رابطه خداوند و ثروت در ذهن


نکته مهم:

ابتدا فایل صوتی و تصویری این فایل را به‌طور کامل گوش دهید، سپس سراغ خواندن متن توضیحات این صفحه بروید و تجربه خود را در بخش نظرات بنویسید.


در طی مدتی که در یک سفر تحقیقاتی هستم، با جمعی از افرادی آشنا شدم که به دنبال درک معنویت، تجربه‌های معنوی و مراقبه هستند.
در معاشرت‌هایم با آن‌ها – مثل همیشه – سعی کرده‌ام از طریق یافتن ارتباط‌های معنادار بین باورهای افراد و شرایط زندگی آن‌ها، قوانین خداوند را بهتر درک کنم تا دقیق‌تر بفهمم چه باورهایی، چه نتایجی را ایجاد می‌کنند.

در این تجربه، مثل همیشه، این ذهنیت مشترک را می‌بینم که:
در اعماق ذهن افراد معنوی و مذهبی، «ثروت» به‌شدت مذمت می‌شود و «فقر» به‌عنوان جلوه‌ای از انسان خوب، معنوی و خداپسند، مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرد. فرقی هم نمی‌کند که مسلمان باشی یا مسیحی، ایرانی باشی یا آمریکایی.

قبل از آشنایی با قوانین زندگی، من نیز به‌خاطر محیطی که در آن بزرگ شده بودم، از این قاعده مستثنا نبودم. وقتی برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگی‌ام را از ریشه حل کنم، متوجه شدم قوی‌ترین پاشنه آشیل و ترمز ذهنی من در برابر ورود نعمت و ثروت به زندگی‌ام، همین باور است.

سپس جهاد اکبری برای اصلاح این باور به راه انداختم. تحقیقات وسیعی درباره مذاهب و ادیان مختلف از جمله اسلام و یهودیت انجام دادم. بیش از ۶۰ بار قرآن را به شیوه‌های مختلف خواندم و در یک برهه طولانی، تمام تمرکزم را بر درک قوانین خداوند در قرآن گذاشتم تا بفهمم این باور فقر آور، چطور و از کجا ریشه گرفته است.

از آنجا که ذهن فقط با ابزار منطق کار می‌کند، برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطق‌هایی داشتم که به‌حدی از منطق‌های محدودکننده قبلی محکم‌تر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازند و اجازه تغییر این باور را از ریشه به من بدهند. در نهایت، در این فرآیند تحقیقاتی، من توانستم «روان‌شناسی ثروت» را از پایه و اساس بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.

در آغاز کار بر روی این باور که «پول را نمی‌توانی معنوی بدانی»، «ثروت و خداوند را نمی‌توانی در کنار هم داشته باشی»، و «ثروت، آدم را از خداوند و انسانیت دور می‌کند» و اصلاح آن، آرام‌آرام درهایی از نعمت و ثروت را به زندگی‌ام باز کرد. به یاد می‌آورم که در مدت کوتاهی، بدهی‌هایم تماماً پرداخت شد و یکی پس از دیگری به خواسته‌های مالی‌ام رسیدم.

سپس، آرام‌آرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، نه تنها جریان ثروت در زندگی‌ام بیشتر و باثبات‌تر شد، بلکه به آزادی مالی، زمانی و مکانی پایدار رسیده‌ام. پس از این تغییر و نتیجه بزرگ در زندگی‌ام، مثل همیشه تصمیم گرفتم فرآیند بهبود اوضاع مالی و رسیدن به استقلال مالی را با افرادی که آماده تغییر ریشه‌ای وضعیت مالی خود هستند، به اشتراک بگذارم؛ که در این راستا، دوره‌های روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ را تولید کردم.

تا کنون، هزاران نفر از دانشجویانم با عمل به آموزه‌های این دوره، اوضاع مالی خود را به معنای واقعی کلمه، به‌صورت پایدار متحول کرده‌اند که بخشی از نتایج آن‌ها را می‌توانید در سایت مطالعه کنید.


برمی‌گردم به موضوع این فایل:
در مراوده‌هایم با این افراد، ذهن من مثل یک شکارچی، در حال شکار الگوهایی بود که افراد معنوی درباره رابطه «ثروت با معنویت» دارند. گفت‌وگوهای آن‌ها، به‌وضوح باورهای محدودکننده‌شان درباره رابطه میان خداوند و ثروت را برایم آشکار می‌کرد و قانون را با دقت برایم مرور می‌کرد.

نقطه مشترک ذهنیت این افراد – که در جست‌وجوی معنویت بیشتر هستند – این بود که اوضاع مالی خوبی نداشتند. این برایم جدید نبود زیرا اولین الگوی قوی‌ای که من درباره باورهای محدودکننده و فقرآفرین شناختم، همین باور بود. اما موضوع قابل تأمل‌تر این است که:
این افراد اصولاً بدشان نمی‌آید که اوضاع مالی خوبی داشته باشند. حتی برای آن تلاش هم می‌کنند و بعضاً خیلی هم تلاش می‌کنند اما به نتیجه نمی‌رسند. زیرا این باور فقرآفرین که خداوند و ثروت را از هم جدا می‌داند، به‌اندازه‌ای قدرتمند است که فارغ از تلاش فراوان فرد برای تغییر اوضاع مالی‌اش، این باور به‌راحتی رشته‌های او را پنبه می‌کند و او را با مسائل مالی تمام‌نشدنی احاطه می‌کند و هرگز به آنها اجازه داشتن نتایج مالی پایدار را نمی دهد. آن‌ها بی‌خبرند از اینکه چطور با این ذهنیت، خودشان را از تجربه نعمت‌های فراوانی محروم کرده‌اند که خداوند مسخر همه بندگانش کرده است.


در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:

چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار دگرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمی‌تواند در کنار هم بگنجد و به‌قول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم می‌تواند به بهشت برود!

همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.

توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهی‌ها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکننده‌ای می‌رساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکته‌برداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:

الف)
چقدر در لایه‌های درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور می‌شوم؟
وقتی نعمت‌ها وارد زندگی شما می‌شوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر می‌شود، چقدر در لایه‌های پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمت‌ها به زندگی‌تان را حس می‌کنید؟
چقدر احساس می‌کنید که با ورود این نعمت‌ها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟

  • چقدر در مراوده‌های خود، این صحبت‌ها در زبان یا فکر شما می‌چرخد که:

فلانی که اوضاع مالی‌اش خوب شده، خدا می‌داند چه بی‌عدالتی، دزدی یا حق‌خوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
 پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛

  • چقدر می‌ترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت می‌کند؟
    چقدر در رفتارها یا برداشت‌های ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
    چقدر نسبت به درست‌کاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟

در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟

تجربه‌های خود یا افرادی را بنویسید که به‌خاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش می‌کنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک می‌کند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور می‌کند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درست‌کار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش می‌کنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.

ب)
همچنین، اگر روی دوره‌های روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ کار کرده‌اید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهی‌های این دوره‌ها:

  • چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
    به چه ایده‌ها و فرصت‌هایی هدایت شدید؟
    چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدم‌هایی وارد زندگی شما شدند؟
    چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
    و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟

منابع بیشتر: دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «عباس حیدری» در این صفحه: 4
  1. -
    عباس حیدری گفته:
    مدت عضویت: 1669 روز

    سلام به همه دوستای خوبم

    ازون روزی که این فایل به سایت اومده شرایط طوری رقم خورده برام که یا باید روی ثروت کار میکردم یا خدا گوشم میپیچونه با تضادها که روی ثروت کار کن آقا!

    یه روزی صبح خدا منو بیدار کرد و گفت عباس! دوره قانون سلامتی رو دوباره استارت بزن!

    باورتون نمیشه که اولین ترس من این بود که پول مواد غذایی رو از کجا بیارم؟!

    چون بار قبلی که حدود 3 سال پیش من رهاش کردم تنها بخاطر این بود که من کاری نداشتم و پول مواد غذاییش برای خانوادم زیاد میشد :)

    ببینید چقدر فقر بده! که حتی غذای سالم هم نمیتونی بخوری

    با اینکه خانواده ما فقیر نیست ولی خب ذهنمون فقیره

    ازون روزی که روی این باور

    این جلسه

    جلسه 3 قدم 8 دوازده قدم کار کردم

    کامنت هارو شروع کردم به خوندن

    اتفاقات جالبی داره میافته :)

    بعضی وقتا ذوق مرگ میشم

    بعضی وقتا میگم یعنی قانون اینقدر سادست و من بازم فراموش میکنم؟

    اتفاقات رو تا جایی که ذهن عزیزم یاری کنه مینویسم

    – توی همین شرایط به اصطلاح جنگی حقوق من فقط حقوق من توی شرکت بیشتر شد!

    – یه مشتری توی یکی از سایت های کاریابی خودش منو پیدا کرد و خیلی نزدیک قرار داده.

    – توی لینکدین یکی پیام داده و پیشنهاد کاری داده

    – پول نقد سمتم اومده

    – توی یکی از دفترهام که مال من نیست پول پیدا کردم :)

    و ….

    و مهم ترینش اینه که من چند وقتیه میگم یعنی چی خدا میگه از جایی که فکرشو نمیکنی بهت روزی میدم

    یعنی چی

    و تمام پول ها و اتفاقات خوبی که برای من افتاده تمامشون از جاهایی بوده که برای بار اول بوده!

    شما فقط فکر کنید که من چهار پنج ساله یه سایت برای بابام طراحی کردم و اتفاقا ورودی خوبی هم داشته از لحاظ کلیک!

    ولی مشتری نمیومد توش

    حالا من اومدم یه سایت جدید زدم!

    هنوز پنج تا کلیک خورده!

    که دوتاشم خودم کلیک کردم!

    بعد یه مشتری زنگ میزنه میگه من از سایت هستم و سفارش میده و همزمانی ها طوری رقم میخوره که طرف به راحتی پول پرداخت میکنه و جنسشو تحویل میگیره!

    دقیقا خدا از جایی که فکرشو نمیکنیم رزق میده

    فقط کافیه این سیمانا بریزه پایین

    دلیل اینکه صدها بار تا دم اینکه قرارداد ببندم پیش میرم و نمیشه بنظرم همین باور معنوی بودن پوله

    چون تا اسمش میاد زندگیم روون تر میشه

    درسته که همه اینها نشونه های جهانه

    درسته که همه این رزق ها نشونست که باید بیشتر کار کنم

    ولی مهم اینه که میشود! قانون جواب میدهد!

    فقط کافیه بیشتر کار کنیم …

    ارادتمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  2. -
    عباس حیدری گفته:
    مدت عضویت: 1669 روز

    سلام

    با چشم های اشکی مینوسم چون هدایت شدم که بنویسم

    یک ماه نشده از کامنت قبلی که گذاشتم روی این فایل

    توی این یه ماه شاید کلا ده پونزده بار سرسری به این فایل گوش دادم

    توی این شرایط ایران که میگن رکوده

    توی شرایط جنگی

    توی شرایطی که همه میگن نیست اقا نگرد!

    توی شرایطی که دوستم توی یه شرکت بزرگ نفتی از کارش بخاطر نبود پول اخراج میشه

    توی همین شرایط

    توی همین شرایطی که ذهن من مدام میگه کار نکن روی باور فراوانی خبری نیست!!!

    میگه نگرد نیست

    نمیشه

    ولی همین یکوچولو کار کردن

    همین یه کوچولو

    نتایجی رو رقم زده

    اتفاقاتی رو رقم زده

    از دیروز شروع میکنم

    دیروز مدیرم زنگ زده میگه بیا کارت دارم ( یک هفته ای بود بخاطر امتحانات دانشگاهم کمتر سرکار میومدم)

    من و کشیده کنار میگه ما زحمات شما رو دیدیدم از ابتدای سال و قصد داریم حقوق شمارو یه مقدار افزایش بدیم!

    من دارم توی یه شرکت توی حوزه نفت و گاز کار میکنم

    یه شرکت کوچیک

    الان همه دارن مینالن

    همه ناامیدن

    خود من چقدر ترس داشتم که برای افزایش حقوق برم

    میگفتم ببین الان میگه این چقدر دلش خوشه! همین که هنوز کار داری خداروشکر کن

    خدا خودش ترس من رو ریخت

    خودش کار آسون تر کرد

    تازه مدیرم گفت این افزایش حقوق از ابتدای شهریور حساب میشه …

    این افزایش حقوق فقط راجب فرد شماست …

    و من هم که بچه پرو :) از قانون درخواست استفاده کردم و درخواستم رو مطرح کردم که کمی عددش بیشتر بود

    مهم برام عدده نیست

    مهم برام اینه که از جایی که به عقلم نمیرسید شد!

    مهم اینه که توی شرایطی که همه میگن نمیشه شد

    توی ناامیدی که تو ذهنم رجز میخونه شد

    من راجب این اتفاق به کسی نمیگم و حرفی هم نخواهم زد

    ولی اینجا مینویسم که یادم بمونه که چقدر این باور معنوی بودن ثروت درهارو باز میکنه

    تا برام مرور بشه و بیشتر کار کنم

    توی این یک ماه حدود یک هفتش به صورت کاملا تصادفی(تو بخون هدایتی) خانوادم در شرایطی که اصلا شرایطش فراهم نبود و امکان پذیر نبود! رفتن به مشهد

    و من حدود یک هفته تنها توی خونه بودم

    و این تنهایی به من نشون داد چقدر بزرگ تر شدم

    عباسی که پارسال روز تولدش بخاطر نبود پارتنرش ناراحت بود امسال روز تولدش تنها بود ولی دیگه توقعی از کسی نداشت

    با عشق تولد بقیه رو تبریک گفت و نیازی نداشت به توجه بقیه

    امسال دیگه محتاج نبودم

    و اونجا هم خدا یه دستی رو فرستاد و چند روزی لذت بردم و از جایی که فکرش رو نمیکردم

    از یه راه جدید بهم کادو تولد داد

    اصلا برام عددا مهم نیست

    فقط برام مهمه که داره میشه

    و برام مهمه که داره از راه هایی میشه که من به عقلم نمیرسه

    این تیکشو دوست دارم

    این تیکش که اینقدر خدا بزرگه که من درکش نمیکنم

    این تیکه رو دوست دارم که باید اینقدر این مثالهارو برای خودم تکرار کنم که توکلم بیشتر بشه به خودش.

    خودش که همه چیزه

    دیشب داشتم جلسه 3 قدم 8 راجب ثروت رو گوش میکردم و ناخودآگاه وسط پارک اشکا میریخت

    دیگه دست خودم نیست

    خودم رو همیشه جمع میکنم که حداقل وسط خیابون گریم نگیره

    ولی نمیشه

    اینقدر این باور معنوی بودن ثروت بهم احساس بی نظیری میده که هر بار فقط دلم میخاد گریه کنم

    نه از روی عجز و احساس بد

    بلکه از روی اینکه خدا بهم یه فرصتی داده که بشناسمش

    من عاشق ثروتمند شدنم

    حس میکنم دلیل اینکه به این دنیا اومدم این بوده

    چون از بچگی توی تضادهای زیادی بزرگ شدم

    و البته

    عاشق صفت غنی بودن خداوند هستم

    غنی یعنی بی نیاز

    چقدر این کلمه هرو دوسش دارم

    از خدا میخام مارو ثابت قدم کنه تا بی نیازی رو تجربه کنیم

    وقتی اومدم این کامنت رو بنویسم اسم خودم رو توی یه کامنتی دیدم که یه عزیز دلی با خوندن کامنت قبلیم نور امیدی در دلش زنده شده بود

    یاد دوره هم چهت افتادم

    – هر هدایت تو نوریست که نه تنها برای رشد من بلکه برای رشد جهان اطراف من نیازه

    – ثروتمند شدن مثل نوریه که داره جهان رو روشن میکنه

    – هر چه قدر ثروتمند تر بشم دارم بی صدا فریاد میزنم که با خدا میشه پادشاهی کرد …

    هر چقدر ثروتمند تر شوم به صفات الله نزدیک تر میشوم صفاتی مثل غنی بودن . وهاب و رحمن و رحیم بودن . بی چشم داشت بخشیدن . غفور بودن . رزاق بودن و …(این لیست انتهایی ندارد …)

    عاشق قوانین بدون تغییر خداوند

    دوستدار شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  3. -
    عباس حیدری گفته:
    مدت عضویت: 1669 روز

    سلام

    راستش قصد نداشتم کامنتی بنویسم ولی گفته شد که بنویسم

    من هنوز بسیار مقاومت دارم راجب بحث معنوی بودن ثروت

    و داشتم کامنت هارو میخوندم که یه لحظه خدا بهم گفت

    ببین تو الانت رو مقایسه کن با پارسالت با چهارسال پیشت

    گفتم خب؟!

    گفت ببین تو الان نسبت به پارسال همین موقع کلی پول بیشتری توی حسابت هست

    (من پارسال تازه این موقع رفته بودم سر کار و پول آنچنانی نداشتم – یعنی هنوز حقوق نگرفته بودم مثلا‍!)

    خدا گفت ببین چقدر امسال آدم آروم تر و بهتری شدی؟!

    چقدر راحت برای داداشت تولد گرفتی شیرینی گرفتی بهش پول هدیه دادی؟

    یادته پارسال داشتی سکته میکردی از بخل؟

    خدا بهم گفت یادته چهار سال پیش ماشین نداشتی؟

    وقتی توی گرما برمیگشتی خونه منتظر بودی پاچه بقیه رو بگیری؟

    الان تو ماشین زیر کولر برمیگردی و کلی فایل گوش دادی و حالت خوبه؟

    الان که پول تو حسابت بیشتره چقدر توحیدی تر عمل میکنی وقتی مشکلی برای مادرت پیش اومد که هزینه داره؟

    الان که پول بیشتری توی حسابته چقدر راحت با مادرت رفتی بیرون و بدون دغدغه و خساست رفتید نهار خوردید؟

    آیا الان که پول بیشتری نسبت به قبل داری متواضع تری در مقابل خدا یا قبلا؟

    آیا آدم فقیری خدا رو خوب شناخته؟ چند درصد فقرا خدا رو قبول دارن اصلا؟ چند درصد ثروتمندا خدارو قبول دارن؟

    چقدر مشکلات فقط بخاطر فقر ایجاد میشه؟

    چقدر مشکلات خونه خودتون پدر مادرت با هم سر پول بوده؟

    چقدر آدمای فقط مشکلات مالی باعث مشکلات سلامتی و عاطفی و … شده؟

    یادته پارتنر قبلیت رو که 99 درصد مشکلاتش با خونشون و تو سر مسائل مالی و کمبود های مالی بود؟

    کجای این احساسات بد و کمبود ها اسمش خداست؟

    چرا فکر میکنم که خدا = فقر؟

    تجربه زندگی من که اینو نشون نمیده

    اصلا حالا که 3 سال از داشتن ماشین میگذره کجا رفتم به کسی پز بدم که ماشین دارم؟ که فکر میکنم ثروت باعث غرور میشه؟

    آیا کسی که ثروت نداره وسایل خوب نداره اصلا میتونه درکی از فضل و بخشندگی خدا داشته باشه؟

    آیا کسی میتونه توی محدودیت شب راحت بخوابه؟ آیا میتونه با خدا راز و نیاز کنه؟

    آیا کسی که فقیره میتونه روابط خوبی با بقیه داشته باشه؟

    آیا کسی که فقیره میتونه ببخشه؟ چیو ببخشه! همه آدم های فقیر یه تیکه مالشون چسبیده به وجودشون

    آیا کسی که فقیره میتونه بخشنده باشه؟ دست و دلباز باشه؟ گذشت داشته باشه؟

    کجای قرآن گفته فقر خوبه؟ کجا گفته پیامبرا فقیر بودن؟

    آیا ثروت باعث نمیشه توحیدی تر عمل کنم؟ مثل حضرت سلیمان؟

    فَلَمَّا جَاءَ سُلَیْمَانَ قَالَ أَتُمِدُّونَنِ بِمَالٍ فَمَا آتَانِیَ اللَّهُ خَیْرٌ مِمَّا آتَاکُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِیَّتِکُمْ تَفْرَحُونَ

    چون فرستاده بلقیس حضور سلیمان رسید (به هدیه او اعتنایی نکرد) گفت: شما خواهید که مرا به مال دنیا مدد کنید؟ آنچه خدا به من (از ملک و مال بی‌شمار) عطا فرموده بسیار بهتر از این مختصر هدیه شماست که به شما داده، بلکه شما مردم دنیا خود بدین هدایا شاد می‌شوید.

    وَلَقَدۡ جَآءَتۡ رُسُلُنَآ إِبۡرَٰهِیمَ بِٱلۡبُشۡرَىٰ قَالُواْ سَلَٰمࣰاۖ قَالَ سَلَٰمࣱۖ فَمَا لَبِثَ أَن جَآءَ بِعِجۡلٍ حَنِیذࣲ

    همانا فرستادگانِ ما با مژده نزد ابراهیم آمدند [و] گفتند:سلام [بر تو] .[ابراهیم] گفت :سلام [بر شما]، پس طولى نکشید که [ابراهیم] گوسالۀ بریانى آورد

    سفره های امام حسن و نخلستان های امام علی و ثروت خدیجه؟

    وَوَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَىٰ

    و تو را تهیدست نیافت، پس بی نیاز ساخت؟

    خلاصه که این ها منطق هایی بود که خدا برام آورد تا کمی ذهنم آروم بشه.

    راستش نسبت به زمان آشنایی با استاد وضعیتم زمین تا آسمون بهتره ولی خب توقع همیشه بالاتره همیشه

    و یادم باشه که من چون آدم مذهبی بودم و صبح تا شب تو گوشم ازین حرفا بوده و صبح تا شب پدرمادرم در مدح فقر صحبت ها کردن که پول نداریم عوضش سالمیم!

    پول نداریم عوضش طلاق نگرفتیم!

    پول نداریم عوضش بچمون معتاد نیست!

    پول نداریم عوضش شب راحت سرمون میزاریم میخوابیم!

    چقدر بابای من گفته ببین خوبه که من چیزی ندارم راحت زندگی میکنم! ببین پولدارا چقدر سختی میکشن؟ طرف چند تا ماشین داره باید کلی مراقبت کنه باید مالیات بده!

    ببین طرف چند تا خونه داره ولی وقت نمیکنه بره یه دو روز بمونه!

    پولدارا حریصن! صبح تا شب کار میکنن! طمع دارن

    پولدارا از مال بقیه خوردن! فلان فامیلو میبینی؟ فلان قدر از پول منو خورد و نداد و به روی خودش هم هیچ وقت نیاورد!

    فلان مشتری رو میبینی؟ من باعث شدم پولدار بشه حالا مارو آدم حساب نمیکنه!

    فلانی رو میبینی یهویی پولدار شد؟ طرف مال مردم و خورد!

    فلان پولدار رو میبینی؟ ببین اینقدر این آدم دست به خیره نصف زندگیش رو بخشید به فقرا مدرسه ساخت توی هیئت امام حسین 10 شب هر سال غذا میده!

    فلان پولدارو میبینی؟ یه لوستر به تمام تکیه های محل هدیه داده!

    عربا رو میبینی؟ مثل ایرانیا که حریص نیستن! کل زندگیشون رو میفروشن توی ده روز اربعین خیر میکنن در راه زائر امام حسین! بعد مامان تو از یه پتو حاضر نیست بگذره!

    چقدر بابای من گفته خوبه حداقل ما دلمون خوشه لذت بیشتری میبریم نسبت به پولدارا توی مسافرت

    چقدر کسی که فقیر بوده توی خانواده فقیر ما(ذهن فقیر) یجورایی تشویق شده

    چقدر در دوره همی ها از بدی پولدارا صحبت کردن از سختی هاشون

    بخدا سختی فقر بیشتره

    بقرآن قسم تمامی افراد دارن میدون واسه دو قرون پول بعد که بهش نمیرسن میان میگن نمیخایم

    همه میخان

    ولی وقتی نمیرسن شروع میکنن داستان بافتن

    چقدر از مشکلات زندگی من فقط از بچگی بخاطر نبودن پول بوده! شایدم بوده ولی بخاطر کمبود بوده که نمیزاشته خرج بشه

    چقدر ثروت خوبه که باعث بی نیازی یک فرد از غیر خدا میشه

    چقدر خوبه که فقط روی نیازت به الله باشه

    دقیقا مثل سلیمان که تا هدیه ای براش میفرستن که یجورایی راضیش کنن سریع رو سوی خدا میکنه و میگه خدا بیشتر از این ها رو بهم داده من نیازی به رشوه شما ندارم!

    چقدر ثروت خوبه که آدم میتونه به خودش و اطرافیانش کمک کنه

    هر جور حساب کنیم ثروت خوبه

    ولی ته ذهنم یه صدایی فریاد میزنه که نه! ثروت و خدا از هم نه تنها جدا هستند بلکه مخالف همن!

    فقط یک روز 4 مرتبه این فایل رو گوش کردم و شبش 200 هزار تومان نقد روی میزم بود

    و دیگه زبان خدا و زبان نشانه ها رو فهمیدم که این نشونه ای برای درستی مسیره!

    فقط نباید مثل دفعه های قبل این مومنتوم رو بشکنم. باید ادامه بدم تا مقاومت ذهن بشکنه!

    فقط نباید یادم بره کارکردن روی این باور رو

    چون میدونم حتی از باور فراوانی هم برام واجب تره

    خیلی ریشه ای تره

    سپاس گزارم بخاطر سخاوت بی نهایت شما که عاشقانه خودتون ثروتمند زندگی میکنید و میخاهید که ما هم ثروتمندتر و “موحد تر و توحیدی تر” باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
  4. -
    عباس حیدری گفته:
    مدت عضویت: 1669 روز

    سلام به دوست خوبم

    حقیقتا قصدی برای نوشتن نداشتم ولی حیفم اومد که ننویسم برای شما

    در مورد سوال اولتون: ” درسته وقتی ثروتمند هستم متوکل ترم توحیدی ترم و در مسیر درست تری هستم ولی توحید و توکل زمانی ارزشمنده و واقعیه که بدون ثروت باشه ؛ خدا زمانی واقعا توکل و توحید منو قبول داره که در فقر متوکل باشم ”

    یه نکته ای وجود داره

    هر کدام از ما در یه وضعیتی با خدا آشنا میشیم و سعی میکنیم بهش توکل کنیم و پیش بریم

    مثلا یکی مشکل عاطفی داشته یکی مشکل مالی داشته یکی مشکل سلامتی یکی …

    پس وقتی خدارو پیدا میکنیم تازه میفهمیم از نبود چه نیرویی توی زندگیمون ضربه خوردیم و بهش وصل میشیم

    اما این سوال شما اشتباهه

    شما بیا از دید قرآن موضوع رو بررسی کنیم

    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنْکُمْ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

    ای اهل ایمان! نعمت خدا را بر خود یاد کنید زمانی که گروهی قصد کردند که [برای نابودی تان] به شما شبیخون زنند، ولی خدا توطئه آنان را از شما بازداشت. و از خدا پروا کنید و مؤمنان فقط باید بر خدا توکل کنند.

    یعنی انتهای آیه را ربط بدیم به ابتدای آیه

    خداوند میگه به یاد بیارید نعمت های خداوند رو

    و در انتهای آیه توکل آورده میشه

    البته یادمون باشه از مومنین استفاده کرده

    ولی اینجا میخاد ایمان و توکل مومنان رو بیشتر کنه

    چطوری؟ چطوری میشه توکل رو زیاد تر کرد؟

    با یادآوری نعمت ها

    حالا یه سوال

    اگر خدا برای من ده تا مشتری از غیب تا به حال توی زندگیم فرستاده باشه و من به خودم یادآوری کنم چقدر توکلم بیشتر میشه به خدا؟

    حالا اگه هزار بار این اتفاق افتاده باشه چی؟

    یا دیگه مثل استاد که دیگه اصلا تبلیغ هم نداره و توی باورهاش این نیست که محصول جدید تولید کنم که بیشتر بفروشم چون اینقدر این اتفاق تکرار شده که تبدیل شده به باور

    حالا اگه خدا از هیچ به من یه ماشین بده توکل من بیشتر میشه دیگه

    خصوصا ما آدما که همه چیز رو توی مادیات میبینم

    وقتی من میبینم که استاد ده تا موتور داره کلی خونه و ماشین بیشتر باورش میکنم

    ذهن ما هم همینه

    وقتی میبینه خدا به من بارها و بارها از غیب روزی داده توکلش بیشتر میشه توحیدش بیشتر میشه

    یعنی سوال شما از بیس ایراد داره

    ما همیشه باید به خدا توکل کنیم ولی بنظر شما توکل ابراهیم قبل از اینکه بندازنش توی آتش چقدر بود؟

    طبیعتا ایمان داشت که گفت هرکاری از دستتون بر میاد انجام بدید.

    ولی!

    وقتی آتش گلستان شد ایمانش هزار برابر نشد؟

    موسی قبل از اینکه بره پیش فرعون میترسید

    ولی رفت چون سعی کرد توکل کنه

    ولی وقتی نتیجه گرفت و دریا براش باز شد ایمانش بیشتر نشد؟ توکلش هزار برابر نشد؟

    میخام بگم توکل باید همیشه باشه

    ولی با نتایج و تکرار اون برای خودمون ایمان و توکلمون بیشتر میشه

    چون توکل که یه عدد ثابت نداره که بگم من الان دارم توکل میکنم و همینه

    نه همیشه میشه ایمان به خدا بیشتر بشه

    شما سلیمان رو ببین که با چه قدرتی درخواست ثروت از خدا میکنه و بعدش چقدر کارهای مفید میکنه

    سوال دومتون هم بنظرم دلیلش ورودیهای بسیار زیاد و منفی بوده که ما دریافت کردیم از بچگی

    ولی ریشه هر دو این سوالا بنظرم اینه که ما هنوز ثروت و خدا رو با هم یجا نمیبینم

    حس میکنیم خدا مثلا میخاد امتحانمون کنه یا …

    نه! قانون میگه از خدا درخواست کن بهت میده. بدون سانسور بدون هیچ دستکاری در فرکانسهات

    بنظر من ثروت با توکل و ایمان خلق میشه ولی ثروت بیشتر باعث توکل و ایمان بیشتر میشه به همین دلیل از یه جایی به بعد نتایج تصاعدی میشه

    از قلبم جوشید که براتون پاسخ بنویسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: