رابطه خداوند و ثروت در ذهن
نکته مهم:
ابتدا فایل صوتی و تصویری این فایل را بهطور کامل گوش دهید، سپس سراغ خواندن متن توضیحات این صفحه بروید و تجربه خود را در بخش نظرات بنویسید.
در طی مدتی که در یک سفر تحقیقاتی هستم، با جمعی از افرادی آشنا شدم که به دنبال درک معنویت، تجربههای معنوی و مراقبه هستند.
در معاشرتهایم با آنها – مثل همیشه – سعی کردهام از طریق یافتن ارتباطهای معنادار بین باورهای افراد و شرایط زندگی آنها، قوانین خداوند را بهتر درک کنم تا دقیقتر بفهمم چه باورهایی، چه نتایجی را ایجاد میکنند.
در این تجربه، مثل همیشه، این ذهنیت مشترک را میبینم که:
در اعماق ذهن افراد معنوی و مذهبی، «ثروت» بهشدت مذمت میشود و «فقر» بهعنوان جلوهای از انسان خوب، معنوی و خداپسند، مورد مدح و ستایش قرار میگیرد. فرقی هم نمیکند که مسلمان باشی یا مسیحی، ایرانی باشی یا آمریکایی.
قبل از آشنایی با قوانین زندگی، من نیز بهخاطر محیطی که در آن بزرگ شده بودم، از این قاعده مستثنا نبودم. وقتی برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگیام را از ریشه حل کنم، متوجه شدم قویترین پاشنه آشیل و ترمز ذهنی من در برابر ورود نعمت و ثروت به زندگیام، همین باور است.
سپس جهاد اکبری برای اصلاح این باور به راه انداختم. تحقیقات وسیعی درباره مذاهب و ادیان مختلف از جمله اسلام و یهودیت انجام دادم. بیش از ۶۰ بار قرآن را به شیوههای مختلف خواندم و در یک برهه طولانی، تمام تمرکزم را بر درک قوانین خداوند در قرآن گذاشتم تا بفهمم این باور فقر آور، چطور و از کجا ریشه گرفته است.
از آنجا که ذهن فقط با ابزار منطق کار میکند، برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطقهایی داشتم که بهحدی از منطقهای محدودکننده قبلی محکمتر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازند و اجازه تغییر این باور را از ریشه به من بدهند. در نهایت، در این فرآیند تحقیقاتی، من توانستم «روانشناسی ثروت» را از پایه و اساس بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.
در آغاز کار بر روی این باور که «پول را نمیتوانی معنوی بدانی»، «ثروت و خداوند را نمیتوانی در کنار هم داشته باشی»، و «ثروت، آدم را از خداوند و انسانیت دور میکند» و اصلاح آن، آرامآرام درهایی از نعمت و ثروت را به زندگیام باز کرد. به یاد میآورم که در مدت کوتاهی، بدهیهایم تماماً پرداخت شد و یکی پس از دیگری به خواستههای مالیام رسیدم.
سپس، آرامآرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، نه تنها جریان ثروت در زندگیام بیشتر و باثباتتر شد، بلکه به آزادی مالی، زمانی و مکانی پایدار رسیدهام. پس از این تغییر و نتیجه بزرگ در زندگیام، مثل همیشه تصمیم گرفتم فرآیند بهبود اوضاع مالی و رسیدن به استقلال مالی را با افرادی که آماده تغییر ریشهای وضعیت مالی خود هستند، به اشتراک بگذارم؛ که در این راستا، دورههای روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ را تولید کردم.
تا کنون، هزاران نفر از دانشجویانم با عمل به آموزههای این دوره، اوضاع مالی خود را به معنای واقعی کلمه، بهصورت پایدار متحول کردهاند که بخشی از نتایج آنها را میتوانید در سایت مطالعه کنید.
برمیگردم به موضوع این فایل:
در مراودههایم با این افراد، ذهن من مثل یک شکارچی، در حال شکار الگوهایی بود که افراد معنوی درباره رابطه «ثروت با معنویت» دارند. گفتوگوهای آنها، بهوضوح باورهای محدودکنندهشان درباره رابطه میان خداوند و ثروت را برایم آشکار میکرد و قانون را با دقت برایم مرور میکرد.
نقطه مشترک ذهنیت این افراد – که در جستوجوی معنویت بیشتر هستند – این بود که اوضاع مالی خوبی نداشتند. این برایم جدید نبود زیرا اولین الگوی قویای که من درباره باورهای محدودکننده و فقرآفرین شناختم، همین باور بود. اما موضوع قابل تأملتر این است که:
این افراد اصولاً بدشان نمیآید که اوضاع مالی خوبی داشته باشند. حتی برای آن تلاش هم میکنند و بعضاً خیلی هم تلاش میکنند اما به نتیجه نمیرسند. زیرا این باور فقرآفرین که خداوند و ثروت را از هم جدا میداند، بهاندازهای قدرتمند است که فارغ از تلاش فراوان فرد برای تغییر اوضاع مالیاش، این باور بهراحتی رشتههای او را پنبه میکند و او را با مسائل مالی تمامنشدنی احاطه میکند و هرگز به آنها اجازه داشتن نتایج مالی پایدار را نمی دهد. آنها بیخبرند از اینکه چطور با این ذهنیت، خودشان را از تجربه نعمتهای فراوانی محروم کردهاند که خداوند مسخر همه بندگانش کرده است.
در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:
چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار دگرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمیتواند در کنار هم بگنجد و بهقول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم میتواند به بهشت برود!
همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.
توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهیها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکنندهای میرساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکتهبرداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
الف)
چقدر در لایههای درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور میشوم؟
وقتی نعمتها وارد زندگی شما میشوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر میشود، چقدر در لایههای پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمتها به زندگیتان را حس میکنید؟
چقدر احساس میکنید که با ورود این نعمتها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟
- چقدر در مراودههای خود، این صحبتها در زبان یا فکر شما میچرخد که:
فلانی که اوضاع مالیاش خوب شده، خدا میداند چه بیعدالتی، دزدی یا حقخوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛
- چقدر میترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت میکند؟
چقدر در رفتارها یا برداشتهای ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
چقدر نسبت به درستکاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟
در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟
تجربههای خود یا افرادی را بنویسید که بهخاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش میکنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک میکند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور میکند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درستکار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش میکنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.
ب)
همچنین، اگر روی دورههای روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ کار کردهاید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهیهای این دورهها:
- چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
به چه ایدهها و فرصتهایی هدایت شدید؟
چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدمهایی وارد زندگی شما شدند؟
چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟
منابع بیشتر: دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3
اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن252MB35 دقیقه
- فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن34MB35 دقیقه













به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی زیبا و دوستان عزیزم
میخوام راجب یک نتیجه ی خیییلی جالب درمورد معنوی بودن پول بنویسم
و اتفاقاتی ک باعث شده بودن برام یک عنصر منفور باشه!!
من یکسال و نیم هست که دوره ی ثروت 1 رو تهیه کردم و بااااااارها و باررررهاااااا روش کار کردم
از یجایی به بعد حس کردم که دارم فقط گوش میدم از کجا فهمیدم ؟ازنتایجم
همه چیز خییییلی عالی تغییر مثبت کرده بود
و من رشد مالی +50 برابر داشتم
ولی یچیزایی سرجاش نبود
یجیزایی با اگاهی های دوره منافات داشت
و اونجا بود ک یکم فاصله گرفتم و تلاش کردم دوباره اصلاح مسیر کنم
و گفتم ایندفعه باید از اساس کار کنم
و یکی دوماهی درگیر بازیابیه خودم شدم
مهاجرت کردم
هرانچه ک نویز منفی میداد رو باجسارت حذف کردم
شغلی ک برام رشد مالی داشت وخودم توش رییس بودم ولی روانم رو مخدوش کرده بود و ارامش رو ازمگرفته بود رو واگذار کردم
بارمو بستمو از ناحیه ی اسیب کامل خارج شدم
مهاجرت کردم به شهر مورد علاقم و همچنان دوباره و دوباره کار کردم رو خودم
هرچقدرررر جلو میرفتم و تلاش فیزیکی و ذهنی میکردم یسری چیزا درست نمیشد منم اصصصصلا نمیتونستم بفهمم جریان از چه قراره وکجای کار میلنگه
گاهی ناامیدمیشدم ک شاید قانون واسه من جواب نمیده
اما سریع باز ب مسیر برمیگشتم
یکی دوماه پیش به یه حالت سکون و ثبوتی رسیدم که خیلی دوسش داشتم
ارامش مطلق
براخودم میخوابیدم و استراحت میکردم و همه ی روز از همه چیز لذت میبردم و دگ هیچی گوش نکردم
دگ فقط رها کردم
رهای رها
و گفتم ولش کن دگ دست و پا نزن مائده
استاد میگه حال خوب اتفاق خوب
تو حالت عمیقا خوبه
خب پس تلاشات جواب داده و الان وقت رهاییه
ذهنمو کاااامل باز کردم
و بعد از یک دوره استراحت مطلق اروم اروم فایل گوش کردن رو شروع کردم
اینبار این درخواست رو ب خدا دادم ک من دگ نمیخوام بجنگم دگ نمیخوام اشفته باشم
من میخوام تو بم بگی مشکلم از کجاس
ترمز اصلیه ثروتمو بم بگو
بم نشونش بده
بذار من رو همون کار کنم
و اینو تو حرم امام رضا خواستم(اونجا حالم رویاییه)
و جوابی ک گرفتم این بود:
تو تکاملت رو در دریافت اگاهی های ثروت درست طی نکردی
و اونجا بود که چراغ تو سرم روشن شد
جواب این بود ک من باید فایل های رایگان رو خییییلی بهتر کار کنم
جوابم اونجاست
ومنم باجدیت رفت سمتشون
من هنوز دبیرستان رو پاس نکرده خواستم بپرم تو دانشگاه
این شد ک ذهنم واسش اماده نبود
یعنی تا وقتی اصولی و اساسی پیش نریم هررررچقدر هم رو محصولات کار کنیم فایده نداره
من هم گفتم چشم
و تمرکز کردم رو فایل های رایگان دوره ثروت 1
و از تعجب شاخ دراوردم
من پیداش کردم!!!!
بااینکه هزاران بار از استاد شنیده بودمش
ولی چون تکاملم رو درست طی نکرده بودم درکش نمیکردم
ترمز اصلی من همین بود که:
من از ثروت بدم میومد!!!
من ثروت رو یک کار غیرخدایی میدونستم
و فقر رو یک چیز شریف و درست و پاک و طبیعی
و من هرررگززز به این توجه نمیکردم
چون برام خنده دار بود
اخه مگه میشه ادم از ثروت بدش بیاد
ولی واقعیت من اینه ک از ثروت متنفرم
چرا؟؟؟
هرچی فکر میکنم بیشتر یادم میاد
◦ بابای من تو بچگی میرفت و میومد میگفت منم اگر بخوام پولدار بشم میتونم اما نمیخوام قاچاقچیه مواد مخدر بشم
◦ مامانم سره نماز همیشه میگفت مااگر فقیریم چون خدا توقران گفته بهشت مال مستضعفانه و اگر ماتو این دنیا هیچی نداریم تو اخرت خدا برامون کنار گذاشته
◦ یه مردی بود تو خانواده ی پدرم که همههههههه ازش متنفر بودن و نسبت بش غیض داشتن ،چرا؟چون پولدار بود کارخونه و انبار و اینا داشت
◦ تمام ثروتمندای فامیل و دوست و اشنای زمان کودکیه من شراب خوار بودن بی خدا بودن نمازو اماما رو مسخره میکردن منم تو یک خانواده ی مذهبی بودم و این شد ک ثروت برام با ضدخدایی بودن یکی شد
◦ خانواده ی مادرم بشدت اهل تبعیض بودن و پای ادمای پولدار رو بوس میکردن و ما ازنظرشون فقیر بودیم و همیشه طرد شده بودیم و این شد که من پول رو اون عامل طردشدگی میدونستم و میگفتم نفرین ب پول اگر بود ما هم الان عزیز بودیم
◦ تو تمااااام عروسیا و تولدا این مابودیم ک باید مینشستیم تو خونه چون پول ارایشگاه نداشتیم و این رو با یه حالتی ب ما میگفتن ک اخی الهی بمیریم و از اینحرفا و فقر برای من میشد یه عاملی برای ترحم ک در اوضاع بی پولی خیلیم خوب و دلچسب بود
◦ یکی از فامیلای مامانم ی پسری بود ک عاشق یکی بود ولی بخاطر پول رفت بایه دختری ازدواج کرد ک پدرش یه اژانس هواپیماییه بزرگ داشت و تنها وارثش دخترش بود و اون عشقش رو بخاطر پول رها کرد و رفت بااون دختر ثروتمند ازدواج کرد و همه ی طایفه ازش متنفر شدن و من این برام اینجوری جاافتاد ک پول عامل خیانته عامل جداییه و چقدررر کثافت و چندشه اگر پای پول وسط نبود الان اینا بهم رسیده بودن همه راجبش میگفتن ک پول خرابش کرد.پس پول عامل خرابی بود
◦ یچیز دیگه چندروزه یادم اومده و مثل خوره افتاده به جونم
من دبیرستانی بودم ک با مفهوم تخته ی ارزوها اشنا شدم
وتو قسمت پول و مادیات کلی دلار چسبوندم
و چندین سال بش نگاه میکردم و تصورش میکردم
بعدش یه گردنبند نماد دلار خریدم و چندین ساله ک گردنمه
بعدش عکسای دلار ومیچسبوندم به همه جا
گارد گوشیمو دلار میخریدم
دلار دلار دلار
الان حتی دفتر ثروتمو با دلار های مختلف جلد کردم
و چپ و راست میرم ب دلار نگاه میکنم
خببببببببببب؟
کو دلار؟!
دریغ از یه گوشه ی پاره ی دلار
من 12ساله که دارم با تمام تمرکز و شدت و حدت رو دلار تمرکز میکنم اما همیشه شرایط مالیم در حد بقا و گاهی ضعیف تر از بقا بوده
چرا؟؟؟؟؟؟؟
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یهو چند روز پیش جوابش بم الهام شد
وای خدای من
جوابش اقای علی اکبر رائفی پوره
دوسنداشتم اسمشو اینجا بنویسم ولی میبینم ک مشکلی ندارم با نوشتن اسمش
من دوم دبیرستان بودم که هرروز تو اتاق دیجیتال مدرسه تو نمازخونه ووو فیلما های سخنرانیه این فرد رو پلی میکردن
ومن بعنوان یه دختر نوجوان میشنیدم و باورمیکردم وقورتشون میدادم
و انقدر تکرارش میکردن ک اصلا راه دررویی نداشتم
و کاملا هم قبول کرده بودم
چون با دلایل و استدلال های کاااااملا منطقی و اثبات شده حرف میزد
و برای اولین بار با مفهوم فراماسونری و شیطان پرستی اشنا شدم
با شکل و قیافه های وحشتناک
با اعداد و نماد های شیطانی
و جلسات متعدد و طولانی رو اختصاص داده بود به رمزگشاییه علائم و نماد های شیطان پرستی و فراماسونری روی «اسکناس دلار»!!!!!
واااای مغزم هنگ کرده
الان تازه دارم متوجه میشم که چرا تو اینهمه سال باوجود تمرکز روزوشبم روی دلار حتی یدونه اسکناس یه دلاری رو نتونستم به خودم جذب کنم
من یجورایی خودمو با دلار ونماد هایپول و دلار اشباع کرده بودم
ولی همیشه همیششششششه در مضیقه یمالیبودم
و الانم از نظر مادی درتلاش برای زنده بودنم ن زندگی کردن
میبینید؟!!!!!
من از نظر متافیزیکی همهههه کار برای جذب پول و ثروت کردم اما«تازمانیکه ته ذهنم باورم این بود که پول و دلار به دلیلی ک یک ادمی کتونوجونی خییییلی باورش کرده بودم میگفت دلار یک چیز شیطانیه» من در ناخوداگاهم از پول و دلار متنفرر شده بودم
بقول استاد اگر درست فکر کنیم میبینیم ک خیلیم طبیعی و منطقیه ک مااز لحاظ ما رشد نکردیم
بخاطر همین دلایل واضح و روشن
ذهنی که ساااااالها شنیده و بهش تاکید شده که دلار به این دلایل شیطانیه
چون نماد تک چشم داره یا چمیدونم عدد 666 داره ونمیدونم چه چرندیات دیگه ای
چجوری میخوات بپذیره ک من دلار رو دوسدارم
و دلار رو به همه جای زندگیم چسبوندم
دوسدارم کدوسدارم وقتی باورم اینه ک دلار یک ابزار شیطانیه چجووووووری میخوام به سمت ایده های ثروتساز هدایت بشم؟؟؟؟!!!!
من هرگز اینو یادم نبود
و چقدرررر درعجبم از اونهمه جهالت
اون فرد(رائفی پور) برای تمام افرادی ک عکسشون روی دلار حک شدهبا دلیل وبرهان قاااطع ساعت ها سخنرانی میکرد که اینا مسخ شده های شیطان بودن و دقیقا تو ساعت و دقیقه و لوکیشن های خاص و مشخص ک رئیس فراماسونرها تعیین کرده ترور شدن!!!!چون اینا بردگان شیطان بودن
ونکته ی جالب توجه اینه ک روی همین اسکناسی که این ادم ادعا میکرده شیطانیه یک جمله ی مقدس هم حک شده«in god we trust»
یعنی این جمله ی به این واضحی و بزرگی و مشخصی رو ندیده و هییییچ اشاره ای ام بش نکرده
این جمله روی تمام اسکانس های دلار هست
میبینید ذهن ما توسط چه چرت و پرتایی یک عمر پر شده!؟؟؟؟؟
من اون زمان یادمه کلی فایل ازش دانلود کرده بودم و مدام تو خونه پلی میکردم
چقدررر شنیدم
چقدر دنبال دلیل و سند واسه اون حرفا گشتم
خب طبیعیه ک الان اینهمه از پول درناخوداگاهم بیزار باشم
و کاملا برام منطقی شده ک چرا هیچ دلاری نتونستم جذب کنم
به غیر از دلار ایشون راجب برند های معروف مثل کوکاکولا،بنز،بی ام دبلیو،پپسی ووو هم کلی از همین حرفا زد با ادله ی روشن وواضح با منطق!!!!همون چیزی ک زبان ذهنه
ومن اینطوری در ناخوداگاهم از ماشینای شیک و برندسازی و الگوهای ثروتمند هم متنفر شدم
بهمین خاطر به سمت ایده های کارافرینی هدایت نشدم تاحالا
یا مثلا این ادم میگفت زن ها وقتی وارد جامعه میشن و کار میکنن نقش مردونه میگیرن و اینکار انقدر پیش خدا نکوهیده هست که خدا درباره ی زن فلانی ک با مردا دعوا کرده نمیدونم چیکار کرده بجای «ات» از «ون» استفاده کرده و این یعنی طردشدگی!!!!!
دقیق و درست وکامل این حرفش یادم نیست ولی محتواش همین بود
خب میبینید
من این حرفارو باور کردم چون خیلی قبولش داشتم چون همه ی ایران یزمانی قبولش داشتن و تبلیغش میکردن
و این ها شده باور های من ک دارن کار میکنن
ک من ک دارم بعنوان یک دختر بیرون کار میکنم ته ذهنم خودم رو نالایق میبینم چون فلانی گفته پیش خدا بیرون کارکردن یک کار مردونه است و پیش خدا قابل قبول نیست
الان من در ناخوداگاهم خودم رو لایق نمیبینم واسه همین هرچی کار میکنم همون اش و همون کاسس
خدااااا میدونه چقدررر باورهای این مدلی تو ذهن من هست ک من هنوز به هیچکدوم از خواسته های مالیم نرسیدم
خییییلی خدارو شکرررر میکنم بخاطر شنیدن این فایل
انقدر فایل های رایگان شامل و کامل هستن ک هرچی گوش میکنم سیرنمیشم
بازم برام تازگی داره
خیلی ازتون ممنونم استاد مهربونم
من اگر یک عمر هم میگذشت هررررگز به این نتیجه نمیرسیدم ک «ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست»
و بااینکه ده ها بار هم از خودتون شنیدم تازه بعد از یکسال و 9ماه دارم یواش یواش باش انس میگیرم
مرسی ازتون️
به نام خدای بخشنده ی مهربان
سلام استاد عزیزم
بسیار به شاگرد شما بودن افتخار میکنم
من قریب به یکسال و سه ماه هست که دارم مستمر روی دوره ی ثروت1کار میکنم
و اخیرا اینجوریم که ثروت1 رفیقمه
همدم منه
چیزیه ک باهاش هرگز احساس تنهایی نمیکنم
چیزیه ک باهاش هرگز احساس پوچی و بی هدفی نمیکنم
چیزی ک در این دنیای نسبی ها میتونم بگم نزدیک ترین چیز به مطلقه
انقدر به کمال نزدیکه ک نمیشه هیچ نقصی درش پیدا کرد
ثروت1رفیق گرمابه و گلستانه منه و باقی خواهد موند
از نتایجش میتونم به این اشاره کنم ک از زیره زیره صفر شروع کردم
شاگردی کردم
و بعد طبق الهامی ک بم شد بعدازچندماه شاگردی وارد کاری شدم که هیییییچ علاقه ای بش نداشتم ولی خدابم گفته بود دیگه براهیچکس کار نمیکنی!!!!!!
ومنم به هرجهتی ک داد حرکت کردم
از اون کاری ک بش علاقه نداشتم درامد خوبی کسب کردم
درامد40برابری در5ماه
و یک تکامل در کارافرینی رو طی کردم
چون با دست خالی
با ایمان و توکل
بن بست ها رو به راه باز تبدیل کردم
یه عده ای تو اون حوزه کاری پول دادن ک من حذف شم
اما من همچنان رو ثروت 1کار میکردم و میگفتم راه باز میشه
و شد
من دفتر زدم
مجوز گرفتم
ولی بعد چون دور برداشتم که دگ من عالیم باز یه نزول بدی رو تجربه کردم
اومدم پایین
و انقدرررر چک و لگد خوردم ک دگ نای بلندشدن نداشتم
خدا الهام کرد ک بیا بیرون
و الان وقت اینه ک بری سراغ علاقت
تو تجربه ی کافی رو کسب کردی
درساتوگرفتی
و منم حرف گوش کردم
و با هیچ نشستم پای نقاشی
چون عشق و علاقم نقاشیه
و الان دوماه و نیم هست ک دارم فقط تمرکزی رو نقاشی کار میکنم و پیشرفت های خوبی داشتم
و حتی امروز یه اتفاق خوب برای درامد داشتن از نقاشی برام افتاد
البته یه درامد کوچیکی یماه پیش ازش داشتم
و بنابه قانون تکامل من کاملا بجا و درست دیدمش
درواقع میتونم بگم ثروت 1بهم اموزش داد که چجوری از دیدگاه یک زیردست به دیدگاه یک کارافرین کوچ کنم
و میتونم بگم الان ابتدای مسیر کارافرینی هستم
یعنی من انقدر از هسته ی اصلی دوربودم ک یکسال طول کشید تا من بشینم پای علاقم برای کسب ثروت
واما میخوام راجب ثروت 1 واین فایل و باورهایی ک در من تغییر کرده صحبت کنم
*باور اول ک فرمودین راجب اینکه معنویت رو مقابل ثروت قرار میدن:
شما اختصاصی در جلسه ی 16 ثروت 1 راجب این موضوع توضیح دادین
من اونجا یه انقلابی در ذهنم رخ داد
البته بعداز 15 بار شنیدن فایل جلسه 16
من یکم حتی سطح پایین تر از این بود باورم
من اینجوری بودم ک اگر فقیر بمونم نزد(خلق خدا) محبوبترم!!!!!!
یعنی خدا ک هیچ
خدا که از ثروت بریه
اگر فقیر باشم پیش ادماش محبوبترم
بیشتر دوسم دارن
بانگاه محبت امیزتر منو میبینن
برام وساطت میکنن
کمکم میکنن
برام دل میسوزونن
برام چیز میز میخرن
کنارم میمونن
حتی برام دعا میکنن
این باور انقد پایینه ک دگ میره تو داستان کمبود احساس لیاقت
ووقتی دقت کردم دیدم ک من این الگو رو تو تمام زندگیم دارم
و باورم این بوده ک من مثلا اگر درروابط عاطفی بدبخت و شکست خورده باشم پیش ادما حقدار ترم
و برام دل میسوزونن و میگن اخی واخی بمیریم برات ک مظلوم واقع شدی
پس بذار من از اون گودزیلایی ک تو زندگیم هست برات بگم ک چ بلاهایی سرم اورده
واینجوری رفیق هم پیدا میکردم
یا مثلا موندن تو خرمشهر شده بود برام امتیاز
زبونأ میگفتم دوسش ندارم و میخوام برم ها
ولی باورم این بوده ک نه
من الان به جایی نرسیدم و همه ی عمرم درجا زدم
و همشم خرمشهر رو باعث و بانی میبینم
اگر از خرمشهر مهاجرت کنم به یک شهر بزرگ و بهتر اونموقع تنبلی ها و ترس هامو گردن کی بندازم
من الان تو این شهره محرومم و هرکی میگه چرا فلان نشدی میگم خب معلومه چون تو خرمشهرم
ینی حتی فقر مکانی رو هم دلیلی بر پوشوندن ناتوانی هام میدیدم
فقر انقدر ریشه دونده تو وجودم!!!!
چرا؟
چون اینجوری بقیه بم حق میدن و میگن اخی راس میگی برات بمیریم ک در حقت ظلم شده
*باور دیگری ک من طی کار کردن روی فایل مراقبه ی ثروت بهش رسیدم و امشب اتفاق افتاد ازجمله ای بود که گفتین:
خداوند داره لبخند میزنه و خوشحاله از اینکه بنده ی زیباش داره جریانی از نعمت ها و ثروت های الهی رو وارد زندگیش میکنه و داره بااون ثروت زندگیه خودش رو (خلق)میکنه!!!
اینجا اون تکونه خورده شده
ثروت و خلق کردن زندگی!!!
ماانسانها در یک چیزی ادعا داریم و اونهم اینه ک ما میتونیم شرایط زندگیمون رو خلق کنیم
و اصل قانون هم داره بر همین مبنا میچرخه
که شما میتونین با فرکانس هاتون زندگیتون رو خلق کنین
بعد حالا بدون ثروت این خلق کردن غیرممکنه
درواقع ثروت لازمه ی خلق کردنه
یعنی این خلق کردنی ک داریم اینهمه واسش فایل گوش میدیم و امیدواریم ک با بهتر خلق کردن،زندگیه بهتری داشته باشیم عملا بدون ثروت نمیتونه اتفاق بیوفته!!!
همچنین به هر انسانی پلن منحصربفرد خودش برای خلق کردن زندگیش داده شده
هرانسانی متفاوت از انسان دیگه
و اگر انسان ثروتمند نباشه مشرک میشه و به دیگران باج میده و اینطوری نمیتونه پلن خدادادیش رو درست پیاده کنه
چون باباج دادن به دیگران اجازه بشون میده تو زندگیش دخالت کنن
و اون ادم دگ ارامش نداره
و از راه خدا دور میشه
از اصل خودش فاصله میگیره و این مجازاته شرکه
پس خلق کردن در مقابل شرک قرار میگیره
تنها گناهی ک خداگفته نمیبخشه
پس خدا از اول ک ما پامونو تو این دنیا میذاریم مارو به تمام ثروت دسترسی میده
چرا که رکن اصلیه برنامشه
چرا که در سیستم خدا تنها و تنها با ثروت میشه انسان خودش وجهان رو گسترش بده
چیزی که اراده ی محکم الله هست
گسترش و پیشرفت!!!!
تنها و تنها با داشتن ثروت محقق میشه
پس امکان نداره خدا اون اصله کاری رو به ما نداده باشه
فلذا به قول شما در پادکست فراوانی،تمام ثروت از ابتدا در وجود ما قرار داده شده!!
این زیباترین اگاهیه تمام عمره منه:)))))
ممنونم از شما استادم
*باور بعدی ک باید سعی کنم تغییرش بدم اینه که ثروتمندی باعث مذخرف شدنه ادما میشه
چرا که سالهاست ک عموی من وضع مالیش عالی شده و بلانسبت عوضی شده
ولی قبلا ک هیچی نداشت خیییلی خوب بود خیلی متواضع بود خیلی مارو دوسداشت
ولی الان چنتا چنتا ماشین و خونه میخره وچنان متکبر شده ک حتی ب پدرم ک برادر بزرگش هست سلام هم نمیکنه
و پدربزرگم بخاطر دارا بودنش صدها بار زده تو سرمون
و خیلی از بزرگترهام خیییلی مارو بخاطر نداری و داراییه خودشون تحقیر کردن
ومن در ناخوداگاهم این جا خوش کرده که من از اینا متنفرم چون نامردن
و دلیل نامردیشون رو هم پول داشتنشون میبینم
پس من عمرااگر ثروتمند بشم چون اگر ثروتمند بشم مثل اینا عوضی میشم
و این باور تو همین فایل امشب شروع کرد به تغییر کردن
وامشب متوجه شدم ک نه
پول باعث عوضی شدنش نشده
پول فقط واقعیت و اصلشونو هویدا کرده
درواقع پول رسالت خودشو إعمال کرده
گسترش داده
منتشر کرده
اونا بد بودن فی ذاته پول بدیشونو گسترش داده
خب منمیتونم خوب باشم
و ثروتمند بشم و خوبیم گسترش پیدا کنه
وااااای چه تغییر باوری!!!!!
باورکنین سرمدردگرفته از این جابجایی باورها:))))
تابحال هررگز انقدر دقیق نشده بودم رو این باورها
*باور بعدی ای ک طی دیدن این فایل تغییر کرده بحث علاقه ی من به سادگیه
من انسان ساده،سادگی طلب،سادگی دوست و ساده پسندی هستم
عاااشق سادگی و خوشی های سادم
و این ترس همیشه تو وجودم بوده و من ازش بیخبر بودم که نکنه من ثروتمند بشم و تجملاتی بشم
نکنه من ثروتمند بشم پر زرق و برق بشم
خونه های انچنانی
ماشین های انچنانی
نکنه من فخرفروش بشم
نکنه ک مغرور تر بنظر بیام(چون همه بم میگن مغرور)هستم هم یکم:)
نکنه ک ثروتمند بشم و دگ خدا رو بنده نباشم
نکنه خودخواه تر بنظر بیام و مکروه بشم
ووو
ولی امشب شما بهم یاداوری کردین ک نه
اتفاقا
اگر ثروتمند بشی
ساده تر میشی
افتاده تر میشی
زیباتر میشی
پر تر میشی
ولع پول در تو میمیره
ازش میگذری
خواسته های مالیت کمتر میشه
مردمی تر میشی
خنده رو تر میشی
سبک تر میشی
حتی اون یذره غروری ک فک میکنی داری و بقیه میگن داری هم با ثروتمندی تبدیل به افتادگی میشه
خدایا چقدر ثروت زیباست$))))
استاد جانم شما لایق بهشتین کما اینکه سالهاست ک در بهشتین
برای اینکه این اولین باره ک ما داریم اینا رو میشنویم
واگر قرنها هم زندگی میکردیم داشتیم همچنان زور میزدیم برای یذره موفقیت و پیشرفت
ولی الان تمام ثروت و خوشبختی و موفقیت بدیهی و طبیعی و منطقی شده
وهرچقدر که بیشتر باورش کنیم
و روش کار کنیم سهم بیشتری میتونیم ازش برداریم
عاشقتونم استاد
ازتون ممنونم
وباعشق روزو شبامو با رفیق شفیقم ثروت 1 میگذرونم
واقعا مونس روزها و شب هامه
مهربانه
خدای ناطقه
وسیعه
شامله
من باهاش احساس بی نیازی میکنم
ممنونم از شما و خدای شما
هرجا هستین درپناه الله یکتا شاد و سلامت باشین:)