نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
رسیدن به وزن رؤیایی و احساس عالی فقط در ۲۶ روز با بهکارگیری آموزشهای دوره قانون سلامتی
امروز بیستوششمین روز زندگی من به شیوه دوره قانون سلامتی است و واقعاً حالم فوقالعاده است. من دوره را با وزن ۶۵ کیلوگرم شروع کردم و امروز وزنم به ۵۸ کیلوگرم رسیده. شاید باورش سخت باشد، اما رسیدن به وزن زیر ۶۰ کیلو برای من همیشه یک رؤیای غیرممکن بود. هزاران بار، هزاران رژیم مختلف را امتحان کرده بودم و هیچوقت جواب نگرفته بودم.
خوشحالم که به ندای قلبم گوش دادم، به استاد عباسمنش اعتماد کردم و وارد این دوره شدم.
من در یک کلینیک ژنتیک در مشهد کار میکنم و این روزها تمام همکاران و پزشکان از من میپرسند:
«تو واقعاً در چند هفته چه کار کردی که اینقدر خوب چربیها را حذف کردی؟!»
و چون نمیتوانم همه چیز را دقیق توضیح بدهم، فقط آدرس سایت استاد را میدهم و میگویم:
«اول از فایلهای رایگان شروع کنید تا با استاد عباسمنش آشنا شوید و بعد خودتان تصمیم بگیرید از کجا ادامه دهید.»امروز، بهتر از تمام این ۲۶ روز، احساس آرامش، سبکبالی و سلامتی دارم.
دوست داشتم این حس خوب و نتایجم را با شما به اشتراک بگذارم تا هم بهانهای برای شکرگزاری خداوند باشد و هم یک تشکر بسیار خاص از استاد عباسمنش که عاشقانه این آگاهیهای ارزشمند را در اختیار ما قرار میدهند.آغاز موجی از معجزات جسمی و روحی تنها در ۸ روز با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
هشت روز است که زندگی را به شیوه دوره قانون سلامتی شروع کردهام و معجزات سلامتی من از روز سوم آغاز شد.
عفونتهای دائمی سینوسیام که همیشه گریبانگیرم بود، کاملاً از بین رفته.
ورم زیر ابروهایم که مدتها اذیتم میکرد، فروکش کرده و کاملاً صاف شده است.
تنفس برایم راحت و آزاد شده و هر بار نفس میکشم از خدا شکرگزاری میکنم.
خوابم عمیق، آرام و لذتبخش شده.
بوی نامطبوع عرق بدنم کاملاً ناپدید شده.
چربی پوست سر و موهایم بهطور کامل برطرف شده.قبل از دوره قانون سلامتی، اگر حتی یک تخممرغ میخوردم، صورتام پر از جوش میشد، اما حالا سه تخممرغ هم میخورم و حتی یک جوش هم نمیزنم.
گرفتگیهای بدنی و درد زانوهایم کاملاً برطرف شده.
احساس سبکی، انرژی و سرحال بودن دارم.
نفخ شدید و آزاردهندهام کاملاً رفع شده.
ذهن شلوغ، خسته و بیقرارم آرام، ساکت و سرشار از صلح شده است.زندگی برایم به طرز عجیبی لذتبخش شده است.
استاد عباسمنش، از شما با تمام وجود سپاسگزارم که با تولید دوره قانون سلامتی، سلامتی آسان و طبیعی را دوباره به ما هدیه دادید.
خداوند خیر و برکت را در زندگی شما چند برابر کند.درمان سینوزیت ۴۰ ساله، بهبود کامل جسم و بازگشت انرژی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
من زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم و از روز سوم، معجزات سلامتی من آغاز شد.
قبل از این دوره، سالها سینوزیت مزمن و ترشحات شدید سینوسی بینی و پشت حلق داشتم که در سالهای اخیر واقعاً آزاردهنده شده بود. طی چهلوچند سال عمرم و با وجود مراجعههای متعدد به فوقتخصصها، تنها پاسخی که میشنیدم این بود: «بدن شما حساسیت دارد و باید دارو بخورید.» همیشه برای جلوگیری از عود عفونت سینوسها مجبور بودم داروهای مختلف مصرف کنم. اما حالا، به لطف زندگی به شیوه این دوره، این بیماری بعد از بیش از ۴۰ سال کاملاً برطرف شده است.
استاد عباسمنش، خدا خیرتان بدهد. نمیدانم چطور باید سپاسگزاری کنم. باورم نمیشود که چنین مشکلی به این سادگی حل شده باشد. یعنی به جای اینکه سالها دارو بخورم، فقط با نخوردن چند نوع غذای نامناسب، بدنم خودش شروع به درمان خودش کرد.
بعد از حل این مسئله، اولین روزی بود که راحت نفس میکشیدم. مجراهای بینی کاملاً خشک شده، خلط پشت حلق ندارم، برجستگیهای زیر ابرو که بهخاطر تورم سینوسها ایجاد شده بود، خوابیده و ابروها صاف شدهاند. قبل از این دوره، همین تورمها بسیار اذیتم میکرد و هر بار در آینه خودم را میدیدم، احساس بدی داشتم.
و این فقط یکی از مشکلاتم بود. بیش از ده سال بود که میدانستم تریگلیسرید و غلظت خونم بالاست. دست و پاهایم خیلی سریع خواب میرفت و در یکی دو سال اخیر، زانوهایم هنگام بالا و پایین رفتن از پله درد میگرفت. بدنم خشک و گرفته بود، با اینکه چاق نبودم و اضافه وزن نداشتم. همین شرایط جسمی باعث شد که دوره قانون سلامتی را تهیه کنم، چون دیگر قابل تحمل نبود.
اما حالا همهچیز در بدنم خوب شده است. بدنم انگار از یک قفس آهنی آزاد شده باشد؛ سبک شده، عضلات و زانوهایم نرم شده و احساس راحتی و رهایی دارم. احساس میکنم گردش خون در رگهایم آسان شده. روی پلهها، بهجای لنگلنگان رفتن، از شوق میدویدم. این دو روز هم اوج کار من بود، اما با اینکه از صبح تا شب کار کردم، سبک، سرحال و شاداب بودم.
قبل از شروع این دوره، همیشه نفخ معده داشتم؛ بهخصوص بعد از غذا و قبل از خواب. مشکل بهقدری آزاردهنده شده بود که آرامش شبهایم را میگرفت. اما حالا این مشکل کاملاً ناپدید شده است؛ انگار هرگز چنین چیزی در بدنم وجود نداشته. اگر این معجزه نیست، پس چیست؟
استاد عباسمنش، از شما از صمیم قلب سپاسگزارم و همیشه برایتان دعا میکنم.
رسیدن به وزن دلخواه، درمان مشکلات معده و بازگشت انرژی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
استاد عباسمنش، بهخاطر تمام نتایج فوقالعادهای که از بقیه دورهها و آموزشهای شما گرفتهام، صحبتهایتان برای من مثل وحی است. به همین دلیل، وقتی دوره قانون سلامتی را شروع کردم، ذهنم هیچ مقاومتی برای عملکردن به شیوه این دوره نداشت. نه دلیل میخواستم، نه منطق؛ شما میفرمایید قانون سیستم بدن این است، و منِ شاگرد فقط میگویم: «چشم». همین تسلیم و هماهنگی باعث شد نتایجم از این دوره شگفتانگیز باشد.
من تمام عمرم درگیر رژیم و ورزش بودم تا به عدد ۶۰ کیلو برسم، اما این اتفاق فقط با دوره قانون سلامتی افتاد.
الان مدتهاست وزنم بین ۵۰ تا ۵۲ کیلو کاملاً ثابت مانده.قبلاً تمام روز خوابآلود بودم و دائم نیاز به خواب داشتم، اما امروز انرژیام فوقالعاده شده و تمرکزم بینظیر است.
قبل از دوره، پاهایم همیشه پر از ترک بود. شبها کرم میزدم و با جوراب میخوابیدم اما هیچ تغییری نمیکرد. اما حالا کوچکترین اثری از ترک پاهایم باقی نمانده است.
استاد، قبل از قانون سلامتی من معدهای کاملاً نابسامان داشتم. دائم حالت تهوع، برگشت غذا و بالا آوردن. این حالتها آنقدر شدید بود که مویرگهای صورتم بیرون میزد. آنقدر بالا میآوردم که گاهی به خون بالا آوردن میرسید. مشکلی که همه میگفتند «ارثی است و درمان ندارد»، امروز کاملاً درمان شده و معدهام سالم و آرام است.
سودمندیها و معجزههای دوره قانون سلامتی برای من تمامشدنی نیست. از خداوند میخواهم تا آخر عمر، مرا در مسیر زندگی بر اساس قانون سلامتی نگه دارد.
پایان ۲۵ سال انتظار، تنظیم کامل هورمونها و خبر بارداری با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
سلام خدمت استاد واقعی و عملگرای عزیز، استاد عباسمنش.
امروز به پروفایل خودم نگاه کردم و دیدم ۱۰۶۰ روز است که با هدایتهای الهی، با آموزشهای شما و این سایت زندگی میکنم. من ۴۸ ساله هستم و همسرم ۴۴ ساله. اسفند ۱۴۰۰ که دوره قانون سلامتی روی سایت قرار گرفت، به پیشنهاد همسرم این دوره را خریدیم و از همان روز اول، زندگی به شیوه این دوره را شروع کردیم.
در شروع دوره، وزن همسرم ۱۰۱ کیلو بود. اما موضوع مهمتر، بینظمی شدید پریود ایشان در طول حدود ۲۳ سال زندگی مشترک بود. پریودها بهقدری نامنظم بود که گاهی ۴ ماه یکبار اتفاق میافتاد و وقتی شروع میشد، تا دو ماه ادامه داشت. در این سالها، انواع پزشکان و داروها را امتحان کردیم، اما هیچ نتیجهای نگرفتیم.
پس از فقط یک ماه زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، همسرم بهطور کاملاً غیرمنتظره و باورنکردنی، یک پریود منظم و ۷روزه کامل داشتند. این برای ما اولین معجزه بود؛ چیزی که سالها با هیچ دارویی درست نشده بود.
در طول این یک سال و نیم که به شیوه این دوره زندگی کردیم، تمام پریودهای ایشان کاملاً منظم و طبیعی شد. وزنشان هم از ۱۰۱ کیلو به ۷۵ کیلو رسید.
اما معجزه باورنکردنی ما از این هم بزرگتر بود.
حدود سه روز پیش، وقتی زمان پریود همسرم بود اما پریود نشد، ما که ۲۵ سال… ۲۵ سال… ۲۵ سال در انتظار مثبت شدن یک آزمایش بارداری بودیم، فهمیدیم که همسرم باردار شدهاند.
بعد از ربع قرن مراجعه به پزشکان مختلف، داروهای متعدد و امیدهای بیپایان، امروز خداوند به واسطه زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، فرزندی را به ما عنایت کرده است.
نمیدانیم خوشحالیمان را چگونه بیان کنیم و چگونه از استاد عباسمنش بابت این دوره بینظیر و معجزهآسا تشکر کنیم.
استاد عزیز، از خداوند برایتان بهترین جایگاه را در دنیا و آخرت آرزو میکنیم و امیدواریم همیشه سلامت و موفق باشید.
درمان آرتریت روماتوئید، بهبود مشکلات لنفاوی، رفع لیپوم و افزایش انرژی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
من هانیه هستم و میخواهم درباره تغییرات بزرگی که بعد از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی نصیب من و دخترم شده صحبت کنم. ما پنج ماه است که با این شیوه زندگی میکنیم و نتایجمان فوقالعاده بوده است.
قبل از این دوره، من آرتریت روماتوئید داشتم. در ناحیه لگن و کشاله ران بهقدری درد میکشیدم که نمیتوانستم پایم را جمع کنم و بیش از ده دقیقه توان راه رفتن نداشتم. با یک مقدار پیادهروی، پاهایم آنقدر درد میگرفت که مجبور میشدم بنشینم. اما حالا با زندگی به شیوه این دوره، پا به پای دخترم پنج ساعت پیادهروی میکنم، آن هم بهراحتی.
حدود بیست سال بود که پای راستم گرفتگی رگهای لنفاوی داشت. ورم پایم آنقدر زیاد بود که همیشه باید کفشی چند سایز بزرگتر میپوشیدم و این ورم برای همه جلب توجه میکرد و باعث سؤال دیگران میشد. دکترهای زیادی رفتم، آزمایشهای زیادی دادم و همه میگفتند «کاری نمیشود کرد»؛ فقط میتوانیم میل بزنیم ولی دوباره به حالت اول برمیگردد. اما حالا این تورم تقریباً کامل برطرف شده و حتی کفشهایم برایم گشاد شدهاند.
درد مچ دستم که تقریباً همیشه وجود داشت، کاملاً از بین رفته.
در ناحیه شکم یک لیپوم به اندازه یک گردو داشتم. بعد از پنج ماه عملکردن به این دوره، سونوگرافی دادم و به من گفتند هیچ اثری از لیپوم وجود ندارد.لکهای پوستم کمرنگتر شده و تقریباً محو شدهاند.
سالها بعد از غذا دلپیچه و دلدرد داشتم، اما از هفته اول این دوره این مشکل کاملاً برطرف شد.
قبلاً هنگام نشستن و برخاستن، استخوانهایم صدا میکرد، اما حالا بهندرت پیش میآید.از وزن ۵۳ کیلو به ۴۲ کیلو رسیدم.
دور کمرم از ۷۴ سانت به ۶۷ سانت رسیده.
دیگر خوابآلود نیستم و سرشار از انرژی مثبت برای انجام کارهایم هستم.استاد عباسمنش عزیز، نمیدانم چطور از شما تشکر کنم. شما راهی را به من نشان دادید که زندگیام را از ریشه شفا داد.
درمان کامل پلیکیستیک، تنظیم هورمونها و بازگشت به نشاط زندگی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
من پنج ماه پیش دوره قانون سلامتی را خریدم و همراه دخترم زندگی به سبک این دوره را شروع کردیم. اول از همه میخواهم از نتایجی بگویم که نصیب دخترم شد؛ نتایجی که هنوز هم وقتی به آنها فکر میکنم، اشک در چشمانم جمع میشود.
دخترم ۲۴ ساله است و ده سال درگیر نوع شدید بیماری پلیکیستیک بود. در این ده سال انواع داروهای شیمیایی، گیاهی، طب سنتی، بادکش، انرژیدرمانی و هر روشی را که توصیه میشد امتحان کردیم، اما هیچ تغییری ایجاد نمیشد. پزشکان صراحتاً میگفتند این بیماری درمان ندارد و باید همیشه از دارو استفاده کند. داروها باعث میشد دلدردهای وحشتناک داشته باشد. با اینکه کم غذا میخورد، وزنش بالا بود و دائم افت قند و سرگیجه داشت.
زندگی دخترم خلاصه شده بود در بیحوصلگی، بدخلقی، پرخاشگری، عصبی بودن و دردهای مداوم. گاهی کارش به بیمارستان کشیده میشد. اخیراً حتی با مصرف دارو هم پریود نمیشد. هر سه ماه باید آزمایش هورمونی و سونوگرافی میداد.
تا اینکه دکتر، داروهایش را افزایش داد و گفت باید سونوگرافی خاص انجام شود. همان لحظه بند دلم پاره شد؛ چون دخترم تنها فرزند من است. چند روز بعد در بخش «مرا به سوی نشانهام هدایت کن» یک فایل از سفر به دور آمریکا برایم آمد و از همانجا هدایت شدم به صفحه دوره قانون سلامتی و دیدم درباره درمان پلیکیستیک هم توضیح داده شده. انگار درونم یک امید تازه متولد شد. با خودم گفتم: «یعنی میشود دخترم سالم شود؟»
استاد عباسمنش، هنوز هم وقتی یاد آن روز میافتم، اشک از چشمانم جاری میشود. دوره را خریدم و همراه دخترم زندگی به این شیوه را آغاز کردیم.
باورکردنی نیست، اما از روز دوم، دلپیچههای دخترم کاملاً ناپدید شد.
روز چهارم، دخترم پریود شد؛ بعد از یک ماه تأخیر و در حالی که قرصهایش تمام شده بود. از خوشحالی گریه میکردیم. پیشنهاد کردم دیگر قرصها را مصرف نکند و او هم پذیرفت. ماه بعد، سر وقت و بدون هیچ دردی دوباره پریود شد.ده سال آنقدر سخت گذشته بود که باور این تغییرات برایمان دشوار بود. مدام با خودم میگفتم: «نکند نتایج موقتی باشد…»
اما امروز که اینها را مینویسم، پنج ماه است که طبق آموزشهای دوره زندگی میکنیم؛
دخترم در این پنج ماه حتی یک قرص هم مصرف نکرده و بدون هیچ مشکلی پریود میشود.دیگر نتایج شگفتانگیزی که اتفاق افتاده:
موهای زائد بدن و صورتش کاملاً از بین رفته.
دلدردهای همیشگی صددرصد برطرف شده.
قبلاً نیم ساعت پیادهروی باعث پا درد میشد، اما الان با فست ۷۲ ساعته، پنج ساعت پیادهروی میکند.
پشت گردنش برجستگیای به اندازه نصف تخممرغ داشت که کاملاً از بین رفته.
قبلاً بعد از کار فقط روی تخت میافتاد، اما حالا از ۶ صبح تا ۱۰ شب سرحال، شاد و پرانرژی است.
خشکی و تیرگی پوست صورتش برطرف شده.
درد کتف و گردن کاملاً از بین رفته.
گرگرفتگی و حرارتهای شدید بدن کاملاً درمان شده.
جوشهای روی بازو، پشت و داخل موهای سر کاملاً ناپدید شده.
شوره سرش کاملاً از بین رفته.
دیگر معدهدرد ندارد و با اینکه حالا بیشتر غذا میخورد، هیچ مشکلی ندارد.
وزنش از ۶۳ کیلو به ۵۱ کیلو رسیده و دور شکمش از ۹۸ سانتیمتر به ۸۴ کاهش یافته.امروز دخترم نهتنها سلامتی را تجربه میکند، بلکه واقعاً در حال زندگی کردن است؛
از زمان بیداریاش نهایت لذت را میبرد و کیفیت زندگیش چیزی شبیه معجزه شده است.بهبود چشمگیر دیابت ۳۰ ساله، بازیابی توان راه رفتن و بازگشت کامل سلامت با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
من دوره قانون سلامتی را برای مادرم خریدم تا سلامتی را دوباره به زندگیشان برگردانم. مادرم حدود ۳۰ سال از دیابت نوع ۲ رنج میبردند. بهخاطر عوارض همین بیماری، هر دو چشم خود را تحت جراحی شبکیه قرار داده بودند. با وجود مصرف داروهای متعدد، قند خونشان هرگز تنظیم نمیشد.
هرکسی در خانواده فرد دیابتی داشته باشد میداند که معمولاً تنها اتفاقی که در روند درمان میافتد این است که تعداد و دوز داروها روزبهروز بیشتر میشود.مادرم داروهای بسیار زیادی را باید در هر وعده مصرف میکردند؛ تا جایی که خیلی وقتها یادشان نمیماند کدام را خوردهاند و کدام را نه. هر سال یک مشکل جدید به مشکلات قبلی اضافه میشد، مثل:
کبد چرب؛ فشار خون بالا که حتی با قرص صبح و شب عددش ۱۷ بود؛ مشکلات کلیوی و دفع پروتئین؛ خستگی مفرط؛ احساس گرسنگی شدید با وجود مصرف ۸ تا ۹ وعده غذا در روز؛ دیرترمیم شدن زخمها؛ بیخوابی شبانه؛ و اخیراً ناتوانی در راه رفتن.
پاها شدیداً درد میکرد، عضلات و مفاصل دچار التهاب بودند، رگهای پا تنگی شدید داشتند و خونرسانی بهاندازهای پایین آمده بود که همیشه پاهایشان سرد بود.
چه هوا گرم بود چه سرد، همیشه پتویی روی پاهایشان بود و چندین جوراب و گرمکن استفاده میکردند، تا جایی که دیگر قادر به انجام کارهای روزمره نبودند.من پیشنهاد شروع دوره قانون سلامتی را دادم و مادرم چون شما و آموزشهایتان را با جان و دل باور داشتند، پذیرفتند که زندگی را به شیوه این دوره شروع کنند.
من مبلغی برای عمل جراحی کمر مادرم کنار گذاشته بودم، چون همه پزشکان گفته بودند دیسک و گودی کمر دارند و باید عمل شوند.
اما بعد از خرید دوره قانون سلامتی، تصمیم گرفتیم تمام رفتوآمدها به پزشکان را کنار بگذاریم و فقط طبق اصول دوره زندگی کنیم.من خودم کاردرمانگر هستم و میدانستم تمام این دردها نتیجه عوارض دیابت و مصرف داروهاست. میدانستم مصرف داروهای چربی خون در طولانیمدت باعث آتروفی عضلانی میشود. حتی یکبار که یک هفته مصرف قرص چربی را قطع کردیم، بیماری شدت گرفته بود، و همین باعث شده بود ندانیم چطور جلوی پیشرفت بیماری عضلانی را بگیریم.
اما وقتی بهمدت یک ماه اصول دوره را دقیق اجرا کردیم، مادرم کمکم توانایی راه رفتن را دوباره به دست آوردند و همه داروهایشان را قطع کردند — داروهایی که اگر یک روز مصرف نمیشد، کل سیستم بدنشان به هم میریخت.
الان حدود ۶ ماه است که به سبک دوره قانون سلامتی زندگی میکنیم و مادر عزیزم نتایج بینظیر و باورنکردنی گرفتهاند:
خواب شبانه آرام؛
توانایی راه رفتن بدون حتی عصا؛
بهبود چشمگیر بینایی؛
سریعتر شدن ترمیم زخمها؛
رفع زخم دیابتی؛
بازگشت کامل حس به اندامها، مخصوصاً پاها؛
از بینرفتن چهره بیمارگونه و بازگشت نشاط صورتشان — آرزویی که سالها داشتم؛
بهبودی کلیهها و توقف دفع پروتئین؛
تنظیم قند خون؛
فشار خون عالی ۱۲ — عددی که سالها بود در ایشان ندیده بودم؛
و هزاران نتیجه حیرتانگیز دیگر.استاد عباسمنش، من از طرف خودم و مادرم از شما عمیقاً سپاسگزارم که وقت گذاشتید و دوره قانون سلامتی را تولید کردید. اکنون هزاران انسان بهبرکت این دوره از نعمت سلامتی بهرهمند شدهاند.
فقط خداوند قادر است پاداش این لطف بزرگ شما را به شما عطا کند.رهایی از باورهای محدودکننده و جهش ۳۰ برابری درآمد با عملکردن به آموزشهای دوره روانشناسی ثروت ۱
استاد عباسمنش عزیز، من همیشه یک باور محدودکننده در ذهنم داشتم: اینکه نباید از داراییها و نعمتهایی که خدا به من داده استفاده کنم تا مبادا نزدیکانم که وضعیت مالی خوبی ندارند ناراحت شوند. باور داشتم اگر من ثروت بسازم، دل دیگران میسوزد…
اما زمانی که شما در تئوری ظرف آب توضیح دادید که بعضیها ناخودآگاه ظرفشان را کوچک نگه میدارند تا کسی اذیت نشود، انگار داشتید دقیقاً از من حرف میزدید. همانجا فهمیدم ریشه این احساسها چیست.وقتی نسخه جدید دوره روانشناسی ثروت ۱ روی سایت آمد، من تازه وارد حوزه ساختوساز شده بودم. جملهای از شما که میگفتید: «شما با ثروت ساختن، خیر زیادی وارد جهان میکنید. مثلاً فقط با ساختن یک ساختمان، چقدر خیر به مردم میرسد» — برایم مبهم بود، چون هنوز آن باورهای محدودکننده را داشتم و نمیتوانستم عمقش را حس کنم.
اما بعد از کار کردن با آگاهیهای این دوره، فهمیدم جهان بینهایت ثروت دارد و ثروت خدا انتهایی ندارد. همه ما به یک اندازه به این منبع وصل هستیم و محدودیتی وجود ندارد.
الان چهار سال است که در حوزه ساختوساز فعالیت میکنم و همچنان با آموزشهای این دوره جلو میروم. امروز بهوضوح میفهمم که وقتی یک ساختمان میسازم، ثروت زیادی را به افراد زیادی وارد میکنم؛ از کارگر و پیمانکار گرفته تا تأمینکننده، فروشنده مصالح و دهها نفر دیگر.
و جالبتر اینکه میبینم خداوند چند برابر این خیر را در قالب برکت، روزی و ثروت به من برمیگرداند.استاد، امروز فعالیت فیزیکی من نسبت به شروع کارم نصف شده، اما درآمدم اصلاً قابل مقایسه با آن روزها نیست.
در حال حاضر درآمد یک روز من، ۳۰ برابر درآمد یک ماه من در روزهای اول کار و شروع دوره است.از ته دل خدا را شکر میکنم و میدانم تا زمانی که مسیر آگاهی و عملکردن به آموزشهای دوره را ادامه دهم، هر روز نتایجم بزرگتر و زیباتر میشود.
آزادی از وابستگیها، ساختن توحید عملی و رسیدن به استقلال مالی با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
قبل از آشنایی با آموزههای دوره ۱۲ قدم، چقدر در زندگیام شرک داشتم… چقدر «الهه» برای خودم ساخته بودم؛ چقدر آدمها را در حد خدا بالا برده بودم و آنها را منشأ قدرت و امنیت میدانستم. در روابط، اگر یک روز پارتنرم را نمیدیدم، انگار دنیا روی سرم خراب میشد.
اگر برای صاحبکارم تا کمر خم نمیشدم، عذاب وجدان میگرفتم. اگر برای همسرم دستبهسینه نمیایستادم، میترسیدم. قدرت را به همه داده بودم جز به ربّی که تنها صاحب قدرت است.
آموزههای استاد عباسمنش در دوره ۱۲ قدم چشم من را به روی خدای واقعی، «ربّالعالمین»، باز کرد. در عمل به من آموخت که ستایش مخصوص اوست. یادم داد که به آدمها احترام بگذارم اما آنها را «خدا» ندانم و بفهمم قدرت فقط در دست ربّ است و او همهکاره زندگی من است. وقتی خدای واقعی را شناختم، ترسهایم کنار رفت، توحیدم در عمل تقویت شد، و درهای رحمت خداوند به رویم باز شد و همه جنبههای زندگیام تغییر کرد.
قبل از دوره ۱۲ قدم، همیشه برای صاحبکارم تا کمر خم میشدم تا هوای من را داشته باشد؛ چون باور داشتم تنها «او» میتواند مرا به ثروت و خوشبختی برساند. فکر میکردم اگر کارم را از دست بدهم، چیزی برای خوردن نخواهم داشت.
اما بعد از تغییر باورها با آموزههای این دوره، در یک سال اخیر اوضاع کاملاً دگرگون شد.
الآن صاحب کسبوکار خودم هستم؛
در حالی که اول کار تخصص چندانی نداشتم، اما امروز یک حرفهای تمامعیار هستم؛
مهاجرت کردم؛
چندین برابر حقوق گذشته درآمد دارم؛
و به استقلال مالی رسیدهام.قبل از ۱۲ قدم، بهخاطر باورهای محدودکننده، درگیر رابطهای بودم که وابستگی شدیدی داشت. نمیتوانستم از آن خارج شوم، چون آن فرد را «خدای خودم» کرده بودم. اما با کار روی آگاهیهای توحیدی دوره، رابطه من و همسرم چنان درست و زیبا شد که دیگر نیازی به هیچ رابطه دیگری ندارم.
همسرم اکنون همدم، همراه و عشق زندگی من است. او نیز از شاگردان استاد است و همین باعث شده روابط ما بدون وابستگی، بدون کنترلگری، و پر از عشق و مودت واقعی باشد.آموزههای این دوره ایمان و یقینی در من ساخت که مثل کوه پشت من ایستاده است و «کمر نیمهراست» من را راست کرده. الان زندگیام دقیقاً در همان جاده آسفالتهای پیش میرود که استاد در دوره مثال میزنند…
جادهای که از خدا خواستم مرا در آن هدایت کند: جادهای پر از نعمت، ثروت و برکت.استاد عباسمنش، شما چشم و گوش مرا به قوانین خداوند و عمل صالح باز کردید، و من هر روز محکمتر و با اعتمادبهنفستر در این مسیر قدم برمیدارم.



به نام خداوند توانای مهربان
چکاپ فرکانسی دوره هم جهت با جریان خداوند
سلام به استاد سید حسین عباسمنش عزیزم، سلام به استاد مریم شایسته جانم،
با قلبی آرام و تسلیم در مقابل ندای هدایتی که گفت زودتر از موعد پایان دوره، درباره نتایجت بنویس، دارم با عشق مینویسم.
این عشق توهم نیست، زاییده ذهن نیست، این یک جریان بیدار و هشیار از نور الهی و روح مقدس خداوندیست که از روز خلقت انسان، خداوند در وجود همه ما آفریدگان به ودیعه گذاشته، این همون بار امانتی است که تازه آموخته ام عاشقانه حملش کنم، چون این یک بار نیست، این منبع انرژی من و نیروی هدایتگر من به سمت خوشبختی و آسانیهاست.
من از دوره های قبلی و جلسات هدیه پله به پله تکاملی رو طی کردم که به مرور شخصیت منو مول یک استاد مجسمه ساز تراشید و شکل داد. اضافاتش رو تراشید و سبک کرد، و رنگ و لعاب شادی و آرامش و اطمینان بهش زد.
روزهایی رو سپری کردم که در شک و ابهام بودم، در گرداب ذهنیات مسموم گرفتار میشدم اما امیدی در دلم زنده بود که این هم میگذره، جوابها میاد، خدا همینجاست….
با این امید و ایمان به وعدههای خداوند که از زبان استادم میشنیدم همواره در حال تلاش برای درک مفاهیم اساسی جهان بودم. آرام آرام شخصیتم قویتر شد، عزت نفسم تقویت شد، وقتی خودم رو مرور میکردم متوجه میشدم سپاسگزارتر شدم، نتیجه دیگه برام فقط عدد حساب بانکی نبود، خواستههام تغییر کرد. از خواستههای صرفا مادی تبدیل شد به بهبود شخصیت، سرمایهگذاری روی خودم، متوکلتر شدنم، مؤمنتر و موحدتر شدنم.
این روند که از «دوره 12 قدم» شروع شد و با «دوره شیوه حل مسائل زندگی» ادامه پیدا کرد هم برای من برکات مادی داشت و هم روابطم رو بسیار بهبود بخشید. بعد از اون «دوره احساس لیاقت» مسیر تازهای از احساس ارزشمندی رو پیش روی من باز کرد و دید بسیار ظریفتری بهم داد تا ایرادهای اساسیم رو پیدا کنم و نقاط قوتم رو جدی بگیرم و بابتشون سپاسگزارتر باشم.
فایلهای هدیه بی نهایت ارزشمندِ توحید عملی، باورهای ثروتساز، سریالهای زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا و آرامش در پرتو آگاهی هر کدوم در برهه هایی از زمان کلیدهای حل مسائل روزمرهام شد و منو در مسیر رشد نگه داشت.
اما متوجه رشدم نبودم تا اینکه نقطه عطف زندگیم رقم خورد و من تازه فهمیدم اینهمه مدت داشتم برای چه اتفاقاتی آماده میشدم.
روز 1 آبان 1403 فایلی روی سایت اومد به نام «درک قوانین جهان در قرآن کریم/قسمت 1» و در اون فایل باز هم مفهوم عملی توحید و شرک به زیبایی توضیح داده شد.
استاد گفتند توحید یعنی ما به هیچکس حتی نزدیکانمون نیازی نداشته باشیم. همون روز مادرم بهم زنگ زد و با حال روحی نامناسبی اشک ریزان ازم عذرخواهی میکرد که برای تولد فرزندم که قرار بود 12 روز بعد به دنیا بیاد شرایط مالی مناسبی نداره که هدیه ارزشمندی بخره.
من تحت تاثیر همون فایل زبان گویای خداوند شدم تا قلبش رو آرام کنم، و بهش گفتم خدای من خودش مراقب منه و شما اگر هدیه نخری یا حتی نیای پیش من هم همونقدر عزیزی، خداوند دستانش رو برای کمک به من میفرسته، همین حس مادرانه شما برای من یک گنج بیپایانه….
این پیام خدا قلب مادرم رو آروم کرد و منو بی نهایت سپاسگزار، که تونستم در آخرین مکالمهام با مادرم پیامرسان خدا باشم.
دو روز بعد یعنی 3 آبان مادرم به آغوش پروردگار پر کشید. و من با سپردن خودم و فرزندم به خدایی که از مادر به من مهربونتره، از بزرگترین امتحان زندگیم سربلند بیرون اومدم. نتیجه تمام سالهایی که دانشجوی توحید بودم رو با معجزهی «پذیرش و آرامش قلبی» دریافت کردم.
همون روز با هدایت خداوند فرزندم به سلامتی و راحتی به دنیا اومد و من در مدار سپاسگزاری و نعمت قرار گرفتم.
شاید نتیجه و جایزهی این کنترل ذهن این بود که 4 ماه بعد که «دوره مقدس همجهت با جریان خداوند» متولد شد تونستم برای اولین بار همزمان با لانچ شدن دوره در اون شرکت کنم؛ دورهای که به جرأت میتونم بگم استاد عباسمنش خودشون با اون صدها مدار به سوی نور و خشوع و آگاهی بیشتر صعود کردند و به تبع ایشون ما دانشجوها هم غرق در اقیانوس عمیقی از جلوهی پروردگار شدیم. معنی گستردهتری از سپاسگزاری در عمل رو درک کردیم و جنسی از ارتباط معنوی تازهتری با پروردگار هدایتگرمون تجربه کردیم.
و اما بعضی از تغییرات و نعمتهایی که همزمان با این دوره در زندگی من وارد شد:
ارتباطم با چندین نفر از بهترین دانشجویان توحید و عملگراترین موحدین حاضر در این سایت خودبخود بدون هیچ تلاشی از طرف من شکل گرفت. کسانی که روزی آرزو میکردم چنین دوستانی داشته باشم.
هر روز باهاشون در ارتباطم و این خودش یک اصلاحگر مسیره که از مومنتوم مثبت خارج نشم. حتی با دو نفرشون دیدار حضوری هم داشتم.این فضل بیپایان خداونده که چنین گنجهای قیمتیای رو وارد زندگی من کرده.
بسیار بسیار نسبت به قبل بیشتر در لحظه زندگی می کنم، و اصلا تازه معنی زندگی در لحظه رو دارم درک میکنم. نگران نیستم که از برنامه روزانهام جا بمونم، میایستم و با خنده بچههام میخندم، میرقصم، بچگی میکنم، شعر میخونم، بچههام هم بیشتر از قبل میخندن، شادن و اتفاقا دقیقا مشخصه که راحتتر و سریعتر از قبل دارن رشد و تکاملشون رو طی میکنن. مشکلات قبل رو ندارن، مشکلات بقیه بچهها رو ندارن و من هر روز آگاهانه به یاد میارم که قبلا این آسانیها نبود و الان هست خداروشکر.
بهبودگرایی رو تازه دارم بصورت عملی زندگی میکنم. بخاطر اندکی بهتر رفتار کردنم، یک بار بیشتر صبوری کردنم، کنترل کلامم، کمتر عصبانی شدنم، مقایسه نکردن خودم یا فرزندانم با دیگران، باورهای ثروتساز بهترم، احساس ارزشمندیِ کمی بیشترم، و زندگی عاطفی عاشقانهترم هر روز خدا رو شکر میکنم و این بهبودها رو با خودم تکرار میکنم، بزرگشون میکنم و تحسینهای دیگران رو قبول میکنم.
برای کوچکترین خدمات یا زیبایی در جهان و آدمهای اطرافم آگاهانه تلاش میکنم هم قلباً و هم کلامی تشکر و تحسین کنم. برام غریبه و آشنا و بزرگ و کوچیک فرقی نداره، در سپاسگزاری سخاوتمندتر شدم.
خوابهای معنیدار زیادی میبینم که در همه اونها به نوعی قانون برام تکرار میشه و من در خواب آگاه به قوانین و معنی کلام مبهمی هستم که زده میشه. هدایتهایی دریافت میکنم که دقیقا راهگشای اون روزهای منه، مثلا در آخرین خوابم کسی بهم گفت: «دیدن نتایج، نتیجه است.» من برداشت کردم که باید نتایجم رو بزرگ بشمارم و تکرارشون کنم تا ازشون انرژی حرکت بگیرم، این یک شخصیت سپاسگزار و با احساس ارزشمندی بالا میطلبه که بتونی نتایجت رو ببینی. اگر نتایجت رو پاس بداری یعنی رشد کردی و این رشد یک نتیجه است.
همین خواب باعث شد نتایجم رو مرور کنم و قلبم گفت اینحا بنویسم.
تقریبا هر روز ورودی مالی دارم. به لطف خداوند.
رابطهام با همسر و پدر و خواهر و برادرم بینظیر و سرشار از عشق و آرامشه. درکم از احساساتشون بالاتر رفته چون درصد کوچیکی نگاه ذهنم با نگاه روح هماهنگتر شده. اینو حس میکنم که این تطابق منو بزرگوارتر و بلندنظرتر کرده.
مدتها بود که برای فعالیت مورد علاقهام از خدا هدایت خواسته بودم و این ماههای آخر فقط میشنیدم که خدا میگه «یکمی صبر کن، به وقتش بهت میگم، تو فعلا فقط از زندگیت لذت ببر…»
از روزهای پایانی شهریورماه هدایتها و نشانهها اومد و من به راحتترین شکل ممکن هدایت رو تشخیص دادم و دنبال کردم. مومنتوم مثبت شکل گرفت و قدمهام رو با نیرویی که خود خداوند با نشانههاش بهم بخشید برداشتم. اول راهم و هنوز این نهال نوپا شکل نگرفته ولی قلبم بسیار روشنه، بسیار امیدوار و خوشبینم به این مسیر هدایتی.
تمام فایلهای نشانههای روزانهام رو انگار خود خدا با یک برنامهی دقیق برام چیده و یکی یکی درست در لحظهای که ازش میخوام قدم بعدی رو بگه یا طرز فکر صحیحی رو بهم القا کنه یا سوالم رو جواب بده، در قالب یک فایل میاره میذاره جلوی چشمم. و من با عشق به هدایتم عمل میکنم. ذره ذره، تاتی تاتی، اما پیوسته.
برام وقت آزاد میکنه تا گامهای عملیم رو بردارم هرچند به ظاهر کوچیک، اما موثر. برام بینهایت مهمه که حرکت کردم و هیچ چیزی رو بهانهی کاهلیهای خودم نکردم. و دارم میبینم که خداوند دلها رو برام نرم کرده، مسیرها رو باز کرده و همواره در حال صحبت کردن با منه.
عاشق این منِ جدیدم. عاشق زندگیمم. عاشق دنیایی هستم که توش من هستم، خدا هست، استادم هست و تمام بینهایت دستانش برای آبادانی جهانم. برای اینکه اندکی باور کردم که قدرت خلق جهان دلخواهم رو دارم. این خودِ معجزه است.
سجاد عزیز سلام و عشق و احترام خدمت شما با اون روح لطیف و کلام پرانرژیت.
ازت بی اندازه متشکرم که با تمام و توجه و تمرکزت، با شور و اشتیاق نتایج منو (البته بخش کوچیکی از نتایجم) خوندی اون هم بارها و بارها و برام با تمام قلبت نوشتی. انرژیش تا اینجا رسید.
ازت عذرخواهی می کنم که نتونستم زودتر پاسخ محبتت رو بدم چون رفته بودم اهواز برای مراسم سالگرد مادرم و یک مقدار شلوغ بودیم.
سجاد عزیزم استادمون دونه به دونه حرفاشون حق و حقیقته، من بهش رسیدم.
من هرروز یک یا چند مورد پیدا می کنم که استاد در موردش صحبت کردن و قوانین جهان رو در مورد اون موضوع باز کردن، چه روابط. چه مسائل شغلی، چه سلامتی چه معنویت، عزت نفس و ….
امروز شنیدم که کسی رفتار نامناسبی با خواهرم داشته و خواهرم با اون بخش از احساس ارزشمندی تقویت شده اش برای اون شخص حد و مرز مشخص کرده، و ناراحتیش رو با زبان نرم بهش ابراز کرده، من خواهرم رو تحسین کردم و گفتم خدایا ازت متشکرم که خواهرم تونسته حرف دلش رو مودبانه بزنه و بعدش نگران خراب شدن رابطه نباشه، و اون شخص رو بگذاره کنار. اون هم بهد از عمری فامیلی.
این برای خود من هم نتیجه محسوب میشه، اینکه اطرافیانم هم افرادی هستن که دارن رشد می کنن.
اینکه در حوالی من داره اتفاقات شگفت انگیزی میفته که تا قبل از کار کردن روی خودم یا نمی افتاد یا من نمی دیدمش. اما الان با اینکه ظاهرا برای خودم رخ نداده اما من اونقدر بهش توجه کردم که انگار خودم اون قدم رو برداشتم.
من مطمئنم که این توجه روی رشد و پیشرفت باعث میشه واقعا بهبود ایجاد بشه در شخصیت و رفتارم.
ممنونم برای اینکه با کامنت قشنگتون منو تشویق کردید به دوباره نوشتن و توجه به اتفاقات خوب.
آفرین به شما که با تمام احساس و ذوق و شوقتون برام نوشتید و مطمئنم این توجه و تمرکز برای شما شاهکار خلق میکنه.
براتون زندگی سرشار از نعمت و برکت و عمری باعزت آرزو می کنم.