رابطه خداوند و ثروت در ذهن


نکته مهم:

ابتدا فایل صوتی و تصویری این فایل را به‌طور کامل گوش دهید، سپس سراغ خواندن متن توضیحات این صفحه بروید و تجربه خود را در بخش نظرات بنویسید.


در طی مدتی که در یک سفر تحقیقاتی هستم، با جمعی از افرادی آشنا شدم که به دنبال درک معنویت، تجربه‌های معنوی و مراقبه هستند.
در معاشرت‌هایم با آن‌ها – مثل همیشه – سعی کرده‌ام از طریق یافتن ارتباط‌های معنادار بین باورهای افراد و شرایط زندگی آن‌ها، قوانین خداوند را بهتر درک کنم تا دقیق‌تر بفهمم چه باورهایی، چه نتایجی را ایجاد می‌کنند.

در این تجربه، مثل همیشه، این ذهنیت مشترک را می‌بینم که:
در اعماق ذهن افراد معنوی و مذهبی، «ثروت» به‌شدت مذمت می‌شود و «فقر» به‌عنوان جلوه‌ای از انسان خوب، معنوی و خداپسند، مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرد. فرقی هم نمی‌کند که مسلمان باشی یا مسیحی، ایرانی باشی یا آمریکایی.

قبل از آشنایی با قوانین زندگی، من نیز به‌خاطر محیطی که در آن بزرگ شده بودم، از این قاعده مستثنا نبودم. وقتی برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگی‌ام را از ریشه حل کنم، متوجه شدم قوی‌ترین پاشنه آشیل و ترمز ذهنی من در برابر ورود نعمت و ثروت به زندگی‌ام، همین باور است.

سپس جهاد اکبری برای اصلاح این باور به راه انداختم. تحقیقات وسیعی درباره مذاهب و ادیان مختلف از جمله اسلام و یهودیت انجام دادم. بیش از ۶۰ بار قرآن را به شیوه‌های مختلف خواندم و در یک برهه طولانی، تمام تمرکزم را بر درک قوانین خداوند در قرآن گذاشتم تا بفهمم این باور فقر آور، چطور و از کجا ریشه گرفته است.

از آنجا که ذهن فقط با ابزار منطق کار می‌کند، برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطق‌هایی داشتم که به‌حدی از منطق‌های محدودکننده قبلی محکم‌تر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازند و اجازه تغییر این باور را از ریشه به من بدهند. در نهایت، در این فرآیند تحقیقاتی، من توانستم «روان‌شناسی ثروت» را از پایه و اساس بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.

در آغاز کار بر روی این باور که «پول را نمی‌توانی معنوی بدانی»، «ثروت و خداوند را نمی‌توانی در کنار هم داشته باشی»، و «ثروت، آدم را از خداوند و انسانیت دور می‌کند» و اصلاح آن، آرام‌آرام درهایی از نعمت و ثروت را به زندگی‌ام باز کرد. به یاد می‌آورم که در مدت کوتاهی، بدهی‌هایم تماماً پرداخت شد و یکی پس از دیگری به خواسته‌های مالی‌ام رسیدم.

سپس، آرام‌آرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، نه تنها جریان ثروت در زندگی‌ام بیشتر و باثبات‌تر شد، بلکه به آزادی مالی، زمانی و مکانی پایدار رسیده‌ام. پس از این تغییر و نتیجه بزرگ در زندگی‌ام، مثل همیشه تصمیم گرفتم فرآیند بهبود اوضاع مالی و رسیدن به استقلال مالی را با افرادی که آماده تغییر ریشه‌ای وضعیت مالی خود هستند، به اشتراک بگذارم؛ که در این راستا، دوره‌های روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ را تولید کردم.

تا کنون، هزاران نفر از دانشجویانم با عمل به آموزه‌های این دوره، اوضاع مالی خود را به معنای واقعی کلمه، به‌صورت پایدار متحول کرده‌اند که بخشی از نتایج آن‌ها را می‌توانید در سایت مطالعه کنید.


برمی‌گردم به موضوع این فایل:
در مراوده‌هایم با این افراد، ذهن من مثل یک شکارچی، در حال شکار الگوهایی بود که افراد معنوی درباره رابطه «ثروت با معنویت» دارند. گفت‌وگوهای آن‌ها، به‌وضوح باورهای محدودکننده‌شان درباره رابطه میان خداوند و ثروت را برایم آشکار می‌کرد و قانون را با دقت برایم مرور می‌کرد.

نقطه مشترک ذهنیت این افراد – که در جست‌وجوی معنویت بیشتر هستند – این بود که اوضاع مالی خوبی نداشتند. این برایم جدید نبود زیرا اولین الگوی قوی‌ای که من درباره باورهای محدودکننده و فقرآفرین شناختم، همین باور بود. اما موضوع قابل تأمل‌تر این است که:
این افراد اصولاً بدشان نمی‌آید که اوضاع مالی خوبی داشته باشند. حتی برای آن تلاش هم می‌کنند و بعضاً خیلی هم تلاش می‌کنند اما به نتیجه نمی‌رسند. زیرا این باور فقرآفرین که خداوند و ثروت را از هم جدا می‌داند، به‌اندازه‌ای قدرتمند است که فارغ از تلاش فراوان فرد برای تغییر اوضاع مالی‌اش، این باور به‌راحتی رشته‌های او را پنبه می‌کند و او را با مسائل مالی تمام‌نشدنی احاطه می‌کند و هرگز به آنها اجازه داشتن نتایج مالی پایدار را نمی دهد. آن‌ها بی‌خبرند از اینکه چطور با این ذهنیت، خودشان را از تجربه نعمت‌های فراوانی محروم کرده‌اند که خداوند مسخر همه بندگانش کرده است.


در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:

چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار دگرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمی‌تواند در کنار هم بگنجد و به‌قول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم می‌تواند به بهشت برود!

همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.

توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهی‌ها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکننده‌ای می‌رساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکته‌برداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:

الف)
چقدر در لایه‌های درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور می‌شوم؟
وقتی نعمت‌ها وارد زندگی شما می‌شوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر می‌شود، چقدر در لایه‌های پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمت‌ها به زندگی‌تان را حس می‌کنید؟
چقدر احساس می‌کنید که با ورود این نعمت‌ها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟

  • چقدر در مراوده‌های خود، این صحبت‌ها در زبان یا فکر شما می‌چرخد که:

فلانی که اوضاع مالی‌اش خوب شده، خدا می‌داند چه بی‌عدالتی، دزدی یا حق‌خوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
 پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛

  • چقدر می‌ترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت می‌کند؟
    چقدر در رفتارها یا برداشت‌های ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
    چقدر نسبت به درست‌کاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟

در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟

تجربه‌های خود یا افرادی را بنویسید که به‌خاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش می‌کنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک می‌کند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور می‌کند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درست‌کار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش می‌کنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.

ب)
همچنین، اگر روی دوره‌های روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ کار کرده‌اید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهی‌های این دوره‌ها:

  • چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
    به چه ایده‌ها و فرصت‌هایی هدایت شدید؟
    چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدم‌هایی وارد زندگی شما شدند؟
    چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
    و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟

منابع بیشتر: دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «صحرا» در این صفحه: 9
  1. -
    صحرا گفته:
    مدت عضویت: 1727 روز

    سلام استاد عزیز و دوستان عزیز

    یه کلمه ای هست که من خیلی دوسش دارم ( آگاهانه)

    چقدر استاد میگن باید بیایم آگاهانه روی خودمون کار کنیم

    آگاهانه ورودی های خوب به ذهنمون بدیم

    آگاهانه یعنی چی ؟؟؟

    اگه دقت کنیم میبینیم ما همیشه یا درگیر گذشته هستیم یا آینده

    هیچوقت در زمان حال نیستیم

    داریم تو خیابان راه میریم چشمامون داره همه چی میبینه گوشامون داره همه چی میشنوه ولی ما تو اون لحظه حضور نداریم

    داریم غذا میخوریم ولی تو اون لحظه نیستیم یا تو گذشته ایم یا آینده

    حتی داریم فایل گوش میدیم گوشامون داره میشنوه ولی تو یه دنیای دیگه هستیم

    و هرجا توجه باشه انرژی همونجاست

    یعنی از اون لحظه ای که ما از خواب بیدار میشیم انرژی ما یا در گذشتست یا در آینده

    و‌ ما مدام داریم گذشته رو در آینده کپی پیست میکنیم

    ولی زمانی میتونیم خلق کنیم و‌زندگی جدیدی رو تجربه کنیم که اون انرژی رو از گذشته و آینده خارج کنیم و بیاریم تو همین لحظه

    چطوری ؟؟؟

    مثلا وقتی میریم بیرون مدام خودمو هوشیار کنم

    چشمام داره ماشین و خونه ها رو میبینه ولی اگه دقت کنید ما پشت این چشما نیستیم هستیم خونه خالمون

    باید خودمو برگردونیم پشت این چشما باید خودمو برگردونیم پشت همین گوشا

    (امیدوارم متوجه بشید بهتر از این بلد نیستم توضیح بدم )

    داریم فایلا رو گوش میدیم به کلمه کلمه این فایل توجه کنیم یهو میریم تو یه

    دنیا دیگه

    دوباره آگاهانه اون انرژی برگردونیم همین جا

    رو همین فایل دوباره میریم دوباره برگردیم

    داربم غذا میخوریم تمام توجمون همینجا تو همین لحظه رو همین غذا خوردنه باشه

    زمانی ما میتونیم برنامه های ناخودآگاه رو تغییر بدیم که برگردیم لحظه حال و (آگاهانه ) برنامه جدید به این ذهن بدیم

    اگه دقت کنید ما تماما داریم ناآگاهانه زندگی میکنیم

    نااگاهانه حتی همین فایلا رو گوش میدیم

    ناآگاهانه غذا میخوریم اصلا نفهمیدیم چی خوردیم

    ناآگاهانه میشنویم و…..

    هممون شنیدیم هنر گوش کردن

    یعنی چی ؟

    یعنی وقتی شنونده هستی تمام توجهت رو صحبت های اون شخص باشه

    ولی ما وقتی شنونده هستیم طرف داره صحبت میکنه ولی تو فکرمون میگیم آره باید برم فلان لباس بخرم بعدش برم فلان جا ، … اصلا تو اون لحظه کامل حضور نداریم

    و تا زمانیکه زندگی ما ناآگاهانست یعنی خوابیم

    فقط زمانی بیدار میشیم که برگردیم لحظه حال

    اوایل ناخودآگاه همش میگه بخواب بابا میخوای بیدار بشی که چی بشه

    ولی همش باید خودتو بیدار کنی

    سوال پرسیدن خیلی راهکار خوبیه برای بیدار شدن اینکه من در طول روز چندین بار از خودم بپرسم

    داری به چی توجه میکنی ؟

    الان انرژیت کجاست ؟

    چی میبینی ؟؟؟

    الان چه حسی داری ؟

    یا نشانه بذارم بگم هروقت مثلا رنگ سبز دیدم هر چی که رنگش سبزه شروع کنم به توجه به فراوانی ها

    یعنی رنگ سبز با فراوانی شرطی کنم

    کلا به هر شکلی سعی کنم بیشتر بیام رو حالت آگاهانه زیستن و انرژیمو از گذشته و آینده خارج کنم

    95تا 97٪ قدرت دست ضمیر ناخودآگاست

    و 3تا 5٪ دست خودآگاه

    یعنی ما در طول روز 3٪ بیداریم همش خوابیم

    با اون 3٪ میخوایم ثروتمند بشیم ولی همواره فرمان اصلی ناخودآگاه صادر میکنه

    همش خوابیم یعنی تمام فرمان زندگی ما دست اون برنامه های ناخودآگاست

    و زمانی اون برنامه ها غیرفعال میشن که من برگردم تو همین لحظه و اگاهانه زندگی کنم

    و همش تلاش کنم که بیشتر روز بیدار باشم تا خواب

    بیام اگاهانه بنویسم

    آگاهانه بشنوم

    آگاهانه بخونم

    آگاهانه نگاه کنم

    آگاهانه لمس کنم

    دارم دستامو میشورم تو همین لحظه باشم جریان آب رو پوستم لمس کنم چه حسی داره

    یعنی دارم هرکاری انجام میدم فقط همونجا باشم نذارم این انرژی بره گذشته و آینده

    تو خونه نشستیم ولی تو خونه نیستیم

    هستیم مثلا زمانی که مدرسه میرفتیم فلانی معلممون بود چه دورانی بود

    در حالیکه دستات چشمات گوشات در کل بدنت همینجا تو خونه جلو کولر نشسته چشمات داره دیواره میبینه گوشات داره صدای تلویزیون میشنوه ولی تو پشت این چشم و گوش نیستی

    انرژی هست گذشته پس از گذشته خارجش کنم بیارم همین جا

    تو خونه چی مببینم ؟

    فراوانی گل های قالی

    فراوانی گل های کاغذ دیواری

    فراوانی پریز برق

    فراوانی استکان

    فراوانی قاشق

    فراوانی لامپ

    فراوانی نور

    فراوانی شیر آب

    فراوانی خطوط داخل ساعت و…..

    یعنی همش سعی کنم تو لحظه حال باشم

    حتی تو گوش دادن فایلا اگه یه ساعت یه فایل به این شکل گوش بدیم خیلی تاثیرگذارتره تا اینکه همون فایلو روزی ده ساعت بدون اینکه در زمان حال باشیم گوش کنیم

    یه ساعت انرژی ما در زمان حال بوده و داره خلق میکنه

    ولی ده ساعت انرژی ما در گذشته یا آینده بود و هیچ اتفاقی این وسط نیفتاده

    چون خلق در زمان حال اتفاق میفته

    حالا در حوزه پول و ثروت

    من بیام آگاهانه ورودی به ذهنم بدم

    آگاهانه برم مستند فراوانی ببینم حتی در حین دیدن همون مستند در حالت آگاهانه باشم نذارم برگردم رو نااگاهانه زیستن چون ناخودآگاه خیلی تلاش میکنه که تو بخوابی و بیدار نشی

    آگاهانه بیام کامنت ها بخونم من حتی دیدم وقتی دارم کامنت ها میخونم بازم توجهم از اون کامنته خارج میشه میرم تو حواشی ولی اشکال نداره دوباره برگردم

    باید زندگی آگاهانه رو تمرین کنیم

    از هر جایی که هستم حتی تو یه اتاق شروع کنم به توجه به فراوانی ها

    با سوال پرسیدن

    فراوانی چی میبینی ؟

    فراوانی کشو کمد دیواری

    فراوانی لباس های داخل کمد

    فراوانی قلاب های چوب لباسی

    فراوانی قفسه های کتاب

    فراوانی ورق های دفتر و…..

    از پنجره بیرون نگاه میکنم

    فراوانی چی میبینی ؟

    فراوانی واحد های آپارتمان

    فراوانی پنجره

    فراوانی ماشین

    فراوانی مغازه

    فراوانی جدول کنار خیابان

    فراوانی در و……

    تمام این میشه زندگی در زمان حال و آگاهانه زندگی کردن

    و ایجاد برنامه جدید در ناخودآگاه

    یه اقایی تو شهر ما یه خیابان کلا کوبونده و از نو ساخته اصلا اون خیابان انگار یه تافته جدا بافتس اینقدر حسش متفاوته با بقیه جاهای شهر

    دسته دسته کناف کار

    سنگ کار

    طراح

    کارگر

    مصالح

    نگهبان و…..

    براش کار میکنن

    من قبل و بعد اون خیابان دیدم که قبلا چقدر حس خاموش و بی روحی داشت الان چقدر زنده و آباده

    اون به خدا نزدیکه یا اون فقیری که از اونجا رد میشه میگه این اقا دزده ؟

    کسی که نه تنهاهیچ خیری نداره به مردمم تهمت میزنه

    واقعا همچین ادمی به خدا نزدیکه؟ !!!

    به قول زینب حاجتی عزیز

    ما با فقیر بودنمون چه گلی به سر خدا زدیم که میترسیم وقتی ثروتمند شدیم اون گل برباد بدیم

    واقعا ما با فقیر بودنمون برا خدا چیکار کردیم

    غیر از شرک و کفر و اه و حسرت و ناله و حسادت و…..

    چیکار کردیم

    همون شوهری که قراره با ثروت شلوارش دوتا بشه

    اصلا بذار بشه چقدر ثروت خوبه که شخصیت این ادم رو میکنه و تکلیف منو روشن میکنه

    هر چند همچین چیزی نیست و ثروت فقط ویژگی های ادما رو بولد میکنه

    ولی ما اصلا فرض بر این میذاریم که همچین چیزی هست

    _

    این باور مخرب که من اگه ثروتمند بشم به بقیه ظلم کردم

    خب اگه اینجوری باشه اولین ظالم خود خداست

    بخاطر اینکه هم منبع ثروته و هم به همه به یه اندازه ثروت نمیده و بنده هاش ندارن

    حالا من میخوام با اون شندرغاز به نسب خدا که منبع ثروته بشم خدا برا بقیه

    من قرار نیست با ثروتمند شدنم یه پول هنگفتی بین بقیه تقسیم کنم که بشم ادم خوبه

    من صرفا با ثروتمند بودنم بزرگترین خدمت به جهان هستی میکنم

    من با ثروتمند بودنم باعث بیداری بقیه میشم

    من با ثروتمند بودنم دارم قدرت خلقت آدما رو بهشون یادآوری میکنم

    من با ثروتمند بودنم به آدما نشون میدم که انچه در من میبینید شمام همونو دارید

    من با ثروتمند بودنم به آدما یادآوری میکنم که شما قربانی شرایط نیستید بلکه خالق شرایط خودتون هستید

    اینکه من بترسم و احساس گناه داشته باشم که ثروتمند بشم

    انگار

    تو یه جامعه ای که هیچکس خواندن و نوشتن بلد نیست من اولین نفری باشم که سواد دارم

    آیا سواد داشتن من به ضرر بقیست ؟؟؟

    و من بابتش باید تو سر خودم بزنم و ناراحت باشم از اینکه بقیه سواد ندارن ؟؟؟

    یا سواد داشتن من در طولانی مدت باعث باسواد شدن بقیه میشه

    باعث بینا شدن بقیه میشه

    و چقدر خدمت میکنه و چقدر خوب که من اولین باسواد بودم دمم گرم

    چه کار مقدسی چه کار خداپسندانه ای

    همونطوری که همه با هر سن و جنسیتی و‌در هر جایی تو روستا و شهر و بالاشهر و پایین شهر توانایی یادگیری

    خواندن و نوشتن دارند دقیقا ثروتم همینه

    همه دسترسی به ثروت دارند

    چقدر خوب که از من شروع بشه چقدر خوب که با ثروتمند بودنم

    میتونم یه الگو باشم

    میتونم چراغ راه باشم

    دلسوزی برا بقیه شرکه

    چون من با دلسوزی دارم به آدما ثابت میکنم که شما قربانی شرایط هستید

    شما قدرت خلق ندارید

    دارم به آدما کمک میکنم تو شرک بیشتر فرو برن

    بیشتر بپذیرن که بدبختن و هیچ راه فراری از این شرایط ندارند

    دارم به آدما ثابت میکنم که همیشه دنبال یه ناجی باشید

    دارم به آدما ثابت میکنم بیشتر در دنیای بیرون غرق بشید بیشتر چشمتون به دست این و اون باشه

    با دلسوزی دارم به آدما بیشتر یاد میدم که خدای شما آدما باشه نه رب العالمین

    با دلسوزی دارم به آدما یاد میدم بیشتر ذلیل باشید بیشتر ضعیف باشید بیشتر باج بدید

    یعنی نیت ما از کمک از بخشش

    باید از سر فراوانی باشه نه دلسوزی

    بخشش با فراوانی نه با دلسوزی

    تو یکی از کامنت ها یکی از دوستان نوشته بود

    وقتی میبینم مردم به سختی پول درمیارن و من راحت پول دربیارم احساس گناه میکنم

    و میام یه جورایی خودمو به سختی میندازم که به بقیه بگم ببینید منم دارم سخت پول درمیارم که بتونم اون احساس گناه درونمو خاموش کنم

    ما فک میکنیم اگه به بقیه نشون بدیم که پول سخت به دست میاد داریم بهشون کمک میکنیم

    در حالیکه داریم بهشون ضربه میزنیم

    چرا ؟؟؟

    چون آدم در دو صورت قید یه تغییری میزنه

    حالا این تغییر ممکنه در هر زمینه ای باشه

    خیلی دیر و

    خیلی سخت

    وقتی بهت بگن اون تغییر خیلی دیر یا خیلی سخته کلا قیدش میزنی چون ذهن از رنج فراریه

    مثلا اگه استاد بهمون میگفت بچه ها ثروتمندشدن به شدت سخته و به شدت دیر میشه ثروتمند شد

    کسی الان اینجا بود ؟؟

    نبود

    پس ما اگه به بقیه ثابت کنیم ثروتمندشدن سخته طرف کلا بیخیال میشه

    ولی اگر راحت و آسان بتونیم کسب درآمد کنیم

    داریم این انگیزه رو در بقیه ایجاد میکنیم یه محرک میشیم که حرکتت کنن به سمت ثروت

    پس من با ثروتمند شدنم به راحتی و آسانی،

    نه تنها نبایداحساس گناه داشته

    باشم باید خوشحال باشم

    چون دارم محرک میشم و به بقیه خدمت میکنم

    اینکه ما اینجا هستیم دلیلش اینه استاد ثابت کرده میشه به راحتی و عزتمندانه در نهایت آزادی زمانی و مکانی ثروتمند باشی

    _

    من با ثروتمند شدنم به خدا نزدیک تر میشم

    این باور کاملا درسته ولی برعکسه

    درست ترش اینه ما با نزدیک شدن به خدا ثروتمند میشیم

    وقتی ما دیدگاه ذهن با دیدگاه روح هماهنگ میکنیم

    وقتی ما ذهن در همسایگی و‌ همجواری روح قرار میدیم

    احساس ثروت درونمون برانگیخته میشه که همین احساس درهای ثروت باز میکنه

    پس من اول به خدا نزدیک شدم بعد ثروت اومد و حالا همین ثروت باعث میشه من بیشتر به خدا نزدیک بشم

    این باور من با نزدیک شدنم به خدا ثروتمند میشم خیلی بیشتر ثابت میکنه که چقدر ثروت الهی و مقدسه

    چون تا زمانی که دیدگاه های ذهن با دیدگاه های روح در تضاده

    روح میگه فراوانی ذهن میگه کمبود و…….

    تا زمانیکه ذهن از روح (منبع ،خدا) دوره زندگی تاریکه و پر از فقر

    اما همین که شروع میکنیم به نزدیک کردن ذهن به روح (خدا) ثروت میاد

    پس ثروت نشانه نزدیکی به خدا

    و فقر نشانه دوری از خداست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 37 رای:
  2. -
    صحرا گفته:
    مدت عضویت: 1727 روز

    سلام به استاد و دوستان عزیز سایت عباسمنش دات کام

    من تو این کامنت میخوام مقاله ای که از چندتا سایت خوندم

    در ارتباط با نیکوکارترین ثروتمندان دنیا کپی کنم که منطق های قوی برای باورسازی باشه تا ناخودآگاه بپذیره که :

    هرچقدر ثروتمندتر مقرب تر

    هر چقدر ثروتمندتر با خدا یکی تر

    و ثروتمند بودن خداگونه ترین حالت انسانه

    و ثروتمندان انسان های عزیز و عالی هستند

    جدا از اینکه صرفا کسب ثروت خودش عبادته

    چون 100٪ این ثروت از ایجاد ارزش و حل مسائل تولید شده

    یعنی وقتی یه فرد ثروتمند میشه با ثروتمند شدن لاجرم به معنویت هم رسیده

    با اجرای ایده ای که به واسطش به ثروت رسیده حالا هر چی که هست

    با خونه خریدنش با ماشین خریدنش با مسافرت و خرید کردن و…. داره به گسترش جهان کمک میکنه

    داره اثر مثبت روی جهان هستی میذاره داره با ثروتش مسائل حل میکنه که واژه قرآنیش همون تسبیح میشه

    پس ثروتمند شدن و ثروتمند زندگی کردن عبادته

    با خوندن این الگوها بیشتر میپذیریم

    که اون باورهای مسخره که فقر فضیلته

    و کاخی ساخته نمیشه مگر……

    چقدر مزخرف و‌دروغن

    اینهمه ثروتمند نیکوکار با خلق ارزش و حل مسائل به ثروت رسیدن نه تنها ضربه ای به کسی نزدن وجودشون ، کسب و کارشون سراسر خیر و برکته برا تمام جهان

    در آگوست 2010، پویش معروف تعهد برای اهدا توسط 40 نفر از ثروتمندترین افراد آمریکا ایجاد شد. آن‌ها متعهد شدند که اکثریت ثروت خود را برای رسیدگی به برخی از مهم ترین مشکلات جامعه اختصاص دهند. «Giving Pledge» که توسط وارن بافت، ملیندا فرنچ گیتس و بیل گیتس ایجاد شد، پس از یکسری گفت‌وگو با نیکوکاران در مورد اینکه چگونه می‌توانند استاندارد جدیدی از سخاوت را در میان افراد فوق ثروتمند ایجاد کنند، زنده شد. این پویش در ابتدا بر ایالات متحده متمرکز بود، به سرعت مورد توجه خیرین از سراسر جهان قرار گرفت

    برنارد آرنو»

    به‌عنوان یکی از ثروتمندترین افراد فرانسه و جهان، نه تنها به خاطر دستاوردهای تجاری‌اش، بلکه برای فعالیت‌های خیریه‌اش نیز شناخته می‌شود. آرنو با اهدای میلیون‌ها یورو به موزه‌ها و مؤسسات فرهنگی، یکی از مشارکت‌کنندگان اصلی هنر در فرانسه بوده است. او چند بنیاد خیریه تاسیس کرده که «بنیاد خیریه لویی ویتون» از معروف‌ترین آن‌هاست که از برنامه‌های آموزشی کودکان در کشورهای در حال توسعه حمایت می‌کند. او همچنین کمک‌هایی به صلیب سرخ فرانسه و بنیاد کودکان نلسون ماندلا داشته است.

    صندوق زمینِ بزوس»

    معروف‌ترینِ اقدام خیریۀ دومین اَبَرثروتمند جهان است. «جف بزوس» تعهد یک کمک بلاعوض 10 میلیارد دلاری تا سال 2030، به سازمان ملل متحد در راستای اهداف توسعه پایدار داشته است. بنیانگذار آمازون، در سال 2022 اعلام کرد که می‌خواهد بخش عمده ای از دارایی خود را ببخشد. او از بین 230 نفر از ثروتمندترین افراد جهان بود که در پویش «تعهد برای اهدا» (Giving Pledge)(1)؛ جنبش بشردوستانۀ معروف در سال 2010 شرکت کرد. این افراد قول داده بودند تا ثروت خود را به اهداف خیریه اختصاص دهند. بر اساس گزارش‌ها، بزوس در سال 2022 مبلغ 122 میلیون دلار از ثروتش را اهدا کرده است و متعهد شده تا حدود 12.8 میلیارد دلار دیگر را تا زمان حیاتش صرف کمک به خیریه‌ها کند.

    ایلان ماسک

    ، رییس شبکه اجتماعی ایکس، شرکت تسلا و سایر شرکت‌های معروفی که مرزهای فناوری را پیش برده‌اند، یک موسسه خیریه بزرگ را در آمریکا اداره می کند.

    مارک زاکربرگ»

    ، یکی از بنیانگذاران مشهور فیس بوک است که دستی بلند در حوزه فناوری و تجارت دارد. زاکربرگ و همسرش پریسیلا چان از طریق ابتکار “Chan Zuckerberg Initiative” (CZI) فعالیت‌های خیریه‌ گسترده‌ای انجام می‌دهند. CZI یک تعهد بلندمدت برای استفاده از ثروت زاکربرگ برای پیشبرد اهداف بشردوستانه است.

    برخی از فعالیت‌های قابل توجه زاکربرگ در قالب ابتکار CZI عبارتند از:

    کمک به تحقیقات علمی: او میلیاردها دلار برای تحقیقات در زمینه‌های مختلف از جمله آموزش، بهداشت و تغییرات آب و هوایی سرمایه‌گذاری کرده است. به عنوان مثال، در سال 2015، آنها 100 میلیون دلار برای ابتکار “Breakthrough Energy Ventures” تعهد کردند که به دنبال توسعه منابع انرژی پاک است.

    بهبود آموزش: ابتکار زاکربرگ و همسرش، بر روی بهبود دسترسی به آموزش با کیفیت در سراسر جهان تمرکز دارد. به عنوان مثال، آن‌ها در سال 2016، 50 میلیون دلار به ابتکار “The California Education Fund” اهدا کردند که به دنبال اصلاح سیستم آموزشی دولتی کالیفرنیا است.

    آن‌ها همچنین در جهت تسهیل دسترسی به اینترنت و اطلاعات برای همه افراد، حمایت از سازمان‌های محلی و جوامع در سراسر جهان و ارائه کمک در مواقع بلایای طبیعی اقداماتی انجام داده‌اند

    لری الیسون»

    نامی شناخته شده در صنعت فناوری «اوراکل»، یکی از بزرگترین شرکت‌های نرم‌افزاری در جهان است. با این حال، کمک الیسون به جامعه فراتر از تلاش‌های تجاری اوست. الیسون فعالیت‌های بشردوستانه خود را در اوایل دهه 1990 آغاز و در سال 1992، «بنیاد پزشکی الیسون» را تأسیس کرد که هدف آن حمایت از تحقیقات در مورد پیری و بیماری‌های مرتبط با افزایش سن است. این بنیاد میلیون‌ها دلار به موسسات تحقیقاتی از جمله دانشکده پزشکی هاروارد و دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو اهدا کرده است. الیسون همچنین یک دغدغه‌مند پرشور نسبت به حیات وحش است؛ مثلاً در سال 2011، چهار میلیون دلار به موسسه «جین گودال» برای حمایت از حفاظت شامپانزه‌ها در آفریقا اهدا کرد.

    ثروتمند خیرش به شامپانزه ها هم میرسه :)

    الیسون همچنین میلیون‌ها دلار به آموزش کمک کرده است. در سال 2016، او 200 میلیون دلار به دانشگاه کالیفرنیای جنوبی برای تأسیس مؤسسه پزشکی «لارنس جی الیسون» اهدا کرده که هدفش درمان سرطان با توسعه روش‌های درمانی جدید است. او همچنین در تلاش‌های امدادی برای بلایای طبیعی همچون وقوع طوفان و آتش‌سوزی در آمریکا، شرکت داشته است. در سال 2010، الیسون نیز به پویش تعهد برای اهدا پیوست و متعهد شده است که تا پایان عمرش، 95 درصد از دارایی خود را اهدا کند.

    لری پیج

    از بنیانگذاران گوگل است. بنیاد «یادبود کارل ویکتور پیج» که توسط لری پیج و به نام پدرش نامگذاری و تاسیس شده، از 2.9 میلیارد دلار دارایی در سال 2018 به 6.7 میلیارد دلار در سال 2021 رسیده است. این بنیاد اکنون به یکی از بزرگترین خیریه‌ها در ایالات متحده تبدیل شده است. این بنیاد بین سال‌های 2017 و 2021 بیش از 600 میلیون دلار کمک مالی داشته و تقریباً 227 میلیون دلار در سال‌های 2020 و 2021 مستقیماً اهدا شده است.

    وارن بافت»

    یکی از موفق‌ترین تاجران تاریخ محسوب می‌شود، در تعهدی استثنائی متعهد شده است که 99 درصد ثروتش را تا زمان حیات به امور بشردوستی اهدا کند. او از بزرگ‌ترین افراد اهداکننده در سال 2023 با اهدای بیش از 3.5 میلیارد دلار بوده است. چهار دانشگاه در سال 2023 هدایای بزرگی از وارن بافت دریافت کرده‌اند. او همچنین 1.5 میلیون سهم از سهام شرکتش؛ «برکشایر هاتاوی» را به ارزش 541.5 میلیون دلار به بنیاد خیریه «سوزان تامپسون بافت»، همسر اولش که در سال 2004 درگذشت، اهدا کرده است.

    علاوه بر اقدامات نیکوکارانه فردی، بافت در سال 1964 اولین خیریه خانوادگی خود را راه انداخت که همچنان خانوادگی اداره می‌شود. دو فرزند از سه فرزند او در هیئت‌مدیره آن کار می‌کند و داماد سابقش مدیریت خیریه را بر عهده دارد. این بنیاد خانوادگی از سلامت باروری زنان حمایت و بورسیه‌ تحصیلی را برای دانشجویانی در نبراسکا، ایالت خانوادگی‌اش فراهم می‌کند.

    سرگئی برین؛

    از مؤسسان و مالکان شرکت گوگل، بیش از بیست میلیون دلار کمک مالی مستقیم به بنیاد پارکینسون داده است. همچنین بنیاد خانواده «سرگئی برین» از طریق ابتکار «همسویی علم برای پارکینسون»، 161 میلیون دلار به 21 تیم تحقیقاتی در 60 مؤسسه در سراسر ایالات متحده و خارج از کشور کمک کرده است.

    بیل گیتس،

    بنیانگذار مایکروسافت به عنوان یکی از اهداکنندگان بزرگ در جهان شناخته می‌شود. «بنیاد بیل و ملیندا گیتس» (BMGF) یک بنیاد خصوصی آمریکایی است که توسط بیل گیتس و همسر سابقش، ملیندا فرنچ گیتس تأسیس شده است. این بنیاد که در سیاتل، واشنگتن مستقر است، در سال 2000 راه اندازی شد و دومین بنیاد خیریه بزرگ در جهان است که تا سال 2020 دارایی 69 میلیارد دلاری داشته است. این خیریه در زمینه‌های مختلف بخصوص آموزش، بهداشت، مقابله با تغییرات آب و هوایی و توسعۀ کشاورزی فعال است. بیل گیتس پس از دودهه کمک‌های بشردوستانه همچنان یکی از ثروتمندترین افراد روی کره زمین است. با وجود اینکه بیل گیتس و همسرش در سال 2021 از یکدیگر جدا شدند، اما در بنیاد متبوعشان همچنان به همکاری ادامه می‌دهند و مشکلی جدی در کار این بنیاد خیریه ایجاد نشده است.

    ثروتمندان جداشدنشون بزرگوارانه ست

    استیو بالمر»

    ، مدیرعامل سابق مایکروسافت قرار است بیش از 45 میلیون دلار را در طی پنج سال آینده برای حمایت از بیش از 100 سازمان غیرانتفاعی تحت رهبری سیاه‌پوستان با تمرکز بر بهبود وضعیت اقتصادی فراهم کند. او و همسرش از سال 2008 با تأسیس بنیاد بالمر، فعالیت‌های خیریه متعددی انجام داده‌اند

    موکش آمبانی

    که در حال حاضر ثروتمندترین فرد آسیا محسوب می‌شود، اهل هندوستان است. او در بنیاد خیریۀ Reliance که در سال 2008 تأسیس شد و اکنون به عنوان یکی از بزرگترین خیریه‌های هند محسوب می‌شود، به طور فعال در زمینه‌های مختلف خیریه از جمله آموزش، بهداشت، توانمندسازی روستایی، و حفاظت از محیط زیست فعالیت می‌کند.

    مایکل روبنز بلومبرگ؛

    سیاستمدار، تاجر و نویسنده آمریکایی است. او هم‌چنین مدیرعامل، سهامدار اصلی و یکی از بنیان‌گذاران بلومبرگ ال. پی است. خیریه «مایکل بلومبرگ» برای بهبود زندگی میلیون‌ها نفر در بیش از 700 شهر و 150 کشور جهان فعالیت می‌کند. در سال 2023، خیریه بلومبرگ 3 میلیارد دلار در سراسر جهان برای امور انسانی سرمایه گذاری کرد. مایکل تعهد داده است که حداقل نیمی از ثروت خود را در دوران حیاتش اهدا کند و تاکنون، 17.4 میلیارد دلار به امور خیریه اختصاص داده است

    آمانسیو اورتگا؛

    کارآفرین اهل اسپانیا و مالک برند «زارا»، بنیانگذار بنیاد “Fundación Amancio Ortega” است. این بنیاد در سال 1986 تأسیس شد و هدف آن ارتقای رفاه اجتماعی از طریق حمایت از پروژه‌های مختلف در زمینه‌های آموزش، تحقیقات، فرهنگ و توسعه اجتماعی است.

    برخی از فعالیت های قابل توجه بنیاد امانسیو اورتگا عبارتند از: ساخت و تجهیز مدارس و مراکز آموزشی، اعطای بورسیه تحصیلی به دانشجویان، حمایت از تحقیقات علمی، تأمین مالی پروژه‌های فرهنگی و ارائه کمک‌های مالی به سازمان های غیردولتی که در زمینه توسعه اجتماعی فعالیت می‌کنند. بنیاد «آمانسیو اورتگا» همچنین 344 میلیون دلار به بیمارستان‌های اسپانیا اهدا کرده است.

    میلیاردر فناوری «مایکل دل» (مالکDell Tech)،

    نزدیک به دو میلیارد دلار اهدای مالی داشته است. او از سال 1999 که بنیاد «مایکل و سوزان دل» را تأسیس کرده است با اعطای کمک‌های خیریه در طرح‌های مبتنی بر ثبات معیشتی، آموزشی، بهداشتی و اقتصادی به جوامع محلی در ایالات متحده، هند و آمریکای جنوبی کمک می‌کند، در طول این سال‌ها او بیش از 2.4 میلیارد دلار کمک مالی به اهداف خیریه کرده است.

    برخی از مهم‌ترین کمک‌های دل شامل یک هدیه 100 میلیون دلاری برای کسب‌وکارهای کوچک، طرح‌های امدادی کووید-19 در سال 2020 و یک تعهد 36 میلیون دلاری برای کمک به تلاش‌های امدادرسانی در بلایای طبیعی در پی طوفان هاروی 2017 است. پس از جنگ اوکراین در فوریه سال 2022، این کارآفرین فناوری 15 میلیون دلار کمک مالی به قربانیان جنگ پرداخت که باعث شد او و همسرش سوزان در فهرست 25 نیکوکار برتر ایالات متحده در سال 2023 در فوربس قرار بگیرند.

    فرانسوا بتنکور مایرز

    که برخی او را ثروتمندترین زن جهان می‌دانند، رئیس بنیاد «بتنکورت شولر» و شرکت معروف «اورال» (L’Oréal) است، بنیاد خیریه‌ای که او و والدینش در سال 1987 تأسیس کردند، برای حمایت از تحقیقات در پروژه‌های علوم زیستی و هنری کمک‌های مالی اعطا می‌کند. در سال 2023، این بنیاد نزدیک به 70 میلیون یورو یا تقریباً 74 میلیون دلار کمک بلاعوض خیریه کرده است.

    کارلوس اسلیم هالم

    تاجر مکزیکی فعال در عرصه مخابرات از سال 2006 حدود 4.2 میلیارد دلار به بنیاد خیریه خود کمک کرده است. بیشتر مبالغ اهدایی او به بازسازی بعد از زلزله مکزیک، حفاظت سازه‌ای از میراث فرهنگی در معرض خطر، مشارکت در بازسازی گسترش و نوسازی مدارس ومراکز بهداشتی، مشارکت در ساخت مسکن و مشارکت در بازسازی بازارهای آسیب دیده با هماهنگی مقامات محلی، اختصاص داده شده است

    گوتام آدانی

    یکی از سرمایه‌داران اهل هند است. بنیاد «آدانی» به رهبری همسرش پریتی آدانی در سال 1996 تأسیس شد و در برنامه‌های اجتماعی در مناطق روستایی هند کار کرده است. بر اساس وب‌سایت این خیریه، آدانی به دوهزار و 409 روستا در 16 ایالت هند کمک مالی اهدا کرده است. بنیاد آدانی در سال 2022 و در پویش «تعهد برای اهدا»، تعهد کرده‌ است که حدود 60 هزار کرور هندی را صرف اهدف خیریه برای جوامع محلی در هند کند. تعهد آدانی تقریباً نیمی از چیزی است که بیل گیتس و ملیندا فرنچ گیتس در سال 2021 به بنیاد خود اهدا کردند.

    جیمز والتون و ساموئل رابنسون والتون،

    دو برادر سرمایه‌دار آمریکایی هستند. بنیاد «خانواده والتون»، با مجموع دارایی خالص 196 میلیارد دلار تا مارس 2020، ثروتمندترین خانواده در جهان بودند. بنیاد خانواده والتون مستقیماً توسط خانواده والتون کنترل می‌شود. این بنیاد در سال 1987 تأسیس شد و در ابتدا بر روی مدارس متمرکز بود اما با گذشت زمان، بنیاد تکامل یافت و اکنون بر سه حوزه تمرکز دارد؛ آموزش، حفاظت از رودخانه‌ها و اقیانوس‌ها و توسعه اقتصادی. بنیاد خانواده والتون از سال 1997، 407 میلیون دلار به مدارس کمک کرده است. در سال 2019، بزرگترین وارث جیم والتون اعلام کرد که 1.2 میلیارد دلار از سهام والمارت خود را به امور خیریه اهدا می کند.

    جن سون هوانگ

    یک سرمایه‌دار آمریکایی تایوانی‌تبار است که هم‌اکنون به‌عنوان مدیرعامل شرکت انویدیا فعالیت می‌کند. در سال 2022، هوانگ 50 میلیون دلار آمریکا به دانشگاه ایالتی اورگان، به عنوان بخشی از 200 میلیون دلار کمک مالی برای ایجاد یک موسسه ابررایانه برای دانشگاه اهدا کرد. او تعهد داده است که برای آموزش در آمریکا بخشی از درآمد خود را اهدا کند.

    مدونا

    از جمله خیرین نیکوکار در عرصه موسیقی مدونا است. او که همواره به سفرهای آفریقایی رفت و طی این سفرها انواع کمک‌های مادی برای مردم این مناطق جمع‌آوری می‌کند، در مالاوی نیز یک بیمارستان و مرکز مراقبت ویژه کودکان تاسیس کرد. او نام این مرکز را «مرسی جمیز» (هم‌نام با فرزندخوانده خود) گذاشت. دو فرزند مدونا که از خیرین ثروتمند جهان محسوب می‌شود، دیوید و مرسی هردو از مالاوی به فرزندخواندگی پذیرفته شدند. او در سال 2006 نیز یک سازمان غیرانتفاعی به نام «ریزینگ مالاوی» تاسیس کرد که هدفش فراهم کردن مسکن، غذا و امکانات آموزشی برای کودکان مالاوی بود.

    اوپرا وینفری

    از بین خیرین ثروتمند جهان شاید بتوان اوپرا وینفری را محبوب‌ترین فرد دانست

    اوپرا از بنیادهای خیریه متعددی همچون صلیب سرخ، برنامه جهانی غذا و صلح بر خشونت حمایت می‌کند. او در هنگام همه‌گیری کوید-19 نیز 12 میلیون دلار به صندوق امداد کوید کمک کرد تا به خانواده‌های کم‌درآمد آمریکایی کمک مالی برساند.

    جرج کلونی

    در هر عرصه‌ای پیشتاز است. او که همواره در امور سیاسی آمریکا ابراز نظر و نفوذ داشت، از جمله خیرین ثروتمند جهان هم بود، و البته بازیگری هم که شغل اصلی او محسوب می‌شود. او بنیان‌گذار بنیاد خیریه‌ای است که علیه جنایات جنگی فعال است و از افراد تحت ستم دولت حمایت می‌کند. او و همسرش امال کلونی در سال 2017 مبلغ یک میلیون دلار به مرکز حقوقی فقر جنوبی برای تسکین قربانیان خشونت خانگی اهدا کردند. او همچنین پس از انفجارهای بیروت در سال 2020 نیز به موسسات خیریه لبنانی کمک‌های مالی اعطا کرد

    دیتمار هوپ

    کارآفرین فناوری اطلاعات آلمانی «دیتمارهوپ» شرکت مشهور نرم افزار «SAP» را تاسیس کرد. او در مجموع یک میلیارد دلار برای آموزش، ورزش و سلامتی در شهر خودش در آلمان اهدا کرد. او 3. 6 میلیارد دلار ثروت دارد.

    پیر امیدیار

    پیر امیدیار بازرگان فرانسوی-ایرانی-آمریکایی و موسس و رئیس فعلی eBay است. او در سال 1998 بنیاد امیدیار را با همسرش راه اندازی کرد. این سازمان سرمایه زیادی برای کارآفرینی ها، غذا، تکنولوژی و انرژی اهدا می‌کند. امیدیار در سال 2015، 270 میلیون دلار از سهام‌ ای بی را صرف خیریه کرد. او تا کنون حدود یک میلیارد دلار اهدا کرده است

    جیمز سیمونز

    جیمز سیمونز رئیس رنسانس تکنولوژی است که 65 میلیارد دلار ارزش دارد. او با همسرش مریلین بنیاد سیمونز را بنا نهاد که از آموزش و تحصیل حمایت می‌کند. آن‌ها هم چنین دو سازمان به یاد دو پسرشان که در سال 1996 و 2003 جان خود را از دست دادند باز کردند. در مجموع سمونز‌ها 1.2 میلیارد دلار اهدا کردند.

    تد ترنر

    احتمالا درباره نیکوکار و سرمایه دار آمریکایی تد ترنر شنیده اید. او شبکه سی ان ان (CNN) را تاسیس کرد. او در سال 1997 یک میلیارد دلار به سازمان ملل برای کارهای مربوط به زنان، سلامت کودکان، محیط زیست، صلح جهانی و امنیت پرداخت کرد. او در کل 1.2 میلیارد دلار اهدا کرده است

    جان هانتسمن

    جان هانتسمن بنیانگذار شرکت شیمیایی هانتسمن، بزرگترین تولید کننده پلی استایرن در آمریکاست. پلاستیک‌های هانتسمن کاربردهای بسیار متنوعی دارند. نیکوکاری‌های هانتسمن به 2. 1 میلیارد دلار می‌رسد و روی تحقیقات سرطانی تمرکز دارد. او کمپینی راه انداخت که ثروتمندترین مردم جهان را تشویق می‌کند که متعهد شوند بیشتر ثروتشان را صرف کارهای خیر کنند.

    پل آلن

    پل آلن مردی است که همراه با بیل گیتس مایکروسافت را بنیان نهاد و اکنون رئیس وولکان، یک شرکت سرمایه گذاری خصوصی است. بنیاد خانواده آلن میلیون‌ها دلار برای سلامتی جهان هزینه کرده اند. او تا به امروز دو میلیارد دلار صرف امور خیریه کرده است.

    الی براود

    الی براود تنها کسی است که الی براود به عنوان یک رهبر کسب و‌کار شناخته می‌شود که دو شرکت را تاسیس کرده و طی 5 دهه به لیست 500 شرکت برتر فورچون وارد کرده است. او دو بنیاد تاسیس کرده و در مجموع 3. 3 میلیارد دلار از سرمایه اش را اهدا کرده است

    جورج کایسر

    جورج کایسر رئیس شرکت مالی BOK است. او بنیاد خانواده جورج کایسر را بنا نهاد که از امور آموزشی، درمانی، مذهبی، اجتماعی و توسعه جامعه حمایت می‌کند. او تاکنون حدود 3. 3 میلیارد دلار اهدا کرده است.

    لی کا شینگ

    لی کا شینگ یکی از سرمایه داران و نیکوکاران هنگ کنگی است. او یکی از ثروتمندترین مردان آسیاست. بنیاد لی کا شینگ از آموزش، درمان، فرهنگ و موارد مربوط به جامعه حمایت می‌کند. او یکی با اهدای 2. 1 میلیارد دلار از ثروتش تبدیل به یکی از بهترین نیکوکاران آسیا شده است

    گوردون مور

    گوردون مور بنیانگذار شرکت اینتل است. او در سال 2006 بازنشسته شد و اکنون با همسرش در کارهای خیریه شرکت می‌کند. آن‌ها با هم بنیاد گوردون و بتی مور را راه اندازی کردند و 5 میلیارد دلار به شرکت هایی که به حفاظت محیط زیست، درمان و علم می‌پردازند اهدا کرده اند

    سلیمان بن عبدالعزیزالراجی

    سلیمان بن عبدالعزیزالراجی بنیانگذار بانک الراجی در سال 1957 با سه برادرش است. این بانک یکی از بزرگترین بانک‌های اسلامی جهان است. خانواده الراجی یکی از ثروتمندترین خانواده‌های غیرسلطنتی عربستان سعودی هستند. سلیمان در سال 2011 اعلام کرد که بیشتر سرمایه 7. 7 میلیارد دلاری اش به امور خیریه اهدا می‌کند. او تا کنون 7. 5 میلیارد دلار اهدا کرده است.

    عظیم پرمجی

    عظیم پرمجی یک کارگزار، سرمایه گذار و نیکوکار بزرگ هندی است. او رئیس یک شرکت مشاوره آی تی wipro limited است. او مصمم است که ثروت خود را در راه داشتن دنیایی بهتر برای میلیون‌ها نفر صرف کند و تا کنون 8 میلیارد دلار اهدا کرده است.

    چارلز فرانسیس فینی

    از چارلز فرانسیس فینی با عنوان جیمز باند نیکوکاری یاد می‌شود. او که مصمم است همه سرمایه خود را صرف کارهای خیر کند تا کنون 3. 6 میلیارد دلار اهدا کرده است. بنیادهای او از آموزش، علم، درمان، حقوق شهروندی حمایت می‌کنند و در کشورهای مختلفی شامل آمریکا، ویتنام و برمودا فعالیت می‌کنند.

    جورج سوروس

    جورج سوروس سرمایه گذار، نویسنده و نیکوکار و رئیس هیئت مدیره بنیاد مالی سوروس است سوروس تاکنون 8 میلیارد دلار برای توسعه جامعه، خدمات اجتماعی، سلامتی و آموزش اهدا کرده است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  3. -
    صحرا گفته:
    مدت عضویت: 1727 روز

    سلام به استاد عزیز و دوستان عزیزم

    «بحث شیرین و روحانی ثروت »

    من قبلنا فک میکردم باور فراوانی از این باور مهمتره و اول باید رو فراوانی کار کرد 

    ولی امتوجه شدم  ما هرچقدر بپذیریم پول و ثروت فراوانه ولی تا زمانیکه  این باور مخرب تو ذهنمونه همون چیزی که فراوانه بده و پلیده نمیذاره بریم به سمت مدارهای بالا

    اول باید بپذیریم پول و ثروت بینهایت زیبا و روحانیه

    بعد بپذیریم همین بینهایت زیبا و روحانی فراوانه

    فک کنم اینجوری بهتر و کارآمد تر باشه نمیدونم درک الانم تو این مدار اینه

    این باور مخرب که پول و خدا باهم منافات دارند هممون بدون استثنا داریم

    حتی افرادی که تو خانواده کاملا غیرمذهبی مثه من بزرگ شدند

    چون تمام رسانه ها این باور خیلی حسابی به خورد مردم دادند

    همون فیلم خانه به دوش ماشالا و اصلان کافیه هنوزم هنوزه مردم از شبکه های مختلف پیگیرشن

    یه بار یه فیلم خارجی  دیدم یه مرد خیلی ثروتمند که به شدت انسان شریف و درستکاری بود خیلی تعجب کردم گفتم چه عجب یه ادم ثروتمند خوب تو این فیلما دیدیم 

    بخاطر رفتارهای درست این شخص چندین قسمت فیلم نگاه کردم چقدررر تحسینش کردم

    قسمت آخر مشخص شد طرف قبلا قاچاقچی و قاتل بوده

    گفتم بببییننننن اصلا رسانه ها هرجور شده این باور به خوردت میدن

    انگار همه چی برنامه ریزی شده از قبل

    خلاصه میخوام  اینو بگم فک نکنیم چون خانوادمون مذهبی نیست این باور رو نداریم منم قبلا اینجوری فک میکردم ولی وقتی متوجه شدم این باور دارم

    من میخوام برم سمت ثروت من ثروت دوست دارم ولی در حد خودآگاه میدونم ثروت خوبه

    ناخودآگاه من کاملا آلوده به این باور مخربه

    تو ناخودآگاه من حک شده که پول و ثروت باعث میشه من آدم بدی بشم آدم پلیدی بشم از خدا دور بشم

    و‌چون ناخودآگاه میخواد از ما محافظت کنه اجازه نمیده هر چی که براش بد تعریف شده بیاد سمتمون

    میریم سمت ثروت ولی این برنامه مثه یه کش ما رو میکشه عقب که نه این چیزا برا تو بده

    برا تو بده ولی برا یه عده بد نیست چون اون افراد دیدگاه درستی نسبت به ثروت دارند

    نه تنها من اونا رو عقب نمیکشم بلکه هولشون میدم برن سمتش

    پس تو هستی که تعیین میکنی چی برات خوبه چی برات بده

    راهکار اینه بیای این برنامه برعکس کنی

    اینقدر خوبی های ثروت تکرار کنی که این برنامه رو ناخودآگاهت نصب بشه که پول بینهایت زیبا و مقدسه

    که پول یه خدمت رسان شادی آوره

    و همه ی خیر و خوبی ها در ثروتمند بودنه

    و فقر تماما آلودگی و پلیدیه

    من یه اهرم رنج و لذت مفصل درباره فقر و ثروت نوشتم تو پروفایلمم هست

    و هر روز من این اهرم مینویسم یعنی هر روز هفته حتی گاها روزی 5 بار شده که نوشتمش

    هربار که مینوشتم میدیدم چقدر مقاومت دارم چون بعد کلی نوشتن یهو شروع میکردم به نوشتن  که فقر انسان را به خدا نزدیک میکند بعد یهووو میدیدم این‌چیه نوشتم من که مدتهاست دارم روی این باور کار میکنم

    متوجه میشدم باور قبلیه چقدر ریشه داره

    تو پروسه تغییر این باور که هنوزم ادامه داره بعضی روزا خسته میشدم  ولی با وجود همون خستگی  اهرم مینوشتم

    تا اینکه یه روز با یه خانمی تو فضای مجازی آشنا شدم درمورد محل زندگی و سرگرمی هامون و…..باهم صحبت کردیم

    به من یه پیشنهاد کار داد با دلار

    یه کار خیلی ساده مثه آب خوردن کلا یه ساعت زمان لازم داشت

    وقتی پول به حسابم اومد چنان نجوایی تو ذهنم برپا شد

    مگه میشه اینقدر راحت کار کرد !!!؟؟؟ینقدر راحت پول دراورد!!!؟؟؟

    وای تو درآمد دلاری داری!!!

      مگه در حد این کارا و حرفایی تو ؟؟؟

    تو؟؟  دلار ؟؟

    اینقدر راحت ؟؟؟

    نجواهایی که تماما برخواسته از باور عدم لیاقت بود

    و خیلی سریع اینکارو از دستم دادم

    حالا جالبیش این بود

    اون پولیم که اومد رو کارتم خیلی سریع یه اتفاق منفی افتاد بابت اون اتفاق رفت

    ولی خدایی اصلا ناراحت نشدم هیچ، خیلیم خوشحال شدم

    چون هم دیدم کار کردن رو باورهام جواب میده

    هم متوجه شدم چه باگ هایی دارم

    و اینکه من در گذشته فک نمیکردم یه روز بتونم خودم 500 هزار پول بسازم ولی فرکانسام نتیجه قشنگی برام رقم زد

    نتیجه  از جایی که گمان نمیکنی واقعا

     

    من هیچ کار فیزیکی انجام ندادم که با این خانم آشنا بشم واقعا هیچ کاری

    نه اینکه کار فیزیکی لازم نباشه ولی همون یک درصده 99٪ باورهاست

    وقتی بیفتی رو‌ موج ثروت، خودِ کاره میاد سر راهت فقط یه حرکت ساده میخواد

    حتی بخاطر دیده رسانه ها در گذشته

    این باورم تو ذهنم شکل گرفته

    که خانواده های ثروتمند از هم پاشیدن همشون تنها تو خونه ها جدا زندگی میکنن

    ولی در واقعیت خانواده های فقیره که از هم پاشیدن

    خانواده های فقیره که چشم دیدن همو ندارن همه از هم دلخورن هم از همه کینه دارند

    میدیدم تو عید مهمان های نوروزی طرف با سانتافه و لکسوس خیلی شاد و شیک با خانوادش همه باهم اومدن سفر

    ولی فلانی فقیره حتی زن و بچش چشم دیدنشو ندارن میگن بره فقط برنگرده دیگه

    90٪ برنامه های تو ناخودآگاه درباره اکثر مسائل یه مشت دروغه که با خود زندگی در تضاده

    ثروتمنده که به خدا نزدیکه

    ثروتمنده که سپاس گزاره که باج نمیده

    که شاده خوشحاله که عزت و احترام داره

    ثروته که فضیلته و ثروتمند بودن و ثروتمند زندگی کردنه که عین دینداریه

    ثروتمند بودن و ثروتمند زندگی کردن که خود عبادته

    اونی که دروغ میگه دزدی میکنه کلاهبرداری میکنه ترس داره پر از حسادته رفتارهاش پلید و زشته ،محدوده بی فرهنگه پر از کفر و شرکه فقرا هستن

    پروردگارا ما را از مدار آلوده و پلید فقر به سمت مدار زیبا و روحانی ثروت هدایت کن چون تویی بینهایت بینا و شنوا و آگاه به هر فرکانسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  4. -
    صحرا گفته:
    مدت عضویت: 1727 روز

    سلام زینب جون

    بینهایت ازت سپاس گزارم بابت کامنت قشنگت انصافا اینقدر قشنگ نوشتی دلم نخواست تموم بشه

    واقعا همه ی خیر و خوبی ها در ثروتمندبودنه

    و انسان های ثروتمند انسان های عالی هستند نمونش داماد خالتون و همین آقایی که قراره ازدواج کنه

    مرسی که این نوشته های زیبا به اشتراک گذاشتی اینقدر حالم خوب شد دلم خواست با کامنت ازت تشکر کنم نه فقط با امتیاز

    بوس بهت :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    صحرا گفته:
    مدت عضویت: 1727 روز

    سلام آقا مجید

    شما ترس داری و ترس یعنی نبود ایمان

    وقتی ایمان درونت باشه شما با هر حرف و واکنشی بهم نمیریزید

    وقتی ایمان درونت باشه هیچوقت نمیگین شاید باورهایی در وجود منه که اجازه نمیده ثروتمند بشیم

    به میزانی که ما میپذیریم که من یه خالقم و هر لحظه با فرکانس و باورهام دارم روز بعد هفته بعد ماه بعد و سال بعد خلق میکنم به همون میزان پذیرش، ایمان درونمون ایجاد میشه که نشانش آرامشه

    اینکه ما اینقدر آشفته ایم

    مثه برگی در بادیم

    و با هر حرف و واکنشی پر از ترس میشیم

    پر از احساس عجز میشیم

    پر میشیم از احساس تنهایی

    انگار که تو این دنیا گیر افتادیم

    و هیچ راه نجاتی نیست

    دلیلش فقط نبود ایمانه

    اگه میخوایم بدونیم ایمان داریم یا نه

    ببینیم چقدر کنترل احساس برامون مهمه

    آیا من کنترل احساسم برام مهمه؟؟

    آیا من مهمترین وظیفم رو مراقبت از احساسم میدونم ؟؟

    آیا من ایمان دارم این احساس منه داره اتفافات رقم میزنه یا هنوز درگیر عوامل بیرونیم ؟؟؟

    آیا رو کنترل احساسم حساس هستم ؟؟؟

    آیا مطمئنم اگه تو حال بد بمونم این حال بد اتفاقات همجنس خودشو وارد زندگیم میکنه ؟؟؟

    آیا به این احساس خوبی که درونم جریان داره امید دارم ؟؟؟

    آیا من به قدرت احساس خوب باور دارم وقتی که هنوز هیچ خبری از خواسته هام تو دنیای بیرون نیست ؟؟؟

    آیا من به قدرت احساس خوب فارغ از هر حرف و اتفاقی در دنیای بیرون باور دارم ؟؟؟

    آیا رسیدم به نقطه ای که از احساس بد ادامه دارم بترسم ؟؟

    چون احساس های موقت قدرت خلق نداره به قولی زور نداره

    احساس پایداره که اتفاقات رقم میزنه

    ما لازم نیست اینقدر تقلا کنیم حتی تو مسیر قانون خیلیامون داریم تقلا میکنیم

    این فایل گوش بده

    اون فایل گوش بده

    این دوره رو بخر

    اون دوره رو بخر

    نیاز نیست اینقدر خودمونو اذیت کنیم اینقدر خوره اطلاعات نداشته باشیم

    خیلیامون شدیم یه دانا غمگین

    یه دانا که پر از اطلاعات عالی و درجه یکه ولی تو عمل صفریم

    فقط کافیه اصل درک کنیم که اصل چیزی نیست جز احساس

    کل دوره های استاد روی این اصله که شما بیای احساستو در اون مورد تغییر بدی

    حالا ثروت باشه یا روابط ….

    اینکه بیای یه سری اطلاعات جدید دریافت کنی که نتیجه این ورودی ها بشه احساس خوب

    مثلا احساس کمبود به واسطه روانشناسی ثروت ها بشه احساس فراوانی

    اصلا اینکه میگیم باورها قدرتمند بشن نتایج بزرگتر میشن بخاطر قدرت گرفتن احساسه

    اینکه اینقدر میگیم ورودی ،فرکانس ،باور همش برای تغییر احساسه

    چون اصل و اساس احساس ماست

    آره فقط کافیه بپذیریم همه چی احساسه و از جایی که هستیم

    تو هر وضعیت مالی

    تو هر وضعیت روابط و سلامتی

    شروع کنیم به مراقبت از احساسمون

    یعنی ما یه وظیفه داریم اونم اینه که از احساسمون مراقبت کنیم

    و اون احساس خوب خیلی ضعیف رو همواره قویتر کنیم

    با کنترل ورودی ها

    با نگاه متفاوت به اتفاقات

    اینقدر نخوایم اون ور داستان بفهیم نگیم خب من احساسمو کنترل کنم این اتفاقه این مسئله چجوری میخواد حل بشه از کجا از چه راهی و…..

    ایمان بیاریم که احساس خوب درها رو باز میکنه (احساس خوب پایدار)

    و این احساس خوب مولدش ورودی ها هستن

    پس اگر میخوام این احساس خوب پایدار حفظ کنم لازمه مدام این ورودی ها کنترل بشه

    چون ورودی ها قط بشه احساسم ضعیف میشه

    دانستن چجوری و از کجا

    هیچکدوم از اینا وظیفه ما نیست

    .فقط از این احساس خوب که مثه یه جوانه خیلی ظریف و زیباست مراقبت کنیم مثه یه نوزاد ازش مراقبت کنیم

    احساس ما مثه بچه ست

    همونقدر پدر و مادر مراقب بچه هاشون هستن هزار برابر اون مراقب احساسمون باشیم

    چون دنیا و آخرت ما گره خورده به این احساس

    اجازه ندیم هر کسی از راه رسید احساسمونو آلوده کنه

    اجازه ندیم ورودی های منفی این احساس خوب مسموم کنه

    وقتی شروع میکنی به قوی کردن احساس ولی از اینطرفم اجازه میدی هر ورودی وارد ذهنت بشه انگار داری همزمان واکسن میزنی و ویروس هم باهاش تزریق میکنی

    احساس جنسش از انرژیه

    و قانون جهان هستی میگه انرژی های مشابه همو جذب میکنن

    کسی که احساسش الوده به کمبوده فراوانی با این جنس احساس غریبه ست

    فراوانی نمیتونه با کمبود مچ بشه

    احساس خوب مثه یه قلاب ماهیگیریه که میفته تو کائنات و اتفاقات هم جنس خودشو صید میکنه و احساس بدم همینطور

    اینقدر تو قرآن تاکید داره که تقوا پیشه کنید برای همینه

    چقدر با آیه ها گفته کسانی که از صلات خود مراقبت میکنند

    کسانیکه دائما در صلات اند

    همش بخاطر کنترل احساسه

    چون جهان هستی اقیانوسی از انرژیه و ما با انرژی وجودمون که همون احساسه داریم از این اقیانوس بیکران صید میکنیم

    فقط شروع کنیم به مراقبت و رشد دادن احساسمون

    درسته در دل تضادها احساس خوب داشتن سخته

    ولی ما باید از درون با بیرون برخورد کنیم

    هرچقدر منتظر بمونیم اون بیرون یه معجزه ای بشه حالم خوب بشه هیچ اتفاقی نخواهد افتاد چون هیچووقت بیرون نمیتونه درون تغییر بده اگرم اینطور باشه موقته

    ما باید با احساس خوب درونیمون احساس خوبی که مولدش ورودی های خوبه رو دنیای بیرون تاثیر بذاریم

    و اگر میگیم من چند ساله دارم رو باورهام کار میکنم چرا هیچی نمیشه

    آیا من اینهمه سال کار کردم جنس احساسم بصورت پایدار عوض شده ؟؟

    آیا واقعا احساس فراوانی تو وجودم حس میکنم ؟؟؟

    آیا در کل واقعا باور دارم همه چی احساسه ؟؟؟

    امکان نداره احساسمون تغییر کنه جنس اتفاقات تغییر نکنه

    پس بچسبیم به قدرت احساس و مراقبت هر لحظه ای ازش

    اگر ورودی منفی اومد اشکال نداره دوباره از اول شروع کنیم

    بخاطر اون ورودی بد بهم نریزیم و صد بار دیگه خودمون بهش توجه نکنیم

    یعنی بخاطر توجه ،توجه نکنیم بگذریم

    چون من پیش میامد یه جایی ورودی بد میشندیم بعد با خودم میگفتم فلانی اومد گند زد به کنترل ذهنم

    صدبار تو ذهنم بهش توجه میکردم

    حتی وقتی میایم کنترل ذهن سفت و سخت کنیم اول جهان مقاومت میکنه

    انگار افراد بیشتری میبینیم که ورودی های سمی بیشتری به خوردمون میدن

    ولی این کنترل ذهن ادامه بدیم کم کم جهان هم همراهی میکنه

    دلیلشم اینه 97٪قدرت دست ناخودآگاست 3٪ دست خودآگاه

    یعنی ما در روز سه درصد بیداریم 97٪ خوابیم

    یعنی چه ؟؟؟؟

    یعنی وقتی یه ورودی خیلی تکرار میشه اولش نیاز به تلاش آگاهانه داره ولی از یه جایی به بعد دیگه نیاز به تلاش اگاهانه نیست چون وارد ناخودآگاه میشه

    و وقتی وارد ناخودآگاه بشه ناخودآگاه به خودآگاه میگه تو دیگه کاری نداشته باش بسپارش به من مثال خیلی واضحش همون رانندگی

    اول ادم خیلی سختشه دست و پاش هماهنگ نیست ماشین خاموش میشه ولی هرچقدر که بیشتر تکرار میکنی وارد ناخودآگاهت میشه و الان شما رانندگی میکنی دیگه فک نمیکنی اصلا خودکار همه چی پیش میره چون ناخودآگاه پشت فرمانه

    یعنی ما در تمام جوانب زندگی خوابیم اون برنامه های داخل ناخودآگاه داره وضعیت مالی و روابط و سلامتی …ما رو پیش میبره

    برنامه هایی که در ناخودآگاه هستن اتفاقات زندگی ما در تمام جوانب ایجاد میکنه

    و تا زمانیکه این برنامه ها تغییر نکنه اتفاق جدیدی نمیفته

    این برنامه ها زمانی غیرفعال میشن که ما خودآگاه ورودی بدیم به ذهن

    هروقت خودآگاه و آگاهانه ورودی به ذهن میدیم ناخودآگاه خاموش میشه

    (انگار که هر وقت آگاهانه شروع میکنیم به توجه از خواب بیدار میشیم و افسار از دست ناخودآگاه میگیریم )

    ولی یه بار دوبار بیدار شدن قدرتی نداره ما باید همواره تلاش کنیم بیدار بشیم

    به محض اینکه کنترل ورودی آگاهانه قطع میشه دوباره ناخودآگاه فعال میشه

    پس هرچقدر من بتونم این ضمیر خودآگاه بیشتر فعال کنم کم کم ناخودآگاه هم شبیه خوداگاه فک میکنه اوایل مقاومت میکنه

    چون وظیفه ضمیر ناخودآگاه حفاظت از ماست و بر اساس چیزی که براش امن و آشنا تعریف شده حتی اگه بد باشه از ما مراقبت میکنه

    مثلا وقتی باور کمبود که اینقدرم ضربه زنندست تو ناخودآگاه ماست این باوره براش خیلی آشناست

    تا فراوانی که اصلا براش تکرار نشده

    وقتی اگاهانه شروع میکنیم به توجه به فراوانی ها ناخودآگاه احساس ناراحتی میکنه احساس خطر چون داره چیزی دریافت میکنه که براش جدید و نآشناست

    دلیل اون مقاومتی که گفتم همینه

    من خودم وقتی رو باور فراوانی کار کردم

    میرفتم بیرون مدام توجه میکردم به فراوانی ها

    میگفتم خب من چی میبینم ؟؟

    فراوانی ماشین

    فراوانی مغازه

    فراوانی کوچه

    فراوانی تیر برق

    فراوانی سیم برق

    فراوانی لباس

    فراوانی کفش

    فراوانی اسفالت

    فراوانی خیابان

    فراوانی میوه و……

    مدام و مدام اینکارو تکرار میکردم

    همینطوری آگاهانه ادامه میدادم

    یهو حواسم پرت میشد

    بعد مثلا نیم ساعت یادم میومد عه من داشتم به فراوانی ها توجه میکردم چی شد یهو یادم رفت

    باز از اول

    دوباره آگاهانه خودم ورودی به ذهنم میدادم

    دوباره یادم میرفت بعضی وقتا ذهنم میگفت بابا خودتو گرفتی تو میخوای اینجوری زندگیت عوض بشه

    ولی باز ادامه دادم

    یه روز تو همون خیابان هایی که من چرخ میزدم دوتا خانم اومدن سمتم بهم پیشنهاد کار دادن

    من یه دوره اموزش خوشنویسی داشتم که اصلا پیگیرش نبودم نه پیج داشتم نه هیچی فقط یه سری افراد میدونستن من این دوره رو دارم

    دیدم کلی آدم پیام میدن برا خوشنویسی

    ولی چون فرکانسام قدرت نگرفته بود هیچکدوم به سرانجام نمیرسید

    با یه خانم خارجی آشنا شدم تو فضای مجازی

    پیشنهاد کار دلاری بهم داد و من پول با تتر به حسابم میومد اینم موقت بود

    چون ذهن خودم زد خرابش کرد

    باور عدم لیاقت اینقدر تو ذهن من نجوا میکرد که هم خودِ کاره رو از دست دادم هم اون پولی که به حسابم اومد

    بچسبیم به پرورش احساس

    احساس همه چیه

    احساس خوب درهای رحمت خداوند باز میکنه

    وقتی داریم رو احساس کار میکنیم نباید بگیم چی شد پس چرا هیچی نمیشه این سوال خودش یعنی کلا داریم مسیر رو غلط میریم

    فقط این مراقبت و قوی کردن احساس ادامه بدیم

    این احساس ها که جنسش از انرژیه جمع میشه فشرده میشه تبدیل میشه به ماده

    امیدوارم براتون مفید و راهگشا باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 34 رای:
  6. -
    صحرا گفته:
    مدت عضویت: 1727 روز

    سلام آقا ابراهیم

    ممنونم از لطف همیشگیت

    واقعا کنترل ذهن موقع تضاد اصلا کار راحتی نیست ولی دنیای بیرون تابع درونه

    فقط زمانی میتونیم از اون تضاد عبور کنیم که تغییر احساس بدیم

    با

    احساسی که اون تضاد ایجاد کرده با همون احساس نمیشه حلش کرد

    و قضاوت های ذهنه که به اون تضاد و اتفاق معنی میده وگرنه به خودی خود که معنی نداره

    باید بپذیریم که ذهن ماموریتش ایجاد احساس بده اگه اینو بپذیریم کمتر با این ذهن قاطی میشیم و میتونیم خودمونو از این ذهن از این منیت جدا کنیم

    اینکه اینقدر بهم میریزیم چون مدام تو ذهن هستیم مثه اینه من کنار یه سطل آشغال بشینم بگم اینجا بو آشغال میاد

    خب طبیعیه که بو آشغال بیاد چون من جای نامناسبی هستم

    تا زمانیکه من اونجام چیز دیگه ای نمیتونم تجربه کنم اصلا انتظاری غیر از این غیر طبیعیه

    باید از اون محل دور بشم

    تا زمانیکه تو ذهنیم وضعیت همینه همش ترس و نگرانی

    باید از ذهن بیایم بیرون

    آگاهی ما تو ذهنه ،ذهنم همش یا هست گذشته یا آینده

    افکار میان و میرن ما متاسفانه تحویلشون میگیریم براشون چایم میریزیم

    در حالیکه باید از دور نگاش کنی بذاری بره ما سفت اون فکر میگیریم و فک میکنیم دیگه تبدیل به واقعیت میشه

    مشکل ما اینجاست فک میکنیم هر فکر منفی داریم اون تبدیل به واقعیت میشه در حالیکه اصلا همچین چیزی نیست

    مثه این میمونه یه نفر تو کوچه رد بشه ما بریم یقشو بگیریم باهاش درگیر بشیم اون بنده خدا کاری به ما

    نداشت فقط رد شد

    ولی وقتی میبینه ما یقش گرفتیم اونم درگیر میشه

    تمام اون افکار منفی و داد و فریادی که ذهن راه میندازه ببینیم و نظاره گرش باشیم همینکه میتونیم اون افکار ببینیم یعنی ما اون افکار نیستم چون فکر نمیتونه فکر ببینه پس ما ورای افکار هستیم

    آگاهی هستیم

    اون آگاهی بیاریم همین لحظه

    تو لحظه حال هیچ ترس و غمی نیست

    ترس و غم مربوط به گذشته و آینده میشه

    و گذشته و آینده فقط تو ذهن وجود داره

    در واقعیت هیچ گذشته و آینده ای وجود نداره جز زمان حال

    دقیقا اولیا الله نه ترسی دارند نه غمی یعنی تو لحظه حالن

    چون تا زمانی آگاهی ما تو گذشتست احساسمون که همون فرکانس میشه اونم تو همون گذشتست دیگه

    و مطابق همون فرکانس گذشته تو آینده کپی پیست میشه

    برای تجارب جدید باید فرکانس جدید بفرستیم که فقط تو زمان حال میشه اینکارو کرد

    منم برا شما و همسرعزیزتون سلامتی و ثروت و آرامش آرزو میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    صحرا گفته:
    مدت عضویت: 1727 روز

    سلام زینب عزیز

    ممنونم از لطفت

    خوشحالم که برات مفید بوده

    آره همه چی حس ماست

    ما حتی با چشم سرمون انتخاب نمیکنیم با حسمون انتخاب میکنیم

    چقدر رفتیم تو یه خونه همه چی عالی بوده ولی گفتیم حسش دلنشین نیست دلباز نیست

    از دید چشم ظاهر همه چی خوب بوده ولی حس ما اوکی نبود

    همه چی حسه

    و اینقدر یه عده نسبت به قانون جذب گارد دارن دلیلش اینه میگن ما به فلان چیز فک کردیم هیچی نشد چون داستان داستان حسه

    نه فکر

    وقتی قلبت نرم میشه وقتی قلبت گرم میشه وقتی قلبت میلرزه اون لحظست که فکرت حامل بر حست میشه و به جهان ارسال میشه

    منم کامنتاتو میخونم و لذت میبرم

    دوباره کامنت بنویس که شمام عالی مینویسی با منطق های قشنگت

    برات بهترین حس ها رو آرزو میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    صحرا گفته:
    مدت عضویت: 1727 روز

    سلام آقا مهدی عزیز

    وقت شمام بخیر

    ممنونم از لطفتون

    خداروشکر که هدایت شدید به این صفحه و به دلتون نشست

    همه چی حسه هر تمرینی هر کلامی هر فکری احساس رو برانگیخته نکنه تاثیر چندانی نداره

    بهترین کاری که میتونیم انجام بدیم بهترین خدمت به خودمون سرمایه گزاری رو احساسه

    ثروت میخوام ؟ بیام اول احساس فراوانی در خودم پرورش بدم این احساس به یه مرحله ای برسه قدرت بگیره درها رو باز میکنه

    آدما ،شرایط ،فرصت ها ، ایده ها و…. رو میاره

    این احساس باید مثه یه بذر ازش مراقبت کنیم و همش رشدش بدیم که قوی و قویتر بشه

    چون احساس ضعیف قدرتی نداره

    نباید اجازه بدیم این احساس با دنیای بیرون قاطی بشه

    هر اتفاقی افتاد دارم میبینم ولی سعی کنم حسم درگیر اون اتفاق نشه که نیاز به تمرین داره در عمل راحت نیست

    بازم ممنونم و

    براتون بهترین ها رو آرزومندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    صحرا گفته:
    مدت عضویت: 1727 روز

    سلام نفیسه جون

    ممنونم از تحسینت عزیزم

    منم برات بهترین ها رو آرزومندم

    خدمت شما

    https://abasmanesh.com/fa/aghlekol-question/%d8%af%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%84-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d9%86%da%a9%d9%87-%d9%81%d9%82%d8%b1-%d8%a8%d8%af%d9%87/?ans-page=2#answer-1956506

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: