رابطه خداوند و ثروت در ذهن
نکته مهم:
ابتدا فایل صوتی و تصویری این فایل را بهطور کامل گوش دهید، سپس سراغ خواندن متن توضیحات این صفحه بروید و تجربه خود را در بخش نظرات بنویسید.
در طی مدتی که در یک سفر تحقیقاتی هستم، با جمعی از افرادی آشنا شدم که به دنبال درک معنویت، تجربههای معنوی و مراقبه هستند.
در معاشرتهایم با آنها – مثل همیشه – سعی کردهام از طریق یافتن ارتباطهای معنادار بین باورهای افراد و شرایط زندگی آنها، قوانین خداوند را بهتر درک کنم تا دقیقتر بفهمم چه باورهایی، چه نتایجی را ایجاد میکنند.
در این تجربه، مثل همیشه، این ذهنیت مشترک را میبینم که:
در اعماق ذهن افراد معنوی و مذهبی، «ثروت» بهشدت مذمت میشود و «فقر» بهعنوان جلوهای از انسان خوب، معنوی و خداپسند، مورد مدح و ستایش قرار میگیرد. فرقی هم نمیکند که مسلمان باشی یا مسیحی، ایرانی باشی یا آمریکایی.
قبل از آشنایی با قوانین زندگی، من نیز بهخاطر محیطی که در آن بزرگ شده بودم، از این قاعده مستثنا نبودم. وقتی برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگیام را از ریشه حل کنم، متوجه شدم قویترین پاشنه آشیل و ترمز ذهنی من در برابر ورود نعمت و ثروت به زندگیام، همین باور است.
سپس جهاد اکبری برای اصلاح این باور به راه انداختم. تحقیقات وسیعی درباره مذاهب و ادیان مختلف از جمله اسلام و یهودیت انجام دادم. بیش از ۶۰ بار قرآن را به شیوههای مختلف خواندم و در یک برهه طولانی، تمام تمرکزم را بر درک قوانین خداوند در قرآن گذاشتم تا بفهمم این باور فقر آور، چطور و از کجا ریشه گرفته است.
از آنجا که ذهن فقط با ابزار منطق کار میکند، برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطقهایی داشتم که بهحدی از منطقهای محدودکننده قبلی محکمتر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازند و اجازه تغییر این باور را از ریشه به من بدهند. در نهایت، در این فرآیند تحقیقاتی، من توانستم «روانشناسی ثروت» را از پایه و اساس بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.
در آغاز کار بر روی این باور که «پول را نمیتوانی معنوی بدانی»، «ثروت و خداوند را نمیتوانی در کنار هم داشته باشی»، و «ثروت، آدم را از خداوند و انسانیت دور میکند» و اصلاح آن، آرامآرام درهایی از نعمت و ثروت را به زندگیام باز کرد. به یاد میآورم که در مدت کوتاهی، بدهیهایم تماماً پرداخت شد و یکی پس از دیگری به خواستههای مالیام رسیدم.
سپس، آرامآرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، نه تنها جریان ثروت در زندگیام بیشتر و باثباتتر شد، بلکه به آزادی مالی، زمانی و مکانی پایدار رسیدهام. پس از این تغییر و نتیجه بزرگ در زندگیام، مثل همیشه تصمیم گرفتم فرآیند بهبود اوضاع مالی و رسیدن به استقلال مالی را با افرادی که آماده تغییر ریشهای وضعیت مالی خود هستند، به اشتراک بگذارم؛ که در این راستا، دورههای روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ را تولید کردم.
تا کنون، هزاران نفر از دانشجویانم با عمل به آموزههای این دوره، اوضاع مالی خود را به معنای واقعی کلمه، بهصورت پایدار متحول کردهاند که بخشی از نتایج آنها را میتوانید در سایت مطالعه کنید.
برمیگردم به موضوع این فایل:
در مراودههایم با این افراد، ذهن من مثل یک شکارچی، در حال شکار الگوهایی بود که افراد معنوی درباره رابطه «ثروت با معنویت» دارند. گفتوگوهای آنها، بهوضوح باورهای محدودکنندهشان درباره رابطه میان خداوند و ثروت را برایم آشکار میکرد و قانون را با دقت برایم مرور میکرد.
نقطه مشترک ذهنیت این افراد – که در جستوجوی معنویت بیشتر هستند – این بود که اوضاع مالی خوبی نداشتند. این برایم جدید نبود زیرا اولین الگوی قویای که من درباره باورهای محدودکننده و فقرآفرین شناختم، همین باور بود. اما موضوع قابل تأملتر این است که:
این افراد اصولاً بدشان نمیآید که اوضاع مالی خوبی داشته باشند. حتی برای آن تلاش هم میکنند و بعضاً خیلی هم تلاش میکنند اما به نتیجه نمیرسند. زیرا این باور فقرآفرین که خداوند و ثروت را از هم جدا میداند، بهاندازهای قدرتمند است که فارغ از تلاش فراوان فرد برای تغییر اوضاع مالیاش، این باور بهراحتی رشتههای او را پنبه میکند و او را با مسائل مالی تمامنشدنی احاطه میکند و هرگز به آنها اجازه داشتن نتایج مالی پایدار را نمی دهد. آنها بیخبرند از اینکه چطور با این ذهنیت، خودشان را از تجربه نعمتهای فراوانی محروم کردهاند که خداوند مسخر همه بندگانش کرده است.
در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:
چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار دگرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمیتواند در کنار هم بگنجد و بهقول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم میتواند به بهشت برود!
همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.
توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهیها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکنندهای میرساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکتهبرداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
الف)
چقدر در لایههای درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور میشوم؟
وقتی نعمتها وارد زندگی شما میشوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر میشود، چقدر در لایههای پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمتها به زندگیتان را حس میکنید؟
چقدر احساس میکنید که با ورود این نعمتها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟
- چقدر در مراودههای خود، این صحبتها در زبان یا فکر شما میچرخد که:
فلانی که اوضاع مالیاش خوب شده، خدا میداند چه بیعدالتی، دزدی یا حقخوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛
- چقدر میترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت میکند؟
چقدر در رفتارها یا برداشتهای ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
چقدر نسبت به درستکاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟
در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟
تجربههای خود یا افرادی را بنویسید که بهخاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش میکنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک میکند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور میکند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درستکار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش میکنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.
ب)
همچنین، اگر روی دورههای روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ کار کردهاید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهیهای این دورهها:
- چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
به چه ایدهها و فرصتهایی هدایت شدید؟
چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدمهایی وارد زندگی شما شدند؟
چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟
منابع بیشتر: دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3
اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن252MB35 دقیقه
- فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن34MB35 دقیقه













سلام مجدد خدمت استاد عزیزم و همه دوستانم
ادامه کامنت قبلیم رو اینجا می نویسم. و توضیحاتی که لازمه اضافه کنم.
در مورد خودم چیزی که مشاهده کردم این بود که وقتی ردپای خدا رو در تغییرات زندگی استاد دیدم متوجه شدم ثروت یکی از پیامدهای توحید و معنویت هست. یعنی این سوء تفاهم بزرگ برام روشن شد که اگر معنوی باش اتفاقا درستش اینه که ثروت هم به همراهش وارد زندگیت بشه. و ثروت و خدا در دو جبهه مقابل هم قرار ندارند بلکه دقیقا ثروتمندی همون خداپرستیه.
کسب ثروت مادی و نعمتهای دنیایی نمودی از بندگی کردن و خداشناسیه.
این نگاه بود که برای من راحتی و فراوانی و نعمت و برکت مادی و معنوی رو به همراه آورد بطوریکه الان حس می کنم (و حتی به نزدیکانم گفتم) که احساس می کنم بهمنی از نعمت و ثروت به سمت من داره جاری میشه و اتفاقات بزرگی در راهه.
ولی در مثال اون بنده خدایی که در موردش صحبت کردم، با اینکه نمی تونم ادعا کنم قادر به تشخیص فرکانسها و مکنونات قلبیش هستم ولی بعضی جاها به وضوح مشخصه که روی عقل خودش حساب میکشه، با توجه به شرایط فعلی تصمیم می گیره و برنامه میچینه، همیشه اعتقاد داره باید برای کسی کاری بکنه تا لایق نعمتهای خدا بشه.
ایشون سالها از مادرش که دچار آلزایمر و پارکینسون بود و این اواخر کاملا زمینگیر شده بود نگهداری می کرد و عقیده اش این بود که باید این کار رو بکنم تا جبران زحمات مادرم رو کرده باشم، تا خدا ازم راضی باشه.
ایشون برکت زندگیش رو مرهون و مدیون فداکاری کردن برای کسانی که به گردنش حق دارن میدونه و بارها و بارها گوسفند سر بریده که برکت مالش از بین نره.
استاد من هم اعتقاد دارم خیلی خوبه که کمک کنیم و انفاق کنیم و مشکل کسی رو حل کنیم، اما مسأله اینجاست که احساس لیاقتمون رو گره نزنیم بهش. فکر نگنیم ثروت من مشکل داره اگر ازش به فقیر نبخشم، اگر از تنم و عمرم مایه نذارم برای صاحبین حق.
شاید به همین خاطره که احساس لیاقت نمیکنه که کارهاش به راحتی پیش برن و اینقدر برای هر کاری گره تو کارش میفته.
باز هم از شما متشکرم که با این فایل ارزشمند باگ های ذهنی خودم رو بهم یادآوری کردید.
به نام خداوند دانای پیدا و پنهان
سلام
استاد عزیزم خدای بلندمرتبه ام رو بی نهایت شاکرم که بعد از گذشت چند هفته قلمم رو باز به نوشتن حرکت داد. ازش می خواستم ولی چون تمرکز کافی نداشتم موفق به نوشتن باکیفیت نمی شدم.
صبر کردم تا سفرم به پایان رسید و در آرامش و سکوت دلنشین خونه خودم قلبم به نوشتن باز شد.
الهی شکر برای این آگاهی های مقدس و کلیدی که امروز از قلب و زبان شما جاری شد و به قلب من نشست.
هرچقدر بشنوم و در موردشون فکر کنم باز هم کمه. چون خیلی ریشه های موذی و مزاحم فضای ذهنیمون رو پر کرده و در واقع شیارهای عمیق ذهنیمون حسابی جا خوش کردند و نیاز به تلاش قدرتمندانه ای داریم تا مسیر فکریمون رو عوض کنیم.
اما وظیفه دارم از شما سپاسگزاری کنم بابت تمام تغییراتی که در زندگی توحیدی و مالیم رخ داده در این 5 سالی که با شما هستم.
از دوره بی نظیر 12 قدم گرفته تا شیوه حل مسائل زندگی، دسته باورهای ثروت ساز و توحید عملی، دوره احساس لیاقت و الان هم دوره هم جهت با جریان خداوند.
ترکیب تمام این دوره ها و فایلهای هدیه که انصافا از لحاظ محتوا و کیفیت هیچی کم از دوره ها ندارند، در من تغییراتی رو ایجاد کرده که اصلا متوجهشون نشدم. فقط وقتی به عقب برمی گردم و شرایط الانم رو با سالهای دور و نزدیک گذشته مقایسه می کنم متوجه تغییرات شخصیتی خودم میشم.
استاد، ای من به فدای روح نازنین شما، شما منو با خودم آشنا کردید. یعنی کمترین نتیجه ای که من از آشنایی با شما گرفتم این بوده که دیگه دارم متوجه میشم هر لحظه مسیر فکریم به کدوم سمته.
می دونم دارم در جهت برکت و ثروت و آرامش و نعمت حرکت می کنم، یا ایستادم و دارم سر می خورم به پایین، یا خودم دارم به قهقرا با شتاب حرکت می کنم.
استاد من قبلا مثل خیلیها می گفتم خدایا به من ثروت بده تا برای فلانی و بهمانی فلان کنم.
یعنی دقیقا حس می کردم ثروتمند بشم سرکش میشم، خدا نترس میشم، خدا رو فراموش می کنم و غرق در گناه و غرور میشم. پس می خواستم با وعده بخشش و تواضع، ثروت احتمالی آینده ام رو پاکسازی کنم.
چند سال پیش در دوره 12 قدم که این مفاهیم رو برای اولین بار از شما شنیدم گفتم ای دل غافل…. من در عمق ذهنم باور دارم ثروت آدم خوب رو هم از راه به در میکنه،
دقت کردم دیدم یک ترس مخفی دارم از اینکه همسرم ثروتمند بشه و به قول معروف شلوارش دوتا بشه، یا از راه خلاف به ثروت برسیم. یعنی باور بنیادینم این بوده که
1-از راه درست ثروت فراوان به دست نمیاد.
2-آدمهای ثروتمند به احتمال خیلی زیاد به اصول اخلاقی پایبند نیستند.
اما چه اتفاقی افتاد که پس از سالها گوش دادن و فکر کردن به درسهای شما زندگی مالیم تغییر پایدار کرد؟
دو سال پیش خیلی واضح پیام جهان رو شنیدم که گفت دیگه هرکاری کردی بذار کنار، دوراتو زدی حالا برگرد به استاد عباسمنش و دیگه ولش نکن. آموزشهاش رو مثل وحی منزل بدون و عمل کن.
با تمام قلبم تسلیم شدم و دل سپردم. خودمو بستم به فایلهای دوره ها و هدیه ها. نوشتم و خوندم و برای خودم تمرین ها رو شخصی سازی کردم.
به 6 ماه نکشید که قلبم حرکت کرد و ذهنم رو با خودش کشید به سمت یک دبیرستان دخترانه برای تدریس. بدون هیچ آشنایی یا پشتوانه.
با اینکه شرایط نگهداری دخترم در مهد بسیار سخت بود من توکل کردم و رفتم. نتیجه این شد که شرایط طوری عوض شد که در عرض یک هفته هم همسرم شغلش رو تغییر داد و خودش تو خونه بچه رو نگهداری می کرد هم ماشین اومد زیر پام و هزینه اسنپم حذف شد، هم رانندگی یاد گرفتم، هم کار همسرم به سرعت نور رونق گرفت و ما از لحاظ مالی یه رشد چندین پله ای کردیم که همچنان ادامه داره.
و مهمتر از همه اینها من ایمانم به این خدایی که همیشه عاشقانه منتظره تا لب تر کنی و بهش دل بسپری هزاران بار بیشتر شد.
شکرگزاری شد ورد روزانه ام.
حضور در سایت استاد عباسمنش، تمرینات دوره هام، فایلهای هدیه و کامنت خوندن و کامنت نوشتن شد وظیفه بی چون و چرام.
دیدن نتایج کوچیک و بزرگ خودم، خانواده ام و دوستانم شد دستمایه امید و چراغ راهم.
و نعمتهای مختلف از ریز و درشت از راه رسید. آرامش قلب، اطمینان خاطر در اکثر مواقع و اکثر موارد زندگیم، سلامتی و شادابی، راحتی و آسانی در کارهام، یخچال و فریزری که همیشه پره، حسابی که دائم شارژ میشه، سفرهای راحت و بی دغدغه، عشق و احترامی که قبلا نداشتم، دوستان بهشتی از بچه های خیلی خوب سایت که خدا خودش منو در مدار دیدن اونها و شنیدن صداشون قرار داد بدون اینکه تلاشی بکنم، وجود نازنین دخترم نوا که روز تولد زمینیش با روز تولد آسمانی مادرم یکی شد تا من درسهای بزرگی بگیرم و رشد کنم.
اینها همه بخشی از نعمتهایی بود که وارد زندگیم شد و از من ورژن بهتری ساخت. احساس می کنم بنده آگاهتر و سپاسگزارتری شدم، از وقتی دل به استادم سپردم. خدا منو از طریق شما هدایت کرد به نورش استاد. و من تا ابد بنده سربه زیر این خدا، و شاگرد قدرشناس شما هستم.
می خوام مثالی بزنم از کسی از نزدیکانم که توی چند روز گذشته شاهد قفلهای ذهنیش در مورد ثروت بودم و خوشبختانه شاهد باز شدن یکی از این قفلها هم شدم.
می خواست خونه پدریش رو بفروشه تا ارث رو با خواهر و برادرهاش تقسیم کنند. با هم به توافق نرسیدن و فروش خونه افتاد دست دادگاه. بیش از یک سال قفل پشت قفل و درگیری پشت درگیری بود. انقدر تو ذهنش همه چیز سخت و غیرممکن بود و انقدر سناریوهای احتمالی وحشتناکی رو می چید و شب تا صبح بیدار میموند و بهشون پر و بال میداد که تک تک اون ترسها براش به واقعیت تبدیل می شدند. ایشون رغبت نمیکرد مغازه خودش بره و کار کنه چون همش ذهنش درگیر فروش خونه بود در حالیکه یک عمده فروشه و قابلیتش رو داشته که ماهی بالای 100 میلیون تومن دربیاره اما جوری بخور و نمیر زندگی میکرد که حتی نمی تونستن گوشت بخرن.
بالاخره با هر سختی و جون کندنی(به معنای واقعی کلمه جون کندن) بود، خونه فروش رفت و در هر مرحله از کار ده ها گره به وجود می اومد که با چنگ و دندون باز میشد.
استاد باورتون نمیشه، پریروز که بالاخره خریدار دول خونه رو به دادگاه واریز کرد و ایشون مطمئن شد کار تمام شده است، دیروز رفت مغازه اش و قسم میخورد از ساعت 5 عصر تا 10 شب سه نفری توی مغازه فرصت نمی کردن مشتری ها رو رد کنند. انقدر که مشتری تک فروشی و عمده ریخته بود سرشون و فروش کرده بودند وقت نمی کردن تلفن جواب بدن.چیزی که در سه چهار سال اخیر که ایشون خیلی درگیریهای عجیب و غریب داشته بی سابقه بوده.
جالب اینجاست که بعضی جاها من به وضوح هدایت و حمایت خداوند رو در حل کردن مشکلاتشون می دیدم که اصلا چیزی غیر از دست معجزه گر خدا نبوده، ولی این آدم باز هم فراموش می کرد و اصلا نمی دید که خدا چطور یک سری کارها رو براش آسون کرده، و وقتی کسی حرف از آسانیها و فراوانیها بهش میزد ایشون مسخره می کرد.
با خودم گفتم خدایاااااااا آخه دیگه چه جوری باید معجزاتت و قدرتت رو نشونش بدی که بفهمه؟ چرا اینقدر این آدم کر و کوره؟
ولی طبق قانون هیچ کلامی به زبون نیاوردم و هیچ تلاشی نکردم که افکارش رو تغییر بدم، فقط هرچی می گفت سر تکون می دادم و می گفتم بله شما درست میگی، حق با شماست و یه لبخند….
استاد ازتون بی اندازه ممنونم که استاد توحید شدید. حرف حق می زنید و روش پافشاری می کنید. اینقدر تر و تمیز توضیحش می دید و همیشه کنجکاوانه در پی کشف حقیقت و اصل هستید.
عاشقتونم و بی نهایت خوشحالم که در فرصت عمرم شاگرد شما شدم.
به نام خدای عزیز
سلام به شما دوست عزیزم
متشکرم بابت مهربونیتون
کامنت زیبای شما باعث شد برگردم و کامنت خودم رو مجدداً بخونم و باز هم باورهای درست ثروتساز رو تکرار کنم.
این تکرار یک نیاز جدیه، و تا زمانیکه به ثبات فرکانسی نرسیم جزء واجبات روزانه مون باید باشه.
حتی وقتی به ثبات فرکانسی و ثروت پایدار رسیدیم هم نیازه مدام یادآوریشون کنیم و مراقب ورودیهامون باشیم وگرنه زور ناخواسته های جهان یواش یواش به افکار سازنده میچربه و آروم آروم سرعت تغییرات مثبت کم میشه تا جایی که چرخ رو به جلو متوقف میشه و میایسته. و چه بسا که در جهت معکوس هم حرکت کنیم و درگیر ناخواسته هایی بشیم که همیشه ازشون میترسیدیم.
اما این وسط نیروی ایمان، اعتماد به بخشندگی و فضل پروردگار و امید به آینده ای بهتر هست که باعث چرخش فرکانسیمون به سمت نعمتها و ثروتها میشه و منجر به برداشتهای مثبت از اتفاقات به ظاهر نازیبا میشه.
وقتی تونستیم در مقابل ناخواسته ها سر ناامیدی و سرگردونی خم نکنیم، و اصل رو از فرع تشخیص بدیم، باز هم به راحتی به مسیر دریافت نعمتها برمیگردیم و نتیجه خیلی زود خودش رو نشون میده.
خدا بیشتر از من میخواهد که من ثروتمند و سعادتمند باشم.
اساس جهان بر فراوانی و راحتی و لذت بردن از زندگی است. چالشها آمده اند تا مرا قویتر کنند و به من درسی مهم بیاموزند.
هرچه پیش آید خوش آید (الخیر فی ماوقع).
واقعیت این است که من در قلب پرقدرت خداوند زندگی می کنم و همه ترسها توهم اند.
اینها همه اصول محکم جهان هستند و تکرارشون به ما کمک میکنه بتونیم آینده روشنی رو برای خودمون تجسم کنیم و هدایت بشیم به مسیر حرکت به سمت خواسته ها و گام های محکم برداشتن همراه با رضایت کامل از اکنون و احساس عمیق شادی و آرامش قلبی.
متشکرم که با کامنت خوبتون توجه منو دوباره به اصل و قانون جهان هستی معطوف کردید.
در پناه حق درخشان باشید.