اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و درودبی پایان خدمت ستاد عزیز و دوستان همفرکانسی گرامی
چقدر لذت بردم از این فایل چقدر خوشحال شدم از اینکه این فایل را اول صبح دیدم و امروزم را با این آگاهی ناب شروع کردم
استاد عزیزم ماشاله چقدر صورتتون زیبا و نورانی و شفاف شده از دیدنتون لذت میبرم و سعی میکنم همواره در این مسیر توحیدی و الهی که آموزش میدین گام بردارم
امروز بی نهایت حال و احساس خوبی دارم و این حال خوبم را بین همگی دوستان خوبم تقسیم میکنم
دیروز فایل هم جهت با جریان خداوند را مرور میکردم نکاتش را دوباره یادداشت برداری میکردم و اتفاق جالبی افتاد برام من در شرکتی که کار میکنم دوسالی هست که بعنوان مدیرعاملی انتخاب شدم و البته 4 سالی هم هست که یه کاری هم برای خودم درست کردم که در راستای کار شرکتم میباشد خداراشکر و دیروز جلسه هیئت مدیره بود برای انتخاب دوسال دیگه و من دودل بودم قبول کنم یا نه از صبح سپردم به خدا ولی مرتب نجواها در گوشم صدا میکرد که اگه حقوقم را افزایش ندادند قبول نکنم دلشوره گرفته بودم مرتب از خدا هدایت می طلبیدم ولی هدایتی نمی آمد
بالاخره با اینکه موافقطی صورت نگرفت بابت افزایش حقوقم صورت جلسه را امضا کردم البته قبلش سپرده بودم به خدا ولی بعدش پشیمان شدم به زمین و زمان گیرمیدادم حالم بد شده بود یک لحظه به خودم آمدم دیدم مومنتوم منفی داره همه وجودم را در بر میگیره چند بار رفتم صورتم را با آب سرد شستم سعی میکردم خودم را آروم کنم ولی خیلی سخت بود نجواهای شیطان ول کن نبود آخر وقت به یکی از اعضا گفتم از اینکه صورت جلسه را امضا کردم دل شوره گرفتم و ایشان گفتند نگران نباش یکم صبر کن آخر وقت بهم گفت وقتی از جلسه خارج شدی صحبت حقوق و مزایای تو دوباره مطرح شد و قرار شد 20% حقوقت افزایش یابد گفتم خدایا شکرت و مرا ببخش از اینکه قانون را فراموش کرده بودم داشتم گمراه میشدم
و این درحالی بود که امروز اول صبح از قبل نشانه های این فایل گرانبها را دریافت کردم ( با حال خوب و احساس خوب )
یک نکته دیگه بگم من اون فایلی که استاد اشاره کردند که خدا به من ثروت بده تا کارهای خیر انجام بدهم را بارها گوش داده بودم و خوشحالم که در مسیر موفقیت گام برمیدارم خوشحالم درکم از ثروت و فراوانی الهی شده
چقدر هر ثانیه احساس میکردم دارم یه چیز جدیدی میشنوم.
دارم یاد کتاب دینی دبیرستان میفتم. توی همهی صفحه هاش بلااستثنا نوشته باید به دنبال رشد روح معنوی و عبادت و معنویات و نزدیکی به خدا و جمع آوری توشهی قیامت بود نه به فکر ثروت و مال اندوزی و مادیات. همیشهی همیشه این دو در مقابل همدیگهن. اصلا یه جدول کشیده توی کتابمون که داره تفاوت انسان های باایمان و بی ایمان رو میگه. تو ستون افراد باایمان نوشته پرورش انسان های معنوی و توحیدی و تو ستون افراد بی ایمان نوشته پرورش انسان های مادی و ثروت اندوز. همیشه در ادامهی توضیح مادی گرایی و ثروت آوری میگه : افرادی که به دیگران ظلم میکنند، حقوق دیگران را رعایت نمیکنند، فقط به فکر خودشان هستند، مغرورند، طمع کارند، و اینجوری تو ذهن ما این باور رو ساختن که ثروت مساویه با طمع، دروغ، خودخواهی، حق دیگران رو خوردن، ظالم بودن… تازه دارم میفهمم چقدر توحیدی که استاد درموردش حرف میزنه و سرشار از آرامشه با توحیدی که اونا میگن و سراسر ترسه و طمع و پنهان کاری و فقر و احساس بد، متفاوته!
من چند وقتیه که دارم روی باور « ثروتمند شدن ارتباط مستقیمی با توحیدی بودن دارد » کار میکنم. انقدرررررر از این طریق حالم خوبه که اصلا نمیدونم چجوری باید بگم!!! حالا از چه طریقی اومدم منطقیش کردم!؟ من تو زندگیم حال خوب برام به شددددددت مهمه. یعنی هروقت انرژیم یه خورده نشتی پیدا میکنه مغزم ارور میده. انگار تو ذهنم حال بد مساویه با وحشتناکترین اتفاقات و به خاطر همینم هست که تا حالم بد میشه سعی میکنم خودم رو خوب کنم. و حالا اومدم از این استفاده کردم برای ساخت این باور که : هرچیزی که به من حال خوب میده، برای من مفیده. و چون میدونم که خیلی آدم حد و مرزدار و دارای چهارچوبی ام، همهی چیزهایی که بهم حس خوب میده استاندارده و مضر نیست. و وقتی به ثروت فکر میکنم، میرم اون چیزایی که دلم میخواد داشته باشم رو نگاه میکنم، لباسا رو، وسایل ها،خونه، ماشین، امنیت مالی، سفر، هر چی، انقدر حالم خوب میشه که میگم خب این حالم رو خوب میکنه پس مفیده. ثروت حالم رو خوب میکنه پس بهترین کاری که میشه تو جهان انجام داد ثروتمند شدنه! از این جهت اومدم منطقش رو برای خودم پیدا کردم.
اصلا وقتی به ثروت فکر میکنم، انقدر آروم و درصلحم. همش درمورد خوبی های ثروت با خودم حرف میزنم. حتی توی زندگی واقعی هم میبینم که آدم وقتی پول داره، چقدر جسورتره! چقدر بااعتماد به نفس تره! چقدر نترس تره! چقدر حالش بهتره! اصلا وقتی پول داری ذهنت رهاست و اون موقع میتونی به ارتقای روحت بپردازی! خدایا شکرت خدایا شکرت…
ولی من با گوش دادن به این فایل به یکی از پاشنه های آشیل خودم پی بردم… من وقتی پول دارم، مثلا یه غذای خوب میخورم، یه لباس خوب برای پوشیدن دارم، وسایل جدید، کتاب های جدید، از اینکه عزیزانم، دوستانم، خواهرهام، پدرومادرم اون چیز رو ندارن به شدت غمگین میشم!!! یعنی حاضرم اون رو نداشته باشم ولی اونا خوشحال باشن و تو دلشون احساس بدی نداشته باشن. کاملا این رو در خودم میبینم که وقتی یه چیز خوب دارم، احساس گناه میکنم. نه از این جهت که فکر میکنم از خدا دور شدم، از این جهت که فکر میکنم بقیه که فلان چیز رو ندارن و احساسم بد میشه. چند روز پیش یه مصاحبه ای دیدم با پژمان جمشیدی، میگفت : آره من پول دارم، ولی وقتی رفیق من، پسرخالهی من، دوست من پول نداره که بیاد با من فلان تفریح رو بکنه، اون به چه درد من میخوره!؟ من حالم خوب نیست اینجوری! اون موقع با خودم گفتم آره راست میگه، چقدر بد! ولی الان دارم ریشهش رو میفهمم.
چقدر این فایل مساوی بود با اتفاقت امروزم، چقدر آگاهی دریافت کردم!!!
الله اکبر از قدرت خدا!!
استاد نازنینم بسیار بسیار سپاسگزارم بابت انتشار این فایل اونم بعد از دو قسمت از سفر به دور آمریکا!
کاملا درست ذهن ما رو آماده کردید و ما رو با اون محیط روحانی و معنوی در شمال کالیفرنیا آشنا کردید و ما با آگاهی هایی که نسبت به جو فضا داشتیم با ما درباره همچین مسئله مهم و پررنگی صحبت کردید!
تو سوالاتی که استاد عزیز در بخش الف مطرح کردید باید بگویم شاید انقدر خوششانس بودم! یا شاید انقدر در کودکی به دنبال راه درست و به خدا رسیدن بودم که از سن 16 سالگی با شما آشنا شدم و با شنیدن فایلهای شما از اون سن بصورت نامرتب! باعث شد که هیچ وقت ذهنیت بدی در رابطه با افراد ثروتمند نداشته باشم! چون ورودی های ذهنم صدای شما بود!
اینکه پرسیدید تو مراوده هاتون با افراد، آیا درباره این صحبت میکنید که خدا میدونه طرف با کدوم بی عدالتی و دزدی این پولارو بدست آورده؟
اولا بگم من تمام سعیم و میکنم تا با خانوادم به جز خواهرم درباره این مسائل صحبت نکنم و زمانم رو صرف توجیه کردنشون نکنم! اما هروقت با خواهرم صحبت میکنیم خداشاهده چیزی جز اینکه اون افراد رو تحسین کرده باشیم به یاد ندارم! چیزی جز اینکه تو رفتار هاشون کنکاش کنیم تا متوجه بشیم چه باوری داشتند که این ثروت رو بدست آوردند انجام ندادیم!
خداشاهده اصلا یادم نمیاد که تا حالا به کسی انگ دزد، آدم بی عدالت یا هرچیز دیگه ای چسبونده باشم!!
که اینها همش از لطف الله مهربان منه که من قبل ازینکه وارد جامعه بشم خداوند من رو به این سایت بهشتی هدایت کرد!!
شاید خودم همچین تجاربینداشته باشم اما به شدت این الگو ها رو در افراد نزدیک خانوادم دیدم و باهاشون مواجه شدم!
و گاهی اوقات میگم فلانی تو قبلا اینجوری نبودی! چیشده که الان این حرفا رو میزنی!
اتفاقا قبل ازینکه بخوام این فایل و ببینم داشتیم با اعضای خانواده درباره یک مسئله ای صحبت پیکردیم و من همونجا متوجه یک ترمز ذهنی توی یکی از اعضای خانواده شدم که استادم توی فایل بهش اشاره کردند!
ایشون این شخصیت رو دارند که بسیار بسیار زیاد تلاش میکنند برای ساختن پول و وقتی اون پول و میسازن چون خودشون و لایق استفاده و لذت بردن ازون پول نمیدونند شروع میکنند به انفاق و قرض دادن! قرض دادن هایی که میدونی برگشتی وجود نداره! کمک کردنهایی که همون آدمارو حالا برات شاخ کرده! و همه ی اینا در حالی بوده که تو از قبل به این قضیه واقف بودی!
و این فرد بسیار آدم درست کار و تلاشگریه اما به قول استاد ایشون ثروت رو مقابل خداوند و معنویت قرار داده!
یا تو بخش الف که استاد این سوال رو مطرح کردند که آیا نگران این هستید که همسرتون ثروتمند بشه و به شما خیانت کنه؟
و من این باور رو در یکی از اعضای دیگه خانوادم دیدم! و مدام چند روز به این و اون تعریف میکرد که آره من تو اینستا دیدم که یه مشاور میگفت مردا در دوحالت امکان داره که خیانت بکنن یا از ثروت زیاد یا از فقر!
و چون این اتفاق برای اعضای نزدیک این فرد افتاده بود کاملا حرف این روانشناس رو تایید و قبول میکرد!
استاد درست گفتند که جهان کاری میکنه تا اون باور اشتباه رو قبول بکنی، منظورم اینه که وقتی تو به دنبال نقص این قضیه با منطق هایی نظیر اینکه ( نه این حرف این روانشناس درست نیست چون من این افرادی رو میشناسم که بسیار بسیار ثروتمند هستند اما زندگی عاشقانه ای دارند و بسیار عاشقانه در کنار هم زندگی میکنند بدون این که مشکلی باشه!!
چون این منطق ها رو نیاورده جهان هم خواسته ثابت کنه که حرف اون روانشناس درست بوده و من با نشون دادن مثال های اطرافت بهت این و میقبولونم و مهر تایید و بر باور اشتباهت میزنم تا ببشتر قبولش کنی
و طبیعیه وقتی افراد این منطق ها رو میبینن عملا سخته براشون که باور کنن طرف ثروتمند بشه و خیانت نکنه!!!
و حالا مثال فردی رو میزنم که کاملا برعکس این دو فردی که در بالا توصیح دادم فکر و عمل میکنه!!
حدود اوایل پاییز بود که یکی از دوستان کره ای من به من پیام داد و گفت بهاره من یه چند روزی دسترسی به گوشیم نخواهم داشت و چون هنوز در دوران سربازی به سر میبرم دولت به من پست پلیس امنیتی رو برای چند روز داده!
و همین و گفت و تا چند روز هیچ پیامی نداد!
من خب طبیعی بود که خیلی کنجکاو شده بودم که چه اتفاقی تو کره افتاده! اما سعی کردم ذهنم و کنترل کنم و به ناخواسته ها هیچ توجهی نکنم! گذشت و این دوستمون دیگه کارش تموم شده بود! و جالب اینجا بود که هیچ چیزی درباره اینکه چه اتفاقاتی افتاده بود برای من تعریف نکرد و منم به هیچ عنوان پِیِش رو نگرفتم! و ماه ها بعد به اتفاق شنیدم که مثل اینکه چند ماه قبل در کره اعتراضاتی رخ داده بوده ( که بازم من پِیِش و نگرفتم که سر چی اعتراض کردند)
و من همونجا دوستم رو تحسین کردم که درباره نا زیبایی ها هیچ چیزی نگفت و تا حالا هم نگفته! با اینکه خودش در شرایطی بود که باید با مردم مقابله میکرد!
و همین آدم انقدر باور هایی خوبی در رابطه با ثروت داره که گاهی اوقات من میمونم که بابا تو فقط یه باریستا تو کافه ای چطور انقدر پول درمیاری که از موقعی که فقط من تو رو شناختم سفرهای خارجی رفتی اونم برای مدت های طولانی مثل یکماه ساکن میشی!
و متوجه شدم که واقعا مهم نیست کار تو چی باشه! وقتی باورهای ثروتت درست باشن تو میتونی خیلی راحت به هرچیزی که میخوای برسی!!
اینها تجربیاتی بود که من در این چند وقت اخیر باهاشون مواجه شده بودم و ان شاءالله هم به من و هم به شما دوستان نازنینم کمک کننده باشه و درس بگیریم
استادم عزیزم بازهم از شما بابت تهیه این فایل متشکرم
قبل از آشنایی با شما و قوانین موفقیت در همهی جنبه های زندگی، دیدگاهم در مورد ثروت و رفاه، دوری از خدا بود و ثروتمندان رو آدمهای خلافکار و از ما بهترون میدیدم
کم کم با اصلاح افکار و شخصیتم و کم شدن احساس گناه و ترس و نگرانیهایی که از مذهب و جامعه پذیرفته بودم، تازه خودمو پیدا کردم
با خودم به صلح و آرامش رسیدم و احساس لیاقتم رو پیدا کردم و متوجه شدم چقدر زندگی میتونه راحت تر و زیباتر و مرفهتر باشه
حالا سرعت رشد و باور پذیریم نسبت به فراوانی بیشتر شده و شاهد ورود ثروتها و نعمتها به زندگیم هستم.
سپاسگزاری عمیق و دائمی
زندگی در جزیرهی پاک وزیبا
آرامش و امنیت زیاد
شغل عالی و پرخیروبرکت همسرم
آگاهی و توانمندی و لیاقت بیشتر خودم
رابطه عاشقانه و زیبا با همسرم
دختر باهوش و مستقل و درسخون
دوستان باکیفیت
دریافت احترام و ارزشمندی بیشتر
ماشین به روز و برقی و راحت
تناسب اندام و سلامت خانوادگی
ذهن آگاهی و مراقبه و مدیتیشن مداوم
داشتن روتین های منظم روزانه
و…. هر آنچیزی که رضایت و لذت بیشتری از زندگی رو نصیب ما کرده
این مسیر چند ساله رو مدیون دوره های دوازده قدم و روانشناسی ثروت 1 و احساس لیاقت و البته کتابها و فایلهای مفید و کاربردی و جذاب رایگان سایت شما هستم.
استاد ممنونم ازتون که این همه باورهای قوی و قدرتمند کننده در مورد ارتباط ثروت و خداوند واسمون میسازید ، از همونروزهای اولی که وارد این سایت شدم و با واژه های توحید و باورهای ثروت ساز آشنا شدم ، هرروز سعی کردم روی خودم بیشتر کار کنم ، بیشتر تکرار کنم این باورهای کمک کننده قوی رو تایید کنم باورهای محدود کننده امرا در حوزه ثروت ساختن روحذف کنم افراد ثروتمند و فراوانی هایی که در اطرافم هست برخلاف آنچه جامعه و اطرافیانم وارد ذهن ام کرده بودند ، پاک کنم اون محدودیت های ذهنی ام را ، دیروز که داشتم به دفترهایی که این 4 سال عضویت در سایت ام پر کردم ، نگاه کردمو نتایجی که اکنون دارم با قبل از عضویت ام در سایت مقایسه کردم ؛از لحاظ شخصیتی متفاوت شدم ، از لحاظ باورهای مالی در مدار صعودی قرار گرفته ام ،وامی که داشتم و تسویه حساب کردم ،هرروز بارها به خودم گفتم : سمیرا تو خودت خالق زندگی ات هستی ، شاکر و سپاسگزار پروردگار یکتا هستم ، به خاطر هر آنچه دارم اکنون و از آن خداست ومیدونم با صبر و امیدواری و کنترل باورهای مناسب ، با نگاه توحیدی و ارسال فرکانس وارتعاش هایم اون افراد و شرایط و اتفاقات خوب و بهتری که منتظرش هستم ، هرروز وارد زندگی اممیشه .
واقعا ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست .
با داشتن پول و شرایط مالی خوب ، من توحیدی تر ام و خوشحالترم .
پروردگار شکرت که امروزم را با صدای بارانوهوای خنک بهاری وصدای گنجشک ها از پنجره اتاقم شروع کردم
الهی سپاس برای سلامتی جسم و جان و روحوروانم
خدایا شکرت که تا این ساعت خیلی از کارهای امروزم که همه هدایت توست انجام دادم و الان دارم کامنت مینویسم
جان جانانم قلبم و فکرم وتصمیماتم را به هر آنچه مورد تایید توست هدایتم کن
آرامش مهمه خوشبختی مهمه پول مهم نیست…اینم یه باور مخررررب دیگه ک توی خودم پیدا کردم
در ظاهر مثبت به نظر میرسه چون داره روی آرامش و خوشبختی تأکید میکنه. اما در عمل باعث میشه ناخودآگاهم پول رو به عنوان یه چیز مزاحم سطح پایین یا حتی خطرناک ببینه. نتیجهاش اینه که یا پول جذبم نمیشه یا اگر جذب بشه نمیمونه.
آرامش خوشبختی لذت بردن از زندگی و پول همگی با هم مهماند. پول ابزاریه که خداوند در اختیار من گذاشته تا بتونم شادی و آرامش بیشتری خلق کنم. پول مثل نور خداست مثل عشق، مثل سلامتی، برکته نه مانع.
پول همونقدر مقدسه که عشق و آرامش مقدسه . پول یکی از راههای بروز عشق الهیه توی این دنیا.
من لیاقت دارم هم پول داشته باشم هم آرامش.
پول به زندگی من شادی آزادی و قدرت انتخاب میده.
من میتونم هم خوشحال باشم هم ثروتمند.
پول یک انرژی الهیه که به سوی من جاریه.
ثروت راهی برای بروز نور خدا توی زندگی منه
من باید در لحظه زندگی کنم شاد باشم ولی شادی و خوشیمو به پول گره نزنم اما اینها به این معنا نیست ک پول مهم نیست ..
من باید لذت ببرم تا به ثروت برسم
نتیجه بزرگ گرفتن یعنی حساب بانکی پرررررر پول داشتن …خودمو گول نزنم در حال حاضر ندارمش
نگم ای بابا حالا حساب بانکی پر پول نداری ک مهم نیست ..ن مهمه
باید راهی پیدا کنم ن اینکه صورت مساله رو پاک کنم
من اگر میخوام به خدا برسم باید اول به ثروت برسم ..از ثروت گذر کنم بعد به خدا میرسم …ثروتمند شدن مقددددددددس ترین کار جهانه
مادر بزرگم، پدرم و مادرم (هیچ کدوم تا حالا ثروتمند نبودن، نهایتا در حد برطرف کردن نیاز خودشون دارا باشن)
همیشه میگفتن پول، پول به چه دردی میخوره؟ آدم خودش درست باشه، تنش سالم باشه، مادرم که گاها که نمکش رو زیاد میکرد و میگفت پول که ارزش نداره و آدم اصالت داشته باشه/ تمام پول دنیای فدای یه ثانیه جون و سلامتیت
ننه ام که پیاز به آدم فقیر نمیداد یعنی اگر به همسایه فقیر میومد برای یه دونه پیاز یه همسایه ثروتمند هم میومد، اون یه دونه پیاز رو دو دستی میداد به آدم ثروتمند
کلا رفتار ننه ام با آدم های ثروتمند سرشار از احترام محبت تواضع بود و وقتی به آدم فقیر میرسید زیر لب یا نفرین میکرد، یا مسخره یا نگاه بالا به پایین داشت
پدرم تا یاد دارم آدم فقیر که میومد خونمون دورش میگشت و احترامش میکرد و یواش یواش با هم همدست میشدن و ثروتمندای فامیل رو نقض میکردن که آره فلانی که از خانواده اش میکنه و همیشه دنبال پوله و این مسیر اشتباهه و پدرم میگفت ببین من همیشه از خدا در حدی میخوام که دستم جلو بقیه دراز نباشه(باورررر مخرب)، اون آدم فقیر هم پدر رو تشویق میکرد که اره همه فامیل از تو خوب میگن و… و اینجا بود که پدرم ارضا میشد و به هدفش که شناخته شدن بعنوان یه آدم خوب بود، انجام میگرفت.
در حالیکه یکی از عمه هام که همیشه بچه هایش زیاد بود و فقیرم بود وقتی میومدن خونمون انقد رفتارهای نامناسب همراه با کم احترامی باهاشون داشت که ماها هم اذیت میشدیم
و در عوض وقتی یکی از همون ثروتمندانی که در خط بالایی پدرم نقض شون کرده بود میومد خونمون، پدرم بسیار احترام میذاشت، در باز میکرد، پذیرایی عالی مهیا میکرد، هول میشد، گونه هاش سرخ میشد و…..
و اما مادرم که از یه خانواده بسیاررررر دارا هست اما طبع مادرم بلند نیس و کلا در زمینه پول بیشتر شعار میده
و حرفش اینکه که تمام پول و زندگی فدای یه لحظه جون و سلامتی و… فقط یه موردش رو میگم که شعار بودن حرفش مشخص بشه
پارسال خواهرم (که نسبت به پدر و مادر و کلا خانواده مون زیاد لطف و بخشش داره)، دندونش درد گرفت جوری که بمدت 2 الی 3 ماه طول کشید و هر روز دندون درد داشت ولی به دلایلی شرایط درست کردنش رو نداشت
هر چقدر به مادرم گفت اگه پول داری بده من دندونم رو درست کنم، نداد، پدرمم نداد(منم به گونه دیگه ای تو این شرایط گیر کردم و دقیقا همین رفتار رو داشتن)
و پدر و مادرم هر روز از خوشبخت بودن افراد ثروتمند حرف میزنن، هر روزززززز در حالیکه تو ناخودآگاه شون میگم همینکه دستمون جلو بقیه دراز نیس، عالیه
————————–
اما اوضاع و شرایط خونه های فقیر با تجربه که خودم داشتم و افرادی که در اطرافم بودن:
تکرار بی احترامی ها
ناخوش بودن حال اعضای خانواده در کنار هم، صد در صد مخالف با اون چیزی که تو تلویزیون نشون میده
دعوا روی تهیه مخارج
دور شدن افراد فامیل بخاطر نداشتن تهیه یه وعده غذا برای با هم بودن یا در رفتن از پرداخت دنگ برای دورهمی
نفرت فرزندان از والدین
تحمل کردن بار روانی و نق و نوق فرزندان توسط مادر و کار به بیماری قلبی /استرس/احساس بد کشیدنِ مادر
سرزنش والدین توسط فرزندان
استعداد بچه ها هدر رفتن بخاطر نبود پول برای حضور تو تیم، تو المپیاد، تو کلاس خصوصی و…
احساس عزت نفس و اعتماد بنفس پایین کل اعضای خانواده
فشار و استرس وقتی مهمونی میاد
سفرهای کوتاه، با زجر، بدون خرید، مهمانسرا و اقامتگاهی که بهت تعلق گرفته رو تحمل کردن با بوی بد، کثیف، که فقط دلت خوشه رفتی سفر
آدم فقیر اگر وسیله ای رو فراموش کرد از خونه با خودش ببره سفر باید صبر کنه تا برگرده خونه و تو سفر خریداری نمیشه
دعوا روی اینکه ریالی خرج تراشی کردی تو سفر
آدم فقیر سفرش خونه اطرافیانه که هزینه نکنه و اون مدت بچه ها فقط میزنن تو سر کله هم و میزبان بنده خدا فقط اون چند روز رو تحمل میکنه تا بگذره و اینا برن و ان شاا… تا سال بعد دیگه برنگردن
خریدِ فقط ضروریات در اکثر مواقع سال
خرید چیزایی که دوست داری خوشت میاد جایگاهی نداره
خرید طلا فقط برای حفظ پول
خرید لباس وقتی که حقوق بیاد نه وقتی تو بخوای
هر جا بری حتیییی خونه پدر و مادرت ارج و قرب نداری چون نه تو داری خرج کنی نه اون داره خرج کنه و هر دو طرف با نفرت در کنار هم میخوان مسالمت آمیز زندگی کنن
وقتی مهمونی میخواد بیاد خونه آدم فقیر، به تکاپو میفته الان چی درس کنم به ساعت خانم خونه منت مرد رو بکشه که فلان چیزا رو بخر و اون بگه ندارم و چند قلم حذف کن چون آخرای برج هست و حقوق رو ندادن، هی از خانم اصرار و از آقا انکار تا میرسه به ضروریات که آقا با اخم و تخم میخره و کلی غر میزه که دیگه تا اول برج چیزی از من نخواه، و خدا روز بد نیاره و اگر مرد خونه جایی باشه که آنتن نده و مهمون زنگ بزنه که به صرف نهار میخوام بیام و طبق معمول کارت خانم خالی و کلی خرید باید انجام بشه یعنی اون خانم جلو مهمون سنگ رو یه میشه و اون روز و امثال اون روز هر دقیقه برابر سالها برای اون خانم میگذره،
آدم فقیر اعتماد بنفسش پایینه
آدم فقیر عزت نفسش پایینه
آدم فقیر اعتراضی کنه شنیده نمیشه
تاثیر پذیری روابط جنسی از وضعیت مالی، مردی که وضع مالیش خوب نیس تمام فکر و ذکرش تامین معاش هست و خانمی هم که مردش قادر به تأمین معاش و درآمد خوب نیس علنا احترام و ارج و قرب چندانی هم ندارد از سمت همسر و خانواده،
آدم فقیر یه کولر و بخاری میزاره تو خونه و اتاق خواب و کار و درس بچه و خودش یکی میشه و خلوت و خصوصی نداره، و وقتی خسته از سرکار میاد باید موقع خواب بچه رو سرش راه بره، صدای اون یکی بچه رو تحمل کنه، صدای ظرف شستن خانم رو بشنوه،
شب خسته میخوابه، ظهر خسته از سرکار میاد آرامش نداره دلش خوشه چندتا بچه ها هم دور خودش جمع کرده و صبح تا شب سرش نق میزنن و فردا هم چون نمیتونه براشون زندگی خوب مهیا کنن تف و لعنتش میکنن
وایییی خدا نکنه پدر و مادری خودشون پول نداشته باشن و مریض بشن
تازه جنگ شروع میشه
هیچ فرزندی حاضر نیس نگه داره
هیچ فرزندی حاضر نیس مراقبت کنه
دکتر ببره اگر آمپول و سرم نوشته باشه میگیره دستش تو این کوچه و خیابونا دورش میده ببین کدوم اعضای فامیل تزریقات انجام میدن، رایگان ببره اونجا انجام بده
هزینه شه، دعوا میشه
من نمیبرم، منم نگه نمیدارم
من اون دفعه بردم دکتر
من یک هفته خونه ام ازش مراقبت کردم
دعوا ، بی احترامی، ناراحتی، غر و لند
یعنی اون پدر یا مادر همون لحظه بمیرن بهتره تا اون وضعیت رو ببینه
به جایی میرسه پدر یا مادر مریض هست ولی چاره اندیشی دیگه نمیشه، کسی هم میاد ملاقات به اون فرد میگن والا دکتر گفته فلان مورد دیگه بهتر نمیشه باید بسازه با همین وضعیت
آدم فقیر تنهاس، بذاته هیچکی خوشش از آدم فقیر نمیاد
آدم فقیر بو خوب نمیده
آدم فقیر قدرت نداره
آدم فقیر کسی ازش حرف شنوی نداره
آدم فقیر برند هم بپوشه انگار گونی تن کرده
آدم فقیر هر چی بگه بدل نمیشینه
آدم فقیر حرف بزنه میگن وراج
پیاده بره میگن میخواد پول تاکسی نده
بچه رو مدرسه خوب دولتی بفرسته میگن چون پول نداشت
آدم فقیر نداره که طبق قانون سلامتی جلو بره
آدم فقیر روغن درجه پایین بازار رو میگیره و قلبش رو هدف قرار میده
آدم فقیر قوت غالبش قنده
آدم فقیر دستش نمک نداره(چون خودش خودش رو کم میبینه همین انعکاس هم بهش برمیگرده)
آدم فقیر زور تحمل میکنه
آدم فقیر فحش و بی احترامی تحمل میکنه
آدم فقیر اطرافیانش هر کسی هست
آدم فقیر دیوارش کوتاس
آدم فقیر همیشه ناراضیه
آدم فقیر پر زحمته
آدم فقیر همیشه در رنجه، در حال دویدنه
آدم فقیر کمترین کادوها گیرش میاد
ارزانترین کادوها رو دریافت میکنه
ماشینِ هایِ در خونه آدم فقیر مدل پایینه
مهمون های آدم فقیر با تیپ و کادو و لباس و قیافه خیلییی معمولی میان
آدم فقیر صداش شنیده نمیشه
آدم فقیر مراسمش هم خلوته
آدم فقیر برای والدینش هم قابل احترام نیس، بچه اون خواهر یا داداشی که دارا هست رو بیشتر میخوان
اما آدمای ثروتمند
خانم و خانواده اش در اسایشن چون به محضی که بچه چیزی میخواد یا با منطق راضی میشه که الان برات اوکی نیس یا سریع مهیا میشه
خانم در خانواده ثروتمند کمتر کار میکنه
کلی وسایل الکترونیک تو خونه داره که با بهترین وسایل در کوتاه ترین زمان غذا مهیا میشه
آدم فقیر خودش با کارت بانکیش میره سفر گاها ساک لباسش هم نمیبره، چون تمام مایحتاج رو میخوره و نگران قیمت نیس
آدم ثروتمند تو سفر از سفر و فضا لذت میبره نگران این نیس که کدوم رستوران برم که قیمت پایین باشه اصلا بذار خودم بخرم ببرم محل اقامت مون که بچه ها یه چیز گرانتر انتخاب نکن، اگر رفتن رستوران مدام درگیر این نیس که بچه ها چیزی انتخاب کنین که زیر فلان قیمت باشه
آدم ثروتمند انقد دغدغه هایش بزرگ هست که گیر نده به تار موی همسر و مانتوی کوتاه دخترش
آدم ثروتمند دسیپلین داره
آدم ثروتمند بو خوب میده
آدم ثروتمند دوندوناش براش اولویت داره
آدم ثروتمند اعضای خانواده اش که مریض میشن میبره بهترین بیمارستان میگه چه کاری، چه دکتری، چه مبلغی نیازه تا خانواده ام سلامتیشون رو بدست بیارن و خیلی رها کارت میکشه
آدم ثروتمند اعصابش آرومه
آدم ثروتمند انقد داره که سالی چند بار میره سفر، میره جایی که دوست داره، جای جدید، صد در صد هزینه رو بعهده میگیره
آدم ثروتمند خونه اش چند تا خواب داره، انقد برای خودش و روابط زناشویی اش احترام قایل هست که اتاق خواب مجزا برای خودش و همسرش،
اتاق کار مجزا برای خلوت و کار خودش داشته باشه
همه اتاقا سیستم سرمایشی و گرمایشی داره
آدم ثروتمند دغدغه مهمون رو نداره، هر موقع مهمون بخواد بیاد سریع زنگ میزنه یکی میاد خونه رو تمیز میکنه، چندتا رو میفرسته خرید و چند نفر هم غذا آماده میکنن، اگه هم حوصله این پروسه رو نداشته باشه تا خدمه خونه رو تمیز کنه مهمون رو میبره بهترین هتل و تا غذا و چای و قهوه بخورن خونه هم تمیز میشه و همراه مهمون شیک و مجلسی مثل شاه وارد خونه میشه
آدم ثروتمند گونی بپوشه میگن برنده
پیاده بره سرکاری میگن از بس باکلاسه
لاغر باشه میگن مد هست
چاق باشه میگن ازبس داره
کوتاه باشه بهش نمیکنم کوتوله میگن قدش به اندازه اس
دراز باشه میگن ماشاا… به قدش
فحش بده میگن بالاخره آدم تو عصبانیت همه چی میگه
هنجار جامعه رو زیر پا بذاره میگن از بس قدرت داره
با سرعت بالا بره میگن ماشین خارجیه دیگه
با سرعت آروم بره میگن مراعات عابر پیاده رو میکنه
حرف اشتباه بزنه میگن ما قبلاً اشتباه شنیده بودیم، ایشون درست میگه
کتاب نخونه میگن اشباع شده از مطالعه، بخونه میگن از اثرات همین مطالعه است که انقد ثروت ساخته
سلام.خدا قوت.واقعا تفاوت بین فقر وثروت رو زیبا بیان کردید خیلی عامیانه.خیلی ها این موضوعاتی که گفتید با گوشت وپوست واستخون درک کردن دیدن .شما اهرم رنج ولذت در مورد فقر وثروت رو نوشتید وبه من یاد دادید که اگر فقیر باشم آیندم این شکلیه واگر ثروتمند باشم این اتفاقات پیش رومه.وهر انسان عاقلی میره سراغ ثروت.تابهترین ها رو که خداوند براش در نظر گرفته به دست بیاره.متن شما خیلی انگیزه بخشه .از شما متشکرم
دوست عزیزم چقدر کامل و زیبا نوشتی و با خواندن کامنت شما ناخوداگاه ذهنم یک باور مخرب رو در خود ذهنم شناسایی کرد و متوجه شدم من زبونی می گم که آره من ثروت رو می خام اما در پس ذهنم و در رفتارم و گفتارم نهفته هست و همین باعث این میشه که ثروت بهراحتی سمت من نیاد
آلبته یک سوال هم دارم اگر کسی بتونه جواب بده عالی
من چند روز دیگه تولد پسرم هست و من و همسرم سعی کردیم که برای اون یک صندلی گیم اینگ در حد معمول که 7یا 8 میلیون هست بخریم چون صندلیش خراب شده و نیاز داره و ما گفتیم که آره این مدل صندلی می خریم و پسرم گفت که نه من صندلی با کیفیت تری میخام و بعد من گفتم که نه شما خیلی پرو شدید و همین صندلی خوبه و همسرم هم گفت آره من بیشتر از این هزینه نمی کنم و بعد مقایسه اش کردم با پسر برادرشوهر که وضعیت مالیشان خیلییی از ما بهتر هست خدا رو شکر و ثروتمند هستند و گفتم با اون ثروتشان روی میز وصندلی قدیمی درس می خونه و خیلی چیزهای دیگه و باورم این بود که بیش از این نیاز نیست و همین حد برای صندلیش خوبه و چون از نزدیک هم دیده بودیم خوب بود صندلی
آما من نمی دونم آیا با اینکه همسرم می تونه صندلی راحتر و بهتر براش تهیه کنه آیا کار درستی هست که براش بخریم یا نه باید در همین حد براش کافیه
با خواندن پیام شما باور مخربی رو پیدا کردم که آره باور به خرید راحت و لیاقت بهترین را برای خودم و فرزندانم ندارم و در حرف میگم اما وقتی پای خرید میاد وسط میگم نه همین قیمت مناسب خوبه و و به بچه هامون ناخواسته میگیم که باید هر چی رو با حساب کتاب بخرید و دو دو تا چهار تا و نه براحتی و لذت و حس خوب
خدایا خودت کمکم کن که باور های خوب پیدا کنم و عالی و زیاد ازشون استفاده کتم تا بشه باورهای دوست در ناخود اگاهم🫡🫡🫡🫡🫡🫡
قبلا یبار این فایل رو سرسری گوش کردم روزیکه روی سایت قرار گرفت و گفتم بابا منکه روانشناسی ثروت رو دارم این فایل ک رایگان هست خیلی زرنگم برم دوره رو کار کنم
اتفاقا بعدش اهرم رنج و لذت رو کار کردم هدایت شدم ب شنیدن این فایل
کامنت عباس حیدری برام باور پذیر شد ک با گوش کردن یکروز ب این فایل
200 هزار تومان پول روی میزش اومده
و نشانه های پول رو دیده و یکی دیگه از دوستان هم گف پول بهش،هدیه دادن یکی دیگه نوشته که مشتری ها اومدن سراغش و کتابهایی ک فروش نمیرفته رو فروخته
باور کردم در یک کلام
وگفتم پس منم روی این باور کار میکنم
فقط دیروز،نشستم گوش کردم فکر کردم یکم کامنتهارو خوندم
2 میلیون و200در خانه مان پول پیدا کردم
اصلا دهنم باز موند
اخه من روانشناسی ثروت رو یکروز گوش،میدم هم این اتفاقات میفته توی خونه چندبار پول پیدا کردم
دوسه روز بعدش پول خوبی میات ب حسابم یک مشتری تماس میگیره
و خاستم بگم الانم بعد گوش،دادن 2 بار ب این فایل مشتری گف 2تا کار دارم برام انجام بدی گفتم اینا نشانه ها باز شروع شده باید ادامه بدم
واقعا نمیدونم مشکلم چیه ادامه نمیدم مرتب
اما الان میخام رو ترسم پا بذارم کار مشتری رو انجام بدم و بر نجواهای ذهنم غلبه کنم
و
مرتب این فایل رو گوش کنم و کامنتهاشو بخونم و باور کنم
منم اومدم نوشتم تا اگه کسی هدایت بشه ب کامنتم باور کنه ک میشه
مشکل من اینه که هنوز باور نکردم ثروت چیز ذهنیه مثل روابط مثل اتفاقات روزمره
فک میکنم ثروت با تلاشهای فراوان بدست میات برای همین بیشتر میرم سمت اینکه چ کاری انجام بدم چ حرفی ب مشتری بزنم تا اینکه بیام روی مغزم کار کنم و بهش بگم زیپ دهنتو ببند تا خدا دست ب کار بشه برام کارارو خودش انجام بده
خدایا ازت میخام کمکم کنی باور کنم ثروت چیز ذهنیه ثروت راحته اسان هستش کافیه بهش فکر کنم و باورای مناسب خاستم بسازم هدایت میشم خود ب خود ب انجام عملی یا اعمال راحتی ک منو ب ثروت فراوان میرسونه
3 ماهه روانشناسی ثروت رو خریدم اولین باره ک قلب و ذهنم اینطور در مورد ثروت بازشده و اینارو نوشتم
واقعا نمیتونستم درک خاصی از دوره داشته باشم بخاطر باوری ک دارم ک ثروت براثر تلاشهای فراوان بدست میات کشکی ک نیستش ک همه پولدار بشن و زندگی در رفاه رو تجربه کنن
آها چ جالب الان داره اشغالها میریزه بیرون
همینکه نوشتم باورای مخربم یکی یکی داره پیداش میشه به به …
پدر مادر ما هم تو فقر و بدبختی زندگی دارن بابا
خیلی جاها این فکرو کردم خیلی خیلی این باور رو داشتم و حتما دارم ک ثروت ندارم عوضش بچه های سالم دارم چ فایده اگه بچه دار نمیشدم چ فایده اگه شوهرم عاشق یکی دیگه میشد
چ فایده اگه من صبح تا شب خونه نبودم و دنبال عشق و حال بودم و ب زندگیم پای بند نبودم
اگه ثروتمند بشم برم سمت مشروب و دخانیات چی
چیزی ک من تو کل زندگیم لب بهش نزدم و ازش متنفرم
چقد چرندیات میبافه ذهن ببینید میگه ثروت =الافی و ولگردی و مشروب ومواد
درصورتیکه هرچی بدبخت بیچارس مواد میزنه ک یکم درد فقر و روابط داغونشو کم کنه تو ذهنش،
اینقد دراین زمینه باورای مخرب زیادی دارم الاماشالله
یا نکنه چیزی ازم بدزدن اگه ثروتمند بشم
بابا اصلا بدزدن همون خدایی ک تورو ب این موبایل یا ماشین یا طلا رسوند پیداش میکنه یا بهترشو بهت میده کیف کنی
و اصلا تو وقتی تو مدار ثروتی ادمای دره دزد نمیبینی ب تو دسترسی ندارن میفهمی مدارهارو ؟؟؟؟؟؟……؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا تو اول ثروتمند بشو بعد به این فک کن کسی ازت بدزده
یا چشم کی رو کور کنی و پز بدی یا ندی
تو اول ثروتمند بشو بعد ب این فک کن ثروت حالا برات خوب بود یا نه
رفتم سراغ عمده فروشی ها و ب تک تک مغازه ها نگاه کردم و همه چی فراوان تا سقف بود
از اب معدنی گرفته تا دلستر و ابمیوه
برنج
چایی و قهوه
وای وای سیگار چندتا مغازه تا سقف سیگار داشتن و فقط سیگار میفروختن
گفتم خدای من چیزی ک مضره اینهمه فروش بالا داره و ثروت وپول خلق میکنه
چطور کار من هنر من عشق من مشتری نداشته باشه
این چرندیات و توهمات ذهن منه
مقاومتهای ذهنم را میشکنم و میرم جلو
فراوانی طلا دیدم
گل
انواع تنقلات
انواع اجیل ها
انواع ترشیجات
انواع اسباب بازی ها
لباس ها
وای یک کفش فروشی تو محله داشتیم مغازشو چقد بزرگ و خوشکل کرده و چقد کفش فراوان فراوان همه مدل همه رنگ فقط اسپرت ایستادم نگاه کردم
حتی مغازه تعمیر ماشین و روغن بود چقد لاستیک ماشین داشت تا سقف چیده بود
موبایل فروشی چقد موبایل چقد هنسفری هدفون
حتی مغازه ای رد شدم چقد کارتخوان چیده بود
خدای من چقد ماشین
باران ماشین
دقیقا ماشینها برام عین باران هست تو ذهنم بخدا
ثانیه ای رد میشن
فراوانی
فراوانی بچه
حتی دوقلو هارو میبینم
دیروز دوتا دوقلو دیدم یعنی 4 تا باهم دیدم خدای من
چطور قبلا اینارو نمیدیدم
اینهمه درخت دیدم
خدایا کمکم کن تغییر کنم
خدایا تو چقد ثروتمندی تمام این ثروت ازسمت توست و از کسی چیزی کم نشده دزدیده نشده حق کسی خورده نشده همه و همه رزق خودشون رو روزانه از تو میگیرن همه ب اندازه ای که کانالهاشون رو باز میکنن ثروت دریافت میکنن اگه ثروت تو زندگیم کمه باید کانالم رو عریض کنم چطور
با تغییر نگاهم فکرم باورم
خدایی ک اینقد ثروتمنده عادل ترینه
ب همه ب اندازه طلب کردنشون میده
چطور طلب میکنن ن با حرف ن با زبان با توجهشون با باورشون
سلام خدمت استاد عزیزم آقای عباس منش و سرکار خانم شایسته مهربان و
دوستان توحیدام توی این سایت الهی
وشکر گذار خداوندی هستم که بااین سایت معنوی آشنا شدم
استاد عزیزم
نمیدانم چطوری تشکر کنم بابت این فایل بینظرتان که ترمز های ذهنم رایکی پس از دیگری شناسایی میکنم. استاد عزیزم اشکم را درآوردی وچقدر بغض کردم.بابت این فایل..واقعا درست میگید من چقدر توی لایه های زیرین ذهنم این باور را داشتم که خدایا به من ثروتی بده که کارهای خیر انجام بدم بیمارستان بسازم واز این فکرها که ثروتمند شوم وبه مردم کمک کنم ولی به شناساندن این ترمز های ریز ذهنم چقدر به من کمک کردین که توحیدی تر شوم ازتون به نهایت سپاسگزارم
والان میفهمم که نبود ثروت چه لطمه های به من زده وچقدر خیلی جاها خم شدم بابت نبود ثروت که ابن خودش شرک حساب میشه
ولی با آشنایی با سایت عباس منش
هرروز آگاهی های به من داده که بابا ثروت کاربردترین چیزهایی زندگی هستش که یکیش توحیدی عمل کردن وکوچیک نشدن در خیلی جاها و
باج.به کسی ندادن
و به خدا نزدیک شدن
انشالله که خداوند کمکم کند تا در این راه ثابت قدم باشم الهی آمین
باز هم ممنونم از شما استاد عزیزم که با فایل های بی نظیرتان کمک میکنید جهان جای بهتری برای زندگی کردن باشه
خیلی برام عجیب و شگفت انگیزه، بعد از گذشت فقط 1 هفته دارم آروم آروم نتیجه های کوچیک رو می بینم! منی که اصلا هیچ کار خاصی نکردم و فقط متعهد شدم که هر روز به فایل (رابطه خداوند و ثروت در ذهن) گوش بدم، تغییرات کوچیک و نشونه ها رو دارم حس میکنم! دارم ایمان میارم که با تکرار آگاهی ها و باور های درست خیلی زود پیشرفت های کوچیک رو میشه تجربه کرد…
دیروز که روز هفتم گوش دادن به فایل ارزشمند استاد بود شب که داشتم ویدیو رو نگاه میکردم یه دفعه نمیدونم چطوری خودمو در حال خوندن کامنت های دوستان درباره این فایل دیدم، خداوند منو هدایت کرده بود و داشتم با ذوق و اشتیاق کامنت هارو میخوندم و تو هر دیدگاه نکته ها و جزئیات بیشتری برام روشن میشد و داشتم لذت میبردم و از شدت تاثیرگذاری اون نوشته ها حتی اشک شوق از چشمام جاری شده بود!
خلاصه نتونستم فایل رو کامل گوش بدم و در عوض یه عالمه نظر و دیدگاه زیبا خوندم و بعد خوابیدم…
من حدود یک ماه قبل تصمیم گرفتم کتاب هایی رو که دیگه استفاده نمیکردم و مونده بود گوشه کتابخونه رو بفروشم تا هم خونه از وسایل اضافه خالی بشه و هم اون کتاب هایی که به دردم نمیخوره رو به یه چیز قابل استفاده مثل پول تبدیل کنم و ازش برای رشد و ارتقا خودم استفاده کنم.
بعد به ذهنم رسید که تو دیوار آگهی کنم و لازم نباشه حضوری کتابام رو بفروشم چون شرایطش رو نداشتم، خلاصه آگهی کردم و چند روز گذشت ولی مشتری پیدا نشد و فقط چند نفر برای خرید پیام دادن و بعد به یه طریقی منصرف شدن و یا دیگه ازشون خبری نشد… منم خیلی ناراحت و عصبانی بودم و با خودم میگفتم خدایااا چرا با اینکه قیمت خیلی خیلی کمی برا این کتابا گذاشتم و حتی تخفیف و شرایط ویژه قرار دادم، هیچکس پیدا نمیشه که این کتابارو بخره!؟ به خاطر همین ناامید شده بودم و فکر میکردم دیگه هیچوقت اون کتابا فروخته نمیشه…
تا اینکه خداوند بزرگ منو به آگاهی های بینظیر این فایل هدایت کرد و من تنها با گوش دادن به این ویدیو به مدت هفت روز و گذاشتن یک کامنت، نشونه ها و نتایج واضحی از تغییر دیدم که فقط دو تا از اونارو میخوام بنویسم:
یکیش اینه که امروز صبح که خواب بودم یه دفعه گوشیم زنگ خورد و وقتی جواب دادم دیدم یه مشتری برا کتابا پیدا شده که میخواد امروز حتما اونارو خریداری کنه! خداوند مهربانم مشتری رو سر راهم قرار داد که هم خیلی جدی بود و خواهش میکرد که اون کتابارو به هیچکس نفروشم و حتما براش نگهدارم و هم پروردگارم به گونه ای زمان خرید رو تنظیم کرد که امروز دقیقا یه روز تعطیله(شهادت امام رضا (ع) ) و هر دو طرف وقت آزاد داریم تا هماهنگ کنیم و پروسه فروختن کتابم سریعتر شد و هم اتفاقا خونه اون مشتری نزدیک خونه ماست و به راحتی میتونیم در مسیر خیلی کوتاه همدیگه رو ببینیم… با زنگ زدن اون خانوم بسیار خوشحال و امید وار شدم و ایمان آوردم که این جهان جهان فراوانیه و دنیا پر از مشتری های خوب و فرصت های زیاد و پول و برکت و ثروته!
و دومی… ما کلا خانواده ای هستیم که ورودی مالی متوسط رو به پایین داریم و اینجوریه که فقط نیاز های اولیه زندگی رو تامین میکنه، و نمیتونیم به قول بابا خرجای الکی و کم اولویت انجام بدیم و اصلا امکان نداره با وجود اینکه بتونیم تو خونه با خرج و هزینه کم یه غذای ساده درست کنیم، بخوایم بریم بیرون و برا شام یه غذای خوب و گرون بخوریم…
ولی با باز شدن کد های آگاهی استاد تو ذهنم شرایط تغییر کرد و برای اولین بار خانواده ای رفتیم یه جای خوب و باکلاس که امکانات و زیبای زیادی داشت و بدون در نظر گرفتن گرونی و مقایسه قیمت ها یه غذای خوشمزه انتخاب کردیم و سفارش دادیم…
این هم نمود ثروت و فراوانیه که یواش یواش پول داره خودشو تو زندگی من و خانوادم نشون میده!
من هنوز اول راهم و این نتایج و نشونه های کوچک نوید بخش اینه که قطعا قانون جواب میده و هر چقدر بیشتر روی خودم و باورهام کار کنم، نتایج و پیشرفت های بزرگتر و بهتری میبینم…
خدارو خیلی شکر میکنم که گوشی و اینترنت و امکانات دارم، با استادانی مثل شما و مریم جان آشنا شدم، به کانال تلگرامی و سایت فوق العاده شما هدایت شدم، تونستم در این مسیر قدم بذارم و انگیزه و امید داشته، با این فایل بینظیر نتیجه های ریز ولی رضایت بخش بگیرم بعد بلافاصله یه صدایی از قبلم بهم بگه که بیام و ردپامو بذارم و دست آوردهای هرچند کوچیکم رو بنویسم تا هم ایمان خودم ببشتر بشه و هم شاید دیگران از نوشته های من الهام بگیرند و یا هدایت و امیدی دریافت کنند برای شروع یا ادامه دادن مسیر…
خدایا خیلی دوست دارم!خیلی خفنی! خیلی باحالی! عاشقتم! ممنونم! و سپاسگزار تمام نعمت ها و زیبایی هایی هستم که در این جهان شگفت انگیز آفریدی:)
بنام خداوند یکتا
سلام و درودبی پایان خدمت ستاد عزیز و دوستان همفرکانسی گرامی
چقدر لذت بردم از این فایل چقدر خوشحال شدم از اینکه این فایل را اول صبح دیدم و امروزم را با این آگاهی ناب شروع کردم
استاد عزیزم ماشاله چقدر صورتتون زیبا و نورانی و شفاف شده از دیدنتون لذت میبرم و سعی میکنم همواره در این مسیر توحیدی و الهی که آموزش میدین گام بردارم
امروز بی نهایت حال و احساس خوبی دارم و این حال خوبم را بین همگی دوستان خوبم تقسیم میکنم
دیروز فایل هم جهت با جریان خداوند را مرور میکردم نکاتش را دوباره یادداشت برداری میکردم و اتفاق جالبی افتاد برام من در شرکتی که کار میکنم دوسالی هست که بعنوان مدیرعاملی انتخاب شدم و البته 4 سالی هم هست که یه کاری هم برای خودم درست کردم که در راستای کار شرکتم میباشد خداراشکر و دیروز جلسه هیئت مدیره بود برای انتخاب دوسال دیگه و من دودل بودم قبول کنم یا نه از صبح سپردم به خدا ولی مرتب نجواها در گوشم صدا میکرد که اگه حقوقم را افزایش ندادند قبول نکنم دلشوره گرفته بودم مرتب از خدا هدایت می طلبیدم ولی هدایتی نمی آمد
بالاخره با اینکه موافقطی صورت نگرفت بابت افزایش حقوقم صورت جلسه را امضا کردم البته قبلش سپرده بودم به خدا ولی بعدش پشیمان شدم به زمین و زمان گیرمیدادم حالم بد شده بود یک لحظه به خودم آمدم دیدم مومنتوم منفی داره همه وجودم را در بر میگیره چند بار رفتم صورتم را با آب سرد شستم سعی میکردم خودم را آروم کنم ولی خیلی سخت بود نجواهای شیطان ول کن نبود آخر وقت به یکی از اعضا گفتم از اینکه صورت جلسه را امضا کردم دل شوره گرفتم و ایشان گفتند نگران نباش یکم صبر کن آخر وقت بهم گفت وقتی از جلسه خارج شدی صحبت حقوق و مزایای تو دوباره مطرح شد و قرار شد 20% حقوقت افزایش یابد گفتم خدایا شکرت و مرا ببخش از اینکه قانون را فراموش کرده بودم داشتم گمراه میشدم
و این درحالی بود که امروز اول صبح از قبل نشانه های این فایل گرانبها را دریافت کردم ( با حال خوب و احساس خوب )
یک نکته دیگه بگم من اون فایلی که استاد اشاره کردند که خدا به من ثروت بده تا کارهای خیر انجام بدهم را بارها گوش داده بودم و خوشحالم که در مسیر موفقیت گام برمیدارم خوشحالم درکم از ثروت و فراوانی الهی شده
باز هم ممنون و سپاسگزارم از شما استاد عزیزم
به نام خدای ثروت های بی پایان
چقدر عمیق بود این فایل!
چقدر هر ثانیه احساس میکردم دارم یه چیز جدیدی میشنوم.
دارم یاد کتاب دینی دبیرستان میفتم. توی همهی صفحه هاش بلااستثنا نوشته باید به دنبال رشد روح معنوی و عبادت و معنویات و نزدیکی به خدا و جمع آوری توشهی قیامت بود نه به فکر ثروت و مال اندوزی و مادیات. همیشهی همیشه این دو در مقابل همدیگهن. اصلا یه جدول کشیده توی کتابمون که داره تفاوت انسان های باایمان و بی ایمان رو میگه. تو ستون افراد باایمان نوشته پرورش انسان های معنوی و توحیدی و تو ستون افراد بی ایمان نوشته پرورش انسان های مادی و ثروت اندوز. همیشه در ادامهی توضیح مادی گرایی و ثروت آوری میگه : افرادی که به دیگران ظلم میکنند، حقوق دیگران را رعایت نمیکنند، فقط به فکر خودشان هستند، مغرورند، طمع کارند، و اینجوری تو ذهن ما این باور رو ساختن که ثروت مساویه با طمع، دروغ، خودخواهی، حق دیگران رو خوردن، ظالم بودن… تازه دارم میفهمم چقدر توحیدی که استاد درموردش حرف میزنه و سرشار از آرامشه با توحیدی که اونا میگن و سراسر ترسه و طمع و پنهان کاری و فقر و احساس بد، متفاوته!
من چند وقتیه که دارم روی باور « ثروتمند شدن ارتباط مستقیمی با توحیدی بودن دارد » کار میکنم. انقدرررررر از این طریق حالم خوبه که اصلا نمیدونم چجوری باید بگم!!! حالا از چه طریقی اومدم منطقیش کردم!؟ من تو زندگیم حال خوب برام به شددددددت مهمه. یعنی هروقت انرژیم یه خورده نشتی پیدا میکنه مغزم ارور میده. انگار تو ذهنم حال بد مساویه با وحشتناکترین اتفاقات و به خاطر همینم هست که تا حالم بد میشه سعی میکنم خودم رو خوب کنم. و حالا اومدم از این استفاده کردم برای ساخت این باور که : هرچیزی که به من حال خوب میده، برای من مفیده. و چون میدونم که خیلی آدم حد و مرزدار و دارای چهارچوبی ام، همهی چیزهایی که بهم حس خوب میده استاندارده و مضر نیست. و وقتی به ثروت فکر میکنم، میرم اون چیزایی که دلم میخواد داشته باشم رو نگاه میکنم، لباسا رو، وسایل ها،خونه، ماشین، امنیت مالی، سفر، هر چی، انقدر حالم خوب میشه که میگم خب این حالم رو خوب میکنه پس مفیده. ثروت حالم رو خوب میکنه پس بهترین کاری که میشه تو جهان انجام داد ثروتمند شدنه! از این جهت اومدم منطقش رو برای خودم پیدا کردم.
اصلا وقتی به ثروت فکر میکنم، انقدر آروم و درصلحم. همش درمورد خوبی های ثروت با خودم حرف میزنم. حتی توی زندگی واقعی هم میبینم که آدم وقتی پول داره، چقدر جسورتره! چقدر بااعتماد به نفس تره! چقدر نترس تره! چقدر حالش بهتره! اصلا وقتی پول داری ذهنت رهاست و اون موقع میتونی به ارتقای روحت بپردازی! خدایا شکرت خدایا شکرت…
ولی من با گوش دادن به این فایل به یکی از پاشنه های آشیل خودم پی بردم… من وقتی پول دارم، مثلا یه غذای خوب میخورم، یه لباس خوب برای پوشیدن دارم، وسایل جدید، کتاب های جدید، از اینکه عزیزانم، دوستانم، خواهرهام، پدرومادرم اون چیز رو ندارن به شدت غمگین میشم!!! یعنی حاضرم اون رو نداشته باشم ولی اونا خوشحال باشن و تو دلشون احساس بدی نداشته باشن. کاملا این رو در خودم میبینم که وقتی یه چیز خوب دارم، احساس گناه میکنم. نه از این جهت که فکر میکنم از خدا دور شدم، از این جهت که فکر میکنم بقیه که فلان چیز رو ندارن و احساسم بد میشه. چند روز پیش یه مصاحبه ای دیدم با پژمان جمشیدی، میگفت : آره من پول دارم، ولی وقتی رفیق من، پسرخالهی من، دوست من پول نداره که بیاد با من فلان تفریح رو بکنه، اون به چه درد من میخوره!؟ من حالم خوب نیست اینجوری! اون موقع با خودم گفتم آره راست میگه، چقدر بد! ولی الان دارم ریشهش رو میفهمم.
باید روی خودم کار کنم. و میکنم.
خدایا شکرت که این آگاهی ها رو دریافت کردم.
خدایا شکرت که اینجام، که اینا رو شنیدم،
یادم باشه باید این فایل رو بارها و بارها گوش بدم.
خدایا شکرت
بسم الله الرحمن الرحیم
چقدر این فایل مساوی بود با اتفاقت امروزم، چقدر آگاهی دریافت کردم!!!
الله اکبر از قدرت خدا!!
استاد نازنینم بسیار بسیار سپاسگزارم بابت انتشار این فایل اونم بعد از دو قسمت از سفر به دور آمریکا!
کاملا درست ذهن ما رو آماده کردید و ما رو با اون محیط روحانی و معنوی در شمال کالیفرنیا آشنا کردید و ما با آگاهی هایی که نسبت به جو فضا داشتیم با ما درباره همچین مسئله مهم و پررنگی صحبت کردید!
تو سوالاتی که استاد عزیز در بخش الف مطرح کردید باید بگویم شاید انقدر خوششانس بودم! یا شاید انقدر در کودکی به دنبال راه درست و به خدا رسیدن بودم که از سن 16 سالگی با شما آشنا شدم و با شنیدن فایلهای شما از اون سن بصورت نامرتب! باعث شد که هیچ وقت ذهنیت بدی در رابطه با افراد ثروتمند نداشته باشم! چون ورودی های ذهنم صدای شما بود!
اینکه پرسیدید تو مراوده هاتون با افراد، آیا درباره این صحبت میکنید که خدا میدونه طرف با کدوم بی عدالتی و دزدی این پولارو بدست آورده؟
اولا بگم من تمام سعیم و میکنم تا با خانوادم به جز خواهرم درباره این مسائل صحبت نکنم و زمانم رو صرف توجیه کردنشون نکنم! اما هروقت با خواهرم صحبت میکنیم خداشاهده چیزی جز اینکه اون افراد رو تحسین کرده باشیم به یاد ندارم! چیزی جز اینکه تو رفتار هاشون کنکاش کنیم تا متوجه بشیم چه باوری داشتند که این ثروت رو بدست آوردند انجام ندادیم!
خداشاهده اصلا یادم نمیاد که تا حالا به کسی انگ دزد، آدم بی عدالت یا هرچیز دیگه ای چسبونده باشم!!
که اینها همش از لطف الله مهربان منه که من قبل ازینکه وارد جامعه بشم خداوند من رو به این سایت بهشتی هدایت کرد!!
شاید خودم همچین تجاربینداشته باشم اما به شدت این الگو ها رو در افراد نزدیک خانوادم دیدم و باهاشون مواجه شدم!
و گاهی اوقات میگم فلانی تو قبلا اینجوری نبودی! چیشده که الان این حرفا رو میزنی!
اتفاقا قبل ازینکه بخوام این فایل و ببینم داشتیم با اعضای خانواده درباره یک مسئله ای صحبت پیکردیم و من همونجا متوجه یک ترمز ذهنی توی یکی از اعضای خانواده شدم که استادم توی فایل بهش اشاره کردند!
ایشون این شخصیت رو دارند که بسیار بسیار زیاد تلاش میکنند برای ساختن پول و وقتی اون پول و میسازن چون خودشون و لایق استفاده و لذت بردن ازون پول نمیدونند شروع میکنند به انفاق و قرض دادن! قرض دادن هایی که میدونی برگشتی وجود نداره! کمک کردنهایی که همون آدمارو حالا برات شاخ کرده! و همه ی اینا در حالی بوده که تو از قبل به این قضیه واقف بودی!
و این فرد بسیار آدم درست کار و تلاشگریه اما به قول استاد ایشون ثروت رو مقابل خداوند و معنویت قرار داده!
یا تو بخش الف که استاد این سوال رو مطرح کردند که آیا نگران این هستید که همسرتون ثروتمند بشه و به شما خیانت کنه؟
و من این باور رو در یکی از اعضای دیگه خانوادم دیدم! و مدام چند روز به این و اون تعریف میکرد که آره من تو اینستا دیدم که یه مشاور میگفت مردا در دوحالت امکان داره که خیانت بکنن یا از ثروت زیاد یا از فقر!
و چون این اتفاق برای اعضای نزدیک این فرد افتاده بود کاملا حرف این روانشناس رو تایید و قبول میکرد!
استاد درست گفتند که جهان کاری میکنه تا اون باور اشتباه رو قبول بکنی، منظورم اینه که وقتی تو به دنبال نقص این قضیه با منطق هایی نظیر اینکه ( نه این حرف این روانشناس درست نیست چون من این افرادی رو میشناسم که بسیار بسیار ثروتمند هستند اما زندگی عاشقانه ای دارند و بسیار عاشقانه در کنار هم زندگی میکنند بدون این که مشکلی باشه!!
چون این منطق ها رو نیاورده جهان هم خواسته ثابت کنه که حرف اون روانشناس درست بوده و من با نشون دادن مثال های اطرافت بهت این و میقبولونم و مهر تایید و بر باور اشتباهت میزنم تا ببشتر قبولش کنی
و طبیعیه وقتی افراد این منطق ها رو میبینن عملا سخته براشون که باور کنن طرف ثروتمند بشه و خیانت نکنه!!!
و حالا مثال فردی رو میزنم که کاملا برعکس این دو فردی که در بالا توصیح دادم فکر و عمل میکنه!!
حدود اوایل پاییز بود که یکی از دوستان کره ای من به من پیام داد و گفت بهاره من یه چند روزی دسترسی به گوشیم نخواهم داشت و چون هنوز در دوران سربازی به سر میبرم دولت به من پست پلیس امنیتی رو برای چند روز داده!
و همین و گفت و تا چند روز هیچ پیامی نداد!
من خب طبیعی بود که خیلی کنجکاو شده بودم که چه اتفاقی تو کره افتاده! اما سعی کردم ذهنم و کنترل کنم و به ناخواسته ها هیچ توجهی نکنم! گذشت و این دوستمون دیگه کارش تموم شده بود! و جالب اینجا بود که هیچ چیزی درباره اینکه چه اتفاقاتی افتاده بود برای من تعریف نکرد و منم به هیچ عنوان پِیِش رو نگرفتم! و ماه ها بعد به اتفاق شنیدم که مثل اینکه چند ماه قبل در کره اعتراضاتی رخ داده بوده ( که بازم من پِیِش و نگرفتم که سر چی اعتراض کردند)
و من همونجا دوستم رو تحسین کردم که درباره نا زیبایی ها هیچ چیزی نگفت و تا حالا هم نگفته! با اینکه خودش در شرایطی بود که باید با مردم مقابله میکرد!
و همین آدم انقدر باور هایی خوبی در رابطه با ثروت داره که گاهی اوقات من میمونم که بابا تو فقط یه باریستا تو کافه ای چطور انقدر پول درمیاری که از موقعی که فقط من تو رو شناختم سفرهای خارجی رفتی اونم برای مدت های طولانی مثل یکماه ساکن میشی!
و متوجه شدم که واقعا مهم نیست کار تو چی باشه! وقتی باورهای ثروتت درست باشن تو میتونی خیلی راحت به هرچیزی که میخوای برسی!!
اینها تجربیاتی بود که من در این چند وقت اخیر باهاشون مواجه شده بودم و ان شاءالله هم به من و هم به شما دوستان نازنینم کمک کننده باشه و درس بگیریم
استادم عزیزم بازهم از شما بابت تهیه این فایل متشکرم
خدایا شکرت
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز
قبل از آشنایی با شما و قوانین موفقیت در همهی جنبه های زندگی، دیدگاهم در مورد ثروت و رفاه، دوری از خدا بود و ثروتمندان رو آدمهای خلافکار و از ما بهترون میدیدم
کم کم با اصلاح افکار و شخصیتم و کم شدن احساس گناه و ترس و نگرانیهایی که از مذهب و جامعه پذیرفته بودم، تازه خودمو پیدا کردم
با خودم به صلح و آرامش رسیدم و احساس لیاقتم رو پیدا کردم و متوجه شدم چقدر زندگی میتونه راحت تر و زیباتر و مرفهتر باشه
حالا سرعت رشد و باور پذیریم نسبت به فراوانی بیشتر شده و شاهد ورود ثروتها و نعمتها به زندگیم هستم.
سپاسگزاری عمیق و دائمی
زندگی در جزیرهی پاک وزیبا
آرامش و امنیت زیاد
شغل عالی و پرخیروبرکت همسرم
آگاهی و توانمندی و لیاقت بیشتر خودم
رابطه عاشقانه و زیبا با همسرم
دختر باهوش و مستقل و درسخون
دوستان باکیفیت
دریافت احترام و ارزشمندی بیشتر
ماشین به روز و برقی و راحت
تناسب اندام و سلامت خانوادگی
ذهن آگاهی و مراقبه و مدیتیشن مداوم
داشتن روتین های منظم روزانه
و…. هر آنچیزی که رضایت و لذت بیشتری از زندگی رو نصیب ما کرده
این مسیر چند ساله رو مدیون دوره های دوازده قدم و روانشناسی ثروت 1 و احساس لیاقت و البته کتابها و فایلهای مفید و کاربردی و جذاب رایگان سایت شما هستم.
وجودتون غرق نور و عشق
به نام الله مهربان
درود بر استاد عباس منش عزیز
استاد ممنونم ازتون که این همه باورهای قوی و قدرتمند کننده در مورد ارتباط ثروت و خداوند واسمون میسازید ، از همونروزهای اولی که وارد این سایت شدم و با واژه های توحید و باورهای ثروت ساز آشنا شدم ، هرروز سعی کردم روی خودم بیشتر کار کنم ، بیشتر تکرار کنم این باورهای کمک کننده قوی رو تایید کنم باورهای محدود کننده امرا در حوزه ثروت ساختن روحذف کنم افراد ثروتمند و فراوانی هایی که در اطرافم هست برخلاف آنچه جامعه و اطرافیانم وارد ذهن ام کرده بودند ، پاک کنم اون محدودیت های ذهنی ام را ، دیروز که داشتم به دفترهایی که این 4 سال عضویت در سایت ام پر کردم ، نگاه کردمو نتایجی که اکنون دارم با قبل از عضویت ام در سایت مقایسه کردم ؛از لحاظ شخصیتی متفاوت شدم ، از لحاظ باورهای مالی در مدار صعودی قرار گرفته ام ،وامی که داشتم و تسویه حساب کردم ،هرروز بارها به خودم گفتم : سمیرا تو خودت خالق زندگی ات هستی ، شاکر و سپاسگزار پروردگار یکتا هستم ، به خاطر هر آنچه دارم اکنون و از آن خداست ومیدونم با صبر و امیدواری و کنترل باورهای مناسب ، با نگاه توحیدی و ارسال فرکانس وارتعاش هایم اون افراد و شرایط و اتفاقات خوب و بهتری که منتظرش هستم ، هرروز وارد زندگی اممیشه .
واقعا ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست .
با داشتن پول و شرایط مالی خوب ، من توحیدی تر ام و خوشحالترم .
پروردگار شکرت که امروزم را با صدای بارانوهوای خنک بهاری وصدای گنجشک ها از پنجره اتاقم شروع کردم
الهی سپاس برای سلامتی جسم و جان و روحوروانم
خدایا شکرت که تا این ساعت خیلی از کارهای امروزم که همه هدایت توست انجام دادم و الان دارم کامنت مینویسم
جان جانانم قلبم و فکرم وتصمیماتم را به هر آنچه مورد تایید توست هدایتم کن
سلام به همگی
آرامش مهمه خوشبختی مهمه پول مهم نیست…اینم یه باور مخررررب دیگه ک توی خودم پیدا کردم
در ظاهر مثبت به نظر میرسه چون داره روی آرامش و خوشبختی تأکید میکنه. اما در عمل باعث میشه ناخودآگاهم پول رو به عنوان یه چیز مزاحم سطح پایین یا حتی خطرناک ببینه. نتیجهاش اینه که یا پول جذبم نمیشه یا اگر جذب بشه نمیمونه.
آرامش خوشبختی لذت بردن از زندگی و پول همگی با هم مهماند. پول ابزاریه که خداوند در اختیار من گذاشته تا بتونم شادی و آرامش بیشتری خلق کنم. پول مثل نور خداست مثل عشق، مثل سلامتی، برکته نه مانع.
پول همونقدر مقدسه که عشق و آرامش مقدسه . پول یکی از راههای بروز عشق الهیه توی این دنیا.
من لیاقت دارم هم پول داشته باشم هم آرامش.
پول به زندگی من شادی آزادی و قدرت انتخاب میده.
من میتونم هم خوشحال باشم هم ثروتمند.
پول یک انرژی الهیه که به سوی من جاریه.
ثروت راهی برای بروز نور خدا توی زندگی منه
من باید در لحظه زندگی کنم شاد باشم ولی شادی و خوشیمو به پول گره نزنم اما اینها به این معنا نیست ک پول مهم نیست ..
من باید لذت ببرم تا به ثروت برسم
نتیجه بزرگ گرفتن یعنی حساب بانکی پرررررر پول داشتن …خودمو گول نزنم در حال حاضر ندارمش
نگم ای بابا حالا حساب بانکی پر پول نداری ک مهم نیست ..ن مهمه
باید راهی پیدا کنم ن اینکه صورت مساله رو پاک کنم
من اگر میخوام به خدا برسم باید اول به ثروت برسم ..از ثروت گذر کنم بعد به خدا میرسم …ثروتمند شدن مقددددددددس ترین کار جهانه
سلام و درود به استاد عزیز و مریم دوست داشتنی
خدایا شکرت بابت حضورم در این مسیر الهی
از گذشته مینویسم که بعدها یادم بیاد کجا بودم
مادر بزرگم، پدرم و مادرم (هیچ کدوم تا حالا ثروتمند نبودن، نهایتا در حد برطرف کردن نیاز خودشون دارا باشن)
همیشه میگفتن پول، پول به چه دردی میخوره؟ آدم خودش درست باشه، تنش سالم باشه، مادرم که گاها که نمکش رو زیاد میکرد و میگفت پول که ارزش نداره و آدم اصالت داشته باشه/ تمام پول دنیای فدای یه ثانیه جون و سلامتیت
ننه ام که پیاز به آدم فقیر نمیداد یعنی اگر به همسایه فقیر میومد برای یه دونه پیاز یه همسایه ثروتمند هم میومد، اون یه دونه پیاز رو دو دستی میداد به آدم ثروتمند
کلا رفتار ننه ام با آدم های ثروتمند سرشار از احترام محبت تواضع بود و وقتی به آدم فقیر میرسید زیر لب یا نفرین میکرد، یا مسخره یا نگاه بالا به پایین داشت
پدرم تا یاد دارم آدم فقیر که میومد خونمون دورش میگشت و احترامش میکرد و یواش یواش با هم همدست میشدن و ثروتمندای فامیل رو نقض میکردن که آره فلانی که از خانواده اش میکنه و همیشه دنبال پوله و این مسیر اشتباهه و پدرم میگفت ببین من همیشه از خدا در حدی میخوام که دستم جلو بقیه دراز نباشه(باورررر مخرب)، اون آدم فقیر هم پدر رو تشویق میکرد که اره همه فامیل از تو خوب میگن و… و اینجا بود که پدرم ارضا میشد و به هدفش که شناخته شدن بعنوان یه آدم خوب بود، انجام میگرفت.
در حالیکه یکی از عمه هام که همیشه بچه هایش زیاد بود و فقیرم بود وقتی میومدن خونمون انقد رفتارهای نامناسب همراه با کم احترامی باهاشون داشت که ماها هم اذیت میشدیم
و در عوض وقتی یکی از همون ثروتمندانی که در خط بالایی پدرم نقض شون کرده بود میومد خونمون، پدرم بسیار احترام میذاشت، در باز میکرد، پذیرایی عالی مهیا میکرد، هول میشد، گونه هاش سرخ میشد و…..
و اما مادرم که از یه خانواده بسیاررررر دارا هست اما طبع مادرم بلند نیس و کلا در زمینه پول بیشتر شعار میده
و حرفش اینکه که تمام پول و زندگی فدای یه لحظه جون و سلامتی و… فقط یه موردش رو میگم که شعار بودن حرفش مشخص بشه
پارسال خواهرم (که نسبت به پدر و مادر و کلا خانواده مون زیاد لطف و بخشش داره)، دندونش درد گرفت جوری که بمدت 2 الی 3 ماه طول کشید و هر روز دندون درد داشت ولی به دلایلی شرایط درست کردنش رو نداشت
هر چقدر به مادرم گفت اگه پول داری بده من دندونم رو درست کنم، نداد، پدرمم نداد(منم به گونه دیگه ای تو این شرایط گیر کردم و دقیقا همین رفتار رو داشتن)
و پدر و مادرم هر روز از خوشبخت بودن افراد ثروتمند حرف میزنن، هر روزززززز در حالیکه تو ناخودآگاه شون میگم همینکه دستمون جلو بقیه دراز نیس، عالیه
————————–
اما اوضاع و شرایط خونه های فقیر با تجربه که خودم داشتم و افرادی که در اطرافم بودن:
تکرار بی احترامی ها
ناخوش بودن حال اعضای خانواده در کنار هم، صد در صد مخالف با اون چیزی که تو تلویزیون نشون میده
دعوا روی تهیه مخارج
دور شدن افراد فامیل بخاطر نداشتن تهیه یه وعده غذا برای با هم بودن یا در رفتن از پرداخت دنگ برای دورهمی
نفرت فرزندان از والدین
تحمل کردن بار روانی و نق و نوق فرزندان توسط مادر و کار به بیماری قلبی /استرس/احساس بد کشیدنِ مادر
سرزنش والدین توسط فرزندان
استعداد بچه ها هدر رفتن بخاطر نبود پول برای حضور تو تیم، تو المپیاد، تو کلاس خصوصی و…
احساس عزت نفس و اعتماد بنفس پایین کل اعضای خانواده
فشار و استرس وقتی مهمونی میاد
سفرهای کوتاه، با زجر، بدون خرید، مهمانسرا و اقامتگاهی که بهت تعلق گرفته رو تحمل کردن با بوی بد، کثیف، که فقط دلت خوشه رفتی سفر
آدم فقیر اگر وسیله ای رو فراموش کرد از خونه با خودش ببره سفر باید صبر کنه تا برگرده خونه و تو سفر خریداری نمیشه
دعوا روی اینکه ریالی خرج تراشی کردی تو سفر
آدم فقیر سفرش خونه اطرافیانه که هزینه نکنه و اون مدت بچه ها فقط میزنن تو سر کله هم و میزبان بنده خدا فقط اون چند روز رو تحمل میکنه تا بگذره و اینا برن و ان شاا… تا سال بعد دیگه برنگردن
خریدِ فقط ضروریات در اکثر مواقع سال
خرید چیزایی که دوست داری خوشت میاد جایگاهی نداره
خرید طلا فقط برای حفظ پول
خرید لباس وقتی که حقوق بیاد نه وقتی تو بخوای
هر جا بری حتیییی خونه پدر و مادرت ارج و قرب نداری چون نه تو داری خرج کنی نه اون داره خرج کنه و هر دو طرف با نفرت در کنار هم میخوان مسالمت آمیز زندگی کنن
وقتی مهمونی میخواد بیاد خونه آدم فقیر، به تکاپو میفته الان چی درس کنم به ساعت خانم خونه منت مرد رو بکشه که فلان چیزا رو بخر و اون بگه ندارم و چند قلم حذف کن چون آخرای برج هست و حقوق رو ندادن، هی از خانم اصرار و از آقا انکار تا میرسه به ضروریات که آقا با اخم و تخم میخره و کلی غر میزه که دیگه تا اول برج چیزی از من نخواه، و خدا روز بد نیاره و اگر مرد خونه جایی باشه که آنتن نده و مهمون زنگ بزنه که به صرف نهار میخوام بیام و طبق معمول کارت خانم خالی و کلی خرید باید انجام بشه یعنی اون خانم جلو مهمون سنگ رو یه میشه و اون روز و امثال اون روز هر دقیقه برابر سالها برای اون خانم میگذره،
آدم فقیر اعتماد بنفسش پایینه
آدم فقیر عزت نفسش پایینه
آدم فقیر اعتراضی کنه شنیده نمیشه
تاثیر پذیری روابط جنسی از وضعیت مالی، مردی که وضع مالیش خوب نیس تمام فکر و ذکرش تامین معاش هست و خانمی هم که مردش قادر به تأمین معاش و درآمد خوب نیس علنا احترام و ارج و قرب چندانی هم ندارد از سمت همسر و خانواده،
آدم فقیر یه کولر و بخاری میزاره تو خونه و اتاق خواب و کار و درس بچه و خودش یکی میشه و خلوت و خصوصی نداره، و وقتی خسته از سرکار میاد باید موقع خواب بچه رو سرش راه بره، صدای اون یکی بچه رو تحمل کنه، صدای ظرف شستن خانم رو بشنوه،
شب خسته میخوابه، ظهر خسته از سرکار میاد آرامش نداره دلش خوشه چندتا بچه ها هم دور خودش جمع کرده و صبح تا شب سرش نق میزنن و فردا هم چون نمیتونه براشون زندگی خوب مهیا کنن تف و لعنتش میکنن
وایییی خدا نکنه پدر و مادری خودشون پول نداشته باشن و مریض بشن
تازه جنگ شروع میشه
هیچ فرزندی حاضر نیس نگه داره
هیچ فرزندی حاضر نیس مراقبت کنه
دکتر ببره اگر آمپول و سرم نوشته باشه میگیره دستش تو این کوچه و خیابونا دورش میده ببین کدوم اعضای فامیل تزریقات انجام میدن، رایگان ببره اونجا انجام بده
هزینه شه، دعوا میشه
من نمیبرم، منم نگه نمیدارم
من اون دفعه بردم دکتر
من یک هفته خونه ام ازش مراقبت کردم
دعوا ، بی احترامی، ناراحتی، غر و لند
یعنی اون پدر یا مادر همون لحظه بمیرن بهتره تا اون وضعیت رو ببینه
به جایی میرسه پدر یا مادر مریض هست ولی چاره اندیشی دیگه نمیشه، کسی هم میاد ملاقات به اون فرد میگن والا دکتر گفته فلان مورد دیگه بهتر نمیشه باید بسازه با همین وضعیت
آدم فقیر تنهاس، بذاته هیچکی خوشش از آدم فقیر نمیاد
آدم فقیر بو خوب نمیده
آدم فقیر قدرت نداره
آدم فقیر کسی ازش حرف شنوی نداره
آدم فقیر برند هم بپوشه انگار گونی تن کرده
آدم فقیر هر چی بگه بدل نمیشینه
آدم فقیر حرف بزنه میگن وراج
پیاده بره میگن میخواد پول تاکسی نده
بچه رو مدرسه خوب دولتی بفرسته میگن چون پول نداشت
آدم فقیر نداره که طبق قانون سلامتی جلو بره
آدم فقیر روغن درجه پایین بازار رو میگیره و قلبش رو هدف قرار میده
آدم فقیر قوت غالبش قنده
آدم فقیر دستش نمک نداره(چون خودش خودش رو کم میبینه همین انعکاس هم بهش برمیگرده)
آدم فقیر زور تحمل میکنه
آدم فقیر فحش و بی احترامی تحمل میکنه
آدم فقیر اطرافیانش هر کسی هست
آدم فقیر دیوارش کوتاس
آدم فقیر همیشه ناراضیه
آدم فقیر پر زحمته
آدم فقیر همیشه در رنجه، در حال دویدنه
آدم فقیر کمترین کادوها گیرش میاد
ارزانترین کادوها رو دریافت میکنه
ماشینِ هایِ در خونه آدم فقیر مدل پایینه
مهمون های آدم فقیر با تیپ و کادو و لباس و قیافه خیلییی معمولی میان
آدم فقیر صداش شنیده نمیشه
آدم فقیر مراسمش هم خلوته
آدم فقیر برای والدینش هم قابل احترام نیس، بچه اون خواهر یا داداشی که دارا هست رو بیشتر میخوان
اما آدمای ثروتمند
خانم و خانواده اش در اسایشن چون به محضی که بچه چیزی میخواد یا با منطق راضی میشه که الان برات اوکی نیس یا سریع مهیا میشه
خانم در خانواده ثروتمند کمتر کار میکنه
کلی وسایل الکترونیک تو خونه داره که با بهترین وسایل در کوتاه ترین زمان غذا مهیا میشه
آدم فقیر خودش با کارت بانکیش میره سفر گاها ساک لباسش هم نمیبره، چون تمام مایحتاج رو میخوره و نگران قیمت نیس
آدم ثروتمند تو سفر از سفر و فضا لذت میبره نگران این نیس که کدوم رستوران برم که قیمت پایین باشه اصلا بذار خودم بخرم ببرم محل اقامت مون که بچه ها یه چیز گرانتر انتخاب نکن، اگر رفتن رستوران مدام درگیر این نیس که بچه ها چیزی انتخاب کنین که زیر فلان قیمت باشه
آدم ثروتمند انقد دغدغه هایش بزرگ هست که گیر نده به تار موی همسر و مانتوی کوتاه دخترش
آدم ثروتمند دسیپلین داره
آدم ثروتمند بو خوب میده
آدم ثروتمند دوندوناش براش اولویت داره
آدم ثروتمند اعضای خانواده اش که مریض میشن میبره بهترین بیمارستان میگه چه کاری، چه دکتری، چه مبلغی نیازه تا خانواده ام سلامتیشون رو بدست بیارن و خیلی رها کارت میکشه
آدم ثروتمند اعصابش آرومه
آدم ثروتمند انقد داره که سالی چند بار میره سفر، میره جایی که دوست داره، جای جدید، صد در صد هزینه رو بعهده میگیره
آدم ثروتمند خونه اش چند تا خواب داره، انقد برای خودش و روابط زناشویی اش احترام قایل هست که اتاق خواب مجزا برای خودش و همسرش،
اتاق کار مجزا برای خلوت و کار خودش داشته باشه
همه اتاقا سیستم سرمایشی و گرمایشی داره
آدم ثروتمند دغدغه مهمون رو نداره، هر موقع مهمون بخواد بیاد سریع زنگ میزنه یکی میاد خونه رو تمیز میکنه، چندتا رو میفرسته خرید و چند نفر هم غذا آماده میکنن، اگه هم حوصله این پروسه رو نداشته باشه تا خدمه خونه رو تمیز کنه مهمون رو میبره بهترین هتل و تا غذا و چای و قهوه بخورن خونه هم تمیز میشه و همراه مهمون شیک و مجلسی مثل شاه وارد خونه میشه
آدم ثروتمند گونی بپوشه میگن برنده
پیاده بره سرکاری میگن از بس باکلاسه
لاغر باشه میگن مد هست
چاق باشه میگن ازبس داره
کوتاه باشه بهش نمیکنم کوتوله میگن قدش به اندازه اس
دراز باشه میگن ماشاا… به قدش
فحش بده میگن بالاخره آدم تو عصبانیت همه چی میگه
هنجار جامعه رو زیر پا بذاره میگن از بس قدرت داره
با سرعت بالا بره میگن ماشین خارجیه دیگه
با سرعت آروم بره میگن مراعات عابر پیاده رو میکنه
حرف اشتباه بزنه میگن ما قبلاً اشتباه شنیده بودیم، ایشون درست میگه
کتاب نخونه میگن اشباع شده از مطالعه، بخونه میگن از اثرات همین مطالعه است که انقد ثروت ساخته
….
ثروت خوب است️
سلام.خدا قوت.واقعا تفاوت بین فقر وثروت رو زیبا بیان کردید خیلی عامیانه.خیلی ها این موضوعاتی که گفتید با گوشت وپوست واستخون درک کردن دیدن .شما اهرم رنج ولذت در مورد فقر وثروت رو نوشتید وبه من یاد دادید که اگر فقیر باشم آیندم این شکلیه واگر ثروتمند باشم این اتفاقات پیش رومه.وهر انسان عاقلی میره سراغ ثروت.تابهترین ها رو که خداوند براش در نظر گرفته به دست بیاره.متن شما خیلی انگیزه بخشه .از شما متشکرم
سلام وقت بخیر
دوست عزیزم چقدر کامل و زیبا نوشتی و با خواندن کامنت شما ناخوداگاه ذهنم یک باور مخرب رو در خود ذهنم شناسایی کرد و متوجه شدم من زبونی می گم که آره من ثروت رو می خام اما در پس ذهنم و در رفتارم و گفتارم نهفته هست و همین باعث این میشه که ثروت بهراحتی سمت من نیاد
آلبته یک سوال هم دارم اگر کسی بتونه جواب بده عالی
من چند روز دیگه تولد پسرم هست و من و همسرم سعی کردیم که برای اون یک صندلی گیم اینگ در حد معمول که 7یا 8 میلیون هست بخریم چون صندلیش خراب شده و نیاز داره و ما گفتیم که آره این مدل صندلی می خریم و پسرم گفت که نه من صندلی با کیفیت تری میخام و بعد من گفتم که نه شما خیلی پرو شدید و همین صندلی خوبه و همسرم هم گفت آره من بیشتر از این هزینه نمی کنم و بعد مقایسه اش کردم با پسر برادرشوهر که وضعیت مالیشان خیلییی از ما بهتر هست خدا رو شکر و ثروتمند هستند و گفتم با اون ثروتشان روی میز وصندلی قدیمی درس می خونه و خیلی چیزهای دیگه و باورم این بود که بیش از این نیاز نیست و همین حد برای صندلیش خوبه و چون از نزدیک هم دیده بودیم خوب بود صندلی
آما من نمی دونم آیا با اینکه همسرم می تونه صندلی راحتر و بهتر براش تهیه کنه آیا کار درستی هست که براش بخریم یا نه باید در همین حد براش کافیه
با خواندن پیام شما باور مخربی رو پیدا کردم که آره باور به خرید راحت و لیاقت بهترین را برای خودم و فرزندانم ندارم و در حرف میگم اما وقتی پای خرید میاد وسط میگم نه همین قیمت مناسب خوبه و و به بچه هامون ناخواسته میگیم که باید هر چی رو با حساب کتاب بخرید و دو دو تا چهار تا و نه براحتی و لذت و حس خوب
خدایا خودت کمکم کن که باور های خوب پیدا کنم و عالی و زیاد ازشون استفاده کتم تا بشه باورهای دوست در ناخود اگاهم🫡🫡🫡🫡🫡🫡
بسم الله الرحمن الرحیم
روز هجدهم از تعهد 40 روزه من
قبلا یبار این فایل رو سرسری گوش کردم روزیکه روی سایت قرار گرفت و گفتم بابا منکه روانشناسی ثروت رو دارم این فایل ک رایگان هست خیلی زرنگم برم دوره رو کار کنم
اتفاقا بعدش اهرم رنج و لذت رو کار کردم هدایت شدم ب شنیدن این فایل
کامنت عباس حیدری برام باور پذیر شد ک با گوش کردن یکروز ب این فایل
200 هزار تومان پول روی میزش اومده
و نشانه های پول رو دیده و یکی دیگه از دوستان هم گف پول بهش،هدیه دادن یکی دیگه نوشته که مشتری ها اومدن سراغش و کتابهایی ک فروش نمیرفته رو فروخته
باور کردم در یک کلام
وگفتم پس منم روی این باور کار میکنم
فقط دیروز،نشستم گوش کردم فکر کردم یکم کامنتهارو خوندم
2 میلیون و200در خانه مان پول پیدا کردم
اصلا دهنم باز موند
اخه من روانشناسی ثروت رو یکروز گوش،میدم هم این اتفاقات میفته توی خونه چندبار پول پیدا کردم
دوسه روز بعدش پول خوبی میات ب حسابم یک مشتری تماس میگیره
و خاستم بگم الانم بعد گوش،دادن 2 بار ب این فایل مشتری گف 2تا کار دارم برام انجام بدی گفتم اینا نشانه ها باز شروع شده باید ادامه بدم
واقعا نمیدونم مشکلم چیه ادامه نمیدم مرتب
اما الان میخام رو ترسم پا بذارم کار مشتری رو انجام بدم و بر نجواهای ذهنم غلبه کنم
و
مرتب این فایل رو گوش کنم و کامنتهاشو بخونم و باور کنم
منم اومدم نوشتم تا اگه کسی هدایت بشه ب کامنتم باور کنه ک میشه
مشکل من اینه که هنوز باور نکردم ثروت چیز ذهنیه مثل روابط مثل اتفاقات روزمره
فک میکنم ثروت با تلاشهای فراوان بدست میات برای همین بیشتر میرم سمت اینکه چ کاری انجام بدم چ حرفی ب مشتری بزنم تا اینکه بیام روی مغزم کار کنم و بهش بگم زیپ دهنتو ببند تا خدا دست ب کار بشه برام کارارو خودش انجام بده
خدایا ازت میخام کمکم کنی باور کنم ثروت چیز ذهنیه ثروت راحته اسان هستش کافیه بهش فکر کنم و باورای مناسب خاستم بسازم هدایت میشم خود ب خود ب انجام عملی یا اعمال راحتی ک منو ب ثروت فراوان میرسونه
3 ماهه روانشناسی ثروت رو خریدم اولین باره ک قلب و ذهنم اینطور در مورد ثروت بازشده و اینارو نوشتم
واقعا نمیتونستم درک خاصی از دوره داشته باشم بخاطر باوری ک دارم ک ثروت براثر تلاشهای فراوان بدست میات کشکی ک نیستش ک همه پولدار بشن و زندگی در رفاه رو تجربه کنن
آها چ جالب الان داره اشغالها میریزه بیرون
همینکه نوشتم باورای مخربم یکی یکی داره پیداش میشه به به …
پدر مادر ما هم تو فقر و بدبختی زندگی دارن بابا
خیلی جاها این فکرو کردم خیلی خیلی این باور رو داشتم و حتما دارم ک ثروت ندارم عوضش بچه های سالم دارم چ فایده اگه بچه دار نمیشدم چ فایده اگه شوهرم عاشق یکی دیگه میشد
چ فایده اگه من صبح تا شب خونه نبودم و دنبال عشق و حال بودم و ب زندگیم پای بند نبودم
اگه ثروتمند بشم برم سمت مشروب و دخانیات چی
چیزی ک من تو کل زندگیم لب بهش نزدم و ازش متنفرم
چقد چرندیات میبافه ذهن ببینید میگه ثروت =الافی و ولگردی و مشروب ومواد
درصورتیکه هرچی بدبخت بیچارس مواد میزنه ک یکم درد فقر و روابط داغونشو کم کنه تو ذهنش،
اینقد دراین زمینه باورای مخرب زیادی دارم الاماشالله
یا نکنه چیزی ازم بدزدن اگه ثروتمند بشم
بابا اصلا بدزدن همون خدایی ک تورو ب این موبایل یا ماشین یا طلا رسوند پیداش میکنه یا بهترشو بهت میده کیف کنی
و اصلا تو وقتی تو مدار ثروتی ادمای دره دزد نمیبینی ب تو دسترسی ندارن میفهمی مدارهارو ؟؟؟؟؟؟……؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا تو اول ثروتمند بشو بعد به این فک کن کسی ازت بدزده
یا چشم کی رو کور کنی و پز بدی یا ندی
تو اول ثروتمند بشو بعد ب این فک کن ثروت حالا برات خوب بود یا نه
بابا ثروت کل زندگی رو تحت تاثیر قرار میده
روزیکه تو پول نداری
یه غذای درست نمیشه بخوری
یک تفریحی نمیشه بری
یک کلاس نمیتونی شرکت کنی
یک ابزار واسه کارت نمیتونی بخری
یک میوه نمیتونی واسه خودتو بچت بگیری
یک مسافرت نمبتونی بری و حال کنی
تازشم اگه بری و جیبت خالیه حالت خوب نیس
روزیکه پول نداری میترسی صاحب خونه تماس بگیره کرایه خونه نداری بدی
همش استرس نگرانی و ترس داری نکنه فلان بشه بهمان بشه
حتی خواب شب راحتی نداری
تازشم خابت ببره خابای پریشون میبینی بخاطر افکار نامناسبت
چطور ذهنم منو گول میزنه اصلا رو بحث ثروت کار نکنم
هی میات حالمو بد کنه منو بترسونه
اما بازهم چندروزه دارم میرم فراوانی هارو بشمارم
هرمغازه ای رد میشم پر مشتریه
رفتم سراغ عمده فروشی ها و ب تک تک مغازه ها نگاه کردم و همه چی فراوان تا سقف بود
از اب معدنی گرفته تا دلستر و ابمیوه
برنج
چایی و قهوه
وای وای سیگار چندتا مغازه تا سقف سیگار داشتن و فقط سیگار میفروختن
گفتم خدای من چیزی ک مضره اینهمه فروش بالا داره و ثروت وپول خلق میکنه
چطور کار من هنر من عشق من مشتری نداشته باشه
این چرندیات و توهمات ذهن منه
مقاومتهای ذهنم را میشکنم و میرم جلو
فراوانی طلا دیدم
گل
انواع تنقلات
انواع اجیل ها
انواع ترشیجات
انواع اسباب بازی ها
لباس ها
وای یک کفش فروشی تو محله داشتیم مغازشو چقد بزرگ و خوشکل کرده و چقد کفش فراوان فراوان همه مدل همه رنگ فقط اسپرت ایستادم نگاه کردم
حتی مغازه تعمیر ماشین و روغن بود چقد لاستیک ماشین داشت تا سقف چیده بود
موبایل فروشی چقد موبایل چقد هنسفری هدفون
حتی مغازه ای رد شدم چقد کارتخوان چیده بود
خدای من چقد ماشین
باران ماشین
دقیقا ماشینها برام عین باران هست تو ذهنم بخدا
ثانیه ای رد میشن
فراوانی
فراوانی بچه
حتی دوقلو هارو میبینم
دیروز دوتا دوقلو دیدم یعنی 4 تا باهم دیدم خدای من
چطور قبلا اینارو نمیدیدم
اینهمه درخت دیدم
خدایا کمکم کن تغییر کنم
خدایا تو چقد ثروتمندی تمام این ثروت ازسمت توست و از کسی چیزی کم نشده دزدیده نشده حق کسی خورده نشده همه و همه رزق خودشون رو روزانه از تو میگیرن همه ب اندازه ای که کانالهاشون رو باز میکنن ثروت دریافت میکنن اگه ثروت تو زندگیم کمه باید کانالم رو عریض کنم چطور
با تغییر نگاهم فکرم باورم
خدایی ک اینقد ثروتمنده عادل ترینه
ب همه ب اندازه طلب کردنشون میده
چطور طلب میکنن ن با حرف ن با زبان با توجهشون با باورشون
باور دارن چقد گیرشون میات ازین عدل خدا همون قدر خدا بهشون میده
البته خدا ثروتهارو اماده کرده
منم ما هستیم
من هستم ک باید با کانالم ثروت را جذب کنم
کانالم را عریضتر کنم تا ثروت بیشتری وارد کانالم شود
خدایا من ب هرخیری از سمتت بهم برسه فقیرم
من بدون تو هیچ هستم
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم آقای عباس منش و سرکار خانم شایسته مهربان و
دوستان توحیدام توی این سایت الهی
وشکر گذار خداوندی هستم که بااین سایت معنوی آشنا شدم
استاد عزیزم
نمیدانم چطوری تشکر کنم بابت این فایل بینظرتان که ترمز های ذهنم رایکی پس از دیگری شناسایی میکنم. استاد عزیزم اشکم را درآوردی وچقدر بغض کردم.بابت این فایل..واقعا درست میگید من چقدر توی لایه های زیرین ذهنم این باور را داشتم که خدایا به من ثروتی بده که کارهای خیر انجام بدم بیمارستان بسازم واز این فکرها که ثروتمند شوم وبه مردم کمک کنم ولی به شناساندن این ترمز های ریز ذهنم چقدر به من کمک کردین که توحیدی تر شوم ازتون به نهایت سپاسگزارم
والان میفهمم که نبود ثروت چه لطمه های به من زده وچقدر خیلی جاها خم شدم بابت نبود ثروت که ابن خودش شرک حساب میشه
ولی با آشنایی با سایت عباس منش
هرروز آگاهی های به من داده که بابا ثروت کاربردترین چیزهایی زندگی هستش که یکیش توحیدی عمل کردن وکوچیک نشدن در خیلی جاها و
باج.به کسی ندادن
و به خدا نزدیک شدن
انشالله که خداوند کمکم کند تا در این راه ثابت قدم باشم الهی آمین
باز هم ممنونم از شما استاد عزیزم که با فایل های بی نظیرتان کمک میکنید جهان جای بهتری برای زندگی کردن باشه
خدا یار و یاور همه باشه انشالله
خدایااااااااااااا شکرت عاشششششششقتم ممنونممممممممممممم!️
خیلی برام عجیب و شگفت انگیزه، بعد از گذشت فقط 1 هفته دارم آروم آروم نتیجه های کوچیک رو می بینم! منی که اصلا هیچ کار خاصی نکردم و فقط متعهد شدم که هر روز به فایل (رابطه خداوند و ثروت در ذهن) گوش بدم، تغییرات کوچیک و نشونه ها رو دارم حس میکنم! دارم ایمان میارم که با تکرار آگاهی ها و باور های درست خیلی زود پیشرفت های کوچیک رو میشه تجربه کرد…
دیروز که روز هفتم گوش دادن به فایل ارزشمند استاد بود شب که داشتم ویدیو رو نگاه میکردم یه دفعه نمیدونم چطوری خودمو در حال خوندن کامنت های دوستان درباره این فایل دیدم، خداوند منو هدایت کرده بود و داشتم با ذوق و اشتیاق کامنت هارو میخوندم و تو هر دیدگاه نکته ها و جزئیات بیشتری برام روشن میشد و داشتم لذت میبردم و از شدت تاثیرگذاری اون نوشته ها حتی اشک شوق از چشمام جاری شده بود!
خلاصه نتونستم فایل رو کامل گوش بدم و در عوض یه عالمه نظر و دیدگاه زیبا خوندم و بعد خوابیدم…
من حدود یک ماه قبل تصمیم گرفتم کتاب هایی رو که دیگه استفاده نمیکردم و مونده بود گوشه کتابخونه رو بفروشم تا هم خونه از وسایل اضافه خالی بشه و هم اون کتاب هایی که به دردم نمیخوره رو به یه چیز قابل استفاده مثل پول تبدیل کنم و ازش برای رشد و ارتقا خودم استفاده کنم.
بعد به ذهنم رسید که تو دیوار آگهی کنم و لازم نباشه حضوری کتابام رو بفروشم چون شرایطش رو نداشتم، خلاصه آگهی کردم و چند روز گذشت ولی مشتری پیدا نشد و فقط چند نفر برای خرید پیام دادن و بعد به یه طریقی منصرف شدن و یا دیگه ازشون خبری نشد… منم خیلی ناراحت و عصبانی بودم و با خودم میگفتم خدایااا چرا با اینکه قیمت خیلی خیلی کمی برا این کتابا گذاشتم و حتی تخفیف و شرایط ویژه قرار دادم، هیچکس پیدا نمیشه که این کتابارو بخره!؟ به خاطر همین ناامید شده بودم و فکر میکردم دیگه هیچوقت اون کتابا فروخته نمیشه…
تا اینکه خداوند بزرگ منو به آگاهی های بینظیر این فایل هدایت کرد و من تنها با گوش دادن به این ویدیو به مدت هفت روز و گذاشتن یک کامنت، نشونه ها و نتایج واضحی از تغییر دیدم که فقط دو تا از اونارو میخوام بنویسم:
یکیش اینه که امروز صبح که خواب بودم یه دفعه گوشیم زنگ خورد و وقتی جواب دادم دیدم یه مشتری برا کتابا پیدا شده که میخواد امروز حتما اونارو خریداری کنه! خداوند مهربانم مشتری رو سر راهم قرار داد که هم خیلی جدی بود و خواهش میکرد که اون کتابارو به هیچکس نفروشم و حتما براش نگهدارم و هم پروردگارم به گونه ای زمان خرید رو تنظیم کرد که امروز دقیقا یه روز تعطیله(شهادت امام رضا (ع) ) و هر دو طرف وقت آزاد داریم تا هماهنگ کنیم و پروسه فروختن کتابم سریعتر شد و هم اتفاقا خونه اون مشتری نزدیک خونه ماست و به راحتی میتونیم در مسیر خیلی کوتاه همدیگه رو ببینیم… با زنگ زدن اون خانوم بسیار خوشحال و امید وار شدم و ایمان آوردم که این جهان جهان فراوانیه و دنیا پر از مشتری های خوب و فرصت های زیاد و پول و برکت و ثروته!
و دومی… ما کلا خانواده ای هستیم که ورودی مالی متوسط رو به پایین داریم و اینجوریه که فقط نیاز های اولیه زندگی رو تامین میکنه، و نمیتونیم به قول بابا خرجای الکی و کم اولویت انجام بدیم و اصلا امکان نداره با وجود اینکه بتونیم تو خونه با خرج و هزینه کم یه غذای ساده درست کنیم، بخوایم بریم بیرون و برا شام یه غذای خوب و گرون بخوریم…
ولی با باز شدن کد های آگاهی استاد تو ذهنم شرایط تغییر کرد و برای اولین بار خانواده ای رفتیم یه جای خوب و باکلاس که امکانات و زیبای زیادی داشت و بدون در نظر گرفتن گرونی و مقایسه قیمت ها یه غذای خوشمزه انتخاب کردیم و سفارش دادیم…
این هم نمود ثروت و فراوانیه که یواش یواش پول داره خودشو تو زندگی من و خانوادم نشون میده!
من هنوز اول راهم و این نتایج و نشونه های کوچک نوید بخش اینه که قطعا قانون جواب میده و هر چقدر بیشتر روی خودم و باورهام کار کنم، نتایج و پیشرفت های بزرگتر و بهتری میبینم…
خدارو خیلی شکر میکنم که گوشی و اینترنت و امکانات دارم، با استادانی مثل شما و مریم جان آشنا شدم، به کانال تلگرامی و سایت فوق العاده شما هدایت شدم، تونستم در این مسیر قدم بذارم و انگیزه و امید داشته، با این فایل بینظیر نتیجه های ریز ولی رضایت بخش بگیرم بعد بلافاصله یه صدایی از قبلم بهم بگه که بیام و ردپامو بذارم و دست آوردهای هرچند کوچیکم رو بنویسم تا هم ایمان خودم ببشتر بشه و هم شاید دیگران از نوشته های من الهام بگیرند و یا هدایت و امیدی دریافت کنند برای شروع یا ادامه دادن مسیر…
خدایا خیلی دوست دارم!خیلی خفنی! خیلی باحالی! عاشقتم! ممنونم! و سپاسگزار تمام نعمت ها و زیبایی هایی هستم که در این جهان شگفت انگیز آفریدی:)