نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -مهدی شریعتی
    فهمیدن و عمل کردن به آگاهی های این دوره عالی که زندگی من و افراد زیادی رو داره متحول میکنه

    می‌خواهم از نتایج فوق‌العاده‌ای بگویم که تا این لحظه با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱ در زندگی‌ام کسب کرده‌ام. الان که این متن را می‌نویسم، طبق آموزش‌های استاد عباس‌منش، در زندگی من و عزیزدلم هیچ‌گونه وام، قرض و بدهی وجود ندارد و ما در آرامش کامل ذهنی هستیم. ما در کنار هم کار می‌کنیم و از مسیرمان لذت می‌بریم. نکته شگفت‌انگیز اینجاست که هر روز کیفیت مشتری‌ها بالاتر می‌رود و از راه‌هایی که اصلاً فکرش را هم نمی‌کنیم، مشتریان عالی به سمت ما هدایت می‌شوند.

    من هر لحظه شکرگزار خداوند هستم که این آرامش را وارد زندگی‌ام کرد تا بتوانم از لحظه‌به‌لحظه عمرم لذت ببرم. دیگر خودم را در دام قسط و وام نمی‌اندازم تا شاید دو سال دیگر به خواسته‌ای برسم که با سختی و درگیری به دست آمده باشد. دوست دارم وقتی خواسته‌ای در درونم شکل می‌گیرد، آن‌قدر ذهنم آرام باشد که با لذت برای رسیدن به آن اقدام کنم و هم از مسیر لذت ببرم و هم از نتیجه.

    یک اتفاق رویایی و زیبای دیگر، سفر بی‌نظیری بود که همراه با عزیزدلم و دوستانمان تجربه کردیم. ما به شکلی عجیب به مکانی هدایت شدیم که درست مثل پارادایس بود؛ یک دریاچه زیبا با انبوه درختان و سرسبزیِ خیره‌کننده که انسان از دیدن آن سیر نمی‌شد. این سفر هم یکی دیگر از نتایج کار کردن روی دوره روانشناسی ثروت ۱ و البته تأثیر تماشای سریال زندگی در بهشت بود. این اولین مسافرتی بود که من و عزیزدلم با آرامش کامل و بدون هیچ‌گونه نگرانی بابت هزینه‌ها یا فکر کردن به بدهی‌ها تجربه کردیم.

    ما کاملاً رها و آزادانه سفر کردیم و لذت بردیم. من هر لحظه سپاسگزار بودم که به خاطر اجرای اصول ثروت، می‌توانم تا این حد آرام و در لحظه باشم و از زیبایی‌ها و نعمت‌های جهان به خوبی استفاده کنم. روزی را که با قایق وسط دریاچه بودیم، در آن هوای عالی، زیر آسمان آبی و در دل طبیعت بکر، هرگز فراموش نمی‌کنم. هر زمان یاد آن روز می‌افتم حالم عالی می‌شود و خدا را شکر می‌کنم که لایق رفتن به آن طبیعت و استفاده از آن موقعیت بودم.

    نتیجه ارزشمند بعدی، توانایی کنترل ذهن است. خیلی وقت‌ها نجواهای ذهنی سعی دارند نتایج مرا کوچک جلوه دهند، اما من همان‌جا قاطعانه پاسخ می‌دهم: این اتفاقات برای من مثل معجزه است؛ اگر نیست، چرا تا الان تجربه‌اش نکرده بودم؟ چرا تا حالا این شرایط عالی و این فراوانی در زندگی‌ام نبود؟ سریع این نجواها را خاموش می‌کنم و به قول استاد عباس‌منش می‌گویم که من سند و نتیجه در دستانم است. خدایا شکرت برای فهمیدن و عمل کردن به آگاهی‌های این دوره عالی که زندگی من و افراد زیادی را متحول کرده است.

  • -طاهره کمالی

    استاد عباس‌منش عزیز، اول از همه می‌خواهم از آموزه‌های بسیار عالی شما تشکر کنم که هرچه بگویم کم گفته‌ام. من یک خانم سرپرست خانواده هستم. زمانی که همسرم به رحمت خدا رفت، با وجود آن‌همه بدهی که به جا مانده بود، تنها چیزی که حالم را خوب می‌کرد فقط فایل‌های دانلودی شما بود. صبح‌ها به اشتیاق اینکه فایل جدیدی از شما روی سایت قرار گرفته باشد بیدار می‌شدم.

    وقتی خواستم قدم اول از دوره ۱۲ قدم را تهیه کنم، با خودم عهد بستم که اگر تا ۳ ماه دیگر بدهی‌ام صاف شد، بیایم و در سایت دیدگاه بنویسم. اما باید بگویم که در کمال ناباوری، نه تنها در ۳ ماه، بلکه تنها در عرض ۴۰ روز درآمدم ۲ برابر شد. از جایی که گمان نمی‌بردم پول به دستم رسید و توانستم تمام بدهی‌هایم را پرداخت کنم؛ آن هم فقط در چهل روز!

    نتیجه بزرگ بعدی مربوط به یک شکایت قانونی بود. یکی از طلبکاران از من شکایت کرده بود و حتی با اینکه حاضر بودم مبلغی اضافه پرداخت کنم تا شکایت نکند، راضی نمی‌شد. من به عمل به آموزش‌های شما ادامه دادم تا اینکه مدتی بعد، همان فرد شاکی با من تماس گرفت و گفت بیا اصل پولم را بده و من رضایت می‌دهم. باورم نمی‌شد که آن فرد فقط اصل پولش را می‌خواست و وقتی تلفن را قطع کرد، از شدت خوشحالی فریاد می‌کشیدم. روز بعد آن فرد به محضر آمد، پولش را گرفت و آن ماجرا به بهترین شکل تمام شد.

    نتیجه فوق‌العاده دیگر این بود که من طلبی از شخصی داشتم که مربوط به سال ۹۷ بود. درست روز بعد تلفنم زنگ خورد و آن فرد بدهی‌اش را به من برگرداند. من یقین دارم که تمام این نتایج معجزه‌آسای مالی و قانونی، حاصل شروع دوره ۱۲ قدم، استفاده از فایل‌های دانلودی و عمل به تمریناتی است که استاد عباس‌منش در دوره‌ها فرمودند.

    راستی مسئله بزرگی داشتم که چند سال بود هر کاری می‌کردم حل نمی‌شد، تا اینکه دوره شیوه حل مسائل زندگی روی سایت قرار گرفت. من این دوره را هم‌زمان با قدم سوم تهیه کردم و به زودی دوباره می‌آیم و از نتایج جدیدم می‌نویسم.

  • -لیلا صادقی

    من حدود یک سال پیش دوره قانون سلامتی را تهیه کردم و با وزن ۶۹ کیلوگرم، زندگی به شیوه این دوره را با هدف بهبود و سلامتی پوستم آغاز نمودم. امروز که این دیدگاه را می‌نویسم، به وزن رویایی‌ام یعنی ۵۵ کیلوگرم رسیده‌ام.

    من ۲۴ سال درگیر بیماری پوستی پسوریازیس بودم و در طی این سال‌ها، وقت و هزینه زیادی برای درمان صرف کردم. هر دکتری، هر دارو و روش درمانی را که پیشنهاد می‌دادند، استفاده می‌کردم؛ از داروهای گیاهی و کرم‌های موضعی گرفته تا آمپول و قرص‌های شیمیایی. اما دریغ از اندکی بهبود، بلکه وضعیتم بدتر هم می‌شد. کار به جایی رسیده بود که حتی به کنترل بیماری و پیشرفت نکردنش هم راضی بودم، اما هر روز بیشتر گسترش می‌یافت. این بیماری هم از لحاظ روحی و هم از لحاظ مالی آسیب‌های زیادی به من زد. خصوصاً اینکه بعد از اولین زایمانم و در اوج جوانی و زیبایی به این بیماری مبتلا شدم و پوست سفید، صاف و شفاف من به یک‌باره قرمز، متورم، همراه با خارش و پوسته‌ریزی شدید شد.

    هر نقطه‌ای از پوستم که دچار خارش می‌شد، شروع به زخم شدن و پوسته زدن می‌کرد و بدتر اینکه این مشکل به صورت قرینه در سمت دیگر بدنم نیز ظاهر می‌شد. بعد از زایمان دوم، این بیماری شدیدتر شد و با داروهایی که وزارت بهداشت تایید کرده بود، وضعیتم وخیم‌تر گشت؛ به‌طوری‌که سر تا پای من درگیر شد. همراه با این بیماری، مشکلات دیگری هم در بدنم بروز کرد مثل: کلسترول خون بالا، کبد چرب، بی‌خوابی، استرس شدید، روماتیسم مفصلی، خارش، سوزش، قرمزی، التهاب پوست، خفگی در خواب، اضافه‌وزن، ترک خوردن لب‌ها در اثر داروهای شیمیایی، ریزش مو و غیره. تحمل این بیماری برای یک خانم که مادر دو فرزند است، واقعاً سخت بود و روزگار دشواری را پشت سر گذاشتم اما ناامید نشدم و مدام روی عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفسِ از دست رفته‌ام کار می‌کردم.

    همواره از خداوند طلب درمان می‌کردم تا اینکه به لطف پروردگار حدود یک سال پیش با استاد عباس‌منش آشنا شدم. روزی ۷ الی ۸ ساعت فایل گوش می‌کردم و یادداشت برمی‌داشتم تا اینکه ایشان دوره قانون سلامتی را ارائه کردند. وقتی نتایج دوستان را می‌شنیدم، شعله‌های امید در من زبانه می‌کشید. سپس این دوره را خریدم و متعهدانه زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم.

    تا قبل از عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی، آرزو داشتم یک شب راحت بخوابم؛ آرزو داشتم مثل همه خانم‌ها لباس آستین‌کوتاه بپوشم؛ آرزو داشتم صبح‌ها لباسم خونی نباشد از بس که شب تا صبح بدنم خارش داشت؛ آرزو داشتم بدون درد از خواب بیدار شوم. تمام این آرزوها از ساده‌ترین و بدیهی‌ترین نعمت‌های تقریبا همه افراد دنیاست که من از آن‌ها محروم بودم.

    به لطف پروردگار و آموزه‌های استاد عباس‌منش در دوره قانون سلامتی، اکنون ۹۵ درصد مشکلات سلامتی و پوستی من حل شده است. پوستم شفاف شده، بیماری‌ام بهبود یافته و اندامم متناسب و زیبا شده است. امروز به خاطر عقل سالم و بدن سالم، دو بال برای پرواز دارم و تا آخرین روز زندگی‌ام، این شیوه را ادامه می‌دهم که شاهانه‌ترین سبک سلامتی است.

    در آخر به تمام دوستانی که مبتلا به بیماری پسوریازیس هستند، پیشنهاد می‌کنم وارد دوره قانون سلامتی شوند. تمام جلسات را بارها گوش کنند؛ خصوصا جلسات ۱۰، ۱۱ و ۱۲ پاسخ درمان این بیماری است. از دوستان خواهش می‌کنم متعهدانه به تمام مواردی که استاد عباس‌منش در این دوره می‌گویند عمل کنند تا زودتر به بهبودی برسند، چرا که این دوره جای آزمون و خطا نیست، بلکه جای تعهد، مداومت و نتیجه گرفتن است. استاد عباس‌منش عزیز، با تمام وجودم و تا زمانی که زنده هستم، بهترین‌ها را از خداوند برای شما آرزو دارم.

1 22 23 24

319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مانلیا» در این صفحه: 2
  1. -
    مانلیا گفته:
    مدت عضویت: 1945 روز

    سلام اران جانم … سلام منه شیش سال پیشم :))) سلام قربونت برم که هر کلمه ات منو به یاد نگار پنج سال وجترین وگن انداخت :) سلام گذشته ی من :)))

    از خدا میخوام کمکم کنه بهترین کلام بر من حاری بشه که بهت کمک کنه :)))

    عشقم بدون من اینده ی توعم

    اون فیلم پیکه رو بارها موقع گیاهخواریم دیده ام … حرفات دقیقا کلمات خودم بود اون احساس گناه اون ترحم دلسوزی کردن اشفته بودنت همه چیزت خوده من بود :))) من از 15 تا 20 سالگیم وجترین و وگن بودم :)))) الان 21 سالمه و یک ساله تو دوره ی سلامتی ام به لطف خدا

    از همون پونزده سالگی هم با استاد دارم کار میکنم تاحالا…

    راستش اگه فقط یک نفر باشه که بتونه تک تک کلماتی که گفتی رو درک کنه تو این سایت اون منم و خیلی خوشحالم که هدایت شدم به کامنتت … دقیقا نگاری که پنج سال بود رو تو توصیف کردی … شاید من بدتر و سخت تر از تو هم بودم من تو اون پنج سال هیچ وقت لب به خورشتی که توش گوشت باشه نزدم چه برسه خوده گوشت :)))

    ببین ارام جان عزیزم

    دوست ندارم بهت بگم چه راهی برو چیکار بکن چیکار نکن

    من فکر میکنم ما باید تجربه کنیم

    من خودم به شخصه عاشق اون دوران پنج سال گیاهخواریم هستم

    همون موقع عاشقش بودم و لذت بردم ازش و حتی نتیجه اش باعث شد ایمانم به دوره سلامتی بیشتر بشه که خیلیا این ایمان من رو نداشتن به خاطر شاید اون تجربه ی من …

    تو خیلی خوده گذشته ی منی

    جالب بود برام که فهمیدی که وگنیسم خیلی اصول و قواعد داره که باید رعایت بشه و مضر هست اگه اینجور نباشه …

    حالا من میخوام بهت بگم حتی اگه تموم اصولش هم رعایت کنی بازم جواب نمیده :)))

    در مورد ژن گفتی باید بگم من خودم فکر میکردم چون پنج سال گیاهخوار بودم بدنم عادت کرده به گیاهخواری یا مثلا هندی ها نسل در نسل گیاهخوارن بدنشون بهش عادت کرده … ولی اینحور نیست عزیزکم :)))

    ژن ما سه میلیون ساله ساخته شده

    دو هزار سال هم پوچه هیچی نیست در برابرش و تغییر نمیکنه حتی یک ذره …

    من خیلی حرفا دارم میتونم برات بزنم ولی نمیدونم درسته یا نه

    از طرفی میگم بذار این راهو بره تا اروم اروم هدایت بشه و تحمیل کردن واقعا سخته من خودم یک سال بعد از دوره ی سلامتی رو گیاهخواری موندم و گفتم استاد رو قبول دارم به جز این مورد … یک سال طول کشید تا مقاوتم ریخته بشه و بعد یک سال هم میدونم باور میکنی … با گریه گیاهخواری رو ترک کردم … شبی که حالم بد بود بیمارستان زیر سرم بودم و ارزوم بود ورزش کنم اما جون تو تنم نبود زدم زیر گریه … چون میدونستم هیچ راهی به جز ترک گیاهخواری ندارم و اینقدر گیاهخواری برام عزیز بود حتی فکر ترک کردنش بارها منو به گریه انداخت …

    من از بچگی تقریبا به گیاهخواری علاقه داشتم و برا همین سخت بود … اما میدونی در زمان و مکان مناسب اتفاقا میوفتن نباید عجله کرد … اروم باش دختر اینقدر دنبال چیزی نباش دنبال اثبات کردن نباش نه به من نه به خودت … من رها بودم و خداوند وقتی اماده بودم یکی از بچه های دوره سلامتی رو که قبلا گیاهخوار بود بهم هدایت کرد و با هم دوست شدیمو همو دیدیم و اون کلییییی روم تاثیر گذاشت… تا وارد این دوره بشم …

    من کسی بودم که میگفتم حاضرم بمیرم ولی گوشت نخورم …

    ولی میدونی یه چیزه دیگه ای راجبم بود که نمیدونستم …

    من حیوونارو خیلی دوست داشتم هنوزم دارم …

    اما هیچ چیزی رو تو این دنیا بیشتر از اهدافم دوست ندارم حتی خانواده ام … به موقعش خانواده ام هم برای رسیدن به اهدافم ترک میکنم …

    برای من مهم ترین موضوع زندگیم اهدافم بودن و هنوزم هستن

    و وقتی گیاهخواری مانعی در برابر اهدافم دیدم دیگه تموم شد …

    دیگه همه چیز فاتحه اش خونده شده بود …

    من تو اون پنج سال نمیدونستم گیاهخواری مانع اهدافم هست و اصلا ورزش هم نمیکردم تحرکی نداشتم که بفهمم کم اوردم …

    ولی وقتی رفتم دنبال عشق و علاقه ام ورزش و رقص و دیدم گیاهخواری مانع من هست فاتحه اش رو خوندم با اینکه عاشقش بودم …

    خیلی حرفا دارم میتونم بزنم من قبل دوره سلامتی اومدم باورای گیاهخواریم رو نوشتم و منطقی حلشون کردم هیچ وقت به زور خودمو اجبار نکردم … اروم اروم خیلی اروم میگم یک سال رو خودم اروم کار کردم تا رفتم سمتش …

    ازت میخوام تو هم خودتو اجبار نکنی خیلی اروم پیش برو حتی شده یه سال دو سال طول بکشه اما ادامع بده … برو دنبال سوالاتت … چرا گیاهخواری درسته ؟؟ فرق گوشت سگ و گاو چیه ؟؟ اگه خدا ناراحت میشه از کشتن حیوونا چرا بدنمون رو طی تکامل نیازمند به گوشت بار اورده ؟؟ نگاه خداوند به مرگ و زندگی چیه ایا خداوند به مرگ و زندگی احساسی نگاه میکنه مثل ما ؟؟؟ ایا خداوند ناراحت میشه که یه شیر اهو رو بخوره و اون شیر رو لعنت میکنه ؟؟ یا اون شیر و تکاملش خوده خداوند و همون انرژیه ؟؟

    ایا خداوند از گوشت خوردن من ناراحت میشه ؟؟ پس چرا منو گیاهخوار نیافرید ؟؟

    نتایج بچه ها چی میگه ؟؟ چرا بچه ها بدون دارو خوب شدن درحالیکه مردم دارن تو بیمارستان ها میمیرن ؟؟ چرا ما سگ نمیخوریم چرا گاو میخوریم ؟؟ چرا انسانها گوشت حیوانات گیاهخوار خوردن نه گوشت حیوانات همه چیز خوار یا گوشتخوار ؟؟ نتیجه ی من از گیاهخواری تا به الان چی بوده ؟؟؟ نتیجه ی ادامه اش چبه برام ؟؟

    به همه ی سوالها فکر کن بسین اصلا ساعتها فکر کن

    اگه وگن رو دوست داری ادامه اش بده با عشق و لذت ببر افتخار کن بهش ولی کنارش اروم اروم خودتو به چالش بکش با سوال کردنها

    اشفتگی رو از خودت بیرون کن نترس عقب نمیوفتی میتونی تا دو سال دیگه گیاهخواری رو ادامه بدی هیچ اشکال و عیبی درش نیست :)))

    ما مشکلمون اینه که فکر میکنیم از قافله عقب میوفتیم درحالیکه اصل اینه که لذت ببریم

    اگه از گیاهخواری هنوز لذت میبری انجامش بده منم پنج سال زندگیم لذت بردم

    اما اگه میبینی لذت ها داره کمتر میشه و رنج ها بزرگتر جوریکه نمیتونی انکار کنی اون موقع اس که باید خودتو با سوالها به چالش بکشونی :))))

    دوستت دارم گذشته ی من فعلا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  2. -
    مانلیا گفته:
    مدت عضویت: 1945 روز

    ارام گیان عزیز

    بهت پیشنهاد میکنم بیشتر امرکزت رو بذاری روی شناخت خدا

    کتاب چگونه فکر خدا رو بخوانیم بهترین منبع برای شناخت خداوند هست

    خداوندی که سیستمه

    نه یک انسان

    ما باید این سیستم رو بشناسیم

    بازم میگم اصلا عجله ای نداشته باش منوتو هسچ فرقی نداریم هیچ اهمیتی نداره من از تو کوچکیترم یا بزرگتر در چشم کائنات منو تو روحیم و به یک اندازه فرصت داریم … کسی به خاطر سن کمش فرصت از تو بیشتر نداره …

    وقتی به خداوند نکاه سیستمی داشته باشی یه دنیای جدید برات باز میشه

    یه دنیایی که سلامتی بدنت یک ذره نعمتاش هست تو به خیلی چیزای بزرگتر میرسی

    و اینه که مهمه نه اینکه تو گیاهخواری یا گوشتخوار و بخوای با خودت بحث و جدل کنی خودت رو پریشون و نگران کنی

    اصن از خودت بپرس

    چرا گیاهخوار شدی ؟

    برای تجربه ی ارامش بیشتر

    چون این بهت ارامش میده

    حالا چی شده همین باعث شده چنین کابوس هایی ببینی و زندگیت برات جهنم بشه ؟؟

    ایا راه درست راهی نیست که به من ارامش میده و حسمو خوب میکنه ؟؟ پس اگه حسم بده مسیرم اشتباهه … اگه توجهت روی منفی هاست راه اشتباس … حس بد اتفاقات بد بی هیچ چون و چرایی… و تو ارزشمندی هیچ چیز و هیچ کس نباید توی ارزشمند رو ناراحت کنه … اینم یادت باشه ..

    و دقیقا درسته ادما میگن وای جنگ شده ادمای بی گناه مردن پس خدا نیست … یا خدا ظالمه بی عدالته … اما اونا نمیدونن خداوند همه چیزه … خداوند همه چیزه … خداوند همه چیزه … خداوند انرژیه ، خداوند خاکه ، باده ، اتشه ، زمینه ، منه ، توعه ، دریاست ، همه چیززززههههه …

    خداوند همون شیربه که اهو رو شکار میکنه ، خداوند همون اهوییه که شکار و خورده میشه ، خداوند دندون اون شیره ، هداوند خون اون اهوعه … همه چیز این سیستمه … تمام طبیعت برنامه ریزیه دقیق خودشه …

    اون نگاه دلسوزی نداره …

    اون میگه اگه احساست بده من اتفاقات بدی وارد زندگیت میکنم واسم مهم نیست چه قدر گریه کنی …

    خداوند اینه اس … اون همون چیزیو نشون میده که هستی و انجام میدی بدون هیچ دلسوزی …

    خداوند خود کائناته که فرکانس مارو میگیره ، خداوند خود تکامله ، خداوند خود طبیعته خوده زندگیه خود مرگه همههه چیزه …

    سعی من توی بخش توحیدی خیلی کار کنی روی فایلای توحیدی سایت …

    یه فایلی هست استاد میگه به کبوتر ها غذا ندهیم یعنی به گداها کمک نکنیم …

    این نگاه و دیدگاه خداونده

    اما نکاه انسان اینه که نه گناه داره بدبخت یه نون خشکه ای بهش بدیم نمیره … اما نگاه خداوند چیه اینه مه این ادم باید بمیره یا ثروتمند بشه چون این جهان من لایق بهتریناست من این انسان رو خالق افریدم اکر قرار نیست ثروتمند باشه و به رشد جهانم کمک کنه باید بمیره …

    همین هم برای خیوانات صدق میکنه … خدا خوده همون حیوانات هست و اونارو افریده تا جهان رشد و پیشرفت کنه هم با تولدشون هم زندگیشون هم مرگشون …. و این سه هیچ تفاوتی در نظر خداوند ندارن … چون خداوند یک سیستمه نه یک انسان اون همه چیز رو برای رشد و گسترش افرید نه هیچ چیزه دیگه ای … حتی مارو… زمین و زمان و جهان رو مسخر ما کرد که عزتمند زندگی کنیم و رشد بدیم جهانو …

    توی کامنتی که برام نوشتی قشنگ احساس کردم اروم تر شدی و اون حس خودسرزنشی گناه و پریشونی اشفتگی ازت کم شده و در صلح بیشتری قرار گرفتی … دوست داشتم بازم کمک کنم این حس ارامشت بیشتر بشه چون یه ادم ارام تر جهانی زیباتر برای منه … یک فرد سالم تر جهان و زندگی بهتری برای منه … تو رشد کنی من رشد میکنم … با عشق و لذت و ارامش این مسیر زیبای زندگی رو طی کن چون تو اشرف مخلوقاتی خدا همه همه همه هرررررر چیزی که تو این دنیاست رو برای تو افریده ؛))))))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: