نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -علیرضا بهادری

    رشد مالی چشمگیر، بهبود روابط و آرامش درونی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    من در چکاپ فرکانسی قدم دوازدهم به تمام سؤال‌ها پاسخ دادم و جواب‌هایم را با شروع قدم اول مقایسه کردم. حالا می‌خواهم توضیح بدهم که انجام کدام تمرین‌ها و چگونه عمل کردن به آن‌ها باعث شد این نتایج بزرگ در زندگی‌ام شکل بگیرد. مهم‌ترین خواسته من رشد مالی بود. قبل از ورود به دوره ۱۲ قدم، فایل «چگونه در عرض یک سال درآمد خود را چند برابر کنیم» را گوش دادم، نت‌برداری کردم و به خودم تعهد دادم که درآمدم را سه برابر کنم. در طول اجرای آموزه‌ها نجواهای ذهنی زیادی داشتم که می‌گفت: «تو چند سال است داری کار می‌کنی، حتی هزار تومان هم به حقوقت اضافه نکرده‌اند؛ چطور می‌خواهی حقوقت را سه برابر کنی؟» اما همین آموزه‌ها به من یاد می‌داد چطور به خدای یکتا ایمان داشته باشم و ادامه بدهم.

    بعد از بیست روز از کارم اخراج شدم. آن زمان در یک مغازه پروتئینی در شهرستان کار می‌کردم. وقتی این اتفاق افتاد، مدام حرف‌های استاد عباس‌منش را به خودم یادآوری می‌کردم که می‌گفتند: «وقتی در مسیر درست حرکت می‌کنی، هر اتفاقی که می‌افتد به صلاح توست و می‌خواهد تو را به خواسته‌هایت برساند.» من این حرف‌ها را باور کرده بودم و همین یادآوری ایمانم را بیشتر می‌کرد. در نتیجه بدون هیچ ترسی فقط بر این تمرکز کردم که این اتفاق به من فرصت بیشتری داده تا روی خودم کار کنم. بعد از مدتی هدایت شدم که از آن شهر به مشهد مهاجرت کنم و به شکل کاملاً هدایتی و معجزه‌آسا که قبلاً داستانش را گفته‌ام، صاحب یک مغازه شدم. کل سرمایه‌ام پنجاه میلیون بود و با توکل به خدا شروع کردم و بعد وارد دوره ۱۲ قدم شدم. دوره ۱۲ قدم تکمیل‌کننده مسیر پیشرفت من شد.

    با تمرین «ستاره قطبی» شروع کردم. طبق آموزش‌های استاد عباس‌منش، از خواسته‌های کوچک شروع کردم تا آرام‌آرام ظرف وجودی‌ام بزرگ شود و نتایج نیز بیشتر و بیشتر ظاهر شوند. هر روز درخواست می‌کردم، اجابت می‌دیدم، سپاسگزاری می‌کردم و این چرخه را ادامه می‌دادم. با هر بار نتیجه گرفتن، اعتمادبه‌نفسم، انگیزه‌ام و میل شدیدم به کار کردن روی خودم بیشتر می‌شد. هدف من در ابتدا بهبود مالی بود، اما کم‌کم دیدم که در تمام جنبه‌های زندگی‌ام رشد کرده‌ام؛ انگار همه‌چیز به هم متصل بود و با رشد درونی من، زندگی بیرونی‌ام هم تغییر می‌کرد.

    جلسات «باورساز» را بارها تکرار می‌کردم، مخصوصاً بخش‌هایی که نحوه ساخت باورهای قدرتمندکننده را توضیح می‌داد. آن‌قدر تکرار کرده بودم که این باورها تبدیل به بخشی از وجودم شده بودند. مدام دوره را گوش می‌دادم و نکته‌برداری می‌کردم. اتاق خواب، مغازه و حتی سرویس‌های منزل پر از برگه‌هایی بود که رویشان نوشته بودم: «چگونه می‌توانم از این بهتر و بهتر شوم؟» چون خودم را می‌شناختم و می‌دانستم اگر هر روز این آگاهی‌ها را به خودم یادآوری نکنم، فراموش می‌کنم و به روش قبلی برمی‌گردم. این تکرار و یادآوری مداوم باعث شد نگرانی‌ها و ناراحتی‌هایم کمتر شود و ایمان و توکل واقعی‌ام بیشتر و عمیق‌تر شود. همین تغییر درونی باعث شد ارتباط‌های عالی با مشتری‌هایم شکل بگیرد.

    در تمام مدت اجرای دوره، تلاش کردم باورهای محدودکننده قبلی را کنار بگذارم و با تمرین‌ها باورهای قدرتمندکننده بسازم. کم‌کم باور به فراوانی در ذهنم شکل گرفت و این باور که «من خالق زندگی خودم هستم» در وجودم ریشه دواند. این باور باعث شد به دنبال آرزوهایم بروم، چون فهمیدم هیچ محدودیتی وجود ندارد و آزاد هستم هر تغییری را در زندگی‌ام ایجاد کنم. هر چقدر درونم تغییر می‌کرد، نتایج بیرونی‌ام هم بیشتر می‌شد.

    نتایج مالی و غیرمالی من بعد از ۱۲ قدم:

    در شروع قدم اول، پس‌اندازم صفر بود؛ اکنون ۲۵۰ میلیون تومان پول نقد دارم.

    در شروع قدم اول، ۹۰ میلیون تومان بدهکار بودم؛ اکنون هیچ بدهی ندارم.

    سرمایه کاری من در شروع حدود ۵۰ میلیون تومان اجناس مغازه بود؛ اکنون سرمایه مغازه‌ام پنج برابر شده است.

    توانایی خریدم در شروع بسیار کم بود؛ اکنون پنجاه برابر شده است.

    سود خالص ماهیانه‌ام در شروع پنج میلیون تومان بود؛ اکنون بیش از ۱۴ برابر رشد کرده است.

    در روابط، رابطه‌ام با همسرم در شروع در مرحله خطر بود و احترام از بین رفته بود؛ اکنون عشق و صمیمیت عمیقی بین ما وجود دارد، اما بدون وابستگی ناسالم.

    در روابط اجتماعی، قبلاً منزوی بودم و با همه درگیر می‌شدم؛ اما اکنون دوستان هم‌مدار و هم‌فرکانس زیادی دارم و اوقات بسیار خوبی با هم می‌گذرانیم.

    در شروع، روزم با بدترین حال احساسی شروع می‌شد و با احساس بدتر تمام می‌شد؛ اما اکنون صبحم با لبخند و شادی شروع می‌شود، طی روز فقط اتفاقات خوب می‌بینم و شب با احساس سپاسگزاری به خواب می‌روم.

    استاد عزیز عباس‌منش، این زندگی رویایی را حتی در خواب هم نمی‌دیدم، اما حالا دارم واقعی زندگی‌اش می‌کنم. عمل به آموزه‌های شما من را توحدی و یکتاپرست واقعی کرده و همین باعث شده نعمت و خوشبختی به زندگی‌ام سرازیر شود. یاد گرفته‌ام که راحت خودم را به جریان هدایت بسپارم، با آرامش توکل کنم و احساس می‌کنم خداوند تمام مسیرها را برایم هموار کرده تا فقط شاد باشم و از زندگی لذت ببرم.

  • -ابوالفضل

    نتایج شگفت‌انگیز من از عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    می‌خواهم ردپایی از خودم بگذارم و بخشی از نتایجم را از عمل به آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم تا این مرحله بنویسم. نتایجی که هر بار مرورشان می‌کنم، فقط می‌گویم: خدایا شکرت.

    میزان پس‌اندازم حدود شش برابر شده است.
    درآمدم تقریباً سه برابر شده و کارم راحت‌تر شده و بدون بالاسری پیش می‌رود.
    نصف بدهی‌هایم را پرداخت کرده‌ام و در مسیر صفر کردن باقی آن هستم.
    توانایی خریدم از خرید تخم‌مرغ رسیده به جایی که امروز می‌توانم برای خودم لباس و مقدار زیادی میوه بخرم.
    هزینه‌های غیرمترقبه زندگی‌ام تقریباً صفر شده است.
    امید به آینده‌ام تبدیل شده به یقینِ کامل به روزهای عالی و رو به پیشرفت.
    میزان مراجعه‌ام به پزشک تقریباً صفر شده است.
    روابط من با همکارانم به‌طور جادویی عالی شده است.
    احساس گناه در من تقریباً از بین رفته است.
    و مهم‌تر از همه، حضور خداوند را در هر لحظه از زندگیم حس می‌کنم.

    وقتی این نتایج را مرور کردم، از ته دل گفتم: «خدایا شکرت». منی که توانستم تا الان این‌همه تغییر ایجاد کنم، خدا می‌داند با ادامه این مسیر چه اتفاقات فوق‌العاده‌تری را برای خودم رقم می‌زنم. خدایا شکرت.

  • -مهری اکبری

    رهایی از بیماری ۱۲ ساله، استقلال مالی و رسیدن به آرامش با آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    اگر واحد شادی، سلامتی، روابط عالی و وضعیت مالی مناسب را ۱۰۰ در نظر بگیریم، قبل از کار کردن روی خودم با آموزش‌های استاد عباس‌منش، نمره من منفی ۱۰۰ بود؛ اما امروز، به لطف مداومت در این مسیر، به مثبت ۵۰ رسیده‌ام و این یعنی یک زندگی کاملاً جدید.

    وقتی شروع کردم به کار کردن با آموزش‌های استاد، درآمدم صفر بود. خانه‌دار بودم و فقط آرزو داشتم زن فعالی باشم و برای خودم درآمد داشته باشم. با آموزش‌های استاد روی افکار و باورهایم کار کردم. خیلی زود به شکل کاملاً باورنکردنی یکی از دوستانم با من تماس گرفت و گفت که قصد مهاجرت از شهر را دارد و اگر بخواهم، شغل و اعتبارش را به من منتقل می‌کند. آن زمان من هیچ درآمدی نداشتم، اما چون مسیر را ادامه داده بودم، هدایت شدم. امروز بهترین شغل و بهترین درآمد زندگی‌ام را دارم؛ درآمدم به ۵۰ میلیون تومان در ماه رسیده و به استقلال مالی و فکری رسیده‌ام.

    رابطه‌ام با همسر و فرزندانم تبدیل شده به یک رابطه عاشقانه، محترمانه و آرام؛ چیزی که همیشه آرزویش را داشتم.

    و مهم‌تر از همه، با زندگی به شیوه‌ٔ دوره قانون سلامتی و عمل به آگاهی‌های آن، بعد از ۱۲ سال درگیری با بیماری سرطان، به‌طور کامل شفا پیدا کرده‌ام. امروز پرانرژی، سالم و شاد زندگی می‌کنم و این بزرگ‌ترین نعمت خداوند در زندگی من است.

    آنچه این نتایج را خلق کرد، درست کار کردن با آموزش‌ها، تکرار و عمل کردن به تمرین‌ها، تمرکز روی خواسته‌ها و کار کردن عمیق روی عزت نفسم بود؛ عزت نفسی که با استفاده از آموزه‌های استاد و همچنین آگاهی‌هایی که از مسیر دوره عزت نفس گرفتم، هر روز قوی‌تر شد.

    من عاشق صدای استاد عباس‌منش هستم، عاشق کار کردن روی خودم، عاشق پیدا کردن ترمزهای مخفی ذهنم، باورهای محدودکننده‌ام و جایگزین کردن آن‌ها با باورهای قدرتمندکننده جدید. این مسیر برای من فقط یادگیری نبود؛ تولدی دوباره بود.

    خدایا شکر. اگر ۳۸ سال از زندگی‌ام را نفهمیدم، اما در همین سه سالی که وارد خانواده صمیمی عباس‌منش شدم و به این آگاهی‌ها عمل کردم، دارم به تک‌تک آرزوهایم می‌رسم. طعم واقعی خوشبختی، آرامش، آزادی و دیدن حضور خداوند در هر لحظه را تجربه می‌کنم. خدا را شکر می‌کنم برای مسیری که به‌واسطه استاد عباس‌منش سر راه من قرار گرفت و زندگی‌ام را از ریشه دگرگون کرد.

  • -کیارش

    تحول عمیق در سلامت، درآمد و آرامش با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    دوست داشتم بخشی از نتایجم را از عمل به آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم تا این نقطه با شما به اشتراک بگذارم. به لطف الله بی‌همتا، حدود دو سال و نیم پیش با استاد عباس‌منش آشنا شدم و عضو این سایت بهشتی شدم. زمانی که وارد سایت شدم، از نظر روحی در وضعیت بسیار بدی بودم؛ هیچ ارتباطی با اطرافیان نداشتم، پر از استرس و وسواس‌های ذهنی بودم، مدام بیمار می‌شدم، هیچ درآمدی نداشتم و تمام پس‌انداز، ماشین و هرچه داشتم را در بازارهای مالی مثل ارز دیجیتال و بورس از دست داده بودم و کلی هم بدهکار شده بودم.

    بعد از آشنایی با سایت و شروع کار با آموزش‌های استاد عباس‌منش، کم‌کم همه‌چیز رو به بهبودی رفت. اوایل چون سرکار نمی‌رفتم، بعضی روزها شش یا هفت ساعت فقط با آموزش‌ها روی خودم کار می‌کردم. غیر از پیاده‌روی صبحگاهی، تقریباً هیچ‌جا نمی‌رفتم و کاملاً روی شخصیتم کار می‌کردم. امروز می‌توانم بگویم هیچ شباهتی به آدم قبلی ندارم.

    تقریباً یک سال پیش وارد دوره ۱۲ قدم شدم. به کار برگشتم و از آن زمان اتفاقات و معجزات زیادی در زندگی‌ام رخ داده است. اکنون سلامتی کامل جسمی دارم. آزادی زمانی و مکانی دارم و به لطف خدا الان صاحب کارم خداست و فقط از او دستور می‌گیرم؛ آقابالاسرم خداست.

    الان که این متن را می‌نویسم، درآمدم در طی یک سال گذشته حدود پنج برابر شده است. بسیار سپاسگزارم از استاد عباس‌منش برای سخاوت بی‌نظیرشان در آموزش و کیفیت بالای آگاهی‌هایی که با صداقت و عشق ارائه می‌دهند.

  • -ماهک

    تجربه کاهش وزن پایدار، سلامتی کامل و تغییر سبک زندگی با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    من یک خانم چهل‌ساله هستم. چند سال بود که رژیم‌های مختلف را امتحان می‌کردم چون یک بدن خوش‌فرم می‌خواستم، اما یا نتیجه‌ای نمی‌گرفتم یا نتایج بسیار موقتی بودند و مهم‌تر اینکه آن روش‌ها سخت، بی‌لذت و غیرقابل‌ادامه بودند. همیشه به همسرم می‌گفتم استاد عباس‌منش در همهٔ حوزه‌ها دوره دارد، جز سلامتی؛ و اگر روزی ایشان درباره سلامتی دوره‌ای ارائه کنند، من همان را اجرا می‌کنم چون مطمئنم نتیجه می‌گیرم؛ چون از دوره‌های قبلی‌شان نتیجه گرفته بودم. تا اینکه شما دوره قانون سلامتی را روی سایت گذاشتید و من با خودم گفتم: خدایا شکرت، ببین قانون چقدر زیبا جواب می‌دهد.

    من با وزن ۶۴ کیلو وارد دوره قانون سلامتی شدم و با تعهد کامل طبق آموزش‌های استاد عباس‌منش عمل کردم. اکنون بعد از فقط دو ماه، وزنم به ۴۸ کیلو رسیده. اما مهم‌تر از عدد وزن، از بین رفتن کامل چربی زیر شکمم بود؛ چربی‌ای که بعد از زایمان مانده بود و همه می‌گفتند فقط با جراحی از بین می‌رود. حالا نه‌تنها اندامم کاملاً خوش‌فرم شده، بلکه با تمرینات عضله‌سازی دوره، شکم سیکس‌پک هم دارم.

    از نظر سلامتی، تغییراتم شگفت‌انگیزتر است. کمردرد، سردرد، لکه‌های پوستی، ریزش مو، دردهای پریودی، عصبی‌بودن و ده‌ها مشکل دیگر همگی از بین رفته‌اند و امروز احساس می‌کنم واقعاً یک بدن کاملاً سالم و سبک دارم.

    چون جلسات دوره قانون سلامتی را از طریق سیستم روی تلویزیون پخش می‌کنم، دخترم و همسرم هم صحبت‌های استاد عباس‌منش را می‌شنوند. قبل از ورود به این دوره، من چقدر تلاش کرده بودم که آن‌ها را از فست‌فود و شیرینی دور کنم؛ اما حالا بدون اینکه من حتی یک کلمه حرف بزنم، خودشان تغذیه‌شان را سالم کرده‌اند. حتی وقتی گاهی به دخترم که ۹ ساله است می‌گویم اشکال ندارد این غذا را بخور، می‌گوید: «مامان، نشنیدی استاد گفت اینها سمّه؟ پس برای منم سمه. قدیما بچه نداشتن؟! خوب بچه‌هاشونم با تغذیه طبیعی بزرگ شدن. مامان منو بدبخت نکن، بزار منم از الان بدن سالمی بسازم!»

    خدایا شکرت، بدون هیچ تلاش اضافه‌ای دخترم شیرینی و فست‌فود را کنار گذاشته و همسرم هم می‌خواهد زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کند. یک نکته خیلی مهم که فهمیدم این است که با این سبک زندگی دیگر هیچ زباله غذایی تولید نمی‌کنیم؛ انگار تمام آن زباله‌ها، سم‌هایی بودند که قبلاً می‌خوردیم و اینها فقط بسته‌بندی‌شان بود. علاوه بر آن، چون ظرف‌ها خیلی کمتر کثیف می‌شوند، مصرف آب‌مان هم کم شده و این شیوه زندگی فوایدی دارد که آدم واقعاً از شمارش آن‌ها جا می‌ماند.

    من از صمیم قلب خدا را شکر می‌کنم که هم زیبایی بدن، هم سلامتی کامل، هم آرامش، هم صرفه‌جویی، و هم تغییر خانواده‌ام به لطف عمل به آگاهی‌های این دوره قانون سلامتی برای من رقم خورده است.

  • -ماریا اکبری

    جهش تحصیلی، شغلی، مالی و ایمانی با عمل‌کردن به آموزش‌های استاد عباس‌منش

    می‌خواستم دستاوردهای عمل‌کردن به آموزه‌های استاد عباس‌منش را بنویسم؛ هم برای خودم که همیشه یادم بماند از کجا شروع کردم، و هم برای دوستانم تا با دیدن نتایج واقعی، باورشان قوی‌تر شود و این آموزش‌ها را جدّی‌تر بگیرند.

    من در کامنت‌های زیادی از نتایجم نوشته‌ام، اما همیشه دوست داشتم یک جمع‌بندی کلی از تمام این تغییرات داشته باشم.

    قبل از آشنایی با آموزش‌های استاد عباس‌منش، من دیپلمه و خانه‌دار بودم. اما امروز، علاوه بر لیسانس مدیریت، دو مدرک بین‌المللی دیگر از دانشگاه تهران گرفته‌ام و الان در یک شرکت معتبر، هم‌گام با بزرگان آن مجموعه، مشغول انجام کارهایی هستم که همیشه به آن‌ها علاقه‌مند بودم.

    قبل از آشنایی با آموزش‌ها، نه خانه داشتم و نه ماشین؛ اما الان هم خانه و هم ماشین به نام خودم دارم.

    از نظر اعتمادبه‌نفس و احساس لیاقت در فقر کامل بودم؛ در تمام دوران مدرسه، حتی یک خط کتاب یا انشا را با صدای بلند نخوانده بودم. در حالی که امروز برای صدها نفر سخنرانی می‌کنم.
    رانندگی کردن یکی از بزرگ‌ترین ترس‌های زندگی من بود، اما الان تمام استان‌ها را تنها رانندگی می‌کنم و سفر می‌روم.

    قبلاً اصلاً توانایی حل مسئله نداشتم؛ یک تضاد می‌توانست مرا با خودش غرق کند. اما امروز آن‌قدر بزرگ‌تر و قوی‌تر از مسائلم شده‌ام که با آرامش از پس آن‌ها برمی‌آیم و هر مسئله‌ای را تبدیل به سکوی رشد می‌کنم.

    قبل از آشنایی با استاد عباس‌منش، فکر می‌کردم مؤمن هستم؛ اما حالا می‌فهمم که آن زمان، در عمل، گرفتار شرک و ترس و وابستگی بودم. من کنار استاد عباس‌منش، معنای واقعی شرک و توحید را در عمل یاد گرفته‌ام و از این بابت به خودم افتخار می‌کنم که توحیدی‌تر زندگی می‌کنم.

    یاد گرفته‌ام که مهم‌ترین رابطه زندگی‌ام، یعنی رابطه با خداوندِ قدرت مطلق را تقویت کنم. یاد گرفته‌ام که با تغییر نگرشم، احساس خودم را خوب نگه دارم و در مواجهه با تضادها نترسم و غمگین نشوم، چون می‌دانم خداوند بزرگ‌ترین حامی من است.

    اگر بخواهم از تغییراتم در تمام جنبه‌های زندگی بنویسم، واقعاً باید ساعت‌ها تایپ کنم. فقط می‌دانم از زنی دیپلمه، خانه‌دار، ترسان و بی‌اعتمادبه‌نفس، تبدیل شده‌ام به انسانی که تحصیل‌کرده است، شغل مورد علاقه‌اش را دارد، از پس مسائلش برمی‌آید، با خداوند رابطه‌ای نزدیک‌تر و توحیدی‌تر دارد و هر روز در حال رشد است.

  • -Zahra Gheraat

    کاهش سایز با «بشکن»، بهبود کامل مشکلات گوارشی و جوان‌سازی ظاهر با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    قبل از ورود به دوره قانون سلامتی با مشکلات شدید گوارشی درگیر بودم؛ بدنم کهیر می‌زد و مسائل آزاردهنده دیگری هم داشتم.

    من با وزن ۶۱ کیلوگرم، دور کمر ۹۵ سانتی‌متر و دور شکم ۱۰۰ سانت زندگی به سبک دوره قانون سلامتی را شروع کردم. جالب است که در طی فقط سه هفته، با اینکه وزنم خیلی کم نشده بود، اما سایزم به شکل چشمگیری کم شده بود.
    دور کمرم از ۹۵ به ۷۸ سانتی‌متر رسید و دور شکمم از ۱۰۰ به ۸۸ سانتی‌متر رسید—آن هم به‌راحتی و دقیقاً همان‌طور که استاد عباس‌منش می‌گویند: «با یک بشکن».
    الان از سایز ۴۲ به سایز ۳۸ رسیده‌ام و وزنم هم ۵۵ کیلوگرم است.

    سفیدی موهایم در حال مشکی‌شدن است و رنگشان دودی شده.
    ابروهایم که کم‌پشت و خالی شده بودند، الان به‌طور مشخص در حال پرشدن هستند و دیگر حتی فکر کاشت ابرو هم به ذهنم نمی‌رسد.
    مشکلات گوارشی و کهیر زدن‌ها به شکل چشمگیری بهبود پیدا کرده‌اند.

    اما مهم‌تر از همه، تغییر باوری است که در ذهنم اتفاق افتاده. اجرای دوره قانون سلامتی باعث شد ایمانم به سایر آموزه‌های استاد چند برابر شود و حس کنم دقیقاً همان‌طور که استاد آموزش می‌دهند، باید عمل کنم.

    یادم هست در یک فایل هدیه که استاد درباره معرفی دوره قانون سلامتی صحبت می‌کردند، ایشان با دست حالت بشکن را نشان دادند و گفتند:
    «به همین شکل، افراد در این دوره وزن کم می‌کنند و نتایج متعدد سلامتی می‌گیرند.»

    آن زمان وقتی این را دیدم، ذهنم می‌گفت:
    «استاد کمی اغراق می‌کند. چون خودش خیلی سفت و سخت به دوره عمل کرده نتیجه گرفته؛ برای بقیه که این‌طور نیست…»

    اما وقتی وارد اجرای واقعی دوره شدم، دیدم هیچ اغراقی وجود ندارد. من دقیقاً با همین «بشکن» به این نتایج رسیدم. تازه الآن بیشتر درک می‌کنم که هیچ‌کدام از حرف‌های استاد در دوره‌ها اغراق نیست؛
    این ذهن مقاوم و بی‌اعتمادِ ماست که با باورهای محدودکننده‌اش شک می‌کند و اجازه نمی‌دهد با ایمان عمیق به آموزه‌ها عمل کنیم.

    خدا را شکر می‌کنم که با دوره قانون سلامتی نه‌تنها این نتایج فوق‌العاده را تجربه کردم، بلکه فهمیدم اگر به هرکدام از آموزش‌های استاد در هر دوره‌ای عمل کنی، در همان جنبه به‌راحتی به نتایج عالی می‌رسی—دقیقاً مثل خود استاد.

  • -علیرضا بهادری

    رشد ۱۵ برابری درآمد، آرامش عمیق، و ساختن زندگی جدید با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    تابستان ۹۹ جسته‌وگریخته با فایل‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم. هر از گاهی از طریق شبکه‌های اجتماعی ایشان را دنبال می‌کردم؛ کمی حال دلم بهتر می‌شد، اما دوباره رها می‌کردم و به روال قبلی زندگیم برمی‌گشتم.
    حدود ۹ ماه طول کشید تا بفهمم گمشده‌ای که دنبالش هستم، سایت استاد عباس‌منش است. اما همین گوش دادن‌های پراکنده و شکرگزاری‌های روزانه، مثل دانه‌ای بود که در خاک کاشته بودم. هنوز جوانه نزده بود، اما حال دلم بهتر شده بود و امید به آینده در من زنده شده بود.

    این روند ادامه داشت تا اینکه در سال ۱۴۰۰ با یک تضاد عاطفی شدید روبه‌رو شدم؛ تضادی که مرا از نظر روحی در وضعیت بسیار بدی قرار داد. دنبال هر چیزی و هر کسی می‌گشتم تا از درد رها شوم، اما هیچ‌چیز تسکین‌دهنده نبود.
    تا اینکه یک روز هدایت شدم به فایل «توحید عملی ۶» و همان لحظه جرقه اصلی تغییراتم زده شد.

    صبح تا شب حتی در محل کار فایل‌های استاد را گوش می‌دادم و باور می‌ساختم.
    با فایل‌های «چگونه در عرض یک سال درآمد خود را چند برابر کنیم» کار کردم و بعد وارد دوره ۱۲ قدم شدم.

    طی فقط ۴ ماه هدایت شدم به مهاجرت و یک شغل جدید که به آن علاقه داشتم، و درآمدم از ۵ میلیون به ۱۵ میلیون تومان رسید.

    با جدی کار کردن روی آموزش‌های ۱۲ قدم، سرعت اتفاقات خوب بیشتر و بیشتر شد.
    استاد، من به آموزش‌های شما ایمان آوردم و هر آنچه گفتید را مثل وحی منزل اجرا کردم. به همان اندازه که عمل کردم، زندگی‌ام تغییر کرد.
    الان که دارم این تجربه را می‌نویسم، درآمدم به ۷۰ میلیون تومان در ماه رسیده است.

    من متعهد شدم که هر روز تمرین کنم، هر روز قوانین را تکرار کنم و زندگی‌ام را روی ریل درستی بگذارم.
    در طول مسیر، به هدایت‌ها و ایده‌ها گوش کردم و عمل کردم؛ کاری به هیچ‌کس نداشتم و فقط روی خودم تمرکز کردم.
    نتیجه‌اش رشدهای پی‌درپی بود و وقتی به قدم دوازدهم رسیدم، چرخ زندگی‌ام آن‌قدر روغن‌کاری شده بود که گاهی فراموش می‌کردم قبلاً چطور زندگی می‌کردم.

    تمرین ستاره قطبی دوره ۱۲ قدم برای من شاه‌کلید این دوره است.

    الان مغازه‌ای شیک و زیبا در بهترین نقطه محل زندگی‌ام دارم و هر لحظه خداوند را شکر می‌کنم.

    هر روز با گوش‌کردن به آموزش‌ها، قانون را یادآوری می‌کنم و نتایج فوق‌العاده‌ای که در زندگی‌ام ظاهر شده را می‌بینم.
    روابطم با دیگران مخصوصاً همسرم عالی شده و نسبت به دو سال پیش، زندگی‌ام قابل مقایسه نیست.
    در این دو سال، درآمدم ۱۵ برابر شده و همچنان در حال افزایش است.
    سلامتی‌ام در تمام ابعاد بهتر شده و از هر جهت نتایج فوق‌العاده‌ای گرفته‌ام.

    استاد عزیزم، دوره ۱۲ قدم برای من حدود ۱۰ ماه طول کشید و قصد دارم جزئیات «چکاپ فرکانسی» این ده ماه را برایتان کامنت کنم تا ببینید دانشجوی شما چگونه روی خودش کار کرده و چه نتایجی خلق کرده است.

  • -زینب برهانیان

    عنوان: چند برابر شدن درآمد، تقویت ایمان به قانون و تجربه حس‌وحال فوق‌العاده با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    من در حال حاضر در قدم سوم هستم و خواستم تجربه‌ام از کار کردن با آگاهی‌های این سه قدم را با دوستانم به اشتراک بگذارم.

    طبق آموزش‌های دوره ۱۲ قدم، من هر بار یک جنبه از زندگی‌ام را انتخاب می‌کنم و با رعایت تکامل، برای بهبود آن تعهد می‌دهم. سپس با تمرکز، مرحله‌به‌مرحله همان جنبه را رشد می‌دهم.

    ماه اول، تعهد دادم که درآمدم را یک‌سوم افزایش دهم. اما در کمتر از دو هفته، درآمدم دو برابر بیشتر از مبلغ تعیین‌شده شد.

    ماه دوم، تعهد دادم درآمدم را دو برابر افزایش دهم و بعد از سه هفته، خیلی بیشتر از عددی که تعیین کرده بودم را ساختم.

    ماه سوم نیز مبلغ مشخصی تعیین کردم و باز هم با تعهد و عمل به آگاهی‌های دوره، حدود سه برابر مبلغ تعهد داده‌شده برایم محقق شد.

    اما مهم‌ترین مسئله‌ای که برای من در این مسیر اهمیت داشت، تقویت باورم نسبت به قانون بود. این که اگر من روی ورودی‌های ذهنم کار کنم، تمرینات این دوره را انجام بدهم و طبق آگاهی‌ها، در حس‌وحال خوب بمانم، طبق قانون همه چیز به زیباترین شکل ممکن پیش می‌رود.

    وقتی این تعهدها یکی‌یکی محقق شد، حس فوق‌العاده‌ای داشتم… ترکیبی از شادی، هیجان، خودباوری، اعتمادبه‌نفس و شکرگزاری عمیق قلبی؛ اول به خاطر اینکه باورم به قانون قوی‌تر شد و بعد به خاطر پولی که وارد حسابم شد.

    هر روزم را با فایل یکی از جلسات دوره شروع می‌کنم و اواسط روز دوباره یک جلسه گوش می‌دهم. باید اعتراف کنم اصلی‌ترین و لذت‌بخش‌ترین نتیجه من از بودن در مسیر این دوره، قبل از هرچیز حس‌وحال فوق‌العاده‌ام در هر لحظه از زندگی است؛ و در مرحله دوم، نگاه قدرتمند و زیبایی است که نسبت به اتفاقات، آدم‌ها و کل زندگی‌ام در من ساخته شده است.

    این دوره نه‌تنها نتایج مالی‌ام را چند برابر کرده، بلکه کیفیت زندگی‌ام را در تمام ابعاد متحول کرده است.

  • -اکرم هاشمی

    ۷ برابر شدن درآمد، ترمیم رابطه با همسر و آرامش عمیق درونی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    ابتدا از نتایج مالی‌ام می‌گویم:

    استاد عباس‌منش، طبق دفتری که الان پیش رویم است، من در تیرماه امسال به خودم تعهد دادم که درآمدم را حداقل سه برابر افزایش بدهم. فایل‌های مربوط به چندبرابر کردن درآمد در یک سال را خلاصه کرده بودم و همراه با جلسات دوره ۱۲ قدم می‌دیدم. آن زمان فقط در یک مؤسسه زبان انگلیسی تدریس می‌کردم و ساعتی حقوق می‌گرفتم؛ درآمدم حدود یک میلیون تومان در ماه بود.

    اما امروز، در تاریخ ۱۹ آبان، با یک معجزه کاملاً طبیعی و هدایتی، درآمدم حدود ۷ برابر شده است.

    هم‌زمان با کار کردن روی باورهایم، مجموعه‌ای از اتفاقات در محل کارم رخ داد: مدیر تغییر کرد، یکی از کارکنان ترفیع گرفت و رئیس شد، و او به‌عنوان معتمد از من خواست جای او در پست قبلی‌اش کار کنم؛ چون خودش دیگر فرصت نداشت. ابتدا با همان حقوق حق‌التدریسی ادامه دادم، اما بعد خود او برای من درخواست حقوق ساعتی کارمندی داد—درخواستی که به‌شکلی باورنکردنی موافقت شد.

    سه روز پیش دوباره یک تعهد جدید برای سه‌برابر کردن درآمدم نوشتم. به ذهنم می‌گویم:
    «من نمی‌دانم چطور… لازم هم نیست بدانم چطور. فقط به همین معجزه ۷ برابر شدن درآمد نگاه می‌کنم و ایمان دارم همان‌طور که این نتیجه آمد، نتایج جدید هم خواهند آمد.»

    و اما درباره روابط:

    سال‌ها شما را دنبال می‌کردم اما همیشه فکر می‌کردم همسرم باید تغییر کند تا رابطه‌مان درست شود. همه‌چیز را می‌توانستم بپذیرم مگر این یک مورد. می‌گفتم: «اگر او تغییر کند، همه‌چیز خوب می‌شود.»

    تا اینکه یک روز که همسرم بیمارستان بود، ناگهان به دلم افتاد: «تو باید تغییر کنی. نه او.»

    تصمیمم را گرفتم که تغییر را در خودم آغاز کنم. هر رفتار یا نکته منفی که در همسر یا دخترم می‌دیدم، تبدیلش می‌کردم به یک پیام برای اصلاح خودم و منطقی می‌کردم که «من باید تغییر کنم، نه دیگران.»

    نتیجه چه شد؟ رابطه‌ای که تقریباً به آخر رسیده بود، الان دوباره به سطح بسیار خوبی برگشته.
    با اینکه عالی عمل نکردم، اما همین‌که فهمیدم باید دست از تغییر دیگران بردارم و روی بهتر شدن خودم کار کنم، ورق زندگی‌ام برگشت.

    استاد، روزی به بچه‌های ۱۲ قدم غبطه می‌خوردم؛
    اما امروز، خودم یکی از آن‌ها هستم.

    هر فرصتی پیدا می‌کنم تا آگاهی‌های این دوره را ببلعم و لذت می‌برم از بودن در این مسیر.
    بزرگ‌ترین کنترل‌کننده ذهن من، همین آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم است.

    از روزی که وارد این دوره شده‌ام:

    • حالم بهتر است.
    • به خدا شادتر هستم.
    • آرامشم چند برابر شده.
    • نمی‌گویم همه‌چیز عالی‌ست، اما اکنون خیلی سریع‌تر از قبل می‌توانم ذهنم را کنترل کنم و دوباره به احساس خوب برگردم.
    • رابطه‌ام با خدا عمیق‌تر و گفت‌وگویم با او بیشتر شده.
    • اوضاع زندگی‌ام واقعاً بهتر شده.

    الهی شکر برای این مسیر.

1 12 13 14 15 16 24

319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سعيده رضايى» در این صفحه: 2
  1. -
    سعيده رضايى گفته:
    مدت عضویت: 2359 روز

    به نام خداوند توانای مهربان

    چکاپ فرکانسی دوره هم جهت با جریان خداوند

    سلام به استاد سید حسین عباسمنش عزیزم، سلام به استاد مریم شایسته جانم،

    با قلبی آرام و تسلیم در مقابل ندای هدایتی که گفت زودتر از موعد پایان دوره، درباره نتایجت بنویس، دارم با عشق می‌نویسم.

    این عشق توهم نیست، زاییده ذهن نیست، این یک جریان بیدار و هشیار از نور الهی و روح مقدس خداوندیست که از روز خلقت انسان، خداوند در وجود همه ما آفریدگان به ودیعه گذاشته، این همون بار امانتی است که تازه آموخته ام عاشقانه حملش کنم، چون این یک بار نیست، این منبع انرژی من و نیروی هدایتگر من به سمت خوشبختی و آسانیهاست.

    من از دوره های قبلی و جلسات هدیه پله به پله تکاملی رو طی کردم که به مرور شخصیت منو مول یک استاد مجسمه ساز تراشید و شکل داد. اضافاتش رو تراشید و سبک کرد، و رنگ و لعاب شادی و آرامش و اطمینان بهش زد.

    روزهایی رو سپری کردم که در شک و ابهام بودم، در گرداب ذهنیات مسموم گرفتار می‌شدم اما امیدی در دلم زنده بود که این هم می‌گذره، جوابها میاد، خدا همینجاست….

    با این امید و ایمان به وعده‌های خداوند که از زبان استادم می‌شنیدم همواره در حال تلاش برای درک مفاهیم اساسی جهان بودم. آرام آرام شخصیتم قویتر شد، عزت نفسم تقویت شد، وقتی خودم رو مرور می‌کردم متوجه می‌شدم سپاسگزارتر شدم، نتیجه دیگه برام فقط عدد حساب بانکی نبود، خواسته‌هام تغییر کرد. از خواسته‌های صرفا مادی تبدیل شد به بهبود شخصیت، سرمایه‌گذاری روی خودم، متوکلتر شدنم، مؤمنتر و موحدتر شدنم.

    این روند که از «دوره 12 قدم» شروع شد و با «دوره شیوه حل مسائل زندگی» ادامه پیدا کرد هم برای من برکات مادی داشت و هم روابطم رو بسیار بهبود بخشید. بعد از اون «دوره احساس لیاقت» مسیر تازه‌ای از احساس ارزشمندی رو پیش روی من باز کرد و دید بسیار ظریفتری بهم داد تا ایرادهای اساسیم رو پیدا کنم و نقاط قوتم رو جدی بگیرم و بابتشون سپاسگزارتر باشم.

    فایلهای هدیه بی نهایت ارزشمندِ توحید عملی، باورهای ثروت‌ساز، سریالهای زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا و آرامش در پرتو آگاهی هر کدوم در برهه هایی از زمان کلیدهای حل مسائل روزمره‌ام شد و منو در مسیر رشد نگه داشت.

    اما متوجه رشدم نبودم تا اینکه نقطه عطف زندگیم رقم خورد و من تازه فهمیدم اینهمه مدت داشتم برای چه اتفاقاتی آماده می‌شدم.

    روز 1 آبان 1403 فایلی روی سایت اومد به نام «درک قوانین جهان در قرآن کریم/قسمت 1» و در اون فایل باز هم مفهوم عملی توحید و شرک به زیبایی توضیح داده شد.

    استاد گفتند توحید یعنی ما به هیچکس حتی نزدیکانمون نیازی نداشته باشیم. همون روز مادرم بهم زنگ زد و با حال روحی نامناسبی اشک ریزان ازم عذرخواهی می‌کرد که برای تولد فرزندم که قرار بود 12 روز بعد به دنیا بیاد شرایط مالی مناسبی نداره که هدیه ارزشمندی بخره.

    من تحت تاثیر همون فایل زبان گویای خداوند شدم تا قلبش رو آرام کنم، و بهش گفتم خدای من خودش مراقب منه و شما اگر هدیه نخری یا حتی نیای پیش من هم همونقدر عزیزی، خداوند دستانش رو برای کمک به من می‌فرسته، همین حس مادرانه شما برای من یک گنج بی‌پایانه….

    این پیام خدا قلب مادرم رو آروم کرد و منو بی نهایت سپاسگزار، که تونستم در آخرین مکالمه‌ام با مادرم پیام‌رسان خدا باشم.

    دو روز بعد یعنی 3 آبان مادرم به آغوش پروردگار پر کشید. و من با سپردن خودم و فرزندم به خدایی که از مادر به من مهربونتره، از بزرگترین امتحان زندگیم سربلند بیرون اومدم. نتیجه تمام سالهایی که دانشجوی توحید بودم رو با معجزه‌ی «پذیرش و آرامش قلبی» دریافت کردم.

    همون روز با هدایت خداوند فرزندم به سلامتی و راحتی به دنیا اومد و من در مدار سپاسگزاری و نعمت قرار گرفتم.

    شاید نتیجه و جایزه‌ی این کنترل ذهن این بود که 4 ماه بعد که «دوره مقدس هم‌جهت با جریان خداوند» متولد شد تونستم برای اولین بار همزمان با لانچ شدن دوره در اون شرکت کنم؛ دوره‌ای که به جرأت می‌تونم بگم استاد عباسمنش خودشون با اون صدها مدار به سوی نور و خشوع و آگاهی بیشتر صعود کردند و به تبع ایشون ما دانشجوها هم غرق در اقیانوس عمیقی از جلوه‌ی پروردگار شدیم. معنی گسترده‌تری از سپاسگزاری در عمل رو درک کردیم و جنسی از ارتباط معنوی تازه‌تری با پروردگار هدایتگرمون تجربه کردیم.

    و اما بعضی از تغییرات و نعمتهایی که همزمان با این دوره در زندگی من وارد شد:

    ارتباطم با چندین نفر از بهترین دانشجویان توحید و عملگراترین موحدین حاضر در این سایت خودبخود بدون هیچ تلاشی از طرف من شکل گرفت. کسانی که روزی آرزو می‌کردم چنین دوستانی داشته باشم.

    هر روز باهاشون در ارتباطم و این خودش یک اصلاحگر مسیره که از مومنتوم مثبت خارج نشم. حتی با دو نفرشون دیدار حضوری هم داشتم.این فضل بی‌پایان خداونده که چنین گنجهای قیمتی‌ای رو وارد زندگی من کرده.

    بسیار بسیار نسبت به قبل بیشتر در لحظه زندگی می کنم، و اصلا تازه معنی زندگی در لحظه رو دارم درک می‌کنم. نگران نیستم که از برنامه روزانه‌ام جا بمونم، می‌ایستم و با خنده بچه‌هام می‌خندم، می‌رقصم، بچگی می‌کنم، شعر می‌خونم، بچه‌هام هم بیشتر از قبل می‌خندن، شادن و اتفاقا دقیقا مشخصه که راحت‌تر و سریعتر از قبل دارن رشد و تکاملشون رو طی می‌کنن. مشکلات قبل رو ندارن، مشکلات بقیه بچه‌ها رو ندارن و من هر روز آگاهانه به یاد میارم که قبلا این آسانیها نبود و الان هست خداروشکر.

    بهبودگرایی رو تازه دارم بصورت عملی زندگی می‌کنم. بخاطر اندکی بهتر رفتار کردنم، یک بار بیشتر صبوری کردنم، کنترل کلامم، کمتر عصبانی شدنم، مقایسه نکردن خودم یا فرزندانم با دیگران، باورهای ثروت‌ساز بهترم، احساس ارزشمندیِ کمی بیشترم، و زندگی عاطفی عاشقانه‌ترم هر روز خدا رو شکر می‌کنم و این بهبودها رو با خودم تکرار می‌کنم، بزرگشون می‌کنم و تحسینهای دیگران رو قبول می‌کنم.

    برای کوچکترین خدمات یا زیبایی در جهان و آدمهای اطرافم آگاهانه تلاش می‌کنم هم قلباً و هم کلامی تشکر و تحسین کنم. برام غریبه و آشنا و بزرگ و کوچیک فرقی نداره، در سپاسگزاری سخاوتمندتر شدم.

    خوابهای معنی‌دار زیادی می‌بینم که در همه اونها به نوعی قانون برام تکرار میشه و من در خواب آگاه به قوانین و معنی کلام مبهمی هستم که زده میشه. هدایتهایی دریافت می‌کنم که دقیقا راهگشای اون روزهای منه، مثلا در آخرین خوابم کسی بهم گفت: «دیدن نتایج، نتیجه است.» من برداشت کردم که باید نتایجم رو بزرگ بشمارم و تکرارشون کنم تا ازشون انرژی حرکت بگیرم، این یک شخصیت سپاسگزار و با احساس ارزشمندی بالا می‌طلبه که بتونی نتایجت رو ببینی. اگر نتایجت رو پاس بداری یعنی رشد کردی و این رشد یک نتیجه است.

    همین خواب باعث شد نتایجم رو مرور کنم و قلبم گفت اینحا بنویسم.

    تقریبا هر روز ورودی مالی دارم. به لطف خداوند.

    رابطه‌ام با همسر و پدر و خواهر و برادرم بی‌نظیر و سرشار از عشق و آرامشه. درکم از احساساتشون بالاتر رفته چون درصد کوچیکی نگاه ذهنم با نگاه روح هماهنگتر شده. اینو حس می‌کنم که این تطابق منو بزرگوارتر و بلندنظرتر کرده.

    مدتها بود که برای فعالیت مورد علاقه‌ام از خدا هدایت خواسته بودم و این ماه‌های آخر فقط می‌شنیدم که خدا میگه «یکمی صبر کن، به وقتش بهت میگم، تو فعلا فقط از زندگیت لذت ببر…»

    از روزهای پایانی شهریورماه هدایتها و نشانه‌ها اومد و من به راحت‌ترین شکل ممکن هدایت رو تشخیص دادم و دنبال کردم. مومنتوم مثبت شکل گرفت و قدمهام رو با نیرویی که خود خداوند با نشانه‌هاش بهم بخشید برداشتم. اول راهم و هنوز این نهال نوپا شکل نگرفته ولی قلبم بسیار روشنه، بسیار امیدوار و خوشبینم به این مسیر هدایتی.

    تمام فایلهای نشانه‌های روزانه‌ام رو انگار خود خدا با یک برنامه‌ی دقیق برام چیده و یکی یکی درست در لحظه‌ای که ازش می‌خوام قدم بعدی رو بگه یا طرز فکر صحیحی رو بهم القا کنه یا سوالم رو جواب بده، در قالب یک فایل میاره میذاره جلوی چشمم. و من با عشق به هدایتم عمل می‌کنم. ذره ذره، تاتی تاتی، اما پیوسته.

    برام وقت آزاد میکنه تا گامهای عملیم رو بردارم هرچند به ظاهر کوچیک، اما موثر. برام بی‌نهایت مهمه که حرکت کردم و هیچ چیزی رو بهانه‌ی کاهلی‌های خودم نکردم. و دارم می‌بینم که خداوند دلها رو برام نرم کرده، مسیرها رو باز کرده و همواره در حال صحبت کردن با منه.

    عاشق این منِ جدیدم. عاشق زندگیمم. عاشق دنیایی هستم که توش من هستم، خدا هست، استادم هست و تمام بی‌نهایت دستانش برای آبادانی جهانم. برای اینکه اندکی باور کردم که قدرت خلق جهان دلخواهم رو دارم. این خودِ معجزه است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 46 رای:
  2. -
    سعيده رضايى گفته:
    مدت عضویت: 2359 روز

    سجاد عزیز سلام و عشق و احترام خدمت شما با اون روح لطیف و کلام پرانرژیت.

    ازت بی اندازه متشکرم که با تمام و توجه و تمرکزت، با شور و اشتیاق نتایج منو (البته بخش کوچیکی از نتایجم) خوندی اون هم بارها و بارها و برام با تمام قلبت نوشتی. انرژیش تا اینجا رسید.

    ازت عذرخواهی می کنم که نتونستم زودتر پاسخ محبتت رو بدم چون رفته بودم اهواز برای مراسم سالگرد مادرم و یک مقدار شلوغ بودیم.

    سجاد عزیزم استادمون دونه به دونه حرفاشون حق و حقیقته، من بهش رسیدم.

    من هرروز یک یا چند مورد پیدا می کنم که استاد در موردش صحبت کردن و قوانین جهان رو در مورد اون موضوع باز کردن، چه روابط. چه مسائل شغلی، چه سلامتی چه معنویت، عزت نفس و ….

    امروز شنیدم که کسی رفتار نامناسبی با خواهرم داشته و خواهرم با اون بخش از احساس ارزشمندی تقویت شده اش برای اون شخص حد و مرز مشخص کرده، و ناراحتیش رو با زبان نرم بهش ابراز کرده، من خواهرم رو تحسین کردم و گفتم خدایا ازت متشکرم که خواهرم تونسته حرف دلش رو مودبانه بزنه و بعدش نگران خراب شدن رابطه نباشه، و اون شخص رو بگذاره کنار. اون هم بهد از عمری فامیلی.

    این برای خود من هم نتیجه محسوب میشه، اینکه اطرافیانم هم افرادی هستن که دارن رشد می کنن.

    اینکه در حوالی من داره اتفاقات شگفت انگیزی میفته که تا قبل از کار کردن روی خودم یا نمی افتاد یا من نمی دیدمش. اما الان با اینکه ظاهرا برای خودم رخ نداده اما من اونقدر بهش توجه کردم که انگار خودم اون قدم رو برداشتم.

    من مطمئنم که این توجه روی رشد و پیشرفت باعث میشه واقعا بهبود ایجاد بشه در شخصیت و رفتارم.

    ممنونم برای اینکه با کامنت قشنگتون منو تشویق کردید به دوباره نوشتن و توجه به اتفاقات خوب.

    آفرین به شما که با تمام احساس و ذوق و شوقتون برام نوشتید و مطمئنم این توجه و تمرکز برای شما شاهکار خلق میکنه.

    براتون زندگی سرشار از نعمت و برکت و عمری باعزت آرزو می کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: