نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
رهایی از بحرانهای خانوادگی، آرامسازی ذهن، ساخت رابطهای سالم و شروع جریان مالی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
سال ۱۴۰۱ وارد دوره ۱۲ قدم شدم و تازه با استاد عباسمنش آشنا شده بودم. آن زمان زندگیام در یکی از سختترین دورههای خودش بود.
مشکلات جدی با همسر و مادرِ همسرم داشتم. دختر ششسالهام علاقهای نداشت کنار من بماند و مدام پیش فامیل بود؛ اگر مانعش میشدم پرخاشگری شدیدی میکرد و من هم متأسفانه او را تنبیه فیزیکی میکردم. خودم فردی عصبی، پرتنش و منفینگر بودم و داروی آرامبخش مصرف میکردم. رابطهام با پدر و مادرم خراب بود، هیچ دوستی نداشتم و ورودی مالیام صفر بود.
هر روز درگیری و دعوا داشتم، شبها خواب آرام نداشتم، اشتهایم کم بود و برای غذا خوردن از محرکهای اشتهاآور استفاده میکردم. همیشه غمگین و افسرده بودم. پنج کیلو اضافهوزن داشتم و از آدمهای غریبه میترسیدم؛ نمیگذاشتم هیچکس به من نزدیک شود.با خرید دوره ۱۲ قدم و انجام تمرینها، آرامآرام تغییرات زندگیام شروع شد و هر قدم تحول تازهای رقم زد.
افراد نامناسب یکییکی از زندگیام حذف شدند. رابطهام با همسرم چنان بهتر شد که خانوادهام متعجب شدند؛ مردی که زمانی حتی اجازه نمیداد تا دم درِ حیاط بروم، امروز همراه و همدل من است و برای رشد و اهدافم قدمبهقدم کنارم میایستد.
دخترم کمکم آرام شد. حالا کنار من میماند و رابطهمان صمیمی، پرمحبت و امن شده است. سالها آرزو داشتم فرزند دومم، پسری تپل باشد. بعد از انجام قدم سوم ۱۲ قدم، این خواسته هم به لطف خدا محقق شد. واقعاً حس میکردم دست خدا در همهجا همراه من است.
تمام هزینههای زندگی، تفریح، بارداری و مهارتهایی که برای پیشرفت لازم داشتم، بهطرز معجزهآسایی فراهم شد. به دنبال کسب مهارت رفتم و کسبوکار خودم را آغاز کردم. داروهای آرامبخش را کنار گذاشتم و دلیل اصلی بهبودم را در ساختن ذهن و احساساتم پیدا کردم. وزنم کم شد و با آدمهای جدید ارتباطهای سالم و دوستانه برقرار کردم. رابطهام با پدر و مادرم بسیار بهتر شد و امروز مورد احترام خانواده و اطرافیانم هستم.
ورودی مالیام شروع شد و با هر بار حرکت در مسیر درست، چند برابر شد. تجربه و نتایجی که از این دوره گرفتم آنقدر قوی و واقعی بود که بعد از مشاهدهٔ این تغییرات، هر بار یک دورهٔ جدید هم خریدم؛ چون با چشم خودم دیدم که وقتی این آموزهها را بهکار میگیرم، زندگیام دگرگون میشود.
خدایا شکرت برای هدایت به این مسیر و این آگاهیهای نجاتبخش.
تحول درونی، جهش مالی و دریافت خواستهها با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم، دوره کشف قوانین زندگی، و دوره همجهت با جریان خداوند
دوره مقدس ۱۲ قدم اولین دورهای بود که من از سایت abasmanesh.com خریداری کردم. یادم هست قبل از خرید این دوره، نشانهها از همهطرف به سمتم میآمد؛ آنقدر قوی و واضح که چارهای جز تسلیم شدن و خرید این دوره نداشتم.
وقتی وارد دوره ۱۲ قدم شدم، با تمام وجودم روی آگاهیهای آن کار کردم. روحم لطیفتر شده بود، انگار روی زمین نبودم؛ احساس میکردم انسان دیگری شدهام. روی هوا پرواز میکردم و خواستههایم را یکییکی خلق میکردم. هر نتیجهای که دریافت میکردم، ایمانم عمیقتر میشد و باورم به قوانین محکمتر.
اوایل که تازه وارد سایت شده بودم و فقط از فایلهای هدیه استفاده میکردم، توان خرید دورهها را نداشتم. وقتی میدیدم دوستان تعداد زیادی دوره خریداری کردهاند، باورم نمیشد و با خودم میگفتم: «چطور توانستهاند این همه دوره بخرند؟»
اما ورود به دوره ۱۲ قدم، مدار من را از همان ابتدا تغییر داد. وارد مدار آسانیها شدم؛ مدار خوبیها، مدار نشانهها، مدار وفور.
استاد همیشه میگفتند:
«وقتی وارد دورهای میشوید و با تعهد شروع به اجرا میکنید، اتفاقات و نشانهها از راه میرسند… حتی پیدا کردن پول و طلا.»
و همینطور هم شد.به محض شروع دوره ۱۲ قدم، پولها از راه رسید.
نشانههای تغییر شرایط بهوضوح دیده میشد.
حقوقم سه برابر شد.
آدمهایی که برای مسیرم مناسب نبودند، خودبهخود کنار رفتند.
ماشین همسرم را به راحتی تبدیل به ۲۰۷ صفر کردم.
و خودم وارد مسیری شدم روشنتر، هموارتر، زیباتر… و واقعاً تبدیل شدم به فردی دیگر.یکی از بزرگترین تغییرها، جسارت و توکل عمیقی بود که از جلسات قرآنی ۱۲ قدم گرفتم. این جلسات انقلابی در وجودم ایجاد کرد. فهمیدم که همه چیز توحید است. ترسها یکییکی محو شدند و اگر هم بود، بسیار کمرنگ. من وارد ترسهایم شدم و دیدم آنچه سالها مرا نگه داشته بود، چیزی جز یک توهم ذهنی نبوده. فهمیدم که فقط من خالق شرایط زندگیام هستم.
هرچه بیشتر روی خودم کار میکردم، نتایج قدرتمندتر و شفافتر میشد.
وقتی خواستم دوباره دوره ۱۲ قدم را شروع کنم، نشانهها آمد که باید دوره کشف قوانین زندگی را تهیه کنم و کنار آن شروع کنم.
به محض شروع این دوره و کار کردن روی حذف ترمزهای ذهنی، زمینی که مدتها برای فروشش تلاش کرده بودم اما هیچ خبری نمیشد، به سادگی و با بهترین شرایط و کاملاً نقد فروخته شد.
در ادامه، وارد دوره همجهت با جریان خداوند شدم. این دوره هم مثل یک معجزه بود. علاوه بر نشانهها و اتفاقات عالی، من سومین ماشینم که یک شاسیبلند بینظیر بود را نقدی در اسفند ۱۴۰۳ خریدم. بارها و بارها با این نعمت الهی سفر رفتم و لذت بردم. هر تجربهای که در این مسیر رخ داد، برای من ارزشمند و شیرین بود.
و این مسیر الهی همچنان ادامه دارد…
تحول بنیادین در ایمان، آرامش، روابط و وضعیت مالی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم و دوره همجهت با جریان خداوند
من بیش از سه سال است که دانشجوی دوره ۱۲ قدم هستم. بعد از سه سال و نیم شاگردی، حتی نمیتوانم بگویم به پنجاه درصدِ آموزشها عمل کردهام، اما همین اندازه عمل کردن، تمام ورق زندگیام را برگردانده است. از هر طرف که به خودم نگاه میکنم، میبینم هیچ شباهتی به سعیدهی سال ۱۴۰۰ که تازه وارد abasmanesh.com شده بود ندارم؛ نه از نظر شخصیت، نه آرامش، نه درآمد، نه ایمان.
آموزههای استاد در دوره ۱۲ قدم به من شیوه زندگی توحیدی را یاد داده؛ طبیعیترین و هموارترین مسیر رشد و سعادت. استاد در «دانشگاه ۱۲ قدم»، ماهی به دستمان نمیدهد، بلکه روش ماهیگیری را یاد میدهد. به همین دلیل این دوره میتواند از یک فرد ناموفق در هر مدار ناهماهنگ، انسانی توحیدی، آرام، قدرتمند و همجهت با خداوند بسازد؛ انسانی که خورشید در دستانش دارد و فقط زندگی خودش را روشن نمیکند، بلکه زندگی دیگران را نیز روشن میسازد.
استاد در قدم نهم که به نظر من توحیدیترین قدم این دوره است میفرمایند:
«دانشجوهای من، یادتان باشد همه چیز توحید است. اگر الآن این را درک نکنید، وقتی وارد دنیا شوید و هرچقدر هم گشتوگذار کنید، آخرش به همین نقطه میرسید که همه چیز توحید بود.»شنیدن همین یک جمله طوفانی در وجود من ایجاد کرد. از همان روز تصمیم گرفتم هیچجا دنبال چیزی نگردم و تنها به «طناب توحید» و آموزههای الهی استاد بچسبم. همین جمله طلایی «همه چیز توحید است» سنگ بنای دورهای شد که امروز به نام دوره همجهت با جریان خداوند میشناسیم؛ دورهای مقدس، معنوی و پربرکت که فقط خدا میداند عمل به آن چه انسانهای موفق، توحیدی و نورانیای تحویل جامعه میدهد.
نتایجی که من در این سه سال و نیم با عمل به آموزهها گرفتم آنقدر شگفتانگیز و معجزهآساست که هیچکس با عقل انسانی نمیتواند آن را توضیح دهد. این نتایج فقط میتواند حاصل درک خداوند، تسلیم جریان هدایت شدن و پیروی از قوانینی باشد که دوره ۱۲ قدم از صفر تا صد در عمل به انسان یاد میدهد.
در این مسیر:
از خداناباوری رسیدم به عشق مطلق به خداوند و اتصال کامل به الهامات.
از افسردگی و پوچی رسیدهام به احساس عمیق خوشبختی بیقید و شرط.
عزتنفس لهشدهام تبدیل شده به احساس لیاقت توحیدی و پایدار.
روابط ناسالمم تبدیل شده به روابطی شگفتانگیز، محترمانه و هماهنگ.
بیپولی، کار سخت و درآمد کمم تبدیل شده به آزادی زمانی، حرکت در مسیر عشق و علاقه و رفاه مالی.
جسم بیمار و نیمهجانم امروز تبدیل شده به بدنی سالم، پرانرژی و جوان.و این مسیر پر از عشق، نور و رشد همچنان ادامه دارد. دانشجوی دوره ۱۲ قدم بودن، برای من یعنی قرار گرفتن در مسیر سعادت دنیا و آخرت؛ مسیری که نمیخواهم حتی یک لحظه از آن دور شوم.
استاد عزیزم، از شما بابت تمام آموزشهای الهیتان سپاسگزارم. سپاسگزاری من در کلمات نمیگنجد. فقط دوست داشتم با نوشتن بخشی از نتایجم، لحظهای لبخند روی صورتتان بیاورم.
تغییر باورها، رشد شخصیتی و جهش بزرگ مالی و شغلی با عمل به آموزههای استاد عباسمنش، مخصوصاً دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره ۱۲ قدم
امروز آزمون روانشناسی ثروت ۱ را در سایت انجام دادم و همین باعث شد یاد خودم در پنج سال پیش بیفتم؛ زمانی که با استفاده از ویدئوی استاد، این تست را انجام میدادم. آن روزها پاسخ دادن به سؤالها برایم بسیار سخت بود. باید زیاد فکر میکردم، آخرش هم با شک و تردید جواب میدادم و مطمئن نبودم که اصلاً درست میفهمم یا نه.
اما امروز وقتی همین تست را انجام دادم، با تمام وجودم حس کردم که چقدر شخصیت و باورهای من درباره ثروت تغییر کرده؛ تغییری که فقط و فقط نتیجه کار کردن روی آموزههای استاد عباسمنش است. این بار بدون حتی یک لحظه شک و تردید، کاملاً صادقانه پاسخ دادم و جالب این بود که تمام جوابها از باورهای قدرتمندکنندهای میآمد که در این سالها درباره ثروت در ذهنم ساختهام. همین موضوع باعث شد به خودم افتخار کنم.
من خیلی کم در سایت abasmanesh.com کامنت میگذارم، اما امروز دلم خواست بنویسم، چون وقتی به نتایجم نگاه میکنم فقط میتوانم بگویم:
خدایا صد هزار مرتبه شکر.اینها بخشی از نتایجی است که با عمل مداوم به آموزههای استاد عباسمنش به دست آوردهام:
من از کارگری به کارآفرینی و داشتن یک کسبوکار تولیدیِ شخصی رسیدم.
از زندگی مجردی به تشکیل یک زندگی عاشقانه و آرام وارد شدم.
از یک فرد بیهویت و بیاعتمادبهنفس، تبدیل شدم به انسانی ارزشمند و شناختهشده در محیط کاریام در سطح کشور.
آموزههای استاد از فردی خجالتی، من را تبدیل کرد به انسانی جسور، باانگیزه و هدفمند که مدام در حال تحقق اهدافش است.
از فردی که شدیداً متعصب مذهبی بود، تبدیل شدم به انسانی توحیدی، آرام، متصل و معنوی.
از بیماشین بودن رسیدم به خرید یک ماشین خوب و دلخواه.و دهها نتیجه و دستاورد دیگر که اگر بخواهم همه را بنویسم، باید ساعتها وقت بگذارم.
اینها بخشی از تغییرات بزرگی است که هم در شخصیت من و هم در شرایط زندگیم ایجاد شده؛ و همه اینها را مدیون کار کردن روی خودم با آموزههای استاد عباسمنش هستم، مخصوصاً دوره ۱۲ قدم که برای من یک مسیر عمیق رشد و شکوفایی بوده است.
امروز با تمام وجود به این مسیر افتخار میکنم.
تحول مالی، ارتباطی، شخصیتی و سلامتی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم و دوره قانون سلامتی
امروز که دارم این متن را مینویسم، روز تولد ۲۰ سالگی من است. یک سال و نیم است که با آموزههای استاد عباسمنش کار میکنم و میخواهم بخشی از نتایجم را بگویم؛ نتایجی که زندگی من را از زمین تا آسمان تغییر دادهاند.
قبل از آشنایی با آموزهها، زندگیام بههمریخته بود. در خانواده ما هر روز درگیریهای شدید وجود داشت و من از شدت استرس به رفتارهایی پناه میبردم که الان حتی یادشان هم برایم سنگین است. تا اینکه یک شب، من، برادر کوچکترم و مادرم فقط با سه دست لباس و مقداری وسیله خواب از خانه خارج شدیم و به خانه پدربزرگم رفتیم. خانه او چهار واحد داشت، اما هیچیک از مستأجران حاضر نبودند خانه را زودتر تخلیه کنند. نتیجه این شد که شش ماه کامل، بین خانه پدربزرگ و خانه خالهام رفتوآمد میکردیم. آن زمان ۱۸ ساله بودم، دانشجو بودم و برای پرداخت هزینهها کارگری میکردم با درآمد ماهی ۳ میلیون تومان.
آنجا بود که با آموزههای استاد عباسمنش آشنا شدم و بعد دوره ۱۲ قدم را تهیه کردم. با تمرکز کامل روی خودم کار کردم و امروز یک سال و نیم گذشته و نتایجم واقعاً معجزهآساست. در کنار آن، دوره قانون سلامتی را نیز تهیه کردم.
در بخش روابط، قبل از کار کردن روی آموزهها، من، مادرم و برادرم مدام درگیر بودیم؛ یا با هم یا با پدرم. اما امروز روابط ما عالی شده و خبری از آن جنگ و دعواها نیست. با احترام با هم صحبت میکنیم و در آرامشیم.
منِ گوشهگیر، منزوی و بیاعتمادبهنفس کسی که در جمعهای خانوادگی حتی کسی حضورش را حس نمیکرد حالا بهقدری خوب ارتباط برقرار میکنم که دیگران میگویند: «تو نباشی جمعمان نمیگیرد.» حالم با خودم عالی شده.
رابطهام با پدرم یک معجزه واقعی است. قبل از شروع کار با آموزهها، رابطهمان پر از تنش بود، اما امروز برخورد ما با یکدیگر فقط احترام و آرامش است. وقتی به این موضوع فکر میکنم، میبینم شخصیت من چقدر تغییر کرده. هیچوقت فکر نمیکردم بعد از شبی که از خانه بیرون زدیم، دوباره بتوانم با پدرم چنین رابطهای داشته باشم. اما امروز واقعاً خوشحالم و در صلح با او و با خودم هستم.
در قسمت نتایج مالی، قبل از کار کردن روی آموزهها بسیار خجالتی بودم با اعتمادبهنفس پایین. عاشق فروش بودم، ولی باورهای محدودکننده دستوپای من را بسته بودند. دائم تلاش میکردم، ولی جواب نمیگرفتم. مدام «نه» میشنیدم. تا اینکه با دوره ۱۲ قدم آشنا شدم و شروع کردم به ساختن باورهای جدید.
خدا را شکر، این یک سال و نیم، اوضاع مالیام به شکل عجیبی رشد کرده. از درآمد ۳ میلیونی به بیش از ۱۰ برابر درآمد رسیدهام، آن هم با کار فیزیکی کمتر. برای خودم ماشین خریدم. در همان کارگاهی که قبلاً برایش کارگری میکردم، الان فرد مسئول تأمین مشتری هستم؛ مشتری از من، جنس از او؛ و چون فروش عمده است، سودهای قابلتوجهی دارد.
وقتی وارد خانه پدربزرگ شدیم، هیچ وسیلهای نداشتیم جز یک موکت؛ اما الان خانهمان پر از وسایل عالی، جدید و باکیفیت است. حدود ۵۰۰ میلیون تومان سرمایه جمع کردم تا کسبوکار خودم را راهاندازی کنم.
شخصیتم بهطور کامل تغییر کرده؛ آنقدر متفاوت شدهام که خودم هم باورم نمیشود. شبها را با آرامش و بدون هیچ استرسی میخوابم. از ضربهزدنهای روحی و جسمی به خودم خبری نیست. از نظر سلامتی کاملاً خوبم؛ در این یک سال و نیم حتی یک قرص هم نخوردهام و حتی یک بار هم دکتر نرفتهام. سردردهایی که قبلاً شکنجهام میکرد، الآن حتی یادم نمیآید چه حسی داشتند.
ورودیهای ذهنم را کنترل میکنم. دیگر آهنگهای بیارزش گوش نمیدهم. خودم را در آگاهیهای استاد عباسمنش غوطهور کردهام و خدا را شکر حال و آیندهام هر روز بهتر و روشنتر میشود.
استاد عزیزم، سپاسگزارم برای این آموزهها. تا قبل از نوشتن این متن حتی فکرش را هم نمیکردم که در این مدت کوتاه اینهمه نتیجه گرفته باشم. اعتبار تمام این نتایج را به خدای خودم میدهم که من را به سمت شما هدایت کرد.
استاد، من هنوز راه زیادی در پیش دارم و این تازه شروع مسیر شگفتانگیز زندگی من است.تجربه بارداری دوقلویی پس از ۱۱ سال ناامیدی با عمل به آموزههای استاد عباسمنش و استفاده از آگاهیهای دوره ۱۲ قدم
من یازده سال بود ازدواج کرده بودم و بزرگترین مشکل زندگیام این بود که بچهدار نمیشدیم. سالها دوا و دکتر مشکلمان را حل نکرد. حتی چندین بار IVF ناموفق داشتم و کاملاً ناامید شده بودم.
نوروز ۱۴۰۰ بود که پسر داییام را دیدم؛ کسی که سالها کمشنوایی داشت و با وجود مراجعههای متعدد به پزشکان، مشکلش حل نشده بود. وقتی از او حالش را پرسیدم، گفت: «گوشم خوب شده». با تعجب پرسیدم چطور؟ گفت: «از آموزشهای استاد عباسمنش استفاده کردم و به آنها عمل کردم؛ کمشنواییام برطرف شد.»
این موضوع را با همسرم در میان گذاشتم. همسرم گفت: «ما همه راهها را برای بچهدار شدن امتحان کردهایم؛ این راه را هم امتحان میکنیم.» و همین شد شروع آشنایی من با آموزشهای استاد عباسمنش.
من زندگی به شیوه آموزشهای استاد عباسمنش را آغاز کردم. همه دعاها، طلسمها، نوشتهها و چیزهایی را که دعانویسها داده بودند و سالها به در و دیوار خانه آویخته بودم تا گویا «جادوی بچهدار نشدنم» باطل شود، همه را دور ریختم. باور کردم که هیچ قدرت و ارادهای بالاتر از اراده خداوند وجود ندارد و همانطور که استاد عباسمنش همیشه میگویند: «تنها یک قدرت در جهان وجود دارد؛ قدرتی که جهان را خلق میکند و هدایت میکند.»
سالها فکر میکردم «حتماً گناهی کردهام که خدا به من بچه نمیدهد». با کمک آموزشهای استاد عباسمنش توانستم این احساس گناه را در خودم خاموش کنم. شروع کردم به تغییر باورهای محدودکننده و خرافیای که سالها در ذهنم ریشه کرده بود. سعی کردم با منطق و آگاهی، باورهای قدرتمندکننده را جایگزین باورهای قبلی کنم.
شروع کردم به سپاسگزاری بابت آنچه داشتم. دیگر به اینکه «چرا من بچه ندارم و بقیه دارند» فکر نکردم. همسرم هم با جدیت روی خودش کار کرد. ذهنیت ما آنقدر تغییر کرد که وقتی میدیدم برخی مشکلاتشان را گردن چشمزخم میاندازند، فقط لبخند میزدم و به خودم میگفتم: «قدرتی بالاتر از قدرت خدا نیست.» همین تغییر ذهنیت عمیق، مسیر زندگیمان را عوض کرد.
و امروز… بعد از حدود سه سال، در شرایطی این کامنت را مینویسم که فرزندان دوقلوی من نزدیک به دو ساله هستند. خداوند به من فرزند داد، من را عزیز کرد، و آنقدر مسیر زندگیام بهتر شد که حتی خانه دومی هم ساختم و اکنون صاحب دو خانه هستم.
تمام اینها نتیجه تغییر باورها، عمل به آگاهیها، سپاسگزاری و توکل واقعی است. این مسیر، زندگی من را از ناامیدی مطلق، به معجزات واقعی رساند.
- تغییرات شخصیتی من و نتایج این تغییرات
من رحمان هستم و در حال استفاده از آموزشهای استاد عباسمنش در دوره ۱۲ قدم هستم. در یکی از جلسات، استاد عباسمنش درباره مفهوم هجرت صحبت میکردند و من با اطمینان میگویم که با عمل به این آموزشها، من واقعاً هجرت کردم. من از یک رحمانِ معتاد که روزی سه بار مواد مخدر مصرف میکرد و دو پاکت سیگار میکشید، به انسانی هجرت کردم که اکنون حتی بوی سیگار حالش را بد میکند.
من از آن رحمانی که به خاطر اثرات مواد مخدر تا ظهر خواب بود، وقتی بیدار میشد تا دو ساعت گیج بود و کسی حق نداشت به او اعتراضی کند چون عصبی میشد، فاصله گرفتم و به فردی جدید تبدیل شدم. اکنون من رحمانی هستم که قبل از همه از خواب بیدار میشود، همه چیز را مهیا میکند، نان سنگک داغ میخرد، انسولین مادرش را میزند و اولین نفر در محله است که مغازهاش را باز میکند.
هجرت من یک تحول همهجانبه بود. من از یک آدم بدبین و شکاک، به انسانی تبدیل شدم که زیباییهای اطرافیانش را میبیند. از رحمانی که هیچ هدفی برای ثروتمند شدن نداشت، به کسی رسیدم که اکنون ثروتمند شدن برایش تبدیل به یک وظیفه شده است.
من از فردی که بدون مواد مخدر و دوستان معتادش لذت نمیبرد، به رحمانی هجرت کردم که میتواند روزها و ماهها به تنهایی مسافرت برود و از بودن با خودش لذت ببرد. من از کسی که همواره دنبال پارتی و آشنا برای پیشبرد کارهایش بود، به انسانی تبدیل شدم که سعی میکند فقط و فقط روی خداوند حساب باز کند.
با کمک آموزشهای استاد عباسمنش در دوره ۱۲ قدم، من از رحمانی که حتی توان پرداخت قسطهایش را نداشت، به رحمانی هجرت کردم که درآمدش ۳۰ برابر شده و این درآمد روزبهروز در حال افزایش است.



سلام به همه سلام استاد عزیز استاد شایسته عزیز سپاس گزارم از شما و این مکان الهی
من دوسال بود که نمیتونستم خودمو راضی کنم تا از همین جایی که هستم و امکانات کنونی ام کسب و کاری رو شروع کنم یعنی نجواها مقایسه ها حرف مردم ها نمیزاشتن ولی
ولی به کمک اموزش های شما بعد دوسال من تونستم یک کسب و کاری رو برای خودم اغاز کنم از همین جایی که هستم و امکانات کنونی خودم در حد و توان خودم در همین موقعیت جغرافیای ای که هستم
و از شما تو اقدام اینکار یاد گرفتم که اگه تو حرکتی کنی حتی نتیجه نده باز تو موفق شدی چون تجربه کسب میکنی ک همین حرف شما به منقوت قلب داد
و منبعد دوسال بی حرکتی تونستم پا رو ترسم بزارم و کاری رو شروع کنم برای خودم تا یک درامدی داشته باشم
خدایا نعمت هات رو به من بده
سلام و خداقوت به شما استاد جانم و مریم جانم
بعد از دو بار گوش دادن به فایل آخر متوجه شدم چنین صفحه ای به سایت اضافه شده
خیلی خیلی خیای خوشحال شدم و خیلی کیف کردم
اینقد ذووووووق کردم که نهایت نداره
الهی صدهزار مرتبه شکرت
اما میخوام یه درخواستی بکنم
یه بهبود کوچولو به این قسمت اضافه بشه معرکه میشه
اونم اینکه کامنت های هر دوره ای جداگانه باشه
یعنی یه فیلتری اضافه کنید به این صفحه که
مثلا من میخوام فقط کامنتای نتایج بچه های عزت نفس و بخونم بعد منو ببره به اون صفحه
یا نتایج بچه های دوازده قدم که منو ببره فقط به اون قسمت که بتونم بخونم
اینجوری جداگانه بشه خیلی بهتره و نظم بهتری میگیره و هرموقع بخوایم میتونیم به راحتی دسترسی داشته باشیم به نتایج هر قسمت از دوره ها
عاااااااشثتووووونم استاد جونم
و بی نهایت عاشثتم مریم جووون دلممممم
سپاسگزارم برای این زحماتی که میکشین
خداوند و شکزگزارم برای وجودتون
بنام الله رحمان
سلام خانم شایسته عزیز
میدونم که این ایده و این صفحه نتیجه کارای شماست
ممنونم از شما که این صفحه رو ایجاد کردید
هر روز یک صفحه از این قسمت رو میخونم و باور کنید منو سیر میکنه از ارتباط برقرار کردن با افراد جامعه
یعنی هیچ نیازی نمیبینم که حتمن امروز ارتباطی داشته باشم با افرادی که در جامعه هستن و افکار و صحبتهاشون همه تو در و دیواره.
انقدر حس خوبی بهم میده این صفحه که حال و احساسم و به اوج میرسونه.
خوندن تجربیات زندهی دوستان در مورد موفقیتها و رسیدن به اهدافشون باعث میشه منم فرکانس مناسبی ارسال کنم
منم بر روی موفقیت تنظیم بشم
منم در مدار خواستههام قرار بگیرم
منم در مدار دریافت قرار بگیرم
منم آسان بشم برای آسانیها
منم با خودم و جهانم به صلح برسم
خدایا باز هم سپاسگزارم که منو به این فضای فرکانسی هدایتم کردی
برای تمام دوستانم در این مکان الهی آرزوی سلامتی و شادی و لذت میکنم
همیشه حالتون خوب باشه
تنتون سلامت باشه
و ثروتمند باشید
ممنونم خانم شایسته عزیز
بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین
این صفحه رو دیدم بودم یا فکر نمیکردم جا برای دیدگاه گذاشتن داره یا نه. اصلا نمیدونم.
میدونم این صفحه خواسته ی منو میچسبونه به سقف. خصوصا خوندن نتایج دوستانی که صادقانه از وضعیت مالی و منطق ها و اشتباه هاتون نوشتن و بعد عملکرد درست روی آموزه ها چه نتیجه ها که نگرفتن.
من خیلی باید یاد بگیرم افسار ذهن و عقلم رو دستم بگیرم. چون فکر کنم اگر نتیجه ایی هم گرفتم بازم پای عقل و ذهن نجواگر یک گوشه کنار در میان بوده. حالا اگر بتونم یک ذره بیشتر ذهنم رو کنترل کنم و ایمانم رو تقویت کنم چه شود….(نوشتم تا یادم باشه)
به نام خدایی که لطفش بی انتهاست
سلام به استاد عزیزم
و مریم مهربون
از هردوی شما بابت زحمتی که برای سایت میکشید بی نهایت مچکرم
چند وقته روز من با سایت شروع میشه
شبم با صدای استاد تموم
صورت نشسته اول از همه میام تو سایت
و آخر شب تمام دسترسی هارو به خودم محدود میکنم
که تمام تمرکزم روی مطالب سایت باشه
امشب هم دقیقا تو همین شرایط بودم
که یهو موضوعی توجهمو جلب کرد
من از طریق چندتا اینفلونسر اینستاگرام مشتاق دوره ی دوازده قدم شدم از خردادماه 1402
و تمرین ستاره ی قطبی رو از هایلایت پیج فرنازجوادانخرد یادگرفتم
وای استاد
از اون روز تا به حال
من حتی یک شب این تمرین رو رها نکرده بودم
اون موقع توان مالی خرید دوره هاتون رو نداشتم
و از طریق فرناز و همسر عزیزش مهران
و همچنین سایت مطالب رو پیگیری میکردم
که میگفتن اگه شرایط خرید نداری اصلا اهمیتی نداره
از فایل های رایگان که استفاده کنی
به مرور فرکانست انقد بالا میاد که دوره ای رو تهیه کنی
من اون موقع اونقد باور نداشتم ب این جریان
تا اینکه تعهد دادم تحت هیچ شرایطی نه پولی برای خرید دوره تون قرض کنم
نه از فایل ها به شکل نادرست استفاده کنم
حدود دوماه هم بود برام بدهی ب شکل های مختلف درست میشد
تا اینکه دیدم من آدم این نیستم تو حال بد بمونم
شب و روزم رو چسبوندم به هم تو سایت بودم
و همش نیت میکردم و از خدا میخواستم فایلی که الان لازم دارم رو نشونم بده
و این معجزه هی من هدایت شدم
به فایل رفع بدهی
آنن فانن چندگرم طلا فروختم و تمام بدهیم رو تسویه کامل کروم
احساس کردم بار سنگینی از روی دوشم برداشتم
و باز ادامه دادم به همین منوال
این چیزهایی که تعریف میکنم در عرض شاید کمتر از 5 روز رخ داده
و اما از فردای اون روز اتفاقات خوب پشت هم کوچیک و بزرگ در حال رخ دادنه
من قبلا تو لیست خواسته هام خریدن قدم اول خواستم بود
و به طرز خیلی طبیعی و راحتی
بدون قرض گرفتن و تحت فشار بودن
درست وقتی تمام بدهی هام رو تسویه کردم
من این دوره رو امروز خریدم
و از خریدنش خیلی خوشحالم
خواستم بگم اصلا نیاز نیست از راه نادرست به محصولات دسترسی پیدا کنید
همین که با عمق وجود مطالب رایگان رو استفاده کنید
خواه ناخواه محصولات خودشون راه خریدشون به سمتتون باز میشه
برای من که در عرض 3 4 روز شد
خداروشاکرم چنین خوشحالی رو نصیب من کرد
خداروشاکرم راهی پیدا شد تا زخم های روحمون رو التیام ببخشیم
راهی که همش عشق هستش و نور مطلق خداوند
وقتی نتایجم بیشتر بشه میام و از تک تکشون مینویسم
مینویسم چی به سر من و روح من اومد و خدای من چطور از من محافظت کرد و منو به جایی ک فکرشم نمیکردم هدایت کرد
خدایا شکرت
خدایا شکرت که هیچ دستی بالاتر از دست تو نیست
و هیچکس قدرتش از تو بالاتر نیست
سلام به لیلا دریایی عزیز
خوشحالم که دوره دوازده قدم را خریداری کردی و تبریک میگم بهت امیدوارم همیشه از نتایج عالی از سمت بخونم واین که گفتی وقتی اراده کردی وبدهی ها تو دادی کلی تغییرات در زندگی دیدی را کلی من تحسینت کردم خداراشکر که این قدم اول را برداشتی به سوی پیشرفت
واین که از این به بعد هرچه بهتر میکنی باورهایت را نتایج بهتر میشود
وباز هم از خدا سپاس گذارم یک موفقیت جدید را بهم نشون داد از یک بنده دیگرش تا من باورم قویتر. بشود
سلام
امشب داشتم در نتایج دوستان از دوره های استاد نگاه میکردم
دوتا از نتایج خودم را دیدم وکلی شکر گذار شدم
که چقدر من پیشرفت کردم
و وقتی داشتم کامنت خودم را میخوندم ایمانم نصبت به آموزه های استاد بیشتر شد
وذهنم بیشتر پذیرا شد که این همه دست آورد را از همین دوره های استاد عباسمنش دریافت کردم
استادی که حرف هایی از کلام خدا میگوید
این را که گفتم به دلیلی هست که وقتی دوره ها را الان گوش میکنم در حین گوش دادن گاهی اینقدر احساسم خوب میشود که میخواد گریم بگیره و همین نشانه این هست که حس خوب بهم دست میدهد
وقتی احساس خوب میگیرم یعنی این که خدا داره باهام صحبت میکند
همه این آموزه ها نه تنها برای من برای کلی از افراد که در 23 صفحه اومده که هر کدام به طریقی نتیجه گرفتن از آموزه های استاد
اگر چکاپ فرکانسی ام را اول شروع خرید دوره ها را بخونم وشرایط الآنم را هم بنویسم
خودتون بهترین نتیجه ها میبینید
من این نتایج را بارهای بارها برای خودم مرور میکنم وذهنم را برای خودم بیشتر باور پذیر میکنم
به نام خداوند پاک و یگانه
نتایج من از استفاده از دوره عزت نفس و عشق در روابط و روانشناسی ثروت یک :
استاد عزیزم ، من قبل از شروعِ استفاده از دوره عزت نفس و عشق در روابط و روانشناسی ثروت یک ، یک کارگر بودم که هیچ دید عمیقی نسبت به آینده نداشتم و همینطور باری به هر جهت زندگی میکردم و همچبن آدم ناراحتی هم نبودم ، کمی خوش بودم و چندسال قبل یکبار کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین را خواندم و نتیجه ای نگرفتم و گذاشمتش کنار .
گذشت و من اتفاقات نامناسب مثل جدایی از نامزدم و رشد نکردن از لحاظ مالی و نداشتن رابطه عاطفی مناسب در زندگی ام شعله کشید و من آنجا بود که ناخودآگاه دست از مقاومت و عصبانیت و ناامیدی برداشتم و از لحاظ درونی تسلیم شدم و سعی کردم از همان کار و همکاران لذت ببرم .
همانروزها به این آگاهی ها هدایت شدم و فردی آمد درباره شما با من صحبت کرد و من ناخودآگاه مقاومت نکردم و شروع کردم به استفاده از دوره های شما :
کلی احساس خوشبختی میکردم و محل کارم بهتر شد و درآمدم بیشتر شد و سرمایه ام با الهامی که به من شد و بلزف خداوند انجامش دادیم ، دو برابر شد .
باز احساس خوشبختی و آرامش بیشتر و همینطور با قدرت بیشتر کار کردن روی باورها را ادامه دادیم ، درآمدم حدودا 4 برابر شد و قبل ازینکه روی خودم کار کنم ، یادمه رئیس شرکت وقتی منو در حین انجام کاری دید ، با لحن بدی به من گفت ، اینجا جای نشستن نیستا !!!
ولی بعد از کار کردن روی باورهام ، سوگلی همان شرکت و کارخانه و خانه و فامیل و آشنا و محله شده بودم و بلطف خداوند سرپرست آن کارخانه شدم و عملا کار خاصی انجام نمیدادم ولی مدیریت آنجا را خداوند برایم عالی انجام میداد و من فقط اعتبار بیشتر ، درآمد خوب و روابطم بهتر میشد .
تا اینکه به من الهام شد که از آن محیط کاری استعفا بده ، من این کار را انجام دادم و با تمام افرادی که در فضای باورهای مناسب و توحیدی نبودند یا خودم قطع رابطه کردم یا جهان برایم این کار را انجام داد و کمی هم نگران درآمد بودم ولی خداوند درآمد یکسال خوب کار کردن در همان محیط کاری را به من داد تا بهتر و بیشتر روی خودم کار کنم مثل زمانی که شما دو سال حقوق میگرفتید ولی کاری انجام نمیدادید .
ولی واقعا از تک تک این لحظات عالی استفاده کردم و خیلی متعهدانه روی باورها بلطف و اراده خداوند کار میکنیم و اصل و اساس زندگی ام را کار کردن روی باورها ، نوشتن باورها و توضیحاتش و درک آنها با مداری که در آن هستم و شنیدن بارها و بارهای این آگاهی ها و تمرکز بر شخصیت با صداقت شما برای تثبیت باورها و کم کردن نجواهای رجیم ، گذاشته ام .
الان همینکه تجربه کنونی زندگی ام اینست که : هر سوالی یا کاری دارم از خداوند هدایت و پاسخ میخواهم و خداوند سریعا جوابم را میدهد و این دوره های مقدس خوشبختی و احساس خوشبختی درونم که انگاری در بهشتم و از لذت در حال یخ زدن هستم و خودم تغییر شیوه تفکرم را درک میکنم و خداوند را دارم ، بزرگترین سپاسگزاری من از خداوند است .
از شما هم استاد عباسمنش عزیزم پیامبر زمانه من ، بینهایت سپاسگزارم و دوستت دارم بخاطر ذات و سیرت زیبا و پاکتان .
به نام خدایی که به من همه چیز داد تا از زندگیم لذت ببرم سلام استاد عزیززم من میخام از نتایجم بگم که چه اتفاقاتی در طول زندگیم افتاده من چندین سال پیش یک فایلی از شما گوش داده بودم و دیدم ک واقعا در من تغییر ایجاد کرده کم کم هر چند روز یکبار و خیلی کمتر به فایل هایتان گوش میدادم من روابطط فوق العاده داغونی داشتم و برایم زندگی کمی بهتر شد بعد از اون ک روی خودم کار نمیکردم و اصلا نمیدونستم سایتی وجود داره من یکی دوتا از دوره هاتونو تو تلگرام خریدم و گوش دادم اما وقتی یک فایلی از شمارو گوش دادم ک میگید مگه من از کسی دزدیدم تا ب اینجا رسیدم که فایل در مورد دانشجوهایی بود ک شما تربیت کرده بودید و اون ها وارد این مسیر شدن اما رفتن و اطلاعات سایتو برداشتنو و….. و شما گفتید باید در راه درست باشید من دیگه ب اون دوره ها گوش نکردم حذف شون کردم اون سال من کنکور داشتم و سال اول و دوم قبول نشدم چون میخواستم از راه اشتباه چیزی رو ب دست بیارم سال سوم که من روی خودم کار میکردم و از فایل های رایگان سایت مخصوصا زندگی در بهشت استفاده میکردم خداوند ب من لطف کرد و من با رتبه 4 هزار دبیری ریاضی قبول شدم و الان عاشق رشتمم هستم چند وقته که جدی با فایل های رایگان روی خودم کار میکنم و این مسیر جزعی از عادت هام شده و از این که میام سایت و نتایج دوستان رو میخونم لذتتتتت میبرم و نگم براتون ک من چقدرر ارامش دارم وزندگیم از چند سال پیشم چقدرررر فرق کرده من میخاممم خیلیی بیشتر روی خودم کار کنم تا نتایج فوق العده تری بگیرم و خداوند من رو هدایت کنه که هر روز روی خودم بیشتر کار کنم و نتایج فوق العاده تریی بگیرممم خدایا شکرتتت بابت این همه اگاهییی
سلام
وقتتون بخیر
از دوستانی که تجربه استفاده از دوره قانون سلامتی رو داشتند و وگان یا وجترین بودند خواهش میکنم اگر این مسیر رو طی کردید برای من از نتایجتون بنویسید و بگید میشه با اصول وگنیسم تطبیقش داد و استفاده ش کرد؟
بخرمش؟
ممنون
.
من مدتهاست احتیاج دارم که این محصول رو خریداری کنم و بهش عمل کنم اما متوجه شدم که احتمالا برای کسی که وگان هست یا غیرممکنه یا سخت
و یکی از موضوعات اصلی هم راجع به جایگزین کردن پروتئین حیوانی و غیرحیوانی هست که بنظرم میرسه مدیریتش مثل بقیه موارد آسون نیست
.
.
لطفاً لطفاً لطفاً اگر قرار هست بیایید و بنویسید که از وگان بودن دست بکش و باهاش مثل مذهب و دین برخورد نکن و اینا… این کارو نکنید و سعی نکنید نظر من رو تغییر بدید.
گوشم پره ازین حرفها.
.
من چندسال وگان بودن رو تجربه کردم و با کشته شدن و آزار حیوانات واقعا مشکل دارم و موافق نیستم که یک انسان امروزی بخواد برای تهیه غذای خودش از بدن و جان یه موجود زنده ای که گاهی احساسات شبیه به انسان داره بهره ببره
البته که گیاه هم جون و احساس داره
ولی احتمالاً مثل یک گاو از دیدن اینکه بچه ش رو جلوش سر ببری حالش بد نمیشه
یا برای مثال گیاهی که میوه ش رو میندازه روی زمین بعد از رسیدن اون میوه… این رو نمیشه با یک حیوان مقایسه ش کرد
و هزاران موضوع دیگه که اگر نخواین مغلطه کنید و برای گوشتخواری دلیل و توجیه های سطحی و غیر منطقی بیارید میشه دربارشون هزار ساعت صحبت کرد.
.
یه فیلمی هست به نام پی_کِی اونو حتماً ببینید جالبه
لحظه های آخرش که این آدم فضایی میره به مردمش از زمینی ها میگه
میگه دوستان اگر رفتید روی زمین و یه نفر گفت من عاشق جوجه یا عاشق ماهی هستم
بدونید واقعا منظورش این نیست
و اونها منظورشون اینه که من عاشق اینم که ماهی یا جوجه ی مُرده رو کباب کنم و بخورم!
.
و من همیشه وقتی میبینم که افرادی مرغ و خروس و گوسفند دارند و به اونها عشق میوَرزند و در نهایت میکُشنشون و این درحالیه که اون حیوان بهشون اعتماد کرده بوده… بینهایت حالم بد میشه
و واقعا فکر کنیم به اینکه گربه و سگ چه فرقی با گاو و گوسفند و مرغ و خروس دارن که بین اونها فرق میذاریم و فقط به سگ و گربه ها انقدر عشق بی قید و شرط میدیم اما به مرغ و خروس به شرط اینکه به ما تخم مرغ و گوشت بدن عشق میوَرزیم؟ و جان و حق زندگی رو از بعضی هاشون میگیریم و برای استفاده از شیرشون اذیتشون میکنیم مثل دوشیدن گاوها
.
… من نمیتونم راحت بپذیرم از وگان بودن دست بکشم حتی برای سلامتی خودم و این تضاد گاهی آزارم هم میده
اما باید این مسئله رو حلش کنم
همونطور که خیلی از وگان ها خلش کردن
.
و اعتراف هم میکنم که اگر تمام محصولات وگان دردسترسِت نباشه و اصولی پیش نری واقعا بدنت کم میاره
منم گاهی کم آوردم
ولی…. تمایلم اینه بدون آزار حیوانات خودم هم سلامت تر باشم
یعنی میشه؟ با دوره استاد عباسمنش؟
سلام ب شما دوست عزیز
من تو حوضه ثروت مشکل دارم میرم دوره روانشناسی ثروت و تهیه میکنم و بی چون و چرا ب اموزش های استاد عمل میکنم و نتیجه میگیرم
من تو حوضه روابط مشکل دارم میرم دوره عشق و مودت و تهیه میکنم و عمل میکنم بی چون چرا و نتیجه میگیرم
من تو حوضع عزت نفس مشکل دارم میرم دوره عزت نفس و تهیه میکنم اموزش6اشو بی چون و چرا انجام میدم و نتیجه میگیرم
و همینطور بقیه دوره ها…
شما اگه از نظر سلامتی مشکلی نداری چرا اصلا میخوای دوره قانون سلامتی رو بخری؟؟؟
اگر میخوای مشکلی رو از نظر سلامتی حل کنی باید دوره رو بخری و هرچی ک استاد میگن و انجام بدین بی چون و چرا.
چون این جا بحث قانونه
و همونطور هم ک خودتون میدونید قانونو نمیشه شخصی سازی کرد
با تشکر
حرفتون رو قبول ندارم
چون من مثل دیگران استاد و حرفهاشون رو مقدس نمیدونم که فکر کنم عین یک آیه نازل شده باشه و بدون چون و چرا باید بپذیرم!
من با تمام احترامی که براشون قائلم و خییییلی هم در این سالها ازشون چیزی آموختم و عمیقاً قدردانم
ولی در بعضی موارد اصلا عقایدم باهاشون همسو نیست و اینطوری نیست که صد در صد قبول کنم
گاهی شک میکنم به برخی گفته ها و این بد نیست
.
اتفاقا خیلی از رهبران مذاهب هم دوست دارن شما بی چون و چرا و بدون شک حرفشونو بپذیری و حتی نقدشون نکنی
ولی هر آدمی ممکنه اشتباه بکنه.
گرچه معتقدم قضیه نسبی هست و اشتباه یک مفهوم انتزاعیه
یعنی مثلا اگر من انتخاب کردم که استایل زندگیم به شکل وگانیست ها باشه، پس هرگونه گوشتخواری به هر منظوری در راه و روش و منش من میتونه اشتباه باشه
اما از دیدگاه شما و ایشون میتونه درست باشه
پس جنگ و بحثی نمیکنیم باهم
مگر دلیل و منطق خوبی داشته باشیم که بخوایم آگاه کنیم همو، اون هم با آرامش و متین
.
استاد عباسمنش بی نظیر و عالیه
ولی من هنوز نتونستم با خوردن گوشت موافق باشم
چون وقتی من وگان شدم فقط و فقط بخاطر حمایت از حیوانات بود نه بخاطر سلامتی خودم
اونهایی که فقط بخاطر سلامتی خودشون و بعنوان یک رژیم غذایی رفتن سراغ وگانیسم، خب معلومه وقتی خسته شدن هزار و یک منطق و دلیل میارن که ثابت کنن گوشتخواری درسته تا برگردن به سیستم قبلی!
.
من کاملا قبول دارم و معتقدم که بدن ما عادت داره به گوشتخواری چون قرنها و سالها اینطور بوده، و بدن و ذهنمون که معتاد گوشتخواریه و معتاد به استفاده از فرآورده های حیوانیه، مسلماً اعتراض میکنه به سیستم گیاهخواری و وگانیسم (که باهم فرق دارن)
ولی قصه اینجاست که الان دیگه انسان متمدن امروزی با انسان قدیم فرق کرده و ما میتونیم بدون کشتن و آزار حیوانات برای خودمون غذا تهیه کنیم. دلیلی نداره دیگه مثل قبلاً زندگی یه موجود رو بگیریم بخاطر تهیه غذای خودمون.
و البته که باید چند نسل هممون وگان و وجترین باشیم تا بدنمون بپذیره و یاد بگیره چطور با این استایل پیش بره.
من هم بهم گاهی فشار اومده و مثلا یک بار بعد از 4سال یه هو دیدم باید گوشت بخورم و رفتم ماهیچه گوسفند خوردم. ولی باز برگشتم به سیستم قبلی. هنوزم اگر ببینم دارم مریض میشم میرم چند روز تخم مرغ میخورم تا قوت بگیرم….
سیستم وگانیسم اگه درست و اصولی انجام نشه آسیب میرسونه و ضعف بدنی میاره / منکرش نیستم
اما مثلا شاید اگه استاد بگن باید پروتئین بخوری احتمالاً من برم سراغ پروتئین گیاهی یا نهایتاً تخم مرغ
نه گوشت
.
درمورد این که گفتی اگه مشکلی نیست چرا میخوای بیای دوره رو بگیری هم بگم که اتفاقا احساس نیاز کردم و میخوام بگیرم انشالله
.
.
یه جمله ای هست که میگه:
اگه دیوار کشتارگاهها شیشه ای بود بعید میدونم کسی دیگه دلش میتواست گوشت بخوره
.
و اینکه
واقعا گاو و گوسفند و مرغ… چه فرقی با سگ و گربه دارن؟
چرا باید اون سگ و گربه توی ناز و نعمت و دست و بال آدما انقدر عزیز، زندگی کنن اما گاو و گوسفند و مرغ رو بعد از اینکه ازسون نگه داری میکنیم میکُشیم و میخوریمشون؟
.
یه فیلمی هست به نام پی_کِی، آخرش که آدم فضاییه برمیگرده به سیارشون
میگه آهای مردم
اگه رفتین رو زمین و اونجا یکی گفت من عاشق جوجه یا ماهی هستم باور نکنید
چون آدمای روی زمین منظورشون اینه که دوست دارن مُرده ی اونا رو کباب کنن و بخورن!
.
.
دوست عزیزم!
ما آدمای الانیم
باید یک فرقی با آدمای قدیم داشته باشیم؟
.
یه تعریفی هست از تمدن که میگه
آدمای قدیم به هم سنگ پرت میکردن، آدمای الان به هم کلمه پرت میکنن
و این یعنی تمدن
.
من همیشه پرسشم اینه که آیا معنا و درک و شعور منِ امروز نباید با آدمای غار نشین فرق کنه؟
.
چرا ارجاع میدیم همه چی رو به قدیمی؟
اینکه مدت طولانی گوشتخوار بوده انسان، دلیلی بر درست بودنش نیست
فقط اینکه بدنمون عادت کرده به اون سیستم
و حالا که میخوایم تغییر عادت بدیم
سختشه!
سلام مجدد بشما دوست عزیز
چندین سال پیش خیلی دوست داشتم ک دیگران و قانع کنم یعنی ب هر دری میزدم که بگم حرف من درسته ولی الان اینجوری فکر میکنم که باید هرکسی رو همونجور که هست بپذیرم من ب نظر شما احترام میزارم.
حرف من خوردن یا نخوردن گوشت یا گیاه نیست
من فقط میگم یک نفر یک مسیری رو رفته و نتیجه ام گرفته از اون مسیر(قانون سلامتی)حالا اومده گفتی که اقا هر کسی که این نتایج و میخواد باید یکسری کارهارو انجام بده و یکسری کارارو انجام نده ب همین سادگی.حالا شما یا انجام میدید نتیجه دلخواهتونو میگیرید یا انجام نمیدید و …
درپایان حرفتون و تایید میکنم ک گفتین ادمهای قدیم با ادم های الان باید ی فرقی داشته باشن
ادمهای قدیم خیلی متعصب تر بودن ولی ادمهای الان با دید باز تر ب مسائل نگاه میکنن
امیدوارم هرجا هستین موفق و پیروز باشین
باتشکر
سلام اران جانم … سلام منه شیش سال پیشم :))) سلام قربونت برم که هر کلمه ات منو به یاد نگار پنج سال وجترین وگن انداخت :) سلام گذشته ی من :)))
از خدا میخوام کمکم کنه بهترین کلام بر من حاری بشه که بهت کمک کنه :)))
عشقم بدون من اینده ی توعم
اون فیلم پیکه رو بارها موقع گیاهخواریم دیده ام … حرفات دقیقا کلمات خودم بود اون احساس گناه اون ترحم دلسوزی کردن اشفته بودنت همه چیزت خوده من بود :))) من از 15 تا 20 سالگیم وجترین و وگن بودم :)))) الان 21 سالمه و یک ساله تو دوره ی سلامتی ام به لطف خدا
از همون پونزده سالگی هم با استاد دارم کار میکنم تاحالا…
راستش اگه فقط یک نفر باشه که بتونه تک تک کلماتی که گفتی رو درک کنه تو این سایت اون منم و خیلی خوشحالم که هدایت شدم به کامنتت … دقیقا نگاری که پنج سال بود رو تو توصیف کردی … شاید من بدتر و سخت تر از تو هم بودم من تو اون پنج سال هیچ وقت لب به خورشتی که توش گوشت باشه نزدم چه برسه خوده گوشت :)))
ببین ارام جان عزیزم
دوست ندارم بهت بگم چه راهی برو چیکار بکن چیکار نکن
من فکر میکنم ما باید تجربه کنیم
من خودم به شخصه عاشق اون دوران پنج سال گیاهخواریم هستم
همون موقع عاشقش بودم و لذت بردم ازش و حتی نتیجه اش باعث شد ایمانم به دوره سلامتی بیشتر بشه که خیلیا این ایمان من رو نداشتن به خاطر شاید اون تجربه ی من …
تو خیلی خوده گذشته ی منی
جالب بود برام که فهمیدی که وگنیسم خیلی اصول و قواعد داره که باید رعایت بشه و مضر هست اگه اینجور نباشه …
حالا من میخوام بهت بگم حتی اگه تموم اصولش هم رعایت کنی بازم جواب نمیده :)))
در مورد ژن گفتی باید بگم من خودم فکر میکردم چون پنج سال گیاهخوار بودم بدنم عادت کرده به گیاهخواری یا مثلا هندی ها نسل در نسل گیاهخوارن بدنشون بهش عادت کرده … ولی اینحور نیست عزیزکم :)))
ژن ما سه میلیون ساله ساخته شده
دو هزار سال هم پوچه هیچی نیست در برابرش و تغییر نمیکنه حتی یک ذره …
من خیلی حرفا دارم میتونم برات بزنم ولی نمیدونم درسته یا نه
از طرفی میگم بذار این راهو بره تا اروم اروم هدایت بشه و تحمیل کردن واقعا سخته من خودم یک سال بعد از دوره ی سلامتی رو گیاهخواری موندم و گفتم استاد رو قبول دارم به جز این مورد … یک سال طول کشید تا مقاوتم ریخته بشه و بعد یک سال هم میدونم باور میکنی … با گریه گیاهخواری رو ترک کردم … شبی که حالم بد بود بیمارستان زیر سرم بودم و ارزوم بود ورزش کنم اما جون تو تنم نبود زدم زیر گریه … چون میدونستم هیچ راهی به جز ترک گیاهخواری ندارم و اینقدر گیاهخواری برام عزیز بود حتی فکر ترک کردنش بارها منو به گریه انداخت …
من از بچگی تقریبا به گیاهخواری علاقه داشتم و برا همین سخت بود … اما میدونی در زمان و مکان مناسب اتفاقا میوفتن نباید عجله کرد … اروم باش دختر اینقدر دنبال چیزی نباش دنبال اثبات کردن نباش نه به من نه به خودت … من رها بودم و خداوند وقتی اماده بودم یکی از بچه های دوره سلامتی رو که قبلا گیاهخوار بود بهم هدایت کرد و با هم دوست شدیمو همو دیدیم و اون کلییییی روم تاثیر گذاشت… تا وارد این دوره بشم …
من کسی بودم که میگفتم حاضرم بمیرم ولی گوشت نخورم …
ولی میدونی یه چیزه دیگه ای راجبم بود که نمیدونستم …
من حیوونارو خیلی دوست داشتم هنوزم دارم …
اما هیچ چیزی رو تو این دنیا بیشتر از اهدافم دوست ندارم حتی خانواده ام … به موقعش خانواده ام هم برای رسیدن به اهدافم ترک میکنم …
برای من مهم ترین موضوع زندگیم اهدافم بودن و هنوزم هستن
و وقتی گیاهخواری مانعی در برابر اهدافم دیدم دیگه تموم شد …
دیگه همه چیز فاتحه اش خونده شده بود …
من تو اون پنج سال نمیدونستم گیاهخواری مانع اهدافم هست و اصلا ورزش هم نمیکردم تحرکی نداشتم که بفهمم کم اوردم …
ولی وقتی رفتم دنبال عشق و علاقه ام ورزش و رقص و دیدم گیاهخواری مانع من هست فاتحه اش رو خوندم با اینکه عاشقش بودم …
خیلی حرفا دارم میتونم بزنم من قبل دوره سلامتی اومدم باورای گیاهخواریم رو نوشتم و منطقی حلشون کردم هیچ وقت به زور خودمو اجبار نکردم … اروم اروم خیلی اروم میگم یک سال رو خودم اروم کار کردم تا رفتم سمتش …
ازت میخوام تو هم خودتو اجبار نکنی خیلی اروم پیش برو حتی شده یه سال دو سال طول بکشه اما ادامع بده … برو دنبال سوالاتت … چرا گیاهخواری درسته ؟؟ فرق گوشت سگ و گاو چیه ؟؟ اگه خدا ناراحت میشه از کشتن حیوونا چرا بدنمون رو طی تکامل نیازمند به گوشت بار اورده ؟؟ نگاه خداوند به مرگ و زندگی چیه ایا خداوند به مرگ و زندگی احساسی نگاه میکنه مثل ما ؟؟؟ ایا خداوند ناراحت میشه که یه شیر اهو رو بخوره و اون شیر رو لعنت میکنه ؟؟ یا اون شیر و تکاملش خوده خداوند و همون انرژیه ؟؟
ایا خداوند از گوشت خوردن من ناراحت میشه ؟؟ پس چرا منو گیاهخوار نیافرید ؟؟
نتایج بچه ها چی میگه ؟؟ چرا بچه ها بدون دارو خوب شدن درحالیکه مردم دارن تو بیمارستان ها میمیرن ؟؟ چرا ما سگ نمیخوریم چرا گاو میخوریم ؟؟ چرا انسانها گوشت حیوانات گیاهخوار خوردن نه گوشت حیوانات همه چیز خوار یا گوشتخوار ؟؟ نتیجه ی من از گیاهخواری تا به الان چی بوده ؟؟؟ نتیجه ی ادامه اش چبه برام ؟؟
به همه ی سوالها فکر کن بسین اصلا ساعتها فکر کن
اگه وگن رو دوست داری ادامه اش بده با عشق و لذت ببر افتخار کن بهش ولی کنارش اروم اروم خودتو به چالش بکش با سوال کردنها
اشفتگی رو از خودت بیرون کن نترس عقب نمیوفتی میتونی تا دو سال دیگه گیاهخواری رو ادامه بدی هیچ اشکال و عیبی درش نیست :)))
ما مشکلمون اینه که فکر میکنیم از قافله عقب میوفتیم درحالیکه اصل اینه که لذت ببریم
اگه از گیاهخواری هنوز لذت میبری انجامش بده منم پنج سال زندگیم لذت بردم
اما اگه میبینی لذت ها داره کمتر میشه و رنج ها بزرگتر جوریکه نمیتونی انکار کنی اون موقع اس که باید خودتو با سوالها به چالش بکشونی :))))
دوستت دارم گذشته ی من فعلا
سلام عزیزم
ممنون که حوصله و وقت گذاشتی و از دلت نوشتی
چقدر خوب نوشتی
چقدر کامل و عالی نوشتی
مشخصه خیییییلی خوب و شفاف با خودت همه چی رو حل و فصل کردی
آفرین بهت دمت گرم. تحسینت میکنم
.
حرفات رو من تأثیر گذاشت
بهشون فکر میکنم و باید چندبار دیگه هم بخونمشون
.
بله منم الان کم میارم
ورزش دیگه نتونستم بکنم
کارم هم سنگینه ولی جون ندارم
اما همون مسئله اخلاقیش اذیتم میکنه و اینکه آهِ هر حیوونی موقع مرگش و موقع کشته شدنش منو بگیره
دوست ندارم کارما و انرژیش بیاد تو زندگیم
همش خوابشونو میبینم
اوایل هروقت گوشت و لبنیات میخوردم خواب میدیدم دستم به خون آغشته ست و پاک نمیشه هرچی میشورم
خواب میدیدم گاوها برای کشته شدن گوساله هاشون گریه میکنن
یا هزارتا ازین موارد
.
.
اون تیکه که گفتی آیا فکر میکنی خدا به مرگ احساسی نگاه میکنه یا نه؟ ،
گلِ کلامت بود
اون تیکه منو میخکوب کرد
به قول خیام
این کوزه گر دهر چنین جام لطیف میسازد و باز بر زمین میزندش!
…
این همون نقطهایه که خداناباورها هرموقع جنگ و خونریزی میشه تو دنیا
میگن عدالت مرده! خدا مُرده!
اگه خدا وجود داره چرا میذاره این همه آدم بیگناه کشته بشن…
… آره
تو با اینکه از من کوچیکتری
ولی پخته تری
حداقل تو این موردی که داریم باهم حرف میزنیم
بوس بهت گیان
(گیان= جان / گیانم = جانم)
ارام گیان عزیز
بهت پیشنهاد میکنم بیشتر امرکزت رو بذاری روی شناخت خدا
کتاب چگونه فکر خدا رو بخوانیم بهترین منبع برای شناخت خداوند هست
خداوندی که سیستمه
نه یک انسان
ما باید این سیستم رو بشناسیم
بازم میگم اصلا عجله ای نداشته باش منوتو هسچ فرقی نداریم هیچ اهمیتی نداره من از تو کوچکیترم یا بزرگتر در چشم کائنات منو تو روحیم و به یک اندازه فرصت داریم … کسی به خاطر سن کمش فرصت از تو بیشتر نداره …
وقتی به خداوند نکاه سیستمی داشته باشی یه دنیای جدید برات باز میشه
یه دنیایی که سلامتی بدنت یک ذره نعمتاش هست تو به خیلی چیزای بزرگتر میرسی
و اینه که مهمه نه اینکه تو گیاهخواری یا گوشتخوار و بخوای با خودت بحث و جدل کنی خودت رو پریشون و نگران کنی
اصن از خودت بپرس
چرا گیاهخوار شدی ؟
برای تجربه ی ارامش بیشتر
چون این بهت ارامش میده
حالا چی شده همین باعث شده چنین کابوس هایی ببینی و زندگیت برات جهنم بشه ؟؟
ایا راه درست راهی نیست که به من ارامش میده و حسمو خوب میکنه ؟؟ پس اگه حسم بده مسیرم اشتباهه … اگه توجهت روی منفی هاست راه اشتباس … حس بد اتفاقات بد بی هیچ چون و چرایی… و تو ارزشمندی هیچ چیز و هیچ کس نباید توی ارزشمند رو ناراحت کنه … اینم یادت باشه ..
و دقیقا درسته ادما میگن وای جنگ شده ادمای بی گناه مردن پس خدا نیست … یا خدا ظالمه بی عدالته … اما اونا نمیدونن خداوند همه چیزه … خداوند همه چیزه … خداوند همه چیزه … خداوند انرژیه ، خداوند خاکه ، باده ، اتشه ، زمینه ، منه ، توعه ، دریاست ، همه چیززززههههه …
خداوند همون شیربه که اهو رو شکار میکنه ، خداوند همون اهوییه که شکار و خورده میشه ، خداوند دندون اون شیره ، هداوند خون اون اهوعه … همه چیز این سیستمه … تمام طبیعت برنامه ریزیه دقیق خودشه …
اون نگاه دلسوزی نداره …
اون میگه اگه احساست بده من اتفاقات بدی وارد زندگیت میکنم واسم مهم نیست چه قدر گریه کنی …
خداوند اینه اس … اون همون چیزیو نشون میده که هستی و انجام میدی بدون هیچ دلسوزی …
خداوند خود کائناته که فرکانس مارو میگیره ، خداوند خود تکامله ، خداوند خود طبیعته خوده زندگیه خود مرگه همههه چیزه …
سعی من توی بخش توحیدی خیلی کار کنی روی فایلای توحیدی سایت …
یه فایلی هست استاد میگه به کبوتر ها غذا ندهیم یعنی به گداها کمک نکنیم …
این نگاه و دیدگاه خداونده
اما نکاه انسان اینه که نه گناه داره بدبخت یه نون خشکه ای بهش بدیم نمیره … اما نگاه خداوند چیه اینه مه این ادم باید بمیره یا ثروتمند بشه چون این جهان من لایق بهتریناست من این انسان رو خالق افریدم اکر قرار نیست ثروتمند باشه و به رشد جهانم کمک کنه باید بمیره …
همین هم برای خیوانات صدق میکنه … خدا خوده همون حیوانات هست و اونارو افریده تا جهان رشد و پیشرفت کنه هم با تولدشون هم زندگیشون هم مرگشون …. و این سه هیچ تفاوتی در نظر خداوند ندارن … چون خداوند یک سیستمه نه یک انسان اون همه چیز رو برای رشد و گسترش افرید نه هیچ چیزه دیگه ای … حتی مارو… زمین و زمان و جهان رو مسخر ما کرد که عزتمند زندگی کنیم و رشد بدیم جهانو …
توی کامنتی که برام نوشتی قشنگ احساس کردم اروم تر شدی و اون حس خودسرزنشی گناه و پریشونی اشفتگی ازت کم شده و در صلح بیشتری قرار گرفتی … دوست داشتم بازم کمک کنم این حس ارامشت بیشتر بشه چون یه ادم ارام تر جهانی زیباتر برای منه … یک فرد سالم تر جهان و زندگی بهتری برای منه … تو رشد کنی من رشد میکنم … با عشق و لذت و ارامش این مسیر زیبای زندگی رو طی کن چون تو اشرف مخلوقاتی خدا همه همه همه هرررررر چیزی که تو این دنیاست رو برای تو افریده ؛))))))
نگار جان عزیزم
دوست خوبم
به حرفهایت دوباره فکر کردم
و آنجا که گفتی اصلا برای خدا مهم نیست کشته شدن یا نشدن موجودات،
کمی در علت وگان شدنم شک کردم
تا اینکه یادم آمد چه قول و قرار و چه توجیهِ موجّهی برای خودم داشتم و دارم
اول برای خودم و بعد برای تو هم مینویسمشان:
_بارها برایم پیش آمده، مردی که میخواسته به همسرش خیانت کند، از من درخواست رابطه کرده و وقتی من نپذیرفتم، در نتیجه به سراغ فرد دیگری رفته و در هرصورت خیانت ورزیده، چون تصمیم و قصدش این بوده و مسلماً امتناع من جلوی کار زشتش را نگرفته؛
اما حداقل من خوشحالم که آن نفر سوم و درواقع شریک جُرمش برای خیانت به همسرش، من نبودم.
_گاهی برایم پیش آمده که به من یک پیشنهاد کاریِ غیر اخلاقی شده که پول خوبی هم داشته اما من ردش کردهام
و این رد کردنِ من مسلماً جلوی خطاکاری آن فرد را نگرفته و قطعاً فرد دیگری به جای من آن را به انجام رسانده و پولش را گرفته است؛
اما حداقل خیالم راحت است که من در آن کارِ خطا، دستی نداشته ام.
_در بسیاری از کشورها امکان کُشتن دیگری و تجاوز کردن به دیگران بسیار وجود دارد و خیلی ها هم از این فرصت سوء استفاده میکنند و اگر من آنجا باشم و خویشتن داری کنم، تجاوز و قتل نکردنِ من، مسلماً باعث جلوگیری از انجام جُرم در آن منطقه نمیشود؛
اما حداقل وژدانم راحت است که در جُرمهای انجام گرفته، من دستی نداشتهام.
_آدمهای زیادی در سراسر دنیا حیوانات را برای تهیه غذا می آزارند یا می کُشند و مثل روز روشن است که وگان بودن من آنقدرها هم که من فکر میکنم، ناجیِ جانِ موجودات نیست؛ و جلوی کشته شدن آنها را حداقل به زودی نخواهد گرفت،
اما میدانم که هربار مراقب خوراکم هستم، حداقل در ظرف غذای من، حیوانی نیست و همین قلب و دلم را آرام میکند
آیا همین کافی نیست؟
سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزیز و تاثیر گذار من وفا ناصری از خوزستان هستم حقیقتش اولین باره روی سایت کامنت میزارم ولی سالهاست که من پیگیر آموزه های شما هستم اولین موضوعی که میخوام راجبش صحبت کنم اینه که هر وقت آموزه های استاد رو گوش بدم بلافاصله اتفاقات خوب میفتن و میدونم اینا همش نشانه است که قدرت و تاثیر کلام رو نشون میده که کلام خوب برابر با اتفاقات خوب هستش از وقتی که شروع کردم به نوشتن شرایط زندگیم خیلی تغییر کرد من قبلا هیچ شغل و درآمدی نداشتم همیشه از این شاخه به اون شاخه تا اینکه خدا هدایتم کرد و الان در کار آرایشگری لاین شینیون مشغول هستم و کا ملااستقلال مالی دارم که این موضوع باعث شد تو خیلی از زمینه ها اعتماد به نفسم بالا بره و تو دورهمی ها همیشه سعی میکنم حرفهایی بزنم که آگاهی خودم و اطرافیانم و ببرم بالا که این موضوع باعث شد مسیر زندگی خالم هم عوض بشه و هدایت شد به جایی که خودش همیشه آرزو میکرد ولی هنوز هم یه جاهایی مسیرو اشتباه میرم اما خدارو هزاران مرتبه شکر میکنم که این آگاهی رو دارم که میدونم دارم مسیر و اشتباه میرم و برمیگردم که از مسیر درست برم همیشه خدارو بابت وجودت شکر گزارم استاد عزیز و از خدا در خواست میکنم که بیش از پیش تو این مسیر مصمم تر باشم….
سلام دوست خوبم وفا عزیز
چقدر خوبه ک اولین کامنتی ک گذاشتی شد نشانه ای برای من ممنونم ازت
توی قسمت نتایج دوستان کامنتهای قدم 1 رو میخوندم تا نشانه ای رو برای خودم پیدا کنم
من دارم از قدم 1 مجددا شروع میکنم
و با کامنت شما روب رو شدم گفتم بخونمش تا رسیدم ب قسمتی ک گفتی ب استقلال مالی رسیدم در کار شنیون بهت تبریک میگم ، من چند وقتی هست ک دارم ب این فکر میکنم کسب وکار خودم رو داشته باشم و این ایده اومده بود ب ذهنم ک دوره شنیون رو بگذرونم و جالب برام شد ک به کامنت شما هدایت شدم