نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -امیرحسین بابایی

    آرامش درونی، جهش مالی و هماهنگی عمیق در زندگی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    نزدیک دو ماه است که روی قدم اول دوره ۱۲ قدم کار می‌کنم. آگاهی‌های این دوره برایم موفقیت‌های کوچک و بزرگ زیادی ایجاد کرده، اما می‌خواهم درباره آن بخش از نتایجی بنویسم که به‌دلیل ثباتم در عمل‌کردن به قانون، در زندگی‌ام ثابت مانده و هر روز پیشرفتم را واضح‌تر می‌بینم.

    بزرگ‌ترین نتیجه‌ای که از این دوره گرفته‌ام آرامش و آسودگی خاطری است که اکنون دارم. قبل از این دوره، آدمی استرسی، عصبی، دعوایی و ناشکر بودم، اما امروز اخلاقم ۱۸۰ درجه تغییر کرده و رابطه‌ام با خداوند فوق‌العاده شده است.

    نتیجه مهم بعدی برایم نتیجه مالی بود. در شروع دوره بیکار بودم، اما الان به لطف خدا درآمد ماهانه‌ام به ۱۸ میلیون تومان رسیده است.

    تجربه ارزشمند دیگرم، هماهنگی و نظم تازه‌ای است که در زندگی‌ام شکل گرفته. قبل از این دوره کاملاً سردرگم بودم، اما حالا تکلیفم با زندگی مشخص است و احساس می‌کنم در مسیر درست قرار گرفته‌ام.

    هر روز خدا را شکر می‌کنم که در مدار درست هستم و روند رشد صعودی زندگی‌ام را لمس می‌کنم. در تمام جنبه‌ها اتفاقات خوب را تجربه می‌کنم و در طول روز چقدر شاد هستم. انگار یادم رفته که اعصاب‌خوردی، حسادت، کینه و دعوا چه بود.

    آدم‌ها با احترام با من برخورد می‌کنند، کارهایم به بهترین شکل انجام می‌شود، زندگی‌ام روان شده و من از صمیم قلب خوشحالم که در مسیر ۱۲ قدم هستم.

  • -ناهید رحیمی تبار

    درک قانون طبیعی خوشبختی و تحول در روابط و موفقیت با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون آفرینش

    در یکی از جلسات بخش ششم دوره قانون آفرینش، استاد عباس‌منش جمله‌ای گفتند که عمیقاً من را به فکر فرو برد. تا آن لحظه هیچ‌وقت به این موضوع توجه نکرده بودم. ایشان می‌گویند: تجربه خوشبختی در زندگی بسیار راحت‌تر از تجربه یک زندگی نامناسب و ناسالم است، چون خوشبختی روند طبیعی جهان است. اما برای رسیدن به یک زندگی ناخوشایند، باید مسیرهای اشتباه زیادی را طی کرد… برای رسیدن به بدبختی و افسردگی باید هزاران فکر منفی را هزار بار تکرار کرد. اما با کمی کنترل کانون توجه، خیلی زود می‌توان به احساس شادی رسید و همین احساس شادی برای خلق یک زندگی خوب کافی است. مثال آدم‌های خونسرد را می‌زدند که بدون تقلای خاصی اوضاع همیشه به نفع‌شان پیش می‌رود، چون با طبیعت جهان هماهنگ‌اند؛ طبیعتی که فراوانی، سلامتی، عشق و خوشبختی است.

    این جمله کلیدی من را یاد سوالی انداخت که مدتی بود در ذهنم تکرار می‌شد: من که دارم تلاش می‌کنم زندگی‌ام را بهتر کنم، چرا پیشرفت خاصی نمی‌بینم؟ همیشه از این موضوع تعجب می‌کردم.

    بعد از این جلسه تصمیم گرفتم صادقانه و منطقی رفتارها و زندگی‌ام را بررسی کنم. متوجه شدم در کنار تمام تلاشی که برای بهتر شدن زندگی‌ام می‌کنم، یک مانع بسیار بزرگ را خودم سر راه خودم گذاشته‌ام؛ یک قفل ذهنی درباره روابط. فهمیدم از صبح تا شب نسبت به همسرم احساس خوبی ندارم. در ظاهر همه‌چیز خوب بود و من در نقش یک زن هیچ کم‌کاری نداشتم، اما ذهنم پر از افکار منفی درباره او بود؛ افکاری که به‌جای ایجاد تغییر، فقط به دنبال راه فرار بودند. خدا را شکر، خداوند دقیقاً به من نشان داد که کجای کار اشتباه می‌کنم. یک اتفاق ناخوشایند هم رخ داد که باعث شد بفهمم من در بهشت زندگی می‌کنم، اما به خاطر یک‌سری باور غلط، از زندگی‌ام لذت نمی‌برم.

    تصمیم گرفتم فقط همین یک مورد را درست کنم. تمام احساساتم نسبت به همسرم را شفا دادم، و شادی را به زندگی‌ام برگرداندم. و بعد از آن، اتفاقات خوب پشت سر هم آمد. در همین چند ماه یک آپارتمان خریدیم، مدل ماشین‌مان را بالاتر بردیم، برای خودم طلا خریدم، و جالب اینکه با تغییرات درونی من، همسرم نیز به شکل قابل توجهی تغییر کرد.

    امروز هر دو آرامش داریم و رابطه‌مان بسیار بهتر از قبل شده است. با تمام وجود فهمیدم که طبیعت جهان، ثروت، سلامتی و آرامش است.
    خوشبختی را حق مسلم خودم می‌دانم و حالا معنای این جمله استاد را با تمام وجود درک می‌کنم که: همه‌چیز در درون ماست و نباید به دنبال حل مسائل بیرون از خودمان باشیم.
    آموزش‌های بخش ششم دوره قانون آفرینش واقعاً بی‌نظیر و تحول‌آفرین است.

  • -جمشید زارع زاده

    جهش چشمگیر در فروش، پس‌انداز و رشد مالی با استمرار در تمرین‌های دوره ۱۲ قدم

    صد روز از آخرین کامنتی که به‌عنوان تمرین ستاره قطبی نوشته بودم می‌گذرد. در این مدت حتی یک روز هم بدون یادآوری و عمل‌کردن به آموزه‌های استاد عباس‌منش نگذشته است. حالا می‌خواهم بخشی از نتایجم را از این تعهد مداوم بنویسم.

    وقتی به کامنت‌های صد روز پیشم نگاه می‌کنم، می‌بینم خواسته اصلی‌ام رسیدن به فروش روزانه ۲۰ میلیون تومان بود؛ در آن زمان فروش من بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان در روز نوسان داشت. اما امروز، بعد از ۱۰۰ روز عمل مداوم به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم،
    فروش روزانه‌ام به حدود ۴۰ میلیون تومان و حتی بیشتر رسیده است.

    یکی دیگر از خواسته‌هایم داشتن پس‌انداز ۵۰ میلیون تومانی بود؛ آرزویی که آن روزها برایم دور از دسترس بود. اما امروز، وقتی این متن را می‌نویسم،
    پس‌انداز من به ۴۵۰ میلیون تومان رسیده است.

    نکته شگفت‌انگیزتر این است که ۹۹ درصد خریدهایم را نقد همان روز انجام می‌دهم و با وجود اینکه فصل فروش عالی شب عید را پشت سر گذاشته‌ام، باز هم حجم اجناس موجود در مغازه‌ام سه برابر ظرفیت مغازه است.

    تمام این نتایج از استمرار من در انجام تمرین‌های این دوره و عمل‌کردن عمیق به آموزه‌ها به دست آمده است.

  • -حسینی

    جهش چشمگیر درآمد و آغاز مسیر شکوفایی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    قبل از ورودم به دوره ۱۲ قدم حتی یک هزار تومان هم درآمد نداشتم. هدفم از شروع قدم اول این بود که بتوانم به درآمد و نتایج مالی واقعی برسم. به لطف آموزش‌های استاد عباس‌منش در این دوره، قدم‌به‌قدم به شغل و درآمد رسیدم و مسیر تکامل خودم را آغاز کردم.

    در قدم ششم از دوره، درآمدم نسبت به ماه قبل چهار برابر شده است و این برای من یک معجزه واقعی است. هرچه بیشتر روی خودم کار می‌کنم، نتایج بیشتری می‌گیرم و با قدرت بیشتری به مسیرم ادامه می‌دهم.

    از خدا با تمام وجودم شکرگزارم که من را به این مسیر زیبا هدایت کرد.

  • -فاطمه

    افزایش اعتمادبه‌نفس، بهبود عمیق رابطه زناشویی و جهش ۹ برابری درآمد با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون آفرینش

    من همیشه سعی می‌کردم کارهایم را تنها انجام بدهم، چون فکر می‌کردم نمی‌خواهم منت کسی را بکشم یا اگر درخواست کنم و طرف به من «نه» بگوید، برایم سخت و آزاردهنده می‌شود. اما در دوره قانون آفرینش قانون «درخواست» را فهمیدم؛ فهمیدم که درخواست‌نکردن نه نشانه غرور، بلکه یک ضعف شخصیتی است. همین آگاهی نقطه شروع تغییراتم شد، و از همان روز هر روز تمرین‌های این دوره را جدی انجام دادم.

    به‌وضوح حس می‌کنم به‌خاطر عمل به این قانون، اعتمادبه‌نفسم چندین برابر شده؛ دیگر از «نه» شنیدن خجالت نمی‌کشم، ناراحت نمی‌شوم، و اتفاقاً می‌بینم چگونه شخصیت من هر روز قوی‌تر می‌شود و چطور کارهایم ساده‌تر از قبل پیش می‌رود.

    قبل از تهیه دوره، رابطه من و همسرم کاملاً به‌هم ریخته بود و حتی تصمیم جدی برای جدایی داشتیم. اما وقتی به آموزش‌های استاد عباس‌منش در این دوره عمل کردم، رابطه‌مان عمیقاً بهتر شد؛ چون من تغییر کردم و توانستم کنترل کانون توجه را یاد بگیرم. با گوش‌دادن روزانه به فایل‌های توحید عملی، ترس‌هایم به‌شدت کم شده و دیگر تقریباً هیچ‌وقت نگرانی‌های گذشته را تجربه نمی‌کنم.

    قبلاً هیچ‌وقت از همسرم برای کارهای خانه درخواست نمی‌کردم، چون فکر می‌کردم باید خودش بفهمد. وقتی این اتفاق نمی‌افتاد، ناراحت و عصبی می‌شدم. اما با عمل به تمرین‌های دوره، شروع کردم به درخواست‌های کوچک و دیدم نه تنها «نه» نمی‌گوید، بلکه از کمک‌کردن خوشحال هم می‌شود. تازه فهمیده‌ام که چقدر می‌توانستم رابطه و زندگی‌ام را همان‌طور که می‌خواهم بسازم، اما آگاه نبودم.

    از نتایج بزرگ دیگرم این است که درآمدم ۹ برابر شده. رابطه‌ام با همسرم به شکلی باورکردنی بهتر شده. آرامشم چندین برابر شده, احساس می‌کنم به خدا نزدیک‌تر شده‌ام, و دیگر هیچ چیز خاصی ناراحتم نمی‌کند. یاد گرفته‌ام وقتی چیزی حال مرا می‌گیرد، چطور خیلی زود حالم را خوب کنم. انگیزه و انرژی‌ام چند برابر شده و می‌دانم باید این مسیر را ادامه بدهم تا نتایجم ماندگار باشد.

    خواستم با این متن به خودم یادآوری کنم که تا اینجا عالی پیش رفته‌ام و عالی نتیجه گرفته‌ام، پس باید ادامه بدهم. از استاد عباس‌منش بابت این آگاهی‌های فوق‌العاده، و از خدا به‌خاطر هدایت، این سایت، و قدرتی که در من قرار داده تا زندگی‌ام را همان‌طور که می‌خواهم بسازم، از صمیم قلب سپاسگزارم.

  • -علیرضا بهادری

    جهش شگفت‌انگیز درآمد و ساختن زندگی جدید با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    دقیقاً یک سال پیش، با حقوق ماهیانه پنج میلیون تومان، تصمیم گرفتم از محیط امنی که برای خودم و خانواده‌ام ساخته بودم بیرون بیایم. جایی که فکر می‌کردم درآمد خوبی دارم، اما در واقع فقط در یک «منطقه امن» گیر کرده بودم. به خودم گفتم وقتش رسیده ایمانم را نشان بدهم و تمام آنچه در دوره ۱۲ قدم آموخته بودم را وارد عمل کنم.

    تصمیم گرفتم مهاجرت کنم، قدم برداشتم و توکل کردم. مطمئن بودم که خداوند در این مسیر پشتم خواهد بود.

    در فاصله ده روز، در مشهد خانه‌ای رهن کردم و یک مغازه کافی‌شاپ اجاره کردم. این اتفاقات به قدری هدایتی و غیرمنتظره پیش رفت که همه تعجب کرده بودند، اما برای من که دانشجوی دوره ۱۲ قدم هستم، کاملاً طبیعی بود؛ چون تمام این‌ها را قبلاً تجسم و احساس کرده بودم.

    استاد عباس‌منش، شما در این دوره به من یاد دادید که چگونه با خداوند دوست شوم، فقط او را بپرستم و ایمانم را از دل وابستگی‌ها بیرون بکشم. همین ایمان بود که من را به سمت آدم‌هایی هدایت کرد که در کسب‌وکار جدیدم هرچه لازم بود آموزش دادند. خداوند دستم را گرفت و به سمت کلیپ‌ها، ویدئوها و آموزش‌هایی برد که مهارت‌های من را چند برابر کرد.

    امروز که این تجربه را می‌نویسم، یک سال گذشته است.
    درآمد من از ۵ میلیون تومان، در مدت شش ماه به ۴۰ میلیون تومان رسید؛
    و حالا که در قدم ۶ هستم، درآمدم به ۹۰ میلیون تومان در ماه رسیده است.

    درآمدی که حتی در خواب هم تصورش را نمی‌کردم، با عمل‌کردن به آموزه‌ها برایم به ساده‌ترین شکل ممکن محقق شد.

    هر روز دارم روی بهتر شدن این نتایج کار می‌کنم و ظرف وجودم را بزرگ‌تر می‌کنم.
    تمام این اتفاقات، فقط بخشی از نتایجی است که از زمانی که شما چشم و قلب مرا به سمت خداوند و قوانین جهان هستی باز کردید، در زندگی‌ام رخ داده است.

  • -رقیه نورا

    تجربه آرامش، جذب فراوانی و دریافت ۳۶۰ میلیون تومان با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    من در حال استفاده از آموزه‌های دوره ۱۲ قدم هستم و آگاهی‌های این دوره، مخصوصاً تمرین ستاره قطبی، آرامشی عظیم وارد زندگی‌ام کرده که وصف‌کردنی نیست. با این تمرین، من حس شکرگزاری واقعی و خالق بودن را یاد گرفتم و نتایجش مثل معجزه در زندگی‌ام ظاهر شده است.

    در محل کار، خداوند برایم مشتریان مهربان و فوق‌العاده می‌فرستد که صبح و شب بابت‌شان سپاسگزارم. رفتار همکارانم و مخصوصاً مافوق‌هایم با من عالی‌تر شده؛ همین دیروز رئیس‌ام بابت عملکرد و خوش‌رفتاری‌ام چندین‌بار از من تشکر کرد.

    بعدازظهرها در فروشگاه خودمان به همسرم کمک می‌کنم و باورکردنی نیست که چه مشتریان نازنین و خیرخواهی خداوند برای ما می‌فرستد و چقدر از سمت آن‌ها خیر و برکت وارد زندگیمان می‌شود.

    هر روز چند اتفاق خوب در زندگی‌ام رخ می‌دهد. همین چند وقت پیش موضوعی ذهن ما را درگیر کرده بود، اما با کمک تمرین ستاره قطبی، خداوند آن را به شکلی باورنکردنی حل کرد و ۳۶۰ میلیون تومان از این طریق نصیب ما شد.

    واقعاً زندگیم جادویی شده است. با تمام وجود پیشنهاد می‌کنم که با ایمان کامل تمرینات این دوره را انجام دهید و به آموزه‌ها عمل کنید. من در این یک سال که با دوره ۱۲ قدم زندگی می‌کنم، زندگی‌ام فوق‌العاده عالی شده است. سپاس از خدای مهربانم و سپاس از استاد عباس‌منش.

  • -نسرین بهرام پور

    درمان دیابت نوع ۲، بهبود کامل مشکلات جسمانی و کاهش وزن چشمگیر با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    من نسرین هستم، ۵۵ ساله. دوم دی‌ماه بود که یکی از دوستان عزیزم در تماس ویدئویی نتیجه شگفت‌انگیز خودش را از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی با من به اشتراک گذاشت. وقتی وضعیت جسمانی عالی او را دیدم، انگیزه زیادی گرفتم و همان روز دوره را خریدم. من و همسرم نکته‌به‌نکته و بدون حاشیه و بدون حتی یک بار تقلب، آموزش‌ها را اجرا کردیم. نتیجه همسرم کاهش ۱۱ کیلو وزن بود و مشکلات ترشحات پشت حلق، مخاط بینی و سرفه‌های مزمن او برای همیشه برطرف شد.

    اما نتایج من:

    قبل از شروع دوره، ۱۷ سال دیابت نوع ۲ داشتم و برای کنترل آن دارو مصرف می‌کردم. طبق دستورالعمل دوره، قبل از شروع، آزمایش دادم:

    قند ناشتا (با مصرف دارو): ۱۲۷
    HA1c: ۸/۲
    وزن: ۷۲ کیلوگرم؛ دور شکم: ۹۶ سانتی‌متر

    من با تمام وجود باور داشتم که اگر وحی‌منزل‌گونه به این دوره عمل کنم، دیابت نوع ۲ من درمان می‌شود. همان روز به ندای درونم اعتماد کردم و تمام داروهای دیابت را کنار گذاشتم و فقط به شیوه آموزش‌های استاد عباس‌منش در دوره زندگی کردم.

    نتایج آزمایش من در ماه چهارم از اجرای دوره:

    قند ناشتا: ۱۰۲
    HA1c: ۷
    وزن: ۶۱ کیلوگرم؛ دور شکم: ۸۳ سانتی‌متر

    و اما نتایج دیگر و بسیار مهمی که در سلامتی‌ام رخ داد:

    دیگر گزگز شبانه پا ندارم.
    عفونت‌های ادراری‌ام کاملاً برطرف شده.
    غده چربی روی کتفم که کاملاً قابل دیدن بود، به‌طرز شگفت‌انگیزی جذب شد و از بین رفت.
    بی‌حالی و خستگی دائمی‌ام تمام شده و انرژی‌ام چند برابر شده است.
    وزنم کاملاً متعادل و مناسب شده.
    مشکلات گوارشی‌ام به‌طور کامل برطرف شده است.

    پیش از شروع دوره، به‌خاطر دیابت، ناخن پایم دچار عفونت شدید بود و قرار بود جراحی شود. اما وقتی به زندگی به شیوه دوره ادامه دادم، در ماه دوم عفونت ناخنم خودبه‌خود درمان شد و دیگر هیچ نیازی به جراحی نبود. این برایم یک معجزه واقعی بود.

    دیدم که لازم است این موفقیت‌ها و تجربه‌های بی‌نظیر را بازگو کنم؛ چون زندگی من به شکل عمیق و زیبا تغییر کرده است.

  • -علیرضا بهادری

    آرامش خانوادگی، رشد شخصی و افزایش ۱۵ برابری درآمد با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    در مسیر بهبود و تغییر خودم، خواستم بخشی از نتایجم را بنویسم تا یادآوری باشد بر تحولاتی که در درونم ساخته‌ام. سال‌ها همیشه می‌خواستم در هر کاری نفر اول باشم؛ اما نتیجه همه آن زجر کشیدن‌ها، دویدن‌ها و تقلا برای ثروت و آرامش چیزی نبود جز دلی پر از عقده. عقده یک سفر رفتن بدون غرزدن، عقده یک مهمانی رفتن بدون ریا و خودفریبی، عقده یک روز ساده در پارک بدون جنجال و ناراحتی.

    صبح تا شب کار می‌کردم به امید اینکه شب کنار زن و بچه‌هایم آرام باشم، اما به محض ورودم به خانه، همه‌چیز آنجا منتظر من بود غیر از آرامش. رفتارهای اشتباه و آزاردهنده‌ام باعث شده بود فضای خانه همیشه سنگین و پر از تنش باشد.

    روند تغییر واقعی من از زمانی شروع شد که با استاد عباس‌منش آشنا شدم. امروز که آموزش‌های جلسه‌ای از قدم چهارم دوره ۱۲ قدم را نت‌برداری و مرور کردم، فهمیدم همان روزهای اول آشنایی با شما بود که بذر تغییر و انسانیت در زندگی من کاشته شد. با آموزش‌های این دوره روی خودم کار کردم و با طی‌کردن مسیر تکامل، امروز به خودم افتخار می‌کنم که دانشجوی شما هستم.

    زندگی پر از تنش و دلشوره من حالا تبدیل شده به زندگی‌ای سرشار از عشق، صمیمیت و عطوفت. در این مسیر، همسرم و دو فرزندم هم‌سفر من شدند و چه ثروتی بالاتر از اینکه کل خانواده‌ام با هم رشد کرده و تغییر کرده‌ایم.

    نتیجه عمل‌کردن به آموزش‌های شما و آسان‌گرفتن زندگی این شد که درآمدم ۱۵ برابر شد؛ روند این پیشرفت را در کامنت‌های قبلی‌ام توضیح داده‌ام. همسرم هم در آستانه شروع شغلی است که سال‌ها آرزویش را داشت و حالا در چند قدمی رسیدن به استقلال مالی است. این تحول هم برای خودش داستانی دارد که در زمان مناسب درباره‌اش خواهم نوشت.

    از شما بی‌نهایت سپاسگزارم استاد خوبم، برای همه این تغییرات و برای زندگی جدیدی که ساختید.

  • -مریم جوان

    رهایی از افسردگی، بدهی، تنهایی و ساختن زندگی دوباره با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    بعد از ۵۵۲ روز، دوباره به قدم اول از دوره ۱۲ قدم برگشتم. مثل یک کودک نوپا، اولین آشنایی و اولین شروع من با سایت و استاد عباس‌منش از همین دوره بود. امروز که بعد از این همه زمان دوباره جلسه اول قدم اول و چکاپ فرکانسی را دیدم، فقط یک جمله از دلم گذشت: خدایا چقدر تغییر!

    من دیگر آن مریمِ ۵۵۲ روز پیش نیستم؛ انگار یک انسان کاملاً جدید متولد شده.
    آن روزها وقتی جلسه اول را گوش می‌دادم، پر از بغض بودم؛ پر از نگرانی از آینده و حسرتِ گذشته. شب‌ها با گریه می‌خوابیدم و زندگی‌ام مثل چرخ زنگ‌زده‌ای بود که با هزار هول و زور حرکت می‌کرد. افسرده بودم، ناامید بودم، غرق در بدهی و پول‌های نزول گرفته شده. حس می‌کردم از همه عقب افتاده‌ام؛ پر از حسادت، کینه و نفرت. تصورم این بود که دنیا و آدم‌ها علیه من هستند. اوضاع مالی‌ام نابسامان بود، رابطه‌ام با پسرم پر از جنگ و قهر و فاصله، و ارتباطم با خدا فقط در حد چند کلمه بود، بی‌آنکه بفهمم خدا یعنی چه.

    اما امروز… امروز مریم بعد از ۵۵۲ روز با اشک شادی و قدردانی این جملات را تایپ می‌کند.
    بعد از چکاپ فرکانسی جلسه اول، تازه فهمیدم چه اندازه تغییر کرده‌ام؛ آن هم با وجود اینکه آن روزها تمرین‌ها را انجام نمی‌دادم و فقط طوطی‌وار آموزش‌ها را گوش می‌کردم.

    امروز افسردگی، ناامیدی و ناراحتی مدت‌هاست که از زندگی‌ام رفته. حتی یادم نمی‌آید آخرین بار کی آن حال بد را تجربه کردم.
    شخصیتم آن‌قدر تغییر کرده که امروز همه را دوست دارم؛ تحسین‌کردن دیگران برایم عادت شده و با چشم می‌بینم که آدم‌های مسیرم چقدر مهربان و دوست‌داشتنی‌اند.

    شب‌ها آسوده می‌خوابم. در این دوره زیبا زندگی‌کردن را یاد گرفتم؛ توحید و توکل را فهمیدم؛ معنای الخیر فی ما وقع را در جانم درک کردم. رابطه‌ام با پسرم فوق‌العاده شده؛ چرخ زندگیم روان‌تر شده؛ بدهی‌ها و پول‌های نزول مدت‌هاست پرداخت شده و کسب‌وکارم آرام‌آرام فقط نقدی شده و کارها برایم آسان‌تر پیش می‌روند.

    خدا امروز در زندگی من حضور پررنگی دارد. بعد از ۴۶ سال، نماز می‌خوانم، هر روز قرآن می‌خوانم و الان در دور دوم خواندن قرآن هستم؛ آن هم با لذت، نه اجبار و نه ترس.

    دوره ۱۲ قدم برای من آغاز یک زندگی تازه بود. من با این آگاهی‌ها رشد کردم، آرام شدم، تکامل پیدا کردم. هنوز جای کار دارم، اما در تمام جنبه‌های زندگی‌ام تغییرات مثبتِ بی‌نهایت رخ داده است.

    این‌ها را نوشتم تا سندی باشد از مسیرم؛ تا یادم بماند که با این آگاهی‌ها چگونه از برزخ، به بهشت رسیدم.

1 19 20 21 22 23 24

319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سارا درویشی» در این صفحه: 14
  1. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 497 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام ب همگی دوستان

    در حال گوش دادن یه فایل درمورد خواسته ها بودم

    و قرار بود امروز برای اینکه برم تو دل ترسام برم توی مغازه های مختلف کم کم صحبت کنم(لکنت)خودمو بسنجم

    یعنی تا قبل این هدایت خداوند ذهنم این بود

    تا اینکه استاد گفت من برای شروع کسب کارم رفتم باورهامو درست کردم

    چون قانون اینه هرچقدر هم تو ی کار ماهر باشی ولی ذهنیت درستی نباشه اون میشه ترمز تو میزنت زمین

    یعنی ذهنت باید پشتت باشه

    تا ی لحظه ب خودم اومدم گفتم

    سارا یه لحظه ترمزتو بکش بشین ببینم

    ی بررسی کن

    تو زمانی ک لکنت بسیار شدید داشتی و هنوز وارد این درمان نشدی با بدترین وضع ممکن یعنی وحشتناک

    بارها و بارها و بارها این مغازه برو

    تو مدرسه داوطلب شو تقریبا هر روز

    برو تو پارک برای مردم شعر بخون یکی یکی برای چند نفر

    کنفرانس بده

    وقتیم ک تا ی حد درمان رسیدم

    مغازه

    مهمونی های پرجمعیت

    آدم های جدید

    تلفنی و..

    پس چرا این ترسه هست چرا هنوز استرس میگیری

    متوجه شدم قضیه آدما نیستن

    قضیه مغازه نیست

    کلاس نیست

    هیچی بیرون از من نیست

    حتی قضیه خود لکنت هم نیست چرا که خیلیا لکنت ندارن نمیتونن برن ی بستنی بخرن

    پس چرا ک الان دارم درمان میشم اینطوره الان ک میتونم تا 90درصد عالی صحبت کنم چرا ذهنم مقاومت داره

    بله درست متوجه شدید

    بخاطر باور های غلط

    بخاطر افکار نادرست در لحظه

    بخاطر خاطراتی ک لکنت ب وجود آورد و یه ذهنیت غلط داد

    بخاطر گنده کردن آدما و هرچیزی ک بیرونه

    بخاطر توهم ترس

    بخاطر گنده کردن چیزی ک هیچ تهدیدی نداره

    بعد گفتم سارا بیرون هست همیشه ارتباطات هم همیشه هستن

    هروقت دوست داشتی برا خودت برو

    ولی با این فکر ک برم چون می‌خوام ترسم بریزه نرو

    چون هزار بار رفتی هزار بار دیگم بری اگر باورات اینجوری باشه سخنرانم باشی باز می‌ترسی

    گفتم بشین اینارو در بیار ببین چین

    دنبال راه حل بگرد

    باور های درست بساز و تکرار کن

    نترس بیرون فرار نمیکنه ولی نزار این ذهنیت غلط ادامه پیدا کنه

    ما اشتباهمون اینه میگردیم ببینیم راه حل یا مشکل از کجاست و بیرون دنبالشیم

    آقا بیرونی نیست

    همش درونه

    من همیشه میگفتم من استرس دارم

    چون استرس دارم لکنت میکنم

    نه این بهونس من چون کنترلی بر بدنم

    بر افکارم

    بر تمرکزم

    بر دستگاه صوتیم ندارم گیر میکنم

    میندازم گردن بقیه

    ک حالا پاشم انر انر برم برای چیزی ک بارها با سر رفتم تو دلش

    ب قول استاد همون الگو ذهنی باید باشه

    باور درست باید باشه

    وگرنه همیشه می‌ترسی

    نمی‌گم نمیرم حرف بزنم ها من واقعا از خود صحبت کردنه ترسی ندارم اصلا

    من تو کلاسم بارها شده رفتم برای غریبه ترین آدما شروع کردم صحبت دقیقه ها صحبت کردم با لذت

    مسئلع چیزی ریشه تره

    اینو گفتم ک ترسو در ذهن ببینید

    و ببینید این ترس چ عواقبی برای شما داره اکثرا عواقب خاصی نداره و بزرگش کردیم

    حالا بیاید این ترسو با ی ترس واقعی

    مثل این ترس

    ببرنت تو بیمارستان جلوی کسی ک فهمیده قراره بخاطر بیماریش پنج روز دیگه فوت کنه

    با کلی آرزو

    بشینیم از اون ترس براش بگیم اصلا خندمون میگیره

    و اینم تمرین میخواد

    این کار باعث میشه توهم بشکنه

    روی ذهنمون کار کنیم

    همه چی درون ماست

    درون ما ک در مسیر غلط باشه هزار مهارت هم داشته باشیم باز می‌زنیم ب دیوار

    مثل ی راننده ک کلی یاد گرفته

    ولی می‌ترسه

    کارش تمومه

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 497 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی

    اومدم تا قانون تکامل رو ب خودم و هم‌چنین شما یادآوری کنم

    من برای درمان لکنتم باید مهارت هارو بسیار تمرین کنم تا به تسلط برسم

    ولی از کجا بفهمم ب تسلط رسیدم ؟!

    اینکه برم تو موقعیت های متناسب با ضعف قرار بگیرم تا ببینم چقد تغییر داشتم

    مسلما تو خونه تنها باشم اتفاقی نمیفته

    تا بتونم از اون طریق تغییرات رو بهبود بدم

    و مثلا من الان میگم سارا تو الان توی خانواده خودت

    توی اکثریت فامیل تا یه حدی خوبی تونستی بفهمی ک میتونی تکنیک گفتار رو رعایت کنی و بازم جای بهبود داره

    حالا سعی کن کم کم با رعایت قانون تکامل

    اصلا نه فشار بیار نه اینکه هر دقیقه یا هر روز

    یه روزایی بزار آگاهانه از جاهای کوچیک از مغازه دار هایی ک میشناسی کم کم برو و خودتو بسنج چند روز یبار

    الان با مغازه های کوچه خودمونم تقریبا اوکیم تسلط دیدم دارم

    باید یکم بره بالا تر مغازه های جدید تر

    برم مثلا در حد سلام این چنده هم خودش خیلی خوبه

    و امروز تلفنی خودم تماس گرفتم اولین باره ب فامیل مادر بزرگ من تماس میگیرم و بسیار عالی بودم

    حالام گفتم اگر کاراتو کردی و وقت بود ی بیرونم برو ی هوا بخور ی دوتا مغازم برو ی سوالی بپرس

    خواستی ی چیزی بخر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 497 روز

    به نام آنکس که ما انسان ها را کامل ترین تجلی خود قرار داد

    سلام به همگی دوستان گلم و استاد گلم و مریم جانم

    اومدم تا از این چند روز بگم ک واقعا درسته وقتی میری سراغ ی مسئله خداوند هدایتت می‌کنه تا بفهمی

    همیشه برای من سوال بود ک یعنی چی من خدام یعنی اینو نمیتونستم بپذیرم

    چون من یه انسانم

    و این ذهن منو درگیر کرد استرس میداد و..

    ک من خودمو کنترل کردم تا بگردم دنبال جواب

    جوابی ک میشینه در من و حس کردنیه

    از سایت و.. من تحقیق کردم میدونید ولی در مداری نبودم ک متوجه اصل بشم

    تا اینکه گفتم دوباره برم کتاب چهار میثاق رو بخونم

    بچه ها یعنی فوق العاده است یعنی هرکی بخونش و درک کنه زندگیو برده

    و این تجلی خداوند برای من نا مفهوم بود

    همش فکر میکردم تجلی یعنی خدا ب شکل انسان دراومده

    و بازم منطقی نیومد نمیتونستم بپذیرم

    رفتم ریشه تجلی رو درآوردم

    که آقا این تجلی چیه یعنی چی

    که فهمیدم و اومدم بگم بهتون و مطمنم خیلی بهتون کمک می‌کنه ک بفهمیم چقدر ارزشمندیم

    تجلی یعنی نمایان شدن خصلت ها و ویژگی های خداوند در ی موجود

    مثلا گل ویژگی جمیل خدا رو داره

    مثلا روباه ویژگی مکار بودن خدا رو داره

    ولی ما انسان ها کامل ترین و فشرده ترین ورژن از همه ویژگی هاییم یعنی اون روحی ک خدا ب ما داد تمامی این خصلت هارو با خودش داشت

    و همه این خصلت ها ب ما برای رشد کمک می‌کنه یعنی نمیتونم بگم فقط زیبایی

    اصلا نیازه ک دو وجه باشه

    منتها خداوند برعکس اون گل اون روباه

    ب من ویژگی خلق داده دیگه درسته

    و میگه تو میتونی خودت انتخاب کنی ک کدوم از این خصلت ها در تو پر رنگ تر باشن

    و اونو بولد کنی هرچقدر پررنگش کنی از همون بیشتر با شکل های مختلف میبینی

    مثل یه دانشمند ک وقتی ی چیزی کشف می‌کنه یا میسازه تجلی ای اثری از افکارش

    خلاقیتش هنرش توی اون کاره

    ولی خودش ک نیست درواقع ویژگی هاشه

    و اون دانشمند یا اون هنرمند هی کارشو آپدیت می‌کنه هی کامل می‌کنه

    عین ما انسانها

    ک وقتی ب منبع تجلی خودمون وصل بشیم و انتخاب کنیم کدوم تجلی هارو می‌خوایم همونا میاد تو زندگیمون

    من خودم می‌خوام ک تجلی ای از زیبایی باشم از ثروت از عشق از احترام هرچیز خوبی ک خداوند داره و بتونم این خصلت هاشو در خودم پر رنگ کنم و شبیه این مدل خدا بشم

    چون خدا شکل خاصی نداره ک

    هرجور ببینیش ب شکل های مختلف میاد تو زندگیت

    بنظرم این کامل ترین و قشنگ ترین توصیفی بود ک طی تحقیقاتم و هدایت شدنم داشتم و هربار اشکم درمیومد

    بازم توصیه میکنم کتاب چهار میثاق رو از برنامه cast box با گویندگی آقای رییسی گوش بدید

    هیچگونه حاشیه ای ندارد و خیلی چیزا بر ما نمایان میشود

    کتاب برای سرخ دوستان بوده و چقدر این سرخ دوستان افراد معنوی ای هستن واقعا

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 497 روز

    به نام خدا

    سلام به همگی دوستان

    اومدم تا از تجارب امروزم بگم

    امروز رفتم کلاس برای لکنتم و من 90٪درصد پیشرفت داشتم تا الان

    و توی کلاس امروز متوجه شدم ک بشدت بدنم منقبض میشد سفت میشد و من نمی‌تونستم صدا رو درست از حنجره خارج کنم

    بشدت ناراحت شدم و ذهنم رفته بود تو مقایسه ک چرا چند نفر میتونن بگن با اینکه من 90درصدم

    و بغضم گرفته بود

    ولی خب سعی کردم تو ذهنم حلش کنم و شد ی اهرم ک بتونم تمارینم رو بیشتر و با کیفیت تر انجام بدم و یه سری اعمال برای تسلط در جاهای مختلف پیدا کنم

    و نکات مثبت

    من امروز توی کلاسی بودم که همگی افرادش آقا بودن و فقط من مراجعه کننده خانم بودم

    دیدید ک توی کشور ما اینجوریه ک صحبت با جنس مخالف رو بد می‌دونن

    و میگن اگر صحبت کردی یا گرم بودی یا صمیمی برخورد کردی پس منظوری داری

    همین قضیه آدمو می‌بره تو توهم و تصویر سازی غلط

    ک نکنه طرف من از خوشش میاد ک صحبت می‌کنه

    این افکار تو ذهن منم بودم

    ولی با چند نفر از آقایون اونجا صحبت کردم و اجازه ندادم این ذهنیت بخواد جلوی یک گفتگوی دوستانه و لذتبخش رو بگیره

    البته تمرین میخواد و تغییر باور ک توی ذهنت ی چیز عادی باشه این صحبت ها

    و واقعا لذت بردم از صحبت با آقایونی ک اونجا بودن خیلی محترم و مودبانه برخورد میکردن

    و این شروع خوبی بود برای اینکه یاد بگیرم ما انسانیم ما حق اینو داریم با هرکسی ک دوس داریم گفتگو کنیم جدا از جنسیتش

    و اگر اینو حل کنیم میبینیم ک بخاطر تصورات الکی زود هنگام توهم زا روابطو خراب نمی‌کنیم

    یا الکی احساسات درگیر نمیشن

    و توی مترو یکی از اون آقایون رو دیدم و درمورد احساسم تو کلاس و اون استرس و فشار صحبت کردم

    و گفت که هیچ عیبی نداره منو یادته قبلا چقد افتضاح بودم

    ماه بعد بهتر از الانی

    و من هم قانون تکامل یادم اومد و هم اهرم حرکت کردن

    و من دیدم من همین الانش از الان این آقا خیلی بهترم ولی دیدگاه اون خیلی بهتره

    یا حتی توی کلاس آقایون خیلی باحرفاشون سعی میکردن ب من امید بدن یا من دیدم ک حمایتگر بودن واقعا قشنگ گوش میدادن و میگفتن بخاطر ذهنیت هست در ذهن باید درست کنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: