رابطه خداوند و ثروت در ذهن


نکته مهم:

ابتدا فایل صوتی و تصویری این فایل را به‌طور کامل گوش دهید، سپس سراغ خواندن متن توضیحات این صفحه بروید و تجربه خود را در بخش نظرات بنویسید.


در طی مدتی که در یک سفر تحقیقاتی هستم، با جمعی از افرادی آشنا شدم که به دنبال درک معنویت، تجربه‌های معنوی و مراقبه هستند.
در معاشرت‌هایم با آن‌ها – مثل همیشه – سعی کرده‌ام از طریق یافتن ارتباط‌های معنادار بین باورهای افراد و شرایط زندگی آن‌ها، قوانین خداوند را بهتر درک کنم تا دقیق‌تر بفهمم چه باورهایی، چه نتایجی را ایجاد می‌کنند.

در این تجربه، مثل همیشه، این ذهنیت مشترک را می‌بینم که:
در اعماق ذهن افراد معنوی و مذهبی، «ثروت» به‌شدت مذمت می‌شود و «فقر» به‌عنوان جلوه‌ای از انسان خوب، معنوی و خداپسند، مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرد. فرقی هم نمی‌کند که مسلمان باشی یا مسیحی، ایرانی باشی یا آمریکایی.

قبل از آشنایی با قوانین زندگی، من نیز به‌خاطر محیطی که در آن بزرگ شده بودم، از این قاعده مستثنا نبودم. وقتی برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگی‌ام را از ریشه حل کنم، متوجه شدم قوی‌ترین پاشنه آشیل و ترمز ذهنی من در برابر ورود نعمت و ثروت به زندگی‌ام، همین باور است.

سپس جهاد اکبری برای اصلاح این باور به راه انداختم. تحقیقات وسیعی درباره مذاهب و ادیان مختلف از جمله اسلام و یهودیت انجام دادم. بیش از ۶۰ بار قرآن را به شیوه‌های مختلف خواندم و در یک برهه طولانی، تمام تمرکزم را بر درک قوانین خداوند در قرآن گذاشتم تا بفهمم این باور فقر آور، چطور و از کجا ریشه گرفته است.

از آنجا که ذهن فقط با ابزار منطق کار می‌کند، برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطق‌هایی داشتم که به‌حدی از منطق‌های محدودکننده قبلی محکم‌تر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازند و اجازه تغییر این باور را از ریشه به من بدهند. در نهایت، در این فرآیند تحقیقاتی، من توانستم «روان‌شناسی ثروت» را از پایه و اساس بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.

در آغاز کار بر روی این باور که «پول را نمی‌توانی معنوی بدانی»، «ثروت و خداوند را نمی‌توانی در کنار هم داشته باشی»، و «ثروت، آدم را از خداوند و انسانیت دور می‌کند» و اصلاح آن، آرام‌آرام درهایی از نعمت و ثروت را به زندگی‌ام باز کرد. به یاد می‌آورم که در مدت کوتاهی، بدهی‌هایم تماماً پرداخت شد و یکی پس از دیگری به خواسته‌های مالی‌ام رسیدم.

سپس، آرام‌آرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، نه تنها جریان ثروت در زندگی‌ام بیشتر و باثبات‌تر شد، بلکه به آزادی مالی، زمانی و مکانی پایدار رسیده‌ام. پس از این تغییر و نتیجه بزرگ در زندگی‌ام، مثل همیشه تصمیم گرفتم فرآیند بهبود اوضاع مالی و رسیدن به استقلال مالی را با افرادی که آماده تغییر ریشه‌ای وضعیت مالی خود هستند، به اشتراک بگذارم؛ که در این راستا، دوره‌های روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ را تولید کردم.

تا کنون، هزاران نفر از دانشجویانم با عمل به آموزه‌های این دوره، اوضاع مالی خود را به معنای واقعی کلمه، به‌صورت پایدار متحول کرده‌اند که بخشی از نتایج آن‌ها را می‌توانید در سایت مطالعه کنید.


برمی‌گردم به موضوع این فایل:
در مراوده‌هایم با این افراد، ذهن من مثل یک شکارچی، در حال شکار الگوهایی بود که افراد معنوی درباره رابطه «ثروت با معنویت» دارند. گفت‌وگوهای آن‌ها، به‌وضوح باورهای محدودکننده‌شان درباره رابطه میان خداوند و ثروت را برایم آشکار می‌کرد و قانون را با دقت برایم مرور می‌کرد.

نقطه مشترک ذهنیت این افراد – که در جست‌وجوی معنویت بیشتر هستند – این بود که اوضاع مالی خوبی نداشتند. این برایم جدید نبود زیرا اولین الگوی قوی‌ای که من درباره باورهای محدودکننده و فقرآفرین شناختم، همین باور بود. اما موضوع قابل تأمل‌تر این است که:
این افراد اصولاً بدشان نمی‌آید که اوضاع مالی خوبی داشته باشند. حتی برای آن تلاش هم می‌کنند و بعضاً خیلی هم تلاش می‌کنند اما به نتیجه نمی‌رسند. زیرا این باور فقرآفرین که خداوند و ثروت را از هم جدا می‌داند، به‌اندازه‌ای قدرتمند است که فارغ از تلاش فراوان فرد برای تغییر اوضاع مالی‌اش، این باور به‌راحتی رشته‌های او را پنبه می‌کند و او را با مسائل مالی تمام‌نشدنی احاطه می‌کند و هرگز به آنها اجازه داشتن نتایج مالی پایدار را نمی دهد. آن‌ها بی‌خبرند از اینکه چطور با این ذهنیت، خودشان را از تجربه نعمت‌های فراوانی محروم کرده‌اند که خداوند مسخر همه بندگانش کرده است.


در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:

چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار دگرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمی‌تواند در کنار هم بگنجد و به‌قول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم می‌تواند به بهشت برود!

همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.

توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهی‌ها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکننده‌ای می‌رساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکته‌برداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:

الف)
چقدر در لایه‌های درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور می‌شوم؟
وقتی نعمت‌ها وارد زندگی شما می‌شوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر می‌شود، چقدر در لایه‌های پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمت‌ها به زندگی‌تان را حس می‌کنید؟
چقدر احساس می‌کنید که با ورود این نعمت‌ها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟

  • چقدر در مراوده‌های خود، این صحبت‌ها در زبان یا فکر شما می‌چرخد که:

فلانی که اوضاع مالی‌اش خوب شده، خدا می‌داند چه بی‌عدالتی، دزدی یا حق‌خوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
 پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛

  • چقدر می‌ترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت می‌کند؟
    چقدر در رفتارها یا برداشت‌های ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
    چقدر نسبت به درست‌کاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟

در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟

تجربه‌های خود یا افرادی را بنویسید که به‌خاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش می‌کنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک می‌کند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور می‌کند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درست‌کار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش می‌کنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.

ب)
همچنین، اگر روی دوره‌های روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ کار کرده‌اید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهی‌های این دوره‌ها:

  • چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
    به چه ایده‌ها و فرصت‌هایی هدایت شدید؟
    چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدم‌هایی وارد زندگی شما شدند؟
    چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
    و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟

منابع بیشتر: دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «کیان مرادی» در این صفحه: 4
  1. -
    کیان مرادی گفته:
    مدت عضویت: 3211 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته

    در رابطه با رابطه خداوند و ثروت دارم به این فکر میکنم که آدم فقیر چه خیری میتونه داشته باشه برای جامعه داشته باشه جز اینکه سرباری هست برای کشور،به قول ما ترکا آدم بی پول رو فقط مادرش دوست داره،ولی آدم ثروتمند با هر کاری که میکنه حتی تفریح داره به رشد جامعه کمک میکنه ،تصور کنید این آدم میره یه رستوران شیک و گرون قیمت

    از اون کشاورزش گرفته تا اون گارسونی که تو رستوران هست از این آدم نون میخورن،میتونه خیلی راحت به یتیم ها کمک کنه و کمک هم میکنه ،یه مصاحبه دیدم از یه کارآفرین موفق و ثروتمند که میگفت از وقتی که یه کاری خیری کردم بعد اون برکت اومد تو زندگیم، دست به خاک میزدم طلا میشد،چقدر این آدم پیش خدا عزیزه وقتی چند هزارتا بچه یتیم رو به سرپرستی گرفته ،خدا هم که اینقدر تو قرآن به این کار تاکید کرده ،ببین چقدر این آدم پیش خدا عزیز هست و خداوند عاشقانه دوسش داره،ولی مگه آدم فقیر میتونه بچه یتیم به سرپرستی بگیره ،جز این که بتونه بزور خرج خودشو در بیاره،صد درصد آدم ثروتمند به خداوند نزدیک تره ،حتی با تفریح کردنش هم داره ثواب جمع میکنه ،چقدر هم آدمای فروتن و خوش برخورد و خوبی هستن و آدم لذت میبره از هم صحبتی باهاشون،این آدما واقعا شاد هستن ،و اتفاقا خدارو هم خیلی قبول دارن ،وقتی آدم ثروتمند میشه تازه میتونه کلی کار خیر انجام بده،میتونه کلی مدرسه و بیمارستان بسازه ،میتونه نذری بده به نیازمندان،میتونه به یتیم ها کمک کنه ، با خانواده خودش خیلی خوش برخورده ،چون ریشه خیلی از اختلاف ها پوله، همیشه وقت داره تا با خدا راز و نیاز کنه، میتونه آدمارو خوشحال کنه با خریدن هدیه ،میتونه

    ولی آدم فقیر همیشه سرش پایینه ،عزت نفسش کمه ،بخواد هم از خدا حرف بزنه همه مسخره اش میکنن، ولی آدم ثروتمند وقتی درباره خدا صحبت میکنه صحبتاش نافذ تره و تاثیرش بیشتره رو آدما

    ممنون از توجهتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  2. -
    کیان مرادی گفته:
    مدت عضویت: 3211 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی

    امروز اومدم از نتایجی که بعد شنیدن این فایل و فکر کردن بهش بدست آوردم براتون بگم،دقیقا حرف استاد درست بود که میگفت منتظر اتفاقات خوب مالی بعد شنیدن این باور باشید، هر چند نتایج من به اندازه ای هست که به این فایل گوش دادم و اگه بیشتر گوش بدم و یادداشت برداری کنم حتما نتایج بزرگتر خواهد بود،خب بریم سراغ نتایج

    من سر ماه یه چکی داشتم که باید پاس میشد ولی پولم مقداری کم بود که نیاز به زمان داشتم تا جورش کنم ولی بخاطر شرایط جنگ گفته شد که فعلا این ماه وصول نمیشه و یه ماه عقب‌تر انداخته شد،

    دومین نتیجه واریز یکی نیم میلیون پول به حسابم بود که بعد رفتم دنبالش فهمیدم این پول فقط برای سه نفر تو اداره ریخته شده و یکیش من بودم در حالی که من زحمتی براش نکرده بودم ،و فقط چون پستی که در اداره داشتم زیر مجموعه اون معاونت خاص بود به منم تعلق گرفته بود،سومین نتیجه پرداخت بدهی که یکی از همکارام بهم بود که یهویی بهم گفت شماره کارت بده،

    چهارمین نتیجه فروش تعدادی از محصولاتم در همین یک هفته اخیر بود، پنجمین نتیجه دوباره پرداخت حق الزحمه کاری که دو ماه پیش انجام داده بودم بود که اونم دور بر دو تومن بود ،

    خلاصه اینجور نتایج خیلی برام اتفاق افتاده که یادم نیس زیاد،میدونم این نتایج شاید کوچیک باشه ولی باید اینارو دید و بابتش خدارو شکر کرد تا نتایج بزرگتر بشن و حتما میشن ،فقط کافیه ادامه بدیم و نا امید نشیم ، ما باید پولدار بشیم تا جهان رو جای بهتری برای زندگی بکنیم تا بتونیم با رسیدن به آرزوهامون به بقیه هم انگیزه بدیم، اصلا نگران این نباشید بقیه حسرت بخورن یا ناراحت بشن از پولدار شدن ما اتفاقأ باید پولدار بشیم تا بقیه هم ببینن و باور کنن که میشه و انگیزه بگیرن ،ما با پولدار شدن خودمون به خداوند نزدیک میشیم و آدمای خوبی میشیم ، من جدیدا دارم خودم رو آدم ثروتمندی تصور می‌کنم که زیر لب فقط میگم خدایا تو بهم این همه ثروت رو دادی ،تو بهم عزت دادی ، هر چه دارم از توست،احساس ‌میکنم در مقابل خداوند فروتن میشم ،هیچ دلیلی وجود نداره که انسان با ثروت مند شدنش انسان بدی بشه ،من در ثروت فقط توحید و مهربانی و اعتماد به نفس و خنده رو بودن و زیبایی می بینم ،وقتی مصاحبه افراد ثروتمند رو میبینم ،قشنگ توحید رو در وجود اونها حس میکنم ،چقدر انسان‌ های با شرفی هستن ،چقدر آدمای خاکی هستن و چقدر جذابن ،واقعا آدم دوست داره در کنارشون زندگی کنه و ازشون یاد بگیره،خدا رو شکر بابت این آگاهی ها،من همزمان دوره ثروت یک رو هم استفاده میکنم و میخوام گام به گام برم جلو و عجله ای نداشته باشم ،میخوام هر جلسه رو خوب بفهمم،خدا رو صد هزار مرتبه شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    کیان مرادی گفته:
    مدت عضویت: 3211 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی،در رابطه با اینکه اگه پولدار بشم چه فکرایی توی ذهنم میاد، میتونم بگم همیشه میترسم اگه پولدار بشم برم دنبال یه زن یازنای دیگه و به همسرم خیانت کنم نمیدونم چرا باید این فکر بیاد تو ذهنم نا خود آگاه یه ترسی میده بهم پولدار شدن البته الان کمتر شده ولی میدونم هست آخه چه ربطی داره چرا من باید خیانت کنم حس میکنم اگه الان به همسرم وفادارم بخاطر اینه که پول ندارم،شاید بخاطر فیلم هایی هست که قبلا از تلوزیون نگا کردم و دیدم آدمای پولدار همیشه یه زن دوم داشتن ،مثلا سریال هیولا رو از مهران مدیری شاید خیلی‌هاشون دیده باشین ،تو اون سریال فردی که آدم خیلی درست حسابی و خوبی هست و یک معلم هم هست توی فقر زندگی میکنه و کل افتخارش اینه که اهل رشوه اینا نیست و پدر بزرگش هم یه فرد خیلی آبرومند و سالمی بوده ولی وضعیت مالی درستی نداره، فامیل این معلم شرافت هست تو سریال ،دقت کنید مهران مدیری کارگردان این سریال چه اسمی برای این فرد نتخاب کرده ! شرافت !!! ینی دقیقا یه اسمی رو انتخاب کرده که نقطه مقابل ثروت باشه،ینی دقیقا داره اینجا میگه فردی که ثروتمند نباشه شرافت منده ، همین یه باوری که درست کرده کلی آسیب میزنه، بعدش این خانواده به خوبی خوشی زندگی میکنن تا اینکه این آقای شرافت مسیرش میخوره به یه آدم خیلی پولدار(خوده مدیری نقشش رو بازی کرده) که اولش آدم فکر میکنه آدم خوبیه ولی در حالی که اون فرد تمام اون ثروت رو از راه خلاف و دزدی و رانت و کلاه گذاشتن سر مردم بدست آورده، کم کم ابن آفای شرافت هم وضعیت مالیش با دوست شدن با اون آقا بهتر میشه و تبدیل میشه به یک هیولا که مثل آب خوردن خلاف انجام میده ،دوباره دقت کنید آقای شرافت با ثروتمند شدن میشه هیولا ،یه باور آسیب زای دیگه ،و تو اون سریال مهران مدیری که نقش خوده اون ادم ثروتمند رو بازی میکنه مثل آب خوردن خیانت میکنه و پسرش معتاده ، و زنش هم هر روز این آرایشگاه و اون آرایشگاه هست ،سریال های این چنینی قشنگ باور های مارو تخریب میکنن، در حالی که این سریال یه سریال طنز هست و هر کی این قوانین رو ندونه نکا میکنه و میخنده ولی نمیدونه اون پشت ذهنش چه باور های غلطی رو داره میسازه،

    بگذریم، یکی دیگه از فکرایی که میاد تو فکرم اگه پولدار بشم اینه که ممکنه دزد ها بیان سراغم و جونم به خطر بیوفته ،دلیلش اینه که تو یکسری اخبار دیدم دزدا رفتن سراغ آدمایی که مثلا گوشی خوبی دارن و حتی بهشون صدمه زدن تا اون گوشی یا اموالش رو ازش بگیرن،در حالی که من چه بدونم تو فکر اون آدم اون لحظه چی می‌گذشت که این اتفاق براش افتاده و دلیل نمیشه برا منم بیوفته،من چه بدونم اون فرد چه باور هایی هایی داشته،چرا من باید نگران باشم،

    یه فکر دیگه که میاد ذهنم اگه پولدار بشم اینه که زیاد تو چشم میشم و یجورایی همه بهم نگا میکنن و ممکنه حسرت بخورن در حالی که باید اینجور فکر کنم که اتفاقأ بقیه ازم انگیزه میگیرن و راحت تر به هدف هاشون میرسن ،و این چقدر خوبه

    دوباره یه فکر دیگه تو ذهنم اینه اگه پولدار بشم مغرور میشم و خدا رو دیگه بندگی نمیکنم در حالی که از وقتی رو باورام کار میکنم میبینم این ثروت مندان چقدر آدمای خاکی هستن ،و اسم خدا از دهنشون نمی‌افته و همش دنبال انجام کار خیر هستن

    فعلا اینا اومد به ذهنم ولی اون قضیه خیانت کردن بعد اینکه پولدار بشم بیشتر از بقیه تو ذهنمه ،ولی دارم رو این کار میکنم که اتفاقأ پولدار بشم همسرم رو بیشتر دوس دارم ،براش کادو های گرون قیمت میخرم ، و کلی مسافرت میبرمش و اون هم حتما منو دوست خواهد داشت و دلیلی بر خیانت نیس ،دارم فکر میکنم بیشتر بحث و دعوا های ما بخاطر پوله ،اگه این حل بشه دیگه آرامش کل زندگیمو میگیره ،چون تو بقیه چیزا خیلی خوبم با همسرم فقط این پول دوست داشتی و نفس بیاد تو زندگیم دیگه حتی یه بحث کوچیک هم نمیشه بینمون و کلی لذت می‌بریم، استاد شما گفتید جدی بگیرید این مباحث رو و بنویسید تو کامنتا ،و منم میخوام فقط بنویسم ، انشاالله که خدا از اقیانوس ثروت خودش بهمون ببخشه ، من فقط از خدا ثروت میخوام، ثروت میخوام که از زندگی لذت بیشتری ببرم، ثروت میخوام چون لایقشم ،چون میخوام نعمت های زیبای خداوند رو تجربه کنم و در هر لحظه شکر گزاری کنم بابتش ،ممنون از اینکه کامنتم رو خوندید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    کیان مرادی گفته:
    مدت عضویت: 3211 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و سایر دوستان،واقعا ما به یه همچین فایلی نیاز داشتیم ،چقدر خوب توضیح دادید،من همیشه به این فکر میکنم اگه ثروتمند بشم و از لحاظ مالی بی نیاز چقدر استرس هام کمتر میشه شاید صفر بشه ،چقدر میتونم آدم خوش اخلاق و صبور و مهربونی بشم،چقدر میتونم به نعمت های خداوند در اطرافم نگا کنم و لذت ببرم ،واقعا ثروت معنوی هست ،واقعا به آدم همچی میده ،حتی پیش خدا آدم افتاده تر میشه ،واقعا ثروت مندان آدمای شادی هستن ،پریروز برگشتنی سوار یه تاکسی شدم که پسر جوونی راننده اش بود، ماشینش هم یه پراید بود که تو راه کلی سر صدا میکرد(داغون بود) پسره برگشت بهم گفت چنتا مسافر می‌بردم شمال ، بهم گفتن این چیه اینو بفروش یه شاستی بخر ، من گفتم نه ماشین چیه مهم اینه آدم انسانیت داشته باشه معرفت داشته باشه ،ینی تو فکر راننده این بود که کسی که پولداره انسانیت نداره ،و از ظاهرش هم مشخص بود که آدم از لحاظ مالی ضعیفی هست ،و اگه این باورو ادامه بده تو همین وضعیت خواهد موند، حالا اینارو بیخیال بیاید براتون از چنتا اتفاق خوبی که تو این مدت روی جلسه اول ثروت یک کار کردم و نتیجه گرفتم بگم تا یکم باورامون تقویت بشه و باور کنیم که قانون جواب میده،درسته این نتایج کوچیکه ولی به اندازه که رو باورم کار کردم اتفاق افتاده و به قول استاد اولش نتایج یه ذره بهتر اتفاق میوفته و باید اونارو ببینیم و تایید کنیم تا نتایج بهتر بشه و های ادامه بدیم و روی باورمون کار کنیم تا نتایج کم کم بزرگتر بشه، یکیش این بود اون باشگاهی که همیشه میرفتم و سیب زمینی تنور یه اندازه خاصی میداد اون روز دو برابر برام گذاشته بود با همون مبلغ قبلی ،دومی این بود که یکی که بهم بدهکار بود خودش اومد پیدام کرد و بدهیشو باهام تسویه کرد،سومی این بود که برام یه نفر یه سبد سیب اورد یکی هم تو همون روز خیاز و پیاز تازه،چهارمی این بود برای جنسای مشتری اومد و ازم خرید کرد، پنجمی این بود که روابطم بعد کار کردن رو دوره خیلی بهتر شده ینی میشه گفت تقریبا دو ماهه با همسرم قهر نکردیم ،شاید قهرمان در حد چند ساعت بوده در این مدت در حالی که قبلا تا ده روز هم قهر میکردیم ولی الان خیلی بهتر شدیم ،ششمی این بود که همسرم بهم یهویی گفت هر وقت پول خواستی بگو بهت بدم، فعلا اینا یادم اومد بگم ،ولی اینو متوجه شدم ما نباید تمرینات رو رها کنیم ،حتی محل کار نتونستین فایل گوش بدین ،برید کامنت های سایت رو بخونید خیلی خوبه، من طرف صبح اگه بیکار باشم و ارباب رجوع نداشته باشم میرم سراغ کامنتا و عصرا فایل اینا گوش می‌کنم و با خودم صحبت میکنم ،راستی یه برنامه هست بدون تعارف که میره با کار آفرینان مصاحبه میکنه مخصوصا اونایی که آدمای درست حسابی هستن ، اونجا آدم میبینه چقدر آدمای ثروتمند خوبی داریم تو کشورمون که واقعا خدا از زبونشون نمیوفته،و میشه دید که این آدما با ثروت مند شدنشون چقدر به خداوند نزدیک تر شدن،ممنون از توجه شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای: