نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
رشد مالی ۲۴ برابری، آرامش عمیق خانوادگی و جهش شخصیتی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
استاد عزیز عباسمنش، روزهای اولی که وارد دوره ۱۲ قدم شدم و تمرین ستاره قطبی را انجام میدادم، درآمد ماهانهام حدود ۱۲ میلیون تومان بود. از همان روزها شروع کردم به گوش دادن و عمل کردن به آگاهیهای این دوره؛ آگاهیهایی که به من کمک کردند خدا را واقعیتر، نزدیکتر و زندهتر باور کنم.
تمرین ستاره قطبی چنان آرامشی در زندگی من ایجاد کرده که واقعاً قابل وصف نیست. از طرف همسرم و دو فرزندم چنان عشق و محبتی دریافت میکنم که حتی یادآوریاش اشک به چشمانم میآورد. عشقی که خداوند بین ما چهار نفر جریان داده، چیزی است که گفتنش ممکن نیست. امروز بچه یکسالهام با سرعت من را میبوسید و من فقط شگفتزده از این حجم محبت خدا بودم. از رابطه زیبایی که بین تمام اعضای خانوادهام ایجاد شده، هر روز لذت میبرم و شبها آنقدر با خیال راحت میخوابم که حد و اندازه ندارد. کارهایم به آسانی و از طریق بینهایت دستان خداوند انجام میشود و این برایم یک معجزهی روزانه است.
در طی قدمهای این دوره، از کارگری رسیدم به کارفرمایی و رئیس یک شرکت موفق. در قدم هفتم، درآمدم بیش از ۱۵ برابر افزایش پیدا کرد و به ۱۹۰ میلیون تومان رسید. و حالا که در قدم دهم هستم، درآمدم نسبت به شروع دوره ۲۴ برابر شده است؛ فقط به خاطر مداومت در آموزهها و مخصوصاً تمرین ستاره قطبی.
الان خدا را درونم حس میکنم. خدا را یار و همراه خودم میبینم. خدا را عشق، ثروت و صاحب حقیقی زندگیام میدانم. رسیدن به این احساس برایم یک فرایند تکاملی بود؛ قدمبهقدم، با عمل به آگاهیها.
در طول مسیر دیدم که واقعاً نتایج صعودی میشوند؛ همان جملهای که استاد در قدم دوم فرمودند:
«وقتی عمل به آگاهیها را شروع میکنید، ابتدا نتایج کوچک میآید، اما رشد میکند، بهتر میشود، و اگر ادامه دهید، هر خواستهای را میتوانید به دست بیاورید.»من تلاش کردم طبق قانون اول باور کنم که میتوانم درآمد دلخواهم را بسازم. وقتی توانستم افزایش درآمد ۱۵ برابری را تجربه کنم، برایم کاملاً منطقی شد که میتوانم این رقم را بیشتر کنم.
عبارتهای تأکیدی باورساز در قدم نهم این دوره و همچنین خواندن نتایج و کامنتهای دوستان، نقش بزرگی در ساختن باورهای جدید من داشتند. امروز ایمان دارم که این تازه اول مسیر است و نتایجم کمکم بزرگتر و بزرگتر میشوند.
خدایا هزار بار شکر برای این اتفاقات عالی که برای من رقم میزنی.
بازگشت به مسیر، جهش مالی دوباره و حل آسان مسائل با عمل به آموزههای دوره شیوه حل مسائل زندگی و دوره احساس لیاقت
من خارج از کشور زندگی میکنم و با عمل به آگاهیهای استاد عباسمنش، تنها در مدت یک سال، از درآمد صفر به درآمد ۲۴٬۰۰۰ دلار رسیدم. اما بعد از سفرم به ایران، کار کردن روی خودم را رها کردم. دیگر ورودیهای ذهنم را کنترل نکردم و پر از احساسات منفی شدم؛ هر روز با خودم در جنگ بودم. نتیجهاش این شد که آن درآمد عالی، دوباره به صفر رسید. هیچ مشتریای نداشتم، با اینکه خدماتم عالی بود و مشابهش در بازار وجود نداشت.
تا اینکه به لطف هدایتهای عشق خداوندی که همیشه خیر مرا میخواهد، دوباره کار کردن با دورههای استاد را شروع کردم.
دوره شیوه حل مسائل زندگی من را نجات داد؛ ذهنم را آرام کرد، به من نشان داد چطور باید با مسائل برخورد کنم و چطور بدون تقلا از آنها عبور کنم.پازل پیشرفت من وقتی کامل شد که دوره احساس لیاقت را هم شروع کردم. تازه فهمیدم چقدر در حق خودم نامهربان بودم، چقدر خودم را کوچک میدیدم و چقدر اجازه داده بودم ذهنم من را از مسیرم دور کند.
اما حالا با ترکیب این دو دوره، انگار در بهشت زندگی میکنم. مسائل زندگیام یکییکی و بدون زور و فشار حل میشوند. آرامش دارم، وضوح دارم، و دوباره دیدم که وقتی در مدار درستی هستم، خداوند چگونه مشتریان و فرصتها را بدون تلاش اضافه به زندگیام برمیگرداند.
من عاشقانه سپاسگزارم از خداوند و از استاد عزیزم و از این آموزههای نجاتبخش.
رهایی از بدهی، بهبود خانواده، رشد مالی و آرامش درونی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
من در ابتدای آشنایی با آموزههای استاد عباسمنش، تازه از همسرم جدا شده بودم. از هر طرف با بدهیهای ریز و درشت و طلبکارها احاطه شده بودم. بچههایم از لحاظ روحی شرایط بسیار بدی داشتند. خودم چاق و مریض بودم و عملاً هیچچیز نداشتم. اما امروز که سه سال از آن روزها گذشته و این مدت را با کار کردن روی آموزههای استاد و ورود به دوره ۱۲ قدم گذراندهام، زندگیام چیزی شبیه یک معجزه است. بخشی از نتایج و تغییراتم را مینویسم:
۹۰ درصد بدهیهایم را پرداخت کردهام؛
سلامت، زیبا و خوشهیکل شدهام؛
بچههایم وضعیت روحی فوقالعادهای دارند؛
رابطهام با همسر سابقم کاملاً محترمانه و آرام است؛
یک شرکت موفق و با اعتبار دارم؛
یک پارتنر فوقالعاده از همهنظر کنارم هست؛
یک دفتر کار در بهترین نقطه شهر با بهترین دیزاین دارم؛
اخیراً مدیر فروش بزرگترین پروژه ساختوساز شهر شدهام؛
با تمام اعضای خانوادهام که سالها با من قهر بودند رابطهای عالی دارم؛
اعتمادبهنفسم چندین برابر شده و پرسنل عالی همراه من هستند؛
رابطهام با خدا بسیار عمیقتر و معنویتر شده و آگاهیام نسبت به گذشته بهشدت افزایش یافته؛
با طبیعت و کائنات ارتباطی بینظیر پیدا کردهام؛
کنترل ذهنم فوقالعاده شده؛ قبلاً اصلاً کنترل ذهن نداشتم، اما حالا در ۸۰٪ مواقع ذهنم را هدایت میکنم؛
و چون فرکانسم تغییر کرده، تقریباً تمام دوستان قبلیام خودبهخود از زندگیام حذف شدهاند و من از این بابت کاملاً خوشحالم، چون حالا در مدار بسیار بهتری هستم.استاد عزیز عباسمنش، برای همه آنچه تا کنون از شما آموختهام و برای هر آنچه در ادامه مسیر خواهم آموخت، از صمیم قلب سپاسگزارم.
رهایی از شکست مالی، شروع دوباره و ساخت یک شرکت موفق با عمل به آموزههای استاد عباسمنش (بهویژه آگاهیهای دوره روانشناسی ثروت ۱)
یه زمانی من شکست مالی سختی خورده بودم و از همهجا ناامید بودم. اما در وجودم یک قدرت و انگیزه عمیق بود؛ یک صدای درونی که میگفت: «تو هنر و مهارت داری، میتونی دوباره بسازی.» همین صدا باعث شد شروع کنم به کار کردن روی خودم. برای خودم اهرمهای رنج و لذت نوشتم و انگیزه ساختم. همین انگیزه برایم عشق به کار بهوجود آورد.
با اینکه همه مرا میشناختند و قبلاً شرکت داربستی داشتم، اما به خودم گفتم: «کار که عار نیست.» تصمیم گرفتم با شرایطی که داشتم، از کارگری شرکتهای داربستی شروع کنم. نه برای اینکه کارگر بمانم؛ بلکه برای اینکه این قدم اول باشد تا ایدهها و مسیرهای جدید برای راهاندازی شرکت خودم باز شود. همین نگرش، انگیزه بزرگی در من ایجاد کرد.
با کارگری ماهی ۱۰ میلیون شروع کردم. حرف مردم برایم مهم نبود؛ مهم فقط مسیرم بود. قدمبهقدم قانون تکامل را طی کردم. در مسیر، هزاران انگیزه و ایده تازه در ذهنم شکل میگرفت و خداوند هر روز مسیر تحقق خواستههایم را واضحتر و روشنتر میکرد.
و امروز—با لطف خدا و عمل به آگاهیها—یک شرکت موفق دارم. درآمد من در ماه گذشته ۲۱۰ میلیون تومان بود. یعنی درآمدم بیش از ۲۰ برابر افزایش پیدا کرده.
این مسیر برای من ثابت کرد که وقتی روی خودت کار میکنی، خداوند در برابر هر قدم، دهها درِ جدید باز میکند.
کاهش ۲۲ کیلو وزن و بهبود ۸۰ درصدی بیماری اماس با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
تقریباً ۸ ماه از روزی که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم میگذرد. تصمیم گرفتم در هر جلسه از دوره، بخشی از تجربهها و نتایجم را بنویسم؛ هم برای اینکه دینم را به استاد عباسمنش ادا کنم و هم اینکه نتیجههای من، برای دوستان همفرکانسی انگیزهای باشد تا باور کنند که سلامتی دوباره کاملاً ممکن است حتی اگر پزشکان بگویند فلان بیماری درمانناپذیر است. دوست دارم با اشتراک نتایجم، این باور قدرتمندکننده را گسترش دهم که: همه ما باید سلامت باشیم، این نعمت حق همه است؛ فقط باید در مدارش قرار بگیری.
قبل از شروع دوره قانون سلامتی، طبق نتایج آزمایشها و امآرآی، درگیر بیماری مولتیپل اسکلروز (اماس) بودم و حملات و نشانههایش را تجربه میکردم. اما همان زمان که بیماری برایم مشخص شد، این دوره را خریدم و زندگی به شیوه قانون سلامتی را آغاز کردم.
طی این ۸ ماه، نتایج بزرگی گرفتم که دو مورد از مهمترین آنها را مینویسم:
نزدیک ۲۲ کیلو وزن کم کردم؛
و بیماری اماس حدود ۸۰ درصد بهبود یافته و روند درمانم کاملاً رو به جلو است—تا حدی که نشانههای بیماری بسیار کم شده و امروز بهراحتی زندگی میکنم.خدایا شکرت برای هدایت من به سمت دوره قانون سلامتی و آگاهیهای شفابخش و نجاتبخش این دوره.
نتایج چشمگیر من در ۶ ماه عمل به آموزههای دوره احساس لیاقت
با سلام به استاد عزیز. در این شش ماهی که در دوره احساس لیاقت هستم، خداروشکر نتایج فوقالعادهای گرفتهام که بخشی از آن را با شما به اشتراک میگذارم.
کنترل ذهن برایم آسانتر شده و دیگر عجله و بدو بدوهای قبل را ندارم. متوکلتر شدهام و خودم و زندگیام را در کمترین حد ممکن با دیگران مقایسه میکنم. آموزههای این دوره باعث شده بتوانم تعهدات سازندهای به خودم بدهم و آنها را اجرا کنم. آرامش بیشتری دارم، خودم را بیشتر دوست دارم و دیگر خودم را سرزنش نمیکنم. احساس میکنم مورد احترام همه هستم و خیلی راحت میتوانم به درخواستهای نامعقول دیگران «نه» بگویم.
در این مدت، توانستهام به تغییر، یادگیری و رشد مهارتهایم تن بدهم. در زمینه کنترل و مدیریت احساس گناه، تغییرات بسیار خوبی داشتهام و بهطور کلی چرخ زندگیام خیلی روانتر شده، خداروشکر.
درآمد ماهانهام شش برابر شده و توانستهام برای خودم و خانه وسایل خوبی بخرم. همچنین به لطف اصولی که در دوره احساس لیاقت یاد گرفتهام، در این شش ماه دوره قانون سلامتی را هم دقیقتر انجام میدهم و برای سلامت جسمم ارزش بیشتری قائل شدهام؛ همین باعث شده شبها با آرامش بیشتری بخوابم.
خداروشکر برای این مسیر زیبا و نتایج ارزشمندی که وارد زندگیام شده است.
- درمان بیماری ام اس
سلامتی کامل، رهایی از اماِس، تناسب اندام پایدار و عزتنفس بالا با زندگی به شیوهٔ دوره قانون سلامتی
من حدود دو سال است که به شیوهٔ دوره قانون سلامتی زندگی میکنم و میخواهم همهچیز را از ابتدا توضیح دهم.
اوایل تیرماه ۱۴۰۱ این دوره را خریدم و با قدرت و تعهد فراوان شروع کردم. طبق دستور استاد عباسمنش در جلسه اول، آزمایشهای اولیه را انجام دادم و شرایط من در شروع دوره اینگونه بود:
وزن ۱۰۳ کیلوگرم؛ سلامتی: داغون؛ رابطه زناشویی: داغون؛ وابستگی شدید به خانواده و مادرم…
حالا که این حرفها را مینویسم و شرایط آن زمان را به یاد میآورم، بینهایت شکرگزار خداوند میشوم. واقعاً باورم نمیشود از کجا به کجا رسیدم.قبل از دوره قانون سلامتی مبتلا به بیماری اماِس (MS) بودم. مدارک و MRI و داروهای فراوان داشتم. اما همیشه در وجودم یک حس محکم بود؛ انگار میدانستم خداوند دوباره سلامتی را به من میدهد. بارها تجسم میکردم که سلامت شدهام و از شدت حس آن لحظهها اشک شوق میریختم؛ و الان میفهمم که همان ایمان قلبی چقدر زیبا مرا هدایت کرد.
قبل از دوره مدام رژیم بودم و همسرم دائماً باید برایم غذاهای خاص درست میکرد. انگیزهای برای زندگی نداشتم. اما وقتی وارد دوره قانون سلامتی شدم، انگار یک نیروی تازه به زندگیام دمیده شد.
در سه ماه اول وزنم از ۱۰۳ به ۹۲ کیلو رسید و حتی تا ۸۷ کیلو کاهش یافت. بعد از مدتی اجرای دوره، داروهای اماِسم را کنار گذاشتم و فقط به آموزههای قانون سلامتی عمل کردم. خیلیها میگفتند باید با پزشک مشورت کنم، اما صدای خداوند بلندتر بود که میگفت: «به تعهدت عمل کن.» از همان روز اول، حرفهای استاد برایم وحی منزل بود، و همین تعهد، باعث شد همهچیز به بهترین شکل پیش برود. حتی با وجود کاهش وزن زیاد، پوستم اصلاً شل نشد.
امروز، بعد از دو سال زندگی به شیوهٔ این دوره، نتایج من اینهاست:
وزنم کاملاً نرمال و ثابت شده؛
هر روز باشگاه میروم و بدنسازی میکنم؛
پوستم شفاف، نرم و درخشان شده؛
اندامی بسیار خوشفرم دارم و صورتم استخوانی و زیبا شده؛
عزتنفسم بهطرز چشمگیری بالا رفته؛
سایز لباسهایم کاملاً تغییر کرده؛
خانوادهام ژنتیک را مقصر چاقی میدانستند، اما من فهمیدم بدن طبق قانون عمل میکند نه ژنتیک؛
و مهمتر از همه… بیماری اماِس در بدنم درمان شده است.دیگر هیچکدام از علائم اماِس را ندارم:
نه ریزش مو؛
نه خلط پشت گلو؛
نه ضعف بینایی؛
نه لکنت زبان؛
نه بیحسی عصبی؛
نه لرزش دستوپا؛همهچیز صددرصد درمان شده. شکرت خدا.
الان دقیقاً یک سال است که هیچ علامتی از اماِس در من وجود ندارد و دو سال است که کاملاً به سبک دوره زندگی میکنم. با این سبک زندگی، بعد از ده سال از شر رژیمهای سخت، وسواس غذایی و محدودیتها خلاص شدم و نهتنها لاغر شدم، بلکه سلامتی کامل را به دست آوردم.
در مورد تغذیه هم کاملاً متعهدانه طبق دوره پیش میروم، مخصوصاً توضیحات مربوط به رژیم لیکیگات که از جلسه ۱۰ به بعد دوره آمده است. اثر آن روی بدنم فوقالعاده بوده.
استاد عزیز عباسمنش، از صمیم قلب سپاسگزارم؛
سلامتی، زیبایی، آرامش، عزتنفس و آزادی از بیماری همه و همه بهبرکت این دوره و عمل کردن به آن وارد زندگی من شد. درمان دیابت، کاهش وزن و جوانسازی کامل سبک زندگی با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
من شهناز هستم، مادر وهاب زارعی. در کامنتهای قبلیام نوشته بودم که با چه وضعیت سلامتی نامناسبی وارد دوره قانون سلامتی شدم. امروز دقیقاً شش ماه است که به شیوه این دوره زندگی میکنم. در سن ۶۰ سالگی تصمیم گرفتم سبک زندگیام را تغییر بدهم و به زندگی به شیوه این دوره روی بیاورم.
وزن من از ۹۰ کیلوگرم به ۷۳ کیلوگرم رسیده است.
در این مدت، دیابت نوع ۲ من درمان شده و چربی خون بالا به سطح نرمال برگشته است.روزی که وارد دوره قانون سلامتی شدم، برای کنترل قند خون، چربی خون، تیروئید و کلیه سنگساز، داروهای زیادی مصرف میکردم؛ اما امروز، بعد از شش ماه زندگی به این شیوه، هیچ دارویی مصرف نمیکنم.
زمانی ورود به دوره، به خاطر مشکلات سیاتیک و… بیش از هزار قدم در روز نمیتوانستم راه بروم؛ اما الان، بعد از شش ماه، در کمترین حالت، حداقل ۷۰۰۰ قدم راه میروم. علاوه بر آن، پیاده به کلاس یوگا میروم، در کلاس یوگا روزی حداقل ۵۰۰ کالری میسوزانم و اکثر شبها تا زمان خواب، عدد حدود ۱۰۰۰ کالری روی ساعتم ثبت میشود.
تمام کارهای منزل را خودم انجام میدهم و در آستانه ۶۰ سالگی، از لایفاستایل سالم و سرشار از انرژیام واقعاً راضی هستم. البته هنوز اضافهوزن دارم، اما از عملکردم در این شش ماه بسیار راضیام و مطمئنم خیلی زود به وزن و سلامتی ایدهآلم میرسم.
خدا را شکر، زانو دردم بسیار بهتر شده و منتظرم در شش ماه دوم با خبرهای بهتر و بزرگتری درباره سلامتیام بازگردم.
این نتایج را نوشتم برای دوستانی که میگویند «سنم گذشته، نمیتوانم سبک زندگیام را عوض کنم»؛
تا بگویم: اگر من در آستانه ۶۰ سالگی توانستم، شما هم قطعاً میتوانید.رشد مالی خیرهکننده، بهبود روابط و گسترش کسبوکار بینالمللی با عمل به آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱
استاد جان، من از سال ۹۹ کار کردن روی آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱ را شروع کردم و از همان زمان، معجزه پشت معجزه وارد زندگیم شد.
وقتی این دوره را خریدم، فقط یک آموزشگاه کوچک و قدیمی داشتم که نهایتاً ماهی ۳۰ میلیون تومان درآمد داشت. رابطه عاطفی خوبی نداشتم؛ رابطهام با خانوادهام پر از تنش بود و حتی با پسرهای خودم هم ارتباط خوبی نداشتم.
اما حالا سال ۱۴۰۳ است و چهار سال است که با ایمان و تعهد با آگاهیهای این دوره روی خودم کار میکنم، و نتایج زندگیسازم اینهاست:
الان برای آموزشگاهم یک دانشگاه اجاره کردهام و ماهی حدود ۳۰۰ میلیون تومان درآمد از آن دارم.
علاوه بر این، یک مدرسه ابتدایی راهاندازی کردهام که حداقل ۲۰۰ میلیون تومان در ماه درآمد دارد.
در مجموع، طی این چهار سال، درآمدم ۱۷ برابر رشد کرده است.با یک معجزه الهی، حدود سه سال است که پرونده مهاجرتم به آمریکا استارت خورده و میدانم همه اینها کار خدا بوده و من فقط سپاسگزار بودهام. و سال آینده، انشاءالله با گرینکارت وارد آمریکا میشوم.
در روابط، الآن یک رابطه عاشقانه بینظیر دارم که باورش برایم سخت است. رابطهام با خانوادهام و با پسرهایم کاملاً متحول و فوقالعاده شده است.
در کشور عمان نیز کار آموزشی خودم را استارت زدهام که حدود چهار ماه دیگر به درآمد میرسد و قصد دارم آن را بهطور جدی گسترش بدهم. اکنون همراه پسر بزرگم در عمان، در خانهای که اجاره کردهایم، با یک ماشین آمریکایی لوکس زندگی میکنیم و در حال راهاندازی و توسعه بخش جدیدی از کسبوکار آموزشی هستیم.
استاد عزیز، شما بهتر میدانید که راهاندازی یک کسبوکار آن هم در یک کشور بیگانه، با اختلاف زیاد ارزش پول و چالشهای فرهنگی، کار سادهای نیست؛ اما من با دست در دست خدای بزرگم، در حال عبور از این مرحله هستم.
امروز دوباره دوره روانشناسی ثروت ۱ را از ابتدا شروع کردهام تا دوباره به این آگاهیهای زندگیساز گوش کنم و باورهای قدرتمندکننده بیشتری بسازم.



سلام و عرض ادب . جدیدا دیگه بعد از دوره ی احساس لیاقت و روانشناسی ثروت میام و تک تک اتفاقاتی که میفته رو مینویسم ..راستش خیلی اتفاقی هدایت شدم به کار خرید و فروش طلا ..یکی از دوستانم بهم گفت بیا تو کار ما به عنوان کار جانبی سرمایه گذاری کن و همکاری کنیم ..از اونجایی که من بعد از طلاقم عملا هیچ سرمایه ای ندارم و به زور خودمو اداره میکنم و هم چنان در خانه ی پدر و مادرم هستم حتی نتونستم یه خونه برای خودم بگیرم و فقط یک شغل بخور نمیر دارم ..گفتم اوکی من سرمایه ندارم ولی برات میفروشم بهم پورسانت بده اونهم یه پورسانت بسیار کمی از هر طلا گفت که حسابی بهم برخورد ولی خوب فکر کردم گفتم اگر بخوام طبق قانون تکامل رفتار کنم باید آروم آروم برم خونه از همینجا شروع میکنم و بعد خودم طلا میخرم. اما گفتم دیگه مثل سابق بی گدار به آب نزنم و تا به گفته ی استاد ترمزهای ذهنیم رو شناسایی نکردم وارد عمل نشم ..نشستم به نوشتن تو دو صفحه نوشتن خدا میدونه چه ترمزهای وحشتناکی دارم از احساس بی لیاقتی ترس از شکست ترس از ناکافی بودن و اونقدر نوشتم و نوشتم تا اینکه فهمیدم تمام این ها از خانواده ام نشات میگیره از یک پدر سخت گیر وسواس و خودشیفته و مادری که وسواس شدید داره و همیشه نقش قربانی فداکار رو داره …یکی کنترل گر و دیگری مظلومی که کم از اون ظالم نداره و شریک جرمش بوده و هست …تمام این بیماری های روانی وسواس فکری و عملی کمال گرایی باعث شدن مثل یک موش همیشه بخوام عالم و آدم رو از خودم راضی نگه دارم تمام عمرم ترس از پذیرفته نشدن داشتم و دارم و حس قربانی بودن دارم …حالم به هم میخوره وقتی میفهمم تا چه حد شبیه مادر مهر طلب خودم هستم …هر کدوم این ترمزها دریایی از تروما پشتش هست دریایی از زخم …برای اولین بار در عمرم تونستم این ترمزهارو شناسایی کنم و واقعا هنوز اول راه حذفشون هستم ولی همین که شناختمشون یه دنیاست استاد . ادامه میدم و خواهم نوشت براتون .
سلام و عرض ادب به همگی
انگار دیگه هر شب من هدایت میشم به نوشتن هر آنچه که داره برای بعد از دوره ی احساس لیاقت و روانشناسی ثروت رخ میده …راستش همه چیز عالی به نظر میرسید از شروع دوره خیلی اتفاقات عالی رخ داد ولو که خیلی کوچیک بود اما یه اتفاقی که دیروز افتاد این بود که خیلی خیلی مشتاقم استاد اگر خودشون قابل بدونن یا هرکس دیگه ای بتونه کمکم کنه اینجا …راستش دیروز یکی بدجوری ناراحتم کرد بدترین حرف هارو بهم زد اما حرفش مهم نیس ناراحتی من از این هست که من نون بگیر این آدم هستم و دستم وحشتناک در حال حاضر زیر سنگ هستم و قدرت مالی و اقتصادی جدا شدن از سیستم این آدم رو ندارم …دارم روی احساس بیافتم کار میکنم میدونم که تمام این مصیبتی که گریبانم رو گرفته از حس بی ارزشی درونی خودم هست که از دوره ی نوجوانی دارم با خودم حمل میکنم با اینکه از بیرون فرد با اعتماد به نفسی به نظر میاد اما عزت نفس بسیار پایینی دارم …پله پله دارم میرم جلو میدونم هر قدمی که برای جدا شدن از چنگال این فرد بردارم مستقیما به علت نفس و احساس ارزشمندی من مربوطه …ایشالا به زودی میام مینویسم که چه طوری با بالا بردن حس ارزشمندیم از شرش خلاص شدم …لطفا اگر میتونید کمکم کنید بنویسید با جان و دل میخونم .
عرض ادب و احترام
چون کلا زیاد اهل کش دادن حرف نیستم خلاصه و مفید بگم خدمتتون … بعد از دوره ی احساس لیاقت حس کردم باید یه تغییر ملموسی ولو به صورت یه اتفاق کوچک ببینم چون تازه دوره رو شروع کردم ..البته دوره رو چندین سال قبل خریداری کرده بودم و پیگیری نکرده بودم ولی این بار مصمم زیر به ریز دنبالش رو گرفتم .یادمه همیشه توی ازدواج قبلیم یک زن بی عزت نفس بودم که فک میکردم اگر وقتی با مرد میرم خرید نباید درخواست خرید داشته باشم یا خودمو مستحقق خرید های زیاد از طرف همسرم نمیدیدم …باورتون نمیشه یه دونه ای شرت برمیداشتم اونم با ترس و لرز که مبادا اون ملعون یه وقت بهش برنخوره که به تی شرت برای زنش خریده ..تازه اون تی شرت قراضه رو هم خودش باید انتخاب میکرد ..وای که چه قدر بیان این خاطرات از دوران بی ارزشی و بی عزت نفسی من برام سخته اما معجزه ی سایت و این دوره همینه که من در برابر همه دارم اینو مینویسم . حالا بعد از گذشتن از. اون ازدواج جدیدا با آقایی که دیت رفتم بدون اینکه کوچکترین حرفی بزنم خودش از اول تا آخر هرچی که فقط چشمم دنبال میکرد سریع حساب میکرد و هرچی خواستم خریدم بدون اینکه من کلمه ای درخواست کرده باشم …کلم خشک به خودم و احساس ارزشمندیم به عنوان یک زن عوض شده . حس میکنم این ها نشونه های کوچکی هستن و قراره آروم آروم چیزهای بزرگترین ببینم که قطعا مو به مو میام اینجا مینویسم .
از دوستان عزیزم تقاضا دارم من رو کمک کنند
از اطرافیان مدام میپرسم آیا کسی رو میشناسن که در جوانی به ثروت رسیده باشه اونم با داشتن خانواده ی فقیر …همه بازیگران رو مثال میزنن اما این برای منم قابل قبول نیست وقتی میبینم هزاران بازیگر تئاتر و …با سال ها دوندگی نتونستن ثروتمند بشن اما یکی مثلا شانسش زده و اصغر فرهادی اون رو برای یک پروژه پسندیده راستش مورد ملموسی پیدا نمیکنم شایدم ذهن و باورهای من خیلی بسته ست هنوز
من دوره ی روانشناسی ثروت رو حدود چهار سال قبل با اکانت دیگری تهیه کرده بودم متاسفانه گوشیم رو دزد زد و کل اکانتم و راه دسترسی به ایمیل رو از دست دادم اما خوشبختانه در یک دفتر تمارین رو نوشته بودم حدود یک هفته قبل دوباره انگار یک نیرویی منو برد به دیدن اون دفتر و یادآوری تمرینات …استاد فرموده که مثال هایی رو پیدا کنید که شرایط مشابه و یا بدتر از شما داشتم و موفق شدن راستش داشتم به موضوع رانندگی فکر میکردم به اینکه بعد از سانحه ی تصادف وحشتناکی در 19 سالگی هنوز دوباره نتونستم بدون ترس پشت فرمون بشینم انگار پشت فرمون از ترس میخوام زهر ترک بشم الان 33 سالمه و هنوز دوباره رانندگی نکردم راستش داشتم به خانم های کم سواد و بیسوادی که مدام میبینم فکر میکنم که با وجود ترس های زیادی که دارن مثل یک مرد دارن رانندگی میکنن ….این کامنت من یادگار بمونه میخوام تند تند براتون بنویسم ببینیم به لطف خداوند و ادامه ی تمارین تا چه حد تا پایان امسال پیشرفت خواهم کرد خوشحال میشم اگر کسی راننده ی خوبی هست و نترسه بهم کمک کنه ️