رابطه خداوند و ثروت در ذهن - صفحه 52


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمدرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1625 روز

    به نام خدای مهربان.

    خدایا تو رو سپاس میگویم به خاطر این لحظه اکنون.

    سلام استاد عزیزم امیدوارم عالی باشی.

    چقدر کمک‌کننده است المنت و نظر دوستان.

    قشنگ‌آدم یادش میاد که قبلا و یا الان چجوری فکر‌میکرده.

    هرچی تمرکزی رو این فایل میام جلو بیشتر میفهمم انگار چقدر با ثروت در تضادم.

    از یک‌طرفم دوست دارم و کلی تلاش میکنم که ثروتمند بشم.پا رو گاز در حد زیاد ولی ترمز بی نهایت.

    چقدر شده توی زندگی گفتم خدایا چرا نمیشه.

    انقدر سال دیگه انشالله همه چی تغییر میکنه.

    سال دیگه خونه میخرم

    سال دیگه حتما ماشین عوض میشه

    سال دیگه سفر درست و حسابی میرم

    سال ….

    ولی نشد و نشده و نشده و این نشدن توی ذهنم تبدیل شده به ز ترمز بزرگتر.

    رفتم مثل جامعه فکر کردن.

    الان دیگه نمیشه.

    اوضاع خرابه

    پول قدیم زیاد بود الان نیست.

    تا شب میتونم توجیح بنویسم .چون ذهنم نمیتونه توی عذاب پولدار نشدن بمونه .

    توی ذهن من پولدار شدن برابره با آدم بدی شدن.و همین الان میتونم 500تا مثال بزنم برای همین باور مخرب که درسته. بعد منم نوعی خیلی باید تلاش کنم برای تغییر باورم و دلیل مثال و منطق بیارم.

    باید ول کنم همه حاشیه ها رو بچسبم به اصل .تو حاشیه بودن بسه.

    توجیح کردن بسه.

    برای دیگران میشه ولی برای من نمیشه بسه

    دیگران ارزششون بیشتر از منه بس

    بسه حاشیه .بسه خودم رو به خواب زدن.

    بسه فرار کردن از واقعیت خودم .

    بسه این همه حسادت و حسرت و نا امیدی

    بسه حرص خوردن

    وای خدا عاشقتم همین الان ی لحظه چشمم به ساعت افتاد.09.09

    خدایا عاشقتم که هر لحظه با نشونه به من امید میدی برای ادامه دادن.

    ی حسی به من الان گفت .تو حرکت کن جهان بهت کمک‌میکنه حمایت میکنه نگران خراب بودن گذشته ات و دیدگاه های منفی نباش .

    حمایت میشی وای چه حس قشنگی الان دارم خدایا عاشقتم.

    ی چیزی که تو ذهنم بولده اینکه پول و ثروت باعث میشه من عوض بشم .یعنی بیشتر به سمت بد عوض میشم آدمی که هستم رو عوض میکنه.و کلا بار منفی داره ثروت برام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 945 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    روز بیست و دوم از تعهد 40 روزه ام

    خدایا شکرت ک فرصتی مجدد برای زندگی و لذت بردن و کار کردن روی خودم رو بهم دادی

    خدایا شکرت برای این لحظه

    دقیقا داستان منم همینه استاد

    من تلاش کردم هرراهی رو امتحان کردم

    یا اینکه تو دوره ثروت گفتید دنبال علاقتون باشید منم همینکارو کردم مهارتمو افزایش داذم و هنوز هم در مسیر افزایش مهارتم هستم و خواهم بود …

    اما دریغ از یک مشتری

    ومن ب هرکس،میرسیدم میگفتم فلان مهارتو بلدم باقیمت مناسب براتون انجام میدم

    استاد بارها و بارها و بارها مشتری میومد و بعد ب هر دلیل واهی پشیمان میشد و فرار میکرد

    من اصلا تعجب میکردم

    اخرش دیگه خسته و ناامید ب خودم گفتم شاید اصلا خدا نمیخات من توی این شغل باشم

    نمیخات مشتری داشته باشم تا برم سراغ کار دیگه

    توی این حال و هوا بودم ک توی تلگرام از نتایج بچه ها نوشته بوذین هدایت شدم ب این فایل و فقط 3 روز کار کردم کامنتاشو خوندم

    4تا اتفاق خوب مالی برام افتاد

    توی خونه بالای 2 میلیون پول پیدا کردم ک رفتم شهریه کلاس و قرضمو پرداخت کردم ک خیلی تو فکرش بودم

    همسرم 2 میلیون برام پول واریز کرد

    مشتری اومد دوتا کار داشت براش،انجام بدم

    ایده اومد عناب بخرم و بفروشم ک اینم برام سود داشت

    ک بهم گفتن دوباره عناب بیار

    ماه دیگه زعفرون هم بیاری میخایم

    درصورتیکه قبلا هرچی میفروختم مشتری یا نداشت یا اگرهم داشت سخت بفروش،میرفت حتی تو کار خودم چ گریه هایی نمیکردم واسه این موضوع چرا کار من مشتری نداره منکه دنبال علاقم رفتم تلاش هم میکنم دست رو دست نذاشتم اخه چرا

    و دیشب حس،کردم نجواها شروع شده و دوباره چرت پرت داره میگه این ذهن من درمورد کسب وکارم

    دوباره حسم گف بیا سراغ این فایل و کامنتاش و کامنت دوست عزیزمون رو خوندم ک حقوقشو افزایش دادن با کار کردن رو این باور

    گفتم منم دوباره کار میکنم رو این فایل +فایلای ثروت یک

    ولی،خب متوجه پاشنه اشیلم تو بحث ثروت شدم

    عدم احساس لیاقت

    تضاد خدا با ثروت

    باور کمبود

    این 3 تاست ک بیشترین ضربه هارو بهم زده ک مهمترین هم هستن دلیل شرایط،نامناسب مالی،من همیناست و چیزی جز این نیس و نخواهد بود و قشنگ چندروزه یک هفته هست همش،هدایت میشم ب این 3 باور روشون کار کنم و درمسیرش،هستم

    خدایا کمکم کن ک من ب هر خیری ازسمتت بهم برسه فقیرم …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    شیدا میرزایی گفته:
    مدت عضویت: 2612 روز

    به نام خداوند سخاوتمند و ثروتمند خودم

    سلام خدمت استاد مهربان و تمام دوستان نازنینم

    همه چی از توحید آغاز میشه همه چی سلامتی رابطه خوب ثروت و همه چی دیگه

    دیروز سرما خورده بودم و اونجوری که خودم میخواستم نتونستم که در کنار خداوند لحظه ها و روز زیبایی رو خلق کنم چون واقعیتش من اگه همه چی داشته باشم توی زندگیم اما احساس کنم که از خدا دور هستم یه جور حس بی‌قراری دارم انگار یه گمشده دارم چون یکی از عبارتهای تاکیدیم اینه که

    زیباترین لحظه های زندگیم لحظه هاییه که به خداوند وصل هستم

    نزدیکای غروب بود که سر کار بودم یه مقدار پول نقد نیاز داشتم خیلی پیش میاد که مریضامون ممکنه روزی چند نفرشون بهم نقدی ویزیتشونو میدن اما اون روز هیچ نقدی نداشتیم همینجوری نشسته بودم اون روز کمی درگیر مریضیم شده بودم و اون حس زیبایی که خودم میخواستم رو نداشتم می‌دونم همش هم مال این بود که از خدا دور شده بودم همینجوری در سکوت و آرامش پیش خودم گفتم خدا جون من که امروز سعادت نداشتم که در خدمتت باشم اما می‌دونم که تو همیشه و همیشه حی و حاضری ببخشید که اونجوری که خودم خواستم پیشت نبودم اما خیلی دلم میخواد حست کنم تو بیای پیشم کنارم باشی یه جوری با یه نشونه ای بیا پیشم …مثلاً با این نشونه که مقداری پول نقد برام بفرستی

    باور کنید هنوز حرفم تموم نشده بود خالم بهم زنگ زد گفت شیدا ببخشید من سختمه از پله ها بیام بالا تو میتونی بیای پایین پول اجاره رو بهت بدم اما ببخشید همش نقدیه رفتم پایین تقریبا ده برابر اون پولی که از خدا خواستم رسید دستم وااااای چه حسی داشتم گفتم آخه خدا جونم من که هنوز حرفم تموم نشده بود آخه آنقدر زود قررررربونت برم من همیشه و تا ابد .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    محمدرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1625 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام استاد عزیزم و خانم شایسته‌

    استاد این فایل از زمان آپلودش روی سایت چند باری بصورت تیکه تیکه گوش دادم

    ولی بعد از خوندن نتیجه دوست مون آقای محمدی خیلی اشتیاق پیدا کردم برای اینکه روی این فایل تمرکز کنم.

    چون ی حس قوی به من میگه این فایل لازمه الانه منه.

    اول خدا رو سپاس گذارم که در بین شما هستم.

    ولی این کافی نیست.

    بهانه های تکامل باید طی بشه.

    باور های من خیلی داغون

    وقت ندارم

    حال ندارم تنبلی و…و بهانه های مختلف که نیومدم بصورت لیزری و تمرکزی روش کار کنم همش از روی بی میلی و بی ایمانی بوده تا الان.

    همش دنبال ایده های خودم بودم .

    همش دنبال این بودم که قوانین بدون تغییر خدواند تغییر کنه ولی من اصلا تغییر نکنم.

    همش توی حاشیه

    بازم خدا رو شکر میکنم که دارم به این درک میرسم با آموزش های استاد که “اول تغییر باور وبعد هرکار دیگه”

    هرچقدر خودمون رو به آب و آتیش بزنیم .هرچقدر بدویم تلاش کنیم بالا پایین کنیم هرکاری که از دستمان بیاد برای رسیدن به خواسته هامون بکنیم ولی “فرکانس تغییر نکنه.باور هامون تغییر نکنه گفتگوهای ذهنمان تغییر نکنه باز مثل بازی مارپله برمیگردیم جای اولمون”

    و این الگو که هی می سازیم و هی ناخودآگاه با باور هامون خرابش میکنیم به جایی می رسه.

    دیگه عزت نفس خورد میشه.

    ضعیف میشیم

    احساس ناتوانی و نا امیدی و بی عرضه گی میکنیم و دست از تلاش برمیداریم و این یعنی مرگ.

    از خدا میخوام همینطور که ما رو به این سایت هدایت کرده کمکمون کنه بیدار بشیم و پیدا کنیم مسیرمون رو و استاد عزیزمون رو برامون نگه داره که مسیر رو گم نکنیم .

    توی بحث ثروت باور های من خیلی مشکل داره .کلا ذهنیت من نسبت به ثروت و ثروتمندان و کسب ثروت خیلی متضاده.

    یعنی همین که داره در وجود من این اهرم رنج و لذت داره ساخته میشه که مهم نیست چقدر تلاش کنی و انگیزه و علاقه و عشق دوست داشته باشی ثروتمند بشی .اگر باورات خراب باشه همه چی باز خراب میشه.هرچی ساختی باز با یک تصمیم اشتباه با یک ایده اشتباه با یک سرمایه گذاری اشتباه با یک حرکت از روی باور کمبود.از بین می ره. و اهرم لذت که اگه اول و اصل و اولویت و مهم بدونی تغییر باور رو و روش تمرکزی کار کنی و به ایده های الهامی عمل کنی دست به خاک بزنی طلا میشه.

    پس ایمان داشته باش به خداوند و به خودت قول بده اگه تغییر کنی اگه سمت خودت رو انجام بدی اگه مسیر درست رو بری و نترسی همه چی در تمام ابعاد تغییر میکنه.

    و با اومدن نتایج هر بار اعتماد به نفست

    ایمانت به قوانین و خداوند و ایمانت به توانایی های خودت هر بار قوی و قوی تر میشه

    خدایا شکر برای لحظه اکنون.

    تشکر از همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    نفیسه شایسته گفته:
    مدت عضویت: 928 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استادان عزیزم و دوستان گرانقدرم

    استادم چند وقتی دارم روی این فایل کار می کنم

    قبلش بگم از بچه هایی که نتیجه گرفتن و اومدن نتایج شون رو با ما به اشتراک گذاشتن خیلی ممنونم که باعث انگیزه مضاعف می شه برای ادم.

    از اقای حوا زاده،اقای محمدی ،اقای حیدری،خانم هلالی ،خانم غفاری

    خیلی ازتون ممنونم انشالله نتیجه هاتون پایدار و پر برکت باشه

    استاد عزیزم عمیق که نگاه می کنم

    ادم های پولدار کلاه بردار نیستن بلکه این ما هستیم که به خاطر

    1.نداشتن عزت نفس و احساس لیاقت

    2.شرک

    3.باور کمبود

    4.توجه نکردن به هدایت های الله

    و …

    به سمتی هدایت می شیم و اتفاقاتی رو تجربه می کنیم که فکر می کنیم افراد پولدار سر ما کلاه گذاشتن.

    یک نمونه اش وقتی خاله من برای موضوعی به من زنگ زد من نتونستم با عزت نفس کامل حق و حقوق خودم رو در مورد اون موضوع مشخص کنم بعدا خاله ام و بچه هاش به نفع خودشون خیلی چیز ها رو بالا کشیدن و من موندم و کلی احساس بد که اره خاله ام سر من کلاه گذاشت.

    یا وقتی رفتیم خونه بخریم به خاطر شرک مون انتخابی کردیم که سر مون کلاه رفت .

    یک موضوعی که حدودا 20 روز پیش اتفاق افتاد .

    همسرم به من گفت نفیسه 10 میلیون پول نقد داریم به نظرت باهاش چی بخریم که ارزشش حفظ بشه

    من بهش گفتم یه روز بهم فرصت بده

    تو قلبم گفتم خدایا تو ما رو هدایت کن برای این تصمیم.

    از قضی من اونروز هدایت شدم به سمت خواهرم و خواهر زاده ام و دیدم اونا دارن طلاهاشونو می فروشن

    من اومدم خونه به همسرم گفتم میخوای برای پولمون قسمتی از طلاهای خواهر زاده ام رو بگیریم ،گفت مطمئنی ضرر نمی کنیم .

    گفتم مطمئن نیستم فقط می دونم من از خدا خواستم و و اینطوری هدایت شدم.

    بماند که نشد ما اون طلا هارو بخریم

    ولی من قیمت طلای اونروز رو توی ذهنم نگه داشتم و قیمت امروز رو نگاه می کنم ما سود می کردیم فقط میخواستم اعتمادم به هدایت باشه.

    حالا من میتونم بگم طلافروشی یا کس دیگه ای میخواست یا میتونست سر من کلاه بزاره.؟ نه

    چون من داشتم با هدایت جلو می رفتم و همه چیز عالی بود .

    پس جاهایی که ما فکر می کنیم عمو خاله دایی همسایه همکار یا هر کسی که پولداره سر ما کلاه میزاره ،اون فرد کلاه نمیزاره سر ما ،ما خودمون داریم مسیر رو اشتباه می ریم.

    وگرنه خداوند سر تمام تصمیم ها داره ما رو هدایت می کنه به بی نهایت طریق

    حالا ما توجه نمی کنیم دیگه تقصیر کسی نیست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      Zahra Ghaffari گفته:
      مدت عضویت: 583 روز

      سلام نفیسه جان امیدوارم حالت عالیِ عالی باشه و زندگیت پر از ثروت و برکت الهی:)

      داشتم کامنت زیبات رو میخوندم و وقتی دیدم اسممون رو نوشتی و ازمون تشکر کردی خیلی خیلی خوشحال شدم و نمیدونی چقد خداروشکر کردم که نتایج هر چند کوچکم باعث انگیزه شما شده!

      سپاسگزار پروردگار مهربانم هستم که از طریق آموزه های استاد و کامنت های شما عزیزان آگاهی ها و درس های زیادی به من داده و باعث افتخارم هست که تو همچین جمع فوق العاده ای حضور دارم.

      منم به نوبه خودم از نفیسه شایسته عزیزم، فاطمه هلالی، صبا سعادت، مهدی حوا زاده، عباس حیدری، محمد رضا یکتای مقدم، شیدا میرزایی، محمد صادق امام بخش زاده، زهرا شجاعی، حمید مطهری، محمد خلیلی، محمد مهوری و شیما مظفری تشکر میکنم که با گذاشتن کامنت های پربار و انتقال تجربیات و آگاهی هاشون باعث میشن که دیگران هم رشد کنند و باهم مسیر تغییر و تحول رو طی کنیم.(البته نتونستم اسامی تمام کسایی رو که از کامنتشون الهام گرفتم و باعث بازتر شدن ذهنم شد رو نام ببرم…)

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    نفیسه شایسته گفته:
    مدت عضویت: 928 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استادان عزیزم

    استادم  چند وقتی که دارم روی این فایل کار می کنم

    راستش بین دو خواهر یا دو برادر وقتی عمیق نگاه می کنم میبینم اونی که وضع مالی بهتری داره در سایر ابعاد زندگی هم

    وضع خیلی بهتری داره

    مثلا:

    بین دو تا دایی هام اون دایی ام که وضعش خوبه

    رابطه عاطفی خودش خیلی خوبه

    رابطه اش با پدر و مادرش خیلی خوب بود

    (پدر بزرگ و مادر بزرگم از دنیا رفتن)

    رابطه اش با خواهر برادرا خیلی خوبه

    با فرزندانش خیلی خوبه

    بچه هاش روابط عاطفی خیلی خوبی دارن

    وضع مالی خیلی بهتری دارن

    همه شون سلامتی بهتری دارن

    کسب و کار خودشون رو دارن

    همه شون به نسبت زندگی شون رو به رشد هست

    همه بچه ها صاحب فرزند هستند

    ===========================

    اون دایی ام که وضع مالی نا مناسبی داره

    رابطه عاطفی اصلا خوبی نداره

    رابطه اش با بچه هاش اصلا خوب نیست

    وضع سلامتی خوبی نداره

    بچه هاشم خیلی وضع مناسبی ندارن

    ========≈==================

    اوضاع دایی ام که وضع مالی خوبی داره نسبتا خیلی خیلی خیلی بهتره

    ==========================

    راجب خاله هام همینطور

    خاله ام که وضع مالی خوبی داره

    رابطه عاطفی اش عالی بود

    با همسرش (خدا بیامرز)متحد بودن

    خیلی احترام و عشق و شادی  بین شون برقرار بود.

    با بچه هاش رابطه عالی داره

    بچه ها خودشون خیلی شرایط خوبی دارن از نظر مالی ،اجتماعی ،رابطه عاطفی ،سلامتی و …

    همه چیز تو زندگی شون رو به رشد و پیشرفت هست

    ==========================

    خاله ی همسرم چند تا داماد داره

    اونی که وضع مالی بهتری داره

    از نظر رابطه عاطفی عالیه

    سلامتی بچه هاش و خودش و همسرش عالیه

    از نظر محبوبیت و وجهه و  اعتبار توی خانواده جایگاهش عالیه

    از نظر رفتار با فک و فامیل و مهمان نوازی و سفره داری عالیه

    =========================

    حتی مثالهای بیشتری هم میتونم بزنم و پیدا کنم .

    به این نتیجه می رسم که ثروت کیفیت همه چیز رو بالا میبره

    بین افراد ثروتمند و خانواده شون  احترام اعتماد ،عشق ،همکاری، اتحاد واقعا موج می زنه .

    من اینو متوجه شدم.

    اتفاقا ثروت مثل یک نور می مونه تو زندگی پس جنسش کاملا الهی است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  7. -
    صبا سعادت گفته:
    مدت عضویت: 1206 روز

    سلام به دوستای عزیزم و استاد عزیز️️️

    خیلی جالبه برامممم اکثر کامنتارو که میخونم همه ی مانع های ذهنیمون اکثرااااااااااا یعنی 99 درصد مثل هم دیگه اس کاملا..

    حالا من چطور فکر میکنم؟

    مسئله جنسیت و خانواده و بقیه خیلییییی داخل ذهن من بولدن

    یعنی چی؟ الان میگم

    اصلا داخل فکر من اینه مگه میشه من وضعم از پدر و پدر بزرگ و همه ی اینا بهتر شه..

    تهش ممکنه وضعت خیلی بهتر شه خجالت نمی‌کشی اگه اونا خجالت بکشن؟ مردن نتونستن طی این سالها به درامدای بالا برسن؟ اونموقعه تو تونستی

    یعنی سن و جنسیت اینکه دخترم ی باگه تو ذهن من…

    و اینکه فکر میکنم وضعم بهتر شد به خودم اجازه ی همه رفتاری رو میدم که با بقیه داشته باشم

    دراصل ظالم شدن که بازم مثل همه ی بچها تو ذهن منم هست

    یا اینکه آهاااا نمیدونم قدرت انتخاب تو زمینه همسر زیاد میشه و درنهایت نمیدونی کیو انتخاب کنی و میمونی مجرد

    یا اینکه اگه به استقلال مالی رسیدی همه چی به مرور برات عادی میشه و دیگه شکرگزاری یادت میرم

    کسل و بی حوصله میشی

    واقعا نمیدونم این فکرا از کجا اومدن؟

    در صورتیکه خیلی از دعواها و صورت مسئله های فردی و خانوادگی و دوستانه و ….همه جوره حل میشن

    بخاطر خرج هزار تومن پول بضیا چنان قشششقرقی به پا میکنن،،،اینا همه حل میشن‌…

    یا اینکه من اگه تو اوج پولداریم ینفر از من پولدارتر شد دیگه پولدار بودن من معنایی نداره این تو ذهن من جا افتادع که هدف آزادی مالی برای رقابته

    خب چه مشکلیه حالا؟ همونطور که به او حد رسیدی به حد بالاترشم می‌رسی…

    یا دوستای قبلنت رو دیگه نداری

    یا اگه پولات رو پس انداز کنی نهایتا برا ی کار بیهوده خرج میشن اصلا نمیشه پول بمونه تو بانک

    به اصطلاح پول براچی باید بمونه تو بانک اصلا؟ یا نکنه همه پول قرض بگیرن اون موقع من چی بگم؟ بگم ندارم؟ درصورتیکه دارم.

    حالا میگم بابا خب همه برن در بیارن دیگه یعنی انقد محتاجن؟

    یا همین بحث خیلی مهمه که استاد بهش اشاره کرد که خدایا ثروت بده من برا بقیه خرج کنم بعد برا خودم

    ذهنم گفت خب این خودخواهیتو میرسونه

    درصورتیکه ما مگه خودمون انسان نیستیم؟ اول باید انسانیت رو برای خودمون به جا بیاریم ازین زاویه رو تا حالا اونقدر بهش فکر نکرده بودم️

    بعد اینکه آها ، من هنوز تو ذهن خودم ی بچه موندم که نباید پول داشته باشه،یا نباید به دستاوردی برسه چرا؟ چون نکنه مثل بزرگترا رفتار کنم و زندگی برام سرد بشه(چیزای خیلیییییییی چرا و پرتی میگه ذهنم واقعا نمیدونم چرا) درصورتیکه من دارم 19 سالگیمو پر میکنم و اصلا دیگه بچه نیستم

    اصلا هنوز این فکر پخته نشده تو وجود منکه شغل اصلا مهم نیست یا علاقه ی خودم بافتنی… ازش میشه چندصد میلیون چندصدمیلیون درامد داشته باشم حتی… واقعا نمیدونم چرا به این اعداد و ارقام حتی فکر هم نمیکنم؟ یا چرا اجازه فکر کردن نمیدم به خودم واقعا موندم

    بعد میگم گیریم به 10 هزار نفر فروختی بعدش چی؟ خب بازم آدم هست ( باور کمبود)

    من خب به این رسیدم که رسالت هنری من بافتنیه

    یعنی نمیدونم چند ساله که داخل ذهن همه چپوندن که داخل هنر پول نیست یا داخل بافتنی پول نیست واقعا نمیدونم چرا؟؟؟

    درصورتیکه ذهنیت مثبت باشه متد و روش و کیفیت عالی…آدم به این استقلال مالی خواهد رسید …

    یا راجع به جذب مخاطب اینکه خیلییییی جذب مخاطب و مشتری کار سختیه و فلان چنان درکل دیده شدن و فروش رفتن ی محصول خیلی کار سختیه

    یا اگه من به استقلال مالی رسیدم و بقیه گفتن راهت چیه من بگم چی یا چطور توضیح بدم ؟ باور نمیکنن که من از خود بافتنی به درامدای خیلی بالای ثابت رسیدم

    همینها و خیلیییییییی چیزای دیگه

    واقعا دوسدارم این مانع هارو برداشته بشن و به لطف خدای مهربونم هممون آزادی های بیشتری رو تجربه کنیم

    شاد باشید

    صبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      فاطمه گفته:
      مدت عضویت: 1168 روز

      سلام صبا جان

      یاد خودم افتادم در مورد جنسیت

      خب تو خانواده ما اینجوری بود و هنوزم هست که تو میخوای پولدار بشی تهش که چی

      باید بری بچه داری کنی یا اگه یه مرد بالاسر ادم نباشه چه فایده هر چقدر هم ثروتمند باشه

      خب این باورا باعث شده من هیچ پیشرفت خاصی نکنم چون ته ذهنم اینه که اخرش که چی

      یا همون حرفت که اگه پولدار بشم همه چی عادی میشه یا بیمزه میشه

      یادمه خیلی قبلترها یکی از بازیگرا ازش سوال کرده بودن چرا ازدواج نکردی

      اونم گفت خواستگار داشتم خیلی خیلی پولدار بود و ادمی که خیلیی پولدار باشه ترسناکه چون دیگه هدف خاصی نداره

      منم انگاری همین باور رو دارم که خب تهش که چی

      خب حالا اول ثروتمند بشو تهشو میخوای چیکار

      خب قبلا هم از تنهایی میترسیدم چون انجام نداده بودمش ولی انجام دادم دیدم خیلی هم باحاله

      پس حتما ثروت هم باحاله ولی چون نداشتم اینطوری اولش میترسم

      در مورد بافتنی هم یه الگو بیارم

      نزدیک محل کارم یه خانمی هست سنش هم بالاست و الان نزدیک به یکساله هر روز میاره تو خیابون همونجا میبافه و میفروشه و مشتری هم زیاد داره

      تازه فقط لیف حموم و این چیزا رو میبافه

      کلا درامدش از همین راهه

      اگه اون فکر کنه خب این شهر مگه چقدر ادم داره الان یه ساله اینجام بیشتریا ازم خریدن پس دیگه تموم شد

      الان باید جمع میکرد میرفت

      ولی واقعا مشتری بینهایت زیاده

      طرف با یه کار خیلی ساده درامد داره

      موفق باشی عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    محمدصادق امام بخش زاده گفته:
    مدت عضویت: 1827 روز

    سلام خدمت همه ی عزیزان

    وقتی این فایل رو گوش کردم چند تا باوری که دارم اومد جلوی چشمم.

    بله من این باور رو دارم که اگر ثروتمند شوم آدم مغروری میشم و خودم رو گم میکنم یا شهوت‌ران میشم و کارهای نادرست میکنم. ممکنه معتاد بشم و در مسیر نادرست حرکت کنم چون پول فراوان دارم یا ممکنه قدرتی که پولم بهم میده باعث بشه شیطان من رو از راه گمراه کنه و سوء استفاده کنم و کارهای نادرست انجام بدم و افسارگسیخته عمل کنم.

    یکی دیگه از باورهایی که دارم این هست که خدایا به من ثروت بده که به خانوادم و.. خدمت کنم. انگار که من خودم به شخصه لایق نیستم که خدایا به من ثروت بده برای اینکه رفاه و ثروت و برکت بیشتری رو تجربه کنم و در خودم احساس لیاقت ندارم.

    در مورد ثروتمندان هم این باور رو دارم که افراد ثروتمند افرادی هستند که از قدرتشان سؤاستفاده میکنن و هر کاری میکنن که سر قدرت بمونن و باعث بد شدن شرایط برای دیگران میشوند و ذهنم ترامپ رو مثال میزنه که ببین این فرد ثروتمند هست اما مثل آب خوردن جنگ راه میندازه. یا مثلا ایلان ماسک رو مثال میزنه که میگه پولم رو خرج میکنم برای فلان حزب رو از گردونه خارج کنم.

    یا ذهنم بهم میگه اگر ثروتمند بشی ممکنه باعث خراب کردن زندگی دیگران بشی مثل ثروتمندان یا شرکت های ثروتی که با پولشون باعث شدن دیگر شرکت ها نتونن تو بازار رشد کنن و نتونن در اون فضا بیان بالا و رقابت کنن و با قیمت پایینی که محصولاتشون رو بواسطه‌ی ثروتشون ارائه میکنن باعث شده هزاران کسب و کار ضربه بخورن و اونها برتر باشن و کسی نتونه ازشون سوءاستفاده کنه و البته خودمم یک تجربه تاریک در گذشته دارم که وقتی با قانون آشنا نبودم در یکی از کسب و کارهام بودم به خاطر پولی که داشتم میرفتم ابزارهایی رو تهیه میکردم که به تمام رقبا رو از دور خارج میکردیم با اون ابزارها که مشتری فقط سمت ما بیاد و ما برتر نشون داده بشیم و گنده باشیم تو بازار (باور کمبود وحشتناک و اینکه آدم های ثروتمند بد و ظالم هستن و هیچکس از راه درست به جای نرسیده) که البته نتیجه همین مسیر آسیب رسانی به دیگران (که بابتش کلی احساس گناه و درخواست از خداوند داشتیم که یک کاری کن در مسیر درست حرکت کنیم) هم به بدبختی ما در اون کسب و کار منتهی شد ولی در کل این باوره در ذهنم هست که نکنه تو ثروتمند بشی و دوباره این کارهای خلاف و دور از انسانیت رو انجام بدی؟

    کلا این فضا خیلی در ذهنم بلد هست که اگر ثروتمند بشم مغرور میشم و از خدا دور میشم یا دنبال شوآف میرم | یا اینکه اگر ثروتمند شوم آدم بدی میشم چون خیلی از ثروتمندان بد هستند و با قدرت پولشون و با قدرت تکنولوژیشون بقیه رو از بازار دک کردن و در بازار دارن فعالیت میکنن | و این باور که من لیاقت ثروتمند شدن ندارم خدایا به من پول بده که برای خانواده و .. خرید کنم. خب اشکالی نداره خدمت کنی ولی چرا خودت رو لایق نمیدونی و درخواست هات اول برای خانواده و .. هست؟ و احساس لیاقت ندارم.

    حالا باورهای درست:

    1- بیزینس کردن یک کار معنوی هست و نعمتی از جانب خداست که باید بابتش سپاسگزار باشی

    2- تمام انسان های ثروتمند از راه درست به ثروت رسیده اند

    3- من با ثروتمند شدنم به خودم و جهان خدمت میکنم و جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن میکنم

    4- هر چه ثروتمندتر شوی نزد خداوند محبوب تر میشوی

    5- من به شخصا خودم لایق بی انتها ثروت و نعمت هستم

    6- ثروت و پول یک موجود بسیار معنوی و خدایی ایست و برکتی از جانب خداست

    7- هرچه ثروتمندتر شوم نزد خداوند و بنده هایش افتاده تر میشم

    8- با ثروتمند شدنم جهان جای بهتری برای زندگی کردن میشود (چرا احساس گناه کنم که من دارم بقیه ندارن)

    9- با ثروتمند شدنم می‌توانم ببخشم و انفاق کنم و زکات بدهم و کمک کنم

    دیشب که این فایل رو گوش دادم بعد از اینکه نوشته هایی که نوشتم ازش تموم شد دقیقا بلافاصله بعد از تمام شدن فایل یک پروژه کاری گیرم اومد. درسته کوچولو بود ولی این حرف استاد برام مرور شد که اگر یک ذره باورهاتون بهتر بشه همون موقع نتیجه و نشانه هاش میاد..

    دوستتون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    زهرا شجاعی گفته:
    مدت عضویت: 1429 روز

    به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست

    لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

    خدای مهربونم شکرت به خاطر سلامتیمون

    خدای مهربونم شکرت به خاطر همه ی نعمت‌ها و زیباییها و پولها و ثروت‌های بی نهایت و بی شماری که به ما عطا کردی

    خدای مهربونم شکرت که رزق بی حساب به ما دادی

    خدای مهربونم شکرت که از همه چیز فراوان و بی نهایت برای ما آفریدی شکرت شکرت شکرت

    با سلام خدمت دوستان هم فرکانسی ام و استاد عزیزم

    واقعا جای تشکر داره از شما استاد عزیزم بابت این فایل فوق‌العاده و از دوستانم هم کمال تشکر را دادم بابت کامنتهای زیباشون

    خیلی باورهای مخربی از خانواده ها در ذهن و افکارمون ایجاد میشه، و یک باور مخربی که خدا همه چیز رو یک جا به آدم نمیده،یا اینکه مثالی که میگن هم شیر رو میخوای و هم خرما و …..

    و اینها همه حرفه‌ای اشتباهی هست که از کودکی می شنویم و در ذهنمون تبدیل به باور میشه

    خدا رو شاکرم که هدایت شدم به این فایل و امیدوارم و سعی میکنم باورهای اشتباه ذهنم رو در مورد ثروت و….تبدیل به عالی‌ترین باور کنم…

    در پناه الله یکتا شاد و پیروز و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    عباس حیدری گفته:
    مدت عضویت: 1668 روز

    سلام

    با چشم های اشکی مینوسم چون هدایت شدم که بنویسم

    یک ماه نشده از کامنت قبلی که گذاشتم روی این فایل

    توی این یه ماه شاید کلا ده پونزده بار سرسری به این فایل گوش دادم

    توی این شرایط ایران که میگن رکوده

    توی شرایط جنگی

    توی شرایطی که همه میگن نیست اقا نگرد!

    توی شرایطی که دوستم توی یه شرکت بزرگ نفتی از کارش بخاطر نبود پول اخراج میشه

    توی همین شرایط

    توی همین شرایطی که ذهن من مدام میگه کار نکن روی باور فراوانی خبری نیست!!!

    میگه نگرد نیست

    نمیشه

    ولی همین یکوچولو کار کردن

    همین یه کوچولو

    نتایجی رو رقم زده

    اتفاقاتی رو رقم زده

    از دیروز شروع میکنم

    دیروز مدیرم زنگ زده میگه بیا کارت دارم ( یک هفته ای بود بخاطر امتحانات دانشگاهم کمتر سرکار میومدم)

    من و کشیده کنار میگه ما زحمات شما رو دیدیدم از ابتدای سال و قصد داریم حقوق شمارو یه مقدار افزایش بدیم!

    من دارم توی یه شرکت توی حوزه نفت و گاز کار میکنم

    یه شرکت کوچیک

    الان همه دارن مینالن

    همه ناامیدن

    خود من چقدر ترس داشتم که برای افزایش حقوق برم

    میگفتم ببین الان میگه این چقدر دلش خوشه! همین که هنوز کار داری خداروشکر کن

    خدا خودش ترس من رو ریخت

    خودش کار آسون تر کرد

    تازه مدیرم گفت این افزایش حقوق از ابتدای شهریور حساب میشه …

    این افزایش حقوق فقط راجب فرد شماست …

    و من هم که بچه پرو :) از قانون درخواست استفاده کردم و درخواستم رو مطرح کردم که کمی عددش بیشتر بود

    مهم برام عدده نیست

    مهم برام اینه که از جایی که به عقلم نمیرسید شد!

    مهم اینه که توی شرایطی که همه میگن نمیشه شد

    توی ناامیدی که تو ذهنم رجز میخونه شد

    من راجب این اتفاق به کسی نمیگم و حرفی هم نخواهم زد

    ولی اینجا مینویسم که یادم بمونه که چقدر این باور معنوی بودن ثروت درهارو باز میکنه

    تا برام مرور بشه و بیشتر کار کنم

    توی این یک ماه حدود یک هفتش به صورت کاملا تصادفی(تو بخون هدایتی) خانوادم در شرایطی که اصلا شرایطش فراهم نبود و امکان پذیر نبود! رفتن به مشهد

    و من حدود یک هفته تنها توی خونه بودم

    و این تنهایی به من نشون داد چقدر بزرگ تر شدم

    عباسی که پارسال روز تولدش بخاطر نبود پارتنرش ناراحت بود امسال روز تولدش تنها بود ولی دیگه توقعی از کسی نداشت

    با عشق تولد بقیه رو تبریک گفت و نیازی نداشت به توجه بقیه

    امسال دیگه محتاج نبودم

    و اونجا هم خدا یه دستی رو فرستاد و چند روزی لذت بردم و از جایی که فکرش رو نمیکردم

    از یه راه جدید بهم کادو تولد داد

    اصلا برام عددا مهم نیست

    فقط برام مهمه که داره میشه

    و برام مهمه که داره از راه هایی میشه که من به عقلم نمیرسه

    این تیکشو دوست دارم

    این تیکش که اینقدر خدا بزرگه که من درکش نمیکنم

    این تیکه رو دوست دارم که باید اینقدر این مثالهارو برای خودم تکرار کنم که توکلم بیشتر بشه به خودش.

    خودش که همه چیزه

    دیشب داشتم جلسه 3 قدم 8 راجب ثروت رو گوش میکردم و ناخودآگاه وسط پارک اشکا میریخت

    دیگه دست خودم نیست

    خودم رو همیشه جمع میکنم که حداقل وسط خیابون گریم نگیره

    ولی نمیشه

    اینقدر این باور معنوی بودن ثروت بهم احساس بی نظیری میده که هر بار فقط دلم میخاد گریه کنم

    نه از روی عجز و احساس بد

    بلکه از روی اینکه خدا بهم یه فرصتی داده که بشناسمش

    من عاشق ثروتمند شدنم

    حس میکنم دلیل اینکه به این دنیا اومدم این بوده

    چون از بچگی توی تضادهای زیادی بزرگ شدم

    و البته

    عاشق صفت غنی بودن خداوند هستم

    غنی یعنی بی نیاز

    چقدر این کلمه هرو دوسش دارم

    از خدا میخام مارو ثابت قدم کنه تا بی نیازی رو تجربه کنیم

    وقتی اومدم این کامنت رو بنویسم اسم خودم رو توی یه کامنتی دیدم که یه عزیز دلی با خوندن کامنت قبلیم نور امیدی در دلش زنده شده بود

    یاد دوره هم چهت افتادم

    – هر هدایت تو نوریست که نه تنها برای رشد من بلکه برای رشد جهان اطراف من نیازه

    – ثروتمند شدن مثل نوریه که داره جهان رو روشن میکنه

    – هر چه قدر ثروتمند تر بشم دارم بی صدا فریاد میزنم که با خدا میشه پادشاهی کرد …

    هر چقدر ثروتمند تر شوم به صفات الله نزدیک تر میشوم صفاتی مثل غنی بودن . وهاب و رحمن و رحیم بودن . بی چشم داشت بخشیدن . غفور بودن . رزاق بودن و …(این لیست انتهایی ندارد …)

    عاشق قوانین بدون تغییر خداوند

    دوستدار شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
    • -
      Fakhri گفته:
      مدت عضویت: 1503 روز

      افرین دوست خوبم

      هر چقدر ثروتمند تر شوم به صفات الله نزدیک تر میشوم صفاتی مثل غنی بودن . وهاب و رحمن و رحیم بودن . بی چشم داشت بخشیدن . غفور بودن . رزاق بودن و …(این لیست انتهایی ندارد …)

      و مث خودش دارای این صفات جلاله میشم

      هر چقدر ثروتمندتربشم

      این صفات خداوندی رو فریاد میزنم

      خودم اول میرسم ب فهم احساسی فوق العاده لذت بخش صفت وهابیت و سایر صفات زیبای خداوند

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      فاطمه هلالی گفته:
      مدت عضویت: 945 روز

      سلام داداش عباس توحیدی

      سلام رفیق همفرکانسی

      بهت افتخار میکنم

      با خوندن کامنت قبلیت ک رو خودت کار کردی و پول اومد روی میزت

      من بین این همه کامنت فرکانس کامنت شمارو دریافت کردم و باور کردم

      فقط 2 بار فایل رو گوش کردم منی ک مدتی گیر مشتری بودم و مشتری تماس گرفت و دوتا کار برام اورد اینقذ خوشحال شدم

      و الان احساسم گف بیا دوباره نجواهاتو خاموش،کن و کامنتهای این فایل رو بخون باز هم

      اسم شما رو دیدم و کامنتت رو خوندم بازهم نتیجه چی بود

      افزایش حقوق

      برام نشانه بود هرچی رو این باورت کار کنی درامدت بیشتر میشه

      خدارو شکر میکنم ک با نشانه ها با من حرف میزنه و هدایتم میکنه و ترسهامو ازم میگیره و قلبم رو باز میکنه

      نشانه ی دیگر این بود ک تولدت بوده و از جاییکه گمان نمیکردی خدا برات کادو فرستاد متوقع نبودی از کسی

      افرین نشونه ی کار کردن رو عزت نفست هست تولدت هم مبارک باشه عباس جان

      منم چندروز دیگه تولدمه منتظر کادوم از سمت خدا هستم

      سپاسگذارم دوباره تجربتو نوشتی

      ارزو میکنم دوباره بیای و از نتایج زیادت ازین فایل بنویسی پسر ..

      در پناه پروردگار مهربان باشی

      همیشه قلبت ارام و چشمات اشک لطافت اشک نزدیکی ب خدا بریزه دوست من

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: