نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -راضیه باقری

    رسیدن به وزن رؤیایی و احساس عالی فقط در ۲۶ روز با به‌کارگیری آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    امروز بیست‌وششمین روز زندگی من به شیوه دوره قانون سلامتی است و واقعاً حالم فوق‌العاده است. من دوره را با وزن ۶۵ کیلوگرم شروع کردم و امروز وزنم به ۵۸ کیلوگرم رسیده. شاید باورش سخت باشد، اما رسیدن به وزن زیر ۶۰ کیلو برای من همیشه یک رؤیای غیرممکن بود. هزاران بار، هزاران رژیم مختلف را امتحان کرده بودم و هیچ‌وقت جواب نگرفته بودم.

    خوشحالم که به ندای قلبم گوش دادم، به استاد عباس‌منش اعتماد کردم و وارد این دوره شدم.

    من در یک کلینیک ژنتیک در مشهد کار می‌کنم و این روزها تمام همکاران و پزشکان از من می‌پرسند:
    «تو واقعاً در چند هفته چه کار کردی که این‌قدر خوب چربی‌ها را حذف کردی؟!»
    و چون نمی‌توانم همه چیز را دقیق توضیح بدهم، فقط آدرس سایت استاد را می‌دهم و می‌گویم:
    «اول از فایل‌های رایگان شروع کنید تا با استاد عباس‌منش آشنا شوید و بعد خودتان تصمیم بگیرید از کجا ادامه دهید.»

    امروز، بهتر از تمام این ۲۶ روز، احساس آرامش، سبکبالی و سلامتی دارم.
    دوست داشتم این حس خوب و نتایجم را با شما به اشتراک بگذارم تا هم بهانه‌ای برای شکرگزاری خداوند باشد و هم یک تشکر بسیار خاص از استاد عباس‌منش که عاشقانه این آگاهی‌های ارزشمند را در اختیار ما قرار می‌دهند.

  • -محمد

    آغاز موجی از معجزات جسمی و روحی تنها در ۸ روز با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    هشت روز است که زندگی را به شیوه دوره قانون سلامتی شروع کرده‌ام و معجزات سلامتی من از روز سوم آغاز شد.

    عفونت‌های دائمی سینوسی‌ام که همیشه گریبان‌گیرم بود، کاملاً از بین رفته.
    ورم زیر ابروهایم که مدت‌ها اذیتم می‌کرد، فروکش کرده و کاملاً صاف شده است.
    تنفس برایم راحت و آزاد شده و هر بار نفس می‌کشم از خدا شکرگزاری می‌کنم.
    خوابم عمیق، آرام و لذت‌بخش شده.
    بوی نامطبوع عرق بدنم کاملاً ناپدید شده.
    چربی پوست سر و موهایم به‌طور کامل برطرف شده.

    قبل از دوره قانون سلامتی، اگر حتی یک تخم‌مرغ می‌خوردم، صورت‌ام پر از جوش می‌شد، اما حالا سه تخم‌مرغ هم می‌خورم و حتی یک جوش هم نمی‌زنم.

    گرفتگی‌های بدنی و درد زانوهایم کاملاً برطرف شده.
    احساس سبکی، انرژی و سرحال بودن دارم.
    نفخ شدید و آزاردهنده‌ام کاملاً رفع شده.
    ذهن شلوغ، خسته و بی‌قرارم آرام، ساکت و سرشار از صلح شده است.

    زندگی برایم به طرز عجیبی لذت‌بخش شده است.

    استاد عباس‌منش، از شما با تمام وجود سپاسگزارم که با تولید دوره قانون سلامتی، سلامتی آسان و طبیعی را دوباره به ما هدیه دادید.
    خداوند خیر و برکت را در زندگی شما چند برابر کند.

  • -محمد

    درمان سینوزیت ۴۰ ساله، بهبود کامل جسم و بازگشت انرژی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    من زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم و از روز سوم، معجزات سلامتی من آغاز شد.

    قبل از این دوره، سال‌ها سینوزیت مزمن و ترشحات شدید سینوسی بینی و پشت حلق داشتم که در سال‌های اخیر واقعاً آزاردهنده شده بود. طی چهل‌وچند سال عمرم و با وجود مراجعه‌های متعدد به فوق‌تخصص‌ها، تنها پاسخی که می‌شنیدم این بود: «بدن شما حساسیت دارد و باید دارو بخورید.» همیشه برای جلوگیری از عود عفونت سینوس‌ها مجبور بودم داروهای مختلف مصرف کنم. اما حالا، به لطف زندگی به شیوه این دوره، این بیماری بعد از بیش از ۴۰ سال کاملاً برطرف شده است.

    استاد عباس‌منش، خدا خیرتان بدهد. نمی‌دانم چطور باید سپاسگزاری کنم. باورم نمی‌شود که چنین مشکلی به این سادگی حل شده باشد. یعنی به جای اینکه سال‌ها دارو بخورم، فقط با نخوردن چند نوع غذای نامناسب، بدنم خودش شروع به درمان خودش کرد.

    بعد از حل این مسئله، اولین روزی بود که راحت نفس می‌کشیدم. مجراهای بینی کاملاً خشک شده، خلط پشت حلق ندارم، برجستگی‌های زیر ابرو که به‌خاطر تورم سینوس‌ها ایجاد شده بود، خوابیده و ابروها صاف شده‌اند. قبل از این دوره، همین تورم‌ها بسیار اذیتم می‌کرد و هر بار در آینه خودم را می‌دیدم، احساس بدی داشتم.

    و این فقط یکی از مشکلاتم بود. بیش از ده سال بود که می‌دانستم تری‌گلیسرید و غلظت خونم بالاست. دست و پاهایم خیلی سریع خواب می‌رفت و در یکی دو سال اخیر، زانوهایم هنگام بالا و پایین رفتن از پله درد می‌گرفت. بدنم خشک و گرفته بود، با اینکه چاق نبودم و اضافه وزن نداشتم. همین شرایط جسمی باعث شد که دوره قانون سلامتی را تهیه کنم، چون دیگر قابل تحمل نبود.

    اما حالا همه‌چیز در بدنم خوب شده است. بدنم انگار از یک قفس آهنی آزاد شده باشد؛ سبک شده، عضلات و زانوهایم نرم شده و احساس راحتی و رهایی دارم. احساس می‌کنم گردش خون در رگ‌هایم آسان شده. روی پله‌ها، به‌جای لنگ‌لنگان رفتن، از شوق می‌دویدم. این دو روز هم اوج کار من بود، اما با اینکه از صبح تا شب کار کردم، سبک، سرحال و شاداب بودم.

    قبل از شروع این دوره، همیشه نفخ معده داشتم؛ به‌خصوص بعد از غذا و قبل از خواب. مشکل به‌قدری آزاردهنده شده بود که آرامش شب‌هایم را می‌گرفت. اما حالا این مشکل کاملاً ناپدید شده است؛ انگار هرگز چنین چیزی در بدنم وجود نداشته. اگر این معجزه نیست، پس چیست؟

    استاد عباس‌منش، از شما از صمیم قلب سپاسگزارم و همیشه برایتان دعا می‌کنم.

  • -سعیده شهریاری

    رسیدن به وزن دلخواه، درمان مشکلات معده و بازگشت انرژی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    استاد عباس‌منش، به‌خاطر تمام نتایج فوق‌العاده‌ای که از بقیه دوره‌ها و آموزش‌های شما گرفته‌ام، صحبت‌هایتان برای من مثل وحی است. به همین دلیل، وقتی دوره قانون سلامتی را شروع کردم، ذهنم هیچ مقاومتی برای عمل‌کردن به شیوه این دوره نداشت. نه دلیل می‌خواستم، نه منطق؛ شما می‌فرمایید قانون سیستم بدن این است، و منِ شاگرد فقط می‌گویم: «چشم». همین تسلیم و هماهنگی باعث شد نتایجم از این دوره شگفت‌انگیز باشد.

    من تمام عمرم درگیر رژیم و ورزش بودم تا به عدد ۶۰ کیلو برسم، اما این اتفاق فقط با دوره قانون سلامتی افتاد.
    الان مدت‌هاست وزنم بین ۵۰ تا ۵۲ کیلو کاملاً ثابت مانده.

    قبلاً تمام روز خواب‌آلود بودم و دائم نیاز به خواب داشتم، اما امروز انرژی‌ام فوق‌العاده شده و تمرکزم بی‌نظیر است.

    قبل از دوره، پاهایم همیشه پر از ترک بود. شب‌ها کرم می‌زدم و با جوراب می‌خوابیدم اما هیچ تغییری نمی‌کرد. اما حالا کوچک‌ترین اثری از ترک پاهایم باقی نمانده است.

    استاد، قبل از قانون سلامتی من معده‌ای کاملاً نابسامان داشتم. دائم حالت تهوع، برگشت غذا و بالا آوردن. این حالت‌ها آن‌قدر شدید بود که مویرگ‌های صورتم بیرون می‌زد. آن‌قدر بالا می‌آوردم که گاهی به خون بالا آوردن می‌رسید. مشکلی که همه می‌گفتند «ارثی است و درمان ندارد»، امروز کاملاً درمان شده و معده‌ام سالم و آرام است.

    سودمندی‌ها و معجزه‌های دوره قانون سلامتی برای من تمام‌شدنی نیست. از خداوند می‌خواهم تا آخر عمر، مرا در مسیر زندگی بر اساس قانون سلامتی نگه دارد.

  • -محمد فعله گری

    پایان ۲۵ سال انتظار، تنظیم کامل هورمون‌ها و خبر بارداری با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    سلام خدمت استاد واقعی و عمل‌گرای عزیز، استاد عباس‌منش.

    امروز به پروفایل خودم نگاه کردم و دیدم ۱۰۶۰ روز است که با هدایت‌های الهی، با آموزش‌های شما و این سایت زندگی می‌کنم. من ۴۸ ساله هستم و همسرم ۴۴ ساله. اسفند ۱۴۰۰ که دوره قانون سلامتی روی سایت قرار گرفت، به پیشنهاد همسرم این دوره را خریدیم و از همان روز اول، زندگی به شیوه این دوره را شروع کردیم.

    در شروع دوره، وزن همسرم ۱۰۱ کیلو بود. اما موضوع مهم‌تر، بی‌نظمی شدید پریود ایشان در طول حدود ۲۳ سال زندگی مشترک بود. پریودها به‌قدری نامنظم بود که گاهی ۴ ماه یک‌بار اتفاق می‌افتاد و وقتی شروع می‌شد، تا دو ماه ادامه داشت. در این سال‌ها، انواع پزشکان و داروها را امتحان کردیم، اما هیچ نتیجه‌ای نگرفتیم.

    پس از فقط یک ماه زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، همسرم به‌طور کاملاً غیرمنتظره و باورنکردنی، یک پریود منظم و ۷روزه کامل داشتند. این برای ما اولین معجزه بود؛ چیزی که سال‌ها با هیچ دارویی درست نشده بود.

    در طول این یک سال و نیم که به شیوه این دوره زندگی کردیم، تمام پریودهای ایشان کاملاً منظم و طبیعی شد. وزنشان هم از ۱۰۱ کیلو به ۷۵ کیلو رسید.

    اما معجزه باورنکردنی ما از این هم بزرگ‌تر بود.

    حدود سه روز پیش، وقتی زمان پریود همسرم بود اما پریود نشد، ما که ۲۵ سال… ۲۵ سال… ۲۵ سال در انتظار مثبت شدن یک آزمایش بارداری بودیم، فهمیدیم که همسرم باردار شده‌اند.

    بعد از ربع قرن مراجعه به پزشکان مختلف، داروهای متعدد و امیدهای بی‌پایان، امروز خداوند به واسطه زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، فرزندی را به ما عنایت کرده است.

    نمی‌دانیم خوشحالی‌مان را چگونه بیان کنیم و چگونه از استاد عباس‌منش بابت این دوره بی‌نظیر و معجزه‌آسا تشکر کنیم.

    استاد عزیز، از خداوند برایتان بهترین جایگاه را در دنیا و آخرت آرزو می‌کنیم و امیدواریم همیشه سلامت و موفق باشید.

  • -هانیه

    درمان آرتریت روماتوئید، بهبود مشکلات لنفاوی، رفع لیپوم و افزایش انرژی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    من هانیه هستم و می‌خواهم درباره تغییرات بزرگی که بعد از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی نصیب من و دخترم شده صحبت کنم. ما پنج ماه است که با این شیوه زندگی می‌کنیم و نتایجمان فوق‌العاده بوده است.

    قبل از این دوره، من آرتریت روماتوئید داشتم. در ناحیه لگن و کشاله ران به‌قدری درد می‌کشیدم که نمی‌توانستم پایم را جمع کنم و بیش از ده دقیقه توان راه رفتن نداشتم. با یک مقدار پیاده‌روی، پاهایم آن‌قدر درد می‌گرفت که مجبور می‌شدم بنشینم. اما حالا با زندگی به شیوه این دوره، پا به پای دخترم پنج ساعت پیاده‌روی می‌کنم، آن هم به‌راحتی.

    حدود بیست سال بود که پای راستم گرفتگی رگ‌های لنفاوی داشت. ورم پایم آن‌قدر زیاد بود که همیشه باید کفشی چند سایز بزرگ‌تر می‌پوشیدم و این ورم برای همه جلب توجه می‌کرد و باعث سؤال دیگران می‌شد. دکترهای زیادی رفتم، آزمایش‌های زیادی دادم و همه می‌گفتند «کاری نمی‌شود کرد»؛ فقط می‌توانیم میل بزنیم ولی دوباره به حالت اول برمی‌گردد. اما حالا این تورم تقریباً کامل برطرف شده و حتی کفش‌هایم برایم گشاد شده‌اند.

    درد مچ دستم که تقریباً همیشه وجود داشت، کاملاً از بین رفته.
    در ناحیه شکم یک لیپوم به اندازه یک گردو داشتم. بعد از پنج ماه عمل‌کردن به این دوره، سونوگرافی دادم و به من گفتند هیچ اثری از لیپوم وجود ندارد.

    لک‌های پوستم کم‌رنگ‌تر شده و تقریباً محو شده‌اند.
    سال‌ها بعد از غذا دل‌پیچه و دل‌درد داشتم، اما از هفته اول این دوره این مشکل کاملاً برطرف شد.
    قبلاً هنگام نشستن و برخاستن، استخوان‌هایم صدا می‌کرد، اما حالا به‌ندرت پیش می‌آید.

    از وزن ۵۳ کیلو به ۴۲ کیلو رسیدم.
    دور کمرم از ۷۴ سانت به ۶۷ سانت رسیده.
    دیگر خواب‌آلود نیستم و سرشار از انرژی مثبت برای انجام کارهایم هستم.

    استاد عباس‌منش عزیز، نمی‌دانم چطور از شما تشکر کنم. شما راهی را به من نشان دادید که زندگی‌ام را از ریشه شفا داد.

  • -هانیه

    درمان کامل پلی‌کیستیک، تنظیم هورمون‌ها و بازگشت به نشاط زندگی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    من پنج ماه پیش دوره قانون سلامتی را خریدم و همراه دخترم زندگی به سبک این دوره را شروع کردیم. اول از همه می‌خواهم از نتایجی بگویم که نصیب دخترم شد؛ نتایجی که هنوز هم وقتی به آن‌ها فکر می‌کنم، اشک در چشمانم جمع می‌شود.

    دخترم ۲۴ ساله است و ده سال درگیر نوع شدید بیماری پلی‌کیستیک بود. در این ده سال انواع داروهای شیمیایی، گیاهی، طب سنتی، بادکش، انرژی‌درمانی و هر روشی را که توصیه می‌شد امتحان کردیم، اما هیچ تغییری ایجاد نمی‌شد. پزشکان صراحتاً می‌گفتند این بیماری درمان ندارد و باید همیشه از دارو استفاده کند. داروها باعث می‌شد دل‌دردهای وحشتناک داشته باشد. با اینکه کم غذا می‌خورد، وزنش بالا بود و دائم افت قند و سرگیجه داشت.

    زندگی دخترم خلاصه شده بود در بی‌حوصلگی، بدخلقی، پرخاشگری، عصبی بودن و دردهای مداوم. گاهی کارش به بیمارستان کشیده می‌شد. اخیراً حتی با مصرف دارو هم پریود نمی‌شد. هر سه ماه باید آزمایش هورمونی و سونوگرافی می‌داد.

    تا اینکه دکتر، داروهایش را افزایش داد و گفت باید سونوگرافی خاص انجام شود. همان لحظه بند دلم پاره شد؛ چون دخترم تنها فرزند من است. چند روز بعد در بخش «مرا به سوی نشانه‌ام هدایت کن» یک فایل از سفر به دور آمریکا برایم آمد و از همان‌جا هدایت شدم به صفحه دوره قانون سلامتی و دیدم درباره درمان پلی‌کیستیک هم توضیح داده شده. انگار درونم یک امید تازه متولد شد. با خودم گفتم: «یعنی می‌شود دخترم سالم شود؟»

    استاد عباس‌منش، هنوز هم وقتی یاد آن روز می‌افتم، اشک از چشمانم جاری می‌شود. دوره را خریدم و همراه دخترم زندگی به این شیوه را آغاز کردیم.

    باورکردنی نیست، اما از روز دوم، دل‌پیچه‌های دخترم کاملاً ناپدید شد.
    روز چهارم، دخترم پریود شد؛ بعد از یک ماه تأخیر و در حالی که قرص‌هایش تمام شده بود. از خوشحالی گریه می‌کردیم. پیشنهاد کردم دیگر قرص‌ها را مصرف نکند و او هم پذیرفت. ماه بعد، سر وقت و بدون هیچ دردی دوباره پریود شد.

    ده سال آن‌قدر سخت گذشته بود که باور این تغییرات برایمان دشوار بود. مدام با خودم می‌گفتم: «نکند نتایج موقتی باشد…»

    اما امروز که این‌ها را می‌نویسم، پنج ماه است که طبق آموزش‌های دوره زندگی می‌کنیم؛
    دخترم در این پنج ماه حتی یک قرص هم مصرف نکرده و بدون هیچ مشکلی پریود می‌شود.

    دیگر نتایج شگفت‌انگیزی که اتفاق افتاده:

    موهای زائد بدن و صورتش کاملاً از بین رفته.
    دل‌دردهای همیشگی صددرصد برطرف شده.
    قبلاً نیم ساعت پیاده‌روی باعث پا درد می‌شد، اما الان با فست ۷۲ ساعته، پنج ساعت پیاده‌روی می‌کند.
    پشت گردنش برجستگی‌ای به اندازه نصف تخم‌مرغ داشت که کاملاً از بین رفته.
    قبلاً بعد از کار فقط روی تخت می‌افتاد، اما حالا از ۶ صبح تا ۱۰ شب سرحال، شاد و پرانرژی است.
    خشکی و تیرگی پوست صورتش برطرف شده.
    درد کتف و گردن کاملاً از بین رفته.
    گرگرفتگی و حرارت‌های شدید بدن کاملاً درمان شده.
    جوش‌های روی بازو، پشت و داخل موهای سر کاملاً ناپدید شده.
    شوره سرش کاملاً از بین رفته.
    دیگر معده‌درد ندارد و با اینکه حالا بیشتر غذا می‌خورد، هیچ مشکلی ندارد.
    وزنش از ۶۳ کیلو به ۵۱ کیلو رسیده و دور شکمش از ۹۸ سانتی‌متر به ۸۴ کاهش یافته.

    امروز دخترم نه‌تنها سلامتی را تجربه می‌کند، بلکه واقعاً در حال زندگی کردن است؛
    از زمان بیداری‌اش نهایت لذت را می‌برد و کیفیت زندگیش چیزی شبیه معجزه شده است.

  • -کبری

    بهبود چشمگیر دیابت ۳۰ ساله، بازیابی توان راه رفتن و بازگشت کامل سلامت با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    من دوره قانون سلامتی را برای مادرم خریدم تا سلامتی را دوباره به زندگی‌شان برگردانم. مادرم حدود ۳۰ سال از دیابت نوع ۲ رنج می‌بردند. به‌خاطر عوارض همین بیماری، هر دو چشم خود را تحت جراحی شبکیه قرار داده بودند. با وجود مصرف داروهای متعدد، قند خون‌شان هرگز تنظیم نمی‌شد.
    هرکسی در خانواده فرد دیابتی داشته باشد می‌داند که معمولاً تنها اتفاقی که در روند درمان می‌افتد این است که تعداد و دوز داروها روزبه‌روز بیشتر می‌شود.

    مادرم داروهای بسیار زیادی را باید در هر وعده مصرف می‌کردند؛ تا جایی که خیلی وقت‌ها یادشان نمی‌ماند کدام را خورده‌اند و کدام را نه. هر سال یک مشکل جدید به مشکلات قبلی اضافه می‌شد، مثل:

    کبد چرب؛ فشار خون بالا که حتی با قرص صبح و شب عددش ۱۷ بود؛ مشکلات کلیوی و دفع پروتئین؛ خستگی مفرط؛ احساس گرسنگی شدید با وجود مصرف ۸ تا ۹ وعده غذا در روز؛ دیرترمیم شدن زخم‌ها؛ بی‌خوابی شبانه؛ و اخیراً ناتوانی در راه رفتن.
    پاها شدیداً درد می‌کرد، عضلات و مفاصل دچار التهاب بودند، رگ‌های پا تنگی شدید داشتند و خون‌رسانی به‌اندازه‌ای پایین آمده بود که همیشه پاهایشان سرد بود.
    چه هوا گرم بود چه سرد، همیشه پتویی روی پاهایشان بود و چندین جوراب و گرم‌کن استفاده می‌کردند، تا جایی که دیگر قادر به انجام کارهای روزمره نبودند.

    من پیشنهاد شروع دوره قانون سلامتی را دادم و مادرم چون شما و آموزش‌هایتان را با جان و دل باور داشتند، پذیرفتند که زندگی را به شیوه این دوره شروع کنند.

    من مبلغی برای عمل جراحی کمر مادرم کنار گذاشته بودم، چون همه پزشکان گفته بودند دیسک و گودی کمر دارند و باید عمل شوند.
    اما بعد از خرید دوره قانون سلامتی، تصمیم گرفتیم تمام رفت‌وآمدها به پزشکان را کنار بگذاریم و فقط طبق اصول دوره زندگی کنیم.

    من خودم کاردرمانگر هستم و می‌دانستم تمام این دردها نتیجه عوارض دیابت و مصرف داروهاست. می‌دانستم مصرف داروهای چربی خون در طولانی‌مدت باعث آتروفی عضلانی می‌شود. حتی یک‌بار که یک هفته مصرف قرص چربی را قطع کردیم، بیماری شدت گرفته بود، و همین باعث شده بود ندانیم چطور جلوی پیشرفت بیماری عضلانی را بگیریم.

    اما وقتی به‌مدت یک ماه اصول دوره را دقیق اجرا کردیم، مادرم کم‌کم توانایی راه رفتن را دوباره به دست آوردند و همه داروهایشان را قطع کردند — داروهایی که اگر یک روز مصرف نمی‌شد، کل سیستم بدن‌شان به هم می‌ریخت.

    الان حدود ۶ ماه است که به سبک دوره قانون سلامتی زندگی می‌کنیم و مادر عزیزم نتایج بی‌نظیر و باور‌نکردنی گرفته‌اند:

    خواب شبانه آرام؛
    توانایی راه رفتن بدون حتی عصا؛
    بهبود چشمگیر بینایی؛
    سریع‌تر شدن ترمیم زخم‌ها؛
    رفع زخم دیابتی؛
    بازگشت کامل حس به اندام‌ها، مخصوصاً پاها؛
    از بین‌رفتن چهره بیمارگونه و بازگشت نشاط صورتشان — آرزویی که سال‌ها داشتم؛
    بهبودی کلیه‌ها و توقف دفع پروتئین؛
    تنظیم قند خون؛
    فشار خون عالی ۱۲ — عددی که سال‌ها بود در ایشان ندیده بودم؛
    و هزاران نتیجه حیرت‌انگیز دیگر.

    استاد عباس‌منش، من از طرف خودم و مادرم از شما عمیقاً سپاسگزارم که وقت گذاشتید و دوره قانون سلامتی را تولید کردید. اکنون هزاران انسان به‌برکت این دوره از نعمت سلامتی بهره‌مند شده‌اند.
    فقط خداوند قادر است پاداش این لطف بزرگ شما را به شما عطا کند.

  • -فرهاد و عسل

    رهایی از باورهای محدودکننده و جهش ۳۰ برابری درآمد با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    استاد عباس‌منش عزیز، من همیشه یک باور محدودکننده در ذهنم داشتم: اینکه نباید از دارایی‌ها و نعمت‌هایی که خدا به من داده استفاده کنم تا مبادا نزدیکانم که وضعیت مالی خوبی ندارند ناراحت شوند. باور داشتم اگر من ثروت بسازم، دل دیگران می‌سوزد…
    اما زمانی که شما در تئوری ظرف آب توضیح دادید که بعضی‌ها ناخودآگاه ظرفشان را کوچک نگه می‌دارند تا کسی اذیت نشود، انگار داشتید دقیقاً از من حرف می‌زدید. همان‌جا فهمیدم ریشه این احساس‌ها چیست.

    وقتی نسخه جدید دوره روانشناسی ثروت ۱ روی سایت آمد، من تازه وارد حوزه ساخت‌وساز شده بودم. جمله‌ای از شما که می‌گفتید: «شما با ثروت ساختن، خیر زیادی وارد جهان می‌کنید. مثلاً فقط با ساختن یک ساختمان، چقدر خیر به مردم می‌رسد» — برایم مبهم بود، چون هنوز آن باورهای محدودکننده را داشتم و نمی‌توانستم عمقش را حس کنم.

    اما بعد از کار کردن با آگاهی‌های این دوره، فهمیدم جهان بی‌نهایت ثروت دارد و ثروت خدا انتهایی ندارد. همه ما به یک اندازه به این منبع وصل هستیم و محدودیتی وجود ندارد.

    الان چهار سال است که در حوزه ساخت‌وساز فعالیت می‌کنم و همچنان با آموزش‌های این دوره جلو می‌روم. امروز به‌وضوح می‌فهمم که وقتی یک ساختمان می‌سازم، ثروت زیادی را به افراد زیادی وارد می‌کنم؛ از کارگر و پیمانکار گرفته تا تأمین‌کننده، فروشنده مصالح و ده‌ها نفر دیگر.
    و جالب‌تر اینکه می‌بینم خداوند چند برابر این خیر را در قالب برکت، روزی و ثروت به من برمی‌گرداند.

    استاد، امروز فعالیت فیزیکی من نسبت به شروع کارم نصف شده، اما درآمدم اصلاً قابل مقایسه با آن روزها نیست.
    در حال حاضر درآمد یک روز من، ۳۰ برابر درآمد یک ماه من در روزهای اول کار و شروع دوره است.

    از ته دل خدا را شکر می‌کنم و می‌دانم تا زمانی که مسیر آگاهی و عمل‌کردن به آموزش‌های دوره را ادامه دهم، هر روز نتایجم بزرگ‌تر و زیباتر می‌شود.

  • -علیرضا بهادری

    آزادی از وابستگی‌ها، ساختن توحید عملی و رسیدن به استقلال مالی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    قبل از آشنایی با آموزه‌های دوره ۱۲ قدم، چقدر در زندگی‌ام شرک داشتم… چقدر «الهه» برای خودم ساخته بودم؛ چقدر آدم‌ها را در حد خدا بالا برده بودم و آن‌ها را منشأ قدرت و امنیت می‌دانستم. در روابط، اگر یک روز پارتنرم را نمی‌دیدم، انگار دنیا روی سرم خراب می‌شد.

    اگر برای صاحب‌کارم تا کمر خم نمی‌شدم، عذاب وجدان می‌گرفتم. اگر برای همسرم دست‌به‌سینه نمی‌ایستادم، می‌ترسیدم. قدرت را به همه داده بودم جز به ربّی که تنها صاحب قدرت است.

    آموزه‌های استاد عباس‌منش در دوره ۱۲ قدم چشم من را به روی خدای واقعی، «ربّ‌العالمین»، باز کرد. در عمل به من آموخت که ستایش مخصوص اوست. یادم داد که به آدم‌ها احترام بگذارم اما آن‌ها را «خدا» ندانم و بفهمم قدرت فقط در دست ربّ است و او همه‌کاره زندگی من است. وقتی خدای واقعی را شناختم، ترس‌هایم کنار رفت، توحیدم در عمل تقویت شد، و درهای رحمت خداوند به رویم باز شد و همه جنبه‌های زندگی‌ام تغییر کرد.

    قبل از دوره ۱۲ قدم، همیشه برای صاحب‌کارم تا کمر خم می‌شدم تا هوای من را داشته باشد؛ چون باور داشتم تنها «او» می‌تواند مرا به ثروت و خوشبختی برساند. فکر می‌کردم اگر کارم را از دست بدهم، چیزی برای خوردن نخواهم داشت.

    اما بعد از تغییر باورها با آموزه‌های این دوره، در یک سال اخیر اوضاع کاملاً دگرگون شد.
    الآن صاحب کسب‌وکار خودم هستم؛
    در حالی که اول کار تخصص چندانی نداشتم، اما امروز یک حرفه‌ای تمام‌عیار هستم؛
    مهاجرت کردم؛
    چندین برابر حقوق گذشته درآمد دارم؛
    و به استقلال مالی رسیده‌ام.

    قبل از ۱۲ قدم، به‌خاطر باورهای محدودکننده، درگیر رابطه‌ای بودم که وابستگی شدیدی داشت. نمی‌توانستم از آن خارج شوم، چون آن فرد را «خدای خودم» کرده بودم. اما با کار روی آگاهی‌های توحیدی دوره، رابطه من و همسرم چنان درست و زیبا شد که دیگر نیازی به هیچ رابطه دیگری ندارم.
    همسرم اکنون هم‌دم، همراه و عشق زندگی من است. او نیز از شاگردان استاد است و همین باعث شده روابط ما بدون وابستگی، بدون کنترل‌گری، و پر از عشق و مودت واقعی باشد.

    آموزه‌های این دوره ایمان و یقینی در من ساخت که مثل کوه پشت من ایستاده است و «کمر نیمه‌راست» من را راست کرده. الان زندگی‌ام دقیقاً در همان جاده آسفالته‌ای پیش می‌رود که استاد در دوره مثال می‌زنند…
    جاده‌ای که از خدا خواستم مرا در آن هدایت کند: جاده‌ای پر از نعمت، ثروت و برکت.

    استاد عباس‌منش، شما چشم و گوش مرا به قوانین خداوند و عمل صالح باز کردید، و من هر روز محکم‌تر و با اعتمادبه‌نفس‌تر در این مسیر قدم برمی‌دارم.

1 15 16 17 18 19 24

319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «الا رستگار» در این صفحه: 1
  1. -
    الا رستگار گفته:
    مدت عضویت: 446 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

    به اذن الله و هدایتش دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو تهیه کردم قبلا قانون سلامتی رو تهیه کرده بودم و بعدش توی قلبم گفتم ان‌شاءالله

    دوره ی روان شناسی ثروت رو تهیه میکنم اما هربار به یه مانع میخوردم

    حس میکردم ناخالصی و بیقراری و عجله و استرس اذیتم می‌کنه با اینکه نزدیک به پنج ساله همش سعی میکنم روی خودم کار کنم (و پنج ساله که با استاد بزرگوارم آشنا شدم)

    اما همش می کوبیدم به جاده خاکی و باز خراب میکردم هربار ..

    گاهی پر از غم و حسرت میشدم و گریه ها سر میدادم و هدایت می طلبیدم و همه چی آسون و بهتر میشد و همین که میخواستم دور بگیرم و یا نزدیک دور گرفتنم بود همون قانون مومنتوم که استاد بزرگوارم گفتند ولی من خودم همه چیزو خراب میکردم و زمین و زمان و همه کس و همه چیز رو مقصر میدونستم غیر از خودم

    گاهی زندگی و جهانم رو خودم آگاهانه یا ناآگاهانه پر از تراژدی میکردم خودم رو به تضاد و درد سر مینداختم با دستای خودم دیگه از بس رفتمو برگشتم هزار بار شد و خسته شدم

    و بعد از کلی جنگیدن با خودم و به اذن الله بازم بیدار شدم و با خودم گفتم قانون سلامتی رو تهیه کردی قبل از قانون سلامتی توی جهنمی بودی که هربار تا لبه ی قبر می رفتیو برمیگشتی و بعد به اذن الله هدایت شدی به قانون سلامتی و همه چیز عالی شد معجزه ها شد .

    و از ته قلبم سپاسگزار الله متعالم و زیباترین دعاها رو در حق استاد بزرگوارم کردم

    وقتی راجب خداوند و توحید و شرک نورزیدن حرف میزنید من اشکم میاد و قلبم پر از شادیو امید و عشق میشه و زنده میشم و لذت میبرم و لذت میبرم ولذت میبرم قلبم پر از شجاعت میشه و از شر

    همه ی ترسام خلاص میشم استاد

    همیشه توی قلبم با شما حرف میزنم و میگم که دوستون دارم و بهتون افتخار میکنم ینی وقتی که گوش میدم به حرفاتون تموم حرفاتون حرفای قلب منه و لحظه به لحظه صداقت رو حس میکنم و همین صداقت شما استوار موندتون و شجاعتتون منو پر از ایمان می‌کنه به اذن الله

    اگرچه اینجا قرار بوده که دیدگاهمو راجب به دوره ی هم جهت با جریان خداوند بنویسم اما من با قلبم نوشتم

    و چون متاسفانه ایملم رو گم کردم نتونستم این حرف قلبمو توی نظرات قانون سلامتی بنویسم

    حس میکنم وقتی شکستم از همه نظر و خودمو برای الله خالص کردم و دعا کردم الله یکتا نجاتم بده و شرک نورزیدم اون وقت هدایت شدم به قانون سلامتی ینی حس میکنم توحید من رو به شما وصل کرد یعنی چون شرک نورزیدم هدایت شدم به سمت قلب شما استاد بزرگوارم و من با تموم وجودم به این خصوصیت یکتاپرستی شما و شجاعت و شهامتتون افتخار میکنم

    هدایت رو خودم چشیدم با تموم وجودم الله پاسخ منو داد رب العالمین پاسخ قلب

    شکسته ی منو داد

    من تکرار میکردم با خودم با اخلاص واقعی

    ( ای خدایی که جز تو خدایی نیست منو به سمت خواسته ام هدایت کن ؛ خواسته ام شفای کامل و سلامتی کامل قلبو روحو جسمم است) و بعدش معجزه شد و با قانون سلامتی همه چی روز به روز عالی تر شد

    تا اینکه من تصمیم گرفتم دوره ی روانشناسی ثروت رو تهیه کنم اما گفتم که هر بار با موانع..

    و هربار اشتباهات جدید

    حسم بد بود ینی سعی میکردم بد نشه بد نمونه یه چیزایی از درون و بیرون عذابم میداد

    آشوب میشدم یه جورایی عجله و استرس و ناامیدی کلی چیزای دیگه میومد سراغم

    تا اینکه سعی کردم خودمو آروم کنم و دعا کنم و نظافت کنم جهانمو یعنی هم درونم رو هم بیرونم همم از همه نظر

    بعدش کمی بهتر شدم اما هنوز هیجان رو حس میکردم توی درونم

    به سایت سر میزدم و همین دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو دیدم حسم خوب شد با خودم گفتم ان‌شاءالله بعدا تهیش میکنم فعلا نمیشه و اصلا بهش توجه نکردم گفتم توجهم رو روی روانشناسی ثروت فعلا میذارم

    اما به خاطر دعاهام چن تا نشونه اومد و منم به نشونه ها و حرف قلبم اعتماد کردم و این دوره ی زیبا رو تهیه کردم به اذن الله

    به محض اینکه تهیش کردم آروم شدم و تازه اولین جلسه رو گوش دادم سه بار و بعضی حرفاتون رو استاد بزرگوارم بارها و بارها گوش دادم و نوشتم و نکته برداری کردم حالم خیلی بهتر شده حس میکنم دارم بهتر میشم و بیشتر می فهمم بیشتر از قبل به اذن الله جهانمم زیباتر شده و ایمان دارم زیباترم میشه دیدگاهای دوستانمم خوندم عالی بود

    خیلی دوس دارم منم از نتایجم بگم

    یکی از نتایجم همزمان با خریدن دوره بود اینکه اون استرس و حس بد و ناخوشی که داشتم تونستم تا حدودی بهش غلبه کنم و البته اینبار آگاهانه تر و واقعی تر غلبه کردم و لذتشم چشیدم و خدا رو بابتش هزاران بار شکر کردم

    و دومیش اینکه از روی محبت و عشق و انسانیت و دلسوزی به خاطر خدا به شخصی گرفتار پول قرض دادم با اینکه خودمم خیلی نیاز داشتم و بهم قول داد که برمیگردونه و حتی جبران کنه و تا آخرین لحظه ی عمرش فراموش نمی کنه که توی چه

    لحظه ی سختی که کسی حاضر نبود کمکش کنه من کمکش کردم

    خوشحال بودم که تونستم بنده ای از بندگان الله رو شاد کنم اما فقط چند روز طول کشید بنا به دلایلی اون شخص خیلی گند از آب دراومد فقط به این خاطر که از من چیزی خواست که من نمیتونستم انجام بدم و نه از قلبم و نه از خدام اجازشو نداشتم و البته اینم بگم که قبول میکنم خودم اجازه دادم که ناراحتم کنه و خودم به دنیای خودم جذبش کردم با اعمالم و گفتارم کردارم و احساسم پذیرفتم که خودم کردم اشتباه از خودم بود ضعف خودم بود به گردن گرفتم که ضعف خودم بود و سعی میکردم حتی توی قلبم اون شخص رو سرزنشم نکنم و رهاش کنم

    و رابطمم باهاش قطع کردم چون حسم رو بد میکرد و قطع کردم بعدشم بهش گفتم حقم رو پس بده و ماه ها گذشت و خبری از پس دادنش نبود و حتی جوری حرف میزد و رفتار میکرد که انگار طلب کاره

    ینی دیگه جوری شد از خیرش گذشتم و گفتم عاقا اصلا نخواه که حقتو بگیری ولش همون که شرش کم بشه قطع ارتباط بشه کافیه اما واقعا قلبم میگفت حقتو پس بگیر حتی به قیمت جونت چون لیاقتشو نداشت

    به هر راهی میرفتم که حقمو بگیرم بن بست آهنین میشد اما همین که نیت کردم دوره رو تهیه کنم طرف مسیج داد که تا یه ماه دیگه پولتو پس میدم ینی اصلا حس میکردم ترس خدای من افتاده توی قلبش و اصلا راهی نداره جز اینکه حق منو پس بده و بعداز تقریبا پونزده روز حقمو پس داد خوشحال شدم چون موقعه ای پس داد که باید میداد و برای چیزای خیلی خوبی بهش احتیاج داشتم

    و سوم اینکه قبل ازینکه به این دوره هدایت بشم حالم یه جوری شده بود با خودم گفتم بهتره برم

    آرام بخش مصرف کنم و کردمم اما ناراحتم میکرد آرامشش سطحی و بد بود حال قلبم رو بد میکرد یه جور انگار قلبم خوش نبود حال نمیکردم ولی از ترس میگفتم حالا بخورم فعلا نکنه نتونم بخوابم

    اما با گوش دادن جلسه ی اول دیگه نخوردمش

    اگرچه هنوز اول راهم اما واقعا حال دلم بهتر شده و انگار جهانم داره واضح و شفاف میشه

    همیشه من میگفتم لحظاتی داشتم که انگار توی آغوش خداوندم و هیچی نمیتونه آرامشمو بهم بزنه اما این حس خراب میشد آرزو میکردم بازم تجربش کنم و الان انگار کم کم دارم به اون حس میرسم ولی اینبار فرق می‌کنه فرقش اینه که نمیترسم تموم بشه و یا از دستش بدم و همین خیلی زیباست

    وقتی هنوز دوره رو نخریده بودم و فقط نیتشو داشتم رفته بودم خرید ولی نمی‌دونم چرا اینقد خوشحال بودم یه آرامشو شادی سراسر وجودمو گرفته بود انگاری حس میکردم خداوند دستمو گرفته و بهم میگه دیگه رهام نکن بخدا همین حس رو داشتم و الان که می نویسم اشک توی چشمام جم شده و حس میکردم مث قبل توی گذشته یا آینده نیستم توی زمان حال بودم عصبی نبودم و از همه چی لذت می‌بردم دلم میخواست به همه لبخند بزنم و همه رو بغل کنم همه چیز زیباتر شده بود آسمونو زمین همه چی پراز زیبایی بود و برخلاف گذشته توی مغزم سروصدا نبود سکوت بود آروم بودم ینی حس میکردم خودم تنهام با خداوند هیچ چیز و هیچ کس رو نمی دیدم و پر از شادی بودم با خودمو خدام فقط لذت می‌بردم خرید زیادی هم نکردم ولی خیلی خوش تر از قبل گذشت خوش تر از همیشه و اینکه همش میخواستم این شادی و آرامش رو پخش کنم به همه چیز ببخشم به همه کس اول از همه همسرم و پسرم پس قلبم گفت براشون هدیه بخر و خریدم بعدش مادرشوهرم که دو ماه بود نمی تونستم بر خلاف گذشته که همیشه می بخشیدمش اینبار دو ماه بود که نتونسته بودم ببخشمش و واقعا تلخی رو می چشیدم و هرچی با خودم جنگیدم نتونستم ببخشمش تا اینکه همون روز آزادش کردم ذهنی و قلبی بخشیدمش رهاش کردم نمی‌دونم چطور شد قلبم فقط جوری بخشیدمش که قلبم براش غل میزد و دلتنگش شدم و نمی‌دونم اصلا چجوری شد که حتی به خاطر وجودش و سلامتیش خدا رو شکر کردم و حتی از نزدیک منزلشم راهم خورد قلبم دوس داشت برم پیشش بغلش کنم ببوسمش اما چون غروب شده بود باید برمیگشتم ولی از ته قلبم بخشیدمش بعدش بازم لبریز از شادی و آرامش بودم میخواستم همش این حس رو هدیه بدم وجالب بود تا وقت برگشتنم تا رسیدنم به خونه چهار نفر دیگه رو شاد کردم خدمت جزیی انجام دادم اما هنوز لبریز از شادی و آرامش بودم و همش دلم میخواست این حس رو به دیگران و اطرافیانم ببخشم

    الحمدلله رب العالمین به خاطر هرلحظه و هر نفس و تمومه هدایت ها و وجود شما استاد بزرگوار

    زیباترین دعاها رو در حق شما و خونواده ی زیباتون میکنم

    خیلی دوس دارم شما دیدگاه منو بخونین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: