نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -مرضیه صالحی

    رونق کسب‌وکار، جهش مالی و مهاجرت آسان با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    استاد، شما در یکی از جلسات گفتید نتایج‌تان را بنویسید تا هم ایمان خودتان به قانون قوی‌تر شود و هم ایمان دیگران. من هم آمده‌ام تا بخشی از نتایجم را بنویسم. حدود پنج سال پیش دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم و به خاطر کار کردن روی آموزه‌های این دوره، بعد از هفت ماه کسب‌وکار خودم را در کابل افغانستان شروع کردم. دو ماه از شروع کارم گذشته بود که پاندمی آغاز شد و همه مغازه‌ها از جمله مغازه من بسته شد.

    اوایل نجواهای ذهنی‌ام زیاد بود که می‌گفت: «ورشکست می‌شی.» اما من با ایمان و تمرکز روی آموزه‌های دوره، مخصوصاً بخش مربوط به عدم تأثیر عوامل بیرونی بر موفقیت مالی، ادامه دادم. در افغانستان خرید آنلاین تقریباً ناشناخته بود؛ مردم نه دانشش را داشتند و نه اعتماد می‌کردند. شرکت پستی وجود نداشت و شرکت‌های خصوصی هم هزینه‌های دلیوری بالایی می‌گرفتند که برای شروع کار من امکان‌پذیر نبود.

    در همین شرایط و هنگام کار کردن با آگاهی‌های دوره روانشناسی ثروت ۱، قلبم به من الهام کرد کسب‌وکارم را آنلاین کنم. ایده‌ای به ذهنم رسید: «پدرت دوچرخه دارد؛ هزینه محصول را کمی بالاتر ببر و اعلام کن این مبلغ هزینه دلیوری است؛ بعد همان مبلغ را به‌عنوان دستمزد دلیوری به پدرت بده.» ایده را با پدرم مطرح کردم. او باور نداشت که مردم در دوران پاندمی خرید کنند، مخصوصاً آنلاین؛ اما من ایمانم را به هدایت الهی حفظ کردم و ایده را اجرا کردم.

    استاد، خدا شاهده به شکلی کارم رونق گرفت که خودم هم باورم نمی‌شد. سفارش‌ها یکی پس از دیگری می‌آمد. این کار نه‌تنها درآمد من را چند برابر کرد، بلکه برای پدرم هم درآمدی بسیار عالی ایجاد کرد تا حدی که دیگر لازم نبود کارگری کند. درآمد پدرم چند برابر شد و درآمد من هم به جایی رسید که از صفر درآمد قبل از دوره، به روزی ۴۰۰ تا ۵۰۰ دلار رسیدم. بالاترین درآمد روزانه‌ام در آن زمان حدود ۱۱۰۰ دلار بود و این روند صعودی ادامه داشت.

    تا اینکه در سال ۲۰۲۱ دولت افغانستان سقوط کرد. بیشتر کسب‌وکارها تعطیل شدند چون مردم فقط به فکر فرار بودند. نجواهای ذهن من دوباره شروع شد، اما این‌بار چون تجربه داشتم، ایمانم قوی‌تر شده بود. با تمرکز بر آموزش‌های دوره، برای کنترل ذهنم «جهاد اکبر» راه انداختم. در همین زمان الهام شدم که نوع محصولاتم را تغییر بدهم و زیورآلات و لباس‌های سنتی بفروشم.

    به هدایت گوش دادم و ایده را اجرا کردم. نتیجه؟
    فروشم فوراً جهش پیدا کرد.
    چون مردم هنگام مهاجرت، برای بردن یادگاری افغانستان، از مغازه من خرید می‌کردند. چند ماه آخر، با اینکه کسب‌وکارها یکی پس از دیگری بسته می‌شدند، بالاترین فروش تاریخ کارم را تجربه کردم. این‌ها به لطف باورهایی بود که از دوره روانشناسی ثروت ۱ و بعدها از آگاهی‌های روانشناسی ثروت ۲ در من شکل گرفته بود؛ اینکه اگر باور نداشته باشی شرایط بیرونی تعیین‌کننده است، خداوند تو را به ایده‌ها، مسیرها و فرصت‌هایی هدایت می‌کند که در هر شرایطی پول می‌سازی.

    کنترل ذهنم و بی‌توجهی به ناخواسته‌ها در آن دوران باعث شد چند ماه بعد، به لطف خداوند، به‌طور بسیار راحت واقعاً بسیار راحت از افغانستان خارج شوم و به کانادا مهاجرت کنم.

    الان دو سال است در کانادا زندگی می‌کنم و در حال شروع کسب‌وکار جدیدم هستم.
    از صمیم قلب سپاسگزارم از استاد عباس‌منش برای آموزه‌های بی‌نظیر دوره روانشناسی ثروت ۱ که مسیر زندگی من را برای همیشه تغییر داد.

  • -محمد حسین گنجی

    تجربه بارداری دوقلویی پس از ۱۱ سال ناامیدی با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش و استفاده از آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم

    من یازده سال بود ازدواج کرده بودم و بزرگ‌ترین مشکل زندگی‌ام این بود که بچه‌دار نمی‌شدیم. سال‌ها دوا و دکتر مشکلمان را حل نکرد. حتی چندین بار IVF ناموفق داشتم و کاملاً ناامید شده بودم.

    نوروز ۱۴۰۰ بود که پسر دایی‌ام را دیدم؛ کسی که سال‌ها کم‌شنوایی داشت و با وجود مراجعه‌های متعدد به پزشکان، مشکلش حل نشده بود. وقتی از او حالش را پرسیدم، گفت: «گوشم خوب شده». با تعجب پرسیدم چطور؟ گفت: «از آموزش‌های استاد عباس‌منش استفاده کردم و به آن‌ها عمل کردم؛ کم‌شنوایی‌ام برطرف شد.»

    این موضوع را با همسرم در میان گذاشتم. همسرم گفت: «ما همه راه‌ها را برای بچه‌دار شدن امتحان کرده‌ایم؛ این راه را هم امتحان می‌کنیم.» و همین شد شروع آشنایی من با آموزش‌های استاد عباس‌منش.

    من زندگی به شیوه آموزش‌های استاد عباس‌منش را آغاز کردم. همه دعاها، طلسم‌ها، نوشته‌ها و چیزهایی را که دعانویس‌ها داده بودند و سال‌ها به در و دیوار خانه آویخته بودم تا گویا «جادوی بچه‌دار نشدنم» باطل شود، همه را دور ریختم. باور کردم که هیچ قدرت و اراده‌ای بالاتر از اراده خداوند وجود ندارد و همان‌طور که استاد عباس‌منش همیشه می‌گویند: «تنها یک قدرت در جهان وجود دارد؛ قدرتی که جهان را خلق می‌کند و هدایت می‌کند.»

    سال‌ها فکر می‌کردم «حتماً گناهی کرده‌ام که خدا به من بچه نمی‌دهد». با کمک آموزش‌های استاد عباس‌منش توانستم این احساس گناه را در خودم خاموش کنم. شروع کردم به تغییر باورهای محدودکننده و خرافی‌ای که سال‌ها در ذهنم ریشه کرده بود. سعی کردم با منطق و آگاهی، باورهای قدرتمندکننده را جایگزین باورهای قبلی کنم.

    شروع کردم به سپاسگزاری بابت آنچه داشتم. دیگر به اینکه «چرا من بچه ندارم و بقیه دارند» فکر نکردم. همسرم هم با جدیت روی خودش کار کرد. ذهنیت ما آن‌قدر تغییر کرد که وقتی می‌دیدم برخی مشکلاتشان را گردن چشم‌زخم می‌اندازند، فقط لبخند می‌زدم و به خودم می‌گفتم: «قدرتی بالاتر از قدرت خدا نیست.» همین تغییر ذهنیت عمیق، مسیر زندگی‌مان را عوض کرد.

    و امروز… بعد از حدود سه سال، در شرایطی این کامنت را می‌نویسم که فرزندان دوقلوی من نزدیک به دو ساله هستند. خداوند به من فرزند داد، من را عزیز کرد، و آن‌قدر مسیر زندگی‌ام بهتر شد که حتی خانه دومی هم ساختم و اکنون صاحب دو خانه هستم.

    تمام این‌ها نتیجه تغییر باورها، عمل به آگاهی‌ها، سپاسگزاری و توکل واقعی است. این مسیر، زندگی من را از ناامیدی مطلق، به معجزات واقعی رساند.

  • -سیده مینا سیدپور

    تحول عمیق در سلامت، ثروت، روابط و معنویت با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    من ۴۰ سال سن دارم و نزدیک سه سال است که با آموزش‌های استاد عباس‌منش همراه هستم. می‌خواهم از نتایج و تغییراتی بنویسم که فقط در یک سال و با عمل به آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم به دست آورده‌ام.

    قبل از آشنایی با آموزه‌های استاد عباس‌منش، زندگی‌ام در وضعیت کاملاً نامناسبی بود. از همسرم جدا شده بودم و پکیج زندگی‌ام شامل اعصاب داغون، مصرف مداوم قرص و دارو، قطع ارتباط با خانواده و اقوام، دوری از جامعه، بی‌پولی، نبود حمایت عاطفی و مالی، احساس خودسرزنشی شدید، احساس گناه، ترس‌های بی‌پایان و ناامیدی ۱۰۰٪ از خداوند بود. تا جایی که واقعاً به خودکشی فکر می‌کردم.

    به لطف خداوند، با استاد عباس‌منش آشنا شدم و با پیگیری آموزش‌های ایشان، زندگی‌ام کم‌کم از آن وضعیت آشفته فاصله گرفت و به سمت تعادل رفت. سپس با ورود به دوره ۱۲ قدم، کمتر از یک سال طول کشید تا شرایط زندگی‌ام در تمام ابعاد عالی و غیرقابل‌باور شود. آن‌قدر از این دوره نتیجه گرفتم که آنچه در این متن می‌نویسم، فقط بخش کوچکی از تغییرات من است:

    در حوزه سلامتی، از فردی که مدام درگیر دارو، مسکن، درد، بیماری، آزمایش و سونوگرافی و مراجعه‌های متعدد به پزشک بودم، امروز به لطف خداوند فردی هستم با بدن سالم، انرژی بالا و تناسب اندام بسیار خوب.

    هر وقت از آگاهی‌های سایت و کار کردن روی خودم دور می‌شدم یا تمرین ستاره قطبی را انجام نمی‌دادم، سردرد و انرژی منفی برمی‌گشت. اما حالا دلیلش را می‌دانم و آگاهانه مراقب کانون توجه خودم هستم تا در مسیر بمانم.

    در حوزه مالی، درآمدم حدود ۵۰ برابر شده است؛ از یک میلیون تومان در ماه، رسیده‌ام به ۴۰ تا ۶۰ میلیون تومان در ماه.
    خانه ۶۲ متری ۹۰۰ میلیونی من در رشت، تبدیل شده به خانه ۹۱ متری دو میلیارد تومانی.
    از بیکاری و خیره شدن به دیوار و فکر کردن به تمام چیزهایی که از دست داده بودم، به جایی رسیدم که کسب‌وکار شخصی و موردعلاقه‌ام را دارم. آزادی زمانی دارم و ساعت کارم دست خودم است.

    در رابطه با خودم، به صلح درونی رسیده‌ام؛ آن‌هم منی که قبلاً از درون ویران بودم و حتی نمی‌توانستم با خودم مهربان باشم.
    در روابط اجتماعی، بعد از سال‌ها، دوباره ارتباط خانوادگی و اجتماعی سالم و آرام دارم و با جهان اطرافم در صلح هستم.

    در معنویت و ارتباط با خداوند، از آدمی که کارش گریه، آه، ناله، نفرین و گله‌مندی بود، تبدیل شدم به انسانی که یاد خدا اشک شوقش را جاری می‌کند. وقتی با خدا حرف می‌زنم و به این نیروی هدایتگر فکر می‌کنم، قلبم باز می‌شود و چهره‌ام نورانی می‌شود؛ طوری که دیگران نیز این تغییر و حس زیبای درونی‌ام را متوجه می‌شوند.

    استاد عزیز، این‌ها بخشی از نتایج من است که برای خودم هم یادآوری باشد که ناسپاس نشوم. این تغییرات مربوط به همان دختری است که می‌گفت «من دیگر نمی‌توانم، بلد نیستم این زندگی لعنتی را درست کنم» و واقعاً به خودکشی فکر می‌کرد. اما خداوند با وجود آن‌همه جهل و شرک، من را هدایت کرد تا دوباره زندگی‌ام را بسازم و روی پا بایستم.

    تغییر زندگی من از تغییر باورها شروع شد؛ باورهایی که آموزه‌های شما، به‌ویژه در دوره ۱۲ قدم به من یاد داد و اجرای آن آگاهی‌ها باعث شد شخصیت من تغییر کند. نتیجه این تغییر شخصیت، آوردن خیر دنیا و آخرت برای من بود. هر دقیقه از هر جلسه این دوره، پر است از آگاهی‌های زندگی‌ساز و باورهای قدرتمندکننده و سازنده‌ای که می‌شود درباره هر دقیقه‌اش چندین صفحه نوشت.

    من فکر می‌کنم فقط به اندازه یک سر سوزن به آگاهی‌های این دوره عمل کرده‌ام و با همین مقدار، این‌همه تغییر در زندگی‌ام رخ داده. استاد، من فقط به حرف‌های شما، آگاهی‌های شما، مسیر شما و ایمان شما ایمان آوردم. وقتی دیدم خداوند دستم را گرفته، آگاهانه تصمیم گرفتم دست خداوند را رها نکنم و در مسیر این آگاهی‌ها باقی بمانم. چون فهمیدم خداوند همیشه با من بوده، این من بودم که دست هدایتگر او را پس می‌زدم.

  • -مریم جوان

    تحول کامل مالی، سلامتی، آرامش و روابط با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    عضویت من در این سایت با خرید قدم اول از دوره ۱۲ قدم شروع شد؛ هدایتی آشکار از سوی خداوند. امروز ۱۸ اسفند ۱۴۰۲ است و حدود دو سال و سه ماه است که در این مسیر زیبا هستم و می‌توانم با یقین بگویم در هیچ زمینه‌ای شباهتی به آدم روز اول ندارم.

    در ابتدا فقط برای افزایش درآمد وارد این مسیر شدم، اما با عمل به آموزه‌ها، تمام جنبه‌های زندگی‌ام رشد کرد. بدهی‌هایم پرداخت شد. پول‌های نزولی که گرفته بودم صفر شد. چک‌هایم خیلی راحت و سریع پاس شدند و کلاً از چک کشیدن دست برداشتم. سلامتی به جسمم بازگشت. آرامش به ذهنم برگشت. خریدها برایم آسان شد چه خریدهای زندگی و چه خریدهای مربوط به کسب‌وکار. قدرت خریدم آن‌قدر بالا رفت که به سمت خریدهای نقدی رفتم و حقوق پرسنل را در اولین روز ماه به‌راحتی پرداخت می‌کنم.

    آن‌قدر دستاوردها زیاد است که نمی‌دانم از کجا شروع کنم. فقط می‌دانم زندگی من مریم حتی به اندازه سر سوزنی شبیه یک سال قبل در همین تاریخ نیست؛ چه برسد به روز ورودم به سایت.

    در سال ۱۴۰۲ که خیلی‌ها از رکود و اوضاع بد اقتصادی می‌نالیدند، برای من یکی از پربارترین سال‌های عمرم بود. فروشم عالی بود. هیچ نگرانی بابت هزینه‌های زندگی نداشتم. در تمام این مدت، تمام هزینه‌های تحصیل و زندگی پسرم در پلی‌تکنیک ایتالیا را بدون هیچ فشاری پرداخت کردم بدون بورسیه، کاملاً با هزینه‌های شخصی خودم. برای سال جدید توانستم مقدار زیادی کالا برای انبار کسب‌وکارم بخرم و هزاران نعمت دیگر وارد زندگی‌ام شد.

    در رابطه با خدا، رابطه‌ای شیرین، زنده و نزدیک بین من و خدای مهربانم شکل گرفته است. خدایی که قبلاً فکر می‌کردم باید در آسمان‌ها دنبالش بگردم، دیدم همیشه کنارم بوده؛ در هر لحظه قابل‌اتکا و قابل‌حس. این حس امنیت، وصف‌ناپذیر است.

    خیلی راحت و بدون هیچ دردسری ویزا برای اروپا گرفتم و هفته آینده ان‌شاءالله عازم سفر هستم؛ یک ماه کامل همراه پسرم. کل این پروسه، از اقدام تا گرفتن ویزا و خرید بلیت، فقط ۲۰ روز طول کشید. همان چیزی که استاد عباس‌منش در دوره ۱۲ قدم وعده داده بودند: «اگر سمت خودت را انجام دهی، خداوند کارهایت را انجام می‌دهد.» من نتوانستم کاملاً بندگی کنم، اما خدای مهربان من سمت خودش را به زیباترین شکل انجام داده و دارد انجام می‌دهد.

    آرامشی که امروز تجربه می‌کنم، بی‌نهایت ارزشمند است. هر روز احساس بهتر، هر روز روان‌تر شدن چرخ زندگی، هر روز آسوده‌تر شدن مسیر… و با جرأت می‌گویم:
    من خوشبخت‌ترین زن و مادر دنیا هستم.

    به نظرم اسم دوره ۱۲ قدم را باید گذاشت:
    «دوره ساخت‌وساز مجدد» یا «دوره ریست‌شدن و بازگشت به تنظیمات کارخانه خوشبختی».
    در این دوره، درست مثل یک ساختمان قدیمی که تخریب می‌شود و از نو روی اساسی محکم و زیبا ساخته می‌شود، من از نو ساخته شدم.

    باور دارم هر کسی که بخواهد زندگی‌اش را از ریشه و اساس تغییر دهد، دوره ۱۲ قدم پیش‌نیاز این نوع تغییر است.

    خدایا سپاسگزارم که من را به مسیر کسانی هدایت کردی که به آن‌ها نعمت دادی.

  • -میلاد خزائی

    رهایی از بدهی، دستیابی به اندام دلخواه و آرامش عمیق با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    من یک سال پیش، با کلی بدهی و مسئله، به صورت جدی شروع کردم به کار کردن روی آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم و در این مدت نتایج بزرگی گرفتم که می‌خواهم بخشی از آن‌ها را بنویسم.

    از نظر سلامتی، خدا را شکر به اندام دلخواهم رسیده‌ام. بدنم هر روز عضلانی‌تر، سالم‌تر و جوان‌تر می‌شود و احساس فوق‌العاده‌ای نسبت به خودم دارم. این سطح از انرژی و سرزندگی را هیچ‌وقت در زندگی‌ام تجربه نکرده بودم.

    از نظر مالی، به لطف خدا تمام بدهی‌هایم را پرداخت کرده‌ام و حالا در شغل مورد علاقه‌ام یک درآمد خوب و رو به رشد دارم؛ درآمدی که به من استقلال مالی، آرامش و قدرت تصمیم‌گیری داده است.

    از نظر هدایت الهی و اعتماد به خدا، احساس می‌کنم از ۵۰- به ۵۰+ رسیده‌ام. آرامشم هر روز بیشتر می‌شود، زندگیم هدفمند شده و احساس می‌کنم خداوند در هر قدم کنارم است و هدایت می‌کند.

    من گذشته سختی داشتم. واقعاً نمی‌دانم اگر لطف خدا و هدایتش به سمت آموزش‌های استاد عباس‌منش نبود، الان کجا بودم و چقدر باید زجر و سختی می‌کشیدم.

    استاد عباس‌منش، از صمیم قلب سپاسگزارم که خدای واقعی را به ما شناساندید و قوانینش را به زیبایی به ما یاد دادید.

  • -عباسی

    تحول عمیق درونی، بازگشت شادی و رشد دوباره نتایج با عمل به آموزه‌های دوره احساس لیاقت و دیگر آموزش‌های استاد عباس‌منش

    دوست داشتم تجربیات و اتفاقات درونی این چند سالی را که با آموزه‌های استاد عباس‌منش کار کرده‌ام با شما به اشتراک بگذارم. از نظر نتایج زندگی، در این سال‌ها به بخش بزرگی از خواسته‌هایم رسیده‌ام؛ آن‌قدر که خودم هم باورم نمی‌شد چنین حجم گسترده‌ای از تغییر و خلق اتفاق‌های خوب را در زندگی‌ام تجربه کنم. در مسیر رشد مالی و کاری، به سطحی رسیدم که درآمد و جایگاه شغلی‌ام تا صد برابر ارتقا پیدا کرد و این برای من یک «بیگ‌بنگ» واقعی بود؛ جهشی که به لطف خداوند، بسیاری از آرزوهایم را محقق کرد.

    اما با وجود این نتایج، همیشه یک سؤال در ذهنم بود:
    «چرا با این‌همه دستاورد، حالم خوب نشد؟ چرا شادی‌ام کم شد؟ چرا وقتی به درآمد و زندگی رؤیایی رسیدم، روحیه‌ام افت کرد؟»

    تا اینکه به لطف خداوند هدایت شدم به حقیقتی که مدت‌ها دنبال آن بودم:
    «پسر، تو داری از کمبود احساس لیاقت ضربه می‌خوری. باید روی احساس لیاقتت کار کنی. تو خودت را فراموش کرده‌ای…»

    در همین دوران، اتفاقاتی در زندگی‌ام می‌افتاد که نشان می‌داد نتایجی که با سختی ساخته بودم در حال فروکش کردن‌اند؛ انگار بدون احساس لیاقت، آن‌همه موفقیت مالی و کاری برایم سنگین بود و من کم‌کم داشتم دوباره به «خودِ فقیر گذشته» برمی‌گشتم. و طبق قانون، وقتی برای نعمت‌هایت احساس لیاقت نداشته باشی، آن نعمت‌ها از تو گرفته می‌شود.

    اما دوباره به لطف خدا و هدایتش و با کمک آموزه‌های استاد عباس‌منش، برگشتم به مسیر درست و شروع کردم روی باورهایم کار کردن. و درست در همین زمان بود که دوره بی‌نظیر احساس لیاقت ارائه شد؛ دوره‌ای که الان با هر جمله‌اش زندگی می‌کنم. هر لحظه که با آگاهی‌های این دوره جلو می‌روم و خودم را بیشتر می‌شناسم، مسیرهای تازه، شهودهای عمیق و آگاهی‌های جدیدی در قدم‌به‌قدم این مسیر دریافت می‌کنم.

    حالم کم‌کم خوب شد. وجودم آرام شد. و هم‌زمان، نتایج و اتفاق‌های خوب دوباره شروع به رشد کردند؛ اما این بار با جنس و کیفیتی کاملاً متفاوت، عمیق‌تر و ماندگارتر.

    امروز می‌فهمم که تمام آن دستاوردها بدون احساس لیاقت، مثل ساختمانی روی خاک سست بودند؛ اما اکنون دارم از اساس خودم را می‌سازم. از شما سپاسگزارم استاد عزیز، که این آگاهی‌های نجات‌بخش را در اختیار ما می‌گذارید و مسیر زندگی‌مان را نورانی می‌کنید.

  • -Ehsan Moqadam

    تحول عمیق باورها، آرامش، و جهش مالی با الهام از آگاهی‌های دوره احساس لیاقت، دوره روانشناسی ثروت ۳، و دوره کشف قوانین زندگی

    این کامنت را زمانی می‌نویسم که محو آگاهی‌های جلسات ابتدایی دوره احساس لیاقت و دوره روانشناسی ثروت ۳ هستم و یک «جهاد اکبر» راه انداخته‌ام تا تغییرات بزرگ و اساسی در تمام جنبه‌های زندگی‌ام ایجاد کنم. در حالی‌که مشغول مرتب‌سازی فایل‌های لپ‌تاپم بودم (کاری که ماه‌ها عقب انداخته بودم)، یک‌باره به‌صورت کاملاً هدایتی دیدم یک جلسه از دوره کشف قوانین زندگی واضح به من چشمک می‌زند؛ انگار صدا می‌زد: «بیا، بیا من را دوباره گوش کن!» و من هم شروع کردم. هر لحظه فرکانس‌ها و باورهای من یکی‌یکی اصلاح می‌شد.

    تغییراتی که در این مدت تجربه کرده‌ام واقعاً شگفت‌انگیز است. گاهی آن‌قدر از درک این قوانین ذوق‌زده می‌شوم که فقط دلم می‌خواهد خوشحال باشم. منی که آرزوی داشتن یک‌سری چیزها را داشتم، الان به لطف خداوند بسیاری از آن‌ها را خیلی راحت تجربه کرده‌ام. از وقتی فهمیده‌ام که فقط باید روی خودم کار کنم و فقط خودم را با خودِ قبلی‌ام مقایسه کنم، بیشتر از قبل به خدا، به خودم و به مسیرم افتخار می‌کنم. احساس بهترم، اتفاقات بهتر را مدار به مدار برایم رقم می‌زند.

    شاید واضح‌ترین نتیجه‌ای که از آموزه‌های استاد عباس‌منش گرفته‌ام، آرامشی است که امروز دارم. در گذشته، در شرایط مشابه نیاز داشتم زمان زیادی بگذرد تا بتوانم خودم را پیدا کنم، اما الان ککم هم نمی‌گزد! استقبال می‌کنم از تغییرات زندگی‌ام و می‌دانم هر اتفاق، مرا به خیر بزرگ‌تری هدایت می‌کند.

    وقتی خواسته‌ای خیلی برایم بزرگ می‌شود، از خودم می‌پرسم: «آیا خواسته تو از خدا هم بزرگ‌تر است؟» برای من شاید بزرگ باشد، اما برای خدا نیست. همان لحظه به خدا می‌گویم: «خدایا، خودت می‌بینی که ضعف بندگیت را اعتراف می‌کنم؛ پس خودت قوی‌ام کن، خودت ایمانی بده که از این خواسته بزرگ‌تر شوم.»

    الان خواسته‌های زیادی دارم اما حقیقتاً می‌توانم بگویم نگرانی‌هایم نسبت به گذشته‌ام هزاران برابر کمتر شده است… آن‌قدر کم که می‌توانم بگویم تقریباً نیست.

    یکی از ترمزهایی که در اجرای دوره کشف قوانین زندگی در خودم پیدا کردم و ارتباط مستقیم با همین جلسه داشت، این بود که ذهن من در تصویرسازی و پذیرش چیزهایی که هنوز تجربه نکرده‌ام، گاهی مقاومت زیادی نشان می‌دهد. کاری که برای برداشتن این ترمز می‌کنم این است که می‌سپارم به خدا. به خدا می‌گویم: «من نمی‌دانم، طبیعی است چون تجربه‌اش نکرده‌ام؛ اما تو می‌دانی، تو می‌توانی.» و خودم را از «چگونگی» رها می‌کنم… و بعد دقیقاً به همان چگونگی هدایت می‌شوم.

    مثلاً وقتی می‌خواستم به درآمد ۱۰۰ میلیون تومان در ماه برسم، ذهنم در پذیرش این عدد مقاومت داشت؛ چون تا آن زمان چنین رقمی را تجربه نکرده بودم. اما من تجسم می‌کردم که این پول به حسابم واریز شده؛ باور می‌کردم و به آموزه‌ها عمل می‌کردم. مدتی بعد وقتی پیامک واریز ۱۰۰ میلیون تومان به حسابم آمد، دقیقاً یاد همان تجسم‌ها افتادم. و جالب اینکه واریز این رقم چند بار دیگر هم تکرار شد.

    به‌قدری این مسیر روی ذهن و باورهایم تاثیر گذاشت که حتی در نت گوشی‌ام گفت‌وگوهایی «باورساز» نوشتم که خیلی به من کمک کرد. فهمیدم باور قدرتمندکننده یعنی چه: یعنی فکرهایی که می‌گوید چطورش را نمی‌دانم، اما می‌دانم که می‌شود و تنها راه رسیدن به خواسته‌هایم حس خوب است. همین حس خوب است که مرا به سمت «چگونگی» هدایت می‌کند.

    یادم هست اولین‌بار که می‌خواستم درآمدم را از صفر بسازم، چه افکار سخت و محدودکننده‌ای داشتم و چقدر کسب درآمد برایم دشوار و غیرممکن بود. اما امروز از زمین تا آسمان با آن روز فرق کرده‌ام. کاملاً روند پیشرفتم را حس می‌کنم. واقعاً یاد گرفته‌ام که پول ساختن آسان است. الگویی بهتر از استاد عباس‌منش ندارم؛ کسی که اول خودش به خواسته‌هایش رسیده و بعد از بسیاری از آن‌ها رها شده. به‌نظر من این کامل‌ترین نوع بندگی خداوند است.

    وقتی به تغییراتی که با حرکت من به‌سمت خواسته‌هایم در جهان ایجاد می‌شود فکر می‌کنم، دقیقاً حس می‌کنم که هر قدم من به سمت خواسته‌ها، من را به بعد الهی وجودم نزدیک‌تر می‌کند. وقتی به خواسته‌های بیشتری می‌رسم، مقابله با نجواهای ذهنی برایم ساده‌تر می‌شود؛ چون لیست داشته‌ها، سپاسگزاری‌ها و منطق‌هایم پرتر و قوی‌تر شده است.

    برای همین برایم مهم است که دنیا را آن‌طور که خودم دوست دارم تجربه کنم؛ نه اینکه یک برگ در باد باشم. این نوع تفکر و زندگی، خدا را برایم واضح‌تر می‌کند، کمکم می‌کند تسلیم‌تر، آرام‌تر و شادتر باشم.

    خدا را صد هزار مرتبه شکر برای این مسیر پر از خیر، برکت، آگاهی و سعادت.
    و از استاد عزیز عباس‌منش با تمام وجودم سپاسگزارم که در این مسیر روشن، راهنمای ما هستند.

     

  • -محمود ناصری

    رهایی از بیماری‌ها، جوانی دوباره و آرامش خانوادگی با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    قبل از ورود به دوره قانون سلامتی من واقعاً یک «مردهٔ متحرک» بودم؛ با یک عالمه بیماری، وزن بالا، صورتی پر از لک، اعصابی ضعیف و رفتاری که نه برای خودم قابل‌قبول بود و نه برای خانواده‌ام. مخصوصاً صبح‌ها که بیدار می‌شدم و بدنم گرسنهٔ مواد قندی بود، اصلاً اخلاقم انسانی نبود. با مادرم با پرخاش حرف می‌زدم و بعد پشیمان می‌شدم. همیشه ظهر، حدود ساعت ۱۲ می‌رفتم سرکار و دوباره همان خودخوری‌ها شروع می‌شد که «چرا دیر اومدی سرکار» و…

    اما دوره قانون سلامتی برای من معجزه بود. با زندگی به شیوه این دوره، همه آن بیماری‌ها درمان شد و به سلامتی کامل و تناسب اندام واقعی رسیدم. الان احساس می‌کنم ۱۰ سال جوان‌تر شده‌ام. انرژی‌ام چند برابر شده و به‌راحتی از کوه بالا می‌روم. واقعاً استاد عباس‌منش در این دوره، «یک مرده را دوباره زنده کرد».

    اگر همان عکسی که قبل از شروع دوره باید از خودمان بگیریم وجود نداشت، باورم نمی‌شد که اندام قبلی من تا این حد نامتناسب بوده. امروز هر روز با دیدن خودم، با حس سلامتی، آرامش و جوانی، فقط می‌گویم: خدایا شکرت که من را وارد این دوره کردی و زندگی‌ام را نجات دادی.

  • -۱۰۸

    بهبود کامل معده، از بین رفتن دردها و کاهش وزن پایدار با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    حدود یک ماه است که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کرده‌ام و در همین مدت کوتاه، حدود ۵ کیلو کاهش وزن داشته‌ام.

    قبل از ورود به این دوره، دچار درد کمر و زانو بودم، اما اکنون بیش از ۹۰ درصد بهبود پیدا کرده‌ام. مشکل معده داشتم و هر روز صبح مجبور بودم قرص امپرازول مصرف کنم و بعد از هر وعده غذایی هم باید داروهای ضدنفخ و شربت دایجستیو استفاده می‌کردم. همیشه این داروها را با خودم حمل می‌کردم چون بدون آن‌ها اذیت می‌شدم. اما با شروع زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، تمام این مشکلات به‌طور کامل برطرف شد و الان هیچ دارویی برای معده مصرف نمی‌کنم.

    پوست صورتم فوق‌العاده روشن، باز و سالم شده، ریزش موهایم به‌طور محسوسی کمتر شده و موقع خواب دیگر احساس خفگی ندارم.
    قبلاً موقع پیاده‌روی، کمر و پشت کتفم می‌سوخت و درد می‌گرفت و نمی‌توانستم زیاد بایستم، اما الان هیچ‌کدام از آن دردها وجود ندارد. پیاده‌روی برایم بسیار راحت‌تر شده، دیرتر خسته می‌شوم و خدا را شکر امروز در سلامت کامل هستم.

    اما بزرگ‌ترین دستاورد من از زندگی به سبک دوره قانون سلامتی، آرامش عمیقی است که درونم دارم. قبلاً وقتی می‌خواستم برای کاهش وزن رژیم بگیرم، همیشه می‌ترسیدم که بعد از رها کردن رژیم، دوباره به وزن قبلی برگردم؛ چون آن رژیم‌ها قابل ادامه دادن نبودند و به بدن آسیب می‌زدند.

    اما حالا، با این سبک زندگی، با خیال راحت می‌دانم که می‌توانم این روش را برای همیشه ادامه بدهم؛ بدون ترس، بدون نگرانی و با آرامشی که قبلاً تجربه نکرده بودم.

  • -ناصر

    رهایی از فشار مالی، آرامش ذهنی و جهش در کیفیت زندگی با عمل به آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم

    اولین جملات استاد عباس‌منش در جلسه اول قدم اول این است که ما وقتی به یک‌سری نعمت‌ها و خواسته‌هایمان می‌رسیم، خیلی زود این نعمت‌ها برایمان عادی و بدیهی می‌شوند؛ طوری که فکر می‌کنیم همیشه همین‌طور بوده است. وقتی به این جمله فکر کردم، دیدم دقیقاً برای من هم همین اتفاق افتاده و شرایط خوب فعلی برایم عادی شده بود. طبیعی است، اما باید مرتب یادآوری کنم این شرایط حاصل کار کردن روی خودم و عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم است.

    قبل از آشنایی با این آگاهی‌ها، روزهایی بود که حتی برای خرید نان مشکل داشتم. حقوقم کفاف نمی‌داد و باید تا ۱۲ شب مسافرکشی می‌کردم. با خجالت و سختی از پدرم پول قرض می‌گرفتم. بانک هر روز زنگ می‌زد که «دو قسط عقب افتاده داری» و من احساس تحقیر می‌کردم. شب‌ها خوابم نمی‌برد و دائم نگران هزینه‌ها بودم. وقتی حقوق واریز می‌شد، به‌جای خوشحالی ناراحت می‌شدم چون می‌دانستم باید کل حقوق را بدهم برای قسط و بدهی و دوباره تا آخر ماه با استرس زندگی کنم.

    از نظر جسمی هم خراب بودم؛ معده‌درد، کمردرد، درد شانه‌ها و حتی درد قلب داشتم. یادم هست یک‌بار برای یک کار اداری باید می‌رفتم تهران، اما پول نداشتم. تا ۱۰ شب مسافرکشی کردم تا فقط پول بلیت اتوبوس را جمع کنم. یا یک بار آخر ماه بود و می‌خواستیم از تهران برگردیم شهرستان، اما من حتی ۵۰۰۰ تومان برای خرید بلیت نداشتم و مجبور شدیم همان شب برگردیم خانه پدرخانمم. این‌ها روزهای سختی بودند که هنوز یادم می‌آید.

    اما امروز، به لطف عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم، زندگی من در تمام جنبه‌ها تغییر کرده؛ از اوضاع مالی گرفته تا آرامش ذهنی و رابطه زیبایی که با همسرم دارم. چون توانایی کنترل ذهن را یاد گرفتم و از قدرت خلق‌کنندگی خودم آگاه شدم.

    قبلاً وقتی با همسرم بحثم می‌شد، سریع به طلاق و جدایی فکر می‌کردم؛ اما الان ماه‌هاست حتی یک بحث کوچک هم بین ما نبوده و عشق و صمیمیتمان صد برابر شده. کیفیت رابطه‌مان حتی از دوران نامزدی هم بهتر است و نباید این نعمت‌ها برایم عادی شود.

    در بخش مالی، با اینکه تلاش فیزیکی‌ام کمتر شده، اما درآمدم سه برابر شده است. مثلاً در همین دو ماه اخیر خریدهایی انجام داده‌ام که تا چهار ماه قبل برایم رویا بود. قرار است برای مسابقه دخترم به شمال یا تهران برویم، و من و همسرم درباره رزرو ویلا کنار دریا صحبت می‌کنیم؛ چیزی که قبلاً حتی در خواب هم نمی‌دیدم.

    امشب یخچال را باز کردم و از دیدن این همه نعمت، ناخودآگاه گفتم: «خدایا شکرت». سال قبل، یخچال تقریباً خالی بود و امروز پر از فراوانی است. من و همسرم قدردان این نعمت‌ها هستیم و مواظبیم این‌ها برایمان عادی نشود.

    می‌دانم ذهن همیشه نجوا می‌کند: «خب که چی؟» اما من با شکرگزاری نوشتاری این تغییرات را می‌بینم و قدردانم. اصلاً همین آگاهی از قوانین و آگاهی از قدرت خلق‌کنندگی‌مان، بزرگ‌ترین نتیجه زندگی من است و به اندازه میلیاردها دلار ارزش دارد. همین آگاهی برایم آرامش آورده؛ چون دیگر از کسی انتظار ندارم، منتظر نیستم کسی بیاید زندگی‌ام را درست کند، کسی را قضاوت نمی‌کنم و ذهنم آرام است.

1 7 8 9 10 11 24

1 comment(s) need to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پریسا قزلباش گفته:
    مدت عضویت: 267 روز

    از دوستان عزیزم تقاضا دارم من رو کمک کنند

    از اطرافیان مدام میپرسم آیا کسی رو میشناسن که در جوانی به ثروت رسیده باشه اونم با داشتن خانواده ی فقیر …همه بازیگران رو مثال میزنن اما این برای منم قابل قبول نیست وقتی میبینم هزاران بازیگر تئاتر و …با سال ها دوندگی نتونستن ثروتمند بشن اما یکی مثلا شانسش زده و اصغر فرهادی اون رو برای یک پروژه پسندیده راستش مورد ملموسی پیدا نمیکنم شایدم ذهن و باورهای من خیلی بسته ست هنوز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2511 روز

    سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربه‌ای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش می‌کردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی می‌خواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونه‌هایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پول‌هایی رو دریافت کردم. در واقع ما

    من با او پول می‌تونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من می‌گفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظه‌ای که مردم می‌دیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده می‌دونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگه‌ای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتی‌های عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو می‌برم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتی‌ها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمی‌کردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتی‌ها رو که اینقدر عجیبه نمی‌تونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمی‌داد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمی‌شناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قوی‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر بشه در دل ترس‌های بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشین‌هایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمی‌شناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و می‌دونستم که خداوند داره به من می‌گه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعف‌های خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قوی‌تر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیه‌شم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم

    و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    فاطمه نجفی گفته:
    مدت عضویت: 1072 روز

    به نام خداوند وهاب و ثروتمندم

    استاد عزیزم سلام

    استاد جان دیروز اومدم نوشتم که مشکلاتی دارم اما چند روزه دوباره برگشتم به مسیر هدایت و دارم روی باورهام کار میکنم و مجدد شروع کردم دوره روانشناسی ثروت1 رو دارم کار میکنم امروز اتفاقی که دوماه منتظرش بودم افتاد امروز همسرم بهش زنگ زدن و شغلش درست شد و استخدام همون شرکتی که میخاست شد و خدارو شکر قرار شده از شنبه بره سرکار امروز چرخ زندگیم اونقدر روون شده بود که خودم اینو حسش میکردم مدام توی دلم شکر گزار بودم حتیی همسرم زنگ زد بهم که من چیکار کردم از دیشب تا الان که داره همه چیز خوب پیش میره

    اون باورش نمیشد ولی من میدونستم همه اینا فقط نتیجه چند روز کار کردن روی باورهامه و اگه این تغییر هرروزه باشه چه نتایج شگفت انگیزی واسم اتفاق میفته

    یکی از تصمیماتی که گرفتم اینه که میخام مثل شما عمل کنم هرروز با خوندن نتایج بچها از خواب بیدار شم و هر شب با نتایج بچها و شکرگزاری بابت اتفاق های خوبشون بخاب برم

    استادد نمیدونین چقدد خوشحالم،چقد خوشحالم که دوباره بعد از مدت ها برگشتم به مسیر هدایت

    استادد دلم میخاد فریاد بزنم بگم قانون درست عمل میکنه دلم میخاد همه اطرافیانم بدونن ولی ولی ولیی اونا توی مدار من نیستن و من خیلی وقته تصمیم گرفتم درموردش به کسی نگم مگه اینکه خودشون درخواست کنن

    خدارو سپاس میگم که منو هدایت کرد و شمارو سر راه من قرار داده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    زهرا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 302 روز

    دوستان من یه مشگلی دارم ومیخام برای اون دوره قانون سلامتی روتهیه کنم اما قبلش میخام ببینم برای مشگل منم کارساز هست یانه ؟

    آیا شما تجربه ای از مشگل من داشته اید که با قانون سلامتی رفع شده باشد ؟

    من مشگلم راجع به قاعدگی هست ،هرماه به وقتش پریود میشم اما تعداد روزهای پریودی کم شده یعنی حجم خونریزی کم شده از 5 روز رسیده به 3روز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    محمدامین میرآخورلی گفته:
    مدت عضویت: 1177 روز

    محد صادق عزیز نمیدونم ولی امیدوارم با کمک خدا این کامنت رو بخونی تا بتونی جوابمو بدی

    ولی اول از همه نمیدونم چند سالت حدودا اما فکرمیکنم هم سن سالیم اولا تبریک برای نتایجی که گرفتی ولی تبریک ویژه برای نتیجه معافیت از سربازی که دقیقا خواسته ای که من دارم بهت تبریک میگم واقعا ذوق کردم و خوشحال شدم اشک تو چشمام جمع شد که توی دوره حال یکی با این قانون توی سن من دقیقا هدفی که شدیدا میخوامش رو بهش رسیده اما دوست دارم کمکم کنی و بهم بگی چه باور های نسبت به سربازی داشتی که مخرب بود و بعد این که چه حسی داشتی که منفی بود و اذیت میکرد تو رو و بعدش در مقابل چه باور هاییی و چه راه هایی رو ساختی تا تونستی برسی به این هدف که رویای منه ممنون میشم ازت مفصل بهم توضیح بدی تا منم بتونم الگو بگیرم ازت و امثال مثل من که قطعا زیاد هستن توی همین جا تا ما هم بتونیم به این هدف برسیم خیلی دوست دارم بفهمم راهی که رفتی باور هایی مثبتی که ساختی و باور های مخربی که نسبت به سربازی و بحث معافیت داشتی منتظر کامنتت اینجا هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    مسعودذاکری گفته:
    مدت عضویت: 2143 روز

    سلام خدمت استاد عزیز،

    یه سوالی برام پیش اومده در مورد بحث هدایت. شما در آخر جلسه گفتید که یه سری موارد رو آماده کرده بودید که این جلسه در موردشون صحبت کنید و یه مباحث دیگه ای بهتون الهام شد و در مورد اون مباحثی که بهتون الهام شد صحبت کردید. من یه مدت بود که سعی میکردم به این شیوه زندگی کنم و بعد از یه مدت احساس اینکه کنترل زندگی دست من هست رو از دست دادم. تو بحث کارم باید یه سری تصمیمات مهم رو میگرفتم، اینکه تو این‌کارم بمونم و یا اینکه کارم رو عوض کنم، و اینکه تو کار چه برنامه ای رو ببرم جلو و چه پلانی رو اجرایی کنم، و خیلی وقتا میگفتم اجازه میدم هدایت بشم و ببینم چه مسیری سرراهم قرار میگیره و چه اتفاقی میفته و منتظر میشم هدایت بشم. بعد یه مدت احساس کردم انگار مسئولیت کارهام و تصمیماتم رو دارم میندازم گردن خداوند و اون کنترل صد درصدی که قبلا داشتم و میگفتم میخوام این کار و اینکارو انجام بدم ندارم. سوالم اینه که بعضی وقتا یه سری تصمیمات مهم باید بگیریم و تصمیماتی هستند که یه کم به زمان نیاز داره، و میگی اجازه میدم هدایت بشم و ببینم چجوری پیش میاد و چجوری هدایت میشم، و بعد یه مدت میبینی که انگار داری کنترل نداری و مطمئن نیستی تو‌مسیر که کجا میخوای بری و چیکار میخوای بکنی. ممنون میشم یه توضیحی بدید در این مورد و مثال بزنید که این بحث‌هدایت در این موارد به چه صورت هست.

    ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      رها منصوري گفته:
      مدت عضویت: 3400 روز

      سلام دوست عزیز

      این حس ک کنترل زندگی باید دست ما باشه اگه دقت کنید سرچشمه این فکر رو پیدا کنید بسیار کمک کنندس بهتون از حس کنترل گری میاد ک در هممون کم و بیش هست اما شما داری درست پیش میری هدایت خداوند کامل تر و آسون تر و عالی تر از عقل و تصمیم ما هست چرا که ما ذهن محدود داریم اما خداوند مانند خلبانی هست ک از بالا به تمام اتفاقات افراد شرایط و راههای ک شما رو ب خواستت برسونه احاطه داره و راحت ترین و همچنین مناسب ترین راه رو برای شما الهام میکنه و تمام جهات رو در نظر میگیره پس مدام تا این فکر اومد ک کنترل از دستتون رفته بگین چ بهتر چ عالی تر ک کنترل کشتی زندگیم کارم روابطم دست صاحب هستی دانای مطلق قادر مطلق باشه چ سعادتی از این بالاتر

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      ابوالفضل محمدی گفته:
      مدت عضویت: 2232 روز

      سلام دقیقا این مسئله من هم هست. اگه از دوستان کسی می‌تونه راهنمایی کنه.

      اون چیزی که فک میکنم درسته در جواب پاسخ شما می‌نویسم. حالا باز دوستان اگه اطلاع کاملتری دارن تکمیل کنند.

      کلا در زندگی دو نوع تصمیم داریم.

      تصمیمات مهم و سرنوشت ساز ، تصمیماتی غیر مهم و آنی

      برای تصمیمات مهم نیازه چند روزی فکر کنیم و ببینیم آیا این تصمیم در راستای خواسته ها هست یا خیر.

      اگر در راستای خواسته ها بود بعد چند روز اونو عملیاتی کنیم.

      اما یه سری تصمیمات بدون فکر و سریع باید انجام بشه.

      مثل خریدهای خونه، انجام کارهای روزانه، اینا دیگه نیازی به فکر زیاد نداره و سریعا باید انجام بشه

      سپاسگزارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    حمیده امیری گفته:
    مدت عضویت: 1017 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خدای عشق

    بنام خدایی که استاد عشق رو آفرید استادی که به همه ی بچه هاش درس عشق و شادی و حس و حال خوب رو میده

    استاد عزیزم من از دو روز هست که متعهدانه خواستم دوره ی 12 قدم قدم اول رو شروع کنم و هر روز میخواهم متعهد بشم که حالم را خوب کنم و حسم فقط بر روی خواسته هام باشه

    و چقد لذت بردم از کامنت های دوستان عزیزم که اینقد با سخاوت و عشق به دانشجوهای نو پا همه ی دستاورد هایشان را با همه وجود گفته بودند

    و بخدا به حدی حالم خوب شد که چقد انسان های خوبی مثل دانشجوهای استاد دراین سایت هستند که خبر از مدار های بالا و حس و حال خلق دورنی و مکان های زیباتر و بالاتر را می‌دهند

    بخدا بحدی حالم خوبه که فقط میخواهم همه ی این دوستان رو به آغوش بکشم و از صمیم قلبم بهشان عشق بورزم که با همه ی وجود شان مارا نوید از جایگاه های بالاتر می‌دهند

    خدایا هزاران هزار مرتبه شکرت بخاطر استادی به این بزرگواری و همینطور شاگردانی به این وسعت قلب

    خدایا هزاران هزار بار شکرت که به من توفیق خواندن این همه نتایج از دوستان عزیزم رو دادی تا که برای ذهن و قلبم منطقی بشه که آره می‌شود به هر خواسته ای رسید و به گفته ی دوست مان افکار منفی همش بازی ذهن هست و همه ی این افکار میتونند براحتی با نوشتن و پیدا کردن ضد افکار منفی که همان خواسته های مان هست براحتی خود را از مدار ناخواسته ها دور کنیم

    و انشالله که خداوند مرا توفیق بدهد که متعهدانه حس و حال هر روزم رو کنترل کنم و همیشه به جهت خواسته هایم سوق بدهم تا که نتایج پایدار شود. الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    کوروش کبیر گفته:
    مدت عضویت: 1101 روز

    سلام. من دوره قانون سلامتی رو نخریدم ولی یکی از نزدیکان من خرید و شش ماه انجام داد و میشه گفت یک دوره مزخرف بود که نتایج خوب که نداشت هیچ زندگیش هم داره از هم می پاشه و در نتایج آزمایش بعد انجام دوره چند مورد منفی هم که در قبل دوره نداشت بهش اضافه شد موهاش ریزش پیدا کرد اندامش بشدت لاغر شد . از همه خواهشمندم قبل از اینکه بخواهند دوره ای از این طور سایت ها بخرن کمی فکر کنند مگر کسانی که این دوره ها رو می فروشند چقدر تحصیل کرده این دوره ها هستند یا تخصص این دوره ها رو دارند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      رها ازادی گفته:
      مدت عضویت: 1379 روز

      سلام دوست عزیز

      امیدوارم هر کجا ک هستد سلامت باشید

      من ک ب شخصه زندگیم ب دومرحله تقسیم میشه قبل اشنایی با استاد وبعد اشنایی با استاد

      من 35سال در گمراهی زندگی میکردم اصلا نمیشه اسمشو گذاشت زندگی زجر بود زجر بود وزجر

      ولی سه ساله ک هر چی بیشتر غرق میشم تو سایت استاد واموزهاش

      زندگیم شده حال خوب ولذت وشادی وپیشرفت

      اصلا زندگیم با قبل اشنایی با استاد هیچ ربطی ب هم ندارن

      پس نتایج فرق داره، همه مثل هم نتیجه ک نمیگیرن

      مثل قران ک خداوند خودش فرموده همین قران یه عده ای رو راهنمایی میکنه ورستگار میشوند وهمین قران یه عده ای رو گمراه میکنه

      بستگی ب هر فرد دا ه با چ نیتی ب سراغ قران برن وبا چ نیتی ب سراغ اموزهای استاد برن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: