رابطه خداوند و ثروت در ذهن


نکته مهم:

ابتدا فایل صوتی و تصویری این فایل را به‌طور کامل گوش دهید، سپس سراغ خواندن متن توضیحات این صفحه بروید و تجربه خود را در بخش نظرات بنویسید.


در طی مدتی که در یک سفر تحقیقاتی هستم، با جمعی از افرادی آشنا شدم که به دنبال درک معنویت، تجربه‌های معنوی و مراقبه هستند.
در معاشرت‌هایم با آن‌ها – مثل همیشه – سعی کرده‌ام از طریق یافتن ارتباط‌های معنادار بین باورهای افراد و شرایط زندگی آن‌ها، قوانین خداوند را بهتر درک کنم تا دقیق‌تر بفهمم چه باورهایی، چه نتایجی را ایجاد می‌کنند.

در این تجربه، مثل همیشه، این ذهنیت مشترک را می‌بینم که:
در اعماق ذهن افراد معنوی و مذهبی، «ثروت» به‌شدت مذمت می‌شود و «فقر» به‌عنوان جلوه‌ای از انسان خوب، معنوی و خداپسند، مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرد. فرقی هم نمی‌کند که مسلمان باشی یا مسیحی، ایرانی باشی یا آمریکایی.

قبل از آشنایی با قوانین زندگی، من نیز به‌خاطر محیطی که در آن بزرگ شده بودم، از این قاعده مستثنا نبودم. وقتی برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگی‌ام را از ریشه حل کنم، متوجه شدم قوی‌ترین پاشنه آشیل و ترمز ذهنی من در برابر ورود نعمت و ثروت به زندگی‌ام، همین باور است.

سپس جهاد اکبری برای اصلاح این باور به راه انداختم. تحقیقات وسیعی درباره مذاهب و ادیان مختلف از جمله اسلام و یهودیت انجام دادم. بیش از ۶۰ بار قرآن را به شیوه‌های مختلف خواندم و در یک برهه طولانی، تمام تمرکزم را بر درک قوانین خداوند در قرآن گذاشتم تا بفهمم این باور فقر آور، چطور و از کجا ریشه گرفته است.

از آنجا که ذهن فقط با ابزار منطق کار می‌کند، برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطق‌هایی داشتم که به‌حدی از منطق‌های محدودکننده قبلی محکم‌تر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازند و اجازه تغییر این باور را از ریشه به من بدهند. در نهایت، در این فرآیند تحقیقاتی، من توانستم «روان‌شناسی ثروت» را از پایه و اساس بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.

در آغاز کار بر روی این باور که «پول را نمی‌توانی معنوی بدانی»، «ثروت و خداوند را نمی‌توانی در کنار هم داشته باشی»، و «ثروت، آدم را از خداوند و انسانیت دور می‌کند» و اصلاح آن، آرام‌آرام درهایی از نعمت و ثروت را به زندگی‌ام باز کرد. به یاد می‌آورم که در مدت کوتاهی، بدهی‌هایم تماماً پرداخت شد و یکی پس از دیگری به خواسته‌های مالی‌ام رسیدم.

سپس، آرام‌آرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، نه تنها جریان ثروت در زندگی‌ام بیشتر و باثبات‌تر شد، بلکه به آزادی مالی، زمانی و مکانی پایدار رسیده‌ام. پس از این تغییر و نتیجه بزرگ در زندگی‌ام، مثل همیشه تصمیم گرفتم فرآیند بهبود اوضاع مالی و رسیدن به استقلال مالی را با افرادی که آماده تغییر ریشه‌ای وضعیت مالی خود هستند، به اشتراک بگذارم؛ که در این راستا، دوره‌های روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ را تولید کردم.

تا کنون، هزاران نفر از دانشجویانم با عمل به آموزه‌های این دوره، اوضاع مالی خود را به معنای واقعی کلمه، به‌صورت پایدار متحول کرده‌اند که بخشی از نتایج آن‌ها را می‌توانید در سایت مطالعه کنید.


برمی‌گردم به موضوع این فایل:
در مراوده‌هایم با این افراد، ذهن من مثل یک شکارچی، در حال شکار الگوهایی بود که افراد معنوی درباره رابطه «ثروت با معنویت» دارند. گفت‌وگوهای آن‌ها، به‌وضوح باورهای محدودکننده‌شان درباره رابطه میان خداوند و ثروت را برایم آشکار می‌کرد و قانون را با دقت برایم مرور می‌کرد.

نقطه مشترک ذهنیت این افراد – که در جست‌وجوی معنویت بیشتر هستند – این بود که اوضاع مالی خوبی نداشتند. این برایم جدید نبود زیرا اولین الگوی قوی‌ای که من درباره باورهای محدودکننده و فقرآفرین شناختم، همین باور بود. اما موضوع قابل تأمل‌تر این است که:
این افراد اصولاً بدشان نمی‌آید که اوضاع مالی خوبی داشته باشند. حتی برای آن تلاش هم می‌کنند و بعضاً خیلی هم تلاش می‌کنند اما به نتیجه نمی‌رسند. زیرا این باور فقرآفرین که خداوند و ثروت را از هم جدا می‌داند، به‌اندازه‌ای قدرتمند است که فارغ از تلاش فراوان فرد برای تغییر اوضاع مالی‌اش، این باور به‌راحتی رشته‌های او را پنبه می‌کند و او را با مسائل مالی تمام‌نشدنی احاطه می‌کند و هرگز به آنها اجازه داشتن نتایج مالی پایدار را نمی دهد. آن‌ها بی‌خبرند از اینکه چطور با این ذهنیت، خودشان را از تجربه نعمت‌های فراوانی محروم کرده‌اند که خداوند مسخر همه بندگانش کرده است.


در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:

چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار دگرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمی‌تواند در کنار هم بگنجد و به‌قول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم می‌تواند به بهشت برود!

همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.

توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهی‌ها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکننده‌ای می‌رساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکته‌برداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:

الف)
چقدر در لایه‌های درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور می‌شوم؟
وقتی نعمت‌ها وارد زندگی شما می‌شوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر می‌شود، چقدر در لایه‌های پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمت‌ها به زندگی‌تان را حس می‌کنید؟
چقدر احساس می‌کنید که با ورود این نعمت‌ها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟

  • چقدر در مراوده‌های خود، این صحبت‌ها در زبان یا فکر شما می‌چرخد که:

فلانی که اوضاع مالی‌اش خوب شده، خدا می‌داند چه بی‌عدالتی، دزدی یا حق‌خوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
 پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛

  • چقدر می‌ترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت می‌کند؟
    چقدر در رفتارها یا برداشت‌های ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
    چقدر نسبت به درست‌کاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟

در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟

تجربه‌های خود یا افرادی را بنویسید که به‌خاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش می‌کنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک می‌کند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور می‌کند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درست‌کار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش می‌کنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.

ب)
همچنین، اگر روی دوره‌های روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ کار کرده‌اید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهی‌های این دوره‌ها:

  • چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
    به چه ایده‌ها و فرصت‌هایی هدایت شدید؟
    چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدم‌هایی وارد زندگی شما شدند؟
    چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
    و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟

منابع بیشتر: دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «M» در این صفحه: 2
  1. -
    M گفته:
    مدت عضویت: 617 روز

    به نام سیستم هدایتگر بشر

    سلام

    تاریخ 6 تیر 1404

    هرکه در این بزم مقرب تر است جام طلا بیشترش می دهند

    اینکه همیشه به ما گفته شده و تلقین کردن تمام ادیان و اشعار و صحبت های مردم جامعه که پول و خداوند چیزی جدا از هم هستن و خداوند کسانی که دوست نداره بهش پول می دهد و ثروت می دهد تا انقدر غرق در ثروت و نعمت باشند که یادشون بره خدا هست و برعکس هرکه در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند.

    من هم چون همیشه شعرهای عرفانی می خوندم آدم مذهبی بودم از پول برای خودم بت ساخته بودم و از پول خیلی بدم می آمد و ثروت چیزی جدا از خدا و ثروتمندان آدم های خوش و بی خیال بدون خداوند می دانستم.

    و از یک طرف دیگه توی جامعه ما تلقین می کنن که زشت هست که زن و دختر پول پرست و آهن پرست باشن

    انقدر که من حتی پول دستم می آمد باید به اصرار خرجش می کردم.

    و هیچ پس اندازی نداشتم .و از اینکه گفته شود مرضیه دختر خوش قلبی و ولخرجی مرضیه لارج هست

    مرضیه خسیس نیست

    مرضیه اصلا در بند پول نیست

    مرضیه اصلا پولکی نیست عمیقا این تعریف ها و تمجیدها خیلی خوشحالم میکرد که به به ببین بقیه میگن مرضی ولخرج و چقدر لارج دست به جیب هست.

    در حالی که یعنی چی وقتی خودم ندارم بخوام ولخرجی کنم در حالی خودم لازم دارم

    مازاد نیازمندی انفاق می کنن نه آن چیزی که خودت بهش احتیاج داری.

    یعنی من با پول قهرم و در ناخودآگاهم از اینکه ثروت مند باشم و بگن مرضیه دختر پولکی و پول پرستی هست خجالت می کشم.

    در حالی که پول دار بودن و در رفاه بودن یکچیزه

    پول پرستی و خساست چیز دیگری است و تعادل لازمه زندگیست.

    یعنی چی خدا عاشق فقرا و فقره؟

    هرکی درویش می شود باید لباس کهنه مندرس بپوشه و شام نخوره ریاضت بکشه خودش زجر بده

    گیاه خواری کنه و چله نشینی کنه دست از کل مال دنیا بکشه خودش در تنگنا قرار بدهد

    یعنی چی وقتی من خانه خودم نداشته باشم وقتی فرزندم در آسایش نباشه وقتی باید دائم در فرکانس نگرانی کمبود مالی باشم نتوانم یک مسافرت بروم این چه جور توکلی هست؟

    اگر خداوند مثل یک پدر قدرتمند یا مادر دلسوز فرض کنیم .آیا پدر و مادری که فرزند خودش دوست داره براش بهترین میخره یا میگه بزار سختی بکشه هیچی نداشته باشه گریه کنه اینجوری بهم نزدیک تر می شویم؟

    مثلا من به عنوان یک مادر دوست دارم بهترین ماشین دخترم سوار بشه خانه لاکچری داشته باشه

    مسافرت خوب بره لذت ببره شاد باشه تا منم شاد باشم

    من گرسنه هم بمونم دوست دارم آن در رفاه باشه

    این بعنی دوست داشتن

    بعد یعنی خداوند که رب العالمین که صاحب تمام مال ثروت قدرت دنیاست چرا باید از فقر یک نفر خوشش بیاد و دوست داشته باشد تا بنده هاش سختی بکشند و این سبب نزدیک شدنشون بهم بشه

    آیا جز این که ثروتمندان آدم های با خدا تری هستن؟

    خداوند در راس همه امور کل این جهان آفریده مثل دشت جنگل پول و ثروت و هزاران هزار نعمت تا ما ازشون استفاده کنیم و لذت ببریم

    خداوند چرا باید چیزی درست کنه که نخواهد ما ازش استفاده کنیم.؟

    خداوند عاشق فقر نیست عاشق ثروت است

    فقط این فرقش که نباید ثروت و زندگی دنیا ما اصل قرار بدهیم بلکه به عنوان یه وسیله ازشون لذت ببریم. خداوند رب العالمین هرکس که دوست دارد بهش ثروت بیشتر می دهد تا عزت داشته باشد تا بتواند راحت زندگی کنه تا بتواند به آرامش برسه .

    هرکه در این بزم مقرب تر است ثروت بیشترش می دهند

    اگر خداوند پادشاه عالم باشد هرکس که بهش نزدیکتر باشد ثروت بیشتری دارد

    مثلا وزیر ثروتش قابل قیاس با یک رعیت هست ؟

    هرچی نزدیک تر باشی به خدا پول دار تر خوشبخت تر و دررفاه بیشتری خواهی بود.

    یک نوزاد در نظر بگیر که در خانواده مرفع و دیگری در خانواده فقیر متولد می شود

    این دوتا کودک هردو پاک هستند و هردو خداوند دوست داره

    ولی مطمئن باش وقتی در ثروت باشی تو خدا رو بیشتر دوست داری .

    پس پول همان و تنها راه نزدیک شدن به خداست.

    من وقتی پول دارم انسان بهتری هستم خوش اخلاقم به راحتی برای عزیزانم و دیگران رفاه برقرار می کنم .

    ثروت مند بودن معنوی ترین کار دنیاست .

    و باید گفت پول قابل احترام است

    پول مقدس است

    پول بسیار مهم است

    پول برکت زندگیت است

    پول عامل پیشرفت است

    پول عامل آسایش است

    پول عامل خوشبختی است

    پول عامل شادی است.

    پول عامل سلامتی است

    پول از جنس خداست و یکی از بازوهای قدرتمند خداست.

    پول در راس همه امور است

    پول بسیار دوست داشتنی است

    پس انداز کردن کار انسان های عاقل و معنویی است

    پول مایه حیات است

    پول مایه شادابی است

    پول مایه افتخار است

    پول مایه سربلندی است

    پول عامل نیکوکاری و کارهای خوب است

    پول عامل رشد است

    پول به من آرامش می دهد و دغدغه های من را کم می کند

    خیلی خوب است که من وپول هم دیگر دوست داریم مثل دوتا خواهر صمیمی هستیم.

    پول به من آزادی می دهد

    پول تنها راه رسیدن به خداست

    من عاشق پول هستم

    جای پول در قلب من است

    پول با ارزش ترین موضوع زندگیت

    پول به زندگی جان می دهد

    من همواره به پول احترام می گذارم

    من هروز پول و ثروت بیشتری بدست می آوردم

    پول دار بودن با شکوه و با عظمت است

    پول دار بودن عامل افتخار من است

    پول دار بودن قابل ستایش است و پول دار ها انسان های خوب کار درست و شریفی هستند و قابل احترام

    پول با ارزش ترین چیز نزد من است

    پول یارهمیشگی من است و بازوی قدرتمند برای یکی شدن با خداوند هست

    من و پول باهم دوست هستیم

    من اگر خدا دوست داشته باشم باید ثروتمند باشم

    و خداوند هم اگر من دوست دارد باید به من پول بدهد.

    هرکس با ایمان است و به خدا ایمان دارد ثروتمند تر است

    پول همان خداوند است و خداوند همان ثروت است

    خداوند عاشق تجمل و ثروت است و از پیشرفت و گسترش خوشش می آید.

    خداوند یار یاور ثروتمندان است و از فقر فقرا بدش می‌آید

    چرا که اگر فقر دوست داشت لازم نبود انسان فقیر گرسنگی بکشد و بمیرد

    خداعاشق هرکی که می شود بیشتر بهش روزی و ثروت می دهد

    خداوند پول را دوست دارد

    خداوند صاحب تمام ثروت هاست و هرکس که عزیز تر براش بهش پول بیشتری می دهد و می خواهد تو رفاه باشه

    خداوند بنده های محبوبش غرق در نعمت شادی می کند تا آسایش تجربه کنن

    من مرضیه اگر در نزد خداوند نزدیک مقرب محبوب باشم باید پول دار باشم و پول زیادی تو کارتم باشه.

    هرجا ثروت هست خداوند همان جاست خداوند لذت می برد از پول از ماشین گران از خانه های زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  2. -
    M گفته:
    مدت عضویت: 617 روز

    به نام سیستم هدایتگر بشر

    سلام

    من اولش گفتم نه من اینجوری نیستم ولی وقتی عمیق فکر کردم دیدم آره احساس گناه دارم. همیشه تو دوران مدرسه این افکار داشتم که جلوی بقیه دوستانم خوراکی نخورم نکنه بقیه نداشته باشند بخورند و حسرت بخورن و تو دلشون حالتی باشه که من متوجه نیستم برای همین یا به تعداد کل بچه های کلاس خوراکی میگرفتم یا باهمه تقسیم میکردم و تعارف می‌کردم به همه.

    اینکه نمی رفتم رستوران مغازه بیرون که نکنه بقیه ندارن بخورن ببینن حسرت بخورن.

    نمی رفتم مسافرت عکس نمی گیرم نکنه دل بقیه بشکنه شو آف باشه

    ویژگی بعدی که داشتم بخشیدن وسایل خودم به دیگران بودن از دست بند تا ساعت تا لباس و خودکار وسایل دیگه هرکس میگفت چقدر یک وسیله ات زیباست تعارف میکردم مال خودت انقدر اصرار تا طرف قبول کنه انگار به احساس آرامش می رسیدم می بخشیدم وسایلمو از گردنبند نقره تا لباس تا کیف تا هرچی که هرکس میگفت قشنگ انقدر اصرار میکردم تا می دادم به طرف .

    ویژگی بعدی اینکه اصلا پس انداز بلد نیستم اصلا انگار با پول جمع کردن مشکل دارم .اینکه به صورت مخفی یک کارت داشته باشم که توش پولی نگه دارم میگم خساست اخلاق بدی هست .مثلا تو کارتم 1 میلیون هست اون به بقیه میگم و به صورت خودمختار وقتی اطرافیان میگن نداریم میزنم تو کارتشون انگار به آرامش می رسم وقتی هیچی تو کارتم نیست هیچ وقت موجود کارت من بالای 6 میلیون نبوده .چون هرموقع پول میاد تو کارتم یا خرید های اشتباه انجام می دهم یا می بخشم به دیگران یا میگم چیزی لازم ندارید یا به صورت خودکار می روم وسیله میگیرم برای خانه .

    مثلا جای اینکه مثل خیلی از همسن سالام پول جمع کنم طلا بخرم همش احساس گناه دارم وقتی پول دستم هست .

    این احساس گناه خودش به شکل زیر نشان می دهد :

    1_وقتی پول تو کارتم هست سریع به دیگران می گم و می خواهم ببخشم بهشون انگار پول تو کیف ام هست خوابم نمیره انگار رنج می کشم داخل کیفم مثلا 100 هزار تومان باشه سریع اون از کیفم در میارم می دهم به یکی اونجوری آرام میشم میگم خوب خداروشکر من هیچی ندارم انگار پول داشتن گناه می دانم یا یه کار ناپسند یا اینکه در مخالفت با وجدان اخلاقی اصلا سیاست زنانه ندارم.

    2_پس انداز صفر میگم در لحظه باید زندگی کرد .

    3_اینکه میگم طلا داشته باشم که چی بزار بدهم همسرم بفروشه یا همش هر طلایی داشتم ازبچگی دادم یکی فروخته خورده چون تو ذهنم طلا داشتن مساوی یک آدم ابینس اسکورج طور هست یعنی میگم اونایی که سرتا پاشون طلا میگیرن خیلی دمده هستن.خسیس هستن.از نخوردن به اینجا رسیدن.اینا یک مسافرت خوبی نرفتن فقط جمع کردن مثل مورچه ها .عقده دیده شدن دارن

    می خواهند باهاش پز بدهند دل بقیه بشکنن .می خواهند بگن مثلا ما خیلی داریم.

    دهاتی بازی که 20 تا النگو بندازی تو هر دستت.

    انگار اونایی که فقط به فکر طلا هستن آدم های خودپسند و خودشیفته و فقط به فکر خودشان هستن.

    انگار هرکس پولدار تر تو ذهن من طلا میخره می‌خواهد باهاش دل بقیه بشکنه یا باهاش کلاس بزاره خود برتری منیت داشته باشه بگه خوب من طلا دارم تو چی داری. یا مثلا میگن فلانی دیدی طلا داره ولی تو عمرش یک کتاب نخونده یک صفحه مطالعه علمی نداشته

    یا دیدی میگن مثلا دندان هاش خراب ولی سرتا پاش طلا میگیره مثل انسان های اولیه .

    یا مثلا میگن طرف هرچی ندیده بدیده تر النگوهای دستش بیشتر.

    یا مثلا چون بعضی شهرها خیلی طلا میخرن یا تو عروسی هاشون خیلی طلا می دهند این صحبت هست که بابا مگه اینجا شهرستان انقدر به خودت زیور آلات وصل کردی .

    بعدش دیگه به واسطه این دزدی هایی که میشه یا این گرانی ها ترس اینکه طلا داشته باشی دزد بیاد خفتت کنه یا گردبندت بزنن دستت قطع کنن یا بلایی سر خودت بچه ات میاد

    اینکه طلا داشته باشم بعدش بخوام بندازم باهاش فخر بفروشم .

    آیه 37 سوره اسرا و در زمین با تکبر و سرمستی راه نرو که تو هرگز با قدم هایت نمی توانی زمین را بشکافی و هرگز در بلند قامتی به کوها نمی رسی.

    چون کسانی دیدم که مثلا پول دار بودن طلا داشتن

    باهاش فخر فروشی کردن مثلا آمدن کلاس گذاشتن برای من یا مثلا خودشان گرفتن دید از بالا داشتن به بقیه یا النگوهای دستشون در معرض نمایش میزاشتن دستشون تکون میدادم بگن ما الان النگو داریم .

    یا مثلا شده بود زن عموهای من وقتی طلا می خریدن می آمدن برای مادر من فخر فروشی میکردن یا کلاس میزاشتن .

    یا مثلا تو عروسی ها انگار هرچی بیشتر طلا بریزن سر گردنشون آدم مفتخر تری هستن .

    یا اینکه مثلا میگم آدم باید شعور داشته باشه فرهنگ داشته باشه تحصیل کرده باشه طلا میخواد چیکار طلا دارن ولی فرهنگشون در حد گاو می باشد.

    یا مثلا اینکه طرف به واسطه طلاهایی که داره میگه دخترم به هرکی نمی دهم فخر فروشی میکنه وقتی حتی یه پسر با ایمان میره خواستگاریش

    میگن تو در شان ما نیستی تو در حد ما نیستی تو بدرد ما نمیخوری پولت چیه خانه ات چیه .

    برای همین باعث شده ناخودآگاه از طلا خریدن طلا داشتن بدم میاد.

    یا اینکه همیشه تو اینستاگرام یا تو فضای مجازی یا تو صحبت های عامیانه دخترایی که مثلا خانواده هاشون طلا میخواستن یا دختره ملاکش برای ازدواج طلا میخواست کوبیدن که دختره شرف نداره وجدان نداره پولکی هست خودش به پول می فروشه

    بسیار دیدم آدم هایی که میگن آه دختر پولکی هست

    اینا پول پرستن که تو ازدواج دنبال پول طلا هستن.

    یا اینکه هرکس که طلا زیاد میندازه تو فضای مجازی یا حضوری میگن چقدر فخر فروشی میکنه چقدر ندیده بدیده

    معلوم نیست حق کی خورده اینجوری شده به فکر مردم نیست.

    تو این وضعیت که مردم تو فلاکت بدبختی هستن نان ندارند بخورن تو با زندگیت طلاهات فخر میفروشی.

    یا همسرم میگه همیشه خانم های نامناسب تو زمان قدیم طلا آویزون گردنشون میکردن. یا اوج بی کلاسی این حجم طلا

    طلا بفروشی بری سفر بفروشی زندگی کنی تو لحظه آمد مردی بمونه برای کی برای وارث بخوره ببخشید مدفوع کنه تو روحت.

    مگه ننه بابای من چی گذاشتن برام .

    طلا بفروشی بری مسافرت خارج عشق حال

    آمدیم که عشق حال کنیم. یا اینکه تو ذهنم این من طلا دوست ندارم یا طلا ظریف خوبه یا اینکه بگم من خاصم برخلاف بقیه دخترها پولکی نیستم میگم طلا نمیخوام یا بفروشیم بزنیم به زخم های زندگیمون

    مثلا فداکاری.

    یا مثلا اینکه میگم حس خفگی میده طلا داشتن

    4_اینکه اگر پس انداز مخفی داشته باشم یا اگر پولی باشه تو کارتم ندهم به همسرم حتما دوستش ندارم وقتی شوهرم تو کارتش پول نباشه چرا باید من پول داشته باشم اون مرد خانه خرج میکنه بزار تو کارت اون پول باشه .می روه بیرون غرورش خورد میشه تو کارتش نباشه حالا من زنم چیزی نمیشه نباشه تو کارتم

    5_چون هیچ وقت پول تو جیبی پدرم یکجا نمی‌داد هرچی می خواستیم باید از خودش درخواست می کردیم و اون برامون فراهم می‌کرد یا مثلا همیشه تو کارتم پولی نبود خیلی زیاد و مایحتاج پدر ومادرم فراهم میکردن این هنوزم در ذهن من هست .

    6_وقتی می رفتم سرکار حقوقم بین همه تقسیم میکردم بدون هیچ آینده نگری.مثلا میگفتم مادربزرگم نداره مادرم چی خاله چی و….می زدم تو کارتشون ایثار گری دیگه.بعد خودم پولم تمام می‌شد قرض می‌کردم از پدرم.یا تو فشار قرار می گرفتم

    مثلا یه مبلغ زیاد برو وسیله بگیر یا خوراکی بخر برای خودم یا همکارم یا کادو بگیر خوراکی بخر اسباب بازی بگیر برای خودشیرینی الکی برای دختر همکارم.

    یا مثلا وقتی مددجویان و دیگران دستشون جلوم دراز میکردن هرمبلغی داشتم شده خودم نداشتم قرض مبکردم می دادم بهشون.مثلا طرف میگفت خدا خیرت بده پول برقش می ریختم .یا مثلا می رفتم خوراکی و لیوان جایزه می خریدم برای بچه هاشون این ها کارهای خوبی هست اما وقتی خودت به اون ثبات مالی برسی نه وقتی خودت نداری میخوای منفی بشی

    اینکار به صورت افراطی میکنم

    هرموقع کسی می بینم می بخشم بهش پول از کودکان سر چهار راه گرفته تا معلولین تا هرکسی معتاد و….

    حالا دلیل بخشیدن پولم و صدقه دادن :

    1_اینکه همیشه گفتن صدقه 70 نوع بلا رو رفع میکنه صدقه معامله با خداست .مثلا تو اگر مشکلی داری بدبختی داری میای پول می دهی به نیازمندان نذری می دهی خداوند هم حاجت روات میکنه .خداوند یه انسان تو دین مذهب ما که یه کاری کنی براش 10 تا کار میکنه برات .

    هرموقع مشکل داری تا کاری براش نکنی کاری برات نمی کنه .

    اینکه مثلا بیا نذر کن فلان عید شد شربت بده شیرینی بده شیر بده

    برو امام زاده پول بده طلا بده .

    اینجوری هم خودت حاجت روا میشی هم یه کادو هدیه دادی به نیازمندان.

    یا اینکه مثلا هزاران صلوات بفرست یا ذکر بگو یا مناجات بخون یا گریه زاری کن تا خداوند دلش به رحم بیاد .

    فلان آیه قرآن مثلا سوره شوری 1001 مرتبه بخون تا خدا برات کاری کنه آخه چرا مثلا خدا باید من آنقدر ذکر بگم تا کاری کنه برام .

    یا مثلا فلان شهید سیب دوست داشته میخوای حاجت روا بشی باید چندین کیلو سیب بخری پخش کنی تا حاجت روا بشی.

    یا مثلا اینکه میخوای حاجت روا بشی خداوند باید بهش قرض بدهی قرض نیکو.

    2_از کودکی تک تک معلمان و افراد اطرافم می گفتن خدا خیر بده فلانی رو چقدر آدم خوبی دست به خیر داره اصلا به فکر خودش نیست هرچی داره می دهد به مردم.یا اینجوری با کمک به بقیه اون هارو شاد میکنه سرحال میکنه قلب یه کودک از خوشحالی می لرزه .از بچگی تو مدارس به ما یه صندوق صدقه می دادن می گفتن پولتون بریزید داخلش بدهید به ما تا ما هم به کودکانی که ندارند تو مدرسه کمک کنیم خدا اینجوری شمارو بیشتر دوست داره .خدارو خوش میاد اینجوری حس عذاب وجدان می دادن که شما که لباس نو دارید ولی دوستتون نداره اون دلش می شکنه گناه داره .

    یا اینکه مثلا جشنواره عاطفه ها بیاید لباس بیارید برای بقیه پول بیارید برای بقیه.

    اینکه در تک تک صحبت های ما ایرانی ها این هست که آدم خوب مناسب کسی که قلب بزرگی داره هرچی داره می بخشد و می دهد تا خدا براش جبران کنه.

    3_اینکه با اینکار هم بلا از خودم دور میکنم هم چشم زخم رو هم اینکه اون دنیا خدا بهم خیر می دهد میگه مثلا فلان تاریخ پول دادی به فلانی بهشت خریدی برای خودت.مثلا اینکه ما میایم این دنیا با بخشیدن پول به دیگران

    برای خودمان خانه می خریم تو آخرت این دنیا که فانی هست مال دنیا به دنیا میمونه چرا به فکر بهشت ماندگار نباشی.

    4_خدا کسانی که کمک می کنن به نیازمندان خیلی دوست داره .

    • و آیاتی مثل سوره بقره، آیه 261:

    “مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَهٍ مِائَهُ حَبَّهٍ وَاللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ” (داستان کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، همانند دانه‌اى است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه، یکصد دانه باشد و خداوند براى هر کس بخواهد (این پاداش را) چند برابر مى کند، و خداوند گشایشگر داناست). 

    • سوره بقره، آیه 262:

    “الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا یُتْبِعُونَ مَا أَنْفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ” (کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، سپس منت و آزاری به دنبال انفاق خود نمی‌آورند، پاداش آنها نزد پروردگارشان است و نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می‌شوند). 

    • سوره بقره، آیه 270:

    “مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَهٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُهُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصَارٍ” (و هر آنچه انفاق کنید یا نذری کنید، خداوند آن را می‌داند و ستمگران یاورانی ندارند). 

    • سوره آل عمران، آیه 92:

    “لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ” (هرگز به (حقیقت) نیکوکاری نمی‌رسید تا از آنچه دوست دارید (در راه خدا) انفاق کنید و آنچه انفاق می‌کنید، خداوند از آن آگاه است). 

    • سوره حدید، آیه 18:

    “إِنَّ الْمُصَّدِّقِینَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ کَرِیمٌ” (مردان و زنانی که انفاق می‌کنند و به خدا قرض نیکویی می‌دهند، برای آنها دو چندان می‌شود و پاداش پر ارزشی دارند

    پس من باید کمک کنم به دیگران یا داستان هایی که راجب قارون می گفتن که خدا ثروتش یه جا گرفت ازش

    یا داستان های زیادی که فلان کشاورز خسیس بود مزرعه اش آتش گرفت بچه اش مرد .

    یا داستان هایی که حماسه سرایی کردن از پهلوانان و عارفانی مثل پوریای ولی که هرچی داشت بخشید به دیگران یا مثلا حاتم طایی یا کسانی که در تاریخ ماندگار شدن چون هرچی داشتن بخشیدن به دیگران یا خودشان فدای دیگران کردن مثل تختی مثلا تختی خودش نمی خورد ولی میداد به دیگران‌

    یا مثلا الان رسول خادم خودش وقف کرده برای مردم میگن آدم خوبی هست.

    انگار تو فرهنگ ما آدم خوب کسی که خودش فدای مردم‌میکنه هیچی نداره هرچی داره نداره می بخشه

    تو ذهن من این هست که اگر میخوام آدم خوب باشم بهشت برم خدا دوستم داشته باشه باید خودم فدای بقیه کنم و هرچی دارم ندارم ببخشم.

    5_اینکه ذهنیت این دارم کاش خدا بهم پول بده منم ببخش به بقیه دست خدا بشم.مثلا میگفتم کاش پول داشنم خیریه می زدم آسایشگاه می زدم .کمک دانشجوها می کردم کتابخانه می زدم .انگار ذاتا پول داشتن چیز کثیفی هست که باید بخشیده بشه زکات خمسش داده بشه تا اون پول تمیز بشه.همیشه میگفتم کاش داشتم می دادم به دختران فقیر

    چون خودم نتوانستم آنچنان مرفع باشم پس بزار کمک کنم به بقیه .

    من پول برای خودم و لذت تفریح خودم نمی خواهم پول می خواهم تا بدهم به بقیه .

    6_اینکه کاش خدا بهم بده منم بدهم به پدر و مادر خاله دایی عمو عمه و…….گناه من یک نفر داشته باشم عشق حال کنم ولی خواهرم تو نداری باشه تو فقر باشه من حال کنم برم شمال جنوب عشق حال ولی خواهرم بمونه تو فروشگاه کار کنه.

    پس خوب نیست منم نمیخوام لذت ببرم .

    7_اینکه آدم های مرفع بی درد آدم های ظالمی هستن فقط به فکر خودشان هستن .انگار نه انگار مردم عادی هم آدم هستن ظالم ها برای خودشان خانه خریدن اونم نه یکی نه دوتا 10تا 10 اون موقع یکی مثل من یه خانه هم نداره.کاش میشد آدم های ثروتمند نابود بشن که خانه های میلیاردی میلیاردی دارن تو دختر بازی پسر بازی پارتی عشق حال مسافرت های خارجی

    این همه آدم هم هستن که تو فقر نداری تو جنوب کشور دارن میمرن.ثروت مند ها کثیف ظالم هستن پی عشق حال خانم بازی درینک زدن با بچه های بی عرضشون که فقط حق افراد باهوش میخورن.

    با پول باباشون کلاس میزارن .

    اون موقع یک فرد شایسته مثل من حتی نتوانست به هیچ جا برسه چون آدم های ثروتمند بودن با پول پدرشون رفتن دانشگاه های خاص شهریه دادن .

    اصلا خوشم نمیاد تو ناهشیارم از ثروتمندان اونا آدم های طماع حریص دزد مال مردم خور هستن که با ثروتشان پا میزارن روی حق افراد بدبخت که ناشایست بی عرضه هستن که فقط به فکر خودشان هستن .

    واقعا تو ناهشیارم خیلی از ثروتمندان بدم میاد تازه متوجه شدم .میگم مثلا من چرا نباید تو رفاه آسایش باشم بعد اونا انقدر داشته باشن .

    منم پول نمیخوام چون پول داشته باشم مثل اونا میشم یه آدم کثیف که فقط به فکر خودمم وجدان و احساسات ندارم و فقط در بند دنیا هستم

    8_اینکه چرا من باید خانه بخرم چندتا خانه داشته باشم در حالی که این همه آدم کارتون خواب هست.چرا من باید خیلی پول دار باشم درحالی که بقیه نان ندارن بخورن ‌من نهایت یه خانه یه ماشین بسته. بزار به بقیه هم برسه .من اگر هرچی هست بردارم پس بقیه چی میشن بقیه مگه آدم نیستن .کلی خانه خالی داشته باشم بقیه بدبخت باشن.

    9_خداوند عاشق فقرا طرفدار مظلومان مساکین هست و از افراد پولدار بدش میاد.

    خدا، دعای بنده‌هایی که خیلی دوسشون داره رو اجابت نمی‌کنه تا اونا هم بیشتر صداش کنن و خدا می‌خواد صداشون رو بشنوه و اینا (که فکر می‌کنم منظورش از صدا کردن، گریه و ناله بود) ولی دعای اون آدمایی که خوشش نمیاد رو سریع برآورده می‌کنه و میگه بذار من این چیزی که می‌خواد رو بهش بدم تا زودتر دهنش بسته شه و صداشو نشنوم!

    انگار مثلا خدا رابین هود هست .

    درادامه جملاتم یک‌

    1_یک عمر مادرم میگفت خداروشکر که پول نداریم ولی سالمیم فلانی پول داره ولی همش تو بیمارستان

    پول نداری که نداری همین که سالمی خداروشکر برو بیمارستان سوختگی یا بیمارستان سرطانی ها بچه های کوچیک ببین چقدر خوبه که سالمی .

    انگار هرکی پول داره بدبختی های دیگه داره .

    مثالش

    1_هرکه بامش بیش برفش بیشتر یعنی پول دارها دغدغه هاشونم‌پول دارنه و بیشتر هزار جور دغدغه دارند.

    2_چه فایده طرف پول دار ولی شاد نیست مالش مال حرامه با مال مردم رسیده به جایی گنج‌پیدا کرده دزدی کرده

    3_طرف پول دار ولی بچش سالم نیست همش چشم میخوره

    4_فلانی پول داره ولی شوهرش زنش خراب هستن بچه هاش نادرستن.

    مثلا میگن یا تو فیلم ها نشان می دهند مردی که پول دار هست مییره زن جوان میگیره بعد زنش ول میکنه میره با بعدی یعنی مردها اگر پول دار بشن خیانت میکنن تو فیلم ترکی سیب ممنوعه مرد نقش اول فیلم که خیلی پول دار بود 10 تا زن عوض کرد و هر دقیقه به یکی خیانت می‌کرد.

    5_مردهایی که پول دارند چه فایده اصلا وفاداری بویی نبردن بویی از انسانیت نبردن بویی از شرافت نبردن.چون پول دارن هر دقیقه بخوان میزنن زیر زندگیشون میرن با یکی دیگه .چون رفاه مالی دارند زن بچه در رفاه مالی میزارن و می روند با خیال راحت سراغ دخترهای دیگه‌چون دخترام دنبال پولن سریع باهاشون رفیق میشن.

    مرد نباید شلوارش دوتا بشه چون اون رفاه مالی داشته باشه دیگه چون دغدغه نداره شروع میکنه مخ دخترها زدن خانم بازی کردن.

    مرد هرچی پول دار تر خیانت کار تر .همش هم تو فیلم های ایرانی نشان دادن که مثلا شریفی نیا پول داره و داره خیانت میکنه .

    مثلا طرف دکتر ویلا داره

    زن می بره ویلاش .

    انگار اینکه دوتا خانه داشته باشیم چندتا ماشین فکر میکنم شوهرم میره یکی می بره تو اون خانه ها منم نمی فهمم که.

    6_طرف پول داره ولی شعور صفر مرام معرفت صفر انسانیتش صفر

    7_فکر میکنم اگه پولدار بشم خودمو میگیرم

    افاده ای میشم

    8_یا عمیقا باور دارم که ادم های پولدار شباااانه روزی کار میکنن و هیچ تایم ازادی ندارند

    سطح دغدغه ام بیشتر میشه

    9_اگر پولدار باشی فردا جنازه ات خاک نشده پول ارث میخوان.بی پولا که دعوا نمیشه سر جنازشون بچه هاشون با معرفت تر هستن برعکس پول دارها بچه هاش احساس ندارند جنازه ننه بابای وسط هست موهای هم می کشن باهم دعوا میکنن. یا‌پول دارها بی احساس هستن مادر پدر میزارن سالمندان‌

    بچه های پایین شهر بامعرفت تر هستن تو رفاقت تو دوستی تو همه چی ولی پول دارها افاده ایی هستن .

    10_درسته پولدارن ولی بلد نیستن چطور حالش ببرن ما که بلدیم نداریم

    11_من همسرم درسته پول نداریم ولی عاشق همیم تو چند متر جاهم باهم زندگی می کنیم ولی طرف تو پنت هوس ولی بهم‌خیانت میکنن بنیاد خانوادشون از هم‌پاشیده ولی شوهر من شده با عشق یه کیک میخره برام .

    12_زن هایی که شوهرشون با عابر بانک اشتباه میگیرن خیلی بی ارزش هستن و انگار کالا هستن خودشان با پول مبادله میکنن.انسان باید مرام‌معرفت داشته باشه انسان باید انسان باشه

    13_الان که جنگ شده نگاه دنیا چقدر بی ارزشه این همه ماشین خانه زندگی موند زیر بمب خانه زندگی می خوایم چیکار همین که سالمیم بسته

    شاهان همه رفتن کاخ ها به جا مانده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای: