اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
دوهفته هست قفلی زدم روی این فایل چون هرچی کار میکنم میبینم نتایج روزانه داره میات
امروز همسرم بهم گف پول نقدتو نگه دار خودم برات پول میزنم
چون خاستم بهش پول نقد بدم ک ب کارتم پول بزنه ک پول بیات رو کارتم اونم گف پولتو نگه دار منم برات پول میزنم ب کارتت بیات
خدایا شکرت اولین جذب اول صبح امروزم بود
با مادرم تلفنی حرف زدم و گفت فلانی 200 تومان هدیه داده واسه بچت اومدم پولشو میارم بهت بدم
بریم سراغ کشف بعدی :
امروز با مادرم تلفنی حرف زدم چقد واضح متوجه شدم من این باورها بهم تزریق شذه هرکس وضعش خوب بشه ادم مغرور و خسیسی میشه
چون مادرم لاب لای تعریفاش داشت میگف چقد بعضیا وضعشون بهتر میشه مغرور میشن و معمولا افرادی ک مثل ما فقیرهستن ادمای خوبی هستن دست دلباز و مهربانن ب مال دنیا اهمیت نمیدن منم گفتم درسته
کلا من خیلی وقته بحث نمیکنم سر قوانین با اطرافیانم
چقدر واضح ادما باورهاشون رو حرف میزنن
میگم اونا نان باورهاشون رو میخورن
منم نان باورهامو نوش جان میکنم ..
یعنی خودم و تمام اطرافیانم از بچگی تا میدیدیم یکی وضعش یا کلا لباسش بهترشده شیک شده طلا خریده ماشینی خریده سریع تق قضاوتش کردیم و غیبتش کردیم ک چقد فیس و مغرور شده و منم منم میکنه بخدا دقیقا همین لحن رو داشتیم ..
حسادت و خشم تمام وجود مارو پرمیکرد از طرفی ک ب جایی رسیده
چقد حرفها شنیدم و گفته شده بهم
یادمه من مجرد بودم کار میکردم همیشه ی خدا حسابم صفر بود
تا حقوق میزذن تق خرجش میکردم
یادمه یکی از دوستام یکبار دراومد بهم گف بچه وایسا مث ادم کار کن پول بساز
اون موقه ها حقوق دوستام بالای 500 هزار تومان بود و من حقوقم میگفتم برسه ب 300 بسه مگه میخام چکار بذار فقط موبایل دلخواهمو شارژ و مانتوم رو بخرم
ومن هرگز ب این موضوعات فکر نمیکردم بقول شما مثل ربات زنذگی میکردم
اخه چطور دوست نداری حقوقت بالاتر باشه
ی مقدار از خریدن موبایل و مانتوت اضاف بیات کارت بانکیت صفر نشه اخه چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
غیر اینه ک پول تو ذهنت یک چیز بدی بود
غیر اینکه علاقه ب پول نداشتی
غیراینه ک اصلا ب وضع مالیت حتی فکر نمیکردی یکم درستش کنی ک فردا بتونی برای خودت چیزی داشته باشی ارامش بیشتری رو تجربه کنی …
زمانی اومدم ب پول فکر کردم ک بشدت در مضیقه بودم و دستم جلوی شوهر بیکارم و پدر فقیرم دراز بود
وای ازین روزها ک چقد درد ناکه ک تمام عزتت زیر سوال میره
اما جهان درس بسیار عالی بهم داده تا زنده باشم توفکر این باشم ک من همیشه باید وضع مالیم خوب باشه و هربار بهتر بشه
و الان نسبت ب قبل جذبای مالی بیشتری دارم و هزینه هام راحتتر تامین میشه چ کار کنم چ کار نکنم
شغل مورد علاقمو دارم
وای دیروز خبری بهم رسید از دوست همون زمان مجردی هام ک با من کار میکرد اصلا تعجب کردم ک همون شرایط قبلی رو هنوز داره بعداز 12 سال هنوز همون تنهایی
هنوز همون شغل
همون محل زندگی
دوست صمیمی من بوده قبلا و چندین ساله 10 ساله ازش بی خبرم
تعجب کردم اصلا
و گفتم خدایا من چقد وارد ترسهام شدم چقد زندگی من عوض شد
من از روستای جنوب کشور
ب شهر شمال کشور اومدم
من از شغل و کارگری توی شهرک صنعتی
اومدم مهارت کسب کردم و توی کار مورد علاقه ام وارد شدم
از تنهایی و نامزد درب و داغون و روابط عاطفی افتضاح اومدم ب رابطه خیلی خوب باعشقم ک هرکاری بخام انجام میده و دوستم داره و باهم خوش هستیم
گفتم طی این 10 سال من 3بار مهاجرت کردم
واقعا من نمیتونم یکجا باشم و هیچ تغییری در زندگیم ایجاد نشه حتی دوستام هر چند سال دارن عوض میشن
مثلا اون موقه این دختر خانم گل دوستم بوده الان هیچکدوم از اون دوستان اون زمان نیستن و هیچ اثری ازشون در زندگیم نیس
من تا پارسال رابطه خوبی با جاریم داشتم و هر هفته یا 2 هفته برای احوالپرسی تماس میگرفت ماهی یبار میومد دیدنمون و حداقل ارتباطی باهاش داشتم و یادمه همین فرد چندسال پیش بامن صبح تا شب بود و کلا رفتار و اخلاق و زندگیمون کپی هم شده بود ک همش تقلید از همدیگه بود و اصلا فکر نمیکردم درکل ک من باید سبک خاصی داشته باشم و نباید برگی روی اب باشم
و الان یکمدته طولانیه چند ماهه هست ک منو جاریم ارتباطی باهم نداریم و کاری ب هم نداریم ک من موندم گفتم عجیبه هیچ خبری ازش نیست هیچ تلفنی هیچ پیامی ک برای خبر گرفتن یا احوالپرسی باشه نیست ک نیست
فقط 2 بار ک از هم خبردار شدیم من واسه کاری باهاش تماس گرفتم
میگم خدا چطور همه رو از من دور کرد و این فضایی ک بازشد باعث شد من دنبال هدفم ک بحث مالی و افزایش مهارتم هست بیشتر برم و فکر میکنم ماها وقتی رو بعد مالی میایم کار میکنیم فاصله ما باافراد دورو برمون زیادتر میکنه چون اونا بیشتر باورای مخرب دارن ک روزانه دارن تکرارش میکنن و خدا داره ورودیهای مارو کنترل میکنه اونارو دور میکنه تا نشنویم مخصوصا افرادی ک مشکل مالی دارن و همیشه مینالن
افرادی ک دنبال بی کیفیت ترین اجناس هستن و احساس لیاقت نسبت ب داشتن چیزهای گران و رفتن ب جاهای لاکچری نمیکنن
وقتی میام رو این فایل کار میکنم میبینم قشنگ فاصله من باافراد ثروتمند کمتر میشه احساس بهتری نسبت ب اینده مالیم دارم
خدایا من ب هرخیری از سمتت بهم برسه فقیرم ..
چقدر کامنتهای این فایل دیوانه کنندست اصلا فرکانس این فایل خیلی بالاست و من دریافتش کردم هربار گوش،میدم کامنتهاشو میخونم بیشتر اشغالا رو تو ذهنم پیدا میکنم
گرفتم و اون گف هدیه تولدمیخام برات واریز کنم شماره کارتت هم دارم
خوشحال شدم
گفتم خدایا شکرت ک از همه جا داری برام میفرستی و تو هدفم دارم جلو میفتم
چون هرچی داره مهارتم بیشتر میشه توی کارمورد علاقه ام و پول جذب میکنم ابزارهامو زیادتر میکنم
این کار داره توسعه پیدا میکنه و اینده عالی در انتظارمه مطمعنم …
فاصله من و اون هدف ترمزهایی هست ک با برداشتن هرکدومشون مسیرم داره هموارتر میشه و راه روشنتر میشه و نشانه ها از نتایج بزرگ داره میات …
خداروشکر میکنم ک با یک تغییر چ اتفاقاتی داره میفته
کارهام خیلی سخت و بادوندگی یکمدت پیش میرفت و هدایت شدم ب فایل مقدمه دوره شیوه حل مساعل
و کارگاه ایده پردازی ثروت 2
ک از خودم سوال ها پرسیدم تو دفترم نوشتم چکار کنم کارهام راحتتر پیش بره
و همین سوال باعث شد ب جوابهاش هدایت بشم فقط توی 3 روز خیلی چیزها تغییر کنه
همسرم اومد و گف از فردا صبح زود ساعت 8 بیدار بشید ک خوابتون تنظیم بشه
و من الان چندروزه دارم 8 صبح بیدار بشم ب کل کارهام دارم میرسم چقد راحت شدم استاد
راحت ب کارهای خونه میرسم ب کار خودم میرسم ب بچه هام و به کار کردن روی فایل ها میرسم چنان شور و شوقی در من ایجاد کرده
موضوع بعدی هم توی،کارم خدا گفت ابزارتو بهتر کن چیز بهتر بخر اینم پولش
و مشکل کمالگرا بودنت روش کار کن چرا باید اینهمه حساس و کمالگرا باشی تا افرادی این چنینی مشتریت باشن و اینقد بهت سخت بگیرن اذیت بشی روی کاری ک تمیزه بخان ایراد بذارن ک دوباره کاری بشه برات و بگی این پول خیلی سخت بذست بیات
یکی از دلایلی ک سخت پول میسازی اینکه کمالگرا هستی و میخای کارت کاملا بی نقص باشه پدر خودتو درمیاری ک یک پولی بسازی اون مشتری هم دقیقا مناسب با باور و شرایطت ب سمتت هدایت شده میخات بالاترین کیفیت رو ازت بگیره و چندبار نظرشو عوض کنه بالای ،nتومان دستمزد ک میخات بهت بده .
امروز گفتم من همینم نمیخام زور بزنم طرف مقابلمو هی راضی کنم ..
اصلا بار بعدی سمت من نیات
هرچی من تلاش کنم و تلاش کرذم قبلا کارم کامل و بی نقص باشه طرف بجای اینکه بیات بار بعدی رفته جای دیگه دستمزد بیشتر هم داده
چون من واسه خودم وقتم جسمم و کارم ارزش قاعل نبودم
ازین ب بعد گفتم درسته من دارم تجربه کسب میکنم و از صفر شروع کردم اما حالا وارد ترسهام شدم
و ب مرحله ای رسیدم نسبتا ترسهام کمتر شده و میخوام باافراد باکیفیت تری کار کنم .
راستی نتیجه روزانه دارم ازین فایل میگیرم و مشتری تماس گرف گف یک خدمات دیگه ب محصول من اضافه کن گفتم باشه شما هم اینقد ب ذستمزد من اضافه کن گف باشه..
وای ب این موضوع دارم پی میبرم این بزرگترین پاشنه اشیل من بوده و هست ک خدا متضاد ثروت هست توی ذهنم
بخاطر چی نتایجی ک الان دارم میگیرم معلوم کرد ک اینهمه سال از ثروت عقب موندم بخاطر اینکه ثروت مخالف خدا بوده برام و از ثروت ترس داشتم ترس داشتم نکنه ثروتمند بشم پز بدم
نکنه ثروتمند بشم معتاد بشم بی بندوبار بشم
نکنه ب همسرم یا همسرم بهم خیانت کنه
نکنه فرزندانم رو از دست بدم
نکنه کل ثروتم یکجا ازم بره و من پیش همه بی آبرو بشم ک ثروتمند بود ولی یدفه فقیر شد …
توی گروه کلاسیم یکی از دوستان همکلاسی یک ویدیو گذاشته بود ک نوشته بود خیلی حرفاش ب دل میشینه واقعیتو میگه منم کنجکاو شدم دانلودش،کردم ببینم چی گذاشته توی گروه
دیدم یک اقایی ک توی ایران ب روانشناس معروفه
داره میگه حسرت زندگی دیگران نخورید ک فلانی پولداره شاده
خیلیا عقل دارن پول ندارن
خیلیا پول دارن عقل ندارن
پول دارن فرزند معلول پدرمادر سرطانی دارن
خدا اینارو هیچوقت باهم نمیده
یکیشو میده پس حسرت نخورید
گفتم اخ چ حرفی ..
این دقیقا همون حرفایی هست ک استاد گفتن توی این فایل و فایلای ثروت یک
این همون باورهاست ک ب انسانها تزریق شده
درجا قطش کردم و ادامشو گوش،نکردم و سریع اومدم بنویسم خدایا بتو پناه میبرم از شر شیطان و از ورودی های سمی
کمکم کن بتو پناه می اورم
دیشب خیلی حالم خوب بود خوابیدم و خواب دیدم من صاحب خونه ب زیبایی و بزرگی یک قصر پراز گل های طبیعی همه رنگ شدم
و خواب دیدم جاری من اومده خونمون باهمون لباس های همیشگی اش و دختر بزرگش هم باهمون حجابش
بعد تو خواب میخاستم پز بدم یک صدایی گف نه مگه یادت رفت تو هم مثل اینا بودی و الان ب اینجا رسیدی
پس اینا هم میتونن مثل تو بیان بالا
نیازی ب پزدادن نیس گفتم راست میگه میشه
اونجا من ارام شدم و باهاش،احوالپرسی کردم و حرف زدم مثل همیشه ک اون تو خواب احساس معذب بودن میکرد فکر میکرد من حالا پولدار شدم دیگه تحویلش،نمیگیرم
گفتم خدا داره تو خواب و توی بیداری راهنماییم میکنه قشنگ دارم حس میکنم از خوابهام و از الهاماتم و از ورودی های مالیم نسبت ب گذشته
و یکبار خواب فراوانی دیدم
یکبار خواب رفتن تو دل ترسمو دیدم
اینبار هم خواب اینکه نترس ک اونوقت پز بدی تو در برابر خدا خاشعتر میشی و همینجوری ک بودی رفتار خواهی کرد پول تغییر خاصی توی خوب و بد بودنت نداره …
وای استاد جان فقط 8 روز کامنتهای این فایل رو خوندم و یک ذره فکر کردم و هدایت شدم ب فایلهایی ک مربوط ب پاشنه اشیلم احساس لیاقت بود و گوش کردم و یه ذره فکر کردم
چقد نتیجه ی مالی اومد اینقد خوشحالم دلم نیومد ک با شما ب اشتراک نذارم
طی این 8 روز 4 میلیون و خوردی ب حسابم واریز شد
2 تا دسته گل گیرم اومد
برام تولد گرفتن اولین بار در زندگیم
اینقد خوشحال شدم ک نگو
همسرم برام کیف و لباس گرفت
ب 2تا جای لاکچری و شام عالی دعوت شدم
و بهتراز همشون این بود ک از خوشحالی اومدم بنویسم
من دوست داشتم کادو تولدم چرخ خیاطی حرفه ای باشه ک به ابزار کارم اضافه بشه و کارمو سریعتر و باکیفیت تر کنه
و امشب
هدیه تولدم این بود پول این چرخ خیاطی ب حسابم واریز شد
اینقد خوشحال شدم
خدایا تو کار نمیکنی شاهکار میکنی مثل همیشه برام شاهکار کردی مرسی ممنونم ازت خداجونم دوستت دارم ک پاداش بهم دادی
و استاد ازتون خیلی سپاسگذارم ک راهنمای من دراین دنیا شدین و باعث اینهمه اتفاقات خوب هستین
خدایا شکرت ک فرصتی مجدد برای زندگی و لذت بردن و کار کردن روی خودم رو بهم دادی
خدایا شکرت برای این لحظه
دقیقا داستان منم همینه استاد
من تلاش کردم هرراهی رو امتحان کردم
یا اینکه تو دوره ثروت گفتید دنبال علاقتون باشید منم همینکارو کردم مهارتمو افزایش داذم و هنوز هم در مسیر افزایش مهارتم هستم و خواهم بود …
اما دریغ از یک مشتری
ومن ب هرکس،میرسیدم میگفتم فلان مهارتو بلدم باقیمت مناسب براتون انجام میدم
استاد بارها و بارها و بارها مشتری میومد و بعد ب هر دلیل واهی پشیمان میشد و فرار میکرد
من اصلا تعجب میکردم
اخرش دیگه خسته و ناامید ب خودم گفتم شاید اصلا خدا نمیخات من توی این شغل باشم
نمیخات مشتری داشته باشم تا برم سراغ کار دیگه
توی این حال و هوا بودم ک توی تلگرام از نتایج بچه ها نوشته بوذین هدایت شدم ب این فایل و فقط 3 روز کار کردم کامنتاشو خوندم
4تا اتفاق خوب مالی برام افتاد
توی خونه بالای 2 میلیون پول پیدا کردم ک رفتم شهریه کلاس و قرضمو پرداخت کردم ک خیلی تو فکرش بودم
همسرم 2 میلیون برام پول واریز کرد
مشتری اومد دوتا کار داشت براش،انجام بدم
ایده اومد عناب بخرم و بفروشم ک اینم برام سود داشت
ک بهم گفتن دوباره عناب بیار
ماه دیگه زعفرون هم بیاری میخایم
درصورتیکه قبلا هرچی میفروختم مشتری یا نداشت یا اگرهم داشت سخت بفروش،میرفت حتی تو کار خودم چ گریه هایی نمیکردم واسه این موضوع چرا کار من مشتری نداره منکه دنبال علاقم رفتم تلاش هم میکنم دست رو دست نذاشتم اخه چرا
و دیشب حس،کردم نجواها شروع شده و دوباره چرت پرت داره میگه این ذهن من درمورد کسب وکارم
دوباره حسم گف بیا سراغ این فایل و کامنتاش و کامنت دوست عزیزمون رو خوندم ک حقوقشو افزایش دادن با کار کردن رو این باور
گفتم منم دوباره کار میکنم رو این فایل +فایلای ثروت یک
ولی،خب متوجه پاشنه اشیلم تو بحث ثروت شدم
عدم احساس لیاقت
تضاد خدا با ثروت
باور کمبود
این 3 تاست ک بیشترین ضربه هارو بهم زده ک مهمترین هم هستن دلیل شرایط،نامناسب مالی،من همیناست و چیزی جز این نیس و نخواهد بود و قشنگ چندروزه یک هفته هست همش،هدایت میشم ب این 3 باور روشون کار کنم و درمسیرش،هستم
خدایا کمکم کن ک من ب هر خیری ازسمتت بهم برسه فقیرم …
قبلا یبار این فایل رو سرسری گوش کردم روزیکه روی سایت قرار گرفت و گفتم بابا منکه روانشناسی ثروت رو دارم این فایل ک رایگان هست خیلی زرنگم برم دوره رو کار کنم
اتفاقا بعدش اهرم رنج و لذت رو کار کردم هدایت شدم ب شنیدن این فایل
کامنت عباس حیدری برام باور پذیر شد ک با گوش کردن یکروز ب این فایل
200 هزار تومان پول روی میزش اومده
و نشانه های پول رو دیده و یکی دیگه از دوستان هم گف پول بهش،هدیه دادن یکی دیگه نوشته که مشتری ها اومدن سراغش و کتابهایی ک فروش نمیرفته رو فروخته
باور کردم در یک کلام
وگفتم پس منم روی این باور کار میکنم
فقط دیروز،نشستم گوش کردم فکر کردم یکم کامنتهارو خوندم
2 میلیون و200در خانه مان پول پیدا کردم
اصلا دهنم باز موند
اخه من روانشناسی ثروت رو یکروز گوش،میدم هم این اتفاقات میفته توی خونه چندبار پول پیدا کردم
دوسه روز بعدش پول خوبی میات ب حسابم یک مشتری تماس میگیره
و خاستم بگم الانم بعد گوش،دادن 2 بار ب این فایل مشتری گف 2تا کار دارم برام انجام بدی گفتم اینا نشانه ها باز شروع شده باید ادامه بدم
واقعا نمیدونم مشکلم چیه ادامه نمیدم مرتب
اما الان میخام رو ترسم پا بذارم کار مشتری رو انجام بدم و بر نجواهای ذهنم غلبه کنم
و
مرتب این فایل رو گوش کنم و کامنتهاشو بخونم و باور کنم
منم اومدم نوشتم تا اگه کسی هدایت بشه ب کامنتم باور کنه ک میشه
مشکل من اینه که هنوز باور نکردم ثروت چیز ذهنیه مثل روابط مثل اتفاقات روزمره
فک میکنم ثروت با تلاشهای فراوان بدست میات برای همین بیشتر میرم سمت اینکه چ کاری انجام بدم چ حرفی ب مشتری بزنم تا اینکه بیام روی مغزم کار کنم و بهش بگم زیپ دهنتو ببند تا خدا دست ب کار بشه برام کارارو خودش انجام بده
خدایا ازت میخام کمکم کنی باور کنم ثروت چیز ذهنیه ثروت راحته اسان هستش کافیه بهش فکر کنم و باورای مناسب خاستم بسازم هدایت میشم خود ب خود ب انجام عملی یا اعمال راحتی ک منو ب ثروت فراوان میرسونه
3 ماهه روانشناسی ثروت رو خریدم اولین باره ک قلب و ذهنم اینطور در مورد ثروت بازشده و اینارو نوشتم
واقعا نمیتونستم درک خاصی از دوره داشته باشم بخاطر باوری ک دارم ک ثروت براثر تلاشهای فراوان بدست میات کشکی ک نیستش ک همه پولدار بشن و زندگی در رفاه رو تجربه کنن
آها چ جالب الان داره اشغالها میریزه بیرون
همینکه نوشتم باورای مخربم یکی یکی داره پیداش میشه به به …
پدر مادر ما هم تو فقر و بدبختی زندگی دارن بابا
خیلی جاها این فکرو کردم خیلی خیلی این باور رو داشتم و حتما دارم ک ثروت ندارم عوضش بچه های سالم دارم چ فایده اگه بچه دار نمیشدم چ فایده اگه شوهرم عاشق یکی دیگه میشد
چ فایده اگه من صبح تا شب خونه نبودم و دنبال عشق و حال بودم و ب زندگیم پای بند نبودم
اگه ثروتمند بشم برم سمت مشروب و دخانیات چی
چیزی ک من تو کل زندگیم لب بهش نزدم و ازش متنفرم
چقد چرندیات میبافه ذهن ببینید میگه ثروت =الافی و ولگردی و مشروب ومواد
درصورتیکه هرچی بدبخت بیچارس مواد میزنه ک یکم درد فقر و روابط داغونشو کم کنه تو ذهنش،
اینقد دراین زمینه باورای مخرب زیادی دارم الاماشالله
یا نکنه چیزی ازم بدزدن اگه ثروتمند بشم
بابا اصلا بدزدن همون خدایی ک تورو ب این موبایل یا ماشین یا طلا رسوند پیداش میکنه یا بهترشو بهت میده کیف کنی
و اصلا تو وقتی تو مدار ثروتی ادمای دره دزد نمیبینی ب تو دسترسی ندارن میفهمی مدارهارو ؟؟؟؟؟؟……؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا تو اول ثروتمند بشو بعد به این فک کن کسی ازت بدزده
یا چشم کی رو کور کنی و پز بدی یا ندی
تو اول ثروتمند بشو بعد ب این فک کن ثروت حالا برات خوب بود یا نه
رفتم سراغ عمده فروشی ها و ب تک تک مغازه ها نگاه کردم و همه چی فراوان تا سقف بود
از اب معدنی گرفته تا دلستر و ابمیوه
برنج
چایی و قهوه
وای وای سیگار چندتا مغازه تا سقف سیگار داشتن و فقط سیگار میفروختن
گفتم خدای من چیزی ک مضره اینهمه فروش بالا داره و ثروت وپول خلق میکنه
چطور کار من هنر من عشق من مشتری نداشته باشه
این چرندیات و توهمات ذهن منه
مقاومتهای ذهنم را میشکنم و میرم جلو
فراوانی طلا دیدم
گل
انواع تنقلات
انواع اجیل ها
انواع ترشیجات
انواع اسباب بازی ها
لباس ها
وای یک کفش فروشی تو محله داشتیم مغازشو چقد بزرگ و خوشکل کرده و چقد کفش فراوان فراوان همه مدل همه رنگ فقط اسپرت ایستادم نگاه کردم
حتی مغازه تعمیر ماشین و روغن بود چقد لاستیک ماشین داشت تا سقف چیده بود
موبایل فروشی چقد موبایل چقد هنسفری هدفون
حتی مغازه ای رد شدم چقد کارتخوان چیده بود
خدای من چقد ماشین
باران ماشین
دقیقا ماشینها برام عین باران هست تو ذهنم بخدا
ثانیه ای رد میشن
فراوانی
فراوانی بچه
حتی دوقلو هارو میبینم
دیروز دوتا دوقلو دیدم یعنی 4 تا باهم دیدم خدای من
چطور قبلا اینارو نمیدیدم
اینهمه درخت دیدم
خدایا کمکم کن تغییر کنم
خدایا تو چقد ثروتمندی تمام این ثروت ازسمت توست و از کسی چیزی کم نشده دزدیده نشده حق کسی خورده نشده همه و همه رزق خودشون رو روزانه از تو میگیرن همه ب اندازه ای که کانالهاشون رو باز میکنن ثروت دریافت میکنن اگه ثروت تو زندگیم کمه باید کانالم رو عریض کنم چطور
با تغییر نگاهم فکرم باورم
خدایی ک اینقد ثروتمنده عادل ترینه
ب همه ب اندازه طلب کردنشون میده
چطور طلب میکنن ن با حرف ن با زبان با توجهشون با باورشون
واقعا هیچ ایده ای نداشتم ک روی کدوم باور کارکنم همینطور فقط گوش،میکنم
الان دوتا نشانه اومد امروز اولی نتایج اقا محمد روی تلگرام اومد ک رو مبحث معنویت و ثروت کار کرده و نتایج عالی گرفته
دومی اومدم دیدم این فایل جدید اومده روی سایت بازهم درمورد معنویت یا ثروت یا ذهن افراد مذهبی و فقر هستش
الان این ایده بهم داده شد ک من روی این باور پاشنه اشیل کار کنم
من پدر بزرگی داشتم ودارم که بشدت مذهبی هستش
و خیلی فرد اروم مودب و معروفه ب اینکه ادم خیلی مهربون و خوبیه
این پدر بزرگ ما نمازش همیشه اول وقت بوده و هست و کوچکترین اشاره ای سمت عقایدشون کنی انگار شما کافر شدی
من خونه ی این پدربزرگم بزرگ شدم ایشون بازنشسته هستن
هربار حقوق میگرفت خرج دیگران میکرد از مادر من گرفته تا اون یکی عموهام و زن عمو و بچه های عمو عمه بچه های عمه و تمامی اقوام حداقل یکبار از پدربزرگ من کمک مالی گرفتن
هربار پدرم و پدربزرگم مینشستن همش میگفتن پول چیه فردا میمیریم و خدا با ما حساب کتاب میکنه
فردا خدا نمیگه چقد پول جمع کردی همش میگه که چ عملی انجام دادی مثلا چقد نماز خوندی چقد ب فقرا کمک کردی
و خانواده پدری من بشدت مذهبی هستن حجاب و فلان
واز اون طرف هم همش جمع غیبت و قضاوتشون همیشه جمع هست و آه در بساط ندارن همیشه حسینیه و روزه و پخت وپز و مراسم عاشورایی و عموهام کل فک وفامیل پدرم بشدت وضعیت مالیشون ضعیف بود و هست ک من الان سالهاست ازشون دورم
حالا
ازاینطرف خانواده مادرم هستن ک شهرستان بودن
و فاصله زیادی با ما داشتن
و پدر مادرم ک بازهم پدر بزرگ من بودن بشدت عاشق پول بودن
اصلا اهل قرض دادن و قسط خریدن و ترحم کردن ب بقیه نبود
حتی ب بچه هاش سخت میگرفت ک برن سر کار
و داییام از بچگی شاغل بودن و در سن 20 سالگی خونه دارشدن ماشین وموتور و زن و زندگی و کار و شرایط واقعا بهتراز خانواده پدرم دارن
و من داعم در ذهنم تزریق شده ک خانواده مادرم ادمای خوبی مومنی خدا پرست نیستن پدرم همیشه میگف نه دین دارن ن ایمان
و مادرم الان بعداز زندگی با پدرم شده کپی پدرم و خب عقایدش با خانوادش 180 درجه فرق داره
و برادراش هم بارها بهش گفتن تو چرا اینجوری شدی
و یادمه من میرفتم حسینیه و مراسم خانواده بابام
بشکل تصادفی داییام و زناشون از شهرستان میومدن مسافرت شهر ما و خب خانماشون اعتقاد خاصی نداشتن و خب موهاشون رنگ کرده بودن رژلب زذه بودن لاک قرمز زده بودن
وقتی وارد مجلس محرم و جمع ما میشدن
تمام نگاه ها ب این زن داییام بود انگار جرمی مرتکب شده بودن
و میگفتن واااااااااای اینا چرا این شکلی اومدن چرا ایمان ندارن و خب همه میگغتن اینا فقط پول براشون مهمه ایمان کیلو چند؟؟؟؟
تا این حد
چقدر ایمان رو اشتباه فهمیده بودم من
چقدر احساس گناه فکر کنید کل زندگی
این بود حجاب چیه
محرم چیکار کنیم
نماز کی بخونیم
کسی که نماز نمیخوند بزرگترین مجرم عالم بود
پول کجای داستان ما بود اصلا
پول هیچ نقشی نداشت
پول جزو بزرگترین گناهان عالم بود
و همیشه زنذگی خانواده مادرم از نظر فک وفامیل پدریم کاملا اشتباه بود و فاجعه ترین زندگی و پراز کفر بوده
و خب خانواده مادرم هم همش تعجب میکردن و میخندیدن ب تعصب اونا ک بابا چقد تعصب
من اگه دوروز کنار خانواده مادرم میرفتم احساس گناه کل وجودم رو میگرفت ک زندگی نباید توش رقص و گشتن و راحتی باشه که بابا تو برو اونجا باید تو الان نماز بخونی گریه کنی عذاداری بشنوی و جهان سریع منو دور میکرد ازشون
استاد من توی احساس گناه رشد کردم
من با احساس گناه نامزدم رو از دست دادم بخاطر اینکه عاشقم بود و هرچی میگفتم برام میگرفت
من با احساس گناه ماشینی ک مادرم برام خرید رو از دست دادم
من با احساس گناه تمام طلاهامو از دست دادم
من بااحساس گناه درامدم را ازدست دادم
حتی ارامش فرزندانم ب من احساس گناه میداد ک اینجا چقد ارومن و تو برای خودت خوشی و ب اینا رسیدگی نمیکنی و زحمت نمیکشی مخصوصا فرزند دومم ک راحت دنیا اومد و تا ماه ها اروم بود الان بشدت گریه میکنه و دنبال من هست ک نمیتونم باشگاه برم نمیتونم اموزش ببینم یا درامد زایی کنم اینم شده ترمز بزرگ در ذهن بنده ک امروز کنترل ذهنم از دستم در رفت و گفتم خذایا بهم کمک کن ک من کاری ازم برنمیات
استاد خانمی ب من خیلی از لحاظ مالی رسیدگی میکرد و در قبالش منو ساکت میکرد و میگف حتی اگه همسرت مادر همسرت بهت چیزی گفتن اذیت کردن هیچی نگو چی میخای من برات انجام میدم
هم من هم اون خانم ک فامیل نزدیک همسرم بود و علاقه زیادی ب همسرم بجای فرزندش داشت چون بچه نداره و همسرم رو بزرگ کرده
و من و این خانم هردو تبدیل شده بودیم ب دو انسان بشدت مشرک
هردو باج میدادیم ب همدیگه و ب همسرم و مادرش
من تبدیل شده بودم ب شخصی ک ازین خانم پول میکشید بخاطر وضعیت نامناسب مالیم و در قبالش بهش چشم میگفتم و هر فشاری و زوری از سمت همسرم و مادرش رو تحمل میکردم
اونها هم هرروز چک ولگدم میکردن اینو نپوش اونجا نرو اونو نخور با اون حرف نزن اینکارو نکن
و من حتی نمیتونستم با خانوادم ارتباط تلفنی داشته باشم و فقط سر اطاعت داشتم ب روی این خانم ک داره ب من نان میده
استغفرالله ازین شرک وحشتناک
من خواب بودم من کرو کور بودم صمی عمی فهم لایفهمون
من نمیدونستم چرا همش برام سوال بود ک چرا یدفه زندگی من منفجر شد استاد
2 سال من رو با لگد و فحش بیرون کردن و سوالی از من نگرفتن
و صد البته حقم بود دستشون درد نکنه بهم گفتن تو داری شرک میورزی
چون مادرشوهرم ب من اخرین لحظه گف ک تو اون خانم شده پدر مادر و تمام فک و فامیل و زندگی و خدات
منم نمیفهمیدم همش میگفتم این از حسادتشه
اخه جهان چطور باید بهم میگف
بقول شما با پتک داشت میکوبید تو سرم بسته حقارت عوض شده تا نمردی
و من بعداز 2 سال خدا درها رو باز کرد و من تا برگشتم ب زندگیمون با این مباحث اشنا شدم
استاد الان این خانم ک ب من کمک میکرد جزو تاریخ شده
یعنی هیچگونه اثری ازش در زندگیم نیست هیچگونه خبری
تمامی اون کمکهای مالی ک همه میگفتن خوشبحالت و تو بهش مدیونی و باید جبران کنی تمام شد برای ابد
و الان 4 ساله این داستان تمام شده
هیچ ارتباطی بین ما نیست و جهان حذفش کرد برای همیشه
الان میفهمم من بااون شرک هام جذبش میکردم و خبر نداشتم
بخاطر شرک هام همه چیز رو از دست دادم
استاد حالا ک من خیلی تغییر کرده زندگیم طی این 4 سال
از روابطم
از پوششم
از ازادیام
از شرایط مالیم
الان از یک موضوعی دیگه خیلی ب تضاد خوردم اون هم اینکه استقلال مالی میخام
و اومدم دوره ثروت یک هفته قبل خریدم
و من توی همه باورهای مخرب مالی مسعله دارم
اما بزرگترینشون همین معنویت و ثروت ک امروز برام واضح شد
دومیش عوامل بیرونی ک من بااین شرایطم چطور
اره من توی تمام سوالاتی ک گفتید مشکل دارم
اگه شوهرم پولدار بشه بهم خیانت میکنه یا مواد بزنه
اگه من پولدار بشم اونو دیگه از زندگیم پرتش میکنم
یا پول گیرم بیات هرماه ب پدرمادرم بدم و نجاتشون بدم
اگه من پول دار بشم برادرم پس چی گناه داره
دیگه خانواده شوهرم حتما طردم میکنن چون اونا مشکل دارن با ادمای پولدار
یا بچه هام ول بشن ازشدت ازادی و راحتی
خیلی خیلی زیادن باورای مخربم حتی میگفتن تو نباید شاد باشی بخندی خوشی بده یعنی گناهه زن با صدای بلند بخند خدایا کمکم کن من چقد چرت پرت شنیدم
خدایا خودت کمکم کن حالا ک فهمیدم من هرچیزی ک شنیدم غلط بوده همش احساس گناه پوچ و بیهوده بوده
خدا ازادی رو دوست داره
ثروت رو دوست داره
ثروتمندان رو دوست داره
ثروت =خدا و معنویت
شادی =خدا و معنویت
کمکم کن کم کم بهم نشون بده الگوها رو ببینم
نشانه هارو تایید کنم
روانشناسی ثروت رو کار کنم و نتیجه بگیرم ثروت رو وارد زندگیم کن مثل آب روان
من حتی باشنیدن فایل هاتون در مورد ثروت مقاومت دارم نمیتونم نیم ساعت بشنوم قطش میکنم
کامنتهای 12 قدم و عزت نفس رو با جون و دل میخونم اما بحث ثروت نمیتونم
دارم تمرین اهرم رنج و لذت کار میکنم وتضادها واقعا منو ب حرکت درمیاره ک گوش بدم فایلارو کار کنم از ذهنم کار بکشم
فکر کنید ذهن من حتی حاضر نیست انرژی برای این داستان مصرف کنه
حتی فایلهای 12 قدم درمورد ثروت هست بچه ها چقد گوش کردن من خیلی کم گوش کردم و ازشون گذر کردم
اما تمام سعی وتلاشمو میکنم حالا ک دوره ثروت رو دارم باید تغییر کنم
میدونم یکم صبر میخات اما با دیدن نشانه ها باید امیدوار بشم ادامه بدم
خدایا هدایت و حمایتم کن
استاد خیلی ممنونم مثل همیشه دستی شدی از دستان خدا ک برام واضح کنی ک من باید روی کدوم باورهام کار کنم
این بود که قیمت دلار هیچ تاثیری در زندگی من نداره ، یعنی فقط با ی جمله که مگه خداوند نگفته: روزی همه ی بنده ها با منه ، خب همون خدا هیج جا نگفته که اگه دلار رفت بالا دیگه با من نیست خودتون ی کاری انجام بدین خخخخخ
واقعا همینطوره
اگه یکم منطقی فکر کنیم
و با تغییر جو احساساتی نشیم
داستان همینه
باور داشتن خداست
چقد ب خدا اعتماد داری
الان همش دارم ب خودم میگم فاطمه اگه کل کشور بترکه
اگه تو در مدار درستی باشی تو ب جای دیگه هدایت میشی
اگه مطمعنی خدا داره جهان رو اداره میکنه
نگرانی وجود نداره
فقط باید مراقب ورودیات باشی در هر شرایطی قانون احساس خوب =اتفاقات خوب رو رعایت کنی
در ارزوی موفقیت روزافزون برای شما دوست عزیزم شاد و پیروز باشی
بسم الله الرحمن الرحیم
روز سی و دوم از تعهد 40 روزه من
دوهفته هست قفلی زدم روی این فایل چون هرچی کار میکنم میبینم نتایج روزانه داره میات
امروز همسرم بهم گف پول نقدتو نگه دار خودم برات پول میزنم
چون خاستم بهش پول نقد بدم ک ب کارتم پول بزنه ک پول بیات رو کارتم اونم گف پولتو نگه دار منم برات پول میزنم ب کارتت بیات
خدایا شکرت اولین جذب اول صبح امروزم بود
با مادرم تلفنی حرف زدم و گفت فلانی 200 تومان هدیه داده واسه بچت اومدم پولشو میارم بهت بدم
بریم سراغ کشف بعدی :
امروز با مادرم تلفنی حرف زدم چقد واضح متوجه شدم من این باورها بهم تزریق شذه هرکس وضعش خوب بشه ادم مغرور و خسیسی میشه
چون مادرم لاب لای تعریفاش داشت میگف چقد بعضیا وضعشون بهتر میشه مغرور میشن و معمولا افرادی ک مثل ما فقیرهستن ادمای خوبی هستن دست دلباز و مهربانن ب مال دنیا اهمیت نمیدن منم گفتم درسته
کلا من خیلی وقته بحث نمیکنم سر قوانین با اطرافیانم
چقدر واضح ادما باورهاشون رو حرف میزنن
میگم اونا نان باورهاشون رو میخورن
منم نان باورهامو نوش جان میکنم ..
یعنی خودم و تمام اطرافیانم از بچگی تا میدیدیم یکی وضعش یا کلا لباسش بهترشده شیک شده طلا خریده ماشینی خریده سریع تق قضاوتش کردیم و غیبتش کردیم ک چقد فیس و مغرور شده و منم منم میکنه بخدا دقیقا همین لحن رو داشتیم ..
حسادت و خشم تمام وجود مارو پرمیکرد از طرفی ک ب جایی رسیده
چقد حرفها شنیدم و گفته شده بهم
یادمه من مجرد بودم کار میکردم همیشه ی خدا حسابم صفر بود
تا حقوق میزذن تق خرجش میکردم
یادمه یکی از دوستام یکبار دراومد بهم گف بچه وایسا مث ادم کار کن پول بساز
اون موقه ها حقوق دوستام بالای 500 هزار تومان بود و من حقوقم میگفتم برسه ب 300 بسه مگه میخام چکار بذار فقط موبایل دلخواهمو شارژ و مانتوم رو بخرم
ومن هرگز ب این موضوعات فکر نمیکردم بقول شما مثل ربات زنذگی میکردم
اخه چطور دوست نداری حقوقت بالاتر باشه
ی مقدار از خریدن موبایل و مانتوت اضاف بیات کارت بانکیت صفر نشه اخه چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
غیر اینه ک پول تو ذهنت یک چیز بدی بود
غیر اینکه علاقه ب پول نداشتی
غیراینه ک اصلا ب وضع مالیت حتی فکر نمیکردی یکم درستش کنی ک فردا بتونی برای خودت چیزی داشته باشی ارامش بیشتری رو تجربه کنی …
زمانی اومدم ب پول فکر کردم ک بشدت در مضیقه بودم و دستم جلوی شوهر بیکارم و پدر فقیرم دراز بود
وای ازین روزها ک چقد درد ناکه ک تمام عزتت زیر سوال میره
اما جهان درس بسیار عالی بهم داده تا زنده باشم توفکر این باشم ک من همیشه باید وضع مالیم خوب باشه و هربار بهتر بشه
و الان نسبت ب قبل جذبای مالی بیشتری دارم و هزینه هام راحتتر تامین میشه چ کار کنم چ کار نکنم
شغل مورد علاقمو دارم
وای دیروز خبری بهم رسید از دوست همون زمان مجردی هام ک با من کار میکرد اصلا تعجب کردم ک همون شرایط قبلی رو هنوز داره بعداز 12 سال هنوز همون تنهایی
هنوز همون شغل
همون محل زندگی
دوست صمیمی من بوده قبلا و چندین ساله 10 ساله ازش بی خبرم
تعجب کردم اصلا
و گفتم خدایا من چقد وارد ترسهام شدم چقد زندگی من عوض شد
من از روستای جنوب کشور
ب شهر شمال کشور اومدم
من از شغل و کارگری توی شهرک صنعتی
اومدم مهارت کسب کردم و توی کار مورد علاقه ام وارد شدم
از تنهایی و نامزد درب و داغون و روابط عاطفی افتضاح اومدم ب رابطه خیلی خوب باعشقم ک هرکاری بخام انجام میده و دوستم داره و باهم خوش هستیم
گفتم طی این 10 سال من 3بار مهاجرت کردم
واقعا من نمیتونم یکجا باشم و هیچ تغییری در زندگیم ایجاد نشه حتی دوستام هر چند سال دارن عوض میشن
مثلا اون موقه این دختر خانم گل دوستم بوده الان هیچکدوم از اون دوستان اون زمان نیستن و هیچ اثری ازشون در زندگیم نیس
من تا پارسال رابطه خوبی با جاریم داشتم و هر هفته یا 2 هفته برای احوالپرسی تماس میگرفت ماهی یبار میومد دیدنمون و حداقل ارتباطی باهاش داشتم و یادمه همین فرد چندسال پیش بامن صبح تا شب بود و کلا رفتار و اخلاق و زندگیمون کپی هم شده بود ک همش تقلید از همدیگه بود و اصلا فکر نمیکردم درکل ک من باید سبک خاصی داشته باشم و نباید برگی روی اب باشم
و الان یکمدته طولانیه چند ماهه هست ک منو جاریم ارتباطی باهم نداریم و کاری ب هم نداریم ک من موندم گفتم عجیبه هیچ خبری ازش نیست هیچ تلفنی هیچ پیامی ک برای خبر گرفتن یا احوالپرسی باشه نیست ک نیست
فقط 2 بار ک از هم خبردار شدیم من واسه کاری باهاش تماس گرفتم
میگم خدا چطور همه رو از من دور کرد و این فضایی ک بازشد باعث شد من دنبال هدفم ک بحث مالی و افزایش مهارتم هست بیشتر برم و فکر میکنم ماها وقتی رو بعد مالی میایم کار میکنیم فاصله ما باافراد دورو برمون زیادتر میکنه چون اونا بیشتر باورای مخرب دارن ک روزانه دارن تکرارش میکنن و خدا داره ورودیهای مارو کنترل میکنه اونارو دور میکنه تا نشنویم مخصوصا افرادی ک مشکل مالی دارن و همیشه مینالن
افرادی ک دنبال بی کیفیت ترین اجناس هستن و احساس لیاقت نسبت ب داشتن چیزهای گران و رفتن ب جاهای لاکچری نمیکنن
وقتی میام رو این فایل کار میکنم میبینم قشنگ فاصله من باافراد ثروتمند کمتر میشه احساس بهتری نسبت ب اینده مالیم دارم
خدایا من ب هرخیری از سمتت بهم برسه فقیرم ..
چقدر کامنتهای این فایل دیوانه کنندست اصلا فرکانس این فایل خیلی بالاست و من دریافتش کردم هربار گوش،میدم کامنتهاشو میخونم بیشتر اشغالا رو تو ذهنم پیدا میکنم
بسم الله الرحمن الرحیم
روز سی و یکم از تعهد 40 روزه من
دیشب این فایل رو یکبار دیگه گوش،کردم
بعد 2 تا نمونه عینی دیدم و بهشون فکر کردم
کامنت زیر رو من دیشب قبل خواب گذاشتم
امروز از خواب بیدار شدم
و حسم گف با فلانی تماس بگیر
گرفتم و اون گف هدیه تولدمیخام برات واریز کنم شماره کارتت هم دارم
خوشحال شدم
گفتم خدایا شکرت ک از همه جا داری برام میفرستی و تو هدفم دارم جلو میفتم
چون هرچی داره مهارتم بیشتر میشه توی کارمورد علاقه ام و پول جذب میکنم ابزارهامو زیادتر میکنم
این کار داره توسعه پیدا میکنه و اینده عالی در انتظارمه مطمعنم …
فاصله من و اون هدف ترمزهایی هست ک با برداشتن هرکدومشون مسیرم داره هموارتر میشه و راه روشنتر میشه و نشانه ها از نتایج بزرگ داره میات …
خداروشکر میکنم ک با یک تغییر چ اتفاقاتی داره میفته
کارهام خیلی سخت و بادوندگی یکمدت پیش میرفت و هدایت شدم ب فایل مقدمه دوره شیوه حل مساعل
و کارگاه ایده پردازی ثروت 2
ک از خودم سوال ها پرسیدم تو دفترم نوشتم چکار کنم کارهام راحتتر پیش بره
و همین سوال باعث شد ب جوابهاش هدایت بشم فقط توی 3 روز خیلی چیزها تغییر کنه
همسرم اومد و گف از فردا صبح زود ساعت 8 بیدار بشید ک خوابتون تنظیم بشه
و من الان چندروزه دارم 8 صبح بیدار بشم ب کل کارهام دارم میرسم چقد راحت شدم استاد
راحت ب کارهای خونه میرسم ب کار خودم میرسم ب بچه هام و به کار کردن روی فایل ها میرسم چنان شور و شوقی در من ایجاد کرده
موضوع بعدی هم توی،کارم خدا گفت ابزارتو بهتر کن چیز بهتر بخر اینم پولش
و مشکل کمالگرا بودنت روش کار کن چرا باید اینهمه حساس و کمالگرا باشی تا افرادی این چنینی مشتریت باشن و اینقد بهت سخت بگیرن اذیت بشی روی کاری ک تمیزه بخان ایراد بذارن ک دوباره کاری بشه برات و بگی این پول خیلی سخت بذست بیات
یکی از دلایلی ک سخت پول میسازی اینکه کمالگرا هستی و میخای کارت کاملا بی نقص باشه پدر خودتو درمیاری ک یک پولی بسازی اون مشتری هم دقیقا مناسب با باور و شرایطت ب سمتت هدایت شده میخات بالاترین کیفیت رو ازت بگیره و چندبار نظرشو عوض کنه بالای ،nتومان دستمزد ک میخات بهت بده .
امروز گفتم من همینم نمیخام زور بزنم طرف مقابلمو هی راضی کنم ..
اصلا بار بعدی سمت من نیات
هرچی من تلاش کنم و تلاش کرذم قبلا کارم کامل و بی نقص باشه طرف بجای اینکه بیات بار بعدی رفته جای دیگه دستمزد بیشتر هم داده
چون من واسه خودم وقتم جسمم و کارم ارزش قاعل نبودم
ازین ب بعد گفتم درسته من دارم تجربه کسب میکنم و از صفر شروع کردم اما حالا وارد ترسهام شدم
و ب مرحله ای رسیدم نسبتا ترسهام کمتر شده و میخوام باافراد باکیفیت تری کار کنم .
راستی نتیجه روزانه دارم ازین فایل میگیرم و مشتری تماس گرف گف یک خدمات دیگه ب محصول من اضافه کن گفتم باشه شما هم اینقد ب ذستمزد من اضافه کن گف باشه..
وای ب این موضوع دارم پی میبرم این بزرگترین پاشنه اشیل من بوده و هست ک خدا متضاد ثروت هست توی ذهنم
بخاطر چی نتایجی ک الان دارم میگیرم معلوم کرد ک اینهمه سال از ثروت عقب موندم بخاطر اینکه ثروت مخالف خدا بوده برام و از ثروت ترس داشتم ترس داشتم نکنه ثروتمند بشم پز بدم
نکنه ثروتمند بشم معتاد بشم بی بندوبار بشم
نکنه ب همسرم یا همسرم بهم خیانت کنه
نکنه فرزندانم رو از دست بدم
نکنه کل ثروتم یکجا ازم بره و من پیش همه بی آبرو بشم ک ثروتمند بود ولی یدفه فقیر شد …
خدایا من ب هرخیری از سمتت بهم برسه فقیرم ..
خدایا هدایتم کن
بسم الله الرحمن الرحیم
چقد جالب همین الان ب این فایل گوش کردم
توی گروه کلاسیم یکی از دوستان همکلاسی یک ویدیو گذاشته بود ک نوشته بود خیلی حرفاش ب دل میشینه واقعیتو میگه منم کنجکاو شدم دانلودش،کردم ببینم چی گذاشته توی گروه
دیدم یک اقایی ک توی ایران ب روانشناس معروفه
داره میگه حسرت زندگی دیگران نخورید ک فلانی پولداره شاده
خیلیا عقل دارن پول ندارن
خیلیا پول دارن عقل ندارن
پول دارن فرزند معلول پدرمادر سرطانی دارن
خدا اینارو هیچوقت باهم نمیده
یکیشو میده پس حسرت نخورید
گفتم اخ چ حرفی ..
این دقیقا همون حرفایی هست ک استاد گفتن توی این فایل و فایلای ثروت یک
این همون باورهاست ک ب انسانها تزریق شده
درجا قطش کردم و ادامشو گوش،نکردم و سریع اومدم بنویسم خدایا بتو پناه میبرم از شر شیطان و از ورودی های سمی
کمکم کن بتو پناه می اورم
دیشب خیلی حالم خوب بود خوابیدم و خواب دیدم من صاحب خونه ب زیبایی و بزرگی یک قصر پراز گل های طبیعی همه رنگ شدم
و خواب دیدم جاری من اومده خونمون باهمون لباس های همیشگی اش و دختر بزرگش هم باهمون حجابش
بعد تو خواب میخاستم پز بدم یک صدایی گف نه مگه یادت رفت تو هم مثل اینا بودی و الان ب اینجا رسیدی
پس اینا هم میتونن مثل تو بیان بالا
نیازی ب پزدادن نیس گفتم راست میگه میشه
اونجا من ارام شدم و باهاش،احوالپرسی کردم و حرف زدم مثل همیشه ک اون تو خواب احساس معذب بودن میکرد فکر میکرد من حالا پولدار شدم دیگه تحویلش،نمیگیرم
گفتم خدا داره تو خواب و توی بیداری راهنماییم میکنه قشنگ دارم حس میکنم از خوابهام و از الهاماتم و از ورودی های مالیم نسبت ب گذشته
و یکبار خواب فراوانی دیدم
یکبار خواب رفتن تو دل ترسمو دیدم
اینبار هم خواب اینکه نترس ک اونوقت پز بدی تو در برابر خدا خاشعتر میشی و همینجوری ک بودی رفتار خواهی کرد پول تغییر خاصی توی خوب و بد بودنت نداره …
میرم کامنت دوستان عزیز و توحیدی ام را بخونم
خدایا من ب هر خیری از سمتت بهم برسه فقیرم …
بسم الله الرحمن الرحیم
وای استاد جان فقط 8 روز کامنتهای این فایل رو خوندم و یک ذره فکر کردم و هدایت شدم ب فایلهایی ک مربوط ب پاشنه اشیلم احساس لیاقت بود و گوش کردم و یه ذره فکر کردم
چقد نتیجه ی مالی اومد اینقد خوشحالم دلم نیومد ک با شما ب اشتراک نذارم
طی این 8 روز 4 میلیون و خوردی ب حسابم واریز شد
2 تا دسته گل گیرم اومد
برام تولد گرفتن اولین بار در زندگیم
اینقد خوشحال شدم ک نگو
همسرم برام کیف و لباس گرفت
ب 2تا جای لاکچری و شام عالی دعوت شدم
و بهتراز همشون این بود ک از خوشحالی اومدم بنویسم
من دوست داشتم کادو تولدم چرخ خیاطی حرفه ای باشه ک به ابزار کارم اضافه بشه و کارمو سریعتر و باکیفیت تر کنه
و امشب
هدیه تولدم این بود پول این چرخ خیاطی ب حسابم واریز شد
اینقد خوشحال شدم
خدایا تو کار نمیکنی شاهکار میکنی مثل همیشه برام شاهکار کردی مرسی ممنونم ازت خداجونم دوستت دارم ک پاداش بهم دادی
و استاد ازتون خیلی سپاسگذارم ک راهنمای من دراین دنیا شدین و باعث اینهمه اتفاقات خوب هستین
الهی اتفاقات زیبا تو زندگیتون بباره …
بسم الله الرحمن الرحیم
روز بیست و دوم از تعهد 40 روزه ام
خدایا شکرت ک فرصتی مجدد برای زندگی و لذت بردن و کار کردن روی خودم رو بهم دادی
خدایا شکرت برای این لحظه
دقیقا داستان منم همینه استاد
من تلاش کردم هرراهی رو امتحان کردم
یا اینکه تو دوره ثروت گفتید دنبال علاقتون باشید منم همینکارو کردم مهارتمو افزایش داذم و هنوز هم در مسیر افزایش مهارتم هستم و خواهم بود …
اما دریغ از یک مشتری
ومن ب هرکس،میرسیدم میگفتم فلان مهارتو بلدم باقیمت مناسب براتون انجام میدم
استاد بارها و بارها و بارها مشتری میومد و بعد ب هر دلیل واهی پشیمان میشد و فرار میکرد
من اصلا تعجب میکردم
اخرش دیگه خسته و ناامید ب خودم گفتم شاید اصلا خدا نمیخات من توی این شغل باشم
نمیخات مشتری داشته باشم تا برم سراغ کار دیگه
توی این حال و هوا بودم ک توی تلگرام از نتایج بچه ها نوشته بوذین هدایت شدم ب این فایل و فقط 3 روز کار کردم کامنتاشو خوندم
4تا اتفاق خوب مالی برام افتاد
توی خونه بالای 2 میلیون پول پیدا کردم ک رفتم شهریه کلاس و قرضمو پرداخت کردم ک خیلی تو فکرش بودم
همسرم 2 میلیون برام پول واریز کرد
مشتری اومد دوتا کار داشت براش،انجام بدم
ایده اومد عناب بخرم و بفروشم ک اینم برام سود داشت
ک بهم گفتن دوباره عناب بیار
ماه دیگه زعفرون هم بیاری میخایم
درصورتیکه قبلا هرچی میفروختم مشتری یا نداشت یا اگرهم داشت سخت بفروش،میرفت حتی تو کار خودم چ گریه هایی نمیکردم واسه این موضوع چرا کار من مشتری نداره منکه دنبال علاقم رفتم تلاش هم میکنم دست رو دست نذاشتم اخه چرا
و دیشب حس،کردم نجواها شروع شده و دوباره چرت پرت داره میگه این ذهن من درمورد کسب وکارم
دوباره حسم گف بیا سراغ این فایل و کامنتاش و کامنت دوست عزیزمون رو خوندم ک حقوقشو افزایش دادن با کار کردن رو این باور
گفتم منم دوباره کار میکنم رو این فایل +فایلای ثروت یک
ولی،خب متوجه پاشنه اشیلم تو بحث ثروت شدم
عدم احساس لیاقت
تضاد خدا با ثروت
باور کمبود
این 3 تاست ک بیشترین ضربه هارو بهم زده ک مهمترین هم هستن دلیل شرایط،نامناسب مالی،من همیناست و چیزی جز این نیس و نخواهد بود و قشنگ چندروزه یک هفته هست همش،هدایت میشم ب این 3 باور روشون کار کنم و درمسیرش،هستم
خدایا کمکم کن ک من ب هر خیری ازسمتت بهم برسه فقیرم …
بسم الله الرحمن الرحیم
روز هجدهم از تعهد 40 روزه من
قبلا یبار این فایل رو سرسری گوش کردم روزیکه روی سایت قرار گرفت و گفتم بابا منکه روانشناسی ثروت رو دارم این فایل ک رایگان هست خیلی زرنگم برم دوره رو کار کنم
اتفاقا بعدش اهرم رنج و لذت رو کار کردم هدایت شدم ب شنیدن این فایل
کامنت عباس حیدری برام باور پذیر شد ک با گوش کردن یکروز ب این فایل
200 هزار تومان پول روی میزش اومده
و نشانه های پول رو دیده و یکی دیگه از دوستان هم گف پول بهش،هدیه دادن یکی دیگه نوشته که مشتری ها اومدن سراغش و کتابهایی ک فروش نمیرفته رو فروخته
باور کردم در یک کلام
وگفتم پس منم روی این باور کار میکنم
فقط دیروز،نشستم گوش کردم فکر کردم یکم کامنتهارو خوندم
2 میلیون و200در خانه مان پول پیدا کردم
اصلا دهنم باز موند
اخه من روانشناسی ثروت رو یکروز گوش،میدم هم این اتفاقات میفته توی خونه چندبار پول پیدا کردم
دوسه روز بعدش پول خوبی میات ب حسابم یک مشتری تماس میگیره
و خاستم بگم الانم بعد گوش،دادن 2 بار ب این فایل مشتری گف 2تا کار دارم برام انجام بدی گفتم اینا نشانه ها باز شروع شده باید ادامه بدم
واقعا نمیدونم مشکلم چیه ادامه نمیدم مرتب
اما الان میخام رو ترسم پا بذارم کار مشتری رو انجام بدم و بر نجواهای ذهنم غلبه کنم
و
مرتب این فایل رو گوش کنم و کامنتهاشو بخونم و باور کنم
منم اومدم نوشتم تا اگه کسی هدایت بشه ب کامنتم باور کنه ک میشه
مشکل من اینه که هنوز باور نکردم ثروت چیز ذهنیه مثل روابط مثل اتفاقات روزمره
فک میکنم ثروت با تلاشهای فراوان بدست میات برای همین بیشتر میرم سمت اینکه چ کاری انجام بدم چ حرفی ب مشتری بزنم تا اینکه بیام روی مغزم کار کنم و بهش بگم زیپ دهنتو ببند تا خدا دست ب کار بشه برام کارارو خودش انجام بده
خدایا ازت میخام کمکم کنی باور کنم ثروت چیز ذهنیه ثروت راحته اسان هستش کافیه بهش فکر کنم و باورای مناسب خاستم بسازم هدایت میشم خود ب خود ب انجام عملی یا اعمال راحتی ک منو ب ثروت فراوان میرسونه
3 ماهه روانشناسی ثروت رو خریدم اولین باره ک قلب و ذهنم اینطور در مورد ثروت بازشده و اینارو نوشتم
واقعا نمیتونستم درک خاصی از دوره داشته باشم بخاطر باوری ک دارم ک ثروت براثر تلاشهای فراوان بدست میات کشکی ک نیستش ک همه پولدار بشن و زندگی در رفاه رو تجربه کنن
آها چ جالب الان داره اشغالها میریزه بیرون
همینکه نوشتم باورای مخربم یکی یکی داره پیداش میشه به به …
پدر مادر ما هم تو فقر و بدبختی زندگی دارن بابا
خیلی جاها این فکرو کردم خیلی خیلی این باور رو داشتم و حتما دارم ک ثروت ندارم عوضش بچه های سالم دارم چ فایده اگه بچه دار نمیشدم چ فایده اگه شوهرم عاشق یکی دیگه میشد
چ فایده اگه من صبح تا شب خونه نبودم و دنبال عشق و حال بودم و ب زندگیم پای بند نبودم
اگه ثروتمند بشم برم سمت مشروب و دخانیات چی
چیزی ک من تو کل زندگیم لب بهش نزدم و ازش متنفرم
چقد چرندیات میبافه ذهن ببینید میگه ثروت =الافی و ولگردی و مشروب ومواد
درصورتیکه هرچی بدبخت بیچارس مواد میزنه ک یکم درد فقر و روابط داغونشو کم کنه تو ذهنش،
اینقد دراین زمینه باورای مخرب زیادی دارم الاماشالله
یا نکنه چیزی ازم بدزدن اگه ثروتمند بشم
بابا اصلا بدزدن همون خدایی ک تورو ب این موبایل یا ماشین یا طلا رسوند پیداش میکنه یا بهترشو بهت میده کیف کنی
و اصلا تو وقتی تو مدار ثروتی ادمای دره دزد نمیبینی ب تو دسترسی ندارن میفهمی مدارهارو ؟؟؟؟؟؟……؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا تو اول ثروتمند بشو بعد به این فک کن کسی ازت بدزده
یا چشم کی رو کور کنی و پز بدی یا ندی
تو اول ثروتمند بشو بعد ب این فک کن ثروت حالا برات خوب بود یا نه
بابا ثروت کل زندگی رو تحت تاثیر قرار میده
روزیکه تو پول نداری
یه غذای درست نمیشه بخوری
یک تفریحی نمیشه بری
یک کلاس نمیتونی شرکت کنی
یک ابزار واسه کارت نمیتونی بخری
یک میوه نمیتونی واسه خودتو بچت بگیری
یک مسافرت نمبتونی بری و حال کنی
تازشم اگه بری و جیبت خالیه حالت خوب نیس
روزیکه پول نداری میترسی صاحب خونه تماس بگیره کرایه خونه نداری بدی
همش استرس نگرانی و ترس داری نکنه فلان بشه بهمان بشه
حتی خواب شب راحتی نداری
تازشم خابت ببره خابای پریشون میبینی بخاطر افکار نامناسبت
چطور ذهنم منو گول میزنه اصلا رو بحث ثروت کار نکنم
هی میات حالمو بد کنه منو بترسونه
اما بازهم چندروزه دارم میرم فراوانی هارو بشمارم
هرمغازه ای رد میشم پر مشتریه
رفتم سراغ عمده فروشی ها و ب تک تک مغازه ها نگاه کردم و همه چی فراوان تا سقف بود
از اب معدنی گرفته تا دلستر و ابمیوه
برنج
چایی و قهوه
وای وای سیگار چندتا مغازه تا سقف سیگار داشتن و فقط سیگار میفروختن
گفتم خدای من چیزی ک مضره اینهمه فروش بالا داره و ثروت وپول خلق میکنه
چطور کار من هنر من عشق من مشتری نداشته باشه
این چرندیات و توهمات ذهن منه
مقاومتهای ذهنم را میشکنم و میرم جلو
فراوانی طلا دیدم
گل
انواع تنقلات
انواع اجیل ها
انواع ترشیجات
انواع اسباب بازی ها
لباس ها
وای یک کفش فروشی تو محله داشتیم مغازشو چقد بزرگ و خوشکل کرده و چقد کفش فراوان فراوان همه مدل همه رنگ فقط اسپرت ایستادم نگاه کردم
حتی مغازه تعمیر ماشین و روغن بود چقد لاستیک ماشین داشت تا سقف چیده بود
موبایل فروشی چقد موبایل چقد هنسفری هدفون
حتی مغازه ای رد شدم چقد کارتخوان چیده بود
خدای من چقد ماشین
باران ماشین
دقیقا ماشینها برام عین باران هست تو ذهنم بخدا
ثانیه ای رد میشن
فراوانی
فراوانی بچه
حتی دوقلو هارو میبینم
دیروز دوتا دوقلو دیدم یعنی 4 تا باهم دیدم خدای من
چطور قبلا اینارو نمیدیدم
اینهمه درخت دیدم
خدایا کمکم کن تغییر کنم
خدایا تو چقد ثروتمندی تمام این ثروت ازسمت توست و از کسی چیزی کم نشده دزدیده نشده حق کسی خورده نشده همه و همه رزق خودشون رو روزانه از تو میگیرن همه ب اندازه ای که کانالهاشون رو باز میکنن ثروت دریافت میکنن اگه ثروت تو زندگیم کمه باید کانالم رو عریض کنم چطور
با تغییر نگاهم فکرم باورم
خدایی ک اینقد ثروتمنده عادل ترینه
ب همه ب اندازه طلب کردنشون میده
چطور طلب میکنن ن با حرف ن با زبان با توجهشون با باورشون
باور دارن چقد گیرشون میات ازین عدل خدا همون قدر خدا بهشون میده
البته خدا ثروتهارو اماده کرده
منم ما هستیم
من هستم ک باید با کانالم ثروت را جذب کنم
کانالم را عریضتر کنم تا ثروت بیشتری وارد کانالم شود
خدایا من ب هرخیری از سمتت بهم برسه فقیرم
من بدون تو هیچ هستم
بسم الله الرحمن الرحیم
روز دوازدهم از تعهد 40 روز من
استاد من بتازگی دوره ثروت را از سایت خریداری کردم
تازه شروع کردم فایلهارو گوش کردن
و تمرین اهرم رنج و لذت
واقعا هیچ ایده ای نداشتم ک روی کدوم باور کارکنم همینطور فقط گوش،میکنم
الان دوتا نشانه اومد امروز اولی نتایج اقا محمد روی تلگرام اومد ک رو مبحث معنویت و ثروت کار کرده و نتایج عالی گرفته
دومی اومدم دیدم این فایل جدید اومده روی سایت بازهم درمورد معنویت یا ثروت یا ذهن افراد مذهبی و فقر هستش
الان این ایده بهم داده شد ک من روی این باور پاشنه اشیل کار کنم
من پدر بزرگی داشتم ودارم که بشدت مذهبی هستش
و خیلی فرد اروم مودب و معروفه ب اینکه ادم خیلی مهربون و خوبیه
این پدر بزرگ ما نمازش همیشه اول وقت بوده و هست و کوچکترین اشاره ای سمت عقایدشون کنی انگار شما کافر شدی
من خونه ی این پدربزرگم بزرگ شدم ایشون بازنشسته هستن
هربار حقوق میگرفت خرج دیگران میکرد از مادر من گرفته تا اون یکی عموهام و زن عمو و بچه های عمو عمه بچه های عمه و تمامی اقوام حداقل یکبار از پدربزرگ من کمک مالی گرفتن
هربار پدرم و پدربزرگم مینشستن همش میگفتن پول چیه فردا میمیریم و خدا با ما حساب کتاب میکنه
فردا خدا نمیگه چقد پول جمع کردی همش میگه که چ عملی انجام دادی مثلا چقد نماز خوندی چقد ب فقرا کمک کردی
و خانواده پدری من بشدت مذهبی هستن حجاب و فلان
واز اون طرف هم همش جمع غیبت و قضاوتشون همیشه جمع هست و آه در بساط ندارن همیشه حسینیه و روزه و پخت وپز و مراسم عاشورایی و عموهام کل فک وفامیل پدرم بشدت وضعیت مالیشون ضعیف بود و هست ک من الان سالهاست ازشون دورم
حالا
ازاینطرف خانواده مادرم هستن ک شهرستان بودن
و فاصله زیادی با ما داشتن
و پدر مادرم ک بازهم پدر بزرگ من بودن بشدت عاشق پول بودن
اصلا اهل قرض دادن و قسط خریدن و ترحم کردن ب بقیه نبود
حتی ب بچه هاش سخت میگرفت ک برن سر کار
و داییام از بچگی شاغل بودن و در سن 20 سالگی خونه دارشدن ماشین وموتور و زن و زندگی و کار و شرایط واقعا بهتراز خانواده پدرم دارن
و من داعم در ذهنم تزریق شده ک خانواده مادرم ادمای خوبی مومنی خدا پرست نیستن پدرم همیشه میگف نه دین دارن ن ایمان
و مادرم الان بعداز زندگی با پدرم شده کپی پدرم و خب عقایدش با خانوادش 180 درجه فرق داره
و برادراش هم بارها بهش گفتن تو چرا اینجوری شدی
و یادمه من میرفتم حسینیه و مراسم خانواده بابام
بشکل تصادفی داییام و زناشون از شهرستان میومدن مسافرت شهر ما و خب خانماشون اعتقاد خاصی نداشتن و خب موهاشون رنگ کرده بودن رژلب زذه بودن لاک قرمز زده بودن
وقتی وارد مجلس محرم و جمع ما میشدن
تمام نگاه ها ب این زن داییام بود انگار جرمی مرتکب شده بودن
و میگفتن واااااااااای اینا چرا این شکلی اومدن چرا ایمان ندارن و خب همه میگغتن اینا فقط پول براشون مهمه ایمان کیلو چند؟؟؟؟
تا این حد
چقدر ایمان رو اشتباه فهمیده بودم من
چقدر احساس گناه فکر کنید کل زندگی
این بود حجاب چیه
محرم چیکار کنیم
نماز کی بخونیم
کسی که نماز نمیخوند بزرگترین مجرم عالم بود
پول کجای داستان ما بود اصلا
پول هیچ نقشی نداشت
پول جزو بزرگترین گناهان عالم بود
و همیشه زنذگی خانواده مادرم از نظر فک وفامیل پدریم کاملا اشتباه بود و فاجعه ترین زندگی و پراز کفر بوده
و خب خانواده مادرم هم همش تعجب میکردن و میخندیدن ب تعصب اونا ک بابا چقد تعصب
من اگه دوروز کنار خانواده مادرم میرفتم احساس گناه کل وجودم رو میگرفت ک زندگی نباید توش رقص و گشتن و راحتی باشه که بابا تو برو اونجا باید تو الان نماز بخونی گریه کنی عذاداری بشنوی و جهان سریع منو دور میکرد ازشون
استاد من توی احساس گناه رشد کردم
من با احساس گناه نامزدم رو از دست دادم بخاطر اینکه عاشقم بود و هرچی میگفتم برام میگرفت
من با احساس گناه ماشینی ک مادرم برام خرید رو از دست دادم
من با احساس گناه تمام طلاهامو از دست دادم
من بااحساس گناه درامدم را ازدست دادم
حتی ارامش فرزندانم ب من احساس گناه میداد ک اینجا چقد ارومن و تو برای خودت خوشی و ب اینا رسیدگی نمیکنی و زحمت نمیکشی مخصوصا فرزند دومم ک راحت دنیا اومد و تا ماه ها اروم بود الان بشدت گریه میکنه و دنبال من هست ک نمیتونم باشگاه برم نمیتونم اموزش ببینم یا درامد زایی کنم اینم شده ترمز بزرگ در ذهن بنده ک امروز کنترل ذهنم از دستم در رفت و گفتم خذایا بهم کمک کن ک من کاری ازم برنمیات
استاد خانمی ب من خیلی از لحاظ مالی رسیدگی میکرد و در قبالش منو ساکت میکرد و میگف حتی اگه همسرت مادر همسرت بهت چیزی گفتن اذیت کردن هیچی نگو چی میخای من برات انجام میدم
هم من هم اون خانم ک فامیل نزدیک همسرم بود و علاقه زیادی ب همسرم بجای فرزندش داشت چون بچه نداره و همسرم رو بزرگ کرده
و من و این خانم هردو تبدیل شده بودیم ب دو انسان بشدت مشرک
هردو باج میدادیم ب همدیگه و ب همسرم و مادرش
من تبدیل شده بودم ب شخصی ک ازین خانم پول میکشید بخاطر وضعیت نامناسب مالیم و در قبالش بهش چشم میگفتم و هر فشاری و زوری از سمت همسرم و مادرش رو تحمل میکردم
اونها هم هرروز چک ولگدم میکردن اینو نپوش اونجا نرو اونو نخور با اون حرف نزن اینکارو نکن
و من حتی نمیتونستم با خانوادم ارتباط تلفنی داشته باشم و فقط سر اطاعت داشتم ب روی این خانم ک داره ب من نان میده
استغفرالله ازین شرک وحشتناک
من خواب بودم من کرو کور بودم صمی عمی فهم لایفهمون
من نمیدونستم چرا همش برام سوال بود ک چرا یدفه زندگی من منفجر شد استاد
2 سال من رو با لگد و فحش بیرون کردن و سوالی از من نگرفتن
و صد البته حقم بود دستشون درد نکنه بهم گفتن تو داری شرک میورزی
چون مادرشوهرم ب من اخرین لحظه گف ک تو اون خانم شده پدر مادر و تمام فک و فامیل و زندگی و خدات
منم نمیفهمیدم همش میگفتم این از حسادتشه
اخه جهان چطور باید بهم میگف
بقول شما با پتک داشت میکوبید تو سرم بسته حقارت عوض شده تا نمردی
و من بعداز 2 سال خدا درها رو باز کرد و من تا برگشتم ب زندگیمون با این مباحث اشنا شدم
استاد الان این خانم ک ب من کمک میکرد جزو تاریخ شده
یعنی هیچگونه اثری ازش در زندگیم نیست هیچگونه خبری
تمامی اون کمکهای مالی ک همه میگفتن خوشبحالت و تو بهش مدیونی و باید جبران کنی تمام شد برای ابد
و الان 4 ساله این داستان تمام شده
هیچ ارتباطی بین ما نیست و جهان حذفش کرد برای همیشه
الان میفهمم من بااون شرک هام جذبش میکردم و خبر نداشتم
بخاطر شرک هام همه چیز رو از دست دادم
استاد حالا ک من خیلی تغییر کرده زندگیم طی این 4 سال
از روابطم
از پوششم
از ازادیام
از شرایط مالیم
الان از یک موضوعی دیگه خیلی ب تضاد خوردم اون هم اینکه استقلال مالی میخام
و اومدم دوره ثروت یک هفته قبل خریدم
و من توی همه باورهای مخرب مالی مسعله دارم
اما بزرگترینشون همین معنویت و ثروت ک امروز برام واضح شد
دومیش عوامل بیرونی ک من بااین شرایطم چطور
اره من توی تمام سوالاتی ک گفتید مشکل دارم
اگه شوهرم پولدار بشه بهم خیانت میکنه یا مواد بزنه
اگه من پولدار بشم اونو دیگه از زندگیم پرتش میکنم
یا پول گیرم بیات هرماه ب پدرمادرم بدم و نجاتشون بدم
اگه من پول دار بشم برادرم پس چی گناه داره
دیگه خانواده شوهرم حتما طردم میکنن چون اونا مشکل دارن با ادمای پولدار
یا بچه هام ول بشن ازشدت ازادی و راحتی
خیلی خیلی زیادن باورای مخربم حتی میگفتن تو نباید شاد باشی بخندی خوشی بده یعنی گناهه زن با صدای بلند بخند خدایا کمکم کن من چقد چرت پرت شنیدم
خدایا خودت کمکم کن حالا ک فهمیدم من هرچیزی ک شنیدم غلط بوده همش احساس گناه پوچ و بیهوده بوده
خدا ازادی رو دوست داره
ثروت رو دوست داره
ثروتمندان رو دوست داره
ثروت =خدا و معنویت
شادی =خدا و معنویت
کمکم کن کم کم بهم نشون بده الگوها رو ببینم
نشانه هارو تایید کنم
روانشناسی ثروت رو کار کنم و نتیجه بگیرم ثروت رو وارد زندگیم کن مثل آب روان
من حتی باشنیدن فایل هاتون در مورد ثروت مقاومت دارم نمیتونم نیم ساعت بشنوم قطش میکنم
کامنتهای 12 قدم و عزت نفس رو با جون و دل میخونم اما بحث ثروت نمیتونم
دارم تمرین اهرم رنج و لذت کار میکنم وتضادها واقعا منو ب حرکت درمیاره ک گوش بدم فایلارو کار کنم از ذهنم کار بکشم
فکر کنید ذهن من حتی حاضر نیست انرژی برای این داستان مصرف کنه
حتی فایلهای 12 قدم درمورد ثروت هست بچه ها چقد گوش کردن من خیلی کم گوش کردم و ازشون گذر کردم
اما تمام سعی وتلاشمو میکنم حالا ک دوره ثروت رو دارم باید تغییر کنم
میدونم یکم صبر میخات اما با دیدن نشانه ها باید امیدوار بشم ادامه بدم
خدایا هدایت و حمایتم کن
استاد خیلی ممنونم مثل همیشه دستی شدی از دستان خدا ک برام واضح کنی ک من باید روی کدوم باورهام کار کنم
سلام سحر جان
سپاس بابت کامنت عالی ک نوشتی
و این جملت خیلی منو بفکر برد
این بود که قیمت دلار هیچ تاثیری در زندگی من نداره ، یعنی فقط با ی جمله که مگه خداوند نگفته: روزی همه ی بنده ها با منه ، خب همون خدا هیج جا نگفته که اگه دلار رفت بالا دیگه با من نیست خودتون ی کاری انجام بدین خخخخخ
واقعا همینطوره
اگه یکم منطقی فکر کنیم
و با تغییر جو احساساتی نشیم
داستان همینه
باور داشتن خداست
چقد ب خدا اعتماد داری
الان همش دارم ب خودم میگم فاطمه اگه کل کشور بترکه
اگه تو در مدار درستی باشی تو ب جای دیگه هدایت میشی
اگه مطمعنی خدا داره جهان رو اداره میکنه
نگرانی وجود نداره
فقط باید مراقب ورودیات باشی در هر شرایطی قانون احساس خوب =اتفاقات خوب رو رعایت کنی
در ارزوی موفقیت روزافزون برای شما دوست عزیزم شاد و پیروز باشی
سلام صحرا جان
چقد کامنتت ب دلم و جانم نشست
واقعا من دربرابر خالقم هیچی نیستم
من ب هیچ بودنم اعتراف میکنم من درمقابل پروردگارم تسلیمم
همیشه کامنت دوستان رو میخوندم ک ثروت باعث معنویت و نزدیک شدن ب خدا میشه
اما هیچوقت ندیدم یکی ب این شکل بازش کنه این موضوع رو
استاد هم توضیح دادن درموردش
اما واقعا این کامنت مخصوصا جایی ک درمورد ثروت و نزدیک شدن ب خدا نوشتی
از منبع اومده
و چقد عالی چقد واضح و منطقی هست
چندبار این کامنت خونده بشه بهش فکر بشه واقعا نجواها واسه چندروز ساکت میشه
اسکرین شات گرفتم ک هربار بخونمش
برات از خدا ارامش میخام ثروت و شادی روز افزون امیدوارم
سلام داداش عباس توحیدی
سلام رفیق همفرکانسی
بهت افتخار میکنم
با خوندن کامنت قبلیت ک رو خودت کار کردی و پول اومد روی میزت
من بین این همه کامنت فرکانس کامنت شمارو دریافت کردم و باور کردم
فقط 2 بار فایل رو گوش کردم منی ک مدتی گیر مشتری بودم و مشتری تماس گرفت و دوتا کار برام اورد اینقذ خوشحال شدم
و الان احساسم گف بیا دوباره نجواهاتو خاموش،کن و کامنتهای این فایل رو بخون باز هم
اسم شما رو دیدم و کامنتت رو خوندم بازهم نتیجه چی بود
افزایش حقوق
برام نشانه بود هرچی رو این باورت کار کنی درامدت بیشتر میشه
خدارو شکر میکنم ک با نشانه ها با من حرف میزنه و هدایتم میکنه و ترسهامو ازم میگیره و قلبم رو باز میکنه
نشانه ی دیگر این بود ک تولدت بوده و از جاییکه گمان نمیکردی خدا برات کادو فرستاد متوقع نبودی از کسی
افرین نشونه ی کار کردن رو عزت نفست هست تولدت هم مبارک باشه عباس جان
منم چندروز دیگه تولدمه منتظر کادوم از سمت خدا هستم
سپاسگذارم دوباره تجربتو نوشتی
ارزو میکنم دوباره بیای و از نتایج زیادت ازین فایل بنویسی پسر ..
در پناه پروردگار مهربان باشی
همیشه قلبت ارام و چشمات اشک لطافت اشک نزدیکی ب خدا بریزه دوست من