رابطه خداوند و ثروت در ذهن


نکته مهم:

ابتدا فایل صوتی و تصویری این فایل را به‌طور کامل گوش دهید، سپس سراغ خواندن متن توضیحات این صفحه بروید و تجربه خود را در بخش نظرات بنویسید.


در طی مدتی که در یک سفر تحقیقاتی هستم، با جمعی از افرادی آشنا شدم که به دنبال درک معنویت، تجربه‌های معنوی و مراقبه هستند.
در معاشرت‌هایم با آن‌ها – مثل همیشه – سعی کرده‌ام از طریق یافتن ارتباط‌های معنادار بین باورهای افراد و شرایط زندگی آن‌ها، قوانین خداوند را بهتر درک کنم تا دقیق‌تر بفهمم چه باورهایی، چه نتایجی را ایجاد می‌کنند.

در این تجربه، مثل همیشه، این ذهنیت مشترک را می‌بینم که:
در اعماق ذهن افراد معنوی و مذهبی، «ثروت» به‌شدت مذمت می‌شود و «فقر» به‌عنوان جلوه‌ای از انسان خوب، معنوی و خداپسند، مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرد. فرقی هم نمی‌کند که مسلمان باشی یا مسیحی، ایرانی باشی یا آمریکایی.

قبل از آشنایی با قوانین زندگی، من نیز به‌خاطر محیطی که در آن بزرگ شده بودم، از این قاعده مستثنا نبودم. وقتی برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگی‌ام را از ریشه حل کنم، متوجه شدم قوی‌ترین پاشنه آشیل و ترمز ذهنی من در برابر ورود نعمت و ثروت به زندگی‌ام، همین باور است.

سپس جهاد اکبری برای اصلاح این باور به راه انداختم. تحقیقات وسیعی درباره مذاهب و ادیان مختلف از جمله اسلام و یهودیت انجام دادم. بیش از ۶۰ بار قرآن را به شیوه‌های مختلف خواندم و در یک برهه طولانی، تمام تمرکزم را بر درک قوانین خداوند در قرآن گذاشتم تا بفهمم این باور فقر آور، چطور و از کجا ریشه گرفته است.

از آنجا که ذهن فقط با ابزار منطق کار می‌کند، برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطق‌هایی داشتم که به‌حدی از منطق‌های محدودکننده قبلی محکم‌تر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازند و اجازه تغییر این باور را از ریشه به من بدهند. در نهایت، در این فرآیند تحقیقاتی، من توانستم «روان‌شناسی ثروت» را از پایه و اساس بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.

در آغاز کار بر روی این باور که «پول را نمی‌توانی معنوی بدانی»، «ثروت و خداوند را نمی‌توانی در کنار هم داشته باشی»، و «ثروت، آدم را از خداوند و انسانیت دور می‌کند» و اصلاح آن، آرام‌آرام درهایی از نعمت و ثروت را به زندگی‌ام باز کرد. به یاد می‌آورم که در مدت کوتاهی، بدهی‌هایم تماماً پرداخت شد و یکی پس از دیگری به خواسته‌های مالی‌ام رسیدم.

سپس، آرام‌آرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، نه تنها جریان ثروت در زندگی‌ام بیشتر و باثبات‌تر شد، بلکه به آزادی مالی، زمانی و مکانی پایدار رسیده‌ام. پس از این تغییر و نتیجه بزرگ در زندگی‌ام، مثل همیشه تصمیم گرفتم فرآیند بهبود اوضاع مالی و رسیدن به استقلال مالی را با افرادی که آماده تغییر ریشه‌ای وضعیت مالی خود هستند، به اشتراک بگذارم؛ که در این راستا، دوره‌های روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ را تولید کردم.

تا کنون، هزاران نفر از دانشجویانم با عمل به آموزه‌های این دوره، اوضاع مالی خود را به معنای واقعی کلمه، به‌صورت پایدار متحول کرده‌اند که بخشی از نتایج آن‌ها را می‌توانید در سایت مطالعه کنید.


برمی‌گردم به موضوع این فایل:
در مراوده‌هایم با این افراد، ذهن من مثل یک شکارچی، در حال شکار الگوهایی بود که افراد معنوی درباره رابطه «ثروت با معنویت» دارند. گفت‌وگوهای آن‌ها، به‌وضوح باورهای محدودکننده‌شان درباره رابطه میان خداوند و ثروت را برایم آشکار می‌کرد و قانون را با دقت برایم مرور می‌کرد.

نقطه مشترک ذهنیت این افراد – که در جست‌وجوی معنویت بیشتر هستند – این بود که اوضاع مالی خوبی نداشتند. این برایم جدید نبود زیرا اولین الگوی قوی‌ای که من درباره باورهای محدودکننده و فقرآفرین شناختم، همین باور بود. اما موضوع قابل تأمل‌تر این است که:
این افراد اصولاً بدشان نمی‌آید که اوضاع مالی خوبی داشته باشند. حتی برای آن تلاش هم می‌کنند و بعضاً خیلی هم تلاش می‌کنند اما به نتیجه نمی‌رسند. زیرا این باور فقرآفرین که خداوند و ثروت را از هم جدا می‌داند، به‌اندازه‌ای قدرتمند است که فارغ از تلاش فراوان فرد برای تغییر اوضاع مالی‌اش، این باور به‌راحتی رشته‌های او را پنبه می‌کند و او را با مسائل مالی تمام‌نشدنی احاطه می‌کند و هرگز به آنها اجازه داشتن نتایج مالی پایدار را نمی دهد. آن‌ها بی‌خبرند از اینکه چطور با این ذهنیت، خودشان را از تجربه نعمت‌های فراوانی محروم کرده‌اند که خداوند مسخر همه بندگانش کرده است.


در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:

چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار دگرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمی‌تواند در کنار هم بگنجد و به‌قول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم می‌تواند به بهشت برود!

همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.

توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهی‌ها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکننده‌ای می‌رساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکته‌برداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:

الف)
چقدر در لایه‌های درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور می‌شوم؟
وقتی نعمت‌ها وارد زندگی شما می‌شوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر می‌شود، چقدر در لایه‌های پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمت‌ها به زندگی‌تان را حس می‌کنید؟
چقدر احساس می‌کنید که با ورود این نعمت‌ها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟

  • چقدر در مراوده‌های خود، این صحبت‌ها در زبان یا فکر شما می‌چرخد که:

فلانی که اوضاع مالی‌اش خوب شده، خدا می‌داند چه بی‌عدالتی، دزدی یا حق‌خوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
 پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛

  • چقدر می‌ترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت می‌کند؟
    چقدر در رفتارها یا برداشت‌های ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
    چقدر نسبت به درست‌کاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟

در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟

تجربه‌های خود یا افرادی را بنویسید که به‌خاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش می‌کنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک می‌کند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور می‌کند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درست‌کار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش می‌کنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.

ب)
همچنین، اگر روی دوره‌های روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ کار کرده‌اید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهی‌های این دوره‌ها:

  • چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
    به چه ایده‌ها و فرصت‌هایی هدایت شدید؟
    چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدم‌هایی وارد زندگی شما شدند؟
    چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
    و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟

منابع بیشتر: دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مصطفی ابوطالبی» در این صفحه: 1
  1. -
    مصطفی ابوطالبی گفته:
    مدت عضویت: 825 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربان

    به نام خدایی که از رگ گردن بهم نزدیکتره

    به نام خدایی که قدرت فقط دست اونه

    به نام خدای ثروت و پول و نعمتها

    سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد سید حسین عباس منش بزرگوار و عزیزم

    سلام و تحیت پروردگار بر استاد خانم مریم شایسته بزرگوار و عزیزم

    سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت بینظیر عباس منش

    از دیروز تا بحال یک جوی توی ایران پا شده بخواطر حمله اسرائیل خدارا شکر دیروز و امروز تعطیل هستم و نرفتم سر کار و این رو هدایت پروردگار می‌دونم که من نیستم جایی که قراره از سیاست گفته بشه

    دیروز قرار بود برم سر کار که صاحب کارم زنگ زد گفت امروز سر دردم و نمیریم سر کار بازم اگر بهتر شدم زنگت میزنم

    خلاصه این مردم همچنان تو درودیواری که بودن هستن و دارن اخبار گوش میکنن

    مثالشم پدرم و زن بابام که همچنان تلویزیون و تو موبایل دارن این خبرها رو با لذت تمام میخورن آقا میخورن

    من هم امروز صبح تا بحال ذهنم خیلی داره بهم میگه برو بپرس چی شده اسرائیل کجاها رو زده و این چموش بازیش بخواطر دیروز هست که اول صبحی صاحب کارم زنگم زد و بهم این خبر رو داد و بعدش زنگ زن بابام زدم اونم خبر داد و بعدش شب شد همسایمون گفت پیشم و منم شیطونی کردم پرسیدم و می‌دونم خودم هم شیطون هستم و می‌خوام سر ته کار ببینم چی شده

    نتیجه میشه اینکه آقا این ذهن انقدرا هم مشکلی ندارن اگر ما پا به پاش جلو نریم و نخواسته باشیم این خبرها رو بشنویم

    در مورد فایل که من به قول نجواها تو چی داری برا نوشتن تو اصلا میتونی مثل بچها کامنت بنویسی تو اصلا فهمیدی اصل داستان چیه

    حالا ما اومدیم آقا یه کامنتی بنویسیم در روز عید غدیر و تعطیلیمون .راستی عیدتون هم مبارک .

    یادمه اون زمونهایی که بچه بودم من زیاد اهل روضه رفتن و اینا بودم

    یعنی هر جا روضه بود من میرفتم و خیلی با ادب و محترمانه می‌نشینم و تو مجلس هم میرفتم پیش آدم بزرگا و خلاصه جای من روضه بود همش

    اون روزا ورودی هایی که به من میدادن این بود که اماما ادمای فقیر بودن حضرت علی شب با نون و نمک شام می‌خورده و اینا

    میگفتن که فقر خوبه و ازینا

    خلاصه منم همیشه تو نوجوانی و بچگی به خدا میگفتم که می‌خوام فقیر باشم

    من از وقتی که با استاد آشنا شدم و دارم هر روز به فایلهای گوش میکنم الان باید واقعا به سختی به یاد بیارم باورهای خرابم در مورد پول و ثروت

    من همون آدمی بودم که میگفتم پول برا چی می‌خوام پول به چه درد من میخوره از من گذشته که پول دار بشم

    و من همون آدمی بودم که میگفتم من حاضرم برا کسی مفتی کار کنم و اصلا هم پول نمیخوام و همین کار رو هم کردم یه دوسال پیش رفتم مغازه نانوایی رفیقم و براش مفتی کار کردم و به خودم میگفتم دلت به حال این بسوزه این نداره که بهت بده

    من همون آدمی بودم که دلم میخواست پول دار بشم ولی میترسیدم اینکه پولدار بشم و اون دنیا پام گیر کنه

    خلاصه نمیگم حالا ملیاردر شدم و اینا همش تموم شد نه من هنوز پنجاه ملیون هم تو حسابم ندارم

    خودتون دیگه بفهمید من چقدر باورهای اشتباه دارم در مورد پول و ثروت

    ولی خدارا شکر خیلی بهتر از قبلا شدم الان منی که همیشه بیکار بودم دوماه و خورده ای هست که میرم سر کار و کار میکنم و این چند مدت که نتونستم کامنت بنویسم یک تضادی برام پیش اومده بود و خدا کمک کرد که حلش کردم

    خیلی هم نجوا دارم از وقتی که میرم سر کار که آقا استعفا بده برو تو خونه مثل گذشته ات زندگی کن ولی من خیلی کلم خرابه همچنان با این نجواها و اینا دارم ادامه میدم

    چقدر شیطان تلاش کردی و میکنی تو واقعا خسته نشدی از بس بهم گفتی دیگه نرو سر کار

    خدایا شکرت با اینکه ذهنم داره میگه حالا تو چی نوشتی این کامنت بود تو نوشتی مثلاً

    ولی دمت گرم خداجون منو به خواستم رسوندی و کمکم کردی کامنت بنویسم

    خدایا دلم می‌خواد رابطه ام با صاحب کارم بهتر کنی

    خدایا دلم می‌خوام کمکم کنی تا ادامه بدم این مسیر رو

    خدایا کمکم کن تا خیر های خوب به گوشم بخوره و اتفاقات خوب برام بیوفته

    خدایا کمکم کن من به تو پناه میبرم از دست نحواهای شیطان

    خدایا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم

    ای مهربان تر از پدر و مادرم خدا

    خدایا تو منو هدایت کردی به این مسیر خودت هم کمکم کن تو این مسیر بمونم

    خدایا تو به من این عذت رو دادی پس خودت هم کمکم کن تا بتونم نگهش دارم

    خدایا من بغیر تو هیچی ندارم و هیچکی نیستم وهیچی نمی‌دونم کمکم کن تسلیم تو باشم و بشم

    براتون آرزوی ثروت سلامتی خوشبختی شادی آرامش حال خوب واتفاقات خوب و سعادت در دنیا و آخرت خواستارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای: