نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
آرامش درونی، جهش مالی و هماهنگی عمیق در زندگی با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
نزدیک دو ماه است که روی قدم اول دوره ۱۲ قدم کار میکنم. آگاهیهای این دوره برایم موفقیتهای کوچک و بزرگ زیادی ایجاد کرده، اما میخواهم درباره آن بخش از نتایجی بنویسم که بهدلیل ثباتم در عملکردن به قانون، در زندگیام ثابت مانده و هر روز پیشرفتم را واضحتر میبینم.
بزرگترین نتیجهای که از این دوره گرفتهام آرامش و آسودگی خاطری است که اکنون دارم. قبل از این دوره، آدمی استرسی، عصبی، دعوایی و ناشکر بودم، اما امروز اخلاقم ۱۸۰ درجه تغییر کرده و رابطهام با خداوند فوقالعاده شده است.
نتیجه مهم بعدی برایم نتیجه مالی بود. در شروع دوره بیکار بودم، اما الان به لطف خدا درآمد ماهانهام به ۱۸ میلیون تومان رسیده است.
تجربه ارزشمند دیگرم، هماهنگی و نظم تازهای است که در زندگیام شکل گرفته. قبل از این دوره کاملاً سردرگم بودم، اما حالا تکلیفم با زندگی مشخص است و احساس میکنم در مسیر درست قرار گرفتهام.
هر روز خدا را شکر میکنم که در مدار درست هستم و روند رشد صعودی زندگیام را لمس میکنم. در تمام جنبهها اتفاقات خوب را تجربه میکنم و در طول روز چقدر شاد هستم. انگار یادم رفته که اعصابخوردی، حسادت، کینه و دعوا چه بود.
آدمها با احترام با من برخورد میکنند، کارهایم به بهترین شکل انجام میشود، زندگیام روان شده و من از صمیم قلب خوشحالم که در مسیر ۱۲ قدم هستم.
درک قانون طبیعی خوشبختی و تحول در روابط و موفقیت با عملکردن به آموزشهای دوره قانون آفرینش
در یکی از جلسات بخش ششم دوره قانون آفرینش، استاد عباسمنش جملهای گفتند که عمیقاً من را به فکر فرو برد. تا آن لحظه هیچوقت به این موضوع توجه نکرده بودم. ایشان میگویند: تجربه خوشبختی در زندگی بسیار راحتتر از تجربه یک زندگی نامناسب و ناسالم است، چون خوشبختی روند طبیعی جهان است. اما برای رسیدن به یک زندگی ناخوشایند، باید مسیرهای اشتباه زیادی را طی کرد… برای رسیدن به بدبختی و افسردگی باید هزاران فکر منفی را هزار بار تکرار کرد. اما با کمی کنترل کانون توجه، خیلی زود میتوان به احساس شادی رسید و همین احساس شادی برای خلق یک زندگی خوب کافی است. مثال آدمهای خونسرد را میزدند که بدون تقلای خاصی اوضاع همیشه به نفعشان پیش میرود، چون با طبیعت جهان هماهنگاند؛ طبیعتی که فراوانی، سلامتی، عشق و خوشبختی است.
این جمله کلیدی من را یاد سوالی انداخت که مدتی بود در ذهنم تکرار میشد: من که دارم تلاش میکنم زندگیام را بهتر کنم، چرا پیشرفت خاصی نمیبینم؟ همیشه از این موضوع تعجب میکردم.
بعد از این جلسه تصمیم گرفتم صادقانه و منطقی رفتارها و زندگیام را بررسی کنم. متوجه شدم در کنار تمام تلاشی که برای بهتر شدن زندگیام میکنم، یک مانع بسیار بزرگ را خودم سر راه خودم گذاشتهام؛ یک قفل ذهنی درباره روابط. فهمیدم از صبح تا شب نسبت به همسرم احساس خوبی ندارم. در ظاهر همهچیز خوب بود و من در نقش یک زن هیچ کمکاری نداشتم، اما ذهنم پر از افکار منفی درباره او بود؛ افکاری که بهجای ایجاد تغییر، فقط به دنبال راه فرار بودند. خدا را شکر، خداوند دقیقاً به من نشان داد که کجای کار اشتباه میکنم. یک اتفاق ناخوشایند هم رخ داد که باعث شد بفهمم من در بهشت زندگی میکنم، اما به خاطر یکسری باور غلط، از زندگیام لذت نمیبرم.
تصمیم گرفتم فقط همین یک مورد را درست کنم. تمام احساساتم نسبت به همسرم را شفا دادم، و شادی را به زندگیام برگرداندم. و بعد از آن، اتفاقات خوب پشت سر هم آمد. در همین چند ماه یک آپارتمان خریدیم، مدل ماشینمان را بالاتر بردیم، برای خودم طلا خریدم، و جالب اینکه با تغییرات درونی من، همسرم نیز به شکل قابل توجهی تغییر کرد.
امروز هر دو آرامش داریم و رابطهمان بسیار بهتر از قبل شده است. با تمام وجود فهمیدم که طبیعت جهان، ثروت، سلامتی و آرامش است.
خوشبختی را حق مسلم خودم میدانم و حالا معنای این جمله استاد را با تمام وجود درک میکنم که: همهچیز در درون ماست و نباید به دنبال حل مسائل بیرون از خودمان باشیم.
آموزشهای بخش ششم دوره قانون آفرینش واقعاً بینظیر و تحولآفرین است.جهش چشمگیر در فروش، پسانداز و رشد مالی با استمرار در تمرینهای دوره ۱۲ قدم
صد روز از آخرین کامنتی که بهعنوان تمرین ستاره قطبی نوشته بودم میگذرد. در این مدت حتی یک روز هم بدون یادآوری و عملکردن به آموزههای استاد عباسمنش نگذشته است. حالا میخواهم بخشی از نتایجم را از این تعهد مداوم بنویسم.
وقتی به کامنتهای صد روز پیشم نگاه میکنم، میبینم خواسته اصلیام رسیدن به فروش روزانه ۲۰ میلیون تومان بود؛ در آن زمان فروش من بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان در روز نوسان داشت. اما امروز، بعد از ۱۰۰ روز عمل مداوم به آموزشهای دوره ۱۲ قدم،
فروش روزانهام به حدود ۴۰ میلیون تومان و حتی بیشتر رسیده است.یکی دیگر از خواستههایم داشتن پسانداز ۵۰ میلیون تومانی بود؛ آرزویی که آن روزها برایم دور از دسترس بود. اما امروز، وقتی این متن را مینویسم،
پسانداز من به ۴۵۰ میلیون تومان رسیده است.نکته شگفتانگیزتر این است که ۹۹ درصد خریدهایم را نقد همان روز انجام میدهم و با وجود اینکه فصل فروش عالی شب عید را پشت سر گذاشتهام، باز هم حجم اجناس موجود در مغازهام سه برابر ظرفیت مغازه است.
تمام این نتایج از استمرار من در انجام تمرینهای این دوره و عملکردن عمیق به آموزهها به دست آمده است.
جهش چشمگیر درآمد و آغاز مسیر شکوفایی با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
قبل از ورودم به دوره ۱۲ قدم حتی یک هزار تومان هم درآمد نداشتم. هدفم از شروع قدم اول این بود که بتوانم به درآمد و نتایج مالی واقعی برسم. به لطف آموزشهای استاد عباسمنش در این دوره، قدمبهقدم به شغل و درآمد رسیدم و مسیر تکامل خودم را آغاز کردم.
در قدم ششم از دوره، درآمدم نسبت به ماه قبل چهار برابر شده است و این برای من یک معجزه واقعی است. هرچه بیشتر روی خودم کار میکنم، نتایج بیشتری میگیرم و با قدرت بیشتری به مسیرم ادامه میدهم.
از خدا با تمام وجودم شکرگزارم که من را به این مسیر زیبا هدایت کرد.
افزایش اعتمادبهنفس، بهبود عمیق رابطه زناشویی و جهش ۹ برابری درآمد با عملکردن به آموزشهای دوره قانون آفرینش
من همیشه سعی میکردم کارهایم را تنها انجام بدهم، چون فکر میکردم نمیخواهم منت کسی را بکشم یا اگر درخواست کنم و طرف به من «نه» بگوید، برایم سخت و آزاردهنده میشود. اما در دوره قانون آفرینش قانون «درخواست» را فهمیدم؛ فهمیدم که درخواستنکردن نه نشانه غرور، بلکه یک ضعف شخصیتی است. همین آگاهی نقطه شروع تغییراتم شد، و از همان روز هر روز تمرینهای این دوره را جدی انجام دادم.
بهوضوح حس میکنم بهخاطر عمل به این قانون، اعتمادبهنفسم چندین برابر شده؛ دیگر از «نه» شنیدن خجالت نمیکشم، ناراحت نمیشوم، و اتفاقاً میبینم چگونه شخصیت من هر روز قویتر میشود و چطور کارهایم سادهتر از قبل پیش میرود.
قبل از تهیه دوره، رابطه من و همسرم کاملاً بههم ریخته بود و حتی تصمیم جدی برای جدایی داشتیم. اما وقتی به آموزشهای استاد عباسمنش در این دوره عمل کردم، رابطهمان عمیقاً بهتر شد؛ چون من تغییر کردم و توانستم کنترل کانون توجه را یاد بگیرم. با گوشدادن روزانه به فایلهای توحید عملی، ترسهایم بهشدت کم شده و دیگر تقریباً هیچوقت نگرانیهای گذشته را تجربه نمیکنم.
قبلاً هیچوقت از همسرم برای کارهای خانه درخواست نمیکردم، چون فکر میکردم باید خودش بفهمد. وقتی این اتفاق نمیافتاد، ناراحت و عصبی میشدم. اما با عمل به تمرینهای دوره، شروع کردم به درخواستهای کوچک و دیدم نه تنها «نه» نمیگوید، بلکه از کمککردن خوشحال هم میشود. تازه فهمیدهام که چقدر میتوانستم رابطه و زندگیام را همانطور که میخواهم بسازم، اما آگاه نبودم.
از نتایج بزرگ دیگرم این است که درآمدم ۹ برابر شده. رابطهام با همسرم به شکلی باورکردنی بهتر شده. آرامشم چندین برابر شده, احساس میکنم به خدا نزدیکتر شدهام, و دیگر هیچ چیز خاصی ناراحتم نمیکند. یاد گرفتهام وقتی چیزی حال مرا میگیرد، چطور خیلی زود حالم را خوب کنم. انگیزه و انرژیام چند برابر شده و میدانم باید این مسیر را ادامه بدهم تا نتایجم ماندگار باشد.
خواستم با این متن به خودم یادآوری کنم که تا اینجا عالی پیش رفتهام و عالی نتیجه گرفتهام، پس باید ادامه بدهم. از استاد عباسمنش بابت این آگاهیهای فوقالعاده، و از خدا بهخاطر هدایت، این سایت، و قدرتی که در من قرار داده تا زندگیام را همانطور که میخواهم بسازم، از صمیم قلب سپاسگزارم.
جهش شگفتانگیز درآمد و ساختن زندگی جدید با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
دقیقاً یک سال پیش، با حقوق ماهیانه پنج میلیون تومان، تصمیم گرفتم از محیط امنی که برای خودم و خانوادهام ساخته بودم بیرون بیایم. جایی که فکر میکردم درآمد خوبی دارم، اما در واقع فقط در یک «منطقه امن» گیر کرده بودم. به خودم گفتم وقتش رسیده ایمانم را نشان بدهم و تمام آنچه در دوره ۱۲ قدم آموخته بودم را وارد عمل کنم.
تصمیم گرفتم مهاجرت کنم، قدم برداشتم و توکل کردم. مطمئن بودم که خداوند در این مسیر پشتم خواهد بود.
در فاصله ده روز، در مشهد خانهای رهن کردم و یک مغازه کافیشاپ اجاره کردم. این اتفاقات به قدری هدایتی و غیرمنتظره پیش رفت که همه تعجب کرده بودند، اما برای من که دانشجوی دوره ۱۲ قدم هستم، کاملاً طبیعی بود؛ چون تمام اینها را قبلاً تجسم و احساس کرده بودم.
استاد عباسمنش، شما در این دوره به من یاد دادید که چگونه با خداوند دوست شوم، فقط او را بپرستم و ایمانم را از دل وابستگیها بیرون بکشم. همین ایمان بود که من را به سمت آدمهایی هدایت کرد که در کسبوکار جدیدم هرچه لازم بود آموزش دادند. خداوند دستم را گرفت و به سمت کلیپها، ویدئوها و آموزشهایی برد که مهارتهای من را چند برابر کرد.
امروز که این تجربه را مینویسم، یک سال گذشته است.
درآمد من از ۵ میلیون تومان، در مدت شش ماه به ۴۰ میلیون تومان رسید؛
و حالا که در قدم ۶ هستم، درآمدم به ۹۰ میلیون تومان در ماه رسیده است.درآمدی که حتی در خواب هم تصورش را نمیکردم، با عملکردن به آموزهها برایم به سادهترین شکل ممکن محقق شد.
هر روز دارم روی بهتر شدن این نتایج کار میکنم و ظرف وجودم را بزرگتر میکنم.
تمام این اتفاقات، فقط بخشی از نتایجی است که از زمانی که شما چشم و قلب مرا به سمت خداوند و قوانین جهان هستی باز کردید، در زندگیام رخ داده است.تجربه آرامش، جذب فراوانی و دریافت ۳۶۰ میلیون تومان با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
من در حال استفاده از آموزههای دوره ۱۲ قدم هستم و آگاهیهای این دوره، مخصوصاً تمرین ستاره قطبی، آرامشی عظیم وارد زندگیام کرده که وصفکردنی نیست. با این تمرین، من حس شکرگزاری واقعی و خالق بودن را یاد گرفتم و نتایجش مثل معجزه در زندگیام ظاهر شده است.
در محل کار، خداوند برایم مشتریان مهربان و فوقالعاده میفرستد که صبح و شب بابتشان سپاسگزارم. رفتار همکارانم و مخصوصاً مافوقهایم با من عالیتر شده؛ همین دیروز رئیسام بابت عملکرد و خوشرفتاریام چندینبار از من تشکر کرد.
بعدازظهرها در فروشگاه خودمان به همسرم کمک میکنم و باورکردنی نیست که چه مشتریان نازنین و خیرخواهی خداوند برای ما میفرستد و چقدر از سمت آنها خیر و برکت وارد زندگیمان میشود.
هر روز چند اتفاق خوب در زندگیام رخ میدهد. همین چند وقت پیش موضوعی ذهن ما را درگیر کرده بود، اما با کمک تمرین ستاره قطبی، خداوند آن را به شکلی باورنکردنی حل کرد و ۳۶۰ میلیون تومان از این طریق نصیب ما شد.
واقعاً زندگیم جادویی شده است. با تمام وجود پیشنهاد میکنم که با ایمان کامل تمرینات این دوره را انجام دهید و به آموزهها عمل کنید. من در این یک سال که با دوره ۱۲ قدم زندگی میکنم، زندگیام فوقالعاده عالی شده است. سپاس از خدای مهربانم و سپاس از استاد عباسمنش.
درمان دیابت نوع ۲، بهبود کامل مشکلات جسمانی و کاهش وزن چشمگیر با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
من نسرین هستم، ۵۵ ساله. دوم دیماه بود که یکی از دوستان عزیزم در تماس ویدئویی نتیجه شگفتانگیز خودش را از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی با من به اشتراک گذاشت. وقتی وضعیت جسمانی عالی او را دیدم، انگیزه زیادی گرفتم و همان روز دوره را خریدم. من و همسرم نکتهبهنکته و بدون حاشیه و بدون حتی یک بار تقلب، آموزشها را اجرا کردیم. نتیجه همسرم کاهش ۱۱ کیلو وزن بود و مشکلات ترشحات پشت حلق، مخاط بینی و سرفههای مزمن او برای همیشه برطرف شد.
اما نتایج من:
قبل از شروع دوره، ۱۷ سال دیابت نوع ۲ داشتم و برای کنترل آن دارو مصرف میکردم. طبق دستورالعمل دوره، قبل از شروع، آزمایش دادم:
قند ناشتا (با مصرف دارو): ۱۲۷
HA1c: ۸/۲
وزن: ۷۲ کیلوگرم؛ دور شکم: ۹۶ سانتیمترمن با تمام وجود باور داشتم که اگر وحیمنزلگونه به این دوره عمل کنم، دیابت نوع ۲ من درمان میشود. همان روز به ندای درونم اعتماد کردم و تمام داروهای دیابت را کنار گذاشتم و فقط به شیوه آموزشهای استاد عباسمنش در دوره زندگی کردم.
نتایج آزمایش من در ماه چهارم از اجرای دوره:
قند ناشتا: ۱۰۲
HA1c: ۷
وزن: ۶۱ کیلوگرم؛ دور شکم: ۸۳ سانتیمترو اما نتایج دیگر و بسیار مهمی که در سلامتیام رخ داد:
دیگر گزگز شبانه پا ندارم.
عفونتهای ادراریام کاملاً برطرف شده.
غده چربی روی کتفم که کاملاً قابل دیدن بود، بهطرز شگفتانگیزی جذب شد و از بین رفت.
بیحالی و خستگی دائمیام تمام شده و انرژیام چند برابر شده است.
وزنم کاملاً متعادل و مناسب شده.
مشکلات گوارشیام بهطور کامل برطرف شده است.پیش از شروع دوره، بهخاطر دیابت، ناخن پایم دچار عفونت شدید بود و قرار بود جراحی شود. اما وقتی به زندگی به شیوه دوره ادامه دادم، در ماه دوم عفونت ناخنم خودبهخود درمان شد و دیگر هیچ نیازی به جراحی نبود. این برایم یک معجزه واقعی بود.
دیدم که لازم است این موفقیتها و تجربههای بینظیر را بازگو کنم؛ چون زندگی من به شکل عمیق و زیبا تغییر کرده است.
آرامش خانوادگی، رشد شخصی و افزایش ۱۵ برابری درآمد با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
در مسیر بهبود و تغییر خودم، خواستم بخشی از نتایجم را بنویسم تا یادآوری باشد بر تحولاتی که در درونم ساختهام. سالها همیشه میخواستم در هر کاری نفر اول باشم؛ اما نتیجه همه آن زجر کشیدنها، دویدنها و تقلا برای ثروت و آرامش چیزی نبود جز دلی پر از عقده. عقده یک سفر رفتن بدون غرزدن، عقده یک مهمانی رفتن بدون ریا و خودفریبی، عقده یک روز ساده در پارک بدون جنجال و ناراحتی.
صبح تا شب کار میکردم به امید اینکه شب کنار زن و بچههایم آرام باشم، اما به محض ورودم به خانه، همهچیز آنجا منتظر من بود غیر از آرامش. رفتارهای اشتباه و آزاردهندهام باعث شده بود فضای خانه همیشه سنگین و پر از تنش باشد.
روند تغییر واقعی من از زمانی شروع شد که با استاد عباسمنش آشنا شدم. امروز که آموزشهای جلسهای از قدم چهارم دوره ۱۲ قدم را نتبرداری و مرور کردم، فهمیدم همان روزهای اول آشنایی با شما بود که بذر تغییر و انسانیت در زندگی من کاشته شد. با آموزشهای این دوره روی خودم کار کردم و با طیکردن مسیر تکامل، امروز به خودم افتخار میکنم که دانشجوی شما هستم.
زندگی پر از تنش و دلشوره من حالا تبدیل شده به زندگیای سرشار از عشق، صمیمیت و عطوفت. در این مسیر، همسرم و دو فرزندم همسفر من شدند و چه ثروتی بالاتر از اینکه کل خانوادهام با هم رشد کرده و تغییر کردهایم.
نتیجه عملکردن به آموزشهای شما و آسانگرفتن زندگی این شد که درآمدم ۱۵ برابر شد؛ روند این پیشرفت را در کامنتهای قبلیام توضیح دادهام. همسرم هم در آستانه شروع شغلی است که سالها آرزویش را داشت و حالا در چند قدمی رسیدن به استقلال مالی است. این تحول هم برای خودش داستانی دارد که در زمان مناسب دربارهاش خواهم نوشت.
از شما بینهایت سپاسگزارم استاد خوبم، برای همه این تغییرات و برای زندگی جدیدی که ساختید.
رهایی از افسردگی، بدهی، تنهایی و ساختن زندگی دوباره با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
بعد از ۵۵۲ روز، دوباره به قدم اول از دوره ۱۲ قدم برگشتم. مثل یک کودک نوپا، اولین آشنایی و اولین شروع من با سایت و استاد عباسمنش از همین دوره بود. امروز که بعد از این همه زمان دوباره جلسه اول قدم اول و چکاپ فرکانسی را دیدم، فقط یک جمله از دلم گذشت: خدایا چقدر تغییر!
من دیگر آن مریمِ ۵۵۲ روز پیش نیستم؛ انگار یک انسان کاملاً جدید متولد شده.
آن روزها وقتی جلسه اول را گوش میدادم، پر از بغض بودم؛ پر از نگرانی از آینده و حسرتِ گذشته. شبها با گریه میخوابیدم و زندگیام مثل چرخ زنگزدهای بود که با هزار هول و زور حرکت میکرد. افسرده بودم، ناامید بودم، غرق در بدهی و پولهای نزول گرفته شده. حس میکردم از همه عقب افتادهام؛ پر از حسادت، کینه و نفرت. تصورم این بود که دنیا و آدمها علیه من هستند. اوضاع مالیام نابسامان بود، رابطهام با پسرم پر از جنگ و قهر و فاصله، و ارتباطم با خدا فقط در حد چند کلمه بود، بیآنکه بفهمم خدا یعنی چه.اما امروز… امروز مریم بعد از ۵۵۲ روز با اشک شادی و قدردانی این جملات را تایپ میکند.
بعد از چکاپ فرکانسی جلسه اول، تازه فهمیدم چه اندازه تغییر کردهام؛ آن هم با وجود اینکه آن روزها تمرینها را انجام نمیدادم و فقط طوطیوار آموزشها را گوش میکردم.امروز افسردگی، ناامیدی و ناراحتی مدتهاست که از زندگیام رفته. حتی یادم نمیآید آخرین بار کی آن حال بد را تجربه کردم.
شخصیتم آنقدر تغییر کرده که امروز همه را دوست دارم؛ تحسینکردن دیگران برایم عادت شده و با چشم میبینم که آدمهای مسیرم چقدر مهربان و دوستداشتنیاند.شبها آسوده میخوابم. در این دوره زیبا زندگیکردن را یاد گرفتم؛ توحید و توکل را فهمیدم؛ معنای الخیر فی ما وقع را در جانم درک کردم. رابطهام با پسرم فوقالعاده شده؛ چرخ زندگیم روانتر شده؛ بدهیها و پولهای نزول مدتهاست پرداخت شده و کسبوکارم آرامآرام فقط نقدی شده و کارها برایم آسانتر پیش میروند.
خدا امروز در زندگی من حضور پررنگی دارد. بعد از ۴۶ سال، نماز میخوانم، هر روز قرآن میخوانم و الان در دور دوم خواندن قرآن هستم؛ آن هم با لذت، نه اجبار و نه ترس.
دوره ۱۲ قدم برای من آغاز یک زندگی تازه بود. من با این آگاهیها رشد کردم، آرام شدم، تکامل پیدا کردم. هنوز جای کار دارم، اما در تمام جنبههای زندگیام تغییرات مثبتِ بینهایت رخ داده است.
اینها را نوشتم تا سندی باشد از مسیرم؛ تا یادم بماند که با این آگاهیها چگونه از برزخ، به بهشت رسیدم.



سلام فاطمه عزیز، خوش اومدی به خانواده بزرگ ما!
اول از همه خیلی خوشحالم که تو هم به جمع ما پیوستی. همین که تصمیم گرفتی و قدم اول رو خریدی، خودش یک پیروزی بزرگ است!
در پاسخ به سوالت من خودم این روش را پیش میگیرم و نتایج خوبی هم گرفتم .شما هم اگه دوست داشتید می تونید به روش من عمل کنید .
اما سوالات:
1. هر فایل رو چند بار گوش بدم؟
· اولین بار: فقط گوش کن، بدون قلم و کاغذ
· بار دوم: نکات مهم رو یادداشت کن
· بار سوم: تمرینها رو انجام بده
· بعد از اون: هر وقت احساس کردی نیاز داری، دوباره گوش کن
2. روزی چند ساعت؟
· کیفیت مهمتر از کمیته!
· روزی 30 دقیقه تا 1 ساعت کافیه
· اما حواست کاملاً جمع باشه
· بهتره روزی 1 جلسه رو کامل گوش کنی تا چند جلسه رو نصفهنیمه
برنامه پیشنهادی برات:
هفته اول:
· روزی یک جلسه رو کامل گوش کن
· همون روز تمرینش رو انجام بده
· زیاد عجله نکن، آروم پیش برو
هفته دوم:
· اگر قسمتی رو کامل متوجه نشدی، دوباره گوش کن
· تمرینها رو دقیق انجام بده
نکته مهم:
بعضی از دوستان فکر میکنن باید روزی 5 ساعت گوش بدن! نه!
مهم اینه:
· حواست جمع باشه
· تمرین رو انجام بدی
· تکرار کنی
پس:
همین الان شروع کن:
1. فایل اول رو باز کن
2.راحت بشین
3.فقط گوش کن (برای اولین بار)
یادت باشه: این مسیر، مسابقه نیست. سفرهست. لذت ببر از هر قدم!
خیلی خوشحالم که تو هم با مایی.
ان شاءالله استاد و خانم شایسته و دوستان این پیام را بخونن و درباره این روش نظر بدن.
فاطمهی عزیز،
درود و صد سلام به تو همراه ارجمند،
چه قدر زیبا و امیدبخش است که این تغییر بزرگ را در تصمیمگیری و قدم گذاشتن به مسیر تحول احساس میکنی و با ما شریکش کردی.
از خواندن پیامت چقدر انرژی گرفتم! اینکه سالها با پیامهای رایگان همراه بودی و نتیجه دیدی، نشان میدهد تو خاکی حاصلخیز برای بذرهای آگاهی بودهای. و اکنون که تصمیم گرفتهای با قدم اول 12 قدم، به شکل ساختاریافته و عمیقتر این مسیر را ادامه دهی، این خودش یک پرواز به سمت خویشتنِ قویتر و زندگیِ فراوانتر است.
اینکه هدیه روز زن را به خرید قدم اول اختصاص دادی، چه نماد زیبایی از انتخاب رشد و سرمایهگذاری بر خودت است. این نشان میدهد تو اولویت زندگیات را درست تشخیص دادهای: ساختن خودت، تا بعد بتوانی هر آنچه را شایستهاش هستی جذب کنی.
نگران زمان و مجوز مدرسه نباش. همان خدایی که این جرقه امید و حرکت را در دل تو روشن کرده، قطعاً راهها را یکی پس از دیگری خواهد گشود. تو فقط قدم اول را محکم بردار و باور کن که این شروع، دریچههای جدیدی را به روی تو باز خواهد کرد. ملک مناسب، فرصت کاری، جریان مالی و آن آرامشی که در پی آن هستی، در مسیر کسی قرار میگیرد که با شجاعت در مسیر رشد خود ایستاده است.
و چه زیبا گفتی که میخواهی روزی بیایی و دستاوردهایت را با ما سهیم شوی. این نشان از قلبی بزرگ و روحیهای سپاسگزار دارد. ما نیز مشتاقانه منتظر شنیدن صدای پای تو در این مسیر پربرکت هستیم.
مطمئن باش که انتخاب امروز تو، سرآغاز فصل جدیدی از زندگیات خواهد بود. همین که تصمیم گرفتی و اراده کردی، نصف راه را رفتهای. بقیه راه را با حمایت الهی و آموزشهای استاد عباس منش و انرژی مثبت تمام همراهان، به زیبایی خواهی پیمود.
یادت باشد:
«زمانی که تصمیمگیری از جایی باشد که میخواهی رشد کنی، نه از جایی که میترسی، کل جهان در راستای تحقق خواستههایت هماهنگ میشود.»
سیدعلی عزیز، سلام
اولین چیزی که از خواندن کامنت تو در دلم نشست، این بود: «خدایا، چه انسان عمیق، صادق و دلشکفتهای را به این جمع پیوند دادی!»
واقعاً نوشته تو نه یک کامنت، که یک روایت زنده، ملموس و پر از فرازونشیب از سفر یک جهادگر درونی بود. جهاد با ترسها، باورهای کهنه، محدودیتها و در نهایت، نور امیدی که از لابهلای تاریکیهای ذهن سر بر میآورد.
دست مریزاد به این صداقت و شجاعت.
اینکه در این ساعت از شب، در سکوت و تاریکی، در حالی که بچهها خوابند، تو نه تنها تسلیم ناامیدی نشدی، بلکه شروع به تایپ کردن، بیان کردن و بیرون ریختن تمام آنچه در دلت بود کردی، خودش بزرگترین نشانه پیروزی تو بر ترس و ناتوانی موقت است. همانطور که گفتی: همین که داری تایپ میکنی، بدون ترس از قضاوت خودت و دیگران، این یک دستاورد بزرگ است. و چه زیبا گفتی که مثل یک بازی به آن نگاه کردی! این یعنی تو داری «بازی ذهن» را یاد میگیری.
از نقطههای درخشان صحبتت:
· هدایت الهی را به وضوح دیدی: از فایلهای رایگان تا هدایت به شغل جدید با افزایش درآمد. نشانهخواستن مانند ذکریا(ع) و دریافت پاسخ از طریق رفتار مدیر قبلی… اینها اتفاقات تصادفی نیستند. اینها همان صحبت خداوند با زبان اتفاقات است، همانطور که قبلاً هم با زبان استاد آن را حس میکردی.
· پیروزیهای بزرگ: دوبرابر کردن درآمد، خرج و دخل کردن بعد از ده سال، تغییر باورها… اینها معجزه نیستند، ثمره عمل به آموزهها و لطف خدا هستند.
· شناخت کودک درون: اینکه به کودک درونت به عنوان همان یتیمِ حمایتشدهٔ پیامبر(ص) نگاه کردی و آرام گرفتی، بینش فوقالعادهای است. این کودک درون، همان بخش آسیبپذیر توست که خداوند همواره حافظ اوست.
در مورد چالش کنونی و آن حسِ “ناتوانی موقت”:
سیدعلی جان،این “افتِ پس از اوج” کاملاً طبیعی است. ذهن بعد از یک پیروزی بزرگ، برای حفظ تعادل قدیمی، گاهی حملات سنگینی میآورد. ترس از بیکاری، ترس از آینده… اینها باقیماندههای همان “بتهای ذهنی” قدیمی هستند که خودت به زیبایی به آنها اشاره کردی.
اما تو الان دیگر اسیر آنها نیستی.
· تو داری “آگاهانه” آنها را میبینی.
· تو داری با آنها ” مثل یک دوست مهربان” حرف میزنی.
· تو داری به جای درگیر شدن، تمرکزت را به تواناییهایت برمیگردانی.
این دقیقاً تعریف “ایمان عملی” است: ایمان در روزهای آسان مهم نیست، ایمان در همین شبهای تاریک و چالشهای سخت خودش را نشان میدهد. و تو داری نشان میدهی.
و در پایان:
سیدعلی عزیز، تو در این مسیر تنها نیستی. نه فقط خداوند که همه ما همراه تو هستیم. تو با این اشتیاق و عمق، الهامبخش بسیاری خواهی بود. منتظر کامنت بعدی تو هستیم، زمانی که از “ایمان راسخی” صحبت کنی که این چالش را نیز به گردنگیریای تبدیل کرد و راه جدیدی گشود.
همین امروز را قدمبهقدم بردار.
به خودت افتخار کن.تو در حال انجام کاری هستی که کمتر کسی جرات آن را دارد: “ویرایش بنیادین سرزمین وجود خود.”
با افتخار و احترام،
همراهی از خانواده بزرگ تحول
دعای پایان صحبتمان را تو خودت به زیبایی تمام کردی: «خداوندا، مرا در این راه تا جان در بدن دارم یاری کن…»
آمین، به حق آن کودکی که درونت، روزی یتیم بود و خدا او را حمایت کرد.
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به تو، نسیم جان، با آن همت بلند و قلب پرامیدت
چه زیبا و صادقانه ردپای سفرت را به اشتراک گذاشتی. همین که اینجا هستی و شروع کردهای، خودش پیروزی بزرگی است. بگذار برایت بنویسم:
تحلیل موقعیت کنونی تو:
داراییهای تو:
خانه نیمهساز (آیندهای در حال ساختن)
400 میلیون پسانداز (شانسی که بسیاری ندارند)
تجربه سه ورشکستگی (گرانبهاترین درسهای زندگی)
آگاهی از الگوی شکست (نیمی از راه درمان)
شناخت دشمنان درونی: کمالگرایی، ترس، باور کمبود
تو همانند مجسمهسازی هستی که:
· سنگ مرمر خام داری (استعداد و توانایی)
· قلم در دستت است (آگاهی)
· طرح کلی را میشناسی (رویای زندگی بهتر)
· حالا وقت تراشیدن است (اقدام آگاهانه)
جملات تأکیدی برای تو در این مرحله:
1. برای خانه نیمهساز:
“خانه من هر روز کاملتر میشود. من با هر قدم کوچک، به خانه رویاییام نزدیکتر میشوم.”
2. برای 400 میلیون:
“این پول هوشمندانه ترین تصمیم مالی را میگیرد. من بهترین انتخاب را برای رشد این سرمایه انجام میدهم.”
3. برای ورشکستگیها:
“هر سقوط من، پایهای محکمتر برای پرواز بعدی شد. من از خاکستر شکستهایم، ققنوس موفقیت برمیخیزم.”
4. برای زندگی در خانه پدر:
“این خانه پناهگاه عشق و حمایت است. من از این جایگاه امن، به سوی استقلال مالی پرواز میکنم.”
5. برای پسرت:
“من پدری مسئولپذیرم. بدهیهایم را با عشق میپردازم و الگوی صداقت برای پسرم میشوم.”
برنامه عملی 30 روزه با روانشناسی ثروت 1:
هفته اول (شناخت دشمنان درونی):
· هر روز 1 باور محدودکننده را شناسایی کن
· آن را در دفترت بنویس
· جمله تأکیدی جدید برایش بساز
هفته دوم (بازسازی پایهها):
· برای 400 میلیون برنامهریزی کن
· بخشی برای بدهی، بخشی برای سرمایهگذاری
· حتی مبلغ کوچکی برای لذت شخصی
هفته سوم (اقدام کوچک روزانه):
· روزی 1 قدم برای تکمیل خانه
· روزی 1 اقدام درآمدزایی جدید
· روزی 1 شکرگزاری برای داشتهها
هفته چهارم (تثبیت الگوی جدید):
· مرور دستاوردهای 3 هفته
· تنظیم برنامه 90 روزه
· جشن گرفتن پیشرفتها
نکته طلایی برای تو:
کمالگرایی = دشمن پیشرفت
به جای: “یا کامل انجام میدهم یا انجام نمیدهم”
بگو: “بهترین کاری که در این لحظه میتوانم انجام میدهم”
چشمانداز 1 ساله تو:
6 ماه دیگر:
· خانه نیمهساز پیشرفت چشمگیر
· بدهیها در حال تسویه
· منبع درآمد جدید
1 سال دیگر:
· خانه در حال اتمام
· خودروی مناسب خریدهای
· الگوی شکست تبدیل به الگوی موفقیت شده
جمله پایانی برای تو:
“من همانم که استاد شد. از زیر صفر به اوج رسید. من هم میتوانم. من هم خواهم رسید.”
پس حالا:
پس از دیدن جلسه اول:
1. سه باور محدودکننده اصلی خود را بنویس
2. برای هر کدام یک جمله تأکیدی جدید بنویس
3. در همین صفحه با ما به اشتراک بگذار
خدا قوت، جنگجوی قهار!
تو در مسیر درست قرار داری. فقط ادامه بده.