نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -داریوش فضلعلیپور

    افزایش وزن عضلانی، انرژی فوق‌العاده و پاکسازی کامل پوست با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    می‌خواهم تجربه شخصی‌ام را از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی بنویسم. نکته جالب این است که اغلب دوستان از کوچک‌شدن لباس‌هایشان نوشته‌اند، اما برای من برعکس بود؛ چون قبل از این دوره به شدت لاغر بودم. قدم ۱۹۶ سانتی‌متر است و سال‌ها وزنم روی ۷۰ کیلو ثابت مانده بود. فکرش را بکنید چقدر لاغر بودم.

    سال‌ها دنبال افزایش وزن و ساختن عضله بودم و هر کاری می‌کردم، هیچ نتیجه‌ای نمی‌گرفتم. اما الان حدود سه ماه است که صد درصد طبق آموزش‌های دوره زندگی می‌کنم و نتیجه‌ها برای من فوق‌العاده بوده است.
    بدنم عضله‌ای شده، قدرت بدنی‌ام بیشتر شده، و انرژی جسمانی‌ام به‌شکل باورنکردنی افزایش پیدا کرده است.

    بازوها، سینه، سرشانه و کل عضلاتم آن‌قدر رشد کرده که لباس‌های قبلی‌ام دیگر اندازه‌ام نیستند و برایم کوچک شده‌اند. واقعاً قانون سلامتی بهترین سبک زندگی است.

    از نظر سلامتی، بهترین دوران عمرم را تجربه می‌کنم. از نظر زیبایی اندام هم، هر روز بدنم عضله‌ای‌تر می‌شود و از دیدن خودم در آینه لذت می‌برم.
    در کل حالم عالی است.

    قبل از ورود به دوره، پشت بدنم، کمر، باسن، پشت بازوها و پاهایم پر از جوش‌های آزاردهنده بود، اما حالا هیچ اثری از آن‌ها نمانده.
    پوست بدنم فوق‌العاده شفاف و تمیز شده، و واقعاً می‌توانم بگویم که جوش‌های بدنم صد درصد از بین رفته‌اند.

    تازه هنوز سه ماه هم نشده که از قانون سلامتی استفاده می‌کنم، اما همین مدت کوتاه، نتیجه‌های حیرت‌انگیز گرفته‌ام.

    استاد عباس‌منش، واقعاً از شما ممنونم و خدا را بابت شما و این دوره عالی شکر می‌کنم.

  • -امیرحسین روشنگر

    درمان تشنج مزمن، کاهش ۴۰ کیلویی وزن، بازگشت کامل انرژی و سلامتی با زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی

    می‌خواهم از نتایجی که با زندگی‌کردن به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی گرفتم، بگویم. استاد عباس‌منش، شما یک الگوی بسیار قدرتمند در ذهن من شدید و در من این باور را ساختید که رسیدن به هر خواسته‌ای ممکن است. وقتی زندگی به شیوه این دوره را شروع کردم، آن‌قدر نتیجه دیدم که فهمیدم ما انسان‌ها واقعاً چقدر نامحدودیم.

    استاد، من سه سال بود که بعد از یک جراحی دچار تشنج شده بودم. دکتر برایم دارویی تجویز کرده بود که باید تا آخر عمر مصرف می‌کردم. اما با زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی، این مشکل کاملاً برطرف شد.
    دیگر تشنج نمی‌کنم، دارو را کامل کنار گذاشته‌ام و حالم هر روز بهتر از قبل می‌شود.
    این برای من بزرگ‌ترین معجزه‌ی زندگی است؛ چون به خاطر این مشکل سه سال در خانه مانده بودم و زندگی‌ام کاملاً متوقف شده بود.

    در سه ماه، ۴۰ کیلوگرم وزن کم کردم؛ آن هم مثل آب خوردن.
    خوابم عمیق، آرام و فوق‌العاده باکیفیت شده و آن‌قدر سحرخیز و سرحال هستم که وصف‌کردنی نیست.
    قدرت تمرکز و یادگیری‌ام چند برابر شده؛ هر چیزی که یاد می‌گیرم، در ذهنم می‌ماند و فراموش نمی‌کنم.
    پوستم مثل آینه صاف شده؛ و این برای من که همیشه پوست چرب داشتم، باورنکردنی است.
    بدنم عضله ساخته و کمرم هفتی شده.
    ریزش موهام کاملاً قطع شده و حتی موهام پُرتر هم شده.

    استاد عباس‌منش، نمی‌دانم چگونه از شما تشکر کنم.
    من فقط از خدا می‌خواهم که شما را در بالاترین مقام بهشتی دنیا و آخرت قرار دهد.

  • -سحر خوشدل

    درمان کامل خون‌ریزی رحمی و بهبود مشکلات متعدد جسمی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    من ۵۰ روز است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی می‌کنم. این دوره را به‌خاطر مشکل خون‌ریزی رحمی بعد از یائسگی خریدم؛ مشکلی که ترس تمام وجودم را گرفته بود. شبی در نامه‌ای به خدا نوشتم: «خدایا، خودت دوا و دکترم باش. من از دکتر رفتن خسته شده‌ام.» و خدا واقعاً مرا به سمت این دوره هدایت کرد.

    این اولین دوره‌ای بود که از استاد عباس‌منش خریداری کردم، اما در همین ۵۰ روز نتایج شگفت‌انگیزی گرفتم. نه‌تنها رحمم کاملاً درمان شده و خون‌ریزی‌ام متوقف شده، بلکه چندین بهبود بزرگ دیگر هم تجربه کرده‌ام:

    فشار خونم پایین آمده و توانستم دوز داروهایم را کم کنم.
    ریزش موهایم بسیار کم شده.
    از کودکی موهای خشکی داشتم و فکر می‌کردم طبیعی است، اما حالا موهایم خیلی نرم و سالم شده‌اند.
    خروپف شبانه‌ام کاملاً برطرف شده.
    قبلاً حتی با عینک هم نمی‌توانستم سوزن نخ کنم؛ اما حالا به راحتی و بدون مشکل این کار را انجام می‌دهم.
    پوستم نرم‌تر و شفاف‌تر شده.
    زانو دردهایم کاملاً از بین رفته.
    هر صبح دور لثه‌هایم کف سفید رنگی جمع می‌شد که حالا دیگر خبری از آن نیست.
    نفخ معده داشتم که اکنون کاملاً برطرف شده.

    این روزها آن‌قدر از سلامتی‌ام شاد و سپاسگزارم که دلم می‌خواهد بروم پشت‌بام و فریاد بزنم:
    خدایا شکرت!

    در پایان می‌خواهم بگویم:
    استاد عباس‌منش، آدرس شما و دوره قانون سلامتی را خدا به من داد.

  • -نگین نوروزی

    کاهش وزن، رفع مشکلات پوستی و هورمونی، و تجربه پریود کاملاً طبیعی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    استاد عباس‌منش، من بی‌نهایت سپاسگزارم بابت دوره معجزه‌گر قانون سلامتی. فقط یک ماه است که به شیوه این دوره زندگی می‌کنم و نتایجی که در همین یک ماه گرفته‌ام برایم مثل معجزه است. دقیقاً طبق آموزش‌های شما عمل کردم و وزنم از ۸۰ کیلو به ۷۱ کیلو رسید. یک هفته پیش برای خرید لباس رفتم و برای اولین بار در ۲۳ سال زندگی‌ام سایز M و S پوشیدم و از شوق بال درمی‌آوردم.

    قبل از دوره، بوی عرق بدنم بسیار تند و آزاردهنده بود. مجبور بودم روزی چند بار حمام کنم. وقتی بیرون می‌رفتیم، از ترس بوی عرق هیچ تحرکی نمی‌کردم، اما الان این مشکل کاملاً حل شده. با خیال راحت بازی می‌کنم، می‌دوم، می‌خندم و هیچ خبری از بوی بد بدن نیست.

    پوست صورتم شفاف و زیبا شده.
    موهایم براق و در حال رشد هستند، در حالی که مدت‌ها در یک اندازه ثابت مانده بودند.
    ریزش مویم کاملاً از بین رفته.
    قبلاً اسید معده شدید داشتم، اما الان هیچ اثری از آن نیست.

    اما مهم‌ترین نتیجه‌ام \' نتیجه‌ای که برای من واقعاً مثل معجزه است\' طبیعی شدن کامل عادت ماهیانه است.

    برای اینکه بفهمید چقدر این تغییر بزرگ است، توضیح می‌دهم قبل از دوره چه وضعیتی داشتم. از یک هفته قبل از پریود، با کمر درد، پا درد، شکم درد، درد مثانه، درد لگن، درد مقعد، درد سینه، پف شدید بدن، سنگینی، و دردهای وحشتناک درگیر می‌شدم. وقتی پریود می‌شدم، درد چند برابر می‌شد. من هر ماه ۵ روز کامل مثل یک جنازه روی تخت افتاده بودم. نه می‌توانستم غذا درست کنم، نه از خانه بیرون بروم؛ حتی رفتن تا دستشویی برایم عذاب بود. خانواده‌ام از یک هفته قبل می‌فهمیدند که وقت پریودم نزدیک است.
    ژلوفن، قرص‌های مسکن، شیاف… هیچ‌کدام جواب نمی‌داد.

    و اما اولین تجربه پریودم بعد از شروع زندگی با دوره قانون سلامتی:

    یک روز پیاده‌روی دو ساعته داشتم. وقتی برگشتم کمی کمر درد داشتم، اما توجهی نکردم. فردایش فهمیدم که پریود شده‌ام و باورم نمی‌شد تمام آن دردهای فجیع تبدیل شده به یک کم درد کوچک.

    قبلاً در دوران پریودی حتی خروج از خانه برایم مثل رؤیا بود. اما حالا در روز اول پریود، ۴ ساعت و نیم پیاده‌روی کردم! و خودم هم شوکه شده بودم.
    روز دوم هم ۱.۵ ساعت پیاده‌روی کردم، بعد با دوستم رفتیم جنگل و چندین ساعت راه رفتیم و لذت بردیم.

    قبلاً هنگام پریود، فقط عفونت سیاه‌رنگ و شدید از بدنم خارج می‌شد. اما الان رنگ و بوی پریودم کاملاً طبیعی شده و هیچ عفونتی ندارم. در طول پریود آرام، باحوصله، خوش‌اخلاق هستم و وقتی نتایجم را نگاه می‌کنم، مات و مبهوت می‌شوم که آیا واقعاً این خود منم؟

    قبل از دوره قانون سلامتی، انگار هر ماه فقط ۲۱ روز از زندگی نصیبم می‌شد و همان ۲۱ روز هم در خستگی و کسلی. اما الان با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، انگار یک هفته به هر ماه از عمرم اضافه شده و دارم به معنای واقعی از زندگی‌ام لذت می‌برم.

    بی‌نهایت از شما سپاسگزارم استاد عباس‌منش.

  • -کاویس

    جهش چشمگیر درآمد و ساختن مسیر شغلی تازه با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    من کاویس هستم، مهندس عمران و فعال در حوزه املاک. از صمیم قلب خدا را شکر می‌کنم که دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم. سال ۹۸ با آموزش‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم و شروع کردم به گوش دادن به این آموزه‌ها؛ طوری که تمام وجودم را دربرگرفت. بعد از مدتی دوره عزت نفس را خریدم، چون باور داشتم اول باید روی خودم تکیه کنم و به هیچ‌کس وابسته نباشم، و واقعاً شرایط زندگی‌ام خیلی بهتر شده بود.

    اما بعد از مدتی در کارم با یک تضاد جدی روبه‌رو شدم. از نظر فکری و احساسی در وضعیت بسیار بدی بودم و قراردادهایم به نتیجه نمی‌رسید. یک شریک بداخلاق هم داشتم که رفیق ۲۰ ساله‌ام بود؛ از دوران هنرستان با هم بودیم، اما نگرش‌مان در کار یکی نبود و همیشه مشکل داشتیم.

    از زمانی که روی آموزش‌های استاد عباس‌منش کار می‌کردم، رفتارهای ناهماهنگ او بیشتر به چشمم می‌آمد و مثل خاری در چشمم بود. در همین دوران پدرم فوت کرد و من از نظر روحی کاملاً به‌هم ریختم. هر روز بهشت زهرا می‌رفتم، لباس مشکی می‌پوشیدم و پر از احساس‌های منفی بودم؛ و طبق قانون، سرعت جذب اتفاقات بد هم بیشتر می‌شد. تا اینکه یک روز به خودم آمدم و گفتم: «کاویس، تو قانون را می‌دانی… به خودت بیا.»

    یک روز در املاک، کارمان به دعوای شدید با شریکم کشید. همان لحظه یاد جلسه هشتم دوره عزت نفس افتادم؛ جایی که استاد عباس‌منش می‌گوید:
    در چه شرایطی حاضر به تغییر می‌شوید؟
    وقتی همه‌چیز عالی است؟ یا وقتی جهان با چک و لگد شما را مجبور می‌کند؟

    من همان‌جا یکی از سخت‌ترین تصمیم‌های زندگی‌ام را گرفتم. به رفیق ۲۰ ساله‌ام گفتم: «من می‌خواهم تنها کار کنم.» اول فکر کرد شوخی می‌کنم، اما وقتی جدیتم را دید ناراحتی زیادی ایجاد شد… اما من جدا شدم و کار را تنها ادامه دادم.

    خودم را با آموزش‌های استاد بمباران کردم تا ذهنم آرام بماند. ایده‌هایم را اجرا می‌کردم، فایل‌های آموزشی مربوط به کارم را می‌دیدم، با انرژی بالا و ذهنی باز، بدون غر زدن و شکایت.

    بعد از مدتی، در کمال ناباوری دیگران، شروع کردم به بستن قراردادهای پیاپی و فروش ملک. از نظر همکاران، بازار در رکود کامل بود، اما برای من اوضاع کاملاً متفاوت بود. با کمک آموزش‌های دوره روانشناسی ثروت ۱ باور ساختم که برای من مشتری فراوان است… و همین‌طور هم شد. پشت سر هم قراردادهای بزرگ و پُرسود می‌بستم.
    به حدی درآمد داشتم که قدیمی‌ترین و باتجربه‌ترین کاسب‌های حوزه املاک هم نمی‌توانستند مثل من نتیجه بگیرند، و من دقیقاً می‌دانستم این نتایج از کجا آمده است.

    در مدت سه ماه، به اندازه یک سال درآمد ساختم و صدها میلیون تومان سود خالص داشتم. در عید امسال هدف گذاشتم که تا آخر سال ۵۰۰ میلیون تومان درآمد بسازم و خدا را شکر خیلی جلوتر از هدفم حرکت کرده‌ام.

    استاد عباس‌منش، از شما ممنونم. حتی الان که این متن را می‌نویسم، اشک در چشمانم جمع شده. خدا را هزار بار شکر می‌کنم که مرا به سمت شما هدایت کرد تا این آگاهی بی‌نظیر را یاد بگیرم. شما به من جسارت تصمیم‌های بزرگ را یاد دادید. یاد دادید وقتی نتیجه را به خدا می‌سپرم، فقط باید هدایت‌ها را دنبال کنم و نگران هیچ‌چیز نباشم… و من این را با پوست و استخوانم در تمام معامله‌ها حس کردم.
    امروز زندگی من پر از معجزه است. از شما سپاسگزارم.

  • -آرزو مهدیزاده اردبیلی

    ساختن زندگی رؤیایی، آرامش عمیق و درآمد پایدار با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    من آرزو هستم، همسر و همراه شهاب. نوروز سال ۱۳۹۸ ما قدم اول را از استاد عباس‌منش خریدیم و حالا بعد از چهار سال هنوز داریم با آموزش‌های این دوره زندگی می‌کنیم.

    روزی که قدم اول را خریدیم، هنوز با هم ازدواج نکرده بودیم. هیچ‌کدام وسایل خانه‌ای که امروز داریم را نداشتیم. هیچ پول و سرمایه‌ای برای شروع زندگی مشترک‌مان نداشتیم. ماشین نداشتیم. کار مناسب نداشتیم. کسب‌وکار موردعلاقه‌مان نهایتاً ماهی صدهزار تومان درآمد داشت و به همین دلیل مجبور بودیم برای ماهی دو میلیون تومان کارهایی انجام دهیم که هیچ علاقه‌ای به آن‌ها نداشتیم.

    اما در مسیر عمل‌کردن به آموزش‌های این دوره، طی این چهار سال هزاران اتفاق هدایت‌شده و معجزه‌آسا در زندگی‌مان رخ داد؛ اتفاقاتی که نوشتن همه‌شان روزها زمان می‌برد.

    و اما بخشی از نتایج ما از عمل به آموزه‌های قدم اول:

    الان در خانه ۱۵۰ متری زیبای خودمان زندگی می‌کنیم؛ خانه‌ای پر از امکانات، در یکی از خوش‌آب‌وهوياترین شهرهای ایران، با ویوهای فوق‌العاده از هر طرف. ماشین خودمان را داریم. تمام کارهای دیگر را کنار گذاشته‌ایم و امروز فقط روی کسب‌وکار شخصی خودمان تمرکز کرده‌ایم—کسب‌وکاری که دست در دست هم آن را ساختیم و حالا به درآمد ماهانه ۵۰ میلیون تومان رسیده است.

    زندگی‌مان پر از آرامش عمیق است. در میان خانواده و آشناها به‌عنوان زوجِ نمونه شناخته می‌شویم و الگوی روابط سالم هستیم. عزت نفسمان بسیار بالا رفته، اراده‌مان قوی‌تر شده و نسبت به قبل چندین برابر محکم‌تر و الهام‌گرفته‌تر زندگی می‌کنیم.

    در طول مسیر قدم دوم را هم خریدیم و من از فردا دوباره شروع به مرور قدم دوم می‌کنم.
    نوشتن این تجربه فقط برای این است که بگویم: بزرگ‌ترین سپاسگزاری ما از قوانین ثابت خداوند است که در این دوره یاد گرفتیم.

    هر وقت با چالشی روبه‌رو می‌شویم، فقط می‌گوییم:
    «خُب… ما فرمول را بلدیم. حالا با تمرکز درستش می‌کنیم. خلقش می‌کنیم.»

  • -Nahal

    سه‌برابر شدن درآمد و جذب مشتری‌های عالی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    من بیشتر از یک سال بود که دوره ۱۲ قدم را خریده بودم، اما دقیقاً از چهل روز پیش تصمیم گرفتم به‌صورت جدی به آموزش‌های این دوره عمل کنم.

    با شروع کار، از خدا خواستم درآمدم دو برابر شود. من آرایشگرم و با اینکه مهارتم در کارم بالاست و رفتار خیلی خوبی با مشتری‌ها دارم، اما درآمدم همیشه کم بود و مدام از خودم می‌پرسیدم: «مشکل از کجاست؟» فکر می‌کردم شاید به‌خاطر مکان سالن باشد؛ چون انتهای یک کوچه است و سرِ راه نیست… یا دلایل دیگر.

    با آموزش‌های دوره ۱۲ قدم فهمیدم این‌ها اصلاً مانع واقعی نیستند. اگر خدا بخواهد روزی بدهد و مشتری‌ها را به سمتم هدایت کند، هیچ ربطی به مکان سالن ندارد.

    اوایل که وارد سالن می‌شدم، مشتری نبود و بیکار می‌نشستم. آن لحظات را تبدیل کردم به فرصت: می‌نشستم و آموزش‌های استاد عباس‌منش را از جلسات ۱۲ قدم نت‌برداری می‌کردم؛ کامنت‌های دوستان در سایت را می‌خواندم؛ و به آموزش‌ها عمل می‌کردم. با خودم تکرار می‌کردم: «خدا خودش روزی مرا می‌رساند.»
    خلاصه با حس خوب، کارهای مفید را انجام می‌دادم و روی خودم کار می‌کردم.

    حالا که کمتر از دو ماه گذشته، درآمد من به بالای سه برابر رسیده است.
    دقیقاً همان‌طور که استاد در یکی از جلسات ۱۲ قدم گفت:
    «وقتی روی باورهات کار کنی و آن‌ها را بهبود بدهی، خدا مشتری‌هایی را سر راهت می‌فرستد که ده برابر مشتری‌های قبلی از تو خرید می‌کنند.»

    به لطف خدا، این روزها دقیقاً همان نوع مشتری‌ها را تجربه می‌کنم.
    وقتی دوباره همین فایل و همین جمله استاد را گوش می‌دادم، اشک از چشمانم جاری شد.
    گفتم: «خدایا من فقط از خودت خواستم… و تو چقدر زیبا جوابم را دادی.»

  • -افلاطون نوروزی

    خروج از بدهی سنگین و ساختن ۳۰۰ میلیون تومان پس‌انداز در کمتر از یک سال با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    استاد عباس‌منش عزیز، بی‌نهایت سپاسگزارم بابت آموزش‌های ارزشمند و فوق‌العاده‌تان در دوره روانشناسی ثروت ۱؛ قطعاً شما بهترین معلم و استاد روی کره زمین هستید.

    من با ۲۵۰ میلیون تومان بدهی وارد این دوره شدم و شروع کردم به عمل‌کردن به آموزش‌های شما. با همان شغل، همان شهر، همان استعداد و امکانات، و همان ساعات کاری که قبلاً نتیجه‌اش بدهی شده بود، فقط با کار کردن روی خودم و تغییر باورهام توانستم در کمتر از یک سال، از ۲۵۰ میلیون بدهی برسم به ۳۰۰ میلیون تومان پس‌انداز.

    با خودم فکر می‌کردم چه اتفاقی افتاده و چرا یک سال قبل چنین تجربه‌هایی نداشتم؟ پاسخ فقط یک چیز بود: تغییر باورها.

    در حرفه ما همه می‌گویند برای گرفتن پروژه‌های خوب باید ماشین شاسی‌بلند داشته باشی، لندکروز داشته باشی! اما پروژه‌ای که الان روی آن کار می‌کنم بهترین پروژه تمام سال‌های کاری من است. نه ماشینم را عوض کردم و نه شاسی‌بلند دارم؛ اما کسانی که من را برای همکاری انتخاب کردند گفتند: «مهر شما به دل ما نشست و خواستیم با شما کار کنیم.»

    این‌ها همه نتیجه‌ی جدی‌گرفتن آموزش‌های شما در این دوره و هدایت‌های خداوند است که قلب‌ها را برای من نرم کرد.

    استاد، من با نتایجی که از عمل‌کردن به آموزه‌های شما گرفتم، به این یقین رسیدم که ثروتمند شدن هیچ ربطی به عوامل بیرونی ندارد؛
    نه به هوش و استعداد،
    نه به شرایط مالی خانواده،
    نه به شغل و تحصیلات،
    نه به هیچ چیز بیرونی دیگری…
    فقط و فقط به باورها ربط دارد.

    اینکه امروز روی مبل خانه خودم نشسته‌ام و از پنجره ویلاهای میلیاردی را می‌بینم، سبزی شالیزار و نم‌نم باران را تماشا می‌کنم، نسیم به صورتم می‌خورد،
    همهٔ این‌ها نتیجه‌ی تغییر باورهایم است.
    سال قبل با بدهی‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کردم؛ اما امروز در بهترین نقطه شهر خانه گرفتم، مستقل زندگی می‌کنم و روی باورهام کار می‌کنم. خدایا چه هدایتی…

    این نتایج به من «الگوی ثروت ساختن» را یاد داد:
    باید باورهام را تغییر بدهم، رفتارم را عوض کنم تا ثروت وارد زندگی‌ام شود.
    تمرکزی که روی آموزش‌های دوره می‌گذارم، تمریناتی که انجام می‌دهم، کامنت‌هایی که می‌نویسم… همه این‌ها تغییرات درونی است که خودش را در رفتار و کلامم نشان می‌دهد.

    دیروز با شخصی تماس گرفتم و با اطمینان گفتم: «بیا قرارداد کاری ببندیم.» و همان شب آن فرد برای مذاکره آمد. قبلاً چنین عزت نفسی و اطمینانی نداشتم که با قدرت پیشنهاد همکاری بدهم. اما امروز، ایمانی که به خداوند و قوانینش دارم ــ قوانینی که در این دوره آموختم ــ پیشنهادهایی را به ذهنم می‌آورد و من با قدرت انجامشان می‌دهم و نتیجه‌اش را می‌بینم.

    این‌ها همان تغییرات عمیق درونی است که از کار کردن روی ذهن و باورهایم به‌وجود آمده است.

  • -میثم محمدی

    جهش خارق‌العاده درآمد، آرامش، و رفاه با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم و ادامه مسیر با دوره کشف قوانین زندگی

    حدود یک سال و نیم پیش، روزی را به‌خاطر دارم که می‌خواستم اولین قدم از دوره ۱۲ قدم را بخرم. چیزی در قلبم می‌گفت: «این دوره را بخر؛ زندگی‌ات را تغییر بده.» در حالی که فقط دو میلیون تومان در حسابم داشتم و از نگرانی این‌که «اگر جواب ندهد چه؟» قلبم می‌لرزید.

    دوره را خریدم و روز و شبم را گذاشتم روی عمل‌کردن به آموزش‌های آن. جالب است که این دوره را دقیقاً زمانی خریدم که همه از کمبود مشتری شکایت می‌کردند. اما من در همان ماه اول — تقریباً بعد از دو هفته کار‌کردن روی دوره — سرم آن‌قدر شلوغ شد که خودم هم باور نمی‌کردم. مشتری‌ها به شکل باورنکردنی زیاد شدند؛ تا جایی که چند بار از خودم پرسیدم:
    «خدایا، من همان کار قبلی را انجام می‌دهم؛ چه شد که این‌همه تغییر و برکت وارد کسب‌وکارم شد؟!»

    فقط می‌دانستم که باید روی خودم کار کنم. یک الهام آمد و من انجامش دادم. از همان‌جا برکت‌ها یکی پس از دیگری وارد زندگی‌ام شدند و هر روز نتایج بهتر و بیشتر شد.

    درآمدم چند برابر شد.
    روابطم عالی شد.
    هر هفته برای همسرم طلا می‌خریدم.
    تمام وسایل خانه را نو کردم.
    هر روز برای دخترم و همسرم پول پس‌انداز می‌کنم.
    ماشین خریدم.
    برای تولد آن‌ها بهترین هدیه‌ها را خریدم.

    صادقانه بگویم، شاید نتوانم حسّم را کامل بیان کنم. آن‌قدر زندگی‌ام تغییر کرده و آن‌قدر نتیجه گرفته‌ام که اگر بخواهم همه را بنویسم، شاید صد صفحه هم کم باشد. از خرید گوشی آیفون برای همسرم و دخترم گرفته تا بهترین تفریحات، بهترین رستوران‌ها و بهترین روزهای زندگی‌ام.

    برای بیزینسم کلی سرمایه‌گذاری کردم. دستگاه‌های جدید خریدم؛ ایده‌های عالی بسته‌بندی گرفتم و اجرا کردم و دوباره مشتری‌ها چند برابر شدند.

    قبل از آشنایی با دوره ۱۲ قدم بدهکار بودم و عادت‌های اشتباه مالی داشتم، اما الان هیچ بدهی‌ای ندارم. زندگی‌ام پر از زیبایی، لذت و حس خوب است. حتی یک ماشین نزدیک به یک میلیارد تومان را نقدی خریدم.

    اگر یک سال پیش — قبل از کارکردن با ۱۲ قدم — خدا خودش هم به من می‌گفت این اتفاقات در زندگی‌ات می‌افتد، باور نمی‌کردم. اما امروز، همه‌چیز تغییر کرده است.
    همه داشته‌هایم را مدیون خدای خودم و بعد مدیون استاد عباس‌منش هستم که مسیر درست زندگی‌کردن را نشانم داد.

    امروز که ماشینم را خریدم، با خودم گفتم کم‌لطفی است که نیایم و نتیجه‌ام را ننویسم، چون می‌دانم خواندن این تجربه‌ها برای خیلی‌ها قوت قلب است.
    الان در حال آموزش‌دیدن با دوره کشف قوانین زندگی هستم و هر روز زندگی‌ام بهتر و بهتر می‌شود.

  • -بیت اله دوستی اوج

    بهبود کامل مشکلات پوستی، کاهش وزن، درمان کیست‌ها و تنظیم فشار خون در خانواده‌ام با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    من به همراه دخترم و مادرم در حال زندگی به شیوه آموزش‌های دوره قانون سلامتی هستیم. وضعیت سلامتی ما قبل از این دوره اصلاً خوب نبود و هرکدام از ما با مسائل جدی روبه‌رو بودیم.

    در مورد خودم، قبل از شروع دوره، صورتم پر از جوش‌های خال‌دار بود و تیرگی زیر بغل داشتم. هر وقت کار اداری داشتم، همان روز دچار سردرد شدید می‌شدم و فقط با خوابیدن آرام می‌گرفتم. با شروع عمل‌کردن به آموزش‌های استاد عباس‌منش، این مشکلات یکی‌یکی از بین رفتند. پوستم صاف شد، تیرگی زیر بغلم برطرف شد، سردردهایم کاملاً ناپدید شد و خوابم بسیار عمیق و راحت شده است. وزنم از ۷۲ کیلو به ۶۳ کیلو رسید و دور کمرم از ۹۹ سانتی‌متر به ۸۴ کاهش پیدا کرد. انرژی‌ام هم واقعاً عالی شده است.

    اما درباره دخترم: سال گذشته دو کیست ۹ سانتی‌متری را عمل کرده بود. قبل از شروع دوره قانون سلامتی دوباره دردهای شدید داشت و بعد از سونوگرافی مشخص شد دو کیست ۳۵ میلی‌متری برگشته‌اند. این بار تصمیم گرفتیم به‌جای هزینه‌های بالا و جراحی دوباره، دوره قانون سلامتی را تهیه کنیم. از همان فردای خرید دوره، دخترم زندگی به شیوه این دوره را شروع کرد.

    بعد از ۴۰ روز، پزشک دوباره آزمایش هورمون و سونوگرافی نوشت و هیچ اثری از کیست‌ها دیده نشد؛ همه‌چیز کاملاً طبیعی بود.
    پوست صورت دخترم که همیشه پر از جوش بود، حالا کاملاً صاف شده و شوره سرش هم برطرف شده است. شکمش که قبلاً کاملاً دوطبقه بود، حالا متناسب شده و وقتی نتایج خودش را دید، انگیزه‌اش برای ادامه دوره چند برابر شد.

    اما معجزه‌های بزرگ برای مادرم اتفاق افتاد. او بیشتر از ۲۵ سال درگیر فشار خون بالا و مشکلات قلبی بود و هر سه ماه باید تحت نظر پزشک قرار می‌گرفت. هر بار فقط دوز داروهایش بیشتر می‌شد و همیشه بعد از غذا حالت خفگی داشت. اما حالا، بعد از سه ماه زندگی به روش دوره، تمام مشکلات گوارشی‌اش برطرف شده، فشار خونش تنظیم شده، دارو مصرف نمی‌کند و دیگر هیچ مشکل قلبی ندارد.

    واقعاً خدا را شکر می‌کنم. خانواده‌ای مثل ما که این‌همه مسئله سلامتی داشت، باید هزینه‌های بسیار زیادی برای کنترل بیماری‌ها می‌پرداخت—و خدا می‌داند چه مشکلات پنهانی هم شاید در راه بود. اما امروز، به لطف آموزش‌های استاد عباس‌منش در دوره قانون سلامتی، همه این مسائل برطرف شده و زندگی ما از نو ساخته شده است.

1 17 18 19 20 21 24

319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سعيده رضايى» در این صفحه: 2
  1. -
    سعيده رضايى گفته:
    مدت عضویت: 2359 روز

    به نام خداوند توانای مهربان

    چکاپ فرکانسی دوره هم جهت با جریان خداوند

    سلام به استاد سید حسین عباسمنش عزیزم، سلام به استاد مریم شایسته جانم،

    با قلبی آرام و تسلیم در مقابل ندای هدایتی که گفت زودتر از موعد پایان دوره، درباره نتایجت بنویس، دارم با عشق می‌نویسم.

    این عشق توهم نیست، زاییده ذهن نیست، این یک جریان بیدار و هشیار از نور الهی و روح مقدس خداوندیست که از روز خلقت انسان، خداوند در وجود همه ما آفریدگان به ودیعه گذاشته، این همون بار امانتی است که تازه آموخته ام عاشقانه حملش کنم، چون این یک بار نیست، این منبع انرژی من و نیروی هدایتگر من به سمت خوشبختی و آسانیهاست.

    من از دوره های قبلی و جلسات هدیه پله به پله تکاملی رو طی کردم که به مرور شخصیت منو مول یک استاد مجسمه ساز تراشید و شکل داد. اضافاتش رو تراشید و سبک کرد، و رنگ و لعاب شادی و آرامش و اطمینان بهش زد.

    روزهایی رو سپری کردم که در شک و ابهام بودم، در گرداب ذهنیات مسموم گرفتار می‌شدم اما امیدی در دلم زنده بود که این هم می‌گذره، جوابها میاد، خدا همینجاست….

    با این امید و ایمان به وعده‌های خداوند که از زبان استادم می‌شنیدم همواره در حال تلاش برای درک مفاهیم اساسی جهان بودم. آرام آرام شخصیتم قویتر شد، عزت نفسم تقویت شد، وقتی خودم رو مرور می‌کردم متوجه می‌شدم سپاسگزارتر شدم، نتیجه دیگه برام فقط عدد حساب بانکی نبود، خواسته‌هام تغییر کرد. از خواسته‌های صرفا مادی تبدیل شد به بهبود شخصیت، سرمایه‌گذاری روی خودم، متوکلتر شدنم، مؤمنتر و موحدتر شدنم.

    این روند که از «دوره 12 قدم» شروع شد و با «دوره شیوه حل مسائل زندگی» ادامه پیدا کرد هم برای من برکات مادی داشت و هم روابطم رو بسیار بهبود بخشید. بعد از اون «دوره احساس لیاقت» مسیر تازه‌ای از احساس ارزشمندی رو پیش روی من باز کرد و دید بسیار ظریفتری بهم داد تا ایرادهای اساسیم رو پیدا کنم و نقاط قوتم رو جدی بگیرم و بابتشون سپاسگزارتر باشم.

    فایلهای هدیه بی نهایت ارزشمندِ توحید عملی، باورهای ثروت‌ساز، سریالهای زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا و آرامش در پرتو آگاهی هر کدوم در برهه هایی از زمان کلیدهای حل مسائل روزمره‌ام شد و منو در مسیر رشد نگه داشت.

    اما متوجه رشدم نبودم تا اینکه نقطه عطف زندگیم رقم خورد و من تازه فهمیدم اینهمه مدت داشتم برای چه اتفاقاتی آماده می‌شدم.

    روز 1 آبان 1403 فایلی روی سایت اومد به نام «درک قوانین جهان در قرآن کریم/قسمت 1» و در اون فایل باز هم مفهوم عملی توحید و شرک به زیبایی توضیح داده شد.

    استاد گفتند توحید یعنی ما به هیچکس حتی نزدیکانمون نیازی نداشته باشیم. همون روز مادرم بهم زنگ زد و با حال روحی نامناسبی اشک ریزان ازم عذرخواهی می‌کرد که برای تولد فرزندم که قرار بود 12 روز بعد به دنیا بیاد شرایط مالی مناسبی نداره که هدیه ارزشمندی بخره.

    من تحت تاثیر همون فایل زبان گویای خداوند شدم تا قلبش رو آرام کنم، و بهش گفتم خدای من خودش مراقب منه و شما اگر هدیه نخری یا حتی نیای پیش من هم همونقدر عزیزی، خداوند دستانش رو برای کمک به من می‌فرسته، همین حس مادرانه شما برای من یک گنج بی‌پایانه….

    این پیام خدا قلب مادرم رو آروم کرد و منو بی نهایت سپاسگزار، که تونستم در آخرین مکالمه‌ام با مادرم پیام‌رسان خدا باشم.

    دو روز بعد یعنی 3 آبان مادرم به آغوش پروردگار پر کشید. و من با سپردن خودم و فرزندم به خدایی که از مادر به من مهربونتره، از بزرگترین امتحان زندگیم سربلند بیرون اومدم. نتیجه تمام سالهایی که دانشجوی توحید بودم رو با معجزه‌ی «پذیرش و آرامش قلبی» دریافت کردم.

    همون روز با هدایت خداوند فرزندم به سلامتی و راحتی به دنیا اومد و من در مدار سپاسگزاری و نعمت قرار گرفتم.

    شاید نتیجه و جایزه‌ی این کنترل ذهن این بود که 4 ماه بعد که «دوره مقدس هم‌جهت با جریان خداوند» متولد شد تونستم برای اولین بار همزمان با لانچ شدن دوره در اون شرکت کنم؛ دوره‌ای که به جرأت می‌تونم بگم استاد عباسمنش خودشون با اون صدها مدار به سوی نور و خشوع و آگاهی بیشتر صعود کردند و به تبع ایشون ما دانشجوها هم غرق در اقیانوس عمیقی از جلوه‌ی پروردگار شدیم. معنی گسترده‌تری از سپاسگزاری در عمل رو درک کردیم و جنسی از ارتباط معنوی تازه‌تری با پروردگار هدایتگرمون تجربه کردیم.

    و اما بعضی از تغییرات و نعمتهایی که همزمان با این دوره در زندگی من وارد شد:

    ارتباطم با چندین نفر از بهترین دانشجویان توحید و عملگراترین موحدین حاضر در این سایت خودبخود بدون هیچ تلاشی از طرف من شکل گرفت. کسانی که روزی آرزو می‌کردم چنین دوستانی داشته باشم.

    هر روز باهاشون در ارتباطم و این خودش یک اصلاحگر مسیره که از مومنتوم مثبت خارج نشم. حتی با دو نفرشون دیدار حضوری هم داشتم.این فضل بی‌پایان خداونده که چنین گنجهای قیمتی‌ای رو وارد زندگی من کرده.

    بسیار بسیار نسبت به قبل بیشتر در لحظه زندگی می کنم، و اصلا تازه معنی زندگی در لحظه رو دارم درک می‌کنم. نگران نیستم که از برنامه روزانه‌ام جا بمونم، می‌ایستم و با خنده بچه‌هام می‌خندم، می‌رقصم، بچگی می‌کنم، شعر می‌خونم، بچه‌هام هم بیشتر از قبل می‌خندن، شادن و اتفاقا دقیقا مشخصه که راحت‌تر و سریعتر از قبل دارن رشد و تکاملشون رو طی می‌کنن. مشکلات قبل رو ندارن، مشکلات بقیه بچه‌ها رو ندارن و من هر روز آگاهانه به یاد میارم که قبلا این آسانیها نبود و الان هست خداروشکر.

    بهبودگرایی رو تازه دارم بصورت عملی زندگی می‌کنم. بخاطر اندکی بهتر رفتار کردنم، یک بار بیشتر صبوری کردنم، کنترل کلامم، کمتر عصبانی شدنم، مقایسه نکردن خودم یا فرزندانم با دیگران، باورهای ثروت‌ساز بهترم، احساس ارزشمندیِ کمی بیشترم، و زندگی عاطفی عاشقانه‌ترم هر روز خدا رو شکر می‌کنم و این بهبودها رو با خودم تکرار می‌کنم، بزرگشون می‌کنم و تحسینهای دیگران رو قبول می‌کنم.

    برای کوچکترین خدمات یا زیبایی در جهان و آدمهای اطرافم آگاهانه تلاش می‌کنم هم قلباً و هم کلامی تشکر و تحسین کنم. برام غریبه و آشنا و بزرگ و کوچیک فرقی نداره، در سپاسگزاری سخاوتمندتر شدم.

    خوابهای معنی‌دار زیادی می‌بینم که در همه اونها به نوعی قانون برام تکرار میشه و من در خواب آگاه به قوانین و معنی کلام مبهمی هستم که زده میشه. هدایتهایی دریافت می‌کنم که دقیقا راهگشای اون روزهای منه، مثلا در آخرین خوابم کسی بهم گفت: «دیدن نتایج، نتیجه است.» من برداشت کردم که باید نتایجم رو بزرگ بشمارم و تکرارشون کنم تا ازشون انرژی حرکت بگیرم، این یک شخصیت سپاسگزار و با احساس ارزشمندی بالا می‌طلبه که بتونی نتایجت رو ببینی. اگر نتایجت رو پاس بداری یعنی رشد کردی و این رشد یک نتیجه است.

    همین خواب باعث شد نتایجم رو مرور کنم و قلبم گفت اینحا بنویسم.

    تقریبا هر روز ورودی مالی دارم. به لطف خداوند.

    رابطه‌ام با همسر و پدر و خواهر و برادرم بی‌نظیر و سرشار از عشق و آرامشه. درکم از احساساتشون بالاتر رفته چون درصد کوچیکی نگاه ذهنم با نگاه روح هماهنگتر شده. اینو حس می‌کنم که این تطابق منو بزرگوارتر و بلندنظرتر کرده.

    مدتها بود که برای فعالیت مورد علاقه‌ام از خدا هدایت خواسته بودم و این ماه‌های آخر فقط می‌شنیدم که خدا میگه «یکمی صبر کن، به وقتش بهت میگم، تو فعلا فقط از زندگیت لذت ببر…»

    از روزهای پایانی شهریورماه هدایتها و نشانه‌ها اومد و من به راحت‌ترین شکل ممکن هدایت رو تشخیص دادم و دنبال کردم. مومنتوم مثبت شکل گرفت و قدمهام رو با نیرویی که خود خداوند با نشانه‌هاش بهم بخشید برداشتم. اول راهم و هنوز این نهال نوپا شکل نگرفته ولی قلبم بسیار روشنه، بسیار امیدوار و خوشبینم به این مسیر هدایتی.

    تمام فایلهای نشانه‌های روزانه‌ام رو انگار خود خدا با یک برنامه‌ی دقیق برام چیده و یکی یکی درست در لحظه‌ای که ازش می‌خوام قدم بعدی رو بگه یا طرز فکر صحیحی رو بهم القا کنه یا سوالم رو جواب بده، در قالب یک فایل میاره میذاره جلوی چشمم. و من با عشق به هدایتم عمل می‌کنم. ذره ذره، تاتی تاتی، اما پیوسته.

    برام وقت آزاد میکنه تا گامهای عملیم رو بردارم هرچند به ظاهر کوچیک، اما موثر. برام بی‌نهایت مهمه که حرکت کردم و هیچ چیزی رو بهانه‌ی کاهلی‌های خودم نکردم. و دارم می‌بینم که خداوند دلها رو برام نرم کرده، مسیرها رو باز کرده و همواره در حال صحبت کردن با منه.

    عاشق این منِ جدیدم. عاشق زندگیمم. عاشق دنیایی هستم که توش من هستم، خدا هست، استادم هست و تمام بی‌نهایت دستانش برای آبادانی جهانم. برای اینکه اندکی باور کردم که قدرت خلق جهان دلخواهم رو دارم. این خودِ معجزه است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 46 رای:
  2. -
    سعيده رضايى گفته:
    مدت عضویت: 2359 روز

    سجاد عزیز سلام و عشق و احترام خدمت شما با اون روح لطیف و کلام پرانرژیت.

    ازت بی اندازه متشکرم که با تمام و توجه و تمرکزت، با شور و اشتیاق نتایج منو (البته بخش کوچیکی از نتایجم) خوندی اون هم بارها و بارها و برام با تمام قلبت نوشتی. انرژیش تا اینجا رسید.

    ازت عذرخواهی می کنم که نتونستم زودتر پاسخ محبتت رو بدم چون رفته بودم اهواز برای مراسم سالگرد مادرم و یک مقدار شلوغ بودیم.

    سجاد عزیزم استادمون دونه به دونه حرفاشون حق و حقیقته، من بهش رسیدم.

    من هرروز یک یا چند مورد پیدا می کنم که استاد در موردش صحبت کردن و قوانین جهان رو در مورد اون موضوع باز کردن، چه روابط. چه مسائل شغلی، چه سلامتی چه معنویت، عزت نفس و ….

    امروز شنیدم که کسی رفتار نامناسبی با خواهرم داشته و خواهرم با اون بخش از احساس ارزشمندی تقویت شده اش برای اون شخص حد و مرز مشخص کرده، و ناراحتیش رو با زبان نرم بهش ابراز کرده، من خواهرم رو تحسین کردم و گفتم خدایا ازت متشکرم که خواهرم تونسته حرف دلش رو مودبانه بزنه و بعدش نگران خراب شدن رابطه نباشه، و اون شخص رو بگذاره کنار. اون هم بهد از عمری فامیلی.

    این برای خود من هم نتیجه محسوب میشه، اینکه اطرافیانم هم افرادی هستن که دارن رشد می کنن.

    اینکه در حوالی من داره اتفاقات شگفت انگیزی میفته که تا قبل از کار کردن روی خودم یا نمی افتاد یا من نمی دیدمش. اما الان با اینکه ظاهرا برای خودم رخ نداده اما من اونقدر بهش توجه کردم که انگار خودم اون قدم رو برداشتم.

    من مطمئنم که این توجه روی رشد و پیشرفت باعث میشه واقعا بهبود ایجاد بشه در شخصیت و رفتارم.

    ممنونم برای اینکه با کامنت قشنگتون منو تشویق کردید به دوباره نوشتن و توجه به اتفاقات خوب.

    آفرین به شما که با تمام احساس و ذوق و شوقتون برام نوشتید و مطمئنم این توجه و تمرکز برای شما شاهکار خلق میکنه.

    براتون زندگی سرشار از نعمت و برکت و عمری باعزت آرزو می کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: