نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -خدیجه اعتمادی

    بازگشت به سلامت کامل و جوانی دوباره با یک‌ونیم سال زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی

    استاد عزیزم، می‌خواهم از نتایج باور نکردنی بنویسم که از زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی گرفتم؛ نتایجی که همین الان که می‌نویسم، لبخند شما را از دیدن آن‌ها در ذهنم تصور می‌کنم.

    من دقیقاً یک‌ونیم سال پیش زندگی به شیوه‌ی این دوره را شروع کردم. اول از همه، بگذارید نتایج آزمایش‌های قبل از شروع دوره را با نتایج آزمایش‌های بعد از یک‌ونیم سال زندگی به این شیوه مقایسه کنم؛ چون این مقایسه خودش یک معجزه‌ است.

    آزمایش قبل از شروع دوره (۱۹ / ۱۲ / ۱۴۰۲):
    قند ناشتا ۹۵ — چربی خون ۴۸۵ — ویتامین D بیست‌وپنج — HOMA-IR در محدوده‌ی پیش‌دیابت — FOB مثبت — تیروئید کم‌کار — و چندین شاخص نگران‌کننده دیگر.

    شرایط ظاهری و جسمی هم مناسب نبود:
    وزن ۶۲ کیلو، دور کمر ۹۴، دور شکم ۹۵، دردهای معده‌ی شدید، سردردهای ضربه‌ای پشت سر، تهوع، سرگیجه، پرخاشگری، تنگی نفس، میخچه و درد پا، عفونت‌های مداوم زنانه، غده‌ی چرکی زیر بغل، تیرگی و لک‌های پوستی، ریزش مو، ناخن‌های ضعیف، پف چشم‌ها، سنگینی دست‌وپا، پریودهای نامنظم، کم‌کاری تیروئید، و لیستی از ۲۲ مشکل جسمی که از شدت آن‌ها سال‌ها درگیر بودم.

    اما آزمایش بعد از یک‌ونیم سال زندگی به شیوه‌ی دوره (۳۰ / ۶ / ۱۴۰۴) یک تحول کامل بود:
    قند ناشتا ۷۸ — چربی خون ۱۲۸ — ویتامین D پنجاه‌وشش — TSH کاملاً نرمال — تمام موارد نگران‌کننده برطرف شده.

    شرایط ظاهری هم کاملاً تغییر کرده:
    دور کمر از ۹۴ به ۷۵ رسیده؛ دور شکم از ۹۵ به ۸۲؛ و شانه‌ها متناسب‌تر و عضلانی‌تر شده.

    اما مهم‌تر از عددها، حالی است که دارم. استاد، با زندگی به شیوه‌ی این دوره، من واقعاً شبیه یک دختر هجده‌ساله شده‌ام؛ سبک، سالم، آرام و پرانرژی.

    یکی از پررنگ‌ترین مشکلاتم قبل از شروع دوره، کمبود تمرکز و فراموشی بود؛ اما این موضوع به‌طور باور نکردنی برطرف شده. همزمان با شروع این شیوه، کلاس زبان ثبت‌نام کردم و الان یک‌ونیم سال است در کنار کار و بچه‌داری، زبان می‌خوانم و نه‌تنها تمرکزم عالی شده بلکه حافظه‌ام هم بسیار قوی شده.

    خوابم سبک و باکیفیت شده؛ صبح‌ها بدون زنگ و بدون کسلی، خودم بیدار می‌شوم.
    ظاهرم آن‌قدر متناسب و زیبا شده که همه از من تعریف می‌کنند، اما تحول درونی را فقط خودم می‌دانم که چقدر عمیق بوده.

    دیگر هیچ اثری از دانه‌های چرکی زیر بغل یا کف پا نیست.
    هیچ درد معده‌ای ندارم.
    تیرگی و داغی کف پا کاملاً ناپدید شده.
    پریودها کاملاً منظم شده.
    کم‌کاری تیروئید به‌طور کامل برطرف شده.
    چهره‌ام شفاف شده و لک‌ها از بین رفته.
    ریزش مو ندارم و ناخن‌هایم محکم و سالم شده‌اند.
    بدنم جوان، سبک، شاداب و پرانرژی است.

    یادم هست وقتی آزمایش اولیه را به دکتر نشان دادم، گفت: «به هیچ عنوان نمی‌توانی بدون قرص و دارو این وضعیت چربی خون را درست کنی.»
    به اصرار همسرم سه تا از قرص‌ها را خوردم، اما چند روز بعد از شروع زندگی به شیوه‌ی دوره، حس کردم نیازی ندارم. قرص‌ها را گذاشتم بالای یخچال، که ببینمشان اما نخورمشان. یک سال تمام همان‌طور ماند… و بعد هم آن‌ها را دور انداختم.

    در این مدت حتی یک سرماخوردگی ساده هم نداشتم.
    اثر این تغییرات فقط روی خودم نبود؛ همسرم که همیشه با دوره‌ها مخالف بود، وقتی نتایجم را دید، خودش تصمیم گرفت به شیوه‌ی دوره زندگی کند و الان یک سال است با من همراه شده.

    وقتی بعد از یک‌ونیم سال دوباره آزمایش دادم و هر دو آزمایش قبل و بعد از دوره را به دکتر نشان دادم، مات و مبهوت مانده بود و فقط یک جمله می‌گفت:
    «چطور ممکنه…؟»

    استاد عزیزم، من عاشقتم و تا آخر عمرم سپاسگزار زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی هستم. این دوره نه‌تنها جسم من، بلکه ذهن و روح من را دوباره ساخت.

  • -حمید خالقی

    نتایج شگفت‌انگیز من از زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی در کمتر از سه ماه

    می‌خواستم از نتایجی بنویسم که تا امروز از زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی گرفتم. هنوز سه ماه هم نشده که طبق این دوره زندگی می‌کنم، اما نتایجم آن‌قدر زیاد و عمیق بوده که خودم هم باورم نمی‌شود.

    قبل از شروع این سبک زندگی، بعد از خوردن ناهار به شدت خوابم می‌گرفت، اما الان این مشکل کاملاً از بین رفته. همیشه بعد از خواب ظهر بدنی سنگین و دردناک داشتم، طوری که همسرم باید من را ماساژ می‌داد تا بتوانم از جایم بلند شوم، اما این مسئله هم کاملاً رفع شده. حس خواب‌آلودگی دائمی داشتم و در طول شبانه‌روز مدام خمیازه می‌کشیدم، اما الان کاملاً برطرف شده و بدنم سرحال‌تر از همیشه است.

    تمرکز بسیار پایینی داشتم و بیشتر از نیم ساعت نمی‌توانستم مطالعه کنم، اما الان راحت دو ساعت بدون حواس‌پرتی مطالعه می‌کنم. همیشه آب‌ریزش بینی و علائم شبیه سرماخوردگی داشتم، خصوصاً در زمستان، اما الان حتی در اوج سرمای زنجان هم کاملاً سالمم. قبلاً خیلی سرمایی بودم، اما الان در برابر سرمای شدید هیچ مشکلی ندارم و این واقعاً برایم شگفت‌انگیز است.

    چربی‌های دور شکمم کاملاً از بین رفته و وزنم از ۷۸ کیلو به حدود ۶۷–۶۸ کیلو رسیده. قبل از دوره، یک ساعت پیاده‌روی سر کار باعث پا درد می‌شد، اما الان تا پایان تایم کاری و حتی تا زمانی که به خانه می‌رسم هیچ مشکلی ندارم.

    از نظر اعصاب هم تغییرات زیادی داشتم. خیلی زود عصبی می‌شدم و مدام با همسرم بحثم می‌شد، اما الان ۹۸٪ بهتر شدم و آرامش بیشتری دارم. تنبلی و عقب‌انداختن کارهایم هم تا حد زیادی برطرف شده و می‌توانم بگویم ۵۰ تا ۶۰ درصد پیشرفت کرده‌ام.

    قبلاً خیلی زیاد می‌خوابیدم، اما الان خوابم کمتر شده و کیفیتش بسیار بالاتر رفته و بعد از بیداری اصلاً حس خواب‌آلودگی ندارم. اعتمادبه‌نفسم تقریباً ۵۰ درصد بیشتر شده. پوست سرم قبلاً خیلی چرب بود و اذیتم می‌کرد، اما الان کاملاً نرمال شده. کم‌حوصله بودم اما حالا روحیه‌ام خیلی بهتر شده است.

    مشکل تکرر ادرار داشتم و وقتی بیرون می‌رفتیم، در یک ساعت چندین بار مجبور بودم دستشویی بروم. هضم صبحانه هم برایم سخت بود و دائماً مشکل گوارشی داشتم. اما حالا با حذف صبحانه و رعایت اصول دوره، تمام این مسائل کاملاً برطرف شده.

    قبلاً نهایتاً ۸ ساعت می‌توانستم کار کنم، آن هم با زور. اما الان راحت ۱۶ ساعت کار می‌کنم و اگر همسرم ناراحت نشود، حتی ۲۴ ساعت هم توان و انرژی کار کردن دارم؛ چیزی که قبلاً حتی تصورش را هم نمی‌کردم.

    و اما یکی از بهترین نتایجی که گرفتم این است که قبل از زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی، دچار کمر درد، درد کشاله ران و سوزش کف پا بودم. اما در کمتر از سه ماه، همه‌ی این مشکلات به شکل کامل و عجیب از بین رفت.

    استاد عزیز، بابت دوره قانون سلامتی بی‌نهایت سپاسگزارم. این دوره زندگی من را از نظر جسمی، روحی و انرژی کاملاً متحول کرده است.

  • -نیلوفر قاسمی

    کاهش ۳۰ کیلو در ۳ ماه، بازیابی سلامتی کامل، بازگشت اعتمادبه‌نفس و تولد دوباره با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    استاد عزیزم، تا امروز زندگی من با آموزه‌های دوره کشف قوانین زندگی و دوره عزت نفس تغییرات زیادی کرده بود؛ اما بزرگ‌ترین تشکر من از شما برای تولید دوره قانون سلامتی است. سه ماه است که به شیوه این دوره زندگی می‌کنم و این دوره، تمام ابعاد زندگی مرا دگرگون کرده است.

    من با وزن ۱۲۱ کیلو، قد ۱۷۴ سانتی‌متر و وضعیت جسمانی بسیار نامناسب وارد دوره شدم. در این مدت ۳۰ کیلو وزن کم کردم؛ آن هم نه با سختی، بلکه با راحتی‌ای شبیه رویا. اکنون نزدیک ۹۴ کیلو هستم.

    قبل از اجرای این سبک زندگی، صورتم چنان چاق شده بود که خودم را نمی‌شناختم. پشت پلکم افتاده بود، صورتم پر از جوش شده بود و موهای زائد زیادی روی صورتم رشد می‌کرد. درست قبل از ورود به دوره، حس می‌کردم بدنم زیر این وزن بالا در حال له شدن است. کسی نمی‌فهمد ۲۵ سالگی، ۵۰ کیلو اضافه وزن داشتن یعنی چه!

    برای من فقط مسئله زیبایی نبود. چون دنسر هستم، این افزایش وزن باعث شده بود دیگر نتوانم تمرین کنم و مفاصل‌م داشت از بین می‌رفت. حتی یک الهام قوی گرفتم که اگر با این وضعیت تمرین کنی، باید برای همیشه با رقص خداحافظی کنی. و من از تمرین دست کشیدم؛ اما این موضوع اعتمادبه‌نفسم را نابود کرده بود.

    اما از زمانی که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم، اتفاقی افتاد که واقعاً زندگی‌ام را نجات داد.

    من به راحتیِ راه رفتن در یک جاده جنگلی، وزن کم کردم و هر روز به هدفم نزدیک‌تر شدم.

    امروز:

    ستون فقراتم صاف شده و قدم بلندتر شده.
    صورتم جوان‌تر و زیباتر شده.
    افتادگی پشت پلکم از بین رفته، پوستم روشن و شاداب شده.
    انرژی‌ای در وجودم آزاد شده که عزت نفسم را از ریشه ترمیم کرده است.
    با اینکه هنوز ۲۰ کیلو دیگر باید کم کنم، احساس سبکی عجیبی دارم.
    دوباره رقص را شروع کرده‌ام و قدرت جسمانی‌ام قابل مقایسه با قبل نیست.
    بدنم ورزشکاری شده و عضلاتم در حال شکل‌گیری و زیباتر شدن هستند.

    من از کودکی ورزشکار بودم. ۱۸ سالگی ۹۴ کیلو بودم و همه می‌گفتند خوش‌هیکل هستم. اما حالا که دوباره به همان وزن رسیده‌ام، هیکلم چندین برابر متناسب‌تر و ورزشی‌تر از آن دوران است. این نتیجه سه ماه زندگی به شیوه دوره است.

    اما مهم‌ترین نتایج من نه ظاهری، بلکه نتایج عمیق سلامتی بوده:

    بدن‌دردهای همیشگی‌ام از بین رفته.
    پا‌درد و کمر‌درد شدید کاملاً کم شده.
    شب‌ها خواب باکیفیت دارم.
    انرژی‌ام چند برابر شده.
    گشنگی‌های عصبی، ضعف‌ها و بی‌حالی‌ها تقریباً محو شده.
    گردن‌درد و دردهای مفصلی مدام دارد کمتر می‌شود.
    اگر ساعت‌ها پیاده‌روی کنم، بدنم حتی یک «آخ» هم نمی‌گوید.

    چند روز پیش فقط ۴ ساعت خوابیده بودم، ۵ ساعت پیاده‌روی کردم، در روزهای اول عادت ماهانه هم بودم، اما با یک قهوه، پر از انرژی بودم و اصلاً احساس خستگی نداشتم.

    انرژی‌ای که قبلاً صرف خواب، غذا، ظرف‌شستن، و خوردن‌های بی‌وقفه می‌شد، حالا صرف اهداف زندگی‌ام می‌شود.

    زندگی به شیوه این دوره واقعاً راحت‌تر از چیزی است که تصور می‌کردم. من نتیجه گرفته‌ام که:

    اگر انسان یک قدم برای سلامتی‌اش بردارد، خداوند صد قدم به سمت او برمی‌دارد.

    امروز هر روز بابت سلامتی و سبک زندگی‌ام هزار بار شکر می‌کنم.
    پیاده‌روی‌هایم معجزه‌اند؛ اگر بخواهم فقط درباره معجزات پیاده‌روی‌ها بنویسم، باید یک کتاب بنویسم.

    زندگی به شیوه این دوره به من فهماند که دوره قانون سلامتی، قانون تمام خواسته‌هاست. چون وقتی جسم، سبک و پرانرژی باشد، ذهن و قلب هم باز می‌شوند و قانون دریافت خواسته‌ها راحت‌تر عمل می‌کند.

    حس می‌کنم مسیر رسیدن به خواسته‌هایم دقیقاً از همین‌جا شروع شده:
    از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی.

    این دوره ایمان و اعتمادی را در وجود من زنده کرده که وصف‌نشدنی است. وقتی من توانستم در ۳ ماه ۳۰ کیلو وزن کم کنم منی که سال‌ها برای کم کردن فقط ۱۰ کیلو عذاب می‌کشیدم حالا با تمام وجود باور دارم هیچ هدفی در جهان نیست که نتوانم به آن برسم.

    خدایا شکرت که مرا هدایت کردی به این شیوه زیبا.

  • -حمید و سمانه

    بهبود کامل کبد، تناسب اندام، انرژی فراوان و جوانی دوباره با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی

    من و همسرم از ابتدای تولید دوره قانون سلامتی این دوره را خریدیم و حالا سه سال است که دقیقاً به شیوه این دوره زندگی می‌کنیم.

    قبل از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، وضعیت سلامت من اصلاً خوب نبود. شکمم بعد از سه زایمان بسیار بزرگ شده بود. فشار خون پایین داشتم و مدام مجبور بودم نمک بخورم. همیشه خواب‌آلود، بی‌حال و تنبل بودم تا جایی که توان انجام بسیاری از کارها را نداشتم. تاندون پایم مرتب دچار پارگی می‌شد. پوستم زرد و بی‌جان شده بود. زیر چشم‌هایم گود شده بود. آزمایش‌هایم همیشه کم‌خونی را نشان می‌داد. قندم به مرز خطر رسیده بود و با خوردن هر شیرینی دچار حال بد می‌شدم؛ چیزی که بعداً فهمیدم نوسان انسولین بوده است.

    رژیم‌های مختلف را امتحان کردم. سال‌ها تحت درمان طب سنتی بودم و انواع ویتامین‌ها را مصرف می‌کردم. اما یا هیچ بهبودی نبود یا کاملاً موقتی بود و بدنم دوباره به همان حالت بد برمی‌گشت. واقعیت این است که هیچ‌کدام از آن رژیم‌ها قابل ادامه دادن نبودند؛ یا بسیار سخت بودند یا به‌شدت ضعیفم می‌کردند و به بدنم آسیب می‌زدند.

    اما وضعیت سلامتی همسرم از من هم جدی‌تر بود. او کبد چرب گرید ۳ داشت، فیبروز کبدی که ۹۰٪ کبد را درگیر کرده بود، غلظت خون بالا، فشار خون بالا و پر شدن کیسه صفرا؛ تا حدی که پزشک پیشنهاد داده بود صفرا باید جراحی و برداشته شود. شکم بزرگ داشت و عضلاتش تحلیل می‌رفت و ذهنش کاملاً آشفته بود.

    البته او قبل از ورود به سبک زندگی دوره قانون سلامتی، روی آموزش‌های دیگر استاد عباس‌منش کار کرده بود و همان آگاهی‌ها باعث شده بود آرامش، ایمان و نتایج خوبی بگیرد. همین نتایج اولیه باعث شد با ایمان کامل دوره قانون سلامتی را بخریم.

    اما امروز… بعد از سه سال زندگی دقیق طبق این دوره، نتیجه چیزی فراتر از یک معجزه است.

    من و همسرم هر دو بدن‌هایی کاملاً سالم، قوی و جوان داریم.

    دیگر نه من افت فشار دارم، نه او فشار خون بالا.
    نه من کم‌خونی دارم، نه او غلظت خون.
    کبد همسرم کاملاً سالم شده و حالا هیچ چربی در کبدش دیده نمی‌شود.
    از همه مهم‌تر، فیبروز کبد او ۱۰۰٪ درمان شده.
    پزشکش با تعجب پرسیده بود:
    «داری چیکار می‌کنی که تونستی فیبروز کبد رو درمان کنی؟!»

    مشکل کیسه صفرا و تمام دردهای قبلی‌اش از بین رفته‌اند. عضلاتش هر روز قوی‌تر و خوش‌فرم‌تر می‌شود.

    من هم دیگر هیچ‌وقت نوسان انسولین را تجربه نمی‌کنم. پوستم شفاف شده، موهایم سالم و زیبا شده، کم‌خونی‌ام کاملاً از بین رفته در حالی که سال‌ها پزشکان می‌گفتند چون تالاسمی مینور دارم، این کم‌خونی طبیعی است و درمان ندارد! عضلاتم بسیار قوی و درعین‌حال زیبا و خوش‌فرم شده‌اند.

    هر دو نفرمان به‌شدت پرانرژی شده‌ایم. انگار روزها برایمان بلندتر و پربرکت‌تر شده‌اند. همه کارهایمان با آرامش و نظم انجام می‌شود.

    در این سه سال تمام مشکلات سلامتی ما کاملاً حل شده‌اند. تازه حالا می‌فهمیم بسیاری از حالت‌هایی که فکر می‌کردیم «طبیعی» هستند، درواقع بیماری‌اند. و اینکه پیری با افزایش سن طبیعی نیست. چون ما امروز نه‌تنها پیر نشدیم، بلکه هر روز جوان‌تر شده‌ایم چه از نظر ظاهری و چه از نظر عملکرد اندام‌های داخلی.

    البته این تجربه در یک ماه و دو ماه به دست نمی‌آید. بدن باید زمان بگیرد، پاک‌سازی کند و طبق قانون تکامل رشد کند. ما سال‌ها دوره را ادامه دادیم؛ بارها جلسات را تکرار کردیم، تمرین‌ها را دقیق اجرا کردیم از جلسات پیاده‌روی تا عضله‌سازی، تا رژیم لیک‌گات و… . اوایل هم ما مثل خیلی‌ها به‌شدت لاغر شدیم، اما به حرف دیگران توجه نکردیم. ادامه دادیم و بدن خودش وزن را تنظیم کرد.

    اگر آن موقع‌ها به حرف اطرافیان که می‌گفتند صورتت زیادی لاغر شده گوش می‌دادیم، اگر به حرف پزشکانی که این شیوه را رد می‌کردند اهمیت می‌دادیم، اگر مسیر را رها می‌کردیم…
    امروز نه این سلامتی را داشتیم، نه این زیبایی را و نه این جوانی را.

    می‌خواهم بگویم:
    اگر زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را دقیقاً طبق آنچه استاد می‌گویند ادامه بدهید، در نهایت به زیباترین نتایج ممکن می‌رسید.
    درست است که از همان ابتدا نتایج می‌آید، اما نتایج واقعی و عمیق تازه از سال سوم به بعد ظاهر می‌شوند.

    استاد عزیز عباس‌منش، از صمیم قلب سپاسگزارم که این دورهٔ معجزه‌ساز را تولید کردید.

  • -فاطمه دبیری

    تحول چشمگیر در سلامتی، انرژی و زیبایی با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی

    الان هشت ماه است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی می‌کنم و واقعاً نتایج فوق‌العاده‌ای گرفته‌ام؛ نه‌فقط در سلامتی، بلکه در تمام جنبه‌های زندگیم. هر روز بیشتر می‌فهمم که سیستم جهان و بدن چقدر دقیق و منظم کار می‌کنند. خدایا شکرت برای این نظم بی‌نقص.

    بخشی از نتایجم از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی:

    قبل از این دوره، روی دست‌هایم پر از لکه‌های قهوه‌ای بود که می‌گفتند ارثی است و هیچ‌وقت از بین نمی‌رود؛ اما الان این لک‌ها تقریباً محو شده‌اند.

    انرژی‌ام فوق‌العاده شده. فقط پنج ساعت در شب می‌خوابم اما بدون ساعت از خواب بیدار می‌شوم و با اینکه روزم پر از فعالیت است—کار مغازه، کارهای شخصی، کار کردن روی دوره‌ها، کلاس زبان، ورزش و عضله‌سازی—نه‌تنها کم نمی‌آورم، بلکه با لذت روز را می‌گذرانم و شب با آرامش می‌خوابم.

    قبل از ورود به دوره قانون سلامتی مشکل کیست تخمدان داشتم که باعث رویش موهای زائد زیر چانه می‌شد و خیلی اذیتم می‌کرد؛ اما الان فقط چند تار ریز باقی مانده. زانودرد و کمردردی که سال‌ها داشتم کاملاً برطرف شده. پریودهای نامنظم، دل‌درد، پا‌درد و بی‌حالی‌ها هم به‌طور چشمگیری بهتر شده‌اند.

    قبلاً برای پوست صورت و دست‌هایم از تهران کرم‌های گران می‌گرفتم اما اثرشان موقتی بود. حالا پوست صورتم و دست‌هایم کاملاً طبیعی، نرم و شفاف شده‌اند و هیچ کرمی استفاده نمی‌کنم.

    وزنم از ۶۷ کیلو به ۵۰ کیلو رسید و بعد از دو ماه عضله‌سازی، بدنم کم‌کم فرم گرفت. امروز ۵۶ کیلو هستم و اندامم فوق‌العاده زیباتر شده؛ عضله‌های بدنم کاملاً مشخص هستند.

    پف پشت چشمم کاملاً از بین رفته، چشم‌هایم بازتر شده‌اند و چربی سفید کوچکی که داخل چشمم بود تقریباً ناپدید شده. قبلاً اگر دیر می‌خوابیدم چشم‌هایم می‌سوخت و قرمز می‌شد، اما حالا حتی با خواب کم هم کاملاً راحت هستم.

    هر ساعتی بخوابم، صبح ساعت شش با انرژی بالا بیدار می‌شوم و می‌روم سر کار.

    کف پاهایم همیشه خشک و ترک‌خورده بود اما الان کاملاً برطرف شده.

    قبل از این دوره سردردهای شدیدی داشتم که امانم را می‌برید، اما زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی این مشکل را به‌طور کامل حل کرد. الان می‌دانم ریشه‌اش مشکل گوارشم بود.

    دندان‌هایم قبلاً به سردی و گرمی حساس بود اما حالا اصلاً اذیت نمی‌شوم. گوش‌درد و التهاب لوزه‌ها که همیشه همراه من بود، کاملاً برطرف شده. شوره سر و چربی موهایم کاملاً تنظیم شده. خطوط ریز و چروک صورتم محو شده‌اند.

    قبل از این شیوه زندگی، زبانم همیشه یک لایه سفید داشت و می‌گفتند مشکل گوارشی دارم، اما الان می‌دانم که همه این‌ها از مصرف نشاسته بوده و با این سبک زندگی کاملاً برطرف شده.

    دیگر نیاز نیست مدام مسواک بزنم. بوی عرقم کاملاً از بین رفته؛ قبلاً مدام درگیر خرید عطر و اسپری و مام بودم. بدنم نرم و تمیز است. بوی بد دهان صبحگاهی که همیشه اذیتم می‌کرد، کاملاً ناپدید شده.

    حافظه‌ام خیلی قوی‌تر شده. در کلاس زبان بهتر یاد می‌گیرم و وقتی فایل‌های دوره‌ها را گوش می‌کنم، خیلی بهتر متوجه می‌شوم.

    کار کردن روی دوره‌های دیگر هم برایم لذت‌بخش‌تر شده. قبلاً خیلی زود عصبی می‌شدم اما الان چقدر آرام‌تر شده‌ام.

    و این‌ها تنها بخشی از نتایجی است که خدا را صد هزار بار شکر، با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی به دست آورده‌ام.

  • -رستا

    درمان مشکلات مزمن، جوان‌سازی پوست، تناسب‌اندام پایدار و سلامتی کامل با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی

    از خرداد ۱۴۰۱ که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را با وزن ۶۰ کیلو شروع کردم، تا پایان همان سال به وزن ثابت ۴۵ کیلو رسیدم. اما مهم‌تر از کاهش وزن، دو مشکل اساسی در سلامتی‌ام داشتم که با این روش کاملاً برطرف شدند.

    قبل از ورود به دوره قانون سلامتی، پریودهای من به‌شدت دردناک، طولانی و غیرقابل‌تحمل شده بود. سردردهای شدید و مداومی داشتم که برخلاف گذشته، دو یا حتی سه بار در ماه تکرار می‌شد و هر بار چند روز مرا از کار می‌انداخت. اما بعد از شروع زندگی به شیوه قانون سلامتی و پایبندی جدی به آن، تمام سردردها از بین رفت. وقتی اولین پریودم را بعد از شروع دوره تجربه کردم، از شدت تعجب شوکه شده بودم؛ یک پریود کاملاً طبیعی، بدون درد، بدون کلافگی، بدون تنش عصبی و بدون هیچ نشانه‌ای از به‌هم‌ریختگی هورمونی.

    یکی از اهداف بزرگم داشتن شکم کاملاً تخت بود؛ آرزویی که سال‌ها داشتم. اما در کم‌تر از دو تا سه ماه از شروع این شیوه، شکم من کاملاً تخت شد و فرم بدنم به‌طرز محسوسی تغییر کرد.

    سال‌ها یک غده‌ی چربی دردناک زیر بغلم داشتم که بعد از تزریق واکسن کزاز در پانزده‌سالگی ایجاد شده بود. حتی با جراحی هم برطرف نشده بود و همیشه اذیتم می‌کرد. اما بعد از شروع این روش، متوجه شدم روزبه‌روز کوچک‌تر می‌شود و در نهایت بعد از دو سه ماه، کاملاً ناپدید شد.

    خشکی شدید پوست بدن و صورتم که سال‌ها آزارم می‌داد، کاملاً درمان شد. تا قبل از این، مجبور بودم هر روز از کرم آبرسان، لوسیون و وازلین استفاده کنم. اما الان پوست بدنم بدون هیچ محصول اضافی، کاملاً لطیف و مرطوب است.

    یکی دیگر از نتایج فوق‌العاده این بود که جوش‌های زیاد روی باسنم خیلی سریع از بین رفت.

    نتیجه جالب‌تر این بود که عرق بدنم دیگر هیچ بوی بدی نمی‌دهد؛ حتی در گرم‌ترین روزهای تابستان. هرچقدر هم عرق می‌کردم، لباس‌هایم کوچک‌ترین بویی نمی‌گرفتند.

    خط اخم عمیقی که سال‌ها روی پیشانی‌ام بود، کاملاً محو شد. جالب اینکه خودم متوجه نشده بودم؛ دوستم که او هم در همین مسیر بود، به من گفت و وقتی در آینه نگاه کردم دیدم کاملاً درست می‌گوید پوستم کشیده‌تر و شفاف‌تر شده بود.

    خیلی‌ها بهم گفتند چقدر جوان‌تر شده‌ام. چهره‌ام از قبل هم جوان بود، اما این تغییرات باعث شده بود صورتم چندین سال جوان‌تر دیده شود.

    قبل از زندگی به شیوه قانون سلامتی، حساسیت فصلی شدیدی داشتم؛ به بادام، گرده گل، گردوغبار و حتی هوای اول صبح. هر روز صبح باید ۳۰ تا ۴۰ بار عطسه می‌کردم. اما بعد از تغییر شیوه‌ی زندگی، همه این حساسیت‌ها کاملاً درمان شد.

    موهای سفیدم به‌طرز محسوسی کم شد یا شاید تغییر رنگ داد، اما هرچه بود به‌وضوح کمتر شده بود. این تغییر در همسرم هم کاملاً مشخص شد؛ خیلی‌ها به او می‌گفتند انگار ۱۰ تا ۱۵ سال جوان‌تر شده. کشیدگی پوست، رنگ پوست و حتی چربی پوست و موی سرش کاملاً تنظیم شد.

    بزرگ‌ترین تغییر برای همسرم، درمان قطعی سوختگی و عرق‌سوزی کشاله ران بود. سال‌ها هر بهار و تابستان از این مشکل رنج می‌برد و هیچ درمانی مؤثر نبود. اما الان دو سال و نیم است که با زندگی به شیوه قانون سلامتی، کاملاً از این مشکل رها شده.

    با این حجم از نتایج، واقعاً ارزشش را دارد که به زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی ۱۰۰٪ وفادار باقی بمانم. من هر روز این نتایج را مرور می‌کنم تا فراموش نکنم که این تغییرات چقدر ارزشمند هستند و چقدر ادامه دادن این مسیر می‌ارزد.

  • -وهاب زارعی

    کاهش ۲۲ کیلو وزن و بهبود ۸۰ درصدی بیماری ام‌اس با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    تقریباً ۸ ماه از روزی که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم می‌گذرد. تصمیم گرفتم در هر جلسه از دوره، بخشی از تجربه‌ها و نتایجم را بنویسم؛ هم برای اینکه دینم را به استاد عباس‌منش ادا کنم و هم اینکه نتیجه‌های من، برای دوستان هم‌فرکانسی انگیزه‌ای باشد تا باور کنند که سلامتی دوباره کاملاً ممکن است حتی اگر پزشکان بگویند فلان بیماری درمان‌ناپذیر است. دوست دارم با اشتراک نتایجم، این باور قدرتمندکننده را گسترش دهم که: همه ما باید سلامت باشیم، این نعمت حق همه است؛ فقط باید در مدارش قرار بگیری.

    قبل از شروع دوره قانون سلامتی، طبق نتایج آزمایش‌ها و ام‌آر‌آی، درگیر بیماری مولتیپل اسکلروز (ام‌اس) بودم و حملات و نشانه‌هایش را تجربه می‌کردم. اما همان زمان که بیماری برایم مشخص شد، این دوره را خریدم و زندگی به شیوه قانون سلامتی را آغاز کردم.

    طی این ۸ ماه، نتایج بزرگی گرفتم که دو مورد از مهم‌ترین آن‌ها را می‌نویسم:

    نزدیک ۲۲ کیلو وزن کم کردم؛
    و بیماری ام‌اس حدود ۸۰ درصد بهبود یافته و روند درمانم کاملاً رو به جلو است—تا حدی که نشانه‌های بیماری بسیار کم شده و امروز به‌راحتی زندگی می‌کنم.

    خدایا شکرت برای هدایت من به سمت دوره قانون سلامتی و آگاهی‌های شفابخش و نجات‌بخش این دوره.

  • -امین زندی
    درمان بیماری ام اس

    سلامتی کامل، رهایی از ام‌اِس، تناسب اندام پایدار و عزت‌نفس بالا با زندگی به شیوهٔ دوره قانون سلامتی

    من حدود دو سال است که به شیوهٔ دوره قانون سلامتی زندگی می‌کنم و می‌خواهم همه‌چیز را از ابتدا توضیح دهم.

    اوایل تیرماه ۱۴۰۱ این دوره را خریدم و با قدرت و تعهد فراوان شروع کردم. طبق دستور استاد عباس‌منش در جلسه اول، آزمایش‌های اولیه را انجام دادم و شرایط من در شروع دوره این‌گونه بود:
    وزن ۱۰۳ کیلوگرم؛ سلامتی: داغون؛ رابطه زناشویی: داغون؛ وابستگی شدید به خانواده و مادرم…
    حالا که این حرف‌ها را می‌نویسم و شرایط آن زمان را به یاد می‌آورم، بی‌نهایت شکرگزار خداوند می‌شوم. واقعاً باورم نمی‌شود از کجا به کجا رسیدم.

    قبل از دوره قانون سلامتی مبتلا به بیماری ام‌اِس (MS) بودم. مدارک و MRI و داروهای فراوان داشتم. اما همیشه در وجودم یک حس محکم بود؛ انگار می‌دانستم خداوند دوباره سلامتی را به من می‌دهد. بارها تجسم می‌کردم که سلامت شده‌ام و از شدت حس آن لحظه‌ها اشک شوق می‌ریختم؛ و الان می‌فهمم که همان ایمان قلبی چقدر زیبا مرا هدایت کرد.

    قبل از دوره مدام رژیم بودم و همسرم دائماً باید برایم غذاهای خاص درست می‌کرد. انگیزه‌ای برای زندگی نداشتم. اما وقتی وارد دوره قانون سلامتی شدم، انگار یک نیروی تازه به زندگی‌ام دمیده شد.

    در سه ماه اول وزنم از ۱۰۳ به ۹۲ کیلو رسید و حتی تا ۸۷ کیلو کاهش یافت. بعد از مدتی اجرای دوره، داروهای ام‌اِسم را کنار گذاشتم و فقط به آموزه‌های قانون سلامتی عمل کردم. خیلی‌ها می‌گفتند باید با پزشک مشورت کنم، اما صدای خداوند بلندتر بود که می‌گفت: «به تعهدت عمل کن.» از همان روز اول، حرف‌های استاد برایم وحی منزل بود، و همین تعهد، باعث شد همه‌چیز به بهترین شکل پیش برود. حتی با وجود کاهش وزن زیاد، پوستم اصلاً شل نشد.

    امروز، بعد از دو سال زندگی به شیوهٔ این دوره، نتایج من این‌هاست:

    وزنم کاملاً نرمال و ثابت شده؛
    هر روز باشگاه می‌روم و بدنسازی می‌کنم؛
    پوستم شفاف، نرم و درخشان شده؛
    اندامی بسیار خوش‌فرم دارم و صورتم استخوانی و زیبا شده؛
    عزت‌نفسم به‌طرز چشمگیری بالا رفته؛
    سایز لباس‌هایم کاملاً تغییر کرده؛
    خانواده‌ام ژنتیک را مقصر چاقی می‌دانستند، اما من فهمیدم بدن طبق قانون عمل می‌کند نه ژنتیک؛
    و مهم‌تر از همه… بیماری ام‌اِس در بدنم درمان شده است.

    دیگر هیچ‌کدام از علائم ام‌اِس را ندارم:
    نه ریزش مو؛
    نه خلط پشت گلو؛
    نه ضعف بینایی؛
    نه لکنت زبان؛
    نه بی‌حسی عصبی؛
    نه لرزش دست‌وپا؛

    همه‌چیز صددرصد درمان شده. شکرت خدا.

    الان دقیقاً یک سال است که هیچ علامتی از ام‌اِس در من وجود ندارد و دو سال است که کاملاً به سبک دوره زندگی می‌کنم. با این سبک زندگی، بعد از ده سال از شر رژیم‌های سخت، وسواس غذایی و محدودیت‌ها خلاص شدم و نه‌تنها لاغر شدم، بلکه سلامتی کامل را به دست آوردم.

    در مورد تغذیه هم کاملاً متعهدانه طبق دوره پیش می‌روم، مخصوصاً توضیحات مربوط به رژیم لیکی‌گات که از جلسه ۱۰ به بعد دوره آمده است. اثر آن روی بدنم فوق‌العاده بوده.

    استاد عزیز عباس‌منش، از صمیم قلب سپاسگزارم؛
    سلامتی، زیبایی، آرامش، عزت‌نفس و آزادی از بیماری همه و همه به‌برکت این دوره و عمل کردن به آن وارد زندگی من شد.

  • -وهاب زارعی

    درمان دیابت، کاهش وزن و جوان‌سازی کامل سبک زندگی با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    من شهناز هستم، مادر وهاب زارعی. در کامنت‌های قبلی‌ام نوشته بودم که با چه وضعیت سلامتی نامناسبی وارد دوره قانون سلامتی شدم. امروز دقیقاً شش ماه است که به شیوه این دوره زندگی می‌کنم. در سن ۶۰ سالگی تصمیم گرفتم سبک زندگی‌ام را تغییر بدهم و به زندگی به شیوه این دوره روی بیاورم.

    وزن من از ۹۰ کیلوگرم به ۷۳ کیلوگرم رسیده است.
    در این مدت، دیابت نوع ۲ من درمان شده و چربی خون بالا به سطح نرمال برگشته است.

    روزی که وارد دوره قانون سلامتی شدم، برای کنترل قند خون، چربی خون، تیروئید و کلیه سنگ‌ساز، داروهای زیادی مصرف می‌کردم؛ اما امروز، بعد از شش ماه زندگی به این شیوه، هیچ دارویی مصرف نمی‌کنم.

    زمانی ورود به دوره، به خاطر مشکلات سیاتیک و… بیش از هزار قدم در روز نمی‌توانستم راه بروم؛ اما الان، بعد از شش ماه، در کمترین حالت، حداقل ۷۰۰۰ قدم راه می‌روم. علاوه بر آن، پیاده به کلاس یوگا می‌روم، در کلاس یوگا روزی حداقل ۵۰۰ کالری می‌سوزانم و اکثر شب‌ها تا زمان خواب، عدد حدود ۱۰۰۰ کالری روی ساعتم ثبت می‌شود.

    تمام کارهای منزل را خودم انجام می‌دهم و در آستانه ۶۰ سالگی، از لایف‌استایل سالم و سرشار از انرژی‌ام واقعاً راضی هستم. البته هنوز اضافه‌وزن دارم، اما از عملکردم در این شش ماه بسیار راضی‌ام و مطمئنم خیلی زود به وزن و سلامتی ایده‌آلم می‌رسم.

    خدا را شکر، زانو دردم بسیار بهتر شده و منتظرم در شش ماه دوم با خبرهای بهتر و بزرگ‌تری درباره سلامتی‌ام بازگردم.

    این نتایج را نوشتم برای دوستانی که می‌گویند «سنم گذشته، نمی‌توانم سبک زندگی‌ام را عوض کنم»؛
    تا بگویم: اگر من در آستانه ۶۰ سالگی توانستم، شما هم قطعاً می‌توانید.

  • -علی زمانی

    رفع مشکلات جسمانی، تناسب اندام و جهش در کسب‌وکار با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی و دوره روانشناسی ثروت ۳

    من دوره قانون سلامتی را خریدم و با تعهد کامل، زندگی به شیوه این دوره را آغاز کردم. نتیجه عمل به آموزش‌های این دوره، برای من مجموعه‌ای از بهبودهای جسمی، انرژی بیشتر و اعتمادبه‌نفس بالاتر بود.

    قبل از شروع زندگی به شیوه این دوره، صبح‌ها دچار قرمزی و آبریزش چشم می‌شدم، اما این مشکل به طور کامل حل شد. همچنین چربی و گرگرفتگی پا که مدتی آزارم می‌داد، با عمل به آموزه‌های همین دوره برطرف شد. مهم‌تر از همه، اگر قبل از ساعت ۱۰ صبح صبحانه نمی‌خوردم، دچار سردردهای شدید و پایدار تا آخر شب می‌شدم، اما امروز این مشکل نیز کاملاً از بین رفته است.

    وزنم از ۹۵ کیلو به ۸۰ کیلو رسیده؛ بوی عرق بدنم از بین رفته؛ سرحال‌تر، شاداب‌تر و پرانرژی‌تر شده‌ام. این سطح از سلامتی، نشاط و تناسب اندام، اعتمادبه‌نفس من را چند برابر کرده است. واقعاً فکر نمی‌کردم روزی بتوانم وزنم را کم کنم، اما عمل به این دوره، من را به اندام و سلامتی دلخواهم رساند.

    بعد از این نتایج بزرگ، وارد دوره روانشناسی ثروت ۳ شدم. با عمل به آگاهی‌های این دوره، تحول بزرگی در کسب‌وکارم ایجاد شد؛ از یک خرده‌فروش ساده، به یک تولیدکننده تبدیل شدم. این جهشی است که حتی تصورش را هم نمی‌کردم.

    من قبل از رسیدن به تمام این نتایج، به حرف‌های استاد عباس‌منش ایمان آوردم و عمل کردم. امروز با تمام وجود می‌گویم آموزش‌های ایشان مثل چراغی در تاریکی مسیر مرا روشن کردند.

1 2 3 8

The last comment needs to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    امیررضا اخرتی گفته:
    مدت عضویت: 521 روز

    به نام خداوند بخشنده نعمت های فراوان به من و هرکس که اورا باور کن

    سپاسگزارم از استاد عباسمنش عزیز بابت انتشار عمومی نتایج دوستان از محصولات پر برکت سایت

    من می‌خوام دوره روانشناسی ثروت 1 رو تهیه کنم و هنوز کمی مقدار پول نیاز هست تا خرید رو کامل کنم

    و تا به الان تمام این 28 لیست رو که مربوط به نتایج محصولات هست و دوره روانشناسی ثروت 1 که دوستان نتیجه گرفتن خوندم

    تا باورم نسبت به کارایی دوره و اینکه این دوره می‌تونه بهم جواب خوب بده درصورتی که من حسابی دوره رو بخورم و تمرین پشت تمرین انجام بدم

    و هرآنچه بازم نتیجه باشه دارم میخونم و حتی از فضای مجازی با کسانی آشنا میشم که دوره رو تهیه کردن و به آزادی مالی رسیدن

    و الان تقریبا به این باور رسیدم که دوره می‌تونه بهم جواب بده

    خداروشکر که خداوند منو به سمت استاد عباسمنش و همچنین دوره روانشناسی ثروت 1 هدایت کرد

    از دوستان عزیز که دوره روانشناسی ثروت 1 رو تهیه کردن و نتیجه گرفتن ممنون میشم با من به اشتراک بزارن تا باورم قوی تر و فولادی تر بشه

    سپاسگزارم از شما منتظر کامنت هاتون هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    زینب گفته:
    مدت عضویت: 1706 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    سلام

    این قسمت که نتایج دوستان رو گذاشتید خیلی بخش خوبیه و من تازه دیدمش.خوندن نتایج دوستان دیگه به آدم انگیزه میده که بیشتر روی خودش کار کنه و به ذهنش ثابت کنه که این مسیر برای خواسته های بزرگتر هم جواب میده و نباید ناامید شد.

    تو این مدت 4 ساله که عضو سایت هستم خیلی تغییرات مثبتی داشتم اما ذهن کمالگرام هیچ وقت اجازه ثبت کردنشون رو بهم نداده.به هر موفقیتی رسیدم گفته نه بذار به اون بالاتره برسی بعد بنویس،در صورتی که همون موفقیت به ظاهر کوچک برای ذهنم یه روز آرزو بوده…

    الان تو مرحله ای گیر کردم که ذهنم میگه تو هیچ پیشرفت و کار خاصی نکردی و داره چوب میذاره لای چرخ مسیرم پس تصمیم گرفتم حالا که اینجارو پیدا کردم،از خودم ردپا بذارم:)

    اگه بخوام از قبل شروع مسیر درباره خودم بگم،باید بگم که شرایطم خیلی داغون بود.از همه لحاظ.یه آدم افسرده بی هدف بی انرژی که تنها آرزوش مرگش بود.خیلی روزهای سیاهی بود و خیلی دوست ندارم برگردم عقب ولی از لحاظ عاطفی عزت نفس مالی سلامتی و همه چی زیر صفر بودم و انقدر جهان بهم فشار آورده بود که باید راه درست رو پیدا می‌کردم.رسیده بودم بجایی که دیگه نه خدارو و نه قرآن رو باور نداشتم و میگفتم همش چرته.واقعا نمیدونم اگه خدا هدایتم نمیکرد الان کجا بودم…

    داستان آشنایی من با شما خیلی جالبه و البته یکم طولانی.قبلا تعریف کرده بودم که من از طریق یکی از شاگردهای شما که دوره قانون آفرینش رو تدریس میکرد باهاتون آشنا شدم و خلاصه از خوندن کتاب های مختلف و نشستن پای صحبت های اینو اون رسیدم به سایت.من توی یه خانواده سوپر مذهبی بزرگ شدم و اولش خیلی خیلی ذهنم مقاومت داشت.هرچی میگفتید من باور مخالفش توی ذهنم نقش بسته بود.انگار که میخواستم یه دیوار از جنس سیمان و بتن و آهن و فولاد رو بشکنم…اما حرف هاتون مثل آب روی آتش برای دل سوخته ام بود.اولش فقط برای اینکه حالم خوب بشه فایل هارو گوش میدادم اما کم کم شروع کردم به تغییرات کوچک توی زندگیم.از عادت های خیلی کوچک شروع کردم به تغییر کردن تا اینکه توی قدم اول گفتید نباید بیکار باشید و همیشه باید ورودی داشته باشید.اونجا این حرفتون توی گوشم زنگ خورد که باید از یکجایی کار رو شروع کنم.قبل از اون تاحالا جایی کار نکرده بودم و خیلی سختم بود برم سرکار ولی باهر سختی و ترسی که بود انجامش دادم.جایی که شروع کردم به کار کردن رو بااستفاده از قانون خلقش کرده بود.95 درصد چیزی بود که خودم خواسته بودم.وقتی اونجا کار کردم خیلی از ترس هام ریخت و فهمیدم ترس ها چقدر پوچن و اعتماد به نفسم رفت بالا و خیلی چیزا یاد گرفتم و ایمانم به قانون بیشتر شده بود تا اینکه انگار ازش پر شده بودم و چیزی برای یادگیری برام نداشت و اومدم بیرون.بعد گفتم خدایا حالا چیکار کنم که یه‌روز نشستم با خدا خلوت کردم و گفت برو دنبال علاقه ات و شروع کن به یادگیری.خلاصه با هر معجزه ای که بود من وسایل کارم رو خریدم و شروع کردم به دوره گذروندن منی که هیچ وقت احساس لیاقت اینو نداشتم که بخوام پول بدم و مهارتی رو یاد بگیرم حالا در مسیر علاقم بالای 10،15 تا دوره آموزشی تهیه کردم و هرروز در مسیر بهبود مهارت ها و توانایی هام دارم قدم برمیدارم.

    الان از مسیر علاقم پول کمی می‌سازم و هنوز اونقدر که می‌رفتم جایی کار میکردم پول درنمیارم ولی میتونم بگم لذتی که خرج کردن پولی که با عشق کار کردم براش بیشتر از قبله برام و این یعنی خوشبختی.

    از نتایج دیگه ام بخوام بگم انجام چندین و چند بار آگهی بازرگانی،تنهایی رستوران و کافه رفتن و تهران رو گشتن منی که تنهایی تا سرکوچه میترسیدم برم،منی که وقتی تازه وارد سایت شده بودم و قیمت محصولات شوکه ام کرده بود که یعنی میشه روزی منم یکی از این محصولات رو بخرم یعنی حتی آرزوم بود فقط یکی از دوره هاتون رو بخرم الان نصف دوره هارو دارم،بهبود وضعیت سلامتیم.4 ساله که دکتر نرفتم و اگه مریض شدم با دمنوش های گیاهی حالم رو خوب کردم و یه مسئله سلامتیم که براش همیشه قرص میخوردم دیگه قرص هارو گذاشتم کنار و با قدرت ذهنم بهبودش دادم.نمیتونم بگم به طور کامل درمان شده اما هیچ وقت فکر نمیکردم بتونم قرص نخورم براش…4 ساله هیچ قرص شیمیایی وارد بدن من نشده به لطف الله، منی که از 4 فصل سال 5 فصلش رو مریض بودم و همیشه یه پام پیش دکتر و قرص و دوا بود.از تپش قلب شدید و معده درد و کلیه درد و سردرد ها و دل درد های دائمی الان رسیدم به یه بدن سالم و قوی که داره خودشو بهبود میده حتی خوراک من هم تغییر کرده و دارم نزدیکش میکنم به قانون سلامتی:)

    خیلی انگیزه و امیدم بیشتر شده و از یه آدم بی هدف و بی انگیزه و افسرده رسیدم به جایی که دفتر برنامه ریزی دارم و برای هفته ها و ماه ها و سال های پیش روم پلن میریزم تا در جهتشون حرکت کنم.

    از لحاظ روابط عاطفی خیلی بیشتر با آدما در صلح قرار گرفتم و حرف و احساسم رو بروز میدم و ابراز علاقه و میکنم و ویژگی های مثبت آدم هارو بهشون میگم و تحسینشون میکنم.

    یکم توی شنیدن و گوش دادن به هدایت هنوز مقاومت و ترس دارم ولی بهتر شده از قبل و روی این قسمت باید بیشتر کار کنم و احساس میکنم خیلی بهم کمک میکنه و سرعت رسیدن به خواسته هام رو افزایش میده.

    در مورد ضعف‌های شخصیتیم قبلا خیلی دنبال تایید دیگران بودم و نظر بقیه خیلی برام مهم بود.الان پوششی که خودم دوست دارم رو دارم و جالبه بعد من اعضای دیگه خانواده که اولش با پوشش من مقاومت داشتن شکل من لباس پوشیدن.آرایش رو حذف کردم از زندگیم و با خودم میگم این خود واقعی منه،اگه کسی خوشش نمیاد به سلامت.جا باز میشه برای آدم بهتر.بعد دوره احساس لیاقت میتونم بگم عشق به خودم از 1 رسیده به 100.عاشق خودم شدم و شده ساعت ها توی آینه به خودم نگاه میکنم و قربون صدقه خودم میرم.خودم رو یه دختر زیبا و جذاب میبینم.با خودم مهربون تر شدم.از تنهاییم لذت میبرم و میرقصم.رابطم با خدا خیلی خوب شده و احساس میکنم خدا عاشق منه و خیلی دوسم داره.شبا قبل خواب آینده ام رو بارها و بارها تجسم میکنم و بافکرش به خواب میرم.دوره احساس لیاقت واقعا منو کوبوند و از نو ساخت.بعد دوره این جسارت رو پیدا کردم که علاقم رو دنبال کنم…خیلی دوره خوبیه نمیدونم تاحالا چندبار جلساتش رو گوش دادم و دوباره رفتم از اول و هربار احساس میکنم مدارم رو میبره بالاتر

    از هر دوره ای که تهیه کردم میتونم یه کتاب چاپ کنم.یعنی به اندازه دوره هاتون من دفتر دارم ازشون و واو به حرف هاتون رو نوشتم.اونم نه یه دفتر 50 برگ.دفتر های بزرگ 200 برگ به بالا.مخصوصا دوره 12 قدم که فکر 300 برگ نوشتم ازش.بنازم این دستان پرتوان رو.خخخخ

    خیلی سپاسگزار تر شدم و نعمت های زندگیم رو بیشتر و بیشتر میبینم.تاحالا بالای ده،بیست تا دفتر شکرگزاری عوض کردم و هر نکته مثبتی که در طول روز برام اتفاق میفتاده رو با ذوق میام توی دفترم ثبتش میکنم.منی که یه روز همه شرایط زندگیم مثل خار بود توی چشمم و ناسپاس و ناامید بودم.الان هم نمیگم دیگه خیلی شاکرم هنوز بعضی وقتا نجواها زیاد میشن اگه کنترلشون نکنم ولی از قبل بهتر شدم.

    در واقع نمیشه صفر و یکی نگاه کرد به تغییرات.همه جنبه ها بهبود داشتم اما توی بعضی ها کمتر توی بعضی ها بیشتر اما هیچ وقت به 100 نمیرسه آدم…

    قبلا همش پای فیلم و سریال و اینستاگرام بودم الان همه‌شون حذف شدن و فقط فیلم های گلچین شده رو برای تفریح میبینم.قبلا از صحبت کردن با مرد ها یا پسرهای جوان خیلی خجالت میکشیدم الان خیلی بهتر شدم.قبلا خیلی از درخواست کردن میترسیدم و خجالت میکشیدم الان هروقت نیاز به کمک داشته باشم هنوز با کمی مقاومت اما درخواستم رو میگم.قبلا تنهایی اصلا نمیتونستم چیزی برای خودم بخرم و همیشه یکی باید کنارم می‌بود تا نظر میداد و اصلا قدرت تصمیم گیری و انتخاب نداشتم الان اکثر مواقع تنهایی خرید هامو انجام میدم.برای کوچک ترین تصمیماتم باید با بقیه مشورت می‌کردم الان اکثر کارهام رو تنهایی انجام میدم.قبلا خیلی آدم های چیپ تو زندگیم زیاد بودن الان کمتر شدن و به همون نسبت عشق و احترام بیشتری از افراد حتی غریبه ها دریافت میکنم.قبلا خیلی کمالگرا بودم وهیچ کاری رو شروع نمیکردم الان در مسیر علاقم بااینکه هنوز دانشم کمه اما شروع کردم به پولسازی و تولید محتوا.خیلی خرید های زیادی داشتم و ورودی های مالیم فقط صرف رشد و یادگیری و بهبود شده.قبلا اصلا جرعت اظهار نظر و تو جمع حرف زدن رو نداشتم الان خیلی محکم و بلند حرفم رو میزنم و کاری به تایید شدن یا نشدن توسط دیگران ندارم.هرجا وارد میشم بلند سلام میکنم و سعی میکنم محکم و صاف راه برم(از تمرینات دوره عزت نفس)قبلا اصلا نمیدونستم اعتماد به نفس و عزت نفس چی چی هست و زیر هزار بود نمره ام اما الان از 100 به خودم 70 میدم.وووو کلیییی نتایج ریز و درشت دیگه که اگه بخوام دونه دونه بنویسم تا صبح باید ادامه بدم و همه اینها نتیجه کار کردن روی خودم و رشد شخصیتم و دوره ها بوده.هیچ کدوم شانسی و اتفاقی نبوده و نیست و حالا با این فکت های واقعی و منطقی ذهنم رو آماده میکنم برای برداشتن قدم های بزرگتر در مسیر رشدم و واقعا خدارو صد هزار مرتبه شکر میکنم که منو با این مسیر و شما استاد الهی آشنا کرد.میدونید من یه آدمیم که اگه بخوام یچیزی رو یاد بگیرم اون آدمه باید خیلی بارش باشه تا من به حرف هاش گوش بدم.خدا دقیق می‌دونست منو باید با کی مچ کنه.شما اولین استاد موفقیت من هستید.من این حرف هارو جاهای دیگه از زبون آدم های دیگه هم شنیدم اما صحبت های شما از یک ایمان و یقین خالص میاد.

    واقعا ازتون سپاسگزارم که اومدید تو زندگی من استاد عزیزم.امیدوارم به زودی توی آمریکا از نزدیک شما و خانم شایسته نازنین رو ببینم و درآغوش بگیرمتون و از نتایج خفن ترم براتون به صورت حضوری بگم.مرسی که انقدر خوبید و انقدر سایت پویا و با عشقی دارید.در تمام زمینه ها یک الگویید برام.

    هربار باید بیام این متن رو بخونم تا بدونم از کجا شروع کردم و انگیزه و ایمانم قوی تر بشه:)

    قلب و عشق فراوان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    زهرا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 287 روز

    سلام به همه دوستان من تازه به جمع شما اضافه شدم ودربخش نظرات دوره قانون سلامتی نتایج دانشجوها را میخواندم وخیلی برام خوشحال کننده بود ، نتایج از قانون سلامتی. راجب برطرف شدن بوی بد دهان ایا کسی هست که با استفاده از دوره قانون سلامتی درمان شده باشه ؟

    من از بچگی تا الان این مشگل رادارم وهرکاری بگید کردم اما درمان نشده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مینو گفته:
      مدت عضویت: 1791 روز

      سلام دوست عزیز

      امیدوارم سلامت و پر روزی باشید

      برای رفع بوی بد دهان استاد در دوره ی قانون سلامتی گفتن که کلم( هر کلمی ) رو با روغن زیتون و نمک آغشته کنید و میل کنید من در طول مدت استفاده از قانون سلامتی

      و ماه رمضان این سالاد رو استفاده کردم و واقعا بوی بد دهانم برطرف شد

      موفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        زهرا اکبری گفته:
        مدت عضویت: 287 روز

        ممنون عزیزم که راهنمائی کردید.یسوال

        درمورد قانون سلامتی که وزن کم میشه.من 66 کیلو هستم میخام این دوره زا شرکت کنم اما نمیدونم وزن کم کردنش چطوریه .میترسم وزنم زیاد کم بشه وبرسه به مثلا 45کیلو

        اخه نتایج رو میخوندم دیدم که یهو درعرض مدت کم مثل دوسه ماه حدود دوازده کیلو وزن کم کردند خب اگر ادامه بدند یعنی بیشتر کم میکنند واین روند تاکحا ادامه داره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    حاتم خُرم گفته:
    مدت عضویت: 929 روز

    بنام خدای رزاق ووهاب وبخشنده و‌مهربون

    سلام به همه ی خانپاده صمیمی من در این سایت من امروز اومدم که از نتایج فوقالعاده ام از قانون سلامتی بگم

    دوستان من واقعیتش یکی دو‌ماه اول توی درو دیوار بودم وهمش چیت دی داشتم‌ولی به لطف خدا و لژف دپره هم جهت با جریان خداپند و‌با گوشش دادن جلسه اول ودوم یهو‌نمیدونم چطوری مومنتوم‌مثبت اینکه چیت دی نکنم و متعهد باشم شروع شد و‌شکل گرفت و‌از یک گلوله برفی کوچیک به یک گلوله برفی بزگ تبدیل شده و خیلی قویی کومنتوم گرفتخ خداروشکر من سلامت موهامو کاملا به دست اوردم ینی پر پشت تر شدن وموهای تازه ای هم دراوردم و‌خیلی مشکی شدن هم ریش هام هم موهام

    وزن من در اول دوره 87کیلو‌بود و‌بعد از دو سه ماه شد 54کیلو و الان به لطف خداوند 65کیلو‌عضله هستمو وقتی جلوی ایینه نگاه میکنم‌به استایلم عشق میکنم براش خدارو صد هزار مرتبه شکر

    من ادمی بودم که هر وقت کیخپابیدم تب دهنم راه میرفت و این قطع شده خداروشکر

    من شبا خروپف میکردم و‌الان کاملا قطع شده

    من بیشتر اوقات کمر درد داشتک و‌الان حس میکنم اصلا این موضوع ونداشتم

    خیلی کم انرژی بودم والان انرژیمروز به روز بیشتر میشه

    الا من در روز بغیر از تحرک‌هام مثل اب خوردن یکساعت ونیمو پیاده رویی میکنم

    ازبس پیاده رویی میکنم شهرم تکراری شده برام و فقط ب این دلیل خونه میرم وواقعا خستگی ناپذیرشدم

    من ارایشگرم و هر مشتری و حدل 40دقیق کوتاه میکنم بار ها و بار ها شده 11نفرو‌نان استاپ کوتاه کردم

    تمایلم به زندگی خیلی بیشتر شده

    روحیم درکم از قوانین قدرت بادگبربم قدرت کلامم اعتکاد به نفسک به شدت بالا رفته

    استایلم رویایی شده

    پوستم خیلی تمیزو‌روشن شده

    چربی صورتم کاملا از بین رفته چربی سرمم همینطور که‌اگر یک هفته حموم نرم بازم‌تمیزه

    خبلی راحتر تر شدم‌توی غذا درست کردن

    غذام بیشتر اوقات گوشت وتخم مرغ وپنیروسرشیره که خوذم مبگیرم

    خیلی خوشتیپپ تر شدم

    خیلی راحت تر میخپابم و‌بیدار میشم

    قدرت فیزیکی بدنم به شدت بالا رفته

    زورم بیشتر شده خیلی

    چربی کبدم ب کل پاک شده

    پک کامل شکمم درومده بیرون

    عضلات پشت عالی دراوردم با کمترین ورزش

    هزینه هامبه شدت کاهش پیدا کردن

    قدرت بیناییم عالی شده

    قبلا از یکی از سوراخ های بینیم نفس میکشیدم الان بیشتر اوقات جفتشون فعالن

    مزه هام بلمد تر شدن

    ریشام پر پشت تر شدن

    قوز کمرم که سر موتور داشتم از بین رفته حس میکنم قدمم بلنذ تر شده

    رشد موهای زاعد بدنم‌کم شده

    بوی عرقم از بین رفته فقط‌ وقتی زیاد پروتیین میخورم ی بوی پروتین طوری میده

    صورتمم زیبا و زاویه دار شده

    بیشترنشونه هایی ک فکر میکردم‌نشونشش رفتن تو‌نگو‌واکنش بدن ب انسولین بودن

    دندون درد هام بطور کامل از بین رفتن

    حتی کی باز دندون هام به عصب کشی نیاز داشت الان نداره وبدون عصب کشی دارم باهاش غذا میخورم

    بوی مدفوع ندارم

    بوب دهان ندارم

    ینی از بین رفتن

    دندون هام سفید تر شدن

    کبفبت زندکیم بالا رفته تحساس ارزشمندی بیشتری میکنم چون برای بدنم ترزش قاعلم

    دستم زخم شد همه گفتن باید سچور بشه (بخیه)ولی انجام ندادم بعد از دو‌روز‌جوش خورد

    مدتهاست سالمم و‌یک قرص نمیخوری بغیر از ویتامین ها

    سردرد هام از بین رفتن

    تبع بدنم‌به شدت گرم شده دیر تر سردم مبشه

    بازم میام از نتایجم مینویسم عاشقتونم .از استاد نازنینم سپاس گذارم و‌همچنین مریم خانم عزیزم ب امید دیدار عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    زهرا نبیشی گفته:
    مدت عضویت: 1104 روز

    سلام من زهرا نبیشی هستم و خیلی وقته با استاد آشنا شدم بخوام از اولش شروع کنم خب من همیشه اینجوری بودم خیلی خیلی رویا بافه خوبی بودم و هستم و همیشه چیزهایی که میخواستم رو قبل خواب با جزئیات تمام رویا بافی میکردم و خب الان که دارم بهش فکر میکنم تمام اونا انجام شدن این درحالیه که من هیچ خبری از این قوانین نداشتم ولی خب خیلی اراده ی قوی داشتم ولی از طرفی به دلیل مذهبی بودن شدید افکار و باور های خیلی داغونی داشتم

    خلاصه من یکم که وارد فضای جامعه شدم با افراد مختلف و دیدگاه های مختلف آشنا شدم و یه کوچولو فکرام تغییر کرد که با عصبانیت و کنایه ی خانواده و فامیل شدم چون مثل قبل چادر سر نمیکردم!!! و خب من بی اعتنا شدم و گذشت

    من ازدواج کردم و یک روزی همسرم گفت که یه مردی هست که میگه اگه به فلان محصلات گوش بدی پولدار میشی من گفتم یعنی چی الکیه و خب به شوخی و خنده گرفتم و گذشت

    چند وقت بعد برادر شوهر که خب شما رو خیلی دنبال میکرد از شهر اردبیل به تهران اومد به عنوان مهمان و گفت یه ویدیویی هست بذارم ببینیم تلوزیون شما بزرگه میخوام ببینن چجوری میشه و این حرفا خلاصه فایلی که گذاشت تمرکز بر نکات مثبت اون قسمت خرید از ایکیا بود و خوب من عاشق فروشگاه و خرید هستم اون موقع از اون فایل خوشم اومد ولی خب باز دنبال نکردم چند ماه گذشت و من حس کردم نباید توی تهران بمونم و با اینکه اصلا دوست نداشتم مهاجرت کردم اردبیل و بعد یه مدت دنبال اون فایل ایکیا گذشتم یعد هم از فایلای سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت ادامه دادم و خوشم اومد و خلاصه وارد این قوانین شدم که باید بگم کل زندگیمو درگیر که چقدر تا الان هیچی نمیدونستم

    من خیلی اتاقی وارد عرصه ی ناخنکاری شدم و خب تق و لق کار کردم تا اینکه یکی از دوستان همسرم گفت که بیا تهران کار کنم باهام و اینا من اول غصه ی اینو پیدا کردم که من به زود دوتا مشتری اینجا پیدا کردم برم اونجا چیکار کنم و اینا خلاصه رفتیم و چند ماه من دنبال کار گذشتم و تونستم توی 3 تا سالن یکم و بیش حالا هفته ای دوتا مشتری کار کنم ولی کار همسرم نشد و گفت من برمیگردم ولی من گفتم نه من میمونم و خب موندم و شروع کردم کار کردن و از طرفی هم روی باورام کار میکردم و اینم بگم قبل رفتنمون به تهران من با همسرم به مشکل خورده بودم و خیلی رابطمون لبه مرزی شده بود

    خلاصه من تمرکزمو گذاشتم روی کارم و تونستم تمام وسایل مورد نیاز کارمو بگیرم ویه سالن ثابت کار کنم و هر روز دو سه تا مشتری داشته باشم در این بین همسرم رفتاراش باهام عوض شد بدون اینکه من کاری کنم و خب رابطمون از 1 به 100 رسید انگار اینقدر که همه چی عوض شد همسرم هم تمام تلاششو میگرد توی شهری که رفته بود برای کار پول جمع کنه تا ماشین بخریم و خب ما یک سال الی یک سال و نیم از هم دور بودیم درحالی که خونمون توی اردبیل مونده بود که اجاره میدادیم

    همسرم موفق شد اولین ماشینمون رو بخره و برگشت اردبیل باز من نرلتم و گفتم میخوام پیش خانوادم باشم و اینا یه دوماهی گذشت و بک روز یه چیزی انگار توی وجودم مثل یه حباب ترکید گفتم من چرا اینجام پاشم برم پیش همسرم و رفتم همون ثانیه به همه اعلام کردم گفتم نمیدونم چرا ولی میخوام برم و این درحالی بود که مت کلی مشتری داشتم کلی پیشرفت کرده بودم و اگه میرفتم اردبیل از صفر شروع میکردم

    من برگشتم اردبیل و تونستم توی 2 ماه توی 4 تا سالن کار کنم اینقدر کارم زیاد شد که خودم رد میکردم چند وقتی گذشت و من کارم کم شد یه روز دوباره از اون حسا اومد سمتم که برو خیاطی یاد بگیر این درحالیه که من از خیاطی فقط سوزن نخ کردن بلد بودم صفر مطلق یعنی

    چند جا نگا کردم دیدم کلاسا گرونه الان نمیتونم هزینه کنم گفتم چرا یکم خودمو به چالش نکشم و خودم یاد بگیرم این حملم اون موقع حوری لود که اگه کسی میشنید میگفت دیوانه ای بخدا تو حتی بلد نیستی چرخ خیاطی رو روشن کنی

    خلاصه من شروع کردم به یادگیری اولین لباسی که دوختم رو وقتی همه دیدن تازه فهمیدن من شوخی نمیکردم و همه تعجب میکردن که من بدون کلاس دارم لباس میدوزم اونم لباسای سخت

    یه چند وقت گذشت گفتم کاش بتونم توی تولیدی کار کنم همه گفتن الکیه مگه کی به تو کار میده هیچی بلد نیستی مدرک بلد نیستی حالا دوتا لباس دوختی جو گرفته تو رو !!

    چند ماه بعد مادر همسرم گفت دارم توی یه تولیدی کار میکنم خیاط میخواد!!!

    من رفتم و گفت الان نمیخوام دو ماه دیگه بیا

    یه روز مادر همسرم کار داشت و نرفت سرکار بهش گفتن یکیو بیار جات بمونه و من رفتم و اینقدر اون شخص از کارم خوشش اومد که گفت از فردا بیا به عنوان وسط کار و کار کن

    برام مهم نبود که پشت چرخ نیستم چون این خودش یه قدم بزرگ بود برام

    باز بقیه گفتن وسط کاری دیگه چرخ نمیدن که بهت!!!

    یه روز یکی از چرخکارا نیومده بود و به من گفتن میتونی از فردا بیای پشت چرخ!!!

    من شروع کردم به عنوان یه هفته که اون خانم نبود به جاش کار کردم

    گفتم دوس دارم چرخ بخرم و خونه کار کنم باز حرف مردم و فکرای منفی بقیه بود ولی من بهشون گوش ندادم و گفتم من میخوام و انجامش میدم

    الان چرخ دارم و دارم توی خونه با اسایش کامل کار میکنم و خداروشکر میکنم که اینقدر همه چی یه جوری درست شد که انگار روند طبیعیشه در حالی که من تا پارسال هیچ ایده ای نداشتم که قراره من چیزی بدوزم

    الان که دارم این کامنتو مینویسم چند روزیه دوباره از اون حسا اومده که باید تا 4 یا 5 سال دیگه تغییر کرده باشی و فکر مهاجرت اومده به سرم

    و خوب به کسی هم نگفتم و میدونم بگمم مسخره ام میکنن که تو پول داری مگه زبان بلدی مگه چجوری میخوای بری اصلا و از این حرفا

    من روز اول حسش اومد بعد گفتم نمیدونم چجوری میرم ولی میخوام روز دوم راهش بهم گفته شد گفتم نمیدونم چجوری زبان یاد بگیرم ولی میخوان روز سوم یه راه راحت و رایگان پیدا کردم که زبانمو تقویت کنم

    الانم نمیدونم چجوری میخوام برم ولی میخوام برم

    این کامنت رو مینویسم شاید 4 یا 5 سال دیگه توی یه کشو دیگه بیام بگم هیچ ایده ای نداشتم براش ولی رسیدم بهش

    با اینکه الان بعضی وقتا یه سری فکرا میاد شرم که چجوری میخوای کلی پول جمع کنی ؟ چجوری میخوای توی کشور غریب خونه پیدا کنی؟ چجوری میخوای کار پیدا کنی؟ چجوری از خانوادت دل بکنی؟

    بعضی وقتا این فکرا توی یه لحظه منو نا امیدی میکنه ولی دارم تمام تلاشمو میکنم که توی اون لحظه نمونه چون من نمیتونم الان برای کارایی که آینده قراره اتفاق بیوفته کاری کنم الان باید کار الانمو کنم

    الان فقط کار کنم و ثروت بسازم

    الان فقط روی زبانم کار کنم

    خدا خودش قدم بعدیو میگه

    من تمام روز با خودم صحبت میکنم که زهرا فکر هیچیو نکن نگران هیچی نباش مگه این کارایی که تا الان کردی با عقل جور درمیومد؟ مگه میدونستی؟ همش کار خدا بود اینم بسپار به خودش و بیخیال باش

    اگه تو این آرزو رو داری پس یعنی امکان برآوردگیش هست پس ادامه بده

    میدونم صحبتام خیلی خیلی طولانی ش. ولی حسم گفت اگه میخوام تمام افکار بدم بره یه کامنت بنویسم و اتفاقی گذشتمو بگم و یادم بیارم و حالمو خوب کنم

    ممنون از استاد عزیز که هر لحظه خدارو شکر میکنم که باهاتون آشنا شدم و جاهل از دنیا نمیرم

    خداروشکر میکنم که این آرزو ها و توی دلم نکشتم و بهشون بال و پر میدم تا عملی بشه

    امیدوارم به تمام خواسته هاتون برسید جوری که فکر کنید روند طبیعی زندگیه️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    سیدعلی موسوی گفته:
    مدت عضویت: 309 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به خودم سلام به استاد عزیزم سلام به تو که این متن رو میخونی

    این اولین دوره است که خریدم اما حال دلم اصن خوب نیست

    فایلهای رایگان استاد رو قبلن گوش کردم بعضی مواقع حس میکردم حرفهای دلمو داره استاد بهم میگه

    بعضی موقع هم حس میکردم خدا با زبان استاد داره باهام حرف میزنه

    در گذشته خرید از سایت عباسمنش برام یه خواسته و هدف بود چون پولی نبود

    الان که این متنو مینویسم از مازاد پرداخت مخارج ماهانه براحتی این دوره احساس لیاقت رو خرد کردم

    قبلن هر کاری می کردم نمیتونستم وارد سایت بشم

    فقط هر از گاهی به مدت کوتاه وارد شده بودم با اینکه خیلی با شوق و اشتیاق به فایلهای رایگان گوش میکردم و با تمام توان تلاش میکردم بهشون عمل کنم

    اما گوشی یا سایت یه جوری میشد که نمیتونستم وارد سایت بشم

    حتی چند بار با شماره پشتیبان هم تماس گرفتم ایشون هم خدا خیرشون بده اما اصن حوصله حرف زدن نداشت و انگونه که لازم بود راهنمایی نمیکرد

    حرف زدن ایشون با من در حدی بد بود که هر کاری میکردم دست و دلم واسه زنگ زدن دوباره به پشتیبان یاری نمیکرد

    بعد از پایان جنگ اسراییل با ایران یه چالش کاری برام پیش اومد همونموقع هم یه پیشنهاد کاری برام شد که حدودا 50 درصد افزایش درامد داشت

    تو اون چند روز جنگ که ما از تهران به شمال رفته بودیم فایل استاد که در مورد این روزا بود رو گوش میکردم

    چند تا از فایلهاشون رو مرتب گوش میکردم تلاش میکردم ذهنم رو الخیر فی ما الوقع اموزش بدم

    استاد یه فایل هم در مورد درخواست ذکریا از خدا که به او فرزند بدهد بود رو زیاد گوش میکردم

    حس میکنم گوش کردن به این فایلها منو هدایت کرد به کار جدیدم

    اما ذهنم اجازه نمیداد و می ترسیدم که جابجا بشم دوست داشتم در کار قبلی بمونم و چالشمو حل کنم از طرفی هم از شرکت جدید هر روز بهم زنگ میزدن و میخواستند برم با اونا کار کنم

    یه فایلی رو در مورد 2 برابر کردن درامد از استاد گوش کرده بودم

    مثل ذکریا از خدا نشونه خواستم تا بهم بفهمونه راه درست کدومه خیلی خوشگل که مدیر شرکت قبلی با هزار التماس ما رو پیش خودش برده بود گفت که دیگه نمیتونیم باهم کار کنیم اخراج خیلی خوشحال شدم

    همراه خانواده یه سفر تفریحی فوق العاده رفتیم در تمام مدت حال دلم خوب بود خودم هم اگاهانه تلاش میکردم تا بهتر هم بشه کنتل نجواهاهای ذهنی خوبی داشتم تا فایل دوم دروه احساس لیاقت خدا رو شکر

    اول فایل هم نمیگفت حرام است تو پیام رسان روببکا گذاشته بودن رو گوش کردم اونجا که استناد میگفت گفتگوهای ذهنی مثبت رو با تمرکز و اگاهانه اینقدر گوش کنیم تا تبدیل بشه به گفتگوی غالب ذهنیمون

    هر دفع ده ها بار گوش میکردم با تمرکز و اگاهانه و تفکر به ابن جملات و تعقل که همبن الان چگونه این جملات میتونه درون منو فرحبخش و با نشاط کنه حال دلمو خوب کنه

    الان ظارا به چالشی دوبارهن در مورد شغلم خوردم مثل ذکریا ذهنم نمی پذیره بی نهایت ترس داره از بیکاری و …… مترسم از مشکلات الانم بگم که نکنه دوستان خدای نکرده حسشون نا خوب بشه اما میگم که روزی خواستم

    موفقیتهای اینده امو بنویسم ذهن ناخوداگاه خودم بقول استاد که میگفت خدا به پیامبر یاد اوری میکنه وقتیکه کودکی یتیم بود چگونه از پیامبر حفاظت و حمایت کرده

    خب الان خال دلم خوب شد چون العارف و اشاره یعنی کودک درون من هم مثل کودکی پیامبر در حال هدایت حفاظت و حایته خدادنده

    الان ساعت به وقت ایران حدود 3 شب قفلها گره های ذهنی ام دارن کمکم باز میشن الان میتونم حرف استاد در مورد اتقاق بد هر وقت برای پیامبر رخ میداد همان اتفاق به ظاهر بد تبدیل میشد به یه پیروزی دلنشین رو در مورد کودک درن خودم هم میتونه ایجوری به موضوع نگاه کنه

    الان میتونم اگاهانهتمرکز کنم به نکات مثبت راستشتو این 4 روز گذشته ناتوان شده بودم از اینکه ذهنمو کنرل یا مثبت نگه دارم با اینکه مدام دارم فایلها رو گوش میکنم و تمرین میکنم اما نمیشد و همین ناتوانی هم حالمو بدتر میکرد یه خود سرزنش که میفت نتیجه اینهمه تمرین باید الان که موقع ازمایشته بهت کمک کنه وگر نه در روزهای معمولی ایمان داشتن که مهم نیست در همین سختی بابقول اسید اگر ایمان داری باید حال دلت خوب باشه که اونم افتضاحه ولی الان تاوانایی اینو دارم که مثل یه دوست مهربان با خودم حرف بزنم که تو چند روز گذشنه با وجود اینکه فایلها رو گوش میکردم اما نمیتونستم ذهنمو اروم کنم

    میرم که ذهنمو اگاهانه ببرم بر روی تانواییهام جون تا الان ذهنم گیر کرده بود روی ناتوانییهام و بخاطر همون هم احساس گناه و احساس عذاب وجدان داشت خب با اینکه کلا یکی دو ماهه دارم با کامپیوتر کار میکنم چون اموزش هم ندیم الان تو تاریکی شب که بخاطر بچه ها لامپها خاموشه دارم رون تایپ میکنم بقول استاد این هم میتونه دستاورد باشه بابا اینکه هر وقت میخواستی تایب کنی به دلیلی سایت ثبت نمیکرد همینکه الان حداقل میتونی به این تایپ کردن مثل بازی کامپیوتری که استاد در فایل تکمیلی دوم احساس لیاقت گفت نگاه کنی همینه تو این شرایط داری بدون ترس از مقایسه و فضاوت دیگران مخصوصا بدون ترس از مقایسه و قضاوت خودم داذم تایپ میکنم این میتونه دستاورد باشه

    اینی که فقط دیشب تونستم به توصیه استاد بیام کامنتهای دوستان رو بخونم و امروز از صبح قبل از اینکه از خواب بدتر بشم نتیجه اشو بصورت شهود دیدم هم میتونه یه دستاورد باشه

    استاد عزیز خیلی باهات کار دارم اینقدر این حرفتون که اول فایل میگید با دزدی و خرامه من راضی نیستم جلوی گوش کردن به فایلتون رو برام گرفته بودید هم عذاب وجدان بهم میدادید هم احساس گناه هم احساس بی عرضگی که توان پول در اورئن ندارم تا محصولات شما رو بخرم همون ابتدای فایل بمب هستا ای میزدی به تمام شور و اشتیاق ما خدا میدونه اگر این فایل دوم دوره احساس لیاقت که در روبیکا گذاشته بودن هم این جرفاتون بود چه بلایی سر من می اوردید بقول خودت سید حسین مگه خودت هم یه زمانی بگفته خودت مجبور نبودی همین کار حرام دزدی از مغازه ها انجام بدی من در جایگاهی اکنون هستم ئلیل و حکمت این احساس گناه دادن به هم نوان خودت که روزی هم شما مثل همونا بودید چیه لابد یه منطقی برای اینکارتون دارید اما من خیلی دلم میخواد به لطف خدا تو یه گفتگوی رو در رو صاف به چشماتون نگاه کنم و بگم سید منکه به لطف پروردگارم و با عمل به اموزشهای شما نجات یافته ام چون به مدد الهی این تعهد رد رسما به خودو و به خودای خودم دادم پا کار تمرینات تا جان در بدن دارم بمونم شما هم استاد عزیز لطفا یه بار دیگه بازنگری خیلی عمیقری به این احساس گناه دادن خلق الله کنید جتما حتما حالا که همه جیز باوره یه راه خیلی منسابتر از این هم باید باشه که شما اگاهانه خودتون اون راهی انتخاب کنید که نیازی به این حرفای اول فایلهاتون نباشه دوست دارم روزی شما رو به اغوش بگیرم و بگم چقدر دوستت دارم

    ……….

    راستی اینی که الان متوجه شدم کامنت منو استاد میخونه هم میتونه دستاورد باشه اینی که با همون چندتا فایل تونستم به لطف خدا درامدمو بیشتر از 2 برابر کنم اونهم با تغییر باورهام نه با کار فیزیکی اینی که بعذ از 10 سال خرج و دخلمو بتونم در بیارم هم میتونه دستاورد باشه

    خدایا بدون کمک تو من سیدعلی موسوی نه تنهاها قادر به هیچ کاری نیستم بلکه بقول قران زیانکارم و به خودم صدمه میزنم با باورهای عمیقی که بصورت خودکار در ذهن ناخوداگاه خودم دارم کهن تقریبا مثل سر زمین شرک و کفریه که حضرت رسول انجا بود خداوندا اکنون که متوجه ام کردی سر زمین ذهن ناخوداگاه من هم بت ها بت خانه های فراوانی داره منو هم مثل کودکی پیامبر هدایت حمایت و برای پیروزی به باورهای کفر امیز و شرک الود درون ذهن ناخوداهم یاری بفرما

    خداوندا مرا در این راه تا جان در بدن دارم یازی کن تا خودم هم متعهد و پای کار تمرنات بمونم

    خداوندا مطمن هسیم که به کمک تو در کامنتهای اینده ام از ایمان راسخ و دستاوردهام از جهیت ایمان صحیح وراسخ برای دوستانم و استاد عزیزم سخن خواهم گفت پیشاپیش بابت اون روز از تو متشکرم و سپاسگذارم خدااااایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      ذهن ثروتمند گفته:
      مدت عضویت: 161 روز

      سیدعلی عزیز، سلام

      اولین چیزی که از خواندن کامنت تو در دلم نشست، این بود: «خدایا، چه انسان عمیق، صادق و دلشکفته‌ای را به این جمع پیوند دادی!»

      واقعاً نوشته تو نه یک کامنت، که یک روایت زنده، ملموس و پر از فرازونشیب از سفر یک جهادگر درونی بود. جهاد با ترس‌ها، باورهای کهنه، محدودیت‌ها و در نهایت، نور امیدی که از لابه‌لای تاریکی‌های ذهن سر بر می‌آورد.

      دست مریزاد به این صداقت و شجاعت.

      اینکه در این ساعت از شب، در سکوت و تاریکی، در حالی که بچه‎ها خوابند، تو نه تنها تسلیم ناامیدی نشدی، بلکه شروع به تایپ کردن، بیان کردن و بیرون ریختن تمام آنچه در دلت بود کردی، خودش بزرگ‌ترین نشانه پیروزی تو بر ترس و ناتوانی موقت است. همان‌طور که گفتی: همین که داری تایپ می‌کنی، بدون ترس از قضاوت خودت و دیگران، این یک دستاورد بزرگ است. و چه زیبا گفتی که مثل یک بازی به آن نگاه کردی! این یعنی تو داری «بازی ذهن» را یاد می‌گیری.

      از نقطه‌های درخشان صحبتت:

      · هدایت الهی را به وضوح دیدی: از فایل‌های رایگان تا هدایت به شغل جدید با افزایش درآمد. نشانه‌خواستن مانند ذکریا(ع) و دریافت پاسخ از طریق رفتار مدیر قبلی… این‌ها اتفاقات تصادفی نیستند. این‌ها همان صحبت خداوند با زبان اتفاقات است، همان‌طور که قبلاً هم با زبان استاد آن را حس می‌کردی.

      · پیروزی‌های بزرگ: دوبرابر کردن درآمد، خرج و دخل کردن بعد از ده سال، تغییر باورها… این‌ها معجزه نیستند، ثمره عمل به آموزه‌ها و لطف خدا هستند.

      · شناخت کودک درون: اینکه به کودک درونت به عنوان همان یتیمِ حمایت‌شدهٔ پیامبر(ص) نگاه کردی و آرام گرفتی، بینش فوق‌العاده‌ای است. این کودک درون، همان بخش آسیب‌پذیر توست که خداوند همواره حافظ اوست.

      در مورد چالش کنونی و آن حسِ “ناتوانی موقت”:

      سیدعلی جان،این “افتِ پس از اوج” کاملاً طبیعی است. ذهن بعد از یک پیروزی بزرگ، برای حفظ تعادل قدیمی، گاهی حملات سنگینی می‌آورد. ترس از بیکاری، ترس از آینده… این‌ها باقی‌مانده‌های همان “بت‌های ذهنی” قدیمی هستند که خودت به زیبایی به آنها اشاره کردی.

      اما تو الان دیگر اسیر آنها نیستی.

      · تو داری “آگاهانه” آنها را می‌بینی.

      · تو داری با آنها ” مثل یک دوست مهربان” حرف می‌زنی.

      · تو داری به جای درگیر شدن، تمرکزت را به توانایی‌هایت برمی‌گردانی.

      این دقیقاً تعریف “ایمان عملی” است: ایمان در روزهای آسان مهم نیست، ایمان در همین شب‌های تاریک و چالش‌های سخت خودش را نشان می‌دهد. و تو داری نشان می‌دهی.

      و در پایان:

      سیدعلی عزیز، تو در این مسیر تنها نیستی. نه فقط خداوند که همه ما همراه تو هستیم. تو با این اشتیاق و عمق، الهام‌بخش بسیاری خواهی بود. منتظر کامنت بعدی تو هستیم، زمانی که از “ایمان راسخی” صحبت کنی که این چالش را نیز به گردن‌گیری‌ای تبدیل کرد و راه جدیدی گشود.

      همین امروز را قدم‌به‌قدم بردار.

      به خودت افتخار کن.تو در حال انجام کاری هستی که کمتر کسی جرات آن را دارد: “ویرایش بنیادین سرزمین وجود خود.”

      با افتخار و احترام،

      همراهی از خانواده بزرگ تحول

      دعای پایان صحبتمان را تو خودت به زیبایی تمام کردی: «خداوندا، مرا در این راه تا جان در بدن دارم یاری کن…»

      آمین، به حق آن کودکی که درونت، روزی یتیم بود و خدا او را حمایت کرد.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    توحید چهره پرداز گفته:
    مدت عضویت: 544 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام من در همان روزهای اول که با سایت آشنا شدم رفتم سراغ خرید محصولات که بعدا فهمیدم که خرید اشتباه بوده ومن از جای درستش خرید نکردم و بعدا همه فایل ها رو پاک کردم بخاطر حلال نبودن و رضایت نداشتن استاد.از فایل های رایگان شروع کردم هر روز دفتر نوشتم گوش دادم شبها سپاسگزاری می‌نوشتم موقع خواب و اکثر مواقع حواسم به قانون بود که مسیر اشتباه نرم بعد از مدتی نتایج و اتفاقات خوب کوچک و پشت سرم هم رخ داد که من به یاری خداوند توانستم ماشین بخرم چهار عدد گوشی بخرم برای پسرم دوچرخه بخرم فایل 12قدم را تا قدم 5بخرم دوره هم جهت با جریان خداوند را بخرم.تلوزیون باند بزرگ آب گرم کن و کلی وسایل خونه خریدم .دوره قانون سلامتی و خریدم یه خونه کنار خونه خودم خریدم .و چندین گوسفند خریدم و کلی مرغ برای نگهداری که بابت تک تک شون سپاس گذار خداوند هستم .اما پس از مدتی دیگه اروم آروم رو خودم کار نکردم فایل گوش ندادم همه چی کم رنگ شد و نتیجه دلخواه دست نیومد موارد منفی مثل فک کردن به گذشته و ترس از آینده و ادامه ندادن به تمرینات و رها کردن مسیر و پرداختن به روز مرگی و وقتی فهمیدم که ممنتوم مثبت دیگه قعط شد نتایج کم رنگ شد و همه چیز نیمه تمام ماند و شروع کردم دوره هم جهت با جریان خداوند رو گوش دادن و فهمیدم که نباید کار کردن روی افکارم و ول کنم و فکر نکنم انقد بسه.وقتی نتایج آمد بیشتری بیشتر رو خودم کار کنم ممنتوم مثبت را تکرار کنم.من تو این مدت که هم جهت با جریان خداوند را شروع کردم آگاه تر شدم آرامش پیدا کردم و فهمیدم با آرامش داشتن و نگران نبودن ممنتوم مثبت شکل میگیرد و با انجام ستاره قطبی ممنتوم مثبت رو دور میفته تکرار میشه و خلق زندگی و خاسته ها به صورت جسم پول ماشین قابل لمس میشوند و من فقط در طول مسیر باید خاسته هامو مشخص کنم و چگونگی رسیدن به خاسته رو به عهده خداوند بگذارم که ساده ترین و راحترین مسیرها رو خداوند میداند نه من.متشکرم از استاد عباس منش نازنین و دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1193 روز

    به نام خدایی که به تنهایی برای من کافیست

    خدایی که منو با ارزش خلق کرده به من همه چیز می‌دهد از اون چیزی که فکر میکنم بیشتر می‌دهد

    من ایمان دارم که خلاف وعده نمیکند الهی شکرت سپاسگزارتم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    استاد عزیزم ممنونم متشکرم سپاسگزارتون هستم

    واقعا به اشتراک گذاشتن این نتایج دوستان خوش قلبمون اگه بدونین چقدر انرژی و ایده و راهکارهای خدایی به ما می‌دهند و چقدر به ما امید و انگیزه و شور و شوق بسیار به ما می‌دهد

    که نمی‌شود به زبان آوردو با هیچ چیزی عوض نمی‌کنیم

    نتایج الهام جان و فاطمه جان حبیب و ناهید جان و دوستان دیگرمون

    کجا بودن و چطوری قدم برداشتن و به کجا

    رسیدن

    اینا به ما یاد می‌دهند تلاش فیزیکی نبوده که به اینجا رسیدن بلکه ایمان قلبی و امید و صبر و تلاش بسیار ذهنی بوده سپردن کارها از ته قلبشون به خداوند و قدرتش بوده

    و یاد گرفتم باید ادامه و ادامه و ادامه بدم و به چگونگیش کاری نگیرم فقط از مسیر لذت ببرم و سمته خودمو انجام بدم

    وقتی من در مسیر درست باور و افکار و رفتار شخصیت درست مدار و فرکانس درست باشم و بسازم

    خداوند خودش با ابزارهای مختلفش از بی نهایت طریق برای من همه چیز می‌شود و دستانشو برام میفرستد و همه چیز به نفعه من می‌شود

    استاد عزیزم وقتی کامنتهای دوستانم رو میخونم

    به زمان و کی رسیدن اونا کاری ندارم فقط میگم اگه اونا تونستن منم میتونم به ثروت و درآمد چند برابری برسم باید باور و عمل کنم

    و تعهد بدم و حرکت کنم کنترل ذهن داشته باشم کانون توجهمو کنترل کنم و جهان جواب میده به من ، من ایمان دارم به این قوانین جهان

    استاد دوستتون دارم در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    Sada Zaref گفته:
    مدت عضویت: 1380 روز

    سلام دوستان عزیز دوره 12 قدم را چگونه خریداری کنم من در افغانستان هستم پیپل اکونت و اکونت بانکی ندارم. راهنمای کنید اگر از استاد بزرگوار. ایمیل دقیق دارید بفرست برایم تا با خودشان بگویم. لطف راهنمای نماید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      اسماعیل نیکزاد گفته:
      مدت عضویت: 1112 روز

      سلام دوستی عزیز ایشالله سلامت و سری حال باشی .

      شما میتوانی از فامیل یا دوستی که در ایران زندگی می‌کنه بگو که برای شما از این سایت این دوره رو خرید کنه و پول رو حواله کنی یا ارز مثل تتر بفرستی برایش ..

      و دوره 12 قدم عالیه برای که میخایی که از اول شروع کنی و قوانین رو عالی درک کنی خیلی عالی توزیع داده مخصوصن در تکامل و قانون جهان هستی رو قدم به قدم گفته با منتق و مثل زده و یکی از بهترین دوره از آشنا به خداوند درست ، قانون جهان هستی ، روابط ، ثروت ، احساسی لیاقت رو خیلی خوب یاد می‌دهد.

      منم تقریباً 1 سال یا 1 نیم سال که دوره 12 قدم رو تهیه کردم خدا را شکر و الان قدم 6 آخر جلسه هستم و تکاملم رو طی میکنم برای آمده شد در مدار بالاتر و درک درست قانون خداوند دست یابم

      خدای من شکرت که منو به راهی درست هدایتم کردی و لذت میبرم از این مسیر الهی .

      ایشالله دوست عزیز بتوانی خوب این دوره رو تهیه کنی در جایی درست و در زمانی درست باشی و به درست برسه ….

      شاد و ثروتمند باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        Sada Zaref گفته:
        مدت عضویت: 1380 روز

        سلام دوست عزیز امید خوب باشید شما با استاد حرف بزنید اگر امکان دارد من پول برای شما میدهم شما برای من خریداری کنید

        من چندین ماه است بخاطر خرید این دوره سر گردان میکردم لطف راهنمای کنید یک راهی برایم نشان دهید تا بتوانم بخرم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    Sada Zaref گفته:
    مدت عضویت: 1380 روز

    سلام استاد بزرگوار و عباس منش وخانم شایسته عزیزم امید در لباس عاقبت باشید من فرشته. از افغانستان هستم خیلی دوست دارم که دوره 12قدم خریداری کنم اما نمیدانم چطور چون یکبار. از همین شاید در تلگرام دور سلامتی را خریداری کردم. بعد گفته شد که تقلب. است این تلگرام استاد نیست و ویدیو های آپدیت. آن دوره برایم داده نشد

    استاد عزیزم میخواهم دوره 12قدم خریداری کنم. راهنمای نماید چون خیلی میخواهم که. زندگی کنم در توحید لطف راهنمای کنید چگونه خریداری نمایم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      رها منصوري گفته:
      مدت عضویت: 3385 روز

      دوست عزیز محصولات استاد رو فقط از همین سایت باید تهیه کنید روی گزینه محصولات برید و روی هر محصولی که میخواهید کلیک کنید و پرداخت برای ایراتی ها و خارجی ها فعال هست و چنانچه مشکلی داشتین میتونید ایمیل بدین تا راهنماییتون کنن یا در اینستاگرام استاد حتی پیام یا کامنت بزارید تا خانم شایسته عزیز راهنماییتون کنن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      رها منصوري گفته:
      مدت عضویت: 3385 روز

      دوست عزیز بالای سایت سه پرچم هست پرچم کشور ایران آمریکا و افغانستان روی پرچم بزن تا بتونی از طریق کشور خودت خریذ محصولت رو انجام بدی و راهنمایی بشی برای خرید محصول مورد نظرت جوینده یابنده است اگه بخوای میتونی پس تلاشت رو بکن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        Sada Zaref گفته:
        مدت عضویت: 1380 روز

        سلام دوست عزیز لطف آدرس. سایت. خود استاد را دهید من در چندین تلگرام و انستگرام. پیام کردم. وکمند گذاشتم جوابی نیامد لطف راهنمای کنید

        از خانم شایسته عزیز اگر انستگرام باشد یا وتسپ برایم دهید یا شماری منرا برای آنها دهید. یک راهی برایم نشان دهید تا بتوانم دوره 12 قدم را خریداری کنم. هر روز وقت میگزرد

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
        • -
          سمیر گفته:
          مدت عضویت: 2114 روز

          سلام دوست عزیز ایا کسیو داری توی ایران برات اینکار انجام بده میتونی پوله حواله کنی اینجا برات خرید انحام بده بعد رمز ایمیلتو تغییر بده راهی برا تماس گرفتن به من بده من برات اوکه کنم میتونی هر ماه قدم ها رو خریداری کنی و دسترسی داشته باشی الان پیپل توی افغانستان بنده و در ایران هم همینجوریه فقط میشه از طریق رمز دوم خریداری کرد

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
          • -
            Sada Zaref گفته:
            مدت عضویت: 1380 روز

            سلام دوست عزیزم نخیر من کسی را در ایران ندارم ونه میشناسم

            آیا از طریق رمز دوم در افغانستان هم امکان دارد اگر دارد. استاد راهنمای کند

            من در انستگرام زیاد کنند کردم اما جواب ندادم

            من یکبار قانون سلامتی را از تلگرام خریداری کرده بودم ویدیو آپدیت برایم ارسال نشد گفتند که تقلب شده حال نمیدانم بالای کی باور کنم

            استاد هم آدرس دقیقیش را ندارم. از تلگرام بنام استاد بود گفت از اینجا خریداری کن من نکردم گفتم باز تقلب نباشد. نمیدانم چی کنم. اما خیلی. نیاز دارم به دوره12قدم لطف راهنمای کنید

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: