اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خداروشکر میکنم برای این صحنه های زیبا و درس هایی که توی این فایل بهم انتقال داده شد خیلی لذت بردم و با شادی شما و مهموناتون شاد شدم.
من از این فایل این پیام رو گرفتم که خودت باید لذت ببری و ساده بگیری مسائل رو وقتی اینجوری باشی جمعی توش شرکت میکنی لذت بخش میشه برای همه و قدرت ایمان و درخواست که از خداوند خواستید و به سادگی خداوند اجابت کرد خدایااااا شکرتتتت.
این چند روزِ که از در و دیوار داره اتفاقات خوب برام میوفته فقط یه چیز رو به خودم میگم و اون هم این هست که قانون احساس خوب اتفاقات خوب است و این اتفاقات همه دلیل محکمی هست برای اینکه بگه مسیر رو دارم درست میرم خدایا شکرت
نکته دیگه ای که دارم بارها بابت اتفاقات کردیت رو میدم به خداوند و اون رو منشاء میدونم و بازم احساس خوبی میگیرم.
امروز داشتم با یکی از دوستام صحبت میکردم در مورد اینکه ایده ام این هست که با صبر تکاملم رو طی کنم و ایده ام کلاً توی کسب و کار عوض شده آخر صحبتا بهم گفت ازت پیام گرفتم و ازم سپاسگزاری کرد خدایااااا شکرت.
کلی تراکنش های مالی به سمتم اومده و کسب و کارمو داره از هر جهتی رشد رو تجربه میکنه خدایا شکرت.
پیشنهادهای کاری جدید داره میاد، رفتار اطرافیانم باهام خیلی بهتر شده مثلا امشب خواهرم برام غذایی که دوس داشتم رو از اون سر شهر برام فرستاده بود و حتی کسی که برام آورده بود چقدر باهام خوب رفتار کرد و چه لبخندی بهم زدیم و سپاسگزاری کردیم از هم دیگه خدایااااا شکرت.
سلام استاد عزیزم و خانم شایسته زیبا و دوست داشتنی و مهربان
چقدر از شما ممنونم که دوباره سریال زندگی در بهشت رو شروع کردید و امیدوارم تداوم داشته باشه. انقدر دیدن این سریال حالم رو خوب میکنه و انقدر درس داشته برام که وقتی حالم بده میدونم که آرامش و زیبایی این فایلها اولین چیزیه که حالم رو عالی میکنه.
دیروز هم حس خوبی نداشتم و گفتم این فایل جدید رو ببینم. اما درگیر کار شدم و فراموش کردم تا اینکه برق رفت و منم از فرصت استفاده کردم و شروع کردم به دیدن فایل.
اول اینکه چقدر شما آزادانه میتونین همچین چیزهای عالی رو برای مهموناتون تهیه کنین. جدا از بحث راحت گرفتن مهمونی، موضوع هزینه هم هست که شما انقدر آزادی مالی دارید که در عین حال که به خودتون سخت نمیگیرید، ولی باکیفیت ترین چیزها رو برای مهمانانتون تهیه کنین. واقعا تحسین کردم شما رو و این انگیزه در من بیش از پیش ایجاد شد که به این آزادی مالی برسم. چون گاهی پیش میاد که برامون مهمون میاد و دوست دارم چیزهایی رو تهیه کنم اما فعلا توان تهیه اونها رو ندارم.
خدا رو شکر من تو این موضوع خیلی خوبم و خودم رو تحسین میکنم که چشم و هم چشمی ندارم (یا حداقل خیلی کمه) و به حرف بقیه در این موارد اهمیتی نمیدم. ساده میگیرم و سعی میکنم بهم خوش بگذره و کارها رو به شکلی انجام بدم که خودم راحت باشم. یادمه عروسیمون رو به ساده ترین شکل ممکن برگزار کردیم و نظر بقیه کمترین اهمیتی برام نداشت. و الان که نگاه میکنم به خاطر همین خصوصیتم با کسی ازدواج کردم که هم خودش و هم خونوادش به اصل سادگی پایبندن و وقتی خودمون رو با بقیه مقایسه میکنم میبینم که چقدر همه چیز برای ما راحت پیش میره.
دیدن پردایس زیبا تو این فصل فوق العاده روح آدم رو جلا میده. چقدر عالیه که آدم به این حد آزادی مالی برسه که تو همچین بهشتی زندگی کنه و مهموناش هم ازین فضای عالی لذت ببرن. چقدر دوستاتون تو مدار عالی هستن که با شما آشنا شدن و میتونن مهمون شما تو این بهشت باشن. همین الان این خواسته در من ایجاد شد و از خداوند میخوام من هم بتونم در این بهشت زیبا شما رو ملاقات کنم
براتون سلامتی آرزو میکنم و ممنون که حال ما رو خوب میکنین.
به نام الله…سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی جان مظهر صلح درون
من خیلی وقت هست ک کامنت نذاشتم و از اونجایی که به قول استاد گاهی نتایج جز بدیهیات زندگیت میشه و دیگه یادت میره که از کجا شروع کردی و چه کارهایی کردی که به این نتایج رسیدی دچار این سندروم شدم…
اما دلم نیومد این کامنت رو نگذارم و خواستم فقط تحسین کنم…استاد جان چقدر پوستتون عالی شده و احساس می کنم مجدد پوست شما کشیده و شاداب شده…
و خانم شایسته عزیز من اینقدر ذوق زیبایی و این تیپ شما رو توی دلم کردم که نگو…واقعا اینکه موهاتو بلند شده و این پیراهن و صورت شادابتون یک ترکیب عالی و جذاب ساخته…خیلی زیبا درخشیدید.
خدارو بابت این فایل زیبا و آگاهی های درونش سپاسگزارم
من الان توی یه شرایط خیلی نابسامان از زندگیمم اما خداروشکر میکنم که با این سایت آشنا شدم ومطمئن هستم که یه روز همدیگرو میبینیم که اون موقع شرایط منم عالی هستش ممنون سید جان
من سال 99 آشنا شدم با سایت اما پیگیر نشدم الان اخر 402 هستش که از طرف دست خدا وارد شدم باز به این تجلی گاه که خدا رو میشع حس کرد همه جاش خوشحالم واقعا بدون هیچ پول و هیچ چیز دیگع ای
چقدر ایده خوبیه من هم درسی گرفتم تا مهمون اومد اینطور رفتار کنم تا واکنشش رو ببینم البته من خودم خیلی راحتم وقتی مهمون میاد دوست دارم اون هم راحت باشه بنابرین خیلی راحت میگیرم کار ها رو تا به اونم خوش بگذره ..
ممنونم استاد و خانوم شایسته عزیز که این فیلم رو با ما به اشتراک گذاشتید..
سلام و درود آقا/خانم sa خیلی کمنت زیبا اما پر مفهوم این چیزی که من هم همین مشکل را دارم وقتی که مهمان خانه ما می آید اول تعارف بی جا شما به قرآن به خدا و پیامبر این غذا را بخورد لطفا یک دو سه لقمه دیگه بگیرد ترا ، اما اگر مهمان نمی خورد خود من هم نمی خوردم می رفتم بیرون یک غذای دیگه آماده می کردم و باقی غذای که خیلی لذیذ بود برایش میدادم می گفتم اینو ببر به بچه هایت در صورت که دلم پشت آن غذا لق میزد
استاد سلام… استاد خیلی عجیبه چرا دقیقا امروز که من با همسرم سر این موضوع یک چالش و بحثی داشتیم شما دقیقا اومدی راجع به سادگی در مهمونی گرفتن صحبت کردید که… واقعا چرا.. استاد دیشب همسرم دوستاشو که از شهر دیگه هستن دعوت کرده بیان و من دچار استرس زیادی شدم.. اومدم توی سایت که بزنم روی نشانه دیدم شما دقیقا راجع به مهمونی گرفتن صحبت کردید!! الله اکبر
خدایا واقعا باهام حرف میزنی؟! خدایا تو واقعا داری با من صحبت میکنی… خدایا ممنونم ازت
سلام به استاد عزیزم ، خانم شایسته ی مهربان ، علی اقای خوش هیکل ، اقا رامتین عزیز و خانمش سمیه خانم و همه بر و بچه های گل عباسمنشی ؛
چفدر لذت بردیم استاد جان ، هم از اون توضیحات اول فایل در مورد ساده گرفتن همه چیز مخصوصا مهمونی ، چون ما تو خانواده ای بزرگ شدیم که پدرم بشدددددت آدم سختگیری هست توی همه چیز و طبق قانون هم جهان سخت میگیرد بر مردمان سختگیر ، بخاطر این حد از آسون گرفتن از طرف استاد و مریم جان ، برای من جذابه ؛
موضوع بعدی طبیعت بی نظیر پرادایس و اون بارون خوشکلی که زد دیوانه کننده بود ؛ چقدر هم مهمونا ادمای باحال و خوشحالی بودن دمشون گرررم
استاد اون مرغای کبابی و گوشتهای گریل شده اینقدر خوشکل بودن از ایران من بوشون رو حس کردم ؛
بازم ممنونم از شما و مریم جان برای این فایل خوشکل ، لطفا بیشتر از پرادایس و زندگی در بهشت فیلم بزارید ، ممنونم
سلام خدمت استاد عباس منش، خانم شایسته و دوستان سایت. صحبت هایی که در این فایل داشتید خیلی تامل برانگیز و زیبا بود. چقدر از باگ ها و باورهایی که در وجود من هست مشخص شد.
اولین صحبتی که مطرح کردید درمورد اینکه ما چقدر مهمونی رو به خودمون سخت میگیریم. بخاطر همین اصلا وقتی اسم مهمونی میاد انگار یه بار بزرگ روی دوشمونه. درحالیکه به قول شما اصل در مهمونی لذت بردن هست ولی ما اصل رو براین میذاریم که غذاهای عجیبو که سخت پخت میشن بپزیم تا جلوی مهمون کم نیاریم. که وقتی مهمونا رفتن جایی از ما تعریف بکنن و بقیه هم بگن واوووو. به قول شما دلیل این رفتار ما نیاز به توجه و تاییدی هست که داریم. ما خودمون رو همینجوری ارزشمند نمیدونیم و میخوایم از طریق پخت غذاهای دهن پر کن که باعث تایید بقیه بشه این احساس ارزشمندی رو دریافت کنیم.
استاد من هنوز خونه خودم نیستم و با خودم میگفتم که خب وقتی رفتم خونه خودم اینکارارو میکنم هرچند دست و پا شکسته ولی یهو به خودم اومدم گفتم من الانشم که دوستام رو دعوت میکنم بیان خونمون خب اون موقع این کارو انجام بدم. هرچند مقاومت ها در ذهنم هست. ترس از قضاوت ها هست ولی یه کوچولو هم ک شده مهمونی رو برای خودم راحت تر میگیرم.
استاد صحبت هاتون درمورد اینکه هفته ای یکی دوبار یا مهمونی میگیرین یا مهمونی میرین این خواسته زیبا رو در وجود من شکل داد که منم دوست دارم این مورد رو تجربه کنم؛ حرف طلایی که زدید…جوری مهمونی بگیریم ک راحتی خودمون اولویت باشه نه حرف مهمون که بگه واوووو
خب معلومه شما خیلی برای خودتون ارزش قائلین که اولویت اول زندگیتون رو خودتون میدونید نه بقیه و توی مهمونی هاهم ب خودتون سخت نمیگیرید.
وظیفه ما نیست که کاری کنیم تا به مهمون خوش بگذره. وظیفه مهمونه ک کاری کنه تا ب خودش خوش بگذره. اینم به نظرم از عزت نفس میاد که شما وظیفه و مسئولیت دیگران رو متقبل نمیشید و اینو وظیفه خودتون نمیدونید
چقدر شده ک مهمونی گرفتیم همش ب این فکر میکردیم ک میگی داره بهشون خوش میگذره؟ میگی راضی هستن؟ و همش درگیر احساس گناه و سرزنش خود بودیم که نکنه به مهمونا خوش نگذره…یاد حرفاتون در دوره عشق و مودت میوفتم که میگین هرکسی وظیفه خودشه ک حال خودش رو خوب کنه و اگر تو این مسئولیتت رو بپذیری و خوب انجامش بدی جهان بهت پاداش هارو میده. واقعا چقدر خوبه ک با تغییر نگاه ب صلح برسیم و اون وقت زندگیمون روابطمون قشنگ و قشنگ تر میشه. درخصوص مهمان هاهم این وظیفه خودشونه ک با تغییر زاویه دیدشون ب حال خوب برسن درحقیقت ما نمیتونیم حالشون رو خوب کنیم چون این از درون و توسط خود مهمان ها باید اتفاق بیوفته..
چقدر قشنگ خانم شایسته که میگین وقتی مهمونا میان استرس ندارین ک نکنه کاراتون تموم نشده باشه بلکه باهاشون صحبت میکنید و کارارو حتی باهم انجام میدید. درحالیکه این باور در من بود ک حتما باید کارا تموم شده باشه و اگه مهمونا بیانو من تموم نکرده باشم از شرایط عصبانی میشم یا ناراحت ولی چقدر قشنگه ک احساس خودمونی بودن داشته باشین و مهموناهم این فرکانس رو دریافت میکنن و خوش حال ترن.
یه چیز جالب ک دیدم این بود ک شما حتی برای سلفون کشیدن هم خودتون رو اذیت نمیکنید ک سلفون ها طوری باشن ک مواد داخل ظرف خیلی شفاف و واضح معلوم باشن. حالا اگه من بودم انقدر وسواس خرجش میکردم ک از کمال گرایی من نشأت میگیره. یعنی ببینید چقدر همه چی شما برای من درسه و چقدر شما راحت میگیرین همه چیو
یه مورد دیگه که برای من درس عالی ای بود این هست ک قرار نیست مهمان غذایی رو بخوره ک میزبان میخوره و برعکس. میشه به عقاید هم احترام گذاشت و برای مهمان غذایی رو درست کرد ک خودتم نخوری
خیلی شده ک با خانواده رفتیم بیرون و من یا یه نفر دیگه اون غذارو دوست نداشتیم و بقیه گفتن حالا یه روز باهم اومدیم بیرون مثل هم غذا بخوریم. واقعا چرا ما این فکرای پوچ رو داریم؟
خانم شایسته میگن وقتی به خودت سخت نمیگیری مهمونی برات تبدیل به یه بازی میشه…بازی:):):)
چ جالب!!! ما همیشه اسم مهمونی ک میاد تو ذهنمون یه عالمه کار میاد. بشور و بساب و تمیز کن و ببر و بیار ک تهش ی عالمه خستگی برات داره. واقعا من نمیفهمم چرا وقتی مهمونی گرفته میشه مهمونا باید دست ب سینه بشینن و میزبان مدام ازشون پذیرایی کنه..
خب اگه با میهمان رودروایسی داری ک این اسمش مهمونی و لذت بردن نیس.
اصل مهمونی ب نظر من این هست ک اونقدر جو راحت و صمیمی باشه ک روی میز میوه و شیرینی و… رو بچینن حالا هرکی هرچی میخواد برداره تعارفم نداشته باشن…
بحث دیگه ک برای من نشون دهنده عزت نفس زیبای خانم شایسته بود این هست ک حتی در دیزاینم ب خودشون سخت نمیگیرن مثلا من دقت کردم بسته های پنیرو همینجوری چیدن اصلا اینجوری نبود ک بخوان قشنگ طوری روی هم بچینن ک صاف و در یه راستا باشن ببین چقدر دیگه ایشون راحت میگیره…حالا این افکار تو سر من میاد ک نه باید برای مهمون ارزش قائل بود. اینجوری نچیند
ولی خب قطعا ایشون در فرکانس بالاتر هستن ک اینقدر ب خودشون راحت میگیرن.
شما برای دیزاین نمیخواید طوری بچینید ک بقیه بگن واوووو. اونقدر عزت نفس دارید ک با خلاقیت هرجور خودتون دوست دارید میچینید و اینجوری مهمونی گرفتن براتون تبدیل ب بازی میشه.
خانم شایسته میگن من هرظرفی رو خودم بخوام میخرم نه ظرفی ک بقیه بگن واوووو. چقدر شما قوی هستید و عزت نفس بالایی دارید. واقعا قابل تحسین هستین :):):):). عاشق زن هایی هستم ک انقدر قوی هستن.
شما حتی برای چیدن اون چیزایی ک نمیدونم اسمش چیه :) و گذاشتین کنار حمص هم اصول خاصی خرج نمیدید و خودتون رو اذیت نمیکنید..
پایبند بودن به همون حرف اول استاد ک راحتی خودمون اولویت باشه نه اینکه مهمون بگه واوووو. این باور رو میشه در عملکرد شما توی این چند دقیقه دید.
یه باوری ک تو ذهن من بود و الان کشیدمش بیرون این بود ک زیبا و قشنگ تر کردن میز مهمونی لزوما با زحمت بیش تر همراهه. یعنی اگه هرچی قشنگ تر میخوای باشه باید ناچارا زحمت بیشتری ب خودت بدی ک فلان جور دیزاین کنی و میز رو بچینی
ولی میشه با ایده های ساده و خلاقانه همه چیو قشنگ تر کرد.
برگامممم :):):):)
شما حتی از میز کارتون استفاده کردید و وسایل روی میز رو گذاشتین زیر میز=)
یعنی انقدرررر ساده میگیرین.حالا اگه من بودم میگفتم نه زشته. بیا ببریم وسایل رو بذاریم تو اتاق. زمانی من مات و مبهوت شدم ک شما کل ظرف هاتون ی بار مصرف بود ک خب من هنوز درموردش مقاومت دارم.
ما قرار نیست خودمون رو با بقیه وفق بدیم. ما قراره سبک شخصی خودمون رو داشته باشیم و جهان کبوتر یا کبوتر رو رعایت میکنه. چقدر عزت نفس داره این حرف ک خواسته های خودت و باورهای خودت اولویت باشه نه خواسته های بقیه ک بخوای خودت رو باهاشون وفق بدی.
سلام استاد جاااااان
خداروشکر میکنم برای این صحنه های زیبا و درس هایی که توی این فایل بهم انتقال داده شد خیلی لذت بردم و با شادی شما و مهموناتون شاد شدم.
من از این فایل این پیام رو گرفتم که خودت باید لذت ببری و ساده بگیری مسائل رو وقتی اینجوری باشی جمعی توش شرکت میکنی لذت بخش میشه برای همه و قدرت ایمان و درخواست که از خداوند خواستید و به سادگی خداوند اجابت کرد خدایااااا شکرتتتت.
این چند روزِ که از در و دیوار داره اتفاقات خوب برام میوفته فقط یه چیز رو به خودم میگم و اون هم این هست که قانون احساس خوب اتفاقات خوب است و این اتفاقات همه دلیل محکمی هست برای اینکه بگه مسیر رو دارم درست میرم خدایا شکرت
نکته دیگه ای که دارم بارها بابت اتفاقات کردیت رو میدم به خداوند و اون رو منشاء میدونم و بازم احساس خوبی میگیرم.
امروز داشتم با یکی از دوستام صحبت میکردم در مورد اینکه ایده ام این هست که با صبر تکاملم رو طی کنم و ایده ام کلاً توی کسب و کار عوض شده آخر صحبتا بهم گفت ازت پیام گرفتم و ازم سپاسگزاری کرد خدایااااا شکرت.
کلی تراکنش های مالی به سمتم اومده و کسب و کارمو داره از هر جهتی رشد رو تجربه میکنه خدایا شکرت.
پیشنهادهای کاری جدید داره میاد، رفتار اطرافیانم باهام خیلی بهتر شده مثلا امشب خواهرم برام غذایی که دوس داشتم رو از اون سر شهر برام فرستاده بود و حتی کسی که برام آورده بود چقدر باهام خوب رفتار کرد و چه لبخندی بهم زدیم و سپاسگزاری کردیم از هم دیگه خدایااااا شکرت.
سلام استاد عزیزم و خانم شایسته زیبا و دوست داشتنی و مهربان
چقدر از شما ممنونم که دوباره سریال زندگی در بهشت رو شروع کردید و امیدوارم تداوم داشته باشه. انقدر دیدن این سریال حالم رو خوب میکنه و انقدر درس داشته برام که وقتی حالم بده میدونم که آرامش و زیبایی این فایلها اولین چیزیه که حالم رو عالی میکنه.
دیروز هم حس خوبی نداشتم و گفتم این فایل جدید رو ببینم. اما درگیر کار شدم و فراموش کردم تا اینکه برق رفت و منم از فرصت استفاده کردم و شروع کردم به دیدن فایل.
اول اینکه چقدر شما آزادانه میتونین همچین چیزهای عالی رو برای مهموناتون تهیه کنین. جدا از بحث راحت گرفتن مهمونی، موضوع هزینه هم هست که شما انقدر آزادی مالی دارید که در عین حال که به خودتون سخت نمیگیرید، ولی باکیفیت ترین چیزها رو برای مهمانانتون تهیه کنین. واقعا تحسین کردم شما رو و این انگیزه در من بیش از پیش ایجاد شد که به این آزادی مالی برسم. چون گاهی پیش میاد که برامون مهمون میاد و دوست دارم چیزهایی رو تهیه کنم اما فعلا توان تهیه اونها رو ندارم.
خدا رو شکر من تو این موضوع خیلی خوبم و خودم رو تحسین میکنم که چشم و هم چشمی ندارم (یا حداقل خیلی کمه) و به حرف بقیه در این موارد اهمیتی نمیدم. ساده میگیرم و سعی میکنم بهم خوش بگذره و کارها رو به شکلی انجام بدم که خودم راحت باشم. یادمه عروسیمون رو به ساده ترین شکل ممکن برگزار کردیم و نظر بقیه کمترین اهمیتی برام نداشت. و الان که نگاه میکنم به خاطر همین خصوصیتم با کسی ازدواج کردم که هم خودش و هم خونوادش به اصل سادگی پایبندن و وقتی خودمون رو با بقیه مقایسه میکنم میبینم که چقدر همه چیز برای ما راحت پیش میره.
دیدن پردایس زیبا تو این فصل فوق العاده روح آدم رو جلا میده. چقدر عالیه که آدم به این حد آزادی مالی برسه که تو همچین بهشتی زندگی کنه و مهموناش هم ازین فضای عالی لذت ببرن. چقدر دوستاتون تو مدار عالی هستن که با شما آشنا شدن و میتونن مهمون شما تو این بهشت باشن. همین الان این خواسته در من ایجاد شد و از خداوند میخوام من هم بتونم در این بهشت زیبا شما رو ملاقات کنم
براتون سلامتی آرزو میکنم و ممنون که حال ما رو خوب میکنین.
به امید دیدار
به نام خداوندبخشنده مهربان
استادعزیزسلام
ازآخرین باری که توسایت کامنت گذاشتم وبهتون شوریدم چندماه میگذره اماامروزفهمیدم محض بودن درسایت شمااوج تمرکزبرخوبی هاست ودرنتیجه اون تجربه خوبی های بیشتر
ببخشیدمنواگه کامنت های نادرستی درسایت قراردادم
قدردان الگوبودن شماهستم
به نام الله…سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی جان مظهر صلح درون
من خیلی وقت هست ک کامنت نذاشتم و از اونجایی که به قول استاد گاهی نتایج جز بدیهیات زندگیت میشه و دیگه یادت میره که از کجا شروع کردی و چه کارهایی کردی که به این نتایج رسیدی دچار این سندروم شدم…
اما دلم نیومد این کامنت رو نگذارم و خواستم فقط تحسین کنم…استاد جان چقدر پوستتون عالی شده و احساس می کنم مجدد پوست شما کشیده و شاداب شده…
و خانم شایسته عزیز من اینقدر ذوق زیبایی و این تیپ شما رو توی دلم کردم که نگو…واقعا اینکه موهاتو بلند شده و این پیراهن و صورت شادابتون یک ترکیب عالی و جذاب ساخته…خیلی زیبا درخشیدید.
خدارو بابت این فایل زیبا و آگاهی های درونش سپاسگزارم
چقد قشنگ زیبا استاد
من الان توی یه شرایط خیلی نابسامان از زندگیمم اما خداروشکر میکنم که با این سایت آشنا شدم ومطمئن هستم که یه روز همدیگرو میبینیم که اون موقع شرایط منم عالی هستش ممنون سید جان
من سال 99 آشنا شدم با سایت اما پیگیر نشدم الان اخر 402 هستش که از طرف دست خدا وارد شدم باز به این تجلی گاه که خدا رو میشع حس کرد همه جاش خوشحالم واقعا بدون هیچ پول و هیچ چیز دیگع ای
سلام دوستان گرامی
چقدر ایده خوبیه من هم درسی گرفتم تا مهمون اومد اینطور رفتار کنم تا واکنشش رو ببینم البته من خودم خیلی راحتم وقتی مهمون میاد دوست دارم اون هم راحت باشه بنابرین خیلی راحت میگیرم کار ها رو تا به اونم خوش بگذره ..
ممنونم استاد و خانوم شایسته عزیز که این فیلم رو با ما به اشتراک گذاشتید..
خدایا شکرت شکر شکر
سلام وعرض ادب استاد جان زیاد هم ساده نبود خیلی تدارک دیدید شما
والا من مهمون دارم یه غذا با یه میوه اونم باقی غذا رو هم میدم می برنن
تازه اسکاج رو هم قائم میکنم مهمون ها ظرف نشورن
خخخخخخ
انقدر هم ریلکس هستم که نگو همه چیز هم عالی میشه
سلام و درود آقا/خانم sa خیلی کمنت زیبا اما پر مفهوم این چیزی که من هم همین مشکل را دارم وقتی که مهمان خانه ما می آید اول تعارف بی جا شما به قرآن به خدا و پیامبر این غذا را بخورد لطفا یک دو سه لقمه دیگه بگیرد ترا ، اما اگر مهمان نمی خورد خود من هم نمی خوردم می رفتم بیرون یک غذای دیگه آماده می کردم و باقی غذای که خیلی لذیذ بود برایش میدادم می گفتم اینو ببر به بچه هایت در صورت که دلم پشت آن غذا لق میزد
استاد سلام… استاد خیلی عجیبه چرا دقیقا امروز که من با همسرم سر این موضوع یک چالش و بحثی داشتیم شما دقیقا اومدی راجع به سادگی در مهمونی گرفتن صحبت کردید که… واقعا چرا.. استاد دیشب همسرم دوستاشو که از شهر دیگه هستن دعوت کرده بیان و من دچار استرس زیادی شدم.. اومدم توی سایت که بزنم روی نشانه دیدم شما دقیقا راجع به مهمونی گرفتن صحبت کردید!! الله اکبر
خدایا واقعا باهام حرف میزنی؟! خدایا تو واقعا داری با من صحبت میکنی… خدایا ممنونم ازت
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم ، خانم شایسته ی مهربان ، علی اقای خوش هیکل ، اقا رامتین عزیز و خانمش سمیه خانم و همه بر و بچه های گل عباسمنشی ؛
چفدر لذت بردیم استاد جان ، هم از اون توضیحات اول فایل در مورد ساده گرفتن همه چیز مخصوصا مهمونی ، چون ما تو خانواده ای بزرگ شدیم که پدرم بشدددددت آدم سختگیری هست توی همه چیز و طبق قانون هم جهان سخت میگیرد بر مردمان سختگیر ، بخاطر این حد از آسون گرفتن از طرف استاد و مریم جان ، برای من جذابه ؛
موضوع بعدی طبیعت بی نظیر پرادایس و اون بارون خوشکلی که زد دیوانه کننده بود ؛ چقدر هم مهمونا ادمای باحال و خوشحالی بودن دمشون گرررم
استاد اون مرغای کبابی و گوشتهای گریل شده اینقدر خوشکل بودن از ایران من بوشون رو حس کردم ؛
بازم ممنونم از شما و مریم جان برای این فایل خوشکل ، لطفا بیشتر از پرادایس و زندگی در بهشت فیلم بزارید ، ممنونم
سلام خدمت استاد عباس منش، خانم شایسته و دوستان سایت. صحبت هایی که در این فایل داشتید خیلی تامل برانگیز و زیبا بود. چقدر از باگ ها و باورهایی که در وجود من هست مشخص شد.
اولین صحبتی که مطرح کردید درمورد اینکه ما چقدر مهمونی رو به خودمون سخت میگیریم. بخاطر همین اصلا وقتی اسم مهمونی میاد انگار یه بار بزرگ روی دوشمونه. درحالیکه به قول شما اصل در مهمونی لذت بردن هست ولی ما اصل رو براین میذاریم که غذاهای عجیبو که سخت پخت میشن بپزیم تا جلوی مهمون کم نیاریم. که وقتی مهمونا رفتن جایی از ما تعریف بکنن و بقیه هم بگن واوووو. به قول شما دلیل این رفتار ما نیاز به توجه و تاییدی هست که داریم. ما خودمون رو همینجوری ارزشمند نمیدونیم و میخوایم از طریق پخت غذاهای دهن پر کن که باعث تایید بقیه بشه این احساس ارزشمندی رو دریافت کنیم.
استاد من هنوز خونه خودم نیستم و با خودم میگفتم که خب وقتی رفتم خونه خودم اینکارارو میکنم هرچند دست و پا شکسته ولی یهو به خودم اومدم گفتم من الانشم که دوستام رو دعوت میکنم بیان خونمون خب اون موقع این کارو انجام بدم. هرچند مقاومت ها در ذهنم هست. ترس از قضاوت ها هست ولی یه کوچولو هم ک شده مهمونی رو برای خودم راحت تر میگیرم.
استاد صحبت هاتون درمورد اینکه هفته ای یکی دوبار یا مهمونی میگیرین یا مهمونی میرین این خواسته زیبا رو در وجود من شکل داد که منم دوست دارم این مورد رو تجربه کنم؛ حرف طلایی که زدید…جوری مهمونی بگیریم ک راحتی خودمون اولویت باشه نه حرف مهمون که بگه واوووو
خب معلومه شما خیلی برای خودتون ارزش قائلین که اولویت اول زندگیتون رو خودتون میدونید نه بقیه و توی مهمونی هاهم ب خودتون سخت نمیگیرید.
وظیفه ما نیست که کاری کنیم تا به مهمون خوش بگذره. وظیفه مهمونه ک کاری کنه تا ب خودش خوش بگذره. اینم به نظرم از عزت نفس میاد که شما وظیفه و مسئولیت دیگران رو متقبل نمیشید و اینو وظیفه خودتون نمیدونید
چقدر شده ک مهمونی گرفتیم همش ب این فکر میکردیم ک میگی داره بهشون خوش میگذره؟ میگی راضی هستن؟ و همش درگیر احساس گناه و سرزنش خود بودیم که نکنه به مهمونا خوش نگذره…یاد حرفاتون در دوره عشق و مودت میوفتم که میگین هرکسی وظیفه خودشه ک حال خودش رو خوب کنه و اگر تو این مسئولیتت رو بپذیری و خوب انجامش بدی جهان بهت پاداش هارو میده. واقعا چقدر خوبه ک با تغییر نگاه ب صلح برسیم و اون وقت زندگیمون روابطمون قشنگ و قشنگ تر میشه. درخصوص مهمان هاهم این وظیفه خودشونه ک با تغییر زاویه دیدشون ب حال خوب برسن درحقیقت ما نمیتونیم حالشون رو خوب کنیم چون این از درون و توسط خود مهمان ها باید اتفاق بیوفته..
چقدر قشنگ خانم شایسته که میگین وقتی مهمونا میان استرس ندارین ک نکنه کاراتون تموم نشده باشه بلکه باهاشون صحبت میکنید و کارارو حتی باهم انجام میدید. درحالیکه این باور در من بود ک حتما باید کارا تموم شده باشه و اگه مهمونا بیانو من تموم نکرده باشم از شرایط عصبانی میشم یا ناراحت ولی چقدر قشنگه ک احساس خودمونی بودن داشته باشین و مهموناهم این فرکانس رو دریافت میکنن و خوش حال ترن.
یه چیز جالب ک دیدم این بود ک شما حتی برای سلفون کشیدن هم خودتون رو اذیت نمیکنید ک سلفون ها طوری باشن ک مواد داخل ظرف خیلی شفاف و واضح معلوم باشن. حالا اگه من بودم انقدر وسواس خرجش میکردم ک از کمال گرایی من نشأت میگیره. یعنی ببینید چقدر همه چی شما برای من درسه و چقدر شما راحت میگیرین همه چیو
یه مورد دیگه که برای من درس عالی ای بود این هست ک قرار نیست مهمان غذایی رو بخوره ک میزبان میخوره و برعکس. میشه به عقاید هم احترام گذاشت و برای مهمان غذایی رو درست کرد ک خودتم نخوری
خیلی شده ک با خانواده رفتیم بیرون و من یا یه نفر دیگه اون غذارو دوست نداشتیم و بقیه گفتن حالا یه روز باهم اومدیم بیرون مثل هم غذا بخوریم. واقعا چرا ما این فکرای پوچ رو داریم؟
خانم شایسته میگن وقتی به خودت سخت نمیگیری مهمونی برات تبدیل به یه بازی میشه…بازی:):):)
چ جالب!!! ما همیشه اسم مهمونی ک میاد تو ذهنمون یه عالمه کار میاد. بشور و بساب و تمیز کن و ببر و بیار ک تهش ی عالمه خستگی برات داره. واقعا من نمیفهمم چرا وقتی مهمونی گرفته میشه مهمونا باید دست ب سینه بشینن و میزبان مدام ازشون پذیرایی کنه..
خب اگه با میهمان رودروایسی داری ک این اسمش مهمونی و لذت بردن نیس.
اصل مهمونی ب نظر من این هست ک اونقدر جو راحت و صمیمی باشه ک روی میز میوه و شیرینی و… رو بچینن حالا هرکی هرچی میخواد برداره تعارفم نداشته باشن…
بحث دیگه ک برای من نشون دهنده عزت نفس زیبای خانم شایسته بود این هست ک حتی در دیزاینم ب خودشون سخت نمیگیرن مثلا من دقت کردم بسته های پنیرو همینجوری چیدن اصلا اینجوری نبود ک بخوان قشنگ طوری روی هم بچینن ک صاف و در یه راستا باشن ببین چقدر دیگه ایشون راحت میگیره…حالا این افکار تو سر من میاد ک نه باید برای مهمون ارزش قائل بود. اینجوری نچیند
ولی خب قطعا ایشون در فرکانس بالاتر هستن ک اینقدر ب خودشون راحت میگیرن.
شما برای دیزاین نمیخواید طوری بچینید ک بقیه بگن واوووو. اونقدر عزت نفس دارید ک با خلاقیت هرجور خودتون دوست دارید میچینید و اینجوری مهمونی گرفتن براتون تبدیل ب بازی میشه.
خانم شایسته میگن من هرظرفی رو خودم بخوام میخرم نه ظرفی ک بقیه بگن واوووو. چقدر شما قوی هستید و عزت نفس بالایی دارید. واقعا قابل تحسین هستین :):):):). عاشق زن هایی هستم ک انقدر قوی هستن.
شما حتی برای چیدن اون چیزایی ک نمیدونم اسمش چیه :) و گذاشتین کنار حمص هم اصول خاصی خرج نمیدید و خودتون رو اذیت نمیکنید..
پایبند بودن به همون حرف اول استاد ک راحتی خودمون اولویت باشه نه اینکه مهمون بگه واوووو. این باور رو میشه در عملکرد شما توی این چند دقیقه دید.
یه باوری ک تو ذهن من بود و الان کشیدمش بیرون این بود ک زیبا و قشنگ تر کردن میز مهمونی لزوما با زحمت بیش تر همراهه. یعنی اگه هرچی قشنگ تر میخوای باشه باید ناچارا زحمت بیشتری ب خودت بدی ک فلان جور دیزاین کنی و میز رو بچینی
ولی میشه با ایده های ساده و خلاقانه همه چیو قشنگ تر کرد.
برگامممم :):):):)
شما حتی از میز کارتون استفاده کردید و وسایل روی میز رو گذاشتین زیر میز=)
یعنی انقدرررر ساده میگیرین.حالا اگه من بودم میگفتم نه زشته. بیا ببریم وسایل رو بذاریم تو اتاق. زمانی من مات و مبهوت شدم ک شما کل ظرف هاتون ی بار مصرف بود ک خب من هنوز درموردش مقاومت دارم.
ما قرار نیست خودمون رو با بقیه وفق بدیم. ما قراره سبک شخصی خودمون رو داشته باشیم و جهان کبوتر یا کبوتر رو رعایت میکنه. چقدر عزت نفس داره این حرف ک خواسته های خودت و باورهای خودت اولویت باشه نه خواسته های بقیه ک بخوای خودت رو باهاشون وفق بدی.
خیلی چیزای جدید یادگرفتم ازتون. مرسی