‌ام، باز هم حجم اجناس موجود در مغازه‌ام سه برابر ظرفیت مغازه است.

    تمام این نتایج از استمرار من در انجام تمرین‌های این دوره و عمل‌کردن عمیق به آموزه‌ها به دست آمده است.


The last comment needs to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه نجفی گفته:
    مدت عضویت: 1042 روز

    به نام خداوند وهاب و ثروتمندم

    استاد عزیزم سلام

    استاد جان دیروز اومدم نوشتم که مشکلاتی دارم اما چند روزه دوباره برگشتم به مسیر هدایت و دارم روی باورهام کار میکنم و مجدد شروع کردم دوره روانشناسی ثروت1 رو دارم کار میکنم امروز اتفاقی که دوماه منتظرش بودم افتاد امروز همسرم بهش زنگ زدن و شغلش درست شد و استخدام همون شرکتی که میخاست شد و خدارو شکر قرار شده از شنبه بره سرکار امروز چرخ زندگیم اونقدر روون شده بود که خودم اینو حسش میکردم مدام توی دلم شکر گزار بودم حتیی همسرم زنگ زد بهم که من چیکار کردم از دیشب تا الان که داره همه چیز خوب پیش میره

    اون باورش نمیشد ولی من میدونستم همه اینا فقط نتیجه چند روز کار کردن روی باورهامه و اگه این تغییر هرروزه باشه چه نتایج شگفت انگیزی واسم اتفاق میفته

    یکی از تصمیماتی که گرفتم اینه که میخام مثل شما عمل کنم هرروز با خوندن نتایج بچها از خواب بیدار شم و هر شب با نتایج بچها و شکرگزاری بابت اتفاق های خوبشون بخاب برم

    استادد نمیدونین چقدد خوشحالم،چقد خوشحالم که دوباره بعد از مدت ها برگشتم به مسیر هدایت

    استادد دلم میخاد فریاد بزنم بگم قانون درست عمل میکنه دلم میخاد همه اطرافیانم بدونن ولی ولی ولیی اونا توی مدار من نیستن و من خیلی وقته تصمیم گرفتم درموردش به کسی نگم مگه اینکه خودشون درخواست کنن

    خدارو سپاس میگم که منو هدایت کرد و شمارو سر راه من قرار داده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2481 روز

    سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربه‌ای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش می‌کردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی می‌خواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونه‌هایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پول‌هایی رو دریافت کردم. در واقع ما

    من با او پول می‌تونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من می‌گفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظه‌ای که مردم می‌دیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده می‌دونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگه‌ای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتی‌های عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو می‌برم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتی‌ها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمی‌کردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتی‌ها رو که اینقدر عجیبه نمی‌تونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمی‌داد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمی‌شناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قوی‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر بشه در دل ترس‌های بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشین‌هایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمی‌شناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و می‌دونستم که خداوند داره به من می‌گه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعف‌های خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قوی‌تر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیه‌شم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم

    و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1179 روز

    به نام‌ خدای مهربانم خدایی که کنارمه و صدامو میشنوه و با عشق جوابمو میده خدایا شکرت که در این مسیر زیبا و توحیدی قدم برمیدارم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    استاد عزیزم

    الان که نتایج دوستانم رو خوندم دیدم همه نوشتن نتابج ریز تا درشتشون رو

    با خودم مکث کردم و گفتم مگه تو تا الان که چند ساله دانشجوی استاد و این سایت هستی رشد نکردی مگه تغییر نکردی چرا نمینویسی تغییراتتو

    تو هم بنویس و لذت ببر و

    و این شد که منم میخوام بنویسم استاد عزیزم

    من کبری مشتاقی دانشجوی 4 ساله شما هستم

    شایدم بیشتر

    اوایل با فایلهای رایگان کار میکردم حسه آرامشی تو اون شلوغی‌های زندگیم بدست آورده بودم

    که خیلی بی نظیر بود خودم تعجب کرده بودم

    موقعی با استاد آشنا شدیم اتفاق بدی برای ازدواج دخترم پیش اومده بود که خیلی خیلی ما رو داغون کرده بود از همه نظر

    و انگار دیدن استاد و شنیدن صدایش آبی خنک روی آتیش زندگیمون بود

    و دیگر رها نکردم شروع کردم به گوش دادن فایلها ولی چنان مقاومتها و نجواهای ذهنم زیاد بود اما گوش ندادم بعضی جاها و بعضی‌ روزها حسه بدی پیدا میکردم اما با تمام وجود ادامه دادم

    من و همسرم و دو تا دخترام با هم گوش می‌دادیم خونه از صبح تا شب از صدای استاد پر شده بود و این آرامشه هر روزمیومد تو خونه تو وجودمون و بهتر و بهتر و بهتر شدیم

    تا اینکه با شناخت خداوند که قلبا شناختیمش

    و ایمان آوردیم البته اون موقعها کم بود اما باز هم خداوند با همون داشتن ایمان کم جوابممون رو داد پاداش‌ها و نتایج از راه رسیدن

    و مشکل دخترم به شکل معجزه وار که همه باور نمیکردن ؛ درست شد آره قدرته خداوند رو شناختیم و یاد گرفتیم که تسلیمش بشیم دست و پا نزنیم

    و دستانشو فرستاد برامون و خداوند یه انسان خوب رو به زندگی ما وارد کرد که مهربان و وفادار و مرد زندگیست و

    زندگیمون چرخش یکم یکم روان شد و همسرم و دخترم دو سه تا از دوره های استاد رو خریدن

    و با جون و دل گوش میدادیمو چقدر لذت بخش بود برامون

    و الان که به این نقطه رسیدم با کبری پارسال فرق دارم زندگیم تغییر کرده از همه نظر

    چرخ زندگیم خیلی خیلی راحت و روان شده

    ارتباطم با همسرم و فرزندانم و دامادام عالیست

    تو هر کاری از خداوند هدایت میخوام

    از کبری به شدت عصبانی به کبری آرام و دوست داشتنی تبدیل شدم

    از کبری ترسو به کبری با شجاعت و نترس تبدیل شدم

    از کبری بی هدف و بی انگیزه و غر غرو به کبری آرام و رها و مهربون و با انگیزه و هدف دار تبدیل

    شدم

    دیدگاهم مثبت و توحیدی شده

    خدا رو قدرتشو اراده و عظمتشو باور دارم

    خدارو رزاق و وهاب و مهربان میبینم و باورش دارم

    کسب و کار شخصی خودم رو دارم با جسارت مغازه اجاره کردم و پا روی ترسهام گذاشتم

    هر روز برای خودم هدف دارم

    ورزش میکنم

    کنترل ذهنم عالی شده

    کنترل کانون توجه ام عالی شده

    بنده شکرگزار خداوند شدم

    و خودم درآمد دارم

    و الخیر فی ما وموقع رو باور دارم

    عزت نفس و اعتماد به نفسم بالا رفته

    ایمانم به خداوند با جسارت میتونم بگم به 30 رسیده و همه کارها و موفقیتم از قدرته خداوند می‌دانم

    و پذیرفتم که تمام اتفاقات و شرایط رو خودمون با باور و افکار و ذهن و فرکانسمون رقم میزنیم

    و آگاهانه و هوشیارانه قدم برمیدارم و سعی میکنم طبق قوانین پیش برم

    ولی هنوز باورهای محدود کننده هم دارم که دارم تلاش میکنم بهتر بشم

    و تا زنده هستم ادامه میدم و در جهت جریان خداوند قدم برمیدارم با هدایت خداوند مهربانم

    استاد عزیزم دوست دارم که ابن کامنته منو تو بخش نتایج دوستان بذارین تا همه عزیزان این سایت بخونن

    که منم از آموزهای شما چه رایگان و چه خریدن دوره نتیجه گرفتم و زندگیمو تغییر دادم

    خودم و شخصیتمو تغییر دادم و از نو خودم رو ساختم کبری جدید

    خدا رو با وجود شما شناختم شما چراغ راه منو خانواده ام در تاریکی شدین

    خدایا شکرت که الان به من گفتی و منم نوشتم با عشق برای همه شما عزیزان

    استاد عزیزم دوستت دارم و از جون و دل ازت تشکر میکنم

    در پناه خداوند مهربان باشین سالم تر و ثروتمند تر باشین

    چقدر ذوق داشتم موقع نوشتن که وصف ناپذیره

    خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم

    خدایا کمکم کن که در جهت جریان تو قدم بردارم و مومنتوم مثبت رو ادامه بدم

    خدایا کمکم کن که هر روز بهتر از روز دیکه باشم با باور و افکار و شخصیت جدید

    خدایا شکرت سپاسگزارتم سپاسگزارتم سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    حمیده خسروانی گفته:
    مدت عضویت: 386 روز

    سلام ب استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان تقریبا من ده سالی هست ک از همسرم جدا شدم و بدون یک ریال مهریه یا چیز دیگری من با دوتا دخترم ک یکیشون شیر میخورد و اون یکی هم چهارسالش بود من جدا شدم ب لطف خداوند تا جدا شدم من با یکی از دوستام ک با استاد آشنا بود و با قانون وفایلهای استاد عزیز راهنمای من شد و منم برا اولین برا بود ک این حرفهامیشنیدم خیلی سریع تغیر کردم و یه پراید 84 داغونی داشتم ک داشتم مسافر کشی میکردم و خیلی سریع رو دور افتادم با دوره های رایگان استاد عزیز و سریع ب لطف خدا ماشبنم عوض کردم چندتا تکه طلا خریدم یه مبلغی پول پس انداز کردم و یواش یواش من با کمک همون دوستم ک بهم گفت یه دوره هیت بنام هم جهت با جریان خداوند خیلی سریع من مشتاق بودم ک بخرم و خداروشکر پول هم اکی شد و خریدم 27 اسفند 1403 وکلی انرژی گرفتم خوشحال بودم و رفتم گواهینامه پایه یک گرفتم و بعد رفتم دفترچه اتوبوس گرفتم و یه مدت کمی هم با اتوبوس کار کردم و جنس خودم ک شناخته بودم فهمیدم ک علاقه من ب تریلی هست و خیلی راحت اتوبوس گذاشتم کنار و دیگ نرفتم رو اتوبوس ارزش خودم رو پایین نیاوردم و الان هر از گاهی دوستم ک ماشالله سه چهار تا تریلی داره هرموقع راننده اش نیاد من با خودش میبرم و اجازه میده ک من بشینم پشت فرمون و لذت میبرم عشق میکنم اصلا معنی خستگی رو متوجه نمیشم و اما خیلی خیلی من عجولم برای رسیدن ب اهدافم مث اینکه دوست دارم منم راننده داعم باشم و خیلی هم شکر گزاری مینویسم اما بعضی مواقع من ایمانم ضعیف میشه و نگاه ب دست بنده ی خدا میکنم و انشالله ک رو خودم کار کنم ک خیلی خیلی قوی‌تر و پرانرژی تر ادامه بدم تا ب هدف قشنگم ک تریلی هست برسم الهی آمین…و سپاسگزارم از استاد عزیزم و شایسته عزیز و دوست عزیزم ک تو این مسیر کمکم کرد خدایا سپاسگزارم ازت بابت موفقیتم در رانندگی و تریلی اتومات باحالی ک خریدم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سمانه منقوش گفته:
    مدت عضویت: 93 روز

    دوستان من ازتون راهنمایی میخوام تا بتونم دوره مناسب خودم رو انتخاب کنم ، من زمانی که از همسرم جدا شدم تقریبا 10 سال پیس فقط دو میلیون تومن داشتم که اونم پول پیش خونه دادم ، شغلم آرایشگری بود سالن نداشتم ولی مشتریهای سطح بالای شهرم بودن و به لطف خدا بدون هیچ تبلیغاتی تو فضای مجازی و کانالی اونها من رو پیدا میکنن و من رو به عنوان آرایشگر خودشون انتخاب میکنن و همیشه بهم میگفتن که تو با عشق و با جون و دل کار میکنی. هر روز و هر روز مشتریهام بیشتر میشن و من با در آ مدم هر چیزی که میخواستم رو میتونستم برای خودم بخرم از طلا گرفته تاااااا وسایل خونه و زندگی من دو اون تایم نمازمو میخوندم و ارتباط دلی با خدا داشتم، رفته رفته تو نماز خوندن کاهلی کردم یهو تصمیم گرفتم سالن بزنم با یکی از دوستانم که سالن زیبایی داشت شراکتی.

    منتهی من یک آدم امیدوار بودم ، دوستم انتظار داشت که تمام روزهایی که پشت سر میزاریم پر مشتری باشیم(دوستم خودش سالن زیبایی داشت ،قرار بر این بود که بعد از حدود 6 ماه سالنش رو جمع کنه و تو سالن جدید مستقر بشیم ) متاسفانه دوستم یهو شراکتمون رو با من بهم زد و من بینهایت حالم بد شد و احساس کردم پشتم خالی شده ، و از اینکه بتونم تنهایی ادامه بدم احساس ترس داشتم.

    یکم بعدش کرونا اومد و در. گیر اون شدم و چند بار تو همون تایم سالنم رو عوض کردم.

    یک جایی رو برای 3 سال ثابت گرفتم و با در آمد معمولی به کارم ادامه دادم تا اینکه با یکی از فروشگاههای لوازم آرایشی برند شهرمون آشنا شدم

    تومد سالنم رو دبد و بهم گفت تو که متریالهای درجه از از فروشگاه ما میخری و کارت اینقدر تمیزه چرا سالنت رو بزرگتر نمیکنی!

    من‌گفتم میترسم اجارمو در نیارم.

    با اسرار بهم گفت خودم برات یه سالن لوکس پیدا میکنم و حتی 10 تومن پول پیش سالنم رو هم داد و گفت خودم برات پرسنل پیدا میکنم درجه بک که باهات کار کنن.

    خلاصه یه سالن کلید اول تو بهترین روکیشن شهرم گرفتم و دیگه از دوستم خبری نشد نمیدونم چرا خودش. و کشید کنار

    و من تمام روزها رو با استرس پشت سر گذاشتم ، آگهی میزاشتم و نمیتونم نیروی خوب جذب کنم. و همش ناراحت این بودم که چرا اون خانوم پشت منو خالی کرد…

    یهو بعد 10 ماه تصمیم گرفتم جامو عوض کنم، الان دو سالی هست که یه سالن دیگه اومدم اینجا هم اجاره ام خییییلی بالاست و بدهی زیادی دارم من حتی اجاره سالنم رو در نمیارم. مشتریهای ثابت زیادی دارم.

    یکماهی میشه که به صورت جدی دارم فایلهلی استاد رو گوش میدم و متوجه شدم دچار شرک شدم من خدا رو فراموش کرده بودم درسته که تو تمام روزهای بد فقط امیدم به خدا بود و ازش کمک میخوایتم ولی ته دلم میخواستم آدما کمک کنن بهم. الان دارم مسیرمو عوض میکنم و به این نتیجه رسیدم که تنها خداست که میتونه من رو از فرش به عرش برسونه .

    الان میخوام یه دوره ای رو تهیه کنم که بهم کمک کنه برای ادامه مسیر….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مریم فرامرزی گفته:
      مدت عضویت: 1336 روز

      سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی عزیز سلام به عزیز سمانه

      اول از همه خوشبختم از اینکه همکار هستیم دوست من به نتیجعه خوبی رسیدی هم اینکه خدا را فراموش کرده بودی وهم ایکنه شرک بود که به غیر خدا امیدوار باشی متم یه مدت میخواستم سالنم را جابجا کنم همش میگفت اینجا تو این محله مشتری نیست باید برم جای دیگه وشرایط جای دیگه را هم نداشتم وهر روز مشتریهام کم شد تا اینکه دوباره برگشتم به دوره 12 قدم واز اول شروع کردم گوش دادن ومتوجعه شدم من خدا را فراموش کردم وعیر از خدا دل بستم

      که استاد عزیزم در فایلی گفتم اگر شما باورهای خودتون را درست کنید در کوچکترین جا هم که باشین مشتری میاد وشما پیدا میکنه

      از روزی که دوباره شروع کردم خدا راشکر هر روز مشتریهام بیشتر میشن

      وخدا راشکر میکتم

      وپیشنهاد من به هم دوره احساس لیاقت هست وهم دوره ای 12 قدم که بهترینها هستن برای خود شنایی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    زهرا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 272 روز

    دوستان من یه مشگلی دارم ومیخام برای اون دوره قانون سلامتی روتهیه کنم اما قبلش میخام ببینم برای مشگل منم کارساز هست یانه ؟

    آیا شما تجربه ای از مشگل من داشته اید که با قانون سلامتی رفع شده باشد ؟

    من مشگلم راجع به قاعدگی هست ،هرماه به وقتش پریود میشم اما تعداد روزهای پریودی کم شده یعنی حجم خونریزی کم شده از 5 روز رسیده به 3روز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2481 روز

    با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت

    جلسه 4

    مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود

    من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم

    و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سمیرا علینژاد گفته:
      مدت عضویت: 3168 روز

      سلام زهرا جان

      سمیه هستم

      متاسفانه این عادت مادران ایرانی هست و گا که اگاه شدیم باید این زنجیره را قطع کنیم

      ممنونم ازت که انقدر دلی نوشتی وقتی از زبان استاد میشنویم خیلی قبول داریم ولی وقتی دانشجوها نیاند و نیمویسند ولقعا مهر تاییدی هست به صحبتهای استاد

      و ما چه قدر خوش بخت و خوش اقبال هستیم که استاد

      را داریم چون میدونیم راه درست و کار دست چیه

      انشاله خدا کمک کنه هر روز بهتر لز دیروز بشید از هر لحاظ

      استاد عزیزم خیلی دوستت دارم

      هر روز دعاگوتون هستم

      نمیدونم اگه شما نبودید چه بلایی سرم میومد

      اول چیز این بود که هدایتها را قطع میکروم چون اصلا نمیدونستم وجود دراره

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2481 روز

    با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت می‌خوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف می‌زد و به شدت بد رفتار می‌کرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس می‌کردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من می‌گیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص می‌کنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو می‌آورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه می‌کرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درس‌های استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قوی‌تر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: