نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
درمان کامل کبد چرب، نقرس، فشار خون، چربی و کاهش ۳۱ کیلو وزن با تجسم و عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم و دوره قانون سلامتی
قدم دوم دوره ۱۲ قدم بود که با مفهوم «تجسم» آشنا شدم. در آن زمان، بزرگترین دغدغهام مشکلات جدی سلامت جسمانیام بود: کبد چرب، فشار خون بالا، نقرس، چربی بالا، وزن زیاد، قند خون بالا و چندین مشکل اساسی دیگر. همان زمان شروع کردم به تجسم یک بدن سالم.
تجسم میکردم یک کارگر روی کبدم ایستاده و با یک وسیله فلزی شبیه «تی» چربیهای کبدم را پاک میکند.
تجسم میکردم فردی با یک کاردک لکههای صورتم را از بین میبرد.
تجسم میکردم داخل رگهایم، چیزی شبیه توری، فشار خونم را کنترل میکند.
تجسم میکردم خوشاندام شدهام… و واقعاً از این تجربه لذت میبردم. وقتی مشغول تجسم میشدم، بدنم داغ میشد و عضلاتم گزگز میکرد.این تمرین را چهار ماه ادامه دادم تا اینکه خداوند من را به دوره قانون سلامتی هدایت کرد. فقط طی سه ماه زندگی به شیوه این دوره، تقریباً تمام مشکلات سلامتیام درمان شد.
وزنم از ۱۱۷ کیلو به ۸۶ کیلو رسید.
فشار خونم کاملاً کنترل شد و بعد از ۱۷ سال مصرف داروی فشار خون، امروز دیگر هیچ قرصی مصرف نمیکنم.
لکههای صورتم کاملاً از بین رفت.
قند خون و چربی خونم متعادل شد.
نقرس کاملاً درمان شد.
کبد چربم از بین رفت و سالم شد.
به اندام ایدهآل رسیدم.قدرت ذهن معجزه میکند. خداوند من را دقیقاً به مسیری هدایت کرد که تمام آنچه تجسم کرده بودم محقق شد. تجسم برای من معجزه ساخت و امروز اندام رویایی و سلامتی فوقالعادهای را تجربه میکنم.
بعد از این نتایج، باورم به قدرت تجسم و قدرت ذهن هزار برابر شد. امروز واقعاً احساس میکنم شادترین انسان روی زمین هستم و هر لحظه خدای مهربانم را برای این هدیه و این سلامتی شکر میکنم.
از استاد عباسمنش عزیز هم با تمام وجود سپاسگزارم که راه سعادت دنیا و آخرت را به ما نشان داد.
بهبود کامل سردردهای مزمن، خواب عمیق، تناسب اندام و بازگشت انرژی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
نتایج من بعد از ۴۵ روز زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی:
قبل از این دوره دچار سردردهای بسیار شدید و عجیب میشدم. سمت چپ سرم طوری درد میگرفت که دیگر نمیتوانستم صحبت کنم. این سردردها مثل یک کابوس بودند؛ اگر وسط بازار هم بودم مجبور میشدم دراز بکشم تا کمی قابلتحمل شود. با خوردن چهار قرص مسکن قوی فقط کمی بهتر میشدم و معمولاً بیش از شش ساعت ادامه داشت. هر کاری برای درمانش کرده بودم، حتی فکر میکردم از عطر باشد و عطر نمیزدم، اما هیچ تغییری ایجاد نمیشد و اوضاع هر روز بدتر میشد.
اما با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی، این مشکل کاملاً برطرف شده است.در مسیر تناسب اندام، وزنم از ۷۱ کیلوگرم به ۶۰ کیلوگرم رسیده است. شکم بزرگی داشتم که کاملاً آب شده و بالاتنه و بازوهایم خوشفرمتر شدهاند و واقعاً از اندامم راضی هستم.
کشالههای رانم که بهشدت تیره شده بودند، حالا بسیار روشنتر شدهاند و تیرگی در حال از بین رفتن است. پوست صورتم هم شفاف و سالم شده است.
قبل از این دوره، خواب شبانهی بسیار بدی داشتم. تا نزدیک صبح بیش از ۲۰ بار بیدار میشدم، مینشستم یا در خواب راه میرفتم و صبح با بدنی خسته و کوفته بیدار میشدم، طوری که حتی نمیتوانستم راه بروم. اما حالا با عملکردن به قانون سلامتی، بهمحض گذاشتن سرم روی بالش، تا صبح خواب عمیق میخوابم و صبح با انرژی بیدار میشوم.
پیش از شروع این مسیر، خروپف بسیار شدیدی داشتم که اکنون کاملاً برطرف شده است.
میل جنسیام که ضعیف شده بود، الان به حالت طبیعی و سالم بازگشته است.
کار من به صدا وابسته است و قبل از دوره قانون سلامتی بهخاطر رفلکس معده اذیت میشدم و این موضوع روی صدایم اثر بدی میگذاشت؛ اما اکنون این مسئله کاملاً درمان شده است.
قبلاً با فقط ده دقیقه پیادهروی نفسنفس میزدم و ساق پاهایم بهشدت درد میگرفتند، اما اکنون بهراحتی روزانه دو ساعت پیادهروی میکنم و حتی احساس میکنم کم است.
بوی بد دهانم کاملاً از بین رفته و عرق بدنم هم هیچ بوی بدی ندارد و لباسهایم اصلاً بو نمیگیرند.
من فوتبالیست هستم و ورزش میکنم. بعد از دوره قانون سلامتی، مهارتم در فوتبال چند برابر شده؛ بدنم سبکتر و پرانرژی شده و شوتهای محکمی میزنم، درحالیکه قبل از این دوره حتی نمیتوانستم یک شوت محکم بزنم.
و از همه مهمتر، این نتایج و بازگشت سلامت کامل باعث شده اعتمادبهنفسم چند برابر شود و الان باور دارم که به هر هدفی بخواهم میتوانم برسم.
استاد عباسمنش، از شما سپاسگزارم.
دوره قانون سلامتی فقط دورهی تناسب اندام نیست؛ دورهی سلامتیِ کامل است.رشد فوقالعاده درآمد و ساختن مسیر شغلی از صفر با عملکردن به آموزشهای استاد عباسمنش و دورههای سایت
من فرهاد هستم. امروز وقتی زندگی الانم را با گذشتهام مقایسه کردم، با یک حساب سرانگشتی فهمیدم یکی از بزرگترین لطفهای خداوند در زندگی من، آشنایی با استاد عباسمنش و عضویت در بهترین دانشگاه جهان یعنی سایت استاد عباسمنش بوده است.
الان بیش از هشت سال است که عضو سایت هستم. ماجرای آشنایی من از جایی شروع شد که دو نفر درباره یکی از فایلهای انگیزشی استاد صحبت میکردند. همانجا فهمیدم استاد عباسمنش سایت دارد و همان روز عضو شدم.
من سال ۹۰ ترک تحصیل کردم و طبق آموزشهای استاد عباسمنش، یعنی طی کردن مسیر تکامل از پایینترین نقطه، کسبوکارم را از «شاگردی» شروع کردم. آن روزها ماهی ۲۰۰ هزار تومان درآمد داشتم و در همان زمان با استفاده از آموزههای استاد روی خودم کار میکردم؛ آموزههایی از دورههایی مثل دوره روانشناسی ثروت ۱، دوره راهنمای عملی تحقق رویاها، دوره قانون آفرینش و دورههای دیگر.
سال ۹۷ درآمد من به ۳۰ میلیون تومان در ماه رسید. اما من همچنان مسیر رشد را ادامه دادم. امروز که خواستم حساب کنم درآمدم از سال ۹۷ تا الان چقدر رشد داشته، دیدم محاسبه دقیقش سخت است. درآمد من از سال ۹۷ تاکنون بیش از ۱۰ برابر شده و وقتی از ابتدای شروع عملکردن به آموزشهای استاد تا امروز حساب میکنم، میبینم درآمدم بیش از ۱۵۰۰ برابر رشد کرده است.
جالب اینجاست که من حتی همیشه هم عالی عمل نکردم و گاهی به همه آموزهها درست عمل نکردم… اما همینقدر نتیجه گرفتهام.
استاد عباسمنش عزیز، شما بزرگترین استاد و بهترین الگوی تمام افرادی هستید که میخواهند زندگیشان را در تمام جنبهها رشد بدهند و هر روزشان از روز قبل بهتر باشد.
از شما تشکر میکنم که اینقدر عالی قوانین خوشبختی را آموزش میدهید، طوری که میتوانیم بهسادگی آنها را در زندگی روزمرهمان اجرا کنیم و نتایج فوقالعاده بسازیم.
رشد مالی، استقلال اقتصادی و بهبود کامل کیفیت زندگی با تمرکز بر آموزشهای استاد عباسمنش
من فاطمه هستم و در سال ۹۸ با استاد عباسمنش آشنا شدم. اوایل که به آموزشهای ایشان گوش میدادم، همزمان کتابهای انگیزشی و استادان دیگر را هم دنبال میکردم، اما از سال ۱۴۰۱ تصمیم گرفتم همه آنها را کنار بگذارم و فقط بر سایت استاد عباسمنش و آموزشهای ایشان تمرکز کنم.
روز اولی که این تمرکز را شروع کردم، هیچ درآمدی نداشتم. حقوق شوهرم به سختی فقط خرج خورد و خوراکمان را تأمین میکرد و برای بقیه مخارج زندگی مجبور بودیم از پدرم کمک بگیریم. امروز، بعد از یک سال، همهچیز تغییر کرده است.
الان سالن زیبایی دارم و درآمد خوبی برای خودم میسازم. یک خانه کوچک و یک ماشین پراید دارم که واقعاً دوستش دارم. این روزها دارم وسایل جدید خانه را با درآمد خودم خریداری میکنم. لباسها و پوششم بسیار باکیفیتتر شده و کاملاً احساس توانمندی مالی دارم. دیگر نیازی به کمک خانوادهام نداریم و خرج و مخارج زندگیمان را با قدرت و راحتی خودمان مدیریت میکنیم.
روابطم با خانواده، اقوام و همکارانم عالی شده و بدنی سالم و سرحال دارم.
بخش اعظم تمرکز روزانه من روی مطالعه سایت استاد عباسمنش، گوش دادن به آموزشها و تلاش برای عملکردن به آنهاست.این تغییرات فقط بخشی از نتیجهای است که از یک سال تمرکز و تعهد به این مسیر بهدست آوردهام.
درمان کامل دیابت، رشد مالی، آرامش درونی و تحول روابط با عملکردن به آموزشهای استاد عباسمنش و دوره قانون سلامتی
دقیقاً یک سال و دو روز از عضویتم در سایت استاد عباسمنش میگذرد؛ یک سالی که با جرأت میتوانم بگویم حتی یک روز هم نبود که به سایت سر نزنم و از آگاهیهای آن استفاده نکنم.
من از سال ۹۵ با مباحث موفقیت آشنا شدم، اما امروز میفهمم آشنا بودن با «درک کردن» زمین تا آسمان فرق دارد. از همه اساتید فایل داشتم، در اینستاگرام همه را دنبال میکردم، اما همان روند قبلی زندگی ادامه داشت؛ فقط کلمات زیبا… هیچ تغییری در من ایجاد نمیشد. همیشه یک «ماسک» داشتم و اصلاً خود واقعیام نبودم.
تا اینکه پارسال به یک تضاد بزرگ رسیدم و وسط همان تضاد، رد پای خدا را پیدا کردم. البته امروز میدانم آن تضاد بزرگ نبود؛ این من بودم که ظرف کوچکی داشتم. حالا که ظرفم بزرگتر شده، چنین چیزهایی دیگر برایم تضاد نیست.
از طرف دیگر، سالها درگیر دیابت بودم؛ هر روز انسولین و قرص مصرف میکردم و قندم همیشه بالا بود. دیابتی که دکترها میگفتند: «درمان ندارد». تا اینکه یک روز برادرم گفت دوره قانون سلامتی استاد عباسمنش را خریده و دیابتش درمان شده. کنجکاو شدم و با شوق، به خاطر تمام رنجهایی که از این بیماری کشیده بودم، به سراغ آموزشهای دوره قانون سلامتی رفتم. الان یک سال است که دقیقاً به شیوه این دوره زندگی میکنم.
چند روز پیش جواب آزمایش را گرفتم… قند خونم ۸۰ بود. نمیدانستم چطور خدا را شکر کنم. به نظرم این کوچکترین نتیجهام از عملکردن به آموزههای استاد عباسمنش بوده است.
در روابط، زندگی من با عشقم – که او هم عضوی از این خانواده است – فوقالعاده شده. با عشق و آرامش از بودن کنار هم لذت میبریم. از بودن با پسرم لذت میبریم. دوستان عالی و باکیفیتی پیدا کردهام و هر روز روی موضوع موردعلاقهام کار میکنم.
سیگار، قلیان، مشروب و هر رفیق نابابی را کنار گذاشتم. الان اگر حال خوبی نداشته باشم، به عوامل بیرونی پناه نمیبرم؛ یاد گرفتهام به درونم رجوع کنم، ریشه را پیدا کنم و حلش کنم.
از نظر مالی، رشد خوبی داشتهام. تمام اقساط وامهایم را تسویه کردم و یک ماشین صفر سورن پلاس خریدم. دیگر اخبار، شبکههای مجازی یا تلویزیون را دنبال نمیکنم.
زندگی من شده: گوش دادن و عملکردن به آگاهیهای استاد عباسمنش.در کسبوکارم در مسیر تکامل هستم و رو به رشد حرکت میکنم. و از همه مهمتر، مطمئن شدهام که شاهکلید بیشتر شدن نتایج، فقط ماندن در این مسیر و تکرار آگاهیها با احساس خوب است.
۱۵ برابر شدن درآمد و شروع مسیر رشد مالی با عملکردن به آموزشهای دوره روانشناسی ثروت ۱
مدتی بود که دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریده بودم، اما چندین بار فقط فایلهای جلسات را گوش میدادم بدون اینکه تمرکز جدی روی درک موضوعات یا انجام تمرینات داشته باشم. تا اینکه یک روز تصمیم گرفتم دوره را از اول، با تعهد کامل شروع کنم. هر جلسه را با دقت گوش میدادم، نکتهبرداری میکردم و بعد نوشتههایم را مرور میکردم. حتی به تازگی تصمیم گرفتهام که بعد از کار کردن روی هر جلسه، در پایان برای همان جلسه کامنت هم بنویسم.
من یک معلم بازنشسته هستم و در حال حاضر بهصورت خصوصی تدریس ریاضی انجام میدهم. با استفاده از آموزههای استاد عباسمنش در این دوره و تعهد جدی به انجام تمرینات، درآمدم از پارسال تا امروز ۱۵ برابر شده است.
قصد دارم با عملکردن دقیقتر به آگاهیهای هر جلسه و انجام صحیح تمام تمرینات این دوره، نتایج بسیار بیشتری را تجربه کنم.
درمان کامل عفونتها، کیست تخمدان و کاهش چشمگیر وزن با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
الان ۶۵ روز است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی میکنم و در همین مدت کم، نتایج فوقالعادهای گرفتهام و هر روز هم نتایجم بهتر و بیشتر میشوند.
در وزن ۸۰ کیلو بودم و در همین مدت کوتاه به ۶۵ کیلوگرم رسیدم.
انرژی جسمانیام چند برابر شده؛ آنقدر که خودم هم خودم را نمیشناسم. خستگی دیگر معنایی برای من ندارد.سالها عفونت مثانه و رحم داشتم. بارها به دکتر مراجعه میکردم، اما با وجود قرصها و آمپولهای مختلف، این مشکل فقط کمی کنترل میشد و هیچوقت درمان نمیشد. بهخاطر کیست تخمدان و عفونت رحم همیشه خمیده راه میرفتم چون زیر شکمم دائماً درد میکرد. نمیتوانستم زیاد راه بروم یا صاف بایستم. برای انجام کارها مدام باید خم میشدم و همیشه نیاز به کمک دیگران داشتم. این بیماریها محدودیتهای زیادی برایم ایجاد کرده بود و متأسفانه روی رابطه زناشویی من و همسرم هم تأثیر بدی گذاشته بود.
اما به لطف زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی همه این مسائل کاملاً حل شد.
کیست تخمدانم درمان شد و هیچ خبری از آن مشکلات نیست.
از روزی که شروع کردم به زندگی بر اساس آموزشهای این دوره، حتی یک ثانیه هم دردهای قبلی را تجربه نکردهام.استاد عباسمنش، بینهایت سپاسگزارم.
آرامش درونی، سلامت کامل، رشد مالی و معجزات پیدرپی با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
استاد عباسمنش، چند روز پیش داشتم خودم را با «خدیجه قبل از دوره ۱۲ قدم» مقایسه میکردم و وقتی نتایجم را دیدم، آنقدر شگفتزده شدم که دلم نیامد برای شما ننویسم.
خدیجه چند سال قبل، دختر غرغرو، ناآرام و همیشه در حال جنگیدن با همه بود؛ اما خدیجه امروز آرام، متعادل و تشنهی رشد شخصیتی است.
خدیجه چند سال قبل پر از شرک و ناامیدی بود؛ هیچ امیدی به بهتر شدن شرایط زندگی نداشت، انگار مردهای متحرک بود. اما خدیجه امروز امیدوار، زنده و سرشار از دیدن نشانههای الهی است و میبیند که خداوند چطور دارد درها را برایش باز میکند.
خدیجه چند سال قبل درگیر انواع بیماریها بود؛ آرتروز، دیسک کمر، مشکلات معده و فکر میکرد این دردها برای همیشه همراه او میمانند. اما خدیجه امروز کاملاً سالم است؛ هر روز به باشگاه میرود و بدنش روزبهروز قویتر میشود.
خدیجه چند سال قبل ترس شدیدی از تمام شدن پول داشت. هر بار خرید میرفت، پول کم میآورد، گاهی قرض میکرد و همیشه مجبور بود جنسهای مونده و بیکیفیت مغازهها را بخرد. اما خدیجه امروز هر چیزی را که نیاز دارد، از بهترین نوع ممکن میخرد و همیشه هم پول برایش باقی میماند.
۱۱ روز پیش تصمیم گرفتم کمالگرایی را کنار بگذارم و قدم اول را دوباره آموزش ببینم و با تعهد کامل تمریناتش را انجام بدهم. نتیجه این ۱۱ روز برای من معجزه پشت معجزه بوده است:
۱- هجرت از کارگاه برادرم؛ جایی که با ساعت کاری سنگین برای او کار میکردم. حالا برای خودم کار میکنم، ساعت کاریام دست خودم است و حالم فوقالعاده است.
۲- خرید یک چرخ راستهدوز عالی برای شروع کسبوکار شخصیام، آنهم کاملاً نقد. منی که چند ماه پیش برای خرید یک وسیله صد هزار تومانی باید حسابوکتاب میکردم، حالا به جایی رسیدهام که رویای قدیمیام را نقد میخرم.
۳- حل مسالمتآمیز مسئلهای که با برادرم پیش آمده بود. خدیجه قبلی در چنین شرایطی غرق ترس و گریه میشد، اما اینبار با لطف خدا و عمل به آموزشها، موضوع را آنقدر خوب مدیریت کردم که فردای آن روز برادرم برای عذرخواهی به من پیام داد.
۴- رسیدن پول و ثروت از جاهایی که حتی تصورش را هم نمیکردم.
۵- فروش یکجای گلدانهایی که از مغازه گلفروشیام مانده بود و چندین معجزه ریز و درشت دیگر که هر بار به خودم میگویم: «اینها نتیجه همان تعهد است.»
وقتی میبینم این همه اتفاق فقط در ۱۱ روز برای من رخ داده و تازه در قدم اول هستم، با خودم میگویم: «پس در قدم دوازدهم چه معجزههایی منتظر من است؟» همین فکر، درونم را سرشار از ذوق، امید و انگیزه میکند.
رشد چندبرابری درآمد، رهایی از بدهی، بهبود کامل سلامت و تجربه بارداری آرام با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
این بار دوم است که روی آموزشها و تمرینات دوره ۱۲ قدم کار میکنم و اکنون برای بار دوم به قدم ۶ رسیدهام. وقتی چکاپ فرکانسیای را که در شروع دوره نوشته بودم نگاه میکنم، هر روز پیشرفت، تغییر و رشد خودم را میبینم.
از آن روز تا امروز، درآمدم ۶ برابر شده.
پساندازم حدود ۳۰ برابر شده و قدرت خریدم بهطور چشمگیری بالا رفته.
وام مسکنی را که گرفته بودم، یکجا تسویه کردم و امروز هیچ بدهیای ندارم.بدنم سلامت شده است. قبل از شروع دوره ۱۲ قدم، مشکلی برایم پیش آمد و تمام مهرههای کمرم دچار دیسک شدند. زمانی که این دوره را تهیه کردم، نیت من مادر شدن بود. با تکیه بر آموزشهای دوره ۱۲ قدم بر آن درد غلبه کردم، ۹ ماه بارداری را با آرامش کامل طی کردم و فرزندم سالم به دنیا آمد.
خداوند این بچه را درست بعد از پایان قدم اول به من هدیه داد.در تمام دوران بارداری شکرگزاری میکردم و فایلهای شما را گوش میدادم. الان فرزندم یک سال و هشت ماهه است و وقتی برایش فایلهای زندگی در بهشت را میگذارم، شوق و ذوقش دیدنی است؛ انگار با شما یک ارتباط روحی روشن دارد. وقتی فایلهای صوتی شما پخش میشود، آرام میگیرد و به خواب میرود.
واقعاً هر لحظه زندگیام تبدیل به تغییر و پیشرفت شده است.
از نظر اعتمادبهنفس، آموزشهای شما مرا ۱۸۰ درجه تغییر دادهاند.
زندگیام در تمام جنبهها رو به بهتر شدن است.از آموزشهای اصل، ناب و بیحاشیهتان سپاسگزارم.
رهایی از ترسها، جهش ۱۴ برابری درآمد و رسیدن به آزادی مالی با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
استاد عباسمنش، شما در قدم هفتم، قانون رهایی را آموزش دادید. من با این قانون کاملاً بیگانه نبودم و حتی قبلاً هم براساس آن یک تصمیم مهم در زندگی گرفته بودم، اما ترسها و کمبود ایمان اجازه اجرای این تصمیم را از من میگرفتند. آموزشهای شما در این قدم، دلیل اصلی گیرکردنم را برایم روشن کرد.
من با گاریِ بزرگِ باورهای محدودکننده که به خودم بسته بودم، نه تنها رها نبودم، بلکه مسیر زندگی را برای خودم سخت و دشوار کرده بودم. اما وقتی طبق آموزشهای قدم هفتم عمل کردم، انگار این گاری از من باز شد و جادهای آسفالته، صاف و راحت پیش رویم قرار گرفت؛ جادهای که میتوانستم با خیال راحت و سوتزنان به سمت اهداف و خواستههایم حرکت کنم.
با توکل به خداوند قدم برداشتم و سعی کردم در مسیر این تصمیم، کاملاً رها باشم تا خداوند بهترین شکل ممکن را برایم رقم بزند. نتیجه اجرای این آموزهها برای من، آزادی مکانی و مالی بود.
درآمدم ۱۴ برابر شد؛
از پنج میلیون تومان در ماه، به هفتاد میلیون تومان در ماه رسیدم.از زندگی در شهری غریب، رسیدم به آپارتمانی با ویوی زیبا و رویایی.
در مسیر، نجواهای ذهنی زیادی بود که میگفت: «اگر نشه چی؟»
اما ایمان من به خداوند بیشتر بود و همیشه با خودم میگفتم: «اگر بشه چی میشه؟»من از دوره ۱۲ قدم آموختم که وقتی در مسیر درست حرکت میکنم، هر اتفاقی در نهایت به نفع من خواهد بود و باید آن را به خیر تعبیر کنم.
و امروز، نتیجه همین ایمان و رهایی را با تمام وجود در زندگیام میبینم.



به نام خداوند توانای مهربان
چکاپ فرکانسی دوره هم جهت با جریان خداوند
سلام به استاد سید حسین عباسمنش عزیزم، سلام به استاد مریم شایسته جانم،
با قلبی آرام و تسلیم در مقابل ندای هدایتی که گفت زودتر از موعد پایان دوره، درباره نتایجت بنویس، دارم با عشق مینویسم.
این عشق توهم نیست، زاییده ذهن نیست، این یک جریان بیدار و هشیار از نور الهی و روح مقدس خداوندیست که از روز خلقت انسان، خداوند در وجود همه ما آفریدگان به ودیعه گذاشته، این همون بار امانتی است که تازه آموخته ام عاشقانه حملش کنم، چون این یک بار نیست، این منبع انرژی من و نیروی هدایتگر من به سمت خوشبختی و آسانیهاست.
من از دوره های قبلی و جلسات هدیه پله به پله تکاملی رو طی کردم که به مرور شخصیت منو مول یک استاد مجسمه ساز تراشید و شکل داد. اضافاتش رو تراشید و سبک کرد، و رنگ و لعاب شادی و آرامش و اطمینان بهش زد.
روزهایی رو سپری کردم که در شک و ابهام بودم، در گرداب ذهنیات مسموم گرفتار میشدم اما امیدی در دلم زنده بود که این هم میگذره، جوابها میاد، خدا همینجاست….
با این امید و ایمان به وعدههای خداوند که از زبان استادم میشنیدم همواره در حال تلاش برای درک مفاهیم اساسی جهان بودم. آرام آرام شخصیتم قویتر شد، عزت نفسم تقویت شد، وقتی خودم رو مرور میکردم متوجه میشدم سپاسگزارتر شدم، نتیجه دیگه برام فقط عدد حساب بانکی نبود، خواستههام تغییر کرد. از خواستههای صرفا مادی تبدیل شد به بهبود شخصیت، سرمایهگذاری روی خودم، متوکلتر شدنم، مؤمنتر و موحدتر شدنم.
این روند که از «دوره 12 قدم» شروع شد و با «دوره شیوه حل مسائل زندگی» ادامه پیدا کرد هم برای من برکات مادی داشت و هم روابطم رو بسیار بهبود بخشید. بعد از اون «دوره احساس لیاقت» مسیر تازهای از احساس ارزشمندی رو پیش روی من باز کرد و دید بسیار ظریفتری بهم داد تا ایرادهای اساسیم رو پیدا کنم و نقاط قوتم رو جدی بگیرم و بابتشون سپاسگزارتر باشم.
فایلهای هدیه بی نهایت ارزشمندِ توحید عملی، باورهای ثروتساز، سریالهای زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا و آرامش در پرتو آگاهی هر کدوم در برهه هایی از زمان کلیدهای حل مسائل روزمرهام شد و منو در مسیر رشد نگه داشت.
اما متوجه رشدم نبودم تا اینکه نقطه عطف زندگیم رقم خورد و من تازه فهمیدم اینهمه مدت داشتم برای چه اتفاقاتی آماده میشدم.
روز 1 آبان 1403 فایلی روی سایت اومد به نام «درک قوانین جهان در قرآن کریم/قسمت 1» و در اون فایل باز هم مفهوم عملی توحید و شرک به زیبایی توضیح داده شد.
استاد گفتند توحید یعنی ما به هیچکس حتی نزدیکانمون نیازی نداشته باشیم. همون روز مادرم بهم زنگ زد و با حال روحی نامناسبی اشک ریزان ازم عذرخواهی میکرد که برای تولد فرزندم که قرار بود 12 روز بعد به دنیا بیاد شرایط مالی مناسبی نداره که هدیه ارزشمندی بخره.
من تحت تاثیر همون فایل زبان گویای خداوند شدم تا قلبش رو آرام کنم، و بهش گفتم خدای من خودش مراقب منه و شما اگر هدیه نخری یا حتی نیای پیش من هم همونقدر عزیزی، خداوند دستانش رو برای کمک به من میفرسته، همین حس مادرانه شما برای من یک گنج بیپایانه….
این پیام خدا قلب مادرم رو آروم کرد و منو بی نهایت سپاسگزار، که تونستم در آخرین مکالمهام با مادرم پیامرسان خدا باشم.
دو روز بعد یعنی 3 آبان مادرم به آغوش پروردگار پر کشید. و من با سپردن خودم و فرزندم به خدایی که از مادر به من مهربونتره، از بزرگترین امتحان زندگیم سربلند بیرون اومدم. نتیجه تمام سالهایی که دانشجوی توحید بودم رو با معجزهی «پذیرش و آرامش قلبی» دریافت کردم.
همون روز با هدایت خداوند فرزندم به سلامتی و راحتی به دنیا اومد و من در مدار سپاسگزاری و نعمت قرار گرفتم.
شاید نتیجه و جایزهی این کنترل ذهن این بود که 4 ماه بعد که «دوره مقدس همجهت با جریان خداوند» متولد شد تونستم برای اولین بار همزمان با لانچ شدن دوره در اون شرکت کنم؛ دورهای که به جرأت میتونم بگم استاد عباسمنش خودشون با اون صدها مدار به سوی نور و خشوع و آگاهی بیشتر صعود کردند و به تبع ایشون ما دانشجوها هم غرق در اقیانوس عمیقی از جلوهی پروردگار شدیم. معنی گستردهتری از سپاسگزاری در عمل رو درک کردیم و جنسی از ارتباط معنوی تازهتری با پروردگار هدایتگرمون تجربه کردیم.
و اما بعضی از تغییرات و نعمتهایی که همزمان با این دوره در زندگی من وارد شد:
ارتباطم با چندین نفر از بهترین دانشجویان توحید و عملگراترین موحدین حاضر در این سایت خودبخود بدون هیچ تلاشی از طرف من شکل گرفت. کسانی که روزی آرزو میکردم چنین دوستانی داشته باشم.
هر روز باهاشون در ارتباطم و این خودش یک اصلاحگر مسیره که از مومنتوم مثبت خارج نشم. حتی با دو نفرشون دیدار حضوری هم داشتم.این فضل بیپایان خداونده که چنین گنجهای قیمتیای رو وارد زندگی من کرده.
بسیار بسیار نسبت به قبل بیشتر در لحظه زندگی می کنم، و اصلا تازه معنی زندگی در لحظه رو دارم درک میکنم. نگران نیستم که از برنامه روزانهام جا بمونم، میایستم و با خنده بچههام میخندم، میرقصم، بچگی میکنم، شعر میخونم، بچههام هم بیشتر از قبل میخندن، شادن و اتفاقا دقیقا مشخصه که راحتتر و سریعتر از قبل دارن رشد و تکاملشون رو طی میکنن. مشکلات قبل رو ندارن، مشکلات بقیه بچهها رو ندارن و من هر روز آگاهانه به یاد میارم که قبلا این آسانیها نبود و الان هست خداروشکر.
بهبودگرایی رو تازه دارم بصورت عملی زندگی میکنم. بخاطر اندکی بهتر رفتار کردنم، یک بار بیشتر صبوری کردنم، کنترل کلامم، کمتر عصبانی شدنم، مقایسه نکردن خودم یا فرزندانم با دیگران، باورهای ثروتساز بهترم، احساس ارزشمندیِ کمی بیشترم، و زندگی عاطفی عاشقانهترم هر روز خدا رو شکر میکنم و این بهبودها رو با خودم تکرار میکنم، بزرگشون میکنم و تحسینهای دیگران رو قبول میکنم.
برای کوچکترین خدمات یا زیبایی در جهان و آدمهای اطرافم آگاهانه تلاش میکنم هم قلباً و هم کلامی تشکر و تحسین کنم. برام غریبه و آشنا و بزرگ و کوچیک فرقی نداره، در سپاسگزاری سخاوتمندتر شدم.
خوابهای معنیدار زیادی میبینم که در همه اونها به نوعی قانون برام تکرار میشه و من در خواب آگاه به قوانین و معنی کلام مبهمی هستم که زده میشه. هدایتهایی دریافت میکنم که دقیقا راهگشای اون روزهای منه، مثلا در آخرین خوابم کسی بهم گفت: «دیدن نتایج، نتیجه است.» من برداشت کردم که باید نتایجم رو بزرگ بشمارم و تکرارشون کنم تا ازشون انرژی حرکت بگیرم، این یک شخصیت سپاسگزار و با احساس ارزشمندی بالا میطلبه که بتونی نتایجت رو ببینی. اگر نتایجت رو پاس بداری یعنی رشد کردی و این رشد یک نتیجه است.
همین خواب باعث شد نتایجم رو مرور کنم و قلبم گفت اینحا بنویسم.
تقریبا هر روز ورودی مالی دارم. به لطف خداوند.
رابطهام با همسر و پدر و خواهر و برادرم بینظیر و سرشار از عشق و آرامشه. درکم از احساساتشون بالاتر رفته چون درصد کوچیکی نگاه ذهنم با نگاه روح هماهنگتر شده. اینو حس میکنم که این تطابق منو بزرگوارتر و بلندنظرتر کرده.
مدتها بود که برای فعالیت مورد علاقهام از خدا هدایت خواسته بودم و این ماههای آخر فقط میشنیدم که خدا میگه «یکمی صبر کن، به وقتش بهت میگم، تو فعلا فقط از زندگیت لذت ببر…»
از روزهای پایانی شهریورماه هدایتها و نشانهها اومد و من به راحتترین شکل ممکن هدایت رو تشخیص دادم و دنبال کردم. مومنتوم مثبت شکل گرفت و قدمهام رو با نیرویی که خود خداوند با نشانههاش بهم بخشید برداشتم. اول راهم و هنوز این نهال نوپا شکل نگرفته ولی قلبم بسیار روشنه، بسیار امیدوار و خوشبینم به این مسیر هدایتی.
تمام فایلهای نشانههای روزانهام رو انگار خود خدا با یک برنامهی دقیق برام چیده و یکی یکی درست در لحظهای که ازش میخوام قدم بعدی رو بگه یا طرز فکر صحیحی رو بهم القا کنه یا سوالم رو جواب بده، در قالب یک فایل میاره میذاره جلوی چشمم. و من با عشق به هدایتم عمل میکنم. ذره ذره، تاتی تاتی، اما پیوسته.
برام وقت آزاد میکنه تا گامهای عملیم رو بردارم هرچند به ظاهر کوچیک، اما موثر. برام بینهایت مهمه که حرکت کردم و هیچ چیزی رو بهانهی کاهلیهای خودم نکردم. و دارم میبینم که خداوند دلها رو برام نرم کرده، مسیرها رو باز کرده و همواره در حال صحبت کردن با منه.
عاشق این منِ جدیدم. عاشق زندگیمم. عاشق دنیایی هستم که توش من هستم، خدا هست، استادم هست و تمام بینهایت دستانش برای آبادانی جهانم. برای اینکه اندکی باور کردم که قدرت خلق جهان دلخواهم رو دارم. این خودِ معجزه است.
سجاد عزیز سلام و عشق و احترام خدمت شما با اون روح لطیف و کلام پرانرژیت.
ازت بی اندازه متشکرم که با تمام و توجه و تمرکزت، با شور و اشتیاق نتایج منو (البته بخش کوچیکی از نتایجم) خوندی اون هم بارها و بارها و برام با تمام قلبت نوشتی. انرژیش تا اینجا رسید.
ازت عذرخواهی می کنم که نتونستم زودتر پاسخ محبتت رو بدم چون رفته بودم اهواز برای مراسم سالگرد مادرم و یک مقدار شلوغ بودیم.
سجاد عزیزم استادمون دونه به دونه حرفاشون حق و حقیقته، من بهش رسیدم.
من هرروز یک یا چند مورد پیدا می کنم که استاد در موردش صحبت کردن و قوانین جهان رو در مورد اون موضوع باز کردن، چه روابط. چه مسائل شغلی، چه سلامتی چه معنویت، عزت نفس و ….
امروز شنیدم که کسی رفتار نامناسبی با خواهرم داشته و خواهرم با اون بخش از احساس ارزشمندی تقویت شده اش برای اون شخص حد و مرز مشخص کرده، و ناراحتیش رو با زبان نرم بهش ابراز کرده، من خواهرم رو تحسین کردم و گفتم خدایا ازت متشکرم که خواهرم تونسته حرف دلش رو مودبانه بزنه و بعدش نگران خراب شدن رابطه نباشه، و اون شخص رو بگذاره کنار. اون هم بهد از عمری فامیلی.
این برای خود من هم نتیجه محسوب میشه، اینکه اطرافیانم هم افرادی هستن که دارن رشد می کنن.
اینکه در حوالی من داره اتفاقات شگفت انگیزی میفته که تا قبل از کار کردن روی خودم یا نمی افتاد یا من نمی دیدمش. اما الان با اینکه ظاهرا برای خودم رخ نداده اما من اونقدر بهش توجه کردم که انگار خودم اون قدم رو برداشتم.
من مطمئنم که این توجه روی رشد و پیشرفت باعث میشه واقعا بهبود ایجاد بشه در شخصیت و رفتارم.
ممنونم برای اینکه با کامنت قشنگتون منو تشویق کردید به دوباره نوشتن و توجه به اتفاقات خوب.
آفرین به شما که با تمام احساس و ذوق و شوقتون برام نوشتید و مطمئنم این توجه و تمرکز برای شما شاهکار خلق میکنه.
براتون زندگی سرشار از نعمت و برکت و عمری باعزت آرزو می کنم.