نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
رشد مالی چشمگیر، آرامش قلبی، بهبود روابط و اتصال دوباره به خدا با عمل به آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱، دوره قانون سلامتی و دوره ۱۲ قدم
من از سال ۹۳ با استاد عباسمنش آشنا شدم، اما هیچ پولی برای خرید دورهها نداشتم. آرامآرام از آموزشها فاصله گرفتم و سالها از این شاخه به آن شاخه پریدم و نتیجهای نگرفتم تا اینکه کاملاً شکستخورده و بینتیجه، دوباره به سایت برگشتم و پیگیر آموزشهای استاد شدم. از سال ۱۴۰۲ با فایل «چگونه در عرض یک سال درآمد خود را چند برابر کنیم» و فایلهای هدیه، با جدیت کار روی خودم را شروع کردم. هر روز حال روحیام، انرژیام و درآمدم کمکم بهتر و بهتر میشد و من این مسیر را ادامه میدادم تا اینکه مرداد ۱۴۰۲ به درآمد ۹ میلیون تومانی که تعهد داده بودم رسیدم و در سه ماه بعد، درآمدم حدود دو و نیم برابر بیشتر شد؛ آن هم از همان کاری که همیشه انجام میدادم.
بعد از این نتایج، دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم؛ در حالی که برای اولین بار در زندگیام، بسیار بیشتر از پول دوره پسانداز داشتم. سالها آرزوی خرید دورههای استاد را داشتم، اما حالا درهایی از نعمت به رویم باز شده که باورم نمیشود: با راحتی و پشت سر هم، هر دورهای را که بخواهم خرید میکنم.
در این مدت حال عاطفیام فوقالعاده بهتر شده؛ روابط ناسالمم را تمام کردم؛ احساس وابستگیام بسیار کمتر شده؛ رابطهام با مادرم که بسیار شکراب بود، الان در بهترین حالت ممکن است.
از نظر سلامتی، فقط ۲۲ روز است که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردهام و انرژی روزانهام به طور باور نکردنی بهتر و بهتر شده است.
اما بزرگترین بخش تغییراتم، تغییر معنوی است…
رابطهام با خدا خیلی زیبا شده. انگار قلبی که سالها سنگ شده بود، نرم شده و دوباره زنده شده. پنج سال اخیر، هرچه دعا میکردم نتیجه نمیگرفتم و احساس نزدیکیام به خدا از بین رفته بود. اما یک روز، هنگام نماز، قلبم لرزید… نرم شد… لطیف شد… و همان اشکهایی را تجربه کردم که استاد در یکی از دورهها درباره بندرعباس گفته بودند. دقیقاً همان حس را من هم تجربه کردم؛ حس بینظیر وصل شدن به خدا.آن لحظه فهمیدم هیچ لذتی در دنیا با لذتِ یکی شدن با خدا قابل مقایسه نیست. همه لذتهای دنیا در برابرش هیچ است. یاد جمله استاد افتادم: «آدم فقیر از خدا دوره، اما هرچه ثروتمندتر میشویم، به خدا نزدیکتر میشویم.» و من دارم این حقیقت را با تمام وجود تجربه میکنم. این هدایت خدا بود که کمکم کرد دوباره ارتباطم با او را حس کنم. الان مهمترین اولویت زندگیام بیشتر از ثروت و رابطه عاشقانه ارتباط با خدا و احساس نزدیکی به اوست.
الان در قدم چهارمِ دوره ۱۲ قدم هستم. درآمدم عالی شده و آنقدر ذوق داشتم برای نوشتن تجربهها و نتایجم که قابل توضیح نیست. از ته دل خوشحالم و سپاسگزارم که خداوند من را به مسیر آموزشهای استاد عباسمنش هدایت کرد.
تجربه تحول مالی و آرامش درونی با عمل به تمرین ستاره قطبی در دوره ۱۲ قدم
انجام تمرین ستاره قطبیِ دوره ۱۲ قدم باعث شد عادت سپاسگزار بودن برای داشتههایم در وجودم شکل بگیرد و با خودم به یک صلح عمیق برسم. حالا هر شب با احساس شکرگزاری به خواب میروم و هر صبح با همان احساس فوقالعاده بیدار میشوم. این یکی از زیباترین تغییراتی بود که در اثر تعهد به این تمرین تجربه کردم.
پایبندی به این تمرین، مسیر زندگیام را دگرگون کرد. درآمدهای فوقالعاده وارد زندگیام شد و با تعهد کامل به آموزههای ۱۲ قدم، مخصوصاً تمرین ستاره قطبی، از یک کارگر ساده تبدیل به کارفرما شدم. درآمد من از ۱۰ میلیون در ماه، به بیش از ۱۰۰ میلیون تومان در ماه رسید؛ جهشی که خودم هم وقتی مرورش میکنم شگفتزده میشوم.
این حال خوب و این زندگی عالی را از صمیم قلب شکرگزار خداوند هستم؛ خدایی که این قوانین را از طریق استاد عباسمنش به من یادآوری کرد و مسیرم را به این اندازه زیبا و روشن ساخت.
بهبود سریع سلامت، قطع ریزش مو و بازگشت انرژی با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
قبل از شروع دوره قانون سلامتی، ناگهان و بیدلیل حدود ۷ کیلو وزن کم کردم و مقدار زیادی عضله از دست دادم. درد کتف و پشتم آنقدر شدید شده بود که با وجود فقط ۳۰ سال سن، مجبور بودم مدام بخوابم چون توان و انرژی هیچ کاری را نداشتم. سرم پر از موهای سفید شده بود و موهایم مشتمشت میریخت. جرم دندانهایم بهشدت زیاد شده بود و دیگر اصلاً سفید نمیشد. این دردها و وضعیت ناخواسته مرا به جایی رسانده بود که تصمیم گرفتم همراه مادرم زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کنم.
الان فقط ۱۴ روز است که با تعهد کامل در حال اجرای سبک زندگی این دوره هستم و در همین مدت کوتاه نتایج واقعاً کولاک کرده است:
ریزش موهایی که قبلاً مشتمشت میریخت، حالا تقریباً قطع شده؛ روزی شاید فقط ۷ یا ۸ تار مو بریزد.
درد کتفم کاملاً از بین رفته و احساس سبکی دارم.
خارش پوستیام کاملاً تمام شده و پوستم آرام شده است.
قبل از دوره، یک تشنگی بیحد و حساب داشتم که حالا کاملاً نرمال شده.
من که همیشه چشمم دنبال غذا بود و دائم گرسنه بودم، حالا فقط روزی یکبار غذا میخورم؛ با اینکه در یک فروشگاه هایپرمارکت بزرگ کار میکنم. حتی مادرم هم باورش نمیشود، چون من قبل از دوره قانون سلامتی همیشه گرسنه بودم.و تازه این فقط شروع نتایج این دوره است. قبلش در سراشیبی افت انرژی، ریزش مو، دردهای شدید بدن و فرسودگی بودم، اما حالا با ۱۴ روز تعهد، بدنم دارد دوباره زنده میشود. هر روز شکرگزارم که این آگاهی را پیدا کردم و این مسیر را انتخاب کردم.
تجربه و نتایج من از دوره احساس لیاقت
یادمه یک بار استاد عباسمنش در یکی از فایلهایشان فرمودند که بهترین سرمایهگذاری، سرمایهگذاری روی خودمان است. آن زمان این جمله برایم فقط یک توصیه بود، اما با بهرهگیری از آموزههای دوره احساس لیاقت اکنون عمیقاً درک کردهام که بهترین سرمایهگذاری، سرمایهگذاری روی خودم است.
از وقتی که با آموزههای دوره احساس لیاقت زندگی میکنم، اتفاقات فوقالعادهای برام رخ داده؛ از بالا رفتن درآمدم گرفته تا آشنا شدن با آدمهای فوقالعادهای که حضورشان زندگیام را زیباتر کردهاست. مجموعه این تغییرات باعث شده که زندگی برایم آسان و زیبا شود.
آگاهیها و تمرینات این دوره شخصیت مرا بهصورت جدی تغییر داده است. نسبت به قبل خیلی بیشتر با خودم مهربانم و با خودم مانند یک دوست صمیمی رفتار میکنم. قبلاً اگر خطا یا اشتباهی مرتکب میشدم روزها خودم را سرزنش میکردم و احساس قربانی بودن داشتم، اما اکنون، بهویژه پس از جلسات مربوط به این بُعد از احساس لیاقت درونی، یاد گرفتهام که با خودم چگونه برخورد کنم و ذهنم را آموزش دهم که به اشتباهاتم از زاویهای سازنده نگاه کند.
یکی از تواناییهای مهمی که دوره احساس لیاقت به من آموخته، مدیریت گفتوگوی ذهنی است؛ بهگونهای که مدتزمانهای بیشتری در حال خوب و با احساس مثبت باشم. در این دوره یاد گرفتم اول از همه از گفتوگوهای ذهنیام آگاه باشم و در لحظات چالشبرانگیز آنها را به سمت مسیر مثبت هدایت کنم.
این دوره آنقدر تمرکز مرا روی بهبود خودم برده که قضاوت کردن دیگران در من بسیار کمتر شده، هرچند هنوز برای رسیدن به نقطه ایدهآل تلاش میکنم.
یکی از نتایج واضح دوره احساس لیاقت برای من این است که زندگیام به طرز محسوسی روانتر شده. احساس میکنم به انسانی خوششانس تبدیل شدهام چون اغلب بهترین اتفاقها و برخوردها را دریافت میکنم و بسیاری از چیزهای خوب که قبلاً تجربه نکرده بودم وارد زندگیام شدهاند.
تحول زندگی من با قدم اول دوره ۱۲ قدم
روزی که خداوند مرا به سمت فایل «توحید عملی، قسمت ۶» هدایت کرد، حتی تصور نمیکردم این اتفاق آغاز یک تحول بزرگ در زندگیام باشد. کمتر از یک سال بعد توانستم همه کارهای نیمهتمامی را که بهسبب ترس رها کرده بودم و کارهایی را که هرگز به خاطر ترس شروع نکرده بودم، آغاز کنم و مهمتر از همه، هرگز فکر نمیکردم که از مسیری که اکنون از آن درآمد دارم، با این میزان آزادی زمانی و مکانی بهرهمند شوم.
پیش از آن سه سال عضو سایت بودم ولی صرفاً از محتوای عقل کل لذت میبردم و گاهی پرسش و پاسخها را میخواندم. سپس درگیر اتفاقات سیاسی و عضویت در گروههای فمینیستی شدم و کانون توجهام به نکات منفی و مقاومت نسبت به هر چیزی مرتبط با دین کشیده شد. در همان زمان بهدلیل حجم کارهای پژوهشی نمیتوانستم روی کاری تمرکز کنم و درآمدی داشته باشم؛ در حالی که استقلال مالی برایم مهم بود. بنابراین شروع کردم به کار کردن روی عزتنفس و چند ماه بعد دوباره همان فایل «توحید عملی» را دیدم. با وجود جهتگیریهای منفی نسبت به استاد عباسمنش، حس کردم تمام آگاهیایی که مدتها گم کرده بودم، در آن فایل وجود دارد. ناگهان خودم را دیدم که گریه میکنم و احساس میکردم چیزی را که سالها گمش کرده بودم پیدا کردهام. من خدایی را پیدا کرده بودم که با وجود مذهبی بودن خانوادهام، هرگز اینگونه دربارهاش نشنیده بودم.
اکنون حدود یک سال از آن زمان میگذرد. از آن گروههای فمینیستی خارج شدهام و جهان ناخودآگاه ارتباطم را با دوستان قبلی قطع کرد. روزهای خاکستریام رنگ گرفتند؛ توانستم مزه لذت و شادی را بچشم، از ته دل بخندم و از لحظهها و اتفاقهای کوچیک خوشحال شوم. برای اهدافی که سالها به تعویق انداخته بودم قدم برداشتم و فایلهای هدیه سایت را مدام گوش میدادم. کار مورد علاقهام را آغاز کردم و قدمها را یکی پس از دیگری برداشتم. حدود هشت ماه در مسیر اهدافم کار میکردم بدون اینکه درآمدی داشته باشم، اما به آنچه خدایم به من گفته بود عمل میکردم و ادامه میدادم. از همان روزی که کار بر روی باورهای مالیام را شروع کردم، درآمدم نیز آغاز شد.
دوره ۱۲ قدم اولین محصولی است که خریداری کردم و خیلی خوشحالم که با اولین درآمد خودم توانستم آن را تهیه کنم. اکنون از مسیری درآمد دارم که نه رشتهاش را خواندهام و نه مدرکش را دارم؛ تنها از خدا هدایت خواستم و دیدم مهارتی که سالها پیش آموخته بودم اکنون میتواند منبع درآمدم باشد. در کمتر از یک ماه اخیر ۲۱ میلیون درآمد داشتهام و برای شروع کار از این نتیجه بسیار راضیام؛ در حالی که تازه دوره ۱۲ قدم را آغاز کردهام.
تحول عمیق در درون، روابط و احساس ارزشمندی با استفاده از آموزههای دوره احساس لیاقت
دوره احساس لیاقت اولین دورهای بود که من و همسرم از سایت خریدیم. پیش از آن مدتی با فایلهای هدیه روی خودم کار میکردم و همانجا فهمیدم که بزرگترین مشکل زندگیام عدم احساس لیاقت است. من هیچ ارزشی برای خودم قائل نبودم؛ همیشه ناراضی، همیشه کمالگرا و ناتوان از پذیرفتن هرگونه تعریف و تمجید. مدام خودم را با دیگران مقایسه میکردم؛ از ظاهر و قیافه گرفته تا تربیت بچهها و وضعیت مالی. با وجود اینکه زندگی خوبی داشتم، هرگز از داشتههایم راضی نبودم. جلوی آینه به خودم بد و بیراه میگفتم، بارها در تنهایی گریه میکردم و احساس گناه شدیدی داشتم.
در جمعها و مهمانیها همیشه باید برای همه سرویس میدادم تا تأیید بگیرم. حتی وقتی دیگران میگفتند استراحت کن، من با اینکه از خستگی در حد انفجار بودم، باز هم خودم را لایق استراحت نمیدانستم. پیش از ورود به دوره، آسایش درونیام فاجعه بود و سطح شدید و دردناکی از بیارزشی را تجربه میکردم. حتی اگر لحظهای میخواستم برای خودم ارزشی قائل شوم، نجواهای ذهنیام میگفتند: «همه فکر میکنن مریم رفته تو قیافه!»
تا اینکه به یاری خداوند، دانشجوی دوره احساس لیاقت شدم. باورتان نمیشود، هر جلسهای که شروع میکردم، از اول تا آخر اشک میریختم. میگفتم: «خدایا من چقدر در حق خودم ظلم کرده بودم… چقدر ناآگاهانه زندگی را برای خودم و خانوادهام سخت کرده بودم.» تکتک جلسات را با تمرکز گوش میدادم. انگار تمام جملات مخصوص من نوشته شده بودند. گویی خداوند داشت از زبان استاد عباسمنش راهحلهای زندگیام را برایم بیان میکرد. آگاهیهای این دوره مدام در ذهنم تکرار میشدند و من از هر فرصتی برای یادگیری دوباره استفاده میکردم. باور دارم آگاهیهای این دوره، در هیچ کتاب و نزد هیچ استادی در دنیا پیدا نمیشود و چقدر خوشبخت بودم که در مدار دریافتش قرار گرفتم.
وقتی تصمیم گرفتم روی احساس ارزشمندی کار کنم، همهچیز در این زمینه برایم غریبه بود؛ بخشیدن خود، دوست داشتن خود، وقت گذاشتن برای خود، لایق دانستن خود، پیدا کردن تواناییها و نقاط قوتم… اما سؤالهای خودشناسی دوره، مسیر درست را جلوی پایم گذاشت و یاد گرفتم چطور خودم را لایق بدونم. از همانجا جهان برایم تغییر کرد. انگار سدّی در ذهنم شکسته شد و لحظهبهلحظه زندگی قشنگتر شد.
یکی از بزرگترین معجزات این دوره برای من رابطهام با بچههایم بود. سالها فکر میکردم این رابطه هرگز درست نمیشود. هر صبح صدای دعوای ما تا سر کوچه میرفت و همین باعث میشد از همان ابتدای روز حالم خراب شود. اما با کار کردن روی خودم، معجزه رخ داد. امروز صبح که وارد اتاقشان میشوم تا بیدارشان کنم، اولین جملهای که میگویند این است: «مامان دوستت داریم!» خدا میداند این صحنهها را حتی در خواب هم نمیدیدم.
تغییرات در همهی جوانب زندگیام رخ داد. پدرم هر روز که نانوایی میرود برایم دونان سنگک خشخاشی میگیرد؛ کاری که قبلاً هرگز انجام نمیداد. همسرم با احترام بسیار بیشتری با من رفتار میکند. حتی وقتی در آینه نگاه میکنم، خودم را زیباتر از همیشه میبینم و دوست داشتن خودم به شکلی باورنکردنی تغییر کرده است.
سال قبل برای خرید ماشین، همسرم سرویس طلایم را فروخته بود و قول داده بود بعداً جبران کند، اما فراموش شده بود. در جریان این دوره، او کاملاً غیرمنتظره از من خواست همراهش بروم و سرویس طلایی انتخاب کنم. نهتنها طلایم را جبران کرد، بلکه سرویسی بسیار بیشتر و ارزشمندتر برایم خرید. همانجا فهمیدم: «وقتی کمی روی خودت کار کنی، جهان با چه بزرگی و زیبایی پاسخ میدهد.»
با توجه به گذشتهام، میدانم باید همیشه آگاهیهای این دوره را تکرار و تمرین کنم تا نتایجم پایدار بماند.
استاد عزیز عباسمنش، از صمیم قلب سپاسگزارم. آموزشهای این دوره از من انسان دیگری ساخته است. خدا میداند که من هیچ شباهتی به مریمِ دو سال قبل ندارم.
تجربه رشد درونی، آرامش عمیق و موفقیتهای پایدار با عمل به آموزههای دوره احساس لیاقت
نمیدانم نوشتن نتایجم از دوره احساس لیاقت را از کجا شروع کنم؛ چون در مدت زمانی کوتاه، آنقدر در تمام جنبههای زندگیام تغییرات مثبت و عمیق دیدم که خودم هم شگفتزده شدم. وقتی داشتم بهبودهای اخیرم را در دفترم یادداشت میکردم، واقعاً به خودم افتخار کردم و از این همه تغییر به خودم «آفرین» گفتم.
بزرگترین دستاورد من از دوره احساس لیاقت، توانایی کنترل ذهن و نگه داشتن احساس خوب حتی در نازیباترین شرایط بوده است. من هر روز یک درجه از روز قبل بهتر بودم و این رشدِ روزانه باعث شد به توانایی خودم ایمان بیاورم؛ چیزی که میدانم ۹۹ درصد آدمها ندارند.
یکی از ارزشمندترین درسهایی که در این دوره یاد گرفتم این بود که:
قرار نیست یکشبه تغییر کنم، قرار نیست به خودم فشار بیاورم؛ قرار است روی بهبودهای کوچک، روزانه و مستمر تمرکز کنم.
قرار است روی بهبود شخصیت خودم تمرکز کنم، نه هیچکس دیگر.من با کمک آموزشهای این دوره تلاش کردم هر روز فقط یک قدم بهتر شوم. کوچکترین بهبودها را میدیدم، یادداشت میکردم و بابتشان سپاسگزاری میکردم. منی که همیشه کمالگرا بودم، یاد گرفتم با خودم مهربانتر باشم؛ یاد گرفتم خودم را سرزنش نکنم و وقتی اشتباهی میکنم خودم را سریع ببخشم. قبل از این دوره، اگر اشتباهی میکردم ممکن بود ماهها خودم را سرزنش کنم حتی بابت یک جمله اشتباه در یک جمع!
با کار کردن روی سؤالهای خودشناسی این دوره، کنترل ذهن را خیلی خوب یاد گرفتم. مخصوصاً در چالشها، آرام آرام گفتوگوهای ذهنیام مثبت شد.
قبل از ورود به این دوره، من در زندگی فرزندان و همسرم خیلی دخالت میکردم و مدام میخواستم آنها را تغییر دهم. اما متعهد شدم که فقط طبق آگاهیهای دوره عمل کنم و تمرکزم را فقط روی بهبود شخصیت خودم بگذارم.حتی تمرکزم را از روی حساب بانکیم برداشتم و جالب اینکه در طول کار کردن با جلسات این دوره، بیشترین حجم واریزیها در کل ۳۰ سال زندگیام وارد حسابم شد.
قبل از آگاهیهای این دوره، تواناییهایم را نمیدیدم. فکر میکردم چون تحصیلات دانشگاهی ندارم از جامعه عقبم و چیزی بلد نیستم. درحالیکه هنرهای زیادی آموخته بودم و به لطف سایت الهی استاد عباسمنش پیشرفتهای شخصیتی بزرگی کرده بودم، اما هیچکدام را ارزشمند نمیدیدم. حالا به لطف این دوره، هر روز بیشتر با خودم آشنا میشوم، تواناییهایم را کشف میکنم و از آنها استفاده میکنم. نعمتهای زندگیام را با جزئیات میبینم و بابتشان سپاسگزارم.
یکی از بزرگترین رهاییهای من، نجات از احساس گناه بود احساسی که شبانهروز با من بود. من حتی بابت حرف یا رفتاری که ۲۰ سال پیش انجام داده بودم، خودم را سرزنش میکردم. اما وقتی دهها بار دو جلسه مربوط به «حذف احساس گناه» را گوش دادم، اشکهایم جاری شد و برای همیشه خودم را بخشیدم. انگار بعد از سالها یک صلح واقعی با خودم پیدا کردم.
اثر این دوره آنقدر زندگی من را روان کرده که هر بار خداوند با نتایجش اشک شوقم را درمیآورد. کارهایی برایم آسان میشود که فقط به این دلیل آن را طبیعی میدانم که در این دوره هستم و قوانین را میشناسم. ذهنم آنقدر آرام شده که باید فکر کنم آخرین بار کی نگران شده بودم؛ چون ترس و نگرانی درباره آینده کاملاً از درونم رفته است.
ایمان و یقینی که این دوره نسبت به خدا در من ساخته، من را به آرامشی رسانده که با هیچ نتیجهای، با هیچ مبلغی، با هیچ حساب بانکی قابل مقایسه نیست. آرامشی بیقید و شرط؛ انگار به همه خواستههایم رسیدهام چون میدانم خداوند بار زندگی من را بر دوش گرفته و مرا برای آسانیها، آسان کرده است. الهامات قلبیام را واضحتر و قویتر میشنوم.
استاد عزیز عباسمنش، از شما بینهایت سپاسگزارم بابت تولید دوره بینظیر احساس لیاقت؛ دورهای که شیوه درست زندگی کردن را به ما یاد میدهد شیوهای که نتیجهاش آرامش، رشد و سعادت واقعی است.
تجربه آرامش ذهنی، عشق سالم و پیشرفت همهجانبه با عمل به آموزههای دوره احساس لیاقت
از وقتی با آگاهیهای دوره احساس لیاقت روی احساس خودارزشمندیام کار میکنم، کنترل ذهن برایم بسیار راحتتر شده. قبل از این دوره، با کوچکترین اتفاقی به هم میریختم و درونم پر از آشوب بود، اما حالا آگاهانه گفتوگوهای منفی را از ذهنم دور میکنم؛ ذهنم آرامتر شده و سطح واکنشهای احساسیام به شکل قابلتوجهی کاهش پیدا کرده است. تمرکزم را از زندگی دیگران بیرون کشیدهام و روی بهبود شخصیت و رشد خودم گذاشتهام. بازخورد دیگران چه مثبت و چه منفی دیگر تأثیر خاصی روی من ندارد، در حالیکه قبل از این دوره اگر کسی از من انتقاد میکرد، خیلی زود از کوره درمیرفتم.
تا قبل از دوره احساس لیاقت اصلاً در رابطه عاطفی نبودم. اما از وقتی با آموزشهای این دوره روی بازسازی احساس ارزشمندیام کار میکنم، یک عشق بینظیر وارد زندگیام شده. عشق پاکی که از وجودش لذت میبریم و ارتباطی سالم و آرام داریم. با اینکه اولین تجربه عاطفی من است، اما هیچ حس وابستگی ناسالمی در من وجود ندارد و این برایم فوقالعاده ارزشمند است.
هر روز نشانههای تازهای میبینم که نشان میدهد زندگیام در تمام جنبهها روانتر شده. خیلی راحت شغل پیدا کردم، ارزش داراییهایم بالا رفته، مردم کارهایم را راحتتر انجام میدهند و مشکلات مختلف زندگیام به آسانی حل میشود.
استاد عباسمنش، این دوره واقعاً نجاتبخش است و من هر روز بیشتر میبینم که چطور مسیر زندگیام زیباتر، هموارتر و پربرکتتر شده است.
بهبود کامل چاقی، تیروئید، مشکلات تنفسی و پوست با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی
من شش ماه پیش دوره قانون سلامتی را از سایت خریداری کردم. قبل از شروع زندگی به شیوه این دوره، دچار چاقی، تیروئید کمکار، مشکلات تنفسی، کمردرد و مسائل مختلف دیگری بودم. اما به لطف عمل به آموزههای این دوره، امروز به نتایج فوقالعادهای رسیدهام.
مشکل چاقی من کاملاً برطرف شده و از وزن ۷۲ کیلوگرم به ۵۹ کیلوگرم رسیدهام.
قبل از دوره، مشکلات تنفسی، احساس خفگی و خروپف شبانه داشتم که اکنون بهطور کامل از بین رفتهاند.
چندین سال بود که در فصل پاییز و زمستان دچار اگزمای پوستی میشدم، اما با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، این مسئله برای همیشه حل شد.
قبل از ورود به دوره قانون سلامتی، مشکل تیروئید داشتم و دارو مصرف میکردم. از زمانی که شیوه زندگیام را طبق این دوره تغییر دادم، مصرف دارو را قطع کردم و بعد از شش ماه دوباره آزمایش تیروئید دادم و خدا را شکر، تیروئیدم بدون مصرف دارو کاملاً نرمال شده است.
این نتایج برای من یک معجزه واقعی است و از صمیم قلب خدا را شکر میکنم که مسیر سلامتی من را از طریق این دوره زیبا روشن کرد.
بهبود کامل مشکلات جسمی و کاهش وزن چشمگیر با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
من تقریباً یک سال و نیم است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی میکنم. قبل از آشنایی با این دوره، دچار مشکلات زیادی بودم؛ قند خون بالا، چربی خون بالا، شبادراری، حساسیت به ادویهجات، میگرنهای شدید، درد قلب، درد معده و بیماریهای متعدد دیگر که کیفیت زندگیام را کاملاً پایین آورده بود.
اما بعد از شروع زندگی به سبک دوره قانون سلامتی و به لطف خداوند و آموزشهای استاد عباسمنش، تمام این مشکلاتم برطرف شد و امروز کاملاً سالم هستم.
علاوه بر سلامتی، وزن من از ۹۴ کیلوگرم به ۷۱ کیلوگرم رسیده است؛ تغییری که برایم هم از نظر ظاهری و هم از نظر انرژی و نشاط، فوقالعاده بوده است.خدا را شکر میکنم که با این دوره، نهتنها سلامت جسمیام را بهطور کامل به دست آوردم، بلکه سبک زندگیام هم به زیباترین شکل دگرگون شده است.



به نام خداوند توانای مهربان
چکاپ فرکانسی دوره هم جهت با جریان خداوند
سلام به استاد سید حسین عباسمنش عزیزم، سلام به استاد مریم شایسته جانم،
با قلبی آرام و تسلیم در مقابل ندای هدایتی که گفت زودتر از موعد پایان دوره، درباره نتایجت بنویس، دارم با عشق مینویسم.
این عشق توهم نیست، زاییده ذهن نیست، این یک جریان بیدار و هشیار از نور الهی و روح مقدس خداوندیست که از روز خلقت انسان، خداوند در وجود همه ما آفریدگان به ودیعه گذاشته، این همون بار امانتی است که تازه آموخته ام عاشقانه حملش کنم، چون این یک بار نیست، این منبع انرژی من و نیروی هدایتگر من به سمت خوشبختی و آسانیهاست.
من از دوره های قبلی و جلسات هدیه پله به پله تکاملی رو طی کردم که به مرور شخصیت منو مول یک استاد مجسمه ساز تراشید و شکل داد. اضافاتش رو تراشید و سبک کرد، و رنگ و لعاب شادی و آرامش و اطمینان بهش زد.
روزهایی رو سپری کردم که در شک و ابهام بودم، در گرداب ذهنیات مسموم گرفتار میشدم اما امیدی در دلم زنده بود که این هم میگذره، جوابها میاد، خدا همینجاست….
با این امید و ایمان به وعدههای خداوند که از زبان استادم میشنیدم همواره در حال تلاش برای درک مفاهیم اساسی جهان بودم. آرام آرام شخصیتم قویتر شد، عزت نفسم تقویت شد، وقتی خودم رو مرور میکردم متوجه میشدم سپاسگزارتر شدم، نتیجه دیگه برام فقط عدد حساب بانکی نبود، خواستههام تغییر کرد. از خواستههای صرفا مادی تبدیل شد به بهبود شخصیت، سرمایهگذاری روی خودم، متوکلتر شدنم، مؤمنتر و موحدتر شدنم.
این روند که از «دوره 12 قدم» شروع شد و با «دوره شیوه حل مسائل زندگی» ادامه پیدا کرد هم برای من برکات مادی داشت و هم روابطم رو بسیار بهبود بخشید. بعد از اون «دوره احساس لیاقت» مسیر تازهای از احساس ارزشمندی رو پیش روی من باز کرد و دید بسیار ظریفتری بهم داد تا ایرادهای اساسیم رو پیدا کنم و نقاط قوتم رو جدی بگیرم و بابتشون سپاسگزارتر باشم.
فایلهای هدیه بی نهایت ارزشمندِ توحید عملی، باورهای ثروتساز، سریالهای زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا و آرامش در پرتو آگاهی هر کدوم در برهه هایی از زمان کلیدهای حل مسائل روزمرهام شد و منو در مسیر رشد نگه داشت.
اما متوجه رشدم نبودم تا اینکه نقطه عطف زندگیم رقم خورد و من تازه فهمیدم اینهمه مدت داشتم برای چه اتفاقاتی آماده میشدم.
روز 1 آبان 1403 فایلی روی سایت اومد به نام «درک قوانین جهان در قرآن کریم/قسمت 1» و در اون فایل باز هم مفهوم عملی توحید و شرک به زیبایی توضیح داده شد.
استاد گفتند توحید یعنی ما به هیچکس حتی نزدیکانمون نیازی نداشته باشیم. همون روز مادرم بهم زنگ زد و با حال روحی نامناسبی اشک ریزان ازم عذرخواهی میکرد که برای تولد فرزندم که قرار بود 12 روز بعد به دنیا بیاد شرایط مالی مناسبی نداره که هدیه ارزشمندی بخره.
من تحت تاثیر همون فایل زبان گویای خداوند شدم تا قلبش رو آرام کنم، و بهش گفتم خدای من خودش مراقب منه و شما اگر هدیه نخری یا حتی نیای پیش من هم همونقدر عزیزی، خداوند دستانش رو برای کمک به من میفرسته، همین حس مادرانه شما برای من یک گنج بیپایانه….
این پیام خدا قلب مادرم رو آروم کرد و منو بی نهایت سپاسگزار، که تونستم در آخرین مکالمهام با مادرم پیامرسان خدا باشم.
دو روز بعد یعنی 3 آبان مادرم به آغوش پروردگار پر کشید. و من با سپردن خودم و فرزندم به خدایی که از مادر به من مهربونتره، از بزرگترین امتحان زندگیم سربلند بیرون اومدم. نتیجه تمام سالهایی که دانشجوی توحید بودم رو با معجزهی «پذیرش و آرامش قلبی» دریافت کردم.
همون روز با هدایت خداوند فرزندم به سلامتی و راحتی به دنیا اومد و من در مدار سپاسگزاری و نعمت قرار گرفتم.
شاید نتیجه و جایزهی این کنترل ذهن این بود که 4 ماه بعد که «دوره مقدس همجهت با جریان خداوند» متولد شد تونستم برای اولین بار همزمان با لانچ شدن دوره در اون شرکت کنم؛ دورهای که به جرأت میتونم بگم استاد عباسمنش خودشون با اون صدها مدار به سوی نور و خشوع و آگاهی بیشتر صعود کردند و به تبع ایشون ما دانشجوها هم غرق در اقیانوس عمیقی از جلوهی پروردگار شدیم. معنی گستردهتری از سپاسگزاری در عمل رو درک کردیم و جنسی از ارتباط معنوی تازهتری با پروردگار هدایتگرمون تجربه کردیم.
و اما بعضی از تغییرات و نعمتهایی که همزمان با این دوره در زندگی من وارد شد:
ارتباطم با چندین نفر از بهترین دانشجویان توحید و عملگراترین موحدین حاضر در این سایت خودبخود بدون هیچ تلاشی از طرف من شکل گرفت. کسانی که روزی آرزو میکردم چنین دوستانی داشته باشم.
هر روز باهاشون در ارتباطم و این خودش یک اصلاحگر مسیره که از مومنتوم مثبت خارج نشم. حتی با دو نفرشون دیدار حضوری هم داشتم.این فضل بیپایان خداونده که چنین گنجهای قیمتیای رو وارد زندگی من کرده.
بسیار بسیار نسبت به قبل بیشتر در لحظه زندگی می کنم، و اصلا تازه معنی زندگی در لحظه رو دارم درک میکنم. نگران نیستم که از برنامه روزانهام جا بمونم، میایستم و با خنده بچههام میخندم، میرقصم، بچگی میکنم، شعر میخونم، بچههام هم بیشتر از قبل میخندن، شادن و اتفاقا دقیقا مشخصه که راحتتر و سریعتر از قبل دارن رشد و تکاملشون رو طی میکنن. مشکلات قبل رو ندارن، مشکلات بقیه بچهها رو ندارن و من هر روز آگاهانه به یاد میارم که قبلا این آسانیها نبود و الان هست خداروشکر.
بهبودگرایی رو تازه دارم بصورت عملی زندگی میکنم. بخاطر اندکی بهتر رفتار کردنم، یک بار بیشتر صبوری کردنم، کنترل کلامم، کمتر عصبانی شدنم، مقایسه نکردن خودم یا فرزندانم با دیگران، باورهای ثروتساز بهترم، احساس ارزشمندیِ کمی بیشترم، و زندگی عاطفی عاشقانهترم هر روز خدا رو شکر میکنم و این بهبودها رو با خودم تکرار میکنم، بزرگشون میکنم و تحسینهای دیگران رو قبول میکنم.
برای کوچکترین خدمات یا زیبایی در جهان و آدمهای اطرافم آگاهانه تلاش میکنم هم قلباً و هم کلامی تشکر و تحسین کنم. برام غریبه و آشنا و بزرگ و کوچیک فرقی نداره، در سپاسگزاری سخاوتمندتر شدم.
خوابهای معنیدار زیادی میبینم که در همه اونها به نوعی قانون برام تکرار میشه و من در خواب آگاه به قوانین و معنی کلام مبهمی هستم که زده میشه. هدایتهایی دریافت میکنم که دقیقا راهگشای اون روزهای منه، مثلا در آخرین خوابم کسی بهم گفت: «دیدن نتایج، نتیجه است.» من برداشت کردم که باید نتایجم رو بزرگ بشمارم و تکرارشون کنم تا ازشون انرژی حرکت بگیرم، این یک شخصیت سپاسگزار و با احساس ارزشمندی بالا میطلبه که بتونی نتایجت رو ببینی. اگر نتایجت رو پاس بداری یعنی رشد کردی و این رشد یک نتیجه است.
همین خواب باعث شد نتایجم رو مرور کنم و قلبم گفت اینحا بنویسم.
تقریبا هر روز ورودی مالی دارم. به لطف خداوند.
رابطهام با همسر و پدر و خواهر و برادرم بینظیر و سرشار از عشق و آرامشه. درکم از احساساتشون بالاتر رفته چون درصد کوچیکی نگاه ذهنم با نگاه روح هماهنگتر شده. اینو حس میکنم که این تطابق منو بزرگوارتر و بلندنظرتر کرده.
مدتها بود که برای فعالیت مورد علاقهام از خدا هدایت خواسته بودم و این ماههای آخر فقط میشنیدم که خدا میگه «یکمی صبر کن، به وقتش بهت میگم، تو فعلا فقط از زندگیت لذت ببر…»
از روزهای پایانی شهریورماه هدایتها و نشانهها اومد و من به راحتترین شکل ممکن هدایت رو تشخیص دادم و دنبال کردم. مومنتوم مثبت شکل گرفت و قدمهام رو با نیرویی که خود خداوند با نشانههاش بهم بخشید برداشتم. اول راهم و هنوز این نهال نوپا شکل نگرفته ولی قلبم بسیار روشنه، بسیار امیدوار و خوشبینم به این مسیر هدایتی.
تمام فایلهای نشانههای روزانهام رو انگار خود خدا با یک برنامهی دقیق برام چیده و یکی یکی درست در لحظهای که ازش میخوام قدم بعدی رو بگه یا طرز فکر صحیحی رو بهم القا کنه یا سوالم رو جواب بده، در قالب یک فایل میاره میذاره جلوی چشمم. و من با عشق به هدایتم عمل میکنم. ذره ذره، تاتی تاتی، اما پیوسته.
برام وقت آزاد میکنه تا گامهای عملیم رو بردارم هرچند به ظاهر کوچیک، اما موثر. برام بینهایت مهمه که حرکت کردم و هیچ چیزی رو بهانهی کاهلیهای خودم نکردم. و دارم میبینم که خداوند دلها رو برام نرم کرده، مسیرها رو باز کرده و همواره در حال صحبت کردن با منه.
عاشق این منِ جدیدم. عاشق زندگیمم. عاشق دنیایی هستم که توش من هستم، خدا هست، استادم هست و تمام بینهایت دستانش برای آبادانی جهانم. برای اینکه اندکی باور کردم که قدرت خلق جهان دلخواهم رو دارم. این خودِ معجزه است.
سجاد عزیز سلام و عشق و احترام خدمت شما با اون روح لطیف و کلام پرانرژیت.
ازت بی اندازه متشکرم که با تمام و توجه و تمرکزت، با شور و اشتیاق نتایج منو (البته بخش کوچیکی از نتایجم) خوندی اون هم بارها و بارها و برام با تمام قلبت نوشتی. انرژیش تا اینجا رسید.
ازت عذرخواهی می کنم که نتونستم زودتر پاسخ محبتت رو بدم چون رفته بودم اهواز برای مراسم سالگرد مادرم و یک مقدار شلوغ بودیم.
سجاد عزیزم استادمون دونه به دونه حرفاشون حق و حقیقته، من بهش رسیدم.
من هرروز یک یا چند مورد پیدا می کنم که استاد در موردش صحبت کردن و قوانین جهان رو در مورد اون موضوع باز کردن، چه روابط. چه مسائل شغلی، چه سلامتی چه معنویت، عزت نفس و ….
امروز شنیدم که کسی رفتار نامناسبی با خواهرم داشته و خواهرم با اون بخش از احساس ارزشمندی تقویت شده اش برای اون شخص حد و مرز مشخص کرده، و ناراحتیش رو با زبان نرم بهش ابراز کرده، من خواهرم رو تحسین کردم و گفتم خدایا ازت متشکرم که خواهرم تونسته حرف دلش رو مودبانه بزنه و بعدش نگران خراب شدن رابطه نباشه، و اون شخص رو بگذاره کنار. اون هم بهد از عمری فامیلی.
این برای خود من هم نتیجه محسوب میشه، اینکه اطرافیانم هم افرادی هستن که دارن رشد می کنن.
اینکه در حوالی من داره اتفاقات شگفت انگیزی میفته که تا قبل از کار کردن روی خودم یا نمی افتاد یا من نمی دیدمش. اما الان با اینکه ظاهرا برای خودم رخ نداده اما من اونقدر بهش توجه کردم که انگار خودم اون قدم رو برداشتم.
من مطمئنم که این توجه روی رشد و پیشرفت باعث میشه واقعا بهبود ایجاد بشه در شخصیت و رفتارم.
ممنونم برای اینکه با کامنت قشنگتون منو تشویق کردید به دوباره نوشتن و توجه به اتفاقات خوب.
آفرین به شما که با تمام احساس و ذوق و شوقتون برام نوشتید و مطمئنم این توجه و تمرکز برای شما شاهکار خلق میکنه.
براتون زندگی سرشار از نعمت و برکت و عمری باعزت آرزو می کنم.