همین لحظه بهترین زمان برای شروع است


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است
این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.

این فایل درباره درک «قانون تکامل» در مسیر رسیدن به استقلال مالی است. قانونی که رعایت آن، رمز رسیدن به ثروت پایدار از مسیر هموار است. بر اساس قانون تکامل، در جهان هیچ چیز یک‌باره به نقطه کمال نمی‌رسد. هر نتیجه‌ای، محصول طی کردن مرحله‌به‌مرحله‌ی مسیر است؛ همان‌طور که درخت یک‌باره تنومند نمی‌شود و خورشید ناگهان طلوع و غروب نمی‌کند، انسان هم نمی‌تواند یک‌شبه ثروتمند، موفق یا در هیچ مهارتی درجه‌یک شود. ریشه بسیاری از شکست‌ها این است که افراد می‌خواهند بدون طی کردن این مسیر طبیعی، مستقیماً به نتیجه برسند؛ در حالی‌که ساختار جهان بر اساس حرکت تدریجی، تجربه و یادگیری پله‌پله تنظیم شده است.

از نظر استاد عباس منش، این تصور که برای شروع یک کسب‌وکار حتماً به سرمایه‌ی بزرگ، وام بانکی یا قرض سنگین نیاز است یک باور خطرناک است که نه تنها فرد را به موفقیت مالی پایدار نمی رساند بلکه موانع بسیاری در مسیر او ایجاد می کند و مرتبا فرد را از این مانع به مانع بعدی مواجه می کند. زیرا اگر کسی نتواند با پول بسیار اندکی که اکنون دارد، آن را اندکی بیشتر کند، در عمل مهارت ثروت‌آفرینی را در خود نساخته است؛ و وقتی این مهارت شکل نگرفته، داشتن سرمایه‌ی بزرگ نه‌تنها کمکی نمی‌کند، بلکه معمولاً به نابودی آن سرمایه منجر می‌شود. از نگاه استاد عباس منش، ثروت پایدار، قبل از آن‌که در حساب بانکی دیده شود، در باورهای قدرتمندکننده و ثروت آفرینی که فرد در ذهن خود می سازد، شکل می‌گیرد. اصلی اساسی که دوره روانشناسی ثروت 1، استاد آموزش آن است.

استاد تأکید می‌کند که بهترین زمان و مناسب‌ترین وضعیت برای شروع، همین لحظه و همین شرایط فعلی هر فرد است. این‌که انسان زندگی خود را پشت جمله‌ی «اگر پول داشتم، من هم می‌توانستم فلان مغازه، رستوران یا پاساژ را بزنم» پنهان کند، نوعی فرار از پذیرش قانون تکامل و برداشتن اولین قدم با امکانات کنونی است. واقعیت این است که هیچ ثروت بزرگی یک‌باره شکل نگرفته؛ هر مجموعه‌ی بزرگی که امروز می‌بینیم، حاصل سال‌ها شروع‌های کوچک، سودهای جزئی، تجربه‌های تلخ و شیرین و رشد تدریجی است. به همین دلیل، استاد بر این اصل پافشاری می‌کند که اگر می‌خواهیم به ثروت‌های بزرگ برسیم، باید تمرین کنیم همین سرمایه‌ی کوچک فعلی را رشد دهیم و قدم‌های کوچک اما واقعی برداریم.

فایل، نگاهی مهم به نقش والدین در تربیت مالی فرزندان نیز دارد. به‌جای این‌که والدین برای شروع هر کار، سرمایه‌ی آماده در اختیار فرزند قرار دهند، بهتر است به او باور، اعتمادبه‌نفس و جسارت تجربه‌کردن را منتقل کنند. کمک مالیِ بدون طی شدن مسیر رشد، شبیه بیرون کشیدن زودهنگام پروانه از پیله است؛ ظاهراً کمک به نظر می‌رسد، اما در حقیقت، مانع شکل‌گیری توان پرواز او می‌شود. فرزندی که یاد می‌گیرد برای رسیدن به خواسته‌اش باید کاری انجام دهد، مسئولیت بپذیرد و خلاقیت به خرج دهد، در حال ساختن مهارت بنیادی موفقیت و ثروت‌آفرینی است؛ مهارتی که او را در تمام عمر محکم‌تر و بی‌نیازتر از پول آماده‌ی دیگران می‌کند.

از نگاه استاد، یکی از جدی‌ترین آسیب‌ها در مسیر ثروت‌آفرینی، شروع کار با وام و بدهی است. بسیاری از افراد هنگام گرفتن وام فقط لحظه‌ی دریافت پول و هیجان شروع کار را می‌بینند، اما توجهی به بهره‌های سنگین، بازپرداخت‌های طولانی و فشار روانی تعهدات مالی ندارند. این بدهی‌ها، ذهن فرد را پر از ترس و نگرانی می‌کند؛ ترس از سررسید قسط، ترس از نرسیدن درآمد. این نگرانی دائمی، طبق قوانین الهی و قانون جذب، وضعیت‌های مشابهی از کمبود و اختلال مالی را جذب می‌کند. در چنین فضایی، به‌جای آن‌که ذهن در آرامش، خلاق و الهام‌پذیر باشد، مدام درگیر اضطراب می‌شود و همین اضطراب، فرد را به تصمیم‌های مخرب‌تری مانند گرفتن پول نزولی یا فروش دارایی‌ها زیر قیمت سوق می‌دهد.

بخش مهم دیگری از این آموزش، نقد استفاده از دسته‌چک و خریدهای چکی و قسطی است. از نگاه استاد، چک در بسیاری از موارد به معنای تصاحب چیزی است که هنوز لیاقت مالی آن در فرد شکل نگرفته است. وقتی انسان روی پولی که اکنون ندارد حساب می‌کند و تعهد آینده می‌دهد، ناخواسته زندگی‌اش را بر پایه‌ی فرض‌های نامطمئن و آینده‌ای مبهم می‌چیند. از لحظه نوشتن چک، ذهن درگیر این پرسش می‌شود که آیا تا زمان سررسید، درآمد کافی خواهد بود یا نه؛ این نگرانی مداوم، آرامش ذهنی را می‌گیرد و فضای درونی را از ترس و اضطراب پر می‌کند. طبق قانون، ایده های ثروت ساز سراغ ذهنی می رود که آرام است

در نقطه مقابل، استاد یک اصل روشن و ساده ارائه می‌کند: تنها زمانی چیزی را بخر که پول نقد آن را در اختیار داری و فقط روی آن‌چه «اکنون داری» حساب کن، نه روی آن‌چه «شاید بعداً داشته باشی». این شیوه، شاید در ظاهر برخی خریدها را عقب بیندازد، اما نتیجه‌اش زندگی‌ای است با استرس کمتر، آرامش بیشتر و احساس تسلط بالاتر بر شرایط. وقتی ذهن از فشار بدهی، وام و چک خالی می‌شود، دوباره توانایی خود را برای دریافت الهامات ثروت‌آفرین بازمی‌یابد؛ ایده‌هایی که در آرامش ذهنی به سراغ انسان می‌آیند و گاه چندین برابر پولی که قرار بوده با وام یا چک فراهم شود برای او ایجاد می‌کنند.

جهان بر مبنای قانون تکامل اداره می‌شود؛ بنابراین مسیر ثروت واقعی، فقط از راه رشد تدریجی، شروع با امکانات موجود و ساختن مهارت و لیاقت درونی می‌گذرد.

  • اولین قدم را با همان‌چه اکنون داری، بردار.
  • از بهانه‌ی نداشتن سرمایه دست بردار.
  • از وام و بدهی و چک دوری کن.
  • برای خود پشتوانه و پس‌انداز بساز.
  • به فرزندانت به‌جای پول آماده، باور توانستن و جرأت شروع کردن را هدیه بده.
  • و با ایمان به خداوند و قوانینش، اجازه بده آرامش ذهنی‌ات درها و ایده‌هایی را به روی تو بگشاید که ثروت و موفقیت را به شکلی عمیق، پایدار و ریشه‌دار وارد زندگی‌ات می‌کند.

نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1634 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سمیه مصطفائی» در این صفحه: 2
  1. -
    سمیه مصطفائی گفته:
    مدت عضویت: 3835 روز

    سلام دوستان عزیزم

    سلام استادِجان و سلام مریم شایسته دوست داشتنی …

    میگم چه خوبه هر روز یه قسمت سایت نظر میذاریم ??

    من به قانون تکامل ایمان پیدا کردم از وقتی که یادم میاد عضو سایت شدم جسته و گریخته یکی دوتا فایل دانلود میکردم گاهی چندتا نظر میخوندم و فکر میکردم همین که گاهی فکر ای مثبت کنم کافیه…تا اینکه تونستم با پول عیدی ام دوره راهنمای عملی رو بگیرم و تقریبا من سال ۹۶ یه جورایی عضویتم جدی تر شد و چندتا قسمت از دوره قانون آفرینش هم گرفتم و پارسال من واقعا خودم حس کردم که چقدر دارم عوض میشم البته در بطن قضیه ک باشی زیاد متوجه تغییر نمی شی ولی همین که یه پلی بَک به گذشته میزدم می گفتم واااای من چه فکرها و باورهایی داشتم …اینا همش در مرحله شناخت بود، تازه کشف کرده بودم که قبلا اشتباه میکردم و الان فهمیدم که باید یه سری باورهای جدید در خودم بسازم ، بنظرم همین خودش کلی وقت و انرژی میخواد پذیرش اشتباه! تصمیم به تغییر! قدم اول …

    امسال هم دوباره با پول عیدی ام دوره عشق و مودت رو گرفتم و دارم با آموزش های استاد پیش میرم ، خودم میفهمم چقدر از درون بزرگ شدم، چقدر خوشحالم از مسیری که دارم میرم، چقدر لذت بخشه برام این راه ، ناشکری میشه اگه بگم چون اتفاقات خارق العاده برام نیفتاده پس نتیجه ای هم نگرفتم، چون من هنوز باورهامو تغییر ندادم ولی خب خودم میفهمم که دارم تکامل ام رو طی میکنم.

    مثلا با دوره راهنمای عملی تصمیم گرفتم برم سراغ آموزش نقاشی از همون موقع شروع کردم و الان چندتا تابلو رنگ روغن دارم ک روی دیوار خونه مون ک خودم کشیدم?? و همچنان دارم ادامه میدم …وقتی تازه شروع کرده بودم خیلی عجله داشتم که زود یاد بگیرم و همش هم نگران بودم و ترس داشتم اگه یه قسمت رو خوب نمی کشیدم کلی غصه میخوردم که چرا نشد پس ، نکنه من استعداد ندارم ، نکنه بد بشه ، نکنه استادم بگه این شاگرد خنگ چیه ، نکنه ..، نکنه…، وقتی برمی گشتم از کلاس دقیقا یادمه تو تاکسی ک می نشستم اینقدر با خودم کلنجار میرفتم ک متوجه نمیشدم کی می رسیدم خونه ، از اون طرف هم داشتم فایل های استاد رو گوش میدادم که نباید حالم بد بشه ، یه جورایی در درونم یه جنگی بود ، میرفتم سر کلاس گاهی جرات نمیکردم اصلا رنگ بذارم رو بوم همش منتظر بودم استادم بیاد بگه چیکار کنم چیکار نکنم ، ولی خب بالاخره که چی ؟! یه چند باری که می نشستم یه ساعت تمام با ظرافت یه قسمت کوچیک رو کار میکردم استادم می اومد به راحتی با یه قلموی بزرگ کل قسمتی رو ک کشیده بودم کامل رنگ میاورد روش و میگفت این چیه کشیدی ?! دیگه کم کم داشت ترس ام از بین میرفت ، گفتم اشکال نداره اگه خراب هم بشه دوباره میشه درستش کرد ، استادم میگفت باید خرابش کنی ، ترس ات بریزه ، می گفتم استاد چرا مثل نقاشی شما نمیشه ! میگفت دختر خوب من سی ساله دارم نقاشی میکشم تو میخوای از همین اول مثل من بشه نقاشی ات?

    اینجوری مرحله مرحله پیش رفتم هم اعتماد ب نفسم بیشتر شد ، هم تونستم بهتر بکشم ، هم دیگه الان ک میرم سر کلاس اونقدر غرق کار میشم گاهی یادم میره به استاد بگم بیاد بعضی قسمت ها رو بهم بگه چیکار کنم خودم میزنم رنگ ها رو دیگه آخرش درست میشه ?

    میدونین دوستان عزیزم کار نشد نداره اصلا وقتی شروع میکنی و دوره تکامل رو طی میکنی حتما میشه ، فقط اولش این نجواهای شیطان گاهی آدم رو دیوونه میکنه بس که میگه نمیشه ، دیدی نشد! دیدی نتونستی!

    دیگه باید قوی بود این نجواها رو نادیده گرفت و پیش رفت ، واسه همینه که استاد میگن کار فکری خیلی بیشتر لازمه تا کار جسمی، چون وقتی ذهن تو کنترل کنی و ذهن دستور بده جسم مجبوره به اطاعت…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای: