نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
تحول کامل مالی، شغلی و سبک زندگی با عمل به آموزههای
دوره ۱۲ قدم،
قانون سلامتی،
کشف قوانین زندگی،
و شیوه حل مسائل زندگیمن از سال ۹۸ با آموزههای استاد عباسمنش آشنا شدم. تا امروز دوره ۱۲ قدم، قانون سلامتی، کشف قوانین زندگی و شیوه حل مسائل زندگی را خریدهام و همراه همسرم روی آموزههای این دورهها کار میکنیم.
امروز دوباره چکاپ فرکانسی ۱۲ قدم را انجام دادم و زندگی امروزمان را با سال ۹۸ زمان شروع این مسیر مقایسه کردم و دیدم که چقدر پیشرفت کردهایم؛ پیشرفتی که اگر ثبتش نکنم، واقعاً قدرش را نمیدانم.
در سال ۹۸، همسرم بدهی سنگین بانکی داشت. چکهای زیادی از من و خودش دست طلبکارها بود. مغازه پوشاکفروشیمان را جمع کرده بودیم و او شغلی نداشت؛ فقط گاهی با اسنپ کار میکرد. وضعیت مالی، روحی و امید ما اصلاً خوب نبود.
اما با کار کردن روی آگاهیها، الهامات یکییکی رسید.
همسرم ایدههای جدید گرفت و با هدایت الهی، مسیرش را در حوزه حقوق پیدا کرد. در مهر ۹۸ در رشته حقوق دانشگاه ثبتنام کرد و ۲۳ بهمن ۹۸ مؤسسه حقوقی خودش را تأسیس کرد.و جالب اینکه قبل از شروع این مرحله جدید، طبق آموزههای استاد که همیشه تأکید داشتند «تا بدهیهای خود را پرداخت نکنید، پیشرفتی رخ نمیدهد»، ما تمام بدهیها را تا آبان ۹۸ تسویه کردیم و حتی خانهمان را هم از رهن بانک آزاد کردیم.
امروز که پنج سال از کار کردن مستمر ما با این آگاهیها گذشته، همسرم فوقلیسانس حقوق دارد، در کارش بهطرز چشمگیری رشد کرده و مؤسسهاش حالا یکی از بهترین مؤسسات حقوقی اصفهان است؛ به لطف خدای بزرگ و آموزشهای استاد عباسمنش.
در این پنج سال، زندگی ما از پایه متحول شد:
ما یک باغ خریدیم.
دو ماشین صفر داریم.
پسانداز عالی و موجودی حساب بانکیمان بسیار خوب است.
با آرامش، عزت نفس و اعتماد به خداوند، از زندگیمان واقعاً لذت میبریم.خدایا سپاسگزارم که ما را با این مسیر آشنا کردی. حالا با تمام وجود باور دارم که هر لحظهای که به قانون عمل میکنیم، همان لحظه شرایط دلخواهمان را خلق میکنیم.
رشد ارزشمندی درونی، ثبات شغلی و روابط عاطفی سالم با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
یکی از مهمترین نتایج من از کار کردن با دوره ۱۲ قدم، احساس ارزشمندی و عزتنفسی است که در وجودم ساخته شده؛ نتیجهای که بهجرئت میگویم با هیچ دستاورد دیگری قابل مقایسه نیست.
قبل از کار کردن با این آگاهیها، در روابط کاری، دوستی و حتی عاطفی برای خودم ارزش قائل نمیشدم و همین مسئله «پاشنه آشیل» زندگی من بود. همیشه کمتر از یک سال در یک کار دوام میآوردم؛ یا با صاحبکار بحث میکردم یا اخراج میشدم. اما بعد از کار کردن روی بهبود شخصیت به کمک این آگاهیها، توانستم سه سال در یک شغل بمانم و در نهایت هم با آرامش و به اختیار خودم از آن کار بیرون آمدم و شغل موردعلاقهام را شروع کردم. آن هم با سرمایهای حدود ۱۰ میلیون تومان. امروز بعد از فقط یک سال، سرمایهام حداقل ۲۰ برابر شده و از نظر خودم این رشد یک معجزه واقعی است.
در روابط عاطفی هم قبل از آشنایی با آگاهیهای ۱۲ قدم، رابطههایم بیشتر از دو ماه دوام نمیآورد؛ چون وابسته بودم. من طرف مقابل را همیشه بیشتر از خودم دوست داشتم، برای خودم ارزش قائل نبودم. مثلاً اول او باید غذا میخورد، سفر بدون او برایم زهرمار بود، اگر یک روز نبود انگار دنیا برایم تمام میشد. اما وقتی روی خودم کار کردم، به لطف خدا همهچیز تغییر کرد. امروز توانستم برای خودم ارزش قائل شوم، با خودم در صلح باشم، خودم را مهم بدانم، خودم را در اولویت قرار بدهم و وابسته نباشم. نتیجه؟
روابط عاطفیام ادامهدار، بالغ، محترمانه و لذتبخش شدهاند.البته همانطور که استاد عباسمنش میگویند: «پاشنه آشیل با یکمدت کار کردن کاملاً از بین نمیرود.» برای همین من هم میدانم که لازم است به طور منظم روی این موضوع کار کنم تا این تغییرات در شخصیت من تثبیت شوند.
این احساس ارزشمندی عمیق که امروز در وجودم دارم، برای من بزرگترین معجزه مسیر دوره ۱۲ قدم است.
بازسازی کامل زندگی در حوزه مالی، سلامتی، روابط و عزتنفس با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم، دوره قانون سلامتی، و دوره عزت نفس
ورود من به «دانشگاه خودشناسی abasmanesh.com» در سال ۹۸ و با خرید دوره ۱۲ قدم آغاز شد. در شروع دوره، چکاپ فرکانسیام را نوشتم و در طی کار کردن روی خودم با آگاهیهای این دوره، آرامآرام تبدیل به یک انسان جدید با شرایط کاملاً جدید شدم؛ و امروز به این رشد و تغییرات به خودم میبالم.
فایلهای «سفر به دور آمریکا» و «زندگی در بهشت» دریچهای تازه به رویم باز کردند و به من یاد دادند که میشود جور دیگری دید، جور دیگری باور داشت و جور دیگری زندگی کرد. یاد گرفتم میشود در تمام لحظات با خودت مهربان باشی و شرایط دلخواهت را خلق کنی. جمله استاد عباسمنش که میگویند «همیشه با مدرک و نتیجه حرف بزنید»، تبدیل شد به محور زندگی من. حالا میخواهم بخشی از مدارک و نتایجم را از عمل به آگاهیهای دوره ۱۲ قدم در طی سه سال اخیر بگویم:
در حوزه مالی
قبل از شروع دوره ۱۲ قدم، تنها سرمایه من مقدار کمی طلا بود. اما در این مدت، ورودی مالی چشمگیری داشتم و الان صاحب ملک و ماشین هستم. این رشد مالی محصول مستقیم تغییر باورهایم و عمل به آموزههای این دوره بوده است.در حوزه سلامتی
وضعیت سلامتی من با ورود به دوره قانون سلامتی شگفتانگیز شده است. هیچ قرص یا دارویی مصرف نمیکنم و طی حدود دو سال، حتی یک سرماخوردگی کوچک هم نداشتهام. بدنم سبک، قوی و پرانرژی است.در حوزه روابط
امروز در روابط، قابلقیاس با گذشته نیستم. منِ همیشه منتقد و توقعدار، تبدیل به فردی شدهام که به عقاید همه احترام میگذارد، با همه دوست است و حضور دیگران را در جهان میپذیرد. این تغییر، ثمره مستقیم کار کردن روی خودم با آگاهیهای دوره ۱۲ قدم بوده است.در ارتباط با خداوند
سال ۹۸ وارد سایت شدم چون دنبال شناخت خدا بودم؛ فردی ضعیف با باورهای پوسیده. اما آرامآرام، خدای درونم تبدیل شد به همراه، همدم و راهنمای دائمی من. هنوز هم این مسیر جای رشد دارد، اما آرامش عمیق درونم نشان میدهد که چقدر جلو آمدهام و چقدر این مسیر الهی درست بوده است.در حوزه عزتنفس
با کار کردن روی دوره عزت نفس تغییر عظیمی در من اتفاق افتاد. تجربه یک سال زندگی در ملبورن استرالیا، برای من تبدیل شد به نقطه عطف. با اینکه زبان را بهدرستی بلد نبودم، اما دوستان زیادی پیدا کردم، گواهینامه استرالیا را گرفتم، کارهای داوطلبانه انجام دادم و مسیرهای تازهای از اعتمادبهنفس را در خودم فعال کردم. این حضور در محیطهای جدید، کلاسها، مهمانیها و تعامل با افراد غریبه، نشانه واقعی رشد من بود و استارت همه اینها در دوره عزت نفس زده شد.سفر به ملبورن باعث شد قسمت بزرگی از سد کمبود عزتنفس در من فرو بریزد و در کنترل ذهنم توانمندتر شوم. باوری در من تقویت شد که هیچچیز نمیتواند مانع رشدم شود. این باور که همیشه همراه من بوده و با عمل به آموزههای استاد عباسمنش، هر روز قویتر میشود.
امروز، وقتی به مسیر سهسالهام نگاه میکنم، میبینم زندگیام در تمام ابعاد مالی، سلامتی، روابط، عزتنفس و ارتباط با خدا بهطور کامل بازسازی شده است. همه اینها به لطف عمل به آموزههای استاد عباسمنش و ادامهدادن مسیر رشد بوده است.
رهایی از بدهی، بهبود خانواده، رشد مالی و آرامش درونی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
من در ابتدای آشنایی با آموزههای استاد عباسمنش، تازه از همسرم جدا شده بودم. از هر طرف با بدهیهای ریز و درشت و طلبکارها احاطه شده بودم. بچههایم از لحاظ روحی شرایط بسیار بدی داشتند. خودم چاق و مریض بودم و عملاً هیچچیز نداشتم. اما امروز که سه سال از آن روزها گذشته و این مدت را با کار کردن روی آموزههای استاد و ورود به دوره ۱۲ قدم گذراندهام، زندگیام چیزی شبیه یک معجزه است. بخشی از نتایج و تغییراتم را مینویسم:
۹۰ درصد بدهیهایم را پرداخت کردهام؛
سلامت، زیبا و خوشهیکل شدهام؛
بچههایم وضعیت روحی فوقالعادهای دارند؛
رابطهام با همسر سابقم کاملاً محترمانه و آرام است؛
یک شرکت موفق و با اعتبار دارم؛
یک پارتنر فوقالعاده از همهنظر کنارم هست؛
یک دفتر کار در بهترین نقطه شهر با بهترین دیزاین دارم؛
اخیراً مدیر فروش بزرگترین پروژه ساختوساز شهر شدهام؛
با تمام اعضای خانوادهام که سالها با من قهر بودند رابطهای عالی دارم؛
اعتمادبهنفسم چندین برابر شده و پرسنل عالی همراه من هستند؛
رابطهام با خدا بسیار عمیقتر و معنویتر شده و آگاهیام نسبت به گذشته بهشدت افزایش یافته؛
با طبیعت و کائنات ارتباطی بینظیر پیدا کردهام؛
کنترل ذهنم فوقالعاده شده؛ قبلاً اصلاً کنترل ذهن نداشتم، اما حالا در ۸۰٪ مواقع ذهنم را هدایت میکنم؛
و چون فرکانسم تغییر کرده، تقریباً تمام دوستان قبلیام خودبهخود از زندگیام حذف شدهاند و من از این بابت کاملاً خوشحالم، چون حالا در مدار بسیار بهتری هستم.استاد عزیز عباسمنش، برای همه آنچه تا کنون از شما آموختهام و برای هر آنچه در ادامه مسیر خواهم آموخت، از صمیم قلب سپاسگزارم.
تحول مالی، سلامتی، ایمان و بازگشت به مسیر درست با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
بنده چند سال است که عضو سایت abasmanesh.com هستم. البته مدتها قبل از عضویت رسمی، با استاد عباسمنش آشنا بودم و تا کمتر از ده ماه پیش تقریباً تمام فایلهای شما را—حتی محصولاتی که غیرقانونی به دستم رسیده بود—دیده و شنیده بودم. صادقانه میگویم هیچ صحبت یا فایلی نبود که استاد عباسمنش تولید کرده باشند و من نشنیده باشم. اما با وجود این حجم از گوش دادن، مطلقاً هیچ نتیجهای نداشتم.
سال ۹۵ یک شکست بزرگ کاری زندگیام را زیر و رو کرد. تمام نتیجه هفت سال کارم از بین رفت. بهشدت افسرده شدم، قند و چربی و فاکتورهای پزشکیام بههم ریخت و روزانه حدود ۱۵۰ قرص مصرف میکردم. در دوران پاندمی با وجود احتیاط شدید، بیمار شدم، ریهام درگیر شد، کار به بستری شدن و تزریقهای سنگین رسید و مدتی به نبود خودم فکر میکردم.
در کارم خرید و فروش ملک در تهران در رکود کامل گیر افتاده بودم. سالی یکی دو معامله با زور انجام میدادم و هیچ پیشرفتی نداشتم. میدیدم اطرافیان با سرعت رشد میکنند و من انگار با زنجیر بسته شدهام. این وضعیت باعث سقوط عزت نفس و رفتارهای ناشی از آن شده بود که گفتنش مایه شرمساری است.اوایل فروردین، همسرم برای اولین بار درباره استاد عباسمنش از من پرسید. چند فایل به او دادم و گفت: «عجب استادی!». با خوشخدمتی برایش یک جلسه از دوره ۱۲ قدم را فرستادم. چند دقیقه نگذشته بود که با ناراحتی برگشت و گفت:
«این فایل را از کجا دزدیدهای؟ مگر نمیبینی استاد میگوید راضی نیست؟ چطور محصول خریدنی را بدون پرداخت بها گوش میکنی؟»همان لحظه بهقدری لرزیدم و از خواب غفلت بیدار شدم که از خودم منزجر شدم. چطور بارها کلام استاد را شنیده بودم اما هیچ اثری نکرده بود، اما همسرم در همان چند دقیقه واکنشی اینچنین پاک و درست داشت؟
دو سه ماه حتی دستم نمیرفت فایلهای استاد را پخش کنم. از تصویر ایشان هم خجالت میکشیدم.اما همه آن وضعیتهای بد ادامه داشت… تا ۱ تیر ۱۴۰۲.
در آن روز، انگار یک طوفان روحی در من بیدار شد. تصمیم گرفتم اینبار از مسیر درست شروع کنم.
در فایلهای شما شنیده بودم:
«اگر میخواهی شروع کنی، از همین الآن شروع کن. فردا و شنبه و سرماه دیر است. همین امکانات فعلی کافی است.»و شنیده بودم:
«در کاری که میخواهی شروع کنی، اول مدتی برای دیگران کارآموز یا کارگر باش تا با هزینه آنان یاد بگیری.»دوستی داشتم که کار اجرایی ساختمان داشت. هنوز تصمیم نگرفته بودم تماس بگیرم که همان لحظه خودش تماس گرفت! گفت بیا ببینمت. رفتم و گفتم میخواهم طبق توصیه استاد، کارآموز سر پروژهات باشم. با روی باز پذیرفت.
این اولین معجزه بود؛ نه بعد از سالها گوش دادن فایلهای غیرقانونی، بلکه بعد از پشیمانی واقعی و شروع از مسیر درست.از همان روز با فایلهای هدیه سایت شروع کردم. تصمیم گرفتم کلام به کلام اجرا کنم.
درونم دگرگون شد؛
با وجود اینکه ظاهراً اتفاق خاصی نمیافتاد، اما اعتمادبهنفس، آرامش، ایمان و انرژی بازگشت.
شرایط ظاهری سخت بود؛ منِ سازنده سابق، حالا کارآموز رایگان بودم. اما به یاد شروع استاد در بندرعباس افتادم… و آرام میشدم.ماهها گذشت و نتایج عجیب یکییکی ظاهر شد:
ایمانم بازگشت.
خدا در زندگیام زنده شد.
امیدم بازگشت.
روحیهام احیا شد.
هدایت الهی در زندگیام جاری شد.و معجزههای واقعی:
مشکل دیسک گردنم کاملاً درمان شد.
وزنم با رژیم و ورزش بیش از ۱۵ کیلو کم شد.
فاکتورهای پزشکیام ۹۰٪ نرمال شد.
مصرف ۶۰ قرص اعصاب در ماه را در ۱۰ روز ترک کردم.
افسردگیام برای همیشه از بین رفت.
یک شب فقط با ذکر «یامن اسمه دوا و ذکره شفا» در لحظه از تب و سرماخوردگی شدید شفا گرفتم.
چند اتفاق بزرگ مالی، اداری و حتی دریافت یک ویزای مهم رخ داد.
کارها به طرز باورنکردنی روان شد.اما نقطه اوج:
دهها فایل ملکی بررسی میکردم تا اینکه ۱۰ دی یک آپارتمان گرانقیمتام با پول نقد فروش رفت و همان شب بهترین ملک کلنگی ممکن را قولنامه کردم—ملکی با سودآوری چند برابر املاک مشابه.
برای پرداخت باقی وجه، هیچ مشتری نبود. فشار زیاد بود اما به خدا سپردم.۲۰ اسفند شب با خدا صحبت کردم که: «نمیخواهم شروع کارم به ضرر کسی باشد… اگر تا اینجا رساندی، ادامهاش را هم تو درست کن.»
صبح فردا مشتری دستبهنقد برای ملک دوم آمد.
شرایط سختی گذاشتم که مطمئن شوم برکت الهی است:
۶۰٪ نقد روی قرارداد، ۱۰ روزه دفترخانه، بدون تخفیف، بدون تحویل کلید.
همه را قبول کرد.
روز بعد چک را گرفتم.
۲۷ اسفند کل مبلغ نقد شد.
۲۸ اسفند سند ملک جدید آماده شد و نقداً پرداخت کردم.
اتفاقی که در ۳۰ سال فعالیت ملکی، نه دیده بودم و نه شنیده بودم.
اکنون دوره ۱۲ قدم را از ابتدا و بهصورت رسمی و درست شروع کردهام و قدم اول هستم.اگر این نوشته هدایت یک نفر شود، من وظیفهام را نزد پروردگار و استاد عزیزم انجام دادهام.
رشد مالی، آرامش عمیق و شکوفایی فردی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
من اواخر سال ۱۴۰۰ وارد سایت شدم و شروع کردم به کار کردن روی خودم. در شروع مسیر، کل پسانداز زندگی من فقط دو میلیون تومان بود، اما تصمیم گرفتم قدم اول دوره ۱۲ قدم را بخرم. کار کردن با آموزشهای این دوره، همان سال اول تغییرات زیادی در زندگیام ایجاد کرد. هزینههای غیرمترقبه و هزینههای دارو و درمانم بهطور چشمگیری کم شد و علاوه بر اینکه خیلی راحت توانستم تمام قدمهای دوره ۱۲ قدم را خریداری کنم، موفق شدم دو دوره ارزشمند دیگر را نیز تهیه کنم.
در همین سال ماشین صفر خریدم، از لحاظ روحی آرامش بسیار بیشتری داشتم و بخش بزرگی از روزهایم با شادمانی و احساس خوب سپری میشد. اواخر سال ۱۴۰۱ که با دوستم صحبت میکردم به او گفتم: «سال ۱۴۰۱ بهترین سالی بوده که تا حالا تجربه کردهام.» چون در آن سال فهمیدم اگر باورهای قدرتمندکننده بسازم، از هدایتهای همیشگی خداوند استفاده کنم، ذهنم را مدیریت کنم و از داشتههایم لذت ببرم، تمام خواستههایم خودبهخود وارد زندگیام میشود. همین درک، آرامش عمیقی به من داده بود.
اما امروز که سال ۱۴۰۲ هم به پایان رسیده، با جرأت میگویم سال ۱۴۰۲ از هر نظر مالی، سلامتی، روابط، حال خوب، امید به آینده و… بهمراتب بهتر از سال قبل بوده است.
در سال ۱۴۰۲ به لطف خداوند، کارگاه هنری خودم را در یکی از اتاقهای خانهام راهاندازی کردم؛ در زمینه کسبوکار شخصیام آموزش دیدم و در کنار کار کارمندی، کار هنری خودم را نیز استارت زدم. کاملاً سالم هستم، وزن ایدهآل خودم را دارم و مهمتر از همه، حال خوب، شادی و امید به آیندهام به حدی زیاد شده که اصلاً قابل مقایسه با سال قبل نیست.
امروز با افتخار میگویم این مسیر، زیباترین هدایت زندگی من بوده و هر قدمی که با آگاهیهای استاد عباسمنش برداشتم، به لطف خداوند، مرا به نسخهای بهتر از خودم تبدیل کرده است.
نتایج درخشان هفتماهه با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
تعهد داده بودم که به مدت هفت ماه فقط روی دوره ارزشمند ۱۲ قدم تمرکز کنم و اولین روز سال ۱۴۰۳ بیایم و از تغییرات و نتایج این مدت بنویسم. من از اول مرداد ۱۴۰۲ قدم اول را شروع کردم و تا پایان سال ۱۴۰۲ تا پایان قدم ششم را کار کردم و به امید خدا قرار است در ایام عید، قدم هفتم را آغاز کنم.
اما حالا وقت آن رسیده درباره تغییرات شگرفی بنویسم که در طی این هفت ماه، در اثر عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم در زندگیام اتفاق افتاده است:
من هدف گذاشته بودم که درآمد سالانهام به یک میلیارد تومان برسد و امروز وقتی جمعبندی کردم دیدم درآمد سالانه من به یک میلیارد و سیصد میلیون تومان رسیده و حتی از هدفم هم فراتر رفتهام.
اول مرداد یعنی هفت ماه پیش وقتی دوره ۱۲ قدم را شروع کردم، فقط ده میلیون تومان پول داشتم و کلی بدهکار بودم. اما حالا بعد از هفت ماه، تمام بدهیهایم صفر شده و پنجاه میلیون تومان پسانداز دارم.
در این مدت، کسبوکار خودم را راه انداختم و از آن لذت میبرم؛ کاری که همیشه آرزویش را داشتم.
تا قبل از شروع ۱۲ قدم، سفر رفتن و سوار شدن به هواپیما برایم یک آرزوی دور بود؛ اما در همین هفت ماه، یک سفر رویایی با هواپیما به جزیره کیش رفتم و در هتل چهارستاره اقامت داشتم.
هفت ماه پیش اضافهوزن داشتم اما الان در وزن و اندام ایدهآلم هستم؛ چون دوره ارزشمند قانون سلامتی را نقداً از سایت خریدم و دقیقاً طبق آن زندگی میکنم.
هفت ماه پیش، ماهی دو بار مریض میشدم اما حالا هفت ماه است که کاملاً سالم هستم.
هفت ماه پیش، هفتهای دوبار با همسرم دعوا میکردیم؛ اما حالا عشق، آرامش و صمیمیت زیبا، پایه اصلی رابطهمان شده.
هفت ماه پیش با خدا دعوا داشتم و مدام میگفتم چرا بلا سرم میآوری؛ اما حالا زندگیام آنقدر روان و پرنعمت شده که احساس میکنم روی دوش خدا نشستهام. کافیست چیزی را بخواهم؛ غیرممکن است که به من نرسد.
نتایجم واقعاً زیاد، روشن و درخشان است. اما چون تعهد داده بودم، خواستم قسمتی کوچک از این برکتها را اینجا بنویسم.
خدایا شکرت برای این مسیر زیبا.دستیابی به نتایج غیرممکن و معجزهآسا با عمل مستمر به تمرین ستاره قطبی در دوره ۱۲ قدم
الان حدود ۹ ماه است که دارم روی دوره ۱۲ قدم کار میکنم و هر روز بهطور منظم تمرین ستاره قطبی را انجام میدهم. نتایجی که از این آگاهیها و این تمرین گرفتهام، واقعاً باور نکردنی است. خداوند در این مدت کارهایی برای ما انجام داده که از نظر همه اطرافیانم «غیرممکن» بوده است.
من و همسرم هر دو فرهنگی هستیم. همسرم توانست بدون سابقه کاری کافی و در همان سال اول، انتقالی بیناستانی بگیرد؛ در حالی که تمام افراد اداره میگفتند انتقالی زیر پنج سال سابقه یا پیش از پایان تعهد، کاملاً غیرممکن است. اما با تمرین ستاره قطبی و توکل، همان غیرممکن به سادهترین شکل ممکن شد.
ما نه ماشین داشتیم و نه پولی برای خرید آن. در تمرین ستاره قطبی فقط از خداوند یک وسیله برای رفتوآمد میخواستم و بعد بهطور کاملاً معجزهآسا، توانستیم ماشیندار شویم؛ چیزی که در ظاهر هیچ راهی برایش نبود.
امروز از ته دل به این باور رسیدهام که میتوانم زندگیام را خودم بسازم و در این مسیر، خدای بزرگ همیشه کنارم هست. هرچه را با ایمان و سپاسگزاری بخواهم، خداوند در بهترین زمان و به سادهترین شکل به من میبخشد.
ازگشت به مسیر، جهش مالی و برآورده شدن خواستهها با عمل دوباره به آموزههای دوره ۱۲ قدم
مدت یک سالی میشود که قدم اول دوره ۱۲ قدم را با همسرم تهیه کردیم. دو ماه اول با جدیت و تعهد کامل جلسات دوره را گوش میدادیم و به آموزهها عمل میکردیم و همان زمان نتایج فوقالعادهای وارد زندگیمان شد؛ نتایجی مثل روابط زیباتر، احساس آرامش عمیقتر، پیشنهاد شغلی عالی با درآمد بسیار بهتر و… تا جایی که درآمد ماهانه من چهار برابر شد.
اما بعد از مدتی، جدیتم برای ادامه آموزشها کم شد، روی خودم کار نمیکردم و به همان نسبت، نتایج هم کمتر شد. فروش روزانهام کم و کمتر شد تا جایی که تقریباً به صفر رسید.
تا اینکه یک روز فایل «چگونه در عرض یک سال درآمد خود را چند برابر کنیم» را نگاه کردم و دوباره تعهد، انگیزه و دلیل موفقیتهای قبلیام را به یاد آوردم. همانجا تصمیم جدی گرفتم که دوباره شروع کنم. الان کمتر از دو ماه است که با جدیت بالا آموزههای دوره ۱۲ قدم را اجرا میکنم و به قول استاد، برای کار کردن روی خودم «جهاد اکبر» راه انداختهام. صبح و شب تمرین ستاره قطبی را انجام میدهم، با آگاهیهای دوره باورهای قدرتمندکننده میسازم و تمرکز کامل گذاشتهام روی رشد کسبوکارم.
و اینها بخشی از نتایجی است که فقط در همین دو ماه تجربه کردهام:
همسرم بعد از حدود یک سال صبر، باردار شده است.
فروشی که تقریباً صفر شده بود، دوباره به اوج برگشته؛ فقط در دیماه ۱۹۵ کارتن فروش داشتم.
مشتریهایم یکییکی بازگشتهاند و دوباره از من خرید میکنند.
یک عزیز بدون اینکه از او بخواهم، برای گسترش کسبوکارم کاری انجام داد که کمک بسیار بزرگی برایم بود.
و مهمترین نتیجهام در این مدت کوتاه، خرید ماشین مورد علاقهام است. این ماشین هدف اول امسال من بود و بعد از افتها و مشکلات، کاملاً از آن ناامید شده بودم؛ اما خداوند دوباره به من ثابت کرد که اگر به هدایت و حمایتش ایمان بیاورم و مسیر درست را ادامه بدهم، همه چیز سر زمان درست به من میرسد.
من از عمل به آگاهیهای قدم اول به اندازه کافی نتیجه گرفتهام و حالا نوبت قدم بعدی است. با اشتیاق کامل وارد قدم دومِ دوره ۱۲ قدم میشوم و مطمئنم نتایج شگفتانگیز زیادی در راه است.
تحول زندگی من با قدم اول دوره ۱۲ قدم
روزی که خداوند مرا به سمت فایل «توحید عملی، قسمت ۶» هدایت کرد، حتی تصور نمیکردم این اتفاق آغاز یک تحول بزرگ در زندگیام باشد. کمتر از یک سال بعد توانستم همه کارهای نیمهتمامی را که بهسبب ترس رها کرده بودم و کارهایی را که هرگز به خاطر ترس شروع نکرده بودم، آغاز کنم و مهمتر از همه، هرگز فکر نمیکردم که از مسیری که اکنون از آن درآمد دارم، با این میزان آزادی زمانی و مکانی بهرهمند شوم.
پیش از آن سه سال عضو سایت بودم ولی صرفاً از محتوای عقل کل لذت میبردم و گاهی پرسش و پاسخها را میخواندم. سپس درگیر اتفاقات سیاسی و عضویت در گروههای فمینیستی شدم و کانون توجهام به نکات منفی و مقاومت نسبت به هر چیزی مرتبط با دین کشیده شد. در همان زمان بهدلیل حجم کارهای پژوهشی نمیتوانستم روی کاری تمرکز کنم و درآمدی داشته باشم؛ در حالی که استقلال مالی برایم مهم بود. بنابراین شروع کردم به کار کردن روی عزتنفس و چند ماه بعد دوباره همان فایل «توحید عملی» را دیدم. با وجود جهتگیریهای منفی نسبت به استاد عباسمنش، حس کردم تمام آگاهیایی که مدتها گم کرده بودم، در آن فایل وجود دارد. ناگهان خودم را دیدم که گریه میکنم و احساس میکردم چیزی را که سالها گمش کرده بودم پیدا کردهام. من خدایی را پیدا کرده بودم که با وجود مذهبی بودن خانوادهام، هرگز اینگونه دربارهاش نشنیده بودم.
اکنون حدود یک سال از آن زمان میگذرد. از آن گروههای فمینیستی خارج شدهام و جهان ناخودآگاه ارتباطم را با دوستان قبلی قطع کرد. روزهای خاکستریام رنگ گرفتند؛ توانستم مزه لذت و شادی را بچشم، از ته دل بخندم و از لحظهها و اتفاقهای کوچیک خوشحال شوم. برای اهدافی که سالها به تعویق انداخته بودم قدم برداشتم و فایلهای هدیه سایت را مدام گوش میدادم. کار مورد علاقهام را آغاز کردم و قدمها را یکی پس از دیگری برداشتم. حدود هشت ماه در مسیر اهدافم کار میکردم بدون اینکه درآمدی داشته باشم، اما به آنچه خدایم به من گفته بود عمل میکردم و ادامه میدادم. از همان روزی که کار بر روی باورهای مالیام را شروع کردم، درآمدم نیز آغاز شد.
دوره ۱۲ قدم اولین محصولی است که خریداری کردم و خیلی خوشحالم که با اولین درآمد خودم توانستم آن را تهیه کنم. اکنون از مسیری درآمد دارم که نه رشتهاش را خواندهام و نه مدرکش را دارم؛ تنها از خدا هدایت خواستم و دیدم مهارتی که سالها پیش آموخته بودم اکنون میتواند منبع درآمدم باشد. در کمتر از یک ماه اخیر ۲۱ میلیون درآمد داشتهام و برای شروع کار از این نتیجه بسیار راضیام؛ در حالی که تازه دوره ۱۲ قدم را آغاز کردهام.



سلام به همه سلام استاد عزیز استاد شایسته عزیز سپاس گزارم از شما و این مکان الهی
من دوسال بود که نمیتونستم خودمو راضی کنم تا از همین جایی که هستم و امکانات کنونی ام کسب و کاری رو شروع کنم یعنی نجواها مقایسه ها حرف مردم ها نمیزاشتن ولی
ولی به کمک اموزش های شما بعد دوسال من تونستم یک کسب و کاری رو برای خودم اغاز کنم از همین جایی که هستم و امکانات کنونی خودم در حد و توان خودم در همین موقعیت جغرافیای ای که هستم
و از شما تو اقدام اینکار یاد گرفتم که اگه تو حرکتی کنی حتی نتیجه نده باز تو موفق شدی چون تجربه کسب میکنی ک همین حرف شما به منقوت قلب داد
و منبعد دوسال بی حرکتی تونستم پا رو ترسم بزارم و کاری رو شروع کنم برای خودم تا یک درامدی داشته باشم
خدایا نعمت هات رو به من بده
سلام و خداقوت به شما استاد جانم و مریم جانم
بعد از دو بار گوش دادن به فایل آخر متوجه شدم چنین صفحه ای به سایت اضافه شده
خیلی خیلی خیای خوشحال شدم و خیلی کیف کردم
اینقد ذووووووق کردم که نهایت نداره
الهی صدهزار مرتبه شکرت
اما میخوام یه درخواستی بکنم
یه بهبود کوچولو به این قسمت اضافه بشه معرکه میشه
اونم اینکه کامنت های هر دوره ای جداگانه باشه
یعنی یه فیلتری اضافه کنید به این صفحه که
مثلا من میخوام فقط کامنتای نتایج بچه های عزت نفس و بخونم بعد منو ببره به اون صفحه
یا نتایج بچه های دوازده قدم که منو ببره فقط به اون قسمت که بتونم بخونم
اینجوری جداگانه بشه خیلی بهتره و نظم بهتری میگیره و هرموقع بخوایم میتونیم به راحتی دسترسی داشته باشیم به نتایج هر قسمت از دوره ها
عاااااااشثتووووونم استاد جونم
و بی نهایت عاشثتم مریم جووون دلممممم
سپاسگزارم برای این زحماتی که میکشین
خداوند و شکزگزارم برای وجودتون
بنام الله رحمان
سلام خانم شایسته عزیز
میدونم که این ایده و این صفحه نتیجه کارای شماست
ممنونم از شما که این صفحه رو ایجاد کردید
هر روز یک صفحه از این قسمت رو میخونم و باور کنید منو سیر میکنه از ارتباط برقرار کردن با افراد جامعه
یعنی هیچ نیازی نمیبینم که حتمن امروز ارتباطی داشته باشم با افرادی که در جامعه هستن و افکار و صحبتهاشون همه تو در و دیواره.
انقدر حس خوبی بهم میده این صفحه که حال و احساسم و به اوج میرسونه.
خوندن تجربیات زندهی دوستان در مورد موفقیتها و رسیدن به اهدافشون باعث میشه منم فرکانس مناسبی ارسال کنم
منم بر روی موفقیت تنظیم بشم
منم در مدار خواستههام قرار بگیرم
منم در مدار دریافت قرار بگیرم
منم آسان بشم برای آسانیها
منم با خودم و جهانم به صلح برسم
خدایا باز هم سپاسگزارم که منو به این فضای فرکانسی هدایتم کردی
برای تمام دوستانم در این مکان الهی آرزوی سلامتی و شادی و لذت میکنم
همیشه حالتون خوب باشه
تنتون سلامت باشه
و ثروتمند باشید
ممنونم خانم شایسته عزیز
بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین
این صفحه رو دیدم بودم یا فکر نمیکردم جا برای دیدگاه گذاشتن داره یا نه. اصلا نمیدونم.
میدونم این صفحه خواسته ی منو میچسبونه به سقف. خصوصا خوندن نتایج دوستانی که صادقانه از وضعیت مالی و منطق ها و اشتباه هاتون نوشتن و بعد عملکرد درست روی آموزه ها چه نتیجه ها که نگرفتن.
من خیلی باید یاد بگیرم افسار ذهن و عقلم رو دستم بگیرم. چون فکر کنم اگر نتیجه ایی هم گرفتم بازم پای عقل و ذهن نجواگر یک گوشه کنار در میان بوده. حالا اگر بتونم یک ذره بیشتر ذهنم رو کنترل کنم و ایمانم رو تقویت کنم چه شود….(نوشتم تا یادم باشه)
به نام خدایی که لطفش بی انتهاست
سلام به استاد عزیزم
و مریم مهربون
از هردوی شما بابت زحمتی که برای سایت میکشید بی نهایت مچکرم
چند وقته روز من با سایت شروع میشه
شبم با صدای استاد تموم
صورت نشسته اول از همه میام تو سایت
و آخر شب تمام دسترسی هارو به خودم محدود میکنم
که تمام تمرکزم روی مطالب سایت باشه
امشب هم دقیقا تو همین شرایط بودم
که یهو موضوعی توجهمو جلب کرد
من از طریق چندتا اینفلونسر اینستاگرام مشتاق دوره ی دوازده قدم شدم از خردادماه 1402
و تمرین ستاره ی قطبی رو از هایلایت پیج فرنازجوادانخرد یادگرفتم
وای استاد
از اون روز تا به حال
من حتی یک شب این تمرین رو رها نکرده بودم
اون موقع توان مالی خرید دوره هاتون رو نداشتم
و از طریق فرناز و همسر عزیزش مهران
و همچنین سایت مطالب رو پیگیری میکردم
که میگفتن اگه شرایط خرید نداری اصلا اهمیتی نداره
از فایل های رایگان که استفاده کنی
به مرور فرکانست انقد بالا میاد که دوره ای رو تهیه کنی
من اون موقع اونقد باور نداشتم ب این جریان
تا اینکه تعهد دادم تحت هیچ شرایطی نه پولی برای خرید دوره تون قرض کنم
نه از فایل ها به شکل نادرست استفاده کنم
حدود دوماه هم بود برام بدهی ب شکل های مختلف درست میشد
تا اینکه دیدم من آدم این نیستم تو حال بد بمونم
شب و روزم رو چسبوندم به هم تو سایت بودم
و همش نیت میکردم و از خدا میخواستم فایلی که الان لازم دارم رو نشونم بده
و این معجزه هی من هدایت شدم
به فایل رفع بدهی
آنن فانن چندگرم طلا فروختم و تمام بدهیم رو تسویه کامل کروم
احساس کردم بار سنگینی از روی دوشم برداشتم
و باز ادامه دادم به همین منوال
این چیزهایی که تعریف میکنم در عرض شاید کمتر از 5 روز رخ داده
و اما از فردای اون روز اتفاقات خوب پشت هم کوچیک و بزرگ در حال رخ دادنه
من قبلا تو لیست خواسته هام خریدن قدم اول خواستم بود
و به طرز خیلی طبیعی و راحتی
بدون قرض گرفتن و تحت فشار بودن
درست وقتی تمام بدهی هام رو تسویه کردم
من این دوره رو امروز خریدم
و از خریدنش خیلی خوشحالم
خواستم بگم اصلا نیاز نیست از راه نادرست به محصولات دسترسی پیدا کنید
همین که با عمق وجود مطالب رایگان رو استفاده کنید
خواه ناخواه محصولات خودشون راه خریدشون به سمتتون باز میشه
برای من که در عرض 3 4 روز شد
خداروشاکرم چنین خوشحالی رو نصیب من کرد
خداروشاکرم راهی پیدا شد تا زخم های روحمون رو التیام ببخشیم
راهی که همش عشق هستش و نور مطلق خداوند
وقتی نتایجم بیشتر بشه میام و از تک تکشون مینویسم
مینویسم چی به سر من و روح من اومد و خدای من چطور از من محافظت کرد و منو به جایی ک فکرشم نمیکردم هدایت کرد
خدایا شکرت
خدایا شکرت که هیچ دستی بالاتر از دست تو نیست
و هیچکس قدرتش از تو بالاتر نیست
سلام به لیلا دریایی عزیز
خوشحالم که دوره دوازده قدم را خریداری کردی و تبریک میگم بهت امیدوارم همیشه از نتایج عالی از سمت بخونم واین که گفتی وقتی اراده کردی وبدهی ها تو دادی کلی تغییرات در زندگی دیدی را کلی من تحسینت کردم خداراشکر که این قدم اول را برداشتی به سوی پیشرفت
واین که از این به بعد هرچه بهتر میکنی باورهایت را نتایج بهتر میشود
وباز هم از خدا سپاس گذارم یک موفقیت جدید را بهم نشون داد از یک بنده دیگرش تا من باورم قویتر. بشود
سلام
امشب داشتم در نتایج دوستان از دوره های استاد نگاه میکردم
دوتا از نتایج خودم را دیدم وکلی شکر گذار شدم
که چقدر من پیشرفت کردم
و وقتی داشتم کامنت خودم را میخوندم ایمانم نصبت به آموزه های استاد بیشتر شد
وذهنم بیشتر پذیرا شد که این همه دست آورد را از همین دوره های استاد عباسمنش دریافت کردم
استادی که حرف هایی از کلام خدا میگوید
این را که گفتم به دلیلی هست که وقتی دوره ها را الان گوش میکنم در حین گوش دادن گاهی اینقدر احساسم خوب میشود که میخواد گریم بگیره و همین نشانه این هست که حس خوب بهم دست میدهد
وقتی احساس خوب میگیرم یعنی این که خدا داره باهام صحبت میکند
همه این آموزه ها نه تنها برای من برای کلی از افراد که در 23 صفحه اومده که هر کدام به طریقی نتیجه گرفتن از آموزه های استاد
اگر چکاپ فرکانسی ام را اول شروع خرید دوره ها را بخونم وشرایط الآنم را هم بنویسم
خودتون بهترین نتیجه ها میبینید
من این نتایج را بارهای بارها برای خودم مرور میکنم وذهنم را برای خودم بیشتر باور پذیر میکنم
به نام خداوند پاک و یگانه
نتایج من از استفاده از دوره عزت نفس و عشق در روابط و روانشناسی ثروت یک :
استاد عزیزم ، من قبل از شروعِ استفاده از دوره عزت نفس و عشق در روابط و روانشناسی ثروت یک ، یک کارگر بودم که هیچ دید عمیقی نسبت به آینده نداشتم و همینطور باری به هر جهت زندگی میکردم و همچبن آدم ناراحتی هم نبودم ، کمی خوش بودم و چندسال قبل یکبار کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین را خواندم و نتیجه ای نگرفتم و گذاشمتش کنار .
گذشت و من اتفاقات نامناسب مثل جدایی از نامزدم و رشد نکردن از لحاظ مالی و نداشتن رابطه عاطفی مناسب در زندگی ام شعله کشید و من آنجا بود که ناخودآگاه دست از مقاومت و عصبانیت و ناامیدی برداشتم و از لحاظ درونی تسلیم شدم و سعی کردم از همان کار و همکاران لذت ببرم .
همانروزها به این آگاهی ها هدایت شدم و فردی آمد درباره شما با من صحبت کرد و من ناخودآگاه مقاومت نکردم و شروع کردم به استفاده از دوره های شما :
کلی احساس خوشبختی میکردم و محل کارم بهتر شد و درآمدم بیشتر شد و سرمایه ام با الهامی که به من شد و بلزف خداوند انجامش دادیم ، دو برابر شد .
باز احساس خوشبختی و آرامش بیشتر و همینطور با قدرت بیشتر کار کردن روی باورها را ادامه دادیم ، درآمدم حدودا 4 برابر شد و قبل ازینکه روی خودم کار کنم ، یادمه رئیس شرکت وقتی منو در حین انجام کاری دید ، با لحن بدی به من گفت ، اینجا جای نشستن نیستا !!!
ولی بعد از کار کردن روی باورهام ، سوگلی همان شرکت و کارخانه و خانه و فامیل و آشنا و محله شده بودم و بلطف خداوند سرپرست آن کارخانه شدم و عملا کار خاصی انجام نمیدادم ولی مدیریت آنجا را خداوند برایم عالی انجام میداد و من فقط اعتبار بیشتر ، درآمد خوب و روابطم بهتر میشد .
تا اینکه به من الهام شد که از آن محیط کاری استعفا بده ، من این کار را انجام دادم و با تمام افرادی که در فضای باورهای مناسب و توحیدی نبودند یا خودم قطع رابطه کردم یا جهان برایم این کار را انجام داد و کمی هم نگران درآمد بودم ولی خداوند درآمد یکسال خوب کار کردن در همان محیط کاری را به من داد تا بهتر و بیشتر روی خودم کار کنم مثل زمانی که شما دو سال حقوق میگرفتید ولی کاری انجام نمیدادید .
ولی واقعا از تک تک این لحظات عالی استفاده کردم و خیلی متعهدانه روی باورها بلطف و اراده خداوند کار میکنیم و اصل و اساس زندگی ام را کار کردن روی باورها ، نوشتن باورها و توضیحاتش و درک آنها با مداری که در آن هستم و شنیدن بارها و بارهای این آگاهی ها و تمرکز بر شخصیت با صداقت شما برای تثبیت باورها و کم کردن نجواهای رجیم ، گذاشته ام .
الان همینکه تجربه کنونی زندگی ام اینست که : هر سوالی یا کاری دارم از خداوند هدایت و پاسخ میخواهم و خداوند سریعا جوابم را میدهد و این دوره های مقدس خوشبختی و احساس خوشبختی درونم که انگاری در بهشتم و از لذت در حال یخ زدن هستم و خودم تغییر شیوه تفکرم را درک میکنم و خداوند را دارم ، بزرگترین سپاسگزاری من از خداوند است .
از شما هم استاد عباسمنش عزیزم پیامبر زمانه من ، بینهایت سپاسگزارم و دوستت دارم بخاطر ذات و سیرت زیبا و پاکتان .
به نام خدایی که به من همه چیز داد تا از زندگیم لذت ببرم سلام استاد عزیززم من میخام از نتایجم بگم که چه اتفاقاتی در طول زندگیم افتاده من چندین سال پیش یک فایلی از شما گوش داده بودم و دیدم ک واقعا در من تغییر ایجاد کرده کم کم هر چند روز یکبار و خیلی کمتر به فایل هایتان گوش میدادم من روابطط فوق العاده داغونی داشتم و برایم زندگی کمی بهتر شد بعد از اون ک روی خودم کار نمیکردم و اصلا نمیدونستم سایتی وجود داره من یکی دوتا از دوره هاتونو تو تلگرام خریدم و گوش دادم اما وقتی یک فایلی از شمارو گوش دادم ک میگید مگه من از کسی دزدیدم تا ب اینجا رسیدم که فایل در مورد دانشجوهایی بود ک شما تربیت کرده بودید و اون ها وارد این مسیر شدن اما رفتن و اطلاعات سایتو برداشتنو و….. و شما گفتید باید در راه درست باشید من دیگه ب اون دوره ها گوش نکردم حذف شون کردم اون سال من کنکور داشتم و سال اول و دوم قبول نشدم چون میخواستم از راه اشتباه چیزی رو ب دست بیارم سال سوم که من روی خودم کار میکردم و از فایل های رایگان سایت مخصوصا زندگی در بهشت استفاده میکردم خداوند ب من لطف کرد و من با رتبه 4 هزار دبیری ریاضی قبول شدم و الان عاشق رشتمم هستم چند وقته که جدی با فایل های رایگان روی خودم کار میکنم و این مسیر جزعی از عادت هام شده و از این که میام سایت و نتایج دوستان رو میخونم لذتتتتت میبرم و نگم براتون ک من چقدرر ارامش دارم وزندگیم از چند سال پیشم چقدرررر فرق کرده من میخاممم خیلیی بیشتر روی خودم کار کنم تا نتایج فوق العده تری بگیرم و خداوند من رو هدایت کنه که هر روز روی خودم بیشتر کار کنم و نتایج فوق العاده تریی بگیرممم خدایا شکرتتت بابت این همه اگاهییی
سلام
وقتتون بخیر
از دوستانی که تجربه استفاده از دوره قانون سلامتی رو داشتند و وگان یا وجترین بودند خواهش میکنم اگر این مسیر رو طی کردید برای من از نتایجتون بنویسید و بگید میشه با اصول وگنیسم تطبیقش داد و استفاده ش کرد؟
بخرمش؟
ممنون
.
من مدتهاست احتیاج دارم که این محصول رو خریداری کنم و بهش عمل کنم اما متوجه شدم که احتمالا برای کسی که وگان هست یا غیرممکنه یا سخت
و یکی از موضوعات اصلی هم راجع به جایگزین کردن پروتئین حیوانی و غیرحیوانی هست که بنظرم میرسه مدیریتش مثل بقیه موارد آسون نیست
.
.
لطفاً لطفاً لطفاً اگر قرار هست بیایید و بنویسید که از وگان بودن دست بکش و باهاش مثل مذهب و دین برخورد نکن و اینا… این کارو نکنید و سعی نکنید نظر من رو تغییر بدید.
گوشم پره ازین حرفها.
.
من چندسال وگان بودن رو تجربه کردم و با کشته شدن و آزار حیوانات واقعا مشکل دارم و موافق نیستم که یک انسان امروزی بخواد برای تهیه غذای خودش از بدن و جان یه موجود زنده ای که گاهی احساسات شبیه به انسان داره بهره ببره
البته که گیاه هم جون و احساس داره
ولی احتمالاً مثل یک گاو از دیدن اینکه بچه ش رو جلوش سر ببری حالش بد نمیشه
یا برای مثال گیاهی که میوه ش رو میندازه روی زمین بعد از رسیدن اون میوه… این رو نمیشه با یک حیوان مقایسه ش کرد
و هزاران موضوع دیگه که اگر نخواین مغلطه کنید و برای گوشتخواری دلیل و توجیه های سطحی و غیر منطقی بیارید میشه دربارشون هزار ساعت صحبت کرد.
.
یه فیلمی هست به نام پی_کِی اونو حتماً ببینید جالبه
لحظه های آخرش که این آدم فضایی میره به مردمش از زمینی ها میگه
میگه دوستان اگر رفتید روی زمین و یه نفر گفت من عاشق جوجه یا عاشق ماهی هستم
بدونید واقعا منظورش این نیست
و اونها منظورشون اینه که من عاشق اینم که ماهی یا جوجه ی مُرده رو کباب کنم و بخورم!
.
و من همیشه وقتی میبینم که افرادی مرغ و خروس و گوسفند دارند و به اونها عشق میوَرزند و در نهایت میکُشنشون و این درحالیه که اون حیوان بهشون اعتماد کرده بوده… بینهایت حالم بد میشه
و واقعا فکر کنیم به اینکه گربه و سگ چه فرقی با گاو و گوسفند و مرغ و خروس دارن که بین اونها فرق میذاریم و فقط به سگ و گربه ها انقدر عشق بی قید و شرط میدیم اما به مرغ و خروس به شرط اینکه به ما تخم مرغ و گوشت بدن عشق میوَرزیم؟ و جان و حق زندگی رو از بعضی هاشون میگیریم و برای استفاده از شیرشون اذیتشون میکنیم مثل دوشیدن گاوها
.
… من نمیتونم راحت بپذیرم از وگان بودن دست بکشم حتی برای سلامتی خودم و این تضاد گاهی آزارم هم میده
اما باید این مسئله رو حلش کنم
همونطور که خیلی از وگان ها خلش کردن
.
و اعتراف هم میکنم که اگر تمام محصولات وگان دردسترسِت نباشه و اصولی پیش نری واقعا بدنت کم میاره
منم گاهی کم آوردم
ولی…. تمایلم اینه بدون آزار حیوانات خودم هم سلامت تر باشم
یعنی میشه؟ با دوره استاد عباسمنش؟
سلام ب شما دوست عزیز
من تو حوضه ثروت مشکل دارم میرم دوره روانشناسی ثروت و تهیه میکنم و بی چون و چرا ب اموزش های استاد عمل میکنم و نتیجه میگیرم
من تو حوضه روابط مشکل دارم میرم دوره عشق و مودت و تهیه میکنم و عمل میکنم بی چون چرا و نتیجه میگیرم
من تو حوضع عزت نفس مشکل دارم میرم دوره عزت نفس و تهیه میکنم اموزش6اشو بی چون و چرا انجام میدم و نتیجه میگیرم
و همینطور بقیه دوره ها…
شما اگه از نظر سلامتی مشکلی نداری چرا اصلا میخوای دوره قانون سلامتی رو بخری؟؟؟
اگر میخوای مشکلی رو از نظر سلامتی حل کنی باید دوره رو بخری و هرچی ک استاد میگن و انجام بدین بی چون و چرا.
چون این جا بحث قانونه
و همونطور هم ک خودتون میدونید قانونو نمیشه شخصی سازی کرد
با تشکر
حرفتون رو قبول ندارم
چون من مثل دیگران استاد و حرفهاشون رو مقدس نمیدونم که فکر کنم عین یک آیه نازل شده باشه و بدون چون و چرا باید بپذیرم!
من با تمام احترامی که براشون قائلم و خییییلی هم در این سالها ازشون چیزی آموختم و عمیقاً قدردانم
ولی در بعضی موارد اصلا عقایدم باهاشون همسو نیست و اینطوری نیست که صد در صد قبول کنم
گاهی شک میکنم به برخی گفته ها و این بد نیست
.
اتفاقا خیلی از رهبران مذاهب هم دوست دارن شما بی چون و چرا و بدون شک حرفشونو بپذیری و حتی نقدشون نکنی
ولی هر آدمی ممکنه اشتباه بکنه.
گرچه معتقدم قضیه نسبی هست و اشتباه یک مفهوم انتزاعیه
یعنی مثلا اگر من انتخاب کردم که استایل زندگیم به شکل وگانیست ها باشه، پس هرگونه گوشتخواری به هر منظوری در راه و روش و منش من میتونه اشتباه باشه
اما از دیدگاه شما و ایشون میتونه درست باشه
پس جنگ و بحثی نمیکنیم باهم
مگر دلیل و منطق خوبی داشته باشیم که بخوایم آگاه کنیم همو، اون هم با آرامش و متین
.
استاد عباسمنش بی نظیر و عالیه
ولی من هنوز نتونستم با خوردن گوشت موافق باشم
چون وقتی من وگان شدم فقط و فقط بخاطر حمایت از حیوانات بود نه بخاطر سلامتی خودم
اونهایی که فقط بخاطر سلامتی خودشون و بعنوان یک رژیم غذایی رفتن سراغ وگانیسم، خب معلومه وقتی خسته شدن هزار و یک منطق و دلیل میارن که ثابت کنن گوشتخواری درسته تا برگردن به سیستم قبلی!
.
من کاملا قبول دارم و معتقدم که بدن ما عادت داره به گوشتخواری چون قرنها و سالها اینطور بوده، و بدن و ذهنمون که معتاد گوشتخواریه و معتاد به استفاده از فرآورده های حیوانیه، مسلماً اعتراض میکنه به سیستم گیاهخواری و وگانیسم (که باهم فرق دارن)
ولی قصه اینجاست که الان دیگه انسان متمدن امروزی با انسان قدیم فرق کرده و ما میتونیم بدون کشتن و آزار حیوانات برای خودمون غذا تهیه کنیم. دلیلی نداره دیگه مثل قبلاً زندگی یه موجود رو بگیریم بخاطر تهیه غذای خودمون.
و البته که باید چند نسل هممون وگان و وجترین باشیم تا بدنمون بپذیره و یاد بگیره چطور با این استایل پیش بره.
من هم بهم گاهی فشار اومده و مثلا یک بار بعد از 4سال یه هو دیدم باید گوشت بخورم و رفتم ماهیچه گوسفند خوردم. ولی باز برگشتم به سیستم قبلی. هنوزم اگر ببینم دارم مریض میشم میرم چند روز تخم مرغ میخورم تا قوت بگیرم….
سیستم وگانیسم اگه درست و اصولی انجام نشه آسیب میرسونه و ضعف بدنی میاره / منکرش نیستم
اما مثلا شاید اگه استاد بگن باید پروتئین بخوری احتمالاً من برم سراغ پروتئین گیاهی یا نهایتاً تخم مرغ
نه گوشت
.
درمورد این که گفتی اگه مشکلی نیست چرا میخوای بیای دوره رو بگیری هم بگم که اتفاقا احساس نیاز کردم و میخوام بگیرم انشالله
.
.
یه جمله ای هست که میگه:
اگه دیوار کشتارگاهها شیشه ای بود بعید میدونم کسی دیگه دلش میتواست گوشت بخوره
.
و اینکه
واقعا گاو و گوسفند و مرغ… چه فرقی با سگ و گربه دارن؟
چرا باید اون سگ و گربه توی ناز و نعمت و دست و بال آدما انقدر عزیز، زندگی کنن اما گاو و گوسفند و مرغ رو بعد از اینکه ازسون نگه داری میکنیم میکُشیم و میخوریمشون؟
.
یه فیلمی هست به نام پی_کِی، آخرش که آدم فضاییه برمیگرده به سیارشون
میگه آهای مردم
اگه رفتین رو زمین و اونجا یکی گفت من عاشق جوجه یا ماهی هستم باور نکنید
چون آدمای روی زمین منظورشون اینه که دوست دارن مُرده ی اونا رو کباب کنن و بخورن!
.
.
دوست عزیزم!
ما آدمای الانیم
باید یک فرقی با آدمای قدیم داشته باشیم؟
.
یه تعریفی هست از تمدن که میگه
آدمای قدیم به هم سنگ پرت میکردن، آدمای الان به هم کلمه پرت میکنن
و این یعنی تمدن
.
من همیشه پرسشم اینه که آیا معنا و درک و شعور منِ امروز نباید با آدمای غار نشین فرق کنه؟
.
چرا ارجاع میدیم همه چی رو به قدیمی؟
اینکه مدت طولانی گوشتخوار بوده انسان، دلیلی بر درست بودنش نیست
فقط اینکه بدنمون عادت کرده به اون سیستم
و حالا که میخوایم تغییر عادت بدیم
سختشه!
سلام مجدد بشما دوست عزیز
چندین سال پیش خیلی دوست داشتم ک دیگران و قانع کنم یعنی ب هر دری میزدم که بگم حرف من درسته ولی الان اینجوری فکر میکنم که باید هرکسی رو همونجور که هست بپذیرم من ب نظر شما احترام میزارم.
حرف من خوردن یا نخوردن گوشت یا گیاه نیست
من فقط میگم یک نفر یک مسیری رو رفته و نتیجه ام گرفته از اون مسیر(قانون سلامتی)حالا اومده گفتی که اقا هر کسی که این نتایج و میخواد باید یکسری کارهارو انجام بده و یکسری کارارو انجام نده ب همین سادگی.حالا شما یا انجام میدید نتیجه دلخواهتونو میگیرید یا انجام نمیدید و …
درپایان حرفتون و تایید میکنم ک گفتین ادمهای قدیم با ادم های الان باید ی فرقی داشته باشن
ادمهای قدیم خیلی متعصب تر بودن ولی ادمهای الان با دید باز تر ب مسائل نگاه میکنن
امیدوارم هرجا هستین موفق و پیروز باشین
باتشکر
سلام اران جانم … سلام منه شیش سال پیشم :))) سلام قربونت برم که هر کلمه ات منو به یاد نگار پنج سال وجترین وگن انداخت :) سلام گذشته ی من :)))
از خدا میخوام کمکم کنه بهترین کلام بر من حاری بشه که بهت کمک کنه :)))
عشقم بدون من اینده ی توعم
اون فیلم پیکه رو بارها موقع گیاهخواریم دیده ام … حرفات دقیقا کلمات خودم بود اون احساس گناه اون ترحم دلسوزی کردن اشفته بودنت همه چیزت خوده من بود :))) من از 15 تا 20 سالگیم وجترین و وگن بودم :)))) الان 21 سالمه و یک ساله تو دوره ی سلامتی ام به لطف خدا
از همون پونزده سالگی هم با استاد دارم کار میکنم تاحالا…
راستش اگه فقط یک نفر باشه که بتونه تک تک کلماتی که گفتی رو درک کنه تو این سایت اون منم و خیلی خوشحالم که هدایت شدم به کامنتت … دقیقا نگاری که پنج سال بود رو تو توصیف کردی … شاید من بدتر و سخت تر از تو هم بودم من تو اون پنج سال هیچ وقت لب به خورشتی که توش گوشت باشه نزدم چه برسه خوده گوشت :)))
ببین ارام جان عزیزم
دوست ندارم بهت بگم چه راهی برو چیکار بکن چیکار نکن
من فکر میکنم ما باید تجربه کنیم
من خودم به شخصه عاشق اون دوران پنج سال گیاهخواریم هستم
همون موقع عاشقش بودم و لذت بردم ازش و حتی نتیجه اش باعث شد ایمانم به دوره سلامتی بیشتر بشه که خیلیا این ایمان من رو نداشتن به خاطر شاید اون تجربه ی من …
تو خیلی خوده گذشته ی منی
جالب بود برام که فهمیدی که وگنیسم خیلی اصول و قواعد داره که باید رعایت بشه و مضر هست اگه اینجور نباشه …
حالا من میخوام بهت بگم حتی اگه تموم اصولش هم رعایت کنی بازم جواب نمیده :)))
در مورد ژن گفتی باید بگم من خودم فکر میکردم چون پنج سال گیاهخوار بودم بدنم عادت کرده به گیاهخواری یا مثلا هندی ها نسل در نسل گیاهخوارن بدنشون بهش عادت کرده … ولی اینحور نیست عزیزکم :)))
ژن ما سه میلیون ساله ساخته شده
دو هزار سال هم پوچه هیچی نیست در برابرش و تغییر نمیکنه حتی یک ذره …
من خیلی حرفا دارم میتونم برات بزنم ولی نمیدونم درسته یا نه
از طرفی میگم بذار این راهو بره تا اروم اروم هدایت بشه و تحمیل کردن واقعا سخته من خودم یک سال بعد از دوره ی سلامتی رو گیاهخواری موندم و گفتم استاد رو قبول دارم به جز این مورد … یک سال طول کشید تا مقاوتم ریخته بشه و بعد یک سال هم میدونم باور میکنی … با گریه گیاهخواری رو ترک کردم … شبی که حالم بد بود بیمارستان زیر سرم بودم و ارزوم بود ورزش کنم اما جون تو تنم نبود زدم زیر گریه … چون میدونستم هیچ راهی به جز ترک گیاهخواری ندارم و اینقدر گیاهخواری برام عزیز بود حتی فکر ترک کردنش بارها منو به گریه انداخت …
من از بچگی تقریبا به گیاهخواری علاقه داشتم و برا همین سخت بود … اما میدونی در زمان و مکان مناسب اتفاقا میوفتن نباید عجله کرد … اروم باش دختر اینقدر دنبال چیزی نباش دنبال اثبات کردن نباش نه به من نه به خودت … من رها بودم و خداوند وقتی اماده بودم یکی از بچه های دوره سلامتی رو که قبلا گیاهخوار بود بهم هدایت کرد و با هم دوست شدیمو همو دیدیم و اون کلییییی روم تاثیر گذاشت… تا وارد این دوره بشم …
من کسی بودم که میگفتم حاضرم بمیرم ولی گوشت نخورم …
ولی میدونی یه چیزه دیگه ای راجبم بود که نمیدونستم …
من حیوونارو خیلی دوست داشتم هنوزم دارم …
اما هیچ چیزی رو تو این دنیا بیشتر از اهدافم دوست ندارم حتی خانواده ام … به موقعش خانواده ام هم برای رسیدن به اهدافم ترک میکنم …
برای من مهم ترین موضوع زندگیم اهدافم بودن و هنوزم هستن
و وقتی گیاهخواری مانعی در برابر اهدافم دیدم دیگه تموم شد …
دیگه همه چیز فاتحه اش خونده شده بود …
من تو اون پنج سال نمیدونستم گیاهخواری مانع اهدافم هست و اصلا ورزش هم نمیکردم تحرکی نداشتم که بفهمم کم اوردم …
ولی وقتی رفتم دنبال عشق و علاقه ام ورزش و رقص و دیدم گیاهخواری مانع من هست فاتحه اش رو خوندم با اینکه عاشقش بودم …
خیلی حرفا دارم میتونم بزنم من قبل دوره سلامتی اومدم باورای گیاهخواریم رو نوشتم و منطقی حلشون کردم هیچ وقت به زور خودمو اجبار نکردم … اروم اروم خیلی اروم میگم یک سال رو خودم اروم کار کردم تا رفتم سمتش …
ازت میخوام تو هم خودتو اجبار نکنی خیلی اروم پیش برو حتی شده یه سال دو سال طول بکشه اما ادامع بده … برو دنبال سوالاتت … چرا گیاهخواری درسته ؟؟ فرق گوشت سگ و گاو چیه ؟؟ اگه خدا ناراحت میشه از کشتن حیوونا چرا بدنمون رو طی تکامل نیازمند به گوشت بار اورده ؟؟ نگاه خداوند به مرگ و زندگی چیه ایا خداوند به مرگ و زندگی احساسی نگاه میکنه مثل ما ؟؟؟ ایا خداوند ناراحت میشه که یه شیر اهو رو بخوره و اون شیر رو لعنت میکنه ؟؟ یا اون شیر و تکاملش خوده خداوند و همون انرژیه ؟؟
ایا خداوند از گوشت خوردن من ناراحت میشه ؟؟ پس چرا منو گیاهخوار نیافرید ؟؟
نتایج بچه ها چی میگه ؟؟ چرا بچه ها بدون دارو خوب شدن درحالیکه مردم دارن تو بیمارستان ها میمیرن ؟؟ چرا ما سگ نمیخوریم چرا گاو میخوریم ؟؟ چرا انسانها گوشت حیوانات گیاهخوار خوردن نه گوشت حیوانات همه چیز خوار یا گوشتخوار ؟؟ نتیجه ی من از گیاهخواری تا به الان چی بوده ؟؟؟ نتیجه ی ادامه اش چبه برام ؟؟
به همه ی سوالها فکر کن بسین اصلا ساعتها فکر کن
اگه وگن رو دوست داری ادامه اش بده با عشق و لذت ببر افتخار کن بهش ولی کنارش اروم اروم خودتو به چالش بکش با سوال کردنها
اشفتگی رو از خودت بیرون کن نترس عقب نمیوفتی میتونی تا دو سال دیگه گیاهخواری رو ادامه بدی هیچ اشکال و عیبی درش نیست :)))
ما مشکلمون اینه که فکر میکنیم از قافله عقب میوفتیم درحالیکه اصل اینه که لذت ببریم
اگه از گیاهخواری هنوز لذت میبری انجامش بده منم پنج سال زندگیم لذت بردم
اما اگه میبینی لذت ها داره کمتر میشه و رنج ها بزرگتر جوریکه نمیتونی انکار کنی اون موقع اس که باید خودتو با سوالها به چالش بکشونی :))))
دوستت دارم گذشته ی من فعلا
سلام عزیزم
ممنون که حوصله و وقت گذاشتی و از دلت نوشتی
چقدر خوب نوشتی
چقدر کامل و عالی نوشتی
مشخصه خیییییلی خوب و شفاف با خودت همه چی رو حل و فصل کردی
آفرین بهت دمت گرم. تحسینت میکنم
.
حرفات رو من تأثیر گذاشت
بهشون فکر میکنم و باید چندبار دیگه هم بخونمشون
.
بله منم الان کم میارم
ورزش دیگه نتونستم بکنم
کارم هم سنگینه ولی جون ندارم
اما همون مسئله اخلاقیش اذیتم میکنه و اینکه آهِ هر حیوونی موقع مرگش و موقع کشته شدنش منو بگیره
دوست ندارم کارما و انرژیش بیاد تو زندگیم
همش خوابشونو میبینم
اوایل هروقت گوشت و لبنیات میخوردم خواب میدیدم دستم به خون آغشته ست و پاک نمیشه هرچی میشورم
خواب میدیدم گاوها برای کشته شدن گوساله هاشون گریه میکنن
یا هزارتا ازین موارد
.
.
اون تیکه که گفتی آیا فکر میکنی خدا به مرگ احساسی نگاه میکنه یا نه؟ ،
گلِ کلامت بود
اون تیکه منو میخکوب کرد
به قول خیام
این کوزه گر دهر چنین جام لطیف میسازد و باز بر زمین میزندش!
…
این همون نقطهایه که خداناباورها هرموقع جنگ و خونریزی میشه تو دنیا
میگن عدالت مرده! خدا مُرده!
اگه خدا وجود داره چرا میذاره این همه آدم بیگناه کشته بشن…
… آره
تو با اینکه از من کوچیکتری
ولی پخته تری
حداقل تو این موردی که داریم باهم حرف میزنیم
بوس بهت گیان
(گیان= جان / گیانم = جانم)
ارام گیان عزیز
بهت پیشنهاد میکنم بیشتر امرکزت رو بذاری روی شناخت خدا
کتاب چگونه فکر خدا رو بخوانیم بهترین منبع برای شناخت خداوند هست
خداوندی که سیستمه
نه یک انسان
ما باید این سیستم رو بشناسیم
بازم میگم اصلا عجله ای نداشته باش منوتو هسچ فرقی نداریم هیچ اهمیتی نداره من از تو کوچکیترم یا بزرگتر در چشم کائنات منو تو روحیم و به یک اندازه فرصت داریم … کسی به خاطر سن کمش فرصت از تو بیشتر نداره …
وقتی به خداوند نکاه سیستمی داشته باشی یه دنیای جدید برات باز میشه
یه دنیایی که سلامتی بدنت یک ذره نعمتاش هست تو به خیلی چیزای بزرگتر میرسی
و اینه که مهمه نه اینکه تو گیاهخواری یا گوشتخوار و بخوای با خودت بحث و جدل کنی خودت رو پریشون و نگران کنی
اصن از خودت بپرس
چرا گیاهخوار شدی ؟
برای تجربه ی ارامش بیشتر
چون این بهت ارامش میده
حالا چی شده همین باعث شده چنین کابوس هایی ببینی و زندگیت برات جهنم بشه ؟؟
ایا راه درست راهی نیست که به من ارامش میده و حسمو خوب میکنه ؟؟ پس اگه حسم بده مسیرم اشتباهه … اگه توجهت روی منفی هاست راه اشتباس … حس بد اتفاقات بد بی هیچ چون و چرایی… و تو ارزشمندی هیچ چیز و هیچ کس نباید توی ارزشمند رو ناراحت کنه … اینم یادت باشه ..
و دقیقا درسته ادما میگن وای جنگ شده ادمای بی گناه مردن پس خدا نیست … یا خدا ظالمه بی عدالته … اما اونا نمیدونن خداوند همه چیزه … خداوند همه چیزه … خداوند همه چیزه … خداوند انرژیه ، خداوند خاکه ، باده ، اتشه ، زمینه ، منه ، توعه ، دریاست ، همه چیززززههههه …
خداوند همون شیربه که اهو رو شکار میکنه ، خداوند همون اهوییه که شکار و خورده میشه ، خداوند دندون اون شیره ، هداوند خون اون اهوعه … همه چیز این سیستمه … تمام طبیعت برنامه ریزیه دقیق خودشه …
اون نگاه دلسوزی نداره …
اون میگه اگه احساست بده من اتفاقات بدی وارد زندگیت میکنم واسم مهم نیست چه قدر گریه کنی …
خداوند اینه اس … اون همون چیزیو نشون میده که هستی و انجام میدی بدون هیچ دلسوزی …
خداوند خود کائناته که فرکانس مارو میگیره ، خداوند خود تکامله ، خداوند خود طبیعته خوده زندگیه خود مرگه همههه چیزه …
سعی من توی بخش توحیدی خیلی کار کنی روی فایلای توحیدی سایت …
یه فایلی هست استاد میگه به کبوتر ها غذا ندهیم یعنی به گداها کمک نکنیم …
این نگاه و دیدگاه خداونده
اما نکاه انسان اینه که نه گناه داره بدبخت یه نون خشکه ای بهش بدیم نمیره … اما نگاه خداوند چیه اینه مه این ادم باید بمیره یا ثروتمند بشه چون این جهان من لایق بهتریناست من این انسان رو خالق افریدم اکر قرار نیست ثروتمند باشه و به رشد جهانم کمک کنه باید بمیره …
همین هم برای خیوانات صدق میکنه … خدا خوده همون حیوانات هست و اونارو افریده تا جهان رشد و پیشرفت کنه هم با تولدشون هم زندگیشون هم مرگشون …. و این سه هیچ تفاوتی در نظر خداوند ندارن … چون خداوند یک سیستمه نه یک انسان اون همه چیز رو برای رشد و گسترش افرید نه هیچ چیزه دیگه ای … حتی مارو… زمین و زمان و جهان رو مسخر ما کرد که عزتمند زندگی کنیم و رشد بدیم جهانو …
توی کامنتی که برام نوشتی قشنگ احساس کردم اروم تر شدی و اون حس خودسرزنشی گناه و پریشونی اشفتگی ازت کم شده و در صلح بیشتری قرار گرفتی … دوست داشتم بازم کمک کنم این حس ارامشت بیشتر بشه چون یه ادم ارام تر جهانی زیباتر برای منه … یک فرد سالم تر جهان و زندگی بهتری برای منه … تو رشد کنی من رشد میکنم … با عشق و لذت و ارامش این مسیر زیبای زندگی رو طی کن چون تو اشرف مخلوقاتی خدا همه همه همه هرررررر چیزی که تو این دنیاست رو برای تو افریده ؛))))))
نگار جان عزیزم
دوست خوبم
به حرفهایت دوباره فکر کردم
و آنجا که گفتی اصلا برای خدا مهم نیست کشته شدن یا نشدن موجودات،
کمی در علت وگان شدنم شک کردم
تا اینکه یادم آمد چه قول و قرار و چه توجیهِ موجّهی برای خودم داشتم و دارم
اول برای خودم و بعد برای تو هم مینویسمشان:
_بارها برایم پیش آمده، مردی که میخواسته به همسرش خیانت کند، از من درخواست رابطه کرده و وقتی من نپذیرفتم، در نتیجه به سراغ فرد دیگری رفته و در هرصورت خیانت ورزیده، چون تصمیم و قصدش این بوده و مسلماً امتناع من جلوی کار زشتش را نگرفته؛
اما حداقل من خوشحالم که آن نفر سوم و درواقع شریک جُرمش برای خیانت به همسرش، من نبودم.
_گاهی برایم پیش آمده که به من یک پیشنهاد کاریِ غیر اخلاقی شده که پول خوبی هم داشته اما من ردش کردهام
و این رد کردنِ من مسلماً جلوی خطاکاری آن فرد را نگرفته و قطعاً فرد دیگری به جای من آن را به انجام رسانده و پولش را گرفته است؛
اما حداقل خیالم راحت است که من در آن کارِ خطا، دستی نداشته ام.
_در بسیاری از کشورها امکان کُشتن دیگری و تجاوز کردن به دیگران بسیار وجود دارد و خیلی ها هم از این فرصت سوء استفاده میکنند و اگر من آنجا باشم و خویشتن داری کنم، تجاوز و قتل نکردنِ من، مسلماً باعث جلوگیری از انجام جُرم در آن منطقه نمیشود؛
اما حداقل وژدانم راحت است که در جُرمهای انجام گرفته، من دستی نداشتهام.
_آدمهای زیادی در سراسر دنیا حیوانات را برای تهیه غذا می آزارند یا می کُشند و مثل روز روشن است که وگان بودن من آنقدرها هم که من فکر میکنم، ناجیِ جانِ موجودات نیست؛ و جلوی کشته شدن آنها را حداقل به زودی نخواهد گرفت،
اما میدانم که هربار مراقب خوراکم هستم، حداقل در ظرف غذای من، حیوانی نیست و همین قلب و دلم را آرام میکند
آیا همین کافی نیست؟
سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزیز و تاثیر گذار من وفا ناصری از خوزستان هستم حقیقتش اولین باره روی سایت کامنت میزارم ولی سالهاست که من پیگیر آموزه های شما هستم اولین موضوعی که میخوام راجبش صحبت کنم اینه که هر وقت آموزه های استاد رو گوش بدم بلافاصله اتفاقات خوب میفتن و میدونم اینا همش نشانه است که قدرت و تاثیر کلام رو نشون میده که کلام خوب برابر با اتفاقات خوب هستش از وقتی که شروع کردم به نوشتن شرایط زندگیم خیلی تغییر کرد من قبلا هیچ شغل و درآمدی نداشتم همیشه از این شاخه به اون شاخه تا اینکه خدا هدایتم کرد و الان در کار آرایشگری لاین شینیون مشغول هستم و کا ملااستقلال مالی دارم که این موضوع باعث شد تو خیلی از زمینه ها اعتماد به نفسم بالا بره و تو دورهمی ها همیشه سعی میکنم حرفهایی بزنم که آگاهی خودم و اطرافیانم و ببرم بالا که این موضوع باعث شد مسیر زندگی خالم هم عوض بشه و هدایت شد به جایی که خودش همیشه آرزو میکرد ولی هنوز هم یه جاهایی مسیرو اشتباه میرم اما خدارو هزاران مرتبه شکر میکنم که این آگاهی رو دارم که میدونم دارم مسیر و اشتباه میرم و برمیگردم که از مسیر درست برم همیشه خدارو بابت وجودت شکر گزارم استاد عزیز و از خدا در خواست میکنم که بیش از پیش تو این مسیر مصمم تر باشم….
سلام دوست خوبم وفا عزیز
چقدر خوبه ک اولین کامنتی ک گذاشتی شد نشانه ای برای من ممنونم ازت
توی قسمت نتایج دوستان کامنتهای قدم 1 رو میخوندم تا نشانه ای رو برای خودم پیدا کنم
من دارم از قدم 1 مجددا شروع میکنم
و با کامنت شما روب رو شدم گفتم بخونمش تا رسیدم ب قسمتی ک گفتی ب استقلال مالی رسیدم در کار شنیون بهت تبریک میگم ، من چند وقتی هست ک دارم ب این فکر میکنم کسب وکار خودم رو داشته باشم و این ایده اومده بود ب ذهنم ک دوره شنیون رو بگذرونم و جالب برام شد ک به کامنت شما هدایت شدم