نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
بهبود چشمگیر دیابت، چربی خون، تیروئید و کاهش وزن با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
من مادر وهاب زارعی هستم و حدود چهل روز است که همراه پسر عزیزم وهاب جان، زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردهام. در آغاز دوره آزمایش دادم و نتیجهها واقعاً ترسناک بود. دچار چربی خون بسیار بالا و دیابت نوع دو بودم؛ چربی خونم ۱۱۰۰ بود و قند خونم ۳۰۰. کمکاری تیروئید داشتم و در آزمایش مقدار Tsh عدد ۹/۵ بود. حدود هشت مورد «ستاره قرمز» در برگه آزمایشم داشتم که نشان میداد تقریباً تمام فاکتورهای بدنم یا لب مرز بودند یا به شدت غیرنرمال.
این در حالی بود که تازه عمل سنگ کلیه ۱۷ میلیمتری انجام داده بودم. اما بعد از فقط چهل روز زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی دوباره آزمایش دادم و نتیجهها برایم واقعاً باورکردنی نیست.
شکر خدا در آزمایش جدیدم:
چربی خونم از ۱۱۰۰ به ۲۰۰ رسیده.
قند خونم از ۳۰۰ به ۱۰۰ کاهش پیدا کرده.
تیروئیدم از ۹/۵ به ۲ رسیده.
سطح ویتامین D و B12 و همهٔ فاکتورها کاملاً نرمال و عالی شدهاند.احساس سبکی میکنم. راحت راه میروم. دیگر هیچ دردی در پاهایم ندارم، دستهایم خواب نمیرود و بهراحتی همهٔ کارهایم را خودم انجام میدهم. ده روز است که هیچ دارویی برای دیابت و چربی خون مصرف نکردهام و حال عمومیام عالی است.
از نظر تناسب اندام هم نتایجم فوقالعاده بوده. من با وزن ۸۹ کیلو و دور کمر ۱۰۸ سانتیمتر وارد زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی شدم و امروز وزنم ۷۷ کیلو و دور کمرم ۹۸ سانتیمتر است. تمام لباسهایم برایم گشاد شده و احساس میکنم یک بدن جدید پیدا کردهام.
خدا را شکرگزارم که با شما استاد عباسمنش و راهنماییهای ارزشمندتان آشنا شدم و توانستم قدم در مسیر زیبای سلامتی بگذارم. همچنین از پسر عزیزم وهاب جان هم تشکر میکنم که زحمت خرید این دوره را برای من کشید.
الان که دارم این کامنت و مینویسم سرشار از حس و حال خوب هستم و تازه قدم 3 از دوره 12 قدم رو شروع کردم.
وقتی قدم اول رو شروع کردم و چکاپ فرکانسی رو در قدم اول انجام دادم، هیچ درآمدی نداشتم. حتی یک ریال هم پس انداز نداشتم. توی این دوره من روی خودم و ارزشمندیم دارم کار می کنم. تمرین ستاره قطبی رو انجام میدم و دارم یاد میگیرم که توانایی هام رو ارزشمند بدونم. چون قبلاً بابت کاری که انجام می دادم، دستمزد دریافت نمی کردم.
مدتی پیش بهم پیشنهاد کار شد و من تونستم باور کنم که وقتی که من میزارم ارزشمنده و بابت انجام اون کار دستمزدم برام واریز شد که از خوشحالی بال درآوردم و ایمانم قوی شد که ثروت هست، سلامتی و رابطه خوب هست. منتهی این من هستم که باید افکار منفی و ترمز هام رو بردارم.
خداروشکر با عمل به آگاهی های دو قدم اول، چرخ زندگی من اینقدر روانتر شده که خودمم بعضی وقت ها میگم: قبلا کارهای من سخت انجام می شد یا اصلا انجام نمی شد اما الان اینقدر راحت و بی دردسر و اینقدر پربار و عالی داره انجام میشه و این نتیجه برداشته شدن همون ترمزهای ذهنی ای هست که همش بهم می گفت:نمیشه؛ تو نمیتونی؛ اگر فلانی نخواد اتفاق نمیافته…
منی که تا حالا دلار رو ندیده بودم، چند روز پیش یه جا 28 تا 100 دلاری رو بدست آوردم که مال خود خودم بود و نتیجه کار کردن روی باورهام. توی حوزه روابط، چقدر راحت از بقیه تحسین دریافت میکنم و رابطه ام با همسرم خیلی عالی تر شده.علاوه بر نتایج خودم، دارایی های همسرم خداروشکر داره روز به روز بیشتر میشه.
دوست داشتم این رد پا از نتایجم تا الان رو از خودم به جا بذارم.
کاهش ۸.۵ کیلو وزن و درمان حساسیتهای شدید در کمتر از یک ماه با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
امروز ۲۶ آذر ۱۴۰۲ است. من اول آذرماه دوره قانون سلامتی را خریدم و با وزن ۱۰۰ کیلوگرم زندگی به شیوه این دوره را شروع کردم. قبل از شروع، آزمایش دادم و به همه دوستانم با اطمینان گفتم: «تا شب یلدا ۱۰ کیلو وزن کم میکنم»، درحالیکه حتی فایلهای معرفی دوره را هم ندیده بودم و هیچ اطلاعی از نحوه کار آن نداشتم. طبق معمول، همه خندیدند و مسخره کردند و گفتند: «توهم زدی! همچین چیزی غیرممکنه!»
اما من به خاطر نتایج قبلیام از دوره ۱۲ قدم کاملاً به آموزشهای استاد عباسمنش ایمان داشتم. چون عمل به آگاهیهای این دوره، مرا طی یک سال از زیرِ صفر بالا آورد و از فقر مطلق به استقلال مالی واقعی رساند. من از فردی که حتی پول خرید نان نداشت، تبدیل شدم به کسی که توانایی مالی سفرهای عالی به جزیره کیش، اقامت در هتل چهارستاره و تفریحات آبی و لاکچری را دارد. به خاطر همین نتایج بود که من از پیش به دورههای استاد ایمان داشتم.
امروز ۲۶ آذر ۱۴۰۲ است و بعد از فقط ۲۶ روز زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، ۸ کیلو و ۵۰۰ گرم وزن کم کردهام. تنها چهار شب مانده به شب یلدا و من تقریباً کامل به قولم عمل کردهام و از نظر سایز نیز بهطور چشمگیری تغییر کردهام.
پیش از شروع این دوره، دچار حساسیت شدید بودم؛ صبحها حدود ۴۰۰ عطسه میکردم، آبریزش بینی و خلط پشت گلو داشتم و مجبور بودم قرص ضدحساسیت بخورم—قرصی که خودش باعث خونریزی دهانم میشد. دکتر هم تأکید کرده بود که باید حتماً این قرص را ادامه بدهم.
اما بعد از فقط ۲۶ روز عمل به دوره قانون سلامتی، بدون حتی یک قرص، تمام مشکلاتم—عطسهها، آبریزش، خلط، خونریزی و…—کاملاً برطرف شد. در حالی که قبلش میگفتند درمانش ساده نیست، اما با این سبک زندگی، همه چیز بهطرز شگفتانگیزی حل شد.
از صمیم قلب خدا را شکر میکنم که با اعتماد به این دوره، هم وزنم، هم اندامم، هم سلامتم، و هم کیفیت زندگیام در کمتر از یک ماه متحول شد.
تجربه کاهش سایز، بهبود بیماریهای چندساله و جوانسازی طبیعی با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
من یک ماه پیش هدایت شدم به دوره قانون سلامتی و از فردای همان روز، بدون هیچ مقاومتی، زندگی به شیوه این دوره را شروع کردم. استاد عباسمنش، آگاهیهای این دوره آنقدر ناب و کاربردی است که هر بار با خودم میگویم چطور ممکن است اطلاعات تخصصی سلامتی، اینچنین ساده، روان و قابلاجرا منتقل شده باشد.
استاد شما در فایلهای معرفی دوره گفته بودید با «بشکن» وزن کم کردید. با اینکه مطمئن بودم هرگز اغراق نمیکنید، اما پیش خودم میگفتم مگر میشود؟ کنترل خوردوخوراک از کنترل ذهن هم سختتر است. منی که ۲۰ سال ورزش مداوم داشتم، همیشه گرسنگی میکشیدم، انواع رژیمهای سخت را امتحان کرده بودم، سالها روزی ۲ تا ۳ ساعت ورزش سنگین میکردم تا وزن ۹۰ کیلوییام را روی ۶۵–۶۶ نگه دارم، اما باز هم نتیجهٔ دلخواهم حاصل نمیشد. چربی پایین شکمم هیچوقت آب نمیشد و همه میگفتند چون زایمان و سزارین شدهای، دیگر از بین نمیرود. در کنار اینها، به دلیل مصرف داروهای شیمیدرمانی وزنم از ۶۵ به ۷۱ رسیده بود.
اما وقتی به جلسه سوم دوره قانون سلامتی رسیدم و با توضیحات استاد درباره عملکرد بدن، سیستم هضم، دفع، جذب، ترشح انسولین و نقش هورمونها آشنا شدم، فهمیدم ادعای استاد کاملاً درست است؛ بله، میشود با «بشکن» چربی اضافه را آب کرد، آن هم کاملاً طبیعی، سریع و ساده.
حالا بعد از فقط یک ماه زندگی با این دوره، میخواهم از نتایجم بگویم.
نتایج سایز و وزن:
دور شکم: از ۱۰۳ سانتیمتر به ۹۱ سانتیمتر
دور کمر: از ۸۴ سانتیمتر به ۷۵ سانتیمتر
پهلوها: از ۱۰۰ سانتیمتر به ۹۲ سانتیمتر
وزن: از ۷۱ کیلوگرم به ۶۸ کیلوگرمو اما نتایج درمانی—بعضی از این مشکلات را حتی بیماری نمیدانستم، اما حالا میفهمم چه بار بزرگی از دوشم برداشته شده است:
درد ۲۸ سالهٔ زانوی پای چپم که از بارداری اول شروع شده بود و دکترها میگفتند روماتیسم ارثی است، در یک ماه کاملاً از بین رفته.
درد شدید مفاصل ناشی از شیمیدرمانی که هر بند بدنم تیر میکشید، کاملاً ناپدید شده.
درد وحشتناک رگ سیاتیک پای راستم که ۲ تا ۳ سال عذابم میداد و شبها از شدت درد گریه میکردم، کاملاً درمان شده.
استخواندرد شدید که همه میگفتند ارثی است و بعد از ۴۰ سالگی طبیعی است، کاملاً برطرف شده.
پشت دستم از ۴۰ سالگی بعد ککومک زده بود و روزبهروز بیشتر میشد، دکترها گفته بودند باید لیزر کنم؛ اما در چند روز گذشته دیدم ۸۹ درصد ککومکها ناپدید شدهاند و رنگ پوست دستم برگشته به دوران ۲۰ سالگی.
رنگ پوست صورتم که فکر میکردم از آفتاب تیره شده، حالا سفیدِ صورتی و شفاف شده؛ همان رنگی که در نوجوانی داشتم.
حدقه چشمهایم بازتر شده، افتادگی پلک از بین رفته، غبغبم محو شده و پوستم مثل کسی که ژل و بوتاکس کرده باشد، ولی کاملاً طبیعی، جوان شده است.
مشکل قدیمی خروج آب از دهان هنگام خواب که همیشه آزارم میداد، کاملاً برطرف شده.
مشکل بیدار شدن ۲ تا ۳ بار در شب برای دستشویی—کاملاً حل شده و حالا خواب عمیق و آرام دارم.
نفخهای شدید بعد از غذا، ترش کردن، برگشت غذا، سوزش سر دل و حالت تهوع که هر شب داشتم—یکماهه صفر شدهاند.
خشکی و خارش شدید پوست بدن، مخصوصاً کمر، که سالها هیچ درمانی برایش جواب نمیداد—خودبهخود کاملاً از بین رفته.
بواسیر که حتی بعد از عمل جراحی هم باز درد و ناراحتی داشت، حالا کاملاً درمان شده و بدون هیچ درد و مشکلی به دستشویی میروم.
همه اینها فقط نتایج یک ماه من از اجرای دوره قانون سلامتی است. واقعاً خدا میداند ماه بعد چه اتفاقات زیباتری در انتظارم باشد.
استاد عزیزم، وقتی هزینههای گزافی که سالها برای درمان دادم—در حالی که نتیجهای هم نمیگرفتم—را با قیمت این دوره مقایسه میکنم، میبینم چقدر این دوره ارزشمند و نجاتبخش است. این دوره هم جسم من را سالم کرد، هم روحم را آرام کرد، هم از هزینههای درمان و دارو نجاتم داد. استاد عزیزم، تا زندهام سپاسگزار خداوند یکتا هستم که شما را آفرید و در این مسیر هدایت کرد.
تحول مالی چشمگیر و ساخت باورهای ثروتساز با عمل به آموزههای استاد عباسمنش و دورههای ایشان
من دو سال پیش با آموزههای استاد عباسمنش آشنا شدم و از همان زمان تلاش کردم روی خودم کار کنم و قوانینی را که از آموزشهای ایشان یاد میگرفتم، در زندگیام اجرا کنم. با کمک آگاهیهای این مسیر، در حال ساختن این باور هستم که تنها افراد ثروتمند به بهشت میروند و تنها افراد ثروتمند نزد خداوند عزیز و محبوب هستند. یاد گرفتم که برای داشتن نتایج بهتر، فقط کافی است باورهای بهتری بسازم؛ یعنی نتیجهای را که میخواهم ببینم و بعد باوری بسازم که من را به همان نتیجه برساند.
در این مدت، از دوران دانشجویی و نداشتن هیچ چیز، به نتایج بزرگی رسیدهام. امروز ۲۵۰ میلیون تومان پسانداز دارم. یک مغازه راهاندازی کردم و اکنون سرمایه مغازهام حدود یکونیم میلیارد تومان است. به لطف الله مهربان، بهترین مشتریها به سمت مغازه من هدایت میشوند و هر روز فروش من بیشتر و بهتر میشود.
این مسیر برای من ثابت کرد که وقتی آگاهیهای استاد عباسمنش را با ایمان و تعهد اجرا میکنم، زندگیام با سرعتی شگفتانگیز رو به رشد میرود.
درک دلیل اتفاقات زندگی و تجربه معجزات واقعی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
جلسه سوم از قدم سوم را تازه گوش دادم. در طول این دوره، هر بار که میخواهم بنویسم «این جلسه دیگر بهترین جلسه دوره بود»، در جلسه بعدی میبینم آگاهیهای عمیقتر و نابتری وجود دارد. هر جلسه بینهایت آگاهی تازه میدهد و خدا میداند تا پایان قدم دوازدهم، با عمل به این آگاهیها چقدر از نظر مالی، سلامتی، روابط و معنویت پیشرفت میکنم. واقعاً هر قدم از دوره ۱۲ قدم یک دنیای کامل از آگاهی است.
اگر بخواهم بزرگترین دستاورد این جلسه را در یک کلمه خلاصه کنم، آن کلمه «خودآگاهی» درباره دلیل اتفاقات زندگیام است. قبل از این دوره، زندگی من پر از فراز و نشیبهای عجیب بود. گاهی همهچیز بهم میریخت، گاهی همهچیز عالی میشد. درگیر ترس، فقر، روابط نادرست و سردرگمی دائمی بودم و نمیفهمیدم چرا یکدفعه همهچیز خراب میشود یا چرا گاهی همهچیز خوب پیش میرود. دلیل اتفاقات زندگیم را نمیدانستم و همین باعث میشد ندانم چطور باید با مسائل برخورد کنم.
تا اینکه رسیدم به جلسه سوم از قدم سوم. وقتی این جلسه را گوش دادم، تازه فهمیدم وقتی اوضاع سخت میشد از کجا ضربه میخوردم و وقتی همهچیز خوب پیش میرفت علتش چه بود. هیچ چیز ارزشمندتر از این نیست که دلیل اتفاقات را بفهمی. به همین دلیل میگویم ارزشمندترین نتیجه دوره ۱۲ قدم برای من، آگاه شدن نسبت به دلیل اتفاقات زندگی و نحوه اجرای قانون در عمل است. در این جلسه احساس کردم استاد عباسمنش لقمه را آماده گذاشت جلوی دهانم!
چند روز پیش، در کسبوکارم اتفاقی افتاد که ظاهرش نشان میداد قرار است ضرر بزرگی کنم. ذهن نجواگرم فوراً شروع کرد به ترساندن من که: «دیگه با سفر و لذت خداحافظی کن، بدبخت شدی!» آن روز هنوز فایل این جلسه را ندیده بودم و نمیدانستم باید چه کنم، اما با آگاهیهایی که از سه سال حضور فعال در سایت و با مطالعه قدمهای قبلی به دست آورده بودم، قلبم گفت نگران نباش و توکل کن به خدا. درونم شنیدم که: «اگر آرام باشی و توکلت را حفظ کنی، این اتفاق در نهایت به نفعت میشود. خدا یک پلن جدید دارد، میخواهد بیشتر به تو بدهد.»
تکرار این جملات چنان آرامشی در من ایجاد کرد که قلبم باز شد و آرام شدم. با خودم گفتم: «حتماً خیره. هر اتفاقی بیفتد به نفع من است و من از پسش برمیآیم.» و به خدا قسم کمتر از ۲۴ ساعت بعد ورق برگشت. آن مشکل در کسبوکارم طوری حل شد که نه تنها ضرری نکردم، بلکه درآمدم بیشتر شد و اعتبارم هم بالا رفت. علاوه بر این، همان مسئله باعث شد یک مشتری جدید وارد کارم شود و درآمدم دو برابر شود. فقط گریه میکردم و شکر میگفتم و مبهوت عظمت و بزرگی خداوند بودم و این قانون تغییرناپذیر او که: احساس خوب = اتفاقات خوب.
حالا وقتی آگاهیهای این جلسه از دوره ۱۲ قدم را گوش میدهم و آن را با تجربه تازهای که همین چند روز پیش داشتم ترکیب میکنم، میبینم که یک شاهکلید واقعی به دستم رسیده؛ کلیدی که میتوانم با آن هر قفلی را باز کنم و با حل ریشهای مسائل، رشد عمیق و واقعی را تجربه کنم.
درمان بیماریها، کاهش وزن چشمگیر و جهش انرژی با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
اواخر اردیبهشت ۱۴۰۱ بود که بهخاطر رنج از چندین بیماری، برای رسیدن به سلامتی، دوره قانون سلامتی را خریدم و همراه تمام اعضای خانواده، زندگی به شیوه این دوره را شروع کردیم. چون به آموزشهای استاد عباسمنش اعتماد داشتم و بیماریهایم برایم اهرم رنج شده بود، با تعهد کامل وارد مسیر اجرای دوره شدم.
قبل از شروع زندگی به شیوه این دوره، ده سال درگیر فشار خون بالا بودم و هر روز چند قرص مصرف میکردم، بدون هیچ نتیجهای. اما در ماه دوم از اجرای کامل دوره، فشار خونم کاملاً نرمال شد و دیگر هیچ قرصی مصرف نکردم. وقتی برای آزمایش رفتم و فشارم ۱۲/۸ بود، از شادی اشک ریختم و خدا را هزار بار شکر کردم که این بیماری کاملاً درمان شد.
سالها قبل از دوره، کمردرد شدیدی داشتم که انرژی و تحرکم را گرفته بود و حتی دو ماه در ایام عید ۱۴۰۱ بستری بودم. پزشکان میگفتند درمانی ندارد و فقط باید مدارا کنم. اما در هفتههای اول از زندگی به شیوه دوره، کمردردم بدون دارو و بدون هیچ روش خاصی کاملاً درمان شد. از ماه دوم هر روز یک ساعت و گاهی یکونیم ساعت پیادهروی میکنم و الان، بعد از یک سال و نیم، خدا را شکر کوچکترین اثری از کمردرد ندارم.
حدود هشت سال هم درگیر درد مفاصل شدید بودم و روماتیسم مفصلی حاد تشخیص داده شده بود. اما با زندگی به شیوه همین دوره، در جدیدترین آزمایشات روماتیسم، تمام فاکتورها کاملاً منفی شد و این بیماری هم بهطور کامل درمان شد.
قبل از دوره، آزمایشهایم نشان میداد که پیشدیابتی هستم، اما امروز HbA1c من ۰/۸ و همسرم ۰/۷ است؛ یعنی قند خون و انسولین کاملاً نرمال.
با اجرای زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، دهها مشکل دیگرم نیز درمان شد؛ مشکلاتی که فکر میکردم برای سن من طبیعی یا ارثی هستند:
چربی خون بالا، میگرن، درد استخوانها، ریزش مو، سیاهی زیر بغل و دور چشم، خارش و سوزش کشاله ران، خلط پشت حلق، خروپف شبانه، اضطراب شدید، بیخوابی، تکرر ادرار شبانه، نفخ شدید معده، بوی بد دهان، کمبود انرژی و…
همه این مشکلات از ماه دوم تا سوم کاملاً از بین رفتند. آنقدر انرژی و سلامتی گرفتم که نه من و نه خانوادهام هرگز حاضر نیستیم حتی یک روز به سبک زندگی قبلی برگردیم.به قول استاد عباسمنش، انگار روز ما پنج برابر کش آمده. الان آنقدر فعال و پرانرژی هستم که هیچ شباهتی با قبل ندارم. بعد از تجربه این نتایج، کمکم دورههای دیگری مثل دوره احساس لیاقت، دوره عزت نفس، دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره عشق و مودت در روابط را هم خریدم و با انرژی بالا ادامه میدهم.
(البته دوره عشق و مودت را فعلاً گذاشتهام برای بعد از اتمام دوره احساس لیاقت.)قبل از این سبک زندگی، همیشه آرزو داشتم سحرخیز باشم و ورزش کنم، اما بهخاطر بیحالی همیشه دیر بیدار میشدم. اما الان بهراحتی صبح زود بیدار میشوم، تمرینهای دورهها و ورزشهای عضلهسازی را انجام میدهم و در طول روز وقت اضافه هم دارم.
قبلاً تهیه صبحانه، ناهار، شام و خریدهای روزانه وقتم را میبلعید؛ اما الان با یک یا دو خرید ماهانه و فقط آمادهسازی یک وعده غذا، زمان زیادی برای اهدافم و تمرین دورهها دارم. هم هزینههایمان بسیار کمتر شده، هم پساندازمان بیشتر شده، و هم انرژیمان برای پیشبرد اهداف چند برابر شده است. این نیز یکی از برکات بزرگ دوره قانون سلامتی است.
و اما نتایج ما در زیبایی و تناسب اندام:
قبل از دوره، من یادم نمیآید وزنم زیر ۶۵ کیلو بوده باشد. همیشه درگیر شکم، پهلو و باسن بزرگ بودم. دخترم از دوران دبستان درگیر چاقی بود و انواع رژیمها را امتحان کرده بود و هر بار بعد از کاهش وزن دوباره چاق میشد.
اما با شروع زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، فقط در شش ماه:
من با قد ۱۵۲ از ۷۱ کیلو به ۵۳ کیلو رسیدم؛ شکم و پهلوهایم بسیار کوچک و خوشفرم شدهاند.
همسرم از ۷۸ کیلو به ۶۰ کیلو رسیده و درد مفصل لگنش که پزشکان میگفتند باید تعویض مفصل شود، کاملاً درمان شده.
دختر بزرگم از ۶۹ کیلو به ۵۳ کیلو رسیده؛ رویایی که سالها داشت.
دختر دومم از ۶۳ کیلو به ۵۳ کیلو رسیده و پس از یکسال، وزن همه ما ثابت مانده است.پوستمان روشنتر و شفافتر شده و لکههایمان کمرنگتر شدهاند. حسِ شادی وقتی عکسهای قبل از دوره را با امروز مقایسه میکنیم، وصفناپذیر است. حالا چندین دست لباس رنگارنگ و سایز کوچک میخریم، چون آزادیم مدل موردعلاقهمان را انتخاب کنیم، نه لباسی که فقط اندازهمان باشد. همین موضوع اعتمادبهنفس ما را چند برابر کرده.
لذت دارد وقتی اطرافیان میگویند: «چقدر لاغر شدی، چقدر خوشاندام و جوان شدی! مثل دختر بچهها شدی.»
لذت دارد وقتی بعد از یکسال دوباره دوره را مرور میکنی و میبینی با چه تعهدی پیش رفتی و به همه اهدافی که انتخاب کرده بودی رسیدهای.این نتایج برای من یک پیام روشن دارد:
اگر برای دیگر اهدافم هم همین اندازه تعهد داشته باشم و دقیقاً همانطور که استاد عباسمنش میگویند عمل کنم، مطمئنم به همه آنها خواهم رسید.رهایی از کمبود و ساختن فراوانی در ۳ سال با عمل به آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱
الان اواخر سال ۱۴۰۲ است و میخواهم نتایجم از عمل به آموزشهای دوره روانشناسی ثروت ۱ را با سال ۹۹ مقایسه کنم؛ زمانی که تازه این محصول ارزشمند را به خودم هدیه داده بودم.
«ماریایِ ۳ سال پیش» نه خانهای داشت، نه ماشین، نه پساندازی و نه حتی یک گرم طلا. برای خرجهای روزانهام هم مانده بودم. پر از بدهکاری و غم بودم. انگار چرخ زندگیام زنگ زده بود؛ هرچه زور میزدم جلو نمیرفت، که هیچ، سنگینی فشارها داشت شانههایم را خرد میکرد.
اما حالا، بعد از فقط سه سال تلاش برای عمل به آگاهیهای این دوره، خانه دارم، ماشین دارم و پسانداز دارم.
تجربه سفرهای باکیفیت دارم.
غذاهای باکیفیت تهیه میکنم.
لباسهای برند و باکیفیت میخرم.
و هزاران تجربه ریز و درشت که همگی نشانه بهبود چشمگیر اوضاع مالی من هستند.اما مهمتر از همه اینها، تغییری است که در ذهنم رخ داده؛ تغییری از «باور کمبود» به «باور به فراوانی».
با آموزشهای این دوره، نقش اساسی باورهای قدرتمندکننده را فهمیدم و باور کردم که تنها راه تغییر زندگیام، ساختن باورهای حمایتکننده و ایمان عمیق به فراوانی است. وقتی این باورها شکل بگیرند، تکاملی و طبیعی، به تمام خواستههایم میرسم.
من با این دوره باور کردم که:
«هیچ چیزی نیست که بخواهم و توانایی تحققش را نداشته باشم، اگر کنترل کانون توجهام را یاد بگیرم. چون قانون این است که تمرکز هرجا برود، تجربهها هم به همان سمت میروند.»
برای همین تلاش کردهام که توجهام را روی فراوانی بگذارم و دائماً به دنبال شواهد فراوانی در جهان بگردم تا طبق قانون خدا، از همان جنس نعمتها وارد زندگیام شود.
زیرا چه کسی از خداوند متعهدتر به وعدههایش است؟فهمیدم که مثل اکثریت مردم جهان، ذهنیتی معلولمحور درباره پول داشتهام؛ یعنی باور به کمبود. پس باید همیشه روی این نقطهضعف کار کنم.
فعلاً فقط ذرهای از این فراوانی بیکران را باور کردهام و همین «ذره باور» زندگی من را از «منفی هزار» رسانده به «حد متوسط جامعه»… اما با این تفاوت مهم که بدون سختی، بدون رنج، و فقط با لذت و آرامش به این نتایج رسیدهام.بنابراین با همین مسیر و همین تمرکز جلو میروم و مطمئنم که لاجرم به تمام خواستههایم میرسم.
استاد عزیز عباسمنش، از شما سپاسگزارم که مرا با قوانین خداوند آشنا کردید. سپاسگزارم که به من یاد دادید همهچیز باوره. و سپاسگزار خدای مهربانم هستم که مرا به این آگاهیهای توحیدی هدایت کرد. این مسیر بهبود دائمی را با عشق و تعهد ادامه میدهم.
تجربه زیبایی و اندام ایدهآل با بهکارگیری آموزههای دوره قانون سلامتی
من با کار جدی روی احساس لیاقت و خودارزشمندی از طریق آموزههای استاد عباسمنش به جایی رسیدم که هر بار جلوی آینه میایستم، اولین کلمهای که با تأکید به خودم میگویم این است: «زیبا». و واقعاً هر روز احساس زیبایی بیشتری در خودم میبینم. همین فرکانسِ خوب بود که من را وارد زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی کرد. به لطف این دوره و تعهدم در اجرای آن، امروز هیکل رویاییام را دارم؛ همان اندامی که از دوران ۱۲–۱۳ سالگی تصویرش را در ذهنم میساختم، حالا در واقعیت زندگی میکنم.
اوایل اجرای این روش خیلی لاغر شده بودم و هر چقدر میخوردم وزنم بالا نمیرفت. اما من متعهد ماندم، ذهنم را نسبت به قضاوت و حرفهای دیگران کنترل کردم و در مسیر دوره باقی ماندم. نکتهی شگفتانگیز این بود که وقتی بر این ترمز ذهنی غلبه کردم، وزنم شروع کرد به بالا رفتن و فرآیند عضلهسازی فوقالعادهای در بدنم آغاز شد. در چند ماه از ۵۴ کیلو به ۷۰ کیلو رسیدم؛ ۷۰ کیلو عضلهی خشک و زیبا. حالا هم چهرهام زیباتر شده و هم اندامی دارم که واقعاً دوستش دارم.
این تجربه برای من یک حقیقت روشن شد: وقتی با همین میزان تعهد، در همهی جنبههای زندگی به قانون عمل کنم، در تمام حوزهها میتوانم به همین اندازه نتیجه بگیرم و بهتر و بهتر شوم.
تجربه رشد مالی و شخصیتی با بهکارگیری آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱
توی مجامع علمی کسی که استاد تمام باشد را «پروفسور» صدا میکنند و برای من، پروفسور عباسمنش دقیقاً همین جایگاه را دارد؛ چون آموزشهای استاد عباسمنش تغییراتی در من ایجاد کرده که هیچ مرکز آموزشیای آنها را یاد نداده و نمیدهد. مسیر تغییر من از فایلهای هدیه استاد عباسمنش شروع شد. آموزشها را گوش میدادم، نتبرداری میکردم، تمرین میکردم و عمل به همین آموزشها کمکم مسیر ذهنیام را دگرگون کرد. نتیجهاش این بود که درآمدم به همان اندازهای رشد کرد که شخصیتم رشد کرده بود.
امروز، در سال ۱۴۰۲، درآمد ماهانه من به ۵۰ میلیون تومان رسیده است. در یک سال گذشته ۲۰۰ گرم شمش طلا پسانداز کردم و به خودم گفتم: «علیرضا، الان زمان خرید دوره روانشناسی ثروت ۱ رسیده.» روی دکمه «مرا به سوی نشانهام هدایت کن» کلیک کردم و به فایلی هدایت شدم که درباره رسیدن به آزادی مالی، مکانی و زمانی صحبت میکرد. همانجا مطمئن شدم که وقتش رسیده راه خودم را با این دوره ادامه بدهم و مسیرم را با آموزشهای آن کامل کنم.



به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست
با درود و سپاس خدمت شما استاد گرامی و مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم
احساسم رو اینجا به عنوان رد پا می نویسم، ما شاگردان استاد عباسمنش عزیز، با قرار گرفتن در مدار الهی(با استفاده از آموزه های گرانبهای ایشون) به آرامش عمیق از جنس نور الهی دست پیدا کردیم(به همه عزیزان تبریک می گم)، این آرامش بزرررررگترین نعمت الهی ایست.
در سایه ی این نور، قلبمون آرومه، همه اموراتمون به شکل نور و فقط برای نور انجام میشن.
مثلا وقتی با داشتن احساس خوب به چهره ی عزیزانمون نگاه و لبخند می زنیم و … چه نتایجی از نور دریافت می کنیم.
قدم اول آرامش، بعد اتصال به نور، بعد انجام کارها برای نور و در نهایت دریافت نتایج الهی که با بهترین کیفیت هستن.
مثلاً وقتی برای کسب روزی حلال با قلبی سرشار از نور حرکت می کنیم و کارهامون رو فقط برای نور انجام می دهیم، بینهایت نتایج و برکاتی از نور دریافت می کنیم.
اشاعه نور و دریافت انوار بیشتر الهی
مثلاً یک سکوت ساده و اعراض و … برکاتی از نور برامون میاره و ما رو از نور هم دور نمی کنه.
لذت درک نور خیلی خوبه، مسیر نور خیلی قشنگه، با نور زندگی کردن خیلی راحته، دنیای با نور خیلی زیباتره،
انسانهای متصل به نور توسط خود خدا هدایت میشن و البته خدا اونها رو هم بسیار بیشتر دوست می داره.
خدایا سپاسگزارم به خاطر همه چیز مخصوصاً به خاطر داشتن استاد عباسمنش
به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست و درود و سپاس خدمت استاد گرامی و مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم
نشانه های بالا بودن فرکانسم رو تو این کامنت به عنوان رد پا می نویسم
جمعه ی هفتهی پیش برای دیدن مادر بزرگ که کسالت دارن منزل دائیم رفتیم و خدا رو شکر فقط دائیم و زن دائیم بودن و بچه هاشون نبودن(چون انرژی منفی اند و دوست ندارم جائی که اونها هستن باشم)
این هفته مادر بزرگم بستری شدن و باز هم چون وقت ملاقات احتمال داشت با اونها مواجه بشیم خدا یه برنامه چید که نشه وقت ملاقات بریم.
با مامانم که همراه مادر بزگم هستن تماس گرفتم و گفتم ما امشب میایم و براتون شام هم میاریم
وقتی رفتیم بیمارستان، پرستار بخش هماهنگ کرد و من و همسرم رفتیم و مادر بزرگم رو دیدیم چقدرم خوشحال شد
مامانم پرسید چه جوری اومدید اصلا ملاقاتی راه نمی دن. حالا چه جوری موافقت کردن دوتاتون بیاین؟ بعد چه جوری ما رو پیدا کردید؟ منم گفتم بو کشیدیم اومدیم.
توی راه برگشت همسرم گفت احتمالا دیروز که بقیه رفتن هیچ کدوم رو راه ندادن و مامان مجبور شده خودش بیاد پائین.
حالا امشب با نهایت احترام اجازه دادن تا ما بریم بالا فقط با یه تماس و یه هماهنگی ساده.
به همسرم گفتم ببین عزیزم این به خاطر اینکه فرکانس ما بالاست وگرنه به قول مامان چی جوری میشه اینقدر راحت اجازه بدن دوتائیمون بریم بالا در حالیکه شب قبل سر همین قضیه دائیم با نگهبان دعواش شده.
یه نشونه دیگه از بالا بودن فرکانسم
برای گرفتن دارو رفتم داروخونه سهوا کد دارو رو اشتباه نوشتم، مجبور شدم اون روز با وجود راه زیادی که رفته بودم بدون نتیجه برگردم فرداش که رفتم تونستم سهمیه داروی بیشتری بگیرم، همسرم باورش نمی شد گفت آخه چه جوری بهت دادن، بهش گفتم به متصدی تائید دارو گفتم اونم موافقت کرد
یه نشونه دیگه از فرکانس بالای من
یه همکار دارم که مثل نمودار سینوسی فرکانسش بالا و پائین میشه سه شنبه می خواست من رو آزار بده من اعراض کردم و سعی کردم از این چالش سر بلند بیرون بیام فرداش به علت کسالت نتوانست بیاد با خودم گفتم خدا رو شکر با کنترل ذهنم وارد مدارش نشدم و گرنه منم مثل خودش مریض می کرد
یه نشانه ی دیگه از بالا بودن فرکانسم
یه همکار دارم که اونم داره مثل من رو خودش کار می کنه بهم گفت، شما فرمول موفقیت رو زود پیدا کردی و مثل اینکه هر چی رو برگزاری داخل این فرمول بهترین خروجی رو می گیری و رمز موفقیتت همون پیدا کردن زود این فرمول هست
یه نشون ی دیگه
هفته ی گذشته برای کاری قرار بود بریم شهرستان، چون من خیلی روی باورهام کار کرده ام و در مورد مشابه اون دارم نتیجه می گیرم، همسرم خودش بلیطها رو کنسل کرد و البته اتفاقات جالب دیگه ای هم افتاد که همه به نفع ما بود.
یه نشونه ی دیگه از فرکانس بالای من
محل کارم وام قرضالحسنه 100میلیونی میده من و یکی دیگه از همکاری حوزه امون وام نگرفتیم بینمون قرعهکشی شد اسم ایشون درآمد و بعد همکار دیگه ام با تعجب گفت من فکر می کردم اسم شما دربیاد چون شما همیشه تو همه موارد خوش شانسی حالا تعجب می کنم چرا اسم شما در نیومده و گفتش من مطمئنم چون درخواستت نبوده اسمت در نیومده ولی اگه می خواستی حتما اسم تو در میومد.
نشونه ی دیگه از بالا بودن فرکانسم
من برای یادگیری موسیقی یه روش خاص پیدا کردم که به راحتی قطعه ها رو یاد می گیرم استادم هم فکر می کنه من خیلی تمرین می کنم در صورتیکه با این روش من کارم رو پیش می برم.
الان که فکر می کنم نشونه ها زیادن به امید خدا دوباره میام و در موردشان می نویسم.
به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست و درود خدمت شما استاد گرامی و مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم
من و همسرم هر دو کارمندیم و یک فرزند، پسر 21 ساله داریم.
می خوام امروز در مورد نتایج و رویدادهای زندگیم بعد از ساخت باور، پول درآوردن معنوی ترین، الهی ترین و با فضیلتترین کار دنیاست و پول ارزشمند هست، براتون بنویسم.
ما تونستیم، خونه ای بسیار عالی با آپشن های فوقالعاده در یک منطقه خوب بخریم. داستان تکامل خرید خونه هم مفصل هست
ما تونستیم کل وسایل خونه امون رو عوض کنیم، الان همه لوازم خونه امون تک و خاص هستند از مبل گرفته تا لوازم الکتریکی که از بهترین نوع خودشون هستند.
ما تونستیم ماشینمون رو عوض کنیم و یه 207 صفر بخریم، ماشین صفر واقعاً نعمت بزرگیه، هر روز صبح راحت باهاش سرکارمون می ریم و همینطور چندین مسافرت عالی و راحت باهاش داشتیم.
ما تونستیم چالوس یه زمین بخریم و الان هم داره ویلامون توسط یک آدم بینظیر ساخته می شه، که خود این هم داستان مفصلی داره که از باورهای خود استاد در جلسه 4 قدم دوم از دوره ی 12قدم کسب کردیم.
ما تونستیم هزینه ی ادامه تحصیل امون رو به راحتی پرداخت کردیم و الان هم خیلی راحت، داریم هزینه های تحصیل پسرم هم در رشته خلبانی و هم توی یک رشته دانشگاهی دیگه رو پرداخت می کنیم و همینطور توان پرداخت هزینه های تحصیلی بعدی خودمون و پسرمون رو داریم.
ما تونستیم سفرهای خوبی بریم و تجارب فوقالعاده ای کسب کنیم و همچنان برای سفر های جدید برنامه های خوبی پیش رو داریم.
ما تونستیم دوره های ارزشمند استاد از جمله شیوه حل مسائل، قدم 1 و 2 دوازده قدم و دوره ی قانون سلامتی رو بخریم و الان یکسال هست که به شیوه ی قانون سلامتی زندگی می کنیم و بهترین و باکیفیت ترین مواد خوراکی رو تهیه و استفاده می کنیم.
ما تونستیم پوشاک، کیف و کفش برند بخریم و همیشه شیک و تمیز هستیم.
با امید و توکل به خدا تصمیم جدی داریم، بعد از طی تکاملمون تراکمپر و آروی(مثل تراکمپر و آروی استاد) بخریم و اول جاهای دیدنی ایران زیبا و بعد جاهای دیدنی این جهان بینهایت زیبا رو ببینیم
و شغل مورد علاقه امون رو راهاندازی کنیم، مثل استاد با آزادی زمانی و مکانی، مولد ثروت هم باشیم و بیشتر به گسترش این جهان زیبا کمک کنیم.
به نظر من این کارها معنوی ترین کار دنیا هستند
به امید خدا در مورد نتایج موفقیت در شغل مورد علاقه امون و همینطور شغل پسرم با ساخت باور های فوق العاده ای که از آموزه های استاد کسب کردم براتون خواهم نوشت.
ممنون از خدا ممنون از استاد گرامی و همسر گلشون و ممنون از دوستان عزیزم
به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست
با درود و سپاس خدمت استاد گرامی و مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم
با خوندن نتایج دوستان در مورد مومنتوم مثبت موضوع مهمی یادم اومد که خالی از لطف نیست اینجا بنویسم
برادرم و خانمش مدتی هست که از هم جدا شدن همسر برادرم خانمه بسیار خوبی هست و من با ایشون رابطه خوبی دارم
داستان به این شکله که وقتی توی جمع خانوادگی بنا به دلایل مختلف بعضی از اعضای خانواده رفتارهای تکانشی بروز می دادن، ایشون به شدت حالت دفاعی می گرفتن و با زبان بدن اعتراض خودشون رو بروز می دادند و همیشه هم به من انتقاد داشتند که چرا من هیچ واکنشی نسبت به این رفتارها نشون نمی دم، البته بگم من هیچ وقت به حرفاش توجهی نکردم و لحظاتی که کنار عزیزانم بودم بهم خوش می گذشت، خلاصه خدمتتون عرض کنم همین مومنتوم مثبت من باعث ارج و قرب من شده و متاسفانه مومنتوم منفی ایشون باعث جدائیشون از برادرم از بچه های نازنینش شد.
درود و سپاس خدمت دوست خوبم خانم مشتاقی عزیز
کامنت هاتون رو پیگیر هستم و لذت می برم از اینکه در مسیر رشد قرار دارید ایمانتون قابل تحسین هست، خیلی آدمها هستند که نیاز دارند از شما الهام بگیرن، به هر حال من از کامنت هاتون استفاده می کنم و برام ارزشمندند خدا به شما توفیق روزافزون بده