نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -Morteza

    تحول عمیق مالی، معنوی و شغلی با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱، دوره روانشناسی ثروت ۲، دوره روانشناسی ثروت ۳ (راه‌اندازی و به‌سودرسانی کسب‌وکار)، و دوره قانون سلامتی

    اواخر سال ۹۷ بود که از دوستی که دو سال بعد به رحمت خدا رفت یک فلش‌مموری گرفتم تا چند فایل صوتی گوش کنم. از روی کنجکاوی فایل‌های مخفی را هم نمایش دادم و دیدم پوشه‌ای با نام «عباس‌منش» وجود دارد. داخل پوشه، فایلی بود به نام «خدا را بهتر بشناسیم ۲». آن فایل را پخش کردم و گوش دادن به آگاهی‌هایش، یکی از نقاط عطف بزرگ زندگی من شد.

    آن فایل چنان شور و شوقی در من ایجاد کرد، چنان پاسخی به سؤال‌های یک عمر ذهنم داد که حس می‌کردم خودِ خدا از زبان استاد عباس‌منش دارد با من حرف می‌زند. با اینکه آن روزها معنای «هدایت» را نمی‌دانستم، اما آن را با تمام وجودم حس می‌کردم. اشک شوق می‌ریختم و حس می‌کردم چیزی عمیق درونم بیدار شده است.

    بعد از مدتی وارد سایت شدم و ثبت‌نام کردم. با هر فایل هدیه‌ای که گوش می‌کردم، می‌دیدم شخصیتم دارد رشد می‌کند، روحم صیقلی‌تر می‌شود، و نگرشم بزرگ‌تر می‌شود. سپس شروع کردم به خرید محصولات و کار کردن با آگاهی‌های دوره‌های استاد عباس‌منش. اگر بخواهم نتایجم را کامل بنویسم، باید روزها و صفحه‌ها بنویسم و باز هم فقط بخشی از نتایجم را گفته‌ام.

    از نظر مالی، نقطه شروع من هیچ ارتباطی با امروز ندارد. آن زمان:

    پس‌اندازم صفر بود
    اعتبارم زیر صفر بود
    خانه و ماشین نداشتم
    و فقط یک شاگرد ساده بودم که به زحمت خرج خودم را می‌دادم

    اما بعد از دو سال استمرار در عمل به آموزه‌ها، خصوصاً آگاهی‌های دوره روانشناسی ثروت ۱، دوره روانشناسی ثروت ۲ و دوره روانشناسی ثروت ۳، بزرگ‌ترین تغییر زندگی من رخ داد و صاحب کسب‌وکار شخصی خودم شدم.

    این نتیجه با جسارت، شهامت و توکلی شکل گرفت که این دوره‌ها در وجودم ساختند. باورهای توحیدی‌ای که روانشناسی ثروت ۳ درباره توکل و اعتماد به خدا در وجودم کاشت، باعث شد بتوانم با آرامش و ایمان، کسب‌وکاری راه بیندازم که سال‌ها فقط یک آرزو بود.

    برای اینکه فقط بخشی از نتایج مالی‌ام از کار کردن روی این دوره‌ها را بگویم:

    توانستم ماشین، موتور و سه دانگ مغازه بخرم
    تجهیزات شخصی مثل گوشی آخرین مدل را تهیه کنم
    به‌عنوان فردی مجرد و مستقل، هزینه زندگی‌ام را کامل تأمین کنم
    و هر ماه به خانواده‌ام کمک مالی مستمر بدهم

    امروز درآمدی دارم که زمانی حتی تصورش برایم تخیلی و غیرممکن بود؛ اما امروز برایم کاملاً طبیعی و بدیهی است چون خواسته‌هایم بزرگ‌تر شده‌اند.

    الان پنج نیروی فوق‌العاده دارم که با عشق و انگیزه برایم کار می‌کنند.
    نمایندگی دو شرکت معتبر را در شهرم دارم.
    چندین سفر خارجی رفته‌ام، آن هم با بهترین پروازها و بهترین هتل‌ها.
    و امروز به آزادی مالی رسیده‌ام؛ در حالی که نقطه شروعم زیر صفر بود.

    از نظر سلامتی، وضعم بد نبود؛ اما با خرید دوره قانون سلامتی و زندگی به شیوه این دوره، شرایط جسمی‌ام چندین برابر بهتر شد. ۱۵ کیلو وزن اضافه را کم کردم، اندام ایده‌آل رسیدم و در ۴۵ سالگی انرژی‌ام از یک جوان ۲۰ ساله هم بیشتر است. امروز در سلامت کامل، با نیروی بالا و شادابی زندگی می‌کنم.

    وقتی امروز به گذشته نگاه می‌کنم فقط یک جمله به ذهنم می‌آید:
    خدایا شکرت که من را هدایت کردی؛ شکرت که زندگی‌ام را از زیر صفر به این جایگاه رساندی.

  • -شهلا

    افزایش ۱۰۰ برابری درآمد و تحول عمیق ذهنی با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره روانشناسی ثروت ۳

    امروز به جلسه‌ی آخر دوره روانشناسی ثروت ۱ رسیدم و می‌خواهم مختصری از نتایج و تغییراتی را بنویسم که به‌خاطر کار کردن روی آگاهی‌های این دوره، در زندگی من رخ داده است.

    چهار سال پیش، زمانی که می‌خواستم این دوره را بخرم، هزینه‌اش برایم مبلغ بسیار زیادی بود. خیلی تحقیق کردم، کامنت‌ها و نتایج دانشجویان را خواندم و دیدم چقدر از این دوره نتیجه گرفته‌اند. در نهایت توکل کردم به خدا و دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم.

    در این چهار سال، آن‌قدر روی آگاهی‌های این دوره کار کردم که می‌توانم بگویم با هر جلسه‌اش عشق کردم. این آگاهی‌ها یک دگرگونی عظیم در ذهن و روح من ایجاد کردند و به‌طور کامل من را به انسان دیگری تبدیل کردند.

    تغییرات مالی‌ام تقریباً از همان روزهای اول شروع شد؛ حتی وقتی فقط جلسات را می‌شنیدم، درآمدم بالا آمد و بعد از آن، مدام بیشتر و بیشتر شد.

    حالا، بعد از چهار سال، من از نظر مالی هیچ شباهتی به نقطه شروع ندارم. در این مدت چندین دوره دیگر از جمله دوره روانشناسی ثروت ۳ را هم خریدم و آن‌قدر فایل‌ها را گوش داده‌ام که تقریباً تمامشان را حفظ هستم.

    درآمدم که در شروع کار با دوره، ۱۵ میلیون تومان بود، امروز به بیش از یک میلیارد تومان در ماه رسیده؛ یعنی حدود ۱۰۰ برابر افزایش. آن هم در حالی که کارم نه‌تنها سخت‌تر نشده، بلکه آسان‌تر، لذت‌بخش‌تر و روان‌تر شده است.

    این دوره به من ثابت کرد که همه‌چیز از باور شروع می‌شود. وقتی باور قدرتمندکننده‌ای در ذهنت ایجاد می‌کنی، جهان با سرعتی فراتر از انتظار پاسخ می‌دهد. امروز به این یقین رسیده‌ام که باید هر روز و همیشه روی باورهایم کار کنم.

    خدایا شکرت که از طریق بزرگ‌مردی چون استاد عباس‌منش، من را با قوانین بی‌نظیرت آشنا کردی و این همه نعمت، برکت و آرامش را وارد زندگی‌ام کردی.

  • -محمد واحدي

    تحول مالی، شغلی، روحی و مهاجرتی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم، دوره روانشناسی ثروت ۱، دوره روانشناسی ثروت ۳ (راه‌اندازی و به‌سودرسانی کسب‌وکار)، دوره کشف قوانین زندگی، و زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی

    استاد عزیزم، به خودم قول داده بودم وقتی نتایجم به ثبات رسید، برایتان از نحوه آشنایی‌ام با شما و تحولاتی که به‌خاطر عمل به آموزه‌های شما در زندگیم رقم خورده بنویسم. من ۴۶ سالم است و در جنوب تهران، در یک خانواده شش‌نفری به دنیا آمدم. پدرم کارگر ایران‌خودرو بود و مادرم خانه‌دار. متأسفانه در ۱۵سالگی، دو برادرم را از دست دادم و خانه‌مان پر شد از غم و اندوه یک مادر داغ‌دیده و سخت‌گیری‌های یک پدر مذهبی و انقلابی. در چنین فضایی بزرگ شدم؛ فضایی پر از محدودیت، ترس، کمبود و قطع ارتباط با اطرافیان.

    سال‌ها با این باورها زندگی کردم؛ همیشه به‌دنبال تأیید دیگران بودم، همیشه می‌خواستم دیده شوم، همیشه در تلاش بودم «بهترین» باشم تا احساس ارزش کنم. با تحمیل خانواده ازدواج کردم و وارد دنیای کار شدم. کم‌کم با همسرم به‌سمت کارهای تصویربرداری رفتیم و بعد یکی از بهترین تالارهای تهران را راه انداختیم. درآمد خوب بود اما فشار کار، استرس و انرژی‌های منفی، کم‌کم شادی و آرامش را از زندگی‌مان گرفت. حتی فکر کردیم با نوسازی تالار اوضاع بهتر می‌شود؛ اما تمام پس‌اندازمان از بین رفت و شرایط بدتر شد.

    تصور می‌کردیم مشکل از اقتصاد کشور است؛ فکر می‌کردیم «هیچ‌کس عروسی نمی‌گیرد» و ما چاره‌ای نداریم جز مهاجرت. تالار را اجاره دادیم و به کشور دیگری رفتیم؛ اما شرایط آن‌قدر بد شد که مجبور شدیم برگردیم. پاندمی هم که رسید، همه‌جا تعطیل شد. از نظر مالی و روحی در نقطه صفر بودیم؛ نه درآمدی، نه امیدی، نه انگیزه‌ای. شب‌ها از شدت فشار تا صبح گریه می‌کردم.

    در همین نقطه بود که اتفاق اصلی زندگی‌ام افتاد: آشنایی با آموزه‌های استاد عباس‌منش در ۴۰سالگی.
    واقعاً زندگی‌ام را به دو بخش تقسیم می‌کنم: قبل از این آشنایی و بعد از آن.

    اولین صدای شما را از موبایل همسرم شنیدم. راستش آن زمان هیچ درکی از حرف‌هایتان نداشتم. فقط می‌شنیدم. اما کم‌کم وارد گروه‌های تلگرامی شدم، بعد هدایت شدم به سایت abasmanesh.com و تصمیم گرفتم دوره‌ها را بخرم.

    اولین دوره‌ای که خریدم، دوره ۱۲ قدم بود؛ دوره‌ای که با منطق قرآنی و توضیحات توحیدی استاد، دقیقاً مناسب روحیه و باورهای مذهبی من بود و آرام‌آرام الگوهای غلط ذهنم را اصلاح کرد. همان‌طور که استاد گفته بود، به‌محض اقدام، نشانه‌ها یکی‌یکی رسیدند. بعد وارد روانشناسی ثروت ۱ شدم و در ادامه روانشناسی ثروت ۳.

    سال‌های پاندمی و قرنطینه که برای همه تعطیلی و سقوط بود برای من تبدیل شد به پربرکت‌ترین و پول‌سازترین سال‌های زندگی‌ام.
    از درآمد صفر و فشار شدید، در سال ۱۴۰۰ به درآمد بالای یک میلیارد تومان رسیدم؛ آن هم به‌راحتی. ایده‌های عالی برای خرید و فروش زمین آمد؛ کارهایی که قبلاً حتی نزدیکش هم نمی‌رفتم، اما همه‌چیز با هدایت خدا و آرامش انجام شد.

    تالاری که قبلاً ضررده شده بود، با شخصیت جدیدی که از دوره‌های ۱۲ قدم، روانشناسی ثروت ۱، روانشناسی ثروت ۳ و کشف قوانین زندگی ساخته بودم، دوباره جان گرفت و این بار با سودهای بالای ۷۰٪.
    مشتری‌ها بدون هیچ تبلیغی سرازیر شدند، قیمت‌ها را خودم انتخاب می‌کردم و شرایط به شکلی پیش رفت که گویی یک نیروی نامرئی در حال هدایت همه‌چیز بود.

    من و همسرم هر روز روی خودمان کار می‌کردیم؛ ساعت‌ها درباره آموزه‌های شما حرف می‌زدیم. اطرافیان مدام می‌پرسیدند: «چیکار می‌کنید که این‌همه اوضاعتون خوب شده؟»
    و ما همه را به سایت شما معرفی کردیم. الان گروه بزرگی از اطرافیان ما با شما آشنا شده‌اند.

    استاد، با آموزه‌های شما بود که من معنای واقعی خدا را فهمیدم. سال‌ها فقط نوحه و دعا و عزاداری می‌رفتم، اما چیزی نمی‌فهمیدم. آن زمان به آدم‌هایی اعتماد می‌کردم که میکروفن دستشان بود. اما امروز ارتباطم مستقیم با خداست. امروز آرامش، رضایت، عشق و حس همراهی خدا را در تمام لحظات زندگی‌ام دارم.

    و بعد… مرحله بعدی تکامل ما شروع شد: مهاجرت به اروپا.
    وقتی به دیگران گفتیم می‌خواهیم برویم، همه می‌پرسیدند:
    شما که همه‌چیز دارید، چرا می‌خواهید بروید؟
    خانه داری، ماشین داری، ویلا داری، درآمد عالی داری… دنبال چی هستی؟
    اما هیچ‌کس نمی‌دانست ما دنبال رشد، آزادی و کیفیت زندگی بالاتر هستیم.

    دو سال صبورانه مسیر مهاجرت را پیش بردیم و حالا اقامت اسپانیا را گرفتیم.
    در کمتر از یک هفته، به‌طرز معجزه‌آسایی خانه‌ای بزرگ و کامل در مادرید اجاره کردیم—کاری که خیلی‌ها ماه‌ها برایش تلاش می‌کنند. امروز در مسیر دریافت کارت اقامت یک‌ساله هستیم، پس‌انداز داریم، و حداقل یک سال بدون کار هم می‌توانیم با خیال راحت زندگی کنیم.

    زندگی‌ام از هر نظر رشد کرده؛ آن‌قدر زیاد که اگر بخواهم تمامش را بنویسم، ساعت‌ها طول می‌کشد.
    وقتی امروز به چک‌آپ‌های فرکانسی قدیمی نگاه می‌کنم، هیچ شباهتی به آن آدم و آن زندگی ندارم. رابطه‌ام با همسرم عالی شده؛ به یاد نمی‌آورم آخرین‌بار کی با هم بحث کرده بودیم. نزدیک دو سال است که با زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی پیش می‌رویم و نتایج شگفت‌انگیزی گرفته‌ایم. تجربه‌ام از رابطه با خدا، مردمی‌ترین و عاشقانه‌ترین حالت ممکن شده.

    الان هر روز سپاسگزاری می‌نویسیم، تمرین ستاره قطبی را انجام می‌دهیم و احساس می‌کنم خدا یک نورافکن مخصوص روی ما گذاشته و در همه حال مراقب ماست.

    امروز، از هر نظر در زندگی‌ام خوشحال و راضی هستم و از خدا هدایت می‌خواهم تا بتوانم تا آخر عمرم روی این آموزه‌ها کار کنم. این مسیر، زیباترین مسیر زندگی من بوده و خواهد بود.

  • -ندا

    تحول مالی، معنوی و شخصی با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره روانشناسی ثروت ۳

    من ۵ سال است که عضو سایت استاد عباس‌منش هستم و در این مدت، به‌خاطر پذیرفتن جزءبه‌جزء آموزه‌های ایشان و عمل کردن به آن‌ها، زندگی‌ام تحولی عمیق و شگفت‌انگیز تجربه کرده است. نقطه آغاز این تغییرات روزی بود که با قاطعیت به خودم قول دادم تمام حرف‌های استاد عباس‌منش را مثل وحی منزل بپذیرم و دقیق اجرا کنم. اولش سخت بود، اما فهم این حقیقت که تضادهای امروزم، خواسته‌های فردایم را می‌سازند، کمک کرد رها نکنم و ادامه بدهم.

    اولین‌بار که صحبت‌های استاد را شنیدم، احساس کردم انگار کسی دارد از درون من حرف می‌زند. سال‌ها تشنه چنین آگاهی‌هایی بودم. دوست دارم تا جایی که یادم می‌آید بخشی از نتایج مادی و معنوی‌ام را که به‌خاطر عمل به آموزه‌ها و محصولات استاد گرفته‌ام، با شما به اشتراک بگذارم.

    در جنبه مالی، با کار کردن روی دوره روانشناسی ثروت ۳ و دوره روانشناسی ثروت ۱ درآمدم ۱۰۰ برابر افزایش یافته است. فراوانی از هر جهت وارد زندگی‌ام شده و هر روزم معجزه است. رسالت زندگی‌ام را پیدا کرده‌ام و مشغول کاری هستم که عاشقانه دوستش دارم.

    در جنبه اعتمادبه‌نفس و شخصیت، عزت نفس من هزار برابر رشد کرده است. دیگر در روابط احساسی احساس قربانی بودن ندارم. بر ذهنم تسلط پیدا کرده‌ام و تقریباً در هر شرایطی می‌توانم ذهنم را مدیریت کنم. خانواده و اقوام با احترام زیادی با من رفتار می‌کنند و من را الگو می‌دانند. اولین کتابم را نوشتم و در نمایشگاه بین‌المللی کتاب ارائه شد و الان کتاب بعدی‌ام را می‌نویسم.

    در رابطه با خداوند، توکل کردن واقعی را یاد گرفتم؛ خدایی که برایم همه‌چیز شده است. به‌قدری به این ایمان رسیده‌ام که توانستم فقط با ۵ میلیون تومان به شهری مهاجرت کنم که حتی نامش را هم نشنیده بودم. اما در همان نقطه شروع، خداوند حمایتم کرد و به شکل معجزه‌آسا توانستم یک آپارتمان شیک اجاره کنم؛ چیزی که هر کس می‌شنید تعجب می‌کرد که چطور ممکن است.

    در حوزه سلامتی، با ادامه آموزش‌ها توانستم بعد از ۱۵ سال مصرف قرص افسردگی را کامل کنار بگذارم. آلرژی ده‌ساله‌ای که چهار فصل سال درگیرش بودم، کاملاً از بین رفت. یاد گرفتم چطور در چالش‌ها ذهنم را مدیریت کنم و چطور مسائل زندگی‌ام را حل کنم.

    از آموزه‌های استاد یاد گرفتم که اولویت زندگی من، خودم هستم؛ اینکه هیچ‌کس جز خودم نمی‌تواند واقعیت زندگی‌ام را تغییر دهد. یاد گرفتم که منشأ تمام ثروت‌ها خودِ خداوند است و هیچ قدرتی نمی‌تواند او را از من جدا کند. فهمیدم خداوند از رگ گردن به من نزدیک‌تر است و اگر به این نیرو تکیه کنم، برایم عشق می‌شود، ثروت می‌شود، خانه زیبا می‌شود، شهر عالی می‌شود، خانواده خوب می‌شود و هر آنچه بخواهم، می‌شود.

    یاد گرفتم چطور خداوند را همان‌طور که دلم می‌خواهد در ذهن و درونم بسازم، ببینم و از هدایت‌هایش استفاده کنم. امروز با تمام وجودم باور دارم که مسیر آگاهی‌های استاد عباس‌منش، مسیر نور، رهایی و شکوفایی است؛ مسیری که مرا به بهترین نسخه زندگی‌ام رسانده و همچنان در حال رساندن است.

  • -امیرحسین سالارزاده

    شروع یک کسب‌وکار الهام‌شده و جهش درآمد با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره روانشناسی ثروت ۲ و دوره روانشناسی ثروت ۳

    وقتی دوره روانشناسی ثروت ۳ را خریدم، هیچ ایده‌ای برای شروع کسب‌وکارم نداشتم. آنچه درباره آینده کاری‌ام تصور می‌کردم، با چیزی که امروز در زندگی‌ام رخ داده، زمین تا آسمان فرق داشت. همان زمان به خودم گفتم شش ماه دیگر برای دیگران کار می‌کنم و بعد کسب‌وکار خودم را شروع می‌کنم.

    اما حقیقت این است که اتفاقات اصلی کسب‌وکارم از جلسه ۱ دوره روانشناسی ثروت ۲ و جلسه ۴ قدم دوم آن کلید خورد. در این دو جلسه، استاد عباس‌منش منطق‌های فوق‌العاده‌ای را توضیح می‌دهند که ثابت می‌کند درآمد بیشتر ربطی به ساعت کار بیشتر ندارد، بلکه به باورهای قدرتمندکننده وابسته است. با اینکه این جلسات را شنیده بودم، هنوز مثل قبل عمل می‌کردم و تغییری ایجاد نکرده بودم. چند باگ ذهنی پیدا کرده بودم اما هنوز هیچ ایده‌ای نداشتم.

    در جلسه اول روانشناسی ثروت ۳ تعهد دادم که می‌خواهم درآمدم را بیشتر کنم و اهرم رنج و لذت را هم درست نوشتم. همین تعهد کار خودش را کرد. با اشتیاق آموزه‌ها را شروع کردم، هرجا می‌فهمیدم، همان‌جا عمل می‌کردم و در چند روز اول آرامشی عمیق گرفته بودم.

    در حال کارکردن روی تمرین‌ها بودم که یک رویا، یک ایده الهام‌شده به ذهنم رسید. آن‌قدر واقعی و قابل‌اجرا بود که همان لحظه مطمئن شدم از طرف خداست. همان روز، با وجود نجواهای ذهن، به کارفرمایم گفتم که از فردا دیگر سر کار نمی‌آیم و رفتم سراغ اجرای ایده.

    فردای آن روز، سراغ چند آشنا رفتم و ایده‌ام را مطرح کردم. انگار خدا دل آن‌ها را نرم کرده بود. کار شروع شد، آن هم بدون هیچ سرمایه‌ای. همه‌چیز طوری پیش رفت که احساس می‌کردم تمام جهان برای شروع کسب‌وکارم هماهنگ شده است. جهان تعهدی که در دفترم نوشته بودم را می‌دانست، برای همین درها یکی‌یکی باز شد.

    با اینکه برای شروع کار مقداری پول داشتم، ذهنم می‌گفت با این مبلغ نمی‌شود کاری راه انداخت. اما مسیر طوری پیش رفت که حتی آن پول هم هنوز در حسابم مانده و اصلاً به آن احتیاجی پیدا نشد.

    کسب‌وکار من در حوزه کفش است. از روز شروع کار تا الان، اتفاقات جادویی و همزمانی‌های پی‌درپی من را شگفت‌زده کرده است. دستان خدا از هر سو کمکم می‌کند. دوستی را که سال‌ها ندیده بودم، در خیابان دیدم. وقتی فهمید کسب‌وکارم را شروع کرده‌ام، گفت کسی را می‌شناسد که دنبال همکاری با فردی مثل من است. با وجود مقاومت ذهنم، تسلیم شدم و به سراغ آن فرد رفتم و دیدم چقدر انسان درست و ارزشمندی است و چقدر به من کمک کرد.

    در مدت کوتاهی، بدون تبلیغات و بدون آشنای خاص، کسب‌وکارم استارت خورد و فقط بعد از ۶ روز پولی ساختم که قبلاً برای ساختنش باید ماه‌ها دوندگی می‌کردم.

    استاد عباس‌منش، دیروز در یک ساعت به اندازه یک هفته پول ساختم؛ چیزی که هیچ‌وقت در گذشته تجربه‌اش نکرده بودم. بعد از این اتفاقات، رفتار ذهنم با من تغییر کرده. ذهنی که همیشه می‌ترساند، انگار خاموش شده و هر روز ایده‌های بهتر و الهام‌های تازه به ذهنم می‌رسد.

    قبل از این مسیر، هر صبح با عجله باید سر کار می‌رفتم و برای رفتن به باشگاه باید از هزار جهت زمان هماهنگ می‌کردم. اما حالا صبح‌ها با جلسات روانشناسی ثروت ۳ روزم را شروع می‌کنم، با باور درست، ذهن تنظیم‌شده و بدون هیچ عجله‌ای. زمان‌های آزاد روز برایم لذت‌بخش شده.

    احساس می‌کنم سال‌ها در حبس بودم. امروز بیش از پولی که می‌سازم، آزادی‌ام را دوست دارم؛ اینکه می‌توانم با زمان کمتر، پول بیشتری از قبل بسازم. من برای رشد شخصی و کسب‌وکارم انرژی گذاشتم، اما بیشتر از هر چیز، انرژی ایمان، باور و توکل بود که زندگی‌ام را متحول کرد.

  • -رضا عطارروشن

    جهش مالی، سلامتی، روابط و موفقیت شغلی با عمل‌کردن به آموزش‌های استاد عباس‌منش

    رضا عطارروشن هستم؛ یک انسان موفق و خودساخته… البته خودساخته به کمک آموزش‌های استاد عباس‌منش. روزی که با ایشان و آموزش‌هایشان آشنا شدم (بهمن ۹۳)، در یک اتاق در خانه پدرم زندگی می‌کردم. مغازه‌دار بودم و درآمد ماهیانه‌ام حدود یک‌ونیم میلیون تومان بود. سی میلیون تومان بدهکار افراد مختلف بودم و هر ماه باید بیش از دو میلیون تومان اقساط بانکی پرداخت می‌کردم، آن هم در حالی که همیشه دو سه قسط عقب افتاده داشتم.
    زندگی سختی داشتم؛ برای خرید کوچک‌ترین وسایل، باید بارها حساب‌وکتاب می‌کردم. دو فرزند داشتم و تامین هزینه‌های زندگی برایم دشوار بود. سیگار مصرف می‌کردم، ۴۰ کیلو اضافه‌وزن داشتم و رابطه‌ام با همسرم به‌شدت مخدوش بود.

    اما امروز که این متن را می‌نویسم (مهر ۹۸)، بعد از پنج سال عمل‌کردن به آموزش‌های استاد عباس‌منش، در شرایطی کاملاً متفاوت زندگی می‌کنم.
    آپارتمان ۷۸ متری وام‌دارم را به یک واحد ۱۳۵ متری شیک و مجلل در بهترین منطقه شهر تبدیل کردم و نکته مهم این است که این خانه جدید را با تمام وسایل و امکانات کامل تهیه کردم. تقریباً همه چیز را تعویض کردم و کلی وسیله جدید برای راحتی بیشتر به خانه‌ام اضافه کردم.

    ماشین ۴۰۵ مدل ۸۳ که ظاهرش وضع صاحبش را فریاد می‌زد، تبدیل شد به یک ۲۰۶ سفید زیبا برای همسرم و یک اسپورتیج سفید اسپرت برای خودم. آن مغازه کوچک را کنار گذاشتم و کسب‌وکار مورد علاقه‌ام را در زمینه تناسب اندام راه‌اندازی کردم که امروز کسب‌وکاری موفق است.
    هیچ بدهی‌ای ندارم و بیش از ۴۰۰ میلیون تومان پس‌انداز دارم. هیچ قسطی ندارم و برای خرید ملزومات زندگی، دیگر فکر نمی‌کنم؛ به‌راحتی بهترین‌ها را خریداری می‌کنم. درآمدم بسیار بیشتر از مخارجم است و به استقلال مالی واقعی رسیده‌ام.

    سیگار را کنار گذاشتم و از اضافه وزن خبری نیست. ۴۰ کیلو از وزنم را با قدرت ذهن کاهش دادم و امروز مدرس برتر لاغری با قدرت ذهن هستم. این روزها به‌طور حرفه‌ای در زمینه زیبایی اندام فعالیت می‌کنم.
    رابطه‌ام با همسرم و اطرافیانم کاملاً متحول شده و اهداف جدیدی دارم که همگی برایم قابل دستیابی هستند. هر روز با شوق برداشتن یک قدم جدید به سمت آن‌ها بیدار می‌شوم.

    این‌ها تنها بخشی از تغییراتی است که طی چند سال آشنایی با استاد عباس‌منش و عمل‌کردن به آموزش‌های ایشان در زندگی‌ام رخ داده است.


The last comment needs to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1197 روز

    به نام خداوند مهربان و هدایتگرم به مسیر زیبایی وثروت

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    استاد عزیز هر چه از شما و مریم جانم تشکر کنم کمه که اومدین نتایج دوستان رو با ما به اشتراک گذاشتین تا بخونیم و باور کنبم که می‌شود فقط باید باور و عمل کنیم جواب می‌دهد

    از کجا به کجا رسیدن و جوری

    اون چطوری رسیدن خیلی مهمه چکار کردن خیلی مهمه اونا با تعهد و کار کردن و تلاش ذهنی باور کردن و قدم برداشتن

    مثل فاطمه عزیز که باز هدایت شده به اینکه دستانه خدا برای سلامتی برادرش بشه

    و چقدر دیدن این لحظه شیرین ست

    در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    عاطفه زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1108 روز

    به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست

    با درود و سپاس خدمت شما استاد گرامی و مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم

    احساسم رو اینجا به عنوان رد پا می نویسم، ما شاگردان استاد عباسمنش عزیز، با قرار گرفتن در مدار الهی(با استفاده از آموزه های گرانبهای ایشون) به آرامش عمیق از جنس نور الهی دست پیدا کردیم(به همه عزیزان تبریک می گم)، این آرامش بزرررررگترین نعمت الهی ایست.

    در سایه ی این نور، قلبمون آرومه، همه اموراتمون به شکل نور و فقط برای نور انجام میشن.

    مثلا وقتی با داشتن احساس خوب به چهره ی عزیزانمون نگاه و لبخند می زنیم و … چه نتایجی از نور دریافت می کنیم.

    قدم اول آرامش، بعد اتصال به نور، بعد انجام کارها برای نور و در نهایت دریافت نتایج الهی که با بهترین کیفیت هستن.

    مثلاً وقتی برای کسب روزی حلال با قلبی سرشار از نور حرکت می کنیم و کارهامون رو فقط برای نور انجام می دهیم، بینهایت نتایج و برکاتی از نور دریافت می کنیم.

    اشاعه نور و دریافت انوار بیشتر الهی

    مثلاً یک سکوت ساده و اعراض و … برکاتی از نور برامون میاره و ما رو از نور هم دور نمی کنه.

    لذت درک نور خیلی خوبه، مسیر نور خیلی قشنگه، با نور زندگی کردن خیلی راحته، دنیای با نور خیلی زیباتره،

    انسانهای متصل به نور توسط خود خدا هدایت میشن و البته خدا اونها رو هم بسیار بیشتر دوست می داره.

    خدایا سپاسگزارم به خاطر همه چیز مخصوصاً به خاطر داشتن استاد عباسمنش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    سولماز ستاری گفته:
    مدت عضویت: 2557 روز

    با سلام خدمت استاد گرامی و خانم شایسته گل و همه ی دوستان خوبم:

    یه مدت بود که اصلا نمی دونستم کدوم قسمت سایت رو مطالعه کنم،نهایت روی نشانه روزانه میزدم و توضیحاتشو میخوندم یا تو عقل کل چند تا کامنت رو میخوندم ولی زیاد انرژی برام نداشت.

    و حتی باعث شده بود از فضای سایت فاصله بگیرم ،البتع هر روز صوتی فایل گوش می دادم ولی تو زمینه کامنت خوندن و نوشتن فعالیتی نداشتم.

    یا اصلا گیج میشدم که خدایا از کجا شروع کنم ،کدوم قسمت رو پیگیر باشم که مناسب حال الانم باشه.

    خوب چند وقتی هدایت شدم به کامنت های ثروت یک ،که نگم ،گنجینه هس .

    اینم بگم اون اوایل که محصول رو خریده بودم از بس عجول بودم ،فقط کامنتای با امتیاز بالای هر جلسه رو میخوندم ،و دیگه وسلام.

    ولی الان مدتی هس ،دارم مطالعه میکنم و واقعا عالی هستن.

    بعد امروز هدایت شدم به این بخش نتایج دوستان که هم دسته بندی شده س و هم پشت سر هم قرار گرفتن.

    مثلا نتایج قانون سلامتی ،کشف قوانین و الی اخر.

    و واقعا تشکر میکنم از استاد و خانم شایسته و سایر کسانی که برای سایت زحمت میکشند.

    این بخش به نظرم عالی عالی هس.

    البته همه جای سایت عالی هس،ولی من با این بخش خیلی ارتباط برقرار میکنم.

    وقتی نتایج دوستان رو تو هر بخش و زمینه ای میخونم ،میگم فلانی تونسته و برام الگو میشه.

    واقعیتش اون اوایل که هنوز این دسته بندی ها نبود،مثل نتایج دوستان و گفتگو با دوستان و همین بخش،نبودند.

    خیلی از مواقع که گرفتار روزمرگی و منفی بافی میشدم و ذهنم میگفت بابا ،استاد عباسمنش خیلی قوی بوده که با اون شرایط خانوادگی و عاطفی تونسته این مسیر رو ادامه بده.

    یعنی من درعین حال که قبول کرده بودم این راه درسته و نتیجه میدهد،از اون ور ذهنم میگفت تو که نمیتونی مثل استاد باشی و مثلا فلان جا اگر ضربع روحی خوردی ،سعی کنی احساست رو خوب نگه داری،اصلا یاد اوری خاطرات بد ،منو تو مومنتوم منفی میبرد و دیگه تا دچار حمله نمیشدم ولم نمیکرد ،بعد که عذاب وجدان و قربانی بودن رو طی میکردم ،دوباره نقطه سر خط میشد .

    یعنی با اینکه کلا ادم شادی هستم و تمام سعی ام این بوده که جز کسی ناله نکنم ،اما در درون خودم غوغا بود.

    البته چند ساله اخیر برای خواهرشوهرم و خواهرم ،خیلی روضه میخودندم که بفهمه چقدر درد دارم.

    که این منو دوباره وارد چرخه منفی میکرد‌.

    میخوام اینو بگم حالا که این بخش ها اضافه شدن ،به صورت تصویری و صوتی و متنی ،ما نتایج دوستان رو میبینیم .

    ذهن منطقی من دیگه خاموش میشه و نمیگه خوب استاد خیلی ادم قوی و با اراده بوده،اصلا مگه چند نفر مثل ایشون میتونن باشن.

    این نتایج دوستان واقعا بهم کمک کرده که منطقی بشه برام که منم میتونم ،به زودی بیام و از نتایجم بنویسم.

    در ضمن این دسته بندی و یک جا بودن نتایج ،خیلی عالی هس که به راحتی مطالعه میکنم.

    یع دنیا تشکر و دعای خیر براتون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    روح اله یزدانی گفته:
    مدت عضویت: 1694 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استادعزیزم و سرکار خانم شایسته عزیز

    نزدیک 5 سال هست افتخار دانشجویی شما را دارم

    در این 5 سال از دوره های زیادی که شما با عشق و صداقت تدوین و تهیه فرمودین استفاده میکنم

    اگر بخواهم تاثیر دوره هاتون رو در زندگیم در یک جمله توصیف کنم فقط میتونم بگم ” من یک آدم دیگه شدم! ” بخدا

    من یک آدم دیگه شدم

    از تمام جهات چه مادی چه معنوی !

    واقعا کلام از تشکر و سپاسگزاری قاصر هست

    بینهایت بینهایت ازتون ممنونم و خدا رو شاکرم بابت همزمان شدن با شما در این لاف تایم و این دوره از زندگی زمینی !

    نور بهتون

    نور بهتون

    از صمیم قلب از خدا میخواهم برکات و انوار بیشتر خودشو به شما ارزانی بداره چراکه جزء بهترینها هستید برای انتشار حقیقت ( فتبارک الله احسن الخالقین ) قربون بزرگی ش که میدونه چه کسانی را برای چراغ راه بشریت در دایره انتخاب خودش قرار بده!

    از خدا میخواهم هر آنچه که شعف و ایمان شما را بهتر و قویتر میکنه به آسانی و راحتی به شما عطا کنه وحس شعف و ذوق زدگی عمیق را بیش از پیش از درون شما بیرون بکشه و طول عمر با عزت و سلامتی بهمراه آرامش و آسایش درونی و بیرونی به شما و خانواده ی عزیزتان عطا کند!

    انشالله اون روز موعودی که من وخانمم منتظرش هستیم به سر برسه و از نزدیک شما را ملاقات کنیم بغل تون کنم با تمام وجود ازتون تشکر کنم .

    چیزی که باعث شد الان پس از گذشت مدتی از تهیه دوره احساس لیاقت براتون بنویسم فایل صوتی ای بود که پسرم مهدی برام فرستاده !!

    استاد عزیزم!

    ازتون ممنونم شما نه تنها من رو بازسازی کردین بلکه تاثیر عمیق بر خانواده ام گذاشتین که به هیچ طریق نمیشه محبت و لطف شما رو جبران کنیم انشاالله ما هم بتونیم در این مسیر زیبا قدم برداریم و بخشی از نوری که به ما دادید باشیم و به دیگران منتقل کنیم و این زنجیره ادامه پیدا کند .

    جملاتی که پسرم از راه دور با یک فایل صوتی برام فرستاده اشک شوقم را پس از مدتها جاری ساخت .

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    شاید باورتون نشه بیش از ده بار این فایل صوتی پسرم را گوش کردم و این فایل رو کنار قریب 5000 فایل صوتی ای که از سخنان شما در دوره های مختلف گلچین کردم و هر روز که چه عرض کنم بلکه هر دقیقه در حال گوش کردن شون هستم و تقریبا هندزفری از روی گوشم برداشته نمیشه !! (ممکنه غیر واقعی به نظر برسه ولی عین واقعیته ! ) قرار دادم .

    در این فایل صوتی ، پسرم خیلی دلی از من بابت خرید یک جفت کفش تشکر میکنه و در ادامه اندکی راجع به درکی که از قوانین جهان هستی پیدا کرده که نتیجه آموزه های درست و حقیقی شما هست ، صحبت میکنه ! طوریکه بارها و بارها گوشش دادم و اشک ریختم و سپاسگزاری کردم از خدا و شما و اساتید عزیز دیگری که قانون را درست درک کردند و درست و حقیقی منتقل میکنند .

    فکر میکنم خالی از لطف نباشه که اگر دوست داشته باشید ، این فایل صوتی را براتون بفرستم و گوش بدین !

    قطعا شنیدن این فایل کوتاه صوتی -که محصول زحمات شما بوده و اتوماتیک وار (بدون اینکه من بدونم ) به پسرم منتقل شده بوده و من خودم خبر نداشتم -میتونه حالتون بهتر و بهتر کنه استاد !

    خیلی دوستتون دارم

    خیلی ازتون راضی هستیم

    انشاالله خدا ازتون راضی و راضی تر باشه – و ” لعلک ترضی! ” را با جان و دل لمس کنید!

    به امید دیدار

    روح الله یزدانی – کرمان

    1404/8/16

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      محمد هادی دارابی گفته:
      مدت عضویت: 1255 روز

      سلام آقا خوش تیپه.

      اول بگم عکستو دوست داشتم

      دوم بگم منم دوتا پسر دارم وقتی متن خوندم ،برام خیلی عالی بود ،لذت بردم و خودمو در اون لحظه تصور کردم .

      حس وصف نشدنی هستش.

      می‌دونی وقتی اصراری نداری که دیگران بیان این آموزه ها رو یاد بگیرند و با رفتار و کردار درستمون . با ذهن درستمون اونها یاد میگیرند از این بالاتر هیچ چیز نیست.

      دقیقا خداگونه داریم خلقش میکنیم. داریم به سمت خدای خودمون بودن پیش می‌رویم

      دمت گرم و شاد و تندرست باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    ارزو گفته:
    مدت عضویت: 450 روز

    نتیجه عمل به قدم اول از دوره 12 قدم

    خدایا شکرت بابت مسیری که منو در جهت درست هدایت کردی.

    خدایا شکرت بابت بخشندگی و مهربونیت.

    خدایا شکرت که هر روز باورهای توحیدی من محکم‌تر می‌شن.

    و خدایا شکرت که منو با سایت و آموزش‌های استاد عباسمنش آشنا کردی.

    سپاس و هزاران سپاس از استاد عباسمنش عزیز، که با صحبت‌ها و آموزش‌های الهام‌بخششون همیشه مسیر درست رو به ما نشون میدن.

    امشب خیلی خوشحالم، چون به لطف خدا و آموزش‌های استاد، سوپرایز شدم و خواستم تجربه‌م رو با شما به اشتراک بذارم

    حدود سه هفته‌ست که قدم اول از دوره 12 قدم رو خریدم. طبق توصیه استاد، هر فایل رو چند بار با دقت گوش میدم، نکته‌برداری می‌کنم و کامنت‌های دوستان و پاسخ‌های عقل کل رو هم مطالعه می‌کنم. خدا رو شکر آگاهی‌های زیادی به دست آوردم، هرچند هنوز در ابتدای مسیرم.

    تو قدم اول برای خودم هدفی گذاشتم: اینکه برای دخترم یه گوشی مدل بالا بخرم، بدون اینکه به پس‌اندازم دست بزنم.

    و امشب معجزه‌ای زیبا رخ داد

    پولی که قرار بود دو تا سه ماه بعد برام واریز بشه، بعد از فقط 25 روز واریز شد! وقتی پیامک واریزی رو دیدم، از شدت خوشحالی اشک ریختم و فقط گفتم: «خدایا شکرت »

    چون این مبلغ حتی بیشتر از هزینه گوشی بود، و درست همون‌طور که هدف‌گذاری کرده بودم، بدون استفاده از پس‌اندازم و در زمان خیلی کوتاه، تونستم به هدفم برسم.

    الان از ته دل احساس شادی، سپاس و ایمان دارم

    و خواستم این تجربه قشنگ رو با عشق با شما به اشتراک بذارم، تا بگم: باور و شکرگزاری، همیشه نتیجه میده

    در ضمن علاوه بر این نتیجه زیبا، در زمینه‌ی روابط با همسرم، آرامش درونی و کنترل افکار منفی هم پیشرفت‌های خیلی خوبی داشتم، و از خدا بابت همه‌ی این تغییرات زیبا، بی‌نهایت سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    عاطفه زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1108 روز

    به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست و درود و سپاس خدمت استاد گرامی و مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم

    نشانه های بالا بودن فرکانسم رو تو این کامنت به عنوان رد پا می نویسم

    جمعه ی هفته‌ی پیش برای دیدن مادر بزرگ که کسالت دارن منزل دائیم رفتیم و خدا رو شکر فقط دائیم و زن دائیم بودن و بچه هاشون نبودن(چون انرژی منفی اند و دوست ندارم جائی که اونها هستن باشم)

    این هفته مادر بزرگم بستری شدن و باز هم چون وقت ملاقات احتمال داشت با اونها مواجه بشیم خدا یه برنامه چید که نشه وقت ملاقات بریم.

    با مامانم که همراه مادر بزگم هستن تماس گرفتم و گفتم ما امشب میایم و براتون شام هم میاریم

    وقتی رفتیم بیمارستان، پرستار بخش هماهنگ کرد و من و همسرم رفتیم و مادر بزرگم رو دیدیم چقدرم خوشحال شد

    مامانم پرسید چه جوری اومدید اصلا ملاقاتی راه نمی دن. حالا چه جوری موافقت کردن دوتاتون بیاین؟ بعد چه جوری ما رو پیدا کردید؟ منم گفتم بو کشیدیم اومدیم.

    توی راه برگشت همسرم گفت احتمالا دیروز که بقیه رفتن هیچ کدوم رو راه ندادن و مامان مجبور شده خودش بیاد پائین.

    حالا امشب با نهایت احترام اجازه دادن تا ما بریم بالا فقط با یه تماس و یه هماهنگی ساده.

    به همسرم گفتم ببین عزیزم این به خاطر اینکه فرکانس ما بالاست وگرنه به قول مامان چی جوری میشه اینقدر راحت اجازه بدن دوتائیمون بریم بالا در حالیکه شب‌ قبل سر همین قضیه دائیم با نگهبان دعواش شده.

    یه نشونه دیگه از بالا بودن فرکانسم

    برای گرفتن دارو رفتم داروخونه سهوا کد دارو رو اشتباه نوشتم، مجبور شدم اون روز با وجود راه زیادی که رفته بودم بدون نتیجه برگردم فرداش که رفتم تونستم سهمیه داروی بیشتری بگیرم، همسرم باورش نمی شد گفت آخه چه جوری بهت دادن، بهش گفتم به متصدی تائید دارو گفتم اونم موافقت کرد

    یه نشونه دیگه از فرکانس بالای من

    یه همکار دارم که مثل نمودار سینوسی فرکانسش بالا و پائین میشه سه شنبه می خواست من رو آزار بده من اعراض کردم و سعی کردم از این چالش سر بلند بیرون بیام فرداش به علت کسالت نتوانست بیاد با خودم گفتم خدا رو شکر با کنترل ذهنم وارد مدارش نشدم و گرنه منم مثل خودش مریض می کرد

    یه نشانه ی دیگه از بالا بودن فرکانسم

    یه همکار دارم که اونم داره مثل من رو خودش کار می کنه بهم گفت، شما فرمول موفقیت رو زود پیدا کردی و مثل اینکه هر چی رو برگزاری داخل این فرمول بهترین خروجی رو می گیری و رمز موفقیتت همون پیدا کردن زود این فرمول هست

    یه نشون ی دیگه

    هفته ی گذشته برای کاری قرار بود بریم شهرستان، چون من خیلی روی باورهام کار کرده ام و در مورد مشابه اون دارم نتیجه می گیرم، همسرم خودش بلیط‌ها رو کنسل کرد و البته اتفاقات جالب دیگه ای هم افتاد که همه به نفع ما بود.

    یه نشونه ی دیگه از فرکانس بالای من

    محل کارم وام قرض‌الحسنه 100میلیونی میده من و یکی دیگه از همکاری حوزه امون وام نگرفتیم بینمون قرعه‌کشی شد اسم ایشون درآمد و بعد همکار دیگه ام با تعجب گفت من فکر می کردم اسم شما دربیاد چون شما همیشه تو همه موارد خوش شانسی حالا تعجب می کنم چرا اسم شما در نیومده و گفتش من مطمئنم چون درخواستت نبوده اسمت در نیومده ولی اگه می خواستی حتما اسم تو در میومد.

    نشونه ی دیگه از بالا بودن فرکانسم

    من برای یادگیری موسیقی یه روش خاص پیدا کردم که به راحتی قطعه ها رو یاد می گیرم استادم هم فکر می کنه من خیلی تمرین می کنم در صورتیکه با این روش من کارم رو پیش می برم.

    الان که فکر می کنم نشونه ها زیادن به امید خدا دوباره میام و در موردشان می نویسم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1197 روز

      به نام خدای مهربانم خدایی که هر لحظه ما رو هدایت میکند

      سلام دوست عزیزم الان که این نوشته شما رو خوندم لذت بردم از این هممداری و همفرکانسی بین شما و همسرتان رو تحسینتون میکنم

      وقتی در مسیر درست باشیم و فقط روی قدرت او حساب کنیم و ایمان داشته باشیم ما قدم برمی‌داریم و او میچیند برامون

      من شبیه به کار شما چند ساله پیش برام اتفاق افتاد که یکی از اقوام رو بستری کرده بودند وقتی ما می‌خواستیم بریم ملاقات گفتن نیاین که اصلا اجازه نمیدن

      اما از اونجایی که ایمان به خداوند در درونم و قلبم زیاد بود از اول راه تا به مشهد گفتم میشه ما با هم میریم و راحت برمیگردیم چون با ایمان در ذهنم تصور کرده بودم بدون هیچ نگرانی و استرس کوچکی هیچی

      وقتی رفتیم من و همسرم و شوهر اون خانم پذیرش و نگهبانی هیج کسی نبود واقعا خداوند برای ما راه‌ها رو باز نگه داشته بود و همه تعجب کرده بودن اما من نه چون از ته قلبم به قدرتش سپرده بودم

      و همون شد و از اون روز به بعد چند ساله میگذره به خودم و ذهنم یاد آوری میکنم و ایمانم هم بالا و بالاتر رفته و قدرتش را میپرستم

      ممنونم از شما عاطفه عزیزم که باعث شد من دوباره اون روز خوب و ایمان قویم را مرور کنم

      بهترینها نصیبتون عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        عاطفه زارعی گفته:
        مدت عضویت: 1108 روز

        درود و سپاس خدمت دوست خوبم خانم مشتاقی عزیز

        کامنت هاتون رو پیگیر هستم و لذت می برم از اینکه در مسیر رشد قرار دارید ایمانتون قابل تحسین هست، خیلی آدمها هستند که نیاز دارند از شما الهام بگیرن، به هر حال من از کامنت هاتون استفاده می کنم و برام ارزشمندند خدا به شما توفیق روزافزون بده

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    سید مصطفی سیدی گفته:
    مدت عضویت: 2674 روز

    به نام خداوند زیبایی ها

    سلام درود خدمت شما استاد عزیزم،خانم شایسته عزیز و دوستان گرامی

    امیدوارم همیشه شاد خوشبخت باشین

    من امروز میخواستم در کامنت ها مشارکت کنم تا بتونم هم به خودم هم به دوستانی ک تازه وارد سایت شدن کمک کنم تا بتونیم بیشتر پیشرفت کنیم و از تجربیات هم استفاده کنیم به لطف خدا. بلاخره کنتر نمیندازه به بقیه هم پیشنهاد میکنم ک شرکت کنن.

    خب من متاسفانه یا خوشبختانه از سال 92 با استاد و سایت اشنا شدم. و تا امروز نتونستم نتیجه ی خاصی بگیرم. ینی کلا زندگی روبراهی هیچ وقت نداشتم یا با بی پولی و کمبود امکانات مواجه بودم یا مریضی و استرس و بیماری های اعصاب. و این روند اونقدر ادامه پیدا کرد ک به قیمت جونم داشت تموم میشد ینی 1 درصد مونده بود تا کلا همه چیز تموم بشه ک خداوند مانع شد واقعا و من برگشتم. به دوستان توصیه میکنم جلو اتفاقات بد و احساس بد رو قبل از این که کارد به استخوان برسه بگیرید وگرنه دنیا واقعا با پتک منتظر که بکوبه تو سر ادم، اینقدر اون حصار فشار زندگی تنگ تر میشه ک کامل له میکنه ادم رو.

    عاره دیگ خلاصه بعد از این اتفاقات ک حالا کلی بیچارگی کشیدم دیگ تو این چند سال عمرم دیگه کاملا واضح ک تو سن 31 سالگی ن رابطه داشتم نه سر سامونی نه ازدواج کردم نه وضعیت مالی درستی دارم کلا صفر بودم. و به نقطه پوچی و نا امیدی رسیدم. دیگ گفتم این اخر خط. دوستانی ک این مرحله تجربه کردن میدونن چقد فاجعه. اون موقه از اموزه های استاد استفاده نمیکردم.

    خلاصه دیدم فایده نداره و گفتم اقا من باید تغییر کنم. ینی تو گردابی بودم ک چیزی به ذهنم نمیرسید و گفتم اقا من هر طوری ک هست باید از این بیماری های روحی و روانی و جسمی خلاص بشم. و شرو کردم به یک سری تمرین ها مثل مدیتیشن و نماز خوندن و گوش دادن به قران و اهنگ های شاد و این چیزا ک اون موقه بهم الهام شد و من تونستم توی 5 ماه از شر استرس و ترس و بیماری های روانی خلاص بشم. ولی متعهد شدم که به این الهامات عمل کنم و خداشکر نتیجه گرفتم. و کل اون استرس ها و افکار از بین رفت و خلاصه این اتفاقات برای یک سال پیش بود. بعد از گذشت مدتی دیدم ک خب احساس سپاسگذاری و شوق و ذوق در وجود من تقریبا صفر و هیچ میلی به پیشرفت و کار مسائل عاطفی و مالی نداشتم. و واقعا داشتم اذیت میشدم دیدم خب من تونستم این سلامتی روحی بدست بیارم ولی خب تازه شده بودم یک ادم عادی دیگ ینی فرکانس من از منفی مثلا 40 اومده بود رو صفر ولی مثبت نشده بود. دیگ الان تقریبا نزدیک 1 ماه ک با اموزه های استاد شرو کردم با فایل های توحید عملی 1 تا 11 ک واقعا میگم خدایا چرا من قبلا این فایل ها درک نکرده بودم ک واقعا تحولی در من ایجاد کرد، و من قبلا با یک اکانت قدیمی تر ک متاسفانه اون اکانت بازیابی نشد

    دوره 12 قدم رو خریداری کرده بودم تا قدم 4.

    از یک ماه پیش با فایل های رایگان و دوره 12 قدم شرو کردم و تمرین ستاره قطبی انجام میدم. خب اوایل تمرین خیلی خشک و بی میل بودم ینی اصلا هیچ حسی نداشتم. ولی یک چیزی درون من میگفت که اگر میخوای به احساس خوب برسی باید ادامه بدی و راهی نیست.من با وجود این ک هیچ احساسی نداشتم ادامه دادم به سپاسگذاری و زیبایی هارو دیدن و خداشکر اون احساس شادی و شور شوق با گذشت تقریبا دو هفته به درون من بازگشته ک این خودش یک موفقیت محسوب میشه دیگ،من فکر میکردم ک موفقیت ها باید حتما مالی باشه ک من در کامنت ها بیام و مشارکت کنم.

    الان با کلی شوق و ذوق تمرین ها انجام میدم و این تصمیم رو هم گرفتم ک بتونم کسب و کار خودم رو راه اندازی کنم. یک سری ایده ها هم بهم الهام شده. خدارو واقعا سپاسگذارم. و به اون کسانی ک تازه وارد سایت شدن و این کامنت رو میخونن میخوام بگم ک در هر شرایطی میشود ک انسان یک تصمیم حتی کوچک بگیرد و عمل کند و کم کم از شرایط بظاهر سخت عبور کنه و به احساس خوب و سپاسکذاری برسه. دوستان ناامیدی واقعا صلاح شیاطین. سعی کنید از این احساس فاصله بگیرین. و حتما حتما تکامل طی کنین و از قدم های کوچک شروع کنید.

    و من واقعا از استاد عزیز و خانم شایسته عزیز ممنونم که این اگاهی ها و دوره ها در اختیار ما گذاشتن و خداوند سپاسگذارم بخاطر این همه زیبایی و نعمت ک در اختیار همه ما قرار داده.

    حتما سعی میکنم در کامنت های بعدی از پیشرفت ها و عملکردم براتون کامنت بذارم. یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  8. -
    مهدی کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 686 روز

    دوره روانشناسی ثروت 1 سلام خدمت استاد عباسمنش وخانواده بزرگ عباسمنش میخوام ازاتفاقاتی که برام افتاده براتون بگم که من اصلا پول خرید این دوره راحتی نداشتم ولی باتمرین ستاره قطبی براحتی تونستم بخرم من پس از استفاده ازاین دوره بدهکاری هامو دادم برای اولین بار توزندگیم تونستم عرض چند ماه بالا 100ملیون پول پس انداز کنم دیگه از کسی پول قرض نکردم دیگه لازم نیست که وسایلی روبفروشم تا پولش رو بزنم به زخم زندگیم منی که لنگ هزار تومان بودم الان باپول رفیقم همیشه 500تومن پول رو تو کیفم دارم که احتیاج نباشه خرجش کنم چون توکارتم هم پول دارم خیلی خدارو سپاسگزارم ازاین همه تغییرات تازه اول راهه استاد من حالاحالاها باشما کاردارم ازشما استادبی نظیر هم سپاسگزارم که هر چی داشتی واسه ما روکردی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  9. -
    نسیم دهقان گفته:
    مدت عضویت: 189 روز

    به نام الله .خدای یکتای مهربان

    من یه سوال داشتم .دوستان عزیزی که دوره ثروت 1 رو گزفتند وتمرینها رو انجام میدن

    استاد توی فایلها میگن الگو های مناسب پیدا کنیم برای باورهای متعددمون در مورد ثروت

    اما یکجا هم گفتن که هر الگویی که یه باورهای خوبی داره ویک باورهایی که شاید اصلا ما برامون خیلی جالب نباشه

    و من یک مسئله ای برام پیش اومده بود

    که از خدا هدایت میخواستم درمورد باور اصلیم در مورد اون موضوع

    جالب بود که من تا فایل 5 گوش داده بودم ونکته برداری هم کرده بودم اما سر قضیه الگو برداری من کسی رو مثل خود استاد دوست ندارم

    وواقعا ایشون رو الگوم قرار دادم چون زندگی نامشون مثل من هست

    تقریبا با همون خانواده و….

    میخواستم فایل 6 رو دانلود کنم

    نمیدونم چه اتفاقی افتاده بود وقتی دانلود شد دیدم فایل 26 هست اول نمیخواستم فایل رو گوش بدم ولی با خودم گفتم تو هدایت خواستی واین اتفاق افتاد پس فایل رو ببین

    ودقیقا دقیقا مثال زندگی من وباورهای من رو می گفتند ودقیقا همین مسئله کل زندگی من بوده ودائم تکرار میشه

    وبارها سعی کردم به صورت اگاهانه مراقب باشم وروی باورم کار کنم

    ولی باز این اتفاق یعنی یک پله بالا رفتن

    ویک پله پایین اومدن رو دارم

    سوالم این هست

    من چطور این مسئله رو حل کنم

    سعی می کنم توجه نکنم

    اما بهر جهت من باید این مسئله مالیم رو حلش کنم

    ممنون میشم اگر کسی مثل من بوده

    بهم کمک کنید

    وبگید چطور این مسئله رو حل کردید

    در پناه الله یکتا شاد وپیروز موفق وسلامت وثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    ارشیا گفته:
    مدت عضویت: 391 روز

    بنام خداوند وهاب و روزی دهنده.

    سلام به همه بچه های سایت و سلام پر مهر به استاد عزیزم و مریم خانم مهربان.

    استاد میخام از نتایجی که توی این چند وقت گرفتم براتون بگم

    من به همراه مادرم بعد از عید1404با پولی که از عیدی جمع کرده بودیم دوره عزت نفس رو باهم خریدیم( فایل روی این صفحه که من دارم نیست و روی موبایل مادرم هست)، و باهم روی خودمون کار کردیم. من قبل از خرید دوره از طریق مادرم که فایل های شمارو گوش میداد با شما آشنا شدم.

    ولی زیاد توجه ای نداشتم روی فایل ها.

    تا اینکه یک روز دوره عزت نفس رو خریدیم باهم.

    و شروع کردم به کار کردن و واقعیت با تمرکز متوسط روی خودم کار کردم ولی باز هم نتایج باور نکردنی توی زندگی ام رخ داد. الان هم خوشحال هستم که توی سن 15سالگی دارم فایل های استاد رو گوش میدم و وقت زیاد میزارم روی فایل ها چون میدونم تا چند سال آینده خیلی پیشرفت میکنم مخصوصا توی فوتبال.

    انقدر که نتیجه گرفتم نمیدونم از کجا شروع کنم.

    اولین اتفاق باور نکردنی که افتاد بابام بعد این همه سال که مسافر کشی میکرد و نمیرفت سرکار اصلی خودش برگشت به کار اصلی خودش یعنی نقاشی ساختمان شاید باورتون نشه ولی تا الان که دارم مینویسم کار پشت سرهم داره گیرش میاد و واقعا از لحاظ مالی پیشرفت کرده ایم و زندگی مون خیلی خیلی بهتر شده. چند سال بود که مشکل آب داشتیم و اصلا توی خونه ما آب نبود برای ظرف شستن. ولی پمپ آب خدا برامون جور کرد و خریدیم که خیلی خوشحال هستم. استاد من 15سالم هست و به لطف خدا درسم همیشه عالی بوده و هست ولی به یک مشکل خیلی بزرگ خورده بودم. مشکل این بود که هیچ ایده ای برای انتخاب رشته تحصیلی نداشتم.

    از خدا هدایت خاستم تا به بهترین رشته تحصیلی هدایت بشم واقعا خودم رو رها کردم، چند روز مونده بود تا انتخاب رشته.

    شب به خدا گفتم خدایا به بهترین رشته منو هدایت کن

    باورم نمیشه صبح بیدار شدم و فقط توی سرم این بود که برو رشته ریاضی، گفتم خدایا من درسته نمره درس هام بالا هست ولی توی ریاضی مشکل دارم. فقط خدا میگفت برو ریاضی.

    تا اینکه رفتم کارنامه پایه نهم رو گرفتم دیدم معدلم19.57شده ولی نمره ریاضی ام 15.5 رفتم برگه هدایت تحصیلی ام رو گرفتم، دیدم داخل اولویت بندی نود درصد رشته هارو گزینه ب اوردم(یعنی جزء دانش آموزانی که توی مدرسه اگر جا بود راه میدن) با اینکه درس های که لازم بود برای اون رشته ها رو بالای19گرفتم. ولی رشته ریاضی با این نمره کم الف اورده بودم یعنی جزءدانش آموزان برتر.

    باورم نمیشد. رفتم مدرسه ثبت نام کنم مدیر گفت نمره هات عالی هست و انگار هیچ توجه ای به نمره ریاضی من نکرد ولی دوستم با نمره بالاتر از من مدیر مدرسه برای قبولی اش شرط هایی گذاشته بود که از ترس رشته اش رو ریاضی نزد.

    بعد ها فهمیدم همکلاسی هایم با نمره 16و17رشته ریاضی رو نیاوردن و دوباره امتحان داده بودن. خیلی خوشحال بودم و هر لحظه خدا رو شکر میکردم و بدون ترس رفتم رشته ریاضی

    الان که یک ماه از مدارس میگذره تمام درس ها برام راحت هست.

    استاد، تابستون بود که هی به خودم میگفتم باید مدرسه برم چند وقت دیگه. کلاس زبان هم که دارم میرم نکنه وقت کم بیارم نتونم برم فوتبال و به فوتبالم لطمه بزنه منی که این همه سال دارم میرم کلاس فوتبال. هی فکر میکردم وقت کم میارم، نمیتونم، نمیشه. یاد حرف استاد افتادم که میگفت همه چیز رو بسپار به خداوند.مامانم هم بهم همینو میگف یاد حرف های استاد بیفت همه چیز رو بسپار به خدا.

    من در برابر خدا تسلیم شدم و همه چیو گفتم خودت درست کن خدا جونم. الان دارم میبینم به همه کلاس هام دارم میرسم و کلی وقت اضافه دارم که این وقت اضافه رو چند وقت پیش به خودم تعهد دادم فقط به فایل های استاد گوش بدم تا میتونم در وقت هایی که دارم. استاد این بخشی از نتایج من هست.

    من خیلی خجالتی بودم و واقعیت همین الان هم هستم ولی خیلی بهتر شدم. دیگه آروم حرف نمیزنم. با بقیه ارتباط میگیرم. و دارم همینطور بهتر و بهتر میشم. قبل تهیه دوره چون بابام سرکار نمیرفت همیشه منو میبرد کلاس فوتبال ولی بعد اینکه دوره رو خریدیم دیگه بابام رفت سرکار مجبور شدم خودم با اتوبوس برم خیلی ترس داشتم ولی انقدر خودم تنهایی رفتم تمرین الان جاهای مختلف از شهر و خارج شهرمون با اتوبوس میرم و هیچ ترسی الان ندارم و همجا با اتوبوس بلد هستم برم. یکی از ترس هایی بود داشتم و تونستم این ترسمو نابود کنم

    من یک پولی داشتم نمیدونستم چیکارش کنم تا اینکه خدا بهم گفت طلا بخر ولی من به عقب مینداختم تا امروز تصمیم گرفتم بخرم که رفتم سکه خریدم. ولی خدا گفت همشو نده طلا یه مقداریشو نگهدار بعدا باهاش فایل بگیر که به هدایت خدا گوش دادم و مقداری از پول رو نگه داشتم. استاد این پول هایی بود که خودم جمع کردم و خداوند بهش برکت داد تا چند وقت دیگه فایل جدید بخرم.

    برای شروع مدارس من کیف مناسبی نداشتم. به خدا گفتم من یک کیف بزرگ و عالی با قیمت کم میخام، خدا هدایتم کرد رفتم کیف بزرگتر با جنس عالی نصف قیمت خریدم. استاد چند روز پیش دیگه کفشم نابود شده بود گفتم خدا جونم یه کفش برام برسون، چند روز بعدش رفتیم با خانواده ام توی طبیعت روز عالی داشتیم و راه برگشتن دیدم بابام برد منو توی یک فروشگاه گفت برو کفش انتخاب کن رفتم کفش خریدم و به جز اون یک کفش فوتبالی هم گرفتم با اینکه از قبل داشتم. استاد این دوره های شما رو که بخریم و روی خودمون کار کنیم زندگی مون توی همه ابعاد بهتر میشه. دیروز هم کارهای زبانم رو انجام دادم تا یکی از مدارک زبان انگلیسی ام بیاد و خیلی خوشحالم.

    از خدا هزاران هزاران مرتبه شاکرم و از شما استاد عزیزم سپاس گزارم بابت همه آگاهی هایی که با ما به اشتراک میزارید. خداحافظ همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای:
    • -
      سجاد گفته:
      مدت عضویت: 1768 روز

      درود و سلام ویژه خدمت جوان دوست داشتنی خانواده خودم ارشیاجان لایق و درجه یک

      امیدوارم حالت ععاالللییی باشه بهت تبریک میگم پسر جان

      بخاطر وجود ذهن باز مادرت که باعث این موضوع شد

      بخاطر اینکه تو سن15 سالگی شروع کردی

      و از همه مهمتر بهت تبریک میگم که تونسی تو این مدت 200و خورده ای روز نتایج خوبی بگیری

      چچققدددررر ساده نویسیت به دلم نشست چقدر دوست دارم حضوری برام بگی و لذت ببرم از گفتنت

      کلی تحسینت کردم که پیگیر اموزش شدی،دیدی،نتیجه گرفتی و تتاازززههه اومدی برامنه سجاد29ساله و خواهر برادرات نوشتی که بخونیم و لذت ببریم

      ازت یاد گرفتم

      اول همه کارها را بسپارم به خدا حتی خریدن کفش

      بعدش ایمان و عمل(یاد حرف استاد افتادم ایمان بدون عمل حرف مفت است)تو با انتخاب رشته ات و…این ایمان را نشون دادی ددممتتت گگررممم

      داشتم فراموش میکردم چقدر یاداوری قشنگی بود همونطور که استاد گفته بود(با باورسازی و ارتقا خودومون میتونیم رو بقیه تاثیر بذاریم)تو پیگیر پیشرفت خودت شدی و باعث شدی اوضاع مالی پدرت بهتر بشه

      میبوسمت از دور و برات بهترین های دنیا و اخرت را میخوام دمت گرم که برامون مینویسی از پیشرفت هات

      سالم وشاد و موفق باشی در کنار خانواده ات

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      فریبا گفته:
      مدت عضویت: 1902 روز

      سلام دوست عزیز ارشیا جان

      من از خوندن کامنتت چقدر لذت بردم وچقدر تحسینت می کنم تواین سن تو این سایت بی نظیر هستی ورو خودت کار می کنی تو این سن شنیدن و بکار بردن این آگاهی ها نعمت خیلی بزرگی هست برات آرزوی موفقیت های بیشتر و بهترین ها را دارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      مژگان گفته:
      مدت عضویت: 466 روز

      سلام به ارشیای عزیز وباهوش.

      چقدر لذت بردم از خوندن کامنتت گل پسر وچقدررر تحسنت کردم.

      بهت تبریک میگم که از این سن پایین شروع به کارکردن روی ذهنت و شخصیتت کردی ،یقینا آینده ی روشنی خواهی داشت و البته که به همه خواسته هات خواهی رسید اگر با همین پشتکار وایمانی که الان داری روی خودت کار میکنی.

      ضمناً احسنت که با مادر عزیزت همراه شدی و وارد این مسیر وسایت الهی شدی.

      برات از خدای متعال همواره موفقیت،هدایت و شادی رو خواستارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: