نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -علیرضا جلالی

    رهایی از بدهی‌ها، بازگشت امید و ساختن خانه با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    اسفندماه سال ۱۳۹۸، در اوج مشکلات مالی و کاری، در حالی که مستأصل و درمانده شده بودم، توسط یکی از دوستانم با استاد عباس‌منش آشنا شدم. دوستم که شرایط سخت مرا می‌دید، یک فایل از صحبت‌های استاد برایم فرستاد و گفت: «این را گوش بده، اگر علاقه‌مند بودی در سایت abasmanesh.com عضو شو و بقیه فایل‌ها را ببین.»

    آن فایل درباره توحید عملی بود. گوش دادن به آن فایل، کم‌کم امید، توکل و آرامش را در وجودم دوباره زنده کرد. تا جایی که تمام کارم شده بود گوش دادن به فایل‌های دانلودی سایت و عمل کردن به آگاهی‌ها. به لطف هدایت خداوند و آموزه‌های استاد، مشکلات سنگینی که در اثر یک شراکت کاری برایم به‌وجود آمده بود را پشت سر گذاشتم. خداوند به‌قدری زیبا دستم را گرفت که هیچ‌کس باورش نمی‌شد بتوانم از آن‌همه مشکلات اداری و مالی که شریکم ایجاد کرده بود به این آسانی عبور کنم.

    با متعهدانه عمل کردن به آموزه‌های استاد توانستم تمام بدهی‌هایم را تسویه کنم و مسئله تعطیل شدن کسب‌وکارم را نیز حل کنم. تقریباً دو سال طول کشید تا از زیر بار بدهی‌ها بیرون بیایم، اما این بار با ایمان و آرامش پیش رفتم.

    وقتی برای اولین‌بار وارد سایت شدم، استاد عباس‌منش تازه دوره ۱۲ قدم را شروع کرده بودند، اما به‌خاطر شرایط مالی سخت، توان خرید قدم اول را نداشتم. بنابراین با فایل‌های دانلودی مسیرم را آغاز کردم. اما بعد که توانستم دوره را تهیه کنم و با یک سال کار کردن روی آگاهی‌های ۱۲ قدم پیش رفتم، زندگی‌ام از زمین تا آسمان تغییر کرد.

    از روزهایی که به‌خاطر بدهی‌ها حتی پول خرید نان نداشتم، امروز به جایی رسیده‌ام که در خانه‌ای که با دست خودم ساخته‌ام نشسته‌ام و این نوشته را درباره هدایت زیبای خداوند به سمت آموزه‌های استاد، با قلبی پر از شکر و آرامش می‌نویسم.

    خداوندا سپاسگزارم که مرا در این مسیر توحیدی و روشن قرار دادی و با آگاهی‌های ناب استاد عباس‌منش، زندگی‌ام را از ریشه متحول کردی.

  • -ماریا اکبری

    تحول شگفت‌انگیز در تمام ابعاد زندگی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    پارسال اواخر بهمن‌ماه، قدم اول دوره ۱۲ قدم را به‌عنوان عیدی برای خودم خریدم. می‌دانستم با عمل به این آگاهی‌ها اتفاقات خوبی در زندگیم رقم می‌خورد، اما هرگز تصور نمی‌کردم که این‌همه تغییرات ریز و درشت فوق‌العاده، تمام جنبه‌های زندگی‌ام را بهتر کند.

    استاد عباس‌منش، قبل از ورود به این دوره حتی نمی‌فهمیدم «روان‌تر چرخیدن چرخ زندگی» یعنی چه. نمی‌دانستم می‌شود تا این حد در زندگی آسان شد و برای آسانی‌ها آماده بود. اما حالا به لطف عمل به آگاهی‌ها و تمرینات این دوره، صدها مثال واقعی دارم از اینکه وقتی روی خودت کار می‌کنی، جهان چگونه کارها را به‌طور طبیعی و راحت برایت انجام می‌دهد.

    در شروع دوره، با وسواس و صداقت کامل چکاپ فرکانسی را طبق آموزش‌های شما از خودم گرفتم. تقریباً هر فصل دوباره به تمام سؤال‌ها پاسخ می‌دادم، جواب‌های جدیدم را با فصل قبل مقایسه می‌کردم و از این حجم تغییرات در زندگی‌ام ذوق‌زده می‌شدم. همین تغییرات، انگیزه و اشتیاقم را چند برابر می‌کرد تا مسیر ۱۲ قدم را ادامه بدهم. اما باورم نمی‌شد که در قدم‌های آخر، نتایجم تصاعدی می‌شود و بخش شیرین، عمیق و واقعی «قانون تکامل» را تجربه می‌کنم.

    اگر صادق باشم، واقعاً فقط ۳۰٪ از آگاهی‌های این دوره را اجرا کردم، اما با همین مقدار، این‌همه نتیجه گرفتم. واقعاً اگر ۱۰۰٪ خودم را بگذارم چه نتایجی می‌گیرم؟ نتایجی که همین الآن هم در بسیاری از جنبه‌ها بسیار بالاتر از حد رؤیایم بوده‌اند.

    قبل از دوره ۱۲ قدم از لحاظ مالی هیچ خانه یا ملکی نداشتم، اما اولین سند خانه عمرم—یک خانه چند میلیاردی—در همین دوره به نامم زده شد. پس‌اندازم نسبت به شروع قدم اول، سه برابر شده و حالا صاحب ماشین هستم. قدرت خریدم افزایش یافته و حتی توانستم شخصاً یک خانه تفریحی در گیلان با امکانات کامل برای روزهای تعطیلم اجاره کنم. در این دوازده ماه، علاوه بر سفرهای زیاد و باکیفیت، شهریه دانشگاه را به‌راحتی پرداخت کردم و هر قدم از دوره ۱۲ قدم را بدون فشار مالی خریدم. صدها دستاورد مالی دیگر هم داشته‌ام.

    قبل از آشنایی با آگاهی‌های استاد عباس‌منش، فقط دیپلم داشتم. حالا کارشناسی مدیریت دارم و دو مدرک بین‌المللی از معتبرترین دانشگاه ایران، دانشگاه تهران. شغلی دارم که عاشقش هستم و مدرس دانشگاه شده‌ام.

    اگر نمره رابطه‌ام با خدا را قبل از دوره ۵۰ بدانم، امروز به لطف آموزش‌های این دوره و مخصوصاً تمرین ستاره قطبی، رابطه‌ام با خدا به معنای واقعی کلمه به ۱۰۰٬۰۰۰ رسیده و غیرقابل‌توصیف است. با خودم در صلح هستم، اعتمادم به توانایی‌هایم چندین برابر شده، خودم را لایق‌تر می‌بینم و همین احساس لیاقت باعث شده الهامات الهی را دریافت کنم، شجاعت عمل به آن‌ها را داشته باشم و نتایج عالی بگیرم.

    در روابط شخصی، به سطح زیبایی از استقلال عاطفی و عدم وابستگی رسیده‌ام. چون با خودم در آرامشم، روابط بیرونی‌ام نیز عالی شده‌اند. آدم‌ها و روابط مسموم، خودبه‌خود و بدون کوچک‌ترین تنش از زندگی‌ام حذف شدند. قدرت عوامل بیرونی در ذهنم بسیار کمتر شده و در حوزه سلامتی نیز، به لطف اجرای سبک زندگی دوره قانون سلامتی، اکنون اندامی کاملاً متناسب، بدنی سالم، پوستی صاف و موهایی زیبا دارم.

    یک سال بود یکی از دوستانم را ندیده بودم. وقتی از من پرسید این یک سال چه کرده‌ام و من نتایجم را گفتم، با تعجب گفت: «تو در یک سال نتایجی را گرفتید که خیلی‌ها در ۳۰ سال هم نمی‌گیرند؛ هم مالی، هم اعتمادبه‌نفس، هم تناسب اندام، هم شغل و…»

    استاد عزیز، می‌دانم دلیل این حجم از نتایج، تغییر باورهای من است؛ باورهایی که حاصل عمل به آگاهی‌ها و تکرار بی‌وقفه تمرینات این دوره بوده‌اند. یک روز هم تمرین ستاره قطبی را جا نینداختم. در تمام این یک سال، روزی نبوده که بدون آموزش سپری شود. تحت هر شرایطی، حداقل یک جلسه از این آگاهی‌ها را با تمرکز کامل گوش داده‌ام، چون یقین دارم این آگاهی‌ها کانون توجه مرا به سمت خواسته‌هایم هدایت می‌کنند و اجازه نمی‌دهند ناخواسته‌ها وارد زندگی‌ام شوند.

    مدام به خودم یادآوری می‌کنم:
    «ماریا، چون داری روی خودت کار می‌کنی، هر اتفاقی رخ بدهد به نفع توست. فقط ادامه بده.»
    و صدها مثال درباره این حقیقت دارم.

    استاد عزیز عباس‌منش، باور دارم که مسیر آموزه‌های شما، تنها مسیر رساندن من به سعادت دنیا و آخرت است. برای همین با عشق، با اشتیاق و با تعهد، برای درک بهتر این قوانین وقت می‌گذارم.
    خدایا شکرت که مرا به سمت این آگاهی‌های توحیدی هدایت کردی.

  • -سیده مینا سیدپور

    تحول عمیق در سلامت، ثروت، روابط و معنویت با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    من ۴۰ سال سن دارم و نزدیک سه سال است که با آموزش‌های استاد عباس‌منش همراه هستم. می‌خواهم از نتایج و تغییراتی بنویسم که فقط در یک سال و با عمل به آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم به دست آورده‌ام.

    قبل از آشنایی با آموزه‌های استاد عباس‌منش، زندگی‌ام در وضعیت کاملاً نامناسبی بود. از همسرم جدا شده بودم و پکیج زندگی‌ام شامل اعصاب داغون، مصرف مداوم قرص و دارو، قطع ارتباط با خانواده و اقوام، دوری از جامعه، بی‌پولی، نبود حمایت عاطفی و مالی، احساس خودسرزنشی شدید، احساس گناه، ترس‌های بی‌پایان و ناامیدی ۱۰۰٪ از خداوند بود. تا جایی که واقعاً به خودکشی فکر می‌کردم.

    به لطف خداوند، با استاد عباس‌منش آشنا شدم و با پیگیری آموزش‌های ایشان، زندگی‌ام کم‌کم از آن وضعیت آشفته فاصله گرفت و به سمت تعادل رفت. سپس با ورود به دوره ۱۲ قدم، کمتر از یک سال طول کشید تا شرایط زندگی‌ام در تمام ابعاد عالی و غیرقابل‌باور شود. آن‌قدر از این دوره نتیجه گرفتم که آنچه در این متن می‌نویسم، فقط بخش کوچکی از تغییرات من است:

    در حوزه سلامتی، از فردی که مدام درگیر دارو، مسکن، درد، بیماری، آزمایش و سونوگرافی و مراجعه‌های متعدد به پزشک بودم، امروز به لطف خداوند فردی هستم با بدن سالم، انرژی بالا و تناسب اندام بسیار خوب.

    هر وقت از آگاهی‌های سایت و کار کردن روی خودم دور می‌شدم یا تمرین ستاره قطبی را انجام نمی‌دادم، سردرد و انرژی منفی برمی‌گشت. اما حالا دلیلش را می‌دانم و آگاهانه مراقب کانون توجه خودم هستم تا در مسیر بمانم.

    در حوزه مالی، درآمدم حدود ۵۰ برابر شده است؛ از یک میلیون تومان در ماه، رسیده‌ام به ۴۰ تا ۶۰ میلیون تومان در ماه.
    خانه ۶۲ متری ۹۰۰ میلیونی من در رشت، تبدیل شده به خانه ۹۱ متری دو میلیارد تومانی.
    از بیکاری و خیره شدن به دیوار و فکر کردن به تمام چیزهایی که از دست داده بودم، به جایی رسیدم که کسب‌وکار شخصی و موردعلاقه‌ام را دارم. آزادی زمانی دارم و ساعت کارم دست خودم است.

    در رابطه با خودم، به صلح درونی رسیده‌ام؛ آن‌هم منی که قبلاً از درون ویران بودم و حتی نمی‌توانستم با خودم مهربان باشم.
    در روابط اجتماعی، بعد از سال‌ها، دوباره ارتباط خانوادگی و اجتماعی سالم و آرام دارم و با جهان اطرافم در صلح هستم.

    در معنویت و ارتباط با خداوند، از آدمی که کارش گریه، آه، ناله، نفرین و گله‌مندی بود، تبدیل شدم به انسانی که یاد خدا اشک شوقش را جاری می‌کند. وقتی با خدا حرف می‌زنم و به این نیروی هدایتگر فکر می‌کنم، قلبم باز می‌شود و چهره‌ام نورانی می‌شود؛ طوری که دیگران نیز این تغییر و حس زیبای درونی‌ام را متوجه می‌شوند.

    استاد عزیز، این‌ها بخشی از نتایج من است که برای خودم هم یادآوری باشد که ناسپاس نشوم. این تغییرات مربوط به همان دختری است که می‌گفت «من دیگر نمی‌توانم، بلد نیستم این زندگی لعنتی را درست کنم» و واقعاً به خودکشی فکر می‌کرد. اما خداوند با وجود آن‌همه جهل و شرک، من را هدایت کرد تا دوباره زندگی‌ام را بسازم و روی پا بایستم.

    تغییر زندگی من از تغییر باورها شروع شد؛ باورهایی که آموزه‌های شما، به‌ویژه در دوره ۱۲ قدم به من یاد داد و اجرای آن آگاهی‌ها باعث شد شخصیت من تغییر کند. نتیجه این تغییر شخصیت، آوردن خیر دنیا و آخرت برای من بود. هر دقیقه از هر جلسه این دوره، پر است از آگاهی‌های زندگی‌ساز و باورهای قدرتمندکننده و سازنده‌ای که می‌شود درباره هر دقیقه‌اش چندین صفحه نوشت.

    من فکر می‌کنم فقط به اندازه یک سر سوزن به آگاهی‌های این دوره عمل کرده‌ام و با همین مقدار، این‌همه تغییر در زندگی‌ام رخ داده. استاد، من فقط به حرف‌های شما، آگاهی‌های شما، مسیر شما و ایمان شما ایمان آوردم. وقتی دیدم خداوند دستم را گرفته، آگاهانه تصمیم گرفتم دست خداوند را رها نکنم و در مسیر این آگاهی‌ها باقی بمانم. چون فهمیدم خداوند همیشه با من بوده، این من بودم که دست هدایتگر او را پس می‌زدم.

  • -علیرضا بهادری

    رشد مالی چشمگیر، بهبود روابط و آرامش درونی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    من در چکاپ فرکانسی قدم دوازدهم به تمام سؤال‌ها پاسخ دادم و جواب‌هایم را با شروع قدم اول مقایسه کردم. حالا می‌خواهم توضیح بدهم که انجام کدام تمرین‌ها و چگونه عمل کردن به آن‌ها باعث شد این نتایج بزرگ در زندگی‌ام شکل بگیرد. مهم‌ترین خواسته من رشد مالی بود. قبل از ورود به دوره ۱۲ قدم، فایل «چگونه در عرض یک سال درآمد خود را چند برابر کنیم» را گوش دادم، نت‌برداری کردم و به خودم تعهد دادم که درآمدم را سه برابر کنم. در طول اجرای آموزه‌ها نجواهای ذهنی زیادی داشتم که می‌گفت: «تو چند سال است داری کار می‌کنی، حتی هزار تومان هم به حقوقت اضافه نکرده‌اند؛ چطور می‌خواهی حقوقت را سه برابر کنی؟» اما همین آموزه‌ها به من یاد می‌داد چطور به خدای یکتا ایمان داشته باشم و ادامه بدهم.

    بعد از بیست روز از کارم اخراج شدم. آن زمان در یک مغازه پروتئینی در شهرستان کار می‌کردم. وقتی این اتفاق افتاد، مدام حرف‌های استاد عباس‌منش را به خودم یادآوری می‌کردم که می‌گفتند: «وقتی در مسیر درست حرکت می‌کنی، هر اتفاقی که می‌افتد به صلاح توست و می‌خواهد تو را به خواسته‌هایت برساند.» من این حرف‌ها را باور کرده بودم و همین یادآوری ایمانم را بیشتر می‌کرد. در نتیجه بدون هیچ ترسی فقط بر این تمرکز کردم که این اتفاق به من فرصت بیشتری داده تا روی خودم کار کنم. بعد از مدتی هدایت شدم که از آن شهر به مشهد مهاجرت کنم و به شکل کاملاً هدایتی و معجزه‌آسا که قبلاً داستانش را گفته‌ام، صاحب یک مغازه شدم. کل سرمایه‌ام پنجاه میلیون بود و با توکل به خدا شروع کردم و بعد وارد دوره ۱۲ قدم شدم. دوره ۱۲ قدم تکمیل‌کننده مسیر پیشرفت من شد.

    با تمرین «ستاره قطبی» شروع کردم. طبق آموزش‌های استاد عباس‌منش، از خواسته‌های کوچک شروع کردم تا آرام‌آرام ظرف وجودی‌ام بزرگ شود و نتایج نیز بیشتر و بیشتر ظاهر شوند. هر روز درخواست می‌کردم، اجابت می‌دیدم، سپاسگزاری می‌کردم و این چرخه را ادامه می‌دادم. با هر بار نتیجه گرفتن، اعتمادبه‌نفسم، انگیزه‌ام و میل شدیدم به کار کردن روی خودم بیشتر می‌شد. هدف من در ابتدا بهبود مالی بود، اما کم‌کم دیدم که در تمام جنبه‌های زندگی‌ام رشد کرده‌ام؛ انگار همه‌چیز به هم متصل بود و با رشد درونی من، زندگی بیرونی‌ام هم تغییر می‌کرد.

    جلسات «باورساز» را بارها تکرار می‌کردم، مخصوصاً بخش‌هایی که نحوه ساخت باورهای قدرتمندکننده را توضیح می‌داد. آن‌قدر تکرار کرده بودم که این باورها تبدیل به بخشی از وجودم شده بودند. مدام دوره را گوش می‌دادم و نکته‌برداری می‌کردم. اتاق خواب، مغازه و حتی سرویس‌های منزل پر از برگه‌هایی بود که رویشان نوشته بودم: «چگونه می‌توانم از این بهتر و بهتر شوم؟» چون خودم را می‌شناختم و می‌دانستم اگر هر روز این آگاهی‌ها را به خودم یادآوری نکنم، فراموش می‌کنم و به روش قبلی برمی‌گردم. این تکرار و یادآوری مداوم باعث شد نگرانی‌ها و ناراحتی‌هایم کمتر شود و ایمان و توکل واقعی‌ام بیشتر و عمیق‌تر شود. همین تغییر درونی باعث شد ارتباط‌های عالی با مشتری‌هایم شکل بگیرد.

    در تمام مدت اجرای دوره، تلاش کردم باورهای محدودکننده قبلی را کنار بگذارم و با تمرین‌ها باورهای قدرتمندکننده بسازم. کم‌کم باور به فراوانی در ذهنم شکل گرفت و این باور که «من خالق زندگی خودم هستم» در وجودم ریشه دواند. این باور باعث شد به دنبال آرزوهایم بروم، چون فهمیدم هیچ محدودیتی وجود ندارد و آزاد هستم هر تغییری را در زندگی‌ام ایجاد کنم. هر چقدر درونم تغییر می‌کرد، نتایج بیرونی‌ام هم بیشتر می‌شد.

    نتایج مالی و غیرمالی من بعد از ۱۲ قدم:

    در شروع قدم اول، پس‌اندازم صفر بود؛ اکنون ۲۵۰ میلیون تومان پول نقد دارم.

    در شروع قدم اول، ۹۰ میلیون تومان بدهکار بودم؛ اکنون هیچ بدهی ندارم.

    سرمایه کاری من در شروع حدود ۵۰ میلیون تومان اجناس مغازه بود؛ اکنون سرمایه مغازه‌ام پنج برابر شده است.

    توانایی خریدم در شروع بسیار کم بود؛ اکنون پنجاه برابر شده است.

    سود خالص ماهیانه‌ام در شروع پنج میلیون تومان بود؛ اکنون بیش از ۱۴ برابر رشد کرده است.

    در روابط، رابطه‌ام با همسرم در شروع در مرحله خطر بود و احترام از بین رفته بود؛ اکنون عشق و صمیمیت عمیقی بین ما وجود دارد، اما بدون وابستگی ناسالم.

    در روابط اجتماعی، قبلاً منزوی بودم و با همه درگیر می‌شدم؛ اما اکنون دوستان هم‌مدار و هم‌فرکانس زیادی دارم و اوقات بسیار خوبی با هم می‌گذرانیم.

    در شروع، روزم با بدترین حال احساسی شروع می‌شد و با احساس بدتر تمام می‌شد؛ اما اکنون صبحم با لبخند و شادی شروع می‌شود، طی روز فقط اتفاقات خوب می‌بینم و شب با احساس سپاسگزاری به خواب می‌روم.

    استاد عزیز عباس‌منش، این زندگی رویایی را حتی در خواب هم نمی‌دیدم، اما حالا دارم واقعی زندگی‌اش می‌کنم. عمل به آموزه‌های شما من را توحدی و یکتاپرست واقعی کرده و همین باعث شده نعمت و خوشبختی به زندگی‌ام سرازیر شود. یاد گرفته‌ام که راحت خودم را به جریان هدایت بسپارم، با آرامش توکل کنم و احساس می‌کنم خداوند تمام مسیرها را برایم هموار کرده تا فقط شاد باشم و از زندگی لذت ببرم.

  • -علیرضا بهادری

    رشد ۱۵ برابری درآمد، آرامش عمیق، و ساختن زندگی جدید با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    تابستان ۹۹ جسته‌وگریخته با فایل‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم. هر از گاهی از طریق شبکه‌های اجتماعی ایشان را دنبال می‌کردم؛ کمی حال دلم بهتر می‌شد، اما دوباره رها می‌کردم و به روال قبلی زندگیم برمی‌گشتم.
    حدود ۹ ماه طول کشید تا بفهمم گمشده‌ای که دنبالش هستم، سایت استاد عباس‌منش است. اما همین گوش دادن‌های پراکنده و شکرگزاری‌های روزانه، مثل دانه‌ای بود که در خاک کاشته بودم. هنوز جوانه نزده بود، اما حال دلم بهتر شده بود و امید به آینده در من زنده شده بود.

    این روند ادامه داشت تا اینکه در سال ۱۴۰۰ با یک تضاد عاطفی شدید روبه‌رو شدم؛ تضادی که مرا از نظر روحی در وضعیت بسیار بدی قرار داد. دنبال هر چیزی و هر کسی می‌گشتم تا از درد رها شوم، اما هیچ‌چیز تسکین‌دهنده نبود.
    تا اینکه یک روز هدایت شدم به فایل «توحید عملی ۶» و همان لحظه جرقه اصلی تغییراتم زده شد.

    صبح تا شب حتی در محل کار فایل‌های استاد را گوش می‌دادم و باور می‌ساختم.
    با فایل‌های «چگونه در عرض یک سال درآمد خود را چند برابر کنیم» کار کردم و بعد وارد دوره ۱۲ قدم شدم.

    طی فقط ۴ ماه هدایت شدم به مهاجرت و یک شغل جدید که به آن علاقه داشتم، و درآمدم از ۵ میلیون به ۱۵ میلیون تومان رسید.

    با جدی کار کردن روی آموزش‌های ۱۲ قدم، سرعت اتفاقات خوب بیشتر و بیشتر شد.
    استاد، من به آموزش‌های شما ایمان آوردم و هر آنچه گفتید را مثل وحی منزل اجرا کردم. به همان اندازه که عمل کردم، زندگی‌ام تغییر کرد.
    الان که دارم این تجربه را می‌نویسم، درآمدم به ۷۰ میلیون تومان در ماه رسیده است.

    من متعهد شدم که هر روز تمرین کنم، هر روز قوانین را تکرار کنم و زندگی‌ام را روی ریل درستی بگذارم.
    در طول مسیر، به هدایت‌ها و ایده‌ها گوش کردم و عمل کردم؛ کاری به هیچ‌کس نداشتم و فقط روی خودم تمرکز کردم.
    نتیجه‌اش رشدهای پی‌درپی بود و وقتی به قدم دوازدهم رسیدم، چرخ زندگی‌ام آن‌قدر روغن‌کاری شده بود که گاهی فراموش می‌کردم قبلاً چطور زندگی می‌کردم.

    تمرین ستاره قطبی دوره ۱۲ قدم برای من شاه‌کلید این دوره است.

    الان مغازه‌ای شیک و زیبا در بهترین نقطه محل زندگی‌ام دارم و هر لحظه خداوند را شکر می‌کنم.

    هر روز با گوش‌کردن به آموزش‌ها، قانون را یادآوری می‌کنم و نتایج فوق‌العاده‌ای که در زندگی‌ام ظاهر شده را می‌بینم.
    روابطم با دیگران مخصوصاً همسرم عالی شده و نسبت به دو سال پیش، زندگی‌ام قابل مقایسه نیست.
    در این دو سال، درآمدم ۱۵ برابر شده و همچنان در حال افزایش است.
    سلامتی‌ام در تمام ابعاد بهتر شده و از هر جهت نتایج فوق‌العاده‌ای گرفته‌ام.

    استاد عزیزم، دوره ۱۲ قدم برای من حدود ۱۰ ماه طول کشید و قصد دارم جزئیات «چکاپ فرکانسی» این ده ماه را برایتان کامنت کنم تا ببینید دانشجوی شما چگونه روی خودش کار کرده و چه نتایجی خلق کرده است.

  • -رضا

    تحول شخصیتی، جهش مالی ۱۰ برابری و شروع یک زندگی سرشار از عشق با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم و دوره روانشناسی ثروت ۱

    هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بتوانم در مدت فقط یک سال، چنین رشد و تغییرات بزرگی را تجربه کنم. وقتی چکاپ فرکانسی قدم اول را با قدم دوازدهم مقایسه کردم، تازه فهمیدم که در شروع ۱۲ قدم، من هیچ درکی از خودم و زندگی نداشتم. چکاپی که در جلسه اول نوشتم، اصلاً وضعیت شروع من نبود؛ بیشتر شبیه آرزوهای من بود. چون به‌جز مسائل کاملاً قابل اندازه‌گیری مثل پول و سلامتی، در بقیه حوزه‌ها واقعاً زیر صفر بودم و فقط طبق ذهنیاتم عدد و جمله نوشته بودم.

    بعد از یک سال کار کردن با این آگاهی‌ها حالا می‌فهمم عزت نفس یعنی چه؛
    الان درک می‌کنم معنویت و ارتباط با خدا یعنی چه؛
    می‌فهمم احساس لیاقت و احساس گناه چیه؛
    می‌فهمم که یک مشرک واقعی بودم؛
    می‌فهمم که بدون ذره‌ای عمل، فقط یک انسان متوهم بودم؛
    می‌فهمم چه روابط داغان و دردناکی داشتم و چطور دیگران به‌جای دوست داشتن، فقط تحملم می‌کردند چون از رفتارم می‌ترسیدند.
    الان می‌فهمم چقدر آن زمان در و دیوار بودم…
    و حالا تازه عشق را می‌فهمم، خدا را می‌شناسم و دوستش دارم؛ تازه می‌فهمم خالق زندگی خودت بودن یعنی چه.

    استاد عباس‌منش، یک سال قبل وقتی می‌خواستم این دوره را شروع کنم، حتی برای خرید مایحتاج ساده زندگی مشکل داشتم. درآمد سه میلیون تومان آرزوی من بود تا فقط بتوانم زنده بمانم. اما با کار کردن روی آموزش‌های این یک سال، درآمد من ۱۰ برابر بیشتر از درآمدی شد که در شروع دوره آرزویش را داشتم.

    در طول این یک سال ۴۰۰ میلیون تومان پول ساختم. توانستم خلاهای زندگی خودم و خانواده‌ام را پر کنم. سفرهای عالی رفتیم، خریدهای بی‌نظیری داشتیم و خیلی چیزهایی که فقط آرزو بود را تجربه کردیم.

    الان با درآمد عالی، در کنار همسر و دخترم یک زندگی شاد، آرام و پر از عشق دارم. از فردا می‌خواهم دوباره برای قدم اول چکاپ جدید بنویسم و با ذهنیت و باورهای تازه، دوباره دوره را شروع کنم. ضمن اینکه دوره روانشناسی ثروت ۱ را هم خریدم و قصد دارم آن را در کنار دوره ۱۲ قدم کار کنم.

    این نتایج به من ثابت کرد که همه‌چیز به خودم بستگی دارد و من خالق زندگی‌ام هستم. اگر حرکت کنم، هدایت خدا من را دقیقاً به جایی می‌رساند که می‌خواهم.

    استاد عباس‌منش، با آموزش‌هایتان کاری کردید که تمام اطرافیانم از تغییر رفتار و شخصیت من متعجب‌اند. خیلی‌ها از همسرم می‌پرسند: «رضا چطور این‌قدر عوض شده؟» خصوصاً مادرم.
    با جرات می‌گویم ویژگی‌هایی مثل عصبانیت و عجول بودن را کاملاً کنار گذاشته‌ام و شخصیت جدیدم کاملاً قابل لمس است. رفتار مردم با من تغییر کرده و مهربانی بیشتری از آن‌ها می‌بینم.

    خدا را هزاران بار شکر می‌کنم که در سخت‌ترین شرایط من را به سایت و آموزش‌های شما هدایت کرد تا معنی زندگی را بفهمم و زندگی را زندگی کنم.

  • -منیر

    رشد چندبرابری درآمد، رهایی از بدهی، بهبود کامل سلامت و تجربه بارداری آرام با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    این بار دوم است که روی آموزش‌ها و تمرینات دوره ۱۲ قدم کار می‌کنم و اکنون برای بار دوم به قدم ۶ رسیده‌ام. وقتی چکاپ فرکانسی‌ای را که در شروع دوره نوشته بودم نگاه می‌کنم، هر روز پیشرفت، تغییر و رشد خودم را می‌بینم.

    از آن روز تا امروز، درآمدم ۶ برابر شده.
    پس‌اندازم حدود ۳۰ برابر شده و قدرت خریدم به‌طور چشمگیری بالا رفته.
    وام مسکنی را که گرفته بودم، یک‌جا تسویه کردم و امروز هیچ بدهی‌ای ندارم.

    بدنم سلامت شده است. قبل از شروع دوره ۱۲ قدم، مشکلی برایم پیش آمد و تمام مهره‌های کمرم دچار دیسک شدند. زمانی که این دوره را تهیه کردم، نیت من مادر شدن بود. با تکیه بر آموزش‌های دوره ۱۲ قدم بر آن درد غلبه کردم، ۹ ماه بارداری را با آرامش کامل طی کردم و فرزندم سالم به دنیا آمد.
    خداوند این بچه را درست بعد از پایان قدم اول به من هدیه داد.

    در تمام دوران بارداری شکرگزاری می‌کردم و فایل‌های شما را گوش می‌دادم. الان فرزندم یک سال و هشت ماهه است و وقتی برایش فایل‌های زندگی در بهشت را می‌گذارم، شوق و ذوقش دیدنی است؛ انگار با شما یک ارتباط روحی روشن دارد. وقتی فایل‌های صوتی شما پخش می‌شود، آرام می‌گیرد و به خواب می‌رود.

    واقعاً هر لحظه زندگی‌ام تبدیل به تغییر و پیشرفت شده است.
    از نظر اعتمادبه‌نفس، آموزش‌های شما مرا ۱۸۰ درجه تغییر داده‌اند.
    زندگی‌ام در تمام جنبه‌ها رو به بهتر شدن است.

    از آموزش‌های اصل، ناب و بی‌حاشیه‌تان سپاسگزارم.

  • -میثم محمدی

    جهش خارق‌العاده درآمد، آرامش، و رفاه با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم و ادامه مسیر با دوره کشف قوانین زندگی

    حدود یک سال و نیم پیش، روزی را به‌خاطر دارم که می‌خواستم اولین قدم از دوره ۱۲ قدم را بخرم. چیزی در قلبم می‌گفت: «این دوره را بخر؛ زندگی‌ات را تغییر بده.» در حالی که فقط دو میلیون تومان در حسابم داشتم و از نگرانی این‌که «اگر جواب ندهد چه؟» قلبم می‌لرزید.

    دوره را خریدم و روز و شبم را گذاشتم روی عمل‌کردن به آموزش‌های آن. جالب است که این دوره را دقیقاً زمانی خریدم که همه از کمبود مشتری شکایت می‌کردند. اما من در همان ماه اول — تقریباً بعد از دو هفته کار‌کردن روی دوره — سرم آن‌قدر شلوغ شد که خودم هم باور نمی‌کردم. مشتری‌ها به شکل باورنکردنی زیاد شدند؛ تا جایی که چند بار از خودم پرسیدم:
    «خدایا، من همان کار قبلی را انجام می‌دهم؛ چه شد که این‌همه تغییر و برکت وارد کسب‌وکارم شد؟!»

    فقط می‌دانستم که باید روی خودم کار کنم. یک الهام آمد و من انجامش دادم. از همان‌جا برکت‌ها یکی پس از دیگری وارد زندگی‌ام شدند و هر روز نتایج بهتر و بیشتر شد.

    درآمدم چند برابر شد.
    روابطم عالی شد.
    هر هفته برای همسرم طلا می‌خریدم.
    تمام وسایل خانه را نو کردم.
    هر روز برای دخترم و همسرم پول پس‌انداز می‌کنم.
    ماشین خریدم.
    برای تولد آن‌ها بهترین هدیه‌ها را خریدم.

    صادقانه بگویم، شاید نتوانم حسّم را کامل بیان کنم. آن‌قدر زندگی‌ام تغییر کرده و آن‌قدر نتیجه گرفته‌ام که اگر بخواهم همه را بنویسم، شاید صد صفحه هم کم باشد. از خرید گوشی آیفون برای همسرم و دخترم گرفته تا بهترین تفریحات، بهترین رستوران‌ها و بهترین روزهای زندگی‌ام.

    برای بیزینسم کلی سرمایه‌گذاری کردم. دستگاه‌های جدید خریدم؛ ایده‌های عالی بسته‌بندی گرفتم و اجرا کردم و دوباره مشتری‌ها چند برابر شدند.

    قبل از آشنایی با دوره ۱۲ قدم بدهکار بودم و عادت‌های اشتباه مالی داشتم، اما الان هیچ بدهی‌ای ندارم. زندگی‌ام پر از زیبایی، لذت و حس خوب است. حتی یک ماشین نزدیک به یک میلیارد تومان را نقدی خریدم.

    اگر یک سال پیش — قبل از کارکردن با ۱۲ قدم — خدا خودش هم به من می‌گفت این اتفاقات در زندگی‌ات می‌افتد، باور نمی‌کردم. اما امروز، همه‌چیز تغییر کرده است.
    همه داشته‌هایم را مدیون خدای خودم و بعد مدیون استاد عباس‌منش هستم که مسیر درست زندگی‌کردن را نشانم داد.

    امروز که ماشینم را خریدم، با خودم گفتم کم‌لطفی است که نیایم و نتیجه‌ام را ننویسم، چون می‌دانم خواندن این تجربه‌ها برای خیلی‌ها قوت قلب است.
    الان در حال آموزش‌دیدن با دوره کشف قوانین زندگی هستم و هر روز زندگی‌ام بهتر و بهتر می‌شود.

  • -لیدا رضایی
    معجزه مادر شدن با عمل به آموزش ها

    استاد عباس‌منش، فایل‌های هدیه شما طلای ناب است. من چهار ماه فقط همین فایل‌ها را گوش می‌دادم و آن‌قدر نتیجه گرفتم که تصمیم گرفتم دوره‌های آموزشی شما را بخرم.

    اولین نتیجه جدی من از روزی شروع شد که تصمیم گرفتم بچه‌دار شوم. وقتی آزمایش دادم، چندین دکتر متخصص گفتند: «شما تخمک‌گذاری نمی‌کنید و به این راحتی‌ها نمی‌توانید باردار شوید.» یعنی در سن ۳۶ سالگی آب پاکی را روی دستانم ریختند و گفتند راه درمانی طولانی و سختی پیش رو دارید. اما من از شما یاد گرفته بودم که این حرف‌ها را نپذیرم و اجازه ندهم باورم را بسازند.

    در مسیر برگشت از مطب تا خانه فقط با خدا حرف می‌زدم و می‌گفتم: «خدایا من را به این دکترها واگذار نکن. خودم را به تو می‌سپارم. قدرت فقط دست توست، نه هیچ‌کس دیگر.» و سعی کردم هرچه از شما یاد گرفته بودم را اصل قرار بدهم.

    بعد دوره ۱۲ قدم را خریدم. باید بگویم این دوره اسمش «دوره» نیست؛ خودِ زندگی است. کاش به‌جای اینکه ۹ سال دانشگاه بروم، ۹ سال پیش با استاد عباس‌منش آشنا می‌شدم و این دوره را می‌خریدم. تمام مدرک‌هایی که دارم، به‌اندازه نیمی از آموزش‌های این دوره برای من ارزش ایجاد نکرده‌اند، چون این دوره اصول واقعی و درست زندگی را به من نشان داد.

    به خدا قسم، یک قرص هم نخوردم، یک دقیقه هم دکتر نرفتم و فقط سه ماه بعد از آن ماجرا، به‌طور کاملاً طبیعی باردار شدم؛ آن‌قدر راحت که خودم شوکه شدم! فقط دو روز بعد از خرید دوره ۱۲ قدم متوجه شدم باردارم… و این، بزرگ‌ترین نتیجه‌ای بود که در زندگی‌ام گرفتم.

    استاد عباس‌منش، از شما ممنونم که باارزش‌ترین و باکیفیت‌ترین دوره‌های آموزشی را تولید کردید. نتایج استفاده از آموزش‌های شما آن‌قدر زیاد است که واقعاً نمی‌توانم همه را بگویم.

    رابطه‌ام با همسرم حالا به‌قدری عالی و عاشقانه است که شاید از هر هزار زوج، یکی چنین رابطه‌ای داشته باشد. در کارم، خدا را شکر، زحمت کارم کمتر شده و درآمدم بیشتر شده. قبلاً تلاش می‌کردم همه را راضی نگه دارم، اما الان اعتمادبه‌نفسم آن‌قدر قوی شده که برای راضی کردن دیگران تلاش نمی‌کنم؛ و در عوض، آدم‌های باکیفیت‌تری وارد زندگی‌ام شده‌اند.


The last comment needs to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پریسا قزلباش گفته:
    مدت عضویت: 259 روز

    سلام و عرض ادب به همگی

    انگار دیگه هر شب من هدایت میشم به نوشتن هر آنچه که داره برای بعد از دوره ی احساس لیاقت و روانشناسی ثروت رخ میده …راستش همه چیز عالی به نظر می‌رسید از شروع دوره خیلی اتفاقات عالی رخ داد ولو که خیلی کوچیک بود اما یه اتفاقی که دیروز افتاد این بود که خیلی خیلی مشتاقم استاد اگر خودشون قابل بدونن یا هرکس دیگه ای بتونه کمکم کنه اینجا …راستش دیروز یکی بدجوری ناراحتم کرد بدترین حرف هارو بهم زد اما حرفش مهم نیس ناراحتی من از این هست که من نون بگیر این آدم هستم و دستم وحشتناک در حال حاضر زیر سنگ هستم و قدرت مالی و اقتصادی جدا شدن از سیستم این آدم رو ندارم …دارم روی احساس بیافتم کار میکنم می‌دونم که تمام این مصیبتی که گریبانم رو گرفته از حس بی ارزشی درونی خودم هست که از دوره ی نوجوانی دارم با خودم حمل میکنم با اینکه از بیرون فرد با اعتماد به نفسی به نظر میاد اما عزت نفس بسیار پایینی دارم …پله پله دارم میرم جلو می‌دونم هر قدمی که برای جدا شدن از چنگال این فرد بردارم مستقیما به علت نفس و احساس ارزشمندی من مربوطه …ایشالا به زودی میام می‌نویسم که چه طوری با بالا بردن حس ارزشمندیم از شرش خلاص شدم …لطفا اگر میتونید کمکم کنید بنویسید با جان و دل میخونم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    پریسا قزلباش گفته:
    مدت عضویت: 259 روز

    عرض ادب و احترام

    چون کلا زیاد اهل کش دادن حرف نیستم خلاصه و مفید بگم خدمتتون … بعد از دوره ی احساس لیاقت حس کردم باید یه تغییر ملموسی ولو به صورت یه اتفاق کوچک ببینم چون تازه دوره رو شروع کردم ..البته دوره رو چندین سال قبل خریداری کرده بودم و پیگیری نکرده بودم ولی این بار مصمم زیر به ریز دنبالش رو گرفتم .یادمه همیشه توی ازدواج قبلیم یک زن بی عزت نفس بودم که فک میکردم اگر وقتی با مرد میرم خرید نباید درخواست خرید داشته باشم یا خودمو مستحقق خرید های زیاد از طرف همسرم نمی‌دیدم …باورتون نمیشه یه دونه ای شرت برمیداشتم اونم با ترس و لرز که مبادا اون ملعون یه وقت بهش برنخوره که به تی شرت برای زنش خریده ..تازه اون تی شرت قراضه رو هم خودش باید انتخاب میکرد ..وای که چه قدر بیان این خاطرات از دوران بی ارزشی و بی عزت نفسی من برام سخته اما معجزه ی سایت و این دوره همینه که من در برابر همه دارم اینو می‌نویسم . حالا بعد از گذشتن از. اون ازدواج جدیدا با آقایی که دیت رفتم بدون اینکه کوچکترین حرفی بزنم خودش از اول تا آخر هرچی که فقط چشمم دنبال میکرد سریع حساب میکرد و هرچی خواستم خریدم بدون اینکه من کلمه ای درخواست کرده باشم …کلم خشک به خودم و احساس ارزشمندیم به عنوان یک زن عوض شده . حس میکنم این ها نشونه های کوچکی هستن و قراره آروم آروم چیزهای بزرگترین ببینم که قطعا مو به مو میام اینجا می‌نویسم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    زهرا ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 2142 روز

    به نام فرمانروای جهانیان که هرچه دارم از اوست

    سلام به استاد عزیزم و دوستان

    من 11 آذر 1402 شروع کردم به گوش دادن آگاهی های فایل های استاد عباس منش و درک کردنشون

    از روز اول نشانه های جهان نسبت به خودم رو میدیدم

    من با درک کردن و انجام دادن تمرین های دوره کشف قوانین زندگی شروع کردم

    و کلی نتیجه دیدم که نمیدونم از کجا شروع کنم

    اول پیشرفتم توی حرفه هنریم گیتار بود که الان جزو بهترین هنرجو های استادم هستم که مدیون خدای خودم هستم که انقدر به من قدرت داد تا بتونم توی این زمان کم کلی تجربه و نتیجه کسب کنم

    موضوع بعدی راجب هدف گذاری و تمرکز کردن هستش قبل از این قوانین کاری که بهش علاقمند بودم‌ رو انجام نمیدادم و فقط به پول فکر میکردم

    ولی الان از کار هایی که با علاقه انجامشون میدم ،و از بینهایت طریق پول و ثروت وارد زندگیم میشه

    حتی یک کار با زمان کمتر ولی حقوق بیشتر بهم پیشنهاد شد و من توی این مسیر همه سعیم رو کردم که بتونم فقط این کار هارو از سمت خدا ببینم و کسی رو بزرگ نکنم

    و من تونستم با درآمدم قدم اول دوره دوازده قدم رو بخرم و با نتایج قدم‌ اول به تازگی قدم دوم رو خریدم

    و لطف بزرگی که شامل حالم شد با خریدن این دوره تونستم به عنوان کادوی تولد به برادرم بدم

    برادرم که دست بزرگی از دستان خداوند برام توی این مسیر بوده و دوره هایی که خریده رو به من هم داده و باز همه این ها از الطاف خداوند مهربانه

    و کلی از وسایل مورد نیازی که خودم خواستم رو خریدم و حتی زندگی از لحاظ مالی هرروز داره برای من بهتر و بهتر میشه طوری که اونقدر نگرانی های قبل رو به دوش نمیکشم و به قول استاد توحیدی تر فکر میکنم و وقتی میسپارمش به خدا آرام میشم و به همونطور که توی دوره همجهت با جریان خداوند یاد گرفتم روی مومنتوم مثبت میوفتم و اتفاقات خوب در زمان و مکان مناسب میوفته کاملا معجزه آسا

    و انقدر قانون تکامل توی این مدت کمکم کرده که هر موقع ردپاهای گذشتم‌ رو میبینم واقعا درک میکنم این قانون رو که چقدر طبیعی و بدیهی بدون اینکه حتی خودمم بفهمم شرایط برای من تغییر کرده و چرخ زندگی روان تر شده

    رابطم با خداوند بسیار بسیار عاشقانه و عمیق شده خدایی که قبلا همیشه با گریه باهاش حرف میزدم الان درحال سپاسگزاریم ازش و گریه هام همه از روی شوق و ذوقیه که چقدر قوانینش میتونه توی زندگیم کمکم کنه

    زهرایی که تا چندسال پیش می‌ترسید از آینده ش که واقعا قراره چی بشه و همش توی هول ولا بود

    الان یه دختر آروم و با ایمان تر شده چرا که باور داره خداوند مسیر درست رو بهش نشون میده

    من حتی توی روابطم هم خیلی بهتر شدم از لحاظ وابستگی که قبلا همیشه به یک نفر میچسبیدم و فکر میکردم اون بره ته دنیاست الان قانون فراوانی رو بهتر درک میکنم و افکار آرامش بخشی مثل آدم های زیادی برای دوست داشتن و ارتباط برقرار کردن وجود داره من رو آرام می‌کنه

    از لحاظ سلامتی من به یک فرد دیگه تبدیل شدم

    نه تنها به وزن دلخواهم رسیدم بلکه انرژی بیشتری دارم و حتی به راه های بیشتری برای بهبود و سلامتی بیشتر هم هدایت میشم و از خداوند سپاسگزارم

    من پارسال دقیقا توی تابستون بخاطر حساسیت و مشکلات پوستی مجبور بودم شب ها کف دست و پاهام رو چرب کنم و کلی دوا درمونشون کنم تا فقط یکم از سوزش و خارششون کم بشه و همش دستکش دست میکردم

    ولی امسال به لطف الله از هیچکدوم از اون مریضی ها خبری نبود حتی عرق دستام هم کلی کمتر شده

    من همیشه دوست داشتم خانوادم موافقت کنن تا از خونه ای که الان هستیم نقل مکان کنیم که هم از پله خلاص شیم هم جای بزرگ تری داشته باشیم تا من هم یک اتاق مخصوص خودم داشته باشم

    این اتفاقی که برای من افتاد زمانی بود که با مفهوم مومنتوم آشنا شده بودم و فایل های هم جهت با جریان خداوند رو گوش میدادم

    وقتی توی ایران جنگ شد همه چیز تغییر کرد

    حتی شرایط توی خونه ماهم از حالت غیر طبیعی هم خارج شده بود و واقعاً حتی تصور اون شرایط الان هم برام سخته

    ولی کاری که کردم تمرکز کردن روی آگاهی هایی بود که تا الان یاد گرفتم و به قول استاد قبل از طوفان شنا یاد گرفتن بود

    با خودم گفتم زهرا استاد میگن تو شرایط سخت آدم ها الک میشن و خدا شاهده توی اون زمان انقدر همه چیز برام معجزه آسا پیش رفت که میخوام به خاطرش هزاران بار سجده شکر به جا بیارم اونموقع به من الهام شد که چندتا از فایل های رایگان استاد رو دانلود کن و نگه دار و من اصلا روحم هم خبر نداشت که قراره اینترنت هارو قطع کنن چون من با فایل های استاد اون روزا زندگی میکردم نمیخواستم هیچی خبر و حرفی از اخبار و جنگ بشنوم حتی خانواده راجبش حرف میزدن هدفون میذاشتم و فایل گوش میکردم نمیخواستم ترس بیوفته تو جونم یا برم‌ تو مومنتوم منفی و واقعا هم اگر کنترل نمیکردم این اتفاق میفتاد چون شرایط سختی بود توی اون دوران خیلی جمله الخیر فی ماوقع رو با خودم تکرار میکردم من بافتنی میکردم و فایل استاد رو گوش میکردم

    یک شب از روی فشار روانی که بهم وارد شد تصمیم گرفتم که من باید چند ساعتی توی روز از خونه بیرون باشم و این فضا انگار متعلق به من نیست اواخر جنگ بود که با برادرم هماهنگ‌ کردم تا اجازه بده و برم توی مغازه ش کار کنم خداشاهده اولش اصلا بخاطر پول نبود و فقط دوری از اون فضای متشنج بود

    برادرم قبول کرد و من از خدا خواستم که

    خداجون مسیر خونه تا پاساژ برای من دوره و چون قبلا هم این مسیر رو با اتوبوس رفتم و خیلی سختی کشیدم اینبار کمکم کن که اصلا اصلا توی رفت و آمد سختی نکشم و من الان نزدیکه دو سه ماهه که میرم و میام بدون سختی حتی یکبار هم سوار اتوبوس نشدم

    و واقعا خداوند جواب من رو داد

    سرکار رفتن من اصلا مثل قبل نیست من با علاقه توی مغازه کار میکنم و اصلا مثل قبل نیست که لحظه شماری کنم برای خونه رفتن اصلا زمان از دستم در میره و دوست دارم اونجا کار فیزیکی کنم و قشنگ خسته بشم و کاری هم که انجام میدم همش پر از جنب و جوشه و این علاقم رو بیشتر می‌کنه چون از یکجا نشستن لذت نمیبرم

    یکی از نکات مثبت این مدت جدا از افزایش حقوق و سهولت کار کردن و تجربه های جدیدم توی این مسیر و یاد گرفتن کار های سخت و جدید

    این بود که ما الان به امید خدا بعد از 25 سال داریم از این خونه با وجود این همه سختی میریم

    و من فقط میتونم بگم خدایا شکرت که اینقدر داری خوشگل برام میچینی

    خونه ای که داریم بهش نقل مکان میکنیم یه جایی هستش که هم مادرم خیلی دوست داره هم به محل کار من نزدیکه و من هنوزم باورم نمیشه بلاخره خانوادم راضی شدن که این اتفاق بیوفته

    و فقط معجزه الهی میبینمش

    به یاد آوردن نتایجم و ردپای گذشتم من رو متعهد تر می‌کنه به این قوانین

    استاد عزیزم از شما بخاطر همه این آگاهی های ناب متشکرم و بابت وجودتون‌ خداروشکر میکنم

    دوستتون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    پریسا قزلباش گفته:
    مدت عضویت: 259 روز

    از دوستان عزیزم تقاضا دارم من رو کمک کنند

    از اطرافیان مدام میپرسم آیا کسی رو میشناسن که در جوانی به ثروت رسیده باشه اونم با داشتن خانواده ی فقیر …همه بازیگران رو مثال میزنن اما این برای منم قابل قبول نیست وقتی میبینم هزاران بازیگر تئاتر و …با سال ها دوندگی نتونستن ثروتمند بشن اما یکی مثلا شانسش زده و اصغر فرهادی اون رو برای یک پروژه پسندیده راستش مورد ملموسی پیدا نمیکنم شایدم ذهن و باورهای من خیلی بسته ست هنوز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    پریسا قزلباش گفته:
    مدت عضویت: 259 روز

    من دوره ی روانشناسی ثروت رو حدود چهار سال قبل با اکانت دیگری تهیه کرده بودم متاسفانه گوشیم رو دزد زد و کل اکانتم و راه دسترسی به ایمیل رو از دست دادم اما خوشبختانه در یک دفتر تمارین رو نوشته بودم حدود یک هفته قبل دوباره انگار یک نیرویی منو برد به دیدن اون دفتر و یادآوری تمرینات …استاد فرموده که مثال هایی رو پیدا کنید که شرایط مشابه و یا بدتر از شما داشتم و موفق شدن راستش داشتم به موضوع رانندگی فکر میکردم به اینکه بعد از سانحه ی تصادف وحشتناکی در 19 سالگی هنوز دوباره نتونستم بدون ترس پشت فرمون بشینم انگار پشت فرمون از ترس می‌خوام زهر ترک بشم الان 33 سالمه و هنوز دوباره رانندگی نکردم راستش داشتم به خانم های کم سواد و بیسوادی که مدام میبینم فکر میکنم که با وجود ترس های زیادی که دارن مثل یک مرد دارن رانندگی میکنن ….این کامنت من یادگار بمونه می‌خوام تند تند براتون بنویسم ببینیم به لطف خداوند و ادامه ی تمارین تا چه حد تا پایان امسال پیشرفت خواهم کرد خوشحال میشم اگر کسی راننده ی خوبی هست و نترسه بهم کمک کنه ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      الهام اقایی گفته:
      مدت عضویت: 443 روز

      سلام دوست عزیزم پریسا جان ؛خیلی خوشحالم دوستان به این نازنینی دارم،پریسا جان من کسی بودم که از جلو ماشین میترسیدم واینقدر بود که وقتی باخانواده بیرون میرفتم اصلا دوست نداشتم جلو ماشین بشینم؛ما ماشین داشتیم یک پیکان؛اما قبلا با مادرشوهرم زندگی میکردم ؛وقتی به لطف خدا به صورت معجزه خانه دار شدیم ؛واز خونه مادر دور شدیم رفت وآمد برام سخت بود یاباید بالانس میرفتم یا داداشم یا بابام میودن میبردن ومیوردنم؛بعد خیلی دیگه سخت شده بود برام؛بعد تصمیم گرفتم برم رانندگی یاد بگیرم به همسر جانم گفتم واونم قبول کرد چون خودش راننده بیابان بود ازخداش بود چون کارهای اونم راحتر میشد؛وبااین همه ترسی که داشتم رفتم وخیلی علاقه ام روز به روز زیادتر میشد،تااینکه یه پراید خریدیم ودیگه نشستم وتا به امروز وخیلی علاقه ی زیادی پیدا کردم به رانندگی ؛خداراشکر هم ترسم ازبین رفت هم اینکه روز به روز دارم تلاش می‌کنم که بهتر شوم؛وتصمیم گرفتم که برم پایه دو هم بگیرم چون یکی ازخواسته هام این است پشت ماشین سنگین هم بشینم؛دوست عزیزباتوکل به خدا دوباره شروع کن واز اینکه هرجا خودت میتونی بری لذت ببری؛ خداراشکر برای وجودم تواین سایت ودوستان نازنینی که مثل شماها دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      مهین گفته:
      مدت عضویت: 2142 روز

      سلام

      طبق تجربه من بهترین راه برای رها کردن احساسات به اصطلاح منفی اینه که در حالت مدیتیشن اجازه بدی اون حس توی بدن جریان پیدا کنه. یعنی هرچی مقاومت کنی که نترسی بیشتر میترسی وقتی که خاطره بدی از قدیم توی ذهنت باشه.

      پس توی مدیتشن بشین وقتی کاملا بدنت اروم شد اون خاطره 19 سالگی رو به یاد بیار بذار هر حسی که داشتی توی بدنت تجربه کنی. بعدش تموم میشه و می بینی که دیگه از رانندگی نمیترسی.

      من خودمم همین مشکل داشتم. چون پدرم بهم یاد داده بود و خیلی استرس بهم وارد کرده بود توی سن 18-19 سالگی، من به شدت واهمه داشتم از پشت فرمون نشستن.

      ولی توی ذهنم برگشتم به اون دوران و مقاومت نکردم گذاشتم حس های بدی که اون زمان بهم میخواسته وارد بشه اما من مقاومت کردم حس بشن تو بدنم.

      مثل حس میکردم من توی یادگیری رانندگی خنگم نمیتونم یادش بگیرم. ولی می دیدم توی حرفه خودم که بسیار هم پیچیده و سخته خیلی خوب یاد میگیرم که.

      پس فمیدم همین حس خنگ بودن که حاصل برداشتم از استرس و ترسی بود که پدرم موقع اموزش بهم وارد کرده بود، نمیذاره بخوام دوباره تلاش کنم. تا این حس رو فمیدم و رها شد ترسم ریخت. و شبش همسرم بدون اینکه بدونه چی تو ذهن من بوده اون روز، گفت میخوای بشینی پشت فرمون و امتحان کنی.

      بدون ترس و خجالت گفتم هیچی یادم نیست باید از اول همه چی رو بهم بگی.

      با اعتماد به نفس نشستم پشت فرمون و توضیحات همسرم اجرا کردم. یه چند بار که انجام دادم کامل یادش گرفتم. همسرم گفت وا چقد زود یاد گرفتی انتظارش نداشتم.

      میخوام بگم وقتی با حس درست و در ارامش انجام بشه خیلی نیتجه متفاوته

      موفق باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    پروانه احمدیار گفته:
    مدت عضویت: 270 روز

    سلام خدمت استادان عزیزم و دوستان مهربانم توی سایت.

    داشتم کامنت مونای عزیز را می خواندم بعضی موارد توی ذهنم روشن شد یکی شأن این بود چقدر ایشان تلاش کرده بود و تمام در ها را کوبیده بود برای موفقیت اش ولی جواب نداده بود و به گفته خودش وقتی که کلی چک و لغت جهان را خورد آمد سمتی سایت در ذهن من هم همیشه این بود که برم راه های دیگه که شاید راحت تر باشد برای رسیدن به اهداف ولی درون من می داند که نیست فقط یک راه برای موفقیت است و آن همین راه است و تمام ، و این حرف این دوستم برای من خیلی کمک کننده بود که اگر تو هم از مسیر خارج شوی و بخواهی که مسیر های دیگه را تست کنی آخر به همین نتایج خواهی رسید که این دوستم رسیده و بعد آنوقت برمی گردی به این سایت پس همین حالا درست از همین آگاهی ها استفاده کن .

    سپاسگزارم بابت کامنت کامل و ارزشمند شما مونای عزیز .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1200 روز

    به نام خدای مهربان و قدرتمندم که فقط روی قدرتش حساب کنم و او برام کافیست

    سلام به بهترین و زیباترین و دوست داشتنی ترین استاد دنیا و سلام به مریم مهربونم سلام به دوستان نازنین و توحیدیم که من عاشقشون هستم

    بهشون افتخار میکنم که تونستن به مدار بالا برن و خدا رو در وجودشون پیدا کنن و به همه چیز برسن وقتی کامنتهاشون رو در هر زمینه ای میخونم مرحبا و تحسینشون میکنم ایول بهشون

    راه درست رسیدن به خواسته ها رو فهمیدند و ادامه دادن

    استاد واقعا ممنون و سپاسگزار شما و مریم جان هستم که در این قسمت کامنتهای دوستان رو گذاشتین و نتایجشون رو ما میخونیم و چقدر ایمانمون بالا میره چقدر انرژی و فرکانس بالایی دارن و بعد از اتمام کامنته هر دوستی به خودم میگم منم میتونم فقط تلاش ذهنی زیاد و بالا بردن ایمان به غیب و ادامه داشتن این مسیر

    کنترل ذهن و نگاه توحیدی داشتن رو باید بیشتر انجام بدم

    الان داشتم کامنته کامله خانم عزیزم رو از افغانستان شهر کابل رو میخوندم چقدر ظریف قدم به قدم قانون رو به خودش می‌گفت و عملی می‌کرد صدای استاد و حرفهاشون با خودش مرور می‌کرد قانون دو برای خودش تداعی میکرد

    چقدر تونست کنترل ذهن داشته باشه و اون قدر بهش بی احترامی شده رو بتونه آرام کنه خودش رو

    و بعد از بر خورد با هر نه گفتن و تضاد چون روی خدا حساب کرده بود هر دفعه قدرتش زیاد میشد ایمانش رو بالا می‌برد و تسلیم نشد تقسیم کار با خدا کرد و بدون هیچ ترس و استرسی راهشو ادامه داد و خدا هم قشنگ دستانشو براش فرستاد و کارها رو انجام داد براش

    این ایمان به خداست خداوند همه چیز می‌شود همه کس را به شرطه ایمان

    وقتی خدا رو حس میکنی و باورش داری از هیچ چیزی نمیترسی و پا پس نمی‌کشی

    من خیلی درس گرفتم از این کامنتهای دوستان قشنگم یکی از دیگری بهتر و شیرین تر

    درونه همه کامنتها از خدا و قدرتش صحبت کردن

    خدایا شکرت سپاسگزارتم

    استاد ممنونتم ای مرد خدا بخشنده و مهربان

    در پناه خداوند مهربان باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    حمید مطهری گفته:
    مدت عضویت: 252 روز

    استاد گرانقدر، جناب آقای عباس منش

    با سلام و احترام،

    ابتدا مایلم از شما بابت زحمات و تلاش‌های بی‌دریغتان در حوزه آموزش‌های رشد فردی و ثروت صمیمانه تشکر کنم. سخنان و فایل‌های رایگان شما برای من الهام‌بخش بوده و باعث شد نگرش و باورهای مالی و شخصی‌ام تغییر کن

    با این حال، مایلم به طور محترمانه به یک نکته اشاره کنم: در یکی از صحبت‌هایتان عنوان شد که «خدا انرژی است». با تمام احترامی که برای شما قائلم، شخصاً معتقدم خدا انرژی نیست؛ بلکه انرژی خود مخلوق خداست

    «با تمام احترامی که برای شما قائلم، معتقدم خدا فراتر از انرژی است؛ خدا خالق همه چیز است و حتی انرژی نیز مخلوق اوست. به عبارت دیگر، خدا منبع هستی و قدرت مطلق است و همه نیروها و انرژی‌ها از او سرچشمه می‌گیرند، نه اینکه خود او صرفاً یک انرژی باشد.

    این نقد هیچ خدشه‌ای به ارادت و احترامم نسبت به شما وارد نمی‌کند، بلکه صرفاً یک نکته کوچک برای شفاف‌سازی است.

    همانطور که گفتم، با گوش دادن به فایل‌های رایگان دوره ثروت (یک ودو و سه)، توانستم به صورت عملی بسیاری از باورهای محدودکننده‌ام را تغییر دهم. به لطف خدا و با رعایت نکات شما،

    کار کسب که یک مدت بود حتی یک مشتری خریدی انجام نمی‌داد

    توانستم درآمد روزانه خود را در عرض یک هفته از هیچ به 3،500،000 تومان در روز برسانم. این تجربه، نشان‌دهنده ارزشمندی آموزه‌های شما و تاثیر آن‌ها در زندگی واقعی است.

    با نهایت احترام و قدردانی، امیدوارم این نکته دوستانه را با دید مثبت دریافت کنید و همچنان شاهد موفقیت‌های روزافزون شما باشم.

    با سپاس فراوان،

    حمید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      مهران ازغندی گفته:
      مدت عضویت: 1108 روز

      سلام به جناب مطهری گرامی،چقدر زیبا و در عین اعتماد به نفس و بدون جبهه گیری نظرات خودتون رو بیان کردید و بنده بسیار لذت بردم امیدوارم که همه ی ما بتونیم از این اخلاقیات شایسته دوستان بهره ببرم و الگو بگیریم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    عسل گفته:
    مدت عضویت: 1036 روز

    1404/5/20روز401

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به بهترین استاد دنیا و مریم عزیز ودوستان گل

    اینقدر احساسم خوبه که گفتم حتما باید بیام اینجا بنویسم و ردپا بزارم بمونه خدایا هزاران مرتبه شکرت

    الانکه دارم مینویسم از یه خرید خوشگل برای خودم برگشتم و دوش گرفتم و درحال خشک کردن موهای زیبام هستم و این هدیه بی نظیر و پوشیدم

    400روز از تحول روز شمار من میگذره و خداروهزاران مرتبه شکر که امروز برای خودم یه نیم ست گوشواره و پلاک گردنی طلا حدود 3گرمی خریدم 21میلیون تومان

    با پولی که از علاقه ام از شغلم ساختم مخصوصا این 4ماه اخیر خدایا هزاران مرتبه شکرت بخاطر این حجم ازنعمت و فراوانی

    امروز هدایت شدم و یه الهام قوی میگفت برو بخر منم گوش کردم و هدایت شدم به پلاک گردنی و گوشواره طرح صلیب کاملا زیبا و مینمیال و پراز حس خوب خدایا شکرت یادم اومد که برای اولین بار که دیدم استاد عزیزم گردنبند صلیب انداخته چقدر خوشم اومد و این خواسته درمن شکل گرفت ولی من دیگه کلا رها کرده بودم اصلا به یادش هم نبودم تا اینکه امروز توی ویترین طلا فروشی دیدم و چقدر به دلم نشست و یه گوشواره زیبا طرح صلیب هم بود و باهاش ست کردم و چقدر راحت پولش توی حسابم بود و خیلی راحت بدون اینکه چونه بزنم و خود طلا فروش تخفیف داد و رند شد21 میلیون و منم راحت با احساس خوب کارت کشیدم خدایا شکرت الان این هدیه زیبا توی گردنم هست و چقدر احساسم خوبه

    قبلا وقتی پول توی حسابم بود همش نگران بودم از دست بره یا اینکه زودی تبدیلش میکردم به سکه و طلای شکسته ولی الان چندماه هست این پول توی حسابم بود و اصلا هم نگران نبودم و امروز هدایت شدم که این هدیه زیبا رو برای خودم بخرم و ازش لذت ببرم و نگران سرمایه گذاری و… هم نبودم خدایا شکرت چقدر احساسم عالیه من با پولی که خودم با کمک تو ساختم تونستم این طلای بی نظیر و بخرم و ازش لذت ببرم خدایا چقدر احساسم خوبه با خریدی که انجام دادم کمک کردم که جهان تو گسترش پیدا کنه

    و خدایا شکرت ماشالله چقدر فراوانی و نعمت و کلی مغازه های بزرگ و پراز طلا و جواهر خدایا شکرت چقدر ثروت زیاده

    وقتی خودمو با400روز پیش مقایسه می‌کنم من تونستم حدود شاید بالای 100میلیون از کار خودم پول بسازم و به راحتی برای خودم لباس های مارک و طلا خریدم هزینه های باشگاهم و ویتامین هام و خورد خوراکم و اوکی کردم میلیون ها تومان برای دوره های آموزشی استاد عباسمنش و میلیون ها تومان برای آموزشهای تخصصی خودم هزینه کردم خدایا شکرت که داری هدایتم میکنی به مدار ثروت خدایا شکرت که دارم بهت نزدیکتر میشم خدایا هزاران مرتبه شکرت که منو هدایت کردی به این مسیر و سایت الهی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
    • -
      فاطمه حبیبی گفته:
      مدت عضویت: 948 روز

      عسل عزیزم

      سلام دختر خفن و بی نظیر،

      خیلیی تبریک می گم بهت هدیه ای زیبایی که برات خریدی!

      واقعا خوشحال شدم قلبا،

      ان شالله ازین اتفاقات عالی همیشه تو زندگیت داشته باشی و قطعا که داری و همه مون که درین مسیر ،زیبا هستیم یقینا که اتفاقات عالی در انتطار مونه،

      خیلی تحسنت می کنم دختر زیبا و خوش قلب،

      من خیلی دوست دارم شخصیت افرادی رو که خیلی جسورانه و مستمر یه هدفی رو دنبال می کنند، قدم های کوچیک اما مستمر ،

      من متوجه عدد روز شمارت هستم، و خیلی بهم انگیزه میده که اینقدر خوب رو خودت کار می کنی و رد پا میزاری،

      خودمم شخصیتم اینجوریه که یکاری رو آرام و باقدم های کوچیک واما مستمر انجام میدهم، و توی این زمینه از خودم راضی ام،

      خدارا شکر می کنم که مدت یک سال و 4 ماه می شود که من دوره بی نظیر 12 قدم رو شروع کردم، و از همان لحظه ای که جلسه ای تمرین ستاره قطبی رو گوش دادم تا همین الان باعشق و انگیزه هر روز و هر شب این تمرین زیبا رو انجام میدهم،

      توی این مدت یک سال و خورده ای شاید دو سه روز انجام نداده باشم،

      خواندن کامنت های شما دوست عزیز خیلی بهم حس خوب میده و معمولا میخوانمش،

      از موقع که متوجه عدد روز شمار شما شدم، انگیزه گرفتم در کنار تمرین ستاره قطبی ام، یه برنامه داشته باشم که هر روز یه کامنت بزارم تا ثابت قدم تر بمونم درین مسیر، و خدارا شکر که الان 43روز می شود که هر روز یه کامنت میزارم،

      خدارا شکررر بابت داشتن دوستان عزیزی همچون شما و بقیه عزیزان که کامنت شون برایم کلی انگیزه میده و احساس عالی دارم.

      درپناه خدای مهربان سربلند باشید!

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        عسل گفته:
        مدت عضویت: 1036 روز

        سلام به دوست گلم فاطمه عزیزم

        چقدر احساسم خوبه یه حس قلبی خاصی بهت دارم عزیزم با اینکه هیچ شناختی نسبت بهت ندارم اما یه ارتباط قلبی نزدیکی بینمون هست و اینو دقیقا از پیامی که برام نوشتی دقیقا بهم ثابت شد

        تو چقدر دختر فوق العاده ایی هستی خدایا شکرت که اینقدر قلبت مهربونه و میتونی اینقدر خوب تحسین کنی فاطمه عزیزم وقتی برام مینویسی دختر خفن دقیقا این توی ذهنم میاد که خودت چقدر دختر خفنی هستی که میتونی اینطوری تحسین کنی و اینو به زبون بیاری این قلب بزرگ هدیه خداست که بهت داده عزیزم خداروشکر می‌کنم بخاطر این قلب های بزرگ و مهربون که خدای مهربونم توشون زندگی و پادشاهی میکنه میکنه واقعا بهت تبریک میگم عزیزم

        چقدر خوشحالم که با دوستان بی نظیری چون شما. توی این سفر رویایی همسفر هستم و خوشحالم که نوشته های روزانه من که خداوند هدایتم میکنه و مینویسم که بدون خداوند من هیچ اراده و توانایی ندارم فقط خدای مهربونم که کمکم میکنه و هدایتم میکنه میتونم ادامه بدم وهر روز ازش میخوام که کمکم کنه بهتر بشناسمش هر روز ازش میخوام که کمکم کنه باورهام و خودمو بشناسم و در مسیر اصلاحشون قدم بردارم .

        بهترینها سهم شما باشه عزیزم

        موفق و پایدار باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    زرين ناز شكراني گفته:
    مدت عضویت: 2583 روز

    سلام

    من نازی هستم.من هم از شاگردان دوره اول 12 قدم هستم که بااموزه های استاد به خیلی از خواسته هام رسیدم و خیلی چیزهارو تجربه کردم

    صاحب خونه از خودم شدم باغ خریدم فروختم ویلا خریدم ماشین خریدم و کلی درامد و اتفاقات خوبوتجربه کردم و به زندگیم سروسامان دادم وکمک بچه هامم کردم تا رشد کنند.

    اما بالینکه در زمینه روابط هم کار میکردم اتفاق خاصی بین من وهمسرم نمی افتاد

    هرچی با دوستان 12 قدمیم هم صحبت میکردم اونام میگفتن رو دوره و خودت کار کن اما نتایج من تغییر چشمگیری نداشت

    رابطه من وهمسرم عاشقانه نبود و من در سالهایی ک باایشون بودم بیشتر سقف مشترک را تجربه میکردم بجای تجربه ناب عشق!

    و در واقع من تنهای تنها زندگی میکردم در هر موردی..

    یک جا استاد حرف قشنگی زدن و گفتند ک اگر تو رو خودت کارکنی یا ب خواسته ات میرسی یا اون شخص از زندگی تو خارج میشود!

    چگونه؟؟؟نمیدونم ! و حتی مثال مرگو زد و گفت شاید مرگ ادمها رو جدا کنه…من چه میدونم چه طوری؟ولی این اتفاق می افته….

    و برامنم همینطور شد و شرایط متارکه برام رقم خورد و خداوند من رااسان کرد برای خروج از چهاردیواری که فقط برای مردم قشنگ بود و من در طی اون سالها عشقو تجربه نکردم…من بااین که حدود 53 سال دارم بدون ترس وارد این مقوله شدم ورفتم تا انتها

    طوری که اول خودم باور کردم سن یک عدد هست و من بسیار بسیار جوانتر هستم و پر از شور وعشق ناب زندگی کردنم و تا نفس میکشم امیدوارم که خداوند من راهدایت کند به مسیری که عشق راتجربه کنم با انسان اگاهی که قدر تک ب تک لحظاتش رابداند و بداند که برای چی و به چه علت اینحاست؟؟؟

    و قدر بودن عزیزان را درک کند

    تا جایی که در هر دادگاهی قاضی باشنیدن 27 سال زندگی مشترک! میگفت زشته برین باهم بسازید! و من یک کلمه فقط…

    در این زندگی عشق نیست ومن نمیخواهم دیگر بخاطر مردم زندگی کنم…

    تا سرانجام با بخشش کل مهریه ام و حتی خانه ای ک داشتم ازادیم را خریدم وبهاشو کامل دادم و اومدم بیرون…. من هرجا سفر میرفتم رو زمین رو برگ رو درو دیوار مینوشتم

    خدایا طلاق من رو تو بگیر ومن را رها کن

    گرچه زندگی ب ظاهر هیچ کم و کسری نداشت و هیچ مشگلی هم در ظاهر نداشت ن اعتیادی ون کتک وکاری …هیچ

    ولی سکوت مرگبار ….رابطه سرد وبی عشق…

    و قاضی باشنیدن صحبت من متقاعد شد ک ادامه بی فایده است

    سخن کز دل براید….لاجرم بر دل نشیند…

    من بستر رسیدن ب خواسته ام رو مهیا کردم

    اوندم ی خانه اجاره کردم

    شب اول حتی قاشق نداشتم! دره خود ماست قاشقم بود

    ن رختخوابی و ن هیچ وسیله ای!

    من حیاط واسمونو خیلی دوست دارم خونه ای ک اجاره کردم حیاط داره

    و رفتم ب ایشون گفتم ببین….ما سالها کنارهم زندگی کردیم خوب یا بد

    تا همینجا کافیست…من دارم میرم چه با وسیله وچه بی وسیله…

    دردسرتون ندم کم کم ب لطف الله تونستم مبلهای شیک و ب روز بخرم و زندگی رو بسازم

    شاید باورتون نشه ودروغ بیاد ک مهم نیست!

    اما خداوند همو روزهای اول ک من در سردرگمی و چه کنم تهیه یخچال و وسایلم بودم(چون همه وسایل برقی اون منزل بوش اصل المان بود ک من شخصا تهیه کردم باپول خودم و لباسشویی مادرم هدیه داده بود ک ایشون گفت بزار وبرو ب سلامت)

    و من رها کردم

    خدای بی پدر ! قابل ستایش 199 میلیون ب کارت من به شکل ناشناس پول ریخت

    بله پول به مبلغ 199 میلیون!

    اهان ذهنت درگیرشد؟ ک من نرفتم دنبالش؟

    چرا من رفتم دنبالش اونم ن یک بار

    4 بار! اخربار گفتم ای خدای مهربان من اهل سحرم

    اهل دزدی و خلاف نبودم تا حالا این اخرین باره ک میرم واعلام میکنم ک این پول مال کیه؟صاحب نداره؟اعتراضی نداره برگشت نمیخواد؟

    و تا امروز که یک سال و اندی است میگذرد این پول ناشناس و از طرف حضرتش برای من واریزشد و هزینه خرید یخچال وفریزر وگاز شد و لبلسشویی وظرفشویی…

    بله ب قول مادرم من از اسب افتادم اما از اصل خودم ک نیفتادم و حتی ظرفشور هم خریدم…و زندگی از نو تهیه شد

    من در دفترم نوشته بودم خدایا من مبل میخوام لوستر میخوام و.و.و…

    اینها هم ب سادگی وراحتی امدند

    طوری ک من حتی یادم نیس چه طوری پولشا دادم همه هم نقد…چک وپک نداریم طبق اموزش استاد…

    من تونستم عید برم چین و یک سفر رویایی تجربه کنم

    یک سفر هم دبی رفتم

    ک اگر حرکت نمیکردم مرگ ارزوهامو با ورشکستگی خانواده همسرم و عشق بی رویه ای ک او نسبت ب انها داشت ومن وکودکانم را گویی از سر راه بدست اورده بود میدیدم!

    این نتیجه غلبه بر ترس و حرکت رو به جلو است

    شاید ی عده بگویند اموزه های استاد شاگردان متوقع و خودخواه پرورش میدهد

    بگویند! از حرف مفت چه ثمر؟؟؟چه باک؟؟؟

    من باید طبق تشخیص وصلاحدید افراد اجتماع همچنان بخاطر حفظ ابرو شاهد مرگ جسم وروح واحساسم بودم؟؟؟ایا این طبق ایات قران است؟

    من چند بار زندگی میکنم ک خودم را فنا دیگران کنم

    ک دست اخر هم از همه کس بدتر باشم؟

    التماس تفکرررر!

    من انقدر در این مسیر معجزه دیدم ک اگر بنویسم کتاب میشود اگر کسی مایل ب شنیدن واشنایی بیشتر بامن است در صورتی ک استاد اجازه میدهد این شماره من است و من مایلم با فردی عباس منشی واگاه به زندگی ادامه مسیرم را طی کنم

    و تو ای سید! ای پیامبر زمان من….

    دستانت را میبوسم و بر خدای تو عاجزانه وشاکرانه سجده شکر میکنم ک تو من را از منجلاب مرگ تدریجی…و تجربه بی عشقی رهانیدی

    تو تاابد زنده ای!

    برای تو مرگ ونیستی وجود ندارد

    تو تا ابدیت خواهی ماند عمرت بهشت وبه عشق!

    و من بعد از خداوند عاشق تو هستم ک تو دست بی منت خدایی و یکتا در روی زمین خاکی

    دوستت دارم زرین ناز

    19/5/1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1200 روز

      به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم دوست شجاع و بخشنده و نترس زرین عزیزم

      که با ایمان به خدا پا روی ترسهاش گذاشت و اون گاری زهوار در رفته رو از خودش جدا کرد و راحت شدی

      گاری که تو رو از خواسته هات چند ساله جدا کرده بود

      عزت نفستو بدست آوردی

      و پول و ثروت و نعمت رو به زندگیت وارد کردی

      مانعها رو برداشتی و با ایمان به خدا حرکت کردی

      من تحسینت میکنم میبوسمت از راه دور

      دوستت دارم مرحبا مرحبا

      ممنونم که وفت گذاشتی و کامنتته زیبا و پر از درس رو برامون نوشتی

      انشالله خداوند یه همفرکانس مهربون و ثروتمند نصیبت کنه

      در پناه خداوند مهربان باشین

      دوستت دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      سانیا رهبری گفته:
      مدت عضویت: 3501 روز

      سلام عزیزم

      چطور از شما تشکر کنم که این کامنت رو در زمان درست و در مکان درستی خوندم و نکته و‌درس رو گرفتم .

      نمی‌دونم از شدت ذوق و شوق با چشمانی پر از اشک چه واکنشی نشون بدم!!

      حق میدم که نمیدونی از چی دارم حرف میزنم … اگر با جزئیات از گوشه ایش بگم ، متوجه منظورم و دلیل اشکهام خواهی شد .

      من تو وضعیتی هستم که هدایت شدم به خواندن این کامنت ، یعنی مولا درز هدایت نمیره !!

      خودم شوک زده و متعجبم …

      از خوندن کامنت شما و تطابق با شرایط خودم و نیاز به مبلغ پولی که تو متن بهش اشاره کردید ، منو دیوونه کرده . البته اینم بگم که من تو رابطه با همسرم عشق میکنم و زندگی … ولی از لحاظ مالی هنوز شرایطم ضعف داره و تو این ماه مخصوصا تو این هفته آخر بیشتر رو مبلغ 199 میلیون تومان توجه و تمرکز گذاشتم …. الله اکبر ، سبحان الله از نظم و هدایت دقیق الله …

      شوک و حیرتم همچنان باقیست …

      بگم ایمان قوی شد ، بیراه نگفتم ! بگم هدایت شدم ، قطعاً شدم ! بگم باور ساختم با نمونه عینی که قطعاً کلید خورد …. یعنی واقعاً الان نمی‌دونم چی بگم !!

      فقط و فقط متحیرم و شوک زده!!

      ربّی که به یک بنده بی پناه و یاورش به اون زیبایی روزی می‌رسونه ، بی نیاز از هر شخص و انسانی میکنه یعنی منو نمیتونه ؟؟

      (الیس الله بکاف عبده)

      چرا نیست ؟ از خدایی خدا چه میخواهی که در او یافت نمیشود؟!

      کل پیام کامنت شما عزیزم همین بود: (الیس الله بکاف عبده)

      وای …. وای …. از جهل و شرک !!

      امان از شرک های پنهان و آشکار …

      به الله که تنهاترین مسئولیت منِ انسان ، تقوا است و بس ….

      تنها وظیفه و حقم ، کنترل ذهن است و بس ….

      هر چی تو این مسیر یاد بگیرم باز هیچی نبوده و نیستم !!

      (الهی و ربّی من لی غیرک)

      الهی که از پرهیزگاران و باتقوایان باشم و باشیم … مستمر در مسیر قانون!!

      عالی بودی عزیزم

      بهترینهای بیشتر نصیب خودت و فرزندانت باشه .

      در پناه الله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: