رابطه خداوند و ثروت در ذهن
نکته مهم:
ابتدا فایل صوتی و تصویری این فایل را بهطور کامل گوش دهید، سپس سراغ خواندن متن توضیحات این صفحه بروید و تجربه خود را در بخش نظرات بنویسید.
در طی مدتی که در یک سفر تحقیقاتی هستم، با جمعی از افرادی آشنا شدم که به دنبال درک معنویت، تجربههای معنوی و مراقبه هستند.
در معاشرتهایم با آنها – مثل همیشه – سعی کردهام از طریق یافتن ارتباطهای معنادار بین باورهای افراد و شرایط زندگی آنها، قوانین خداوند را بهتر درک کنم تا دقیقتر بفهمم چه باورهایی، چه نتایجی را ایجاد میکنند.
در این تجربه، مثل همیشه، این ذهنیت مشترک را میبینم که:
در اعماق ذهن افراد معنوی و مذهبی، «ثروت» بهشدت مذمت میشود و «فقر» بهعنوان جلوهای از انسان خوب، معنوی و خداپسند، مورد مدح و ستایش قرار میگیرد. فرقی هم نمیکند که مسلمان باشی یا مسیحی، ایرانی باشی یا آمریکایی.
قبل از آشنایی با قوانین زندگی، من نیز بهخاطر محیطی که در آن بزرگ شده بودم، از این قاعده مستثنا نبودم. وقتی برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگیام را از ریشه حل کنم، متوجه شدم قویترین پاشنه آشیل و ترمز ذهنی من در برابر ورود نعمت و ثروت به زندگیام، همین باور است.
سپس جهاد اکبری برای اصلاح این باور به راه انداختم. تحقیقات وسیعی درباره مذاهب و ادیان مختلف از جمله اسلام و یهودیت انجام دادم. بیش از ۶۰ بار قرآن را به شیوههای مختلف خواندم و در یک برهه طولانی، تمام تمرکزم را بر درک قوانین خداوند در قرآن گذاشتم تا بفهمم این باور فقر آور، چطور و از کجا ریشه گرفته است.
از آنجا که ذهن فقط با ابزار منطق کار میکند، برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطقهایی داشتم که بهحدی از منطقهای محدودکننده قبلی محکمتر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازند و اجازه تغییر این باور را از ریشه به من بدهند. در نهایت، در این فرآیند تحقیقاتی، من توانستم «روانشناسی ثروت» را از پایه و اساس بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.
در آغاز کار بر روی این باور که «پول را نمیتوانی معنوی بدانی»، «ثروت و خداوند را نمیتوانی در کنار هم داشته باشی»، و «ثروت، آدم را از خداوند و انسانیت دور میکند» و اصلاح آن، آرامآرام درهایی از نعمت و ثروت را به زندگیام باز کرد. به یاد میآورم که در مدت کوتاهی، بدهیهایم تماماً پرداخت شد و یکی پس از دیگری به خواستههای مالیام رسیدم.
سپس، آرامآرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، نه تنها جریان ثروت در زندگیام بیشتر و باثباتتر شد، بلکه به آزادی مالی، زمانی و مکانی پایدار رسیدهام. پس از این تغییر و نتیجه بزرگ در زندگیام، مثل همیشه تصمیم گرفتم فرآیند بهبود اوضاع مالی و رسیدن به استقلال مالی را با افرادی که آماده تغییر ریشهای وضعیت مالی خود هستند، به اشتراک بگذارم؛ که در این راستا، دورههای روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ را تولید کردم.
تا کنون، هزاران نفر از دانشجویانم با عمل به آموزههای این دوره، اوضاع مالی خود را به معنای واقعی کلمه، بهصورت پایدار متحول کردهاند که بخشی از نتایج آنها را میتوانید در سایت مطالعه کنید.
برمیگردم به موضوع این فایل:
در مراودههایم با این افراد، ذهن من مثل یک شکارچی، در حال شکار الگوهایی بود که افراد معنوی درباره رابطه «ثروت با معنویت» دارند. گفتوگوهای آنها، بهوضوح باورهای محدودکنندهشان درباره رابطه میان خداوند و ثروت را برایم آشکار میکرد و قانون را با دقت برایم مرور میکرد.
نقطه مشترک ذهنیت این افراد – که در جستوجوی معنویت بیشتر هستند – این بود که اوضاع مالی خوبی نداشتند. این برایم جدید نبود زیرا اولین الگوی قویای که من درباره باورهای محدودکننده و فقرآفرین شناختم، همین باور بود. اما موضوع قابل تأملتر این است که:
این افراد اصولاً بدشان نمیآید که اوضاع مالی خوبی داشته باشند. حتی برای آن تلاش هم میکنند و بعضاً خیلی هم تلاش میکنند اما به نتیجه نمیرسند. زیرا این باور فقرآفرین که خداوند و ثروت را از هم جدا میداند، بهاندازهای قدرتمند است که فارغ از تلاش فراوان فرد برای تغییر اوضاع مالیاش، این باور بهراحتی رشتههای او را پنبه میکند و او را با مسائل مالی تمامنشدنی احاطه میکند و هرگز به آنها اجازه داشتن نتایج مالی پایدار را نمی دهد. آنها بیخبرند از اینکه چطور با این ذهنیت، خودشان را از تجربه نعمتهای فراوانی محروم کردهاند که خداوند مسخر همه بندگانش کرده است.
در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:
چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار دگرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمیتواند در کنار هم بگنجد و بهقول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم میتواند به بهشت برود!
همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.
توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهیها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکنندهای میرساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکتهبرداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
الف)
چقدر در لایههای درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور میشوم؟
وقتی نعمتها وارد زندگی شما میشوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر میشود، چقدر در لایههای پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمتها به زندگیتان را حس میکنید؟
چقدر احساس میکنید که با ورود این نعمتها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟
- چقدر در مراودههای خود، این صحبتها در زبان یا فکر شما میچرخد که:
فلانی که اوضاع مالیاش خوب شده، خدا میداند چه بیعدالتی، دزدی یا حقخوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛
- چقدر میترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت میکند؟
چقدر در رفتارها یا برداشتهای ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
چقدر نسبت به درستکاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟
در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟
تجربههای خود یا افرادی را بنویسید که بهخاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش میکنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک میکند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور میکند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درستکار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش میکنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.
ب)
همچنین، اگر روی دورههای روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ کار کردهاید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهیهای این دورهها:
- چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
به چه ایدهها و فرصتهایی هدایت شدید؟
چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدمهایی وارد زندگی شما شدند؟
چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟
منابع بیشتر: دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3
اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن252MB35 دقیقه
- فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن34MB35 دقیقه













بسم الله الرحمن الرحیم
بتام خداوند بخشنده مهربان
امروز تعطیل بودم و طبق رول روزهای تعطیل راهی مسیر شدم با دوچرخه
هوا خنک و باد نسبتا شدیدی بود برای دوچرخه سواری و حرکت رو خیلی خیلی کند کرده بود .
دور اول رو زدم و وایستادم کمی حرکات کششی انجام دادم و برگشتم پایین برای دور دوم .
انروز نسبت به روزهای قبل تعدای کمی تو مسیر بودن
وقتی که راهی شدم و باد شدید بود و من از دور ایستاده بودم ، رکاب زدن سخت شد و سعی کردم ایستاده رکاب بزنم و دوچرخه دوباره روی دور افتاد
جلوتر از من خانمی رکاب میزد ، عالی و فوق العاده
قوی و تعدای هم بخاطر باد برگشتن و انصراف دادن از رفتن به مسیرهای بالاتر
سعی کردم به خانمی که جلوتر از من رکاب میزد برسم ، تمام تلاشم رو کردم ، اما نشد .
عالی رکاب میزد
ریلکس و راحت
هم مسیر بودیم ولی تا مقصد نهایی من با همان فاصله اول از هم فاصله داشتیم
وقای رسیدم به مقصد خودم ، متوحه شدم ایشون داره ادانه میده ورفت بالاتر ، درهین رفتن برگشت و نگاهی به عقب کرد و دوبارا راهی شد
دوباره مجاب شدم به مسیر ادانه بدم
راه شیب تندی داشت و باد شدیدتر شد چون به منطقه کوهستانی تر رسیدیم
توی سزاشیبی تندی به ایشون رسیدم
اما واقعا داشت قلبم از دهنم میزد بیرون
ریم میسوخت . حدود بیست متر جلوتر ابشون پیچید داخل یه کوچه و من که بریده بودم ذهنم گفت خوب دیگه حالا بسه ، درست دنبال این خانم هرجا که میره توهم بری
اما واقعیتش چونکه بریده بودم ، پیاده شدم و برگشتم .
خانم رفت داخل کوچه ، ده بیست متری پیاده رفتم ، اما گفتم که برگردم ببینم که اون مسیر به کجا میره .
وقتی که برگشتم دیدم که دیگه مابقی مسیر سراشیبی بود و کافی بود من حدود 20, 30 ,متر دیگه رکاب میزدم و طاقت میاوردم و مابقی راه راه برگشت بود و میشد حدود نیم ساعت فقط لذت برد و در سراشیبی بدون رکاب زدن فقط از مسیر و باد خنک لذت برد .
و این برای من یاد آوری شد که ببین گاهی اوقات ما تا 99 درصد مسیر رو میریم و تا آخر ادامه نمیدیم و رها میکنیم که اگر ادامه بدیم و ذهن رو کنترل کنیم حتما و حتما به خواسته ها مون میرسیم فقط باید ادامه بدیم با باورو ایمان که نتایج از راه میرسند
و جالبه که بقدری شیب جاده تند بود من دیگه حتی به گرد اون دوست قوی و فوق العاده قدرتمند نرسیدم
گفتم بیام و این تجربه رو کامنت کنم تا باورهای خودم قوی تر و محکم تر بشه که توی شرایط بظاهر سخت باید ادامه داد تا نتایج از راه برسه
وقتی برگشتم اول مسیر وایستادم آبی خوردم و گفتم دوباره مسیر رو باید برم و سعی کنم راحت و ریلکس رکاب بزنم
برگشتم و شروع کردم با حال خوب احساس ناب و شوروشوق خیلی زیاد که من امروز مسیر تازه ای پیدا کردم و دوباره برای باور پذیری ذهنم که ببین اصلا مسیر سختی نیست و راحت و آسانه و من به راحتی میتونم دوباره حرکت کنم و به راحتی به مقصد برسم
دیگه خیلی وزش باد شدید رو احساس نمی کردم و احساس مسابقه دادن نداشتم و راحت و ریلکس داشتم از مسیرم لذت میبرم و چنان غرق گوش دادن به فایل جلسه 6 هم جهت با جریان خداوند بودم که رابطه ذهن و روح رو بارها و بارها با تمام وجودم گوش میدادم که متوجه شدم کنارم ماشینی توقف کرده و آدرس میخواد که ایشون هم متوجه شد که من یکدفعه از شنیدن صدای ایشون کوچولو جا خوردم ، چون غرق گوش دادن به فایل بودم و سریع از من عذرخواهی کرد و من هم آدرس دادم و حرکت کردم و اون مسیر رو به راحتی و آسانی و بسادگی با لذت و شادی و احساس خوب رفتم و بیشتر هم رفتم تا راحتی و آسانی و سادگی رو به ذهنم یاد آوری کنم و حالشو بردم و کیف کروم
در پناه الله مهربان همواره شاد و سلامت و خوشبخت باشید غرق پول و ثروت و فراوانی
و آرامش ، آسایش ، رفاه و سلامتی در تمام لحظه هاتون جاری و ساری باشه
خدابا عاشقتم که عاشقمی
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده مهربان
استاد ثروتمند و بزرگوارم سلام
خدا قوت
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
پول و ثروت منو به خداوند نزدیکتر میکند
استاد جمعه عصر به اتفاق خانواده راهی شدیم برای صرف شام در یک رستوران بیرون از شهر در یک آب و هوای تمیز و لذتبخش
بعد از صرف شام موقع برگشت ، پریا دختر کوچیکم گفت بابا زوده نریم خونه بیرون دور بنیم
با اینکه رسیده بودم جلوی درخونه ، دورزدم
خانمم گفت پریا بابا صبح زود میخواد بره بیرون دوچرخه سواری ، من گفتم نه اشکالی نداره
رفتیم کلی دور زدیم پارک جنگلی که صبح خودم با دوچرخه رفته بودم و داستانشو تو کامنتم گفتم ،به اتفاق خانواده رفتیم و با ماشین کلی دور زدیم و کلی کیف کردیم و لذتش رو بردیم .
وقتی برگشتیم و تا آماده بشم برای خواب ساعت از 12/5 هم گذشت .
گوشی رو زنگ نزاشتم گفتم صبح هر وقت بیدار شدم راهی میشم
نزدیک ساعت 5 صبح خودبه خود بیدارشدم ، آماده شدم و راهی شدم با دوچرخه
اما بخاطر رکورد دیروزم کمی پاهام گرفته بود
به خودم گفتم امروز فقط فایل گوش میدم و تفریح میکنم و اجازه میدم اتفاقات خودش روخ بده
چون درستاره قطبیم نوشتم که امروز دوست دارم از دیروز هم بیشتر خوش بگذره و من لیشتر لذت ببرم
همون اول مسیر زیاد منتظرم نذاشت و یک دوهزارتونانی سرا راهم اومد و من هدایت شدم به دیدن و برداشتن
دور اول رو زدم با لذت شادی و حال خوب
برگشتم اول مسیر و ایدفعه بمحض خارج شدن از مسیری شهری و ورود به جاده کوهستانی یک دوهزارتومانی دیگه سر راهم قرار گرفت .
نشانه ها مثل اکثر روزا اومد و من فقط داشتم لذت میبردم و کیف میکردم و فایل گوش میدام و فایلهای مراقبه و هم جهت با جریان خداوند رو گوش میدادم
ساعت 8:30 رسیدم به آخرای مسیرم یه سربالایی تندی داره ، قبلش گفتم آبی بخورم و دوباره راهی شم .
قمقمه رو که برداشتم آب بخورم دیدم که یک ده هزارتومانی لای علفهاست ، لبخندی زدم و برداشتم و سپاسگزاری و شکر گزاری کردم .
نگاهی به اطراف انداختم ، دیدم که بعد یه خاکریز مانند که راهش کمی شیب تند داشت ، یه تخته سنگ صاف تمیز بود حدود 30 ، 40 متر مشرف به بالای رودخانه با ارتفاع 30 40 متر
گفتم برم روی تخته سنگ یه استراحت چند دقیقه ای بکنم رو راهی شم .
یه جای صندلی مانند هم روی سنگ داشت چرخ گذاشتم کنارم و نشستم .
الله اکبر خدایا شکرت
صدای آب رودخانه
خوندن پرنده ها چه چه هاشون
خوندن کلاغ ، که دیروز متوجه شدم وقتی که میخونه، هردفعه سه تا قار قار قار میکنه
بقول دوست عزیزمون صدای جیر جیرکها چقدر لذتبخش بود
آواز قورباغه های داخل آب
حرکت نیزارهای کنار رودخانه که همه تاز و سرسبز و زیبا بودن ، و با وزش باد خنک بهاری مثل کسانی که توی استادیم تیم محبوشون رو تشویق میکنند ، چقدر زیبا هنگام وزش نرم باد خنک روی روخانه حرکت میکردند .
شیب تخته سنگ به سمت جاده بود .
به پشت روی تخته سنگ دراز کشیدم .
به صداها گوش دادم
با وزش باد خنک چشمام رو بستم
الله اکبر. خدایا شکرت
استادجان یاد شما افتادم که وقتی زیر باران تو دریاچه بودید ، چشماتون رو بستید و شروع کردید به مراقبه .
الهی چقدر لذت بخش بود .
استاد قشنگم درسته مثل شما تو فرانسه روی چمن دراز نکشیده بودم ، اما احساسم خیلی عالی بود
روحم در حال پرواز بود
داشتم لذت میبردم
احساس سبکی میکردم
احساس این آزادی هم جزیی از ثروته ، جزعی از فراوانی ، اینا نعمته
شروع کردم با خدا صحبت کردن
که خدا جون من دوست دارم غرق پول و ثروت فراونی و نعمت خوشبختی و سلامتی ، نور و عشق و انرژی دنیا رو تجربه کنم
به راحتی ، به آسانی به سادگی با بهترین امکانات روز دنیا
من دوستدارم از لحظه لحظه زندگیم در سلامتی کامل لذت ببرم ، اما دست تو بازه ، خواسته من ایناست ، و من به تو و وعده تو ایمان و باور دارم
و هر لحظه منتظر اجابت وعده تو در مورد خودم هستم .
چون ایمان و باور دارم
و کبست وفادارتر از خداوند بعهدش
استاد من وقتی به زندگی خودم نگاه میکنم ، ایمان و باورم بهتر و بهتر و بیشتر و بیستر میشه که ،
ثروتمند شدن شرافتمندانه است و معنوی ترین کار دنیاست
استاد لحظه های مراقبه بی نظیری رو تجربه کردم
و دوست دارم در تمام لحظه های زندگیم در آزادی مالی ، آزادی مکانی و آزادی زمانی در سلامتی کامل زندگی کنم و از لحظه لحظه زندگیم لذت ببرم
همانطور که خداوند به استاد عزیز فرصت دوباره داد بعد اتفاق بندر عباس ، بمن هم در زمان پندمیک بعد از 90 درصد درگیری ریه ، فرصت زندگی دوباره داد
الهی صد هزار مرتبه شکرت
خدایا سپاسگزارم
خدایا شکرت که هرآنچه که دارم از آن توست و توسط تو به من داده شده است
خدایا من تسلیمم
خدایا من آماده هستم
خدایا من قلبمو باز میکنم
خدایا من اجازه میدهم
خدابا تنها تورامیپرستم و تنها از تو کمک و یاری میجویم
خدایا منو هدایت کن به راه راست به راه کسانی که نعمت داده ای به آنها
آمین
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده مهربان
استاد ثروتمند و توحیدی و عملگرای من سلام
خداقوت
ساعت 4:30 ,بیدارشدم یکم توجا غلط خوردم ، چون گوشیم زنگ نزده بود .
گفتم پاشو راه بیفت منتظر زنگ گوشی نباش ، همین بیدارشدی یعنی که همین الان موقعشه
با سپاسگزاری و شکرگزاری پاشدم لباسهای دوچرخه سواری رو برداشتم اومدم پذیرایی یه سری به مرغ عشقهای قشنگم زدم که الان تعداشون 12 تا شده و بخاطر جنگی که دیروز دوتاشون کردن و به هم آسیب رسوندن امروز قراره که 6 تا از بزرگترهارو جدا کنم و ردکنم بره
صورتم رو شستم وضو گرفتم ، یه قهوه آماده کردم
راه افتادم ، البته بعد از نوشتن دفترم و ستاره قطبی که امروز دوست دارم چه چیزهایی رو تجربه کنم .
اول مسیر دوست عزیزو پر از انرژیم رو دیدم با دست ابراز احساسات و احوالپرسی کردیم ، چون من در راه رفت بودم و ایشون در مسیر برگشت و میخواست مسیر دیگری رو تجربه کنه
تو مسیر دوستانی که از ساعت 2/5 رفته بودن کوه رو دیدم و احوالپرسی و دوبارا راهی شدم
دوراول رو تیلی زود و پراز انرژی زدم
راهی مسیر بیرون شهری و کوهستانی شدم
وقتی رسیدم به مقصد مورد نظر ساعت رو نگاه کردم ، ساعت هنوز 7:27 بود .
همیشه ساعت حدود 9 یا 9:30 به اتهای این مسیر میرسیدم .
با خودم دلیل رو جستجو کردم ، متوجه شدم که امروز با الگو گرفتن از همین دوست پرانژی خودم
که اول مسیر هم هست ، در سر بالای ها برعکس همیشه دنده رو سنگینتر کردم و درحالت ایستاده رکاب زدم . و چه قدر پر انرژی تر و زودتر به مقصد رسیدم .
خودم رو تحسین کردم که ببین وقتی سوال درست بپرسی جواب بهت گفته میشه و پاسخها در درون خود توست .
حالا توضیح میدم
این دوست دوچرخه سوار که خیلی هم حرفای هست و عالی رکاب میزنه و از مسیر لذت میبره و با دوچرخه داره کیف میکنه و کاملا مشخص و محسوسه ، با اینکه خانم هست اما چنان قدرتمند و پرانژی حرکت مبکنه و رکاب میزنه که من کیف میکنم و انگار هیچ وقت خسته نمیشه و همون 4 ,5 یاعتی که من هستم ایشون هم رکاب میزنه و توی سربالایی ها سر پا رکاب میزنه پرقدرت و پرانرژی
چند بار اوایل اینکار رو کردم ، زیر زانوهام در گرفت
به خودم گفتم ببین تو حتما داری یا چیزی رو اشتباه میزنی و اگه درست باشه باید اتفاق خوب و بهتری بیافته و الگو جلوی چشمم بود .
توی تمرینهای روزارنه پاسخ بهم گفته شد که موقع رسیدن به سر بالایی دنده رو سنگین کن و سرپا رکاب بزن
امتحان کردم جواب داد
دوباره دوباره ، بیشتر و بیشتر
آقا جواب داد ، پاسخ تو وجود خودم بود و خداوند منو هدایت کرد که جواب رو پیدا کنم
الهی شکر
نمیدچه لذتی
پراز احساس خوب و شورو شوق زباد و سپاسگزاری و شکر گزاری از خداوند بودم .
امروز هم چند شد متری وارد جاده کوهستانی شده بودم که دوباره ، پول ، دوباره تابلو ، انجام شده بدان ، خواسته تو انجام شده است ،
الهی صد هزار مرتبه شکر
موقع رفتن از سربالایی ها به نفس نفس میافتادم
اما به خودم گفتم ، همراه با ار سختی آسانی است
پس تو فقط لذت ببر
اوایلش کمس سخت بود ، بعد سر بالایها کمی توقف میکردم ، یه جرعه آب دوباره حرکت
کم کم برام لذتبخش تر شد ، دیگه وای نمی ایستادم و رکاب میزدم و بعد مدت کوتاهی عادی و لذتبخش تر میشد .
امروز وقتی رسیدم خونه دیدم با اینکه مسیر بیشتر و سخت تر ی رفتم اما آب قمقمه هنوز نصفش مانده بود . الهی صد هزار مرتبه شکرت
چند ویتی بود دوست داشتم مسیر جدید رو هم امتحان کنم که خلوت تر و سراشیبی تند تری داشت .
هفته قبل وقتی با ماشبن تست کردم ، پیش خودم گفتم نه نمیشه خیلی شیبش تنده ، مخصوصا که سربالایی تازه موقع برگشته و سختر میشه
اما امروز چون زمان زیادی داشتم رفتم تستش کنم
دوباره از شروع اول مسیرم راهی شدم با شورو شوق خیلی زیاد ، چون یاد گرفته بودم که توی سربالای ها چطور رکاب بزنم .
مثل زمانی که استاد میگفت ، وقتی اولین بار تو اروپا تونستم رستوران رزف کنم ، یا وقتی با ماشین فرمان ررعکس کیلومتر ها طی کرده بودن ، با وقتی توی ترکیه از مسیر یاب استفاده کرده بودن
داشتم همه ایتهارو توی ذهنم مرور میکردم و با خدا صحبت میکردم .
راستی امروز بجای ایرپاد ، یه هدفون تازه خربده بودم و داشتم فایلهارو با اون گوش میدادم با کیفیت بهتر و لذتبخش تر
الهی صد هزار مرتبه شکرت
آب یخ بطریم از گرنای هوا گرم شده بود و من سربالای ها رو مثل کره طی کردم ، آه ، عالی
جونم چه لذتی الهی صد هزار مرتبه شکرت
توی مسیر جدید به یه دوراهی میرسیدم ، قبلش از خدا خواستم یه نشونه بده من دوست دارم از مسیر لذت ببرم ، تو بگو کدام مسیر رو برم .
رسیدم به دوراهی ، پیاده شدم آبی بخورم و دنبال نشانه بودم که از کدام مسیر برم
یک کارت عابر بانک بعد ار دوراهی در جاده مسقیم که هنوز تاریخ داشت تا 1406/6 الله اکبر
باعشق راهی شدم .
راستی یادم افتاد ، وقتی داستان هدایت شهرزاد عزیزو نازنین و این دوست ارزشمند رو و کامنت زیباشون رو چند روز پیش میخودم ، گفتم منهم درآمد دلاری میخوام ، نمیدونم چطوری ، اما منهم میخوام .
آخرای برگشت از مسیر قبلی بودم که احساس کردم کنار جاده پول افتاده ، اهمیت ندادم گذشتم
گفتم اگه برای من بود که بهم گفت برگرد برو برش دار .
گفتم چشم ، برگشتم از خاکی جاده برعکس حرکت کردم چون دور شده بودم .
استاد فشنگم ، نصفه 100 دلاری
باورت میشه
اشک تمام صورتم رو گرفته
الله اکبر ، خدایا شکرت
اومدم سوارشم نصفه دوم رو دیدم ، برداشتم
استاد الان چی باید بگم ………
اصلا مگه میتونم چیزی بگم
خدایا سپاسگزارم ، الهی صد هزار مرتبه شکرت
کلی از مسیر جدیدم لذت بردم
پرنده پر نمیزد ، سکوت بود من بودم خدا ……
برگشتم دوباره رسیدم به دوراهی مردد بودم کدام مسیر رو برم ، دوباره نشانه خواستم .
مسیر جدیدی در یک پارک جنگلی پر از درختهای کاج
خبلی تردید داشتم چون مسیر خیلی سربالای و سراشیبی های تندی داشت .
به دنبال نشانه رسیدم به نگهبانی پارک
آقای باشخصیت و مهربان جوانی که نشسته بود ، برام بلند شد و گفت ،بفرمایید خوش اومدین
مگه نشانه از این بهتر هم میشه
الله اکبر ، خدایا شکرت
راهی شدم مسیری که فکر میکردم سخت و طاقت فرساست .
راحت و آسان و لذتبخش بود و احساس خوب
تو مسیر خلوت طه خانمی که کونوردی میکردن دیدم ، سلام کردم و باعشق و روی باز و لبخند پاسخ دادن .
یک مسیر جدید و رفتن به دل ترسها که ترسی که تبدیل به نور عشق و انرژی شد .
آخر مسیر این پارک جنگلی زیبا سراشیبی بود و درحال ایستاده انتهای مسبر رو با لذت طی کردم و از مسیر دیگه ای رسیدم به اول مسیر همیشگیم
آبی خوردم و ساعت رو نگاه کردم ، 9:30 گفتم یه دوردیگه و تمام .
ده کیلومتر دیگه بود
راهی شده ، موقع برگشت همون دوست اول مسیر رو دوباره دیدم ، که با علامت از اونطرف جاده بهم اشاره میکرد که زمان دوچرخه سواری از هدفون نباید استفادا کنی ، دستم رو به علامت تشکر روی سینه گذاشتم و تشکر کردم
و پیش خودم گفتم که بابا من هدفم گوش دادن به فایلهاست ، دوچرخه رو برای اینکه به مسیرهای دورتر و بهتری برم دارم استفاده میکنم .
داشتم میرسیدم که دوباره پولی دیدم
برگشتم و برداستم و سپاسگزاری
الان هم که دارم این کامنت رو مینوسیم
پولها و کارت پول و نمیه های یک دلار صد دلاری روی میز جلوی چشمام هستند
الهی صد هزار مرتبه شکرت
خدایا شکرت که هرآنچه دارم از آن توست و توسط تو به من داده شده است.
خدایا من تسلیم هستم
خدایا من آماده هستم
خدایا من قلبم رو باز میکنم
خدایا من اجازه میدهم
خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو کمک و یاری میجویم.
خدایا منو هدایت کن به راه راست ، به راه کسانی که نعمت داده ای به آنها
خدایا عاشقتم که عاشقمی
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده مهربان
استاد ثروتمند و توحیدی من سلام
خداقوت
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
پول و ثروت منو به خداوند نزدیکتر میکند
کشوری مثل چین که یه نگاه خوب به ثروت رو ایجاد کرد و در حال حاضر به این کشور ثروتمند تبدیل شده و این تازه اول این مسیره و ادامه داره
اصلا به نظر من اگه بخوایم واقعا وهاب بودن و رزاق بودن خداوند رو با تمام وجود درک کنیم و بفهمیم تنها راهش اینه که ثروتمند بشیم تا معنی فراوانی جهان رو درک کنیم و بفهمیم.
به نظر من از راه ثروتمند شدن خداور بهتر و بیشتر میشه شناخت و باور کرد .
اصلا ما مثل اون شخصی که توی دریا از ترس کوسه میگه میرم روی درخت و چاره ای جز این ندارم ، ماهم چاره ای جز ثروتمند شدن برای درک و شناخت و باور بهتر و بیشتر خداوند نداریم .
من از بچگی خیلی سوال داشتم و یکی از سوالهای من در دوران کودکی از پدرم این بود که ، میپرسیدم کسی که خونه خوب و بزرگ داره پولداره و ثروتمنده ؟ میگیفت بله هست
میپرسیدم کسی که خونه داره ماشین داره چی ؟ میگفت بله هست
میگفتم کسی که هم خونه خوب داره هم ماشین خوب داره هم پول زیاد داره چی ؟ میگفت بله هست
بعد میپرسیدم که فرق پولدار و ثروتمند چیه؟
اونهم میگفت اونی پول داره فقط پول داره ولی اونی ثروتمنده همه اینهارو باهم داره
میگفت ثروتمند خیلی بزرگتر از پولداره
میگفت وقتی که ثروتمند باشی همه چی رو باهم داری
روحش شاد و قرین رحمت
و توحید رو از پدرم یاد گرفتم
ما هرچقدر ثروتمندتر بشیم بیشتر باعث گسترش جهان میشیم .
کارت سرویس ماشینهارو چک میکردم و دوتا از ماشینهارو دیروز بردم برای تعویض روغن و یکی رو هم بردم برای تعویض روغن به نمایندگی و بعد از پرداخت پول ، پیش خودم گفتم من به اندازه پرداخت هزینه تعویض روغن این سه تا ماشین به گسترش ثروت و به جریان انداختن ثروت در جهان کمک کردم و از این بابت خوشحالم .
وقتی توی نمایندگی بودم و صاحب اصلی اومد و همه پرسنلش حاجی صداش میکردن و چه انسان نازنینی بود و باهمه پرسنل و ارباب رجوع با مهربانی برخوردکرد با پرسنلش دست داد و حرفهای مراجعه کننده هارو گوش کرد . و چه پرسنل و نیروها و کارمندهای عالی وظیفه شناس و مسیولیت پذیر خوبی داشت ، همه موعدب ، منظم و حرفه ای و با کلاس کیف کردم و پیش خودم گفتم ببین چقدر باعث گسترش و جریان ثروت در جهان شده با ثروتمند شدن خودش ، الهی صد هزار مرتبه شکرت
بله من با تمام وجودم قبول دارم و میپذیرم که اول باید به ثروت برسی تا بتونی به راحتی از اون بگذری
من عاشق باق بودم و یک باغ حدود 1000 متری خریدم کاشتم آباد کردم آبیاری کردم ، داخلش خونه ساختم و از میوه هاش برداشت کردم حال کردم کیف کردم و لذتش رو بردم و وقتی دیدم که نگهداریش برام سخت شد به راحتی فروختمش
وقتی که بهش رسیدم و استفاده کردم و لذتش رو بردم ، تونستم به راحتی ازش بگذرم .
راجب اینی که وقتی نداری میگی نمیخوام و مثال گربه دستش به گوشت نمیرسه و میگه بو میده رو بگم .
من یه زمانهای پول خریدن ساعت رو نداشتم و به دیگران میگفتم من ساعت دوست ندارم و خودم هم فکر میکردم ساعت دوست ندارم ، اما حالا که به لطف الله بخشنده مهربان تونستم ساعتهای برند خوب و عالی بخرم و داشته باشم ، اصلا بدون بستن ساعت از خونه بیرون نمیرم
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
ثروتمند شدن منو به خداوند بیشتر نزدیک میکند
صبحها وقتی از مسیر دوچرخه سواری دارم بر میگردم و دوستان نازنینی رو میبینم که تازه دارن میرن دوچرخه سواری زمانی که من برمیگردم برم سر کار
پیش خودم میگم ببین آزادی مالی این خوبی رو هم داره که این انسانهای نازنین نگران رفتن سر کار نیستن و دارن با خیال راحت در ساعت کاری من میرن برای دوچرخه سواری و پیدده روی
پول و ثروت منو به خداوند نزدیکتر میکند
استاد قشنگ و ثروتمند و توحیدی من مثل اکثر روزها دیروز دوتا پول و امروزه یک پول ازشمند و با برکت و جذاب و زیبا به نشانه رزق و روزی خیلی زیاد و رزق و روزی بغیرالحساب در مسیر دوچرخه سواری مثل اکثر روزها پیدا کردم الهی صد هزار مرتبه شکرت
سلام دوست ارزشمند و توحیدی بزرگوارم
سپاسگزارم از نگاه زیباتون و این همه لطف و محبت و ارژی مثبت و عالی و خوبتون که برام با عشق فرستادی
خوشحالم که کامنت من حس خوب و لذبخشی رو براتون فراهم کرده .
امیدوارم همیشه غرق در پول و ثروت و فراوانی و سلامتی بهترینهارو تجربه کنید و به همه خواستهاتون براحتی به آسانی و بسادگی برسید .
و دربهترین زمان و بهترین مکان با لذت هم دوچرخه سواری کنید
درپناه الله مهربان
سپاس از نگاه زیباتون
سلام شاهرخ عزیزو بزگوار
دوست ارزشمند و توحیدی من
چه اسم قشنگ و زیبایی دارید
سپاسگزارم از نگاه زیباتون و لطف و محبت شما دوست زیبا بین من
خداروسپاسگزارم که کامنت من احساس خوبی در وجود پراز عشق شما بوجود آورده و سپاسگزارم که تو دوست خوبم برام با عشق و محبت کامنتی پر از احساس ناب و نور و عشق و انرژی نوشتی
امیدوارم که تما لحظه های زندگیت سرشاراز شادی نور و عشق و انرژی باشه و بهترینها رو تجربه کنی و غرق پول و ثروت و فراوانی و سلامتی بهترین ها رو برای خودت خلق کنی و لذتش رو ببری
درپناه الله مهربان
یاحق
آقا سید اصغر عزیز سلام
سپاسگزارم که برام با عشق و احساس ناب و عالی نوشتی و خوشحال و سپاسگزارم که کامنت من احساس خوبی در وجود پر از مهر و محبت شما دوست نازنینم بودجود آورده
امیدوارم که هر روز در اوج قله سلامتی و انرژی مثبت باشی
به لطف خدای مهربان هر روز حداقل یکساعت 10 کیلومتر رکاب میزنم البته برای گوش دادن فایلها و هم جهت تر شدن با جریان خداوند در اول صبح و روزهای تعطیل تا 5 ساعت
در روزهای گرم و سرد حتی 12_
که آب جاری رود خانه یخ زده بود
سید اصغر عزیز برات بهترینهارو آرزو میکنم
دوست دارم کوهنوردی رو هم تجربه کنم
احساس میکنم باید حال و احساس خیلی خوبی رو داشته باشه
بامید بهترینها برای شما دوست خوبم
یا حق