نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
آرامش درونی، جهش مالی و هماهنگی عمیق در زندگی با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
نزدیک دو ماه است که روی قدم اول دوره ۱۲ قدم کار میکنم. آگاهیهای این دوره برایم موفقیتهای کوچک و بزرگ زیادی ایجاد کرده، اما میخواهم درباره آن بخش از نتایجی بنویسم که بهدلیل ثباتم در عملکردن به قانون، در زندگیام ثابت مانده و هر روز پیشرفتم را واضحتر میبینم.
بزرگترین نتیجهای که از این دوره گرفتهام آرامش و آسودگی خاطری است که اکنون دارم. قبل از این دوره، آدمی استرسی، عصبی، دعوایی و ناشکر بودم، اما امروز اخلاقم ۱۸۰ درجه تغییر کرده و رابطهام با خداوند فوقالعاده شده است.
نتیجه مهم بعدی برایم نتیجه مالی بود. در شروع دوره بیکار بودم، اما الان به لطف خدا درآمد ماهانهام به ۱۸ میلیون تومان رسیده است.
تجربه ارزشمند دیگرم، هماهنگی و نظم تازهای است که در زندگیام شکل گرفته. قبل از این دوره کاملاً سردرگم بودم، اما حالا تکلیفم با زندگی مشخص است و احساس میکنم در مسیر درست قرار گرفتهام.
هر روز خدا را شکر میکنم که در مدار درست هستم و روند رشد صعودی زندگیام را لمس میکنم. در تمام جنبهها اتفاقات خوب را تجربه میکنم و در طول روز چقدر شاد هستم. انگار یادم رفته که اعصابخوردی، حسادت، کینه و دعوا چه بود.
آدمها با احترام با من برخورد میکنند، کارهایم به بهترین شکل انجام میشود، زندگیام روان شده و من از صمیم قلب خوشحالم که در مسیر ۱۲ قدم هستم.
درک قانون طبیعی خوشبختی و تحول در روابط و موفقیت با عملکردن به آموزشهای دوره قانون آفرینش
در یکی از جلسات بخش ششم دوره قانون آفرینش، استاد عباسمنش جملهای گفتند که عمیقاً من را به فکر فرو برد. تا آن لحظه هیچوقت به این موضوع توجه نکرده بودم. ایشان میگویند: تجربه خوشبختی در زندگی بسیار راحتتر از تجربه یک زندگی نامناسب و ناسالم است، چون خوشبختی روند طبیعی جهان است. اما برای رسیدن به یک زندگی ناخوشایند، باید مسیرهای اشتباه زیادی را طی کرد… برای رسیدن به بدبختی و افسردگی باید هزاران فکر منفی را هزار بار تکرار کرد. اما با کمی کنترل کانون توجه، خیلی زود میتوان به احساس شادی رسید و همین احساس شادی برای خلق یک زندگی خوب کافی است. مثال آدمهای خونسرد را میزدند که بدون تقلای خاصی اوضاع همیشه به نفعشان پیش میرود، چون با طبیعت جهان هماهنگاند؛ طبیعتی که فراوانی، سلامتی، عشق و خوشبختی است.
این جمله کلیدی من را یاد سوالی انداخت که مدتی بود در ذهنم تکرار میشد: من که دارم تلاش میکنم زندگیام را بهتر کنم، چرا پیشرفت خاصی نمیبینم؟ همیشه از این موضوع تعجب میکردم.
بعد از این جلسه تصمیم گرفتم صادقانه و منطقی رفتارها و زندگیام را بررسی کنم. متوجه شدم در کنار تمام تلاشی که برای بهتر شدن زندگیام میکنم، یک مانع بسیار بزرگ را خودم سر راه خودم گذاشتهام؛ یک قفل ذهنی درباره روابط. فهمیدم از صبح تا شب نسبت به همسرم احساس خوبی ندارم. در ظاهر همهچیز خوب بود و من در نقش یک زن هیچ کمکاری نداشتم، اما ذهنم پر از افکار منفی درباره او بود؛ افکاری که بهجای ایجاد تغییر، فقط به دنبال راه فرار بودند. خدا را شکر، خداوند دقیقاً به من نشان داد که کجای کار اشتباه میکنم. یک اتفاق ناخوشایند هم رخ داد که باعث شد بفهمم من در بهشت زندگی میکنم، اما به خاطر یکسری باور غلط، از زندگیام لذت نمیبرم.
تصمیم گرفتم فقط همین یک مورد را درست کنم. تمام احساساتم نسبت به همسرم را شفا دادم، و شادی را به زندگیام برگرداندم. و بعد از آن، اتفاقات خوب پشت سر هم آمد. در همین چند ماه یک آپارتمان خریدیم، مدل ماشینمان را بالاتر بردیم، برای خودم طلا خریدم، و جالب اینکه با تغییرات درونی من، همسرم نیز به شکل قابل توجهی تغییر کرد.
امروز هر دو آرامش داریم و رابطهمان بسیار بهتر از قبل شده است. با تمام وجود فهمیدم که طبیعت جهان، ثروت، سلامتی و آرامش است.
خوشبختی را حق مسلم خودم میدانم و حالا معنای این جمله استاد را با تمام وجود درک میکنم که: همهچیز در درون ماست و نباید به دنبال حل مسائل بیرون از خودمان باشیم.
آموزشهای بخش ششم دوره قانون آفرینش واقعاً بینظیر و تحولآفرین است.جهش چشمگیر در فروش، پسانداز و رشد مالی با استمرار در تمرینهای دوره ۱۲ قدم
صد روز از آخرین کامنتی که بهعنوان تمرین ستاره قطبی نوشته بودم میگذرد. در این مدت حتی یک روز هم بدون یادآوری و عملکردن به آموزههای استاد عباسمنش نگذشته است. حالا میخواهم بخشی از نتایجم را از این تعهد مداوم بنویسم.
وقتی به کامنتهای صد روز پیشم نگاه میکنم، میبینم خواسته اصلیام رسیدن به فروش روزانه ۲۰ میلیون تومان بود؛ در آن زمان فروش من بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان در روز نوسان داشت. اما امروز، بعد از ۱۰۰ روز عمل مداوم به آموزشهای دوره ۱۲ قدم،
فروش روزانهام به حدود ۴۰ میلیون تومان و حتی بیشتر رسیده است.یکی دیگر از خواستههایم داشتن پسانداز ۵۰ میلیون تومانی بود؛ آرزویی که آن روزها برایم دور از دسترس بود. اما امروز، وقتی این متن را مینویسم،
پسانداز من به ۴۵۰ میلیون تومان رسیده است.نکته شگفتانگیزتر این است که ۹۹ درصد خریدهایم را نقد همان روز انجام میدهم و با وجود اینکه فصل فروش عالی شب عید را پشت سر گذاشتهام، باز هم حجم اجناس موجود در مغازهام سه برابر ظرفیت مغازه است.
تمام این نتایج از استمرار من در انجام تمرینهای این دوره و عملکردن عمیق به آموزهها به دست آمده است.
جهش چشمگیر درآمد و آغاز مسیر شکوفایی با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
قبل از ورودم به دوره ۱۲ قدم حتی یک هزار تومان هم درآمد نداشتم. هدفم از شروع قدم اول این بود که بتوانم به درآمد و نتایج مالی واقعی برسم. به لطف آموزشهای استاد عباسمنش در این دوره، قدمبهقدم به شغل و درآمد رسیدم و مسیر تکامل خودم را آغاز کردم.
در قدم ششم از دوره، درآمدم نسبت به ماه قبل چهار برابر شده است و این برای من یک معجزه واقعی است. هرچه بیشتر روی خودم کار میکنم، نتایج بیشتری میگیرم و با قدرت بیشتری به مسیرم ادامه میدهم.
از خدا با تمام وجودم شکرگزارم که من را به این مسیر زیبا هدایت کرد.
افزایش اعتمادبهنفس، بهبود عمیق رابطه زناشویی و جهش ۹ برابری درآمد با عملکردن به آموزشهای دوره قانون آفرینش
من همیشه سعی میکردم کارهایم را تنها انجام بدهم، چون فکر میکردم نمیخواهم منت کسی را بکشم یا اگر درخواست کنم و طرف به من «نه» بگوید، برایم سخت و آزاردهنده میشود. اما در دوره قانون آفرینش قانون «درخواست» را فهمیدم؛ فهمیدم که درخواستنکردن نه نشانه غرور، بلکه یک ضعف شخصیتی است. همین آگاهی نقطه شروع تغییراتم شد، و از همان روز هر روز تمرینهای این دوره را جدی انجام دادم.
بهوضوح حس میکنم بهخاطر عمل به این قانون، اعتمادبهنفسم چندین برابر شده؛ دیگر از «نه» شنیدن خجالت نمیکشم، ناراحت نمیشوم، و اتفاقاً میبینم چگونه شخصیت من هر روز قویتر میشود و چطور کارهایم سادهتر از قبل پیش میرود.
قبل از تهیه دوره، رابطه من و همسرم کاملاً بههم ریخته بود و حتی تصمیم جدی برای جدایی داشتیم. اما وقتی به آموزشهای استاد عباسمنش در این دوره عمل کردم، رابطهمان عمیقاً بهتر شد؛ چون من تغییر کردم و توانستم کنترل کانون توجه را یاد بگیرم. با گوشدادن روزانه به فایلهای توحید عملی، ترسهایم بهشدت کم شده و دیگر تقریباً هیچوقت نگرانیهای گذشته را تجربه نمیکنم.
قبلاً هیچوقت از همسرم برای کارهای خانه درخواست نمیکردم، چون فکر میکردم باید خودش بفهمد. وقتی این اتفاق نمیافتاد، ناراحت و عصبی میشدم. اما با عمل به تمرینهای دوره، شروع کردم به درخواستهای کوچک و دیدم نه تنها «نه» نمیگوید، بلکه از کمککردن خوشحال هم میشود. تازه فهمیدهام که چقدر میتوانستم رابطه و زندگیام را همانطور که میخواهم بسازم، اما آگاه نبودم.
از نتایج بزرگ دیگرم این است که درآمدم ۹ برابر شده. رابطهام با همسرم به شکلی باورکردنی بهتر شده. آرامشم چندین برابر شده, احساس میکنم به خدا نزدیکتر شدهام, و دیگر هیچ چیز خاصی ناراحتم نمیکند. یاد گرفتهام وقتی چیزی حال مرا میگیرد، چطور خیلی زود حالم را خوب کنم. انگیزه و انرژیام چند برابر شده و میدانم باید این مسیر را ادامه بدهم تا نتایجم ماندگار باشد.
خواستم با این متن به خودم یادآوری کنم که تا اینجا عالی پیش رفتهام و عالی نتیجه گرفتهام، پس باید ادامه بدهم. از استاد عباسمنش بابت این آگاهیهای فوقالعاده، و از خدا بهخاطر هدایت، این سایت، و قدرتی که در من قرار داده تا زندگیام را همانطور که میخواهم بسازم، از صمیم قلب سپاسگزارم.
جهش شگفتانگیز درآمد و ساختن زندگی جدید با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
دقیقاً یک سال پیش، با حقوق ماهیانه پنج میلیون تومان، تصمیم گرفتم از محیط امنی که برای خودم و خانوادهام ساخته بودم بیرون بیایم. جایی که فکر میکردم درآمد خوبی دارم، اما در واقع فقط در یک «منطقه امن» گیر کرده بودم. به خودم گفتم وقتش رسیده ایمانم را نشان بدهم و تمام آنچه در دوره ۱۲ قدم آموخته بودم را وارد عمل کنم.
تصمیم گرفتم مهاجرت کنم، قدم برداشتم و توکل کردم. مطمئن بودم که خداوند در این مسیر پشتم خواهد بود.
در فاصله ده روز، در مشهد خانهای رهن کردم و یک مغازه کافیشاپ اجاره کردم. این اتفاقات به قدری هدایتی و غیرمنتظره پیش رفت که همه تعجب کرده بودند، اما برای من که دانشجوی دوره ۱۲ قدم هستم، کاملاً طبیعی بود؛ چون تمام اینها را قبلاً تجسم و احساس کرده بودم.
استاد عباسمنش، شما در این دوره به من یاد دادید که چگونه با خداوند دوست شوم، فقط او را بپرستم و ایمانم را از دل وابستگیها بیرون بکشم. همین ایمان بود که من را به سمت آدمهایی هدایت کرد که در کسبوکار جدیدم هرچه لازم بود آموزش دادند. خداوند دستم را گرفت و به سمت کلیپها، ویدئوها و آموزشهایی برد که مهارتهای من را چند برابر کرد.
امروز که این تجربه را مینویسم، یک سال گذشته است.
درآمد من از ۵ میلیون تومان، در مدت شش ماه به ۴۰ میلیون تومان رسید؛
و حالا که در قدم ۶ هستم، درآمدم به ۹۰ میلیون تومان در ماه رسیده است.درآمدی که حتی در خواب هم تصورش را نمیکردم، با عملکردن به آموزهها برایم به سادهترین شکل ممکن محقق شد.
هر روز دارم روی بهتر شدن این نتایج کار میکنم و ظرف وجودم را بزرگتر میکنم.
تمام این اتفاقات، فقط بخشی از نتایجی است که از زمانی که شما چشم و قلب مرا به سمت خداوند و قوانین جهان هستی باز کردید، در زندگیام رخ داده است.تجربه آرامش، جذب فراوانی و دریافت ۳۶۰ میلیون تومان با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
من در حال استفاده از آموزههای دوره ۱۲ قدم هستم و آگاهیهای این دوره، مخصوصاً تمرین ستاره قطبی، آرامشی عظیم وارد زندگیام کرده که وصفکردنی نیست. با این تمرین، من حس شکرگزاری واقعی و خالق بودن را یاد گرفتم و نتایجش مثل معجزه در زندگیام ظاهر شده است.
در محل کار، خداوند برایم مشتریان مهربان و فوقالعاده میفرستد که صبح و شب بابتشان سپاسگزارم. رفتار همکارانم و مخصوصاً مافوقهایم با من عالیتر شده؛ همین دیروز رئیسام بابت عملکرد و خوشرفتاریام چندینبار از من تشکر کرد.
بعدازظهرها در فروشگاه خودمان به همسرم کمک میکنم و باورکردنی نیست که چه مشتریان نازنین و خیرخواهی خداوند برای ما میفرستد و چقدر از سمت آنها خیر و برکت وارد زندگیمان میشود.
هر روز چند اتفاق خوب در زندگیام رخ میدهد. همین چند وقت پیش موضوعی ذهن ما را درگیر کرده بود، اما با کمک تمرین ستاره قطبی، خداوند آن را به شکلی باورنکردنی حل کرد و ۳۶۰ میلیون تومان از این طریق نصیب ما شد.
واقعاً زندگیم جادویی شده است. با تمام وجود پیشنهاد میکنم که با ایمان کامل تمرینات این دوره را انجام دهید و به آموزهها عمل کنید. من در این یک سال که با دوره ۱۲ قدم زندگی میکنم، زندگیام فوقالعاده عالی شده است. سپاس از خدای مهربانم و سپاس از استاد عباسمنش.
درمان دیابت نوع ۲، بهبود کامل مشکلات جسمانی و کاهش وزن چشمگیر با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
من نسرین هستم، ۵۵ ساله. دوم دیماه بود که یکی از دوستان عزیزم در تماس ویدئویی نتیجه شگفتانگیز خودش را از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی با من به اشتراک گذاشت. وقتی وضعیت جسمانی عالی او را دیدم، انگیزه زیادی گرفتم و همان روز دوره را خریدم. من و همسرم نکتهبهنکته و بدون حاشیه و بدون حتی یک بار تقلب، آموزشها را اجرا کردیم. نتیجه همسرم کاهش ۱۱ کیلو وزن بود و مشکلات ترشحات پشت حلق، مخاط بینی و سرفههای مزمن او برای همیشه برطرف شد.
اما نتایج من:
قبل از شروع دوره، ۱۷ سال دیابت نوع ۲ داشتم و برای کنترل آن دارو مصرف میکردم. طبق دستورالعمل دوره، قبل از شروع، آزمایش دادم:
قند ناشتا (با مصرف دارو): ۱۲۷
HA1c: ۸/۲
وزن: ۷۲ کیلوگرم؛ دور شکم: ۹۶ سانتیمترمن با تمام وجود باور داشتم که اگر وحیمنزلگونه به این دوره عمل کنم، دیابت نوع ۲ من درمان میشود. همان روز به ندای درونم اعتماد کردم و تمام داروهای دیابت را کنار گذاشتم و فقط به شیوه آموزشهای استاد عباسمنش در دوره زندگی کردم.
نتایج آزمایش من در ماه چهارم از اجرای دوره:
قند ناشتا: ۱۰۲
HA1c: ۷
وزن: ۶۱ کیلوگرم؛ دور شکم: ۸۳ سانتیمترو اما نتایج دیگر و بسیار مهمی که در سلامتیام رخ داد:
دیگر گزگز شبانه پا ندارم.
عفونتهای ادراریام کاملاً برطرف شده.
غده چربی روی کتفم که کاملاً قابل دیدن بود، بهطرز شگفتانگیزی جذب شد و از بین رفت.
بیحالی و خستگی دائمیام تمام شده و انرژیام چند برابر شده است.
وزنم کاملاً متعادل و مناسب شده.
مشکلات گوارشیام بهطور کامل برطرف شده است.پیش از شروع دوره، بهخاطر دیابت، ناخن پایم دچار عفونت شدید بود و قرار بود جراحی شود. اما وقتی به زندگی به شیوه دوره ادامه دادم، در ماه دوم عفونت ناخنم خودبهخود درمان شد و دیگر هیچ نیازی به جراحی نبود. این برایم یک معجزه واقعی بود.
دیدم که لازم است این موفقیتها و تجربههای بینظیر را بازگو کنم؛ چون زندگی من به شکل عمیق و زیبا تغییر کرده است.
آرامش خانوادگی، رشد شخصی و افزایش ۱۵ برابری درآمد با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
در مسیر بهبود و تغییر خودم، خواستم بخشی از نتایجم را بنویسم تا یادآوری باشد بر تحولاتی که در درونم ساختهام. سالها همیشه میخواستم در هر کاری نفر اول باشم؛ اما نتیجه همه آن زجر کشیدنها، دویدنها و تقلا برای ثروت و آرامش چیزی نبود جز دلی پر از عقده. عقده یک سفر رفتن بدون غرزدن، عقده یک مهمانی رفتن بدون ریا و خودفریبی، عقده یک روز ساده در پارک بدون جنجال و ناراحتی.
صبح تا شب کار میکردم به امید اینکه شب کنار زن و بچههایم آرام باشم، اما به محض ورودم به خانه، همهچیز آنجا منتظر من بود غیر از آرامش. رفتارهای اشتباه و آزاردهندهام باعث شده بود فضای خانه همیشه سنگین و پر از تنش باشد.
روند تغییر واقعی من از زمانی شروع شد که با استاد عباسمنش آشنا شدم. امروز که آموزشهای جلسهای از قدم چهارم دوره ۱۲ قدم را نتبرداری و مرور کردم، فهمیدم همان روزهای اول آشنایی با شما بود که بذر تغییر و انسانیت در زندگی من کاشته شد. با آموزشهای این دوره روی خودم کار کردم و با طیکردن مسیر تکامل، امروز به خودم افتخار میکنم که دانشجوی شما هستم.
زندگی پر از تنش و دلشوره من حالا تبدیل شده به زندگیای سرشار از عشق، صمیمیت و عطوفت. در این مسیر، همسرم و دو فرزندم همسفر من شدند و چه ثروتی بالاتر از اینکه کل خانوادهام با هم رشد کرده و تغییر کردهایم.
نتیجه عملکردن به آموزشهای شما و آسانگرفتن زندگی این شد که درآمدم ۱۵ برابر شد؛ روند این پیشرفت را در کامنتهای قبلیام توضیح دادهام. همسرم هم در آستانه شروع شغلی است که سالها آرزویش را داشت و حالا در چند قدمی رسیدن به استقلال مالی است. این تحول هم برای خودش داستانی دارد که در زمان مناسب دربارهاش خواهم نوشت.
از شما بینهایت سپاسگزارم استاد خوبم، برای همه این تغییرات و برای زندگی جدیدی که ساختید.
رهایی از افسردگی، بدهی، تنهایی و ساختن زندگی دوباره با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
بعد از ۵۵۲ روز، دوباره به قدم اول از دوره ۱۲ قدم برگشتم. مثل یک کودک نوپا، اولین آشنایی و اولین شروع من با سایت و استاد عباسمنش از همین دوره بود. امروز که بعد از این همه زمان دوباره جلسه اول قدم اول و چکاپ فرکانسی را دیدم، فقط یک جمله از دلم گذشت: خدایا چقدر تغییر!
من دیگر آن مریمِ ۵۵۲ روز پیش نیستم؛ انگار یک انسان کاملاً جدید متولد شده.
آن روزها وقتی جلسه اول را گوش میدادم، پر از بغض بودم؛ پر از نگرانی از آینده و حسرتِ گذشته. شبها با گریه میخوابیدم و زندگیام مثل چرخ زنگزدهای بود که با هزار هول و زور حرکت میکرد. افسرده بودم، ناامید بودم، غرق در بدهی و پولهای نزول گرفته شده. حس میکردم از همه عقب افتادهام؛ پر از حسادت، کینه و نفرت. تصورم این بود که دنیا و آدمها علیه من هستند. اوضاع مالیام نابسامان بود، رابطهام با پسرم پر از جنگ و قهر و فاصله، و ارتباطم با خدا فقط در حد چند کلمه بود، بیآنکه بفهمم خدا یعنی چه.اما امروز… امروز مریم بعد از ۵۵۲ روز با اشک شادی و قدردانی این جملات را تایپ میکند.
بعد از چکاپ فرکانسی جلسه اول، تازه فهمیدم چه اندازه تغییر کردهام؛ آن هم با وجود اینکه آن روزها تمرینها را انجام نمیدادم و فقط طوطیوار آموزشها را گوش میکردم.امروز افسردگی، ناامیدی و ناراحتی مدتهاست که از زندگیام رفته. حتی یادم نمیآید آخرین بار کی آن حال بد را تجربه کردم.
شخصیتم آنقدر تغییر کرده که امروز همه را دوست دارم؛ تحسینکردن دیگران برایم عادت شده و با چشم میبینم که آدمهای مسیرم چقدر مهربان و دوستداشتنیاند.شبها آسوده میخوابم. در این دوره زیبا زندگیکردن را یاد گرفتم؛ توحید و توکل را فهمیدم؛ معنای الخیر فی ما وقع را در جانم درک کردم. رابطهام با پسرم فوقالعاده شده؛ چرخ زندگیم روانتر شده؛ بدهیها و پولهای نزول مدتهاست پرداخت شده و کسبوکارم آرامآرام فقط نقدی شده و کارها برایم آسانتر پیش میروند.
خدا امروز در زندگی من حضور پررنگی دارد. بعد از ۴۶ سال، نماز میخوانم، هر روز قرآن میخوانم و الان در دور دوم خواندن قرآن هستم؛ آن هم با لذت، نه اجبار و نه ترس.
دوره ۱۲ قدم برای من آغاز یک زندگی تازه بود. من با این آگاهیها رشد کردم، آرام شدم، تکامل پیدا کردم. هنوز جای کار دارم، اما در تمام جنبههای زندگیام تغییرات مثبتِ بینهایت رخ داده است.
اینها را نوشتم تا سندی باشد از مسیرم؛ تا یادم بماند که با این آگاهیها چگونه از برزخ، به بهشت رسیدم.



با سلام وقت همگی بخیر امیدوارم حال دل تک تکتون عالی باشه
من یه سوال داشتم؟!
بارها استاد عباس منش عزیز گفتن و اینو همه میدونیم که باید برای خودمون ارزش قائل بشیم بهترین وسایل رو استفاده کنیم و بهترین مواد غذایی رو بخوریم و خودمون رو دوست داشته باشیم تا جهان هم ما رو دوست داشته باشیم تا بهترین وسایل و نعمتها رو خداوند بهمون بده اما من گاهی افرادی رو در اطرافم دیدم که اموال زیادی رو دارند و از نظر مالی ثروتمند هستند برای نمونه یکی از اقوام که در روستا زندگی میکنند ارث پدری که بهش رسید رو با زحمت و تلاش خودش چند برابر کرده و چند تا خونه در شهر ها داره و باغ ها و زمین های زیادی رو داره اما هیچ وقت من این آقا رو ندیدم که حتی موقعه تعطیلات عید هم خوشگذرانی داشته باشه جلو آفتاب داره رو زمین کار میکنه مسافرت نمیره و از نعمتهایی که خداوند به او داده با لذت و خوشی استفاده نمیکنه حتی الان هم که پیر شده بازم دائماً در حال کار کردنه و تو روستا مونده و اون خونه های واقع در شهرش رو داده مستاجر خودش تو خونه قدیمی زندگی میکنه و مدام به داشته هاش و زمین و خونه هاش هم اضافه میشه در حالی که خودش استفاده نمیکنه هیچ لذتی ازشون نمیبره….
یا نمونه دیگه پسر عمه ام جوونه و مجرد همیشه در حال کار کردن تونسته مغازه خریده شغلش مکانیکه و هم قطعات ماشین میفروشه در این سن جوانی تونسته خونه بخره و مغازه خریده یه ماشین شاسی بلند مدل بالا اسپورتیج رو پارسال خرید و امسال با اون شخصی که خودش انتخاب کرد و دوست داشت ازدواج کرد اون الان تقریبا همه چی داره اصلا خسیس نیس اما از داشتههاش به خوبی استفاده نمیکنه لذتشو نمیبره گوشی آیفونش خونس گوشی ساده دست میگیره از ماشینش استفاده نمیکنه می ترسه خراب بشه همیشه تو پارکینگه یه موتور خریده و با موتور خودش و زنش اینور اونور میرن حتی مسیرهای طولانی رو هم با موتور میرن اون دفعه با موتور یه مسیر طولانی رفتن خرید که تصادف کردن پا زنش شکسته خودشم چند جا اسیب دیده میگه میخوام موتور بفروشم پرایدی چیزی بگیرم باز قانع نشده ماشین شاسیشو سوار شع…. میدونین چی برای من سواله اینکه چرا همچین آدمهایی که از داشتههاشون از اموالشون برای خودشون استفاده نمیکنند و لذتی ازشون نمیبرن باز هم هر چیزی از نوع بهترش رو به دست میارن و خداوند مدام به اونها نعمت بیشتری میده اموالشون هی بیشتر و بیشتر میشه؟؟؟
من همیشه از وسائلم استفاده میکنم برنمیدارم اتفاقا چیزی که نو و تازه هست بیشتر استفاده میکنم… مگه اینطور نیس که باید برای خودمون ارزش قائل بشیم اما چرا بعضی از افراد هستن که من دیدم حتی نون تازه میخرن و برمیدارن و بازم نون بیات دیروز رو میخورن خونه دارن میرن مستاجری، ماشین دارن اما موتور سوار میشن یا مسافرت رفتنی اتوبوس سوار میشن برای خودشون ارزشی قائل نیستن نگران مالشونن خراب نشه چرا این افراد روز به روز از نظر مالی پیشرفت میکنن و هر چی هم میخوان بدست میارن خوش شانس هم هستن( هر چند من به شانس اعتقاد ندارم ولی منظورم اینه هر چی بخوان میشه ) چرااا؟؟ باهاشون حرف میزنی کاملا متوجه میشی ذهنشون فقیره همش از فقر و قحطی حرف میزنن که زمونه بده و دولت فلان میشه همه چی گرون شده و ما کارگریم و نداریمو از این حرفاا ولی به زندگیشون نگا میکنی همه چی دارن از نوع خوبشم گوشی، ماشین، لباس همه چی از مدل بالاشم دارن اما میترسن استفاده نمیکنن پس چرا مالشون بیشتر میشه ؟؟!
اگه کسی میدونه به من جواب بده موندم که چراا اینطوریه