یک الگوی مناسب برای مهمانی گرفتن - صفحه 6 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

514 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم رستمی گفته:
    مدت عضویت: 3196 روز

    سلام به دوستان و همراهان همیشگی و سلام به استاد عزیز و خانم شایسته چقدر لذت بردم از این فایل واقعا زیبا بود همه چیز نشان از ثروت و فراوانی داشت چقدر خوبه که این زیباییها رو در کنارت داشته باشی و خانم شایسته واقعا عالی کار میکنند و لباسشون هم بسیار زیبا بود و چقدر خوبه که به این خوبی و راحتی مهمونی دادید من خودم هم دوست دارم همینجوری مهمونی بدم و همه چیز رو راحت و آسون میگیرم و من از این فایل یادگرفتن که فقط باید کمی خلاقیت به خرج بدم و خیلی خوب و عالی بود با کمی خلاقیت در همین شهر کوچک ما هم میشه خوردنی های خوبی پیدا کرد خیلی لذت بردم و از خداوند سلامتی شما و خانم شایسته عزیز رو میخام و طبیعت اونجا واقعا زیبا و رویایی است البته من سابقه باران تند و بعد یک آفتاب بسیار درخشان و هوایی مطبوع رو دارم و کاملا می‌تونستم اون رو حس کنم خیلی براتون خوشحالم و حال خوبتان رو آرزومندم انشاالله چهار سال دیگه در پاردایس شما رو میبینم و خوشحالم که استاد اینو بهتون بگم که شما ما رویعنی ذهن مارو از نو برنامه ریزی کردی و من اولین سالهای عمرم هست که حدود85/٪ اوقات حالم خوبه و نگرانی جاش رو به حال خوب داده در 100٪ کل روز در سلامتی هستم و 99٪ کل سال رو در سلامتی هستم و در 60٪مواقع نگرانی مالی ندارم استاد این درصد هایی که نوشتم برای من خیلی عالی هستن و خدارو صد هزار مرتبه شکر میکنم و اگه بدونید از چه درصد هایی به این ها رسیدم باور نمیکنید به هر حال خدا خیرتون بده که هم بهشت رو نشون دادی هم راه رسیدن به اونو به ما یاد دادی خیلی سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    کیمیا قاسم پور گفته:
    مدت عضویت: 3257 روز

    سلام استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین

    واقعاً دلم برای فایل‌های زندگی در بهشت تنگ شده بود. چه مهمونی بی‌نظیری بود

    از زمانی که دوره قانون سلامتی رو برگزار کردید، مهمونی هم ساده‌تر شده.

    به‌نظرم وقتی می‌سپاریم به خدا و رها می‌کنیم، همه چیز ساده‌تر و راحت‌تر اتفاق می‌افته. من روی غذا و خوراکی همیشه سخت می‌گرفتم.

    نه تنها برای مهمونی، بلکه برای شخص خودمم سخت بود.

    همیشه با نگرانی و ترس همراه می‌شد و این سؤال رو می‌پرسیدم ناهار چی بخوریم!؟ عصرونه چه‌کار کنیم!؟ شب رو چی بخوریم؟

    نگرانی و ترس باعث می‌شد تو کار خدا دخالت کنم. همه چیز رو سخت بگیرم و برام یک عذاب بود. دغدغه و نگرانی که بیشتر تمرکز و انرژی من رو درگیر می‌کرد.

    اما الان خیلی رها‌تر هستم. مخصوصاً بعد از فایل توحید عملی 6 و عمل به این آگاهی‌های ناب که از قلب شما جاری می‌شد. سرشار از آرامش شدم.

    برای خدا و پیامبرش مهم نیست، شاید برای منم نباید مهم باشه. چی بپوشم!؟ چی بخورم!؟ به طوری که کل تمرکز من رو بگیره‌. استرس و حال بد رو بهم بده.

    به قول شما همه چیز حال خوبه، همه چیز لذت و شادیه. چه اهمیتی داره خورشت سبزی باشه یا قیمه!؟

    چه اهمیتی داره بیسکوییت باشه یا بادام!؟ هر کدوم رو داریم بپوشیم و بخوریم و لذت ببریم.

    وقتی این هدف رو دریافتم. وقتی فهمیدم همه چیز حال خوب منه، همه چیز تغییر کرد. سخت‌گیری‌ها کمتر شد.

    سعی کردم از چیزی دارم لذت ببرم. نعمت‌های بیشتر میاد. لباس و غذا محیا میشه.

    وقتی احساس لیاقت رو شناختم و کار کردم. تاج سلطنت روی سرم گذاشتم. همه چیز متفاوت شد. فرق کرد.

    مهمونی‌ها رنگی‌تر شد. غذاها خوشمزه‌تر شد. همون مهمونی بود. همون آدم‌ها، غذاها و امکانات. من عوض شدم. من بیشتر لذت می‌بردم و دیدگاه سادگی رو در تک‌تک سلول‌هایم حس می‌کردم.

    چقدر این باور سادگی جای کار داره. شاید مهمونی، غذا و لباس ساده و از دیدگاه مردم عادی باشه؛ اما ذهن اکثریت جامعه رو به خودش مشغول کرده.

    خوشحالم که متفاوت فکر می‌کنم، خوشحالم ساده می‌گیرم.

    اینجا، در کنار شما هستم.

    هر چه راحت‌تر می‌گیرم، دیگران هم بیشتر لذت می‌برند. هیچ‌وقت چنین دیدگاهی نداشتم.

    این نکته طلایی رو همیشه به‌خاطر می‌سپارم و برای درک بیشتر عمل می‌کنم.

    هر چه بیشتر روی باورهای عزت‌نفس و توحید کار می‌کنم کمه

    کار‌ کردن روی باورها همه چیز رو به من آموخت و من رو از نو ساخت.

    باعث تجربه‌های جدید شد. حال‌و احساسم رو عوض کرد.

    خدایا شکرت، بی‌نهایت بار شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      ثريا حشمتي گفته:
      مدت عضویت: 2059 روز

      دوست نازنین من

      هنرمند جان

      چقدر از دیدنت تو سایت خوشال شدم

      داشتم کامنتهارو میخوندم اخر شب،یهو از دلم گذشت که چرا بجز اقای طهرانی،بقیه بچه ها که تو کانال و دوره هستیم رو تو سایت نمیبینم

      به خودش قسم و جلسه هدایت امروز که چقدر بی نظیر بود،

      هدایت شدم به کامنتت

      چقدر زیبا نوشتی و از تغییراتت و اصل قرار دادن حس خوبت تو هر زمینه از زندگیت گفتی و من تحسینت میکنم بابت حال خوبت و پیشرفتت ️️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    رزیتا گفته:
    مدت عضویت: 1324 روز

    سلام سلام سلام

    وای استاد این فایل چقدر خوب بود برای من.

    چقدر لذت بردم از آرامش شما و مریم جون

    چقدر راحت و ساده و لذت بخش مهمانی رو برگزار کردید.

    خدارو بینهایت سپاسگزارم که شما رو دارم تو زندگیم

    چقدر شما الگوی مناسبی هستید …

    صبح که این فایل رو دیدم و اینهمه حس خوب گرفتم ،ظهر همسرم بهم گفت برای شب مهمان داریم …

    خدا میدونه اولین بار بودکه مهمان داریم و استرس نداشتم.در کمال آرامش کارامو انجام دادم

    همیشه خیلی تند تند و با استرس میرفتم خرید بعد تو خونه خیلی تند تند ،بدو بدو میکردم که خونه رو مرتب کنم و این استرس و حس بد هم به اعضای خونه منتقل میکردم .بالاخره بچه هام رو یه جوری دعوا میکردم که بلند شید یه کاری کنید و چرا نمیجنبید و از این حرفا…..

    فکر میکردم هر چی تند تند کار کنم و بدو بدو کنم استرس داشته باشم سریعتر کارا پیش میره …

    اما اینچنین نیست واقعا

    اما دیروز ….باور کنید همه چیز اینقدر سریع و راحت و با حس خوب گذشت

    وای که چقدر لذت بردم ….

    حتی تو میوه فروشی و سوپری که میخواستم خرید کنم با حس خوب به میوه ها نگاه میکردم

    به رنگشون به مدلشون ….

    از خریدم لذت بردم

    وقتی داشتم خوراکیها رو تو ظرف میچیدم همش یاد آرامش مریم جون میوفتادم که چقدر در کمال آرامش و حس خوب اینکارو انجام میدادن

    حتی به خودم گفتم قرار نیست همه کارا انجام بشه بعد مهمونا برسن

    اگه کاری موند بعد که اونا هستن انجامش میدم

    حتی دیروز عصر باشگاهمم رفتم اونجا هم کلی حس خوب گرفتم

    اگه مثل قبل بود کلاسمو نمیرفتم . میگفتم من شب مهمان دارم حالا بلند شم برای خودم برم کلاس؟!

    در آخر ازتون باز هم تشکر میکنم بابت اینکه هستید…

    خیلی دوستتون دارم

    با عشق فایلهاتونو نگاه میکنم

    هر روز باهاتون زندگی میکنم

    خدا نگهدارتون باشه….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  4. -
    سمیرا بانو گفته:
    مدت عضویت: 1108 روز

    سلام استاد عزیز.ومریم جان

    انقدر با این سریال زندگی در بهشت حال میکنم که خدا می دونه من دوتا فرزند دارم که به شدت تلویزیون میبینن. سریال های عقب افتاده صدا وسیما رو

    من خودم 2سال هست اصلا اخبار وسریال نمیبینم و وقتی یه سریال دوست دارم ببینم تا جایی که شاد وکمدی هست می بینم ولی وقتی کوچکترین حس بد ناراحتی ببینم از هر جا باشه دیگه دنبال نمیکنم

    حتی تازگی ها داشتم سریال جریان رو می دیدم وقتی دیدم چقدر داره من رو ناراحت میکنه از همون قسمت های اولش رها کردم و واقعا خودم رو تحسین کردم به خاطر این کارم

    من الان 3هفته هست دارم سریال های شما رو دنبال میکنم وبچه ها هم خیلی رغبت پیدا کردن و اون ها هم نگاه میکنن

    الان اون قسمتی هستم که تخم مرغ ها جوجه دادن واستاد باورتون نمیشه با هر جوجه که از تخم می اومد بیرون ما همگی جیغ میکشیدم وقربون صدقه شون می رفتیم

    وپسر کوچکم همش نگاه میکنه وهر بار سوال های تو ذهنش میاد

    خدا رو هزار مرتبه شکر بابت سریال های پر محتوا شما از نظر. من جایزه اسکار باید به شما ومریم جان داده بشه

    اینم بگم استاد نمی دونم جذب بالایی دارم یا چی هست .دستم خیلی فایل های شما رایگان اومده

    مثلا امروز میگم دوره سلامت کاش می تونستم تهیه کنم فرداش میبینم تو گروه دوستانه خودمون یکی میاد راجبش حرف میزنه ومیگه من دارم

    وبه من می فرستن.ولی استاد شما اول همه فایل ها گفتید هیچ گونه رضایتی ندارید .من همه اونها رو ریخته بودم تو فلش .دوره هدف.ثروت.رو گوش میدادم در طول روز ولی انگار هیچی رو متوجه نمی‌شدم

    وچند وقت پیش به صورت ناخودآگاه داشتم سوال دوستان در لایو رو می دیدم که شما گفتید هرچی به دستتون رسیده رایگان پاک کنید

    ومن هم نکردم مطلعی همه رو یک جا پاک کردم وعهد بستم زمانی که پول داشتم ودرامد حتما میایم می خرم از سایت

    والان فقط دارم فایل های رایگان رو گوش می‌کنم ولذت می برم

    راستی استاد من زمانی که مراقبه میکنم خودم رو در پردیس تصور می‌کنم ومی ببینم که برانی هم میاد کنارم وقطره های بارون روی صورتم می ریزه خیلی بهم لذت میده

    استاد ومریم جان عاشقانه دوستتان دارم شما دست ها وصدای خداوند برای من هستید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  5. -
    هستی گفته:
    مدت عضویت: 2010 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد خوش تیپ و دوست داشتنی و مریم جون نازنین و دوستای گلم.

    چقدرررررر زیبای چقدررررر نعمت خدایاشکرت،

    از این فایل این درسها رو گرفتم…

    1. سادگی با خسیس بودن فرق میکنه سادگی یعنی خودمون رو به زحمت نندازیم ولی این باور را داشته باشیم که فروانی زیاده و برای مهمون انچه که دوست دارن رو بخریم و خسیس بازی در نیاریم

    2. از ظروف یک بار مصرف استفاده کنم، همین دیشب با همسرم صحبت میکردم نمیشه یه راهی باشه که من مجبور نباشم انقدر ظرف بشورم… شما امروز جوابشو دادین ممنون ازتون

    3. از خدا درخواست کنم، برای هر چیزی… مثل ابری کردن هوا این نکته خیلی خوبی بود فدای تو بشم استاد قشنگم

    4. تو مهمونی تمرکزم روی این باشه خودم لذت ببرم، منه میزبان حالم خوب باشه حتما بقیم حالشون خوب میشه

    5. مهمونی زیاد بدم. من قبل کرونا زیاد مهمونی میدادم برکت سفرمون هم بیشتر بود…. تصمیم دارم از این به بعد مثل گذشته زیاد مهمونی بدم و دوستامو دور هم جمع کنم

    6. از کباب پزتون خیلی خوشم اومد حتما میخرم، کارو راحت میکنه، من همیشه روی زغال برا مهمونا کباب درست میکنم خوب میشه ولی زحمتش زیاده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  6. -
    ارشیا گفته:
    مدت عضویت: 2433 روز

    سلام استادعزیز

    اتفاقا امروز یک مهمونی داریم‌ و چه همزمانی شد با این فایل.

    یادمه وقتی ایران‌بودیم خیلی وقتا مامانم‌ اگر مهمونی میداد خیلی زحمت میکشیدیو انقدر آسون نمیگرفت، یا شاید ندیده بودیم.

    ولی چه یادآوری شد که میتونیم‌ یکسری خوراکی هایی رو به آسانی آماده کنیم‌و همه کار رو راحت اما زیبا. مثل اون سبدمیوه خوشمزه کاه مریم خانم‌ چیدن، یعنی عملا دوری از فرع کریدن و اصل لذت بردن رو با ساده سازی کارهای سعی کردید راحت کنید.

    چه مهمونی خوبی، چه خوبه که ظرفای پلاستیکی رو استفاده میشه کرد و بعد استفاده بجای شستن این همه ظرف بعد بعد مهمونی اومایی که نمیخواین رو میندازید دور و دیگه کارخونه بازیافت خودش بلده با اونجا چه کنه.

    و اینکه چه دریاچه ی زیبایی، چه مهمون های خوبی،چه غذاهای رنگارنگی، چه عزیز دلی استاد داره با این موهای زیباه تیره، پوست صاف و تناسب اندامی‌که به کمک دوره قانون سلامتی ساختن.ممنون از این فایلی که گذاشتین روی سایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  7. -
    فهيمه گفته:
    مدت عضویت: 2239 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    درود خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته گرامی و بقیه بچه های سایت

    اول اینکه سپاس به خاطر اینکه برای ما فیلم گرفتید و توضیح دادید روی فیلم

    چقدر جامعه ایرانی به این تاپیک نیاز داره

    استاد عباس منش خود من یکی از همونا بودم که وقتی مهمان می آمد کلی خودمو توی دردسر مینداختم

    دلیلشم این بود که من آشپزی رو خیلی دوست دارم و به هیچ وجه هم توقع نداشتم کسی مثل خودم ازم پذیرایی کنه

    بعد از مهاجرت متوجه شدم اینجا توی آمریکا “پاتلاک پارتی” دارن

    یعنی چی؟

    همون قابلمه پارتی هست

    هر کی غذای خودشو درست میکنه میاره و دور هم جمع میشن

    اوایل که وارد این مهمونی ها میشدم انقدر خوشم اومد که گفتم وات ایف که منم برم به این سمت و انقدر خودمو اذیت نکنم

    و به مرور ترک عادت کردم و واقعا هر کاری که میکنم در همین حد شما که رفتید یه خریدی کردید و یکم خودتونو آماده تر کردید برای پذیرایی

    من چی یاد گرفتم از این فایل:

    خیلی ایده کلمن جالب بود …من دیده بودم اینجا برای مهمونی های بزرگ کلمن های مخصوص بزرگ میگیرن و نوشیدنی رو توش میزارن …البته بیشتر بیرون خونه دیده بودم این کار رو میکنن

    منم خیلی این کار رو دوست دارم ولی به نظرم وقتی مهمونی بزرگ دارم باید به این گزینه فکر کنم

    هم مهمون راحته با این موضوع …هی سختش نمیشه بگه ببخشید آب میخوام …یا شاید اصلا نوشابه بخواد …اینطوری مهمان خونه میزبان رو مثل خونه خودش میدونه و بسیار احساس راحتی و نزدیکی میکنه

    به نظرم قدم بزرگیه در اینکه مهمان متوجه بشه ، میزبان براش راحتی مهمان مهمه

    در مورد تنقلات هم بسیار با خانم شایسته موافقم

    من هم متوجه شدم در مهمانی ها میوه خیلی کم خورده میشه

    واسه همین برای مهمونی هامون خیلی کم میوه میگیرم فقط مثل شما یکم بریز (خانواده بری ها مثل توت فرنگی ، بلوبری ، بلک بری و اینا ) میگیرم هم سایزشون کوچیکه هم خوردنش راحته

    قبل از این کلی میوه میخریدیم کلی موز میخریدیم که همشون میموند قهوه ای میشد…چقدرم جا میگرفت توی یخچال….اگر میوه درشت هم بگیرم خورد میکنم توی ظرف که خورده بشه

    این ایده چیز پلتر هم خیلی عالیه…با فرهنگ آمریکایی هم خیلی سازگاره و به قول خانم شایسته خیلی هم با کیفیته

    بعدها فهمیدم چقدرم ما ایرانی ها دوسش داریم…چون ما ایرانی ها هم عادت داریم چندین مدل تنقلات روی میز باشه بخوریم …این چیز پلتر ها خیلی با ذائقه ما هم سازگاره

    من صد درصد قبول دارم این مدل تنقلات رو

    یه نکته مثبت دیگه هم که این تنقلات دارن ، یکم حالت غذایی هم دارن و لازم نیس غذا هم زیاد درست کنی…بعدم کلی زیاد بیاد و بزاری توی یخچال تا یک هفته غذای مهمونی گذشته رو بخوری…اینکه غذا زیاد درست نکنم با این تنقلات اینطوری رو به مرور یاد گرفتم…بعد از اینکه دیدم غذاهام زیاد میمومد و همه میگفتن کلی پنیر خوردن و سیر شدن…. و تا حدودی هم با قانون سلامتی هماهنگه…

    نکته مثبت زیاد داره

    خانم شایسته که به خوبی و هنرمندانه نشون داد که چقدر کارها راحت تر میشه با این نوع پذیرایی

    استاد عباس منش من فکر میکنم باید این ساده مهمانی گرفتن به یک چالش تبدیل بشه تا اون تابو های مهمانی در ایران شکسته بشه

    به جای اینهمه چالش که به هیچ درد زندگی نمی خوره ، چه خوب میشه این چالش رو راه بندازن …گرچه خیلی زیاد مورد حرف و حدیث قرار خواهند گرفت اون گروه های اولی که چالش رو شروع میکنن ولی نتیجه اش خیلی شگفت انگیز خواهد بود

    من شنیدم با توجه به اقتصاد ، مهمانی گرفتن خیلی سخت شده در ایران …خوب اگر ساده بگیرن، هم همیشه دور هم جمع میشن هم دیگه اگر یکی یکم کمتر داره خجالت نمیکشه…و چقدر خوب تر میشه این “قابلمه پارتی ” هم فرهنگ بشه توی ایران

    شما فکر میکنید اینایی که توی آمریکا قابمه پارتی میگیرن ، ندارن که برای همه میز مجلل بچینن….چرا دارن…..حداقل کسایی که آمریکا زندگی میکنن میدونن که غذا چقدر ارزونه اینجا…البته که کیفیت غذاها متفاوته ولی من چیزی که عرف هست رو میگم….

    من خیلی به این موضوع ساده گرفتن مهمانی ها توی ایران فکر کردم

    به یک نتیجه ای که رسیدم اینه که چون ما در ایران زیاد اهل بزن و برقص در مهمانی ها نیستیم…بیشتر لذت ها خلاصه میشه به خوردن

    استاد عزیزانی که توی ایران هستن باید ریشه ای این موضوع رو حل کنن

    امیدوارم الان اوضاع تغییر کرده باشه

    ولی من در خانواده و فامیل خودم اونقدری تغییر نمی بینم که بگم خوب یکمم شادی قاتی مهمانی کردن

    هستا ولی نه مثل اینجا

    ممنونم از شما و خانم شایسته زیبا به خاطر تهیه این فایل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      فرشته رحیمی گفته:
      مدت عضویت: 1589 روز

      سلام عزیزدلم دوست خوبم کامنت شما میخونم ولذت میبرم دوست عزیزم ی عروس خانمی صحبت میکرد وقتی فیلم عروسیش نگاه میکنی ناراحت میشه چون بعضی لباس قشنگ و جدید نپوشیده بودند باور کن راست میگفت خیلی داغون بودند نظرت در این مورد چیه دوستدارم بخونم ممنون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    نرگس در مسیر توحید گفته:
    مدت عضویت: 1898 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته زیبا

    سلام خدمت شما دوستان عزیزم

    استاد من عــــاشــــق این سبک زندگی شما هستم

    چقدر این فایل زیبا و درس داره توش

    من از موقعی که سریال زندگی در بهشت رو دیدم و این رفتار شما با مهمونا رو خیلی پسندیدم و گفتم منم میخوام اینجوری باشم

    راستش قبلنا قبل ورودم به این مسیر خیلی برام مهم بود وقتی مهمون میومد چون کل مسئولیت کارای خونه با من بود همیشه سعی میکردم وقتی مهمون میومد بهترین غذاها رو درست کنم و غذاهای جدید و رنگاوارنگ خیلی به خودم سخت میگرفتم

    همیشه چرایی که چرا من اینجوریم تو ذهنم بود میگفتم چرا باید این همه برای دیگران وقت بذارم و این همه غذا درست کنم

    چرا؟

    چونش برمیگرده به بچگیم که مامانم موقع مهمون اومدن همیشه به خودش سخت میگرفت دقیقا حرفی که استاد زد از چند روز پیشش آمادگی میگرفت و این شکل از زندگی توی ذهنم جاافتاده شده بود فکر میکردم مهمونی یعنی همین مثل خیلی چیزای دیگه که ما تو بچگی از بزرگترامون درسشو گرفتیم اینم دقیقا برمیگرده به همون پیش زمینه ی ذهنی که به لطف والدین مون توی ذهنمون حک شده بود

    بعد دیدن زندگی در بهشت و مهمونیهایی که استاد میگرفتن و رفتارشون با مهمونا خیلی حال کردم گفتم آره این دقیقا اون چیزیه که وجود منو آروم میکنه گفتم میخوام این سبک از زندگی رو و شروع کردم به تغییر دادن خودم اینم بگم که یکدفعه نمیشد تغییر بدم آروم آروم رفتارا و اون استرسها رو کم میکردم از درون خودم آروم آروم رفتارام تغییر کرد تا جایی که الان وقتی مهمون میاد اصلا ترتیب دیدن برای مهمون برام مهم نیست مهم رفتار خوشیه که باید داشته باشم و دقیقا چیزی که استاد گفتن ما دور هم جمع میشیم که خوش بگذرونیم و بگو و بخند کنیم نه اینکه تمام وقتمون رو بذاریم توی آشپز خونه که نکنه چیزی کم و کسر باشه

    الان رفتار منم دقیقا شده مثل استاد و مریم جان وقتی مهمون میاد اجازه میدم راحت باشه خودش کارای خودش رو انجام بده وقتی چیزی میخواد میگم فلان جاست میتونی خودت برش داری اینجوری اون طرفم احساس راحتی کنه

    این رفتار من روی رفتار مامانمم تاثیر گذاشته

    میدونم که باورتون میشه وقتی مهمون میاد خونه مون که خودشون میگن که اینقدر اینجا راحتیم و بهمون خوش میگذره که هیچ جا و توی خونه ی هیچکس دیگه ای اینقدر خوش نمیگذره بهمون میگن نمیدونیم خونه ی شما چی داره که اینجوریه و اگر هر کسی این راز جادویی رو توی زندگیش اجرا کنه (سخت نگیره برای مهمونی)اون مهمونی میشه یکی از بهترین و لذت بخش ترین خاطراتش

    و یه جمله ای که استاد گفتن خیلی به دلم نشست و واقعا باید با طلا نوشت این جمله رووظیفه ی ما نیست که باعث خوش گذرونی مهمون باشیم مهمون باید خودش باعث خوش گذرونی خودش باشه و وظیفه ی خودشه که من یه جورایی استاد اینکار شدم

    وقتی میرم مهمونی منتظر نمیمونم که یکی پیشنهاد بده که فلان کار رو بکنیم که خوش بگذره خودم اولین نفری هستم که سعی میکنم به خودم خوش بگذره و لذت ببرم و همه ی افراد اون جمع هم باهام موافقت میکنن

    مثلا نشستیم خونه ی طرف همه ساکت نشستن و زل میزنن به چشمای هم یا تلویزیون نگاه میکنن یا صحبتهای سیاسی میکنن و منم که حوصله ی اینجور چیزا رو ندارم کلا یه جوری خودم رو میکشم بیرون از اون فضا اصلا هیچی پیدا نکردم میگم بچها موافقین آهنگ بذاریم برقصیم همیشه موافق بودن با اینکار اوکیو میدن و کلی لذت میبریم از دور هم بودنمون

    من وقتی جایی میرم خیلی دوست دارم برم و زیبایی های اون مکان رو ببینم بخاطر همین وقتی میرم مهمونی اکثرا نمیشنم توی خونه پیشنهاد میدم بریم و بیرون رو بگردیم اگر موافق بود صاحب خونه باهم میریم و اگر هم نبود اینجاش خیلی مهمه اگر موافق نبود تنهایی میرم بیرون و میگردم و تجربیات جدید کسب میکنم این کارم باعث تعجب خیلیاست میگن چطور اینقدر نترسی دختر

    بخدا صدها نفر بهم گفتن ما تاحالا دختری به شجاعت تو ندیدیم نرگس همیشه شجاعتم رو تحسین میکنن و میگن نرگس فقط شکل و شمایلش دختره ولی کارایی که میکنه بعضی از مردا هم ترس دارن انجامش بدن بارها شده که از افراد شنیدم بهم گفتن تو مثل مرد میمونی

    وقتی میرم و میگردونمشون بیرون میگن چطوری اینجاها رو میتونی پیدا کنی شده طرف چندین ساله توی یه شهری زندگی میکرده و وقتی من رفتم خونه شون باهام رفته بیرون و جاهایی بردمش که میگه بخدا چند ساله من اینجا زندگی میکنم تا حالا این مکانهای زیبا رو ندیده بودم من از استاد توی سفر به دور امریکا یاد گرفتم هرجایی که میرم از روی مپ جاهای دیدنی رو پیدا میکنم و میرم و تجربشون میکنم

    استاد اون صحنه ای که خواسته تون رو به جهان اعلام کردید برای ابری شدن هوا خیلی برام جالب بود گفتم استاد چقدر نزدیکه به منبع که فقط اراده میکنه خواستهاش اجابت میشن عاشقتم استاد که اینقدر پاک و زلالی مثل همون قطرات بارونی که روی دریاچه ی پرادایس میخورد

    از دیدن سمیه و رامتین عزیزم خیلی خوشحال شدم با دیدنشون یاد اولین باری که اومده بودن پردایس افتادم الان چقدر باهاتون راحت تر شدن و چه شیرچه ای رفتن واقعا عالی بود دمتون گرم

    استاد خداقوتت بده چه نفسی داری که زیر آب موندی

    خانم شایسته عزیز که خیلی خوش سلیقه هستن و چقدر زیبا تزیین میکردن وسایل پذیرایی رو راحت و ساده و خوشمزه دمت گرم مریم جان کدبانوی پرادایس

    استاد چقدر لذت میبرم از دیدن رابطه ی عاشقونتون که فقط صداقته و عشق خالص خالصه مثل آب زلال دریاچه انشالله که تا آخر عمر عاشقانه در کنار هم باشید و لذت ببرید خیلی رابطه ی رویاییه دارید

    استاد شما تنها و بهترین الگوی زندگی من هستین دقیقا الگویی که من عاشقشم

    استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیز بخاطر وجود ارزشمندتون در زندگیم سپاسگزارم که نزدیک به پنج ساله زندگیم با دیدن زندگی شما زیر و رو شده

    بهترین بهترین ها رو براتون آرزو میکنم

    انشالله که همیشه در پناه خداوند یکتا شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت

    عاشقتونم بینهایت

    نرگس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  9. -
    الیاس و فاطمه سادات گفته:
    مدت عضویت: 1654 روز

    فاطمه سادات

    سلام به استاد عزیز و خوشتیپم و مریم جون خوشگل و با نمک که لپات یه برقی میزنه دلم میخواس بکشمش:)

    بسیار بسیار لذت بردم از دیدن زیبایی ها،نعمت،ثروت،فراوانی،رنگبندی های عالی و آسان شدن کارها.

    خداروشکر برای زندگی عالیتون،دوستان خوب و مهمانی های زیاد.

    استاد عزیزم،خیلی برام جالب بود که از خدا خواستید هوا ابری بشه و انجام شد.

    من چند روزیه که دوره دوازده قدم رو همراه همسرم به پایان رسوندم و دوباره از اول شروع کردیم.

    امشب جلسه دوم قدم اول رو پلی کردم و استاد عزیزم رو با تیپ کاملا متفاوت میدیدم و لذت میبردم و گوش میدادم.

    همون اول گفتید ستاره قطبی جاش ثابته،اصلا موندم،پوز رو زدم و فقط نگاه چهره شما میکردم و فکر میکردم.

    گفتم چرا من دقت نکردم به این جمله؟

    استاد گف جاش ثابته،یعنی ثروت و خوشبختی و نعمت جاش ثابته.یعنی یه جایی هستش و وجود داره و از قبل مهیاس،تو باید حرکت کنی،تو باید از مسیر درست پیداش کنی .و کلی دراین باره فکر کردم و ادامه دادم جلسه رو.

    رسیدیم به جایی که شما گفتید بعدش میشی خالق زندگی خودت و من همون لحظه یاد اون قسمت فیلم مهمونیتون افتادم که شما خالق زندگیتون شدید و هوا همونی شد که میخواستید.

    یعنی میشه به حدی برسیم که کن فیکون بشیم.

    جلسه دوم قدم اول رو به پایان رسوندم و شروع کردم به نوشتن طبق معمول.

    گفتم همینکه دخترم عروسک خرسیشو بغل گرفته و راحت تو اتاقش رو تختش گرفته خوابیده.

    همینکه همسرم پس از سالها که به موسیقی سنتی علاقه داشته و الان محکم چسبیده به رشته مورد علاقه اش و الان پیش استادشه و داره فوتوفنای دوتار نوازی رو میپرسه،همین که هنوز شب به آخر نرسیده من همه موادی که برا ناهار فردا لازم دارم،تو یخچال دارم،همین آرامش زندگیم،همین که یه هتل خوب برامون جور شده و چند روز دیگه میریم بندرانزلی برای مسافرت،همین که شنا کردن مهمونارو دیدم و قراره منو همسرم و دخترم تو کلاس های شنا به یه قیمت فوق العاده که از طریق یه دوست معرفی شده شرکت کنیم،همین سلامتی سه تاییمون،اینا یعنی خوشبختی.

    مسیر صاف و همواری که استاد عزیزم میگه همین مسیره دیگه.

    این تعداد باز شدن قلبم و این نفس تو سینه حبس شدن از شدت احساس خوب زیاد فاصله اش هی داره کمتر و کمتر میشه.

    گاهی بخودم میام میبینم چه طولانی موندم تو این حس وحال.

    و خدای من چقققدر ساده رد میشدم از کنار این همه نعمتی که من دادی و تو چقدر میدیدی و باز هم میبخشیدی.

    تا صبح میتونم نعمتهای فقط امروزمو بنویسم و چطور به خودم اجازه میدادم ناراحت باشم.

    چطور روم میشد گاهی ناشکری کنم وقتی که شکر یه درصد از نعمتهای همون لحظه رو بجا نیاوردم.

    خدایا بینهایت شکرت برای اینکه لایقم دونستی بتونم شکرگزارت باشم.

    استاد عزیزم براتون از خدا میخوام در کنار مریم جان همیشه شادترین لحظات رو داشته باشید.

    خیلی خیلی دوستون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  10. -
    سارا مرادی همت گفته:
    مدت عضویت: 1339 روز

    مَا عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ ۖ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ ۗ وَلَنَجْزِیَنَّ الَّذِینَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ

    آنچه شما دارید محدود و پایان پذیره اما آنچه خداوند داره باقی و نامحدوده ،حالا این خدای باقی و نامحدود میخواد مزد بده اما به چه کسانی ؟ به کسانی که صبر دارند و نیکوترین و بهترین خودشون هستن و انجام میدن

    به به از این آیه بینظیر

    سلام به روی استاد بینظیرم و استاده ی فوق العاده ام

    خداروشکر که هستین و بهترین الگویید برای همه چی

    از روابط گرفته تا ثروت و هر چیز دیگه ایی

    چقدر خوشبختم که در کنارتون هستم

    اولش که فایل دیدم ذهنم سریع شروع کرد به جبهه گرفتن که اره خارج از ایران کلا سبک مهمونی همینه دیگه!!!!!!!

    اما در کسری از ثانیه بهش گفتم اخ اخ صبر کن ببینم تو خودت همین هلندی ها رو بد عادت کردی که همیشه پذیرایی مفصل ازشون کنی و سرم به نشانه تسلیم انداختم پایین و گفتم بجای نقد یاد بگیر

    من که عاشق مهمونی و ارتباط با آدم های مختلف با فرهنگ های مختلف هستم باید ساده کنم مهمونی گرفتن و تا لذت بیشتری ببرم

    بعد ذهنم گفت خب تو دوست داشتی بهشون با پختن غذاهای ایرانی عشق خودت و ابراز کنی

    بعد قلبم گفت نه بابا چه عشقی ؟ عشق تو اذیت کردنِ خودت نیست ، عشق تو نگران بودنِ اینکه وای تهچین خوب بشه یا برنج دون باشه نیست تو فقط میخواستی با غذا درست کردن بقیه رو راضی کنی و البته تایید بگیری و بگی من خیلی خوبم جالبه که اگه میرفتی خونه شون چون ازشون توقع داشتی مدام میگفتی وای این آدم اصلا برام احترام قائل نبوده ببین تو رو خدا ی غذای درست حسابی هم درست نکرده و هزارتا فکر دیگه که نتیجه این شد دیگه مهمونی نگیری

    حالا فهمیدی عزت نفس و خود ارزشی یعنی چی سارا جونم ؟؟؟

    یعنی اینکه با عشق کاری و انجام بدی که بعدش توقع نداشته باشی و اول آرامش و احساس خوبت مهم باشه در هر کاری تا خداوند هم طبق قانون به فرکانس خوبت بهت پاداش بده

    خدایا بینهایت سپاسگزارم که در این خانواده بینظیر حضور دارم

    موقع آماده سازی خیلی دوست داشتم که از مهمونی هم فیلم باشه تا لذت بیشتری ببرم از شادی و مهمونی بازی تون

    خدایا شکرت که سریع اجابت شد

    وای چقدر حس قشنگی که آدم ها دور هم جمع میشین با هدف شادی و لذت بردن از حضور هم

    الهی هزاران مرتبه شکر

    مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاهً طَیِّبَهً ۖ وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ

    مهم نیست مرد هستیم یا زن ،اگه عمل صالح داشته باشیم هدایت میشم به زندگی بینظیر و بهشتی و خداوند پاداشی بزرگ‌تر از آنچه که بودیم آنچه که درخواست کرده بودیم بهمون میده ، آخه خداوند منبع فراوانی و رحمتِ

    این آیه را در مورد سمیه جونم و رامتین عزیز نوشتم و چقدر لذت بردم از دیدنشون و اینکه یادآوری شد برام روزی سمیه تو فنلاند تصمیم گرفت زندگیش و تغییر بده و جهاد اکبر راه انداخت و چون قدم برداشت خداوند هم پاداش ها رو در زندگیش جاری کرد و الان مهمون استاد عزیزِ و از بهشت لذت میبره

    خدایا چقدر پیام بهم دادی با این فایل که سارا هر آرزویی که داری با ایمان و صبر حرکت کن وقتی به ثبات فرکانسی برسی خداوند پاداش ها رو در زندگیت جاری میکنه طوری که ندونی بابت کدومشون سپاسگزاری کنی ،الهی شکرت

    البته الان هم زندگی ام سرشار از نعمتِ و اتفاقات خوبِ خداروشکر

    چه بارون زیبایی الهی شکرت من عاشقِ بارونم اتفاقا هفته پیش تو حوضچه آب گرم بود زیر آسمون ابی و افتابی و دلم بارون خواست و در کمال ناباوری چند دقیقه بارون بارید اصلا عجیب بود وای نمی دونید چه عشقی کردم از خلق بارون

    آب گرم بعد بارون خنک آخ آخ عالی بود

    خدایا بینهایت شکرت

    ی اتفاق جالب دیگه ام افتاد چند روز پیش که مبهوت بودم

    من دلم میخواست دخترم وقتی شکلات یا چیپس میخوره پوستش و بندازه تو سطل آشغال و رهاش نکنه روی میز و چندین بار بهش گفتم اما توجهی نکرد

    منم رهاش کردم دیگه تا اینکه چند روز پیش مورچه اومده بود رو میز و اون منطقه ایی که دخترم میشینه و چون از حشرات خوشش نمیاد خیلی ناراحت بود و تو گوگول سرچ کرد چرا مورچه اومده و متوجه شد بخاطر خورده های چیپس و بیسکویتِ و شروع به تمیز کردن کرد و بدون دخالت من و این در حالیکه هیچوقت مورچه نداشتیم

    و مورچه ی روز مهمون ما بودن و باعث شدن تا دخترم تمیز باشه

    یاد سلیمان نبی افتادم که حیوانات در خدمتش بودن !

    الان هم طبق گفته خدا که جهان مسَّخر منِ و مورچه ها اومدن و کار و برام آسون کردن

    خدایا عاشقتم که خودت میدونی چیکار کنی من فقط باید بندگی کنم و سپاسگزار باشم

    استاد خیلی دوست دارم که مهمون شما در پارادایس زیبا باشم و ایمان دارم خداوند در زمان مناسب من و هدایت میکنه اونجا

    چقدر علی آقا شیطونِ و کودک درونش فعالِ فعالِ

    خداروهزار مرتبه شکر

    استاد چقدر این عادت شما و مریم گلی عالیه که از همدیگه بابتِ کارها تشکر میکنید و همین انگیزه میشه که تشویق بشین برای انجام کاراهای بیشتر برای همکاری بیشتر

    قلبم با دیدن این فایل به اندازه آسمون باز شد و الان که دارم مینویسم یک لبخند بزرگ روی صورتمِ که امروز هم لذت بردم هم ی عالمه آگاهی جدید دریافت کردم

    1- آسون بگیرم زندگی و مهمونی گرفتن و

    2- هدف از زندگی لذت و شادی بیشترِ

    3- خودم و دوست داسته باشم و برای خودم ارزش قائل باشم

    4-عزت نفس که باشه نیازی به تایید دیگران ندارم

    5- آرزوها دست یافتنی هستن (سمیه جونم و رامتین عزیز)

    6-وقتی در مدار و فرکانس خدا باشم آب و هوا هم کنترل میکنم

    7-همکاری و همیاری رابطه عاشقانه رو عمق میبخشه

    8-از همه مهمتر رابطه های عاشقانه ایی که دیدم خیلی بهم چسبید

    الهی بینهایت سپاسگزارم

    در مورد سوال آخر که چی ایده یی میتونه کار رو از این هم راحتر کنه

    اینکه مثلا نیازی به تزیین مواد خوراکی نیست و ی میز و انتخاب کنیم و تمام مواد خوراکی و روش قرار بدیم همون یک ساعت وقتِ چیدن مواد کنار هم رو حذف کنیم

    یا بجای چند نوع میوه و اسنک ی مدل باشه

    آخه این ساده سازی ها بستگی به تایم ،علاقه آدم ها هم داره

    مثلا ی خانومی یا آقایی از تزیین مواد خوراکی لذت میبره حتی برای خودش هم بشقابش و تزیین میکنه

    یا اینکه ی موقعی زمان بیشتری داریم میتونیم ی سری کارها رو انجام بدیم‌ در واقع شناخت از خودمون هدایتمون میکنه به راحتی و لذت بیشتر

    با قلبمون انجام بدیم برای احساس خوب خودم میوه ها رو تزیین کنم اگه تو هر کاری اول احساس رضایت و شادی درونی خودم و در نظر بگیرم همه چی عالی پیش میره

    مثلا تولد دخترم هفته پیش با دوستاش بردمشون استخر و اونجا هم کلی بهشون خوش گذشت هم تولدش و گرفت همونجا هم هر کی هر چی خواست خورد تازه خودمم کلی آب بازی کردم با بچه ها

    همش لذت بود و لذت

    و چون من با خودم در صلح بودم از همه سال‌های قبل بیشتر به خودم خوش گذشت و دخترم هم همش میگه امسال بهترین تولدم بود و تازه کلی مامان دوستاش ازم تشکر کردن و گفتن بچه هاشون خیلی لذت بردن

    هر چی فکر کردم به این نقطه رسیدم که چون هدایت در لحظه جاری باید در زمان انجام از خدا بپرسیم و مطمئنا هدایت میشم به آسانی بیشتر و لذت بیشتر

    من یاد گرفتم بابت هر کاری از خدا بپرسم و چون ایمان دارم به پاسخ ، خیلی زود پاسخ داده میشه

    خیلی سپاسگزارم استاد که با پرسیدن سوالات عالی باعث میشین که عمیق تر فکر کنیم

    خیلی دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای: