نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -مهدی شریعتی
    فهمیدن و عمل کردن به آگاهی های این دوره عالی که زندگی من و افراد زیادی رو داره متحول میکنه

    می‌خواهم از نتایج فوق‌العاده‌ای بگویم که تا این لحظه با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱ در زندگی‌ام کسب کرده‌ام. الان که این متن را می‌نویسم، طبق آموزش‌های استاد عباس‌منش، در زندگی من و عزیزدلم هیچ‌گونه وام، قرض و بدهی وجود ندارد و ما در آرامش کامل ذهنی هستیم. ما در کنار هم کار می‌کنیم و از مسیرمان لذت می‌بریم. نکته شگفت‌انگیز اینجاست که هر روز کیفیت مشتری‌ها بالاتر می‌رود و از راه‌هایی که اصلاً فکرش را هم نمی‌کنیم، مشتریان عالی به سمت ما هدایت می‌شوند.

    من هر لحظه شکرگزار خداوند هستم که این آرامش را وارد زندگی‌ام کرد تا بتوانم از لحظه‌به‌لحظه عمرم لذت ببرم. دیگر خودم را در دام قسط و وام نمی‌اندازم تا شاید دو سال دیگر به خواسته‌ای برسم که با سختی و درگیری به دست آمده باشد. دوست دارم وقتی خواسته‌ای در درونم شکل می‌گیرد، آن‌قدر ذهنم آرام باشد که با لذت برای رسیدن به آن اقدام کنم و هم از مسیر لذت ببرم و هم از نتیجه.

    یک اتفاق رویایی و زیبای دیگر، سفر بی‌نظیری بود که همراه با عزیزدلم و دوستانمان تجربه کردیم. ما به شکلی عجیب به مکانی هدایت شدیم که درست مثل پارادایس بود؛ یک دریاچه زیبا با انبوه درختان و سرسبزیِ خیره‌کننده که انسان از دیدن آن سیر نمی‌شد. این سفر هم یکی دیگر از نتایج کار کردن روی دوره روانشناسی ثروت ۱ و البته تأثیر تماشای سریال زندگی در بهشت بود. این اولین مسافرتی بود که من و عزیزدلم با آرامش کامل و بدون هیچ‌گونه نگرانی بابت هزینه‌ها یا فکر کردن به بدهی‌ها تجربه کردیم.

    ما کاملاً رها و آزادانه سفر کردیم و لذت بردیم. من هر لحظه سپاسگزار بودم که به خاطر اجرای اصول ثروت، می‌توانم تا این حد آرام و در لحظه باشم و از زیبایی‌ها و نعمت‌های جهان به خوبی استفاده کنم. روزی را که با قایق وسط دریاچه بودیم، در آن هوای عالی، زیر آسمان آبی و در دل طبیعت بکر، هرگز فراموش نمی‌کنم. هر زمان یاد آن روز می‌افتم حالم عالی می‌شود و خدا را شکر می‌کنم که لایق رفتن به آن طبیعت و استفاده از آن موقعیت بودم.

    نتیجه ارزشمند بعدی، توانایی کنترل ذهن است. خیلی وقت‌ها نجواهای ذهنی سعی دارند نتایج مرا کوچک جلوه دهند، اما من همان‌جا قاطعانه پاسخ می‌دهم: این اتفاقات برای من مثل معجزه است؛ اگر نیست، چرا تا الان تجربه‌اش نکرده بودم؟ چرا تا حالا این شرایط عالی و این فراوانی در زندگی‌ام نبود؟ سریع این نجواها را خاموش می‌کنم و به قول استاد عباس‌منش می‌گویم که من سند و نتیجه در دستانم است. خدایا شکرت برای فهمیدن و عمل کردن به آگاهی‌های این دوره عالی که زندگی من و افراد زیادی را متحول کرده است.

  • -طاهره کمالی

    استاد عباس‌منش عزیز، اول از همه می‌خواهم از آموزه‌های بسیار عالی شما تشکر کنم که هرچه بگویم کم گفته‌ام. من یک خانم سرپرست خانواده هستم. زمانی که همسرم به رحمت خدا رفت، با وجود آن‌همه بدهی که به جا مانده بود، تنها چیزی که حالم را خوب می‌کرد فقط فایل‌های دانلودی شما بود. صبح‌ها به اشتیاق اینکه فایل جدیدی از شما روی سایت قرار گرفته باشد بیدار می‌شدم.

    وقتی خواستم قدم اول از دوره ۱۲ قدم را تهیه کنم، با خودم عهد بستم که اگر تا ۳ ماه دیگر بدهی‌ام صاف شد، بیایم و در سایت دیدگاه بنویسم. اما باید بگویم که در کمال ناباوری، نه تنها در ۳ ماه، بلکه تنها در عرض ۴۰ روز درآمدم ۲ برابر شد. از جایی که گمان نمی‌بردم پول به دستم رسید و توانستم تمام بدهی‌هایم را پرداخت کنم؛ آن هم فقط در چهل روز!

    نتیجه بزرگ بعدی مربوط به یک شکایت قانونی بود. یکی از طلبکاران از من شکایت کرده بود و حتی با اینکه حاضر بودم مبلغی اضافه پرداخت کنم تا شکایت نکند، راضی نمی‌شد. من به عمل به آموزش‌های شما ادامه دادم تا اینکه مدتی بعد، همان فرد شاکی با من تماس گرفت و گفت بیا اصل پولم را بده و من رضایت می‌دهم. باورم نمی‌شد که آن فرد فقط اصل پولش را می‌خواست و وقتی تلفن را قطع کرد، از شدت خوشحالی فریاد می‌کشیدم. روز بعد آن فرد به محضر آمد، پولش را گرفت و آن ماجرا به بهترین شکل تمام شد.

    نتیجه فوق‌العاده دیگر این بود که من طلبی از شخصی داشتم که مربوط به سال ۹۷ بود. درست روز بعد تلفنم زنگ خورد و آن فرد بدهی‌اش را به من برگرداند. من یقین دارم که تمام این نتایج معجزه‌آسای مالی و قانونی، حاصل شروع دوره ۱۲ قدم، استفاده از فایل‌های دانلودی و عمل به تمریناتی است که استاد عباس‌منش در دوره‌ها فرمودند.

    راستی مسئله بزرگی داشتم که چند سال بود هر کاری می‌کردم حل نمی‌شد، تا اینکه دوره شیوه حل مسائل زندگی روی سایت قرار گرفت. من این دوره را هم‌زمان با قدم سوم تهیه کردم و به زودی دوباره می‌آیم و از نتایج جدیدم می‌نویسم.

  • -لیلا صادقی

    من حدود یک سال پیش دوره قانون سلامتی را تهیه کردم و با وزن ۶۹ کیلوگرم، زندگی به شیوه این دوره را با هدف بهبود و سلامتی پوستم آغاز نمودم. امروز که این دیدگاه را می‌نویسم، به وزن رویایی‌ام یعنی ۵۵ کیلوگرم رسیده‌ام.

    من ۲۴ سال درگیر بیماری پوستی پسوریازیس بودم و در طی این سال‌ها، وقت و هزینه زیادی برای درمان صرف کردم. هر دکتری، هر دارو و روش درمانی را که پیشنهاد می‌دادند، استفاده می‌کردم؛ از داروهای گیاهی و کرم‌های موضعی گرفته تا آمپول و قرص‌های شیمیایی. اما دریغ از اندکی بهبود، بلکه وضعیتم بدتر هم می‌شد. کار به جایی رسیده بود که حتی به کنترل بیماری و پیشرفت نکردنش هم راضی بودم، اما هر روز بیشتر گسترش می‌یافت. این بیماری هم از لحاظ روحی و هم از لحاظ مالی آسیب‌های زیادی به من زد. خصوصاً اینکه بعد از اولین زایمانم و در اوج جوانی و زیبایی به این بیماری مبتلا شدم و پوست سفید، صاف و شفاف من به یک‌باره قرمز، متورم، همراه با خارش و پوسته‌ریزی شدید شد.

    هر نقطه‌ای از پوستم که دچار خارش می‌شد، شروع به زخم شدن و پوسته زدن می‌کرد و بدتر اینکه این مشکل به صورت قرینه در سمت دیگر بدنم نیز ظاهر می‌شد. بعد از زایمان دوم، این بیماری شدیدتر شد و با داروهایی که وزارت بهداشت تایید کرده بود، وضعیتم وخیم‌تر گشت؛ به‌طوری‌که سر تا پای من درگیر شد. همراه با این بیماری، مشکلات دیگری هم در بدنم بروز کرد مثل: کلسترول خون بالا، کبد چرب، بی‌خوابی، استرس شدید، روماتیسم مفصلی، خارش، سوزش، قرمزی، التهاب پوست، خفگی در خواب، اضافه‌وزن، ترک خوردن لب‌ها در اثر داروهای شیمیایی، ریزش مو و غیره. تحمل این بیماری برای یک خانم که مادر دو فرزند است، واقعاً سخت بود و روزگار دشواری را پشت سر گذاشتم اما ناامید نشدم و مدام روی عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفسِ از دست رفته‌ام کار می‌کردم.

    همواره از خداوند طلب درمان می‌کردم تا اینکه به لطف پروردگار حدود یک سال پیش با استاد عباس‌منش آشنا شدم. روزی ۷ الی ۸ ساعت فایل گوش می‌کردم و یادداشت برمی‌داشتم تا اینکه ایشان دوره قانون سلامتی را ارائه کردند. وقتی نتایج دوستان را می‌شنیدم، شعله‌های امید در من زبانه می‌کشید. سپس این دوره را خریدم و متعهدانه زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم.

    تا قبل از عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی، آرزو داشتم یک شب راحت بخوابم؛ آرزو داشتم مثل همه خانم‌ها لباس آستین‌کوتاه بپوشم؛ آرزو داشتم صبح‌ها لباسم خونی نباشد از بس که شب تا صبح بدنم خارش داشت؛ آرزو داشتم بدون درد از خواب بیدار شوم. تمام این آرزوها از ساده‌ترین و بدیهی‌ترین نعمت‌های تقریبا همه افراد دنیاست که من از آن‌ها محروم بودم.

    به لطف پروردگار و آموزه‌های استاد عباس‌منش در دوره قانون سلامتی، اکنون ۹۵ درصد مشکلات سلامتی و پوستی من حل شده است. پوستم شفاف شده، بیماری‌ام بهبود یافته و اندامم متناسب و زیبا شده است. امروز به خاطر عقل سالم و بدن سالم، دو بال برای پرواز دارم و تا آخرین روز زندگی‌ام، این شیوه را ادامه می‌دهم که شاهانه‌ترین سبک سلامتی است.

    در آخر به تمام دوستانی که مبتلا به بیماری پسوریازیس هستند، پیشنهاد می‌کنم وارد دوره قانون سلامتی شوند. تمام جلسات را بارها گوش کنند؛ خصوصا جلسات ۱۰، ۱۱ و ۱۲ پاسخ درمان این بیماری است. از دوستان خواهش می‌کنم متعهدانه به تمام مواردی که استاد عباس‌منش در این دوره می‌گویند عمل کنند تا زودتر به بهبودی برسند، چرا که این دوره جای آزمون و خطا نیست، بلکه جای تعهد، مداومت و نتیجه گرفتن است. استاد عباس‌منش عزیز، با تمام وجودم و تا زمانی که زنده هستم، بهترین‌ها را از خداوند برای شما آرزو دارم.

1 22 23 24

319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «زهرا ابراهیمی» در این صفحه: 1
  1. -
    زهرا ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 2196 روز

    به نام فرمانروای جهانیان که هرچه دارم از اوست

    سلام به استاد عزیزم و دوستان

    من 11 آذر 1402 شروع کردم به گوش دادن آگاهی های فایل های استاد عباس منش و درک کردنشون

    از روز اول نشانه های جهان نسبت به خودم رو میدیدم

    من با درک کردن و انجام دادن تمرین های دوره کشف قوانین زندگی شروع کردم

    و کلی نتیجه دیدم که نمیدونم از کجا شروع کنم

    اول پیشرفتم توی حرفه هنریم گیتار بود که الان جزو بهترین هنرجو های استادم هستم که مدیون خدای خودم هستم که انقدر به من قدرت داد تا بتونم توی این زمان کم کلی تجربه و نتیجه کسب کنم

    موضوع بعدی راجب هدف گذاری و تمرکز کردن هستش قبل از این قوانین کاری که بهش علاقمند بودم‌ رو انجام نمیدادم و فقط به پول فکر میکردم

    ولی الان از کار هایی که با علاقه انجامشون میدم ،و از بینهایت طریق پول و ثروت وارد زندگیم میشه

    حتی یک کار با زمان کمتر ولی حقوق بیشتر بهم پیشنهاد شد و من توی این مسیر همه سعیم رو کردم که بتونم فقط این کار هارو از سمت خدا ببینم و کسی رو بزرگ نکنم

    و من تونستم با درآمدم قدم اول دوره دوازده قدم رو بخرم و با نتایج قدم‌ اول به تازگی قدم دوم رو خریدم

    و لطف بزرگی که شامل حالم شد با خریدن این دوره تونستم به عنوان کادوی تولد به برادرم بدم

    برادرم که دست بزرگی از دستان خداوند برام توی این مسیر بوده و دوره هایی که خریده رو به من هم داده و باز همه این ها از الطاف خداوند مهربانه

    و کلی از وسایل مورد نیازی که خودم خواستم رو خریدم و حتی زندگی از لحاظ مالی هرروز داره برای من بهتر و بهتر میشه طوری که اونقدر نگرانی های قبل رو به دوش نمیکشم و به قول استاد توحیدی تر فکر میکنم و وقتی میسپارمش به خدا آرام میشم و به همونطور که توی دوره همجهت با جریان خداوند یاد گرفتم روی مومنتوم مثبت میوفتم و اتفاقات خوب در زمان و مکان مناسب میوفته کاملا معجزه آسا

    و انقدر قانون تکامل توی این مدت کمکم کرده که هر موقع ردپاهای گذشتم‌ رو میبینم واقعا درک میکنم این قانون رو که چقدر طبیعی و بدیهی بدون اینکه حتی خودمم بفهمم شرایط برای من تغییر کرده و چرخ زندگی روان تر شده

    رابطم با خداوند بسیار بسیار عاشقانه و عمیق شده خدایی که قبلا همیشه با گریه باهاش حرف میزدم الان درحال سپاسگزاریم ازش و گریه هام همه از روی شوق و ذوقیه که چقدر قوانینش میتونه توی زندگیم کمکم کنه

    زهرایی که تا چندسال پیش می‌ترسید از آینده ش که واقعا قراره چی بشه و همش توی هول ولا بود

    الان یه دختر آروم و با ایمان تر شده چرا که باور داره خداوند مسیر درست رو بهش نشون میده

    من حتی توی روابطم هم خیلی بهتر شدم از لحاظ وابستگی که قبلا همیشه به یک نفر میچسبیدم و فکر میکردم اون بره ته دنیاست الان قانون فراوانی رو بهتر درک میکنم و افکار آرامش بخشی مثل آدم های زیادی برای دوست داشتن و ارتباط برقرار کردن وجود داره من رو آرام می‌کنه

    از لحاظ سلامتی من به یک فرد دیگه تبدیل شدم

    نه تنها به وزن دلخواهم رسیدم بلکه انرژی بیشتری دارم و حتی به راه های بیشتری برای بهبود و سلامتی بیشتر هم هدایت میشم و از خداوند سپاسگزارم

    من پارسال دقیقا توی تابستون بخاطر حساسیت و مشکلات پوستی مجبور بودم شب ها کف دست و پاهام رو چرب کنم و کلی دوا درمونشون کنم تا فقط یکم از سوزش و خارششون کم بشه و همش دستکش دست میکردم

    ولی امسال به لطف الله از هیچکدوم از اون مریضی ها خبری نبود حتی عرق دستام هم کلی کمتر شده

    من همیشه دوست داشتم خانوادم موافقت کنن تا از خونه ای که الان هستیم نقل مکان کنیم که هم از پله خلاص شیم هم جای بزرگ تری داشته باشیم تا من هم یک اتاق مخصوص خودم داشته باشم

    این اتفاقی که برای من افتاد زمانی بود که با مفهوم مومنتوم آشنا شده بودم و فایل های هم جهت با جریان خداوند رو گوش میدادم

    وقتی توی ایران جنگ شد همه چیز تغییر کرد

    حتی شرایط توی خونه ماهم از حالت غیر طبیعی هم خارج شده بود و واقعاً حتی تصور اون شرایط الان هم برام سخته

    ولی کاری که کردم تمرکز کردن روی آگاهی هایی بود که تا الان یاد گرفتم و به قول استاد قبل از طوفان شنا یاد گرفتن بود

    با خودم گفتم زهرا استاد میگن تو شرایط سخت آدم ها الک میشن و خدا شاهده توی اون زمان انقدر همه چیز برام معجزه آسا پیش رفت که میخوام به خاطرش هزاران بار سجده شکر به جا بیارم اونموقع به من الهام شد که چندتا از فایل های رایگان استاد رو دانلود کن و نگه دار و من اصلا روحم هم خبر نداشت که قراره اینترنت هارو قطع کنن چون من با فایل های استاد اون روزا زندگی میکردم نمیخواستم هیچی خبر و حرفی از اخبار و جنگ بشنوم حتی خانواده راجبش حرف میزدن هدفون میذاشتم و فایل گوش میکردم نمیخواستم ترس بیوفته تو جونم یا برم‌ تو مومنتوم منفی و واقعا هم اگر کنترل نمیکردم این اتفاق میفتاد چون شرایط سختی بود توی اون دوران خیلی جمله الخیر فی ماوقع رو با خودم تکرار میکردم من بافتنی میکردم و فایل استاد رو گوش میکردم

    یک شب از روی فشار روانی که بهم وارد شد تصمیم گرفتم که من باید چند ساعتی توی روز از خونه بیرون باشم و این فضا انگار متعلق به من نیست اواخر جنگ بود که با برادرم هماهنگ‌ کردم تا اجازه بده و برم توی مغازه ش کار کنم خداشاهده اولش اصلا بخاطر پول نبود و فقط دوری از اون فضای متشنج بود

    برادرم قبول کرد و من از خدا خواستم که

    خداجون مسیر خونه تا پاساژ برای من دوره و چون قبلا هم این مسیر رو با اتوبوس رفتم و خیلی سختی کشیدم اینبار کمکم کن که اصلا اصلا توی رفت و آمد سختی نکشم و من الان نزدیکه دو سه ماهه که میرم و میام بدون سختی حتی یکبار هم سوار اتوبوس نشدم

    و واقعا خداوند جواب من رو داد

    سرکار رفتن من اصلا مثل قبل نیست من با علاقه توی مغازه کار میکنم و اصلا مثل قبل نیست که لحظه شماری کنم برای خونه رفتن اصلا زمان از دستم در میره و دوست دارم اونجا کار فیزیکی کنم و قشنگ خسته بشم و کاری هم که انجام میدم همش پر از جنب و جوشه و این علاقم رو بیشتر می‌کنه چون از یکجا نشستن لذت نمیبرم

    یکی از نکات مثبت این مدت جدا از افزایش حقوق و سهولت کار کردن و تجربه های جدیدم توی این مسیر و یاد گرفتن کار های سخت و جدید

    این بود که ما الان به امید خدا بعد از 25 سال داریم از این خونه با وجود این همه سختی میریم

    و من فقط میتونم بگم خدایا شکرت که اینقدر داری خوشگل برام میچینی

    خونه ای که داریم بهش نقل مکان میکنیم یه جایی هستش که هم مادرم خیلی دوست داره هم به محل کار من نزدیکه و من هنوزم باورم نمیشه بلاخره خانوادم راضی شدن که این اتفاق بیوفته

    و فقط معجزه الهی میبینمش

    به یاد آوردن نتایجم و ردپای گذشتم من رو متعهد تر می‌کنه به این قوانین

    استاد عزیزم از شما بخاطر همه این آگاهی های ناب متشکرم و بابت وجودتون‌ خداروشکر میکنم

    دوستتون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: