رابطه خداوند و ثروت در ذهن
نکته مهم:
ابتدا فایل صوتی و تصویری این فایل را بهطور کامل گوش دهید، سپس سراغ خواندن متن توضیحات این صفحه بروید و تجربه خود را در بخش نظرات بنویسید.
در طی مدتی که در یک سفر تحقیقاتی هستم، با جمعی از افرادی آشنا شدم که به دنبال درک معنویت، تجربههای معنوی و مراقبه هستند.
در معاشرتهایم با آنها – مثل همیشه – سعی کردهام از طریق یافتن ارتباطهای معنادار بین باورهای افراد و شرایط زندگی آنها، قوانین خداوند را بهتر درک کنم تا دقیقتر بفهمم چه باورهایی، چه نتایجی را ایجاد میکنند.
در این تجربه، مثل همیشه، این ذهنیت مشترک را میبینم که:
در اعماق ذهن افراد معنوی و مذهبی، «ثروت» بهشدت مذمت میشود و «فقر» بهعنوان جلوهای از انسان خوب، معنوی و خداپسند، مورد مدح و ستایش قرار میگیرد. فرقی هم نمیکند که مسلمان باشی یا مسیحی، ایرانی باشی یا آمریکایی.
قبل از آشنایی با قوانین زندگی، من نیز بهخاطر محیطی که در آن بزرگ شده بودم، از این قاعده مستثنا نبودم. وقتی برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگیام را از ریشه حل کنم، متوجه شدم قویترین پاشنه آشیل و ترمز ذهنی من در برابر ورود نعمت و ثروت به زندگیام، همین باور است.
سپس جهاد اکبری برای اصلاح این باور به راه انداختم. تحقیقات وسیعی درباره مذاهب و ادیان مختلف از جمله اسلام و یهودیت انجام دادم. بیش از ۶۰ بار قرآن را به شیوههای مختلف خواندم و در یک برهه طولانی، تمام تمرکزم را بر درک قوانین خداوند در قرآن گذاشتم تا بفهمم این باور فقر آور، چطور و از کجا ریشه گرفته است.
از آنجا که ذهن فقط با ابزار منطق کار میکند، برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطقهایی داشتم که بهحدی از منطقهای محدودکننده قبلی محکمتر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازند و اجازه تغییر این باور را از ریشه به من بدهند. در نهایت، در این فرآیند تحقیقاتی، من توانستم «روانشناسی ثروت» را از پایه و اساس بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.
در آغاز کار بر روی این باور که «پول را نمیتوانی معنوی بدانی»، «ثروت و خداوند را نمیتوانی در کنار هم داشته باشی»، و «ثروت، آدم را از خداوند و انسانیت دور میکند» و اصلاح آن، آرامآرام درهایی از نعمت و ثروت را به زندگیام باز کرد. به یاد میآورم که در مدت کوتاهی، بدهیهایم تماماً پرداخت شد و یکی پس از دیگری به خواستههای مالیام رسیدم.
سپس، آرامآرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، نه تنها جریان ثروت در زندگیام بیشتر و باثباتتر شد، بلکه به آزادی مالی، زمانی و مکانی پایدار رسیدهام. پس از این تغییر و نتیجه بزرگ در زندگیام، مثل همیشه تصمیم گرفتم فرآیند بهبود اوضاع مالی و رسیدن به استقلال مالی را با افرادی که آماده تغییر ریشهای وضعیت مالی خود هستند، به اشتراک بگذارم؛ که در این راستا، دورههای روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ را تولید کردم.
تا کنون، هزاران نفر از دانشجویانم با عمل به آموزههای این دوره، اوضاع مالی خود را به معنای واقعی کلمه، بهصورت پایدار متحول کردهاند که بخشی از نتایج آنها را میتوانید در سایت مطالعه کنید.
برمیگردم به موضوع این فایل:
در مراودههایم با این افراد، ذهن من مثل یک شکارچی، در حال شکار الگوهایی بود که افراد معنوی درباره رابطه «ثروت با معنویت» دارند. گفتوگوهای آنها، بهوضوح باورهای محدودکنندهشان درباره رابطه میان خداوند و ثروت را برایم آشکار میکرد و قانون را با دقت برایم مرور میکرد.
نقطه مشترک ذهنیت این افراد – که در جستوجوی معنویت بیشتر هستند – این بود که اوضاع مالی خوبی نداشتند. این برایم جدید نبود زیرا اولین الگوی قویای که من درباره باورهای محدودکننده و فقرآفرین شناختم، همین باور بود. اما موضوع قابل تأملتر این است که:
این افراد اصولاً بدشان نمیآید که اوضاع مالی خوبی داشته باشند. حتی برای آن تلاش هم میکنند و بعضاً خیلی هم تلاش میکنند اما به نتیجه نمیرسند. زیرا این باور فقرآفرین که خداوند و ثروت را از هم جدا میداند، بهاندازهای قدرتمند است که فارغ از تلاش فراوان فرد برای تغییر اوضاع مالیاش، این باور بهراحتی رشتههای او را پنبه میکند و او را با مسائل مالی تمامنشدنی احاطه میکند و هرگز به آنها اجازه داشتن نتایج مالی پایدار را نمی دهد. آنها بیخبرند از اینکه چطور با این ذهنیت، خودشان را از تجربه نعمتهای فراوانی محروم کردهاند که خداوند مسخر همه بندگانش کرده است.
در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:
چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار دگرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمیتواند در کنار هم بگنجد و بهقول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم میتواند به بهشت برود!
همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.
توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهیها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکنندهای میرساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکتهبرداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
الف)
چقدر در لایههای درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور میشوم؟
وقتی نعمتها وارد زندگی شما میشوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر میشود، چقدر در لایههای پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمتها به زندگیتان را حس میکنید؟
چقدر احساس میکنید که با ورود این نعمتها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟
- چقدر در مراودههای خود، این صحبتها در زبان یا فکر شما میچرخد که:
فلانی که اوضاع مالیاش خوب شده، خدا میداند چه بیعدالتی، دزدی یا حقخوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛
- چقدر میترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت میکند؟
چقدر در رفتارها یا برداشتهای ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
چقدر نسبت به درستکاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟
در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟
تجربههای خود یا افرادی را بنویسید که بهخاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش میکنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک میکند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور میکند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درستکار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش میکنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.
ب)
همچنین، اگر روی دورههای روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ کار کردهاید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهیهای این دورهها:
- چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
به چه ایدهها و فرصتهایی هدایت شدید؟
چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدمهایی وارد زندگی شما شدند؟
چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟
منابع بیشتر: دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3
اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن252MB35 دقیقه
- فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن34MB35 دقیقه













بسمالله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم و مریم جان نازنین و همه دوستانم
یارب به امید تو :
باوری که بیشتر ما از جمله خودم به شخصه در آن گیر کردم و مانع رسیدن نعمت بیشتر و بیشتر به زندگیم میشه این که وقتی من بیشتر و بیشتر ثروتمند بشم باید به خیلی از نزدیکانم کمک کنم انگار که مسئولیت خوش بختی آنها، مسئولیت تصمیمات و زندگی آنها روی دوش من هست. اگر این کار نکنم آدم ظالمی هستم.
ریشه این باور برای من از جامعه اومده آنجا که چون ما کشور قوی هستیم باید به دیگران کمک کنیم، اگر این کار نکنیم خودمان آسیب میبینیم یا جمله گَهی پشت بهزین و گهی زین به پشت یا روزگار همیشه به یک چرخ نمیچرخه حواست باشه اگه کمک نکنی خدا قهرش میگیره……
تمام اینها از دیدن رب به عنوان یک انسان بسیار بسیار قوی با احساسات بشری نشات میگیره.
وقتی نگاهم:
1.به رب به صورت یک سیستم دریافت و پاسخ باشه نه تحلیلگر نگرانی نسبت به این حرفها ندارم
2. ایمان داشته باشم این جهان قوانین بدون تغییر ابدی و ازلی دارد. پس با سعی در بهتر درک و عمل کردن بهش شرایط من نه تنها بد نمیشه بلکه روز به روز بهتر و بهتر هم میشود.
3.من موجود فرکانسی هستم که با توجه به فرکانسی ( افکار قالبم )که ارسال میکنم. زندگیم رو به صورت موقعیت و شرایط شکل میدهم.
پس مدام این فکر رو که اگه ثروتمند بشم باید به خیلی از نزدیکانم کمک کنم آگاهانه مرور نمی کنم و به نکات مثبت دیگران این که همه ما پاره ای از رب هستیم و به او متصلیم و در هرجایگاهی هستیم و هستند بسیار ارزشمند هست و بهترین موقعیت برای رشد و پیشرفت. آنها یک مسیر انتخاب کردند من هم این مسیر .
یعنی این نگاه غالب و مغلوب، بالا و پایین رو که من بالام اون پایین من توانگرم آن ناتوان خلاصه این قیاس رو بیام کنار بزارم.
در شرایطی که در حال حاضر هست و تنها رب العالمین ام میداند چقدر باعث خیر و برکت و رشد و پیشرفت میشه برای خودم به شخصه این درس داشت که هیچ قدرت عظیم و برتری جز رب العالمین وجود ندارد.
وقتی تمرکزم بزارم روی درک و عمل به قانون لاجرم در شرایط و موقعیتی قرار میگیرم لاجرم به گونهای فکر میکنم یا میشنوم یا حتی به طرز معجزه آسایی نمیشنوم که دور میشم از احساس ترس و ناامیدی و وحشت چیزی که در وجودم بیشتر میشه آرامش، هم صحبتی و عشق بازیم با ربی جونم و مهر تایید بر این که قانون جواب میدهد و هر کس نتیجه فرکانسهای خودش را میگیره. و از همه مهم تر ما از ربیم و به سوی او باز میگردیم پس چه بهتر که با قلبی آرام و مطمئن به سوی او بازگردیم.
چقدر این دیدگاه یکی از بچهها رو دوست داشتم اگر این زندگیم پایان پیدا کند من در آغوش ربم برگشتم به قول شما یک مهمانی آمدم و رفتم و اگر زنده باشم با ثروتمند شدنم و باقدرتمند بودنم زیبا زندگی میکنم توحیدی تر میشوم یعنی ترسی از هیچ کس و هیچ اتفاقی ندارم و نگاه هراتفاقی بیافته خیر دارم درواقع دلم قرص هست به ربم به ایمانی که به لطف او کسب کردم و ساختم. و با رسیدن به خواستههام دنیا رو به جای بهتری تبدیل میکنم. و در آخر با شوق و اشتیاق فراوان به سمت حق به خانه برمیگردم.
استاد چیزی که مدام در ذهنم میاد ماجرای پندمیک و بچههایی که کار کردن روی باورشان و جهان قربالشون کرد، جوری که مهاجرت کردن و به درآمدهای بسیار بالارسیدن جوری که جدا شدن از بدنه جامعه مثل آن دوست عزیز افغانمان که از کامنتش فایل الگویی مناسب برای کسب و کار را تهیه کردید و جزو نشانه این روزهای من هست. اگر او توانسته با کنترل ذهن با توکل به رب و تسلیم او بودن= الخیر فی ماوقعه به این جایگاه برسه و به کانادا مهاجرت کند پس منم میتوانم. این منم میتوانم جنسش برام متفاوت هست قبلا با حسرت بود اما الان این تصویر در ذهنم میندازه که ربی جونم میگه میبینی آدمها و موقعیت آنجا رو قراره بریم به آن سمت قراره این حجم از زیبایی و بسیار بیشتر از آنچه که فکرش رو بکنی تجربه کنیم یه عالمه سوپرایز برات دارم. منم با عشق میگم منتظرش هستم.
هرجا هستید هم جهت با جریان ربالعالمین غرق در آرامش و ثروت و سعادت باشید.
یاحق.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلامی به زیبایی ثروت به همه دوستانم
چقدر احساس میکنید که با ورود این نعمتها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟
بسیار بسیار زیاد، مثلا میخواهم دندانم رو درست کنم و احساس درد ندارم میبینم وضعیت دندان یکی از اعضا خانواده از من نامناسبتر هست احساس گناه میکنم و میگم بعدا. یا با پول تو جیبیم میخواهم برم موزه و بگردم این حس میاد که تفریح میخوای بری یا فلان غذا رو میخوای بخری؟ مگه خانوادهات برای این بهت دادن پس درس خواندن چی میشه؟
پارسال تغییر رشته دادم و این بابت دانشگاه پول تغییر رشته از ادبیات به عروسکی رو گفت باید بدیم و این مقدار بیشتر از حد تصورم بود پول پرداخت شد اما حس من چی بود؟ عذاب وجدان داشتم، کلی حالم بد بود که به خاطر این تصمیم خانواده ام باید همچین مبلغی رو بده با این که بندگان خدا حرفی نزدن و بابام گفت فدای سرت مهم نیست و کلی دلداری و تشویقم هم کردند. اما انگار قدرت حرف زدن رو از من گرفته بودند. اعتماد به نفسم سقوط کرده بود به شدت.
برای یک مهمانی لباس میخرم و بقیه نمیخرند یا این هفته من لباس خریدم هفته بعدشم لباس خریدم اما بقیه نه، احساس میکنم حق بقیه ضایع شده حالا حالاها دیگه نباید خرید کنم.
اصلا فکر به این که من از نظر مالی پیشرفت کنم و خانوادهام نه حس بدی در من ایجاد میکند احساس گناه
یادمه وقتی بهم پیشنهاد شغلی مربی مهدکودک شد اولش خوش حال شدم اما پدربزرگم برای مدتی به خانه ما آمده بود و خانواده رو این که الان من دانشگاه ندارم و خونه هستم حساب باز کرده بودند وقتی این خبر گفتم پدرم استقبال کرد مامانم که سرکار میرفت و برادرم هم دانشگاه و رفتن به سرکار از دید مادرم این بود که من دارم اشتباه تصمیم میگیرم و این حس در من ایجاد شد که کار کردن من و پول درآوردنم با منافع خانواده منافات داره برای همین تلاش میکردم همیشه کاری در خانه باشه که هم به کار خانه برسم هم درآمد داشته باشم که هیچ نشد آنچه باید میشد و من حس قربانی بودن داشتم فکر میکردم اگه من انجام ندهم همه چی به هم میریزه و شرایط بد میشه برای خانوادهام.
همیشه کار کردن و پول درآوردن رو مخالف منافع خانه در ذهنم میدانستم برای همین که الان درآمدم صفر شده برای همین که تا شرایطم جوری شد که من توانایی پذیرش شغل نداشتم.
فلانی که اوضاع مالیاش خوب شده، خدا میداند چه بیعدالتی، دزدی یا حقخوری کرده که توانسته به این ثروت برسد
بارها و بارها این جمله رو از پدرم شنیدم، وقتی شرایط سخت میشه، وقتی با فردی مشغول صحبت هست افراد مختلفی که وضع مالی بهتری از ما دارند و همکاراش هستند میگه آره فلانی سر مردم کلاه میزاره، فلان اخلاق داره، تو معامله میزنه، پول نمیده و میره با پول مردم کارخانه و خونه میزنده و مردم اسیر میکند، فلانی آرزوش یک شب خواب راحت داشته باشه و مریض هست و گفتم حاجی…..
خداییش خیلی زحمت میکشه، آدم درستی هست و خیلی جاها از پولش میزنه برای این که به مشتری خیر برساند. طلبش رو به سختی میگیره چون مردم ندارند و تو مضیقه اند یادمه یک منطقه تو تهران گفتم عجب خونه های خفتی داره خیلی لوکس بود و چند هکتاری و دوبلکس این گفتم بلا گفتم که آره از راه خلاف و خونه مردم تو شیشه کردن به این جا رسیدن مگه میشه با پول حلال همچین زندگی داشت، برای همین طرز فکرش….. نتایج زندگیش نیست آنچه باید باشه. منم که شنیدم تبدیل شده به باورهام
یا این که دکترها پولکی شدن آره فلان دکتر تا پول نریختیم عمل نکرد یا کاری انجام نداد خوب آن بنده خدا دست مزدش گرفته و زنده و مرده بودن هر کسی دست رب العالمین هست.
چقدر میترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت میکند:
این باور بارها از خانم های اطرافم شنیدم، آره مرد وضعش خوب بشه شلوارش دوتا میشه.
با مردی باید ازدواج کرد که پولدار نباشه اگه باشه آدم زنباز و عوضی هست و نمیشه بهش اعتماد کرد یکی از اقوام هم میگفت من با پسر پولدار چندتا یی بودم همه عین هم عوضی پس با فردی که شرایط مالی چندان خوبی نداشت ازدواج کرد با این باور که سرش درگیر کار و خرجی خونه باشه و سر وگوشش نجونبه.
چقدر شنیدم دختری که به فکر این باشه که با مردی ازدواج کند پول و ماشین و خونه داشته باشه پول پرسته یا به جای اینها بگو ایمان داشته باشه، اخلاق درست داشته باشه، اهل زندگی باشه و ثروت و زندگی با عشق و آسایش رو مقابل هم قرار میدادند.
اگر میشنیدن پسری شرایط مالیش از دختری کمی پایین تر هست و خانواده ها کمک کردن بهتر بشه شرایطشون این داستان میآمد وسط که چند سال دیگه این آقا پسر از این خانواده قراره سواری بگیره….
نقطه مقابل این جریانات، یکی از اقوام نزدیکم، یکی از مهم ترین مسا ئل براش این بود که فرد وضعیت مالی خوبی داشته باشه از قضا با فردی که وضعیت مالی خوبی داشت هم خانه داشت هم ماشین زیرپاش بود هم در کنار پدر و برادرش کسب و کار ی داشت ازدواج کرد نتیجه الان زندگی خیلی خوبی دارند این خانواده مذهبی نیست. روز به روز شکر خدا دارند پیشرفت میکنند سفر و تفریح هشان همیشه به راه هست و مهمانی و گشت و گذار و حال خوب یک دختر نازم تربیت کردن که آدم کیف میکند میبینیش همش 2 سالش هست. چقدر همسر دختر خالهام مرد خوب و مودب با علم و دانش در حوزه تکنولوژی و فضا و خانوداه دوستی هست اصلا کیف میکنم وقتی این دوتا رو کنار هم میبینم. خدایا صد هزار مرتبه شکرت.
یک مثال ساده از امروز و احساس گناه داشتیم بستنی تو پارک میخوردیم مامانم حواسش بود بچه نبینه یک وقت دلش بخواهد و به همه ما تذکر میداد چیزی که من با خودم مرور میکردم و میکنم این جور مواقع آن هم میبینه و این خواسته در دلش شکل میگیره پس اون هم به خواستهاش میرسه و این طوری جهان پیشرفت میکند
استاد بسیار سپاسگزارم برای تهیه این فایل انشالله با همین فایلهای هدیه و برداشتن همین قدم های کوچک و متوالی انقدر نتیجه عالی بگیرم که بتوانم محصول روانشناسی ثروت بخرم و از نتایج عمل کردن بهش بگم.
راستی گفتید افراد هر ویژگی داشته باشند وقتی پولدارتر و ثروتمندتر میشوند بلد میشه مثالش افرادی که از همان بچگی زورگو و لوس بودن و خسیس در آشناها وقتی وضعیتشان خوب شد همان ویژگی در آنها دو چندان شد جوری که خانواده هاشون از دستشان در آرامش نبودن اما افرادی دیدم که بخشنده بودن، مهربان بودن، دست به خیر وقتی شرایط مالیشان بهتر شد پول دار شدن این ویژگیهاشون پر رنگ تر شد.
در پناه رب العالمین شاد و ثروتمند و سعادتمند باشید
یاحق.
به نام صاحب فضل عظیم سلام فاطمه جان
از صمیم قلبم بهتون تبریک میگم برای موفقیتهای مالی که کسب کردید برای این که انقدر زیبا با عمل به قانون از مدار بدهی به مدار های ثروت و نعمت بیشتر و بیشتر هدایت شدید.
برای سفرهای زیباتون، برای زمان هایی که میگزارید در جهت کسب مهارت و دانش برای خرید زمین و ماشین صفر کیلومتر برای جریان قوی از ثروت که وارد زندگیتان میشود بهتون تبریک میگم.
لذت بردم از این حد از شجاعت و عملگرا بودنت که تمرین آگاهی تبلیغاتی رو مقابل افراد ثروتمند اجرا کردی و پاداشش هم خدا بهت داد همان لحظه با برخوردهای زیبا و دلنشین آن افراد بهت منطق و انگیزه ای برای ثروتمند شدن داد.
خدارو صد هزار مرتبه شکر برای پرشدن اطرافت با آدم های توحیدی و دوست داشتنی
ممنونم برای مثالی که از زندگیت زدی از دست ثروتمند خدا در جهت پرداخت هزینه بیمارستان، به حقیقت هرچه ثروتمندشویم هرچه نعمتهای بیشتری وارد زندگیمان شود سپاس گزارتر، توحیدی تر میشویم.
خوشحالم برای بودن در این مسیر و خواندن تجربیات ارزشمند شما عزیزان که به ساختن باورهای توحیدی بسیار کمک میکند.
رب العالمین حافظ و نگهدار شما خانوداه توحیدی و دوست داشتنی باشد. انشالله هر روز ثروتمند تر از دیروز باشید
یا حق