همین لحظه بهترین زمان برای شروع است


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است
این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.

این فایل درباره درک «قانون تکامل» در مسیر رسیدن به استقلال مالی است. قانونی که رعایت آن، رمز رسیدن به ثروت پایدار از مسیر هموار است. بر اساس قانون تکامل، در جهان هیچ چیز یک‌باره به نقطه کمال نمی‌رسد. هر نتیجه‌ای، محصول طی کردن مرحله‌به‌مرحله‌ی مسیر است؛ همان‌طور که درخت یک‌باره تنومند نمی‌شود و خورشید ناگهان طلوع و غروب نمی‌کند، انسان هم نمی‌تواند یک‌شبه ثروتمند، موفق یا در هیچ مهارتی درجه‌یک شود. ریشه بسیاری از شکست‌ها این است که افراد می‌خواهند بدون طی کردن این مسیر طبیعی، مستقیماً به نتیجه برسند؛ در حالی‌که ساختار جهان بر اساس حرکت تدریجی، تجربه و یادگیری پله‌پله تنظیم شده است.

از نظر استاد عباس منش، این تصور که برای شروع یک کسب‌وکار حتماً به سرمایه‌ی بزرگ، وام بانکی یا قرض سنگین نیاز است یک باور خطرناک است که نه تنها فرد را به موفقیت مالی پایدار نمی رساند بلکه موانع بسیاری در مسیر او ایجاد می کند و مرتبا فرد را از این مانع به مانع بعدی مواجه می کند. زیرا اگر کسی نتواند با پول بسیار اندکی که اکنون دارد، آن را اندکی بیشتر کند، در عمل مهارت ثروت‌آفرینی را در خود نساخته است؛ و وقتی این مهارت شکل نگرفته، داشتن سرمایه‌ی بزرگ نه‌تنها کمکی نمی‌کند، بلکه معمولاً به نابودی آن سرمایه منجر می‌شود. از نگاه استاد عباس منش، ثروت پایدار، قبل از آن‌که در حساب بانکی دیده شود، در باورهای قدرتمندکننده و ثروت آفرینی که فرد در ذهن خود می سازد، شکل می‌گیرد. اصلی اساسی که دوره روانشناسی ثروت 1، استاد آموزش آن است.

استاد تأکید می‌کند که بهترین زمان و مناسب‌ترین وضعیت برای شروع، همین لحظه و همین شرایط فعلی هر فرد است. این‌که انسان زندگی خود را پشت جمله‌ی «اگر پول داشتم، من هم می‌توانستم فلان مغازه، رستوران یا پاساژ را بزنم» پنهان کند، نوعی فرار از پذیرش قانون تکامل و برداشتن اولین قدم با امکانات کنونی است. واقعیت این است که هیچ ثروت بزرگی یک‌باره شکل نگرفته؛ هر مجموعه‌ی بزرگی که امروز می‌بینیم، حاصل سال‌ها شروع‌های کوچک، سودهای جزئی، تجربه‌های تلخ و شیرین و رشد تدریجی است. به همین دلیل، استاد بر این اصل پافشاری می‌کند که اگر می‌خواهیم به ثروت‌های بزرگ برسیم، باید تمرین کنیم همین سرمایه‌ی کوچک فعلی را رشد دهیم و قدم‌های کوچک اما واقعی برداریم.

فایل، نگاهی مهم به نقش والدین در تربیت مالی فرزندان نیز دارد. به‌جای این‌که والدین برای شروع هر کار، سرمایه‌ی آماده در اختیار فرزند قرار دهند، بهتر است به او باور، اعتمادبه‌نفس و جسارت تجربه‌کردن را منتقل کنند. کمک مالیِ بدون طی شدن مسیر رشد، شبیه بیرون کشیدن زودهنگام پروانه از پیله است؛ ظاهراً کمک به نظر می‌رسد، اما در حقیقت، مانع شکل‌گیری توان پرواز او می‌شود. فرزندی که یاد می‌گیرد برای رسیدن به خواسته‌اش باید کاری انجام دهد، مسئولیت بپذیرد و خلاقیت به خرج دهد، در حال ساختن مهارت بنیادی موفقیت و ثروت‌آفرینی است؛ مهارتی که او را در تمام عمر محکم‌تر و بی‌نیازتر از پول آماده‌ی دیگران می‌کند.

از نگاه استاد، یکی از جدی‌ترین آسیب‌ها در مسیر ثروت‌آفرینی، شروع کار با وام و بدهی است. بسیاری از افراد هنگام گرفتن وام فقط لحظه‌ی دریافت پول و هیجان شروع کار را می‌بینند، اما توجهی به بهره‌های سنگین، بازپرداخت‌های طولانی و فشار روانی تعهدات مالی ندارند. این بدهی‌ها، ذهن فرد را پر از ترس و نگرانی می‌کند؛ ترس از سررسید قسط، ترس از نرسیدن درآمد. این نگرانی دائمی، طبق قوانین الهی و قانون جذب، وضعیت‌های مشابهی از کمبود و اختلال مالی را جذب می‌کند. در چنین فضایی، به‌جای آن‌که ذهن در آرامش، خلاق و الهام‌پذیر باشد، مدام درگیر اضطراب می‌شود و همین اضطراب، فرد را به تصمیم‌های مخرب‌تری مانند گرفتن پول نزولی یا فروش دارایی‌ها زیر قیمت سوق می‌دهد.

بخش مهم دیگری از این آموزش، نقد استفاده از دسته‌چک و خریدهای چکی و قسطی است. از نگاه استاد، چک در بسیاری از موارد به معنای تصاحب چیزی است که هنوز لیاقت مالی آن در فرد شکل نگرفته است. وقتی انسان روی پولی که اکنون ندارد حساب می‌کند و تعهد آینده می‌دهد، ناخواسته زندگی‌اش را بر پایه‌ی فرض‌های نامطمئن و آینده‌ای مبهم می‌چیند. از لحظه نوشتن چک، ذهن درگیر این پرسش می‌شود که آیا تا زمان سررسید، درآمد کافی خواهد بود یا نه؛ این نگرانی مداوم، آرامش ذهنی را می‌گیرد و فضای درونی را از ترس و اضطراب پر می‌کند. طبق قانون، ایده های ثروت ساز سراغ ذهنی می رود که آرام است

در نقطه مقابل، استاد یک اصل روشن و ساده ارائه می‌کند: تنها زمانی چیزی را بخر که پول نقد آن را در اختیار داری و فقط روی آن‌چه «اکنون داری» حساب کن، نه روی آن‌چه «شاید بعداً داشته باشی». این شیوه، شاید در ظاهر برخی خریدها را عقب بیندازد، اما نتیجه‌اش زندگی‌ای است با استرس کمتر، آرامش بیشتر و احساس تسلط بالاتر بر شرایط. وقتی ذهن از فشار بدهی، وام و چک خالی می‌شود، دوباره توانایی خود را برای دریافت الهامات ثروت‌آفرین بازمی‌یابد؛ ایده‌هایی که در آرامش ذهنی به سراغ انسان می‌آیند و گاه چندین برابر پولی که قرار بوده با وام یا چک فراهم شود برای او ایجاد می‌کنند.

جهان بر مبنای قانون تکامل اداره می‌شود؛ بنابراین مسیر ثروت واقعی، فقط از راه رشد تدریجی، شروع با امکانات موجود و ساختن مهارت و لیاقت درونی می‌گذرد.

  • اولین قدم را با همان‌چه اکنون داری، بردار.
  • از بهانه‌ی نداشتن سرمایه دست بردار.
  • از وام و بدهی و چک دوری کن.
  • برای خود پشتوانه و پس‌انداز بساز.
  • به فرزندانت به‌جای پول آماده، باور توانستن و جرأت شروع کردن را هدیه بده.
  • و با ایمان به خداوند و قوانینش، اجازه بده آرامش ذهنی‌ات درها و ایده‌هایی را به روی تو بگشاید که ثروت و موفقیت را به شکلی عمیق، پایدار و ریشه‌دار وارد زندگی‌ات می‌کند.

نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1634 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «اميرحسین» در این صفحه: 1
  1. -
    اميرحسین گفته:
    مدت عضویت: 3193 روز

    سلام

    روزشمار تحول زندگی من

    روز 6

    قانون تکامل

    از اصلی ترین قوانین جهان هستی که بسیار بسیار فراموش شوندست و خیلی زود آدم یادش میره و حواسش نیست خیلی موقع ها که باید این قانون رعایت بشه تا به موفقیت لذت بخش و پایدار و از راه آسونش رسید

    ما چرا این قانون رو یادمون میره؟

    یکی از دلایلش اینه که ما چشم و هم چشمی یا مقایسه میکنیم خودمون رو و میخوایم به بقیه ثابت کنیم که ماهم تونستیم و ماهم بلدیم و ما هم موفقیم

    این بخاطر ضعف در عزت نفسه که میخوایم به بقیه نشون بدیم که ما تونستیم موفق بشیم و از اونجایی که راه موفقیت از تکامل میگذره، این افراد خیلی سریع دچار افسردگی و ناامیدی میشن و ضربه های سنگین میخورن

    اصلا ما چرا باید خودمون رو مقایسه کنیم با بقیه؟

    ما گذشته ای متفاوت از بقیه آدم ها داریم، ما باورامون با باورهای بقیه ممکنه تو یک سطح نباشه، یکی شاید لازم داشته باشه خیلی رو خودش کار کنه تا به اهدافش برسه، یکی ممکنه با مدت کوتاه تری به اهدافش برسه

    وقتی ما بک گراند هارو لحاظ نمیکنیم و نمیدونیم کجا بودیم و وضعیتمون چی بوده و خودمون رو مقایسه میکنیم با بقیه ای که شاید شرایط متفاوتی با ما داشته باشن، افسرده میشیم، فکر میکنیم قانون ایراد داره، فکر میکنیم برای ما جواب نمیده، فکر میکنیم بلد نیستیم و این حالت آدم رو بشدت سرخورده میکنه و واقعا حالش رو بد میکنه و باعث میشه طرف کلا بیخیال همه چیز بشه

    یا درحالت بدتر ممکنه طرف دست به کار های احمقانه بزنه مثل وام گرفتن، که استاد این موضوع بشدت تو جامعه ایران رواج داره و هرکیو میبینی میفهمی که وام گرفته و درگیره

    و به قول شما استاد وقتی طرف وام میگیره نمیدونه که اگه 100 میلیون وام گرفته، باید 130 میلیون پس بده، و حواسش نیست به حساب و کتاب

    گفتم یکی از مهمترین دلایلش ، مسابقه دادن با بقیه ست، آی فلانی اونکارو کرد ماهم بدوئیم کنیم، فلانی خونه خرید ماهم بدوئیم بخریم تا نگن عقب مونده از زندگی، فلانی ازدواج کرد ماهم بدوئیم با قرض و وام و بدبختی و به زور ازدواج کنیم تا بقیه نگن از زندگی عقب مونده ، تا بقیه نگن سنش رفته بالا، تا بقیه فکر کنن ماهم میتونیم

    وای استاد این حرف مردم زندگی های زیادی رو نابود کرده… و خیلی هم ریشه داره، مخصوصا تو خود من، که خیلی وقتا اصلا متوجه نیستم که این رفتارم ناشی از کمبود عزت نفسمه و حرف مردم مهمه برام، این موضوع حرف مردم بسیار بسیار ریشه دارتر از حرفاست و به این سادگیا نمیشه رفعش کرد و خیلی جاها خودش رو مخفی میکنه و آدم فکر میکنه کاملا حرف مردم براش نیست ولی دقیقا همون لحظه داره برای حرف مردم زندگی میکنه!!

    این اتفاق برای خودم افتاده، خیلی موقع ها رفتارهایی رو داشتم که فکر میکردم خب من چون حرف مردم برام مهم نیست اینکارو میکنم، ولی میدیدم که دقیقا بخاطر جلب توجهه که دارم اینکارو میکنم

    خیلی ریشه داره این موضوع و خیلی هم سخته تغییر دادنش

    یکی از دلایل رعایت نکردن و فراموش کردن تکامل عزت نفس پایین و حرف مردمه

    یکی دیگه ای دلایلش میتونه عجله باشه، باور به کمبود، تو کامنت قبلم در موردش توضیح دادم و اینجا بازهم توضیح میدم چون ایراد خودمه و میخوام بیشتر روش کار کنم

    اینکه طرف فکر میکنه سنم زیاد شده، مثلا تو بحث ازدواج فکر میکنه باید هرچه سریعتر ازدواج کنم چون این فرصت رو از دست میدم، چون سنم میره بالا و کسی حاضر نمیشه باهام ازدواج کنه، چون بقیه بهم فشار میارن

    فکر میکنه دیر شده، فکر میکنه زمان کمه برای لذت بردن و با کسی بودن و برای برقراری ارتباط،

    فکر میکنه باید هرچه سریعتر کسب و کار بزنم و سریع هم موفق بشم چون زمان کمه و من سنم رفت بالا و پیر شدم!

    و این باورها باعث میشه طرف با احساس بد و با احساس عجله و بدو دیر شد و سنم شد فلان حرکت کنه و طبق قانون اگه با احساس بد اقدام کنیم، 100% به شکست منجر میشه

    این یک قانونه، اگه با احساس بد (مثل عجله، مثل دیر شد، مثل وای عقب موندم، مثل تموم شد) اقدام کنیم، قطعا به شکست منجر میشه، حتی اگه ظاهرش زیبا باشه اون اول

    مثلا طرف وام گرفته و یه عالمه پول دستشه و خوشحاله و کسب و کار میزنه و شاد و شنگوله، اما آروم آروم میبینه که داره سقوط میکنه چون تکامل رو رعایت نکرده و حساب کرده رو چیزی که هنوز نداره،

    میره وام میگیره و یک کسب و کار نوپا میزنه، هنوز اون کسب و کاره رشد نکرده و خودشم هنوز درس هاش رو یاد نگرفته و اصلا درامدی نداره، اما باید سر ماه فلان قدر قسط وامش رو بده!

    باید هزینه های خودش رو داشته باشه و بده!

    باید هزینه های خانوادش رو بده، باید هزینه های کسب و کارش رو بده!

    و این احساس استرس و ترس از اینکه چجوری باید بده، طبق قانون شرایط رو براش بسیار سخت تر میکنه و به قول شما استاد دست به کارهای نامناسب میزنه مثل اینکه میره نزول میگیره ، مثل اینکه فرض زیر پاشو میفروشه، و کلا اوضاع وحشتناک میشه

    توی همین بحث ساخت باورها هم خیلی این مورد پیش میاد، برای خودم مخصوصا

    که میخوایم خیلی زود باور ساخته بشه، خیلی زود ثروت بیاد، خیلی زود همه چی عوض بشه، همش دنبال زود و سریع هستیم، و از مسیر لذت نمیبریم و حالمون خوب نیست و اگه حامون خوب نباشه اون باورهای درست اصلا کار نمیکنن و اصلا ساخته نمیشن و اصلا به خواسته هامونم نمیرسیم

    بسیار بسیار این موضوع عجله و دیر شد و زود باش ریشه داره

    تو همه چی هست اصلا

    تو سایت فلانی رو میبینیم که مثلا با 6 ماه عضویت به همه چی رسیده، ولی ما با چند سال عضویت به چیز خاصی در مقایسه با اون نرسیدیم، دیگه به همه چی شک میکنیم، اعتماد به نفسمون نابود میشه، افسرده میشیم، فکر میکنیم راه رو اشتباه رفتیم

    تمامش بخاطر حرف مردم و باور به عدم فراوانیه و درک نکردن قانون

    آقا من باید الان خودم رو با گذشته ی خودم مقایسه کنم، اگه قبلا تو پله ی 1 بودم و اومدم تو این سایت، الان شدم پله ی 100، اما یکی دیگه ممکنه تو پله ی 100 اومده باشه تو این سایت و خیلی سریع شده باشه 500

    ما حق نداریم خودمون رو با بقیه مقایسه کنیم و این یکی از مهمترین قانون هاست تو این مسیر ، که اگه دچار مقایسه نتایج بشیم و حساب و کتاب کنیم خیلی نابود میشه عزت نفسمون و ناامیدی میاد سراغمون

    اما وقتی هر چند وقت یک بار بیایم چکاپ فرکانسی بنویسیم و کار کنیم رو خودمون و ذهنمون رو از بقیه بکشیم بیرون، هر 6 ماه که خودمون رو با قبلمون مقایسه میکنیم میبینیم که بهتر شدیم، هی بهتر هی بهتر هی بهتر

    و وقتی وضعیتمون رو مقایسه میکنیم با گذشتمون میبینیم که خیلی بهتر شدیم انصافا

    مشکل اینجاست که یادمون میره چی بودیم! واقعا درد بزرگیه که یادمون میره قبلا کجا بودیم…چقدر از لحاظ احساس خوب بهتر شدیم، چقدر اعتماد به نفسمون بالاتر رفته، چقدر همه چی بهتر شده

    اما فکر میکنیم هیچ پیشرفتی نکردیم… و برامون عادی میشه، عادی شدن بسیار خطرناکه، فکر میکنیم چیزی که الان هست طبیعیه که باشه!!

    خود شما استاد مدت بسیار زیادی کار میکردید رو خودتون و خیلی هم حالتون خوب بود، بشدت امیدوار بودید، سپاسگزار تر بودید، اعتماد به نفستون بیشتر شده بود و سلامتیتون عالی شده بود، اما از لحاظ مالی و ظاهری هیچ نتیجه ی خاصی نگرفته بودید

    حالا یکی که شمارو میدید اونموقع میگفت که خب تو اصلا نتیجه نگرفتی!!! اما درون شمارو نمیدید

    اصلا یجوری شده بین ماها که نتیجه رو ماشین مدل بالا میبینیم! نتیجه رو خونه 10 میلیاردی میبینیم، معیار هامون وحشتناک اشتباهه و این مورد واقعا خطرناکه برای کسی که داره کارمیکنه رو خودش، خیلی خطرناکه اگه دچار این حالت بشه

    و مثل راه رفتن رو لبه ی پرتگاهه، اگه دچار این موضوع بشیم و اصل قوانین یامون بره خیلی ضربه میخوریم

    باید همیشه خودمون رو با گذشتمون مقایسه کنیم، باید فراوانی خدارو باور کنیم، باید از لحظه لذت ببریم، مقصدی وجود نداره جز اینکه حالمون خوب باشه، تنها مقصد و هدف این دنیا حال خوبه و پاداش حال خوب اهدافیه که میرسیم بهش، نبااااید خودمون رو مقایسه کنیم با هیچکس تو دنیا…باید لذت ببریم، باید گذشتمون رو به خودمون یاداوری کنیم که اصلا من کی بودم؟ کجا بودم؟ اعتماد به نفسم چی بود؟

    حتی ممکنه تا مدت ها از لحاظ مالی به چیزی نرسیم اما بک کار داره درست میشه، داره بنیان زندگیمون و شخصیتمون ساخته میشه، داره سلامتیه بیشتر میشه و اصلا ما مریض نشدیم سالهاست…اعتماد به نفس خیلی بالاتر رفته…آرامش خیلی بیشتر شده…حس خوب خیلی بیشتر شده…امید به آیندمون خیلی خیلی بیشتر شده…توکلمون خیلی بیشتر شده…اما خیلی ها از جمله خودم خیلی موقع ها نمیبینیم اینارو و همش مقایسه میکنیم خودمون رو و تکامل رو یادمون میره و درنتیجه حس و حال دیر شد و عقب موندم و بدو بدو میاد سراغمون و بدبختی ها شروع میشه

    خیلی مهمه این موضوع که تکامل باید طی بشه، و معنی این جمله این نیست که ما یه مدت زیادی حالمون بد باشه و بعد برسیم به هدفمون و بعد حالمون خوب باشه، نه

    ما از همون اول حالمون خوبه و لذت میبریم وزندگی رو زندگی میکنیم، و انگیزه داریم، روحیه بالاتری داریم، اصل زندگی اینه…تمام زندگی اینه، اصلا هدف ها برای اینکه این حس و حال رو ایجاد کنه وجود دارن

    فکر میکنیم که نشستن تو فلان ماشین یا بودن تو فلان خونه یا داشتن فلان موتور خفن باعث میشه احساس آرامش کنیم! اصلا اینطور نیست و به محض اینکه به چیزی برسیم خیلی سریع برامون عادی میشه و اصلا باعث نمیشه احساسمون تغییر کنه

    این موضوع بسیار اساسیه

    یکی دیگه از دلایل طی نکردن تکامل اینه که خب واقعا شاید فکر میکنیم که ثروتمند ها خیلی سریع به اینجا رسیدن و بیل گیتس یهویی ثروتمند شده و یا استاد عباسمنش یهویی شده این

    بنظر من مهمترین دلایل عزت نفس و باور به عدم فراوانیه و اینکه طبیعت و دنیارو نگاه نمیکنیم هست

    درخت ها ، خورشید، زمین، خلقت، رشد انسان از کودکی، یادگیری زبان، ساخت یک ساختمون و همه چیز در این جهان باید تکاملش رو طی کنه و اگه اینارو ببینیم و به خودمون بگیم دیگه اشتباه کم تری میکنیم

    اما استاد بازم به نظر خودم دلیل اصلی ترش عزت نفسه که تکامل رعایت نمیشه، اون مقایسه کردنه، اون چشم و هم چشمی کردنه

    یعنی اگه عزت نفس رشد کنه به مقدار خوبی، ما تکامل رو هم خود به خود رعایت میکنیم…و حل میشه برامون

    اینکه سراغ سنگ بزرگ میریم خب تقریبا فقط برای نشون دادن و ثابت کردن به بقیست، برای اینکه بگیم ماهم بلدیم و ماهم تونستیم!

    این عزت نفس چیه که همه جا نبودنش حس میشه واقعا…

    یا از دیگر دلایل طی نکردن تکامل اینه که ما ندیدیم بکگراند اون طرف رو، اون تلاش های ذهنی مثلا برای استاد عباسمنش رو ما ندیدیم هیچوقت و نخواهیم دید، حالا شما میاید میگید استاد، اما چمیدونم بیل گیتس و امثال اون که نمیان بگن…

    ظاهربینی و اینکه ظواهر داستان رو میبینیم از مهمترین دلایلشه

    اینکه میگن باطن زندگی خودت رو با ظاهر زندگی بقیه مقایسه نکن شاید همین باشه دلیلش

    برای من که خیلی این موضوع پاشنه آشیله و واقعا مشکل دارم توش و کامنت گذاشتنامم بخاطر اینه که بیام بخونمشون دوباره

    باور به فراوانی هم بسیار بسیار مهمه تو موضوع تکامل

    اینکه ما میریم سراغ معامله ها و یا موقعیت های به ظاهر پولساز که همش فریب و دروغه، دلیلش اینه که به فراوانی خدا اعتقاد نداریم که آقا همیشه هست، اینجوری نیست الان باشه بعدا نباشه، همیشه فرصت برای ثروتمند شدن بیشتر و بیشتر میشه، همیشه موقعیت هست، تموم نمیشه چیزی، ثروت هر روز و هر روز داره بیشتر میشه

    استاد یه جا خونده بودم:

    فوربس: رشد انفجاری شمار میلیونرهای دلاری در ایران در سایه تحریم و “این بیماری”

    واقعا چطور میشه اینهمه میلیونر دلاری! نه میلیونر تومانی! به این سرعت و به قول فوربس به صورت انفجاری زیاد میشه؟

    این ثروت از کجا میاد واقعا؟

    این چیو نشون میده؟

    نشون میده که منبع بی نهایت خدا پاسخگوی همه هست

    مثلا 20 سال پیش کسی اگه 100 میلیون دلار داشت اولین ثروتمند جهان بود، اما الان اولین ثروتمندان جهان میلیارد دلاری هستن!!

    این ثروت از کجا میاد؟

    این یعنی هرچی پیش بریم فرصت های ثروتمند شدن و ثروت ساختن هر روز داره بیشتر میشه، هر روز این منبع بینهایت خدا داره بیشتر ثروت میده

    چیزی تموم نمیشه و فرصت ها تموم شدنی نیست

    همه چی به صورت توانی رشد میکنه

    فکر کن تو سایه ی این پندمیک و تحریم، یعنی تو بدترین شرایط اونم تو ایران، اینهمه میلیونر دلاری به وجود بیاد….

    این نشون میده همیشه همه چی هست و اصلا نباید طمع کرد و ترسید و عجله کرد برای چیزی، برای هیچ چیز عجله نباید کرد

    این طی کردن تکامل هم به معنی طول کشیدن و طی کردن زمان زیاد نیست

    اولش انرژی و زمان زیادی میبره، اما بعدش که افتاد روی دور خیی با سرعت زیاد جلو میره

    مثل یه ماشین که اولش باید هلش بدی ولی وقتی هل داری سرعتش رفته رفته زیاد و زیاد تر میشه و از 100 متر بر ساعت میرسه به 300 کیلومتر بر ساعت، و این نیازمند ادامه دادن و درک قانونه

    شاید یکی دیگه از دلایل رعایت نکردن تکامل اینه که فکر میکنیم تکامل یعنی طول کشیدن و دیر رسیدن، و بگیم که من حوصلشو ندارم و چه فایده دیر برسم!

    در صورتی که تکامل همراه با تصاعده و وقتی پیش بریم، همه چی باهم رشد میکنه و ضرب میشه باهم و به صورت توانی میره بالا ، 2 میشه 4، 4 میشه 8 ، 8 میشه 16 ، 16 میشه 32 ، 32 میشه 64، 64 میشه 128، 128 میشه 256

    یدونه یدونه یا چند تا چندتا نیست

    اگه یک سال 100 میلیون ساختیم، سال بعد میشه 300 میلیون، سال بعدش میشه 700 میلیون، سال بعدش میشه 1.2 میلیارد

    اینجوری نیست یک سال 100 میلیون، سال بعد 100 میلیون، سال سوم 100 میلیون

    قانون تکامل همراه با تصاعده، اما وقتی میفته رو تصاعد که اون پیک های اولیه رو گذرونده باشیم با انرژی و با امید و با رعایت قانون و حال خوب

    در طی این مسیر هم لذت بردیم و چیزی رو از دست ندادیم و وقتی با تکامل جلو میریم، همه چی آسون بدست میاد، نه با سختی

    پس عجله نکنیم، حساب نکنیم رو چیزی که نداریمش الان و فکر میکنیم بعدا خواهیم داشت، مقایسه نکنیم خودمون رو با بقیه، وام نگیریم، قرض نگیریم، هیچوقت دسته چک نداشته باشیم، به بقیه نگاه نکنیم، آروم باشیم و به خودمون و به گذشته ی خودمون نگاه کنیم و خودمون رو با گذشتمون مقایسه کنیم، هول و ولای دیر شد بدو بدو عجله کن سنت رفت بالا نداشته باشیم، از جایی که هستیم و چیزایی که داریم همین الان شروع کنیم، همیشه اولین قدم شرایطش مهیاست و امکاناتش وجود داره، فراوانی رو کار کنیم رو خودمون، همیشه همه چی به اندازه ی کافی هست، همیشه زمان هست، هیچوقت دیر نیست، هیچوقت چیزی تموم نمیشه، همیشه هست همیشه خواهد بود، فرصت ها همیشه وجود دارن به مقدار بینهایت، تو هر زمینه ای، از جمله ساخت ثروت، از جمله روابط، از جمله سلامتی و…

    آروم باشیم، لذت ببریم، تمرکزمون به خودمون باشه، لذت ببریم، و کاری به هیچکس نداشته باشیم و این احساس خوب باعث میشه خیلی سریع به همه چی برسیم به بهترین شکل و آسون ترین شکل و راحت ترین شکل و هدایتی ترین شکل و حال خوب ترین شکل

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: