نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
درمان کامل کبد چرب، نقرس، فشار خون، چربی و کاهش ۳۱ کیلو وزن با تجسم و عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم و دوره قانون سلامتی
قدم دوم دوره ۱۲ قدم بود که با مفهوم «تجسم» آشنا شدم. در آن زمان، بزرگترین دغدغهام مشکلات جدی سلامت جسمانیام بود: کبد چرب، فشار خون بالا، نقرس، چربی بالا، وزن زیاد، قند خون بالا و چندین مشکل اساسی دیگر. همان زمان شروع کردم به تجسم یک بدن سالم.
تجسم میکردم یک کارگر روی کبدم ایستاده و با یک وسیله فلزی شبیه «تی» چربیهای کبدم را پاک میکند.
تجسم میکردم فردی با یک کاردک لکههای صورتم را از بین میبرد.
تجسم میکردم داخل رگهایم، چیزی شبیه توری، فشار خونم را کنترل میکند.
تجسم میکردم خوشاندام شدهام… و واقعاً از این تجربه لذت میبردم. وقتی مشغول تجسم میشدم، بدنم داغ میشد و عضلاتم گزگز میکرد.این تمرین را چهار ماه ادامه دادم تا اینکه خداوند من را به دوره قانون سلامتی هدایت کرد. فقط طی سه ماه زندگی به شیوه این دوره، تقریباً تمام مشکلات سلامتیام درمان شد.
وزنم از ۱۱۷ کیلو به ۸۶ کیلو رسید.
فشار خونم کاملاً کنترل شد و بعد از ۱۷ سال مصرف داروی فشار خون، امروز دیگر هیچ قرصی مصرف نمیکنم.
لکههای صورتم کاملاً از بین رفت.
قند خون و چربی خونم متعادل شد.
نقرس کاملاً درمان شد.
کبد چربم از بین رفت و سالم شد.
به اندام ایدهآل رسیدم.قدرت ذهن معجزه میکند. خداوند من را دقیقاً به مسیری هدایت کرد که تمام آنچه تجسم کرده بودم محقق شد. تجسم برای من معجزه ساخت و امروز اندام رویایی و سلامتی فوقالعادهای را تجربه میکنم.
بعد از این نتایج، باورم به قدرت تجسم و قدرت ذهن هزار برابر شد. امروز واقعاً احساس میکنم شادترین انسان روی زمین هستم و هر لحظه خدای مهربانم را برای این هدیه و این سلامتی شکر میکنم.
از استاد عباسمنش عزیز هم با تمام وجود سپاسگزارم که راه سعادت دنیا و آخرت را به ما نشان داد.
بهبود کامل سردردهای مزمن، خواب عمیق، تناسب اندام و بازگشت انرژی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
نتایج من بعد از ۴۵ روز زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی:
قبل از این دوره دچار سردردهای بسیار شدید و عجیب میشدم. سمت چپ سرم طوری درد میگرفت که دیگر نمیتوانستم صحبت کنم. این سردردها مثل یک کابوس بودند؛ اگر وسط بازار هم بودم مجبور میشدم دراز بکشم تا کمی قابلتحمل شود. با خوردن چهار قرص مسکن قوی فقط کمی بهتر میشدم و معمولاً بیش از شش ساعت ادامه داشت. هر کاری برای درمانش کرده بودم، حتی فکر میکردم از عطر باشد و عطر نمیزدم، اما هیچ تغییری ایجاد نمیشد و اوضاع هر روز بدتر میشد.
اما با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی، این مشکل کاملاً برطرف شده است.در مسیر تناسب اندام، وزنم از ۷۱ کیلوگرم به ۶۰ کیلوگرم رسیده است. شکم بزرگی داشتم که کاملاً آب شده و بالاتنه و بازوهایم خوشفرمتر شدهاند و واقعاً از اندامم راضی هستم.
کشالههای رانم که بهشدت تیره شده بودند، حالا بسیار روشنتر شدهاند و تیرگی در حال از بین رفتن است. پوست صورتم هم شفاف و سالم شده است.
قبل از این دوره، خواب شبانهی بسیار بدی داشتم. تا نزدیک صبح بیش از ۲۰ بار بیدار میشدم، مینشستم یا در خواب راه میرفتم و صبح با بدنی خسته و کوفته بیدار میشدم، طوری که حتی نمیتوانستم راه بروم. اما حالا با عملکردن به قانون سلامتی، بهمحض گذاشتن سرم روی بالش، تا صبح خواب عمیق میخوابم و صبح با انرژی بیدار میشوم.
پیش از شروع این مسیر، خروپف بسیار شدیدی داشتم که اکنون کاملاً برطرف شده است.
میل جنسیام که ضعیف شده بود، الان به حالت طبیعی و سالم بازگشته است.
کار من به صدا وابسته است و قبل از دوره قانون سلامتی بهخاطر رفلکس معده اذیت میشدم و این موضوع روی صدایم اثر بدی میگذاشت؛ اما اکنون این مسئله کاملاً درمان شده است.
قبلاً با فقط ده دقیقه پیادهروی نفسنفس میزدم و ساق پاهایم بهشدت درد میگرفتند، اما اکنون بهراحتی روزانه دو ساعت پیادهروی میکنم و حتی احساس میکنم کم است.
بوی بد دهانم کاملاً از بین رفته و عرق بدنم هم هیچ بوی بدی ندارد و لباسهایم اصلاً بو نمیگیرند.
من فوتبالیست هستم و ورزش میکنم. بعد از دوره قانون سلامتی، مهارتم در فوتبال چند برابر شده؛ بدنم سبکتر و پرانرژی شده و شوتهای محکمی میزنم، درحالیکه قبل از این دوره حتی نمیتوانستم یک شوت محکم بزنم.
و از همه مهمتر، این نتایج و بازگشت سلامت کامل باعث شده اعتمادبهنفسم چند برابر شود و الان باور دارم که به هر هدفی بخواهم میتوانم برسم.
استاد عباسمنش، از شما سپاسگزارم.
دوره قانون سلامتی فقط دورهی تناسب اندام نیست؛ دورهی سلامتیِ کامل است.رشد فوقالعاده درآمد و ساختن مسیر شغلی از صفر با عملکردن به آموزشهای استاد عباسمنش و دورههای سایت
من فرهاد هستم. امروز وقتی زندگی الانم را با گذشتهام مقایسه کردم، با یک حساب سرانگشتی فهمیدم یکی از بزرگترین لطفهای خداوند در زندگی من، آشنایی با استاد عباسمنش و عضویت در بهترین دانشگاه جهان یعنی سایت استاد عباسمنش بوده است.
الان بیش از هشت سال است که عضو سایت هستم. ماجرای آشنایی من از جایی شروع شد که دو نفر درباره یکی از فایلهای انگیزشی استاد صحبت میکردند. همانجا فهمیدم استاد عباسمنش سایت دارد و همان روز عضو شدم.
من سال ۹۰ ترک تحصیل کردم و طبق آموزشهای استاد عباسمنش، یعنی طی کردن مسیر تکامل از پایینترین نقطه، کسبوکارم را از «شاگردی» شروع کردم. آن روزها ماهی ۲۰۰ هزار تومان درآمد داشتم و در همان زمان با استفاده از آموزههای استاد روی خودم کار میکردم؛ آموزههایی از دورههایی مثل دوره روانشناسی ثروت ۱، دوره راهنمای عملی تحقق رویاها، دوره قانون آفرینش و دورههای دیگر.
سال ۹۷ درآمد من به ۳۰ میلیون تومان در ماه رسید. اما من همچنان مسیر رشد را ادامه دادم. امروز که خواستم حساب کنم درآمدم از سال ۹۷ تا الان چقدر رشد داشته، دیدم محاسبه دقیقش سخت است. درآمد من از سال ۹۷ تاکنون بیش از ۱۰ برابر شده و وقتی از ابتدای شروع عملکردن به آموزشهای استاد تا امروز حساب میکنم، میبینم درآمدم بیش از ۱۵۰۰ برابر رشد کرده است.
جالب اینجاست که من حتی همیشه هم عالی عمل نکردم و گاهی به همه آموزهها درست عمل نکردم… اما همینقدر نتیجه گرفتهام.
استاد عباسمنش عزیز، شما بزرگترین استاد و بهترین الگوی تمام افرادی هستید که میخواهند زندگیشان را در تمام جنبهها رشد بدهند و هر روزشان از روز قبل بهتر باشد.
از شما تشکر میکنم که اینقدر عالی قوانین خوشبختی را آموزش میدهید، طوری که میتوانیم بهسادگی آنها را در زندگی روزمرهمان اجرا کنیم و نتایج فوقالعاده بسازیم.
رشد مالی، استقلال اقتصادی و بهبود کامل کیفیت زندگی با تمرکز بر آموزشهای استاد عباسمنش
من فاطمه هستم و در سال ۹۸ با استاد عباسمنش آشنا شدم. اوایل که به آموزشهای ایشان گوش میدادم، همزمان کتابهای انگیزشی و استادان دیگر را هم دنبال میکردم، اما از سال ۱۴۰۱ تصمیم گرفتم همه آنها را کنار بگذارم و فقط بر سایت استاد عباسمنش و آموزشهای ایشان تمرکز کنم.
روز اولی که این تمرکز را شروع کردم، هیچ درآمدی نداشتم. حقوق شوهرم به سختی فقط خرج خورد و خوراکمان را تأمین میکرد و برای بقیه مخارج زندگی مجبور بودیم از پدرم کمک بگیریم. امروز، بعد از یک سال، همهچیز تغییر کرده است.
الان سالن زیبایی دارم و درآمد خوبی برای خودم میسازم. یک خانه کوچک و یک ماشین پراید دارم که واقعاً دوستش دارم. این روزها دارم وسایل جدید خانه را با درآمد خودم خریداری میکنم. لباسها و پوششم بسیار باکیفیتتر شده و کاملاً احساس توانمندی مالی دارم. دیگر نیازی به کمک خانوادهام نداریم و خرج و مخارج زندگیمان را با قدرت و راحتی خودمان مدیریت میکنیم.
روابطم با خانواده، اقوام و همکارانم عالی شده و بدنی سالم و سرحال دارم.
بخش اعظم تمرکز روزانه من روی مطالعه سایت استاد عباسمنش، گوش دادن به آموزشها و تلاش برای عملکردن به آنهاست.این تغییرات فقط بخشی از نتیجهای است که از یک سال تمرکز و تعهد به این مسیر بهدست آوردهام.
درمان کامل دیابت، رشد مالی، آرامش درونی و تحول روابط با عملکردن به آموزشهای استاد عباسمنش و دوره قانون سلامتی
دقیقاً یک سال و دو روز از عضویتم در سایت استاد عباسمنش میگذرد؛ یک سالی که با جرأت میتوانم بگویم حتی یک روز هم نبود که به سایت سر نزنم و از آگاهیهای آن استفاده نکنم.
من از سال ۹۵ با مباحث موفقیت آشنا شدم، اما امروز میفهمم آشنا بودن با «درک کردن» زمین تا آسمان فرق دارد. از همه اساتید فایل داشتم، در اینستاگرام همه را دنبال میکردم، اما همان روند قبلی زندگی ادامه داشت؛ فقط کلمات زیبا… هیچ تغییری در من ایجاد نمیشد. همیشه یک «ماسک» داشتم و اصلاً خود واقعیام نبودم.
تا اینکه پارسال به یک تضاد بزرگ رسیدم و وسط همان تضاد، رد پای خدا را پیدا کردم. البته امروز میدانم آن تضاد بزرگ نبود؛ این من بودم که ظرف کوچکی داشتم. حالا که ظرفم بزرگتر شده، چنین چیزهایی دیگر برایم تضاد نیست.
از طرف دیگر، سالها درگیر دیابت بودم؛ هر روز انسولین و قرص مصرف میکردم و قندم همیشه بالا بود. دیابتی که دکترها میگفتند: «درمان ندارد». تا اینکه یک روز برادرم گفت دوره قانون سلامتی استاد عباسمنش را خریده و دیابتش درمان شده. کنجکاو شدم و با شوق، به خاطر تمام رنجهایی که از این بیماری کشیده بودم، به سراغ آموزشهای دوره قانون سلامتی رفتم. الان یک سال است که دقیقاً به شیوه این دوره زندگی میکنم.
چند روز پیش جواب آزمایش را گرفتم… قند خونم ۸۰ بود. نمیدانستم چطور خدا را شکر کنم. به نظرم این کوچکترین نتیجهام از عملکردن به آموزههای استاد عباسمنش بوده است.
در روابط، زندگی من با عشقم – که او هم عضوی از این خانواده است – فوقالعاده شده. با عشق و آرامش از بودن کنار هم لذت میبریم. از بودن با پسرم لذت میبریم. دوستان عالی و باکیفیتی پیدا کردهام و هر روز روی موضوع موردعلاقهام کار میکنم.
سیگار، قلیان، مشروب و هر رفیق نابابی را کنار گذاشتم. الان اگر حال خوبی نداشته باشم، به عوامل بیرونی پناه نمیبرم؛ یاد گرفتهام به درونم رجوع کنم، ریشه را پیدا کنم و حلش کنم.
از نظر مالی، رشد خوبی داشتهام. تمام اقساط وامهایم را تسویه کردم و یک ماشین صفر سورن پلاس خریدم. دیگر اخبار، شبکههای مجازی یا تلویزیون را دنبال نمیکنم.
زندگی من شده: گوش دادن و عملکردن به آگاهیهای استاد عباسمنش.در کسبوکارم در مسیر تکامل هستم و رو به رشد حرکت میکنم. و از همه مهمتر، مطمئن شدهام که شاهکلید بیشتر شدن نتایج، فقط ماندن در این مسیر و تکرار آگاهیها با احساس خوب است.
۱۵ برابر شدن درآمد و شروع مسیر رشد مالی با عملکردن به آموزشهای دوره روانشناسی ثروت ۱
مدتی بود که دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریده بودم، اما چندین بار فقط فایلهای جلسات را گوش میدادم بدون اینکه تمرکز جدی روی درک موضوعات یا انجام تمرینات داشته باشم. تا اینکه یک روز تصمیم گرفتم دوره را از اول، با تعهد کامل شروع کنم. هر جلسه را با دقت گوش میدادم، نکتهبرداری میکردم و بعد نوشتههایم را مرور میکردم. حتی به تازگی تصمیم گرفتهام که بعد از کار کردن روی هر جلسه، در پایان برای همان جلسه کامنت هم بنویسم.
من یک معلم بازنشسته هستم و در حال حاضر بهصورت خصوصی تدریس ریاضی انجام میدهم. با استفاده از آموزههای استاد عباسمنش در این دوره و تعهد جدی به انجام تمرینات، درآمدم از پارسال تا امروز ۱۵ برابر شده است.
قصد دارم با عملکردن دقیقتر به آگاهیهای هر جلسه و انجام صحیح تمام تمرینات این دوره، نتایج بسیار بیشتری را تجربه کنم.
درمان کامل عفونتها، کیست تخمدان و کاهش چشمگیر وزن با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
الان ۶۵ روز است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی میکنم و در همین مدت کم، نتایج فوقالعادهای گرفتهام و هر روز هم نتایجم بهتر و بیشتر میشوند.
در وزن ۸۰ کیلو بودم و در همین مدت کوتاه به ۶۵ کیلوگرم رسیدم.
انرژی جسمانیام چند برابر شده؛ آنقدر که خودم هم خودم را نمیشناسم. خستگی دیگر معنایی برای من ندارد.سالها عفونت مثانه و رحم داشتم. بارها به دکتر مراجعه میکردم، اما با وجود قرصها و آمپولهای مختلف، این مشکل فقط کمی کنترل میشد و هیچوقت درمان نمیشد. بهخاطر کیست تخمدان و عفونت رحم همیشه خمیده راه میرفتم چون زیر شکمم دائماً درد میکرد. نمیتوانستم زیاد راه بروم یا صاف بایستم. برای انجام کارها مدام باید خم میشدم و همیشه نیاز به کمک دیگران داشتم. این بیماریها محدودیتهای زیادی برایم ایجاد کرده بود و متأسفانه روی رابطه زناشویی من و همسرم هم تأثیر بدی گذاشته بود.
اما به لطف زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی همه این مسائل کاملاً حل شد.
کیست تخمدانم درمان شد و هیچ خبری از آن مشکلات نیست.
از روزی که شروع کردم به زندگی بر اساس آموزشهای این دوره، حتی یک ثانیه هم دردهای قبلی را تجربه نکردهام.استاد عباسمنش، بینهایت سپاسگزارم.
آرامش درونی، سلامت کامل، رشد مالی و معجزات پیدرپی با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
استاد عباسمنش، چند روز پیش داشتم خودم را با «خدیجه قبل از دوره ۱۲ قدم» مقایسه میکردم و وقتی نتایجم را دیدم، آنقدر شگفتزده شدم که دلم نیامد برای شما ننویسم.
خدیجه چند سال قبل، دختر غرغرو، ناآرام و همیشه در حال جنگیدن با همه بود؛ اما خدیجه امروز آرام، متعادل و تشنهی رشد شخصیتی است.
خدیجه چند سال قبل پر از شرک و ناامیدی بود؛ هیچ امیدی به بهتر شدن شرایط زندگی نداشت، انگار مردهای متحرک بود. اما خدیجه امروز امیدوار، زنده و سرشار از دیدن نشانههای الهی است و میبیند که خداوند چطور دارد درها را برایش باز میکند.
خدیجه چند سال قبل درگیر انواع بیماریها بود؛ آرتروز، دیسک کمر، مشکلات معده و فکر میکرد این دردها برای همیشه همراه او میمانند. اما خدیجه امروز کاملاً سالم است؛ هر روز به باشگاه میرود و بدنش روزبهروز قویتر میشود.
خدیجه چند سال قبل ترس شدیدی از تمام شدن پول داشت. هر بار خرید میرفت، پول کم میآورد، گاهی قرض میکرد و همیشه مجبور بود جنسهای مونده و بیکیفیت مغازهها را بخرد. اما خدیجه امروز هر چیزی را که نیاز دارد، از بهترین نوع ممکن میخرد و همیشه هم پول برایش باقی میماند.
۱۱ روز پیش تصمیم گرفتم کمالگرایی را کنار بگذارم و قدم اول را دوباره آموزش ببینم و با تعهد کامل تمریناتش را انجام بدهم. نتیجه این ۱۱ روز برای من معجزه پشت معجزه بوده است:
۱- هجرت از کارگاه برادرم؛ جایی که با ساعت کاری سنگین برای او کار میکردم. حالا برای خودم کار میکنم، ساعت کاریام دست خودم است و حالم فوقالعاده است.
۲- خرید یک چرخ راستهدوز عالی برای شروع کسبوکار شخصیام، آنهم کاملاً نقد. منی که چند ماه پیش برای خرید یک وسیله صد هزار تومانی باید حسابوکتاب میکردم، حالا به جایی رسیدهام که رویای قدیمیام را نقد میخرم.
۳- حل مسالمتآمیز مسئلهای که با برادرم پیش آمده بود. خدیجه قبلی در چنین شرایطی غرق ترس و گریه میشد، اما اینبار با لطف خدا و عمل به آموزشها، موضوع را آنقدر خوب مدیریت کردم که فردای آن روز برادرم برای عذرخواهی به من پیام داد.
۴- رسیدن پول و ثروت از جاهایی که حتی تصورش را هم نمیکردم.
۵- فروش یکجای گلدانهایی که از مغازه گلفروشیام مانده بود و چندین معجزه ریز و درشت دیگر که هر بار به خودم میگویم: «اینها نتیجه همان تعهد است.»
وقتی میبینم این همه اتفاق فقط در ۱۱ روز برای من رخ داده و تازه در قدم اول هستم، با خودم میگویم: «پس در قدم دوازدهم چه معجزههایی منتظر من است؟» همین فکر، درونم را سرشار از ذوق، امید و انگیزه میکند.
رشد چندبرابری درآمد، رهایی از بدهی، بهبود کامل سلامت و تجربه بارداری آرام با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
این بار دوم است که روی آموزشها و تمرینات دوره ۱۲ قدم کار میکنم و اکنون برای بار دوم به قدم ۶ رسیدهام. وقتی چکاپ فرکانسیای را که در شروع دوره نوشته بودم نگاه میکنم، هر روز پیشرفت، تغییر و رشد خودم را میبینم.
از آن روز تا امروز، درآمدم ۶ برابر شده.
پساندازم حدود ۳۰ برابر شده و قدرت خریدم بهطور چشمگیری بالا رفته.
وام مسکنی را که گرفته بودم، یکجا تسویه کردم و امروز هیچ بدهیای ندارم.بدنم سلامت شده است. قبل از شروع دوره ۱۲ قدم، مشکلی برایم پیش آمد و تمام مهرههای کمرم دچار دیسک شدند. زمانی که این دوره را تهیه کردم، نیت من مادر شدن بود. با تکیه بر آموزشهای دوره ۱۲ قدم بر آن درد غلبه کردم، ۹ ماه بارداری را با آرامش کامل طی کردم و فرزندم سالم به دنیا آمد.
خداوند این بچه را درست بعد از پایان قدم اول به من هدیه داد.در تمام دوران بارداری شکرگزاری میکردم و فایلهای شما را گوش میدادم. الان فرزندم یک سال و هشت ماهه است و وقتی برایش فایلهای زندگی در بهشت را میگذارم، شوق و ذوقش دیدنی است؛ انگار با شما یک ارتباط روحی روشن دارد. وقتی فایلهای صوتی شما پخش میشود، آرام میگیرد و به خواب میرود.
واقعاً هر لحظه زندگیام تبدیل به تغییر و پیشرفت شده است.
از نظر اعتمادبهنفس، آموزشهای شما مرا ۱۸۰ درجه تغییر دادهاند.
زندگیام در تمام جنبهها رو به بهتر شدن است.از آموزشهای اصل، ناب و بیحاشیهتان سپاسگزارم.
رهایی از ترسها، جهش ۱۴ برابری درآمد و رسیدن به آزادی مالی با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
استاد عباسمنش، شما در قدم هفتم، قانون رهایی را آموزش دادید. من با این قانون کاملاً بیگانه نبودم و حتی قبلاً هم براساس آن یک تصمیم مهم در زندگی گرفته بودم، اما ترسها و کمبود ایمان اجازه اجرای این تصمیم را از من میگرفتند. آموزشهای شما در این قدم، دلیل اصلی گیرکردنم را برایم روشن کرد.
من با گاریِ بزرگِ باورهای محدودکننده که به خودم بسته بودم، نه تنها رها نبودم، بلکه مسیر زندگی را برای خودم سخت و دشوار کرده بودم. اما وقتی طبق آموزشهای قدم هفتم عمل کردم، انگار این گاری از من باز شد و جادهای آسفالته، صاف و راحت پیش رویم قرار گرفت؛ جادهای که میتوانستم با خیال راحت و سوتزنان به سمت اهداف و خواستههایم حرکت کنم.
با توکل به خداوند قدم برداشتم و سعی کردم در مسیر این تصمیم، کاملاً رها باشم تا خداوند بهترین شکل ممکن را برایم رقم بزند. نتیجه اجرای این آموزهها برای من، آزادی مکانی و مالی بود.
درآمدم ۱۴ برابر شد؛
از پنج میلیون تومان در ماه، به هفتاد میلیون تومان در ماه رسیدم.از زندگی در شهری غریب، رسیدم به آپارتمانی با ویوی زیبا و رویایی.
در مسیر، نجواهای ذهنی زیادی بود که میگفت: «اگر نشه چی؟»
اما ایمان من به خداوند بیشتر بود و همیشه با خودم میگفتم: «اگر بشه چی میشه؟»من از دوره ۱۲ قدم آموختم که وقتی در مسیر درست حرکت میکنم، هر اتفاقی در نهایت به نفع من خواهد بود و باید آن را به خیر تعبیر کنم.
و امروز، نتیجه همین ایمان و رهایی را با تمام وجود در زندگیام میبینم.



سلام اران جانم … سلام منه شیش سال پیشم :))) سلام قربونت برم که هر کلمه ات منو به یاد نگار پنج سال وجترین وگن انداخت :) سلام گذشته ی من :)))
از خدا میخوام کمکم کنه بهترین کلام بر من حاری بشه که بهت کمک کنه :)))
عشقم بدون من اینده ی توعم
اون فیلم پیکه رو بارها موقع گیاهخواریم دیده ام … حرفات دقیقا کلمات خودم بود اون احساس گناه اون ترحم دلسوزی کردن اشفته بودنت همه چیزت خوده من بود :))) من از 15 تا 20 سالگیم وجترین و وگن بودم :)))) الان 21 سالمه و یک ساله تو دوره ی سلامتی ام به لطف خدا
از همون پونزده سالگی هم با استاد دارم کار میکنم تاحالا…
راستش اگه فقط یک نفر باشه که بتونه تک تک کلماتی که گفتی رو درک کنه تو این سایت اون منم و خیلی خوشحالم که هدایت شدم به کامنتت … دقیقا نگاری که پنج سال بود رو تو توصیف کردی … شاید من بدتر و سخت تر از تو هم بودم من تو اون پنج سال هیچ وقت لب به خورشتی که توش گوشت باشه نزدم چه برسه خوده گوشت :)))
ببین ارام جان عزیزم
دوست ندارم بهت بگم چه راهی برو چیکار بکن چیکار نکن
من فکر میکنم ما باید تجربه کنیم
من خودم به شخصه عاشق اون دوران پنج سال گیاهخواریم هستم
همون موقع عاشقش بودم و لذت بردم ازش و حتی نتیجه اش باعث شد ایمانم به دوره سلامتی بیشتر بشه که خیلیا این ایمان من رو نداشتن به خاطر شاید اون تجربه ی من …
تو خیلی خوده گذشته ی منی
جالب بود برام که فهمیدی که وگنیسم خیلی اصول و قواعد داره که باید رعایت بشه و مضر هست اگه اینجور نباشه …
حالا من میخوام بهت بگم حتی اگه تموم اصولش هم رعایت کنی بازم جواب نمیده :)))
در مورد ژن گفتی باید بگم من خودم فکر میکردم چون پنج سال گیاهخوار بودم بدنم عادت کرده به گیاهخواری یا مثلا هندی ها نسل در نسل گیاهخوارن بدنشون بهش عادت کرده … ولی اینحور نیست عزیزکم :)))
ژن ما سه میلیون ساله ساخته شده
دو هزار سال هم پوچه هیچی نیست در برابرش و تغییر نمیکنه حتی یک ذره …
من خیلی حرفا دارم میتونم برات بزنم ولی نمیدونم درسته یا نه
از طرفی میگم بذار این راهو بره تا اروم اروم هدایت بشه و تحمیل کردن واقعا سخته من خودم یک سال بعد از دوره ی سلامتی رو گیاهخواری موندم و گفتم استاد رو قبول دارم به جز این مورد … یک سال طول کشید تا مقاوتم ریخته بشه و بعد یک سال هم میدونم باور میکنی … با گریه گیاهخواری رو ترک کردم … شبی که حالم بد بود بیمارستان زیر سرم بودم و ارزوم بود ورزش کنم اما جون تو تنم نبود زدم زیر گریه … چون میدونستم هیچ راهی به جز ترک گیاهخواری ندارم و اینقدر گیاهخواری برام عزیز بود حتی فکر ترک کردنش بارها منو به گریه انداخت …
من از بچگی تقریبا به گیاهخواری علاقه داشتم و برا همین سخت بود … اما میدونی در زمان و مکان مناسب اتفاقا میوفتن نباید عجله کرد … اروم باش دختر اینقدر دنبال چیزی نباش دنبال اثبات کردن نباش نه به من نه به خودت … من رها بودم و خداوند وقتی اماده بودم یکی از بچه های دوره سلامتی رو که قبلا گیاهخوار بود بهم هدایت کرد و با هم دوست شدیمو همو دیدیم و اون کلییییی روم تاثیر گذاشت… تا وارد این دوره بشم …
من کسی بودم که میگفتم حاضرم بمیرم ولی گوشت نخورم …
ولی میدونی یه چیزه دیگه ای راجبم بود که نمیدونستم …
من حیوونارو خیلی دوست داشتم هنوزم دارم …
اما هیچ چیزی رو تو این دنیا بیشتر از اهدافم دوست ندارم حتی خانواده ام … به موقعش خانواده ام هم برای رسیدن به اهدافم ترک میکنم …
برای من مهم ترین موضوع زندگیم اهدافم بودن و هنوزم هستن
و وقتی گیاهخواری مانعی در برابر اهدافم دیدم دیگه تموم شد …
دیگه همه چیز فاتحه اش خونده شده بود …
من تو اون پنج سال نمیدونستم گیاهخواری مانع اهدافم هست و اصلا ورزش هم نمیکردم تحرکی نداشتم که بفهمم کم اوردم …
ولی وقتی رفتم دنبال عشق و علاقه ام ورزش و رقص و دیدم گیاهخواری مانع من هست فاتحه اش رو خوندم با اینکه عاشقش بودم …
خیلی حرفا دارم میتونم بزنم من قبل دوره سلامتی اومدم باورای گیاهخواریم رو نوشتم و منطقی حلشون کردم هیچ وقت به زور خودمو اجبار نکردم … اروم اروم خیلی اروم میگم یک سال رو خودم اروم کار کردم تا رفتم سمتش …
ازت میخوام تو هم خودتو اجبار نکنی خیلی اروم پیش برو حتی شده یه سال دو سال طول بکشه اما ادامع بده … برو دنبال سوالاتت … چرا گیاهخواری درسته ؟؟ فرق گوشت سگ و گاو چیه ؟؟ اگه خدا ناراحت میشه از کشتن حیوونا چرا بدنمون رو طی تکامل نیازمند به گوشت بار اورده ؟؟ نگاه خداوند به مرگ و زندگی چیه ایا خداوند به مرگ و زندگی احساسی نگاه میکنه مثل ما ؟؟؟ ایا خداوند ناراحت میشه که یه شیر اهو رو بخوره و اون شیر رو لعنت میکنه ؟؟ یا اون شیر و تکاملش خوده خداوند و همون انرژیه ؟؟
ایا خداوند از گوشت خوردن من ناراحت میشه ؟؟ پس چرا منو گیاهخوار نیافرید ؟؟
نتایج بچه ها چی میگه ؟؟ چرا بچه ها بدون دارو خوب شدن درحالیکه مردم دارن تو بیمارستان ها میمیرن ؟؟ چرا ما سگ نمیخوریم چرا گاو میخوریم ؟؟ چرا انسانها گوشت حیوانات گیاهخوار خوردن نه گوشت حیوانات همه چیز خوار یا گوشتخوار ؟؟ نتیجه ی من از گیاهخواری تا به الان چی بوده ؟؟؟ نتیجه ی ادامه اش چبه برام ؟؟
به همه ی سوالها فکر کن بسین اصلا ساعتها فکر کن
اگه وگن رو دوست داری ادامه اش بده با عشق و لذت ببر افتخار کن بهش ولی کنارش اروم اروم خودتو به چالش بکش با سوال کردنها
اشفتگی رو از خودت بیرون کن نترس عقب نمیوفتی میتونی تا دو سال دیگه گیاهخواری رو ادامه بدی هیچ اشکال و عیبی درش نیست :)))
ما مشکلمون اینه که فکر میکنیم از قافله عقب میوفتیم درحالیکه اصل اینه که لذت ببریم
اگه از گیاهخواری هنوز لذت میبری انجامش بده منم پنج سال زندگیم لذت بردم
اما اگه میبینی لذت ها داره کمتر میشه و رنج ها بزرگتر جوریکه نمیتونی انکار کنی اون موقع اس که باید خودتو با سوالها به چالش بکشونی :))))
دوستت دارم گذشته ی من فعلا
ارام گیان عزیز
بهت پیشنهاد میکنم بیشتر امرکزت رو بذاری روی شناخت خدا
کتاب چگونه فکر خدا رو بخوانیم بهترین منبع برای شناخت خداوند هست
خداوندی که سیستمه
نه یک انسان
ما باید این سیستم رو بشناسیم
بازم میگم اصلا عجله ای نداشته باش منوتو هسچ فرقی نداریم هیچ اهمیتی نداره من از تو کوچکیترم یا بزرگتر در چشم کائنات منو تو روحیم و به یک اندازه فرصت داریم … کسی به خاطر سن کمش فرصت از تو بیشتر نداره …
وقتی به خداوند نکاه سیستمی داشته باشی یه دنیای جدید برات باز میشه
یه دنیایی که سلامتی بدنت یک ذره نعمتاش هست تو به خیلی چیزای بزرگتر میرسی
و اینه که مهمه نه اینکه تو گیاهخواری یا گوشتخوار و بخوای با خودت بحث و جدل کنی خودت رو پریشون و نگران کنی
اصن از خودت بپرس
چرا گیاهخوار شدی ؟
برای تجربه ی ارامش بیشتر
چون این بهت ارامش میده
حالا چی شده همین باعث شده چنین کابوس هایی ببینی و زندگیت برات جهنم بشه ؟؟
ایا راه درست راهی نیست که به من ارامش میده و حسمو خوب میکنه ؟؟ پس اگه حسم بده مسیرم اشتباهه … اگه توجهت روی منفی هاست راه اشتباس … حس بد اتفاقات بد بی هیچ چون و چرایی… و تو ارزشمندی هیچ چیز و هیچ کس نباید توی ارزشمند رو ناراحت کنه … اینم یادت باشه ..
و دقیقا درسته ادما میگن وای جنگ شده ادمای بی گناه مردن پس خدا نیست … یا خدا ظالمه بی عدالته … اما اونا نمیدونن خداوند همه چیزه … خداوند همه چیزه … خداوند همه چیزه … خداوند انرژیه ، خداوند خاکه ، باده ، اتشه ، زمینه ، منه ، توعه ، دریاست ، همه چیززززههههه …
خداوند همون شیربه که اهو رو شکار میکنه ، خداوند همون اهوییه که شکار و خورده میشه ، خداوند دندون اون شیره ، هداوند خون اون اهوعه … همه چیز این سیستمه … تمام طبیعت برنامه ریزیه دقیق خودشه …
اون نگاه دلسوزی نداره …
اون میگه اگه احساست بده من اتفاقات بدی وارد زندگیت میکنم واسم مهم نیست چه قدر گریه کنی …
خداوند اینه اس … اون همون چیزیو نشون میده که هستی و انجام میدی بدون هیچ دلسوزی …
خداوند خود کائناته که فرکانس مارو میگیره ، خداوند خود تکامله ، خداوند خود طبیعته خوده زندگیه خود مرگه همههه چیزه …
سعی من توی بخش توحیدی خیلی کار کنی روی فایلای توحیدی سایت …
یه فایلی هست استاد میگه به کبوتر ها غذا ندهیم یعنی به گداها کمک نکنیم …
این نگاه و دیدگاه خداونده
اما نکاه انسان اینه که نه گناه داره بدبخت یه نون خشکه ای بهش بدیم نمیره … اما نگاه خداوند چیه اینه مه این ادم باید بمیره یا ثروتمند بشه چون این جهان من لایق بهتریناست من این انسان رو خالق افریدم اکر قرار نیست ثروتمند باشه و به رشد جهانم کمک کنه باید بمیره …
همین هم برای خیوانات صدق میکنه … خدا خوده همون حیوانات هست و اونارو افریده تا جهان رشد و پیشرفت کنه هم با تولدشون هم زندگیشون هم مرگشون …. و این سه هیچ تفاوتی در نظر خداوند ندارن … چون خداوند یک سیستمه نه یک انسان اون همه چیز رو برای رشد و گسترش افرید نه هیچ چیزه دیگه ای … حتی مارو… زمین و زمان و جهان رو مسخر ما کرد که عزتمند زندگی کنیم و رشد بدیم جهانو …
توی کامنتی که برام نوشتی قشنگ احساس کردم اروم تر شدی و اون حس خودسرزنشی گناه و پریشونی اشفتگی ازت کم شده و در صلح بیشتری قرار گرفتی … دوست داشتم بازم کمک کنم این حس ارامشت بیشتر بشه چون یه ادم ارام تر جهانی زیباتر برای منه … یک فرد سالم تر جهان و زندگی بهتری برای منه … تو رشد کنی من رشد میکنم … با عشق و لذت و ارامش این مسیر زیبای زندگی رو طی کن چون تو اشرف مخلوقاتی خدا همه همه همه هرررررر چیزی که تو این دنیاست رو برای تو افریده ؛))))))