رابطه خداوند و ثروت در ذهن


نکته مهم:

ابتدا فایل صوتی و تصویری این فایل را به‌طور کامل گوش دهید، سپس سراغ خواندن متن توضیحات این صفحه بروید و تجربه خود را در بخش نظرات بنویسید.


در طی مدتی که در یک سفر تحقیقاتی هستم، با جمعی از افرادی آشنا شدم که به دنبال درک معنویت، تجربه‌های معنوی و مراقبه هستند.
در معاشرت‌هایم با آن‌ها – مثل همیشه – سعی کرده‌ام از طریق یافتن ارتباط‌های معنادار بین باورهای افراد و شرایط زندگی آن‌ها، قوانین خداوند را بهتر درک کنم تا دقیق‌تر بفهمم چه باورهایی، چه نتایجی را ایجاد می‌کنند.

در این تجربه، مثل همیشه، این ذهنیت مشترک را می‌بینم که:
در اعماق ذهن افراد معنوی و مذهبی، «ثروت» به‌شدت مذمت می‌شود و «فقر» به‌عنوان جلوه‌ای از انسان خوب، معنوی و خداپسند، مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرد. فرقی هم نمی‌کند که مسلمان باشی یا مسیحی، ایرانی باشی یا آمریکایی.

قبل از آشنایی با قوانین زندگی، من نیز به‌خاطر محیطی که در آن بزرگ شده بودم، از این قاعده مستثنا نبودم. وقتی برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگی‌ام را از ریشه حل کنم، متوجه شدم قوی‌ترین پاشنه آشیل و ترمز ذهنی من در برابر ورود نعمت و ثروت به زندگی‌ام، همین باور است.

سپس جهاد اکبری برای اصلاح این باور به راه انداختم. تحقیقات وسیعی درباره مذاهب و ادیان مختلف از جمله اسلام و یهودیت انجام دادم. بیش از ۶۰ بار قرآن را به شیوه‌های مختلف خواندم و در یک برهه طولانی، تمام تمرکزم را بر درک قوانین خداوند در قرآن گذاشتم تا بفهمم این باور فقر آور، چطور و از کجا ریشه گرفته است.

از آنجا که ذهن فقط با ابزار منطق کار می‌کند، برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطق‌هایی داشتم که به‌حدی از منطق‌های محدودکننده قبلی محکم‌تر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازند و اجازه تغییر این باور را از ریشه به من بدهند. در نهایت، در این فرآیند تحقیقاتی، من توانستم «روان‌شناسی ثروت» را از پایه و اساس بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.

در آغاز کار بر روی این باور که «پول را نمی‌توانی معنوی بدانی»، «ثروت و خداوند را نمی‌توانی در کنار هم داشته باشی»، و «ثروت، آدم را از خداوند و انسانیت دور می‌کند» و اصلاح آن، آرام‌آرام درهایی از نعمت و ثروت را به زندگی‌ام باز کرد. به یاد می‌آورم که در مدت کوتاهی، بدهی‌هایم تماماً پرداخت شد و یکی پس از دیگری به خواسته‌های مالی‌ام رسیدم.

سپس، آرام‌آرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، نه تنها جریان ثروت در زندگی‌ام بیشتر و باثبات‌تر شد، بلکه به آزادی مالی، زمانی و مکانی پایدار رسیده‌ام. پس از این تغییر و نتیجه بزرگ در زندگی‌ام، مثل همیشه تصمیم گرفتم فرآیند بهبود اوضاع مالی و رسیدن به استقلال مالی را با افرادی که آماده تغییر ریشه‌ای وضعیت مالی خود هستند، به اشتراک بگذارم؛ که در این راستا، دوره‌های روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ را تولید کردم.

تا کنون، هزاران نفر از دانشجویانم با عمل به آموزه‌های این دوره، اوضاع مالی خود را به معنای واقعی کلمه، به‌صورت پایدار متحول کرده‌اند که بخشی از نتایج آن‌ها را می‌توانید در سایت مطالعه کنید.


برمی‌گردم به موضوع این فایل:
در مراوده‌هایم با این افراد، ذهن من مثل یک شکارچی، در حال شکار الگوهایی بود که افراد معنوی درباره رابطه «ثروت با معنویت» دارند. گفت‌وگوهای آن‌ها، به‌وضوح باورهای محدودکننده‌شان درباره رابطه میان خداوند و ثروت را برایم آشکار می‌کرد و قانون را با دقت برایم مرور می‌کرد.

نقطه مشترک ذهنیت این افراد – که در جست‌وجوی معنویت بیشتر هستند – این بود که اوضاع مالی خوبی نداشتند. این برایم جدید نبود زیرا اولین الگوی قوی‌ای که من درباره باورهای محدودکننده و فقرآفرین شناختم، همین باور بود. اما موضوع قابل تأمل‌تر این است که:
این افراد اصولاً بدشان نمی‌آید که اوضاع مالی خوبی داشته باشند. حتی برای آن تلاش هم می‌کنند و بعضاً خیلی هم تلاش می‌کنند اما به نتیجه نمی‌رسند. زیرا این باور فقرآفرین که خداوند و ثروت را از هم جدا می‌داند، به‌اندازه‌ای قدرتمند است که فارغ از تلاش فراوان فرد برای تغییر اوضاع مالی‌اش، این باور به‌راحتی رشته‌های او را پنبه می‌کند و او را با مسائل مالی تمام‌نشدنی احاطه می‌کند و هرگز به آنها اجازه داشتن نتایج مالی پایدار را نمی دهد. آن‌ها بی‌خبرند از اینکه چطور با این ذهنیت، خودشان را از تجربه نعمت‌های فراوانی محروم کرده‌اند که خداوند مسخر همه بندگانش کرده است.


در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:

چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار دگرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمی‌تواند در کنار هم بگنجد و به‌قول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم می‌تواند به بهشت برود!

همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.

توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهی‌ها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکننده‌ای می‌رساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکته‌برداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:

الف)
چقدر در لایه‌های درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور می‌شوم؟
وقتی نعمت‌ها وارد زندگی شما می‌شوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر می‌شود، چقدر در لایه‌های پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمت‌ها به زندگی‌تان را حس می‌کنید؟
چقدر احساس می‌کنید که با ورود این نعمت‌ها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟

  • چقدر در مراوده‌های خود، این صحبت‌ها در زبان یا فکر شما می‌چرخد که:

فلانی که اوضاع مالی‌اش خوب شده، خدا می‌داند چه بی‌عدالتی، دزدی یا حق‌خوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
 پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛

  • چقدر می‌ترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت می‌کند؟
    چقدر در رفتارها یا برداشت‌های ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
    چقدر نسبت به درست‌کاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟

در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟

تجربه‌های خود یا افرادی را بنویسید که به‌خاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش می‌کنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک می‌کند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور می‌کند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درست‌کار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش می‌کنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.

ب)
همچنین، اگر روی دوره‌های روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ کار کرده‌اید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهی‌های این دوره‌ها:

  • چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
    به چه ایده‌ها و فرصت‌هایی هدایت شدید؟
    چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدم‌هایی وارد زندگی شما شدند؟
    چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
    و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟

منابع بیشتر: دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مرضیه اسماعیلی» در این صفحه: 1
  1. -
    مرضیه اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 1257 روز

    سلام استاد عزیزم

    امیدوارم مثل همیشه عالی باشید

    وقتی قسمت اخیر سریال سفر به دور آمریکا (246) را که شما با عشق برامون فیلم گرفته بودید را دیدم اتفاقا اولین چیزی که توجه مرا جلب کرد احساس میکردم اینها افراد کم برخورداری هستند. یادمه در دوره کشف قوانین بود که شما میگفتید ثروتمندان حتی زیباتر هستند و این برای من خیلی جالب بود اینجا هم به راحتی میشد نوتیس کرد که این افراد خیلی توانایی مالی بالایی ندارند

    حتی

    نکته دیگری هم که توجه را جلب میکرد که اینها آدم های شادی هم نبودند

    شاید آرامش داشتند اون هم شاید ولی واقعا شاد نبودند و لذتی هم دیده نمیشد

    در حالیکه وقتی شما در مکان های مختلف در آمریکا فیلم میگذاشتید آدم ها اکثرا شاد بودند و در حال لذت بردن

    استاد عزیزم

    من خیلی تخصصی روی مبحث ثروت کار نکردم و خیلی برای خودم ننشستم تخصصی و با دقت باورهام را زیر و رو کنم ولی تو همین یک سال گذشته بدهی هام صفر شده درآمد من 5 برابر شده خیلی راحت و جایگاه شغلی من بالاتر رفته کارم راحت تر شده آزادی زمانی و مکانی ام بیشتر شده خیلی راحت – از نظر مالی که کاملا مستقل شدم و درآمدم از هزینه های زندگیم خیلی بیشتر شده

    خدا رو شکر همه اینها با هدایت خداوند مهربان رخ داده و گوش دادن به هدایت های او و قدم به قدم پیش رفتن

    استاد من الان استاد دانشگاه شدم یکی از دانشگاه های سطح بالای کشور – این را هدف کرده بودم که بهش برسم و به قول شما ازش بگذرم و ازش بزرگتر بشم

    چند روز پیش یک همایشی بود از خیرین دانشگاه من هم شرکت کردم من اینقدر در میان اون جمع جوان بودم که تقریبا کسی مرا به عنوان استاد دانشگاه نمی توانست بپذیره فکر میکردن من یک دانشجوی هستم که پر رویی کرده و اومده

    استاد من رفته بودم که انسان های ثروتمند را ببینم که می توانند رقم های بالا کارهای خیر انجام بدهند و بشینم پای صحبت هاشون و به قول شما باورهاشون را درک کنم و الگو بگیرم

    خیلی جالبه که اساتیدی رو دیدم که رقمی که به عنوان خیریه می دادند خیلی کم بود و این نشون میداد که افراد با تحصیلات بالا هم خیلی ادم های ثروتمندی نیستند من که هنوز اول راه بودم می تونستم رقم بالاتری را پرداخت کنم

    اما چند نفری بودند که اسمشون را به عنوان خیر می گفتند که رقم بالایی را کمک کرده بودند که در اونجا حضور نداشتند که از افراد خارج از دانشگاه بودند

    بله استاد ثروت زیباست و ثروتمند شدن باشکوه

    مهمتر از همه اینها اینه که در مسیر درست قدم برداشتن و زندگی با عزت و لذت زیباست

    و ما لایق این نوع زندگی هستیم

    چقدر این جمله تون را دوست دارم که وقتی من ثروتمندم باج نمیدم شرک نمی ورزم

    این خیلی قشنگه زندگی با قدرت به نظرم خداوند قدرتمند شدن ما رو می خواهد چون اینگونه زندگی باشکوهه حالا تو هر پوزیشن و جایگاهی باشی

    استاد بگذارید این را بگم یک دفعه به ذهنم آمد پارسال که برای هیئت علمی شدن مدارکم را فرستادم و مصاحبه دادم به خداوند گفتم خدایا من کارم را انجام دادم بقیه اش با خودت و به شما بگم که اساتید و مدیرگروه و … بدون پیگیری من اونها دنبال کار من بودند و من با عزت و افتخار وارد دانشگاه شدم بدون یک پارتی که این باور بسیار در میان افراد هست که اگر پارتی نداشته باشی نمیشه ولی برای من شد نه تنها شد که الان هم اینقدر برای من ارزش و احترام قائل هستند و جالب بود جمله ای که مدیرگروه به من گفت موقع ورودم به دانشگاه که شما برای ما ارزشمند هستید همین برای من کافی بود که متوجه بشم من تغییر کردم

    استاد من دوست دارم تو همه زمینه ها به قدرت برسم و زندگی از سر قدرت داشته باشم همون زندگی توحیدی که شما اون را همیشه در همه صحبت هاتون بیان می کنید که قدرت را به خدا بده و از غیر خدا دل بکن

    استاد خیلی وقته می خواهم بیام و از نتایجم بگم من خیلی خیلی نتیجه گرفتم و به این مسیر ایمان دارم و الان می فهمم که چرا هرچی موفقیت قبلا کسب میکردم هیچ وقت راضی نبودم و انگار همش در برهوت بودم سر در گم و ناراضی – الان این که با آرامش و شادی و قدرت زندگی می کنم برام زیباست این حسه زیباست نه به دست آوردن ها

    همیشه وقتی موفقیتی کسب میکردم میگفتم که چی

    ولی الان مسیری که میرسم به اون موفقیت برام مهمه اون اعتماد و توکل کردنه اون بزرگ شدن ظرفم اون همراهی خداوند با من اون لحظات کنترل ذهن اون بزرگ اندیشیدن و بزرگ رفتار کردن اون احساس لیاقت کردنه

    اون جشنی که درونم برپا میشه من و خدا

    استاد امیدوارم در این مسیر خداوند کمک کنه و ثابت قدم بمونیم و بزرگتر بشیم و زیبا زندگی کنیم و دنیا را به جای زیباتری تبدیل کنیم

    استاد بی نهایت سپاسگزار شما هستم سپاسگزار تک تک جملاتتون سپاسگزار صداقتتون سپاسگزار عملکرد زیباتون سپاسگزار عشقی که در تک تک فایل هاتون هست سپاسگزار خداوند و قوانین همیشه درستش سپاسگزار تمام هستی که در نظمی خلل ناپذیر داره کار میکنه سپاسگزار تک تک انسان هایی که در زندگیم هستند که هر کدوم به نوعی درسی به من میدهند سپاسگزار تک تک هدایت های خداوند

    استاد عزیزم همیشه سلامت باشید و خوشبخت در هر دو دنیا

    حالا بگذارید به سوالات شما پاسخ بدهم:

    الف)

    1- چقدر در لایه‌های درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور می‌شوم؟

    — استاد این باور فکر می کنم یک باور رایج و عمومی است که خیلی حتی نامحسوس در درون همه به خصوص افرادی که مذهب و معنویت براشون یک نقطه قوت است و تأیید دریافت می کنند وجود دارد حتی اگر خود فرد متوجه نشه. استاد من حتی خانواده های مذهبی را دیدم که ثروتمند هستند و وضع مالی خوبی دارند ولی برای اینکه این را یک جور به قول شما حلال کنند با برگزاری روضه و مجالس مذهبی و غذا دادن در ایام مذهبی و دادن نذری – حتی وضع لباس پوشیدن این افراد یک جوریه که نشون نمیده ثروتمند هستند. یا با پولشون مکه کربلا اینا میرن که پول در راه خدا خرج بشه. استاد یک کم در این باره هم توضیح بدید خیلی خوبه. خمس و زکات و نذری و صدقه هم میدن.

    ولی اکثر افراد نداری را یک جور نزدیکی به خداوند می دانند

    استاد شما از ساده زیستی گفتید در حال ثروتمند بودن ولی خیلی افراد مذهبی ساده زیستی را یک نوع الگوبرداری از ائمه می دونند که ساده زندگی می کردند و نون و شیر و خرما می خوردند و لباس ساده می پوشیدند.

    من خودم هم این باور را داشتم که ثروت اصلا نیاز نیست در حدی که زندگی بگذره خدا روزی میده

    2- وقتی نعمت‌ها وارد زندگی شما می‌شوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر می‌شود، چقدر در لایه‌های پنهانی ذهن شما، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمت‌ها به زندگی‌تان را حس می‌کنید؟

    — استاد من این باور را نه تنها برای ثروت که برای ورود هر نعمتی به زندگیم داشتم که دیگران ندارند و من ….الان روی خودم کار کردم و این باور را جایگزین کردم که نعمت به اندازه همه هست و باید در مدارش بیاد تا دریافت کنه مثال همون رستوران و دیگه احساس گناه ندارم تازه میگم من الگو میشم برای بقیه – با این باورها خیلی راحت حل شد. یک نکته دیگر استاد این که وقتی قبلا به نعمتی میرسیدم می خواستم همه را هدایت کنم که بیان شما هم این مسیر را برید که شما هم مثل من بشید که من دیگه احساس گناه نکنم که دیگه اینقدر درگیر دیگران میشدم که دیگه همه چی به هم می خورد و خودم بدبخت میشدم تا آروم میشدم.

    3- چقدر احساس می‌کنید که با ورود این نعمت‌ها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟

    — این باور هم قبلا داشتم ولی با همون باورهایی که همه چی روی نظمه و حقی از کسی ضایع نمیشه و هر کسی در جای درست خودشه دیگه به هر چی یا هر جایگاهی میرسم میگم حقه و درسته کسی جای کسی را نمی تونه بگیره – حتی وقتی برعکس چیزی را از دست می دهم دیگه ضجه نمیزنم که حقم را خوردند میگم خودم ایراد دارم روی خودم کار میکنم. یا حسادت نمی کنم که دیگری به اون جا رسید حقش نبود. میگم آفرین که این احساس لیاقت را داشته که به اونجا رسیده منم میتونم.

    4- چقدر در مراوده‌های خود، این صحبت‌ها در زبان یا فکر شما می‌چرخد که:

    فلانی که اوضاع مالی‌اش خوب شده، خدا می‌داند چه بی‌عدالتی، دزدی یا حق‌خوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؟

    یا این گفت‌وگو که: پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؟

    چقدر می‌ترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت می‌کند؟

    چقدر در رفتارها یا برداشت‌های ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟

    چقدر نسبت به درست‌کاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟

    در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟

    — استاد تقریبا این باورها را کمابیش داشتم چون بارها در خانواده شنیده بودم در جامعه شنیده بودم و به قول شما همه الگوهایی که به ما معرفی میشد از ساده زیستی و نداری شون تعریف میشد. و همیشه وقتی یک فردی موفقیت مالی داشت دیگران برای اینکه تو زندگیش یک باگی پیدا کنند اون را ربط می دادند به پولش که درسته پول داره ولی این و این و این را نداره

    بله نداره چون باورهاش در مورد اونها درست نیست یا عملکردش درست نبوده ربطی به پولش نداره

    استاد این باورها من در مورد موفقیت کاری و مالی خانم داشتم چون هر وقت یک خانمی در کارش یا در امور مالی موفق بود سریع یکی میگفت درسته مثلا فلان جایگاه رسیده ولی زندگی خانوادگیش خوب نیست یا بچه هاش فلان شدن یا زندگیش را از دست داد یا به خونه زندگیش نرسیده یا شوهرش رفت زن گرفت یا …. هزار تا باور که من هروقت می خواستم به جایگاه اجتماعی فکر کنم یا به موفقیت مالی فکر کنم می گفتم ول کن بابا نخواستیم ولی بعدش گفتم اون حتما باورهای دیگری داشته که درست نبوده ولی خیلی خانم های موفق هستند که زندگی های موفقی داشتند و در زندگی شون هم خوشبخت بودن و فرزندان موفقی هم داشتند و اتفاقا الگوی خوبی برای فرزندشون بودند و باعث افتخار خانواده و همسرشون بودند

    ب)

    همچنین، اگر روی دوره‌های روان‌شناسی ثروت 1 و 2 و 3 کار کرده‌اید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:

    پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهی‌های این دوره‌ها:

    چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟

    به چه ایده‌ها و فرصت‌هایی هدایت شدید؟

    چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدم‌هایی وارد زندگی شما شدند؟

    و چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟

    و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟

    — استاد من این دوره ها را خریدم ولی خیلی تخصصی روی آنها کار نکردم ولی شما در همه فایل ها و در فایل های دانلودی خیلی در مورد بحث ثروت صحبت کردید و با گوش دادن به همون ها و تغییر باورهام خیلی دستاورد مالی داشتم

    بدهی هام همه صفر شده

    درآمدم 5 برابر شده

    کارم راحت تر شده آزادی مکانی و زمانی ام بیشتر شده

    جایگاه شغلی ام بالاتر رفته

    آرامشم بیشتر شده

    ترس هام کمتر شده

    احساس لیاقتم بالاتر رفته

    پول راحت تر میاد در زندگیم

    بله از همه مهم تر رابطه ام با خودم و با خداوند بهتر شده

    سلامتی بیشتر هزینه های کمتر

    تمرکز روی بالا بردن مهارت ها و توانمندی ها

    باور مهم و خیلی مهم که من می توانم ثروت خلق کنم و من لایق ثروتم و خداوند مرا هدایت می کند گام به گام

    همه اینها را مدیون خداوند هستم و آموزش های شما استاد عزیزم

    خیلی خیلی سپاسگزارم

    هنوز خیلی خیلی راه دارم امیدوارم در این مسیر خداوند کمک کنه و ثابت قدم باشم و بازهم رشد کنم و باعث رشد جهان شوم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای: