اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و درود خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته
خدا را بی نهایت شاکر و سپاسگزارم که چندسال پیش و از طریق شما و استاد عرشیان فر با این باور مخرب و خانه خراب کن آشنا شدم که یا خدا را باید بخواهی و یا ثروت را و این دو با هم در یکجا نمی گنجند .
خب از آنجایی که هر لحظه در هدایت خداوند هستم با کمک خدا این باور را جایگزین کردم که “هرچه ثروتمند تر ، نزد خدا عزیزتر “. بله این جمله را بارها و بارها من از شما و در فایل های مختلف شنیدم. من متوجه شدم که در آن واحد هم می شود خدا را داشت و هم ثروتمند بود .
وقتی ثروتمند باشی میتوانی به سفرهای خوب و عالی بروی و خانواده ات نیز حال کنند و خوش باشن .
وقتی ثروتمد هستی میتوانی دست خدا در کمک و یاری دیگران باشی. مدرسه بسازی . درمانگاه بسازی و….
وقتی ثروتمند باشی بابت پول دیگر به کسی رو نمیندازی و بجای وام گیرنده وام دهنده میشوی .
وقتی ثروتمند باشی لازم نیست از اول صبح تا اواخر شب سرکار باشی و برای موفقیت دیگران کار کنی و آخر ماه چندرغاز حقوق بگیری .
وقتی ثروتمند باشی بابت خرجی خونه با همسرت و بابت پول توجیبی با فرزندت بگو مگو نخواهی داشت
و…………………
من بعد از 6 سال که در این وادی قرار گرفتم با پوست و خونم درک کردم که پول مقدس ترین و زیباترین و عالی ترین آفریده خداست .
من اکنون با گذشته خودم هیچ ارتباطی ندارم . خدا را شکر دست و دل باز تر ، پولدارتر و موفق تر از گذشته هستم و هر روز ، بله هر روز تلاش می کنم باورهای محدود کننده خود را در خصوص ثروت شناسایی و خنثی کنم و باور های درست را جایگزین نمایم.
مجدد بر خود واجب می دانم از این فایل و دهها فایل دیگر که استاد عزیز در خصوص ذهن و ثروت صحبت کردی ازت تشکر کنم. فایل هایی که در زندگی و باورهای من بسیار قدرتمند عمل کرده اند و زندگی من را کلا متحول و دستخوش تغییر نموده اند .
استاد عزیزم ازت میخام فایلی بزارید برای کنترل بیشتر ذهن ، فایل الگویی مناسب برای کسب و کار که در مورد مرضیه عزیز بود رو گوش دادم ولی باز هم ازتون میخام که لطفا بیایید با ما دوباره صحبت کنید و یاد اوری کنید قانون رو ،اینکه دنیا دنیای مدار هاست نه جغرافیا،و ما جایی که هستیم که با اتفاقات اونجا هم مداریم ،،، استاد ما تاجایی که در توانمان هست فایل های شمارو گوش میدیم اخبار رو اصلا دنبال نمیکنیم و فضای مجازی رو هم به صفر رسوندیم اما خانواده و دوستان و هرکجا که میریم از اخبار منفی صحبت میکنن، این روزها بزرگترین سپاس گذاریم اینه که قانون رو میفهمم و البته حضور شما در زندگیم ، استاد با فایل جدید امید و انگیزه و جان دوباره به ما ببخشید
اصلا نفهمیدم که چه جوری شد اومدم تو این فایل بی نظیر.
چقد کامنتهای پراز انرژی و تاثیر گزار ادم میمونه چی بگه اخه. چقد همه چیز جذاب و عالی
و چقد باور های من محدود کننده.
اگر ثروتمند شوی ادم بدی میشی
پولدارها همشون دختر بازن
از راه قاچاق ب پول رسیدن یا ارث بهشون رسیده
پولدارها گدا و خسیسن و اصلا لذت نمیبرن از پولشون فقط هی پول جمع میکنن.
اگ مرتضی تو پولدار شی میری دختر بازی از خدادور میشی و دزدان میان بچتو گروگان میگیرن میری دوسه تا زن میگیری و همسرات باهم نمیسازن وخیلی از این باورهای محدود کننده بیخود ک زندگیم پراز بدهی و اشتباه تکراری و باورهای غلط است.
و باید متعهد شوم ک روی باورهایم کار کنم و تااینجای کار واقعا خوشحالم که خیلی بهتر شدم و از دیروزم بهتر شدم و تمرکزم رو سایت و باورهای قدرتمند کننده است.
وخیلی دوست دارم ثروتمندتر باشم دارای نعمات زیادی باشم و این لازمش رو خودم کار کردنه باورهای توحیدی باور ب فراوانی باور ب اینکه خداوند ثروتمندان رو خیلی دوست داره.
باید ذهن منطقیمو باباور ب الگوها تغیر دهم کنترل ذهن داشته باشم باورهای توحیدی بسازم باید قوانین خداوند رو خوب درک کنم.
تشکر میکنم از استاد عزیز بااین فایل زیبا و تاثیر گزار هر کجا ک هستین سالم شاد و ثروتمند باشین.
دوستان فرکانس مثبت برام بفرستین تا بنیادی تغیر کنم.
خیلی جالبه برامممم اکثر کامنتارو که میخونم همه ی مانع های ذهنیمون اکثرااااااااااا یعنی 99 درصد مثل هم دیگه اس کاملا..
حالا من چطور فکر میکنم؟
مسئله جنسیت و خانواده و بقیه خیلییییی داخل ذهن من بولدن
یعنی چی؟ الان میگم
اصلا داخل فکر من اینه مگه میشه من وضعم از پدر و پدر بزرگ و همه ی اینا بهتر شه..
تهش ممکنه وضعت خیلی بهتر شه خجالت نمیکشی اگه اونا خجالت بکشن؟ مردن نتونستن طی این سالها به درامدای بالا برسن؟ اونموقعه تو تونستی
یعنی سن و جنسیت اینکه دخترم ی باگه تو ذهن من…
و اینکه فکر میکنم وضعم بهتر شد به خودم اجازه ی همه رفتاری رو میدم که با بقیه داشته باشم
دراصل ظالم شدن که بازم مثل همه ی بچها تو ذهن منم هست
یا اینکه آهاااا نمیدونم قدرت انتخاب تو زمینه همسر زیاد میشه و درنهایت نمیدونی کیو انتخاب کنی و میمونی مجرد
یا اینکه اگه به استقلال مالی رسیدی همه چی به مرور برات عادی میشه و دیگه شکرگزاری یادت میرم
کسل و بی حوصله میشی
واقعا نمیدونم این فکرا از کجا اومدن؟
در صورتیکه خیلی از دعواها و صورت مسئله های فردی و خانوادگی و دوستانه و ….همه جوره حل میشن
بخاطر خرج هزار تومن پول بضیا چنان قشششقرقی به پا میکنن،،،اینا همه حل میشن…
یا اینکه من اگه تو اوج پولداریم ینفر از من پولدارتر شد دیگه پولدار بودن من معنایی نداره این تو ذهن من جا افتادع که هدف آزادی مالی برای رقابته
خب چه مشکلیه حالا؟ همونطور که به او حد رسیدی به حد بالاترشم میرسی…
یا دوستای قبلنت رو دیگه نداری
یا اگه پولات رو پس انداز کنی نهایتا برا ی کار بیهوده خرج میشن اصلا نمیشه پول بمونه تو بانک
به اصطلاح پول براچی باید بمونه تو بانک اصلا؟ یا نکنه همه پول قرض بگیرن اون موقع من چی بگم؟ بگم ندارم؟ درصورتیکه دارم.
حالا میگم بابا خب همه برن در بیارن دیگه یعنی انقد محتاجن؟
یا همین بحث خیلی مهمه که استاد بهش اشاره کرد که خدایا ثروت بده من برا بقیه خرج کنم بعد برا خودم
ذهنم گفت خب این خودخواهیتو میرسونه
درصورتیکه ما مگه خودمون انسان نیستیم؟ اول باید انسانیت رو برای خودمون به جا بیاریم ازین زاویه رو تا حالا اونقدر بهش فکر نکرده بودم️
بعد اینکه آها ، من هنوز تو ذهن خودم ی بچه موندم که نباید پول داشته باشه،یا نباید به دستاوردی برسه چرا؟ چون نکنه مثل بزرگترا رفتار کنم و زندگی برام سرد بشه(چیزای خیلیییییییی چرا و پرتی میگه ذهنم واقعا نمیدونم چرا) درصورتیکه من دارم 19 سالگیمو پر میکنم و اصلا دیگه بچه نیستم
اصلا هنوز این فکر پخته نشده تو وجود منکه شغل اصلا مهم نیست یا علاقه ی خودم بافتنی… ازش میشه چندصد میلیون چندصدمیلیون درامد داشته باشم حتی… واقعا نمیدونم چرا به این اعداد و ارقام حتی فکر هم نمیکنم؟ یا چرا اجازه فکر کردن نمیدم به خودم واقعا موندم
بعد میگم گیریم به 10 هزار نفر فروختی بعدش چی؟ خب بازم آدم هست ( باور کمبود)
من خب به این رسیدم که رسالت هنری من بافتنیه
یعنی نمیدونم چند ساله که داخل ذهن همه چپوندن که داخل هنر پول نیست یا داخل بافتنی پول نیست واقعا نمیدونم چرا؟؟؟
درصورتیکه ذهنیت مثبت باشه متد و روش و کیفیت عالی…آدم به این استقلال مالی خواهد رسید …
یا راجع به جذب مخاطب اینکه خیلییییی جذب مخاطب و مشتری کار سختیه و فلان چنان درکل دیده شدن و فروش رفتن ی محصول خیلی کار سختیه
یا اگه من به استقلال مالی رسیدم و بقیه گفتن راهت چیه من بگم چی یا چطور توضیح بدم ؟ باور نمیکنن که من از خود بافتنی به درامدای خیلی بالای ثابت رسیدم
همینها و خیلیییییییی چیزای دیگه
واقعا دوسدارم این مانع هارو برداشته بشن و به لطف خدای مهربونم هممون آزادی های بیشتری رو تجربه کنیم
سلام عرض میکنم خدمت دوستان عزیزم و استاد عزیز خدا حفظ ات کنه استاد یادم میاد یه زمانی سال 94 95 بود ه من سرباز بودم توی اهواز خدمت میکردم اونجا و یه شرایط نامناسبی داشتم از لحاظ روحی روانی ونجا یه دفتری داشتم من تو دفتر نوشتم که خدایا من از تو هدایت میخوام چرا که نه اوضاع مالی خوبی داشتم و نه اوضاع روحی و روانی خوبی اونجا از خدا هدایت خواستم و توی دفترم نوشتم که پروردگارا مرا به یه مسیر درست به یه آدم درست من نمیدونم خدایا از تو هدایت میخوام و از پروردگار هدایت خواستم مدت زیادی طول نکشید من خدمت سربازیم تموم شد و رفتم تهران جهت انجام یه کاری اونجا داشتم تحقیق میکردم در خصوص تندخوانی ه از طریق دورههای تندخوانی استاد با استاد آشنا شدم بالاخره وقتی آشنا شدم تازه فهمیدم که ما مسیر رو داریم اشتباه میریم و باید مسیر زندگی خودمون رو عوض کنیم از اونجا به بعد من جسته و گریخته تلاشهایی کردم در جهت تغییر باورهام ولی خب به صورت خیلی منظم و با تمرکز کار نکردم واقعیت
الان که استاد این فایل رو گذاشته رابطه بین ثروت و معنویت به نظر من مهمترین باوری که ما میتونیم تغییر بدیم و درهای خیر و برکت و رحمت خداوند به روی ما باز میشه همین باور ثروت و معنویته
چرا که من تقریباً یه 10 15 روزه دارم روی این باور کار میکنم و واقعاً تاثیرات عجیب و شگفت انگیز این باور رو تغییرش تا حدودی رو تو زندگیم دیدم اینکه من شغلم وکالت دادگستری کم و بیش کار میکردم ولی الان که اومدم روی این باور کار کردم خیلی تمرکزی واقعاً نتیجهاش رو دارم میبینم همین امروز با یه موکل یه قرارداد وکالت بستم و مبلغ یک میلیارد و پونصد میلیون ار 500 میلیون پیش پرداخت بگیرم خدا را شکر میکنم واقعاً خیلی ساده است خیلی ساده است همه چیز ما داریم سخت میگیریم و فکر میکنیم یه رمز پیچیدهای داره نه اتفاقاً همین باورهات رو بر پایه منطق عوض کن نتایج به راحتی وارد زندگیت میشه ثروت به آسانی وارد زندگیش میشه و کلی میتونی از زندگیت لذت ببری
قبلنا چند بار خواستم ببینم احساسم نسبت به پول و ثروت چیه (یکی از تمرینات دوره کشف قوانین بود)
دیدم هیچ حسی ندارم
راستش هیچ حسی پیدا نمی کردم درون خودم ،نه ذوق و شوقی نه نفرتی
اما الان که چندین بار روی این فایل کار کردم فهمیدم ترس و وحشت شدید دارم نسبت به ثروت و ثروتمندان
از قضی منو و همسرم هدایت شدیم به دیدن چند تا فیلم که بی ربط نیست به این فایل و ثروت
و اونم فیلم God father بود که خیلی ترس و وحشت رو درون من نسبت به ثروتمندا و ثروت بهم نشون داد
و فیلم رحمان 1400 که افراد ثروتمند فیلم به شدت ریاکار،دروغ گو و فردی که براشون کار می کنه مدام میگه شما خونه ما بدبخت بیچاره هارو کردید تو شیشه
و حتی یه صحنه ای بود پسر این فرد ثروتمند وارد یه خونه ای شد شبیه قصر
من این خونه رو می دیدم ترس تمام وجودم رو می گرفت قشنگ این ترس رو احساس می کردم
و پارسال مرداد ماه وام ازدواجمون رو که گرفتیم 300 میلیون تومان تو حساب خودم بود ،و من اینقدر می ترسیدم این پول تو حسابم هست، فقط خدا خدا می کردم یه جوری این پول بدم بره تا از این ترس رها بشم (و خیلی زود دادیم به خواهرم قرض که خونه خریده بود )
استاد من تازه فهمیدم می ترسم و وحشت عجیبی دارم از ثروت و ثروتمندا و باید این موضوع به لطف الله مهربان در من حل بشه .
کائنات ، طبیعت ، هستی ، کیهان ( هروی میخوای اسمشو بذار ) همیشه درحال رشد و گسترش خودشو توی همه جنبه ها و از هر لحاظی اونم از طریق دستان ما ، از طریق ما انسان ها ، جهان خودشو رشد و گسترش میده توی تمام جنبه های!!
وقتی ما ثروتمند بشیم ، به رشد کائنات کمک میکنیم و بخاطر همینه که جهان خیلی موافق ما هست و هوامونو خیلی داره ، وقتی من پولدار تر میشم ، ثروتمند تر میشم به جهان کمک کردم که به رشد خودش ادامه بده ، و جهان از طریق ما رشد میکنه ،
من وقتی ثروتمند باشم دیگه دغدغه ذهنی و مالی و عاطفی ندارم که بخواد اعصابم خورد باشه و بد اخلاقی کنم ، من وقتی ثروتمند باشم میتونم با خرید کردنم حتی به کلی کسب و کار کمک کنم و بهشون خیر برسونم ، وقتی ثروتمند بشم به جهان کمک میکنم که رشد کنه پس به هرچقدر ثروتمند تر بشم به خدا نزدیک تر میشم ،
شما محله های فقیر نشین شهرتون رو نگاه کنید ، هرچی جرم و جنایته و قتل و مواد مخدر توی همون محله هاست ، اصلا توی بالاشهر همچین چیزایی وجود نداره، وقتی من ثروتمند بشم نزد خدا عزیز ترم ، چون این جهان همواره درحال رشده و من با ثروتمند تر شدن هروزم دارم توی این موج سوار میشم و کمک میکنم به کائنات( خدا) پس نزدیک تر میشم همیشه
من وقتی ثروتمند بشم میتونم بگذرم از مادیات و ثروت
ثروتمند شدن بهترین راه نزدیک شدن به خداست
معنوی ترییییین کار دنیاس
چقدر با ثروتمند شدن میتونم به جهان و آدما بیشتر کمک کنم چقدر آزادی مالی و زمانی مکانی رو میتونم تجربه کنم ،چقدر میتونم از طریق پولدار شدن خودم دست بقیه رو هم بگیرم ،
نعمت و فراوانی به اندازه 800 میلیارد نفر تو دنیا هست
حتی اگر 800 میلیارد جمعیت توی کره زمین باشن و همه ثروتمند بازم نعمت اونقدر زیادددد هست که …
دوباره میگم چون این منطقی ترین باوره برام
جهان همیشه در هر لحظه داره توی تمامی جنبه ها گسترش پیدا میکنه رشد میکنه ، اونم از طریق دستان ما انسان ها، که خلیفه اون نیروی برترین اصلا خودشیم. پس من هرچقدر ثروتمند تر بشم به رشد کائنات کمک کردم پس کائنات خیلی بیشتر هوای منو داره و هی بهم بیشتر میده ، و به خدا نزدیک تر میشم چون هدف کائنات( خدا) رشد و پیشرفته
چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار گرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمیتواند در کنار هم بگنجد و بهقول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم میتواند به بهشت برود!!!
همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.
توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهیها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکنندهای میرساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکتهبرداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
الف)
چقدر در لایههای درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور میشوم؟
الان که داشتم جلسه سوم دوره کشف قوانین زندگی را مرور میکردم یادم اومد که در سنین نوجوانی یا اوایل دوران راهنمایی بودم که به خاطر شنیدن یک قضیه ای یا باور کردن یک چیزی که به من گفتن تو مدرسه یا دیدم یا درک کرده بودم که تو مدرسه بود فکر کنم و از معلمی شنیدم به نظرم ،نمیدونم چی بود ولی قشنگ یادم میاد که انگار یک باوری رو و فکری رو و واقعیتی رو خود خدا (شیطان ذهنم بود در لباس خدا)اومد به من گفت و من اون رو به ناخودآگاه خودم فرستادم و درش رو بستم محکم که دیگه هیچ چیزی خلا ف اون وارد ذهن من نشه انگار اون حرفه یا فکره یا باوره برام فصل الخطاب یا تمام شدن حجت حساب شد و هر چی شک و شبه در مورد بد بودن ثروت و ثروتمند شدن تو ذهنم بود تا اون موقع متاسفانه به یقین تبدیل شد و دیگه تصمیم گرفتم به هیچ عنوان خیلی ثروتمند نشم و از خدا خواستم که خیلی ثروتمند نشم و گفتم خدایا هیچ وقت به من خیلی ثروت نده و خواستم در حد داشتن یک زندگی معمولی در حد یک خونه و یک ماشین داشتن به زندگی ادامه بدم( که البته دیدم همون هم نشد و الان فقط یک خونه دارم که داشتم از دست میدادمش , همونطور که استاد گفتند با این باور به همون خونه و ماشین هم نمی رسی چون اساسش بر پایه کمبود هست و همون هم نمی تونی داشته باشی با این باور) و حتی اینجا رو هم یادم هست که با یکی از دوستانم که از جمله ثروتمندان ته کلاس نشین بود داشتیم در مورد ثروت و پول صحبت میکردیم که من بهش گفتم من هیچ وقت دوست ندارم ثروتمند باشم و دلم نمیخواد ثروتمند بشم و اون با تعجب و با یه حالت بهت زده و متعجب شده ای،از من پرسید چرا ،ولی یادم نیست چه جوابی بهش دادم و در ضمن یادم نمیاد اون چی بود که گذاشتمش توی صندوقچه ناخودآگاه ذهنم و درش رو برای همیشه پلمپ کردم توی حافظه ام ولی احتمال میدم همین باوری بود که می گفت خدا به ثروتمندا ثروت میده که اون دنیا حسابشون را برسه یا اون دنیا باید حساب تک تک پولهاشون را بدن که کجا خرجش کردند و آیا در راه خدا بوده یا نه و اینکه هرچه مال و ثروت بیشتری داشته باشی اون دنیا حساب و کتابت خیلی طول میکشه و خیلی باید جواب پس بدی حالا تو چطوری میتونی وقتی خیلی ثروتمند باشی و خیلی مال و دارایی داشته باشی کنترلشون کنی و بالاخره حساب و کتاب از دستت در میره و ممکنه ندونی که این همه مال و ثروت را چیکار کردی و نتونی جواب خداوند رو بدی و اون وقت خودتو بدبخت میکنی،اون وقت میخوای چیکار کنی پس برای همین بده که خیلی خیلی ثروتمند باشی و هرچه کمتر مال و دار ایی داشته باشی اون دنیا حساب و کتابت راحتتره!!!!
هرچه میگذره و باورهای عمیق و ناخودآگاهم که از کودکی دریافتشون کردم را درک میکنم و متوجهشون میشم یشتر میفهمم که شکل گیری همه این باورهای نامناسب در ذهن ادمها، فقط و فقط به علت درک نادرست انسانها از خداوند و قوانین جهان هستی بوده،اونها درست خداوند را نشناخته بودند و قوانین جهان هستی را درک نکرده بودند نمیدونستند که فقط باورهاشون هست که داره زندگیشون رو خلق میکنه و بینهایت کج فهمی در ذهن افراد مذهبی و به اصطلاح نزدیک به مذهب نسبت به آیات قرآن و ترجمه حقیقی آیات آن و قوانین خداوند وجود داشته و نتونستند خودشون و خداوند رو درک کنند و اومدن ماهیت انسانی به خدا دادند و اون رو یک انسان قویتر و بزرگتر ومهربانتر و دلسوزتر در نظر گرفتند،از طرفی هم هرچه تلاش کردند نتونستند ثروتمند بشن چون نتونستند ریشه همه ناکامیهاشون رو بشناسند بنابراین این ضعف ونا توانایی شون در پول ساختن و ثروتمند شدنشون رو به گردن خدا انداختند و و نتونستند علت واقعی را بفهمند و درک کنند و اون رو تغییر بدند تا موفق بشند و اومدند گفتند حتماً خدا نمیخواد که ما ثروتمند بشیم،یعنی ذهن نمیتونه در حالت ناکامی به زندگی ادامه بده حتماً باید بهانهای برای نرسیدن به خواستههاش و برای توجیه خودش بتراشه حتی شده علت ناکامیهاش را بیندازه گردن خداوند
خداوندا ازت میخوام هدایتم کنی که اون باورهای پنهان شده در لایههای بسیار بسیار زیرین و عمیق ناخودآگاهم در مورد بدی ثروت و خوب نبودن ثروت و تضاد وحشتناکی که در مورد خوب بودن و با خدا بودن با ثروتمند بودن تو ذهنم هست را پیداشون کنم و آگاه بشم بهشون ،چون اون موقع یک کودک بودم و براساس ذهن بچگی خودم بدون هیچ تحلیلی در مورد درست بودن یا نادرست بودن اون افکار پذیرفتمشون و فرو بردم تو ناخودآگاهم و نمی دونستم که می تونم در موردشون بیشتر فکر کنم که آیا حقیقت دارند یا نه؟ نمی دونستم که می تونم درستی یا نادرستی اون حرفها را چک کنم و بررسی کنم و بعد قبولشون کنم،،نمی تونستم تحلیلشون کنم چون ذهن تحلیلی قوی ای اون موقع نداشتم و تو آگاهی به من و به باورهای من و میدونم که بهم میگی و هدایتم میکنی تا بتونم پیداشون کنم و از اول درستی یا نادرست بودنشون رو تحلیل کنم و بتونم با منطق بپذیرم که آیا درستند و حقیقت دارند ؟ یا نه، اشتباه بوده و حقیقت ندارن
ولی در کل میدونم که باورهای نامناسبی در مورد ثروت و پول در ذهنم دارم و همیشه از بچگی بارها و بارها شنیدم که
پول چرک کف دسته!!!،پول کثیفه و همیشه بعد از شمردن پولهای کاغذی یا دست زدن به پول پدرم ما را مجبور میکرد که حتماً دستان خود را بشوییم و این باور را داشت و به ما هم منتقل کرد که پول توی دست همه بوده و کثیفترین چیز دنیا هست و حتماً اگر بهش دست زدی باید دستانت را بشوی در حدی که احساس میکردی پول نجسه،اینقدر پول را کثیف می دونست
و همیشه از صبح تا شب از مادرم و دیگر اعضای خانواده میشنیدم که پول کمه و پول نیست و اگر بخوای یه لقمه نون در بیاری باید پدرت در بیاد و میدیدم که چگونه پدر و مادرم صبح و شبشون رو به هم دوخته بودن تا پول به دست بیارن و هرچه تلاش میکردند به جایی نمیرسیدن انها سخت کار میکردند و هر کسی که در اطراف من و فامیل من بود میشناختم هم همینطور بود ولی به هیچ جا نمیرسیدند و اعتقاد داشتند که نون حلال کمه و پول حلال به سختی به دست میاد ،یعنی هم باور کمبود داشتند و هم باور بد بودن پول و هم باور سخت بودن به دست آوردن پول
و بعد از اون هم که کمی بزرگتر شدیم فیلمها و سریالهای تلویزیونی و انیمیشنها و فیلمهای کارتونی و کتابها معلمها و مذهبیها و تمام کسانی که میشناختیم و یا در اطراف ما بودند و صحبتهای آنها را میشنیدیم ذهن ما را با باورهای متضاد با ثروت و بد بودن پول و ثروت و بد بودن همه ثروتمندان و دشمنی سرسخت خداوند با ثروتمندان که از نظر اونها همیشه خداوند با ثروتمندان دشمنی داشت،بمباران کردند یعنی ذهن من مثل خیلی از همسالان مذهبی خودم در آن زمان با باورهای ضد ثروت و بد بودن پول و باورهای کمبود بمباران شده است هر کتابی که میخوندیم هر فیلم یا سریالی که میدیدیم هر کدام از معلمهامون که در این مورد باهامون صحبت میکردند ،در تمام احادیثی که از امامان و پیامبر نقل میکردند برامون و تمام معانی که از قرآن و ترجمههای قرآنی به ما میگفتند و میدیدیم ،هر تصویر یا فیلمی یا عبارتی یا کتابی که در مورد آدم خوب و مومن و با خدا بودن به ما نشان میدادند یا میدیدیم این پیغام را به صورت تصویری و شنیداری و تجسم و ذهنی به ما میداد که ثروت و پول بده و آدم را از خدا دور میکنه و خدا با ثروتمندان دشمن هست و ثروتمندا آدمای کثیفی هستند و آدمای ظالمی هستند آدمایی هستند که جهنمی هستند و آدمایی هستند که خدا بهشون ثروت داده تا یه موقع صورتشون رو بالا نکنند و نخوان بگن یا خدا ،چون که خدا نمیخواد صورت کثیفشون را ببینه،و همیشه به ما میگفتند هر چقدر بیشتر ثروت داشته باشی اون دنیا باید حساب و کتاب همه مال و اموالت رو پس بدی و باید جواب تک تک پول ها و ثروتهایی که داشتی ،تک تک سکههایی که به دست آوردی را پس بدی و بگی کجا خرجشون کردی و چیکارشون کردی و در چه راهی خرجشون کردی،اگر در راه خدا خرج نکرده باشی که دیگه حسابت پس معرکه است واون دنیا تمام اون سکههایی که به دست آوردی رو داغ میکنند و صورتت را با اونها داغ می کنندو آتیشت میزنند،چون که این همه ثروت به دست آوردی ولی نمیتونی بگی چیکارشون کردی (درست مثل مامان باباها که وقتی یه پولی رو بهت میدادن که بری یه چیزی رو بخری باید حساب تک تک چیزهایی که خریدی و پولی که داشتی رو بدونی و بتونی جواب پس بدی) حتی یک شعری رو از بهلول (که به ما می گفتند از یاران نزدیک یکی از امامان بوده و عالمی بوده که خودش را به دیوانگی زده بوده که حاکمان ظالم کاریش نداشته باشند)میگفتند که آتیش کوچیکی رو در کوچه درست کرده بوده واز روش میپریده و یه بیت شعر که کل داراییش رو توش میتونسته بگه ،بس که فقیر بوده و چیزی نداشته،را تو یه لحظه میگفته از روی آتیش میپریده و این پیغام رو داشته میداده که هرچه فقیرتر باشی و بیچیزتر باشی و از مال دنیا هیچی نداشته باشی و یا کمتر داشته باشی اون دنیا راحتتری و حساب و کتابت راحتتره و ازت میگذرن و اذیتت نمیکنن ولی وقتی ثروتمند باشی و خیلی مال و اموال تو دنیا داشته باشی اون دنیا خیلی اذیتت میکنند و باید حساب و کتاب همه چیزها یی که داشتی توی دنیا رو پس بدی که چیکارشون کردی و در چه راهی خرجشون کردی و چه جوری مصرفشون کردی
واقعاً با وجود این همه باورهای مخالف ثروت و پول و این همه باورهای بدی که در مورد ثروتمند شدن و پول داشتن و پولدار بودن تو ذهن من و خیلی آدمهای مذهبی فقیر دیگه که کودکی مشابهی با من داشتند و گذروندند آیا می تونی هیچ وقت تا آخر عمرت روی ثروت و ثروتمند شدن و ثروتمند بودن رو ببینی؟ اصلا پول و ثروت طرفت میاد؟
بارها و بارها و بارها در زندگیم تلاش کردم که زندگی خوبی داشته باشم و بتونم راحت زندگی کنم سخت کار کردم و سختی و رنج کشیدم تا مثلاً پول حلال به دست بیارم ولی نتیجه انجام این کارهایی که به ما میگفتند برای زندگی خوب و راحت داشتن لازم هست انجام بدی،چی شد؟تقریباً هیچی و بعد از سالها تلاش و کوشش و رنج و سختی کشیدن که به یه حد متوسطی از داشتن یک خونه و ماشین و یک شغل متوسط رسیده بودم یک دفعه شرایطی پیش آمد و ایجاد شد در زندگیم که حتی از قبلش هم بدتر شد و تقریباً داشت به منفی صفر میرسید(اگر خداوند کمکم نکرده بود)،واقعاً همینطور که استاد میگن تا وقتی این باورها در ذهن ما وجود داشته باشند و نادرستیشون رو برای خودمون مشخص نکرده باشیم, همچنان کار میکنند و شرایط را از قبل هم بدتر میکنند و حتی اجازه نمیهند در حد متوسط و یک زندگی بخور نمیر داشتن هم بمونی و شرایط مالی رو هر دفعه از قبل هم بدتر و بدتر میکنند دقیقاً مثل بازی مار پله که هر چقدر هم از نظر مالی با تلاش و کوشش رشد کرده باشی در یک لحظه نیش میزنند و تو رو از نظر مالی سالهای سال عقب میرونند و عقب نگه میدارند،طوری که اصلاً نمیفهمی از کجا خوردی
وقتی نعمتها وارد زندگی شما میشوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر میشود، چقدر در لایههای پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمتها به زندگیتان را حس میکنید؟
همیشه و همیشه این احساس گناه را به شدت داشته ام و نمی تونم بگم درست شده ،ولی به لطف هدایتم به دوره احساس لیاقت این مسأله برام واضح تر شده که علت از دست دادن ماشینم و طلاهام و وسایل خونه ام همین باورهای متضاد با ثروت هستند در ذهنم و احساس گناهی که به خاطر داشته هام در قبال دیگران می کردم و در حقیقت با دست خودم دادمشون رفت تا دیگه منم مثل بقیه چیزی نداشته باشم و در ناخودآگاه احساس گناه نکنم
چقدر احساس میکنید که با ورود این نعمتها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟
می خواستم بگم هیچ وقت احساس نمی کردم که ممکنه حق دیگران ضایع شده باشه ولی یادم اومد همین چند روز پیش که همکارم بهم پیام داد که توی قرعه کشی مشهد اسمتون در اومده باوجود اینکه خیلی خوشحال شدم و یادم اومد چند روز پیش یه دفعه دلم یک سفر زیبای مشهد را خواسته بود و خداوند به خواسته من بصورت شخصی از راهی که اصلا فکرش را نمی کردم پاسخ داده ولی بخاطر باورهای متغایر با قوانین جهان هستی که هنوز در ذهنم هست چون دوستام و همکاران دیگه ام اسمشون در نیامده بود احساس گناه می کردم ،و این در حالی بود که من روی خودم کار کرده بودم و طبق قانون با وجود اینکه در مرخصی بودم بازهم اسم من در قرعه کشی در اومده بود , واقعاً احساس می کنم نعمتها همیشه به سمت من روان هستند اما خودم پسش می زنم ،ته ناخودآگاهم میگم نه حیفه،حالا بذار بعدا،چرا به زحمت می افتی،پس بقیه چی؟ نه من نمی خوام حق کسی را بگیرم،چون همیشه یادمون داده بودند که اول بذار گیر بقیه بیاد بعد اگر چیزی موند برای خودت بردار،چون باور داشتیم همه چیز کمه و چون نعمتها کم هستند پس از حق خودت بگذر تا گیر بقیه بیاد،حالا تو می تونی صبر کنی،تو بزرگتری و!!!! و خودمون رو اصلا لایق داشتن نمی دیدیم،من خیلی ضربه ها را از عدم احساس لیاقت داشتن در زندگیم خوردم
چقدر در مراودههای خود، این صحبتها در زبان یا فکر شما میچرخد که:
فلانی که اوضاع مالیاش خوب شده، خدا میداند چه بیعدالتی، دزدی یا حقخوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
این یکی ،کمی کمرنگ تر شده ولی همین که میترسم که ثروتمند بشم نشون دهنده اینه که هنوز این باور هم در من وجود داره و داره کار میکنه
پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛
حقیقتش به زبون نمیارم چون خیلی وقته با مفاهیمی که استاد میگن آشنا شدم ولی میدونم که این باورهای مخالف پول در ذهن من وجود داره
چقدر میترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت میکند؟
این را هم همیشه شنیده بودم که مرد که شلوارش دوتا میشه دیگه نمیشه بهش اعتماد کرد و این باور رو درما ایجاد میکرد که اگر همسرت ثروتمند باشه حتماً میره یه زن دیگه میگیره و نباید هیچ وقت یقه پیراهن همسرت نو بشه یعنی نشون میداد که نخواه که همسرت ثروتمند بشه چون در این صورت به اولین کسی که خیانت میکنه تو هستی،پس قانع باش به همین زندگیت و یه نون بخورونمیر داشته باشی بهتر از اینه که با ثروتمند شدن همسرت و آزادی مالیش تو بدبخت بشی و تو رو از زندگیش بیاندازه بیرون!!!! اصلاً فکر نمیکردم که من هم این باور را دارم ولی نشانهاش اینه که همیشه درآمد همسرم از من کمتر بوده و معمولاً تا دوم یا سوم ماه بیشتر پول نداشت و هم خانواده فقیری داشت و هم خودش همیشه بیپول و فقیر بود،و همیشه من خودم باید هزینههای زندگی را متقبل میشدم
یعنی همین باورهای من بوده که اجازه نمیداده حتی همسرمن از عهده خرج و مخارج زندگیمون بر بیاد چه برسه به اینکه همسر ثروتمندی داشته باشم
چقدر در رفتارها یا برداشتهای ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
واقعا همیشه ثروت در ذهن من بار منفی داشته و حتی چند روز پیش که در تمرین جلوی آینه برای خودم آرزو کردم که ثروتمند بشم حس کردم که در اعماق ذهنم و ناخودآگاهم احساس بدی پیدا کردم و انگار برای کسی آرزوی عاقبت بخیر نشدن کردم یعنی در ذهن من ثروتمند بودن آخر و عاقبت خوبی نداره و عمیقاً به خاطر همون باورهای اشتباه ه دلم نمیخواد که ثروتمند بشم چون میترسم که به گناه کشیده بشم و از راه خدا دور بشم!!!!
چقدر نسبت به درستکاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟
همیشه چون توی تمام فیلمها و سریالها و کتابها و حتی در مدرسه و از زبان معلمها و کسانی که قبولشان داشتم میشنیدم که ثروت آدم را از خدا دور میکنه و ثروتمندان باید جواب خدا را بدن همیشه ذهنیت بدی نسبت به ثروتمندان داشتم و افراد ثروتمند را ادمهای نادرست و بیایمانی و بیخدایی میدونستم و همیشه فکر میکردم که ثروتمندان از خدا جدا شدند و خداوند اصلاً ثروتمندا را دوست نداره و اصلاً باهاشون حال نمیکنه،همیشه فکر میکردم که ثروتمندا آدمای جهنمی هستند،و چون به ما گفته بودند که نون حلال کمه و به سختی هم به دست میاد پس بنابراین خود به خود به ثروتمندا که این همه پول و ثروت ذخیره کرده بودند شک میکردم که حتماً از راه نادرست و دزدی و کلاهبرداری و حق مردم خوری و نزول خوری کلاً راههای نادرست به ثروت رسیدهاند وگرنه از راه حلال که نمیشه این همه پول و ثروت داشت
در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟
در ذهن من به شدت پول و ثروت در مقابل معنویت و خداوند و درستی و انسانیت قرار داره و این باورها خیلی خیلی قدیمی هستند و این الگوی همیشگی ذهنی من بوده که ثروتمندا را آدمهای بدی میدونسته و پول و ثروت را جدا از معنویت و در مقابل خداوند قرار میداده
تجربههای خود یا افرادی را بنویسید که بهخاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش میکنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک میکند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور میکند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درستکار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش میکنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.
در زندگی خودم و پدر و مادرم که به شدت این باورهای نامناسب مذهبی و فرهنگی ضد ثروت و پول و تضاد ثروت و پول با درستی و درستکاری در ذهنمون بوده شاهد بودم که با وجود اینکه همیشه سختی زیادی رو در زندگی میکشیدیم و سعی میکردیم از راه درست مثلاً بدون هیچ کار نادرستی زندگی خوبی داشته باشیم و پول و ثروت داشته باشیم اما همیشه عمرم و همچنین در تمام طول زندگی پدر و مادرم همیشه هشتمون گرو 9 مون بوده و همیشه با وام و قرض و بدهکاری و سختی و رنج فراوان زندگی رو گذروندیم بدون اینکه حتی یک مسافرت نسبتاً خوب در داخل یا خارج را بتونیم تجربه کنیم یا حتی از عهده مخارج یک ماه زندگی خودمون کامل بر بیایم یا بتونیم یک زندگی حتی نسبی مرفه داشته باشیم و البته ته ذهنمون هم خیلی ناراحت نیستیم که این چنین زندگی سختی را گذروندیم چون فکر میکنیم در مسیر درست بودیم و خداوند اون دنیا به ما پاداش میده و بخاطر این سختیها و رنجهایی که کشیدیم و نخواستیم از راه خداوند دور بشیم و ثروتمند زندگی کنیم،اون دنیا خدا به ما پاداش میده و از گناهان ما میگذره،،زهی خیال باطل!!!!
ب)
همچنین، اگر روی دورههای روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3 کار کردهاید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهیهای این دورهها:
من هنوز روی این دوره ها کارم را شروع نکردم ولی با توجه به تمرین جلسه هفدهم پروژه تغییر را در آغوش بگیر که دیروز یعنی یکشنبه شانزدهم آذر ماه سال 1404 انجام دادم و اهرم رنج و لذت مربوط به تغییر این باور مذهبی متضاد با ثروت را نوشتم و به خودم و به خدای خودم متعهد شدم که انجامش بدم هر چقدر هم که زمان و انرژی بخواد،انشاالله میام و از نتایج این تغییر بزرگ در باورهای ذهنیم ،در زندگیم و شرایط مالیم و بهبود رابطم با خداوند مینویسم
چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
به چه ایدهها و فرصتهایی هدایت شدید؟
چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدمهایی وارد زندگی شما شدند؟
چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟
چند بار توی احساساتم نسبت به ثروتمندا متوجه شدم از افراد ثروتمند بدم میاد
روی این موضوع کار کردم و خداوند منو هدایت کرد به فیلمی که در ان یک یهودی(اکثریت یهودیان افرادی با ذهنیت ثروتمند هستن،توی این فیلم این فر یهودی ثروت نداشت ولی شخصیت خیلی خوبی داشت) در جنگ جهانی دوم به خاطر شرایطی که پیش اومد و دقیقا مطابق قوانین الهی رفتار کرد ،بسیار انسان خوبی بود ،بخشنده بود ،مهربان بود
تلاشگر بود و فهمیدم وقتی سعی می کنی روی خودت کار کنی افرادی رو می بینی و شرایطی رو تجربه می کنی که باورهای جدید تو را تایید می کنند
و من این باور رو دارم روش کار می کنم که” افراد ثروتمند خیلی خوب هستن “که نزدیک ترین اونها مادرم هست که به لحاظ فرکانسی بسیار ذهنیت ثروتمندی داره و وقتی نشستم بررسی کردم، دیدم از طرف مادرم خیلی حمایت شدم خیلی بهم ارزش قائل شده مادرم ،خیلی توی زندگی کمکم کرده به رشد و پیشرفت
و یک دوستی دارم که اونم خیلی ثروتمنده هم به لحاظ ذهنی هم واقعیت زندگی و بسیار به من محبت کرده و خیلی روزهای خوبی رو باهاش تجربه کردم .
این فیلمی که دیدم مهر تاییدی زد بر این موضوع که افراد ثروتمند خیلی افراد خوبی هستن و بیشترین احساس خوب را در کنار افراد ثروتمند می شود تجربه کرد.
سلام به استاد عزیزم مریم مهربان و دوستان فوق العاده ام
قطع شدن اینترنت برام برکتی شد که بصورت تمرکزی روی روانشناسی ثروت 1 کار کنم اما با وجود اینکه زمان زیادی برای درک دوره گذاشتم نشونه ها خیلی کمرنگ بود و مداوم این نجوا رو داشتم که لایق ثروت نیستم. و باید بیخیال بشم
از طرفی مداوم جمله شما رو در ذهنم تکرار میکردم که نتایج به اندازه ای وارد زندگی میشه که من باورم تغییر کرده باشه و من نباید عجله کنم و هر جا هستم مطابق باورم هست ؛ بنابراین همزمان با روانشناسی ثروت دوره لیاقت رو هم از دیشب استارت زدم و به این فایل که قبلا دانلود کرده بودم هدایت شدم
من روی رابطه ثروت و معنویت قبلا کار کرده بودم اما عمیق نبود این فایلتون برام معجزه شد و درک بالاتری بهم داد
فقط با یه بار گوش دادن این فایل اتفاقات عجیبی ظرف یه ساعت برام افتاد
اول اینکه یه سری خریدها باید توسط من انجام میشد و یه جوری بار اضافه برام داشت که در نهایته معجزه یکی از دوستانم « همون موقع » تاکید میکنم همون موقعی که داشتم فایل رو یادداشت برداری میکردم برام تهیه کرد
دومین مورد اینکه همون دوست عزیزم در مورد املاک پدربزرگش که پنجاه سال پیش فوت کرده بود و الان درگیر انحصار وراثتش بودن سر صحبت رو باز کرد و گفت که لابلای اسناد قدیمی یه مغازه توی گرونترین قسمت شهر شیراز و یه روستا که الان جزیی از بافت شهر شده به نام پدربزرگش پیدا شده و ایشون خیلی ذوق داشت ( این مساله برای من یه نشانه بود که با گوش دادن به یه فایل و فکر کردن به رابطه مناسب بین ثروت و خداوند ، مسیر برکت میتونه از هزاران راه ایجاد بشه )
سومین نشونه برام این بود که مدتی هست برای جابجایی حسابهام از یه حساب به یه حساب دیگه یه مشکل قانونی داشتم و ایده ای برای رفع این چالش برام اومد . این حساب واقعا فکرم رو درگیر کرده بود و چالش بزرگی برام بود که انشاله با این ایده به راحتی میتونم به خواسته ام برسم
خواستم این رو به خودم تاکید کنم که اگه نتیجه نیومده ، یه مسئله باوری تو فکرمه و باید اصلاح بشه تا اتفاقات بیرون عوض بشه
سلام و درود خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته
خدا را بی نهایت شاکر و سپاسگزارم که چندسال پیش و از طریق شما و استاد عرشیان فر با این باور مخرب و خانه خراب کن آشنا شدم که یا خدا را باید بخواهی و یا ثروت را و این دو با هم در یکجا نمی گنجند .
خب از آنجایی که هر لحظه در هدایت خداوند هستم با کمک خدا این باور را جایگزین کردم که “هرچه ثروتمند تر ، نزد خدا عزیزتر “. بله این جمله را بارها و بارها من از شما و در فایل های مختلف شنیدم. من متوجه شدم که در آن واحد هم می شود خدا را داشت و هم ثروتمند بود .
وقتی ثروتمند باشی میتوانی به سفرهای خوب و عالی بروی و خانواده ات نیز حال کنند و خوش باشن .
وقتی ثروتمد هستی میتوانی دست خدا در کمک و یاری دیگران باشی. مدرسه بسازی . درمانگاه بسازی و….
وقتی ثروتمند باشی بابت پول دیگر به کسی رو نمیندازی و بجای وام گیرنده وام دهنده میشوی .
وقتی ثروتمند باشی لازم نیست از اول صبح تا اواخر شب سرکار باشی و برای موفقیت دیگران کار کنی و آخر ماه چندرغاز حقوق بگیری .
وقتی ثروتمند باشی لازم نیست دنبال لباس های ارزان و خوراک ارزان بگردی .
وقتی ثروتمند باشی بابت خرجی خونه با همسرت و بابت پول توجیبی با فرزندت بگو مگو نخواهی داشت
و…………………
من بعد از 6 سال که در این وادی قرار گرفتم با پوست و خونم درک کردم که پول مقدس ترین و زیباترین و عالی ترین آفریده خداست .
من اکنون با گذشته خودم هیچ ارتباطی ندارم . خدا را شکر دست و دل باز تر ، پولدارتر و موفق تر از گذشته هستم و هر روز ، بله هر روز تلاش می کنم باورهای محدود کننده خود را در خصوص ثروت شناسایی و خنثی کنم و باور های درست را جایگزین نمایم.
مجدد بر خود واجب می دانم از این فایل و دهها فایل دیگر که استاد عزیز در خصوص ذهن و ثروت صحبت کردی ازت تشکر کنم. فایل هایی که در زندگی و باورهای من بسیار قدرتمند عمل کرده اند و زندگی من را کلا متحول و دستخوش تغییر نموده اند .
دم شما گرم
ارادتمند : سید داود
بنام خداوند بخشنده و هدایتگر
استاد عزیزم ازت میخام فایلی بزارید برای کنترل بیشتر ذهن ، فایل الگویی مناسب برای کسب و کار که در مورد مرضیه عزیز بود رو گوش دادم ولی باز هم ازتون میخام که لطفا بیایید با ما دوباره صحبت کنید و یاد اوری کنید قانون رو ،اینکه دنیا دنیای مدار هاست نه جغرافیا،و ما جایی که هستیم که با اتفاقات اونجا هم مداریم ،،، استاد ما تاجایی که در توانمان هست فایل های شمارو گوش میدیم اخبار رو اصلا دنبال نمیکنیم و فضای مجازی رو هم به صفر رسوندیم اما خانواده و دوستان و هرکجا که میریم از اخبار منفی صحبت میکنن، این روزها بزرگترین سپاس گذاریم اینه که قانون رو میفهمم و البته حضور شما در زندگیم ، استاد با فایل جدید امید و انگیزه و جان دوباره به ما ببخشید
سلام.
سلام ب خداوند ب استاد ب دوستان.
اصلا نفهمیدم که چه جوری شد اومدم تو این فایل بی نظیر.
چقد کامنتهای پراز انرژی و تاثیر گزار ادم میمونه چی بگه اخه. چقد همه چیز جذاب و عالی
و چقد باور های من محدود کننده.
اگر ثروتمند شوی ادم بدی میشی
پولدارها همشون دختر بازن
از راه قاچاق ب پول رسیدن یا ارث بهشون رسیده
پولدارها گدا و خسیسن و اصلا لذت نمیبرن از پولشون فقط هی پول جمع میکنن.
اگ مرتضی تو پولدار شی میری دختر بازی از خدادور میشی و دزدان میان بچتو گروگان میگیرن میری دوسه تا زن میگیری و همسرات باهم نمیسازن وخیلی از این باورهای محدود کننده بیخود ک زندگیم پراز بدهی و اشتباه تکراری و باورهای غلط است.
و باید متعهد شوم ک روی باورهایم کار کنم و تااینجای کار واقعا خوشحالم که خیلی بهتر شدم و از دیروزم بهتر شدم و تمرکزم رو سایت و باورهای قدرتمند کننده است.
وخیلی دوست دارم ثروتمندتر باشم دارای نعمات زیادی باشم و این لازمش رو خودم کار کردنه باورهای توحیدی باور ب فراوانی باور ب اینکه خداوند ثروتمندان رو خیلی دوست داره.
باید ذهن منطقیمو باباور ب الگوها تغیر دهم کنترل ذهن داشته باشم باورهای توحیدی بسازم باید قوانین خداوند رو خوب درک کنم.
تشکر میکنم از استاد عزیز بااین فایل زیبا و تاثیر گزار هر کجا ک هستین سالم شاد و ثروتمند باشین.
دوستان فرکانس مثبت برام بفرستین تا بنیادی تغیر کنم.
دوستتون دارم.
سلام به دوستای عزیزم و استاد عزیز️️️
خیلی جالبه برامممم اکثر کامنتارو که میخونم همه ی مانع های ذهنیمون اکثرااااااااااا یعنی 99 درصد مثل هم دیگه اس کاملا..
حالا من چطور فکر میکنم؟
مسئله جنسیت و خانواده و بقیه خیلییییی داخل ذهن من بولدن
یعنی چی؟ الان میگم
اصلا داخل فکر من اینه مگه میشه من وضعم از پدر و پدر بزرگ و همه ی اینا بهتر شه..
تهش ممکنه وضعت خیلی بهتر شه خجالت نمیکشی اگه اونا خجالت بکشن؟ مردن نتونستن طی این سالها به درامدای بالا برسن؟ اونموقعه تو تونستی
یعنی سن و جنسیت اینکه دخترم ی باگه تو ذهن من…
و اینکه فکر میکنم وضعم بهتر شد به خودم اجازه ی همه رفتاری رو میدم که با بقیه داشته باشم
دراصل ظالم شدن که بازم مثل همه ی بچها تو ذهن منم هست
یا اینکه آهاااا نمیدونم قدرت انتخاب تو زمینه همسر زیاد میشه و درنهایت نمیدونی کیو انتخاب کنی و میمونی مجرد
یا اینکه اگه به استقلال مالی رسیدی همه چی به مرور برات عادی میشه و دیگه شکرگزاری یادت میرم
کسل و بی حوصله میشی
واقعا نمیدونم این فکرا از کجا اومدن؟
در صورتیکه خیلی از دعواها و صورت مسئله های فردی و خانوادگی و دوستانه و ….همه جوره حل میشن
بخاطر خرج هزار تومن پول بضیا چنان قشششقرقی به پا میکنن،،،اینا همه حل میشن…
یا اینکه من اگه تو اوج پولداریم ینفر از من پولدارتر شد دیگه پولدار بودن من معنایی نداره این تو ذهن من جا افتادع که هدف آزادی مالی برای رقابته
خب چه مشکلیه حالا؟ همونطور که به او حد رسیدی به حد بالاترشم میرسی…
یا دوستای قبلنت رو دیگه نداری
یا اگه پولات رو پس انداز کنی نهایتا برا ی کار بیهوده خرج میشن اصلا نمیشه پول بمونه تو بانک
به اصطلاح پول براچی باید بمونه تو بانک اصلا؟ یا نکنه همه پول قرض بگیرن اون موقع من چی بگم؟ بگم ندارم؟ درصورتیکه دارم.
حالا میگم بابا خب همه برن در بیارن دیگه یعنی انقد محتاجن؟
یا همین بحث خیلی مهمه که استاد بهش اشاره کرد که خدایا ثروت بده من برا بقیه خرج کنم بعد برا خودم
ذهنم گفت خب این خودخواهیتو میرسونه
درصورتیکه ما مگه خودمون انسان نیستیم؟ اول باید انسانیت رو برای خودمون به جا بیاریم ازین زاویه رو تا حالا اونقدر بهش فکر نکرده بودم️
بعد اینکه آها ، من هنوز تو ذهن خودم ی بچه موندم که نباید پول داشته باشه،یا نباید به دستاوردی برسه چرا؟ چون نکنه مثل بزرگترا رفتار کنم و زندگی برام سرد بشه(چیزای خیلیییییییی چرا و پرتی میگه ذهنم واقعا نمیدونم چرا) درصورتیکه من دارم 19 سالگیمو پر میکنم و اصلا دیگه بچه نیستم
اصلا هنوز این فکر پخته نشده تو وجود منکه شغل اصلا مهم نیست یا علاقه ی خودم بافتنی… ازش میشه چندصد میلیون چندصدمیلیون درامد داشته باشم حتی… واقعا نمیدونم چرا به این اعداد و ارقام حتی فکر هم نمیکنم؟ یا چرا اجازه فکر کردن نمیدم به خودم واقعا موندم
بعد میگم گیریم به 10 هزار نفر فروختی بعدش چی؟ خب بازم آدم هست ( باور کمبود)
من خب به این رسیدم که رسالت هنری من بافتنیه
یعنی نمیدونم چند ساله که داخل ذهن همه چپوندن که داخل هنر پول نیست یا داخل بافتنی پول نیست واقعا نمیدونم چرا؟؟؟
درصورتیکه ذهنیت مثبت باشه متد و روش و کیفیت عالی…آدم به این استقلال مالی خواهد رسید …
یا راجع به جذب مخاطب اینکه خیلییییی جذب مخاطب و مشتری کار سختیه و فلان چنان درکل دیده شدن و فروش رفتن ی محصول خیلی کار سختیه
یا اگه من به استقلال مالی رسیدم و بقیه گفتن راهت چیه من بگم چی یا چطور توضیح بدم ؟ باور نمیکنن که من از خود بافتنی به درامدای خیلی بالای ثابت رسیدم
همینها و خیلیییییییی چیزای دیگه
واقعا دوسدارم این مانع هارو برداشته بشن و به لطف خدای مهربونم هممون آزادی های بیشتری رو تجربه کنیم
شاد باشید
صبا
سلام صبا جان
یاد خودم افتادم در مورد جنسیت
خب تو خانواده ما اینجوری بود و هنوزم هست که تو میخوای پولدار بشی تهش که چی
باید بری بچه داری کنی یا اگه یه مرد بالاسر ادم نباشه چه فایده هر چقدر هم ثروتمند باشه
خب این باورا باعث شده من هیچ پیشرفت خاصی نکنم چون ته ذهنم اینه که اخرش که چی
یا همون حرفت که اگه پولدار بشم همه چی عادی میشه یا بیمزه میشه
یادمه خیلی قبلترها یکی از بازیگرا ازش سوال کرده بودن چرا ازدواج نکردی
اونم گفت خواستگار داشتم خیلی خیلی پولدار بود و ادمی که خیلیی پولدار باشه ترسناکه چون دیگه هدف خاصی نداره
منم انگاری همین باور رو دارم که خب تهش که چی
خب حالا اول ثروتمند بشو تهشو میخوای چیکار
خب قبلا هم از تنهایی میترسیدم چون انجام نداده بودمش ولی انجام دادم دیدم خیلی هم باحاله
پس حتما ثروت هم باحاله ولی چون نداشتم اینطوری اولش میترسم
در مورد بافتنی هم یه الگو بیارم
نزدیک محل کارم یه خانمی هست سنش هم بالاست و الان نزدیک به یکساله هر روز میاره تو خیابون همونجا میبافه و میفروشه و مشتری هم زیاد داره
تازه فقط لیف حموم و این چیزا رو میبافه
کلا درامدش از همین راهه
اگه اون فکر کنه خب این شهر مگه چقدر ادم داره الان یه ساله اینجام بیشتریا ازم خریدن پس دیگه تموم شد
الان باید جمع میکرد میرفت
ولی واقعا مشتری بینهایت زیاده
طرف با یه کار خیلی ساده درامد داره
موفق باشی عزیزم
سلام عرض میکنم خدمت دوستان عزیزم و استاد عزیز خدا حفظ ات کنه استاد یادم میاد یه زمانی سال 94 95 بود ه من سرباز بودم توی اهواز خدمت میکردم اونجا و یه شرایط نامناسبی داشتم از لحاظ روحی روانی ونجا یه دفتری داشتم من تو دفتر نوشتم که خدایا من از تو هدایت میخوام چرا که نه اوضاع مالی خوبی داشتم و نه اوضاع روحی و روانی خوبی اونجا از خدا هدایت خواستم و توی دفترم نوشتم که پروردگارا مرا به یه مسیر درست به یه آدم درست من نمیدونم خدایا از تو هدایت میخوام و از پروردگار هدایت خواستم مدت زیادی طول نکشید من خدمت سربازیم تموم شد و رفتم تهران جهت انجام یه کاری اونجا داشتم تحقیق میکردم در خصوص تندخوانی ه از طریق دورههای تندخوانی استاد با استاد آشنا شدم بالاخره وقتی آشنا شدم تازه فهمیدم که ما مسیر رو داریم اشتباه میریم و باید مسیر زندگی خودمون رو عوض کنیم از اونجا به بعد من جسته و گریخته تلاشهایی کردم در جهت تغییر باورهام ولی خب به صورت خیلی منظم و با تمرکز کار نکردم واقعیت
الان که استاد این فایل رو گذاشته رابطه بین ثروت و معنویت به نظر من مهمترین باوری که ما میتونیم تغییر بدیم و درهای خیر و برکت و رحمت خداوند به روی ما باز میشه همین باور ثروت و معنویته
چرا که من تقریباً یه 10 15 روزه دارم روی این باور کار میکنم و واقعاً تاثیرات عجیب و شگفت انگیز این باور رو تغییرش تا حدودی رو تو زندگیم دیدم اینکه من شغلم وکالت دادگستری کم و بیش کار میکردم ولی الان که اومدم روی این باور کار کردم خیلی تمرکزی واقعاً نتیجهاش رو دارم میبینم همین امروز با یه موکل یه قرارداد وکالت بستم و مبلغ یک میلیارد و پونصد میلیون ار 500 میلیون پیش پرداخت بگیرم خدا را شکر میکنم واقعاً خیلی ساده است خیلی ساده است همه چیز ما داریم سخت میگیریم و فکر میکنیم یه رمز پیچیدهای داره نه اتفاقاً همین باورهات رو بر پایه منطق عوض کن نتایج به راحتی وارد زندگیت میشه ثروت به آسانی وارد زندگیش میشه و کلی میتونی از زندگیت لذت ببری
به نام یگانه مهربان
سلام به استادان عزیز و دوستان گرامی
قبلنا چند بار خواستم ببینم احساسم نسبت به پول و ثروت چیه (یکی از تمرینات دوره کشف قوانین بود)
دیدم هیچ حسی ندارم
راستش هیچ حسی پیدا نمی کردم درون خودم ،نه ذوق و شوقی نه نفرتی
اما الان که چندین بار روی این فایل کار کردم فهمیدم ترس و وحشت شدید دارم نسبت به ثروت و ثروتمندان
از قضی منو و همسرم هدایت شدیم به دیدن چند تا فیلم که بی ربط نیست به این فایل و ثروت
و اونم فیلم God father بود که خیلی ترس و وحشت رو درون من نسبت به ثروتمندا و ثروت بهم نشون داد
و فیلم رحمان 1400 که افراد ثروتمند فیلم به شدت ریاکار،دروغ گو و فردی که براشون کار می کنه مدام میگه شما خونه ما بدبخت بیچاره هارو کردید تو شیشه
و حتی یه صحنه ای بود پسر این فرد ثروتمند وارد یه خونه ای شد شبیه قصر
من این خونه رو می دیدم ترس تمام وجودم رو می گرفت قشنگ این ترس رو احساس می کردم
و پارسال مرداد ماه وام ازدواجمون رو که گرفتیم 300 میلیون تومان تو حساب خودم بود ،و من اینقدر می ترسیدم این پول تو حسابم هست، فقط خدا خدا می کردم یه جوری این پول بدم بره تا از این ترس رها بشم (و خیلی زود دادیم به خواهرم قرض که خونه خریده بود )
استاد من تازه فهمیدم می ترسم و وحشت عجیبی دارم از ثروت و ثروتمندا و باید این موضوع به لطف الله مهربان در من حل بشه .
باور های ثروت ساز این ویدیو
کائنات ، طبیعت ، هستی ، کیهان ( هروی میخوای اسمشو بذار ) همیشه درحال رشد و گسترش خودشو توی همه جنبه ها و از هر لحاظی اونم از طریق دستان ما ، از طریق ما انسان ها ، جهان خودشو رشد و گسترش میده توی تمام جنبه های!!
وقتی ما ثروتمند بشیم ، به رشد کائنات کمک میکنیم و بخاطر همینه که جهان خیلی موافق ما هست و هوامونو خیلی داره ، وقتی من پولدار تر میشم ، ثروتمند تر میشم به جهان کمک کردم که به رشد خودش ادامه بده ، و جهان از طریق ما رشد میکنه ،
من وقتی ثروتمند باشم دیگه دغدغه ذهنی و مالی و عاطفی ندارم که بخواد اعصابم خورد باشه و بد اخلاقی کنم ، من وقتی ثروتمند باشم میتونم با خرید کردنم حتی به کلی کسب و کار کمک کنم و بهشون خیر برسونم ، وقتی ثروتمند بشم به جهان کمک میکنم که رشد کنه پس به هرچقدر ثروتمند تر بشم به خدا نزدیک تر میشم ،
شما محله های فقیر نشین شهرتون رو نگاه کنید ، هرچی جرم و جنایته و قتل و مواد مخدر توی همون محله هاست ، اصلا توی بالاشهر همچین چیزایی وجود نداره، وقتی من ثروتمند بشم نزد خدا عزیز ترم ، چون این جهان همواره درحال رشده و من با ثروتمند تر شدن هروزم دارم توی این موج سوار میشم و کمک میکنم به کائنات( خدا) پس نزدیک تر میشم همیشه
من وقتی ثروتمند بشم میتونم بگذرم از مادیات و ثروت
ثروتمند شدن بهترین راه نزدیک شدن به خداست
معنوی ترییییین کار دنیاس
چقدر با ثروتمند شدن میتونم به جهان و آدما بیشتر کمک کنم چقدر آزادی مالی و زمانی مکانی رو میتونم تجربه کنم ،چقدر میتونم از طریق پولدار شدن خودم دست بقیه رو هم بگیرم ،
نعمت و فراوانی به اندازه 800 میلیارد نفر تو دنیا هست
حتی اگر 800 میلیارد جمعیت توی کره زمین باشن و همه ثروتمند بازم نعمت اونقدر زیادددد هست که …
دوباره میگم چون این منطقی ترین باوره برام
جهان همیشه در هر لحظه داره توی تمامی جنبه ها گسترش پیدا میکنه رشد میکنه ، اونم از طریق دستان ما انسان ها، که خلیفه اون نیروی برترین اصلا خودشیم. پس من هرچقدر ثروتمند تر بشم به رشد کائنات کمک کردم پس کائنات خیلی بیشتر هوای منو داره و هی بهم بیشتر میده ، و به خدا نزدیک تر میشم چون هدف کائنات( خدا) رشد و پیشرفته
بسم الله الرحمن الرحیم
تمرین جلسه رابطه ثروت با خداوند
در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:
چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار گرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمیتواند در کنار هم بگنجد و بهقول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم میتواند به بهشت برود!!!
همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.
توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهیها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکنندهای میرساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکتهبرداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
الف)
چقدر در لایههای درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور میشوم؟
الان که داشتم جلسه سوم دوره کشف قوانین زندگی را مرور میکردم یادم اومد که در سنین نوجوانی یا اوایل دوران راهنمایی بودم که به خاطر شنیدن یک قضیه ای یا باور کردن یک چیزی که به من گفتن تو مدرسه یا دیدم یا درک کرده بودم که تو مدرسه بود فکر کنم و از معلمی شنیدم به نظرم ،نمیدونم چی بود ولی قشنگ یادم میاد که انگار یک باوری رو و فکری رو و واقعیتی رو خود خدا (شیطان ذهنم بود در لباس خدا)اومد به من گفت و من اون رو به ناخودآگاه خودم فرستادم و درش رو بستم محکم که دیگه هیچ چیزی خلا ف اون وارد ذهن من نشه انگار اون حرفه یا فکره یا باوره برام فصل الخطاب یا تمام شدن حجت حساب شد و هر چی شک و شبه در مورد بد بودن ثروت و ثروتمند شدن تو ذهنم بود تا اون موقع متاسفانه به یقین تبدیل شد و دیگه تصمیم گرفتم به هیچ عنوان خیلی ثروتمند نشم و از خدا خواستم که خیلی ثروتمند نشم و گفتم خدایا هیچ وقت به من خیلی ثروت نده و خواستم در حد داشتن یک زندگی معمولی در حد یک خونه و یک ماشین داشتن به زندگی ادامه بدم( که البته دیدم همون هم نشد و الان فقط یک خونه دارم که داشتم از دست میدادمش , همونطور که استاد گفتند با این باور به همون خونه و ماشین هم نمی رسی چون اساسش بر پایه کمبود هست و همون هم نمی تونی داشته باشی با این باور) و حتی اینجا رو هم یادم هست که با یکی از دوستانم که از جمله ثروتمندان ته کلاس نشین بود داشتیم در مورد ثروت و پول صحبت میکردیم که من بهش گفتم من هیچ وقت دوست ندارم ثروتمند باشم و دلم نمیخواد ثروتمند بشم و اون با تعجب و با یه حالت بهت زده و متعجب شده ای،از من پرسید چرا ،ولی یادم نیست چه جوابی بهش دادم و در ضمن یادم نمیاد اون چی بود که گذاشتمش توی صندوقچه ناخودآگاه ذهنم و درش رو برای همیشه پلمپ کردم توی حافظه ام ولی احتمال میدم همین باوری بود که می گفت خدا به ثروتمندا ثروت میده که اون دنیا حسابشون را برسه یا اون دنیا باید حساب تک تک پولهاشون را بدن که کجا خرجش کردند و آیا در راه خدا بوده یا نه و اینکه هرچه مال و ثروت بیشتری داشته باشی اون دنیا حساب و کتابت خیلی طول میکشه و خیلی باید جواب پس بدی حالا تو چطوری میتونی وقتی خیلی ثروتمند باشی و خیلی مال و دارایی داشته باشی کنترلشون کنی و بالاخره حساب و کتاب از دستت در میره و ممکنه ندونی که این همه مال و ثروت را چیکار کردی و نتونی جواب خداوند رو بدی و اون وقت خودتو بدبخت میکنی،اون وقت میخوای چیکار کنی پس برای همین بده که خیلی خیلی ثروتمند باشی و هرچه کمتر مال و دار ایی داشته باشی اون دنیا حساب و کتابت راحتتره!!!!
هرچه میگذره و باورهای عمیق و ناخودآگاهم که از کودکی دریافتشون کردم را درک میکنم و متوجهشون میشم یشتر میفهمم که شکل گیری همه این باورهای نامناسب در ذهن ادمها، فقط و فقط به علت درک نادرست انسانها از خداوند و قوانین جهان هستی بوده،اونها درست خداوند را نشناخته بودند و قوانین جهان هستی را درک نکرده بودند نمیدونستند که فقط باورهاشون هست که داره زندگیشون رو خلق میکنه و بینهایت کج فهمی در ذهن افراد مذهبی و به اصطلاح نزدیک به مذهب نسبت به آیات قرآن و ترجمه حقیقی آیات آن و قوانین خداوند وجود داشته و نتونستند خودشون و خداوند رو درک کنند و اومدن ماهیت انسانی به خدا دادند و اون رو یک انسان قویتر و بزرگتر ومهربانتر و دلسوزتر در نظر گرفتند،از طرفی هم هرچه تلاش کردند نتونستند ثروتمند بشن چون نتونستند ریشه همه ناکامیهاشون رو بشناسند بنابراین این ضعف ونا توانایی شون در پول ساختن و ثروتمند شدنشون رو به گردن خدا انداختند و و نتونستند علت واقعی را بفهمند و درک کنند و اون رو تغییر بدند تا موفق بشند و اومدند گفتند حتماً خدا نمیخواد که ما ثروتمند بشیم،یعنی ذهن نمیتونه در حالت ناکامی به زندگی ادامه بده حتماً باید بهانهای برای نرسیدن به خواستههاش و برای توجیه خودش بتراشه حتی شده علت ناکامیهاش را بیندازه گردن خداوند
خداوندا ازت میخوام هدایتم کنی که اون باورهای پنهان شده در لایههای بسیار بسیار زیرین و عمیق ناخودآگاهم در مورد بدی ثروت و خوب نبودن ثروت و تضاد وحشتناکی که در مورد خوب بودن و با خدا بودن با ثروتمند بودن تو ذهنم هست را پیداشون کنم و آگاه بشم بهشون ،چون اون موقع یک کودک بودم و براساس ذهن بچگی خودم بدون هیچ تحلیلی در مورد درست بودن یا نادرست بودن اون افکار پذیرفتمشون و فرو بردم تو ناخودآگاهم و نمی دونستم که می تونم در موردشون بیشتر فکر کنم که آیا حقیقت دارند یا نه؟ نمی دونستم که می تونم درستی یا نادرستی اون حرفها را چک کنم و بررسی کنم و بعد قبولشون کنم،،نمی تونستم تحلیلشون کنم چون ذهن تحلیلی قوی ای اون موقع نداشتم و تو آگاهی به من و به باورهای من و میدونم که بهم میگی و هدایتم میکنی تا بتونم پیداشون کنم و از اول درستی یا نادرست بودنشون رو تحلیل کنم و بتونم با منطق بپذیرم که آیا درستند و حقیقت دارند ؟ یا نه، اشتباه بوده و حقیقت ندارن
ولی در کل میدونم که باورهای نامناسبی در مورد ثروت و پول در ذهنم دارم و همیشه از بچگی بارها و بارها شنیدم که
پول چرک کف دسته!!!،پول کثیفه و همیشه بعد از شمردن پولهای کاغذی یا دست زدن به پول پدرم ما را مجبور میکرد که حتماً دستان خود را بشوییم و این باور را داشت و به ما هم منتقل کرد که پول توی دست همه بوده و کثیفترین چیز دنیا هست و حتماً اگر بهش دست زدی باید دستانت را بشوی در حدی که احساس میکردی پول نجسه،اینقدر پول را کثیف می دونست
و همیشه از صبح تا شب از مادرم و دیگر اعضای خانواده میشنیدم که پول کمه و پول نیست و اگر بخوای یه لقمه نون در بیاری باید پدرت در بیاد و میدیدم که چگونه پدر و مادرم صبح و شبشون رو به هم دوخته بودن تا پول به دست بیارن و هرچه تلاش میکردند به جایی نمیرسیدن انها سخت کار میکردند و هر کسی که در اطراف من و فامیل من بود میشناختم هم همینطور بود ولی به هیچ جا نمیرسیدند و اعتقاد داشتند که نون حلال کمه و پول حلال به سختی به دست میاد ،یعنی هم باور کمبود داشتند و هم باور بد بودن پول و هم باور سخت بودن به دست آوردن پول
و بعد از اون هم که کمی بزرگتر شدیم فیلمها و سریالهای تلویزیونی و انیمیشنها و فیلمهای کارتونی و کتابها معلمها و مذهبیها و تمام کسانی که میشناختیم و یا در اطراف ما بودند و صحبتهای آنها را میشنیدیم ذهن ما را با باورهای متضاد با ثروت و بد بودن پول و ثروت و بد بودن همه ثروتمندان و دشمنی سرسخت خداوند با ثروتمندان که از نظر اونها همیشه خداوند با ثروتمندان دشمنی داشت،بمباران کردند یعنی ذهن من مثل خیلی از همسالان مذهبی خودم در آن زمان با باورهای ضد ثروت و بد بودن پول و باورهای کمبود بمباران شده است هر کتابی که میخوندیم هر فیلم یا سریالی که میدیدیم هر کدام از معلمهامون که در این مورد باهامون صحبت میکردند ،در تمام احادیثی که از امامان و پیامبر نقل میکردند برامون و تمام معانی که از قرآن و ترجمههای قرآنی به ما میگفتند و میدیدیم ،هر تصویر یا فیلمی یا عبارتی یا کتابی که در مورد آدم خوب و مومن و با خدا بودن به ما نشان میدادند یا میدیدیم این پیغام را به صورت تصویری و شنیداری و تجسم و ذهنی به ما میداد که ثروت و پول بده و آدم را از خدا دور میکنه و خدا با ثروتمندان دشمن هست و ثروتمندا آدمای کثیفی هستند و آدمای ظالمی هستند آدمایی هستند که جهنمی هستند و آدمایی هستند که خدا بهشون ثروت داده تا یه موقع صورتشون رو بالا نکنند و نخوان بگن یا خدا ،چون که خدا نمیخواد صورت کثیفشون را ببینه،و همیشه به ما میگفتند هر چقدر بیشتر ثروت داشته باشی اون دنیا باید حساب و کتاب همه مال و اموالت رو پس بدی و باید جواب تک تک پول ها و ثروتهایی که داشتی ،تک تک سکههایی که به دست آوردی را پس بدی و بگی کجا خرجشون کردی و چیکارشون کردی و در چه راهی خرجشون کردی،اگر در راه خدا خرج نکرده باشی که دیگه حسابت پس معرکه است واون دنیا تمام اون سکههایی که به دست آوردی رو داغ میکنند و صورتت را با اونها داغ می کنندو آتیشت میزنند،چون که این همه ثروت به دست آوردی ولی نمیتونی بگی چیکارشون کردی (درست مثل مامان باباها که وقتی یه پولی رو بهت میدادن که بری یه چیزی رو بخری باید حساب تک تک چیزهایی که خریدی و پولی که داشتی رو بدونی و بتونی جواب پس بدی) حتی یک شعری رو از بهلول (که به ما می گفتند از یاران نزدیک یکی از امامان بوده و عالمی بوده که خودش را به دیوانگی زده بوده که حاکمان ظالم کاریش نداشته باشند)میگفتند که آتیش کوچیکی رو در کوچه درست کرده بوده واز روش میپریده و یه بیت شعر که کل داراییش رو توش میتونسته بگه ،بس که فقیر بوده و چیزی نداشته،را تو یه لحظه میگفته از روی آتیش میپریده و این پیغام رو داشته میداده که هرچه فقیرتر باشی و بیچیزتر باشی و از مال دنیا هیچی نداشته باشی و یا کمتر داشته باشی اون دنیا راحتتری و حساب و کتابت راحتتره و ازت میگذرن و اذیتت نمیکنن ولی وقتی ثروتمند باشی و خیلی مال و اموال تو دنیا داشته باشی اون دنیا خیلی اذیتت میکنند و باید حساب و کتاب همه چیزها یی که داشتی توی دنیا رو پس بدی که چیکارشون کردی و در چه راهی خرجشون کردی و چه جوری مصرفشون کردی
واقعاً با وجود این همه باورهای مخالف ثروت و پول و این همه باورهای بدی که در مورد ثروتمند شدن و پول داشتن و پولدار بودن تو ذهن من و خیلی آدمهای مذهبی فقیر دیگه که کودکی مشابهی با من داشتند و گذروندند آیا می تونی هیچ وقت تا آخر عمرت روی ثروت و ثروتمند شدن و ثروتمند بودن رو ببینی؟ اصلا پول و ثروت طرفت میاد؟
بارها و بارها و بارها در زندگیم تلاش کردم که زندگی خوبی داشته باشم و بتونم راحت زندگی کنم سخت کار کردم و سختی و رنج کشیدم تا مثلاً پول حلال به دست بیارم ولی نتیجه انجام این کارهایی که به ما میگفتند برای زندگی خوب و راحت داشتن لازم هست انجام بدی،چی شد؟تقریباً هیچی و بعد از سالها تلاش و کوشش و رنج و سختی کشیدن که به یه حد متوسطی از داشتن یک خونه و ماشین و یک شغل متوسط رسیده بودم یک دفعه شرایطی پیش آمد و ایجاد شد در زندگیم که حتی از قبلش هم بدتر شد و تقریباً داشت به منفی صفر میرسید(اگر خداوند کمکم نکرده بود)،واقعاً همینطور که استاد میگن تا وقتی این باورها در ذهن ما وجود داشته باشند و نادرستیشون رو برای خودمون مشخص نکرده باشیم, همچنان کار میکنند و شرایط را از قبل هم بدتر میکنند و حتی اجازه نمیهند در حد متوسط و یک زندگی بخور نمیر داشتن هم بمونی و شرایط مالی رو هر دفعه از قبل هم بدتر و بدتر میکنند دقیقاً مثل بازی مار پله که هر چقدر هم از نظر مالی با تلاش و کوشش رشد کرده باشی در یک لحظه نیش میزنند و تو رو از نظر مالی سالهای سال عقب میرونند و عقب نگه میدارند،طوری که اصلاً نمیفهمی از کجا خوردی
وقتی نعمتها وارد زندگی شما میشوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر میشود، چقدر در لایههای پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمتها به زندگیتان را حس میکنید؟
همیشه و همیشه این احساس گناه را به شدت داشته ام و نمی تونم بگم درست شده ،ولی به لطف هدایتم به دوره احساس لیاقت این مسأله برام واضح تر شده که علت از دست دادن ماشینم و طلاهام و وسایل خونه ام همین باورهای متضاد با ثروت هستند در ذهنم و احساس گناهی که به خاطر داشته هام در قبال دیگران می کردم و در حقیقت با دست خودم دادمشون رفت تا دیگه منم مثل بقیه چیزی نداشته باشم و در ناخودآگاه احساس گناه نکنم
چقدر احساس میکنید که با ورود این نعمتها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟
می خواستم بگم هیچ وقت احساس نمی کردم که ممکنه حق دیگران ضایع شده باشه ولی یادم اومد همین چند روز پیش که همکارم بهم پیام داد که توی قرعه کشی مشهد اسمتون در اومده باوجود اینکه خیلی خوشحال شدم و یادم اومد چند روز پیش یه دفعه دلم یک سفر زیبای مشهد را خواسته بود و خداوند به خواسته من بصورت شخصی از راهی که اصلا فکرش را نمی کردم پاسخ داده ولی بخاطر باورهای متغایر با قوانین جهان هستی که هنوز در ذهنم هست چون دوستام و همکاران دیگه ام اسمشون در نیامده بود احساس گناه می کردم ،و این در حالی بود که من روی خودم کار کرده بودم و طبق قانون با وجود اینکه در مرخصی بودم بازهم اسم من در قرعه کشی در اومده بود , واقعاً احساس می کنم نعمتها همیشه به سمت من روان هستند اما خودم پسش می زنم ،ته ناخودآگاهم میگم نه حیفه،حالا بذار بعدا،چرا به زحمت می افتی،پس بقیه چی؟ نه من نمی خوام حق کسی را بگیرم،چون همیشه یادمون داده بودند که اول بذار گیر بقیه بیاد بعد اگر چیزی موند برای خودت بردار،چون باور داشتیم همه چیز کمه و چون نعمتها کم هستند پس از حق خودت بگذر تا گیر بقیه بیاد،حالا تو می تونی صبر کنی،تو بزرگتری و!!!! و خودمون رو اصلا لایق داشتن نمی دیدیم،من خیلی ضربه ها را از عدم احساس لیاقت داشتن در زندگیم خوردم
چقدر در مراودههای خود، این صحبتها در زبان یا فکر شما میچرخد که:
فلانی که اوضاع مالیاش خوب شده، خدا میداند چه بیعدالتی، دزدی یا حقخوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
این یکی ،کمی کمرنگ تر شده ولی همین که میترسم که ثروتمند بشم نشون دهنده اینه که هنوز این باور هم در من وجود داره و داره کار میکنه
پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛
حقیقتش به زبون نمیارم چون خیلی وقته با مفاهیمی که استاد میگن آشنا شدم ولی میدونم که این باورهای مخالف پول در ذهن من وجود داره
چقدر میترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت میکند؟
این را هم همیشه شنیده بودم که مرد که شلوارش دوتا میشه دیگه نمیشه بهش اعتماد کرد و این باور رو درما ایجاد میکرد که اگر همسرت ثروتمند باشه حتماً میره یه زن دیگه میگیره و نباید هیچ وقت یقه پیراهن همسرت نو بشه یعنی نشون میداد که نخواه که همسرت ثروتمند بشه چون در این صورت به اولین کسی که خیانت میکنه تو هستی،پس قانع باش به همین زندگیت و یه نون بخورونمیر داشته باشی بهتر از اینه که با ثروتمند شدن همسرت و آزادی مالیش تو بدبخت بشی و تو رو از زندگیش بیاندازه بیرون!!!! اصلاً فکر نمیکردم که من هم این باور را دارم ولی نشانهاش اینه که همیشه درآمد همسرم از من کمتر بوده و معمولاً تا دوم یا سوم ماه بیشتر پول نداشت و هم خانواده فقیری داشت و هم خودش همیشه بیپول و فقیر بود،و همیشه من خودم باید هزینههای زندگی را متقبل میشدم
یعنی همین باورهای من بوده که اجازه نمیداده حتی همسرمن از عهده خرج و مخارج زندگیمون بر بیاد چه برسه به اینکه همسر ثروتمندی داشته باشم
چقدر در رفتارها یا برداشتهای ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
واقعا همیشه ثروت در ذهن من بار منفی داشته و حتی چند روز پیش که در تمرین جلوی آینه برای خودم آرزو کردم که ثروتمند بشم حس کردم که در اعماق ذهنم و ناخودآگاهم احساس بدی پیدا کردم و انگار برای کسی آرزوی عاقبت بخیر نشدن کردم یعنی در ذهن من ثروتمند بودن آخر و عاقبت خوبی نداره و عمیقاً به خاطر همون باورهای اشتباه ه دلم نمیخواد که ثروتمند بشم چون میترسم که به گناه کشیده بشم و از راه خدا دور بشم!!!!
چقدر نسبت به درستکاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟
همیشه چون توی تمام فیلمها و سریالها و کتابها و حتی در مدرسه و از زبان معلمها و کسانی که قبولشان داشتم میشنیدم که ثروت آدم را از خدا دور میکنه و ثروتمندان باید جواب خدا را بدن همیشه ذهنیت بدی نسبت به ثروتمندان داشتم و افراد ثروتمند را ادمهای نادرست و بیایمانی و بیخدایی میدونستم و همیشه فکر میکردم که ثروتمندان از خدا جدا شدند و خداوند اصلاً ثروتمندا را دوست نداره و اصلاً باهاشون حال نمیکنه،همیشه فکر میکردم که ثروتمندا آدمای جهنمی هستند،و چون به ما گفته بودند که نون حلال کمه و به سختی هم به دست میاد پس بنابراین خود به خود به ثروتمندا که این همه پول و ثروت ذخیره کرده بودند شک میکردم که حتماً از راه نادرست و دزدی و کلاهبرداری و حق مردم خوری و نزول خوری کلاً راههای نادرست به ثروت رسیدهاند وگرنه از راه حلال که نمیشه این همه پول و ثروت داشت
در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟
در ذهن من به شدت پول و ثروت در مقابل معنویت و خداوند و درستی و انسانیت قرار داره و این باورها خیلی خیلی قدیمی هستند و این الگوی همیشگی ذهنی من بوده که ثروتمندا را آدمهای بدی میدونسته و پول و ثروت را جدا از معنویت و در مقابل خداوند قرار میداده
تجربههای خود یا افرادی را بنویسید که بهخاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش میکنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک میکند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور میکند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درستکار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش میکنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.
در زندگی خودم و پدر و مادرم که به شدت این باورهای نامناسب مذهبی و فرهنگی ضد ثروت و پول و تضاد ثروت و پول با درستی و درستکاری در ذهنمون بوده شاهد بودم که با وجود اینکه همیشه سختی زیادی رو در زندگی میکشیدیم و سعی میکردیم از راه درست مثلاً بدون هیچ کار نادرستی زندگی خوبی داشته باشیم و پول و ثروت داشته باشیم اما همیشه عمرم و همچنین در تمام طول زندگی پدر و مادرم همیشه هشتمون گرو 9 مون بوده و همیشه با وام و قرض و بدهکاری و سختی و رنج فراوان زندگی رو گذروندیم بدون اینکه حتی یک مسافرت نسبتاً خوب در داخل یا خارج را بتونیم تجربه کنیم یا حتی از عهده مخارج یک ماه زندگی خودمون کامل بر بیایم یا بتونیم یک زندگی حتی نسبی مرفه داشته باشیم و البته ته ذهنمون هم خیلی ناراحت نیستیم که این چنین زندگی سختی را گذروندیم چون فکر میکنیم در مسیر درست بودیم و خداوند اون دنیا به ما پاداش میده و بخاطر این سختیها و رنجهایی که کشیدیم و نخواستیم از راه خداوند دور بشیم و ثروتمند زندگی کنیم،اون دنیا خدا به ما پاداش میده و از گناهان ما میگذره،،زهی خیال باطل!!!!
ب)
همچنین، اگر روی دورههای روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3 کار کردهاید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهیهای این دورهها:
من هنوز روی این دوره ها کارم را شروع نکردم ولی با توجه به تمرین جلسه هفدهم پروژه تغییر را در آغوش بگیر که دیروز یعنی یکشنبه شانزدهم آذر ماه سال 1404 انجام دادم و اهرم رنج و لذت مربوط به تغییر این باور مذهبی متضاد با ثروت را نوشتم و به خودم و به خدای خودم متعهد شدم که انجامش بدم هر چقدر هم که زمان و انرژی بخواد،انشاالله میام و از نتایج این تغییر بزرگ در باورهای ذهنیم ،در زندگیم و شرایط مالیم و بهبود رابطم با خداوند مینویسم
چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
به چه ایدهها و فرصتهایی هدایت شدید؟
چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدمهایی وارد زندگی شما شدند؟
چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟
به نام خدا
سلام به همگی
چند بار توی احساساتم نسبت به ثروتمندا متوجه شدم از افراد ثروتمند بدم میاد
روی این موضوع کار کردم و خداوند منو هدایت کرد به فیلمی که در ان یک یهودی(اکثریت یهودیان افرادی با ذهنیت ثروتمند هستن،توی این فیلم این فر یهودی ثروت نداشت ولی شخصیت خیلی خوبی داشت) در جنگ جهانی دوم به خاطر شرایطی که پیش اومد و دقیقا مطابق قوانین الهی رفتار کرد ،بسیار انسان خوبی بود ،بخشنده بود ،مهربان بود
تلاشگر بود و فهمیدم وقتی سعی می کنی روی خودت کار کنی افرادی رو می بینی و شرایطی رو تجربه می کنی که باورهای جدید تو را تایید می کنند
و من این باور رو دارم روش کار می کنم که” افراد ثروتمند خیلی خوب هستن “که نزدیک ترین اونها مادرم هست که به لحاظ فرکانسی بسیار ذهنیت ثروتمندی داره و وقتی نشستم بررسی کردم، دیدم از طرف مادرم خیلی حمایت شدم خیلی بهم ارزش قائل شده مادرم ،خیلی توی زندگی کمکم کرده به رشد و پیشرفت
و یک دوستی دارم که اونم خیلی ثروتمنده هم به لحاظ ذهنی هم واقعیت زندگی و بسیار به من محبت کرده و خیلی روزهای خوبی رو باهاش تجربه کردم .
این فیلمی که دیدم مهر تاییدی زد بر این موضوع که افراد ثروتمند خیلی افراد خوبی هستن و بیشترین احساس خوب را در کنار افراد ثروتمند می شود تجربه کرد.
سلام به استاد عزیزم مریم مهربان و دوستان فوق العاده ام
قطع شدن اینترنت برام برکتی شد که بصورت تمرکزی روی روانشناسی ثروت 1 کار کنم اما با وجود اینکه زمان زیادی برای درک دوره گذاشتم نشونه ها خیلی کمرنگ بود و مداوم این نجوا رو داشتم که لایق ثروت نیستم. و باید بیخیال بشم
از طرفی مداوم جمله شما رو در ذهنم تکرار میکردم که نتایج به اندازه ای وارد زندگی میشه که من باورم تغییر کرده باشه و من نباید عجله کنم و هر جا هستم مطابق باورم هست ؛ بنابراین همزمان با روانشناسی ثروت دوره لیاقت رو هم از دیشب استارت زدم و به این فایل که قبلا دانلود کرده بودم هدایت شدم
من روی رابطه ثروت و معنویت قبلا کار کرده بودم اما عمیق نبود این فایلتون برام معجزه شد و درک بالاتری بهم داد
فقط با یه بار گوش دادن این فایل اتفاقات عجیبی ظرف یه ساعت برام افتاد
اول اینکه یه سری خریدها باید توسط من انجام میشد و یه جوری بار اضافه برام داشت که در نهایته معجزه یکی از دوستانم « همون موقع » تاکید میکنم همون موقعی که داشتم فایل رو یادداشت برداری میکردم برام تهیه کرد
دومین مورد اینکه همون دوست عزیزم در مورد املاک پدربزرگش که پنجاه سال پیش فوت کرده بود و الان درگیر انحصار وراثتش بودن سر صحبت رو باز کرد و گفت که لابلای اسناد قدیمی یه مغازه توی گرونترین قسمت شهر شیراز و یه روستا که الان جزیی از بافت شهر شده به نام پدربزرگش پیدا شده و ایشون خیلی ذوق داشت ( این مساله برای من یه نشانه بود که با گوش دادن به یه فایل و فکر کردن به رابطه مناسب بین ثروت و خداوند ، مسیر برکت میتونه از هزاران راه ایجاد بشه )
سومین نشونه برام این بود که مدتی هست برای جابجایی حسابهام از یه حساب به یه حساب دیگه یه مشکل قانونی داشتم و ایده ای برای رفع این چالش برام اومد . این حساب واقعا فکرم رو درگیر کرده بود و چالش بزرگی برام بود که انشاله با این ایده به راحتی میتونم به خواسته ام برسم
خواستم این رو به خودم تاکید کنم که اگه نتیجه نیومده ، یه مسئله باوری تو فکرمه و باید اصلاح بشه تا اتفاقات بیرون عوض بشه