رابطه خداوند و ثروت در ذهن


نکته مهم:

ابتدا فایل صوتی و تصویری این فایل را به‌طور کامل گوش دهید، سپس سراغ خواندن متن توضیحات این صفحه بروید و تجربه خود را در بخش نظرات بنویسید.


در طی مدتی که در یک سفر تحقیقاتی هستم، با جمعی از افرادی آشنا شدم که به دنبال درک معنویت، تجربه‌های معنوی و مراقبه هستند.
در معاشرت‌هایم با آن‌ها – مثل همیشه – سعی کرده‌ام از طریق یافتن ارتباط‌های معنادار بین باورهای افراد و شرایط زندگی آن‌ها، قوانین خداوند را بهتر درک کنم تا دقیق‌تر بفهمم چه باورهایی، چه نتایجی را ایجاد می‌کنند.

در این تجربه، مثل همیشه، این ذهنیت مشترک را می‌بینم که:
در اعماق ذهن افراد معنوی و مذهبی، «ثروت» به‌شدت مذمت می‌شود و «فقر» به‌عنوان جلوه‌ای از انسان خوب، معنوی و خداپسند، مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرد. فرقی هم نمی‌کند که مسلمان باشی یا مسیحی، ایرانی باشی یا آمریکایی.

قبل از آشنایی با قوانین زندگی، من نیز به‌خاطر محیطی که در آن بزرگ شده بودم، از این قاعده مستثنا نبودم. وقتی برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگی‌ام را از ریشه حل کنم، متوجه شدم قوی‌ترین پاشنه آشیل و ترمز ذهنی من در برابر ورود نعمت و ثروت به زندگی‌ام، همین باور است.

سپس جهاد اکبری برای اصلاح این باور به راه انداختم. تحقیقات وسیعی درباره مذاهب و ادیان مختلف از جمله اسلام و یهودیت انجام دادم. بیش از ۶۰ بار قرآن را به شیوه‌های مختلف خواندم و در یک برهه طولانی، تمام تمرکزم را بر درک قوانین خداوند در قرآن گذاشتم تا بفهمم این باور فقر آور، چطور و از کجا ریشه گرفته است.

از آنجا که ذهن فقط با ابزار منطق کار می‌کند، برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطق‌هایی داشتم که به‌حدی از منطق‌های محدودکننده قبلی محکم‌تر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازند و اجازه تغییر این باور را از ریشه به من بدهند. در نهایت، در این فرآیند تحقیقاتی، من توانستم «روان‌شناسی ثروت» را از پایه و اساس بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.

در آغاز کار بر روی این باور که «پول را نمی‌توانی معنوی بدانی»، «ثروت و خداوند را نمی‌توانی در کنار هم داشته باشی»، و «ثروت، آدم را از خداوند و انسانیت دور می‌کند» و اصلاح آن، آرام‌آرام درهایی از نعمت و ثروت را به زندگی‌ام باز کرد. به یاد می‌آورم که در مدت کوتاهی، بدهی‌هایم تماماً پرداخت شد و یکی پس از دیگری به خواسته‌های مالی‌ام رسیدم.

سپس، آرام‌آرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، نه تنها جریان ثروت در زندگی‌ام بیشتر و باثبات‌تر شد، بلکه به آزادی مالی، زمانی و مکانی پایدار رسیده‌ام. پس از این تغییر و نتیجه بزرگ در زندگی‌ام، مثل همیشه تصمیم گرفتم فرآیند بهبود اوضاع مالی و رسیدن به استقلال مالی را با افرادی که آماده تغییر ریشه‌ای وضعیت مالی خود هستند، به اشتراک بگذارم؛ که در این راستا، دوره‌های روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ را تولید کردم.

تا کنون، هزاران نفر از دانشجویانم با عمل به آموزه‌های این دوره، اوضاع مالی خود را به معنای واقعی کلمه، به‌صورت پایدار متحول کرده‌اند که بخشی از نتایج آن‌ها را می‌توانید در سایت مطالعه کنید.


برمی‌گردم به موضوع این فایل:
در مراوده‌هایم با این افراد، ذهن من مثل یک شکارچی، در حال شکار الگوهایی بود که افراد معنوی درباره رابطه «ثروت با معنویت» دارند. گفت‌وگوهای آن‌ها، به‌وضوح باورهای محدودکننده‌شان درباره رابطه میان خداوند و ثروت را برایم آشکار می‌کرد و قانون را با دقت برایم مرور می‌کرد.

نقطه مشترک ذهنیت این افراد – که در جست‌وجوی معنویت بیشتر هستند – این بود که اوضاع مالی خوبی نداشتند. این برایم جدید نبود زیرا اولین الگوی قوی‌ای که من درباره باورهای محدودکننده و فقرآفرین شناختم، همین باور بود. اما موضوع قابل تأمل‌تر این است که:
این افراد اصولاً بدشان نمی‌آید که اوضاع مالی خوبی داشته باشند. حتی برای آن تلاش هم می‌کنند و بعضاً خیلی هم تلاش می‌کنند اما به نتیجه نمی‌رسند. زیرا این باور فقرآفرین که خداوند و ثروت را از هم جدا می‌داند، به‌اندازه‌ای قدرتمند است که فارغ از تلاش فراوان فرد برای تغییر اوضاع مالی‌اش، این باور به‌راحتی رشته‌های او را پنبه می‌کند و او را با مسائل مالی تمام‌نشدنی احاطه می‌کند و هرگز به آنها اجازه داشتن نتایج مالی پایدار را نمی دهد. آن‌ها بی‌خبرند از اینکه چطور با این ذهنیت، خودشان را از تجربه نعمت‌های فراوانی محروم کرده‌اند که خداوند مسخر همه بندگانش کرده است.


در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:

چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار دگرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمی‌تواند در کنار هم بگنجد و به‌قول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم می‌تواند به بهشت برود!

همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.

توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهی‌ها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکننده‌ای می‌رساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکته‌برداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:

الف)
چقدر در لایه‌های درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور می‌شوم؟
وقتی نعمت‌ها وارد زندگی شما می‌شوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر می‌شود، چقدر در لایه‌های پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمت‌ها به زندگی‌تان را حس می‌کنید؟
چقدر احساس می‌کنید که با ورود این نعمت‌ها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟

  • چقدر در مراوده‌های خود، این صحبت‌ها در زبان یا فکر شما می‌چرخد که:

فلانی که اوضاع مالی‌اش خوب شده، خدا می‌داند چه بی‌عدالتی، دزدی یا حق‌خوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
 پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛

  • چقدر می‌ترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت می‌کند؟
    چقدر در رفتارها یا برداشت‌های ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
    چقدر نسبت به درست‌کاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟

در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟

تجربه‌های خود یا افرادی را بنویسید که به‌خاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش می‌کنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک می‌کند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور می‌کند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درست‌کار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش می‌کنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.

ب)
همچنین، اگر روی دوره‌های روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ کار کرده‌اید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهی‌های این دوره‌ها:

  • چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
    به چه ایده‌ها و فرصت‌هایی هدایت شدید؟
    چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدم‌هایی وارد زندگی شما شدند؟
    چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
    و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟

منابع بیشتر: دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محمد حسین تجلی» در این صفحه: 6
  1. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2518 روز

    کامنت شماره 4

    به نام خدای بخشاینده و مهربان

    سلام

    من باید بتوانم بپذیرم که فارغ از اینهمه دستاورد علمی و موفقیتهای عالی که داشتم خودم رو به خاطر انسان بودنم به خاطر شریف بودنم به خاطر خصوصیات اخلاقی خوبی که دارم ، از درون خودم رو شایسته و لایق و دوست داشته باشم

    همه ما آدم‌ها ساخته دست خالقی هستیم که جز ارزش خلق نکرده بنابراین بی قید و شرط ارزشمند و لایق بهترینها هستیم و وقتی به این باور می رسیم آرام آرام خودمون رو میپذیریم ویژگی‌های اخلاقی خودمون رو میپذیریم و با خودمون به صلح می رسیم وقتی خودمون رو دوست داریم میایم با خودمون صادقانه صحبت میکنیم اونوقت هست که دلیل رفتارهامون رو که از باورهامون نشات میگیره می فهمیم

    رفتارهایی از جمله ترس ، باورهای مذهبی شدید یا خجالتی بودنمون رو آروم آروم پیدا میکنیم و برطرف می کنیم و این رشد شخصیتی باعث میشه کارهای شگفت انگیزی انجام بدهیم آروم و مهربان و خوشحال تر باشیم و …

    اولاً روابطمون با دیگران بهتر میشه ، با دیگران در صلح هستیم

    دوماً دیگران هم وقتی ما خودمون رو میپذیریم این فرکانس رو از ما دریافت میکنند و به ما ویژگی های خوبمون رو به ما میگن

    اینطوری میشه که اعتمادبه نفسمون هم بالاتر میره و به خودمون افتخار میکنیم

    قانون اینو میگه : که ثروت بینهایته و همه به یک اندازه به ثروت دسترسی دارند و جهان به اندازه ای که من خودم رو لایق و شایسته بدونم بهم عطا می کنه و من هر چقدر ثروتمند تر میشم انسان بهتر و شایسته تری میشم و کمبودی وجود نداره که من کمتر بخواهم که به دیگران هم برسه :)) این تفکر کمونیستی که من در یک سطح با دیگران بمونم که همه راضی باشیم برگرفته از باور کمبود و عدم لیاقت هست باوری که از فیلمهای دوران بچگی ما مثلا زورو به ما داده شده که شعار معروف زورو این بود همه برای یکی ،یکی برای همه و این ورودی ها در ذهن ما این باور رو ساخته که ثروتمند شدن من ناعدالتی هست در حق آدمهای فقیر همه باید در یک سطح مالی باشیم تا عدالت اجرا بشه

    وقتی با تمام وجودت باور میکنی تنها راه رسیدن به خداوند ثروتمند شدن هست ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست اونوقت عاشق پول ساختن میشی و از خرج کردن با باور فراوانی لذت میبری.

    از گسترشی که با ثروتت ایجاد میکنی لذت میبری و همین عشق تو رو به پول ساختن بیشتر هدایت میکنه

    و وقتی با تمام وجودت باور می کنی که ثروتمند شدن ربطی به ساعات کاری و تلاش فیزیکی سخت نداره ، اونوقت می توانی با صرف زمان کمتری درآمد خودت رو هر بار دو برابر کنی

    و

    از زمانی که آزاد میشه: 1-برای لذت بدن 2-برای سرمایه گذاری روی خودت و کار کردن روی باورهات 3- برای مطالعه کردن در حوزه‌ی شغلیت و پیشرفت کردن استفاده کنی

    وقتی بی قید و شرط خودت رو لایق میدونی خودت رو دوست داری و احساس ارزشمندی خودت رو به مهارت هات – کارت – تحصیلاتت و درآمدت – دارایی هات و جایگاه اجتماعیت گره نمیزنی و خودت رو با نقاط قوت و ضعفت میپذیری و دوست داری.

    اونوقت دیگران هم تو رو دوست دارند و می‌پذیرند

    بارها و بارها باید این نکته مهم رو به خودم یادآوری کنم که: ما آدمهایی هستیم با ویژگی های ظاهری – افکاری – رفتاری و اخلاقی – توانایی و علایق متفاوت و این تنوع کاملا طبیعی و نیاز جهانِ

    ولی

    مسئله از جایی بغرنج میشه که ما وقتی وارد جامعه میشیم توسط خانواده یا دیگران یا حتی خودمون مقایسه میشیم با آدمهای دیگه که فلانی ، فلان موفقیت شغلی – ورزشی – هنری – تحصیلی رو به دست آورده یا فلان ویژگی شخصیتی رو داره که مورد تحسین جامعه و فرهنگ و خانواده هاست اونوقت ما خودمون … به تمام علایقی که داشتیم یا ویژگیهایی خاص خودمون شک می کنیم … و میخوایم مثل اون آدم موفقِ بشیم به همین دلیل خیلی تلاش میکنیم یه نتایجی هم بدست میاریم ولی از یه جایی به بعد دیگه خسته میشیم

    ما باید ویژگی‌های خودمون رو بشناسیم – علایقمون رو بشناسیم و خودمون رو دوست داشته باشیم و با خودمون به صلح برسیم و سعی کنیم بهتر بشیم و بپذیریم که نقطه کمالی هم نیست

    لزوم رسیدن به موفقیت و خوشبختی داشتن استانداردهای عالی نیست

    لزوم رسیدن به موفقیت و خوشبختی پذیرفتن بی قید و شرط خودتِ دوست داشتنِ بی قید و شرط خودتِ

    پس هیچ وقت خودت رو به خاطر اشتباهات سرزنش نکن

    و در جریان باش که: قرار نیست که ما با همه آدم‌ها ارتباط عالی داشته باشیم که … قراره که با آدمهای هم فرکانس خودمون در ارتباط باشیم پس نیازی نیست همه آدمها رو راضی کنیم کافیه با توانایی ذهنی و فیزیکی خودمون راحت باشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2518 روز

    کامنت شماره 3

    به نام خدای بخشاینده و مهربان

    سلام

    چند تا موضوع توی ذهنم هست که ذهنم میگه همین الان بنویسمش چون خیلی بهم کمک می کنه، خدایا خودت کمکم کن و افکارم رو اولا مرتب کن دوما به رشته‌ی تحریر در بیار

    ترکیب این فایل با فایل «تنها راه گذر از ثروت رسیدن به ثروت است» فوق‌العاده است ،

    شماره 1: چرا همیشه در روزنامه ها نشریه ها ، اخبار و شبکه ها و مصاحبه ها و ..‌.. من دیدم آدم های ثروتمند ، آدم های مناسبی نیستند

    بر می گردیم به آگاهی های لایو شماره 11 «کنترل آگاهانه کانون توجه» …

    رسانه ها اتاق فکر ندارند ، بحث ، بحثِ مشتریه ، آدم‌های زیادی هستند که اینجوری فکر می کنند و اینجور فیلم و سریال ها رو دوست دارند خوراک ذهنشون کنند ، اون رسانه هم دارن به مشتری هاشون خوراک میدن ، من مشتری این غذاهای کثیف نیستم !!

    شماره 2: چرا همیشه فیلم ها و سریال ها (در رسانه و خارج از رسانه) بر مبنای فیک و دروغ ساخته میشه و همش از دم مزخرفه ، توی این مثال انسان های شریف مهربان و خدمتگذار ثروتمند رو انسان هایی بد و بی خدا نشان می دهند؟

    بر می گردیم به فایل گفتگو با دوستان-23 «هم مداری با وجه خوشایند آدم ها» دقایق اولیه

    منطقی قوی ای که استاد میده …. یه کارگردان نمی توانه بیاد یه سریال یا فیلم معمولی بسازه چرا فیلم اِمریکایی سریع و خشن این همه فصل ازش تولید شد و اینقدر هم پر فروش بود؟

    چون یه کارگردان باید بیاد حسابی فیلم یا سریالش رو عجیب و غریب کنه تا پر فروش بشه دیگه !!! وگرنه اگه بخواهد یه زندگی معمولی و رو به راه رو به تصویر بکشه که ملت میگن اه اه چه فیلم حوصله سر بر و کلیشگی هستش ، خب حالا که چی‌ اینکه زندگی عادیه خودمونه :((

    شماره 3: در دین های مسیحیت و اسلام ، حالا در مورد خودم که در خانواده به اصطلاح شیعه … و در شهر خون و قیام :)) علم و اجتهاد :)) قم متولد و بزرگ شدم …

    ( من فقط اسم تهران و گیلان رو از پدر و مادرم یدک می کشم !! )

    … دوستانی که می‌رفتن رو یک صندلی بلند و یا چند پلکان بالاتر می نشستند ، سخنرانی می کردند و از مزایای فقیر بودن و معایب ثروتمند بودن حرف می زدن

    خودشون هم احتمالاً ندونسته یه سری چیز ها رو باور کرده بودند و می اومدن تحویل ملت می دادن ، ملت ساده لوح هم می گفتن خب ایشون چند سال رفته حوزه درسش رو خونده ، حتماً می فهمه دیگه …

    من نباید خودم رو اذیت کنم و ناراحت باشم که ای بابا چرا دوران کودکی و نوجوانی‌ام رو با نشستن پای این صحبت ها هدر دادم. نه اتفاقاً خیلی هم خوبه ، گذشته که گذشته … من می توانم به گذشتم یه لبخند شیرین بزنم و بگم از این به بعد من یه آدم متفاوتی میشم ، من ثروتمند میشم و هم خوب زندگی می کنم و هم کمک می کنم دنیا جای بهتری برای زندگی کردن بشه

    چون من همیشه توی نماز هم دارم میگم دیگه

    میگم : خدایا من رو به راه راست هدایت کن ، راه کسانی که به اون ها نعمت و ثروت عنایت فرمودی

    میگم : ای پروردگار من به من هم در دنیا ثروت و نعمت عنایت فرما و هم در آخرت

    چرا که تو بخشایندگی تو بی حد و حصر و بدون حساب و کتابِ و من هر چقدر ثروتمند تر بشم بیشتر با تو ، با روحم یکی میشم

    من با استناد به مواردی که گفتم ، باور می کنم که دین داری ، معرفت ، عبادت ، انسان خوب و مفید بودن ، شاکر بودن و … و … و … راهش از ثروتمند شدن می گذره

    من باور می کنم که هرچقدر ثروتمند تر بشم ، خداگونه تر و زیباتر زندگی می کنم و میشم جانشین خدا بر روی زمین ، بیشتر خدا رو راضی می کنم و لبخند رضایت خدا رو می بینم

    شماره 4: من لذت می برم از بیزنس ، از اینکه دارم ارزش خلق می کنم ، این یه فرصتِ بی نظیره برای پول درآوردن و لذت بردن از زندگی ، برای سپاسگزاری کردن و دیدن زیبایی های بی نهایت خدا

    پول یه ابزار کاربردیِ که آنچنان قدرتی به من میده که سرم رو جلوی «مِن دونِ اللهِ …» بگیرم بالا و نترسم از هیچ کس و هیچ چیز و باج ندهم ، پول کمک می کنه آدم سالمی باشم و سالم زندگی کنم ، از خلاف و فساد دور باشم

    پول یه ابزار هست که برای من رفاه شادی و سلامتی رو به ارمغان میاره

    من برای پول درآوردن بی نهایت ذوق و شوق دارم و این کار رو الهی ترین و پاک ترین کاری که می توانم انجام بدهم می بینم

    و از اونجایی که این خداست که به شکل پول توی حساب بانکی و کیف پولم جاری و ساری است ، من با خشوع ازش تشکر می کنم و قدرش رو می دونم ، بهش احترام می گذارم و با لذت و احساس خوب خرجش می کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2518 روز

    ادامه‌ی کامنت شماره 2

    به نام خدای بخشاینده و مهربان

    سلام

    من با ارزش ترین و جذاب ترین و الهی ترین کار دنیا رو دارم انجام می دهم

    من دارم کمک می کنم یه عروس و داماد اولین خونه‌ی خودشون رو … خونه‌ی بختشون رو بگیرن

    من دارم کمک می کنم یه خانواده‌ی مهاجر به راحتی و بدون دغدغه با رعایت مسائل حقوقی و مالی یه خونه بگیرن و یه زندگی جدید رو توی این شهر شروع کنند ، اونا مهاجر هستن و چالش های خودشون رو دارند و من در جایگاه یک مشاور و متخصص یک عالمه از مسائل و دغدغه هاشون رو با گرفتن یه خونه‌ی خوب براشون حل می کنم

    من دارم کمک می کنم یه دختر یا یه پسر ناز که توی خانواده تا الان اتاق شخصی نداشته ، حالا با پدر و مادرش بیاد توی خونه‌ی نو و بزرگتر و بزرگترین رویایی که شب ها به عشقش می خوابیده و صبح ها به عشقش بیدار می شده ، یعنی داشتن اتاق شخصی توسط دستان من داره محقق میشه و دل تو دلش نیست

    می دونی این خونه‌ای که من دارم برای مشتریم می گیرم ، چه شب نشینی ها و دورهمی هایی رو داخلش می گیرند و چه خنده‌ها و شادی های از ته دلی رو داخلش تجربه می کنند

    می دونی چه مهمونی های خفنی … چه تولد های شادی رو‌ داخل این خونه تجربه می کنند

    می دونی چقدر می نشیند توی اوقات فراغتشون بازی می کنند ، لذت می برند و از ته دل می خندن

    می دونی چقدر استراحت می کنند ، مدیتیشن می کنند و در کل چقدر آرامش الهی رو تجربه می کنند

    می دونی چقدر داخل این خونه برای شغلشون مطالعه‌ می کنند ، بعد آزمون و خطا می کنند و رشد می کنند و پول های شیرین می سازند

    می دونی اصلا خیلی ها چه خانم ، چه آقا تو این سال ها یعنی سال 1404 و 2025 Home Office هستند و توی همین خونه بیزنس خودشون رو انجام می دهند و خدا می دونه چه پول های شیرینی رو به راحتی … به راحتی می سازند

    می دونی چه لذت های شیرین و وصف ناپذیری رو در طی روز و شب داخل این خونه تجربه می کنند

    کار من با ارزش ترین کار دنیاست ، من دارم کمک می کنم که آدم ها خونه‌ی امنشون ، محل عبادت ، محل لذت ، محل آرامششون رو بگیرند ، واقعاً به خودم افتخار می کنم ، خدا هم به من افتخار می کنه و عاشقانه تحسینم می کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2518 روز

    کامنت شماره 2

    به نام خدای بخشاینده و مهربان

    سلام

    یه سری باورهای خیلی خوب برای احساس ارزشمندی برای ارزشی که دارم خلق می کنم ، قبلاً از دیدگاه یه دوستی کپی کرده بودم ، که اینجا ویرایش شده می نویسمش

    اصلا بگذار اینم بگم دلیل اینکه دارم دیدگاه هام رو اینجا می‌نویسم اینه که می خواهم مثل فصل های یه کتاب بهش نگاه کنم و هر وقت نیاز داشتم بیام به اون کامنت مد نظرم مراجعه کنم و دیدگاهی که اون لحظه بهش نیاز دارم بخوانم.

    1. کسب و کارها باهم قابل مقایسه نیستند و نمیشه گفت کدوم ارزشمندتره

    2. دیدگاه مخاطبین یک برند، همون دیدگاهیه که صاحب اون برند به کسب و کارش داره. اگه دیدگاهم در مورد کارم و ارزشش با تردید باشه مخاطبینم هم به ارزشش شک میکنن.

    3.این منم که تعیین میکنم مشکلی که دارم حل میکنم چقدر حیاتی و مهمه و ارزشی که باهاش خلق میکنم چقدر زیاد و مهمه. و چون از نظر خودم کسب و کارم یک مشکل اساسی رو داره حل میکنه پس ارزشمنده، پس قطعا ثروت زیادی ازش میسازم و مخاطبین زیادی جذبش می شن.

    ذهن: تو باید ارزشمندی کارت رو به مردم ثابت کنی باید اونارو اگاه کنی از کارت باید قانعشون کنی باید راضیشون کنی … (حرف‌هایی که از باور عدم لیاقت و شایستگی میاد)

    جواب من: من مرکز جهانم و من ژنراتور هستم. بقیه شامل ادم ها و ادارات و شرکت ها و … همه براساس فرکانس من عمل میکنن. اگه من باور‌هام قدرتمند کننده باشه جهانی که اساسش بر فراوانیه با من همراه میشه. تمام.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2518 روز

    کامنت شماره 1

    به نام خدای بخشاینده و مهربان

    سلام

    من فکر می کردم که سال ها پیش روی این باور که ثروتمند شدن من رو به خدا نزدیک می کنه کار کردم و تا حد خیلی خوبی ثروت رو معنوی می بینم در صورتی که در این فایل متوجه شدم بیش از هر چیز دیگه‌ای باید روی این باور کار کنم

    به یک دلیل خیلی ساده ، من هر بار که پول می اومد توی حسابم یه احساس گناه و انگار عذاب وجدانی من رو می گرفت که هرچی هم فکر می کردم دلیلش رو نمی فهمیدم ، حالا فهمیدم یکی از بزرگرتین دلایلش همین نگاهی هست که من به ثروت دارم

    الان که دارم این دیدگاه رو می نویسم من اینجوری فکر نمی کنم که باید بین همه مساوی نعمت و ثروت ها تقسیم بشه

    من مدت ها می رفتم توی محله های ثروتمند نشین و ویژگی های مثبت اون آدم ها رو مثل آرامش و برخورد زیبایی که دارند ، میزان شاد بودن و خندیدن هاشون ، خوش پوش و شیک پوش بودنشون ، ارتباط خیلی خوبی که با بچه هاشون دارند ، ارتباط عاطفی‌ای که دارند و … رو تحسین می کردم و همه رو توی ذهنم ارتباط می دادم به ثروت … می گفتم این ها همش به خاطر ثروتمند بودنه

    به همین دلیل چه به صورت کلامی و چه به صورت یک فکر خیلی خیلی کمتر پیش میاد حسودی کنم و یا یه ثروتمند می بینم بگم طرف کلاه برداره و …

    استاد من خیلی آدم ها بهم محبت دارند و خیلی به طُرُق مختلف عشق می ورزند ، خیلی وقت ها ارتباط های خوب و گرمی هم با افراد ثروتمند برقرار کردم و کمتر پیش میاد خودم رو کوچیک ببینم پیش این آدم ها ، چون توی ذهنم اینه که الان اینجام ، قرار نیست همین حا بمونم که … منم ثروتمند میشم منم پیشرفت می کنم

    ولی شاید دلیل این همه تلاش و زحمتی که می کشم و نتیجه‌ای نمیده یا خیلی وقت ها سر بزنگاه ، تا پای قرارداد میام و به قول معروف به مو میرسه و اتفاقاً پاره هم میشه :)) اینه که من در ناخودآگاهم دوست ندارم پول دار بشم

    شاید به خاطر اینه که در ناخودآگاهم فکر می کنم پول باعث میشه خدا رو ببوسم بگذارم کنار و دیگه گردن کشی کنم و هیچ کسم هیچی حساب نکنم

    در صورتی که من اینجوری نیستم ها… قبلاً هیچ اعتباری نداشتم هیچ کسم تو همین شغل خودم من رو نمی شناخت ، الان خیلی ها رو می شناسم خیلی هام منو می شناسند و به واسطه‌ی تخصص و مهارت هایی که دارم به واسطه‌ی دست پاکی و درستکاریم خب خیلی ها هستند که عرض ارادت دارند ، محبت دارند و تعریف و تمجید قلبی دارند

    خب منم همیشه تشکر می کنم ، خدا رو هم شکر می کنم که هرچی دارم از جانب اون هستش

    این ها هیچ کدوم باعث نشده که من خدا رو فراموش کنم و مغرور بشم ، نمی دونم والا :)) چقدررررر این بد بودن و کثیف بودن ثروت از بچگیم توی ذهن من تکرار شده و چقدررر باید وقت و انرژی بگذارم تا تغییر بدهم و عاشق پول بشم و لذت ببرم از داشتنش

    ولی چیزی که الان مشخصه اینه که من با پول داشتن و پول خرج کردن حالم خوب نیست و این رو باید تغییر بدهم

    چه جوری تغییر بدهم ، نمی دونم ؟ ولی همینکه پذیرفتم که این منم که با دست خودم جلوی ورود ثروت رو گرفتم و مشکل از خدا نیست یه قدم بزرگی هست که برداشتم و از این بابت خودم رو تحسین می کنم و حتی به خودم افتخار هم می کنم‌.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2518 روز

    سلام خانم جهانگیری

    وقت به خیر

    امیدوارم عالی باشید

    دیدگاه شما رو با تأمل و فکر کردن در مورد نتایجتون خواندم

    و زمان گذاشتم برای این کار

    خیلی خیلی لذت بردم و با قلبم تحسینتون کردم ، درود بر شما

    من حتی پروفایل شما رو باز کردم و دونه دونه پاسخ هایی که شما به دوست های عزیزمون توی سایت ثبت کرده بودید ، خواندم

    اون ها هم برایم الهام بخش بود و ازش استفاده بردم

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: