نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
- معجزه مادر شدن با عمل به آموزش ها
استاد عباسمنش، فایلهای هدیه شما طلای ناب است. من چهار ماه فقط همین فایلها را گوش میدادم و آنقدر نتیجه گرفتم که تصمیم گرفتم دورههای آموزشی شما را بخرم.
اولین نتیجه جدی من از روزی شروع شد که تصمیم گرفتم بچهدار شوم. وقتی آزمایش دادم، چندین دکتر متخصص گفتند: «شما تخمکگذاری نمیکنید و به این راحتیها نمیتوانید باردار شوید.» یعنی در سن ۳۶ سالگی آب پاکی را روی دستانم ریختند و گفتند راه درمانی طولانی و سختی پیش رو دارید. اما من از شما یاد گرفته بودم که این حرفها را نپذیرم و اجازه ندهم باورم را بسازند.
در مسیر برگشت از مطب تا خانه فقط با خدا حرف میزدم و میگفتم: «خدایا من را به این دکترها واگذار نکن. خودم را به تو میسپارم. قدرت فقط دست توست، نه هیچکس دیگر.» و سعی کردم هرچه از شما یاد گرفته بودم را اصل قرار بدهم.
بعد دوره ۱۲ قدم را خریدم. باید بگویم این دوره اسمش «دوره» نیست؛ خودِ زندگی است. کاش بهجای اینکه ۹ سال دانشگاه بروم، ۹ سال پیش با استاد عباسمنش آشنا میشدم و این دوره را میخریدم. تمام مدرکهایی که دارم، بهاندازه نیمی از آموزشهای این دوره برای من ارزش ایجاد نکردهاند، چون این دوره اصول واقعی و درست زندگی را به من نشان داد.
به خدا قسم، یک قرص هم نخوردم، یک دقیقه هم دکتر نرفتم و فقط سه ماه بعد از آن ماجرا، بهطور کاملاً طبیعی باردار شدم؛ آنقدر راحت که خودم شوکه شدم! فقط دو روز بعد از خرید دوره ۱۲ قدم متوجه شدم باردارم… و این، بزرگترین نتیجهای بود که در زندگیام گرفتم.
استاد عباسمنش، از شما ممنونم که باارزشترین و باکیفیتترین دورههای آموزشی را تولید کردید. نتایج استفاده از آموزشهای شما آنقدر زیاد است که واقعاً نمیتوانم همه را بگویم.
رابطهام با همسرم حالا بهقدری عالی و عاشقانه است که شاید از هر هزار زوج، یکی چنین رابطهای داشته باشد. در کارم، خدا را شکر، زحمت کارم کمتر شده و درآمدم بیشتر شده. قبلاً تلاش میکردم همه را راضی نگه دارم، اما الان اعتمادبهنفسم آنقدر قوی شده که برای راضی کردن دیگران تلاش نمیکنم؛ و در عوض، آدمهای باکیفیتتری وارد زندگیام شدهاند.
- تغییرات شخصیتی من و نتایج این تغییرات
من رحمان هستم و در حال استفاده از آموزشهای استاد عباسمنش در دوره ۱۲ قدم هستم. در یکی از جلسات، استاد عباسمنش درباره مفهوم هجرت صحبت میکردند و من با اطمینان میگویم که با عمل به این آموزشها، من واقعاً هجرت کردم. من از یک رحمانِ معتاد که روزی سه بار مواد مخدر مصرف میکرد و دو پاکت سیگار میکشید، به انسانی هجرت کردم که اکنون حتی بوی سیگار حالش را بد میکند.
من از آن رحمانی که به خاطر اثرات مواد مخدر تا ظهر خواب بود، وقتی بیدار میشد تا دو ساعت گیج بود و کسی حق نداشت به او اعتراضی کند چون عصبی میشد، فاصله گرفتم و به فردی جدید تبدیل شدم. اکنون من رحمانی هستم که قبل از همه از خواب بیدار میشود، همه چیز را مهیا میکند، نان سنگک داغ میخرد، انسولین مادرش را میزند و اولین نفر در محله است که مغازهاش را باز میکند.
هجرت من یک تحول همهجانبه بود. من از یک آدم بدبین و شکاک، به انسانی تبدیل شدم که زیباییهای اطرافیانش را میبیند. از رحمانی که هیچ هدفی برای ثروتمند شدن نداشت، به کسی رسیدم که اکنون ثروتمند شدن برایش تبدیل به یک وظیفه شده است.
من از فردی که بدون مواد مخدر و دوستان معتادش لذت نمیبرد، به رحمانی هجرت کردم که میتواند روزها و ماهها به تنهایی مسافرت برود و از بودن با خودش لذت ببرد. من از کسی که همواره دنبال پارتی و آشنا برای پیشبرد کارهایش بود، به انسانی تبدیل شدم که سعی میکند فقط و فقط روی خداوند حساب باز کند.
با کمک آموزشهای استاد عباسمنش در دوره ۱۲ قدم، من از رحمانی که حتی توان پرداخت قسطهایش را نداشت، به رحمانی هجرت کردم که درآمدش ۳۰ برابر شده و این درآمد روزبهروز در حال افزایش است.
قبل از آشنایی با استاد عباسمنش، روزهای بسیار سختی را میگذراندم. فشار بدهیهای مالی و چکهای برگشتی از یک سو و درگذشت همسرِ خواهر عزیزم از سوی دیگر، مرا به جایی رسانده بود که هر لحظه بهطور جدی به مرگ فکر میکردم و تقریباً خودم را برای پایان دادن به زندگیام آماده کرده بودم. حتی سم قوی و کشندهای تهیه کرده و زیر بالشم گذاشته بودم.
در یک مهمانی خانوادگی، دخترخالهام متوجه آشفتگی من شد و وقتی سفره دلم را باز کردم و از بدبختیهایم گفتم، حرفم را قطع کرد و پیشنهادی داد که مسیر زندگیام را تغییر داد. او گفت: میخواهی جایی را به تو معرفی کنم که دنیایت را عوض کنی؟ او استاد عباسمنش را به من معرفی کرد و گفت که با کمک آموزشهای ایشان توانسته ۴۰۰ میلیون تومان بدهی سنگین را در عرض یک سال و نیم پرداخت کند و از شر آن خلاص شود.
مشتاق شدم تا استاد عباسمنش را بشناسم. همان شب فایلهای هدیه سایت را گوش دادم و چنان غرق آنها شدم که گویی از همهچیز بریده بودم. در تاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ در سایت ثبتنام کردم و این روز را تاریخ تولد الهی خودم میدانم. امروز به لطف خداوند و عمل به آموزشهای استاد عباسمنش، تمام بدهیهایم پرداخت شده است. من به استقلال مالی رسیدهام، ماشین مورد علاقهام را خریدهام، زندگی مستقل و خوبی دارم، طلا پسانداز کردهام و تمام لوازم زندگیام را نو و مرتب کردهام.
من از کارمندی بیرون آمدم و اکنون کسبوکار موفق خودم را دارم. درآمد من تنها با استفاده از آموزشهای رایگان استاد عباسمنش به ۱۲ برابر رسید و اکنون دوره روانشناسی ثروت ۱ را نیز تهیه کرده و روی آن کار میکنم. در طی این چند سال، سلامتیام عالی بوده و شاید فقط دو بار از دارو استفاده کردهام و هرگز نیاز به دکتر رفتن پیدا نکردم.
از نظر روحی، منی که هر روز با همکار، مشتری و حتی خانواده عزیزم درگیر بودم، آنقدر تغییر کردهام که آرامش عمیقی در وجودم جاری شده و حتی یادم نیست آخرین باری که عصبانی شدم چه زمانی بوده است.
اکنون استقلال مالیای را تجربه میکنم که هر چیزی را لازم دارم، بهراحتی و بدون نگرانی از قسط و بدهی میخرم و دیگر نیازی نیست اول حسابوکتاب کنم. من در نهایت رفاه زندگی میکنم، به ورزش سوارکاری میپردازم و از تکتک لحظات زندگیام لذت میبرم.
من ۵۷ ساله هستم و قبل از آشنایی با آموزشهای استاد عباسمنش، وضعیت سلامتیام بسیار وخیم بود. کلسترول خونم بالای ۶۰۰ بود، ۸۵ کیلوگرم وزن داشتم و قند خون ناشتای من تا ۱۸۰ بالا میرفت. دیابت نوع ۲ داشتم و مجبور بودم برای کنترل آن روزی ۳ عدد قرص متفورمین و برای کنترل کلسترول نیز روزی ۳ قرص مصرف کنم. علاوه بر اینها، دچار کمکاری تیروئید، مشکلات بینایی و پادرد بودم. همواره احساس خوابآلودگی داشتم و انرژی جسمانیام بسیار پایین بود.
شرایط جسمانی من به قدری دشوار بود که به خاطر مشکل سیاتیک، حتی ۱۰ دقیقه هم نمیتوانستم پیادهروی کنم. زانودرد و کمردرد به شدت آزارم میداد و گرفتگی عضلات شدیدی داشتم. شبها نیز آسایش نداشتم؛ عرقکردنهای شبانه و خروپف شدید در خواب، هم خودم و هم اطرافیانم را به شدت اذیت میکرد. در چنین شرایطی، پسرم دوره قانون سلامتی استاد عباسمنش را به عنوان هدیه تولد برایم خرید و خدا را شکر میکنم که بهترین هدیه عمرم را دریافت کردم.
اکنون که کمتر از دو ماه از عمل به آموزشهای استاد عباسمنش در دوره قانون سلامتی میگذرد، وضعیت سلامتی من کاملاً دگرگون شده است. وزنم به ۷۸ کیلوگرم رسیده و قند خون بعد از غذای من به ۱۱۰ کاهش یافته که اصلاً برایم باورکردنی نیست. خروپف شبانهام کاملاً برطرف شده، شبها به آرامی میخوابم و دیگر خبری از تعریق شبانه نیست. گزگز و سوزش دست و پایم بهبود یافته، زانودرد و کمردردم کاملاً خوب شده، سیاتیکم رو به بهبودی است و گرفتگی عضلاتم بسیار کمتر شده است.
نتایج من شگفتانگیز است؛ الان میتوانم به راحتی روزی یکبار پیادهروی کنم و یک روز در میان یوگا کار میکنم. فعالیتهایی را انجام میدهم که به مدت چندین سال نتوانسته بودم انجام دهم، اما الان همه حرکات ورزش یوگا را عالی اجرا میکنم و مورد تشویق کلاس قرار میگیرم.
از لحظهای که قدم اول دوره ۱۲ قدم را شروع کردم، اتفاقات فوقالعاده و معجزات وارد زندگیام شده و این روند تا همین امروز ادامه دارد. استاد عباسمنش عزیز، قلب من آنقدر آرام و حالم آنقدر خوب است که دلم میخواهد روی تکتک ثانیههای حرفهای شما در این دوره تمام تمرکزم را بگذارم و واقعاً هیچ عجلهای برای تمام کردن جلسات ندارم.
پیش از آشنایی با دوره ۱۲ قدم، با وجود سن کم، همیشه دچار کمردرد، گردندرد و قلبدرد بودم. اما از لحاظ سلامتی به لطف پروردگارم، پس از شروع این دوره حتی یک بار هم بیمار نشدهام و سلامتی کامل را تجربه میکنم.
روابطم فوقالعاده شده است و افراد منفی به شکل معجزهآسایی از زندگیام خارج شدند. دوستان و خانوادهام محبتشان را بسیار بیشتر به من نشان میدهند و اکنون اطرافم را آدمهایی پر کردهاند که خوشحالتر، آرامتر و هدفمند هستند؛ کسانی که به اهدافشان رسیدهاند و من از آنها انگیزه زیادی میگیرم.
از لحاظ موفقیت مالی، نتایج برایم خیرهکننده بوده است. حقوقم بیشتر از دو برابر شده و پولی که مدتها خواهان آن بودم، به شکل معجزهآسایی به دستم رسید. همچنین ایدههای جدیدی در زمینه کاری به من الهام شده که به لطف الله در حال انجام آنها هستم.
از نظر خوشحالی درونی، تفاوت از زمین تا آسمان است. من که پیش از این همیشه غر میزدم، ناراحت بودم و گریه میکردم، الان بسیار بیشتر میخندم، حالم عالی است و خداوند میداند که وقتی به نعمتهایم فکر میکنم، از شدت خوشحالی اشک شوق میریزم.
من به دوستان دو کار را پیشنهاد میدهم که برای خودم نتیجه فوقالعادهای داشت. اول اینکه استاد عباسمنش همیشه تأکید میکنند ورودی مناسب بسیار مهم است؛ من خودم هر زمان که فرصتی دارم، فقط و فقط فایلهای هدیه شما را گوش میدهم و به این شکل ورودیهای مناسبی به ذهنم میدهم.
نکته دوم این است که از ابتدای دوره ۱۲ قدم، تمام اتفاقات خوبی را که برایم رخ داده مینویسم و تا الان ۸۰ معجزه را ثبت کردهام؛ از زمانی که مغازهدار پول کمتری از من گرفت تا وقتی که چند ده میلیون وارد حسابم شد. این لیست باعث شده هر وقت ذهنم میخواهد من را از مسیر آموزشها دور کند، با همان منطقی که استاد عباسمنش در جلسه اول گفتند، به خودم میگویم: من ۸۰ معجزه وارد زندگیام شده است، چطور میگویی این مسیر جواب نمیدهد؟
من اکنون در پایان قدم دوم و شروع قدم سوم از دوره ۱۲ قدم هستم. میخواستم نتایج ارزشمندی را که پس از گذراندن این دو قدم کسب کردهام بازگو کنم تا هم خودم به این روند آگاه باشم و هم این آگاهی را با دیگران به اشتراک بگذارم.
یکی از مهمترین دستاوردهای من، شاغل شدن در شغلی است که هم مورد علاقه من است و هم کاملاً مرتبط با رشته تحصیلی و مهارتهایم میباشد. همچنین خدا را شاکرم که ورودی مالی من و همسرم تقریباً تا ۳ برابر افزایش یافته و حتی موفق به داشتن پسانداز ارزی شدهایم.
در این مدت آسانیها به وضوح در زندگیام رخ دادهاند و چرخ زندگیام بسیار روان و لذتبخش شده است. رابطه عاطفیام بسیار عاشقانهتر و صمیمانهتر شده و علاوه بر دریافت هدیههای گوناگون، شرایط مکانی من نیز به گونهای رقم خورد که بسیار به دانشگاه نزدیک شدهام، در صورتی که قبلاً باید به شهرستان میرفتم.
نتایج من تنها از قدم اول دوره ۱۲ قدم آنچنان شگفتانگیز است که احساس میکنم گویی تمام مسیر را طی کردهام. اگرچه مدتی روی قدمهای اولیه کار میکردم، اما امسال تصمیم گرفتم با تمرکزی بالا و جدی، آموزههای استاد عباسمنش را اجرا کنم و تغییرات بنیادینی در زندگیام رخ داد.
وضعیت مالی من از نیاز شدید به پول خریدهای روزمره سوپرمارکتی، اکنون به درآمد ماهیانه حدود ۷۰ میلیون تومان رسیده است. از کار کردن در مغازه ۱۷ متری و قدیمی پدرم، به یک واحد ۲۲۰ متری فوقالعاده شیک در طبقه ششم یک برج اداری نقلمکان کردهام و اکنون به ۴ نفر پرسنل حقوق میدهم. همچنین از وضعیت بدون خودرو، اکنون صاحب یک ماشین ۲۰۶ هستم.
در بخش روابط، از یک رابطه بیمارگونه به رابطهای در آرامش کامل رسیدم و کینههای قدیمی نسبت به خواهرم جای خود را به یک رابطه صمیمانه و عالی داده است. پسرم نیز که قبلاً خانهنشین بود و جایی نمیرفت، اکنون استودیو موسیقی شخصیاش را راهاندازی کرده و کاملاً مستقل شده است.
با کمک آموزههای استاد عباسمنش و دوره قانون سلامتی، از وزن ۷۸ کیلو و درگیری شدید با قند، چربی و ضعف جسمانی، به وزن ۶۹ کیلو، سلامتی کامل و انرژی بسیار بالا رسیدم. رابطه من با خداوند که قبلاً معمولی و دور بود، اکنون به عاشقانهترین و عالیترین ارتباط زندگیام تبدیل شده است، به طوری که توانستم با لذت تمام روزه بگیرم.
وقتی با برداشتن تنها یک قدم چنین تغییرات عظیمی رخ داده است، بیصبرانه منتظر نتایج پایان دوره هستم. خدایا شکرت که مرا در مدار این آگاهیهای ناب و خالصانه استاد عباسمنش قرار دادی.
من حدود دو میلیون بار در سایت درباره نتایج تمرینات دوره ۱۲ قدم خوانده بودم، اما هیچکدام را نه باور کرده بودم و نه انجام داده بودم، چون ذهنم کاملاً منطقی و تحلیلگر است. بالاخره با خودم گفتم فقط ۱۰ روز این تمرین را انجام میدهم و بعد نتیجهاش را در سایت مینویسم. حالا که این نوشته را میگذارم، دقیقاً ۱۰ روز گذشته است.
هر روز بین سه تا پنج خواسته مینوشتم و همه چیزهایی را که استاد عباسمنش درباره این تمرین توضیح داده بودند، تا حد امکان اجرا میکردم. در روزهایی که هم بخش صبحگاهی و هم بخش شبانگاهی را درست انجام میدادم و حس خوبی داشتم، تقریباً تمام خواستههایی که نوشته بودم محقق میشد. در بدترین حالت فقط یکی از آنها تیک نمیخورد.
این را برای یادآوری به خودم و ذهن منطقیام مینویسم که اگر بعدها این تمرین را انجام دادم و نتیجه نگرفتم، تنها دلیلش این است که تمرین را درست و کامل انجام ندادهام. پس باید فایل توضیحات تمرین «ستاره قطبی» را دوباره گوش کنم و از اول شروع کنم.
یکی از نتایجی که برایم شگفتانگیز بود مربوط به پولی بود که از یک نفر طلب داشتم. او با لجبازی میگفت پول را نمیدهد. از آنجا که از استاد عباسمنش یاد گرفته بودم با جنگ و فشار نتیجه فقط بدتر میشود، تمرکزم را از او برداشتم و این خواسته را داخل تمرین ستاره قطبی نوشتم. تجسم کردم که او پول را واریز کرده و خودم را در حال دیدن پیامک واریز میدیدم.
ساعت ۸ صبح این تجسم را انجام دادم. بیرون رفتم و ساعت ۱۲ به خانه برگشتم. موقع ناهار پول دقیقاً همانطور که تجسم کرده بودم واریز شد. آن لحظه میخواستم پرواز کنم! نه به خاطر پول… بلکه به خاطر اینکه قوانین جهان اینقدر شفاف و دقیق کار میکنند.
وقتی امروز دفتر مخصوص تمرین ستاره قطبی را مرور کردم، دیدم چقدر خواستههایم در این ده روز برآورده شدهاند؛ از ناهار مورد علاقهام گرفته تا رشد درآمد کسبوکارم. حتی بعضیها را یادم رفته بود.
من همیشه آرزو داشتم سازوکار این جهان را یاد بگیرم و بفهمم چطور میشود با آن همجهت شد. حالا این تمرین دارد خیلی واضح این سازوکار را به من نشان میدهد. باور دارم همین تمرین میتواند زندگی را در تمام جنبهها تغییر بدهد.
من دو ماه است که دوره ۱۲ قدم را شروع کردهام و الان در قدم سوم هستم. در همین دو ماه اتفاقات فوقالعادهای برایم افتاده که قبلاً بعضی از آنها را نوشته بودم، اما خبری که امروز به من دادند واقعاً یک معجزه است.
نزدیک به سه سال بود که هر روز در تمرین فانوس دریایی مینوشتم و از خداوند فرزندان صالح، سالم و یکتاپرست میخواستم، اما واقعیت این است که فقط مینوشتم. اصولی را که استاد عباسمنش درباره انجام این تمرینها توضیح داده بودند اجرا نمیکردم.
از وقتی نتایج آقای رضا عطار روشن در سایت قرار گرفت، با دیدن و شنیدن صحبتهای ایشان انگیزه عمیقی گرفتم. من هم تجسم خواستههایم را شروع کردم و بعد به این دورههای زیبا و تأثیرگذار و تمرین ستاره قطبی هدایت شدم.
مدتی است که در تمرین ستاره قطبی از خداوند خواستهام فرزندی به من عطا کند. هر روز، هم در مغازه و هم در خانه، طبق آنچه از آموزشهای استاد عباسمنش یاد گرفتهام، سعی میکردم این تمرین را درست و کامل انجام بدهم. لحظه پایانی را تجسم میکردم؛ لحظهای که خداوند فرزندی به من داده و او را در آغوش گرفتهام. حتی بوی نوزادی را حس میکردم… آنقدر واقعی و زنده که اشک شوق از چشمانم سرازیر میشد.
دیروز وقتی از مغازه به خانه رفتم، همسرم در را که باز کرد، لبخند زد و به من تبریک گفت: «همسر عزیزم، تو پدر شدی.»
نمیدانستم از خوشحالی چه کار کنم. به اتاقم رفتم و با خداوند صحبت کردم و از ته دل لذت بردم. همین حالا که دارم این نوشته را مینویسم، اشک از چشمانم جاری است و حالم فوقالعاده است.
این را هم بگویم که هیچ هزینه درمان و پزشک انجام ندادیم. فقط تمرین ستاره قطبی… فقط یک تجسم خالصانه… و همانطور که استاد عباسمنش میگویند: چنان تغییری در شما رخ میدهد که هرچه بگویم کم گفتهام.



به نام خداوند توانای مهربان
چکاپ فرکانسی دوره هم جهت با جریان خداوند
سلام به استاد سید حسین عباسمنش عزیزم، سلام به استاد مریم شایسته جانم،
با قلبی آرام و تسلیم در مقابل ندای هدایتی که گفت زودتر از موعد پایان دوره، درباره نتایجت بنویس، دارم با عشق مینویسم.
این عشق توهم نیست، زاییده ذهن نیست، این یک جریان بیدار و هشیار از نور الهی و روح مقدس خداوندیست که از روز خلقت انسان، خداوند در وجود همه ما آفریدگان به ودیعه گذاشته، این همون بار امانتی است که تازه آموخته ام عاشقانه حملش کنم، چون این یک بار نیست، این منبع انرژی من و نیروی هدایتگر من به سمت خوشبختی و آسانیهاست.
من از دوره های قبلی و جلسات هدیه پله به پله تکاملی رو طی کردم که به مرور شخصیت منو مول یک استاد مجسمه ساز تراشید و شکل داد. اضافاتش رو تراشید و سبک کرد، و رنگ و لعاب شادی و آرامش و اطمینان بهش زد.
روزهایی رو سپری کردم که در شک و ابهام بودم، در گرداب ذهنیات مسموم گرفتار میشدم اما امیدی در دلم زنده بود که این هم میگذره، جوابها میاد، خدا همینجاست….
با این امید و ایمان به وعدههای خداوند که از زبان استادم میشنیدم همواره در حال تلاش برای درک مفاهیم اساسی جهان بودم. آرام آرام شخصیتم قویتر شد، عزت نفسم تقویت شد، وقتی خودم رو مرور میکردم متوجه میشدم سپاسگزارتر شدم، نتیجه دیگه برام فقط عدد حساب بانکی نبود، خواستههام تغییر کرد. از خواستههای صرفا مادی تبدیل شد به بهبود شخصیت، سرمایهگذاری روی خودم، متوکلتر شدنم، مؤمنتر و موحدتر شدنم.
این روند که از «دوره 12 قدم» شروع شد و با «دوره شیوه حل مسائل زندگی» ادامه پیدا کرد هم برای من برکات مادی داشت و هم روابطم رو بسیار بهبود بخشید. بعد از اون «دوره احساس لیاقت» مسیر تازهای از احساس ارزشمندی رو پیش روی من باز کرد و دید بسیار ظریفتری بهم داد تا ایرادهای اساسیم رو پیدا کنم و نقاط قوتم رو جدی بگیرم و بابتشون سپاسگزارتر باشم.
فایلهای هدیه بی نهایت ارزشمندِ توحید عملی، باورهای ثروتساز، سریالهای زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا و آرامش در پرتو آگاهی هر کدوم در برهه هایی از زمان کلیدهای حل مسائل روزمرهام شد و منو در مسیر رشد نگه داشت.
اما متوجه رشدم نبودم تا اینکه نقطه عطف زندگیم رقم خورد و من تازه فهمیدم اینهمه مدت داشتم برای چه اتفاقاتی آماده میشدم.
روز 1 آبان 1403 فایلی روی سایت اومد به نام «درک قوانین جهان در قرآن کریم/قسمت 1» و در اون فایل باز هم مفهوم عملی توحید و شرک به زیبایی توضیح داده شد.
استاد گفتند توحید یعنی ما به هیچکس حتی نزدیکانمون نیازی نداشته باشیم. همون روز مادرم بهم زنگ زد و با حال روحی نامناسبی اشک ریزان ازم عذرخواهی میکرد که برای تولد فرزندم که قرار بود 12 روز بعد به دنیا بیاد شرایط مالی مناسبی نداره که هدیه ارزشمندی بخره.
من تحت تاثیر همون فایل زبان گویای خداوند شدم تا قلبش رو آرام کنم، و بهش گفتم خدای من خودش مراقب منه و شما اگر هدیه نخری یا حتی نیای پیش من هم همونقدر عزیزی، خداوند دستانش رو برای کمک به من میفرسته، همین حس مادرانه شما برای من یک گنج بیپایانه….
این پیام خدا قلب مادرم رو آروم کرد و منو بی نهایت سپاسگزار، که تونستم در آخرین مکالمهام با مادرم پیامرسان خدا باشم.
دو روز بعد یعنی 3 آبان مادرم به آغوش پروردگار پر کشید. و من با سپردن خودم و فرزندم به خدایی که از مادر به من مهربونتره، از بزرگترین امتحان زندگیم سربلند بیرون اومدم. نتیجه تمام سالهایی که دانشجوی توحید بودم رو با معجزهی «پذیرش و آرامش قلبی» دریافت کردم.
همون روز با هدایت خداوند فرزندم به سلامتی و راحتی به دنیا اومد و من در مدار سپاسگزاری و نعمت قرار گرفتم.
شاید نتیجه و جایزهی این کنترل ذهن این بود که 4 ماه بعد که «دوره مقدس همجهت با جریان خداوند» متولد شد تونستم برای اولین بار همزمان با لانچ شدن دوره در اون شرکت کنم؛ دورهای که به جرأت میتونم بگم استاد عباسمنش خودشون با اون صدها مدار به سوی نور و خشوع و آگاهی بیشتر صعود کردند و به تبع ایشون ما دانشجوها هم غرق در اقیانوس عمیقی از جلوهی پروردگار شدیم. معنی گستردهتری از سپاسگزاری در عمل رو درک کردیم و جنسی از ارتباط معنوی تازهتری با پروردگار هدایتگرمون تجربه کردیم.
و اما بعضی از تغییرات و نعمتهایی که همزمان با این دوره در زندگی من وارد شد:
ارتباطم با چندین نفر از بهترین دانشجویان توحید و عملگراترین موحدین حاضر در این سایت خودبخود بدون هیچ تلاشی از طرف من شکل گرفت. کسانی که روزی آرزو میکردم چنین دوستانی داشته باشم.
هر روز باهاشون در ارتباطم و این خودش یک اصلاحگر مسیره که از مومنتوم مثبت خارج نشم. حتی با دو نفرشون دیدار حضوری هم داشتم.این فضل بیپایان خداونده که چنین گنجهای قیمتیای رو وارد زندگی من کرده.
بسیار بسیار نسبت به قبل بیشتر در لحظه زندگی می کنم، و اصلا تازه معنی زندگی در لحظه رو دارم درک میکنم. نگران نیستم که از برنامه روزانهام جا بمونم، میایستم و با خنده بچههام میخندم، میرقصم، بچگی میکنم، شعر میخونم، بچههام هم بیشتر از قبل میخندن، شادن و اتفاقا دقیقا مشخصه که راحتتر و سریعتر از قبل دارن رشد و تکاملشون رو طی میکنن. مشکلات قبل رو ندارن، مشکلات بقیه بچهها رو ندارن و من هر روز آگاهانه به یاد میارم که قبلا این آسانیها نبود و الان هست خداروشکر.
بهبودگرایی رو تازه دارم بصورت عملی زندگی میکنم. بخاطر اندکی بهتر رفتار کردنم، یک بار بیشتر صبوری کردنم، کنترل کلامم، کمتر عصبانی شدنم، مقایسه نکردن خودم یا فرزندانم با دیگران، باورهای ثروتساز بهترم، احساس ارزشمندیِ کمی بیشترم، و زندگی عاطفی عاشقانهترم هر روز خدا رو شکر میکنم و این بهبودها رو با خودم تکرار میکنم، بزرگشون میکنم و تحسینهای دیگران رو قبول میکنم.
برای کوچکترین خدمات یا زیبایی در جهان و آدمهای اطرافم آگاهانه تلاش میکنم هم قلباً و هم کلامی تشکر و تحسین کنم. برام غریبه و آشنا و بزرگ و کوچیک فرقی نداره، در سپاسگزاری سخاوتمندتر شدم.
خوابهای معنیدار زیادی میبینم که در همه اونها به نوعی قانون برام تکرار میشه و من در خواب آگاه به قوانین و معنی کلام مبهمی هستم که زده میشه. هدایتهایی دریافت میکنم که دقیقا راهگشای اون روزهای منه، مثلا در آخرین خوابم کسی بهم گفت: «دیدن نتایج، نتیجه است.» من برداشت کردم که باید نتایجم رو بزرگ بشمارم و تکرارشون کنم تا ازشون انرژی حرکت بگیرم، این یک شخصیت سپاسگزار و با احساس ارزشمندی بالا میطلبه که بتونی نتایجت رو ببینی. اگر نتایجت رو پاس بداری یعنی رشد کردی و این رشد یک نتیجه است.
همین خواب باعث شد نتایجم رو مرور کنم و قلبم گفت اینحا بنویسم.
تقریبا هر روز ورودی مالی دارم. به لطف خداوند.
رابطهام با همسر و پدر و خواهر و برادرم بینظیر و سرشار از عشق و آرامشه. درکم از احساساتشون بالاتر رفته چون درصد کوچیکی نگاه ذهنم با نگاه روح هماهنگتر شده. اینو حس میکنم که این تطابق منو بزرگوارتر و بلندنظرتر کرده.
مدتها بود که برای فعالیت مورد علاقهام از خدا هدایت خواسته بودم و این ماههای آخر فقط میشنیدم که خدا میگه «یکمی صبر کن، به وقتش بهت میگم، تو فعلا فقط از زندگیت لذت ببر…»
از روزهای پایانی شهریورماه هدایتها و نشانهها اومد و من به راحتترین شکل ممکن هدایت رو تشخیص دادم و دنبال کردم. مومنتوم مثبت شکل گرفت و قدمهام رو با نیرویی که خود خداوند با نشانههاش بهم بخشید برداشتم. اول راهم و هنوز این نهال نوپا شکل نگرفته ولی قلبم بسیار روشنه، بسیار امیدوار و خوشبینم به این مسیر هدایتی.
تمام فایلهای نشانههای روزانهام رو انگار خود خدا با یک برنامهی دقیق برام چیده و یکی یکی درست در لحظهای که ازش میخوام قدم بعدی رو بگه یا طرز فکر صحیحی رو بهم القا کنه یا سوالم رو جواب بده، در قالب یک فایل میاره میذاره جلوی چشمم. و من با عشق به هدایتم عمل میکنم. ذره ذره، تاتی تاتی، اما پیوسته.
برام وقت آزاد میکنه تا گامهای عملیم رو بردارم هرچند به ظاهر کوچیک، اما موثر. برام بینهایت مهمه که حرکت کردم و هیچ چیزی رو بهانهی کاهلیهای خودم نکردم. و دارم میبینم که خداوند دلها رو برام نرم کرده، مسیرها رو باز کرده و همواره در حال صحبت کردن با منه.
عاشق این منِ جدیدم. عاشق زندگیمم. عاشق دنیایی هستم که توش من هستم، خدا هست، استادم هست و تمام بینهایت دستانش برای آبادانی جهانم. برای اینکه اندکی باور کردم که قدرت خلق جهان دلخواهم رو دارم. این خودِ معجزه است.
سجاد عزیز سلام و عشق و احترام خدمت شما با اون روح لطیف و کلام پرانرژیت.
ازت بی اندازه متشکرم که با تمام و توجه و تمرکزت، با شور و اشتیاق نتایج منو (البته بخش کوچیکی از نتایجم) خوندی اون هم بارها و بارها و برام با تمام قلبت نوشتی. انرژیش تا اینجا رسید.
ازت عذرخواهی می کنم که نتونستم زودتر پاسخ محبتت رو بدم چون رفته بودم اهواز برای مراسم سالگرد مادرم و یک مقدار شلوغ بودیم.
سجاد عزیزم استادمون دونه به دونه حرفاشون حق و حقیقته، من بهش رسیدم.
من هرروز یک یا چند مورد پیدا می کنم که استاد در موردش صحبت کردن و قوانین جهان رو در مورد اون موضوع باز کردن، چه روابط. چه مسائل شغلی، چه سلامتی چه معنویت، عزت نفس و ….
امروز شنیدم که کسی رفتار نامناسبی با خواهرم داشته و خواهرم با اون بخش از احساس ارزشمندی تقویت شده اش برای اون شخص حد و مرز مشخص کرده، و ناراحتیش رو با زبان نرم بهش ابراز کرده، من خواهرم رو تحسین کردم و گفتم خدایا ازت متشکرم که خواهرم تونسته حرف دلش رو مودبانه بزنه و بعدش نگران خراب شدن رابطه نباشه، و اون شخص رو بگذاره کنار. اون هم بهد از عمری فامیلی.
این برای خود من هم نتیجه محسوب میشه، اینکه اطرافیانم هم افرادی هستن که دارن رشد می کنن.
اینکه در حوالی من داره اتفاقات شگفت انگیزی میفته که تا قبل از کار کردن روی خودم یا نمی افتاد یا من نمی دیدمش. اما الان با اینکه ظاهرا برای خودم رخ نداده اما من اونقدر بهش توجه کردم که انگار خودم اون قدم رو برداشتم.
من مطمئنم که این توجه روی رشد و پیشرفت باعث میشه واقعا بهبود ایجاد بشه در شخصیت و رفتارم.
ممنونم برای اینکه با کامنت قشنگتون منو تشویق کردید به دوباره نوشتن و توجه به اتفاقات خوب.
آفرین به شما که با تمام احساس و ذوق و شوقتون برام نوشتید و مطمئنم این توجه و تمرکز برای شما شاهکار خلق میکنه.
براتون زندگی سرشار از نعمت و برکت و عمری باعزت آرزو می کنم.