اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدارو هزاران بار شکر میکنم بخاطر بودن در کنار شما و دوستان و خانواده همفرکانس عباسمنشی
استاد خیلی دلم براتون تنگ شده و این مدت که کمتر فایل میزارین و بسیار دلتنگ تون هستم و چقدر خوشحال که امروز این فایل رو دیدم و یاد گذشته افتادم زمانی که روزهای اول آشنایی با شما و سایت عباسمنش بود.
روزایی که اصلا نمی تونستم این حرفا رو قبول کنم و بسیار مقاومت داشتم و نتایج زندگیم هم به همون باورها نزدیک بود و اوضاع مالی تقریبا متوسط و رو به پایین جامعه خیلی تلاش میکردم خیلی کار میکردم ولی نتایج در حد گذران زندگی همیشه دغدغه مالی نگرانی هزینه ها و مخارج و هزاران داستان دیگه.
ولی همیشه ته دلم ی جورایی ایمان داشتم و مطمئن بودم که درست میشه منم پولدار میشم منم ثروتمند میشم خداوند تلاشم رو میبینه و پاسخ میده فقط راهش رو یاد نداشتم مسیرش رو بلد نبودم ولی تلاش می کردم تا روزی که خیلی اتفاقی تو گوگل در حال سرچ بودم ناگهان یک کلمه توی صفحه برام خیلی بولد شد اسم استاد عباسمنش بود سرچ کردم اسمتون رو وارد سایت شدم و این سایت از اون زمان برام شد محل آرامش محل تفریحم محل لذت بردن و…
امروز حدود 6سال از اون زمان میگذره حدود 2سال فقط فایلای رایگان رو گوش میکردم و تک تک فایلها رو چندبار گوش دادم یادم میاد زمان که تصمیم گرفتم اولین دوره رو بخرم هزینه دوره برام خیلی زیاد بود زنگ زدم که پشتیبانی سایت گفتم چرا استاد اینقدر قیمت محصولات رو گرون زده و کسی نمی تونه خرید کنه اگه قصدشون کمک کردن هست باید قیمتا رو پایین بزاره مناسب باشه که همه بتونن استفاده کنند و امروز که دارم فک میکنم میفهمم که واقعا این هزینه ای که پرداخت می کنیم در برابر چیزی بدست میاریم واقعا ناچیزه واقعا صرفه ولی اون زمان من تو اون مدار بودم م متوجه نمیشدم.
دیشب دعوت بودیم شام خونه عموی همسرم،اونجا حرف افتاد که صاحبکار خواهر شوهرم که ادمی ثروتمند هست زنش رو طلاق داده و 5 میلیارد تومن مهریه داده بهش(مثل اینکه اقا خیانت کرده و خانم تصمیم به جدایی گرفته)
همون موقع من توی قلبم می گفتم رفتار این اقا و خیانت اش هیچ ربطی به ثروتش نداره ،این اقا اگه پولدار هم نبود احتمالش بود این کار رو بکنه
ولی خواهر شوهر بزرگترم گفت ،نفیسه چون پولداره این کار کرده ،اگه پول نداشت از این کارها نمی کرد
ولی من گفتم: ربطی به ثروتش نداره ،اون ادم متعهد نبوده ،اگه بی پول هم بود احتمالش بود این کار بکنه .
وقتی تونستم به لطف خدا ثروت رو از رفتار این فرد جدا ببینم ،خیلی حس خوبی توی قلبم داشتم.
چقدر در لایههای درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر از خدا دور شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور میشوم؟
-در مورد رابطه ی بین ثروت و معنویت باورهای مخرب کمتری داریم تنها به دلیل الگوهای بی نهایت زیادی که در فامیل دوستان و آشنایان مشاهده کردیم افراد ثروتمند را دزد و کلاهبردار می دانستیم و با شنیدن توهین های دیگران به ثروتمندان باور کردیم که حتما با ثروتمند شدن مشکلات بسیار زیاد و بیماری های فراوان برای ما رخ می دهد چون اغلب افرادی که با آنها در ارتباط بودیم به ما می گفتند فلان فرد بسیار ثروتمند است اما هیچ فایده ای ندارد چون فرزند او مرده است یا به بیماری لاعلاجی مبتلا شده و خداوند اگر به افراد ثروت دهد حتما نعمت دیگری را از آنها گرفته و یا برای آزمایش آن ها را با اتفاقات ناگوار مواجه می کند
یا شنیده بودیم افراد ثروتمند توسط افراد فقیر چشم می خورند و باعث می شود اتفاقات بسیار بد و نامناسب را تجربه کرده و بهتر است هیچ گاه در مورد ثروت خود با دیگران صحبت نکرده و به هیچ وجه جلب توجه نکنید که افراد فقیر دلشان بسوزد و شما را چشم بزنند و زندگیتان را نابود کنند
حتی هنگام خرید وسایل منزل باید وسایلی را انتخاب می کردیم که مورد توجه افراد قرار نگرفته از ترس اینکه بلا یا اتفاق نامناسبی را تجربه کنیم
وقتی نعمتها وارد زندگی شما میشوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر میشود، چقدر در لایههای پنهانی ذهن شما، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمتها به زندگیتان را حس میکنید؟
-اگر پول زیادی وارد حساب ما میشد به عناوین مختلف آن را به بدترین شکل ممکن از دست می دادیم و خودمان نمی توانستیم از آن به هیچ وجه استفاده کنیم شاید به دلیل احساس گناهی باشد که از طریق دیدن فیلم ها و سریال های نامناسب آنها را دریافت کرده بودیم
چقدر احساس میکنید که با ورود این نعمتها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟
-اکثرا پول ما متعلق به خودمان نبوده و خرج دیگران می شده بدون اینکه خودمان بخواهیم از داشتن آن لذت ببریم شاید ناآگاهانه به دلیل داشتن احساس بی ارزشی خود را لایق استفاده از نعمت های خداوند نمی دانستیم و تا پولی به دستمان می رسید آن را خرج نیازهای دیگران و برآوردن خواسته هایشان می کردیم در صورتی که خودمان همیشه حسرت چیزهایی را می خوردیم که آنها را به دیگران هدیه داده و جزئی از نیازهایمان بود
• چقدر در مراودههای خود، این صحبتها در زبان یا فکر شما میچرخد که:
فلانی که اوضاع مالیاش خوب شده، خدا میداند چه بیعدالتی، دزدی یا حقخوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؟
-بی نهایت بار از دیگران این جمله را شنیده و در فیلم ها و سریال ها افراد ثروتمند را مشاهده کردیم که ثروت آنها به خاطر دزدی و کلاهبرداری از سایر افراد است
یا این گفتوگو که: پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؟
-هزاران بار حتی اکنون که به بسیاری از افراد می گویم ان شا الله ثروتمند باشید در پاسخ به ما می گویند ثروت اهمیتی ندارد مهم سلامتی داشتن رابطه ی خوب خوشبختی و سعادت است
• چقدر میترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت میکند؟
-این الگو را در سایر افراد مشاهده کرده ایم که به ما می گفتند هرگز اجازه ندهید همسرتان ثروتمند شود و اگر ثروتمند شد به عناوین مختلف از او طلب پول بیشتر کنید تا نتواند پولی در حساب خود پس انداز کند و مجبور شود بیشتر کار کند حتی برخی بدون اجازه از جیب همسر خود پول برداشته و آن را بسیار حلال برای خود می دانستند و پاکی آن را به مرجع تقلیدی که از آن اطاعت و مشورت می گرفتند نسبت می دادند
چقدر در رفتارها یا برداشتهای ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
-در ظاهر ثروتمند شدن را بسیار دوست داشتیم اما ناخودآگاه با دریافت ورودی های منفی و رفت و آمد با افراد نامناسب ثروت بیشتر برای ما بار منفی تا مثبت داشت
چقدر نسبت به درستکاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟
-حتی اکنون هم دید خوبی نسبت به ثروتمندان نداشته با اینکه خودمان معجزات و هم زمانی های فراوانی از طرف خداوند مشاهده کردیم که چگونه وقتی خواسته ای داشتیم از بی نهایت طریق خداوند مبلغ مورد نیاز برای انجام آن را برایمان فراهم کرد که در نظر دیگران با داشتن چنین وضعیت مالی پرداختن چنین هزینه هایی عملا غیر ممکن است
به همین دلیل به محض قضاوت افراد ثروتمند به خود می گویم هر فردی کارهایی که ما انجام داده و مبالغی که ما هزینه کرده ایم را ببیند حتما به ما هم لغب دزد و کلاهبردار می دهد
در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟
-ذهن ما حتی اکنون هم با مشاهده ی افراد ثروتمند در مقابل معنویت قرار داشته و از خود سوال می کنیم این فرد چگونه ممکن است به چنین ثروتی دست یافته باشد حتما ارثی به او رسیده یا شانس آورده و به ثروت هنگفتی دست یافته وگرنه ما با وجود کار کردن بر روی باورها و کسب مهارت در شغل مورد نظر چرا نباید به این میزان از ثروت دست یابیم
تجربههای خود یا افرادی را بنویسید که بهخاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مسائل مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش میکنند.
-افراد زیادی را مشاهده کرده و خودمان نیز در این دسته از افراد جای داریم که با وجود کسب مهارت مداوم کار کردن بر روی باورها و امتحان روش های مختلف برای کسب درآمد به درآمد مورد نظر خود دست نیافته و البته ما به دلیل کار کردن بر روی باورهایمان میزان پس انداز بسیار بیشتری از سایر افراد داریم افرادی که در اطراف ما هستند اغلب درآمد بسیار بالاتری نسبت به ما دارند اما تمام درآمد آنها همان روز اول به محض دریافت نابود می شود یا به رغم فعالیت زیاد و روزانه 8 تا 10 ساعت کار کردن حقوق بسیار کمی دریافت کرده یا اصلا حقوقی دریافت نمی کنند
ب)
همچنین، اگر روی دورههای روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3 کار کردهاید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهیهای این دورهها:
• چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
-تغییرات بسیار زیادی از لحاظ مالی برای ما رخ داد به راحتی پس از ده سال توانستیم محصولات خود را به فروش برسانیم افرادی که از ما کلاهبرداری کرده بودند به راحتی پول ما را پس دادند میزان پس انداز ما به میزان درآمدمان که بسیار کم است به شدت افزایش یافته هر چیزی که اراده کنیم داشته باشیم به راحتی به سمت خرید آن هدایت می شویم به سمت افراد و فروشگاه هایی هدایت می شویم که اجناس بسیار با کیفیت با قیمت بسیار مناسب در اختیار ما قرار می دهند به راه هایی هدایت می شویم که هزینه های ما را کاهش می دهند
نگرانی ما نسبت به آینده بسیار کاهش یافته چون می دانیم به محض درخواست از خداوند حتی اگر حسابمان خالی باشد به سمت مبلغ مورد نیازمان هدایت می شویم خداوند از هزاران طریق و به شکل معجزه آسا نعمت ها و محصولات با کیفیت را وارد زندگی ما کرده ایده های عالی به ما الهام می کند که هر بار از هزینه های ما کاسته می شود
از مکان هایی پول به سمت ما هدایت شده که می توانست در گذشته نیز وجود داشته باشد اما اکنون با کار کردن بر روی باورها به سمت آن هدایت شده ایم
به چه ایدهها و فرصتهایی هدایت شدید؟
-ایده ها و فرصت هایی که هر بار هزینه های ما را کاهش داده جریان زندگی را برای ما روان ساخته نگرانی ها و ترس های ما را از آینده ی نامعلوم کاهش داده ایمان و توکلمان را برای قدم گذاشتن در دل ناشناخته ها بیشتر کرده اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی ما را برای کسب ثروت بیشتر کرده باعث شده باور کنیم ما لایق دریافت نعمت های بی انتهای خداوند هستیم و خداوند از هزاران طریق ما را به سمت تحقق اهدافمان هدایت می کند لازم نیست از هم اکنون به آینده فکر کرده و نگران اتفاقات گذشته باشیم همین که از تک تک لحظات زندگی خود لذت برده و سپاسگزار خداوند باشیم برای ما کافی است
چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدمهایی وارد زندگی شما شدند؟
-نعمت ها هم زمانی ها و معجزات فراوانی برای ما رخ داده اگر قصد خرید محصولی را داشته باشیم خداوند ما را به افراد بسیار صادق و درستکار هدایت می کند در گذشته محال بود خریدی انجام داده و سر ما کلاه نرود یا جنس نامناسب و بی کیفیتی به ما غالب نکنند اما اکنون افرادی بسیار صادق و درستکار به سمت ما هدایت شده که قیمت بسیار عالی برای محصولات با کیفیت خود ارایه داده و مبلغ آن به طرز معجزه آسا به سمت ما هدایت می شود
و چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
-ما هم چنان در دریافت مبالغ عظیم ثروت که استاد در دوره ی روانشناسی ثروت 1 در مورد آن توضیح دادند و دلایل آن را در تئوری ظرف آب ذکر کردند که یکی از دلایل آن دور شدن از راه خداوند است مشکل داریم اما از نظر دریافت نعمت و برکت از هزاران طریق هدایت می شویم و حجم نعمت های سرازیر شده به سمت ما بی نهایت و غیر قابل شمارش است
و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟
-رابطه ی ما با خداوند که به هیچ وجه قابل مقایسه با گذشته نیست در زمان گذشته به جای سپاسگزاری از نعمت ها دائما در حال گله و شکایت به درگاه خداوند و طلبکار بودن از او بودیم
به هیچ وجه افراد ثروتمند را دوست نداشته و آنها را افرادی بی شخصیت دزد و کلاه بردار می دانستیم اما اکنون هر لحظه خداوند را به خاطر برکت و نعمت های بی نهایتش هزاران بار شکر می کنیم و توانسته ایم خصوصا با کار کردن بر روی دوره ی عشق و مودت افراد ثروتمند را دوست داشته باشیم و به جای حسادت و حسرت آنها را تحسین کرده و نکات مثبتشان را به خود یادآوری کنیم
حتی زمانی که آنها را می بینیم ثروتشان و اینکه چقدر به گسترش جهان کمک می کنند را به خودشان یادآوری کرده و دیدن آنها را نشانه ی بسیار خوبی از اینکه در مدار ثروت قرار گرفته ایم می دانیم و خدا را بابت دیدن آنها هزاران بار شکر می کنیم
چقدر خوشحالم از اینکه میتونم بدون فیلترشکن و با سرعت خیلی خوب مثل قبل بیام توی سایت و از این آگاهیهای فوق العاده استفاده کنم.
خدا را صد هزار مرتبه شکر.
این فایل از اون فایلهایی بود که من وقتی اولین بار گوش دادم، نتونستم بیام براش دیدگاه بنویسم. چون فکر میکردم هنوز آماده نوشتن دیدگاه براش نیستم. چون باید بارها و بارها گوش میکردمش تا واقعاً از اون شوک اولیه فهمیدنِ همچین آگاهیهایی بیام بیرون و بتونم ذهنم رو جمع و جور کنم و یک دیدگاه خوب براش بنویسم.
خوشحالم که الان به اون درک رسیدم و اینجا دارم براتون مینویسم. البته برای خودم.
استاد شما گفتید که برای فهمیدن باورهای افراد، به نتایجی که توی زندگی گرفتند نگاه میکنید؛ و سعی میکنید بینشون ارتباط معناداری پیدا کنید و از این طریق باورهای خودتون رو تقویت کنید. چقدر خوب!!!
چه ایده قشنگی. از وقتی که این رو شنیدم، من هم سعی میکنم که به نتایج افراد نگاه کنم و کشف کنم که چه باوری باعث شده این نتیجه توی زندگیش به وجود بیاد؟! و خیلی زیاد به نتایج خودم دارم نگاه میکنم. اینکه بیام کشف کنم چه چیزی باعث شده که اینطور زندگی کنم خیلی برام جالب و جذابه و بهم حس قدرت میده. بهم این احساس رو میده که من میتونم زندگی خودم رو کنترل کنم و مسئولیتش رو میپذیرم و هرچی که بخوام رو میتونم خلق کنم.
واقعا بینظیره، ازتون ممنونم به خاطر اینکه همچین نکته مهمی رو بهم یاد دادید.
توی توضیحات این فایل نوشتید که 60 بار قرآن رو خوندید. خدای من چقدر عالی! منم میخوام. منم میخوام مسلط بشم به قرآن، مسلط بشم به آگاهیها، مسلط بشم به قوانینی که خداوند برای هدایت ما فرستاده.
من سالها پیش انقدر دنبال کشف قوانین زندگی بودم و مطمئن بودم که هر قانونی که برای خوشبختی و سعادت لازم داشته باشم توی قرآن هست، توی کلاسهای حفظ قرآن شرکت کردم. تمامی آیات را حفظ میکردم، حدود دو سال از زندگیم رو گذاشتم و موفق شدم 14 جزء از قرآن رو حفظ کنم.
اما بعد از یک مدت متوجه شدم این اون چیزی نیست که من میخواستم.
دوست داشتم قرآن تاثیرش رو روی من بزاره اما نمیذاشت. نمیذاشت چون من مثل یک طوطی فقط آیات رو از حفظ میخوندم.
بدون اینکه در موردشون فکر کنم. هر چقدر هم تلاش میکردم نمیتونستم معنی عبارات رو بفهمم و اونها رو به زندگی واقعی و حقیقی خودم ربط بدم.
این شد که قرآن را رها کردم و حالا حدود دو سال از آخرین باری که رفتم کلاس میگذره شاید هم بیشتر.
تقریباً تمامی محفوظاتم از یادم رفته. اوایل یک مقدار حالم بد میشد اما الان کوچکترین احساس گناهی در موردشون ندارم چون دارم به حقیقت قرآن نزدیک میشم، نه فقط ظاهر قرآن که آیات و عبارتهای عربی هستند که من با صوت زیبا میخوندمشون.
منم میخوام استاد! منم میخوام 60 بار حتی 600 بار قرآن رو بخونم و درک کنم چیزهایی رو که خداوند بهم گفته.
نتیجه تحقیقات شما، دورههای روانشناسی ثروت بود. من دورههای روانشناسی ثروت رو میخوام. هم یک، هم دو، و هم سه رو.
میخوام که به قوانین این دنیا مسلط باشم و ازشون استفاده کنم تا شرایط زندگی خودم رو خلق کنم.
چقدر این خواستهها شیرین و دلنشین هستند.
خدایا شکرت که هر لحظه داری خواستههای بیشتری رو بهم یادآوری میکنی. من میدونم چی میخوام، میدونم دارم چیکار میکنم. خدایا بینهایت ازت سپاسگزارم.
و اما تمرین؛
از اونجایی که هنوز دورههای روانشناسی رو تهیه نکردم، بخش ب سوال رو نمیتونم جواب بدم.
و فقط بخش الف رو جواب میدم؛
سوال) چقدر در لایههای درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور میشوم؟
پاسخ) از وقتی که روی دورههای شما کار میکنم این باور در من به طور نسبتاً زیادی از بین رفته. من میدونم که ثروت چیز خوبیه. باعث میشه من به خدا نزدیک بشم، باعث میشه بتونم بخشش کنم، باعث میشه حس خوبی داشته باشم، باعث میشه که در برابر دیگران سرم رو خم نکنم، محتاج و نیازمند به انسانها نباشم، عزت نفس بالایی داشته باشم، از نعمتهای خداوند استفاده کنم و خودم رو تبدیل کنم به یک شخصیت شکرگزار.
من میدونم که اگه پول زیادی داشته باشم تمام وقت و انرژی خودم رو برای چیزهای متعالیتر خرج میکنم. به مفاهیم عمیقتر فکر میکنم. دغدغههای ارزشمندتر و انسانیتری خواهم داشت. من اگه ثروت داشته باشم جای واقعی خودم رو در این دنیا پیدا میکنم، نه اینکه برای به دست آوردن پول مجبور شم در جایی قرار بگیرم که متعلق به من نیست.
خدا را شکر از این جهت در مورد ثروت دیدگاه خوبی دارم، هرچند که باز هم احتیاج داره تا بیشتر و بیشتر روش کار کنم.
یه نکته مهمی که وجود داره اینه که من رابطه ثروت و خداوند رو که قبلاً در ذهنم رابطه عرضی داشتند تغییر دادم و به خودم حالی کردم که رابطه ثروت و خداوند یک رابطه طولی هست.
یعنی خداوند در امتداد ثروت قرار میگیرد نه در مقابل ثروت.
سوال) وقتی نعمتها وارد زندگی شما میشوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر میشود، چقدر در لایههای پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمتها به زندگیتان را حس میکنید؟
چقدر احساس میکنید که با ورود این نعمتها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟
پاسخ) وای استاد گفتید گفتید گفتید.
وقتی یک پولی میاد توی حسابم نمیدونم چرا ذهنم استرس میگیره. همش فکر میکنم باید خرجش کنم و حساب خودم رو به صفر برسونم تا به آرامش برسم. میدونم که این یک باور محدود کننده در پشت خودش داره. نمیدونم آیا به احساس لیاقت مربوط میشه و من خودم رو لایق اون پول نمیدونم و وقتی که حسابم به صفر میرسه خیالم راحت میشه چون معتقدم که اوکی من لایق این شرایطم. ولی این الگو در من تکرار شده که هر بار یک پولی توی حسابم قرار میگیره من دچار استرس میشم و فکر میکنم که باید هرچه سریعتر اون پول را از حسابم خارج کنم تا ذهنم آروم بگیره.
و پاشنه آشیل بعدی که خیلی هم مهم هست اینه که اگه من پول داشته باشم یا لحظه خوبی رو تجربه کنم، مرتب یاد عزیزانم میافتم که در حال حاضر توی اون شرایط نیستند.
همش مشکلات و چالشهای اونها میاد توی ذهنم. همش دلم براشون میسوزه که اونجا نیستند و این باعث میشه که استفاده کردن از اون نعمت کوفتم بشه.
باید این باور را هم در ذهنم تغییر بدم. دقیقاً نمیدونم چه باوری باید جایگزینش بشه امیدوارم که به زودی جواب این سوالم رو هم پیدا کنم.
سوال) چقدر در مراودههای خود، این صحبتها در زبان یا فکر شما میچرخد که:
فلانی که اوضاع مالیاش خوب شده، خدا میداند چه بیعدالتی، دزدی یا حقخوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛
پاسخ) خدا را شکر بعد از اینکه دارم روی آموزههای سایت کار میکنم در رابطه با افراد ثروتمند دیدگاه منفی ندارم. معتقدم که اونها باورهای درستی داشتند که در اون جایگاه قرار گرفتند و مرتباً توی ذهنم اونها رو تحسین میکنم. اما در مورد اینکه ثروت را اولویت نمیدونم دچار مشکل هستم.
من همیشه سعی میکنم به چیزهایی فکر کنم که مهمتر از پول هستند. همیشه با خودم گفتم تعهد مهمتر از پوله. عشق مهمتر از پوله. و خیلی چیزهای دیگه.
ممنونم که این باور من رو هم شناسایی کردید استاد.
از خداوند میخوام منو هدایت کنه به سمتی که پاسخ این سوالم رو هم پیدا کنم و باور درستتری به جای این باور توی ذهنم قرار بدم.
سوال) چقدر میترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت میکند؟
چقدر در رفتارها یا برداشتهای ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
چقدر نسبت به درستکاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟
در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟
پاسخ) در مورد همسرم نگرانی خاصی ندارم. اما من هم این جمله رو خیلی شنیدم که میگن اگه فلانی کار بدی نمیکنه به خاطر اینه که پولشو نداره. و به احساس بدی فکر میکنم که بعد از شنیدن این جمله در من به وجود میاد.
چه خوب شد که نسبت به این جمله غلط هم آگاهی پیدا کردم.
اتفاقا فکر میکنم اگه همسرم پول بیشتری میداشت کیفیت رابطه من و خودش خیلی بهتر میشد. خوب مگه پول قرار نیست باعث بشه که خانوادهها خوشبختتر بشن؟ اگه همسرم پول بیشتری داشته باشه شرایط بهتری برای زندگی من و پسرم تهیه میکنه. بیشتر حواسش به خودش هست. تفریحات بیشتری با هم داریم و لحظات قشنگ زیادی رو میتونیم با هم بسازیم. هر چقدر بیشتر با هم خوش بگذرونیم عشق و علاقهای که بینمون وجود داره بیشتر میشه. میتونیم بیشترِ چالشهامون رو با پول حل کنیم و خب این یعنی متعهدتر شدن و محکمتر شدن کانون خانواده.
چه دیدگاه قشنگی خدایا شکرت.
در رابطه با درستکاری افراد ثروتمند شک ندارم اما الگوهایی رو دیدم که نحوه زندگیشون مورد پسند من نیست. همین مسئله گاهی باعث میشه که دیدگاهم نسبت به افراد ثروتمند دچار خدشه بشه اما آگاهانه کنترلش میکنم و سعی میکنم که به جنبههای مثبت وجودشون که باب سلیقه من هست توجه کنم.
چقدر خوب شد که این پاشنه آشیل رو هم فهمیدم. خدایا صد هزار مرتبه شکر.
دوهفته هست قفلی زدم روی این فایل چون هرچی کار میکنم میبینم نتایج روزانه داره میات
امروز همسرم بهم گف پول نقدتو نگه دار خودم برات پول میزنم
چون خاستم بهش پول نقد بدم ک ب کارتم پول بزنه ک پول بیات رو کارتم اونم گف پولتو نگه دار منم برات پول میزنم ب کارتت بیات
خدایا شکرت اولین جذب اول صبح امروزم بود
با مادرم تلفنی حرف زدم و گفت فلانی 200 تومان هدیه داده واسه بچت اومدم پولشو میارم بهت بدم
بریم سراغ کشف بعدی :
امروز با مادرم تلفنی حرف زدم چقد واضح متوجه شدم من این باورها بهم تزریق شذه هرکس وضعش خوب بشه ادم مغرور و خسیسی میشه
چون مادرم لاب لای تعریفاش داشت میگف چقد بعضیا وضعشون بهتر میشه مغرور میشن و معمولا افرادی ک مثل ما فقیرهستن ادمای خوبی هستن دست دلباز و مهربانن ب مال دنیا اهمیت نمیدن منم گفتم درسته
کلا من خیلی وقته بحث نمیکنم سر قوانین با اطرافیانم
چقدر واضح ادما باورهاشون رو حرف میزنن
میگم اونا نان باورهاشون رو میخورن
منم نان باورهامو نوش جان میکنم ..
یعنی خودم و تمام اطرافیانم از بچگی تا میدیدیم یکی وضعش یا کلا لباسش بهترشده شیک شده طلا خریده ماشینی خریده سریع تق قضاوتش کردیم و غیبتش کردیم ک چقد فیس و مغرور شده و منم منم میکنه بخدا دقیقا همین لحن رو داشتیم ..
حسادت و خشم تمام وجود مارو پرمیکرد از طرفی ک ب جایی رسیده
چقد حرفها شنیدم و گفته شده بهم
یادمه من مجرد بودم کار میکردم همیشه ی خدا حسابم صفر بود
تا حقوق میزذن تق خرجش میکردم
یادمه یکی از دوستام یکبار دراومد بهم گف بچه وایسا مث ادم کار کن پول بساز
اون موقه ها حقوق دوستام بالای 500 هزار تومان بود و من حقوقم میگفتم برسه ب 300 بسه مگه میخام چکار بذار فقط موبایل دلخواهمو شارژ و مانتوم رو بخرم
ومن هرگز ب این موضوعات فکر نمیکردم بقول شما مثل ربات زنذگی میکردم
اخه چطور دوست نداری حقوقت بالاتر باشه
ی مقدار از خریدن موبایل و مانتوت اضاف بیات کارت بانکیت صفر نشه اخه چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
غیر اینه ک پول تو ذهنت یک چیز بدی بود
غیر اینکه علاقه ب پول نداشتی
غیراینه ک اصلا ب وضع مالیت حتی فکر نمیکردی یکم درستش کنی ک فردا بتونی برای خودت چیزی داشته باشی ارامش بیشتری رو تجربه کنی …
زمانی اومدم ب پول فکر کردم ک بشدت در مضیقه بودم و دستم جلوی شوهر بیکارم و پدر فقیرم دراز بود
وای ازین روزها ک چقد درد ناکه ک تمام عزتت زیر سوال میره
اما جهان درس بسیار عالی بهم داده تا زنده باشم توفکر این باشم ک من همیشه باید وضع مالیم خوب باشه و هربار بهتر بشه
و الان نسبت ب قبل جذبای مالی بیشتری دارم و هزینه هام راحتتر تامین میشه چ کار کنم چ کار نکنم
شغل مورد علاقمو دارم
وای دیروز خبری بهم رسید از دوست همون زمان مجردی هام ک با من کار میکرد اصلا تعجب کردم ک همون شرایط قبلی رو هنوز داره بعداز 12 سال هنوز همون تنهایی
هنوز همون شغل
همون محل زندگی
دوست صمیمی من بوده قبلا و چندین ساله 10 ساله ازش بی خبرم
تعجب کردم اصلا
و گفتم خدایا من چقد وارد ترسهام شدم چقد زندگی من عوض شد
من از روستای جنوب کشور
ب شهر شمال کشور اومدم
من از شغل و کارگری توی شهرک صنعتی
اومدم مهارت کسب کردم و توی کار مورد علاقه ام وارد شدم
از تنهایی و نامزد درب و داغون و روابط عاطفی افتضاح اومدم ب رابطه خیلی خوب باعشقم ک هرکاری بخام انجام میده و دوستم داره و باهم خوش هستیم
گفتم طی این 10 سال من 3بار مهاجرت کردم
واقعا من نمیتونم یکجا باشم و هیچ تغییری در زندگیم ایجاد نشه حتی دوستام هر چند سال دارن عوض میشن
مثلا اون موقه این دختر خانم گل دوستم بوده الان هیچکدوم از اون دوستان اون زمان نیستن و هیچ اثری ازشون در زندگیم نیس
من تا پارسال رابطه خوبی با جاریم داشتم و هر هفته یا 2 هفته برای احوالپرسی تماس میگرفت ماهی یبار میومد دیدنمون و حداقل ارتباطی باهاش داشتم و یادمه همین فرد چندسال پیش بامن صبح تا شب بود و کلا رفتار و اخلاق و زندگیمون کپی هم شده بود ک همش تقلید از همدیگه بود و اصلا فکر نمیکردم درکل ک من باید سبک خاصی داشته باشم و نباید برگی روی اب باشم
و الان یکمدته طولانیه چند ماهه هست ک منو جاریم ارتباطی باهم نداریم و کاری ب هم نداریم ک من موندم گفتم عجیبه هیچ خبری ازش نیست هیچ تلفنی هیچ پیامی ک برای خبر گرفتن یا احوالپرسی باشه نیست ک نیست
فقط 2 بار ک از هم خبردار شدیم من واسه کاری باهاش تماس گرفتم
میگم خدا چطور همه رو از من دور کرد و این فضایی ک بازشد باعث شد من دنبال هدفم ک بحث مالی و افزایش مهارتم هست بیشتر برم و فکر میکنم ماها وقتی رو بعد مالی میایم کار میکنیم فاصله ما باافراد دورو برمون زیادتر میکنه چون اونا بیشتر باورای مخرب دارن ک روزانه دارن تکرارش میکنن و خدا داره ورودیهای مارو کنترل میکنه اونارو دور میکنه تا نشنویم مخصوصا افرادی ک مشکل مالی دارن و همیشه مینالن
افرادی ک دنبال بی کیفیت ترین اجناس هستن و احساس لیاقت نسبت ب داشتن چیزهای گران و رفتن ب جاهای لاکچری نمیکنن
وقتی میام رو این فایل کار میکنم میبینم قشنگ فاصله من باافراد ثروتمند کمتر میشه احساس بهتری نسبت ب اینده مالیم دارم
خدایا من ب هرخیری از سمتت بهم برسه فقیرم ..
چقدر کامنتهای این فایل دیوانه کنندست اصلا فرکانس این فایل خیلی بالاست و من دریافتش کردم هربار گوش،میدم کامنتهاشو میخونم بیشتر اشغالا رو تو ذهنم پیدا میکنم
سلام خدمت استاد عزیزم که اینجوری سخاوتمندانه میاد این آگاهی های ناب رو در اختیار ما میذاره و سجده به درگاه پاک الله قدرتمند بابت دیدن،شنیدن و فهم این آگاهی پاک
چیزهای که درک کردم رو مینویسم برای درک بهتر خودم
خداوند به محمد میگه پیرو آئین ابراهیم باش که او موحد بود و مشرک نبود،الان فهمیدم که خدا به محمد میگه پیرو آئین ابراهیم باش که او ثروتمند بود و فقیر نبود…
آگاه باشید! یقیناً دوستان خدا نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند.
آگاه باشید که دوستان خدا(ثروتمندان) نه بیمی دارند و نه اندوهگین میشوند
چقدر رابطه ثروت و توحید مستقیم است،هر چی دارم نگاه میکنم میبینم تموم سواری دادن هام و باج دادن هام و شرکم بخاطر نداری و نداشته ها بوده و بارها دیدیم کسی که ثروتمنده همه جا با احترام جلوی پاش بلند میشوند و کارش رو سریع انجام میدن و چقدر کارا براش راحت انجام میشه،دید من نوعی ضعیف،این بوده که اینا(ثروتمندان)حق ما رو میخورن اما از دید فرکانسی اینقدر اینا در حال خوبی هستند و شکرگذارن که بدون اینکه بخوان بقیه خودشون کارها رو براشون انجام میدن،یعنی به واسطه ثروت و اون احساس خوب پایدار که یک ابزار هست جهان کارها رو براشون سریع و راحت و آسان میکنه و ما با دیدن این نوع آسونی و پیشرفت و خوشحالی و آرامش در کارشون چون باور نداریم میگیم:مگه میشه کارها اینقدر راحت و سریع انجام بشه برای یک نفر و اَنگ دزدی و رانت و پارتی و …بهشون میزنیم و به آسانی خودمون رو از ثروت دور میکنیم
یعنی اگر یک معمار داره برج میسازه و خیلی زود اون رو به سرانجام میرسونه اولین فکری که در ذهن من نوعی خطور میکنه این هستش که این شخص رفته باج داده به شهرداری و فلان و فلان که تونسته اینجا توی این منطقه اینقدر سریع برج بسازه و کسی هم کاری به کارش نداشته باشه و یا به فلانی وصله و یا شانس داشته و یا …
وقتی نشستم و فکر کردم که اگر من از اینی که الان هستم مثلا درآمدم این ماه بشه دو برابر چه نگرانی ها و ترسهایی از من برطرف میشه،فهمیدم که چقدر ثروت پاکه،وقتی که تصورم کردم درآمد این ماهم سه برابر بشه تازه فهمیدم چقدر ثروت مقدسه،چه قدر اعتماد به نفس بیشتری میگیرم،چقدر بهتر و با کیفیت تر زندگی میکنم و چه سفرهایی رو میرم و چقدر احساس لیاقت در من بیشتر میشه…
خدا رو هزاران بار شکر بابت این فایل،درک این موضوع باعث میشه که ثروت رو مثل دست و پا و قلب و گوش بدونم و اون رو جزئی مهم به شمار بیاورم و اون رو بپذیرم و دوستش داشته باشم و به یاد بیاورم که تنها راه رسیدن به خدا از ثروت است،چرا که کسی که ثروتمنده و همه چی رو از بهترینش داره به کسی حسادت نمیکنه،اینقدر در رفاه و سفر و تجربه های جدید هست که وقت نداره بخواد بشینه غیبت کسی رو بکنه و اینقدر پول داره که دنبال آب توی شیر کردن و کلاه برداری نیست و تازه انفاق هم میکنه و تنها ثروت هست که باعث گسترش جهان میشه و هدف خداوند چی هست؟!گسترش دنیا در تمام ابعاد،برای گسترش چی لازمه؟؟!! پول و ثروت
پول و ثروت هم دنیا رو آباد میکنه و هم آخرت رو
خدایا برای من باورپذیر کن و هدایتم کن به راه راست و مستقیم و راه توحید که مهمترین عاملش ثروته…
خدایا چگونه تورا سپاس گزار باشم که حق مطلب را ادا کند .
استاد من و بچه های عزیز سایت عباسمنش
من یک سال و خورده ای هست با سایت استاد اشنا شدم
نتایج خوبی هم گرفتم مثلا ازدواجم
و تمام دغدغههای مربوط به ازدواجم به لطف خدای بزرگ حل شد و از کد نویسی و سپاسگزاری بسیار استفاده کردم و هرکس که اومد عروسی من باورشون نمیشد عروسی به این خوبی برای یه من که 34 سالم هست برگزار بشه (اخه یه باور محدود کننده ای که بین ادم های فرهنگ ماهست اینه که دختر باید توی 13 ، 14 سالگی ازدواج کنه وگرنه دیگه یه ادم خوب و سالم نمیاد این دختر رو بگیره یه ادمی با کلی مشکل مثلا زنش طلاق داده باشه بیاد خواستگاری ولی برای من بهترین اتفاق ممکن افتاد چون من عمیقا احساس لیاقت راجب این موضوع داشتم و هیچ وقت خودمو کم نمی دیدم )
ولی استادم راجب ثروت حدودا 10 ماهه دارم کار میکنم ولی هنوز جواب نگرفتم
تا اینکه دیشب گفتم خدایا من واقعا دیگه نمیدونم باید چکار کنم ،خودت راهنمایی ام کن ،و استادم اون سر دنیا به لطف الله مهربان فایل ضبط کرده تا جواب سوال منو بده
خدایاااااا بینهاااااااایتتتتتت شکرررررررتتتتتت
استادم باور دوم که من به خاطر دیگران از خدا پول بخوام خیلی عجیب برای من صادق هست
پدر من 10 سال پیش خونه خرید و بدهکار شد و من از ته قلبم از خدا خواستم برم سرکار پول کسب کنم تا بدم بابام بدهی هاشو بده ،استادم باور کنید تنها پولی که تو عمرم بدست اوردم (انقدر زیاد بود که نمیدونستم باهاش چکار کنم)فقط همون پول و همون تایم بود .
من تایم هایی که به خاطر خودم پول خواستم بهش نرسیدم به همین واضحی.
استاد راستش بابام چون وضع خوبی نداشت و باورهای محدود کننده زیاد داشت و من عاشق بابام بودم دلم میخواست تایید بگیرم ازش و پیشش عزیز باشم گفتم من از بابام پول نمیخوام و فکر می کردم نخواستن پول باعث میشه ارزشمند باشم پیش مهم ترین فرد زندگی ام که پدرم بود .
در واقع نخواستن و نداشتن پول باعث ارزشمند شدن بود تو ذهن من
و اینکه من بچه بودم یه خاله داشتم که وضعش خیلی خوب بود( فروشگاه لباس داشتن) ولی این خاله ام خیلی از من بدش می اومد در حالیکه من دوسش داشتم چون خاله ام بود و اون منو دوست نداشت و با من بد رفتار می کرد.
و یه عمویی هم داشتم که دیوار به دیوار خونه ما بودن و عموم وضعش خیلی خوب بود و اون از ما خوشش نمی اومد و اینکه مامانم همیشه از رفتارهای بد عموم و زنش با ما صحبت می کرد طوریکه ما همون بچگی از عموم و زنش و بچه هاش متنفر بودیم ولی عموم وضعش خیلی خوب بود .
نمی دونم شاید این اتفاق ها توی بچگی باعث این ذهنیت شده که اگه ثروتمند باشیم ادم های بدی می شویم .
خدایا کمک مون کن باور های درست داشته باشیم
خدایا مارا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به انها نعمت دادی.
استاد خیلی خیلی سپاسگزارم مخصوصا برای این فایل یه چند روزی هست دارم فایلهای باورهای ثروت ساز رو می بینم وقتی دیدم فایل جدید توی این کلید قرار گرفته باورم نمی شد گفتم ببین خدا هم داره کمکت می کنه این باورها بهتر و بهتر بشن چون استاد تو سفر هست و داره فایل سفرنامه ضبط می کنه حالا چی می شه این فایل رو ضبط کنه حتما افراد دیگه ای هم مثل من درخواست این شکل فایلها رو داشتند.
من قبل از آشنا شدن با این باورها آدم به ظاهر مذهبی بودم کلاسهای حفظ قرآن و احکام و …می رفتم مراسم مذهبی و اشک ریزان و به سر و صورتت بزن چقدر شرکت می کردم و اصلا دوست داشتم سختی بکشم و به قول معروف نون خشک بخورم چون یاد گرفته بودم برای به دست آوردن آن جهان و بهشت باید زجر کشید و فقر رو تحمل کرد خوب همین باورها باعث شد همیشه هشتم گرو نه باشه و بعد از ازدواج با اینکه شوهرم وضعیت نسبتا خوبی داشت در عرض یکسال همه رو از دست دادیم .
جالب این بود که چقدر نماز و راز و نیاز می کردیم بعد وقتی پیش هم می نشستیم می گفتیم انگار خدا هم ما رو یادش رفته یا برای وام و کارها دنبال پارتی بودیم یا می شستیم از بدبختی هامون می گفتیم یا از فلان پولدار که چه خلافها می کنه.
اما خدارو شکر از وقتی به این سایت الهی اومدم و کمی باورهام رو تغییر دادم شاید مثل قبل اینقدر قرآن و نماز نمی خونم اما خدا رو نزدیک می بینم مثل یه دوست که کنارمه اصلا تو وجودم روزها چندین بار باهاش حرف می زنم و لذتش هزاران برابر بیشتر از اون دولا و راست شدنه چقدر آروم شدم سعی می کنم دروغ نگم غیبت نکنم کاری به زندگی بقیه نداشته باشم.
به خودم می گم اگه ثروت بد بود پس خدا چرا خودش اینهمه ثروت داره پس وقتی از زکات و بخشش می گه اگر ثروت بده از کجا ببخشیم باید باشه که ببخشیم.
از زمانی که وضعیت مالیم شروع شد به کمی بهتر شدن قسط ها و وامها پرداخت شد خود به خود شادتر شدم شکرگزار شدم هر بار در فریزر رو باز کردم و دیدم مواد غذایی خوبی برای پختن دارم از اعماق وجودم خدارو شکر کردم هر وقت ناهارم یه غذای خوب بود یا برای خوردن غذا به رستوران رفتیم اشکم در اومد هزار بار گفتم شکر چیزی که قبلاً نبود فقط گفتن یه سری کلمات عربی بود بدون درک معنی.
وقتی برای خرید لباس و وسایل خونه به بهترین مغازه ها رفتم وقتی خریدهای خوب داشتم شاکرتر شدم.
می دونید قبلاً وقتی پولی هم می خواستم درست مثل حرف استاد نذر می کردم می گفتم خدایا این پول رو بهم بده تا به فلان موسسه خیریه یا امامزاده یا فلان فرد هم کمک کنم اما حالا می خوام پول دارباشم تا راحت زندگی کنم تا لذت ببرم تا شاکر باشم تا موحد باشم جلو کسی دولا راست نشم به کسی رو نزنم جلو بچم خجالت نکشم من بنده همون خدای ثروتمندم پس باید مثل خودش ثروت داشته باشم حالا هم می خوام به افراد کمک کنم اما نذر نمی کنم حالا هر وقت داشته باشم و ببینم اضافه هست کمک می کنم تا به خودم کمک بشه تا حالم خوب بشه حالا می خوام آنقدر پر و بی نیاز بشم تا به خواسته هام برسم تا پدر و مادرم رو به سفری که آرزو دارند ببرم تا خودم لذت ببرم تا شاکر خدا باشم تا به شادی اونا نگاه کنم و شاد بشم.
قبلاً می گفتم خدایا بهم بده تا فلان کار رو در عوضش بکنم حالا می گم بده تا به تو برسم دیگه کفر نگم شرک نورزم و به خواسته هام که می تونه همون کمک کردن باشه برسم حالا دیگه می خوام آنقدر داشته باشم که بی نیاز بشم وقتی برای موسسه یا مدرسه یا جایی می خوام کارت بشم با خیال راحت چون دارم چون بی نیازم مبلغ بالا کارت می کشم تا چندین برابر بهم برگرده تا حالم خوب بشه.
دیگه نذر و نیاز نمی کنم گریه و زاری به درگاه خدا و التماس نمی کنم اگر هم گریه ای باشه از سر ذوقه از سر اینکه خدا سورپرایزم می کنه هست مثل امروز که این فایل رو هدیه گرفتم از بنده خوب خدا استاد ثروتمند که آنقدر پر شده از ثروت که راحت می بخشه نه برای اینکه من یا امثال من رو نجات بده چون ما خودمون تصمیم می گیریم که عوض بشیم یا نه استاد می بخشه چون ثروتمنده.
واقعا ثروتمند بودن حس زیبایی هست ثروتمند بودن معنوی هست ثروت و خدا یکی هستند خدا ثروتمنده و ثروتها از آن خداست .
وقتی دارم و خرج می کنم دیگه احتیاج به غیبت و بدگویی ندارم احتیاج به غرغر و ناله ندارم من شادم و شکرگزار.
یک باور غلطی در ذهن من هست که چندین روز پیش در عقل کل در موردش سوال کردم ولی خیلی راضی نشدم
ولی حالا باشنیدن این فایل ترمز ذهنی ام را شناختم
من یک حس غلطی دارم که فکر می کنم اگه من ثروتمند بشوم و دیگران ثروت نداشته باشند دلم برایشان میسوزد ناراحتشون می شوم
و همین حالا استاد گفتند این احساس گناه است
مادرم همیشه آرزوهایی داشت که با آه و حسرت از آنها یاد میکرد
و من و خواهرهام و برادرم نمیتوانیم ثروتمند شویم مخصوصا در مورد خونه لاکچری داشتن
و حالا متوجه شدم همین گذشته با آه و حسرت مادرم باعث میشه که در انتهای ذهنمان نخواهیم که خونه ی خوب داشته باشیم ، چون احساس گناه داریم نسبت به آرزوهای برآورده نشدن مادرمان
و ما باید باور و ذهنمان را تغییر بدهیم
باید دست از شرک بردارم ، من نمیتوانم زندگی مادرم را تغییر دهم من باید خودم را از بند ذهن مادرم رها کنم
دلسوزی ، شرک است
همه چی دست خدا بوده در زندگی مادرم من کاره ایی نیستم
من مسئول زندگی مادرم نیستم
این دلسوزی و احساس گناه نسبت به مادرم مهم ترین ترمز ذهنی من است
امیدوارم بتوانم این باور را تغییر دهم و بتوانم ملک های فراوان و خانه و ویلا و باغ
هیچ کس به ذات یعنی از شکم مادرش که به دنیا میآید به خداوند نزدیکتر نیست و همه ی ما به یک اندازه به خداوند نزدیک هستیم یعنی همه ما به یک انداره به منبع ثروت و نعمت دسترسی داریم پس چرا یک عده ثروتمند ترند ؟
به دلیل باورهای درست آنها
پس اگر بقیه هم میخواهند ثروتمند شوند باید روی خودشان کار کنند نه اینکه کسی که باور درستی داره خودش را از ثروت محروم کنه با محروم کردن خودش هیچ کمکی به فردی که باور غلط داره انجام نمیده
از طرفی برعکس با استفاده و نشان دادن ثروت خودش میتونه این پتانسیل را در اون فرد فقیر ایجاد کنه که اونم بره دنبال تصحیح باورهای اشتباهش و ثروتمند بشه
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و همه دوستان ثروتمندم
الهی شکرت یک روز زیبای دیگه در این جهان هستم
ثروتمند شدن معنوی ترین با فضیلت ترین کار جهان است هر چه ثروتمند شوم نزد خدا محبوبتر
عزیزتر هستم چون دارن به گسترش جهان کمک میکنم هم خودم در اسایش و فراوانی هستم و با رزقی که خداوند بهم داده دارم تمام آرزوهام را زندگی میکنم چی از این بهتر که من ثروتمند باشم یعنی من به این نتیجه رسیدم که بالاترین مقام ثروتمند شدن هست ثروتمند شدن یعنی ارزش خلق کردن و خدایی بودن یعنی من میتونم خالق زندگی خودم باشم و با خلق ارزش دارم به جهان خدمت میکنم و در کنارش خانواده من هم در اسایش و آرامش رفاه بیشتری هستند به طبع حالشون هم بهتر هست خوش اخلاق تر پر انرژی تر با انگیزه تر شادتر هستند و این انرژی ها به من هم انرژی بیشتری میده و از هر طرف به قول استاد عزیزم به ثروت نگاه کنیم فقط خیر و برکت و شادی گسترش به همراه خودش داره استاد به نکته بسیار عالیتر اشاره کردید ذره بین درسته واقعا ثروت ادم را در خصوصیاتی که داره بزرگتر میکنه یکی بخشنده بوده با ثروتمند شدن بخشنده تر میشه اگر مهربان بوده مهربانتر اگر شاد بوده شادتر اگر توحیدی بوده توحیدی تر میشه و خیلی از ویژگی های دیگه و اگر کسی که خسیس بخیل بوده دروغ گو دزد بوده خائن بوده اگر ثروتمندتر باشه این صفاتش بزرگتر میشه به خودی خود ثروت کاری نمیکنه ما را وسیعتر میکنه در شخصیتی که داریم
به همین دلیل خیلی ما از آدمها ثروتمند بودن را نفهمیدیم درکش نکردیم فقط چیزهای که به خورد ذهن ما دادن در ناخودآگاه ما داره کار میکنه و خودآگاه ما پول ثروت را میخاد ولی اون باور مخرب که داره کار میکنه هر چی بیشتر زور میزنی که پول بسازی اون باور خیلی قوی تر از ذهن خودآگاه ماست ذهن خودآگاه ما به اندازه پنج درصد قدرت داره که به ما اجازه میده اراده نیت کنیم ایمان داشته باشیم شجاعت به خرج بدیم و حرکت کنیم ولی ناخودآگاه ما نود و پنج درصد را به خودش اختصاص داده که مثل یک سخت افزار داره خودکار
کارها را انجام میده و ما را شرطی کرده و یک سری عادات را ما داریم خودکار انجام میدیم شاید آگاهانه دوست نداشته باشیم ولی دست خودمون نیست سخت افزار داره با قدرت کار خودش را میکنه هر چی خودآگاه مثبت کنیم نمیتونه از ساقه مغزمان عبور کنه و به ناخودآگاه برسه آدمهایی که قدرت تحلیلی بیشتری دارن یعنی همه چی را تحلیل میکنن تلقین پذیری بسیار پایینی دارن و ضخامت بین ذهن خودآگاه و ناخودآگاه یک پرده ای هست که برای آدمهای تحلیلی بسیار ضخیم تر از آدمهای تلقین پذیر است یعنی آدمهایی که تلقین پذیری بالایی دارن پرده نازکتری نسبت بین ذهن خودآگاه و ناخودآگاهشان هست و کمتر مسائل را تحلیل میکنن و زودتر باورهاشون میتونه با دیدن الگوها کارش را انجام بدهد پس ما اگر بتوانیم خودمان را ذهنمان را به حالت آرامتری برسانیم در واقع همون احساس خوب را در خودمان بیشتر نگه داریم در لحظه باشیم
یعنی در لحظه زندگی کردن ما را از تلقین پذیری جدا میکنه و میریم به سمت آرامتر کردن امواج مغزی یعنی از بتا به آلفا وقتی در لحظه باشیم این اتفاق درمغز ما میفته و قدرت تلقین پذیری ذهن ما بیشتر میشه دیگه از ذهن تحلیلی گذر میکنیم و با ارامش که ایجاد شده به ناخودآگاه بیشتر وارد میشیم و اینجا قدرت دخیل میتونه برنامه ریزی های جدیدی برایمان انجام بده با تکرار این فرایند نورون های عصبی شکل جدید شکل میگیره که با تکرار این روند میتونه خودش را گسترش بده و ادم به آرامش بیشتری میرسه همون تسلیم بودن در مقابل خداوند که استاد عزیز همیشه دارن میگن این اصل باعث آرامش ذهنی میشه که میتونه قدرت آفرینش ما را بیشتر کنه ما از حالت بقا که حالت حیوانی ما میشه به حالت آفرینش قدرت الهی خودمون وصل میشیم
حالت بقا یعنی استرس ترس ناراحتی غم و غصه
بدن را در حالت اضطراری نگه میداره و هیچ چیزی نیتونه زمان زیادی در حالت اظطراری دوام بیاره و تکرار این روند زندگی با استرس همان زندگی در حالت بقا ما را به بیماری میبرد
ما در حالت افرینش به قدرت خلاقه خداوند میرسیم که به ما داده در وجودمان داریم
ما یا در حالت بقا هستیم یا در حالت آفرینش که استاد عزیزم همیشه گفتن که ما یا داریم پیشرفت میکنیم و یا داریم پسرفت میکنیم چیزی ایستا نیست این حالتها را داریم هر روز تجربه میکنیم همه اینها به صورت علمی بررسی شده تجربه شده و نشانه های آنها هم در زندگی روزمره ما آدمها مشهوده باورش کنیم که ما خودمون خالق زندگی خودمان هستیم یعنی هیچ قدرتی خارج از ما وجود ندارد فقط خودمونیم که زندگی را یا به سمت آفرینش یا بقا حیوانی ادامه میدیم این انتخاب ماست ما آزاد آفریده شدیم اگر نااگاهانه این زندگی که الان در آن هستیم را دوست نداریم میتونیم دیگه از این به بعد خودمون تصمیم بگیریم که چه جوری زندگی خودمان را باب دلمون طبق لایف استایلی که دوست داریم پیش بریم من خالق زندگی خودم هستم
ثروت هم ما را به خدا نزدیک تر میکنه ابزاری است که ما به وسیله اون میتونیم خودمون را در ابعاد مختلف تجربه کنیم باور کنیم که ثروت معنوی است در ناخودآگاه ما برعکس این هست که اگر الان شرایط داخواه مالی را نداریم به این فکر کنیم که چرا نباید ما در این جهان پر از نعمت بی انتها آنقدر محدود باشیم و در محدودیت زندگی کنیم اگر میخایم از نعمتهای بی انتهای خدا در این جهان استفاده کنیم هم خودمون غنی باشیم و از غنی بودن ما جهان اطراف ما هم گسترش پیدا میکنه چی از این زیباتر و خدایی تر و معنوی تر مگه داریم به خدا ما خودمونیم که داریم اتفاقات را جذب میکنیم خداوند ابزار هاش را برای ما در این بدون هوشمند قرار داده حالا که از این اپشن ها با خبر شدیم بیایم ازش استفاده کنیم و با لذت بیشتری زندگی که مسیری است زیبا طی کنیم و خدارو شکر کنیم و شاد باشیم و شاد خدایا شکرت
استاد عزیزم بی نهایت سپاسگزارم برای انتشار آگاهی های کیهانی که در اختیار ما قرار دادید
به نام خداوند بخشنده و مهربان ،روزی رسان بی حساب
با سلام خدمت استاد عزیزم،بزرگترین معجزه زندگیم
خدارو هزاران بار شکر میکنم بخاطر بودن در کنار شما و دوستان و خانواده همفرکانس عباسمنشی
استاد خیلی دلم براتون تنگ شده و این مدت که کمتر فایل میزارین و بسیار دلتنگ تون هستم و چقدر خوشحال که امروز این فایل رو دیدم و یاد گذشته افتادم زمانی که روزهای اول آشنایی با شما و سایت عباسمنش بود.
روزایی که اصلا نمی تونستم این حرفا رو قبول کنم و بسیار مقاومت داشتم و نتایج زندگیم هم به همون باورها نزدیک بود و اوضاع مالی تقریبا متوسط و رو به پایین جامعه خیلی تلاش میکردم خیلی کار میکردم ولی نتایج در حد گذران زندگی همیشه دغدغه مالی نگرانی هزینه ها و مخارج و هزاران داستان دیگه.
ولی همیشه ته دلم ی جورایی ایمان داشتم و مطمئن بودم که درست میشه منم پولدار میشم منم ثروتمند میشم خداوند تلاشم رو میبینه و پاسخ میده فقط راهش رو یاد نداشتم مسیرش رو بلد نبودم ولی تلاش می کردم تا روزی که خیلی اتفاقی تو گوگل در حال سرچ بودم ناگهان یک کلمه توی صفحه برام خیلی بولد شد اسم استاد عباسمنش بود سرچ کردم اسمتون رو وارد سایت شدم و این سایت از اون زمان برام شد محل آرامش محل تفریحم محل لذت بردن و…
امروز حدود 6سال از اون زمان میگذره حدود 2سال فقط فایلای رایگان رو گوش میکردم و تک تک فایلها رو چندبار گوش دادم یادم میاد زمان که تصمیم گرفتم اولین دوره رو بخرم هزینه دوره برام خیلی زیاد بود زنگ زدم که پشتیبانی سایت گفتم چرا استاد اینقدر قیمت محصولات رو گرون زده و کسی نمی تونه خرید کنه اگه قصدشون کمک کردن هست باید قیمتا رو پایین بزاره مناسب باشه که همه بتونن استفاده کنند و امروز که دارم فک میکنم میفهمم که واقعا این هزینه ای که پرداخت می کنیم در برابر چیزی بدست میاریم واقعا ناچیزه واقعا صرفه ولی اون زمان من تو اون مدار بودم م متوجه نمیشدم.
اولین دوره ای که گرفتم دوره
به نام خدای مهربان
سلام به استادان عزیزم و دوستان گرانقدرم
دیشب دعوت بودیم شام خونه عموی همسرم،اونجا حرف افتاد که صاحبکار خواهر شوهرم که ادمی ثروتمند هست زنش رو طلاق داده و 5 میلیارد تومن مهریه داده بهش(مثل اینکه اقا خیانت کرده و خانم تصمیم به جدایی گرفته)
همون موقع من توی قلبم می گفتم رفتار این اقا و خیانت اش هیچ ربطی به ثروتش نداره ،این اقا اگه پولدار هم نبود احتمالش بود این کار رو بکنه
ولی خواهر شوهر بزرگترم گفت ،نفیسه چون پولداره این کار کرده ،اگه پول نداشت از این کارها نمی کرد
ولی من گفتم: ربطی به ثروتش نداره ،اون ادم متعهد نبوده ،اگه بی پول هم بود احتمالش بود این کار بکنه .
وقتی تونستم به لطف خدا ثروت رو از رفتار این فرد جدا ببینم ،خیلی حس خوبی توی قلبم داشتم.
خواستم این تجربه رو با شما به اشتراک بزارم.
موفق باشید
سلام نفیسه جان
دقیقا شخصیت ادما ربطی به ثروتشون نداره
حالا ثروت چقدر خوبه که طرف طلاق گرفته و مهریشو کامل بهش داده اگه ثروتمند نبود انقدر زنشو اذیت میکرد که مهریه هم نده
پس ثروت در نهایت باعث خیر میشه حتی اگه توی رابطه ات مشکل هم پیش بیاد مجبور نمیشی بخاطر فقر ادامه بدی و هی بدبختیا رو تحمل کنی
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
الف)
چقدر در لایههای درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر از خدا دور شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور میشوم؟
-در مورد رابطه ی بین ثروت و معنویت باورهای مخرب کمتری داریم تنها به دلیل الگوهای بی نهایت زیادی که در فامیل دوستان و آشنایان مشاهده کردیم افراد ثروتمند را دزد و کلاهبردار می دانستیم و با شنیدن توهین های دیگران به ثروتمندان باور کردیم که حتما با ثروتمند شدن مشکلات بسیار زیاد و بیماری های فراوان برای ما رخ می دهد چون اغلب افرادی که با آنها در ارتباط بودیم به ما می گفتند فلان فرد بسیار ثروتمند است اما هیچ فایده ای ندارد چون فرزند او مرده است یا به بیماری لاعلاجی مبتلا شده و خداوند اگر به افراد ثروت دهد حتما نعمت دیگری را از آنها گرفته و یا برای آزمایش آن ها را با اتفاقات ناگوار مواجه می کند
یا شنیده بودیم افراد ثروتمند توسط افراد فقیر چشم می خورند و باعث می شود اتفاقات بسیار بد و نامناسب را تجربه کرده و بهتر است هیچ گاه در مورد ثروت خود با دیگران صحبت نکرده و به هیچ وجه جلب توجه نکنید که افراد فقیر دلشان بسوزد و شما را چشم بزنند و زندگیتان را نابود کنند
حتی هنگام خرید وسایل منزل باید وسایلی را انتخاب می کردیم که مورد توجه افراد قرار نگرفته از ترس اینکه بلا یا اتفاق نامناسبی را تجربه کنیم
وقتی نعمتها وارد زندگی شما میشوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر میشود، چقدر در لایههای پنهانی ذهن شما، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمتها به زندگیتان را حس میکنید؟
-اگر پول زیادی وارد حساب ما میشد به عناوین مختلف آن را به بدترین شکل ممکن از دست می دادیم و خودمان نمی توانستیم از آن به هیچ وجه استفاده کنیم شاید به دلیل احساس گناهی باشد که از طریق دیدن فیلم ها و سریال های نامناسب آنها را دریافت کرده بودیم
چقدر احساس میکنید که با ورود این نعمتها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟
-اکثرا پول ما متعلق به خودمان نبوده و خرج دیگران می شده بدون اینکه خودمان بخواهیم از داشتن آن لذت ببریم شاید ناآگاهانه به دلیل داشتن احساس بی ارزشی خود را لایق استفاده از نعمت های خداوند نمی دانستیم و تا پولی به دستمان می رسید آن را خرج نیازهای دیگران و برآوردن خواسته هایشان می کردیم در صورتی که خودمان همیشه حسرت چیزهایی را می خوردیم که آنها را به دیگران هدیه داده و جزئی از نیازهایمان بود
• چقدر در مراودههای خود، این صحبتها در زبان یا فکر شما میچرخد که:
فلانی که اوضاع مالیاش خوب شده، خدا میداند چه بیعدالتی، دزدی یا حقخوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؟
-بی نهایت بار از دیگران این جمله را شنیده و در فیلم ها و سریال ها افراد ثروتمند را مشاهده کردیم که ثروت آنها به خاطر دزدی و کلاهبرداری از سایر افراد است
یا این گفتوگو که: پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؟
-هزاران بار حتی اکنون که به بسیاری از افراد می گویم ان شا الله ثروتمند باشید در پاسخ به ما می گویند ثروت اهمیتی ندارد مهم سلامتی داشتن رابطه ی خوب خوشبختی و سعادت است
• چقدر میترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت میکند؟
-این الگو را در سایر افراد مشاهده کرده ایم که به ما می گفتند هرگز اجازه ندهید همسرتان ثروتمند شود و اگر ثروتمند شد به عناوین مختلف از او طلب پول بیشتر کنید تا نتواند پولی در حساب خود پس انداز کند و مجبور شود بیشتر کار کند حتی برخی بدون اجازه از جیب همسر خود پول برداشته و آن را بسیار حلال برای خود می دانستند و پاکی آن را به مرجع تقلیدی که از آن اطاعت و مشورت می گرفتند نسبت می دادند
چقدر در رفتارها یا برداشتهای ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
-در ظاهر ثروتمند شدن را بسیار دوست داشتیم اما ناخودآگاه با دریافت ورودی های منفی و رفت و آمد با افراد نامناسب ثروت بیشتر برای ما بار منفی تا مثبت داشت
چقدر نسبت به درستکاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟
-حتی اکنون هم دید خوبی نسبت به ثروتمندان نداشته با اینکه خودمان معجزات و هم زمانی های فراوانی از طرف خداوند مشاهده کردیم که چگونه وقتی خواسته ای داشتیم از بی نهایت طریق خداوند مبلغ مورد نیاز برای انجام آن را برایمان فراهم کرد که در نظر دیگران با داشتن چنین وضعیت مالی پرداختن چنین هزینه هایی عملا غیر ممکن است
به همین دلیل به محض قضاوت افراد ثروتمند به خود می گویم هر فردی کارهایی که ما انجام داده و مبالغی که ما هزینه کرده ایم را ببیند حتما به ما هم لغب دزد و کلاهبردار می دهد
در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟
-ذهن ما حتی اکنون هم با مشاهده ی افراد ثروتمند در مقابل معنویت قرار داشته و از خود سوال می کنیم این فرد چگونه ممکن است به چنین ثروتی دست یافته باشد حتما ارثی به او رسیده یا شانس آورده و به ثروت هنگفتی دست یافته وگرنه ما با وجود کار کردن بر روی باورها و کسب مهارت در شغل مورد نظر چرا نباید به این میزان از ثروت دست یابیم
تجربههای خود یا افرادی را بنویسید که بهخاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مسائل مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش میکنند.
-افراد زیادی را مشاهده کرده و خودمان نیز در این دسته از افراد جای داریم که با وجود کسب مهارت مداوم کار کردن بر روی باورها و امتحان روش های مختلف برای کسب درآمد به درآمد مورد نظر خود دست نیافته و البته ما به دلیل کار کردن بر روی باورهایمان میزان پس انداز بسیار بیشتری از سایر افراد داریم افرادی که در اطراف ما هستند اغلب درآمد بسیار بالاتری نسبت به ما دارند اما تمام درآمد آنها همان روز اول به محض دریافت نابود می شود یا به رغم فعالیت زیاد و روزانه 8 تا 10 ساعت کار کردن حقوق بسیار کمی دریافت کرده یا اصلا حقوقی دریافت نمی کنند
ب)
همچنین، اگر روی دورههای روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3 کار کردهاید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهیهای این دورهها:
• چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
-تغییرات بسیار زیادی از لحاظ مالی برای ما رخ داد به راحتی پس از ده سال توانستیم محصولات خود را به فروش برسانیم افرادی که از ما کلاهبرداری کرده بودند به راحتی پول ما را پس دادند میزان پس انداز ما به میزان درآمدمان که بسیار کم است به شدت افزایش یافته هر چیزی که اراده کنیم داشته باشیم به راحتی به سمت خرید آن هدایت می شویم به سمت افراد و فروشگاه هایی هدایت می شویم که اجناس بسیار با کیفیت با قیمت بسیار مناسب در اختیار ما قرار می دهند به راه هایی هدایت می شویم که هزینه های ما را کاهش می دهند
نگرانی ما نسبت به آینده بسیار کاهش یافته چون می دانیم به محض درخواست از خداوند حتی اگر حسابمان خالی باشد به سمت مبلغ مورد نیازمان هدایت می شویم خداوند از هزاران طریق و به شکل معجزه آسا نعمت ها و محصولات با کیفیت را وارد زندگی ما کرده ایده های عالی به ما الهام می کند که هر بار از هزینه های ما کاسته می شود
از مکان هایی پول به سمت ما هدایت شده که می توانست در گذشته نیز وجود داشته باشد اما اکنون با کار کردن بر روی باورها به سمت آن هدایت شده ایم
به چه ایدهها و فرصتهایی هدایت شدید؟
-ایده ها و فرصت هایی که هر بار هزینه های ما را کاهش داده جریان زندگی را برای ما روان ساخته نگرانی ها و ترس های ما را از آینده ی نامعلوم کاهش داده ایمان و توکلمان را برای قدم گذاشتن در دل ناشناخته ها بیشتر کرده اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی ما را برای کسب ثروت بیشتر کرده باعث شده باور کنیم ما لایق دریافت نعمت های بی انتهای خداوند هستیم و خداوند از هزاران طریق ما را به سمت تحقق اهدافمان هدایت می کند لازم نیست از هم اکنون به آینده فکر کرده و نگران اتفاقات گذشته باشیم همین که از تک تک لحظات زندگی خود لذت برده و سپاسگزار خداوند باشیم برای ما کافی است
چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدمهایی وارد زندگی شما شدند؟
-نعمت ها هم زمانی ها و معجزات فراوانی برای ما رخ داده اگر قصد خرید محصولی را داشته باشیم خداوند ما را به افراد بسیار صادق و درستکار هدایت می کند در گذشته محال بود خریدی انجام داده و سر ما کلاه نرود یا جنس نامناسب و بی کیفیتی به ما غالب نکنند اما اکنون افرادی بسیار صادق و درستکار به سمت ما هدایت شده که قیمت بسیار عالی برای محصولات با کیفیت خود ارایه داده و مبلغ آن به طرز معجزه آسا به سمت ما هدایت می شود
و چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
-ما هم چنان در دریافت مبالغ عظیم ثروت که استاد در دوره ی روانشناسی ثروت 1 در مورد آن توضیح دادند و دلایل آن را در تئوری ظرف آب ذکر کردند که یکی از دلایل آن دور شدن از راه خداوند است مشکل داریم اما از نظر دریافت نعمت و برکت از هزاران طریق هدایت می شویم و حجم نعمت های سرازیر شده به سمت ما بی نهایت و غیر قابل شمارش است
و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟
-رابطه ی ما با خداوند که به هیچ وجه قابل مقایسه با گذشته نیست در زمان گذشته به جای سپاسگزاری از نعمت ها دائما در حال گله و شکایت به درگاه خداوند و طلبکار بودن از او بودیم
به هیچ وجه افراد ثروتمند را دوست نداشته و آنها را افرادی بی شخصیت دزد و کلاه بردار می دانستیم اما اکنون هر لحظه خداوند را به خاطر برکت و نعمت های بی نهایتش هزاران بار شکر می کنیم و توانسته ایم خصوصا با کار کردن بر روی دوره ی عشق و مودت افراد ثروتمند را دوست داشته باشیم و به جای حسادت و حسرت آنها را تحسین کرده و نکات مثبتشان را به خود یادآوری کنیم
حتی زمانی که آنها را می بینیم ثروتشان و اینکه چقدر به گسترش جهان کمک می کنند را به خودشان یادآوری کرده و دیدن آنها را نشانه ی بسیار خوبی از اینکه در مدار ثروت قرار گرفته ایم می دانیم و خدا را بابت دیدن آنها هزاران بار شکر می کنیم
خدایا شکرت
عاشقتونیم
«به نام خداوند بخشنده مهربان»
چقدر خوشحالم از اینکه میتونم بدون فیلترشکن و با سرعت خیلی خوب مثل قبل بیام توی سایت و از این آگاهیهای فوق العاده استفاده کنم.
خدا را صد هزار مرتبه شکر.
این فایل از اون فایلهایی بود که من وقتی اولین بار گوش دادم، نتونستم بیام براش دیدگاه بنویسم. چون فکر میکردم هنوز آماده نوشتن دیدگاه براش نیستم. چون باید بارها و بارها گوش میکردمش تا واقعاً از اون شوک اولیه فهمیدنِ همچین آگاهیهایی بیام بیرون و بتونم ذهنم رو جمع و جور کنم و یک دیدگاه خوب براش بنویسم.
خوشحالم که الان به اون درک رسیدم و اینجا دارم براتون مینویسم. البته برای خودم.
استاد شما گفتید که برای فهمیدن باورهای افراد، به نتایجی که توی زندگی گرفتند نگاه میکنید؛ و سعی میکنید بینشون ارتباط معناداری پیدا کنید و از این طریق باورهای خودتون رو تقویت کنید. چقدر خوب!!!
چه ایده قشنگی. از وقتی که این رو شنیدم، من هم سعی میکنم که به نتایج افراد نگاه کنم و کشف کنم که چه باوری باعث شده این نتیجه توی زندگیش به وجود بیاد؟! و خیلی زیاد به نتایج خودم دارم نگاه میکنم. اینکه بیام کشف کنم چه چیزی باعث شده که اینطور زندگی کنم خیلی برام جالب و جذابه و بهم حس قدرت میده. بهم این احساس رو میده که من میتونم زندگی خودم رو کنترل کنم و مسئولیتش رو میپذیرم و هرچی که بخوام رو میتونم خلق کنم.
واقعا بینظیره، ازتون ممنونم به خاطر اینکه همچین نکته مهمی رو بهم یاد دادید.
توی توضیحات این فایل نوشتید که 60 بار قرآن رو خوندید. خدای من چقدر عالی! منم میخوام. منم میخوام مسلط بشم به قرآن، مسلط بشم به آگاهیها، مسلط بشم به قوانینی که خداوند برای هدایت ما فرستاده.
من سالها پیش انقدر دنبال کشف قوانین زندگی بودم و مطمئن بودم که هر قانونی که برای خوشبختی و سعادت لازم داشته باشم توی قرآن هست، توی کلاسهای حفظ قرآن شرکت کردم. تمامی آیات را حفظ میکردم، حدود دو سال از زندگیم رو گذاشتم و موفق شدم 14 جزء از قرآن رو حفظ کنم.
اما بعد از یک مدت متوجه شدم این اون چیزی نیست که من میخواستم.
دوست داشتم قرآن تاثیرش رو روی من بزاره اما نمیذاشت. نمیذاشت چون من مثل یک طوطی فقط آیات رو از حفظ میخوندم.
بدون اینکه در موردشون فکر کنم. هر چقدر هم تلاش میکردم نمیتونستم معنی عبارات رو بفهمم و اونها رو به زندگی واقعی و حقیقی خودم ربط بدم.
این شد که قرآن را رها کردم و حالا حدود دو سال از آخرین باری که رفتم کلاس میگذره شاید هم بیشتر.
تقریباً تمامی محفوظاتم از یادم رفته. اوایل یک مقدار حالم بد میشد اما الان کوچکترین احساس گناهی در موردشون ندارم چون دارم به حقیقت قرآن نزدیک میشم، نه فقط ظاهر قرآن که آیات و عبارتهای عربی هستند که من با صوت زیبا میخوندمشون.
منم میخوام استاد! منم میخوام 60 بار حتی 600 بار قرآن رو بخونم و درک کنم چیزهایی رو که خداوند بهم گفته.
نتیجه تحقیقات شما، دورههای روانشناسی ثروت بود. من دورههای روانشناسی ثروت رو میخوام. هم یک، هم دو، و هم سه رو.
میخوام که به قوانین این دنیا مسلط باشم و ازشون استفاده کنم تا شرایط زندگی خودم رو خلق کنم.
چقدر این خواستهها شیرین و دلنشین هستند.
خدایا شکرت که هر لحظه داری خواستههای بیشتری رو بهم یادآوری میکنی. من میدونم چی میخوام، میدونم دارم چیکار میکنم. خدایا بینهایت ازت سپاسگزارم.
و اما تمرین؛
از اونجایی که هنوز دورههای روانشناسی رو تهیه نکردم، بخش ب سوال رو نمیتونم جواب بدم.
و فقط بخش الف رو جواب میدم؛
سوال) چقدر در لایههای درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور میشوم؟
پاسخ) از وقتی که روی دورههای شما کار میکنم این باور در من به طور نسبتاً زیادی از بین رفته. من میدونم که ثروت چیز خوبیه. باعث میشه من به خدا نزدیک بشم، باعث میشه بتونم بخشش کنم، باعث میشه حس خوبی داشته باشم، باعث میشه که در برابر دیگران سرم رو خم نکنم، محتاج و نیازمند به انسانها نباشم، عزت نفس بالایی داشته باشم، از نعمتهای خداوند استفاده کنم و خودم رو تبدیل کنم به یک شخصیت شکرگزار.
من میدونم که اگه پول زیادی داشته باشم تمام وقت و انرژی خودم رو برای چیزهای متعالیتر خرج میکنم. به مفاهیم عمیقتر فکر میکنم. دغدغههای ارزشمندتر و انسانیتری خواهم داشت. من اگه ثروت داشته باشم جای واقعی خودم رو در این دنیا پیدا میکنم، نه اینکه برای به دست آوردن پول مجبور شم در جایی قرار بگیرم که متعلق به من نیست.
خدا را شکر از این جهت در مورد ثروت دیدگاه خوبی دارم، هرچند که باز هم احتیاج داره تا بیشتر و بیشتر روش کار کنم.
یه نکته مهمی که وجود داره اینه که من رابطه ثروت و خداوند رو که قبلاً در ذهنم رابطه عرضی داشتند تغییر دادم و به خودم حالی کردم که رابطه ثروت و خداوند یک رابطه طولی هست.
یعنی خداوند در امتداد ثروت قرار میگیرد نه در مقابل ثروت.
سوال) وقتی نعمتها وارد زندگی شما میشوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر میشود، چقدر در لایههای پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمتها به زندگیتان را حس میکنید؟
چقدر احساس میکنید که با ورود این نعمتها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟
پاسخ) وای استاد گفتید گفتید گفتید.
وقتی یک پولی میاد توی حسابم نمیدونم چرا ذهنم استرس میگیره. همش فکر میکنم باید خرجش کنم و حساب خودم رو به صفر برسونم تا به آرامش برسم. میدونم که این یک باور محدود کننده در پشت خودش داره. نمیدونم آیا به احساس لیاقت مربوط میشه و من خودم رو لایق اون پول نمیدونم و وقتی که حسابم به صفر میرسه خیالم راحت میشه چون معتقدم که اوکی من لایق این شرایطم. ولی این الگو در من تکرار شده که هر بار یک پولی توی حسابم قرار میگیره من دچار استرس میشم و فکر میکنم که باید هرچه سریعتر اون پول را از حسابم خارج کنم تا ذهنم آروم بگیره.
و پاشنه آشیل بعدی که خیلی هم مهم هست اینه که اگه من پول داشته باشم یا لحظه خوبی رو تجربه کنم، مرتب یاد عزیزانم میافتم که در حال حاضر توی اون شرایط نیستند.
همش مشکلات و چالشهای اونها میاد توی ذهنم. همش دلم براشون میسوزه که اونجا نیستند و این باعث میشه که استفاده کردن از اون نعمت کوفتم بشه.
باید این باور را هم در ذهنم تغییر بدم. دقیقاً نمیدونم چه باوری باید جایگزینش بشه امیدوارم که به زودی جواب این سوالم رو هم پیدا کنم.
سوال) چقدر در مراودههای خود، این صحبتها در زبان یا فکر شما میچرخد که:
فلانی که اوضاع مالیاش خوب شده، خدا میداند چه بیعدالتی، دزدی یا حقخوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛
پاسخ) خدا را شکر بعد از اینکه دارم روی آموزههای سایت کار میکنم در رابطه با افراد ثروتمند دیدگاه منفی ندارم. معتقدم که اونها باورهای درستی داشتند که در اون جایگاه قرار گرفتند و مرتباً توی ذهنم اونها رو تحسین میکنم. اما در مورد اینکه ثروت را اولویت نمیدونم دچار مشکل هستم.
من همیشه سعی میکنم به چیزهایی فکر کنم که مهمتر از پول هستند. همیشه با خودم گفتم تعهد مهمتر از پوله. عشق مهمتر از پوله. و خیلی چیزهای دیگه.
ممنونم که این باور من رو هم شناسایی کردید استاد.
از خداوند میخوام منو هدایت کنه به سمتی که پاسخ این سوالم رو هم پیدا کنم و باور درستتری به جای این باور توی ذهنم قرار بدم.
سوال) چقدر میترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت میکند؟
چقدر در رفتارها یا برداشتهای ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
چقدر نسبت به درستکاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟
در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟
پاسخ) در مورد همسرم نگرانی خاصی ندارم. اما من هم این جمله رو خیلی شنیدم که میگن اگه فلانی کار بدی نمیکنه به خاطر اینه که پولشو نداره. و به احساس بدی فکر میکنم که بعد از شنیدن این جمله در من به وجود میاد.
چه خوب شد که نسبت به این جمله غلط هم آگاهی پیدا کردم.
اتفاقا فکر میکنم اگه همسرم پول بیشتری میداشت کیفیت رابطه من و خودش خیلی بهتر میشد. خوب مگه پول قرار نیست باعث بشه که خانوادهها خوشبختتر بشن؟ اگه همسرم پول بیشتری داشته باشه شرایط بهتری برای زندگی من و پسرم تهیه میکنه. بیشتر حواسش به خودش هست. تفریحات بیشتری با هم داریم و لحظات قشنگ زیادی رو میتونیم با هم بسازیم. هر چقدر بیشتر با هم خوش بگذرونیم عشق و علاقهای که بینمون وجود داره بیشتر میشه. میتونیم بیشترِ چالشهامون رو با پول حل کنیم و خب این یعنی متعهدتر شدن و محکمتر شدن کانون خانواده.
چه دیدگاه قشنگی خدایا شکرت.
در رابطه با درستکاری افراد ثروتمند شک ندارم اما الگوهایی رو دیدم که نحوه زندگیشون مورد پسند من نیست. همین مسئله گاهی باعث میشه که دیدگاهم نسبت به افراد ثروتمند دچار خدشه بشه اما آگاهانه کنترلش میکنم و سعی میکنم که به جنبههای مثبت وجودشون که باب سلیقه من هست توجه کنم.
چقدر خوب شد که این پاشنه آشیل رو هم فهمیدم. خدایا صد هزار مرتبه شکر.
بسم الله الرحمن الرحیم
روز سی و دوم از تعهد 40 روزه من
دوهفته هست قفلی زدم روی این فایل چون هرچی کار میکنم میبینم نتایج روزانه داره میات
امروز همسرم بهم گف پول نقدتو نگه دار خودم برات پول میزنم
چون خاستم بهش پول نقد بدم ک ب کارتم پول بزنه ک پول بیات رو کارتم اونم گف پولتو نگه دار منم برات پول میزنم ب کارتت بیات
خدایا شکرت اولین جذب اول صبح امروزم بود
با مادرم تلفنی حرف زدم و گفت فلانی 200 تومان هدیه داده واسه بچت اومدم پولشو میارم بهت بدم
بریم سراغ کشف بعدی :
امروز با مادرم تلفنی حرف زدم چقد واضح متوجه شدم من این باورها بهم تزریق شذه هرکس وضعش خوب بشه ادم مغرور و خسیسی میشه
چون مادرم لاب لای تعریفاش داشت میگف چقد بعضیا وضعشون بهتر میشه مغرور میشن و معمولا افرادی ک مثل ما فقیرهستن ادمای خوبی هستن دست دلباز و مهربانن ب مال دنیا اهمیت نمیدن منم گفتم درسته
کلا من خیلی وقته بحث نمیکنم سر قوانین با اطرافیانم
چقدر واضح ادما باورهاشون رو حرف میزنن
میگم اونا نان باورهاشون رو میخورن
منم نان باورهامو نوش جان میکنم ..
یعنی خودم و تمام اطرافیانم از بچگی تا میدیدیم یکی وضعش یا کلا لباسش بهترشده شیک شده طلا خریده ماشینی خریده سریع تق قضاوتش کردیم و غیبتش کردیم ک چقد فیس و مغرور شده و منم منم میکنه بخدا دقیقا همین لحن رو داشتیم ..
حسادت و خشم تمام وجود مارو پرمیکرد از طرفی ک ب جایی رسیده
چقد حرفها شنیدم و گفته شده بهم
یادمه من مجرد بودم کار میکردم همیشه ی خدا حسابم صفر بود
تا حقوق میزذن تق خرجش میکردم
یادمه یکی از دوستام یکبار دراومد بهم گف بچه وایسا مث ادم کار کن پول بساز
اون موقه ها حقوق دوستام بالای 500 هزار تومان بود و من حقوقم میگفتم برسه ب 300 بسه مگه میخام چکار بذار فقط موبایل دلخواهمو شارژ و مانتوم رو بخرم
ومن هرگز ب این موضوعات فکر نمیکردم بقول شما مثل ربات زنذگی میکردم
اخه چطور دوست نداری حقوقت بالاتر باشه
ی مقدار از خریدن موبایل و مانتوت اضاف بیات کارت بانکیت صفر نشه اخه چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
غیر اینه ک پول تو ذهنت یک چیز بدی بود
غیر اینکه علاقه ب پول نداشتی
غیراینه ک اصلا ب وضع مالیت حتی فکر نمیکردی یکم درستش کنی ک فردا بتونی برای خودت چیزی داشته باشی ارامش بیشتری رو تجربه کنی …
زمانی اومدم ب پول فکر کردم ک بشدت در مضیقه بودم و دستم جلوی شوهر بیکارم و پدر فقیرم دراز بود
وای ازین روزها ک چقد درد ناکه ک تمام عزتت زیر سوال میره
اما جهان درس بسیار عالی بهم داده تا زنده باشم توفکر این باشم ک من همیشه باید وضع مالیم خوب باشه و هربار بهتر بشه
و الان نسبت ب قبل جذبای مالی بیشتری دارم و هزینه هام راحتتر تامین میشه چ کار کنم چ کار نکنم
شغل مورد علاقمو دارم
وای دیروز خبری بهم رسید از دوست همون زمان مجردی هام ک با من کار میکرد اصلا تعجب کردم ک همون شرایط قبلی رو هنوز داره بعداز 12 سال هنوز همون تنهایی
هنوز همون شغل
همون محل زندگی
دوست صمیمی من بوده قبلا و چندین ساله 10 ساله ازش بی خبرم
تعجب کردم اصلا
و گفتم خدایا من چقد وارد ترسهام شدم چقد زندگی من عوض شد
من از روستای جنوب کشور
ب شهر شمال کشور اومدم
من از شغل و کارگری توی شهرک صنعتی
اومدم مهارت کسب کردم و توی کار مورد علاقه ام وارد شدم
از تنهایی و نامزد درب و داغون و روابط عاطفی افتضاح اومدم ب رابطه خیلی خوب باعشقم ک هرکاری بخام انجام میده و دوستم داره و باهم خوش هستیم
گفتم طی این 10 سال من 3بار مهاجرت کردم
واقعا من نمیتونم یکجا باشم و هیچ تغییری در زندگیم ایجاد نشه حتی دوستام هر چند سال دارن عوض میشن
مثلا اون موقه این دختر خانم گل دوستم بوده الان هیچکدوم از اون دوستان اون زمان نیستن و هیچ اثری ازشون در زندگیم نیس
من تا پارسال رابطه خوبی با جاریم داشتم و هر هفته یا 2 هفته برای احوالپرسی تماس میگرفت ماهی یبار میومد دیدنمون و حداقل ارتباطی باهاش داشتم و یادمه همین فرد چندسال پیش بامن صبح تا شب بود و کلا رفتار و اخلاق و زندگیمون کپی هم شده بود ک همش تقلید از همدیگه بود و اصلا فکر نمیکردم درکل ک من باید سبک خاصی داشته باشم و نباید برگی روی اب باشم
و الان یکمدته طولانیه چند ماهه هست ک منو جاریم ارتباطی باهم نداریم و کاری ب هم نداریم ک من موندم گفتم عجیبه هیچ خبری ازش نیست هیچ تلفنی هیچ پیامی ک برای خبر گرفتن یا احوالپرسی باشه نیست ک نیست
فقط 2 بار ک از هم خبردار شدیم من واسه کاری باهاش تماس گرفتم
میگم خدا چطور همه رو از من دور کرد و این فضایی ک بازشد باعث شد من دنبال هدفم ک بحث مالی و افزایش مهارتم هست بیشتر برم و فکر میکنم ماها وقتی رو بعد مالی میایم کار میکنیم فاصله ما باافراد دورو برمون زیادتر میکنه چون اونا بیشتر باورای مخرب دارن ک روزانه دارن تکرارش میکنن و خدا داره ورودیهای مارو کنترل میکنه اونارو دور میکنه تا نشنویم مخصوصا افرادی ک مشکل مالی دارن و همیشه مینالن
افرادی ک دنبال بی کیفیت ترین اجناس هستن و احساس لیاقت نسبت ب داشتن چیزهای گران و رفتن ب جاهای لاکچری نمیکنن
وقتی میام رو این فایل کار میکنم میبینم قشنگ فاصله من باافراد ثروتمند کمتر میشه احساس بهتری نسبت ب اینده مالیم دارم
خدایا من ب هرخیری از سمتت بهم برسه فقیرم ..
چقدر کامنتهای این فایل دیوانه کنندست اصلا فرکانس این فایل خیلی بالاست و من دریافتش کردم هربار گوش،میدم کامنتهاشو میخونم بیشتر اشغالا رو تو ذهنم پیدا میکنم
به نام الله یکتا
سلام خدمت استاد عزیزم که اینجوری سخاوتمندانه میاد این آگاهی های ناب رو در اختیار ما میذاره و سجده به درگاه پاک الله قدرتمند بابت دیدن،شنیدن و فهم این آگاهی پاک
چیزهای که درک کردم رو مینویسم برای درک بهتر خودم
خداوند به محمد میگه پیرو آئین ابراهیم باش که او موحد بود و مشرک نبود،الان فهمیدم که خدا به محمد میگه پیرو آئین ابراهیم باش که او ثروتمند بود و فقیر نبود…
أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ
آگاه باشید! یقیناً دوستان خدا نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند.
آگاه باشید که دوستان خدا(ثروتمندان) نه بیمی دارند و نه اندوهگین میشوند
چقدر رابطه ثروت و توحید مستقیم است،هر چی دارم نگاه میکنم میبینم تموم سواری دادن هام و باج دادن هام و شرکم بخاطر نداری و نداشته ها بوده و بارها دیدیم کسی که ثروتمنده همه جا با احترام جلوی پاش بلند میشوند و کارش رو سریع انجام میدن و چقدر کارا براش راحت انجام میشه،دید من نوعی ضعیف،این بوده که اینا(ثروتمندان)حق ما رو میخورن اما از دید فرکانسی اینقدر اینا در حال خوبی هستند و شکرگذارن که بدون اینکه بخوان بقیه خودشون کارها رو براشون انجام میدن،یعنی به واسطه ثروت و اون احساس خوب پایدار که یک ابزار هست جهان کارها رو براشون سریع و راحت و آسان میکنه و ما با دیدن این نوع آسونی و پیشرفت و خوشحالی و آرامش در کارشون چون باور نداریم میگیم:مگه میشه کارها اینقدر راحت و سریع انجام بشه برای یک نفر و اَنگ دزدی و رانت و پارتی و …بهشون میزنیم و به آسانی خودمون رو از ثروت دور میکنیم
یعنی اگر یک معمار داره برج میسازه و خیلی زود اون رو به سرانجام میرسونه اولین فکری که در ذهن من نوعی خطور میکنه این هستش که این شخص رفته باج داده به شهرداری و فلان و فلان که تونسته اینجا توی این منطقه اینقدر سریع برج بسازه و کسی هم کاری به کارش نداشته باشه و یا به فلانی وصله و یا شانس داشته و یا …
وقتی نشستم و فکر کردم که اگر من از اینی که الان هستم مثلا درآمدم این ماه بشه دو برابر چه نگرانی ها و ترسهایی از من برطرف میشه،فهمیدم که چقدر ثروت پاکه،وقتی که تصورم کردم درآمد این ماهم سه برابر بشه تازه فهمیدم چقدر ثروت مقدسه،چه قدر اعتماد به نفس بیشتری میگیرم،چقدر بهتر و با کیفیت تر زندگی میکنم و چه سفرهایی رو میرم و چقدر احساس لیاقت در من بیشتر میشه…
خدا رو هزاران بار شکر بابت این فایل،درک این موضوع باعث میشه که ثروت رو مثل دست و پا و قلب و گوش بدونم و اون رو جزئی مهم به شمار بیاورم و اون رو بپذیرم و دوستش داشته باشم و به یاد بیاورم که تنها راه رسیدن به خدا از ثروت است،چرا که کسی که ثروتمنده و همه چی رو از بهترینش داره به کسی حسادت نمیکنه،اینقدر در رفاه و سفر و تجربه های جدید هست که وقت نداره بخواد بشینه غیبت کسی رو بکنه و اینقدر پول داره که دنبال آب توی شیر کردن و کلاه برداری نیست و تازه انفاق هم میکنه و تنها ثروت هست که باعث گسترش جهان میشه و هدف خداوند چی هست؟!گسترش دنیا در تمام ابعاد،برای گسترش چی لازمه؟؟!! پول و ثروت
پول و ثروت هم دنیا رو آباد میکنه و هم آخرت رو
خدایا برای من باورپذیر کن و هدایتم کن به راه راست و مستقیم و راه توحید که مهمترین عاملش ثروته…
الهی شکر
به نام خداوند بخشنده مهربان
خدایا چگونه تورا سپاس گزار باشم که حق مطلب را ادا کند .
استاد من و بچه های عزیز سایت عباسمنش
من یک سال و خورده ای هست با سایت استاد اشنا شدم
نتایج خوبی هم گرفتم مثلا ازدواجم
و تمام دغدغههای مربوط به ازدواجم به لطف خدای بزرگ حل شد و از کد نویسی و سپاسگزاری بسیار استفاده کردم و هرکس که اومد عروسی من باورشون نمیشد عروسی به این خوبی برای یه من که 34 سالم هست برگزار بشه (اخه یه باور محدود کننده ای که بین ادم های فرهنگ ماهست اینه که دختر باید توی 13 ، 14 سالگی ازدواج کنه وگرنه دیگه یه ادم خوب و سالم نمیاد این دختر رو بگیره یه ادمی با کلی مشکل مثلا زنش طلاق داده باشه بیاد خواستگاری ولی برای من بهترین اتفاق ممکن افتاد چون من عمیقا احساس لیاقت راجب این موضوع داشتم و هیچ وقت خودمو کم نمی دیدم )
ولی استادم راجب ثروت حدودا 10 ماهه دارم کار میکنم ولی هنوز جواب نگرفتم
تا اینکه دیشب گفتم خدایا من واقعا دیگه نمیدونم باید چکار کنم ،خودت راهنمایی ام کن ،و استادم اون سر دنیا به لطف الله مهربان فایل ضبط کرده تا جواب سوال منو بده
خدایاااااا بینهاااااااایتتتتتت شکرررررررتتتتتت
استادم باور دوم که من به خاطر دیگران از خدا پول بخوام خیلی عجیب برای من صادق هست
پدر من 10 سال پیش خونه خرید و بدهکار شد و من از ته قلبم از خدا خواستم برم سرکار پول کسب کنم تا بدم بابام بدهی هاشو بده ،استادم باور کنید تنها پولی که تو عمرم بدست اوردم (انقدر زیاد بود که نمیدونستم باهاش چکار کنم)فقط همون پول و همون تایم بود .
من تایم هایی که به خاطر خودم پول خواستم بهش نرسیدم به همین واضحی.
استاد راستش بابام چون وضع خوبی نداشت و باورهای محدود کننده زیاد داشت و من عاشق بابام بودم دلم میخواست تایید بگیرم ازش و پیشش عزیز باشم گفتم من از بابام پول نمیخوام و فکر می کردم نخواستن پول باعث میشه ارزشمند باشم پیش مهم ترین فرد زندگی ام که پدرم بود .
در واقع نخواستن و نداشتن پول باعث ارزشمند شدن بود تو ذهن من
و اینکه من بچه بودم یه خاله داشتم که وضعش خیلی خوب بود( فروشگاه لباس داشتن) ولی این خاله ام خیلی از من بدش می اومد در حالیکه من دوسش داشتم چون خاله ام بود و اون منو دوست نداشت و با من بد رفتار می کرد.
و یه عمویی هم داشتم که دیوار به دیوار خونه ما بودن و عموم وضعش خیلی خوب بود و اون از ما خوشش نمی اومد و اینکه مامانم همیشه از رفتارهای بد عموم و زنش با ما صحبت می کرد طوریکه ما همون بچگی از عموم و زنش و بچه هاش متنفر بودیم ولی عموم وضعش خیلی خوب بود .
نمی دونم شاید این اتفاق ها توی بچگی باعث این ذهنیت شده که اگه ثروتمند باشیم ادم های بدی می شویم .
خدایا کمک مون کن باور های درست داشته باشیم
خدایا مارا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به انها نعمت دادی.
به نام خدایی که به تنهایی کافیست.
سلام.
استاد خیلی خیلی سپاسگزارم مخصوصا برای این فایل یه چند روزی هست دارم فایلهای باورهای ثروت ساز رو می بینم وقتی دیدم فایل جدید توی این کلید قرار گرفته باورم نمی شد گفتم ببین خدا هم داره کمکت می کنه این باورها بهتر و بهتر بشن چون استاد تو سفر هست و داره فایل سفرنامه ضبط می کنه حالا چی می شه این فایل رو ضبط کنه حتما افراد دیگه ای هم مثل من درخواست این شکل فایلها رو داشتند.
من قبل از آشنا شدن با این باورها آدم به ظاهر مذهبی بودم کلاسهای حفظ قرآن و احکام و …می رفتم مراسم مذهبی و اشک ریزان و به سر و صورتت بزن چقدر شرکت می کردم و اصلا دوست داشتم سختی بکشم و به قول معروف نون خشک بخورم چون یاد گرفته بودم برای به دست آوردن آن جهان و بهشت باید زجر کشید و فقر رو تحمل کرد خوب همین باورها باعث شد همیشه هشتم گرو نه باشه و بعد از ازدواج با اینکه شوهرم وضعیت نسبتا خوبی داشت در عرض یکسال همه رو از دست دادیم .
جالب این بود که چقدر نماز و راز و نیاز می کردیم بعد وقتی پیش هم می نشستیم می گفتیم انگار خدا هم ما رو یادش رفته یا برای وام و کارها دنبال پارتی بودیم یا می شستیم از بدبختی هامون می گفتیم یا از فلان پولدار که چه خلافها می کنه.
اما خدارو شکر از وقتی به این سایت الهی اومدم و کمی باورهام رو تغییر دادم شاید مثل قبل اینقدر قرآن و نماز نمی خونم اما خدا رو نزدیک می بینم مثل یه دوست که کنارمه اصلا تو وجودم روزها چندین بار باهاش حرف می زنم و لذتش هزاران برابر بیشتر از اون دولا و راست شدنه چقدر آروم شدم سعی می کنم دروغ نگم غیبت نکنم کاری به زندگی بقیه نداشته باشم.
به خودم می گم اگه ثروت بد بود پس خدا چرا خودش اینهمه ثروت داره پس وقتی از زکات و بخشش می گه اگر ثروت بده از کجا ببخشیم باید باشه که ببخشیم.
از زمانی که وضعیت مالیم شروع شد به کمی بهتر شدن قسط ها و وامها پرداخت شد خود به خود شادتر شدم شکرگزار شدم هر بار در فریزر رو باز کردم و دیدم مواد غذایی خوبی برای پختن دارم از اعماق وجودم خدارو شکر کردم هر وقت ناهارم یه غذای خوب بود یا برای خوردن غذا به رستوران رفتیم اشکم در اومد هزار بار گفتم شکر چیزی که قبلاً نبود فقط گفتن یه سری کلمات عربی بود بدون درک معنی.
وقتی برای خرید لباس و وسایل خونه به بهترین مغازه ها رفتم وقتی خریدهای خوب داشتم شاکرتر شدم.
می دونید قبلاً وقتی پولی هم می خواستم درست مثل حرف استاد نذر می کردم می گفتم خدایا این پول رو بهم بده تا به فلان موسسه خیریه یا امامزاده یا فلان فرد هم کمک کنم اما حالا می خوام پول دارباشم تا راحت زندگی کنم تا لذت ببرم تا شاکر باشم تا موحد باشم جلو کسی دولا راست نشم به کسی رو نزنم جلو بچم خجالت نکشم من بنده همون خدای ثروتمندم پس باید مثل خودش ثروت داشته باشم حالا هم می خوام به افراد کمک کنم اما نذر نمی کنم حالا هر وقت داشته باشم و ببینم اضافه هست کمک می کنم تا به خودم کمک بشه تا حالم خوب بشه حالا می خوام آنقدر پر و بی نیاز بشم تا به خواسته هام برسم تا پدر و مادرم رو به سفری که آرزو دارند ببرم تا خودم لذت ببرم تا شاکر خدا باشم تا به شادی اونا نگاه کنم و شاد بشم.
قبلاً می گفتم خدایا بهم بده تا فلان کار رو در عوضش بکنم حالا می گم بده تا به تو برسم دیگه کفر نگم شرک نورزم و به خواسته هام که می تونه همون کمک کردن باشه برسم حالا دیگه می خوام آنقدر داشته باشم که بی نیاز بشم وقتی برای موسسه یا مدرسه یا جایی می خوام کارت بشم با خیال راحت چون دارم چون بی نیازم مبلغ بالا کارت می کشم تا چندین برابر بهم برگرده تا حالم خوب بشه.
دیگه نذر و نیاز نمی کنم گریه و زاری به درگاه خدا و التماس نمی کنم اگر هم گریه ای باشه از سر ذوقه از سر اینکه خدا سورپرایزم می کنه هست مثل امروز که این فایل رو هدیه گرفتم از بنده خوب خدا استاد ثروتمند که آنقدر پر شده از ثروت که راحت می بخشه نه برای اینکه من یا امثال من رو نجات بده چون ما خودمون تصمیم می گیریم که عوض بشیم یا نه استاد می بخشه چون ثروتمنده.
واقعا ثروتمند بودن حس زیبایی هست ثروتمند بودن معنوی هست ثروت و خدا یکی هستند خدا ثروتمنده و ثروتها از آن خداست .
وقتی دارم و خرج می کنم دیگه احتیاج به غیبت و بدگویی ندارم احتیاج به غرغر و ناله ندارم من شادم و شکرگزار.
استاد متشکرم برای این فایل زیبا.
خدایا شکرت.
سلام روزتون بخیر
یک باور غلطی در ذهن من هست که چندین روز پیش در عقل کل در موردش سوال کردم ولی خیلی راضی نشدم
ولی حالا باشنیدن این فایل ترمز ذهنی ام را شناختم
من یک حس غلطی دارم که فکر می کنم اگه من ثروتمند بشوم و دیگران ثروت نداشته باشند دلم برایشان میسوزد ناراحتشون می شوم
و همین حالا استاد گفتند این احساس گناه است
مادرم همیشه آرزوهایی داشت که با آه و حسرت از آنها یاد میکرد
و من و خواهرهام و برادرم نمیتوانیم ثروتمند شویم مخصوصا در مورد خونه لاکچری داشتن
و حالا متوجه شدم همین گذشته با آه و حسرت مادرم باعث میشه که در انتهای ذهنمان نخواهیم که خونه ی خوب داشته باشیم ، چون احساس گناه داریم نسبت به آرزوهای برآورده نشدن مادرمان
و ما باید باور و ذهنمان را تغییر بدهیم
باید دست از شرک بردارم ، من نمیتوانم زندگی مادرم را تغییر دهم من باید خودم را از بند ذهن مادرم رها کنم
دلسوزی ، شرک است
همه چی دست خدا بوده در زندگی مادرم من کاره ایی نیستم
من مسئول زندگی مادرم نیستم
این دلسوزی و احساس گناه نسبت به مادرم مهم ترین ترمز ذهنی من است
امیدوارم بتوانم این باور را تغییر دهم و بتوانم ملک های فراوان و خانه و ویلا و باغ
بخرم
سلام به دوست خوبم
برای حل این باور ابتدا باید چند چیز را قبول کنی
هیچ کس به ذات یعنی از شکم مادرش که به دنیا میآید به خداوند نزدیکتر نیست و همه ی ما به یک اندازه به خداوند نزدیک هستیم یعنی همه ما به یک انداره به منبع ثروت و نعمت دسترسی داریم پس چرا یک عده ثروتمند ترند ؟
به دلیل باورهای درست آنها
پس اگر بقیه هم میخواهند ثروتمند شوند باید روی خودشان کار کنند نه اینکه کسی که باور درستی داره خودش را از ثروت محروم کنه با محروم کردن خودش هیچ کمکی به فردی که باور غلط داره انجام نمیده
از طرفی برعکس با استفاده و نشان دادن ثروت خودش میتونه این پتانسیل را در اون فرد فقیر ایجاد کنه که اونم بره دنبال تصحیح باورهای اشتباهش و ثروتمند بشه
امیدوارم طوری توضیح داده باشم که متوجه شده باشید
به نام خدای وهابم
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و همه دوستان ثروتمندم
الهی شکرت یک روز زیبای دیگه در این جهان هستم
ثروتمند شدن معنوی ترین با فضیلت ترین کار جهان است هر چه ثروتمند شوم نزد خدا محبوبتر
عزیزتر هستم چون دارن به گسترش جهان کمک میکنم هم خودم در اسایش و فراوانی هستم و با رزقی که خداوند بهم داده دارم تمام آرزوهام را زندگی میکنم چی از این بهتر که من ثروتمند باشم یعنی من به این نتیجه رسیدم که بالاترین مقام ثروتمند شدن هست ثروتمند شدن یعنی ارزش خلق کردن و خدایی بودن یعنی من میتونم خالق زندگی خودم باشم و با خلق ارزش دارم به جهان خدمت میکنم و در کنارش خانواده من هم در اسایش و آرامش رفاه بیشتری هستند به طبع حالشون هم بهتر هست خوش اخلاق تر پر انرژی تر با انگیزه تر شادتر هستند و این انرژی ها به من هم انرژی بیشتری میده و از هر طرف به قول استاد عزیزم به ثروت نگاه کنیم فقط خیر و برکت و شادی گسترش به همراه خودش داره استاد به نکته بسیار عالیتر اشاره کردید ذره بین درسته واقعا ثروت ادم را در خصوصیاتی که داره بزرگتر میکنه یکی بخشنده بوده با ثروتمند شدن بخشنده تر میشه اگر مهربان بوده مهربانتر اگر شاد بوده شادتر اگر توحیدی بوده توحیدی تر میشه و خیلی از ویژگی های دیگه و اگر کسی که خسیس بخیل بوده دروغ گو دزد بوده خائن بوده اگر ثروتمندتر باشه این صفاتش بزرگتر میشه به خودی خود ثروت کاری نمیکنه ما را وسیعتر میکنه در شخصیتی که داریم
به همین دلیل خیلی ما از آدمها ثروتمند بودن را نفهمیدیم درکش نکردیم فقط چیزهای که به خورد ذهن ما دادن در ناخودآگاه ما داره کار میکنه و خودآگاه ما پول ثروت را میخاد ولی اون باور مخرب که داره کار میکنه هر چی بیشتر زور میزنی که پول بسازی اون باور خیلی قوی تر از ذهن خودآگاه ماست ذهن خودآگاه ما به اندازه پنج درصد قدرت داره که به ما اجازه میده اراده نیت کنیم ایمان داشته باشیم شجاعت به خرج بدیم و حرکت کنیم ولی ناخودآگاه ما نود و پنج درصد را به خودش اختصاص داده که مثل یک سخت افزار داره خودکار
کارها را انجام میده و ما را شرطی کرده و یک سری عادات را ما داریم خودکار انجام میدیم شاید آگاهانه دوست نداشته باشیم ولی دست خودمون نیست سخت افزار داره با قدرت کار خودش را میکنه هر چی خودآگاه مثبت کنیم نمیتونه از ساقه مغزمان عبور کنه و به ناخودآگاه برسه آدمهایی که قدرت تحلیلی بیشتری دارن یعنی همه چی را تحلیل میکنن تلقین پذیری بسیار پایینی دارن و ضخامت بین ذهن خودآگاه و ناخودآگاه یک پرده ای هست که برای آدمهای تحلیلی بسیار ضخیم تر از آدمهای تلقین پذیر است یعنی آدمهایی که تلقین پذیری بالایی دارن پرده نازکتری نسبت بین ذهن خودآگاه و ناخودآگاهشان هست و کمتر مسائل را تحلیل میکنن و زودتر باورهاشون میتونه با دیدن الگوها کارش را انجام بدهد پس ما اگر بتوانیم خودمان را ذهنمان را به حالت آرامتری برسانیم در واقع همون احساس خوب را در خودمان بیشتر نگه داریم در لحظه باشیم
یعنی در لحظه زندگی کردن ما را از تلقین پذیری جدا میکنه و میریم به سمت آرامتر کردن امواج مغزی یعنی از بتا به آلفا وقتی در لحظه باشیم این اتفاق درمغز ما میفته و قدرت تلقین پذیری ذهن ما بیشتر میشه دیگه از ذهن تحلیلی گذر میکنیم و با ارامش که ایجاد شده به ناخودآگاه بیشتر وارد میشیم و اینجا قدرت دخیل میتونه برنامه ریزی های جدیدی برایمان انجام بده با تکرار این فرایند نورون های عصبی شکل جدید شکل میگیره که با تکرار این روند میتونه خودش را گسترش بده و ادم به آرامش بیشتری میرسه همون تسلیم بودن در مقابل خداوند که استاد عزیز همیشه دارن میگن این اصل باعث آرامش ذهنی میشه که میتونه قدرت آفرینش ما را بیشتر کنه ما از حالت بقا که حالت حیوانی ما میشه به حالت آفرینش قدرت الهی خودمون وصل میشیم
حالت بقا یعنی استرس ترس ناراحتی غم و غصه
بدن را در حالت اضطراری نگه میداره و هیچ چیزی نیتونه زمان زیادی در حالت اظطراری دوام بیاره و تکرار این روند زندگی با استرس همان زندگی در حالت بقا ما را به بیماری میبرد
ما در حالت افرینش به قدرت خلاقه خداوند میرسیم که به ما داده در وجودمان داریم
ما یا در حالت بقا هستیم یا در حالت آفرینش که استاد عزیزم همیشه گفتن که ما یا داریم پیشرفت میکنیم و یا داریم پسرفت میکنیم چیزی ایستا نیست این حالتها را داریم هر روز تجربه میکنیم همه اینها به صورت علمی بررسی شده تجربه شده و نشانه های آنها هم در زندگی روزمره ما آدمها مشهوده باورش کنیم که ما خودمون خالق زندگی خودمان هستیم یعنی هیچ قدرتی خارج از ما وجود ندارد فقط خودمونیم که زندگی را یا به سمت آفرینش یا بقا حیوانی ادامه میدیم این انتخاب ماست ما آزاد آفریده شدیم اگر نااگاهانه این زندگی که الان در آن هستیم را دوست نداریم میتونیم دیگه از این به بعد خودمون تصمیم بگیریم که چه جوری زندگی خودمان را باب دلمون طبق لایف استایلی که دوست داریم پیش بریم من خالق زندگی خودم هستم
ثروت هم ما را به خدا نزدیک تر میکنه ابزاری است که ما به وسیله اون میتونیم خودمون را در ابعاد مختلف تجربه کنیم باور کنیم که ثروت معنوی است در ناخودآگاه ما برعکس این هست که اگر الان شرایط داخواه مالی را نداریم به این فکر کنیم که چرا نباید ما در این جهان پر از نعمت بی انتها آنقدر محدود باشیم و در محدودیت زندگی کنیم اگر میخایم از نعمتهای بی انتهای خدا در این جهان استفاده کنیم هم خودمون غنی باشیم و از غنی بودن ما جهان اطراف ما هم گسترش پیدا میکنه چی از این زیباتر و خدایی تر و معنوی تر مگه داریم به خدا ما خودمونیم که داریم اتفاقات را جذب میکنیم خداوند ابزار هاش را برای ما در این بدون هوشمند قرار داده حالا که از این اپشن ها با خبر شدیم بیایم ازش استفاده کنیم و با لذت بیشتری زندگی که مسیری است زیبا طی کنیم و خدارو شکر کنیم و شاد باشیم و شاد خدایا شکرت
استاد عزیزم بی نهایت سپاسگزارم برای انتشار آگاهی های کیهانی که در اختیار ما قرار دادید
دوستون دارم خیلی زیاد عاشقتونم
خدا نگهدارتون
به نام خدای وهاب
سلام به استاد، سلام به همگی
سلام به آقای علیزاده عزیز
امیدوارم هرجا هستین در سلامتی وارامش وثروت باشین
کامنتتون بسیار مفید و سازنده بود،
سراسرآگاهی و مطالب مفید بود!
خواستم ازتون بابت کامنت به این زیبایی و انتشار این آگاهی های الهی تشکر کنم
امیدوارم بتونیم از این مطالب در عمل استفاده کنیم و زندگی دلخواهمون رو خلق کنیم
با این جملتون که گفتین ثروت ابزاریه
که ما ابعاد مختلف وجودمون رو تجربه کنیم خیلی حال کردم
این جمله کاملن درسته!
بازم ازتون تشکر میکنم انشالا غرق ثروت بشین
«در پناه الله مهربان باشید»