اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اول از همه یه چیز جالب براتون تعریف کنم. من دیشب تو خوابم داشتم تمرین های استادو انجام میدادم. خواب دیدم ماشینمو دور یه میدون پارک کردم و یک دقیقه بعد برگشتم دیدم ماشین نیست. بعدش متوجه شدم که پلیس ماشین منو با جرثقیل برده. بلافاصله بعد از اینکه فهمیدم ماشینمو بردن به خودم گفتم اصلا خودتو ناراحت نکن و این موضوع حتما یه پلن از پلن های پروردگاره که تو رو به خواسته هات میرسونه و تازه تو خواب یه نکته مثبت هم از تو دلش درآوردم و به خودم گفتم خداروشکر ماشینمو پلیس برده و دزد ندیده و خلاصه بهم برمیگردوننش و آخر خوابم هم ماشینمو بهم برگردوندن.
خیییلی برام جالب بود که انجام و اجرای تمرین های استاد عباس منش عزیزم، آنچنان تو روح من رسوخ کرده که حتی تو خوابم اجراش میکنم چه برسه به واقعیت.
خداروصد هزار مرتبه شکر میکنم که تو زندگیم، یک همچین استاد عالی و با تجربه ای، سر راهم قرار داده که تا این حد زندگی من و روش زندگی من رو تحت تأثیر قرار داده.
واقعا باید قدر استاد و آموزش هاش رو بدونیم و هر روز بخاطر وجود ارزشمندش، خدا روشکر کنیم.
از این موضوع که بگذریم میرسیم به یک قسمت زیبا و جذاب دیگه از سریال زندگی در بهشت که من عاااااااااااااشقشم.
استاد جونم مرسی از شما و خانم شایسته عزیزم که با اینکه مهمون داشتین، ولی بخاطر ما و علاقه وافر ما به این سریال، در کنار انجام کارهاتون واسمون فیلم هم گرفتین.
آخه من عااااشقتونم مهربونام.
چقدررررر موضوع این قسمت برای من یکی مفید بود. فکر کنم باید صد هابار این قسمتو تماشا کنم. چون اقرار میکنم که خیلیییییی تو این موضوع مشکل دارم و باید بصورت جدی تلاش کنم و خودمو اصلاح کنم.
یادمه قدیما وقتی مهمون داشتیم، باید حتما صد نوع غذا جلوی مهمون میذاشتم. البته به مرور زمان بهتر شدم ولی باز هم این عادتم ازبین نرفته و تو شخصیتم وجود داره و واقعا باید این اشتباهم رو بپذیرم تا قادر باشم خودمو اصلاح کنم.
بقول استاد نه تنها خودمون اذیت میشیم، بلکه مهمان ها هم معذب میشن.
من خودم این موضوع رو وقتی مهمانی میرفتم تجریه کردم که کسایی که خیلی سخت میگرفتن و تجملات براشون خیلی مهم بود و یا اگه خیلی بهم غذاها رو تعارف میکردن، اصلا اصلا احساس راحتی نمیکردم و سعی میکردم کمتر برم خونشون، ولی جایی که با من کار نداشتن و زیاد تعارف نمیکردن و خودم هر چی دلم میخواست برمیداشتم، بیشتر احساس آرامش میکردم و دلم میخواست بیشتر برم خونشون.
مخصوصا ما ایرانی ها، واقعا این موضوع و چشم و همچشمی ها، پاشنه آشیلمون هست و چقدر خوبه که کم کم بتونیم فرهنگ سازی کنیم و تغییرش بدیم.
چقدر هوش و ذکاوت استاد و مریم جان رو تحسین کردم که با برنامه ریزی دقیق، فقط مواردی که لازم داشتند و نیاز به کثیف کاری زیادی نداشت رو تهیه کردند و چقدرررررر مریم جان و تحسین کردم که بسادگی هرچه تمامتر، میوه و مخلفات میز رو تزئین کرد. یعنی واقعاااااا کیف کردم و از صمیم قلبم تحسینشون کردم.
استفاده از ظروف یکبارمصرف هم واقعا عالی، راحت و بدون دردسر هست و من این چند سال اخیر، تو مهمونی هام خیلی بیشتر ازش استفاده کردم. فقط اگر به ظروفی که قابل تجزیه تو طبیعت هستند دسترسی داشته باشیم، عالیتر میشه.
من تو این قسمت از صحبت های استاد کلی درس مفید و کاربردی یاد گرفتم که تا حالا تو زندگیم کسی بهم آموزش نداده بود.
مثل اینکه : هدف از مهمانی لذت بردنه نه خوردن غذای خاص و اگه مهمون ها میخوان غدای خاصی رو تجربه کنن خب برن بهترین رستوران و تجربش کنن و اگه خیلی سخت میگیریم بخاطر حس عدم اعتماد بنفس و گرفتن تایید دیگرانه.
چقدر استاد عباس منش دقیق این نکته ها رو اون زمان ها که تو بندر عباس بودن کشف کرده بودن و داشتن تو زندگی شخصیشون اجرا میکردن و من واقعا باید سبک زندگی ایشونو نمونه، الگو و اسوه راه زندگی خودم قرار بدم. واسه همینم هست که سریال زندگی در بهشت تا این حد تو زندگی روزمره من مفید و کاربردیه.
استاد تو این قسمت یه نکته بسیار بسیار طلایی گفتن که وظیفه من و تو نیست که به مهمون خوش بگذره و لذت ببره بلکه وظیفه خود مهمونه که لذت ببره و اگه اون افراد نتونن لذت ببرن و با تو هماهنگ نباشن، جهان این انسان ها رو از زندگیت حذف خواهد کرد و کبوتر با کبوتر، باز با باز را اجرا خواهد کرد.
جدای همه این درس ها و نکته ها، من چقدرررر لذت بردم، از فضای پردایس یعنی واقعا مثل بهشته .
چقدر از ته دلم آرزو کردم که ایشالله بتونم یه روزی از نزدیک استاد و خانم شایسته مهربونمو تو این بهشت زیبا ملاقات کنم.
عجب هوایی! عجب بارونی! عجب طبیعتی!!!!!!!!!
بقول معروف جیگرم حال اومد &&&
استاد جونم ازتون خواهش میکنم باز هم سریال زندگی در بهشت رو ادامه بدین. چون من یکی که واقعا تا حالا انقدر درس ها از سبک و سیاق زندگی کردنتون گرفتم که حد و حساب نداره و واقعا تو زندگی شخصی من بسیار بسیار بسیار تاثیرگذاره.
باز هم ازتون سپاسگزاری میکنم که با اینکه کلی مهمون داشتین، وقت گذاشتین و همزمان با پذیرایی از مهمون ها، واسه ما بچه ها هم کلی فیلم عالی و فوقالعاده گرفتین.
اتفاقا منم یه چند شب پیش خواب دیدم…راستش من خونه حیاط دار خیلی دوسدارم ولی تا حالا همش تو آپارتمان بودیم ؛خواب دیدم برای اولین بار رفتم خونه دوستم ( که از نظر من خیلی کارهاش درست و مرتبه) و رفتم دیدم یه حیاط خیلی بزرگ و قشنگ با باغچه و اینا دارند و همه جا سبزبود همونموقع تو خواب با خودم گفتم خوش بحالش استاد همش میگه هر کی به قانونا عمل کنه جهان بهش پادش میده ، این خونه هم پاداش این دوستم بوده …
در مورد مهمونی من برعکس شمام دقیقا ، طوریکه مامانم همیشه میگه مردم چند نوع غذا یاد میگیرن باهاش یه مهمونی میدن ولی تو یه نوع غذا بلدی باهاش چند تا مهمونی میدی (فقط قورمه سبزیم خوب میشه آخه)
کامنتای شما رو همیشه دنبال میکنم ؛ شاد و سربلند باشید.
من هر بار ک فایلای جدید شمارو میبینم نمیتونم اندام زیباتون رو و مهم تر از هرچیز نتایج تلاش هاتون رو تحسین نکنم
پس قبل هرچیز تحسینتون میکنم و تبریک میگم بابت هیکل فوق العادتون ک انقدر دوس داشتنی تر و جوون تر و زیباترتون کرده .
من فکر میکنم اینکه انقدر ما به خودمون سخت میگیریم برای مهمونی ها ریشه ی اصلیش کمبود عزت نفسه
وهمینطور ک شما گفتین احساس عدم لیاقت ،تایید طلبی بیش از حد
خود من توی خانواده ای بزرگ شدم ک اصلا بخاطر همین سخت گیری ها حتی سالی یکبار هم مهمونی برگزار نمیکنیم یا مهمونی نمیریم
همون اول فیلم دیدم شما نوشیدنی هارو ریختین توی کلمن وخیلی راحت گفتین هرکی هرچی بخواد میتونه ازینجا برداره
باخودم گفتم اگ استاد عضوی از خونواده ما بود حتما ی کتک حسابی از مامانم میخورد(خخخ)
و حتما مهمونا اونشب قهر میکردن و میرفتن
از بس که این فرهنگ سمی توی فامیلای ما بولد شده
ک شما باید حتما جلوی مهمون حتی یک لیوان اب هم خواستی بیاری باید باکلی تشریفات باشه کلی تعارف کنی
مثلا من اگه میوه بیارم جلوی مهمون و بخوام ازشون پذیرایی کنم اگ کم تر از سه بار ب هرنفر اصرار و تعارف نکنم ک برداره ،باچشم غره های مامانم مواجه میشم
تازه حتی اگه بریم یک مهمونی ای مثل خودمون برامون سنگ تموم نذارن اصلا ناراحت میشیم
ک چرا اینا ب ما اهمیت ندادن و اصلا لیاقت این همه زحمت نداشتن و دست ما نمک نداره و ازین حرفا و الان میفهمم چقدررر این افکار غلطه
و انگار اینک تو برای اومدن ی مهمون انقدررر زحمت بکشی و خودتو اذیت کنی تا اون حالش خوب باشه برامون ی فضیلته و ی پوئن مثبت حساب میشه
ی درسی ک گرفتم ازین فایل این بود
ما باید ب سبک خودمون عمل کنیم به شیوه ای ک راحتیم
فارغ ازینکه دیگران خوششون میاد یا نه
مثلا اگ اولویت من راحتی و لذت بردنمه نباید خودمو ب زحمت و دردسر بندازم ک بخوام یک شب بی نقص برای مهمونام بسازم
یا قرار نیست همه یک مدل غذارو بخورن و ماهم مجبور باشیم بخاطر مهمونا سبک شخصی و غذای دلخواهمونو بذاریم کنار و بگیم زشته وقتی همه مهمونا دارن یچیزیو میخورن ما برا خودمون ی غذای دیگه بیاریم اصلااا استاد این فرهنگ مهمون و مهمونی اکثر ایرانیا اونقدر غلطه ک نمیدونم از کجاش بگم
اونقدر خودمون رو اذیت میکنیم ک فراموش میکنیم هدفمون از مهمونی رفتن و مهمونی گرفتن دور هم بودن و لذت بردنه
دقیقا وقتی ما اونقدر خودمون رو اذیت میکنیم وکلی غذا و نوشیدنی های مختلف سرو میکنیم باعث میشه اون مهمون بیچاره هنوز از خونه ما بیرون نرفته ب این فکر کنه ک الان من باید چیکار کنم تا بتونم کارای اینارو جبران کنم
و از همون لحظه حالش بد میشه و معذب میشه چون اینارو کاملا تجربه کردم و باچشم خودم دیدم حتی یکی از نزدیک ترین افراد خانوادم وقتی رفته بودن مسافرت با ی خونواده ی خیلی خوب و خونگرم اشنا شده بودن و اونا براشون کلی غذاهای متنوع و رنگارنگ درست کرده بودن
وقتی این فرد ازمسافرت برگشت گفت من دیگه جواب تلفن این خونواده رو نمیدم چون خیلیییی برامون زحمت کشیده و انداخته خودشو توسختی
ما دیگه چیزی نداریم برای جبران کردنش و اگ بخواهیم باز با هم ارتباط داشته باشیم و اونا بیان شهرما
ما خجالت میکشیم. و زشته
میخوام بگم این رفتاراو فرهنگای غلط حتی باعث ازبین رفتن رابطه هام میشه
راستش هر ایده ای ب ذهنم میاد برای راحت تر شدن مهمونی ها
هی ذهنم باهاش فایت میکنه و میگه زشته
و بقیه ناراحت میشن چون ی عمر باهمین فرهنگ مهمونیاشونو برگزار کردن و مهمونی رفتن
حالا تو بیای باشیوه جدید برخورد کنی اصن پامیشن میرن از مهمونیت
ولی من دارم سعی میکنم مثل مریم جون عمل کنم و کارارو ساده و. ساده تر کنم و حتما خبرشو هم زیر همین فایل براتون کامنت میکنم
من مهمونی رو خیلی دوست دارم اما ظرف شستن مخصوصا وقتی مهمون ها زیادن خیلی مشکله مخصوصا بعد از غذا تازه خانم ها باید از سر سفره بلند بشن در صورتی که معده ها پر هست، قبلش هم کلی کار کردن غذا پختن پذیرایی کردن … خسته و کوفته باید ظرف بشورن
چون حجم کار بالاست تازه توقع هست خانمهای مهمون هم بیان کمک کنن و بشورن
این دیگه نشد مهمونی که خانم ها چه مهمون بیاد چه مهمونی برن مدام باید کار کنن
ولی خب همیشه دوست داشتم تو مهمونی ها از ظرفهای یکبار مصرف استفاده بشه ولی خیلی میشنیدم که نه زشته مهمون بهش بر میخوره
اینجا یاد گرفتم چیزی که راحتم رو انجام بدم سبک خودم رو دنبال کنم راحت بگیرم
مامان من بشدت براش مهمه که مهمون میاد چی بذاره
حتی یادمه عمه ام و دختر عمه ام با خانواده اش از شهرستان سرزده اومدن دقیقا سر ظهر ،با اینکه آخر برج بود و پدرم حقوقش رو نگرفته بود رفت از بیرون براشون غذا گرفتو این اتفاق چندین بار دیگه افتاد
اما وقتی ما رفتیم خونه اشون یه غذای ساده اونم از شب قبل و یه غذای نذری گذاشتن جلوی ما …
من دقت کردم کسانی که وضعیت مالی خوبی دارن اتفاقا تو پذیرایی از بقیه خیلی ساده عمل میکنن و ما که وضع مالیمون زیاد خوب نبود و اعتماد به نفسمون پایین بود هی خجالت میکشیدم و هی سعی میکردیم غذاهای بهتر گرون تر بزاریم
من که اینها رو تجربه کردم به نظرم این قضیه خیلی به اعتماد به نفس میزبان ربط داره ،هرچه اعتماد به نفس میزبان بالا تر باشه خودش و رفتارهاش واعمالش رو بیشتر قبول داره و به سبک خودش کار میکنه نه نظر بقیه
در پذیرایی از مهمونم راحت هست مثل عمه و دختر عمه من چون وضع مالیشون اون زمان بهتر از ما بود اعتماد به نفس بالایی هم داشتن اصلا خودشون رو برای کسی هم به زحمت نمی انداختن تازه اگر نمیتونستن پذیرایی کنن راحت میگفتن الان شرایطش رو نداریم
برعکس مادر من اینقدر ما رو خودش رو اذیت میکرد
احترام میذاشت خرج میکرد
یه همسایه داریم که وضع مالی و اعتماد بنفسشون از ما بهتر بود یه روز ازش پرسیدم شما داماد و عروست میان چی درست میکنی
گفت کوکو یا ماکارونی هر چی هست رو میذارم جلوشون
گفتم مگه میشه
گفت اره چرا نشه باید هر چی ما میخوریم بخورن
گفتم مادر من حتما باید خورشت و مرغ درست کنه اصلا امکان نداره و تا حالا نشده از این غذاها جلوشون بذاره
گفت نه باید راحت باشیم اونم عضو خانواده است تشریفات نداریم ما.
خیلی برام هم عجیب بود هم جالب
ولی به قول استاد همه چیز از اعتماد به نفس ناشی میشه من با خودم راحت باشم بقیه هم اوکی هستن
و چقدر اون پارادایس زیباست صدای کلاغ دریاچه ماهی ها و اون موبلها و موکت نرم و راحت و پنجره های بزرگ که مثل قاب عکس میمونه
من خونه پدریم هستم و اینجا حیاط خونه ما چند تا درخت داره و ما یه پنجره سرتاسری داریم که مدام این درختها و گلها و آسمون زیبا رو میبینم
همسایه های ما همگی آپارتمان ساختن ولی ما همچنان خونه حیاط دار داریم با چند تا درخت میوه زیبا
وقتی همسایه ها میان همش میگن خوش به حالتون
جالبه که من هیچ وقت به منظره حیاط که از پنجره میدیدم دقت نمیکردم تا اینکه خودم یه آپارتمان کوچیک خریدم وقتی رفتم توش و از پنجره اش به بیرون نگاه کردم دلم گرفت منظره اش فقط ساختمان روبه رو هست
آسمون دیده نمیشد
وقتی برگشتم خونه خودمون خیلی فکر کردم که چرا من دلم میگیره حس خوبی ندارم اونجا
متوجه شدم من مدام عادت دارم آسمون رو بدون مزاحم با وسعت ببینم درخت ها رو ببینم اما اونجا اینطوری نیست
و یکی از شکرگذاری های من دیدن درخت ها و آسمون از خونه امون هست و یکی از خواسته های که در من شکل گرفت اینه که آپارتمانم رو عوض کنم به آپارتمانی که بشه آسمون رو راحت و با وسعت دید شبها ستاره ها رو دید روزها ابره رو دید
من خیلی وقته استاد جان مهمونی نرفتم دوست دارم دوستان عالی پیدا کنم دعوت بشم بگم بخندم شاد باشم
سلام به استادعزیزم سلام به مریم بانو زیبا و دوستداشتنی و سلام به دوستان گلم
امیدوارم حالتون عالی باشه
راستش دیشب به صورت کاملا اتفاقی این فایل رو دانلود کردم یعنی همین جور که داشتم توی فایل ها می گشتم تا فایل های مورد نظرمو دانلود کنم چشمم به این فایل افتاد
خیلی خیلی اینجور فایل ها رو دوست دارم
وقتی فکرمیکنم میبینم که من اصلا مثل شما نیستم استادجان
راستش من خیلی سخت میگیرم و برام خیلی اهمیت داره که همه چیز کامل باشه خب قطعا اینم برمیگرده به کمال گرایی که دارم ولی میتونم بگم دارم بهتر میشم از زمانی که سریال های سفر به دورآمریکا و زندگی در بهشت رو دیدم
وقتی سبک زندگی شما رو میبینم خیلی هیجان زده میشم خیلی تحسینتون میکنم
من اینجوریم که اگه مهمون داشته باشم مخصوصا اگه دفعه اول باشه که میاد خونمون باید از چندروز قبل برنامه ریزی کنم که چیا درست کنم
اینم باید بگم که من عاشق آشپزی و کیک پزی هستم(به علاوه اون روحیه کمال گرایی) و اگه غذا خوب نشه یا دسر یا کیکم خوب نشه واقعا بهم میریزم
وقتی فکر میکنم میبینم این الگو توی دورو اطرافیان من خیلی وجود داره
مثلا مامان من خیلی غذاهاش خوشمزست و معروفه توی فامیل و همه تعریف میکنن
وقتی مهمون گیرش میاد بااینکه غذا عالی شده و کلا همه چیز عالیه باز میگه ببخشید اگه خوب نشده ببخشید اگه کم و کسری هست .اینو توی خیلیای دیگه هم دیدم
یا مثلا چند وقت پیش یه مهمونی بزرگی داشتیم
یعنی قشنگ میتونم اینو بگم که خرد شدیم
وسط مهمونی خسته ی خسته بودم اینجوری که هی باخودم میگفتم خدایا زودتر تموم بشه برم استراحت کنم
و واقعا هم حرفتون کاملا درسته استاد که گفتین وقتی اینجوری هستین یک بار یا دوبار میتونین مهمونی بگیرین
به خاطر همین الگویی که هم در ما هست هم در دورو اطرافیان،هم کم مهمونی میگیریم و کمم هم به مهمونی میریم
این نکته خیلی خیلی مهمه که هدف لذت بردنه
چه قدر ایده های خوبی دادین و چه قدر کیف کردم
ایده ای که برای نوشیدنی گفتین و موادخوراکی که خریده بودین و با کلی سلیقه اونارو چیدین
میوه های خوشمزه و رنگارنگ
واااای خدایا شکرت خدایاشکرت
بعدشم که به مریم جان کمک کردین و چه قدر دوست دارم وقتی که باهم کاری رو انجام میدین
توی خونه ی ماهم دقیقا همین طوره و پدرمم در کارها به ما کمک میکنه و این فوق العاده زیباست
همکاری مهمون ها در آماده سازی غذا هم خیلی خوبه و به نظرم این کار باعث میشه ارتباط دو طرف بهتر و بهتر بشه
و درنهایت پریدن داخل آب پرادایس واااای که چه قدر دلم خواست چه تجربه فوقالعاده ای
مطمئنم مهموناتون کلی بهشون خوش گذشته
یه جمله گفتید که خیلی خوشم اومد و درواقع یکی از الگو های منه
وظیفه من و شما نیست که کاری کنیم که به مهمون خوش بگذره وظیفه خودشونه
متاسفانه اصلا توی این مورد خوب نیستم البته که دارم بهتر میشم اما خیلی برام مهمه که به طرف مقابل خوش بگذره و واقعا یه جاهایی اذیت میشم
این یعنی اینکه من خودمو توی این موارد اولویت قرار نمیدم
استاد و مریم جان عزیزم ازتون سپاسگذارم بابت به تصویر کشیدن این تصاویر فوقالعاده زیبا که واقعا به وجد اومدم و کلی ایده جدید به ذهنم خطور کرد والگوهایی که سعی در بهتر شدنشون دارم
و هنگامی که نماز پایان گرفت (شما آزادید) در زمین پراکنده شوید و از فضل خدا بطلبید، و خدا را بسیار یاد کنید شاید رستگار شوید! (10) هنگامی که آنها تجارت یا سرگرمی و لهوی را ببینند پراکنده میشوند و به سوی آن می روند و تو را ایستاده به حال خود رها میکنند؛ بگو: آنچه نزد خداست بهتر از لهو و تجارت است، و خداوند بهترین روزیدهندگان است. (11)
آیه های امشب خیلی خوشگلن و من بازم مفهموم میخام ازشون بگیرم
اول اینکه این آیه های خطاب ب مسلمان هاس اون زمان که نماز جمعه برگزار میشده و اینا به هر بهونه ای رفتار گوسفندوار داشتن یعنی اصن نمیفهمیدن که بابا الان داره پیامبر حرف میزنه حداقلش اینکه زشته ول کنید بره اصن این چیزا رو نمیفهمیدن حالیشون نبوده
یعنی خدا اصن آموزش پرستیژ داره به اینا میده که بابا رفتار انسان گونه این شکلیه
کاری با اون ندارم
دوم
توی آیه اول فضل اومده
و بازم گفتم ابتغا من فضله
اوف به این آیه
دیگه فضل هزاران بار گفتم چیه بخشش سنگینه خداس
و خدا هیچ وقت نگفت لتبتغو من رحمته
حداقل من جایی ندیدم
یعنی نگفته برید دنبال روزی باشید که نون شبتون رو بتونید در بیارید
اینو میرسونه که فرصتها اینقدر زیاده که اگه همه ی مردم دنیا هم کمر ببندن برن دنبال فضل خدا برن دنبال فرصت های پولساز خفن بازم کم میارن اینجوری خدا فضلشو گذاشته وسط
سوم
توی آیه بعدیش آخرش اومده گفته که انچه نزد خداست بهتره و خدا بهترین روزی دهندگانه
بازم اوف به این آیه
خدای من چ قدر قشنگ با این خدا طرف بودن
اصن مگه از این بهتر میشه
یه خدایی داشته باشی وهاب
هرچی که بخای بهت ببخش
بدون دغدغه بدون مسئله
و تو هم کارت فقط کیف کردن باشه
خدا اینجوری میگه تو به حرفهای من گوش بده
اون چیزی که پیش من خیلی ارزشش بیشتره
چرا توی در و دیواری
کجا داری دنبال یه لقمه نون میگردی
بیا پیش من
گنجهای زمین و زمان دست منه
من هدایتت میکنم
تو بنده باش ببین چ جوری برات خدایی میکنم
و خدا روزی ما رو میرسونه
چ قدر این خدا خوبه
چ قدر این دنیا با داشتن یه همچین خدایی که اینجوری راحت میبخشه قشنگه
خدایا ما رو به راه راست هدایت کن راه کسانی که بهشون نعمت دادی
خدایا منو از اون متقینی قرار بده که فاصله ای بین حرف و عملشون نیس
سلام استاد و خانم شایسته عزیز و سپاس از دست گذاشتن شما روی مهم ترین پاشنه اشیل های ما و نشون دادن الگو های واقعی از خودتون برای حل اون مسائل.
اولین نکته ای که با دیدن این فایل به ذهنم رسید بحث ساده سازی هست که میتونه باعث بشه زمان و انرژی ازاد تری رو برای خودمون و صرف کردن برای لذت های خودمون داشته باشیم مثلا در این مثال شما با ساده سازیه دادن یک مهمانی، زمان و انرژی لازم رو برای تفریح کردن و لذت بردن از در کنار دوستان و اشناهاتون بودن رو ازاد میکنین و این هدف اصلی هست که دنبالش هستیم اگر قرار باشه مثل یه موسسه خدمات مجالس از یک روز قبل و یک رو بعدشم درگیر اون مهمانی باشیم اونوقت مهمانی دادن در ذهن ما علی الخصوص خانم ها یک حس بد ایجاد میکنه و طبق قانون حِس بد اتفاقات بدتر رو و موقعیت های مشابه رو میاره. داشتم به این فکر میکردم که ساده سازی به معنی بدبخت و بی چیز نشون دادن خودمون نیست بلکه به معنی مدیریت درست زمان و همینطور خارج شدن از فضای شو آف کردن قابلیت هامون هست چیزی که باعث میشه همیشه ما در مدار اثبات توانایی های اشپزی و خانه داری و یا شیک بودن وسایل خونمون به بقیه باشیم و چرخه باطلی که هربار مجبوریم تکرارش کنیم.
دومین نکته هم قطعاً بحث ارزشمند بودن خودمون قبل از هرکس دیگه ای هست، یعنی من اول بیام برای خودم ارزش قائل باشم که اول از هرکس دیگه ای خودم قراره از این مهمونی لذت ببرم ، اینا اومدن که دور هم خوش بگذرونیم ( علی الخصوص در مورد خانم ها ) پس اگر قرار باشه دائما توی اشپزخونه یا سر پا در حال پذیرایی باشم پس خوب یه مستخدم بگیریم ولی ما اینجوری فکر نمیکنیم ، میگیم اگر غذا اینجوری نباشه چی فکر میکنن ، اگر میوه یک مدل باشه چی میگن ، اگر فلان چیز حاضری باشه چی میگن ، اگر دسر ژله اش 7 رنگ نباشه و توش گل در نیارم چی میگن ؟ میگن بی عرضه است ، خونه داری بلد نیست ، بی پوله ، و ….. و این همون پاشنه آشیل سنگین ما ایرانی ها هست که بر اساس تایید دیگران از لذت خودمون دست میکشیم و جالبه که این الگو در سفر ، بازی و … هم خودش رو نشون میده
ولی شاید تنها کاری که باید کرد تا این پاشنه آشیل ها که عمیق هستن تغییر کنن اینه که هربار از یه بخشی شروع کینم به ساده سازی و راحت گرفتن موضوع تا اروم اروم این موضوع در ذهنمون عادی بشه
یک شعر هست که میگن عجب حلوای قندی تو امیر بی گزندی تو…
واقعا باید به نظام آفرینش احسنت و تبارک الله گفت بابت این همه زیبایی هاش و نعمت هایش
من همیشه اگر به عنوان یک آقایی باشم که فرضا متاهل هستم و مهمونی دارم آداب و روابط همون هایم سطح بندی هست و قطعا فرق دارد فضایی که مهمونی خانوادگی با خانواده خودم یا همسرم میگیرم یا نه مهمونی دوستانه خانوادگی
و قطعا نوع مدیریت های من با تناسب این فضاها متفاوت هست ولی در همه این چرخه ارتباط آداب و معاشرتم یک اصل رو رعایت میکنم اولی اگر قراره به بقیه خوش بگذرد باید اول به خودم خوش بگذره چطوری؟ با فراهم کردن یک فضای عالی مثلا حذف گوشی و فضای مجازی در اون ساعت یا حذف غیب و چشم هم چشمی های نقل و دهنی یا خیلی مسائل حاشیه ای که آدم رو دایم به سمت وقت کشی الکی میبره
اگر در جمع محافل صحبت همون حال خودمون باشه تا دیگران خب به قطع و جدیت فضا خیلی آرامش بخش و لذت بردن میشه
دومی) استفاده از یک آهنگ ملایم لایت گاهی اوقات یک آهنگ نوستالژی باعث میشه فضا رو بهتر بکنه حتی در روابط دو نفری هم این دو اصل میتونه اثر بگذاره قرار نیست فقط بگیم چون مهمون داریم باید رعایت بشه
سومی) استفاده از غذا یا پیش غذا یا دسرهای شان هر محفلی
مثلا خب گاهی در یک مهمونی خیلی فرق هست برای به خصوص ما ایرانی ها با تمدن 2500 ساله حالا فرقی نداره چه در خود ایران عزیز باشیم یا در آمریکا یا هر جایی
خیلی تفادت هست ما در چه سطح از مهمونی مان چه نوع فرهنگ غذا و نوشیدنی انتخاب کنیم حتی نوع خوش آمد گویی هامون در هر نوع مراسم متفاوت هست
چهارمی)اگر سعی کنیم به خودمون خوش بگذره قطعا به بقیه هم خوش میگذره این یعنی بی چشم داشت و ولی سفره مهمونی نوازی مون را باز کنیم
خیلی از اوقات این مهمونی ها فقط حکم دید و بازدید اجباری یا تلافی یا چشم و همچشمی داره خب این واقعا جالب نیست
من خودم وقتی بی منت برای ساعتی با دل و مرام خودم پذیرا یک تعداد دوست یا خانواده خودم یا همسرم باشم و قطعا سعی کنم هم به خودم هم به اونا ساعتی ماندگار خوش بگذره قطعا خاطره میشه
من اصل پنجمی) شکار لحظه ها دوست دارم از خاطراتمون عکس بگیریم همین آرشیو عکس ها برامون سال به سال خاطره میشه گاهی یه دورهمی هایی دیگه تکرار نشدنی بوده چه از لحاظ نبودن وجود اون افراد چه خیلی مباحث دیگه
و اصل ششمی) که خیلی دوست دارم تم پوششی هست این مدل بیشتر بین جمع دوستانه میشه انجام داد یک بازی فان و سرگرمی هست که اتفاقا برنامه منوتو اگر بفرمایید شام گذاشت درواقع داشت همون فرهنگ مهمون نوازی ایرانی ها رو معرفی میکرد از نظر فرهنگ و تمدن و شرف و انسانیت تک تک ایرانی ها که چگونه با دل خوش از هم با هر قوم و نژاد و خطه ای پذیرا هستند
ممنون از همه دوستان
نهایت فقط میتونم بگم اگر ساعتی دور هم هستیم برای هم باشیم به تک تک نگاه های هم عاشقانه نگاه کنیم عاشقانه گوش کنیم عاشقانه حرف بزنیم
خدا نکرده دل همو نشکنیم
خدای نکرده بهم بی توجهی نکنیم
اون این دوران که روزهاش خاطره میشن
همین کرونا خیلی بهمون یاد داد گاهی همون 1 ساعت کنار هم بودن بی حتی چیزی خوردن حتی 1 متر از هم فاصله گرفتن ولی چقدر عطش دیدار هم بودیم
من عشقم رو بعد 10 ماه دیدم برای چند ساعت شاید باورتون نشه فقط میگفتم ثانیه ها رو حاضرم پول بدم حاضر نگه دارم زمان رو و عاشقانه بوش کنم بوسش کنم بپرستمش و نگاهش کنم به قدری که ساعت های شنی تمام نشود و شبی در کنار هم صبح نشود یا دیر تر شود
وایی استاد بخدا اعتیاد پیدا کردم امروز به فایلاتون
طوری که امروز اصن سابقه نداشت که حدود تقریبا 7 8 بار اومدم سایتتون که ببینم فایل جدید اومده یا نه و هر دفعه لب و لوچه مون آویزون بود بخدا.
الان هم که ساعت نزدیک سه نصف شبه و خواستم بخوابم و گفتم که بزار برم سایت استاد شاید فایل جدید گذاشته که این نجواها هی میگفتند که آخه تا اونجایی که تو یادته معید استاد صبحا نهایتا ظهر ها فایل جدید بزاره الان که ساعت سه نصفه شبه تو میخوای بری تو سایتش
ولی خب دهن اون نجواها رو بستم و سایتو باز کردم و دیدم
Wooooow
بابا
Wooooow
فایل جدیییییییید
و چه فایلیییی
استاد نزدیک 50 دقیقه فایل بود و فکر نکنم تا حالا انقدر لبخند زده باشم که در طول دیدن فایل زدم
اینکه ابرها و انعکاس درخت ها رو میتونستی از توی اون آب شفاف تر از خود کلمه شفاف ببینی ، معجزه بود
وای خدایا شکرت
و محتواتون
وایییی محتواتون…
محتوای این فایلتون چقدر عالی بود چقدر الگو برداری کردم چقدر بیشتر آداب مهمان داری و مهمانی گرفتن رو شناختم و چقدر چقدر از چینش غذاهاتون از چینش ترکیب بندیتون لذت بردم
سپاس گزارم از اینکه کامنت های بچه ها رو توی فایل قبلی خوندید که ترغیب شدید که این فایل رو ضبط کنید و ازتون میخوام از این جنس فایل ها بیشتر بگذارید و بیشتر بگذارید و بیشتر بگذارید
و من سپاس گزارم سپاس گزارم سپاس گزارم …
بنظرم برای بهبود ایده مهمانداری و مهمانی گرفتن که گفتید میتونم بگم که
اگر حتی از مهمان کمک بخوایم که مثلا با همدیگه میوه ها رو بشوریم یا باهمدیگه چینش ها رو انجام بدیم ، خیلی احساس راحتی به خودمون و به مهمون میده چون معمولا توی تمام موارد میزبان اکثر اوقات آشپزخونه بود و مهمان هاش جای دیگه.
ایده کمک گرفتن از مهمان خیلی خوبه و اصن وقتی کاری رو باهم انجام بدیم خیلی خووووبه
استاد خلاصه گفته باشما
کامیونتی عباس منش از این جنس فایلا بیشتر میخوان هااااا (:
آخ که من چقددرر این سبک از مهمونی دادن رو دوست دارم. همیشه با این مخالف بودم که چقدر چقدر زیاد یه سری ها خودشون رو اذیت میکنند و اصلا مهمونی دادن میشه عذابشون! انقدر توش اذیت میشن که از هر چی مهمونی دادنه فراری میشن.
همش هم از همین زحمت های بسیار زیاد و تعارفات و خوب جلوه کردن جلوی دیگران و آبروداری میاد.
چقدر بنده خدا خانوم خونه تو این مهمونی ها اذیت میشه و زحمت میکشه. از درست کردن چند مدل غذا بگیر تا تمیز کاری و یک خونه تکونی درست حسابی از چند روز قبل!
واقعا هیچ نایی برای صاحبخونه نمیمونه و هم قبل مهمونی، هم حینش و هم بعدش، همش سختی و اذیته!
.
چقدر وقتی خود صاحبخونه همش در حال بدوبدو و تو آشپزخونه و همش داره عرق میریزه، خود مهمون هم معذب میشه و بهش خوش نمیگذره.
اصلا همین جمله از همین مهمونی ها اومده دیگه: بابا دو دقیقه اومدیم خودتو ببینیم همش تو آشپزخونه ای!
تازه در حین مهمونی های ایرانی، خود مهمونم باز کلی باید کار کنه و زحمت بکشه! مثلا بعد غذا، همه ی خانوما شیفت میشن به آشپزخونه و حالا نوبت شستن کوهی از ظرفه!
.
من نه دوست دارم خودم سختی ای بکشم و اذیتی بشم نه مهمونم.
واقعا اگه آدم انقدر اذیت بشه، اون دیگه چه مهمونی و خوش گذروندنیه؟
مگه هدف مهمونی و دورهمی، داشتن لحظاتی شاد کنار عزیزانت نیست؟!
پس ما چرا کلا کاربردشو عوض کردیم؟!
نمیدونم چرا تو فرهنگ ما، همه چیز به سختی آمیخته شده. مهمانی ها سخت، مهمانی رفتن همراه با اذیت، کار همراه با سختی، پول دراوردن همراه با سختی، حتی تفریحاتمونم باز توش سختی داره! نمیدونم چرا انقدر همه چیز ما، با سختی و درد و رنج عجین شده!
این میشه که سختی کشیدن شده ملاک ما از ارزش کارمون! هرچی سختیش بیشتر = کارِ باارزش تر و نتیجه ی بهتر!
اینه که حتی تو مهمونی هامون هم افتخار میکنیم به سختی زیادی که برای برگزاری مهمونیمون کشیدیم و آخرش در حالی که داریم غش میکنیم، به خودمون افتخار میکنیم! دمت گرم! اینهمه اذیت شدی اما عجب مهمونی ای گرفتی! به همه خوش گذشت! (مطمئنی به همه؟!)
.
چقدر از اسنک های ساده و در عین حال خوشمزه ای که درست میکردید لذت بردم.
چقدر اون ایده ی فلاسک یخ و گریل گوشت و سرخ کردن مرغ ها تو اون دستگاه رو دوست داشتم!
اینجوری حتی غذا درست کردنتم یه جور خوش گذرونی و تفریح محسوب میشه!
.
واقعا من این سبک رو میپسندم و امیدوارم که بتونم در اینده تو خونه ی خودم، همین سبک و مهمونی رو برگزار کنم و بیشتر وقتم رو با مهمونام باشم تا در حال پخت و پز و ظرف شستن و چایی اوردن و خدمات ارائه دادن!
.
چقدر لذت میبرم ازین همگامی و هم مسیری شما دو عزیز.
که با هم تغییر میکنید، با هم رشد میکنید و با هم در یک مسیر و طرز تفکر قدم برمیدارید.
این هم مسیری واقعا یکی از ویژگی های مهمیه که زوج هارو کنار هم نگه میداره و من از دیدنش توی رابطه ی شما خیلی لذت میبرم.
.
قبل از اینکه از ایده های خودم برای راحت تر و لذت بخش شدن مهمونی ها بگم، اینو بگم که چقدر این فراوانی تفریحات رو در پرادایس تحسین کردم و چقدر خدارو بابت این ثروت شاکرم.
تو هر چقدر ثروتمند تر باشی، بیشتر میتونی موجبات تفریح و لذت و حس خوب برای عزیزانت رو فراهم کنی.
هرچقد ثروتمند تر، همه چیز راحت تر و آسان تر.
.
خب، ایده های من برای راحت تر و لذت بخش تر و آسان تر شدن مهمانی ها:
1. سرو غذاهای آماده یا گریل که هم درست کردنش تفریح باشه و هم راحت باشه.
2. خریدن میوه و سبزیجات شسته شده، که دیگه نیاز به شستشوی حجم زیاد میوه نباشه.
3. استفاده از ظرف های یه بار مصرف.
4. سلف سرویس بودن غذاها و خوراکی ها.
5. پخش موزیک مناسب در حین مهمونی.
6. فراهم کردن تفریحات مختلف مثل بازی های گروهی و دورهمی که همه ی افراد رو سرگرم کنه مثل پانتومیم.
7. یک فیلم طنز دیدن.
8. شنا کردن، والیبال بازی کردن، بدمینتون بازی کردن.
9. انداختن یک موضوع وسط و درگیر کردن همه توی اون موضوع. موضوعی که برای همه فان یا موردعلاقه باشه و همه دوست داشته باشن درموردش نظر بدن و صحبت کنند.
.
من تو مهمونی هام اگر کسی بخواد زحمت اضافه و زیادی بکشه اصلا بهش اجازه نمیدم و هدفم اینه که همه فقط اون شب لذت ببرند و خوش بگذرونند. همه رو راحت میذارم و خودم به عنوان صاحبخونه از همه آسوده تر خواهم بود و لذت میبرم تا دیگران هم راحت باشند.
.
ممنون استاد جان و مریم جون، بابت تهیه و انتشار این فایل.
بهم دوباره ارزش های شخصی خودم، سبک زندگی موردعلاقه م، الویت قرار دادن راحتی خودم و معنی واقعی “مهمونی” رو یادآوری کرد!
چقدر عالی، الهی من هم روزی در فرکانس شما قرار بگیرم و مهمان محفل گرم و دوستانه و صمیمانه و بی ریای شما بشوم.
استاد جان خیلی لذت بردم از این مهمانی، از هنر خانم شایسته در آرایش و چیدن میوه ها لذت بردم از اینکه شاتوت ها را در سه نقطه ظرف چیدند بعدا بلوبری ها در دو نقطه میانی بعد هم توت فرنگی های خوش رنگ و رسیده را (البته اگر اشتباه نکرده باشم) در مرکز ظرف ریختند.
مثلا حمس و میگو را با مخلفات آن خیلی کاربردی آماده کردند بدون ظرف اضافه و وقتگیری اضافه
چه فراوانی و بریز و بپاشی بر پا بود بیرون از خانه برای کباب کردن گوشت ها . راستش من چون خیلی گوشت دارم خیلی جای خودمو خالی کردم و لذت بردم از اون گوشه مجلس که بی سر و صدا داشت مهمترین کار مهمونی رو انجام می داد.
راستش استاد من و همسرم هم چندین تجربه مهمانی به روش سلف را در منزل داشته ایم ولی انصافا ایده ظرف های یکبار مصرف و ساده گرفتن توسط شما خیلی خیلی ایده ی بهتری بود که بسیار لذت بردم.
چه صمیمیت و مهربانی در جمع مهمان ها وجود داشت. استاد خیلی لذت بردم از اینکه خانم ها و آقایان بی آلایش با هم صمیمی بودن شنا می کردن و شاد بودن.
از انرژی شما در تشویق کردن مهمان ها برای اینکه در آب شیرجه بزنند و شما آنها را تشویق می کردید هم بسیار لذت بردم.راستش در این بخش هم دوست داشتم مهمان شما می بودم و این تشویق شما نیز شامل حالم می شد.
استاد عزیزم کنایه ای که در مورد تمرین ستاره قطبی هم زدید در این مورد که از خدا خواستید هوا چنین شرایطی داشته باشد نیز نکته ای بود که باور من در مورد ادامه ی انجام این تمرین بیشتر شود.
خدایا شکرت برای اینکه به سمت دیدن این فیلم هدایت شدم
خیلی از شما نیز متشکرم که با عشق کامنت مرا خواندید.
((بنام یگانه خالق هستی))
درود به همه عزیزان
اول از همه یه چیز جالب براتون تعریف کنم. من دیشب تو خوابم داشتم تمرین های استادو انجام میدادم. خواب دیدم ماشینمو دور یه میدون پارک کردم و یک دقیقه بعد برگشتم دیدم ماشین نیست. بعدش متوجه شدم که پلیس ماشین منو با جرثقیل برده. بلافاصله بعد از اینکه فهمیدم ماشینمو بردن به خودم گفتم اصلا خودتو ناراحت نکن و این موضوع حتما یه پلن از پلن های پروردگاره که تو رو به خواسته هات میرسونه و تازه تو خواب یه نکته مثبت هم از تو دلش درآوردم و به خودم گفتم خداروشکر ماشینمو پلیس برده و دزد ندیده و خلاصه بهم برمیگردوننش و آخر خوابم هم ماشینمو بهم برگردوندن.
خیییلی برام جالب بود که انجام و اجرای تمرین های استاد عباس منش عزیزم، آنچنان تو روح من رسوخ کرده که حتی تو خوابم اجراش میکنم چه برسه به واقعیت.
خداروصد هزار مرتبه شکر میکنم که تو زندگیم، یک همچین استاد عالی و با تجربه ای، سر راهم قرار داده که تا این حد زندگی من و روش زندگی من رو تحت تأثیر قرار داده.
واقعا باید قدر استاد و آموزش هاش رو بدونیم و هر روز بخاطر وجود ارزشمندش، خدا روشکر کنیم.
از این موضوع که بگذریم میرسیم به یک قسمت زیبا و جذاب دیگه از سریال زندگی در بهشت که من عاااااااااااااشقشم.
استاد جونم مرسی از شما و خانم شایسته عزیزم که با اینکه مهمون داشتین، ولی بخاطر ما و علاقه وافر ما به این سریال، در کنار انجام کارهاتون واسمون فیلم هم گرفتین.
آخه من عااااشقتونم مهربونام.
چقدررررر موضوع این قسمت برای من یکی مفید بود. فکر کنم باید صد هابار این قسمتو تماشا کنم. چون اقرار میکنم که خیلیییییی تو این موضوع مشکل دارم و باید بصورت جدی تلاش کنم و خودمو اصلاح کنم.
یادمه قدیما وقتی مهمون داشتیم، باید حتما صد نوع غذا جلوی مهمون میذاشتم. البته به مرور زمان بهتر شدم ولی باز هم این عادتم ازبین نرفته و تو شخصیتم وجود داره و واقعا باید این اشتباهم رو بپذیرم تا قادر باشم خودمو اصلاح کنم.
بقول استاد نه تنها خودمون اذیت میشیم، بلکه مهمان ها هم معذب میشن.
من خودم این موضوع رو وقتی مهمانی میرفتم تجریه کردم که کسایی که خیلی سخت میگرفتن و تجملات براشون خیلی مهم بود و یا اگه خیلی بهم غذاها رو تعارف میکردن، اصلا اصلا احساس راحتی نمیکردم و سعی میکردم کمتر برم خونشون، ولی جایی که با من کار نداشتن و زیاد تعارف نمیکردن و خودم هر چی دلم میخواست برمیداشتم، بیشتر احساس آرامش میکردم و دلم میخواست بیشتر برم خونشون.
مخصوصا ما ایرانی ها، واقعا این موضوع و چشم و همچشمی ها، پاشنه آشیلمون هست و چقدر خوبه که کم کم بتونیم فرهنگ سازی کنیم و تغییرش بدیم.
چقدر هوش و ذکاوت استاد و مریم جان رو تحسین کردم که با برنامه ریزی دقیق، فقط مواردی که لازم داشتند و نیاز به کثیف کاری زیادی نداشت رو تهیه کردند و چقدرررررر مریم جان و تحسین کردم که بسادگی هرچه تمامتر، میوه و مخلفات میز رو تزئین کرد. یعنی واقعاااااا کیف کردم و از صمیم قلبم تحسینشون کردم.
استفاده از ظروف یکبارمصرف هم واقعا عالی، راحت و بدون دردسر هست و من این چند سال اخیر، تو مهمونی هام خیلی بیشتر ازش استفاده کردم. فقط اگر به ظروفی که قابل تجزیه تو طبیعت هستند دسترسی داشته باشیم، عالیتر میشه.
من تو این قسمت از صحبت های استاد کلی درس مفید و کاربردی یاد گرفتم که تا حالا تو زندگیم کسی بهم آموزش نداده بود.
مثل اینکه : هدف از مهمانی لذت بردنه نه خوردن غذای خاص و اگه مهمون ها میخوان غدای خاصی رو تجربه کنن خب برن بهترین رستوران و تجربش کنن و اگه خیلی سخت میگیریم بخاطر حس عدم اعتماد بنفس و گرفتن تایید دیگرانه.
چقدر استاد عباس منش دقیق این نکته ها رو اون زمان ها که تو بندر عباس بودن کشف کرده بودن و داشتن تو زندگی شخصیشون اجرا میکردن و من واقعا باید سبک زندگی ایشونو نمونه، الگو و اسوه راه زندگی خودم قرار بدم. واسه همینم هست که سریال زندگی در بهشت تا این حد تو زندگی روزمره من مفید و کاربردیه.
استاد تو این قسمت یه نکته بسیار بسیار طلایی گفتن که وظیفه من و تو نیست که به مهمون خوش بگذره و لذت ببره بلکه وظیفه خود مهمونه که لذت ببره و اگه اون افراد نتونن لذت ببرن و با تو هماهنگ نباشن، جهان این انسان ها رو از زندگیت حذف خواهد کرد و کبوتر با کبوتر، باز با باز را اجرا خواهد کرد.
جدای همه این درس ها و نکته ها، من چقدرررر لذت بردم، از فضای پردایس یعنی واقعا مثل بهشته .
چقدر از ته دلم آرزو کردم که ایشالله بتونم یه روزی از نزدیک استاد و خانم شایسته مهربونمو تو این بهشت زیبا ملاقات کنم.
عجب هوایی! عجب بارونی! عجب طبیعتی!!!!!!!!!
بقول معروف جیگرم حال اومد &&&
استاد جونم ازتون خواهش میکنم باز هم سریال زندگی در بهشت رو ادامه بدین. چون من یکی که واقعا تا حالا انقدر درس ها از سبک و سیاق زندگی کردنتون گرفتم که حد و حساب نداره و واقعا تو زندگی شخصی من بسیار بسیار بسیار تاثیرگذاره.
باز هم ازتون سپاسگزاری میکنم که با اینکه کلی مهمون داشتین، وقت گذاشتین و همزمان با پذیرایی از مهمون ها، واسه ما بچه ها هم کلی فیلم عالی و فوقالعاده گرفتین.
آخه من که عاشقتوووونم زیبارویان من.
خدایا هزاران هزار بار شکرت میکنم…..
سلام دوست عزیزم
اتفاقا منم یه چند شب پیش خواب دیدم…راستش من خونه حیاط دار خیلی دوسدارم ولی تا حالا همش تو آپارتمان بودیم ؛خواب دیدم برای اولین بار رفتم خونه دوستم ( که از نظر من خیلی کارهاش درست و مرتبه) و رفتم دیدم یه حیاط خیلی بزرگ و قشنگ با باغچه و اینا دارند و همه جا سبزبود همونموقع تو خواب با خودم گفتم خوش بحالش استاد همش میگه هر کی به قانونا عمل کنه جهان بهش پادش میده ، این خونه هم پاداش این دوستم بوده …
در مورد مهمونی من برعکس شمام دقیقا ، طوریکه مامانم همیشه میگه مردم چند نوع غذا یاد میگیرن باهاش یه مهمونی میدن ولی تو یه نوع غذا بلدی باهاش چند تا مهمونی میدی (فقط قورمه سبزیم خوب میشه آخه)
کامنتای شما رو همیشه دنبال میکنم ؛ شاد و سربلند باشید.
سلام استاد جان
سلام مریم جان عزیزدلم
من هر بار ک فایلای جدید شمارو میبینم نمیتونم اندام زیباتون رو و مهم تر از هرچیز نتایج تلاش هاتون رو تحسین نکنم
پس قبل هرچیز تحسینتون میکنم و تبریک میگم بابت هیکل فوق العادتون ک انقدر دوس داشتنی تر و جوون تر و زیباترتون کرده .
من فکر میکنم اینکه انقدر ما به خودمون سخت میگیریم برای مهمونی ها ریشه ی اصلیش کمبود عزت نفسه
وهمینطور ک شما گفتین احساس عدم لیاقت ،تایید طلبی بیش از حد
خود من توی خانواده ای بزرگ شدم ک اصلا بخاطر همین سخت گیری ها حتی سالی یکبار هم مهمونی برگزار نمیکنیم یا مهمونی نمیریم
همون اول فیلم دیدم شما نوشیدنی هارو ریختین توی کلمن وخیلی راحت گفتین هرکی هرچی بخواد میتونه ازینجا برداره
باخودم گفتم اگ استاد عضوی از خونواده ما بود حتما ی کتک حسابی از مامانم میخورد(خخخ)
و حتما مهمونا اونشب قهر میکردن و میرفتن
از بس که این فرهنگ سمی توی فامیلای ما بولد شده
ک شما باید حتما جلوی مهمون حتی یک لیوان اب هم خواستی بیاری باید باکلی تشریفات باشه کلی تعارف کنی
مثلا من اگه میوه بیارم جلوی مهمون و بخوام ازشون پذیرایی کنم اگ کم تر از سه بار ب هرنفر اصرار و تعارف نکنم ک برداره ،باچشم غره های مامانم مواجه میشم
تازه حتی اگه بریم یک مهمونی ای مثل خودمون برامون سنگ تموم نذارن اصلا ناراحت میشیم
ک چرا اینا ب ما اهمیت ندادن و اصلا لیاقت این همه زحمت نداشتن و دست ما نمک نداره و ازین حرفا و الان میفهمم چقدررر این افکار غلطه
و انگار اینک تو برای اومدن ی مهمون انقدررر زحمت بکشی و خودتو اذیت کنی تا اون حالش خوب باشه برامون ی فضیلته و ی پوئن مثبت حساب میشه
ی درسی ک گرفتم ازین فایل این بود
ما باید ب سبک خودمون عمل کنیم به شیوه ای ک راحتیم
فارغ ازینکه دیگران خوششون میاد یا نه
مثلا اگ اولویت من راحتی و لذت بردنمه نباید خودمو ب زحمت و دردسر بندازم ک بخوام یک شب بی نقص برای مهمونام بسازم
یا قرار نیست همه یک مدل غذارو بخورن و ماهم مجبور باشیم بخاطر مهمونا سبک شخصی و غذای دلخواهمونو بذاریم کنار و بگیم زشته وقتی همه مهمونا دارن یچیزیو میخورن ما برا خودمون ی غذای دیگه بیاریم اصلااا استاد این فرهنگ مهمون و مهمونی اکثر ایرانیا اونقدر غلطه ک نمیدونم از کجاش بگم
اونقدر خودمون رو اذیت میکنیم ک فراموش میکنیم هدفمون از مهمونی رفتن و مهمونی گرفتن دور هم بودن و لذت بردنه
دقیقا وقتی ما اونقدر خودمون رو اذیت میکنیم وکلی غذا و نوشیدنی های مختلف سرو میکنیم باعث میشه اون مهمون بیچاره هنوز از خونه ما بیرون نرفته ب این فکر کنه ک الان من باید چیکار کنم تا بتونم کارای اینارو جبران کنم
و از همون لحظه حالش بد میشه و معذب میشه چون اینارو کاملا تجربه کردم و باچشم خودم دیدم حتی یکی از نزدیک ترین افراد خانوادم وقتی رفته بودن مسافرت با ی خونواده ی خیلی خوب و خونگرم اشنا شده بودن و اونا براشون کلی غذاهای متنوع و رنگارنگ درست کرده بودن
وقتی این فرد ازمسافرت برگشت گفت من دیگه جواب تلفن این خونواده رو نمیدم چون خیلیییی برامون زحمت کشیده و انداخته خودشو توسختی
ما دیگه چیزی نداریم برای جبران کردنش و اگ بخواهیم باز با هم ارتباط داشته باشیم و اونا بیان شهرما
ما خجالت میکشیم. و زشته
میخوام بگم این رفتاراو فرهنگای غلط حتی باعث ازبین رفتن رابطه هام میشه
راستش هر ایده ای ب ذهنم میاد برای راحت تر شدن مهمونی ها
هی ذهنم باهاش فایت میکنه و میگه زشته
و بقیه ناراحت میشن چون ی عمر باهمین فرهنگ مهمونیاشونو برگزار کردن و مهمونی رفتن
حالا تو بیای باشیوه جدید برخورد کنی اصن پامیشن میرن از مهمونیت
ولی من دارم سعی میکنم مثل مریم جون عمل کنم و کارارو ساده و. ساده تر کنم و حتما خبرشو هم زیر همین فایل براتون کامنت میکنم
دوستون دارم
امیدوارم ک همیشه حالتون خوب باشه
سلام به استاد و خانم شایسته و دوستان مهربان
من مهمونی رو خیلی دوست دارم اما ظرف شستن مخصوصا وقتی مهمون ها زیادن خیلی مشکله مخصوصا بعد از غذا تازه خانم ها باید از سر سفره بلند بشن در صورتی که معده ها پر هست، قبلش هم کلی کار کردن غذا پختن پذیرایی کردن … خسته و کوفته باید ظرف بشورن
چون حجم کار بالاست تازه توقع هست خانمهای مهمون هم بیان کمک کنن و بشورن
این دیگه نشد مهمونی که خانم ها چه مهمون بیاد چه مهمونی برن مدام باید کار کنن
ولی خب همیشه دوست داشتم تو مهمونی ها از ظرفهای یکبار مصرف استفاده بشه ولی خیلی میشنیدم که نه زشته مهمون بهش بر میخوره
اینجا یاد گرفتم چیزی که راحتم رو انجام بدم سبک خودم رو دنبال کنم راحت بگیرم
مامان من بشدت براش مهمه که مهمون میاد چی بذاره
حتی یادمه عمه ام و دختر عمه ام با خانواده اش از شهرستان سرزده اومدن دقیقا سر ظهر ،با اینکه آخر برج بود و پدرم حقوقش رو نگرفته بود رفت از بیرون براشون غذا گرفتو این اتفاق چندین بار دیگه افتاد
اما وقتی ما رفتیم خونه اشون یه غذای ساده اونم از شب قبل و یه غذای نذری گذاشتن جلوی ما …
من دقت کردم کسانی که وضعیت مالی خوبی دارن اتفاقا تو پذیرایی از بقیه خیلی ساده عمل میکنن و ما که وضع مالیمون زیاد خوب نبود و اعتماد به نفسمون پایین بود هی خجالت میکشیدم و هی سعی میکردیم غذاهای بهتر گرون تر بزاریم
من که اینها رو تجربه کردم به نظرم این قضیه خیلی به اعتماد به نفس میزبان ربط داره ،هرچه اعتماد به نفس میزبان بالا تر باشه خودش و رفتارهاش واعمالش رو بیشتر قبول داره و به سبک خودش کار میکنه نه نظر بقیه
در پذیرایی از مهمونم راحت هست مثل عمه و دختر عمه من چون وضع مالیشون اون زمان بهتر از ما بود اعتماد به نفس بالایی هم داشتن اصلا خودشون رو برای کسی هم به زحمت نمی انداختن تازه اگر نمیتونستن پذیرایی کنن راحت میگفتن الان شرایطش رو نداریم
برعکس مادر من اینقدر ما رو خودش رو اذیت میکرد
احترام میذاشت خرج میکرد
یه همسایه داریم که وضع مالی و اعتماد بنفسشون از ما بهتر بود یه روز ازش پرسیدم شما داماد و عروست میان چی درست میکنی
گفت کوکو یا ماکارونی هر چی هست رو میذارم جلوشون
گفتم مگه میشه
گفت اره چرا نشه باید هر چی ما میخوریم بخورن
گفتم مادر من حتما باید خورشت و مرغ درست کنه اصلا امکان نداره و تا حالا نشده از این غذاها جلوشون بذاره
گفت نه باید راحت باشیم اونم عضو خانواده است تشریفات نداریم ما.
خیلی برام هم عجیب بود هم جالب
ولی به قول استاد همه چیز از اعتماد به نفس ناشی میشه من با خودم راحت باشم بقیه هم اوکی هستن
و چقدر اون پارادایس زیباست صدای کلاغ دریاچه ماهی ها و اون موبلها و موکت نرم و راحت و پنجره های بزرگ که مثل قاب عکس میمونه
من خونه پدریم هستم و اینجا حیاط خونه ما چند تا درخت داره و ما یه پنجره سرتاسری داریم که مدام این درختها و گلها و آسمون زیبا رو میبینم
همسایه های ما همگی آپارتمان ساختن ولی ما همچنان خونه حیاط دار داریم با چند تا درخت میوه زیبا
وقتی همسایه ها میان همش میگن خوش به حالتون
جالبه که من هیچ وقت به منظره حیاط که از پنجره میدیدم دقت نمیکردم تا اینکه خودم یه آپارتمان کوچیک خریدم وقتی رفتم توش و از پنجره اش به بیرون نگاه کردم دلم گرفت منظره اش فقط ساختمان روبه رو هست
آسمون دیده نمیشد
وقتی برگشتم خونه خودمون خیلی فکر کردم که چرا من دلم میگیره حس خوبی ندارم اونجا
متوجه شدم من مدام عادت دارم آسمون رو بدون مزاحم با وسعت ببینم درخت ها رو ببینم اما اونجا اینطوری نیست
و یکی از شکرگذاری های من دیدن درخت ها و آسمون از خونه امون هست و یکی از خواسته های که در من شکل گرفت اینه که آپارتمانم رو عوض کنم به آپارتمانی که بشه آسمون رو راحت و با وسعت دید شبها ستاره ها رو دید روزها ابره رو دید
من خیلی وقته استاد جان مهمونی نرفتم دوست دارم دوستان عالی پیدا کنم دعوت بشم بگم بخندم شاد باشم
ممنونم
به نام خدایی که مهربان تراز حدتصورماست…
سلام به استادعزیزم سلام به مریم بانو زیبا و دوستداشتنی و سلام به دوستان گلم
امیدوارم حالتون عالی باشه
راستش دیشب به صورت کاملا اتفاقی این فایل رو دانلود کردم یعنی همین جور که داشتم توی فایل ها می گشتم تا فایل های مورد نظرمو دانلود کنم چشمم به این فایل افتاد
خیلی خیلی اینجور فایل ها رو دوست دارم
وقتی فکرمیکنم میبینم که من اصلا مثل شما نیستم استادجان
راستش من خیلی سخت میگیرم و برام خیلی اهمیت داره که همه چیز کامل باشه خب قطعا اینم برمیگرده به کمال گرایی که دارم ولی میتونم بگم دارم بهتر میشم از زمانی که سریال های سفر به دورآمریکا و زندگی در بهشت رو دیدم
وقتی سبک زندگی شما رو میبینم خیلی هیجان زده میشم خیلی تحسینتون میکنم
من اینجوریم که اگه مهمون داشته باشم مخصوصا اگه دفعه اول باشه که میاد خونمون باید از چندروز قبل برنامه ریزی کنم که چیا درست کنم
اینم باید بگم که من عاشق آشپزی و کیک پزی هستم(به علاوه اون روحیه کمال گرایی) و اگه غذا خوب نشه یا دسر یا کیکم خوب نشه واقعا بهم میریزم
وقتی فکر میکنم میبینم این الگو توی دورو اطرافیان من خیلی وجود داره
مثلا مامان من خیلی غذاهاش خوشمزست و معروفه توی فامیل و همه تعریف میکنن
وقتی مهمون گیرش میاد بااینکه غذا عالی شده و کلا همه چیز عالیه باز میگه ببخشید اگه خوب نشده ببخشید اگه کم و کسری هست .اینو توی خیلیای دیگه هم دیدم
یا مثلا چند وقت پیش یه مهمونی بزرگی داشتیم
یعنی قشنگ میتونم اینو بگم که خرد شدیم
وسط مهمونی خسته ی خسته بودم اینجوری که هی باخودم میگفتم خدایا زودتر تموم بشه برم استراحت کنم
و واقعا هم حرفتون کاملا درسته استاد که گفتین وقتی اینجوری هستین یک بار یا دوبار میتونین مهمونی بگیرین
به خاطر همین الگویی که هم در ما هست هم در دورو اطرافیان،هم کم مهمونی میگیریم و کمم هم به مهمونی میریم
این نکته خیلی خیلی مهمه که هدف لذت بردنه
چه قدر ایده های خوبی دادین و چه قدر کیف کردم
ایده ای که برای نوشیدنی گفتین و موادخوراکی که خریده بودین و با کلی سلیقه اونارو چیدین
میوه های خوشمزه و رنگارنگ
واااای خدایا شکرت خدایاشکرت
بعدشم که به مریم جان کمک کردین و چه قدر دوست دارم وقتی که باهم کاری رو انجام میدین
توی خونه ی ماهم دقیقا همین طوره و پدرمم در کارها به ما کمک میکنه و این فوق العاده زیباست
همکاری مهمون ها در آماده سازی غذا هم خیلی خوبه و به نظرم این کار باعث میشه ارتباط دو طرف بهتر و بهتر بشه
و درنهایت پریدن داخل آب پرادایس واااای که چه قدر دلم خواست چه تجربه فوقالعاده ای
مطمئنم مهموناتون کلی بهشون خوش گذشته
یه جمله گفتید که خیلی خوشم اومد و درواقع یکی از الگو های منه
وظیفه من و شما نیست که کاری کنیم که به مهمون خوش بگذره وظیفه خودشونه
متاسفانه اصلا توی این مورد خوب نیستم البته که دارم بهتر میشم اما خیلی برام مهمه که به طرف مقابل خوش بگذره و واقعا یه جاهایی اذیت میشم
این یعنی اینکه من خودمو توی این موارد اولویت قرار نمیدم
استاد و مریم جان عزیزم ازتون سپاسگذارم بابت به تصویر کشیدن این تصاویر فوقالعاده زیبا که واقعا به وجد اومدم و کلی ایده جدید به ذهنم خطور کرد والگوهایی که سعی در بهتر شدنشون دارم
دوستون دارم
در پناه الله شاد و تندرست باشید
آیه های 10 و 11 سوره ی جمعه
سلام به همگی
امیدوارم عالی باشید
جیباتون پر پول باشه
اول یه تبریک به استاد و مریم جان
که یه مهمونی خوش آب و رنگو این شکلی به این راحتی برگزار کردن
چ قدر باور قشنگی رو گفتن اونجایی که گفت استاد من نباید کاری کنم که ب مهمونم خوش بگذره
اون مهمون خودش باید یه کاری کنه ک بهش خوش بگذره
خیلی برام قشنگ بود
خیلی توی این زمینه مورد داشتم
همش سعی میکردم یکی که میاد خونم
بهش یه تجربه ی خوب بدم
ولی کمتر موفق میشدم
تا اینجا باگ کارمو پیدا کردم
مثلا میومدم فیلمهایی مزخرف ایرانی میذاشتم که اونا حالشون خوب بشه
ولی حال خودم شاید خیلی ساده بد میشد
اینا اذیتم میکرد
نمیذاشت خوب پیش برم
ثمراتش رو میدیدم
ولی میگفتم چاره چیه
باید با وجود من به اونا خوش بگذره
ایننم بگم که این یه مهمونی ساده اما تقریبا پر خرج بود
یعنی فقط ساده نبود
شاید قرمه سبزی پختنه
قیمه پختن به مراتب از این مهمونی ارزون تر در میومد
ولی برای کسی که تونسته روی باورهاش کار کنه
حقشه که از ثروتش در جهت راحتیش استفاده کنه
قطعا ما میخاسیتم اون بال مرغا رو بپیزم روی منقل شاید شش ساعت طول میکشید
ولی با اون دستگاهیی که با ثروت اومده بود خیلی راحت بدون اینکه نیازی باشه کسی بالاسرش باشه پخته شد
مثل آب خوردن پخته شد
اینا موهبت ثروته
که میتونیم یه مهمونی ساده اما تقریبا پر خرج تر از حالت عادی رو داشته باشیم
نوش جونشون این سادگی و آرامش از پرتو ثروت
باید اینجوری باشه
هممون اومدیم که این شکلی زندگی کنیم
فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَاهُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ﴿١٠﴾ وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَهً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَیْهَا وَتَرَکُوکَ قَائِمًا ۚ قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَهِ ۚ وَاللَّهُ خَیْرُ الرَّازِقِینَ ﴿١١﴾
و هنگامی که نماز پایان گرفت (شما آزادید) در زمین پراکنده شوید و از فضل خدا بطلبید، و خدا را بسیار یاد کنید شاید رستگار شوید! (10) هنگامی که آنها تجارت یا سرگرمی و لهوی را ببینند پراکنده میشوند و به سوی آن می روند و تو را ایستاده به حال خود رها میکنند؛ بگو: آنچه نزد خداست بهتر از لهو و تجارت است، و خداوند بهترین روزیدهندگان است. (11)
آیه های امشب خیلی خوشگلن و من بازم مفهموم میخام ازشون بگیرم
اول اینکه این آیه های خطاب ب مسلمان هاس اون زمان که نماز جمعه برگزار میشده و اینا به هر بهونه ای رفتار گوسفندوار داشتن یعنی اصن نمیفهمیدن که بابا الان داره پیامبر حرف میزنه حداقلش اینکه زشته ول کنید بره اصن این چیزا رو نمیفهمیدن حالیشون نبوده
یعنی خدا اصن آموزش پرستیژ داره به اینا میده که بابا رفتار انسان گونه این شکلیه
کاری با اون ندارم
دوم
توی آیه اول فضل اومده
و بازم گفتم ابتغا من فضله
اوف به این آیه
دیگه فضل هزاران بار گفتم چیه بخشش سنگینه خداس
و خدا هیچ وقت نگفت لتبتغو من رحمته
حداقل من جایی ندیدم
یعنی نگفته برید دنبال روزی باشید که نون شبتون رو بتونید در بیارید
گفته لتبتغو من فضله
از فضل خدا بجویید
یعنی دنبال فرصت های پول ساختن تپل باشید
چ باوری پشتشه
فک کن همه ی آدمها اینو میشنیدن دیوانه میشدن میرفتن دنبال فضل خدا چی میشد
خدا اینو نمیدونسته؟
چرا میدونسته
پس چیو میرسونه؟
اینو میرسونه که فرصتها اینقدر زیاده که اگه همه ی مردم دنیا هم کمر ببندن برن دنبال فضل خدا برن دنبال فرصت های پولساز خفن بازم کم میارن اینجوری خدا فضلشو گذاشته وسط
سوم
توی آیه بعدیش آخرش اومده گفته که انچه نزد خداست بهتره و خدا بهترین روزی دهندگانه
بازم اوف به این آیه
خدای من چ قدر قشنگ با این خدا طرف بودن
اصن مگه از این بهتر میشه
یه خدایی داشته باشی وهاب
هرچی که بخای بهت ببخش
بدون دغدغه بدون مسئله
و تو هم کارت فقط کیف کردن باشه
خدا اینجوری میگه تو به حرفهای من گوش بده
اون چیزی که پیش من خیلی ارزشش بیشتره
چرا توی در و دیواری
کجا داری دنبال یه لقمه نون میگردی
بیا پیش من
گنجهای زمین و زمان دست منه
من هدایتت میکنم
تو بنده باش ببین چ جوری برات خدایی میکنم
و خدا روزی ما رو میرسونه
چ قدر این خدا خوبه
چ قدر این دنیا با داشتن یه همچین خدایی که اینجوری راحت میبخشه قشنگه
خدایا ما رو به راه راست هدایت کن راه کسانی که بهشون نعمت دادی
خدایا منو از اون متقینی قرار بده که فاصله ای بین حرف و عملشون نیس
دوستون دارم
سلام استاد و خانم شایسته عزیز و سپاس از دست گذاشتن شما روی مهم ترین پاشنه اشیل های ما و نشون دادن الگو های واقعی از خودتون برای حل اون مسائل.
اولین نکته ای که با دیدن این فایل به ذهنم رسید بحث ساده سازی هست که میتونه باعث بشه زمان و انرژی ازاد تری رو برای خودمون و صرف کردن برای لذت های خودمون داشته باشیم مثلا در این مثال شما با ساده سازیه دادن یک مهمانی، زمان و انرژی لازم رو برای تفریح کردن و لذت بردن از در کنار دوستان و اشناهاتون بودن رو ازاد میکنین و این هدف اصلی هست که دنبالش هستیم اگر قرار باشه مثل یه موسسه خدمات مجالس از یک روز قبل و یک رو بعدشم درگیر اون مهمانی باشیم اونوقت مهمانی دادن در ذهن ما علی الخصوص خانم ها یک حس بد ایجاد میکنه و طبق قانون حِس بد اتفاقات بدتر رو و موقعیت های مشابه رو میاره. داشتم به این فکر میکردم که ساده سازی به معنی بدبخت و بی چیز نشون دادن خودمون نیست بلکه به معنی مدیریت درست زمان و همینطور خارج شدن از فضای شو آف کردن قابلیت هامون هست چیزی که باعث میشه همیشه ما در مدار اثبات توانایی های اشپزی و خانه داری و یا شیک بودن وسایل خونمون به بقیه باشیم و چرخه باطلی که هربار مجبوریم تکرارش کنیم.
دومین نکته هم قطعاً بحث ارزشمند بودن خودمون قبل از هرکس دیگه ای هست، یعنی من اول بیام برای خودم ارزش قائل باشم که اول از هرکس دیگه ای خودم قراره از این مهمونی لذت ببرم ، اینا اومدن که دور هم خوش بگذرونیم ( علی الخصوص در مورد خانم ها ) پس اگر قرار باشه دائما توی اشپزخونه یا سر پا در حال پذیرایی باشم پس خوب یه مستخدم بگیریم ولی ما اینجوری فکر نمیکنیم ، میگیم اگر غذا اینجوری نباشه چی فکر میکنن ، اگر میوه یک مدل باشه چی میگن ، اگر فلان چیز حاضری باشه چی میگن ، اگر دسر ژله اش 7 رنگ نباشه و توش گل در نیارم چی میگن ؟ میگن بی عرضه است ، خونه داری بلد نیست ، بی پوله ، و ….. و این همون پاشنه آشیل سنگین ما ایرانی ها هست که بر اساس تایید دیگران از لذت خودمون دست میکشیم و جالبه که این الگو در سفر ، بازی و … هم خودش رو نشون میده
ولی شاید تنها کاری که باید کرد تا این پاشنه آشیل ها که عمیق هستن تغییر کنن اینه که هربار از یه بخشی شروع کینم به ساده سازی و راحت گرفتن موضوع تا اروم اروم این موضوع در ذهنمون عادی بشه
به نام هستی که زیبایی های هستی اش لایقش هست
یک شعر هست که میگن عجب حلوای قندی تو امیر بی گزندی تو…
واقعا باید به نظام آفرینش احسنت و تبارک الله گفت بابت این همه زیبایی هاش و نعمت هایش
من همیشه اگر به عنوان یک آقایی باشم که فرضا متاهل هستم و مهمونی دارم آداب و روابط همون هایم سطح بندی هست و قطعا فرق دارد فضایی که مهمونی خانوادگی با خانواده خودم یا همسرم میگیرم یا نه مهمونی دوستانه خانوادگی
و قطعا نوع مدیریت های من با تناسب این فضاها متفاوت هست ولی در همه این چرخه ارتباط آداب و معاشرتم یک اصل رو رعایت میکنم اولی اگر قراره به بقیه خوش بگذرد باید اول به خودم خوش بگذره چطوری؟ با فراهم کردن یک فضای عالی مثلا حذف گوشی و فضای مجازی در اون ساعت یا حذف غیب و چشم هم چشمی های نقل و دهنی یا خیلی مسائل حاشیه ای که آدم رو دایم به سمت وقت کشی الکی میبره
اگر در جمع محافل صحبت همون حال خودمون باشه تا دیگران خب به قطع و جدیت فضا خیلی آرامش بخش و لذت بردن میشه
دومی) استفاده از یک آهنگ ملایم لایت گاهی اوقات یک آهنگ نوستالژی باعث میشه فضا رو بهتر بکنه حتی در روابط دو نفری هم این دو اصل میتونه اثر بگذاره قرار نیست فقط بگیم چون مهمون داریم باید رعایت بشه
سومی) استفاده از غذا یا پیش غذا یا دسرهای شان هر محفلی
مثلا خب گاهی در یک مهمونی خیلی فرق هست برای به خصوص ما ایرانی ها با تمدن 2500 ساله حالا فرقی نداره چه در خود ایران عزیز باشیم یا در آمریکا یا هر جایی
خیلی تفادت هست ما در چه سطح از مهمونی مان چه نوع فرهنگ غذا و نوشیدنی انتخاب کنیم حتی نوع خوش آمد گویی هامون در هر نوع مراسم متفاوت هست
چهارمی)اگر سعی کنیم به خودمون خوش بگذره قطعا به بقیه هم خوش میگذره این یعنی بی چشم داشت و ولی سفره مهمونی نوازی مون را باز کنیم
خیلی از اوقات این مهمونی ها فقط حکم دید و بازدید اجباری یا تلافی یا چشم و همچشمی داره خب این واقعا جالب نیست
من خودم وقتی بی منت برای ساعتی با دل و مرام خودم پذیرا یک تعداد دوست یا خانواده خودم یا همسرم باشم و قطعا سعی کنم هم به خودم هم به اونا ساعتی ماندگار خوش بگذره قطعا خاطره میشه
من اصل پنجمی) شکار لحظه ها دوست دارم از خاطراتمون عکس بگیریم همین آرشیو عکس ها برامون سال به سال خاطره میشه گاهی یه دورهمی هایی دیگه تکرار نشدنی بوده چه از لحاظ نبودن وجود اون افراد چه خیلی مباحث دیگه
و اصل ششمی) که خیلی دوست دارم تم پوششی هست این مدل بیشتر بین جمع دوستانه میشه انجام داد یک بازی فان و سرگرمی هست که اتفاقا برنامه منوتو اگر بفرمایید شام گذاشت درواقع داشت همون فرهنگ مهمون نوازی ایرانی ها رو معرفی میکرد از نظر فرهنگ و تمدن و شرف و انسانیت تک تک ایرانی ها که چگونه با دل خوش از هم با هر قوم و نژاد و خطه ای پذیرا هستند
ممنون از همه دوستان
نهایت فقط میتونم بگم اگر ساعتی دور هم هستیم برای هم باشیم به تک تک نگاه های هم عاشقانه نگاه کنیم عاشقانه گوش کنیم عاشقانه حرف بزنیم
خدا نکرده دل همو نشکنیم
خدای نکرده بهم بی توجهی نکنیم
اون این دوران که روزهاش خاطره میشن
همین کرونا خیلی بهمون یاد داد گاهی همون 1 ساعت کنار هم بودن بی حتی چیزی خوردن حتی 1 متر از هم فاصله گرفتن ولی چقدر عطش دیدار هم بودیم
من عشقم رو بعد 10 ماه دیدم برای چند ساعت شاید باورتون نشه فقط میگفتم ثانیه ها رو حاضرم پول بدم حاضر نگه دارم زمان رو و عاشقانه بوش کنم بوسش کنم بپرستمش و نگاهش کنم به قدری که ساعت های شنی تمام نشود و شبی در کنار هم صبح نشود یا دیر تر شود
روز همه خوش
وایی استاد بخدا اعتیاد پیدا کردم امروز به فایلاتون
طوری که امروز اصن سابقه نداشت که حدود تقریبا 7 8 بار اومدم سایتتون که ببینم فایل جدید اومده یا نه و هر دفعه لب و لوچه مون آویزون بود بخدا.
الان هم که ساعت نزدیک سه نصف شبه و خواستم بخوابم و گفتم که بزار برم سایت استاد شاید فایل جدید گذاشته که این نجواها هی میگفتند که آخه تا اونجایی که تو یادته معید استاد صبحا نهایتا ظهر ها فایل جدید بزاره الان که ساعت سه نصفه شبه تو میخوای بری تو سایتش
ولی خب دهن اون نجواها رو بستم و سایتو باز کردم و دیدم
Wooooow
بابا
Wooooow
فایل جدیییییییید
و چه فایلیییی
استاد نزدیک 50 دقیقه فایل بود و فکر نکنم تا حالا انقدر لبخند زده باشم که در طول دیدن فایل زدم
اینکه ابرها و انعکاس درخت ها رو میتونستی از توی اون آب شفاف تر از خود کلمه شفاف ببینی ، معجزه بود
وای خدایا شکرت
و محتواتون
وایییی محتواتون…
محتوای این فایلتون چقدر عالی بود چقدر الگو برداری کردم چقدر بیشتر آداب مهمان داری و مهمانی گرفتن رو شناختم و چقدر چقدر از چینش غذاهاتون از چینش ترکیب بندیتون لذت بردم
سپاس گزارم از اینکه کامنت های بچه ها رو توی فایل قبلی خوندید که ترغیب شدید که این فایل رو ضبط کنید و ازتون میخوام از این جنس فایل ها بیشتر بگذارید و بیشتر بگذارید و بیشتر بگذارید
و من سپاس گزارم سپاس گزارم سپاس گزارم …
بنظرم برای بهبود ایده مهمانداری و مهمانی گرفتن که گفتید میتونم بگم که
اگر حتی از مهمان کمک بخوایم که مثلا با همدیگه میوه ها رو بشوریم یا باهمدیگه چینش ها رو انجام بدیم ، خیلی احساس راحتی به خودمون و به مهمون میده چون معمولا توی تمام موارد میزبان اکثر اوقات آشپزخونه بود و مهمان هاش جای دیگه.
ایده کمک گرفتن از مهمان خیلی خوبه و اصن وقتی کاری رو باهم انجام بدیم خیلی خووووبه
استاد خلاصه گفته باشما
کامیونتی عباس منش از این جنس فایلا بیشتر میخوان هااااا (:
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام
آخ که من چقددرر این سبک از مهمونی دادن رو دوست دارم. همیشه با این مخالف بودم که چقدر چقدر زیاد یه سری ها خودشون رو اذیت میکنند و اصلا مهمونی دادن میشه عذابشون! انقدر توش اذیت میشن که از هر چی مهمونی دادنه فراری میشن.
همش هم از همین زحمت های بسیار زیاد و تعارفات و خوب جلوه کردن جلوی دیگران و آبروداری میاد.
چقدر بنده خدا خانوم خونه تو این مهمونی ها اذیت میشه و زحمت میکشه. از درست کردن چند مدل غذا بگیر تا تمیز کاری و یک خونه تکونی درست حسابی از چند روز قبل!
واقعا هیچ نایی برای صاحبخونه نمیمونه و هم قبل مهمونی، هم حینش و هم بعدش، همش سختی و اذیته!
.
چقدر وقتی خود صاحبخونه همش در حال بدوبدو و تو آشپزخونه و همش داره عرق میریزه، خود مهمون هم معذب میشه و بهش خوش نمیگذره.
اصلا همین جمله از همین مهمونی ها اومده دیگه: بابا دو دقیقه اومدیم خودتو ببینیم همش تو آشپزخونه ای!
تازه در حین مهمونی های ایرانی، خود مهمونم باز کلی باید کار کنه و زحمت بکشه! مثلا بعد غذا، همه ی خانوما شیفت میشن به آشپزخونه و حالا نوبت شستن کوهی از ظرفه!
.
من نه دوست دارم خودم سختی ای بکشم و اذیتی بشم نه مهمونم.
واقعا اگه آدم انقدر اذیت بشه، اون دیگه چه مهمونی و خوش گذروندنیه؟
مگه هدف مهمونی و دورهمی، داشتن لحظاتی شاد کنار عزیزانت نیست؟!
پس ما چرا کلا کاربردشو عوض کردیم؟!
نمیدونم چرا تو فرهنگ ما، همه چیز به سختی آمیخته شده. مهمانی ها سخت، مهمانی رفتن همراه با اذیت، کار همراه با سختی، پول دراوردن همراه با سختی، حتی تفریحاتمونم باز توش سختی داره! نمیدونم چرا انقدر همه چیز ما، با سختی و درد و رنج عجین شده!
این میشه که سختی کشیدن شده ملاک ما از ارزش کارمون! هرچی سختیش بیشتر = کارِ باارزش تر و نتیجه ی بهتر!
اینه که حتی تو مهمونی هامون هم افتخار میکنیم به سختی زیادی که برای برگزاری مهمونیمون کشیدیم و آخرش در حالی که داریم غش میکنیم، به خودمون افتخار میکنیم! دمت گرم! اینهمه اذیت شدی اما عجب مهمونی ای گرفتی! به همه خوش گذشت! (مطمئنی به همه؟!)
.
چقدر از اسنک های ساده و در عین حال خوشمزه ای که درست میکردید لذت بردم.
چقدر اون ایده ی فلاسک یخ و گریل گوشت و سرخ کردن مرغ ها تو اون دستگاه رو دوست داشتم!
اینجوری حتی غذا درست کردنتم یه جور خوش گذرونی و تفریح محسوب میشه!
.
واقعا من این سبک رو میپسندم و امیدوارم که بتونم در اینده تو خونه ی خودم، همین سبک و مهمونی رو برگزار کنم و بیشتر وقتم رو با مهمونام باشم تا در حال پخت و پز و ظرف شستن و چایی اوردن و خدمات ارائه دادن!
.
چقدر لذت میبرم ازین همگامی و هم مسیری شما دو عزیز.
که با هم تغییر میکنید، با هم رشد میکنید و با هم در یک مسیر و طرز تفکر قدم برمیدارید.
این هم مسیری واقعا یکی از ویژگی های مهمیه که زوج هارو کنار هم نگه میداره و من از دیدنش توی رابطه ی شما خیلی لذت میبرم.
.
قبل از اینکه از ایده های خودم برای راحت تر و لذت بخش شدن مهمونی ها بگم، اینو بگم که چقدر این فراوانی تفریحات رو در پرادایس تحسین کردم و چقدر خدارو بابت این ثروت شاکرم.
تو هر چقدر ثروتمند تر باشی، بیشتر میتونی موجبات تفریح و لذت و حس خوب برای عزیزانت رو فراهم کنی.
هرچقد ثروتمند تر، همه چیز راحت تر و آسان تر.
.
خب، ایده های من برای راحت تر و لذت بخش تر و آسان تر شدن مهمانی ها:
1. سرو غذاهای آماده یا گریل که هم درست کردنش تفریح باشه و هم راحت باشه.
2. خریدن میوه و سبزیجات شسته شده، که دیگه نیاز به شستشوی حجم زیاد میوه نباشه.
3. استفاده از ظرف های یه بار مصرف.
4. سلف سرویس بودن غذاها و خوراکی ها.
5. پخش موزیک مناسب در حین مهمونی.
6. فراهم کردن تفریحات مختلف مثل بازی های گروهی و دورهمی که همه ی افراد رو سرگرم کنه مثل پانتومیم.
7. یک فیلم طنز دیدن.
8. شنا کردن، والیبال بازی کردن، بدمینتون بازی کردن.
9. انداختن یک موضوع وسط و درگیر کردن همه توی اون موضوع. موضوعی که برای همه فان یا موردعلاقه باشه و همه دوست داشته باشن درموردش نظر بدن و صحبت کنند.
.
من تو مهمونی هام اگر کسی بخواد زحمت اضافه و زیادی بکشه اصلا بهش اجازه نمیدم و هدفم اینه که همه فقط اون شب لذت ببرند و خوش بگذرونند. همه رو راحت میذارم و خودم به عنوان صاحبخونه از همه آسوده تر خواهم بود و لذت میبرم تا دیگران هم راحت باشند.
.
ممنون استاد جان و مریم جون، بابت تهیه و انتشار این فایل.
بهم دوباره ارزش های شخصی خودم، سبک زندگی موردعلاقه م، الویت قرار دادن راحتی خودم و معنی واقعی “مهمونی” رو یادآوری کرد!
استاد جاااااااااان سلام و عرض ادب و احترام
خانم شایسته عزیز خدمت شما هم سلام عرض میکنم
به به
چقدر عالی، الهی من هم روزی در فرکانس شما قرار بگیرم و مهمان محفل گرم و دوستانه و صمیمانه و بی ریای شما بشوم.
استاد جان خیلی لذت بردم از این مهمانی، از هنر خانم شایسته در آرایش و چیدن میوه ها لذت بردم از اینکه شاتوت ها را در سه نقطه ظرف چیدند بعدا بلوبری ها در دو نقطه میانی بعد هم توت فرنگی های خوش رنگ و رسیده را (البته اگر اشتباه نکرده باشم) در مرکز ظرف ریختند.
مثلا حمس و میگو را با مخلفات آن خیلی کاربردی آماده کردند بدون ظرف اضافه و وقتگیری اضافه
چه فراوانی و بریز و بپاشی بر پا بود بیرون از خانه برای کباب کردن گوشت ها . راستش من چون خیلی گوشت دارم خیلی جای خودمو خالی کردم و لذت بردم از اون گوشه مجلس که بی سر و صدا داشت مهمترین کار مهمونی رو انجام می داد.
راستش استاد من و همسرم هم چندین تجربه مهمانی به روش سلف را در منزل داشته ایم ولی انصافا ایده ظرف های یکبار مصرف و ساده گرفتن توسط شما خیلی خیلی ایده ی بهتری بود که بسیار لذت بردم.
چه صمیمیت و مهربانی در جمع مهمان ها وجود داشت. استاد خیلی لذت بردم از اینکه خانم ها و آقایان بی آلایش با هم صمیمی بودن شنا می کردن و شاد بودن.
از انرژی شما در تشویق کردن مهمان ها برای اینکه در آب شیرجه بزنند و شما آنها را تشویق می کردید هم بسیار لذت بردم.راستش در این بخش هم دوست داشتم مهمان شما می بودم و این تشویق شما نیز شامل حالم می شد.
استاد عزیزم کنایه ای که در مورد تمرین ستاره قطبی هم زدید در این مورد که از خدا خواستید هوا چنین شرایطی داشته باشد نیز نکته ای بود که باور من در مورد ادامه ی انجام این تمرین بیشتر شود.
خدایا شکرت برای اینکه به سمت دیدن این فیلم هدایت شدم
خیلی از شما نیز متشکرم که با عشق کامنت مرا خواندید.
خدا نگهدار