نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
بهبود عمیق جسم، انرژی، پوست، هورمونها و سبک زندگی تنها در دو ماه با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
استاد عباسمنش عزیز، بابت دوره قانون سلامتی هرچقدر تشکر کنم کم است. حالا دو ماه است که دقیقاً به شیوه این دوره زندگی میکنم و نتایجی که در همین مدت کوتاه گرفتهام برای خودم هم باورنکردنی است. تأثیراتی که این شیوه زندگی روی بدنم گذاشته، تا الان شامل این موارد بوده است:
از بین رفتن خستگی و کسلی شدید که سالها عذابم میداد و حالا هر روز با انرژی عالی زندگی میکنم.
سردردهای همیشگیام تقریباً ناپدید شدهاند و گاهی یادم میرود سردرد چه حسی داشت.
کیفیت خوابم فوقالعاده شده؛ شبها خواب عمیق و آرام دارم و هر صبح ساعت پنج یا شش، خودکار و سرحال بیدار میشوم؛ در حالی که قبلاً با بیحالی و زجر از خواب بلند میشدم.
قبلاً پیادهروی برایم شبیه شکنجه بود؛ پا درد، کمر درد، ضعف بدن و خستگی شدید داشتم. اما حالا روزی چند ساعت هم پیادهروی کنم هیچ مشکلی ندارم و کاملاً از آن لذت میبرم.
افت فشار خون و حالت تهوع با کوچکترین درد از بین رفته است.
پوستم مرطوب و شفاف شده؛ قبلاً آنقدر خشک بود که انگار کشیده میشد، اما الان حتی یادم میرود کرم بزنم.
پریودیهایم بینظیر شده؛ قبلاً در اکثر دورهها مجبور بودم سرم و آمپول مسکن بزنم، اما حالا دردها بسیار کم شده و حتی در همان روزها پیادهروی هم میروم.
تعرقم بهشدت کم شده؛ قبلاً بهخاطر تعریق زیاد حتی نمیتوانستم لباس رنگی بپوشم، اما حالا کاملاً راحت هستم.
چند موی زائد زیر چانهام داشتم که کامل از بین رفتهاند.
رشد موهای کرکی صورت کم شده، اما در عوض حجم زیادی از موهای جدید روی سرم رشد کرده و ریزش موهایم کمتر شده.
الگوی غذاییام طبیعی شده؛ دیگر پرخوری ناگهانی یا بیاشتهایی شدید ندارم.
نفخ و باد معده که قبلاً عذابی وحشتناک بود، کاملاً از بین رفته است.
چیزی که برایم خیلی جالب است این است که قبلاً بهخاطر گودی کمر نمیتوانستم به پشت بخوابم و اگر به سمت چپ میخوابیدم قلبم درد میگرفت و بیش از پنج دقیقه نمیتوانستم همان سمت بمانم. اما حالا به هر طرف که بخواهم میخوابم و از این تغییر بینهایت خوشحالم.
سوزش ادرار و عفونتهای تکراری که همیشه به سراغم میآمد، بیش از یک ماه است که کاملاً برطرف شدهاند.
تمرکز و حافظهام فوقالعاده شده؛ قبلاً درگیر عدم تمرکز بودم اما الان ذهنم شفاف و توان تمرکزم بسیار بالا رفته است.اینها فقط نتایج دو ماه اول این مسیر هستند و میدانم تازه در آغاز راه سلامتی واقعی هستم.
درمان بیماریهای مزمن و رسیدن به اندام ایدهآل با بهکارگیری آموزشهای دوره قانون سلامتی
شش ماه است که دوره قانون سلامتی را شروع کردهام و مو به مو به آموزشهای این دوره از استاد عباسمنش عمل میکنم. رسیدن به تناسب اندام و وزن ایدهآل بیش از ده سال آرزوی من بود. من مربی ایروبیک بودم و همیشه اندامم روی فرم بود، اما پنج سال بعد از زایمان، همهچیز تغییر کرد. ابتدا به بیماری خودایمنی تیروئید کمکار مبتلا شدم؛ بعد کیست تخمدان، چربی خون بالا، کسلی شدید، انرژی بسیار پایین و افزایش وزن، یکی پس از دیگری به سراغم آمدند.
روزبهروز حالم بدتر میشد. معدهدردهای مداوم, بیحوصلگی کامل, حساسیت شدید به سرما و کهیرهای پوستی, سردردهای سنگین, سلولیت در رانها, جوشهای هورمونی چرکی روی چانه, ریزش موی شدید, دنداندردهای تکراری, عصبیبودن و خشکی دهان بخش ثابت روزهای من شده بود. برای درمان، به هر دری زدم؛ از قرصهای لاغری و رژیمهای مختلف گرفته تا دکترهای تغذیه، اما هیچ نتیجهای نمیگرفتم. با اینکه طبق نظر آنها مدام سبزیجات پخته و میوهجات میخوردم، وزنم بیشتر میشد و سلامتیام بدتر.
با شروع زندگی به شیوه آموزشهای استاد عباسمنش در دوره قانون سلامتی، بدون مقاومت و با باور کامل، رفتارم با بدنم را تغییر دادم، و نتایجی که گرفتم برای خودم هم شگفتانگیز بود.
در شروع دوره وزنم ۷۳ کیلو و دور شکمم ۱۱۰ سانتیمتر بود. بعد از شش ماه به وزن ۶۱ کیلو و دور شکم ۸۰ سانتیمتر رسیدم.
انرژی و تمرکزم فوقالعاده شده, دنداندردهایم از بین رفته, کیست تخمدانم کاملاً برطرف شده, جوشهای صورتم ناپدید شده, و آلرژی سالهایم تمام شده.چند وقت پیش یکبار دوباره مثل قبل غذا خوردم و بدنم بهقدری واکنش شدیدی نشان داد که فهمیدم چهل سال چه چیزهایی را با بدنم ناسازگار کرده بودم. امروز بینهایت خوشحالم که شیوه درست تغذیه و رفتار با بدنم را یاد گرفتم و مسیر سلامتی واقعی را پیدا کردم.
درمان کامل دیابت نوع ۲ و بازگشت به سلامت طبیعی بعد از 18 سال با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
من از ۱۷ سالگی دیابت نوع ۲ داشتم. تا همین پارسال قرصهای متفورمین و گلیبنکلامید مصرف میکردم، اما تقریباً تمام عوارضی که از آنها میترسیدم سراغم آمد. بیناییام دچار مشکل شده بود و حس پاهایم را از دست داده بودم؛ این بیحسی از کف پا شروع شد و طی سالها تا ساق پا پیشرفت کرد. بهحدی که اگر پایم را روی بخاری داغ میگذاشتم، حتی وقتی پوستم میسوخت، هیچ احساسی نداشتم.
تقریباً توانایی جنسیم را از دست داده بودم. تعریق شدید داشتم، چه تابستان و چه زمستان؛ هر روز صبح بالش، تشک و لباسم کاملاً خیس بود. روزی حدود پنجاه لیوان آب میخوردم و دهها بار به دستشویی میرفتم. در سفرهای گروهی، این موضوع برایم بسیار خجالتآور بود، چون هیچکس از دیابتم خبر نداشت و پنهانکردن آن واقعاً سخت بود.
سال گذشته قند خونم به حدود ۵۰۰ رسید. پزشک تشخیص داد که قرص دیگر کافی نیست و برایم انسولین تجویز کرد. روزی ۱۰ واحد تزریق میکردم. اما هر روز درونم یک خواسته قویتر میشد: میخواستم سلامتم را پس بگیرم.
به لطف خدا، استاد عباسمنش دوره قانون سلامتی را تولید کردند و من آن را خریدم. روز اول دوره با تمام وجود تعهد دادم که دقیقاً به هر آنچه استاد عباسمنش میگوید عمل کنم.
روز اول شروع دوره، قند ناشتای من ۳۷۰ بود. همان روز تصمیم گرفتم انسولین را برای همیشه کنار بگذارم و طبق فرمول دوره با مسئله دیابتم برخورد کنم. لحظهای که تمام انسولینها را داخل سطل زباله ریختم برایم لحظهای نمادین، قدرتمند و فراموشنشدنی بود.
روز دوم قند ناشتایم را گرفتم و با ناباوری دیدم که قندم بدون تزریق انسولین به ۲۵۹ رسیده است. چند روز بعد تاری دیدم بهتر شد و شرایط جسمیام روز به روز رو به بهبود رفت. تعریق شبانهام کاملاً متوقف شد و وقتی صبح بیدار میشوم حتی به اندازه سرِ سوزن رطوبت در بدن یا لباسم نیست؛ انگار بدنم به تعادل واقعی رسیده است.
روز نهم دوره، قند خون ناشتایم را گرفتم… خدای من، چه لحظهای بود!
عددی را دیدم که ۱۸ سال آرزویش را داشتم:
قند خونم ۱۰۸ شده بود.
از شدت خوشحالی گریه میکردم. سریع به مادرم خبر دادم و او هم از شادی اشک میریخت.امروز با تمام وجود میگویم: دیابت نوع ۲ من کاملاً درمان شده است. همان بیماریای که همه دنیا میگویند لاعلاج است، به لطف آموزشهای استاد عباسمنش در دوره قانون سلامتی، به سادهترین شکل ممکن درمان شد.
بهبود کامل کبد چرب، چربی خون و کاهش وزن چشمگیر فقط در دو ماه با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
الان دو ماه است که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردهام. در آزمایشهایی که قبل از آغاز دوره انجام دادم، مشکلات جدی سلامتی داشتم؛ چربی خون بالا، کبد چرب و آنزیمهای کبدی بهشدت نگرانکننده.
بعد از دو ماه عملکردن دقیق به آموزشهایی که استاد عباسمنش در دوره ارائه کردهاند، دوباره آزمایش خون دادم و نتیجه، فراتر از تصورم عالی بود. با لطف خداوند و کمک آموزشهای دوره، تمام مشکلاتی که در آزمایش قبلی داشتم کاملاً برطرف شده و عملکرد کبد، چربی خون و سایر فاکتورها به حالت کاملاً نرمال بازگشته. امروز همه شاخصهای آزمایش من در محدوده سالم و طبیعی هستند.
میزان انسولین خونم ۳.۹ شده که بازه طبیعی آن ۲ تا ۱۶.۳۰ است؛ یعنی انسولین خونم کاهش پیدا کرده و دیگر مقاومت انسولینی ندارم.
قبل از دوره وزنم ۸۴ کیلو بود و شکم بسیار بزرگی داشتم. طی همین دو ماه که طبق آموزشهای استاد عباسمنش زندگی کردهام، وزنم به ۷۷ کیلو رسیده و جالب اینجاست که شکمم کاملاً صاف شده و بدنم بهطرز چشمگیری فیت و متناسب شده است.
از صمیم قلب از شما ممنونم بابت تولید دوره قانون سلامتی و قول میدهم تا آخر عمرم به این شیوه درست و الهی زندگی کنم.
رهایی از یائسگی زودرس، مشکلات تیروئید و علائم آزاردهنده جسمی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
من سهیلا هستم، ۵۵ ساله. تا امروز تمام دورههای آموزشی استاد عباسمنش را خریداری کردهام و نتایج بسیار زیادی گرفتهام، هرچند تا حالا برای استاد عزیزم کامنتی درباره نتایجم نگذاشته بودم. همیشه از صمیم قلب قدردان زحمات و آموزشهای ارزشمند ایشان بودهام.
اگر بخواهم همه موفقیتهایی را که با آموزشهای استاد عباسمنش به دست آوردهام بنویسم، باید یک روز کامل وقت بگذارم. فقط خلاصه بگویم که به لطف این آموزشها توانستم به ترکیه مهاجرت کنم و امروز صاحب یک رستوران هستم؛ در حالی که قبلاً خانهدار بودم و هیچ منبع درآمدی نداشتم.اما امروز میخواهم درباره نتایج دوره قانون سلامتی بنویسم. حدود یک ماه است که زندگیام را بر اساس آموزشهای این دوره تنظیم کردهام. اضافه وزن خاصی نداشتم و این دوره را فقط برای درمان مسائل سلامتیام خریدم.
در ۴۸ سالگی یائسه شدم و دچار گُرگرفتگیهای شدید و طاقتفرسا بودم؛ تا جایی که خیلی وقتها آرزوی مرگ میکردم. مخصوصاً شبها پاهایم به شدت داغ میشد و باید برای کم شدن سوزش انگشتان پا، روی کف پاهایم یخ میگذاشتم تا بتوانم بخوابم.
مشکل تیروئید هم به سایر مشکلاتم اضافه شده بود. ۳۰ سال پیش بخش چپ تیروئیدم را جراحی کرده بودند و در سالهای اخیر، قبل از شروع دوره قانون سلامتی، آنقدر اذیت میشدم که حتی احساس خفگی داشتم.
بدنم بدون هیچ دلیل خاصی مدام خارش داشت. ناخنهایم ضعیف و شکننده شده بود و پوستم در برابر سرما و گرما مقاومتش را از دست داده بود.
اما فقط در همین یک ماهی که زندگی به شیوه آموزشهای استاد عباسمنش را شروع کردهام، تغییرات بزرگی در سلامتیام رخ داده است:
سوزش و داغی پاهایم کاملاً قطع شده است؛
ناخنها و پوست بدنم مقاومتر شدهاند؛
تیروئیدم دیگر هیچ اذیتی ایجاد نمیکند و کاملاً خوب شده، با اینکه تمام داروهای تیروئید را قطع کردهام؛
گُرگرفتگیهایم کاملاً درمان شده است؛
خارش بدنم به طور کامل از بین رفته است؛
و مهمتر از همه، به آرامش عمیقی رسیدهام و دارم دوباره از زندگیام لذت میبرم.به خاطر تمام این نتایج از خدا و از استاد عباسمنش عزیزم با تمام وجود تشکر میکنم.
درمان دیابت نوع ۲، پسوریازیس و بازگشت به انرژی و سلامت کامل با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم و دوره قانون سلامتی
من و همسرم دوره ۱۲ قدم استاد عباسمنش را خریدیم. آن زمان کسبوکار خود را از صفر شروع کرده بودیم و با عملکردن به آموزشهای این دوره، در کمتر از یک سال صاحب کسبوکار، مغازه و اعتبار در بازار بزرگ تهران شدیم و نتایج فوقالعادهای وارد زندگیمان شد.
تا اینکه فهمیدیم همسرم در سن جوانی دچار دیابت نوع ۲ شده است؛ موضوعی که باورش برای او بسیار سخت بود. ما هر نوع رژیم و راهی را امتحان کردیم تا قند خون او را کنترل کنیم، اما هیچ نتیجهای نگرفتیم. مصرف قرصهای دیابت، همسرم را لاغرتر، عصبیتر و ناامیدتر میکرد. با اینکه از نظر مالی پیشرفت خوبی داشتیم، اما به محض رسیدن زمان مصرف دارو، همسرم فرو میریخت و میگفت: «چه فایده که همه چیز باشد ولی سلامتی نباشد؟»
مدتی بعد، یک روز با هیجان به خانه آمد و گفت: «باور میکنی استاد عباسمنش قرار است دورهای روی سایت بگذارد به نام دوره قانون سلامتی و این دوره برای درمان دیابت نوع ۲ هم جواب میدهد؟!»
اولش باورم نمیشد، اما وقتی دوره قانون سلامتی را روی سایت دیدم، فقط گریه کردم و از خدا سپاسگزاری کردم. با خودم گفتم: اگر این اسمش معجزه نیست، پس چیست؟با شروع دوره، همسرم تمام قرصهای دیابتش را کنار گذاشت؛ چون به دلیل نتایجی که قبلاً از آموزشهای استاد عباسمنش گرفته بود، اعتماد کامل داشت. او دقیقاً به شیوه آموزشهای دوره زندگی کرد و از همان روزهای اول، معجزههای سلامتی را در بدنش میدید و احساس میکرد.
بعد از مدت کوتاهی زندگی به روش دوره، خستگی و ضعف پا و خروپفهای شبانه او کاملاً از بین رفت. امروز قند خون او در نرمالترین حالت ممکن است و دیابت نوع ۲ کاملاً درمان شده.
با دیدن این نتایج، من هم زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم و حدود دو هفته بعد، معجزه شخصی من اتفاق افتاد.
پسوریازیس که یک بیماری خودایمنی پوستی است و سالها درگیرش بودم، با اینکه پیش بهترین پزشکان اصفهان و تهران رفته بودم و به گفته آنها غیرقابل درمان بود، به طور کامل درمان شد.سفیدی چشمم که همیشه زرد بود، به شکلی معجزهآسا سفید شده و من که همیشه خسته و خوابآلود بودم، حالا انرژی فراوانی در طول روز دارم و حس میکنم کیفیت زندگیام چند برابر شده است.
پایان دیابت و بازگشت به سلامت کامل با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
من مهدی هستم، ۳۳ ساله از تهران. دو سال است که با استاد عباسمنش آشنا شدهام و با عملکردن به آموزشهای ایشان، تحولات بزرگی در زندگیام ایجاد شد؛ بهویژه در زمینههای مالی، معنوی و روابط. در کسبوکارم پیشرفت زیادی کردم و به استقلال مالی رسیدم. اما مدتی بود احساس میکردم حالم خوب نیست و دچار تکرر ادرار و تشنگی شدید میشدم.
به پزشک مراجعه کردم و چکاپ کامل دادم. روزی که برای گرفتن جواب آزمایش میرفتم، در مسیر ناگهان متوجه شدم نمیتوانم درست ببینم و همه چیز را تار میبینم. همان لحظه بهجای رفتن به آزمایشگاه، دوباره به پزشک مراجعه کردم. دکتر پس از توضیح ماجرا گفت باید فوری آزمایش قند خون بدهم. نمیدانستم قند خون نرمال چقدر است. وقتی پرستار نتیجه آزمایش را دید، با شوک و اضطراب گفت: «قند خونت ۵۰۳ است، باید فوراً دکتر تو را ببیند.»
دکتر بعد از دیدن جواب، آشکارا پریشان شد. نسخه نوشت، پاره کرد، دوباره نوشت و باز پشیمان شد. در نهایت رو به من گفت: «دارو به درد نمیخورد؛ باید فوری بستری شوی.» همانجا فهمیدم در ۳۳ سالگی به دیابت نوع ۲ مبتلا شدهام و ناگهان زندگیام پر شد از ترس و ناامیدی. مدام میشنیدم فلانی با دیابت مرده، فلانی نابینا شده و… هرچه این حرفها را میشنیدم، بیشتر فرو میریختم.
روزانه قرصهای زیادی مصرف میکردم تا قندم کنترل شود، اما اغلب اوقات حتی با دارو هم عدد قند خونم بالاتر از حد نرمال بود. چهار ماه با این ترس و ناامیدی گذشت. تا اینکه یک روز، در اوج خستگی روحی وارد سایت شدم و دیدم استاد عباسمنش درباره دوره جدیدی صحبت میکنند: دوره قانون سلامتی. ایشان توضیح میدادند که راهکاری برای درمان دیابت نوع ۲ یافتهاند. از شدت خوشحالی چند بار ویدیو را تماشا کردم و همان روز دوره را خریدم.
از همان روز اول، تمام داروهایم را کنار گذاشتم؛ چون قبلاً از آموزشهای استاد عباسمنش نتیجه گرفته بودم و به ایشان و گفتههایشان ایمان داشتم. زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم و امروز با شادی و اطمینان میگویم: دیابت نوع ۲ من درمان شده است.
امروز صبح قند ناشتایم ۹۹ بود و دو ساعت بعد از غذا ۱۲۶. برای من که تازه چند ماه پیش قندم ۵۰۳ بود، این اعداد معجزهاند. بدون دارو، بدون انسولین، فقط با عملکردن به آموزشهای استاد عباسمنش.
این دوره واقعاً انقلابی است برای هرکسی که میخواهد سالم، طبیعی و آرام زندگی کند.
جهش مالی، سلامتی، روابط و موفقیت شغلی با عملکردن به آموزشهای استاد عباسمنش
رضا عطارروشن هستم؛ یک انسان موفق و خودساخته… البته خودساخته به کمک آموزشهای استاد عباسمنش. روزی که با ایشان و آموزشهایشان آشنا شدم (بهمن ۹۳)، در یک اتاق در خانه پدرم زندگی میکردم. مغازهدار بودم و درآمد ماهیانهام حدود یکونیم میلیون تومان بود. سی میلیون تومان بدهکار افراد مختلف بودم و هر ماه باید بیش از دو میلیون تومان اقساط بانکی پرداخت میکردم، آن هم در حالی که همیشه دو سه قسط عقب افتاده داشتم.
زندگی سختی داشتم؛ برای خرید کوچکترین وسایل، باید بارها حسابوکتاب میکردم. دو فرزند داشتم و تامین هزینههای زندگی برایم دشوار بود. سیگار مصرف میکردم، ۴۰ کیلو اضافهوزن داشتم و رابطهام با همسرم بهشدت مخدوش بود.اما امروز که این متن را مینویسم (مهر ۹۸)، بعد از پنج سال عملکردن به آموزشهای استاد عباسمنش، در شرایطی کاملاً متفاوت زندگی میکنم.
آپارتمان ۷۸ متری وامدارم را به یک واحد ۱۳۵ متری شیک و مجلل در بهترین منطقه شهر تبدیل کردم و نکته مهم این است که این خانه جدید را با تمام وسایل و امکانات کامل تهیه کردم. تقریباً همه چیز را تعویض کردم و کلی وسیله جدید برای راحتی بیشتر به خانهام اضافه کردم.ماشین ۴۰۵ مدل ۸۳ که ظاهرش وضع صاحبش را فریاد میزد، تبدیل شد به یک ۲۰۶ سفید زیبا برای همسرم و یک اسپورتیج سفید اسپرت برای خودم. آن مغازه کوچک را کنار گذاشتم و کسبوکار مورد علاقهام را در زمینه تناسب اندام راهاندازی کردم که امروز کسبوکاری موفق است.
هیچ بدهیای ندارم و بیش از ۴۰۰ میلیون تومان پسانداز دارم. هیچ قسطی ندارم و برای خرید ملزومات زندگی، دیگر فکر نمیکنم؛ بهراحتی بهترینها را خریداری میکنم. درآمدم بسیار بیشتر از مخارجم است و به استقلال مالی واقعی رسیدهام.سیگار را کنار گذاشتم و از اضافه وزن خبری نیست. ۴۰ کیلو از وزنم را با قدرت ذهن کاهش دادم و امروز مدرس برتر لاغری با قدرت ذهن هستم. این روزها بهطور حرفهای در زمینه زیبایی اندام فعالیت میکنم.
رابطهام با همسرم و اطرافیانم کاملاً متحول شده و اهداف جدیدی دارم که همگی برایم قابل دستیابی هستند. هر روز با شوق برداشتن یک قدم جدید به سمت آنها بیدار میشوم.اینها تنها بخشی از تغییراتی است که طی چند سال آشنایی با استاد عباسمنش و عملکردن به آموزشهای ایشان در زندگیام رخ داده است.
من در خارج از کشور مغازه فرشفروشی داشتم و با برادرم شریک بودم. سال ۱۳۸۷ به تضادهایی خوردم که در همان سال یک میلیارد تومان از داراییمان از دست رفت و در یک حادثه، برادرم هم جان خود را از دست داد. بعد از آن، با وجود آنهمه ثروت، کارم به زندان کشید و مجبور شدم تمام دستاورد ۱۲ سالهام و هرچه داشتم را بفروشم و به زیرِ صفر برسم.
شب و روز فقط وسوسه خودکشی داشتم. پسرم یک شب بهخاطر تنبیه فیزیکی خانه را ترک کرد. به زمین و زمان بدهکار بودم، بیمار و بیحال شده بودم، همسرم حکم طلاق گرفته بود و از خدا شاکی بودم. اینها را گفتم تا بدانی قبل از آشنایی با استاد عباسمنش، زندگیام به چه وضعی رسیده بود.
یک روز صبح، تنها در خانه داشتم برای خودم نیمرو درست میکردم که اتفاقی یک ویدئو از استاد عباسمنش دیدم با عنوان «چند برابر کردن درآمد در یک سال». آنقدر محو صحبتهای استاد شدم که نیمرو سرد شد. حرفهایش کاملاً با باورهای من متفاوت بود، اما هرچه میگفت، در دلم مینشست؛ حرفهایش، لحنش، انرژیاش بوی خدا میداد.
در سایت عضو شدم و قبل از عید، دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم. شبها تا ساعت سه صبح پای آموزشهای استاد مینشستم و با شوق، نکات کلیدی را در گوشیم یادداشت میکردم.
در روزهای عید که اکثر مغازهها تعطیل بود، من شروع کردم به تمیز کردن مغازهام. همانجا چشمم به یک سکه افتاد که کنار صندلیام بود. نمیدانید چقدر خوشحال شدم… برای من مثل یک چک چندصد میلیونی از طرف خدا بود؛ چون استاد عباسمنش گفته بود وقتی شخصیتت تغییر کند، نشانههای رشد خودشان را نشان میدهند.
فردای همان روز، یک مشتری آمد و به اندازه ۱۸ ماه درآمد، همان روز کاسبی کردم. از آن به بعد، وقتی طبق آموزشها عمل میکردم، همانطور که استاد میگفت، اتفاقات خوب پشت سر هم شروع شد و اوضاع زندگیام روزبهروز بهتر شد.
الان زندگیام از هر نظر عالی شده. باید بگویم طبق تأکید استاد عباسمنش، ورودیهای ذهنم را بهشدت کنترل کردم. یعنی سعی کردم دقیقاً همانطور که ایشان آموزش میدهند، گوش بدهم و عمل کنم. دورههای دیگری هم خریدم؛ از جمله جهانبینی توحیدی و کشف قوانین زندگی.
آموزشهای کشف قوانین، درونم را متحول کرد. نگاهم به خودم، تواناییهایم و رابطهام با خدا عوض شد. انگار رنگ عینکی که با آن دنیا را میدیدم کاملاً تغییر کرد. دوره عزت نفس را هم تهیه کردم و پیشرفتهای زیادی داشتم. دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها باورهایم را چنان قوی کرد که باور کردم میتوانم به تمام خواستههایم برسم.
و اما معجزهای که برایم از همه شیرینتر است… همان پسرم که با گریه خانه را ترک کرده بود، حالا هر بار که زنگ میزند میگوید: «سلام عشقم».
تمام زندگیام پر شده از معجزه.
- راه اندازی و رشد کسب و کار شخصی ام
سالهای سال در گمراهی زندگی میکردم. باورهای شرکآلود داشتم و دستم به سمت همه دراز بود جز خدا؛ به رئیسم، فامیل، دوستان، همکاران، همسرم و حتی پدرم.
تا اینکه یک روز، میان تمام کلیپهایی که برایم ارسال میشد، یک فایل انگیزشی از استاد عباسمنش دیدم که بهشدت روی من تأثیر گذاشت. آخر آن فایل نوشته بود «گروه تحقیقاتی عباسمنش». سایت را پیدا کردم، عضو شدم و کمکم با آموزشهای استاد عباسمنش شروع کردم به تغییر.
اولین دورهای که خریدم، دوره روانشناسی ثروت ۱ بود. گوش دادن به آموزشهای این دوره و انجام تمریناتش، قبل از هر چیز آرامش را به زندگیام برگرداند و از آن دنیای پر استرسی که خودم ساخته بودم بیرون آمدم.
خودباوریام تقویت شد و تصمیم گرفتم به ترکیه مهاجرت کنم و کسبوکار خودم را داشته باشم. به خودم قول دادم از صفر شروع کنم؛ در کشوری که حتی زبانش را بلد نبودم. به ترکیه آمدم و خیلی زود ارتباطم با خیلیها، حتی خانوادهام، قطع شد. من ماندم و همسرم و آموزشهای استاد عباسمنش؛ و این بهترین فرصت بود که با کمک این آموزشها خودم را رشد بدهم.
خدا را شکر، امروز کسبوکار خودم را دارم؛ همان چیزی که همیشه آرزویش را داشتم و هر روز هم در حال پیشرفت است. از استاد آموختم که هر چیزی را از خدا بخواهم، اگر باورش کنم و برایش قدم بردارم، خدا به من میدهد.
میخواستم کارم اینترنتی باشد و رسیدم. میخواستم درآمد ارزی داشته باشم و توانستم بسازم. از ۵۰ لیر شروع شد اما ادامه دادم و پلهپله رشد کرد. میخواستم درآمد دلاری داشته باشم، رسیدم. همزمان میخواستم درآمد ریالی هم داشته باشم و آن هم اتفاق افتاد.
استاد عباسمنش، از صمیم قلب باید بگویم تو واقعاً مرد بزرگی هستی. دمت گرم که این دورههای ارزشمند را ساختی؛ آموزشهایی که واقعاً نمیشود روی آنها قیمت گذاشت، و اینقدر ساده، کاربردی و روان مسائل اساسی زندگی را آموزش میدهی. آموزشهایت با روح آدم عجین میشود.
واقعاً کار بزرگی کردهای؛ میلیونها نفر را با خدا آشتی دادهای.



بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
به اذن الله و هدایتش دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو تهیه کردم قبلا قانون سلامتی رو تهیه کرده بودم و بعدش توی قلبم گفتم انشاءالله
دوره ی روان شناسی ثروت رو تهیه میکنم اما هربار به یه مانع میخوردم
حس میکردم ناخالصی و بیقراری و عجله و استرس اذیتم میکنه با اینکه نزدیک به پنج ساله همش سعی میکنم روی خودم کار کنم (و پنج ساله که با استاد بزرگوارم آشنا شدم)
اما همش می کوبیدم به جاده خاکی و باز خراب میکردم هربار ..
گاهی پر از غم و حسرت میشدم و گریه ها سر میدادم و هدایت می طلبیدم و همه چی آسون و بهتر میشد و همین که میخواستم دور بگیرم و یا نزدیک دور گرفتنم بود همون قانون مومنتوم که استاد بزرگوارم گفتند ولی من خودم همه چیزو خراب میکردم و زمین و زمان و همه کس و همه چیز رو مقصر میدونستم غیر از خودم
گاهی زندگی و جهانم رو خودم آگاهانه یا ناآگاهانه پر از تراژدی میکردم خودم رو به تضاد و درد سر مینداختم با دستای خودم دیگه از بس رفتمو برگشتم هزار بار شد و خسته شدم
و بعد از کلی جنگیدن با خودم و به اذن الله بازم بیدار شدم و با خودم گفتم قانون سلامتی رو تهیه کردی قبل از قانون سلامتی توی جهنمی بودی که هربار تا لبه ی قبر می رفتیو برمیگشتی و بعد به اذن الله هدایت شدی به قانون سلامتی و همه چیز عالی شد معجزه ها شد .
و از ته قلبم سپاسگزار الله متعالم و زیباترین دعاها رو در حق استاد بزرگوارم کردم
وقتی راجب خداوند و توحید و شرک نورزیدن حرف میزنید من اشکم میاد و قلبم پر از شادیو امید و عشق میشه و زنده میشم و لذت میبرم و لذت میبرم ولذت میبرم قلبم پر از شجاعت میشه و از شر
همه ی ترسام خلاص میشم استاد
همیشه توی قلبم با شما حرف میزنم و میگم که دوستون دارم و بهتون افتخار میکنم ینی وقتی که گوش میدم به حرفاتون تموم حرفاتون حرفای قلب منه و لحظه به لحظه صداقت رو حس میکنم و همین صداقت شما استوار موندتون و شجاعتتون منو پر از ایمان میکنه به اذن الله
اگرچه اینجا قرار بوده که دیدگاهمو راجب به دوره ی هم جهت با جریان خداوند بنویسم اما من با قلبم نوشتم
و چون متاسفانه ایملم رو گم کردم نتونستم این حرف قلبمو توی نظرات قانون سلامتی بنویسم
حس میکنم وقتی شکستم از همه نظر و خودمو برای الله خالص کردم و دعا کردم الله یکتا نجاتم بده و شرک نورزیدم اون وقت هدایت شدم به قانون سلامتی ینی حس میکنم توحید من رو به شما وصل کرد یعنی چون شرک نورزیدم هدایت شدم به سمت قلب شما استاد بزرگوارم و من با تموم وجودم به این خصوصیت یکتاپرستی شما و شجاعت و شهامتتون افتخار میکنم
هدایت رو خودم چشیدم با تموم وجودم الله پاسخ منو داد رب العالمین پاسخ قلب
شکسته ی منو داد
من تکرار میکردم با خودم با اخلاص واقعی
( ای خدایی که جز تو خدایی نیست منو به سمت خواسته ام هدایت کن ؛ خواسته ام شفای کامل و سلامتی کامل قلبو روحو جسمم است) و بعدش معجزه شد و با قانون سلامتی همه چی روز به روز عالی تر شد
تا اینکه من تصمیم گرفتم دوره ی روانشناسی ثروت رو تهیه کنم اما گفتم که هر بار با موانع..
و هربار اشتباهات جدید
حسم بد بود ینی سعی میکردم بد نشه بد نمونه یه چیزایی از درون و بیرون عذابم میداد
آشوب میشدم یه جورایی عجله و استرس و ناامیدی کلی چیزای دیگه میومد سراغم
تا اینکه سعی کردم خودمو آروم کنم و دعا کنم و نظافت کنم جهانمو یعنی هم درونم رو هم بیرونم همم از همه نظر
بعدش کمی بهتر شدم اما هنوز هیجان رو حس میکردم توی درونم
به سایت سر میزدم و همین دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو دیدم حسم خوب شد با خودم گفتم انشاءالله بعدا تهیش میکنم فعلا نمیشه و اصلا بهش توجه نکردم گفتم توجهم رو روی روانشناسی ثروت فعلا میذارم
اما به خاطر دعاهام چن تا نشونه اومد و منم به نشونه ها و حرف قلبم اعتماد کردم و این دوره ی زیبا رو تهیه کردم به اذن الله
به محض اینکه تهیش کردم آروم شدم و تازه اولین جلسه رو گوش دادم سه بار و بعضی حرفاتون رو استاد بزرگوارم بارها و بارها گوش دادم و نوشتم و نکته برداری کردم حالم خیلی بهتر شده حس میکنم دارم بهتر میشم و بیشتر می فهمم بیشتر از قبل به اذن الله جهانمم زیباتر شده و ایمان دارم زیباترم میشه دیدگاهای دوستانمم خوندم عالی بود
خیلی دوس دارم منم از نتایجم بگم
یکی از نتایجم همزمان با خریدن دوره بود اینکه اون استرس و حس بد و ناخوشی که داشتم تونستم تا حدودی بهش غلبه کنم و البته اینبار آگاهانه تر و واقعی تر غلبه کردم و لذتشم چشیدم و خدا رو بابتش هزاران بار شکر کردم
و دومیش اینکه از روی محبت و عشق و انسانیت و دلسوزی به خاطر خدا به شخصی گرفتار پول قرض دادم با اینکه خودمم خیلی نیاز داشتم و بهم قول داد که برمیگردونه و حتی جبران کنه و تا آخرین لحظه ی عمرش فراموش نمی کنه که توی چه
لحظه ی سختی که کسی حاضر نبود کمکش کنه من کمکش کردم
خوشحال بودم که تونستم بنده ای از بندگان الله رو شاد کنم اما فقط چند روز طول کشید بنا به دلایلی اون شخص خیلی گند از آب دراومد فقط به این خاطر که از من چیزی خواست که من نمیتونستم انجام بدم و نه از قلبم و نه از خدام اجازشو نداشتم و البته اینم بگم که قبول میکنم خودم اجازه دادم که ناراحتم کنه و خودم به دنیای خودم جذبش کردم با اعمالم و گفتارم کردارم و احساسم پذیرفتم که خودم کردم اشتباه از خودم بود ضعف خودم بود به گردن گرفتم که ضعف خودم بود و سعی میکردم حتی توی قلبم اون شخص رو سرزنشم نکنم و رهاش کنم
و رابطمم باهاش قطع کردم چون حسم رو بد میکرد و قطع کردم بعدشم بهش گفتم حقم رو پس بده و ماه ها گذشت و خبری از پس دادنش نبود و حتی جوری حرف میزد و رفتار میکرد که انگار طلب کاره
ینی دیگه جوری شد از خیرش گذشتم و گفتم عاقا اصلا نخواه که حقتو بگیری ولش همون که شرش کم بشه قطع ارتباط بشه کافیه اما واقعا قلبم میگفت حقتو پس بگیر حتی به قیمت جونت چون لیاقتشو نداشت
به هر راهی میرفتم که حقمو بگیرم بن بست آهنین میشد اما همین که نیت کردم دوره رو تهیه کنم طرف مسیج داد که تا یه ماه دیگه پولتو پس میدم ینی اصلا حس میکردم ترس خدای من افتاده توی قلبش و اصلا راهی نداره جز اینکه حق منو پس بده و بعداز تقریبا پونزده روز حقمو پس داد خوشحال شدم چون موقعه ای پس داد که باید میداد و برای چیزای خیلی خوبی بهش احتیاج داشتم
و سوم اینکه قبل ازینکه به این دوره هدایت بشم حالم یه جوری شده بود با خودم گفتم بهتره برم
آرام بخش مصرف کنم و کردمم اما ناراحتم میکرد آرامشش سطحی و بد بود حال قلبم رو بد میکرد یه جور انگار قلبم خوش نبود حال نمیکردم ولی از ترس میگفتم حالا بخورم فعلا نکنه نتونم بخوابم
اما با گوش دادن جلسه ی اول دیگه نخوردمش
اگرچه هنوز اول راهم اما واقعا حال دلم بهتر شده و انگار جهانم داره واضح و شفاف میشه
همیشه من میگفتم لحظاتی داشتم که انگار توی آغوش خداوندم و هیچی نمیتونه آرامشمو بهم بزنه اما این حس خراب میشد آرزو میکردم بازم تجربش کنم و الان انگار کم کم دارم به اون حس میرسم ولی اینبار فرق میکنه فرقش اینه که نمیترسم تموم بشه و یا از دستش بدم و همین خیلی زیباست
وقتی هنوز دوره رو نخریده بودم و فقط نیتشو داشتم رفته بودم خرید ولی نمیدونم چرا اینقد خوشحال بودم یه آرامشو شادی سراسر وجودمو گرفته بود انگاری حس میکردم خداوند دستمو گرفته و بهم میگه دیگه رهام نکن بخدا همین حس رو داشتم و الان که می نویسم اشک توی چشمام جم شده و حس میکردم مث قبل توی گذشته یا آینده نیستم توی زمان حال بودم عصبی نبودم و از همه چی لذت میبردم دلم میخواست به همه لبخند بزنم و همه رو بغل کنم همه چیز زیباتر شده بود آسمونو زمین همه چی پراز زیبایی بود و برخلاف گذشته توی مغزم سروصدا نبود سکوت بود آروم بودم ینی حس میکردم خودم تنهام با خداوند هیچ چیز و هیچ کس رو نمی دیدم و پر از شادی بودم با خودمو خدام فقط لذت میبردم خرید زیادی هم نکردم ولی خیلی خوش تر از قبل گذشت خوش تر از همیشه و اینکه همش میخواستم این شادی و آرامش رو پخش کنم به همه چیز ببخشم به همه کس اول از همه همسرم و پسرم پس قلبم گفت براشون هدیه بخر و خریدم بعدش مادرشوهرم که دو ماه بود نمی تونستم بر خلاف گذشته که همیشه می بخشیدمش اینبار دو ماه بود که نتونسته بودم ببخشمش و واقعا تلخی رو می چشیدم و هرچی با خودم جنگیدم نتونستم ببخشمش تا اینکه همون روز آزادش کردم ذهنی و قلبی بخشیدمش رهاش کردم نمیدونم چطور شد قلبم فقط جوری بخشیدمش که قلبم براش غل میزد و دلتنگش شدم و نمیدونم اصلا چجوری شد که حتی به خاطر وجودش و سلامتیش خدا رو شکر کردم و حتی از نزدیک منزلشم راهم خورد قلبم دوس داشت برم پیشش بغلش کنم ببوسمش اما چون غروب شده بود باید برمیگشتم ولی از ته قلبم بخشیدمش بعدش بازم لبریز از شادی و آرامش بودم میخواستم همش این حس رو هدیه بدم وجالب بود تا وقت برگشتنم تا رسیدنم به خونه چهار نفر دیگه رو شاد کردم خدمت جزیی انجام دادم اما هنوز لبریز از شادی و آرامش بودم و همش دلم میخواست این حس رو به دیگران و اطرافیانم ببخشم
الحمدلله رب العالمین به خاطر هرلحظه و هر نفس و تمومه هدایت ها و وجود شما استاد بزرگوار
زیباترین دعاها رو در حق شما و خونواده ی زیباتون میکنم
خیلی دوس دارم شما دیدگاه منو بخونین