نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
تغییرات شگفتانگیز ظاهری، درمان دردها و تجربه پریودی بدون درد با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
استاد عباسمنش، دوره قانون سلامتی واقعاً یک شاهکار است؛ خودتان میدانید و دانشجوهای این دوره هم هر روز این را تجربه میکنند. من در تمام این مدت، مدام از نتایجی که میگیرم متعجب هستم.
امروز صبح که آماده میشدم بروم سرکار، سریع لباسم را عوض میکردم که چشمم به آینه افتاد. چند ثانیه مکث کردم…
دیدم کمرم چقدر باریک شده، موهام چقدر لخت و سبک شده و حتی رنگ موهام روشنتر شده. پوست صورتم مثل آینه صاف و شفاف شده بود؛ چشمانم از تعجب از حدقه بیرون زده بود.قبل از قانون سلامتی، اگر شب به پشت میخوابیدم، صبح کمرم خشک و دردناک میشد، اما حالا این مشکل تقریباً کاملاً برطرف شده.
پشت چشمهایم همیشه چرب و آزاردهنده بود، اما الان این اتفاق فقط خیلیخیلی کم پیش میآید.
پوست صورتم، مخصوصاً پیشانیام، وحشتناک چرب بود اما حالا میزان چرببودنش بسیار کم شده.
سرم همیشه پوستهپوسته بود. دیشب که دست توی موهایم کشیدم و دیدم خبری از آن پوستهها نیست، با تعجب گفتم: «وا… پوستههام کو؟»همیشه سرشانههایم درد شدید داشت و مادرم باید قولنجش را میشکست تا آرام شود، اما الان آنقدر خبری از این مشکل نیست که یادم رفته قبلاً چه وضعی داشتم.
پشت غوزک پایم همیشه خشک و سیاه بود، اما حالا کاملاً سفید و سالم شده.
دهانم هیچ بویی نمیدهد.
حافظهام بهشدت قوی شده؛ وقتی فایلها را گوش میدهم، حرفهای شما واقعاً به ذهنم میچسبد.
هدفمندتر شدهام؛ همین که میرسم خانه، لباس عوض میکنم و روی دورهها کار میکنم، در حالی که قبلاً فقط خواب بودم.
انرژیام بالا رفته و مغزم عالی کار میکند.و اما نتیجهای که عاشقش شدم:
در این ماه، وقتی پریود شدم، حال جسمیام آنقدر آرام و بدون درد بود که باورم نمیشد. قبل از قانون سلامتی، همیشه باید ایبوپروفن میخوردم و حتی با وجود قرص هم نه دردم کم میشد و نه میتوانستم بخوابم. همیشه عصبی و کلافه بودم.
اما این بار، وسط پریودی، مشغول کار کردن روی فایلهای آموزشی شما بودم که یهو متوجه شدم:
«عه! من با اینکه پریودم، بدنم اینقدر آرام و بدون درد است که میتوانم روی آموزشها تمرکز کنم!»در حالی که قبلاً در دوران پریود نه میتوانستم فایل گوش بدهم، نه حتی بخوابم.
این برای من یک معجزه واقعی از قانون سلامتی است.
پنج برابر شدن درآمد، آغاز رشد مالی و جهشهای عمیق شخصی با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
یک سال پیش، قبل از کار کردن با دوره ۱۲ قدم، عضو سایت بودم اما اصلاً پیگیر آموزشها نبودم. فقط گاهی در اینستاگرام فایلهای استاد عباسمنش را گوش میدادم. از نظر مالی در وضعیت خوبی نبودم، نشانهها را نمیدیدم و برای تغییر مقاومت میکردم. شرایط هر روز سختتر میشد اما من همچنان بیتوجه بودم.
حواسم نه به خودم بود و نه به بیزینسم؛ دنبال بهبود نبودم چون اصلاً بلد نبودم سؤال درست از خودم بپرسم.مشتریهایم هر روز کمتر میشدند و من متوجه نبودم. تا اینکه یک شب یک تلنگر بزرگ به زندگیام خورد؛ به نقطهای رسیدم که دیگر باید برای تغییر تصمیم میگرفتم. اوضاع بسیار بد شده بود و من مدام گریه میکردم… تا اینکه خداوند مرا هدایت کرد به سمت سایت.
آن تضاد بزرگ میتوانست مرا نابود کند، اما نهتنها نابودم نکرد، بلکه هدایتم کرد به مسیر قدرت، آگاهی و رشد. اولش سخت بود، اما من یک تصمیم واقعی گرفته بودم. قبل از این تصمیم، تا ظهر میخوابیدم؛ اما بعد از آن، هر روز ساعت ۶:۳۰ صبح بیدار میشدم و روند بهبود را شروع میکردم.
صبحها اولین کاری که میکردم چک کردن سایت بود. شبها با خواندن کامنتها خوابم میبرد. این روند ادامه داشت تا اینکه هدایت شدم به شغلی جدید که در همان ماه اول، درآمدم پنج برابر شد. اعتمادبهنفسم چند برابر شد؛ چشمم باز شد و فهمیدم قبلاً در چه شرایط نامناسبی بودهام.
کمکم هدایت شدم به خرید دورهها. نشانهها آمدند و من دوره پرقدرت و پرمحتوای ۱۲ قدم را شروع کردم و نتایج یکییکی شروع به تغییر کردند. پیشنهادی برای کاری دیگر دریافت کردم؛ کاری مرتبط با علاقهام که باعث رشد من شد. با عزیزانی همکار شدم که رو به رشد و فعال هستند.
همراهی با قدمهای دوره ۱۲ قدم باعث شد روند تکاملم را طی کنم، آرامآرام رشد کنم و خواستهها و باورهایم با کیفیتتر شوند. چند وقت پیش بهراحتی دوره احساس لیاقت را خریدم؛ رویایی که مدتها پیش فقط آرزو بود—اینکه بتوانم بهمحض تولید یک دوره جدید استاد، آن را بخرم—و امروز به لطف هدایت خداوند در حال تجربه آن هستم.
آن تضاد بزرگ به من فهماند که باید از نظر مالی جدی و اساسی تغییر کنم و الحمدلله در این مدت رشد عالی داشتهام. برای خودم و خانوادهام هدیههای ارزشمند خریدهام، سفر رفتهایم و در مخارج خانه کمک میکنم. با درآمدی که میسازم، دارم روی کسبوکار خودم سرمایهگذاری میکنم و روند تکاملیام را در این مسیر ادامه میدهم.
امروز با تمام وجود میدانم:
وقتی با قدمهای ۱۲ قدم همراه میشوی، زندگی قدمبهقدم تو را به نسخه قویتر، آگاهتر و ثروتمندتر خودت تبدیل میکند.درمان افسردگی، رهایی از عادات مخرب و بازگشت به آرامش عمیق با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
من چند سال پیش چهار قدم از دوره ۱۲ قدم را خریده بودم و نتایج فوقالعادهای گرفتم. امروز دوباره تصمیم گرفتم این دوره را از ابتدا شروع کنم. وقتی چکاپ فرکانسی قبلیام را خواندم همان چکاپی که در شروع دوره ثبت کرده بودم. یادم آمد قبلاً در چه جایگاهی بودم و چه خواستههایی داشتم. این یادآوری یک حس عمیق افتخار و تحسین برایم داشت؛ اینکه چقدر در هر حوزهای رشد کردهام، چه کارهایی انجام دادهام و چه عادتهای محدودکنندهای را در خودم تغییر دادهام… چیزهایی که اگر امروز به آن فکر کنم، واقعاً باورم نمیشود.
قبل از شروع دوره ۱۲ قدم تازه درمان افسردگیام را آغاز کرده بودم و قرص آرامبخش مصرف میکردم. نیمهشب با حالتی از خواب میپریدم که انگار کسی مرا خفه میکرد و قلبم از جا کنده میشد. هر ماه مجبور بودم به پزشک مراجعه کنم و هر بار با بهانهای سونوگرافی، آزمایش و هزینههای مختلف روی دستم میگذاشتند. اما امروز، به لطف الله مهربان و پیگیری آموزشهای این دوره، دو سال و نیم است حتی یک قرص سردرد هم مصرف نکردهام؛ چه برسد به داروهای دیگر.
فهمیدم که به لطف کار کردن روی آگاهیهای این دوره، بسیاری از عادتهای ناپسندم مثل زودرنجی، شکنندگی، عجول بودن، کمحوصلگی، زود عصبانی شدن، توقع بالا، عیبجویی، سختگیری و…بهطور کاملاً ناخودآگاه محو و ناپدید شدهاند. کمکم و در مسیر عمل به دوره، تبدیل شدم به فردی صبور، آرام و مهربان. آنقدر آرام شدهام که واقعاً هیچکس و هیچ چیز نمیتواند این آرامش را از من بگیرد.
یکی از عادتهای قبلیام خواب زیاد نیمروزی بود. به حدی زیاد میخوابیدم که بعد از بیدار شدن دو ساعت گیج و منگ بودم. در چکاپ فرکانسی شروع دوره در دفترم نوشته بودم:
«اگر بتوانم این عادت را کنار بگذارم، قادر خواهم بود هر کاری را انجام بدهم.»
الان که به آن نگاه میکنم، خندهام میگیرد؛ چون در این مسیر کارهای بزرگی انجام دادهام که حذف خواب زیاد فقط یک نمونه خیلی کوچک بوده!امروز از صمیم قلب خدا را شکر میکنم که من هم جزو هدایتشدگان هستم و دوباره استارت این دوره را زدهام.
شروع دوباره ۱۲ قدم یعنی شروع دوباره یک زندگی تازه.تحول در روابط، جهش مالی، بهبود کامل سلامتی و رشد عمیق خودشناسی با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
وقتی چکاپ فرکانسیام را بررسی کردم، دیدم نتایج زیادی از دوره ۱۲ قدم گرفتهام، اما همانطور که استاد عباسمنش میگویند، وقتی خواستهها بزرگتر میشوند، موفقیتهای قبلی برایمان عادی میشود و گاهی یادمان میرود که روزی همان نتایج، آرزوهای بزرگمان بودند. این یادآوری باعث شد تمایلم برای شروع دوباره دوره ۱۲ قدم صد برابر شود؛ چون این بار میخواهم با تعهد بیشتری روی آگاهیهای دوره کار کنم. بخشی از نتایجم را اینجا مینویسم:
در حوزه روابط، بزرگترین نتیجهام این بود که توانستم افراد نامناسب را به راحتی از زندگیام حذف کنم؛ کاری که قبلاً برایم بسیار سخت و بزرگ بود، چون آن افراد به من نزدیک بودند. اما با تعهد به آگاهیهای دوره، آنقدر محکم تصمیم گرفتم و پای تصمیمم ماندم که اکنون تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم وارد جمع آن افراد شوم.
در حوزه مالی، درآمدم دو برابر شده است و قصد دارم این بار با تمرکز بیشتری، درآمدم را باز هم افزایش دهم.
در حوزه سلامتی، نتایج فوقالعاده گرفتم. قبل از آشنایی با دوره ۱۲ قدم هر ماه دو بار برای تزریق سرم و آمپول تقویتی به درمانگاه میرفتم. آنقدر در تمرین «ستاره قطبی» نوشتم که: «خدایا من میخواهم امروز و هر روز شاد، سالم و پرانرژی باشم» که بعد از مدتی به ایدهای هدایت شدم و سلامتیام کامل برگشت. حالا مدتهاست که حتی یکبار هم برای تزریق سرم به درمانگاه نرفتهام.
در حوزه خودشناسی، احساس میکنم به اوج خودم رسیدهام. وقتی حس بدی سراغم میآید، میدانم از چه نقص اخلاقی در من نشأت گرفته و تمام تلاشم را میکنم ذهنم را کنترل کنم تا احساس بد، رفتار بدی ایجاد نکند. آگاهانه خودم را از آن فضای احساسی بیرون میکشم.
یکی از جملههای کلیدی استاد عباسمنش که در کنترل ذهن من معجزه کرده این است:
«درسته که افکار من مثل اسب چموشه، اما افسارش دست منه و کنترلش دست منه.»
این جمله کمک زیادی کرده تا به خواستههایم برسم. هر وقت فکر منفی یا نگرانی وارد ذهنم میشود، آگاهانه به خودم میگویم: «این بازی ذهنه… مهم نیست… واقعی نیست.»استاد عباسمنش، با تمام وجود از شما سپاسگزارم که هستید و عاشقانه تلاش میکنید من و امثال من انسانهای بهتری شویم و از زندگیمان لذت ببریم.
خروج از ورشکستگی، رهایی از افکار منفی و جهش ۱۵ برابری درآمد با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
من باور دارم اگر هر کدام از ما امروز در این خانواده موفق کنار استاد عباسمنش هستیم، از طرف خدا به این مسیر هدایت شدهایم. برای من این هدایت دقیقاً اینطور اتفاق افتاد:
۱۴ سال پیش، در بازار بزرگ تهران کسبوکار خوبی داشتم، اما همراهی با دوستان منفینگر و تمرکز شدید بر نکات منفی باعث شد اوضاع مالیام کاملاً فرو بریزد. تا جایی پیش رفتم که بدهکار شدم و هر روز وضعیت بدتر میشد. حس میکردم در یک باتلاق گرفتارم و هرچه تلاش میکنم بیشتر فرو میروم؛ افکارم هم بهشدت منفی شده بود.
همکارانم همگی مثل هم فکر میکردند؛ همه ما مغازهدارها گرفتار بدبینی، ترس از مالیات، ترس از ضرر، ترس از کلاهبرداری بودیم. این ترسها باعث شد مغازههایمان را ببندیم. بسیاری از ما بیکار شدیم و عده کمی هم توانستند سراغ کار دیگری بروند.
سالها در آن مسیر سختی کشیدم و له شدم تا اینکه به این نتیجه رسیدم که تمام اتفاقات تلخ را خودم با افکار و باورهای منفیام جذب کردهام. دنبال راه نجات بودم که یکی از دوستانم آموزشهای استاد عباسمنش را به من معرفی کرد. از همان فایلهای هدیه شروع کردم و کمکم ذهنم روشن شد.
یک سال پیش، دوستی که با او همکاری میکردم، یک روز ناگهان گفت: «از فردا سر کار نیا.»
در ظاهر خبر بدی بود، اما من خوشحال شدم! چون دقیقاً فایل دانلودی استاد را شنیده بودم که میگفت:
«وقتی روی خودت کار میکنی، هر اتفاق به ظاهر بد، تبدیل میشود به یک اتفاق خیر که تو را به خواستههایت نزدیکتر میکند.»و همین شد… چون داشتم روی خودم کار میکردم، این اتفاق برایم دروازه هدایت بود. مسیر را ادامه دادم، وارد دوره ۱۲ قدم شدم و اوضاع روز به روز بهتر شد.
امروز که یک سال از آن روز میگذرد، درآمدم بیش از ۱۵ برابر شده؛
آن هم در حالی که کارم بسیار راحتتر شده است، در محل اختصاصی خودم کار میکنم و هر روز پیشرفت بیشتری دارم.خدا را سپاسگزارم که مرا با استاد عباسمنش آشنا کرد و به مسیر خوشبختی و سعادت هدایت شدم.
دوستان، باید تمام حرفهای استاد را با طلا نوشت.
من به همه آموزههای ایشان در دوره ۱۲ قدم ایمان کامل دارم.تحول شخصیتی، جهش مالی ۱۰ برابری و شروع یک زندگی سرشار از عشق با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم و دوره روانشناسی ثروت ۱
هیچوقت فکر نمیکردم بتوانم در مدت فقط یک سال، چنین رشد و تغییرات بزرگی را تجربه کنم. وقتی چکاپ فرکانسی قدم اول را با قدم دوازدهم مقایسه کردم، تازه فهمیدم که در شروع ۱۲ قدم، من هیچ درکی از خودم و زندگی نداشتم. چکاپی که در جلسه اول نوشتم، اصلاً وضعیت شروع من نبود؛ بیشتر شبیه آرزوهای من بود. چون بهجز مسائل کاملاً قابل اندازهگیری مثل پول و سلامتی، در بقیه حوزهها واقعاً زیر صفر بودم و فقط طبق ذهنیاتم عدد و جمله نوشته بودم.
بعد از یک سال کار کردن با این آگاهیها حالا میفهمم عزت نفس یعنی چه؛
الان درک میکنم معنویت و ارتباط با خدا یعنی چه؛
میفهمم احساس لیاقت و احساس گناه چیه؛
میفهمم که یک مشرک واقعی بودم؛
میفهمم که بدون ذرهای عمل، فقط یک انسان متوهم بودم؛
میفهمم چه روابط داغان و دردناکی داشتم و چطور دیگران بهجای دوست داشتن، فقط تحملم میکردند چون از رفتارم میترسیدند.
الان میفهمم چقدر آن زمان در و دیوار بودم…
و حالا تازه عشق را میفهمم، خدا را میشناسم و دوستش دارم؛ تازه میفهمم خالق زندگی خودت بودن یعنی چه.استاد عباسمنش، یک سال قبل وقتی میخواستم این دوره را شروع کنم، حتی برای خرید مایحتاج ساده زندگی مشکل داشتم. درآمد سه میلیون تومان آرزوی من بود تا فقط بتوانم زنده بمانم. اما با کار کردن روی آموزشهای این یک سال، درآمد من ۱۰ برابر بیشتر از درآمدی شد که در شروع دوره آرزویش را داشتم.
در طول این یک سال ۴۰۰ میلیون تومان پول ساختم. توانستم خلاهای زندگی خودم و خانوادهام را پر کنم. سفرهای عالی رفتیم، خریدهای بینظیری داشتیم و خیلی چیزهایی که فقط آرزو بود را تجربه کردیم.
الان با درآمد عالی، در کنار همسر و دخترم یک زندگی شاد، آرام و پر از عشق دارم. از فردا میخواهم دوباره برای قدم اول چکاپ جدید بنویسم و با ذهنیت و باورهای تازه، دوباره دوره را شروع کنم. ضمن اینکه دوره روانشناسی ثروت ۱ را هم خریدم و قصد دارم آن را در کنار دوره ۱۲ قدم کار کنم.
این نتایج به من ثابت کرد که همهچیز به خودم بستگی دارد و من خالق زندگیام هستم. اگر حرکت کنم، هدایت خدا من را دقیقاً به جایی میرساند که میخواهم.
استاد عباسمنش، با آموزشهایتان کاری کردید که تمام اطرافیانم از تغییر رفتار و شخصیت من متعجباند. خیلیها از همسرم میپرسند: «رضا چطور اینقدر عوض شده؟» خصوصاً مادرم.
با جرات میگویم ویژگیهایی مثل عصبانیت و عجول بودن را کاملاً کنار گذاشتهام و شخصیت جدیدم کاملاً قابل لمس است. رفتار مردم با من تغییر کرده و مهربانی بیشتری از آنها میبینم.خدا را هزاران بار شکر میکنم که در سختترین شرایط من را به سایت و آموزشهای شما هدایت کرد تا معنی زندگی را بفهمم و زندگی را زندگی کنم.
درمان کیست تخمدان، منظم شدن پریود، رفع دردهای مزمن و بازگشت به سلامت کامل با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
مهمترین دلیلی که دوره قانون سلامتی را خریدم، مشکل کیست تخمدان و پریودهای نامنظم بود. وقتی در فایل معرفی دوره شنیدم که استاد عباسمنش گفتند این بیماری با قانون سلامتی درمان میشود، از خوشحالی اشک ریختم. چون سالها بود دنبال درمان این مشکلات بودم و نتیجهای نمیگرفتم. به استاد اعتماد داشتم، دوره را خریدم و با تعهد کامل، زندگی به شیوه قانون سلامتی را شروع کردم.
سالها از آزمایش، سونوگرافی، دکترهای مختلف، کلینیکهای متعدد و رفتوآمد بین شهرها خسته شده بودم. بیش از ۱۵ سال تحت درمان کیست تخمدان و مشکل نازایی بودم. به بهترین دکترهای ایران و معتبرترین مراکز نازایی مراجعه کردم اما هیچ نتیجهای نگرفتم. هر بار دوباره باید آزمایشها، عکسبرداری و سونوگرافی را از اول انجام میدادم، کلی هزینه میدادم و تعداد زیادی آمپول و قرص مصرف میکردم.
یادم هست روزی چهار آمپول میزدم؛ بهحدی که نشستن برایم سخت شده بود و از آمپول میترسیدم. همسرم در آخرین مراجعه به دکتر گفت: «لااقل دیگر برای بچهدار شدن دکتر نرو.» چون هم از لحاظ روحی خسته شده بودیم و هم از لحاظ مالی تحت فشار بودیم. بارها میلیونها تومان هزینه کرده بودیم اما نه تنها درمان نشده بودم، بلکه هر بار از نظر روحی بیشتر آسیب میدیدم.
آخرین بار در مطب، با گریه به دکتر گفتم: «من دیگر بچه نمیخواهم… فقط میخواهم کیست تخمدانم درمان شود و پریودم منظم شود.»
قبل از شروع زندگی به شیوه قانون سلامتی، پریودهام با دردهای وحشتناک همراه بود. کمرم مثل شکستن میسوخت، پا درد، دلدرد، ضعف، سرگیجه و تهوع داشتم و گاهی مجبور بودم زیر سرم بروم. اما وقتی قانون سلامتی را شروع کردم، هنوز ۲۰ روز نگذشته بود که یک پریود کاملاً راحت و بدون درد را تجربه کردم.
قبلاً همیشه کمر درد داشتم و پیادهروی برایم سخت بود، اما الان هر روز پیادهروی میکنم و کمر درد و پا دردم کاملاً از بین رفته. صافتر راه میروم و دیگر قوز نمیکنم.
قبلاً گردن درد داشتم و حتی موقع نوشتن کامنت دست و گردنم میگرفت، اما الان هیچ دردی ندارم.
احساس سبکی دارم و انرژیام چند برابر شده.
ریزش موهایم کم شده و موهایم نرمتر و سالمتر شدهاند.هرچه جلسات دوره را بیشتر پیش میروم، اشتیاقم بیشتر میشود، سپاسگزاریام بیشتر میشود و سلامتیم بالاتر میرود.
قبل از شروع دوره، شبها بهخاطر حساسیت زیاد به صدا — مخصوصاً خر و پف همسرم — بیخوابی شدید داشتم و گاهی تا صبح بیدار میماندم. اما الان به محض اینکه سرم را روی بالش میگذارم، درجا خوابم میبرد و صبح با انرژی بیدار میشوم، بدون اینکه یادم بیاید کی خوابم برده.
قبل از دوره، بهدلیل کاشت ناخن، دو ناخنم یک سال کامل مثل خمیر نرم شده بود؛ هر بار که دست میکشیدم، لایهای از ناخنم جدا میشد و اصلاً رشد نداشت و ظاهر خیلی بدی پیدا کرده بود. اما حالا کاملاً سفت شدهاند و طبیعی رشد میکنند و از این بابت واقعاً خوشحالم.
استاد عباسمنش، از شما بینهایت سپاسگزارم بابت تولید این دوره. خدا را شکر میکنم برای تمام نتایج فوقالعادهای که در همین مدت کوتاه در سلامتیم ایجاد شده. انشاءالله نتایج بیشتر هم خواهم گرفت و بازهم خواهم نوشت.
افزایش ۱۵ برابری درآمد، شغل دلخواه، تناسب اندام و درمان کامل علائم دیابت با عملکردن به آموزشهای دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره قانون سلامتی
من یک دبیر بازنشسته هستم. بعد از آنلاین شدن مدارس، برای امرار معاش در اسنپ کار میکردم. اما در مسیر کار کردن روی خودم با کمک آموزشهای استاد عباسمنش، تصمیم گرفتم بهجای ادامه دادن آن کار، از مهارت اصلی خودم — آموزش ریاضی — پول بسازم. با یک آموزشگاه در شهرمان که کلاسهای کامپیوتر و انگلیسی برگزار میکرد صحبت کردم و قرار شد کلاسهای ریاضیام را به بچهها معرفی کنم تا در صورت علاقه، پیش من درس بخوانند.
اوایل دانشآموزها من را نمیشناختند، اما با تلاش زیاد، تشویق بچهها به حضور در کلاس و کار کردن روی باورهایم، شرایط کمکم تغییر کرد. راهنماییهای استاد عباسمنش باعث شد که درآمدم در یک سال ۱۵ برابر افزایش پیدا کند. امروز تعداد علاقهمندان به کلاسهایم آنقدر زیاد شده که تقریباً برای یکی دو ماه آینده کاملاً پر هستم و دانشآموزان در نوبت هستند تا در کلاسهای من شرکت کنند.
نکته جالب اینجاست که تازه تا جلسه ۵ دوره روانشناسی ثروت ۱ را کار کردهام و مطمئنم با عملکردن به آگاهیهای این دوره، نتایج مالیام چند برابر بهتر خواهد شد.
یک سال پیش، دوره قانون سلامتی را هم خریدم. قبل از شروع دوره، وزنم حدود ۹۵ کیلو بود و همسرم همیشه بابت این موضوع ناراحت بود. یادم هست وقتی زندگی به شیوه این دوره را شروع کردم، به همسرم گفتم تا تولد دخترمان — که کمتر از شش ماه مانده بود — به وزن عالی میرسم. و او با حیرت و ناباوری کامل دید که من دقیقاً به وعدهام عمل کردم؛ آن هم فقط با عملکردن به آموزشها و آگاهیهای استاد.
این تازه فقط درباره تناسب اندام است. در مورد سلامتی هم نتایج بینظیری گرفتم. قبل از دوره، من بهشدت حساسیت داشتم و روزی نبود که بدون قرص یا شربت حساسیت بگذرد. اما از وقتی زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم تا الان، حتی یک قاشق شربت یا یک قرص حساسیت مصرف نکردهام و کاملاً راحت هستم.
همچنین باید بگویم که در خانواده ما دیابت ارثی است؛ پدرم، عمویم، پسرعموهایم و عمهام همگی دیابت دارند. من هم قبل از دوره قانون سلامتی قرصهای کنترل قند خون مصرف میکردم. اما امروز آزمایشها نشان میدهد تنها فرد خانواده که دیابت ندارد، من هستم.
کاهش ۹ کیلویی، درمان دردهای مزمن، بهبود بینایی و تجربه دهها معجزه جسمی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
استاد عباسمنش، من حدود دو هفته است که زندگی به سبک دوره قانون سلامتی را شروع کردهام. بهنظر من این دوره معجزه قرن است و خدا را هزاران بار سپاسگزارم که مرا با آگاهیهای این دوره هممدار کرد.
نتایجی که در همین دو هفته گرفتهام، آنقدر زیاد و باورنکردنی بوده که نمیدانم از کجا شروع کنم.
من از وزن ۹۸ کیلو به ۸۹ کیلو رسیدم؛ یعنی فقط در دو هفته، ۹ کیلو کاهش وزن بدون هیچ اذیتی.
اگر بخوام درباره سلامتم در این دو هفته بنویسم، واقعاً نمیدانم چند صفحه خواهد شد.
من دچار گردندرد شدید بودم و پزشکان تشخیص آرتروز داده بودند و گفته بودند تنها راه، عمل جراحی است. اما الان بهطور ناباورانه گردنم کاملاً خوب شده. هیچ دردی وجود ندارد و بهراحتی سرم را به چپ و راست تکان میدهم؛ در حالی که سالها نمیتوانستم این کار را انجام دهم چون درد غیرقابل تحمل بود. قبل از دوره، هر صبح با درد وحشتناک گردن بیدار میشدم و مستقیم سراغ مسکنها میرفتم. اما حالا حتی یک نشانه از درد ندارم.
خارش کف سر، خشکی و شکنندگی موهایم کاملاً از بین رفته.
پوست دستهایم که با کوچکترین تماس با شوینده مثل کویر ترک میخورد، الان بدون حتی یک قطره کرم، لطیف و سالم شده.
معدهدرد قدیمیام که از بچگی همراهم بود، کاملاً برطرف شده.جوشها، دملها و برجستگیهای دردناک زیرپوستی در کشاله ران و زیر بغل که سالها آزارم میداد، کاملاً ناپدید شدهاند.
موهای زیرپوستی پاهایم از بین رفتهاند و خشکی شدید پوست ساق پا کاملاً درمان شده و پوستم نرم و لطیف است.و حالا دو معجزه اصلی:
اول:
شست پایم کج و دردناک بود و روی آن استخوان مشخصی وجود داشت که همه میگفتند باید عمل شود. هنگام پیادهروی دردش چند برابر میشد و لنگلنگان راه میرفتم. اما الان با پیادهروی طولانی هیچ اثری از درد باقی نمانده. واقعاً معجزه است.دوم:
چشمهایم. من نزدیکبین بودم و برای مطالعه عینک شماره ۳ داشتم. حتی با عینک هم برای خواندن کامنتها باید زوم میکردم و نوشتن برایم سخت بود. چشمهایم میسوخت و فشار زیادی حس میکردم.چند ساعت پیش عینکم همراهم نبود و مشغول خواندن کامنتها بودم؛ آنهم کاملاً راحت، سریع و بدون هیچ مشکل. همسرم با تعجب نگاهم کرد و گفت: «چطور داری بدون عینک میخونی؟!»
من و همسرم از شدت تعجب فقط سکوت کرده بودیم.
فهمیدم که چشمهایم همه چیزهای ریز را بدون عینک میبینند. در حالی که شغلم تاتوکار است و کارم پر از ظریفکاریهای ریز است. همه میگفتند فشار کاری باعث ضعیف شدن چشمهایم شده، اما امروز میدانم که همهچیز از سبک تغذیه غلطی بود که داشتم… و اگر ادامه میدادم، نمیدانم چه بلایی سر نعمت بیناییام میآمد.
وقتی فهمیدم بیناییام در حال بازگشت است، از شدت شکرگذاری بیصدا اشک ریختم.
استاد، آموزشهای شما در دوره قانون سلامتی، واقعاً از هزاران پزشک، پزشکتر هستند. مشکلهایی را حل کردهاند که هیچوقت تصور نمیکردم قابل درمان باشند.من نمیدانم چگونه میتوانم قدردان نعمت بازگشت بینایی باشم؛ نعمتی که اگر نبود، چه ثروتی داشتم؟
فقط میدانم خدا را برای این آگاهی و این معجزات، بینهایت سپاسگزارم.رهایی کامل از اعتیاد ۲۱ ساله، بهبود عمیق روابط خانوادگی و جهش شغلی با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
من ۵۰ ساله هستم و سالهای زیادی از عمرم را در گمراهی و زجر کشیدن گذراندم. علاوه بر تمام مشکلاتی که داشتم، بخش بزرگی از گرفتاری من اعتیاد به مواد مخدر بود؛ اعتیادی بسیار شدید که ۲۱ سال به آن گرفتار بودم.
یک روز که حالم خوب نبود و درگیر افکار منفی بودم، در اینستاگرام میچرخیدم که ناگهان فایلی از استاد عباسمنش بهطور کاملاً ناگهانی جلوی چشمم ظاهر شد. اولش میخواستم رد شوم، اما باور نمیکنید چقدر صدای استاد به دلم نشست… شوکه شده بودم. فایل را کامل گوش کردم و آن آگاهیها مثل باران روی دلم ریخت. ذهنم آرام شد و افکار منفیام محو شد. همان لحظه شروع کردم به جستوجوی فایلهای بیشتر استاد.الان که این متن را مینویسم، به پهنای بالشم اشک شوق ریختهام.
«خسرویی» که سالی یک قطره اشک هم از چشمانش نمیآمد، امروز مثل باران بهاری گریه میکند. همسرم آمد پیشم و گفت: «چرا گریه میکنی؟!»
و رفتار امروز همسرم با رفتار شش ماه پیشش مثل زمین تا کهکشان فرق کرده… که در ادامه میگویم چرا.بعد از پیدا کردن سایت استاد، عضو سایت شدم و با همان گوشی پاره آجریام شروع کردم به گوش دادن به فایلهای دانلودی. طولی نکشید که خداوند لطف بزرگی کرد و شرکت ما—که حتی حقوق را بهزور میداد—بهشکل بیسابقهای ۱۱ میلیون تومان پاداش به حسابمان واریز کرد.
با اینکه شدیداً به پول نیاز داشتم، یا حتی ممکن بود به ذهنم برسد که اول موادم را بخرم، بلافاصله یک گوشی جدید خریدم تا راحتتر بتوانم فایلها را گوش بدهم.
از این لطف خدا چنان لذت بردم که باورکردنی نبود. وقتی با خدا رفیق میشوی، چه درهایی را که باز نمیکند…شش ماه با فایلهای رایگان جلو رفتم و سپس—به هدایت خدا—وارد دوره ۱۲ قدم شدم و تمرینات این قدمهای طلایی و الهی را شروع کردم.
کمکم آن زندگی که سراسر جهنم بود—بهخاطر اعتیاد و نابودی رابطهام با همسر و فرزندم—به شکلی باورنکردنی تبدیل به بهشت شد.
آموزشهای این دوره زندگی من را زیبا کرد و مرا از فقر، درد، تنهایی و اعتیاد نجات داد.به لطف خدا و تمرینهای دوره، بعد از ۲۱ سال دربهدری و ذلت…
اعتیاد وحشتناک و ریشهدارم را بدون حتی یک قرص کنار گذاشتم.
یک ماه تمام درد کشیدم، شبها از شدت درد تکهتکه میشدم، اما فقط از خدا کمک میخواستم. یک بار همسرم مخفیانه دکتر آورده بود، اما محترمانه دکتر را رد کردم چون من درمانگر اصلیام را پیدا کرده بودم…
من با دوره ۱۲ قدم عشقی را پیدا کردم که ۵۰ سال از آن غافل بودم.برای ثروتمند شدن وارد سایت شدم؛ اما خداوند ثروتی بسیار بزرگتر نشانم داد:
قدرت خلق دوباره زندگیام.الان قدم پنجم را تمام کردهام. از آن زندگی دربوداغان، به آرامشی رسیدهام که با دنیا عوضش نمیکنم.
روابط من با همسر و فرزندم بهقدری خوب شده که بهشت را در همین خانهام حس میکنم.
شش ماه است که از اعتیاد ۲۱ ساله رها شدهام و حتی یک قرص هم مصرف نکردهام.به لطف خدای مهربان، سمتم در شرکت ارتقا یافته، حقوقم دو برابر شده، در حالی که کارم راحتتر است و زمان آزاد بیشتری دارم تا ساعتها روی خودم کار کنم و تمرینات دوره را انجام دهم.
احترامی که امروز از همکارانم دریافت میکنم فوقالعاده است.
هر ساعت از زندگی امروز برای من حکم معجزه دارد.



به نام خداوند توانای مهربان
چکاپ فرکانسی دوره هم جهت با جریان خداوند
سلام به استاد سید حسین عباسمنش عزیزم، سلام به استاد مریم شایسته جانم،
با قلبی آرام و تسلیم در مقابل ندای هدایتی که گفت زودتر از موعد پایان دوره، درباره نتایجت بنویس، دارم با عشق مینویسم.
این عشق توهم نیست، زاییده ذهن نیست، این یک جریان بیدار و هشیار از نور الهی و روح مقدس خداوندیست که از روز خلقت انسان، خداوند در وجود همه ما آفریدگان به ودیعه گذاشته، این همون بار امانتی است که تازه آموخته ام عاشقانه حملش کنم، چون این یک بار نیست، این منبع انرژی من و نیروی هدایتگر من به سمت خوشبختی و آسانیهاست.
من از دوره های قبلی و جلسات هدیه پله به پله تکاملی رو طی کردم که به مرور شخصیت منو مول یک استاد مجسمه ساز تراشید و شکل داد. اضافاتش رو تراشید و سبک کرد، و رنگ و لعاب شادی و آرامش و اطمینان بهش زد.
روزهایی رو سپری کردم که در شک و ابهام بودم، در گرداب ذهنیات مسموم گرفتار میشدم اما امیدی در دلم زنده بود که این هم میگذره، جوابها میاد، خدا همینجاست….
با این امید و ایمان به وعدههای خداوند که از زبان استادم میشنیدم همواره در حال تلاش برای درک مفاهیم اساسی جهان بودم. آرام آرام شخصیتم قویتر شد، عزت نفسم تقویت شد، وقتی خودم رو مرور میکردم متوجه میشدم سپاسگزارتر شدم، نتیجه دیگه برام فقط عدد حساب بانکی نبود، خواستههام تغییر کرد. از خواستههای صرفا مادی تبدیل شد به بهبود شخصیت، سرمایهگذاری روی خودم، متوکلتر شدنم، مؤمنتر و موحدتر شدنم.
این روند که از «دوره 12 قدم» شروع شد و با «دوره شیوه حل مسائل زندگی» ادامه پیدا کرد هم برای من برکات مادی داشت و هم روابطم رو بسیار بهبود بخشید. بعد از اون «دوره احساس لیاقت» مسیر تازهای از احساس ارزشمندی رو پیش روی من باز کرد و دید بسیار ظریفتری بهم داد تا ایرادهای اساسیم رو پیدا کنم و نقاط قوتم رو جدی بگیرم و بابتشون سپاسگزارتر باشم.
فایلهای هدیه بی نهایت ارزشمندِ توحید عملی، باورهای ثروتساز، سریالهای زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا و آرامش در پرتو آگاهی هر کدوم در برهه هایی از زمان کلیدهای حل مسائل روزمرهام شد و منو در مسیر رشد نگه داشت.
اما متوجه رشدم نبودم تا اینکه نقطه عطف زندگیم رقم خورد و من تازه فهمیدم اینهمه مدت داشتم برای چه اتفاقاتی آماده میشدم.
روز 1 آبان 1403 فایلی روی سایت اومد به نام «درک قوانین جهان در قرآن کریم/قسمت 1» و در اون فایل باز هم مفهوم عملی توحید و شرک به زیبایی توضیح داده شد.
استاد گفتند توحید یعنی ما به هیچکس حتی نزدیکانمون نیازی نداشته باشیم. همون روز مادرم بهم زنگ زد و با حال روحی نامناسبی اشک ریزان ازم عذرخواهی میکرد که برای تولد فرزندم که قرار بود 12 روز بعد به دنیا بیاد شرایط مالی مناسبی نداره که هدیه ارزشمندی بخره.
من تحت تاثیر همون فایل زبان گویای خداوند شدم تا قلبش رو آرام کنم، و بهش گفتم خدای من خودش مراقب منه و شما اگر هدیه نخری یا حتی نیای پیش من هم همونقدر عزیزی، خداوند دستانش رو برای کمک به من میفرسته، همین حس مادرانه شما برای من یک گنج بیپایانه….
این پیام خدا قلب مادرم رو آروم کرد و منو بی نهایت سپاسگزار، که تونستم در آخرین مکالمهام با مادرم پیامرسان خدا باشم.
دو روز بعد یعنی 3 آبان مادرم به آغوش پروردگار پر کشید. و من با سپردن خودم و فرزندم به خدایی که از مادر به من مهربونتره، از بزرگترین امتحان زندگیم سربلند بیرون اومدم. نتیجه تمام سالهایی که دانشجوی توحید بودم رو با معجزهی «پذیرش و آرامش قلبی» دریافت کردم.
همون روز با هدایت خداوند فرزندم به سلامتی و راحتی به دنیا اومد و من در مدار سپاسگزاری و نعمت قرار گرفتم.
شاید نتیجه و جایزهی این کنترل ذهن این بود که 4 ماه بعد که «دوره مقدس همجهت با جریان خداوند» متولد شد تونستم برای اولین بار همزمان با لانچ شدن دوره در اون شرکت کنم؛ دورهای که به جرأت میتونم بگم استاد عباسمنش خودشون با اون صدها مدار به سوی نور و خشوع و آگاهی بیشتر صعود کردند و به تبع ایشون ما دانشجوها هم غرق در اقیانوس عمیقی از جلوهی پروردگار شدیم. معنی گستردهتری از سپاسگزاری در عمل رو درک کردیم و جنسی از ارتباط معنوی تازهتری با پروردگار هدایتگرمون تجربه کردیم.
و اما بعضی از تغییرات و نعمتهایی که همزمان با این دوره در زندگی من وارد شد:
ارتباطم با چندین نفر از بهترین دانشجویان توحید و عملگراترین موحدین حاضر در این سایت خودبخود بدون هیچ تلاشی از طرف من شکل گرفت. کسانی که روزی آرزو میکردم چنین دوستانی داشته باشم.
هر روز باهاشون در ارتباطم و این خودش یک اصلاحگر مسیره که از مومنتوم مثبت خارج نشم. حتی با دو نفرشون دیدار حضوری هم داشتم.این فضل بیپایان خداونده که چنین گنجهای قیمتیای رو وارد زندگی من کرده.
بسیار بسیار نسبت به قبل بیشتر در لحظه زندگی می کنم، و اصلا تازه معنی زندگی در لحظه رو دارم درک میکنم. نگران نیستم که از برنامه روزانهام جا بمونم، میایستم و با خنده بچههام میخندم، میرقصم، بچگی میکنم، شعر میخونم، بچههام هم بیشتر از قبل میخندن، شادن و اتفاقا دقیقا مشخصه که راحتتر و سریعتر از قبل دارن رشد و تکاملشون رو طی میکنن. مشکلات قبل رو ندارن، مشکلات بقیه بچهها رو ندارن و من هر روز آگاهانه به یاد میارم که قبلا این آسانیها نبود و الان هست خداروشکر.
بهبودگرایی رو تازه دارم بصورت عملی زندگی میکنم. بخاطر اندکی بهتر رفتار کردنم، یک بار بیشتر صبوری کردنم، کنترل کلامم، کمتر عصبانی شدنم، مقایسه نکردن خودم یا فرزندانم با دیگران، باورهای ثروتساز بهترم، احساس ارزشمندیِ کمی بیشترم، و زندگی عاطفی عاشقانهترم هر روز خدا رو شکر میکنم و این بهبودها رو با خودم تکرار میکنم، بزرگشون میکنم و تحسینهای دیگران رو قبول میکنم.
برای کوچکترین خدمات یا زیبایی در جهان و آدمهای اطرافم آگاهانه تلاش میکنم هم قلباً و هم کلامی تشکر و تحسین کنم. برام غریبه و آشنا و بزرگ و کوچیک فرقی نداره، در سپاسگزاری سخاوتمندتر شدم.
خوابهای معنیدار زیادی میبینم که در همه اونها به نوعی قانون برام تکرار میشه و من در خواب آگاه به قوانین و معنی کلام مبهمی هستم که زده میشه. هدایتهایی دریافت میکنم که دقیقا راهگشای اون روزهای منه، مثلا در آخرین خوابم کسی بهم گفت: «دیدن نتایج، نتیجه است.» من برداشت کردم که باید نتایجم رو بزرگ بشمارم و تکرارشون کنم تا ازشون انرژی حرکت بگیرم، این یک شخصیت سپاسگزار و با احساس ارزشمندی بالا میطلبه که بتونی نتایجت رو ببینی. اگر نتایجت رو پاس بداری یعنی رشد کردی و این رشد یک نتیجه است.
همین خواب باعث شد نتایجم رو مرور کنم و قلبم گفت اینحا بنویسم.
تقریبا هر روز ورودی مالی دارم. به لطف خداوند.
رابطهام با همسر و پدر و خواهر و برادرم بینظیر و سرشار از عشق و آرامشه. درکم از احساساتشون بالاتر رفته چون درصد کوچیکی نگاه ذهنم با نگاه روح هماهنگتر شده. اینو حس میکنم که این تطابق منو بزرگوارتر و بلندنظرتر کرده.
مدتها بود که برای فعالیت مورد علاقهام از خدا هدایت خواسته بودم و این ماههای آخر فقط میشنیدم که خدا میگه «یکمی صبر کن، به وقتش بهت میگم، تو فعلا فقط از زندگیت لذت ببر…»
از روزهای پایانی شهریورماه هدایتها و نشانهها اومد و من به راحتترین شکل ممکن هدایت رو تشخیص دادم و دنبال کردم. مومنتوم مثبت شکل گرفت و قدمهام رو با نیرویی که خود خداوند با نشانههاش بهم بخشید برداشتم. اول راهم و هنوز این نهال نوپا شکل نگرفته ولی قلبم بسیار روشنه، بسیار امیدوار و خوشبینم به این مسیر هدایتی.
تمام فایلهای نشانههای روزانهام رو انگار خود خدا با یک برنامهی دقیق برام چیده و یکی یکی درست در لحظهای که ازش میخوام قدم بعدی رو بگه یا طرز فکر صحیحی رو بهم القا کنه یا سوالم رو جواب بده، در قالب یک فایل میاره میذاره جلوی چشمم. و من با عشق به هدایتم عمل میکنم. ذره ذره، تاتی تاتی، اما پیوسته.
برام وقت آزاد میکنه تا گامهای عملیم رو بردارم هرچند به ظاهر کوچیک، اما موثر. برام بینهایت مهمه که حرکت کردم و هیچ چیزی رو بهانهی کاهلیهای خودم نکردم. و دارم میبینم که خداوند دلها رو برام نرم کرده، مسیرها رو باز کرده و همواره در حال صحبت کردن با منه.
عاشق این منِ جدیدم. عاشق زندگیمم. عاشق دنیایی هستم که توش من هستم، خدا هست، استادم هست و تمام بینهایت دستانش برای آبادانی جهانم. برای اینکه اندکی باور کردم که قدرت خلق جهان دلخواهم رو دارم. این خودِ معجزه است.
سجاد عزیز سلام و عشق و احترام خدمت شما با اون روح لطیف و کلام پرانرژیت.
ازت بی اندازه متشکرم که با تمام و توجه و تمرکزت، با شور و اشتیاق نتایج منو (البته بخش کوچیکی از نتایجم) خوندی اون هم بارها و بارها و برام با تمام قلبت نوشتی. انرژیش تا اینجا رسید.
ازت عذرخواهی می کنم که نتونستم زودتر پاسخ محبتت رو بدم چون رفته بودم اهواز برای مراسم سالگرد مادرم و یک مقدار شلوغ بودیم.
سجاد عزیزم استادمون دونه به دونه حرفاشون حق و حقیقته، من بهش رسیدم.
من هرروز یک یا چند مورد پیدا می کنم که استاد در موردش صحبت کردن و قوانین جهان رو در مورد اون موضوع باز کردن، چه روابط. چه مسائل شغلی، چه سلامتی چه معنویت، عزت نفس و ….
امروز شنیدم که کسی رفتار نامناسبی با خواهرم داشته و خواهرم با اون بخش از احساس ارزشمندی تقویت شده اش برای اون شخص حد و مرز مشخص کرده، و ناراحتیش رو با زبان نرم بهش ابراز کرده، من خواهرم رو تحسین کردم و گفتم خدایا ازت متشکرم که خواهرم تونسته حرف دلش رو مودبانه بزنه و بعدش نگران خراب شدن رابطه نباشه، و اون شخص رو بگذاره کنار. اون هم بهد از عمری فامیلی.
این برای خود من هم نتیجه محسوب میشه، اینکه اطرافیانم هم افرادی هستن که دارن رشد می کنن.
اینکه در حوالی من داره اتفاقات شگفت انگیزی میفته که تا قبل از کار کردن روی خودم یا نمی افتاد یا من نمی دیدمش. اما الان با اینکه ظاهرا برای خودم رخ نداده اما من اونقدر بهش توجه کردم که انگار خودم اون قدم رو برداشتم.
من مطمئنم که این توجه روی رشد و پیشرفت باعث میشه واقعا بهبود ایجاد بشه در شخصیت و رفتارم.
ممنونم برای اینکه با کامنت قشنگتون منو تشویق کردید به دوباره نوشتن و توجه به اتفاقات خوب.
آفرین به شما که با تمام احساس و ذوق و شوقتون برام نوشتید و مطمئنم این توجه و تمرکز برای شما شاهکار خلق میکنه.
براتون زندگی سرشار از نعمت و برکت و عمری باعزت آرزو می کنم.