نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -طناز دارابی

    رشد مالی چشمگیر، آرامش قلبی، بهبود روابط و اتصال دوباره به خدا با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱، دوره قانون سلامتی و دوره ۱۲ قدم

    من از سال ۹۳ با استاد عباس‌منش آشنا شدم، اما هیچ پولی برای خرید دوره‌ها نداشتم. آرام‌آرام از آموزش‌ها فاصله گرفتم و سال‌ها از این شاخه به آن شاخه پریدم و نتیجه‌ای نگرفتم تا اینکه کاملاً شکست‌خورده و بی‌نتیجه، دوباره به سایت برگشتم و پیگیر آموزش‌های استاد شدم. از سال ۱۴۰۲ با فایل «چگونه در عرض یک سال درآمد خود را چند برابر کنیم» و فایل‌های هدیه، با جدیت کار روی خودم را شروع کردم. هر روز حال روحی‌ام، انرژی‌ام و درآمدم کم‌کم بهتر و بهتر می‌شد و من این مسیر را ادامه می‌دادم تا اینکه مرداد ۱۴۰۲ به درآمد ۹ میلیون تومانی که تعهد داده بودم رسیدم و در سه ماه بعد، درآمدم حدود دو و نیم برابر بیشتر شد؛ آن هم از همان کاری که همیشه انجام می‌دادم.

    بعد از این نتایج، دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم؛ در حالی که برای اولین بار در زندگی‌ام، بسیار بیشتر از پول دوره پس‌انداز داشتم. سال‌ها آرزوی خرید دوره‌های استاد را داشتم، اما حالا درهایی از نعمت به رویم باز شده که باورم نمی‌شود: با راحتی و پشت سر هم، هر دوره‌ای را که بخواهم خرید می‌کنم.

    در این مدت حال عاطفی‌ام فوق‌العاده بهتر شده؛ روابط ناسالمم را تمام کردم؛ احساس وابستگی‌ام بسیار کمتر شده؛ رابطه‌ام با مادرم که بسیار شکراب بود، الان در بهترین حالت ممکن است.

    از نظر سلامتی، فقط ۲۲ روز است که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کرده‌ام و انرژی روزانه‌ام به طور باور نکردنی بهتر و بهتر شده است.

    اما بزرگ‌ترین بخش تغییراتم، تغییر معنوی است…
    رابطه‌ام با خدا خیلی زیبا شده. انگار قلبی که سال‌ها سنگ شده بود، نرم شده و دوباره زنده شده. پنج سال اخیر، هرچه دعا می‌کردم نتیجه نمی‌گرفتم و احساس نزدیکی‌ام به خدا از بین رفته بود. اما یک روز، هنگام نماز، قلبم لرزید… نرم شد… لطیف شد… و همان اشک‌هایی را تجربه کردم که استاد در یکی از دوره‌ها درباره بندرعباس گفته بودند. دقیقاً همان حس را من هم تجربه کردم؛ حس بی‌نظیر وصل شدن به خدا.

    آن لحظه فهمیدم هیچ لذتی در دنیا با لذتِ یکی شدن با خدا قابل مقایسه نیست. همه لذت‌های دنیا در برابرش هیچ است. یاد جمله استاد افتادم: «آدم فقیر از خدا دوره، اما هرچه ثروتمندتر می‌شویم، به خدا نزدیک‌تر می‌شویم.» و من دارم این حقیقت را با تمام وجود تجربه می‌کنم. این هدایت خدا بود که کمکم کرد دوباره ارتباطم با او را حس کنم. الان مهم‌ترین اولویت زندگی‌ام بیشتر از ثروت و رابطه عاشقانه ارتباط با خدا و احساس نزدیکی به اوست.

    الان در قدم چهارمِ دوره ۱۲ قدم هستم. درآمدم عالی شده و آن‌قدر ذوق داشتم برای نوشتن تجربه‌ها و نتایجم که قابل توضیح نیست. از ته دل خوشحالم و سپاسگزارم که خداوند من را به مسیر آموزش‌های استاد عباس‌منش هدایت کرد.

  • -ابوالفضل

    نتایج شگفت‌انگیز من از عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    می‌خواهم ردپایی از خودم بگذارم و بخشی از نتایجم را از عمل به آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم تا این مرحله بنویسم. نتایجی که هر بار مرورشان می‌کنم، فقط می‌گویم: خدایا شکرت.

    میزان پس‌اندازم حدود شش برابر شده است.
    درآمدم تقریباً سه برابر شده و کارم راحت‌تر شده و بدون بالاسری پیش می‌رود.
    نصف بدهی‌هایم را پرداخت کرده‌ام و در مسیر صفر کردن باقی آن هستم.
    توانایی خریدم از خرید تخم‌مرغ رسیده به جایی که امروز می‌توانم برای خودم لباس و مقدار زیادی میوه بخرم.
    هزینه‌های غیرمترقبه زندگی‌ام تقریباً صفر شده است.
    امید به آینده‌ام تبدیل شده به یقینِ کامل به روزهای عالی و رو به پیشرفت.
    میزان مراجعه‌ام به پزشک تقریباً صفر شده است.
    روابط من با همکارانم به‌طور جادویی عالی شده است.
    احساس گناه در من تقریباً از بین رفته است.
    و مهم‌تر از همه، حضور خداوند را در هر لحظه از زندگیم حس می‌کنم.

    وقتی این نتایج را مرور کردم، از ته دل گفتم: «خدایا شکرت». منی که توانستم تا الان این‌همه تغییر ایجاد کنم، خدا می‌داند با ادامه این مسیر چه اتفاقات فوق‌العاده‌تری را برای خودم رقم می‌زنم. خدایا شکرت.

  • -علیرضا بهادری

    جهش شگفت‌انگیز درآمد و ساختن زندگی جدید با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    دقیقاً یک سال پیش، با حقوق ماهیانه پنج میلیون تومان، تصمیم گرفتم از محیط امنی که برای خودم و خانواده‌ام ساخته بودم بیرون بیایم. جایی که فکر می‌کردم درآمد خوبی دارم، اما در واقع فقط در یک «منطقه امن» گیر کرده بودم. به خودم گفتم وقتش رسیده ایمانم را نشان بدهم و تمام آنچه در دوره ۱۲ قدم آموخته بودم را وارد عمل کنم.

    تصمیم گرفتم مهاجرت کنم، قدم برداشتم و توکل کردم. مطمئن بودم که خداوند در این مسیر پشتم خواهد بود.

    در فاصله ده روز، در مشهد خانه‌ای رهن کردم و یک مغازه کافی‌شاپ اجاره کردم. این اتفاقات به قدری هدایتی و غیرمنتظره پیش رفت که همه تعجب کرده بودند، اما برای من که دانشجوی دوره ۱۲ قدم هستم، کاملاً طبیعی بود؛ چون تمام این‌ها را قبلاً تجسم و احساس کرده بودم.

    استاد عباس‌منش، شما در این دوره به من یاد دادید که چگونه با خداوند دوست شوم، فقط او را بپرستم و ایمانم را از دل وابستگی‌ها بیرون بکشم. همین ایمان بود که من را به سمت آدم‌هایی هدایت کرد که در کسب‌وکار جدیدم هرچه لازم بود آموزش دادند. خداوند دستم را گرفت و به سمت کلیپ‌ها، ویدئوها و آموزش‌هایی برد که مهارت‌های من را چند برابر کرد.

    امروز که این تجربه را می‌نویسم، یک سال گذشته است.
    درآمد من از ۵ میلیون تومان، در مدت شش ماه به ۴۰ میلیون تومان رسید؛
    و حالا که در قدم ۶ هستم، درآمدم به ۹۰ میلیون تومان در ماه رسیده است.

    درآمدی که حتی در خواب هم تصورش را نمی‌کردم، با عمل‌کردن به آموزه‌ها برایم به ساده‌ترین شکل ممکن محقق شد.

    هر روز دارم روی بهتر شدن این نتایج کار می‌کنم و ظرف وجودم را بزرگ‌تر می‌کنم.
    تمام این اتفاقات، فقط بخشی از نتایجی است که از زمانی که شما چشم و قلب مرا به سمت خداوند و قوانین جهان هستی باز کردید، در زندگی‌ام رخ داده است.

  • -علیرضا بهادری

    آرامش خانوادگی، رشد شخصی و افزایش ۱۵ برابری درآمد با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    در مسیر بهبود و تغییر خودم، خواستم بخشی از نتایجم را بنویسم تا یادآوری باشد بر تحولاتی که در درونم ساخته‌ام. سال‌ها همیشه می‌خواستم در هر کاری نفر اول باشم؛ اما نتیجه همه آن زجر کشیدن‌ها، دویدن‌ها و تقلا برای ثروت و آرامش چیزی نبود جز دلی پر از عقده. عقده یک سفر رفتن بدون غرزدن، عقده یک مهمانی رفتن بدون ریا و خودفریبی، عقده یک روز ساده در پارک بدون جنجال و ناراحتی.

    صبح تا شب کار می‌کردم به امید اینکه شب کنار زن و بچه‌هایم آرام باشم، اما به محض ورودم به خانه، همه‌چیز آنجا منتظر من بود غیر از آرامش. رفتارهای اشتباه و آزاردهنده‌ام باعث شده بود فضای خانه همیشه سنگین و پر از تنش باشد.

    روند تغییر واقعی من از زمانی شروع شد که با استاد عباس‌منش آشنا شدم. امروز که آموزش‌های جلسه‌ای از قدم چهارم دوره ۱۲ قدم را نت‌برداری و مرور کردم، فهمیدم همان روزهای اول آشنایی با شما بود که بذر تغییر و انسانیت در زندگی من کاشته شد. با آموزش‌های این دوره روی خودم کار کردم و با طی‌کردن مسیر تکامل، امروز به خودم افتخار می‌کنم که دانشجوی شما هستم.

    زندگی پر از تنش و دلشوره من حالا تبدیل شده به زندگی‌ای سرشار از عشق، صمیمیت و عطوفت. در این مسیر، همسرم و دو فرزندم هم‌سفر من شدند و چه ثروتی بالاتر از اینکه کل خانواده‌ام با هم رشد کرده و تغییر کرده‌ایم.

    نتیجه عمل‌کردن به آموزش‌های شما و آسان‌گرفتن زندگی این شد که درآمدم ۱۵ برابر شد؛ روند این پیشرفت را در کامنت‌های قبلی‌ام توضیح داده‌ام. همسرم هم در آستانه شروع شغلی است که سال‌ها آرزویش را داشت و حالا در چند قدمی رسیدن به استقلال مالی است. این تحول هم برای خودش داستانی دارد که در زمان مناسب درباره‌اش خواهم نوشت.

    از شما بی‌نهایت سپاسگزارم استاد خوبم، برای همه این تغییرات و برای زندگی جدیدی که ساختید.


The last comment needs to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 438 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام ب همگی دوستان

    در حال گوش دادن یه فایل درمورد خواسته ها بودم

    و قرار بود امروز برای اینکه برم تو دل ترسام برم توی مغازه های مختلف کم کم صحبت کنم(لکنت)خودمو بسنجم

    یعنی تا قبل این هدایت خداوند ذهنم این بود

    تا اینکه استاد گفت من برای شروع کسب کارم رفتم باورهامو درست کردم

    چون قانون اینه هرچقدر هم تو ی کار ماهر باشی ولی ذهنیت درستی نباشه اون میشه ترمز تو میزنت زمین

    یعنی ذهنت باید پشتت باشه

    تا ی لحظه ب خودم اومدم گفتم

    سارا یه لحظه ترمزتو بکش بشین ببینم

    ی بررسی کن

    تو زمانی ک لکنت بسیار شدید داشتی و هنوز وارد این درمان نشدی با بدترین وضع ممکن یعنی وحشتناک

    بارها و بارها و بارها این مغازه برو

    تو مدرسه داوطلب شو تقریبا هر روز

    برو تو پارک برای مردم شعر بخون یکی یکی برای چند نفر

    کنفرانس بده

    وقتیم ک تا ی حد درمان رسیدم

    مغازه

    مهمونی های پرجمعیت

    آدم های جدید

    تلفنی و..

    پس چرا این ترسه هست چرا هنوز استرس میگیری

    متوجه شدم قضیه آدما نیستن

    قضیه مغازه نیست

    کلاس نیست

    هیچی بیرون از من نیست

    حتی قضیه خود لکنت هم نیست چرا که خیلیا لکنت ندارن نمیتونن برن ی بستنی بخرن

    پس چرا ک الان دارم درمان میشم اینطوره الان ک میتونم تا 90درصد عالی صحبت کنم چرا ذهنم مقاومت داره

    بله درست متوجه شدید

    بخاطر باور های غلط

    بخاطر افکار نادرست در لحظه

    بخاطر خاطراتی ک لکنت ب وجود آورد و یه ذهنیت غلط داد

    بخاطر گنده کردن آدما و هرچیزی ک بیرونه

    بخاطر توهم ترس

    بخاطر گنده کردن چیزی ک هیچ تهدیدی نداره

    بعد گفتم سارا بیرون هست همیشه ارتباطات هم همیشه هستن

    هروقت دوست داشتی برا خودت برو

    ولی با این فکر ک برم چون می‌خوام ترسم بریزه نرو

    چون هزار بار رفتی هزار بار دیگم بری اگر باورات اینجوری باشه سخنرانم باشی باز می‌ترسی

    گفتم بشین اینارو در بیار ببین چین

    دنبال راه حل بگرد

    باور های درست بساز و تکرار کن

    نترس بیرون فرار نمیکنه ولی نزار این ذهنیت غلط ادامه پیدا کنه

    ما اشتباهمون اینه میگردیم ببینیم راه حل یا مشکل از کجاست و بیرون دنبالشیم

    آقا بیرونی نیست

    همش درونه

    من همیشه میگفتم من استرس دارم

    چون استرس دارم لکنت میکنم

    نه این بهونس من چون کنترلی بر بدنم

    بر افکارم

    بر تمرکزم

    بر دستگاه صوتیم ندارم گیر میکنم

    میندازم گردن بقیه

    ک حالا پاشم انر انر برم برای چیزی ک بارها با سر رفتم تو دلش

    ب قول استاد همون الگو ذهنی باید باشه

    باور درست باید باشه

    وگرنه همیشه می‌ترسی

    نمی‌گم نمیرم حرف بزنم ها من واقعا از خود صحبت کردنه ترسی ندارم اصلا

    من تو کلاسم بارها شده رفتم برای غریبه ترین آدما شروع کردم صحبت دقیقه ها صحبت کردم با لذت

    مسئلع چیزی ریشه تره

    اینو گفتم ک ترسو در ذهن ببینید

    و ببینید این ترس چ عواقبی برای شما داره اکثرا عواقب خاصی نداره و بزرگش کردیم

    حالا بیاید این ترسو با ی ترس واقعی

    مثل این ترس

    ببرنت تو بیمارستان جلوی کسی ک فهمیده قراره بخاطر بیماریش پنج روز دیگه فوت کنه

    با کلی آرزو

    بشینیم از اون ترس براش بگیم اصلا خندمون میگیره

    و اینم تمرین میخواد

    این کار باعث میشه توهم بشکنه

    روی ذهنمون کار کنیم

    همه چی درون ماست

    درون ما ک در مسیر غلط باشه هزار مهارت هم داشته باشیم باز می‌زنیم ب دیوار

    مثل ی راننده ک کلی یاد گرفته

    ولی می‌ترسه

    کارش تمومه

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 438 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی

    اومدم تا قانون تکامل رو ب خودم و هم‌چنین شما یادآوری کنم

    من برای درمان لکنتم باید مهارت هارو بسیار تمرین کنم تا به تسلط برسم

    ولی از کجا بفهمم ب تسلط رسیدم ؟!

    اینکه برم تو موقعیت های متناسب با ضعف قرار بگیرم تا ببینم چقد تغییر داشتم

    مسلما تو خونه تنها باشم اتفاقی نمیفته

    تا بتونم از اون طریق تغییرات رو بهبود بدم

    و مثلا من الان میگم سارا تو الان توی خانواده خودت

    توی اکثریت فامیل تا یه حدی خوبی تونستی بفهمی ک میتونی تکنیک گفتار رو رعایت کنی و بازم جای بهبود داره

    حالا سعی کن کم کم با رعایت قانون تکامل

    اصلا نه فشار بیار نه اینکه هر دقیقه یا هر روز

    یه روزایی بزار آگاهانه از جاهای کوچیک از مغازه دار هایی ک میشناسی کم کم برو و خودتو بسنج چند روز یبار

    الان با مغازه های کوچه خودمونم تقریبا اوکیم تسلط دیدم دارم

    باید یکم بره بالا تر مغازه های جدید تر

    برم مثلا در حد سلام این چنده هم خودش خیلی خوبه

    و امروز تلفنی خودم تماس گرفتم اولین باره ب فامیل مادر بزرگ من تماس میگیرم و بسیار عالی بودم

    حالام گفتم اگر کاراتو کردی و وقت بود ی بیرونم برو ی هوا بخور ی دوتا مغازم برو ی سوالی بپرس

    خواستی ی چیزی بخر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 438 روز

    به نام آنکس که ما انسان ها را کامل ترین تجلی خود قرار داد

    سلام به همگی دوستان گلم و استاد گلم و مریم جانم

    اومدم تا از این چند روز بگم ک واقعا درسته وقتی میری سراغ ی مسئله خداوند هدایتت می‌کنه تا بفهمی

    همیشه برای من سوال بود ک یعنی چی من خدام یعنی اینو نمیتونستم بپذیرم

    چون من یه انسانم

    و این ذهن منو درگیر کرد استرس میداد و..

    ک من خودمو کنترل کردم تا بگردم دنبال جواب

    جوابی ک میشینه در من و حس کردنیه

    از سایت و.. من تحقیق کردم میدونید ولی در مداری نبودم ک متوجه اصل بشم

    تا اینکه گفتم دوباره برم کتاب چهار میثاق رو بخونم

    بچه ها یعنی فوق العاده است یعنی هرکی بخونش و درک کنه زندگیو برده

    و این تجلی خداوند برای من نا مفهوم بود

    همش فکر میکردم تجلی یعنی خدا ب شکل انسان دراومده

    و بازم منطقی نیومد نمیتونستم بپذیرم

    رفتم ریشه تجلی رو درآوردم

    که آقا این تجلی چیه یعنی چی

    که فهمیدم و اومدم بگم بهتون و مطمنم خیلی بهتون کمک می‌کنه ک بفهمیم چقدر ارزشمندیم

    تجلی یعنی نمایان شدن خصلت ها و ویژگی های خداوند در ی موجود

    مثلا گل ویژگی جمیل خدا رو داره

    مثلا روباه ویژگی مکار بودن خدا رو داره

    ولی ما انسان ها کامل ترین و فشرده ترین ورژن از همه ویژگی هاییم یعنی اون روحی ک خدا ب ما داد تمامی این خصلت هارو با خودش داشت

    و همه این خصلت ها ب ما برای رشد کمک می‌کنه یعنی نمیتونم بگم فقط زیبایی

    اصلا نیازه ک دو وجه باشه

    منتها خداوند برعکس اون گل اون روباه

    ب من ویژگی خلق داده دیگه درسته

    و میگه تو میتونی خودت انتخاب کنی ک کدوم از این خصلت ها در تو پر رنگ تر باشن

    و اونو بولد کنی هرچقدر پررنگش کنی از همون بیشتر با شکل های مختلف میبینی

    مثل یه دانشمند ک وقتی ی چیزی کشف می‌کنه یا میسازه تجلی ای اثری از افکارش

    خلاقیتش هنرش توی اون کاره

    ولی خودش ک نیست درواقع ویژگی هاشه

    و اون دانشمند یا اون هنرمند هی کارشو آپدیت می‌کنه هی کامل می‌کنه

    عین ما انسانها

    ک وقتی ب منبع تجلی خودمون وصل بشیم و انتخاب کنیم کدوم تجلی هارو می‌خوایم همونا میاد تو زندگیمون

    من خودم می‌خوام ک تجلی ای از زیبایی باشم از ثروت از عشق از احترام هرچیز خوبی ک خداوند داره و بتونم این خصلت هاشو در خودم پر رنگ کنم و شبیه این مدل خدا بشم

    چون خدا شکل خاصی نداره ک

    هرجور ببینیش ب شکل های مختلف میاد تو زندگیت

    بنظرم این کامل ترین و قشنگ ترین توصیفی بود ک طی تحقیقاتم و هدایت شدنم داشتم و هربار اشکم درمیومد

    بازم توصیه میکنم کتاب چهار میثاق رو از برنامه cast box با گویندگی آقای رییسی گوش بدید

    هیچگونه حاشیه ای ندارد و خیلی چیزا بر ما نمایان میشود

    کتاب برای سرخ دوستان بوده و چقدر این سرخ دوستان افراد معنوی ای هستن واقعا

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      علیرضا گفته:
      مدت عضویت: 940 روز

      سلام و درود خدمت شما و همه دوستان

      بسیار لذت بردم از درک زیباتون و خدا را شاکرم که همواره در حال هدایت ما هست امیدوارم که به مدارهای بالاتر هدایت بشیم

      میسپارمتون به حضرت دوست که هرچه داریم از فضل و رحمت اوست.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    کوروش کبیر گفته:
    مدت عضویت: 1094 روز

    سلام. من دوره قانون سلامتی رو نخریدم ولی یکی از نزدیکان من خرید و شش ماه انجام داد و میشه گفت یک دوره مزخرف بود که نتایج خوب که نداشت هیچ زندگیش هم داره از هم می پاشه و در نتایج آزمایش بعد انجام دوره چند مورد منفی هم که در قبل دوره نداشت بهش اضافه شد موهاش ریزش پیدا کرد اندامش بشدت لاغر شد . از همه خواهشمندم قبل از اینکه بخواهند دوره ای از این طور سایت ها بخرن کمی فکر کنند مگر کسانی که این دوره ها رو می فروشند چقدر تحصیل کرده این دوره ها هستند یا تخصص این دوره ها رو دارند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      رها ازادی گفته:
      مدت عضویت: 1372 روز

      سلام دوست عزیز

      امیدوارم هر کجا ک هستد سلامت باشید

      من ک ب شخصه زندگیم ب دومرحله تقسیم میشه قبل اشنایی با استاد وبعد اشنایی با استاد

      من 35سال در گمراهی زندگی میکردم اصلا نمیشه اسمشو گذاشت زندگی زجر بود زجر بود وزجر

      ولی سه ساله ک هر چی بیشتر غرق میشم تو سایت استاد واموزهاش

      زندگیم شده حال خوب ولذت وشادی وپیشرفت

      اصلا زندگیم با قبل اشنایی با استاد هیچ ربطی ب هم ندارن

      پس نتایج فرق داره، همه مثل هم نتیجه ک نمیگیرن

      مثل قران ک خداوند خودش فرموده همین قران یه عده ای رو راهنمایی میکنه ورستگار میشوند وهمین قران یه عده ای رو گمراه میکنه

      بستگی ب هر فرد دا ه با چ نیتی ب سراغ قران برن وبا چ نیتی ب سراغ اموزهای استاد برن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    یلدا گفته:
    مدت عضویت: 1008 روز

    استاد مهربونم من دقیقا یک ماه پیش همینجا نتایجم رو از دوره قانون سلامتی گفتم چقدر انرژی به بدنم برگشته حسم خوبه و خلق و خوم عالیه

    ولی تا اونموقع اصلا به این فکر نمیکردم انرژی داخل بدنم ، سلامت سلول به سلول بدنم به قدری باشه که تو دوماه تمرین فقط کوهنوردی اونم تا 16 کیلومتر بتونم بعد از دوماه قله 3250 رو صعود کنممممم و این عالیه

    توی مسیری که داشتم به سمت قله میرفتم با یک شخصی هم کلام شدم که آدم فوق العاده مهربون و باشخصیتی بودن ایشون هم کلی تعجب کرده بود که سرعت من و خودشون دقیقا به یک اندازه بوده برای رسیدن به قله با اینکه من دوماه دارم کار میکنم ایشون سه سال حتی به این هم نوتیس کردن که چقدر بدن من سبک و راحته

    یعنی هیچموقع برنامه ایی نداشتم واسه اینکه همچنین موفقعیت تو 20 سالگی داشته باشم

    ولی خب چون توی مسیر درستی قدم برداشتم نتایج درست و از نظر من خیلی بزرگ هم رقم خورد

    خداروشکر واقعا بابت وجود شما️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 438 روز

    به نام خدا

    سلام به همگی دوستان

    اومدم تا از تجارب امروزم بگم

    امروز رفتم کلاس برای لکنتم و من 90٪درصد پیشرفت داشتم تا الان

    و توی کلاس امروز متوجه شدم ک بشدت بدنم منقبض میشد سفت میشد و من نمی‌تونستم صدا رو درست از حنجره خارج کنم

    بشدت ناراحت شدم و ذهنم رفته بود تو مقایسه ک چرا چند نفر میتونن بگن با اینکه من 90درصدم

    و بغضم گرفته بود

    ولی خب سعی کردم تو ذهنم حلش کنم و شد ی اهرم ک بتونم تمارینم رو بیشتر و با کیفیت تر انجام بدم و یه سری اعمال برای تسلط در جاهای مختلف پیدا کنم

    و نکات مثبت

    من امروز توی کلاسی بودم که همگی افرادش آقا بودن و فقط من مراجعه کننده خانم بودم

    دیدید ک توی کشور ما اینجوریه ک صحبت با جنس مخالف رو بد می‌دونن

    و میگن اگر صحبت کردی یا گرم بودی یا صمیمی برخورد کردی پس منظوری داری

    همین قضیه آدمو می‌بره تو توهم و تصویر سازی غلط

    ک نکنه طرف من از خوشش میاد ک صحبت می‌کنه

    این افکار تو ذهن منم بودم

    ولی با چند نفر از آقایون اونجا صحبت کردم و اجازه ندادم این ذهنیت بخواد جلوی یک گفتگوی دوستانه و لذتبخش رو بگیره

    البته تمرین میخواد و تغییر باور ک توی ذهنت ی چیز عادی باشه این صحبت ها

    و واقعا لذت بردم از صحبت با آقایونی ک اونجا بودن خیلی محترم و مودبانه برخورد میکردن

    و این شروع خوبی بود برای اینکه یاد بگیرم ما انسانیم ما حق اینو داریم با هرکسی ک دوس داریم گفتگو کنیم جدا از جنسیتش

    و اگر اینو حل کنیم میبینیم ک بخاطر تصورات الکی زود هنگام توهم زا روابطو خراب نمی‌کنیم

    یا الکی احساسات درگیر نمیشن

    و توی مترو یکی از اون آقایون رو دیدم و درمورد احساسم تو کلاس و اون استرس و فشار صحبت کردم

    و گفت که هیچ عیبی نداره منو یادته قبلا چقد افتضاح بودم

    ماه بعد بهتر از الانی

    و من هم قانون تکامل یادم اومد و هم اهرم حرکت کردن

    و من دیدم من همین الانش از الان این آقا خیلی بهترم ولی دیدگاه اون خیلی بهتره

    یا حتی توی کلاس آقایون خیلی باحرفاشون سعی میکردن ب من امید بدن یا من دیدم ک حمایتگر بودن واقعا قشنگ گوش میدادن و میگفتن بخاطر ذهنیت هست در ذهن باید درست کنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 438 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی دوستانم

    واقعا این مطلب درستیه که وقتی شروع میکنی از اول خدارو شناختن خیلی سوالات ایجاد میشه

    آدم گیج میشه

    و مطمنن ذهن هممون این موضوع رو داره

    مطرح میکنم چ سوالاتی میاد شاید برای شمام باشه

    یکی از سوالات که هم استاد گفت هم خدا میگه تشابهات هست

    من ذهنم زیاد درگیر تشابهات میشه

    من خودم به اندازه ای نیاز بوده متوجه شدم چرا اومدم چرا که در آینده با درک و تجربه بهتر میفهمم

    اینکه ما کی هستیم

    خودمون انتخاب کردیم

    بخاطر استفاده از قدرت خلق اومدیم توی این آواتار جسم

    چون توی دنیای غیر مادی نمیشه چیزی حلق کرد (یعنی ما نمی‌توانیم)

    و روی زمین حتما باید جسم باشه

    من می‌دونم و ذهن استدلال گر من ک دهن ادمو سرویس میکنه همش می‌پرسه چرا؟

    خب ک چی؟

    خب تهش ک دوباره برمیگردیم

    بعد چی میشه ؟

    قبلش چیشد

    بشدت ذهن کنجکاوی دارم که بخواد همه چیو بفهمه

    ولی من بطور آگاهانه می‌دونم ک بعضی مسائل رو من خودمم بکشم نمیتونم درکشون کنم از دایره درک این ذهن انسانی خارجه

    اصلا بفهمه هم کمکی بهش نمیکنه

    و جالب اینه هربار ک میاد انگار هی مسئله ساده تر میشه برام انگار این چیزایی ک می‌دونم توی درونم خیلی ساده تر میشه راحت تر میشه درکم بهتر میشه و ب سکوت ذهنم کمک می‌کنه

    (چ بسا شیطان دنبال اینه مارو ناامید کنه و مارو ب بی راهی ببره)

    مثلا دیشب ب این درک رسیدم که

    سارا اول ک هیچ چیزی وجود نداشته فقط خدا بوده

    (همون یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود)

    و خدا اومده از وجود خودش یه سری موجود خلق کرده

    حالا ما هم یکی از اونا بودیم منتها ی تفاوت داشتیم

    اینکه قدرت خلق به ما داد

    یعنی قدرتی ک خودش داشت رو داد ب ما

    طبق چیزی ک ما خواستیم و این قدرت

    ی فرصت فراهم کرد تا ما بیایم روی زمین البته با انتخاب خودمون

    یجورایی انگار من اینجوری درک کردم که

    ما اومدیم تا ب زمین پرو بال بدیم

    (میگم زمین چون تو زمین هستیم و سیارات دیگه کسی نمیدونه چ موجوداتی هست )

    و خودشم گفته من هواتونو دارم و بهتون طرز استفاده از این قدرت رو یاد میدم

    مثل اینکه یکی به من ی ماشین بده بعد طرز استفاده ازشو یادم بده دقیقا همینه

    تا بیایم با اومدن تو جسم مورد نظر و ضعف هایی ک داره و اتفاقات و علاقه هامون هم خودمون اون حس رو تجربه کنیم هم ق گسترش جهان کمک کنیم

    ولی من سعی میکنم ک زیاد واردش نشم و اجازه ندم ذهن استدلال گرم هی بخواد بره

    چون می‌دونم از یه حدی بیشتر نمیتونه بفهمه و منو می‌بره تو باقالیا

    اگر چیزی لازم باشه بفهمم خداوند خودش بهم میگه

    و دارم تمرکز بر اصل میزارم ب طور آگاهانه تا کم کم کانون توجهم درست بشه

    و سعی میکنم حس بدی ب خودم ندم ک چرا ذهنم همش دنبال این چیزاست بالاخره هم کنجکاویه هم بخاطر ورودی هاست

    ایمان دارم ک خداوند هرآنچه ب دردم بخوره بهم میگه اگر من ذهن سرکش رو ب دست بگیرم

    شمام اگر تجربه ای دارید بهم بگید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 438 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام ب همگی

    امشب پدرم یه فیلم هندی گذاشت و من گفتم بزن بره چیه

    خبر نداشتم توی همین فیلم یه هدایت از سمت خداوند برای منه

    یعنی مو ب تنم سیخ شد

    از این قشنگ تر نمیشد انسان رو توصیف کرد

    همین الان ک می‌نویسم گریم گرفته

    می‌گفت ای مسافر ای مسافر هیچکس از آینده خبر نداره

    زندگی تو با تامل تو شکل میگیره

    تو سرباز نور هستی که مسیر ها با آرزو های تو شکل میگیره

    جهان با تو گسترش پیدا می‌کنه و مسیر هاش شکل میگیره

    آرزو های تو هیچ حدو مرزی ندارن

    یعنی من از اتاق اومدم بیرون و این اومد یعنی من محوش شدم سراسر وجودم آرامش شد

    اصل همینه

    ما سربازان نوریم ما سربازان عشقیم ما آمده ایم تا از قدرت خلقمون استفاده کنیم و حسش کنیم برای این حس اومدیم

    این تضاد ها و آرزو ها اقدامات هستن ک مارو شکل میدن جهان رو شکل میدن

    خداوند ،انرژی جهان ب ما این قدرتو داده و خودشم مثل کوه پشت ماست و اگر بهش اجازه بدیم مسیر هارو برای خلق راحت می‌کنه

    و بهمون یاد میده چطور از قدرتی ک داده استفاده کنیم

    خیلی احساساتی شدم اصلا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 438 روز

    به نام خدا

    سلام ب همگی دوستان گلم

    الان بعد از مدیتیشن میام اینجا

    حرفم مرتبط با نتایج بچه ها نیست

    می‌خوام بگم بچه ها مدیتیشن رو جدی بگیرید بعنوان ی ابزار بشدت قدرتمند برای کنترل ذهن

    بعد از ی مدت انقد ب لطیف شدن روح کمک می‌کنه ک‌نگم

    مخصوصا اگر روی ذهنت کار کنی

    اصلا مزش فرق داره قشنگ میری ب دنیای درونت دنیای سکوت و آرامش

    دنیای هیچ شدن و یکی شدن با معشوق

    روشی ک من استفاده میکنم و سادست

    از زمان کوتاه (تکامل)

    می‌شینم و ی موزیک مناسب

    چند نفس عمیق با چشم بسته

    و بعد نفس رو رها میکنم و تمرکز میکنم روی نفس یا شکم یا سینه ی بینی هرکدون راحتید و نگاهش می‌کنه از درون توجه میکنم بهش

    و بدنمم شول میکنم و هر فکری میاد (اولش سخته) فکر میکنم ی برگه فرقی ندارد چ فکری

    این مدیتیشن سکوته چ +چ – ما باید انقد توانا بشیم ک بتونیم کنترل جفت رو دست بگیریم

    فکر میکنیم ی برگ در باده و میاد و می‌ره و فقط نگاهش میکنیم و باهاش درگیر نمیشیم نمیریم توش

    و اگر رفتیم ب محض فهمیدن دوباره برگرد ب نفس

    و معجزشو ببینید ب خوابم خیلی کمک می‌کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    مریم شجاعی گفته:
    مدت عضویت: 349 روز

    سلام تجربه دوستان عزیز رو که خوندم واقعا امیدوار شدم که به خاطر یک عالم بیماری که دارم قانون سلامتی رو شروع کنم اما نمیدونم چیشد که نظرات بقیه رو هم بیرون سایت خوندم و بعضی دوستان اصلا نظرات خوبی نداشتند و خیلی منفی حرف زده بودند درباره استاد و اموزشهاشون حالا من دو دل شدم ایا واقعا نظرات اونها که بیرونه سایت استاد هستند درسته یا شما دوستان عزیزم داخل سایت راهنمایی کنین ممنون میشم چون خیلی مریضم و اگه واقعا قانون سلامتی که این همه دوستان تعریف کردند درست باشه منم بتونم شروع کنم و سلامت بشم بازم ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      معصومه صفائی گفته:
      مدت عضویت: 1118 روز

      سلام عزیزم

      بستگی داره هدفت از خرید دوره چی باشه من برای لاغر کردن و تناسب اندام این دوره رو خریدم ولی به لطف خدا از نظر دردهای مفصلی .خستگی و بی‌حالی مداوم .بوی عرق .نفخ معده .سردرد و….خیلی بهتر و عالی شدم .من هرروز حالت خواب آلودگی و بی انرژی بودن داشتم ولی با انجام این رژیم بدنم سبک و سرحال شد و وقتم دیگه همش تو آشپزخونه و پای گاز و وعده های متعدد نبود .رنگ پوستم شفاف تر شده و سیستم بدنم خیلی بهتر کار میکنه ببین اگه دوره رو به صورت تکاملی انجام بدی خیلی راحته اما اگه یکدفعه شروع کنی اذیت میشی ولی به نظر من دوره ی عالیه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      زهره صفری گفته:
      مدت عضویت: 625 روز

      سلام دوست عزیزم من دوره رو همسرم خریده منم در کنارش با همدیگه این دوره رو پیش رفتیم همه اطرافیان میگفتن چیه خودتون رو اینقدر لاغر کردین ولی من و همسرم توجه نمی‌کردیم من مشکل دستگاه گوارش داشتم اصلا نمی‌تونستم فلفل سبز تند و حتی شیرین بخورم الان به لطف خداوند مهربانم و دوره بینظیر استاد عزیزم این مسأله حل شده تقریبا پیاده روی هر روز تو برنامه کارهام دارم پیش میرم خداروشکر سپاسگزارم از استاد عزیزم بابت دوره بینظیر که در اختیارمان قرار دادین

      سپاسگزارم از خدای وهابم که من وهمسر عزیزم رو به این مسیر الهی هدایت کردی

      خداوند یار یاور هدایتگر همگیمون باشه دوستتون دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      زهرا گفته:
      مدت عضویت: 512 روز

      سلام. دوست عزیزم دوره بسیار عالی هست به شرط اینکه بشکلی که گفته میشه عمل کنی از لحاظ سلامتی و تناسب اندام بی نظیره بدون دارو همه مریضات درمان میشه این دوره بسیار بر پایه علم طراحی شده منکه هر دکتری توی تلوزیون صحبت میکنه ته حرفاش همینه که استاد توی دوره گفتن البته من گوش نمیدم مامانم خیلی گوش میکنه منم می‌شنوم گاهی اوقات نترس حرکت کن حتما از خدا خواستی وخدا هدایت کرده به لطف الله بهترین نتیجه هارو میگیری فراتر از حد تصورت دوست خوبم در پناه حق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: