رابطه خداوند و ثروت در ذهن
نکته مهم:
ابتدا فایل صوتی و تصویری این فایل را بهطور کامل گوش دهید، سپس سراغ خواندن متن توضیحات این صفحه بروید و تجربه خود را در بخش نظرات بنویسید.
در طی مدتی که در یک سفر تحقیقاتی هستم، با جمعی از افرادی آشنا شدم که به دنبال درک معنویت، تجربههای معنوی و مراقبه هستند.
در معاشرتهایم با آنها – مثل همیشه – سعی کردهام از طریق یافتن ارتباطهای معنادار بین باورهای افراد و شرایط زندگی آنها، قوانین خداوند را بهتر درک کنم تا دقیقتر بفهمم چه باورهایی، چه نتایجی را ایجاد میکنند.
در این تجربه، مثل همیشه، این ذهنیت مشترک را میبینم که:
در اعماق ذهن افراد معنوی و مذهبی، «ثروت» بهشدت مذمت میشود و «فقر» بهعنوان جلوهای از انسان خوب، معنوی و خداپسند، مورد مدح و ستایش قرار میگیرد. فرقی هم نمیکند که مسلمان باشی یا مسیحی، ایرانی باشی یا آمریکایی.
قبل از آشنایی با قوانین زندگی، من نیز بهخاطر محیطی که در آن بزرگ شده بودم، از این قاعده مستثنا نبودم. وقتی برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگیام را از ریشه حل کنم، متوجه شدم قویترین پاشنه آشیل و ترمز ذهنی من در برابر ورود نعمت و ثروت به زندگیام، همین باور است.
سپس جهاد اکبری برای اصلاح این باور به راه انداختم. تحقیقات وسیعی درباره مذاهب و ادیان مختلف از جمله اسلام و یهودیت انجام دادم. بیش از ۶۰ بار قرآن را به شیوههای مختلف خواندم و در یک برهه طولانی، تمام تمرکزم را بر درک قوانین خداوند در قرآن گذاشتم تا بفهمم این باور فقر آور، چطور و از کجا ریشه گرفته است.
از آنجا که ذهن فقط با ابزار منطق کار میکند، برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطقهایی داشتم که بهحدی از منطقهای محدودکننده قبلی محکمتر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازند و اجازه تغییر این باور را از ریشه به من بدهند. در نهایت، در این فرآیند تحقیقاتی، من توانستم «روانشناسی ثروت» را از پایه و اساس بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.
در آغاز کار بر روی این باور که «پول را نمیتوانی معنوی بدانی»، «ثروت و خداوند را نمیتوانی در کنار هم داشته باشی»، و «ثروت، آدم را از خداوند و انسانیت دور میکند» و اصلاح آن، آرامآرام درهایی از نعمت و ثروت را به زندگیام باز کرد. به یاد میآورم که در مدت کوتاهی، بدهیهایم تماماً پرداخت شد و یکی پس از دیگری به خواستههای مالیام رسیدم.
سپس، آرامآرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، نه تنها جریان ثروت در زندگیام بیشتر و باثباتتر شد، بلکه به آزادی مالی، زمانی و مکانی پایدار رسیدهام. پس از این تغییر و نتیجه بزرگ در زندگیام، مثل همیشه تصمیم گرفتم فرآیند بهبود اوضاع مالی و رسیدن به استقلال مالی را با افرادی که آماده تغییر ریشهای وضعیت مالی خود هستند، به اشتراک بگذارم؛ که در این راستا، دورههای روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ را تولید کردم.
تا کنون، هزاران نفر از دانشجویانم با عمل به آموزههای این دوره، اوضاع مالی خود را به معنای واقعی کلمه، بهصورت پایدار متحول کردهاند که بخشی از نتایج آنها را میتوانید در سایت مطالعه کنید.
برمیگردم به موضوع این فایل:
در مراودههایم با این افراد، ذهن من مثل یک شکارچی، در حال شکار الگوهایی بود که افراد معنوی درباره رابطه «ثروت با معنویت» دارند. گفتوگوهای آنها، بهوضوح باورهای محدودکنندهشان درباره رابطه میان خداوند و ثروت را برایم آشکار میکرد و قانون را با دقت برایم مرور میکرد.
نقطه مشترک ذهنیت این افراد – که در جستوجوی معنویت بیشتر هستند – این بود که اوضاع مالی خوبی نداشتند. این برایم جدید نبود زیرا اولین الگوی قویای که من درباره باورهای محدودکننده و فقرآفرین شناختم، همین باور بود. اما موضوع قابل تأملتر این است که:
این افراد اصولاً بدشان نمیآید که اوضاع مالی خوبی داشته باشند. حتی برای آن تلاش هم میکنند و بعضاً خیلی هم تلاش میکنند اما به نتیجه نمیرسند. زیرا این باور فقرآفرین که خداوند و ثروت را از هم جدا میداند، بهاندازهای قدرتمند است که فارغ از تلاش فراوان فرد برای تغییر اوضاع مالیاش، این باور بهراحتی رشتههای او را پنبه میکند و او را با مسائل مالی تمامنشدنی احاطه میکند و هرگز به آنها اجازه داشتن نتایج مالی پایدار را نمی دهد. آنها بیخبرند از اینکه چطور با این ذهنیت، خودشان را از تجربه نعمتهای فراوانی محروم کردهاند که خداوند مسخر همه بندگانش کرده است.
در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:
چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار دگرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمیتواند در کنار هم بگنجد و بهقول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم میتواند به بهشت برود!
همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.
توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهیها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکنندهای میرساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکتهبرداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
الف)
چقدر در لایههای درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور میشوم؟
وقتی نعمتها وارد زندگی شما میشوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر میشود، چقدر در لایههای پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمتها به زندگیتان را حس میکنید؟
چقدر احساس میکنید که با ورود این نعمتها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟
- چقدر در مراودههای خود، این صحبتها در زبان یا فکر شما میچرخد که:
فلانی که اوضاع مالیاش خوب شده، خدا میداند چه بیعدالتی، دزدی یا حقخوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛
- چقدر میترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت میکند؟
چقدر در رفتارها یا برداشتهای ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
چقدر نسبت به درستکاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟
در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟
تجربههای خود یا افرادی را بنویسید که بهخاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش میکنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک میکند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور میکند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درستکار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش میکنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.
ب)
همچنین، اگر روی دورههای روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ کار کردهاید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهیهای این دورهها:
- چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
به چه ایدهها و فرصتهایی هدایت شدید؟
چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدمهایی وارد زندگی شما شدند؟
چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟
منابع بیشتر: دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3
اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن252MB35 دقیقه
- فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن34MB35 دقیقه













بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
سلام به استاد عباسمنش عزیزم و دوستان نازنین
قبل از هر چیز از استاد عزیزم تشکر میکنم بابت این فایل بسیار ارزشمند و باورساز
در رابطه با این موضوع قبلاً این باورها توی ذهن منم بوده ولی با فایل های شما که سراسر داره باورهای درست ایجاد میکنه به مراتب این باور محدودکننده توی ذهن من خیلی خیلی ضعیف تر شده
اینم بگم که با الگوبرداری از شما توی بحث تحقیقاتی بودنتون باعث شد منم برای باورسازی هام با توجه به آموزش های شما تحقیقاتی رو انجام بدم مثل تحقیقات فراوانی و تحقیقات قرآنی
البته من به واسطه کارم هم که خیلی باید سرچ میزدم و الان هم همینطوره بابت همین کلاً دیگه تحقیقاتی شدم
اتفاقاً چون با اطلاعات ورودی مناسب داره باورهامو شکل میده، خیلی لذت میبرم
وقتی که این فایل رو دیدم و گوش دادم همون لحظه آیاتی از قرآن توی ذهنم شروع کرد به حرکت کردن
یادمه چند ماه پیش من هدایت شدم به یک آیه ای از سوره نساء که آیه 5 سوره نساء میشه:
وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِیهَا وَاکْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفًا
(اموال خود را، که خداوند وسیله قوام زندگی شما قرار داده، به دست سفیهان نسپارید و از آن، به آنها روزی دهید! و لباس بر آنان بپوشانید و با آنها سخن شایسته بگویید)
توی همین آیه خدا داره دقیقاً اموالی که شامل پول و خونه و ماشین و هر چیزی که امروزه جزو مال و اموال آدم محسوب میشه رو میگه
و حتی داره توصیه میکنه اموالی که خدا به شما داده رو همینجوری ندین به این و اون
حالا سفیهان توی آیه میتونه هر کسی باشه، ولی نکته اش اینجاست که دقیقاً داره میگه:
أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیَامًا
(اموالتان را که خداوند وسیله قوام زندگی شما قرار داده)
یعنی دقیقاً داره میگه خدا به شما مال و اموال میده، چرا؟
چون مال و اموال باعث قوام زندگی میشه
قِیَامًا به معنی پایداری هستش
چیزی که باعث میشه زندگی پایداری داشته باشی، بتونی اصلاً زندگی کنی
خودش داره میگه
خودِ خدا داره میگه مال و اموالی که خدا میده باعث دوام اوردن توی زندگی میشه
اتفاقاً دیشب یک آیه ای از همین سوره نساء خوندم که خدا توی اون آیه داشت میگفت که اگر در راه خدا مهاجرت کنید، مکان های فراوانی هستش که میتونید در اونجاها ساکن بشین
بعد من امدم دوتا قبل این آیه رو خوندم ببینم چرا این حرفو زده
با کمال تعجب دیدم خدا داره این حرف رو به کسانی میزنه که بدبخت بیچاره هستند و حتی خداوند یه جورایی داره میگه من غفور و رحیم هستم یعنی انگار یه گناهی کردن که خدا داره اینو بهشون میگه
آیه 97 سوره نساء میشه:
إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِکَهُ ظَالِمِی أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِیمَ کُنْتُمْ ۖ قَالُوا کُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الْأَرْضِ ۚ قَالُوا أَلَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَهً فَتُهَاجِرُوا فِیهَا ۚ فَأُولَٰئِکَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ وَسَاءَتْ مَصِیرًا
(کسانى که بر خویشتن ستمکار بودهاند، [وقتى] فرشتگان جانشان را مىگیرند، مىگویند: «در چه [حال] بودید؟» پاسخ مىدهند: «ما در زمین از مستضعفان بودیم.» مىگویند: «مگر زمین خدا وسیع نبود تا در آن مهاجرت کنید؟» پس آنان جایگاهشان دوزخ است و بد سرانجامى است)
البته الان یادم افتاد که اینو قبلاً استاد عباسمنش هم گفته بود
ریشه کلمه مُسْتَضْعَفِینَ از ضعف میاد یعنی از نظر خدا ضعیف بودن برابر با ظلم کردن به خود میشه
جالبیش اینجاست دوتا آیه جلوتر خدا اینو بهشون میگه:
فَأُولَٰئِکَ عَسَى اللَّهُ أَنْ یَعْفُوَ عَنْهُمْ ۚ وَکَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا
(پس اینانند که امید است خدا از آنان درگذرد؛ و خدا همواره گذشت کننده و بسیار آمرزنده است)
تازه خدا داره میگه امید است آدم های ضعیف و بدبخت بیچاره رو ببخشه
یعنی برعکس باور آدم ها، از دیدگاه خداوند کلاً فقیر بودن مثل گناهی میمونه که آدم مرتکب میشه
بخاطر اینکه خدا توی اکثر آیات قرآن زمانی از غفور و رحیم بودن خودش میگه که قبلش یه مسیر نادرستی که انسان رفته و دیگه اون مسیر نادرست رو ادامه نمیده به کار میبره
تازه اینجا نمیگه غفور و رحیم، میگه (وَکَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا) اول داره از عفو کردن یا گذشتن از اونا میگه و بعدش از غفور بودن خودش که به معنی بخشندگی گناهان هستش میگه
الان میتونیم احتمالاً بهتر بفهمیم که دقیقاً همون باوری که یهودیان دارند کاملاً درسته، اینکه ثروت برکتی از طرف خداست
ثروت خودِ خداست
چون طبق آیه 5 سوره نساء که بالاتر نوشتم باعث پایداری زندگی آدم میشه، باعث میشه آدم بتونه نه تنها توی زندگیش دوام بیاره بلکه بره سراغ اهداف متعالی
نشانه های فراوانی و ثروت توی دنیا خیلی زیاده مثلاً توی اقیانوس یکسری نهنگ هایی وجود دارند که از خانواده نهنگ های بالِن (baleen whales) محسوب میشن
نهنگهای بالِن گروه بزرگی از نهنگها هستند که شامل گونههایی مثل نهنگ آبی (Blue whale)، نهنگ گوژپشت (Humpback whale)، نهنگ شمالی راست (North Atlantic right whale) و غیره میشوند که بزرگترینشون نهنگ آبی (blue whale) هستش
یعنی میشه گفت که نهنگ آبی (Blue Whale) بزرگترین حیوان روی زمین هست — چه در حال حاضر و چه در کل تاریخ کره زمین — و بیشترین مقدار غذا رو در شبانهروز میخوره
خیلی شکموعه:))
طول نهنگ آبی که جزو همین خانواده نهنگ های بالِن محسوب میشه تا 30 متر میرسه و وزن این حیوان تا 200 تُن هستش!!!
نهنگ آبی با طول 30 متر تقریباً به اندازه یک ساختمان 10 طبقهی معمولی هست!
جالبه بدونید که نهنگهای بالِن دندان ندارند به جاش در دهانشون صفحات بلندی به نام باله (baleen) دارند که مثل صافی عمل میکنه، یعنی دهان رو باز میکنند و مقدار زیادی آب و موجودات کوچک مثل پلانکتون رو وارد دهان میکنند، سپس آب رو بیرون میدهند و موجودات ریز، پشت صفحات باقی میمونند
اینجوری غذا میخورند
حالا فکر کن غذاهای اصلیشون چیه؟
کریل (krill) – میگوهای ریز
پلانکتونها – جانوران ریز دریایی
ماهیهای کوچک (مثل شنماهی یا sardine)
هر کدوم از اینا جزو کوچک ترین حیوانات دنیا محسوب میشن در حالیکه توسط بزرگترین حیوانات دنیا خورده میشن…!
چقدر از این حیوانات ریز مثل کریل و پلانکتون باید باشه تا این نهنگ های غول آسا رو سیر کنه…؟
فقط هر یه دونه نهنگ آبی به تنهایی از بین همه گونه های نهنگهای بالِن، تا 8 تُن کریل (krill) در روز (معادل وزن حدود 5 خودرو سواری!) میخوره و دقیقاً هر روز بیش از این حجم از پلانکتون ها و کریل ها رو تمام نهنگ های بالِن میخورند
مگه چقدر پلانکتون و کِریل میتونه توی تمام اقیانوس وجود داشته باشه که روزانه چند تُن چند تُن توسط فقط نهنگ های بالِن خورده میشن…!
حالا جالبه بدونید که تعداد جمعیت کل نهنگهای بالِن (baleen) بیش از یک میلیون نهنگ هستند!!!!
هر یه دونهشون این حجم از غذا رو دارند میخورند اونم هر روز
ببینید خدا چقدر بی نهایته که نعمت هاش اینقدر بی نهایته
اینا رو دارم به خودم میگم
خدایی که برای حیواناتش که فقط اینجا ما در مورد یه گونه از نهنگها خوندیم، اینقدر نعمت گذاشته
حیواناتی که در طول تاریخ هیچ تغییر و رشدی ایجاد نکردند
بعد در مورد ما آدم ها چقدر نعمت سرازیر کرده که ما نمیبینیم
میخوای بدونی چقدر نعمت توی دنیا هست؟
برگرد برو ببین چقدر امکانات و وسایل و آب و غذا روزانه داری استفاده میکنی که تا حالا ندیدمشون(یکیش خودِ من)
خدا داره به همه نعمت هاشو سرازیر میکنه
بی نهایتم داره میده
بیش از نیاز هر آدمی
فقط نیاز داره به اندازه یه اپسیلون هم که شده باورش کنیم
مرسی از استاد عزیزم
وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (آیه 42 بقره)
(و حق را با باطل نیامیزید! و حقیقت را با اینکه میدانید کتمان نکنید)
سلاااااااام فاطمه جان عزیزم
همینجوری که داشتم دونه به دونه اتفاقات خوب زندگیتو میخوندم زیر لبم فقط داشتم میگفتم خدایاشکرت خدایاشکرت
نمیدونی چقدر خوشحال شدم وقتی داشتم از نتایج بهشتیت میخوندم
البته همون دیشب کامنتتو خوندم و همون موقع هم میخواستم برات بنویسم ولی خب الان شد
همیشه بابت این تمرکزی که روی بهبود خودت میذاری رو تحسین کردم
بهبودی که حاصلش شده همین زندگی پر خیر و برکتی که برای خودت ساختی
ازت ممنونم فاطمه عزیزم، بابت قلب پاک و نورانیت، بابت این درستکاری و شخصیت توحیدی که در وجود خودت ساختی، از شجاعت و ایمانی که به خرج دادی
میدونی چرا؟
توی کامنتی که در دوره همجهت با جریان خداوند نوشته بودی خوندم که گفتی وقتی فهمیدی مسیر کاری که بهش علاقه نداشتی رو دیگه ادامه ندادی
این خودش شجاعت میخواد حتی هزینه هم بابتش کرده بودی
واقعاً چقدر من توحید عملی بودنتو دوست دارم
میخوام مثل همیشه بگم که چقدر دوستتون دارم
امیدوارم همیشه حالت در کنار خانواده بهشتیت عالی باشه و زندگیت روز به روز زیباتر و زیباتر بشه
به خدا میسپارمت رفیق:)
سلااااااااااااااااااام
چطووووووری…؟
سعیده نور به قلبت بباره که قلب مارو روشن کردی
کامنتتو قبل از اینکه بخونم امدم بررسی کردم ببینم چقدر طولانیه، وقتی دیدم از اینجا تااااااااا بینهایته نمیدونی چقدر خوشحال شدم، گفتم حتماً کلی نور خدارو میشه توی این کامنت دید
چقدر من خوشحالم از اینکه اینقدر زندگیت افتاده روی دور مثبت و پشت هم داره اتفاقات خوب برات میوفته
اینکه حالت خوبه کنار دخترای نازنینت داری مسیر کاری مورد علاقهتو دنبال میکنی، واقعاً عالیه
همیشه هم گفتم واقعاً سعیده جان تو خلاق ترین نویسنده ای هستی که من تا به حال دیدم
بخاطر اینکه واقعاً همیشه از کلمات بسیار بجا و مناسب استفاده میکنی، توی نوشته هات از کلماتی استفاده میکنی که واقعاً هیچ فرد عادی که مثل شما نویسنده حرفه ای نیست چندان نمیتونه به کار ببره
راستی نیلا و نیکا جانم چه خبر؟ امتحاناتشون رو خوب دادن؟
البته چندان هم مهم نیست چون اصل اینه که مثل منو شما، خودشون مسیر زندگی خودشون رو طبق هدایت های قلبیشون دنبال کنند
راستی هنوز اون کامنت شیرین تر از عسلی که برام نوشته بودی رو یادمه
هر موقع یادم میاد خنده ام میگیره
نمیدونی چقدر کمک کننده بود برای جلوگیری از مومنتوم منفی، مخصوصاً تابلوی سگ محلی که گفتی:)))
خلاصه خدا رحمتت کنه:))) نور به قلبت بباره که قلب ما رو همیشه با شوخی هات و ترکیبش با توحید عملیت روشن میکنی
ازت ممنونم که همیشه، هم دنبال حال خوبی و هم حال خوبتو به همه منتقل میکنی
میدونم که میدونی چقدر دوستت دارم
تو بهترین رفیق برای رفیق هاتی، از جمله برای من:))
دوست داشتم برات بنویسم، امیدوارم توی شوخی هام زیادهروی نکرده باشم
به خدا میسپارمت سعیده جان عزیزم
امیدوارم همیشه سلامت باشی و ثروت و برکت از در و دیوار وارد زندگیت بشه
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (آیه 35 مائده)
(اى کسانى که ایمان آوردهاید، از خدا پروا کنید؛ و به او تقرب جویید؛ و در راهش جهاد کنید، باشد که رستگار شوید)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
وَإِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ ۚ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ (آیه 4 فاطر)
(و اگر تو را تکذیب کنند، قطعاً پیش از تو [هم] فرستادگانى تکذیب شدند. و [همه] کارها به سوى خدا بازگردانیده مىشود)
—————————————–
سلام سعیده جان
سلام و سلامتی به قلب پاک و سلیمت
از خدا میخوام هر جاییکه هستی حالت عالیِ عالی باشه و غرق لذت و شادی و رحمت پروردگار باشی
حدود یکی دو ماه پیش من برای اینکه موضوع نور توی قرآن رو بهتر درک کنم، رفتم یه سرچی در مورد خودِ نور توی دنیای مادی زدم
توی سایت ناسا با مطالب مختلفی در مورد نور مواجه شدم
مثلاً یکیش این بود که میگفت فاصله زمین تا خورشید 150 میلیون کیلومتر هستش
خب این فاصله خیلی خیلی زیاده
یعنی برای اینکه 150 میلیون کیلومتر (فاصله زمین تا خورشید) رو درک کنی، باید تقریباً 3744 بار دور زمین بگردی!
بعدش دیدم نوشته بود که این فاصله با سرعت نور به 4 دقیقه میرسه…!
یعنی این نوری که از خورشید به زمین داره میرسه فقط توی 4 دقیقه هستش
این همه مسافت رو اگر انسان با عقل خودش بخواد بره زنده نمیمونه در حالیکه بدون اینکه انسان بخواد قدم از قدم برداره خودِ اون نور داره به سمتش میاد
حکایت فاصله زمین تا خورشید، حکایت فاصله ذهن و روح ماست
یعنی یه کسی با عقل خودش میخواد کاری رو انجام بده که با قلبش میتونه خیلی خیلی راحت تر سریع تر و لذت بخش تر انجام بده، بابت همین اگر نتونه انجام بده عذاب میکشه
سعیده جان، حکایت کامنتی که بالا برات نوشته بودم از همین عقل بزرگوار خودم بوده
دو شب پیش من یه فکری داشت اذیتم میکرد بعد همون موقع احساس کردم دارم از هماهنگی با خداوند خارج میشم
بعد ذهنم امد گفت برای اینکه بتونی time-out بگیری بیا توی سایت برای کسانی که دوستشون داری بنویس
منم گفتم عجب ایده ای:))
رفتم اول برای فاطمه جان کلی تحسین نوشتم واینا بعدش گفت حالا بیا برای سعیده بنویس، منم گفتم باشه
هیچی از همون موقعی که این کامنتو برات نوشتم همانا و افکار و احساسات بدتری که توی وجود من ایجاد شد همانا…
به قول استاد عباسمنش افکار ما، افکار مشابهشو از طریق های مختلف جذب میکنه تا بتونه قدرت بگیره
همون شب چه اتفاقی افتاد؟
ساعت 2-1 شب بود منم توی همون خواب و بیداری داشتم فایل گوش میدادم که یه دفعه یه موجی از صدا و قدرت کل خونه رو گرفت، نه تنها کل خونه رو بلکه کل وجود منو
گفتم یا خودِ خدا همینو فقط کم داشتیم
دیگه نگم برات این افکار منفی با چه سرعتی داشت قدرت میگرفتن
یکم که با هدایت الله از فشار ذهنیم کم کردم، پیش خودم گفتم که ببین این دومین باره که سعیده جان کامنتتو ایگنور کرده
این یعنی چی؟
یعنی یه ایرادی توی من هست که این موضوع تکرار شده حتی اگر دوبار باشه
از خدا هم پرسیدم که چه باوری یا کانون توجه بدی، من دارم که این فرکانس رو داره میفرسته
جوابی که داد میدونی چی بود؟
خیلی ساده گفت تو خودت داری به اشتباهاتت توجه میکنی بعد گفتم راست میگه چون همین چند وقت پیش بودش که من بابت یه مسئله خیلی کوچیک داشتم خودمو سرزنش میکردم حتی قبل ترش هم بوده
هر چند که هر چقدر که من به کمک آموزش های استاد روی خودم کار کردم خیلی بهتر شدم ولی مثل اینکه این موضوع احساس لیاقت انتهایی برای کار کردن نداره
امروز از خدا هدایت خواستم و زدم روی نشانه روزانه ام دیدم قسمت 209 سریال زندگی در بهشت برام امد توی چند دقیقه ای که داشتم میدیدم یهو استاد شایسته نازنین امد جلوی دوربین اینو گفت:
از بس که آقا (استاد عباسمنش) روی دوباره کاری حساسه، یه جورایی منم عادت کردم روی دوباره کاری ها حساس بشم و هِی بیشتر فکر کنم
گفتم دقیقاً خدا خیلی واضح داره بهم میگه روی دوباره کاری ها حساس شو
یعنی یه اشتباه رو دوباره تکرارش نکن
مثلاً من یادمه اون اوایل که تازه شروع کرده بودم به توسعه سایت مشتریم باورت نمیشه سعیده جان یک صفحه ای رو کدهاشو مینوشتم و بعد فرداش میومدم میدم باز دوباره باید اصلاح کد بشه
مثل همون چیزی که گفته بودم قبلاً، یادته؟
اینکه من برای سبد خرید مشتری امدم دکمه های کم و زیاد رو درست کرده بودم و بعد دیدم داره درست کار میکنه گفتم پس حله دیگه ولی دقیقاً فرداش امدم بیینم واقعاً داره درست کار میکنه دیدم نه چون وقتی روی دکمه + که برای اضافه کردن هستش کلیک میکنم به جای اینکه محصول اضافه کنه داره کم میکنه! هیچی دوباره باید میرفتم کدهاشو اصلاح میکردم الان میتونم بگم از 100٪ به شاید به 5 یا 10 درصد رسیده که بخوام یک کدی که قبلاً نوشتم رو دوباره روش کار کنم
برای شرایط درونیم هم تا جاییکه ممکنه همین کارو کردم ولی خب باز هم موضوع احساس لیاقت از اون موضوعاتیه که همیشه باید روش کار کنم
—————————————–
در هر صورت سعیده جان عزیزم به قول استاد توی جلسه 14 دوره همجهت با جریان خداوند، باید با خودت رفیق باشی اشتباه کردی اشکال نداره، درسشو بگیر ازش بگذر
این شد درس زندگی من تا دوباره تکرار نشه
یادمه توی یه قسمتی از سریال سفر به دور آمریکا، استاد و پسرش توی یک استیت پارکی مسیر رسیدن به RV رو گم کرده بودند بعد استاد همون موقع به قلبش رجوع کرد، باعث شد خیلی ساده به سمت RV برن
منم باید همینجوری باشم یعنی اگر مسیر رو گم کرده باشم کافیه به قلبم رجوع کنم تا به مسیر درست برگردم
بابت کامنت اولی هم ازت عذرخواهی میکنم و میدونم که اینقدر درک و فهمت بالاست که میتونی خوب این موضوعات رو بفهمی بابت همین آیه قرآنی بالای کامنت هم با کمال تعجب، آیه هدایتی من شد
مطمئن باش برای من عزیز و محترم هستی و با اشتیاق منتظر نتایج بیشتر زندگی بهشتیت هستم
به خدا میسپارمت سعیده جان عزیزم