نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -نجمه سادات جعفری

    رسیدن به آزادی، آرامش، رشد در روابط و موفقیت مالی با عمل‌کردن به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    الان که این دیدگاه را می‌نویسم، مثل ابر بهار گریه می‌کنم. آن‌قدر درگیر کار و پیشرفت بودم که حتی متوجه نشدم چه زمانی به این مرحله از نتایج و رشد رسیدم. موقعیتی که امروز دارم و تغییراتی که در این یک سال تجربه کرده‌ام، برایم باورکردنی نیست. باورم نمی‌شود این من هستم که اینجا نشسته‌ام و دارم موفقیت‌های زندگی‌ام را تماشا می‌کنم. یادم آمد پارسال دقیقاً در همین روز، در همین‌جا نشسته بودم و تمرین جلسه ۳ از قدم اول دوره ۱۲ قدم را انجام می‌دادم و آرزوی جایگاه امروز را داشتم.

    با اینکه در بعضی جاها کوتاهی کردم و همیشه به‌طور کامل به آموزه‌ها عمل نکردم، اما بازم از نتایجم بسیار راضیم؛ اینکه در ۱۷سالگی آزادی زمانی و مکانی دارم، درآمد ماهانه مناسب دارم و آن هم در شغلی که عاشقش هستم. کاری که حاضرم شب و روز برایش وقت بگذارم و سال‌ها آرزو داشتم در مسیر همین شغل قرار بگیرم.

    رابطه من با خانواده‌ام نسبت به پارسال از زمین تا آسمان بهتر شده. رابطه‌ام با دوستان، همکاران و مافوقم هم به‌طور کامل دگرگون شده.
    امروز وقتی به خودِ پارسالم نگاه می‌کنم، می‌دانم او چقدر به این «منِ امروز» افتخار می‌کند. چقدر احساس خوشبختی می‌کنم.

    از امروز می‌خواهم حتی بهتر از قبل روی باورهایم کار کنم و آموزه‌ها را جدی‌تر بگیرم؛ چون حالا می‌دانم این نتایج چطور به دست آمده‌اند.
    تمرین ستاره قطبی در دوره ۱۲ قدم به من حس کنترل روی زندگی‌ام داد؛ نگاهی بلند به مسیر عمرم بخشید؛ و آرامشی عمیق داد که مطمئنم کنترل همه‌چیز در دستان خودم است.
    این تمرین به من یاد داده که هرچه بخواهم را می‌توانم بسازم و اگر تمام خواسته‌هایم در حال برآورده شدن هستند، معجزه نیست… قانون است. این نتیجه طبیعی عمل‌کردن به قانون است.

    هزاران بار خداوند را سپاسگزارم برای این آگاهی‌ها، این هدایت‌ها و این مسیری که زندگی مرا متحول کرد.

  • -شهرزاد

    حل کامل مشکلات زنانه، گوارشی و اضافه‌وزن با به‌کارگیری آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    چند سالی بود که مشکلات مختلف جسمی داشتم؛ از اضافه‌وزن شدید گرفته تا دردهایی که زندگی روزمره‌ام را سخت کرده بود. مدام از خدا می‌خواستم راهی نشانم بدهد تا حداقل بتوانم مشکل اضافه وزنم را حل کنم. از یک جایی به بعد حتی راه‌رفتن برایم سخت شده بود. پا درد داشتم، بی‌انرژی بودم و سر کار مدام چرت می‌زدم. نه حوصله داشتم و نه توان.

    رفلاکس معده برایم به یک معضل جدی تبدیل شده بود و دائم مجبور بودم قرص بخورم. از طرفی مشکلات زنانه و بی‌نظمی شدید پریود و دردهای رحمی داشتم؛ به‌حدی که در فامیل همه در جریان وضعیت من بودند و این موضوع برایم واقعاً آزاردهنده شده بود.

    آن روزها اصلاً به سلامتی فکر نمی‌کردم؛ فقط می‌خواستم وزنم کم شود. حتی نمی‌توانستم باور کنم که راهی وجود داشته باشد که بتوانم هم‌زمان سلامتی، تناسب اندام، انرژی بالا و آرامش جسمی را با هم داشته باشم.

    اما خداوند من را هدایت کرد به سمت دوره قانون سلامتی و زندگی به شیوه این دوره باعث شد همه مشکلاتم یکی‌یکی حل شود.

    حالا هرکس وضعیت سلامتی امروز من را می‌بیند، باور نمی‌کند که فقط با تغییر سبک زندگی و بدون هیچ دارویی این نتایج به دست آمده باشد. همه می‌پرسند مگر می‌شود مشکلات رحمی و زنانه بدون دارو برطرف شود؟

    من بارها برای رفع مشکلات زنانگی‌ام به پزشک مراجعه کرده بودم و داروهای مختلفی مصرف کردم، اما هیچ نتیجه‌ای نگرفتم. سردردهای بی‌دلیل هر روز همراه من بود. اما امروز خدا را شکر می‌کنم که با زندگی بر اساس آموزش‌های دوره قانون سلامتی، همه این مشکلات برطرف شده است؛ تا جایی که حتی یادم نمی‌آید آخرین بار سردرد چه زمانی داشتم.

    رسیدن به وزن ایده‌آل همراه با سلامتی کامل یکی از بی‌نظیرترین موفقیت‌های زندگی‌ام بوده است. این نتیجه به من انگیزه‌ای عظیم داده و ثابت کرده وقتی توانستم وزن کم کنم، اندام خوبی بسازم و به سلامتی برسم، پس قطعاً می‌توانم به اهداف دیگرم هم برسم.

  • -سعید دهستانی

    رشد چشمگیر مالی و رهایی از بدهی‌ها با ادامه‌دادن آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    همان روزی که دوره ۱۲ قدم روی سایت قرار گرفت، آن را خریدم. با انگیزه‌ای عمیق به آموزه‌های استاد عباس‌منش گوش می‌دادم. تمرین چکاپ فرکانسی قدم اول را نوشتم و به همین ترتیب بقیه تمرین‌ها را با دقت و اشتیاق ادامه دادم.

    از آن روز تا حالا حدود دو سال می‌گذرد. هنوز همه قدم‌های دوره ۱۲ قدم را نخریدم و تازه در قدم چهارم هستم، اما با همان انگیزه و اشتیاق روز اول، همچنان روی آموزه‌های این دوره کار می‌کنم و تصمیم دارم هر ماه قدم بعدی را تهیه کنم و ادامه بدهم.

    امروز نگاهی به دفتر قدیمی‌ام انداختم؛ دفتری که در آن چکاپ فرکانسی شروع دوره ۱۲ قدم را نوشته بودم. وقتی نوشته‌های دو سال پیشم را خواندم، متوجه شدم چقدر زندگی‌ام تغییر کرده و چقدر رشد کرده‌ام، مخصوصاً در جنبه مالی.

    تمام بدهی‌هایم به افراد و بانک‌ها پرداخت شده و درآمد ماهیانه‌ام ۱۵ برابر شده است.
    از شدت خوشحالی و شکرگزاری، فقط خدا را شکر کردم برای این همه تغییر بزرگ که با عمل‌کردن به این دوره، تنها در بخش مالی زندگی‌ام رخ داده است.

  • -سیما افکنده

    پایان عوارض خام‌گیاه‌خواری و بهبود چشمگیر زیبایی، سلامت و انرژی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    دهم اردیبهشت امسال دوره قانون سلامتی را خریدم و زندگی به سبک این دوره را شروع کردم، در حالی‌که حدود دو سال و نیم خام‌گیاه‌خوار بودم.
    اما با تعهد کامل، سبک قبلی را کنار گذاشتم و توانستم دقیقاً به تمام گفته‌های استاد عباس‌منش در دوره عمل کنم.

    در شیوه قبلی زندگی‌ام، ماهیچه‌های دستم کاملاً تحلیل رفته بود. بعد از مدتی که به شیوه قانون سلامتی زندگی می‌کردم، اولین تغییری که هم خودم و هم همسرم متوجه شدیم این بود که ماهیچه‌های دستم شروع به رشد کرد؛ دست‌هایم پرتر، سفت‌تر و بسیار شکیل‌تر شدند.

    در دوران خام‌گیاه‌خواری، سوزش ادرار مداوم داشتم، اما اکنون می‌توانم بگویم این مشکل ۹۵٪ درمان شده است.

    خوابم عالی شده؛ شب سرم را می‌گذارم و صبح قبل از طلوع، کاملاً سرحال و پرانرژی بیدار می‌شوم.

    در سبک قبلی، صورتم و پشت دست‌هایم پر از لک و کک‌ومک شده بود، اما با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، حدود ۹۵٪ از این لک‌ها از بین رفته. باورم نمی‌شود پوست صورتم چقدر صاف، روشن و گلی‌رنگ شده است.

    تمرکز و خوش‌خلقی‌ام فوق‌العاده شده و در مقایسه با قبل آرام‌تر و مهربان‌تر شده‌ام.

    در خام‌گیاه‌خواری، ریزش شدید مو داشتم و موهایم بسیار وز بود، اما اکنون ریزش موهایم کامل متوقف شده و موهایم لطافت و چربی نرمال پیدا کرده‌اند.

    امروز بسیار باحوصله‌تر هستم و دیگر به این راحتی‌ها عصبی نمی‌شوم.
    تمام تلاش من این بوده که به گفته‌های استاد عباس‌منش عمل کنم و از این سبک زندگی به شدت راضی هستم.

  • -امیرحسین سالارزاده

    شروع یک کسب‌وکار الهام‌شده و جهش درآمد با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره روانشناسی ثروت ۲ و دوره روانشناسی ثروت ۳

    وقتی دوره روانشناسی ثروت ۳ را خریدم، هیچ ایده‌ای برای شروع کسب‌وکارم نداشتم. آنچه درباره آینده کاری‌ام تصور می‌کردم، با چیزی که امروز در زندگی‌ام رخ داده، زمین تا آسمان فرق داشت. همان زمان به خودم گفتم شش ماه دیگر برای دیگران کار می‌کنم و بعد کسب‌وکار خودم را شروع می‌کنم.

    اما حقیقت این است که اتفاقات اصلی کسب‌وکارم از جلسه ۱ دوره روانشناسی ثروت ۲ و جلسه ۴ قدم دوم آن کلید خورد. در این دو جلسه، استاد عباس‌منش منطق‌های فوق‌العاده‌ای را توضیح می‌دهند که ثابت می‌کند درآمد بیشتر ربطی به ساعت کار بیشتر ندارد، بلکه به باورهای قدرتمندکننده وابسته است. با اینکه این جلسات را شنیده بودم، هنوز مثل قبل عمل می‌کردم و تغییری ایجاد نکرده بودم. چند باگ ذهنی پیدا کرده بودم اما هنوز هیچ ایده‌ای نداشتم.

    در جلسه اول روانشناسی ثروت ۳ تعهد دادم که می‌خواهم درآمدم را بیشتر کنم و اهرم رنج و لذت را هم درست نوشتم. همین تعهد کار خودش را کرد. با اشتیاق آموزه‌ها را شروع کردم، هرجا می‌فهمیدم، همان‌جا عمل می‌کردم و در چند روز اول آرامشی عمیق گرفته بودم.

    در حال کارکردن روی تمرین‌ها بودم که یک رویا، یک ایده الهام‌شده به ذهنم رسید. آن‌قدر واقعی و قابل‌اجرا بود که همان لحظه مطمئن شدم از طرف خداست. همان روز، با وجود نجواهای ذهن، به کارفرمایم گفتم که از فردا دیگر سر کار نمی‌آیم و رفتم سراغ اجرای ایده.

    فردای آن روز، سراغ چند آشنا رفتم و ایده‌ام را مطرح کردم. انگار خدا دل آن‌ها را نرم کرده بود. کار شروع شد، آن هم بدون هیچ سرمایه‌ای. همه‌چیز طوری پیش رفت که احساس می‌کردم تمام جهان برای شروع کسب‌وکارم هماهنگ شده است. جهان تعهدی که در دفترم نوشته بودم را می‌دانست، برای همین درها یکی‌یکی باز شد.

    با اینکه برای شروع کار مقداری پول داشتم، ذهنم می‌گفت با این مبلغ نمی‌شود کاری راه انداخت. اما مسیر طوری پیش رفت که حتی آن پول هم هنوز در حسابم مانده و اصلاً به آن احتیاجی پیدا نشد.

    کسب‌وکار من در حوزه کفش است. از روز شروع کار تا الان، اتفاقات جادویی و همزمانی‌های پی‌درپی من را شگفت‌زده کرده است. دستان خدا از هر سو کمکم می‌کند. دوستی را که سال‌ها ندیده بودم، در خیابان دیدم. وقتی فهمید کسب‌وکارم را شروع کرده‌ام، گفت کسی را می‌شناسد که دنبال همکاری با فردی مثل من است. با وجود مقاومت ذهنم، تسلیم شدم و به سراغ آن فرد رفتم و دیدم چقدر انسان درست و ارزشمندی است و چقدر به من کمک کرد.

    در مدت کوتاهی، بدون تبلیغات و بدون آشنای خاص، کسب‌وکارم استارت خورد و فقط بعد از ۶ روز پولی ساختم که قبلاً برای ساختنش باید ماه‌ها دوندگی می‌کردم.

    استاد عباس‌منش، دیروز در یک ساعت به اندازه یک هفته پول ساختم؛ چیزی که هیچ‌وقت در گذشته تجربه‌اش نکرده بودم. بعد از این اتفاقات، رفتار ذهنم با من تغییر کرده. ذهنی که همیشه می‌ترساند، انگار خاموش شده و هر روز ایده‌های بهتر و الهام‌های تازه به ذهنم می‌رسد.

    قبل از این مسیر، هر صبح با عجله باید سر کار می‌رفتم و برای رفتن به باشگاه باید از هزار جهت زمان هماهنگ می‌کردم. اما حالا صبح‌ها با جلسات روانشناسی ثروت ۳ روزم را شروع می‌کنم، با باور درست، ذهن تنظیم‌شده و بدون هیچ عجله‌ای. زمان‌های آزاد روز برایم لذت‌بخش شده.

    احساس می‌کنم سال‌ها در حبس بودم. امروز بیش از پولی که می‌سازم، آزادی‌ام را دوست دارم؛ اینکه می‌توانم با زمان کمتر، پول بیشتری از قبل بسازم. من برای رشد شخصی و کسب‌وکارم انرژی گذاشتم، اما بیشتر از هر چیز، انرژی ایمان، باور و توکل بود که زندگی‌ام را متحول کرد.

  • -یونس پریرو

    جهش ۶۰ برابری درآمد و بهبود چشمگیر روابط، سلامتی و دارایی‌ها با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره‌های استاد عباس‌منش

    دوست دارم توجه خودم و شما را به نوشته‌ای جلب کنم که در تاریخ ۱۳۹۸/۰۹/۲۲ ثبت کرده بودم. آن زمان چنین نوشتم:
    «من یونس پریرو هستم و این وضعیت کنونی زندگی من قبل از خرید دوره‌های آموزشی استاد عباس‌منش:
    درآمدم تا یک ماه قبل کمتر از یک میلیون تومان بود و آذر ۹۸ حدود دو و نیم میلیون تومان شده بود. فقط ۴۶۰ هزار تومان پس‌انداز داشتم. هیچ‌وقت ماشین شخصی نداشتم و یک قسط ماهانه ۸۰ هزار تومانی داشتم. در مورد روابط، به کیفیت رابطه‌ام با خانواده، دوستان و همکاران نمره ۱۳ داده بودم.»

    امروز ۱۴۰۲/۰۳/۱۷ است و می‌خواهم درباره نتایجی بنویسم که طی چهار سال گذشته و با عمل‌کردن به آموزه‌های استاد عباس‌منش در زندگی‌ام ایجاد شده است. در این چهار سال، دوره‌های ۱۲ قدم، روانشناسی ثروت ۱، روانشناسی ثروت ۲، دوره عزت نفس، دوره کشف قوانین زندگی و دوره قانون سلامتی را خریدم و قدم‌به‌قدم شروع کردم جنبه‌های مختلف زندگی‌ام را بهبود بدهم.

    امروز بخشی از تغییراتم را با شما به اشتراک می‌گذارم:

    در حال حاضر درآمد ماهیانه من بین ۶۰ تا ۷۰ میلیون تومان است؛ یعنی طی چهار سال، درآمدم بیش از ۶۰ برابر شده است. تازه فقط از ابتدای همین سال تا امروز، درآمدم حدود سه برابر رشد کرده است.

    پس‌انداز حساب بانکی من حالا ۴۶ میلیون تومان است؛ یعنی نسبت به آن روز، ۱۰۰ برابر بیشتر شده. ضمن اینکه کلی دستمزد دریافت‌نشده دارم که در شرف پرداخت است.

    امروز یک پژو ۲۰۶ مدل ۸۶ بسیار تمیز دارم و طی این چهار سال هیچ وامی نگرفتم و هرچه خریدم کاملاً نقد پرداخت شده است.

    در حوزه روابط، چه روابط خانوادگی، چه دوستانه، چه رابطه با همکاران و مشتری‌ها، بهبودهای بسیار ملموس و ارزشمندی داشته‌ام؛ چیزی که قبلاً تنها آرزویش را داشتم.

    در حوزه سلامتی، از سال ۱۳۹۸ تا امروز فقط چند بار سرما خوردم که آن هم خودبه‌خود خوب شد. به‌ویژه از زمانی که دوره قانون سلامتی را خریدم، به سلامتی پایدار و بی‌نیاز از دکتر رسیده‌ام.

    این نوشته را امروز ثبت می‌کنم که هم برای خودم مرور باشد تا ببینم این مسیر چگونه زندگی من را از صفر به این نقطه رسانده و هم انگیزه‌ام برای بهتر عمل‌کردن به قوانین زندگی قوی‌تر شود؛ و همچنین برای دوستانی که این مسیر را آغاز کرده‌اند، نشانه‌ای باشد که می‌شود زندگی را بی‌نهایت تغییر داد.

    این پیشرفت‌ها را ثبت می‌کنم تا همیشه به خودم یادآوری شود که این نتایج حاصل عمل‌کردن من به قوانین زندگی بوده؛ این تغییرات نه اتفاقی بوده و نه شانسی، بلکه دقیقاً به اندازه‌ای ایجاد شده که من توانسته‌ام به آموزه‌های دوره‌ها عمل کنم.

  • -علی قاضی

    کاهش ۲۳ کیلو وزن، جوان‌سازی چشمگیر و درمان کامل مشکلات جسمی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    من مژگان هستم، ۵۰ ساله و همسر آقای علی قاضی. وقتی همسرم قصد خرید دوره قانون سلامتی را داشت، من کاملاً مخالف بودم. اما روزی که ترازو عدد ۹۹/۵ کیلو را نشان داد، یک عرق سرد روی کمرم نشست. با خودم گفتم: «وای مژگان، داری سه‌رقمی می‌شی… چیکار کردی با خودت؟»

    همان لحظه تصمیم گرفتیم دوره را تهیه کنیم. در جلسه اول وقتی استاد عباس‌منش می‌گفت اگر طبق دوره پیش بروید «سوت می‌زنید و لاغر می‌شوید»، در دلم گفتم: «مگه میشه؟ من بارها رژیم گرفتم، خودم را اذیت کردم و آخرش همیشه برگشتم به وزن قبلی…»
    اما با این حال، با تکامل زندگی به شیوه دوره را شروع کردیم. بعد از دو سه هفته واقعاً به جایی رسیدم که به قول استاد «سوت می‌زدم و وزن کم می‌کردم».

    در مدت فقط چهار ماه، ۲۳ کیلو وزن کم کردم. الان جوان‌تر، سرحال‌تر و خوش‌چهره‌تر از همیشه‌ام. پوستم عالی شده و واقعاً به نظر خودم و همه اطرافیان، ۲۰ سال جوان‌تر شده‌ام.

    مشکلات قدیمی‌ام مثل خر و پف، بوی بد بدن، یبوست، ترشحات پشت‌حلق، کمردرد، زانودرد، جوش‌های چرکی و خیلی چیزهای دیگر، کاملاً از بین رفته‌اند.

    در تعطیلات نوروز، هرجا می‌رفتیم یا هرکس به دیدنمان می‌آمد، اولین سؤالش این بود: «چیکار کردی این‌همه خوب لاغر شدی؟»

    من معاون یک مدرسه دخترانه هستم و نتیجه‌ای که گرفتم، بین همکارانم یک موج بزرگ لاغری و تناسب اندام ایجاد کرده. حتی دانش‌آموزان و مادرهایشان به مدرسه می‌آمدند که مرا ببینند و بپرسند: «رژیم کدوم دکتره؟» یا حتی: «معده‌تون رو عمل کردید؟»

    خدا را هزاران بار شکر می‌کنم که مثل همیشه مرا به بهترین شکل ممکن به مسیر سلامتی و تناسب اندام هدایت کرد. از استاد عباس‌منش بی‌نهایت سپاسگزارم که تجربه‌های ارزشمندشان را با صداقت در اختیار ما قرار دادند. و از همسر عزیز و نازنینم هم با تمام وجود ممنونم که در این مسیر بزرگ‌ترین همراه و مشوق من بود.

  • -منیره ملاباقری

    جهش‌های مالی، آرامش درونی و ساختن زندگی رؤیایی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    می‌خواهم تمام حرف‌هایی را که از دلم برمی‌آید بنویسم تا ایمان شما هم قوی‌تر شود. به خدا حرف‌های استاد عباس‌منش را باید با طلا نوشت. حالا می‌فهمم چرا استاد می‌گوید بهایی که برای هر محصول می‌پردازید، هزاران برابرش به شکل نتیجه وارد زندگی‌تان می‌شود.

    من در حال کار کردن با دوره ۱۲ قدم هستم و خدا را شاکرم برای این همه ایمان، امید، آرامش و نوری که آموزش‌های این دوره در دل من کاشته. نمی‌دانم چطور شکر خدا را به‌جا بیاورم. همین حالا که این متن را می‌نویسم، با یک دستم اشک‌های شوقم را پاک می‌کنم.

    چهار سال پیش که با استاد عباس‌منش آشنا شدم، تنها خواسته‌ام از خدا حال خوب، احساس شکرگزاری، انگیزه و شوق زندگی بود. شب و روز فایل‌های استاد را گوش می‌دادم و به آرامشی عمیق رسیده بودم که واقعاً قابل توصیف نیست.

    آن زمان همسر من کارگر ایران‌خودرو بود. هر بار که این فایل‌ها را گوش می‌دادم، با ذوق و شوق برایش تعریف می‌کردم و خوشبختانه او هم این آگاهی‌ها را با دلِ باز می‌پذیرفت. با جرات می‌گویم ایمانش فوق‌العاده است.

    در این سه سال کار کردن با آموزش‌های استاد عباس‌منش، نتایج معجزه‌آسا وارد زندگی‌مان شد. همسرم در سن ۴۰ سالگی بازنشسته شد؛ آن هم کاملاً غیرمنتظره و الهام‌شده. به پیشنهاد من خانه‌مان را فروختیم و مغازه خریدیم. همسرم مغازه را راه انداخت و با باقی پول فروش خانه، وارد کار خرید و فروش ملک شد.

    امروز ارزش مغازه‌مان چندین برابر شده و از خرید و فروش ملک هم سودهای عالی به دست آورده‌ایم. وقتی فکر می‌کنم که حالا هم خانه دارم، هم مغازه، هم درآمد مستقل علاوه بر درآمد ایران‌خودرو، واقعاً سجده شکر می‌کنم.

    تمام این اتفاق‌های خوب و هدایت‌های بی‌نظیر، حاصل همان آرامش درونی و احساس خوبی است که با گوش‌دادن به این آگاهی‌ها در وجودم ساختم. یاد گرفتم که فقط روی احساس خوب، زیبایی‌ها و نشانه‌های الهام‌بخش تمرکز کنم. و همان‌طور که استاد عباس‌منش همیشه می‌گوید، وقتی حالِ درونت خوب باشد، اتفاق‌های خوب خودبه‌خود وارد زندگی‌ات می‌شوند.

  • -محمو بهرامی

    حل کامل مشکلات گوارشی، متابولیک و کاهش ۱۰ کیلو وزن در یک ماه با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    خدا را شکر می‌کنم که در مسیر زندگی به سبک دوره قانون سلامتی قرار گرفتم و توانستم با کمک این دوره، دغدغه سال‌های عمرم یعنی اضافه‌وزن و مشکلات ناشی از آن را برای همیشه حل کنم.

    قبل از شروع زندگی به شیوه آموزش‌های استاد عباس‌منش، با مسائل زیادی درگیر بودم. قند خونم لب مرز بود، کلسترول و تری‌گلیسیرید بالایی داشتم، مشکل یبوست مزمن داشتم، درد و فشار در ناحیه اطراف ناف آزارم می‌داد و حتی عملکرد روده و دفع هم درست نبود.

    با تمام این مشکلات و وزن ۷۴ کیلو زندگی به سبک دوره قانون سلامتی را شروع کردم. در کمتر از یک ماه، ۱۰ کیلو وزن کم کردم و مشکلات جسمی‌ام در کوتاه‌ترین زمان ممکن برطرف شد.
    قند خونم نرمال شد، کلسترولم به حالت طبیعی برگشت، و تمام مسائل گوارشی و یبوست به‌طور کامل حل شد. علاوه بر این، پوست صورتم شفاف، سفید و فوق‌العاده سالم شده است.

    از استاد عباس‌منش سپاسگزارم که وقت گذاشتند و این دوره تحول‌آفرین را آماده کردند.

  • -آرزو دادفر

    رهایی از ازدواج آسیب‌زا و ساختن زندگی جدید با آگاهی‌های کتاب‌های استاد عباس‌منش

    سال‌ها درگیر یک ازدواج نامناسب بودم. همیشه با گریه از خودم می‌پرسیدم چرا باید چنین بلاهایی سر من بیاید؟ چرا من که بهترین دختر خانواده بودم، ساکت، کم‌خرج و مظلوم، باید چنین رنجی را تجربه کنم؟ شش سال تمام فرزندم را حتی ندیدم و هیچ پاسخی برای این دردها نداشتم.

    اطرافیانم می‌گفتند «تو را طلسم کرده‌اند» یا «گناهی که پدربزرگت سال‌ها پیش انجام داده گریبانت را گرفته». در دلم می‌گفتم خدایا گناه او چه ربطی به من دارد؟ چرا باید من تاوان چیزی را بدهم که از آن بی‌خبرم؟

    تا اینکه مطالعه کتاب رویاهایی که رویا نیستند را شروع کردم. وقتی به فصل دوم رسیدم، حقیقت را فهمیدم: هیچ طلسمی در کار نبود؛ تمام این مشکلات به‌خاطر باورهای خودم بود. باورهایی که از خانواده‌ام و مخصوصاً مادرم به من منتقل شده بود.

    آگاهی‌های این کتاب کمکم کرد الگوهای تکراری را در فامیل ببینم و بیشتر بفهمم که این اتفاق‌ها نتیجه طرز فکر و باورهای شکل‌گرفته در ذهن من بوده است. در خانواده ما – مخصوصاً سمت مادری – زن‌ها با وجود مذهبی‌بودن، همسران بداخلاق و خسیس داشتند و با ترس، استرس و نبود توکل واقعی زندگی می‌کردند. طبیعی بود که این الگوهای ذهنی روی زندگی من هم اثر گذاشته باشد. حتی از نظر مالی هم در بدترین شرایط بودم.

    اما تصمیم گرفتم زندگی خودم را تغییر بدهم. همین که تصمیم گرفتم و شروع کردم به عمل‌کردن به قانون، همه‌چیز تغییر کرد. همسر سابقم دیگر با من هم‌فرکانس نبود و جهان ما را از هم جدا کرد.

    در یک مرکز استخدام شدم و همچنان روی باورهایم کار می‌کردم. خداوند مرا هدایت کرد تا با خانمی هم‌خانه شوم که همسری مهربان و رابطه‌ای سالم داشتند، و آنجا بود که فهمیدم مرد خوب و رابطه خوب کاملاً وجود دارد. بعد با خانم دیگری آشنا شدم که نامزدش برای تولدش یک ماشین پراید هدیه داده بود. این ورودی‌ها باورهای مرا دگرگون کرد.

    وقتی با همسر دومم ازدواج کردم، جالب بود که او هم ماشینش – یک پراید – را به نام من زد؛ دقیقاً مشابه همان باوری که تازه ساخته بودم.

    خدا را شکر می‌کنم که هدایت شدم و پاسخ تمام سؤال‌هایم را یافتم. در کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم جمله‌ای هست که همیشه در ذهنم می‌ماند:
    «خداوند یک سیستم است؛ احساساتی عمل نمی‌کند، بلکه طبق قوانینش رفتار می‌کند. قوانین خداوند به مظلوم‌بودن تو توجهی ندارد، بلکه به فرکانس‌ها و باورهایت نگاه می‌کند و بر اساس آنها واقعیت زندگی‌ات را می‌سازد.»

    امروز شکرگزارم که به سمت این آگاهی‌ها هدایت شدم، قوانین را فهمیدم و توانستم رشد کنم و زندگی‌ام را متحول سازم.

1 18 19 20 21 22 24

319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سارا درویشی» در این صفحه: 14
  1. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 496 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام ب همگی دوستان

    در حال گوش دادن یه فایل درمورد خواسته ها بودم

    و قرار بود امروز برای اینکه برم تو دل ترسام برم توی مغازه های مختلف کم کم صحبت کنم(لکنت)خودمو بسنجم

    یعنی تا قبل این هدایت خداوند ذهنم این بود

    تا اینکه استاد گفت من برای شروع کسب کارم رفتم باورهامو درست کردم

    چون قانون اینه هرچقدر هم تو ی کار ماهر باشی ولی ذهنیت درستی نباشه اون میشه ترمز تو میزنت زمین

    یعنی ذهنت باید پشتت باشه

    تا ی لحظه ب خودم اومدم گفتم

    سارا یه لحظه ترمزتو بکش بشین ببینم

    ی بررسی کن

    تو زمانی ک لکنت بسیار شدید داشتی و هنوز وارد این درمان نشدی با بدترین وضع ممکن یعنی وحشتناک

    بارها و بارها و بارها این مغازه برو

    تو مدرسه داوطلب شو تقریبا هر روز

    برو تو پارک برای مردم شعر بخون یکی یکی برای چند نفر

    کنفرانس بده

    وقتیم ک تا ی حد درمان رسیدم

    مغازه

    مهمونی های پرجمعیت

    آدم های جدید

    تلفنی و..

    پس چرا این ترسه هست چرا هنوز استرس میگیری

    متوجه شدم قضیه آدما نیستن

    قضیه مغازه نیست

    کلاس نیست

    هیچی بیرون از من نیست

    حتی قضیه خود لکنت هم نیست چرا که خیلیا لکنت ندارن نمیتونن برن ی بستنی بخرن

    پس چرا ک الان دارم درمان میشم اینطوره الان ک میتونم تا 90درصد عالی صحبت کنم چرا ذهنم مقاومت داره

    بله درست متوجه شدید

    بخاطر باور های غلط

    بخاطر افکار نادرست در لحظه

    بخاطر خاطراتی ک لکنت ب وجود آورد و یه ذهنیت غلط داد

    بخاطر گنده کردن آدما و هرچیزی ک بیرونه

    بخاطر توهم ترس

    بخاطر گنده کردن چیزی ک هیچ تهدیدی نداره

    بعد گفتم سارا بیرون هست همیشه ارتباطات هم همیشه هستن

    هروقت دوست داشتی برا خودت برو

    ولی با این فکر ک برم چون می‌خوام ترسم بریزه نرو

    چون هزار بار رفتی هزار بار دیگم بری اگر باورات اینجوری باشه سخنرانم باشی باز می‌ترسی

    گفتم بشین اینارو در بیار ببین چین

    دنبال راه حل بگرد

    باور های درست بساز و تکرار کن

    نترس بیرون فرار نمیکنه ولی نزار این ذهنیت غلط ادامه پیدا کنه

    ما اشتباهمون اینه میگردیم ببینیم راه حل یا مشکل از کجاست و بیرون دنبالشیم

    آقا بیرونی نیست

    همش درونه

    من همیشه میگفتم من استرس دارم

    چون استرس دارم لکنت میکنم

    نه این بهونس من چون کنترلی بر بدنم

    بر افکارم

    بر تمرکزم

    بر دستگاه صوتیم ندارم گیر میکنم

    میندازم گردن بقیه

    ک حالا پاشم انر انر برم برای چیزی ک بارها با سر رفتم تو دلش

    ب قول استاد همون الگو ذهنی باید باشه

    باور درست باید باشه

    وگرنه همیشه می‌ترسی

    نمی‌گم نمیرم حرف بزنم ها من واقعا از خود صحبت کردنه ترسی ندارم اصلا

    من تو کلاسم بارها شده رفتم برای غریبه ترین آدما شروع کردم صحبت دقیقه ها صحبت کردم با لذت

    مسئلع چیزی ریشه تره

    اینو گفتم ک ترسو در ذهن ببینید

    و ببینید این ترس چ عواقبی برای شما داره اکثرا عواقب خاصی نداره و بزرگش کردیم

    حالا بیاید این ترسو با ی ترس واقعی

    مثل این ترس

    ببرنت تو بیمارستان جلوی کسی ک فهمیده قراره بخاطر بیماریش پنج روز دیگه فوت کنه

    با کلی آرزو

    بشینیم از اون ترس براش بگیم اصلا خندمون میگیره

    و اینم تمرین میخواد

    این کار باعث میشه توهم بشکنه

    روی ذهنمون کار کنیم

    همه چی درون ماست

    درون ما ک در مسیر غلط باشه هزار مهارت هم داشته باشیم باز می‌زنیم ب دیوار

    مثل ی راننده ک کلی یاد گرفته

    ولی می‌ترسه

    کارش تمومه

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 496 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی

    اومدم تا قانون تکامل رو ب خودم و هم‌چنین شما یادآوری کنم

    من برای درمان لکنتم باید مهارت هارو بسیار تمرین کنم تا به تسلط برسم

    ولی از کجا بفهمم ب تسلط رسیدم ؟!

    اینکه برم تو موقعیت های متناسب با ضعف قرار بگیرم تا ببینم چقد تغییر داشتم

    مسلما تو خونه تنها باشم اتفاقی نمیفته

    تا بتونم از اون طریق تغییرات رو بهبود بدم

    و مثلا من الان میگم سارا تو الان توی خانواده خودت

    توی اکثریت فامیل تا یه حدی خوبی تونستی بفهمی ک میتونی تکنیک گفتار رو رعایت کنی و بازم جای بهبود داره

    حالا سعی کن کم کم با رعایت قانون تکامل

    اصلا نه فشار بیار نه اینکه هر دقیقه یا هر روز

    یه روزایی بزار آگاهانه از جاهای کوچیک از مغازه دار هایی ک میشناسی کم کم برو و خودتو بسنج چند روز یبار

    الان با مغازه های کوچه خودمونم تقریبا اوکیم تسلط دیدم دارم

    باید یکم بره بالا تر مغازه های جدید تر

    برم مثلا در حد سلام این چنده هم خودش خیلی خوبه

    و امروز تلفنی خودم تماس گرفتم اولین باره ب فامیل مادر بزرگ من تماس میگیرم و بسیار عالی بودم

    حالام گفتم اگر کاراتو کردی و وقت بود ی بیرونم برو ی هوا بخور ی دوتا مغازم برو ی سوالی بپرس

    خواستی ی چیزی بخر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 496 روز

    به نام آنکس که ما انسان ها را کامل ترین تجلی خود قرار داد

    سلام به همگی دوستان گلم و استاد گلم و مریم جانم

    اومدم تا از این چند روز بگم ک واقعا درسته وقتی میری سراغ ی مسئله خداوند هدایتت می‌کنه تا بفهمی

    همیشه برای من سوال بود ک یعنی چی من خدام یعنی اینو نمیتونستم بپذیرم

    چون من یه انسانم

    و این ذهن منو درگیر کرد استرس میداد و..

    ک من خودمو کنترل کردم تا بگردم دنبال جواب

    جوابی ک میشینه در من و حس کردنیه

    از سایت و.. من تحقیق کردم میدونید ولی در مداری نبودم ک متوجه اصل بشم

    تا اینکه گفتم دوباره برم کتاب چهار میثاق رو بخونم

    بچه ها یعنی فوق العاده است یعنی هرکی بخونش و درک کنه زندگیو برده

    و این تجلی خداوند برای من نا مفهوم بود

    همش فکر میکردم تجلی یعنی خدا ب شکل انسان دراومده

    و بازم منطقی نیومد نمیتونستم بپذیرم

    رفتم ریشه تجلی رو درآوردم

    که آقا این تجلی چیه یعنی چی

    که فهمیدم و اومدم بگم بهتون و مطمنم خیلی بهتون کمک می‌کنه ک بفهمیم چقدر ارزشمندیم

    تجلی یعنی نمایان شدن خصلت ها و ویژگی های خداوند در ی موجود

    مثلا گل ویژگی جمیل خدا رو داره

    مثلا روباه ویژگی مکار بودن خدا رو داره

    ولی ما انسان ها کامل ترین و فشرده ترین ورژن از همه ویژگی هاییم یعنی اون روحی ک خدا ب ما داد تمامی این خصلت هارو با خودش داشت

    و همه این خصلت ها ب ما برای رشد کمک می‌کنه یعنی نمیتونم بگم فقط زیبایی

    اصلا نیازه ک دو وجه باشه

    منتها خداوند برعکس اون گل اون روباه

    ب من ویژگی خلق داده دیگه درسته

    و میگه تو میتونی خودت انتخاب کنی ک کدوم از این خصلت ها در تو پر رنگ تر باشن

    و اونو بولد کنی هرچقدر پررنگش کنی از همون بیشتر با شکل های مختلف میبینی

    مثل یه دانشمند ک وقتی ی چیزی کشف می‌کنه یا میسازه تجلی ای اثری از افکارش

    خلاقیتش هنرش توی اون کاره

    ولی خودش ک نیست درواقع ویژگی هاشه

    و اون دانشمند یا اون هنرمند هی کارشو آپدیت می‌کنه هی کامل می‌کنه

    عین ما انسانها

    ک وقتی ب منبع تجلی خودمون وصل بشیم و انتخاب کنیم کدوم تجلی هارو می‌خوایم همونا میاد تو زندگیمون

    من خودم می‌خوام ک تجلی ای از زیبایی باشم از ثروت از عشق از احترام هرچیز خوبی ک خداوند داره و بتونم این خصلت هاشو در خودم پر رنگ کنم و شبیه این مدل خدا بشم

    چون خدا شکل خاصی نداره ک

    هرجور ببینیش ب شکل های مختلف میاد تو زندگیت

    بنظرم این کامل ترین و قشنگ ترین توصیفی بود ک طی تحقیقاتم و هدایت شدنم داشتم و هربار اشکم درمیومد

    بازم توصیه میکنم کتاب چهار میثاق رو از برنامه cast box با گویندگی آقای رییسی گوش بدید

    هیچگونه حاشیه ای ندارد و خیلی چیزا بر ما نمایان میشود

    کتاب برای سرخ دوستان بوده و چقدر این سرخ دوستان افراد معنوی ای هستن واقعا

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 496 روز

    به نام خدا

    سلام به همگی دوستان

    اومدم تا از تجارب امروزم بگم

    امروز رفتم کلاس برای لکنتم و من 90٪درصد پیشرفت داشتم تا الان

    و توی کلاس امروز متوجه شدم ک بشدت بدنم منقبض میشد سفت میشد و من نمی‌تونستم صدا رو درست از حنجره خارج کنم

    بشدت ناراحت شدم و ذهنم رفته بود تو مقایسه ک چرا چند نفر میتونن بگن با اینکه من 90درصدم

    و بغضم گرفته بود

    ولی خب سعی کردم تو ذهنم حلش کنم و شد ی اهرم ک بتونم تمارینم رو بیشتر و با کیفیت تر انجام بدم و یه سری اعمال برای تسلط در جاهای مختلف پیدا کنم

    و نکات مثبت

    من امروز توی کلاسی بودم که همگی افرادش آقا بودن و فقط من مراجعه کننده خانم بودم

    دیدید ک توی کشور ما اینجوریه ک صحبت با جنس مخالف رو بد می‌دونن

    و میگن اگر صحبت کردی یا گرم بودی یا صمیمی برخورد کردی پس منظوری داری

    همین قضیه آدمو می‌بره تو توهم و تصویر سازی غلط

    ک نکنه طرف من از خوشش میاد ک صحبت می‌کنه

    این افکار تو ذهن منم بودم

    ولی با چند نفر از آقایون اونجا صحبت کردم و اجازه ندادم این ذهنیت بخواد جلوی یک گفتگوی دوستانه و لذتبخش رو بگیره

    البته تمرین میخواد و تغییر باور ک توی ذهنت ی چیز عادی باشه این صحبت ها

    و واقعا لذت بردم از صحبت با آقایونی ک اونجا بودن خیلی محترم و مودبانه برخورد میکردن

    و این شروع خوبی بود برای اینکه یاد بگیرم ما انسانیم ما حق اینو داریم با هرکسی ک دوس داریم گفتگو کنیم جدا از جنسیتش

    و اگر اینو حل کنیم میبینیم ک بخاطر تصورات الکی زود هنگام توهم زا روابطو خراب نمی‌کنیم

    یا الکی احساسات درگیر نمیشن

    و توی مترو یکی از اون آقایون رو دیدم و درمورد احساسم تو کلاس و اون استرس و فشار صحبت کردم

    و گفت که هیچ عیبی نداره منو یادته قبلا چقد افتضاح بودم

    ماه بعد بهتر از الانی

    و من هم قانون تکامل یادم اومد و هم اهرم حرکت کردن

    و من دیدم من همین الانش از الان این آقا خیلی بهترم ولی دیدگاه اون خیلی بهتره

    یا حتی توی کلاس آقایون خیلی باحرفاشون سعی میکردن ب من امید بدن یا من دیدم ک حمایتگر بودن واقعا قشنگ گوش میدادن و میگفتن بخاطر ذهنیت هست در ذهن باید درست کنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: